کرج و ضرورت توجه دولت به مشکلات و تنگناهای توسعه شهری آن

از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری

کرج، یکی از بزرگترین کلان شهرهای معاصر ایران است،و عمر توسعه شهری طولانی ندارد . زیرا در زمان قاجاریه به شکل یک قصبه زیبا و در کنار پایتخت بود که مورد توجه شاهان قاجاریه قرار گرفت و یا هسته اولیه شهری آن در دوره پهلوی دوم گذاشته شد و امروزه هم بزرگترین تحولات شهری خود را در طی 38 ساله اخیر بخود دیده ویا توسط مقامات جمهوری اسلامی و برای سکنه آن فراهم آمده است . ولی این شهر امروزه در حال تبدیل شدن به یکی از بزرگترین کلان شهرهای ایران می باشد . ولی متاسفانه توسعه شهری ویا استانی آن بدون کارشناسی های سیاسی و یا اجتماعی ویا آمایش علمی جمعیت شناسانه لازم بوده است ویا صرفا بر اثر توصیه ها ویا سفارش های مهندسان و مشاوران و تازه فارغ التحصیل شده از دانشگاه ها می باشد که به مقامات جمهوری اسلامی آنرا توصیه کردند و بدون آنکه نگرش های عمیقی نسبت به عواقب اجتماعی توصیه های شهری خود داشته باشند و یا در مورد پیشنهاد ساخت و ساز خود داشته باشند . و نتیجتاً امروزه در توسعه شهری کرج، مشکلات فراوانی به دولت کنونی ایران و یابه دولت های آینده ایران به ارث رسیده است و یا در تداوم توسعه دادن و یا عدم توسعه دادن به روال قدیمی آن، به شهر کرج فراهم کرده اند.

و از آنجا که این مهندسان و یا مشاوران نوپا، دیدگاه های عمیق شهری نداشتند ویا به نقش یک شهر در توسعه کل کشور توجه نداشتند و یا در بحران سازی های توسعه بی رویه آن، نداشتند و یا به استدلال های جغرافیائی و یا پتانسیل شهری فراوان کرج توجه نداشتند که چگونه می تواند به تهران دوم تبدیل بشود ویا حتی استعدادش برای" توسعه شهری فورانی " هم بیشتر از تهران می باشد و لذا با توسعه مزبور نه تنها شهر پایتخت را با بحران جمعیتی ویا سیاسی مواجه می کنندوبلکه . توسعه شهری بی رویه خودکرج را بوجود آورده اند که امروزه کرج و یاتهران دو کلانشهر جداگانه و در کنار همدیگر نیستند  وبلکه با توصیه های غیر کارشناسانه آنها، ایران معاصر، دارای یک" پایتخت بزرگ " شده است  که مرزهای پایتختش، از ورامین تا هشتگرد کشیده شده و یاشهر بزرگی بطول حدود دویست کیلو متر  وبا جمعیتی به اندازه یک سوم جمعیت ایران  است که مهمترین بخش توسعه اش راهم در ناحیه غرب شهر دارد  ، که استعداد جغرافیائی خوبی دارد ،و یعنی در محدوده کرج انجام میدهد ولذا  سه معضل عمیق، برای سکنه خود کرج و یابرای شهر تهران فراهم آورده اند ویا در روندآبرسانی شهری فراهم آورده اند که اغلب آب آشامیدنی این دو شهر ایرانی از دو سد مهم سد کرج و یا سد طالقان در این ناحیه جغرافیائی تامین می گردد و بعلاوه" ارتباطات جاده ای میان پایتخت کشور" و شهرها و روستا های استان های شمال غربی ایران ویا شمال ایران ویا جنوب غربی ایران را از این ناحیه جغرافیائی بهم زده اند که جاده طولانی اتوبان غرب تهران و با چهار تقاطع جاده ای آن از وسط این کلان شهر جدید کرج  است ویابه چهار ناحیه اطرافش می گذرد ویا دائماً با ترافیک روبروست. و در ثالث هم با استقرار صنایع مهم ایران در چهار سوی این کلان شهر کرج می باشد، ولذا از نظر هوای شهری و یا آلودگی شهری نیز، دیگر بدون حل کردن معضل آلودگی هوای کرج، امکان حل کردن آلودگی شهری هوای تهران وجود ندارد . زیرا توصیه های غیر کارشناسی این نوع مهندسان ویا مشاوران جوان ایرانی، امروزه دولت را با تنگناهای عمیق در تداوم توسعه شهری کرج قرار داده است که، یک نوع بن بست دوگانه برای دولت کنونی ویا دولت های آینده ایران فراهم کرده اند، زیرا اگر به تداوم توسعه شهری کنونی آن نپردازند، آنگاه با توقعات سکنه جمعیتی کرج روبرومی باشد که دولت حقوق شهروندی آنان را ندیده گرفته است و یا نظیر 31 استان دیگر عدالت اداری را در موردآنان  رعایت نمی کند ویا به آنها خدمات اداری لازم و یا شهری لازم ویا امکانات فنی لازم را نمی دهد  ویا حقوق شهری آنها را نادیده می گیرد و اگرهم به این مسئله" توسعه دلخواه آنها "نیز اعتنا بکند، با" بن بست دوم" روبروست که باید به حل معضلات  بیشترشهری تهران اقدام نکند که قبل از کرج ،  ناحیه شهری بوده ویا پایتخت بوده است! و بعلاوه توسعه جمعیتی و یا روستائی نواحی دیگر ایران هم زیر پا گذاشته میشود . زیرا کرج به دلیل استعدادهای بالقوه ای که برای رشد سریع شهری اطرافش دارد ویا حتی استعدادش از شهر تهران  هم بیشتر می باشد . به سرعت جمعیت های شهری دیگر نقاط ایران و یا روستاهای اطرافش را می بلعد که زیاد تر از اطراف شهر تهران است و یا به دلیل زمین های هموارش ویا مرغوبی خاصی که دارد . حتی روستاهای جنوبی خود را به سرعت در هاضمه شهری خود بلعیده و یاباتصاحب مدیریت صنایع مهم جنبی اطرافش ،حتی نظام صنعتی گذشته ایران را دگرگون نموده و بعلاوه سه بحران مهم بدنبال خود دارد که مبنای" بحران آبرسانی "شهری است که در  این ناحیه بزرگ شده بوجود خواهد آمد و یا"بحران هوای شهری" این ناحیه بزرگ است  و یا" ارتباطات جاده ای  بحرانی" را برای سکنه خودش  ویاشهرهای دیگر ایران و در این ناحیه شهری  بزرگ "تولید می کند که مردم ایران، ساعتها در ترافیک بمانند ویا برای ورود به تهران پایتخت و یا به روستاهای اطرافش وشهرهای جنوبی وشرقی ایران فراهم می آورد که به این راحتی ها قابل حل شدن نیست. و در این باره به شکافتن معضلات توسعه آتی شهر مزبور خواهیم پرداخت و نخست لازم است که مختصری در مورد تاریخ اجتماعی- شهری و یا شهرسازی گذشته کرج توضیحاتی بدهم.

در منابع تاریخی مختلف ایران ،کرج  همواره بعنوان یک شهر سیاسی- اداری و تا دوران معاصر یاد نشده است ولذا اولین سند مکتوب تاریخی که ازاین" ناحیه جغرافیایی" ایران (نه ناحیه شهری)  وجود دارد ،شاید در ص 61 مرآت البلدان آمده باشد که به اهمیت جغرافیایی- قشلاقی آن ناحیه اشاره کرده است که مربوط به گرگین میلاد (حاکم محلی مازندران) می باشد که به نقل از تاریخ طبرستان اشاره می کند که وی که مرکزیت ییلاقی حکمرانی اش، درناحیه لاریجان مازندران بوده ولی برای قشلاق اش به" ناحیه کرج رود" رفت وآمد می کرد ویا تپه ای در کنار آن رود بود که عمارتی در آن تپه برای وی ساخته بودند.

ویامنبع دیگر، سندی است که در ص 220 نزهه القلوب حمدالله مستوفی و از دوره ایلخانی بدست آمده است که از"کرج رود" مزبوروباعنوان و کلمه (کرهرود ونه کرج رود) نام می برد و در این صفحه کتاب خود می نویسدکه : آب کرهرود از طالقان و قزوین بر می خیزد و در ولایت ساوجبلاغ چند نهر از او بر می دارند و ولایت" شهریار ری" اکثرابدان رود، مزروع است و در بهار فاضل آبش(فاضلابش) به مفازه، منتهی می شود و طولش 25 فرسنگ می باشد ( ماخذ:ص220 نزهه القلوب).

و لذا دراین منابع تاریخی ایران نیز، اشاره جغرافیایی به رود کرج شده است (ونه به شهر کرج) ویا چیزی در مورد پدیده شهری وجود ندارد و تا دوران صفویه هم ذکری از آن نمی شود .و همانطوری که در منابع تاریخی هم، بجای "کلمه تهران" فقط کلمه" ری "مکتوب می شد و از این رو اغلب کتب تاریخی دوره ایلخانی ویا تیموریان و یاقراقوینلوو... بجای" لفظ کرج" فقط از" قلعه شهریار" یاد کرده اند ویا نخستین باردر ص227 کتاب جامع تواریخ دوره ایلخانی از" قصبه شهریار" یاد شده است و بعلاوه در کتب مطلع سعدین ویا ظفرنامه یزدی. ویا خلدبرین دوره تیموریان هم ،فقط از" قلعه شهریار" یاد شده است که در جنوب کرج واقع بود و از "آبیاری کرج رود "استفاده می کرد . و تنها نخستین بار در دوره صفویه و از کرج رود  ودر منابع تاریخی  این دوره وبعنوان یک" ناحیه آبادی گونه" یاد شده است که در ص 211 کتاب عالم آرا عباسی می باشد که احتمال داردکه بخاطر ساخته شدن کاروانسرای شاه عباسی درجنب این" ناحیه کرهرود" باشد و یا بخاطر "پل صفویه آن" باشد و بعد از تاسیس این کاروانسرا ی کرج ساوجبلاغ یاد می شود ویا کتاب خلاصه التواریخ  این دوره تاریخی هم از" لفظ کرج ساوجبلاغ" در ص 386 یاد می کند که نشان می دهد برای مردم آن دوره تاریخی ایران لفظ ساوجبلاغ، مهمتر از کلمه کرهرود و یاکرج رود بوده است و یا سفرنامه پیتر دلاواله در ص 288 خود از رودخانه کرج یاد می کند ویا نقل سفرنامه پولاک می باشد ولذا در دوره شاه عباس برای اتصال محصولات اصفهان به شهرهای آذربایجان ، گذر از پل صفوی کرج رود را لازم داشتند که بر روی رودخانه خروشان آن رود ساخته می شدکه آبش افزونتر از امروز بود و یا کاروانسرای شاه عباسی کنار آنرا که امروزه در میدان قدس کرج می باشد و با وسعت 6 هزار متر مربع وبا 21 حجره و چهار ایوانی ساخته شده بودند که در دوره قاجاریه به" پادگان قاجاریه" تبدیل می گردد . و نیز در دوره صفویه بارگاه امامزاده حسن کرج ،ساخته می شود و غیر از این دو  ویا سه  جنبه عمرانی  ویاارتباطات جاده ای، دیگر تا دوره قاجاریه ماخذی راجع به" ناحیه شهری کرج "دیده نمی شود و صرفاً در کتاب" خواجه  تاجدار"دوره زندیه است که از درگیری ذوالفقارخان افشار خمسه ای با لشکر آقامحمدخان در کنار رودخانه کرج ذکری به میان می آید . و احتمالا در این دوره تاریخی است که" افشارهای ساوجبلاغ کرج ونظر آباد، از بقیه اقوام افشارهای ایران جدا شده و به قوم قاجاریه مزبور می پیوندند ویا جهت کمک به آقامحمدخان می آیند ویادر جنگ کنار این رودخانه به او کمک میکنند وسپس افشار های تهران، موقعیت لازم به دست می آورند و احتمالا به خاطر کمک نظامی آن اقوام ساوجبلاغ بود که ناحیه کرج مورد توجه نظامی قاجاریه می گردد ویا سعی می کنند که کنار رود مزبور، یک" پادگان محافظ تهران بسازند" ویا باتصدی یکی از فرزندان فتحعلیشاه در آن ناحیه جغرافیایی بوجود آورند . و قلعه سلیمانیه کرج که امروزه در داخل خوابگاه دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در کرج می باشد،نخستین ساخت و ساز شهری دوره فتحعلیشاه قاجار در این ناحیه جغرافیایی ایران می باشد و صفحه 35 کتاب" تذکره خاوری" در این باره می نویسد که :

 قلعه سلیمانیه با عمارات و باغات ملوکانه در کنار رودخانه کرج در هفت فرسنگی دارالخلافه تهران از مستحدثات شاهشاه زمان است. و با ساخته شدن این قصر قاجاری در کنار رودخانه کرج بود که ذکر نام کرج در اسناد تاریخی دوره قاجاریه افزایش می یابد و بعد از" تذکره خاوری" هم اکثر سفرنامه نویسان این دوره تاریخی، از قصر کرج نامبرده اند که شامل ص 632 کتاب سفری به دربار سلطان صاحب قران است و یا ص 302 و 303 کتاب سفرنامه کارلا سرنا است و یا ص 82 و 92 سفرنامه اورسل است و یا ص 117 خاطرات ملک آرا است و یا ص 13" سفرنامه فراهانی " است و یا ص 108 کتاب المآثر و آلاثار می باشد که از ایجاد ابنیه در عمارت ییلاقی کرج نام می برد و یا صفحات مختلف ناسخ التواریخ و از جمله در ص 221- 540 و 557 و غیره این کتاب است که از سلیمان میرزا فرزند فتحعلی شاه  سلیمانیه در کرج نام می برد و یا در صفحات مختلف کتاب منتظم ناصری است که از" عمارت سلطانی" در کرج نام می برد و یا صفحات 221- 427 – 428 کتاب اکسیرالتواریخ است که از عمارت سلیمانیه کرج نام می برد و یا ص 198 و 451 و 454 کتاب رهبران مشروطه ابراهیم صفائی است که از آن نام می برد و یا ص 870 مرآت البلدان  است که از ملاقات فرستاده امپراطور روس با نمایندگان فتحعلی شاه در قصر سلیمانیه کرج نام می برد . و یا صفحات دیگر مرات البلدان است و یا ص 506 و 559 کتاب تاریخ ذوالقرنین است و یا ص 99 کتاب" سه سال در دربار ایران دکتر فوریه است که در دوره ناصرالدین شاه از قصر سلیمانیه کرج در ص 292 و از آثار تماشائی کرج و پل کرج و دکان های خربزه و هندوانه فروشی در اطراف رودخانه کرج نام می برد و در ص 285 آن کتاب هم از کاروانسرای جنب کرج نامبرده است ویا از رشد مرداب در اطراف نهر کرج نام برده است و یابرخی از  صفحات 29 الی 35کتاب سفرنامه سیف الدوله در باره کرج است .

 و مهمترین گزارش اجتماعی از آبادی کرج هم در دوره قاجاریه و در ص 75 سفرنامه میرزا صالح ذکر می شود که می نویسد : شاه را یک پسر است که سلیمان نام و خاطر او، در پیش شاه ،تعلق دارد . و در این اوقات قلعه ای بنا کرده است و در شش فرسخی طهران و در کنار، آب کرج و" قلعه مذکور شهری" است که دور تا دور آن یک فرسخ است و موسوم به سلیمانیه و بازار  و دکاکین و مسجد و حمام و کاروانسرا به جهت آن درست کرده است و حال در کارند و اخراجات آن را نود هزار تومان برآورد کرده اند و شاه از خزانه وجه مذکور را می دهد.

 واز گزارش مذکور تاریخی که در همان ایام دوره فتحعلی شاه است بر می آید که "هسته اولیه قصبه دولتی کرج"  دردوره قاجاریه، این قلعه بود که با مساحت یک فرسخی اطراف آن قلعه است که برای برآوردن نیازهای سکنه قلعه اش، هم حمام ویا بازار دولتی و یا کاروانسرا و دیگر ملزومات در درون آن قلعه ایجاد می گردد . و قصری هم در درون آن قلعه ساخته بودند که به نام" قصر سلیمانیه" نامیده  میشد که اکنون بقایایش در دوره ی معاصرخوابگاه دانشکده کشاورزی شده است و یا ص 607 کتاب" روزنامه خاطرات عین السلطنه -جلد اول " به نقاشی های زیبای این قصر اشاره می کند و یا ص 6451 آن کتاب به این نکته اشاره می کند که عمارت سلیمانیه کرج برخی از اوقات بصورت عمارت سلام.ییلاقی در می آمد.

 و احتمالا از این دوره تاریخی است که باغات زیبای کرج به "تیول فراشخانه دربار قاجاریه" در می آید که ص 609 روزنامه خاطرات عین السلطنه- جلد اول به آن اشاره می کند ویا مکتوبات دیگر تاریخ نیز به خالصه بودن برخی از اراضی کرج و حصارک وکمالشهر و اطراف آن اشاره دارد و از جمله ص 222 کتاب" خاطرات امین لشکر" است که می نویسد: حصارک کرج خالصه دولت قاجاریه است و به غیر از این قلعه سلیمانیه و از محوطه محدود اطرافش که به نیازمندی های تجاری اطرافش ،پاسخ بدهد، دیگر در آن دوره تاریخی قاجاریه، اسناد مهمی در مورد تاسیسات شهری و یا شهرسازی کرج، دوره قاجاریه دیده نمی شود و فقط برخی اشاره ها، صرفا به جنبه جغرافیائی ویاگذرگاهی کرج نگاه دارد ویا به ذکر برخی از آبادی های اطراف آن اشاره دارد و از جمله ص 151 کتاب" خاطرات دیوان  بیگی "است که" کاروانسرای خاکی" ویا "کاروانسرای سنگی "اطراف کرج را ذکر می کندو یا برخی از اسناد تاریخی هم به ذکر قنات حصارک کرج نیز در ص 218 کتاب" رسائل اعتماد السلطنه" اشاره می کند و یا ص 554 و 555 کتاب جغرافیای تاریخی تهران به قنات امین الملکی کرج و یا در صفحات مختلف الماثر و آلاثار که به نهرهای که منشا  اش از کرج رود بود اشاره می کند و یا ص 59 کتاب "ایران در یک قرن پیش" از جاده پرگل و سنگ کرج در زمان قرارداد ترکمانچای یاد می کند و یا برخی از منابع تاریخی دوره قاجاریه هم از" مهمانخانه حصارک" و" مهمانخانه دولتی و بیرون کرج"  ویادر اطراف کرج یاد می کند و یا ص 5768 و 7735 کتاب روزنامه خاطرات عین السلطنه از" مهمانخانه حصارک کرج" و "مهمانخانه شرق کرج" یاد می کند و یا ص 301 و 302 و 331 از"چمن کمال آباد کرج" یاد می کند که نشان می دهد که در دوره قاجاریه، "کمال شهر کنونی کرج "بجای آپارتمان هایش تنها یک" چمن طبیعی" بود و یا ص 28 سفرنامه ملکه از" چپرخانه حصارک کرج" و صفحات مختلف کتاب احتشام السلطنه و یا درکتاب" ایران و قضیه ایران (ص75) یاد می شود و یا از" آبادی زراعی حصارک کرج" یاد می شود و یا در صفحات 49- 70 و 376 "سفرنامه ظهیرالدوله" از این ناحیه شهری و به عنوان" آبادی زراعی حصارک" یاد می کند و یا در ص 1874 کتاب" مرات البلدان" از آبادی "کلاک کرج" و غیره یاد می کند که امروزه جزو محدوده شهری شده اند و بقیه گزارشات اجتماعی دوره قاجاریه هم اغلب یا  مربوط به پل کرج است و یا مربوط به "کرج رود" می باشد که از جمله ص 7768" روزنامه خاطرات عین السلطنه"است و یا اشاره به کرج رود در صفحات 362 و 455 کتاب" فهرس التواریخ" است و با اشاره به کرج رود در صفحات 52- 395 کتاب شرح زندگانی من.- جلد اول عبدالله مستوفی است و یا اشاره به "پل کرج" در ص 318 کتاب" زندگی نامه عبدالحسین میرزافرمانفرما - جلد اول است و یا اشاره به" رودخانه کرج "در صفحات 442 و 579 و 699 کتاب" تاریخ ذوالقرنین" است و یا اشاره به رودخانه کرج در صفحات 409- 377 سفرنامه طهیرالدوله است و یا در صفحات 61- 876 مرآت البلدان است و یادر ص 55" سفرنامه مکه" و یا ص 174 رسائل اعتماد السلطنه و یادر ص 1504 کتاب" منتظم ناصری" است و یا صفحات 201- 205 سه سال در دربار ایران دکتر فوریه است که اشاره به "پل کرج" و در ص 409 همین کتاب می کند و یا اشاره به پل کرج ودر صفحات 21 کتاب" خاطرات بصیرالملک" می شود و یا اشاره به کرج رود در صفحات 412- 413- 499 "سفرنامه جکسن " است و یا به رودخانه کرج در ص 9 6کتاب الماثر و آلثار اشاره میشود و یا به "رود کرج" در صفحات 22-26-281" سفرنامه سیف الدوله"می شود و یا اشاره به پل کرج و رودخانه کرج در سفرنامه فراهانی و یا اشاره به پل کرج در صفحات 313-353-365-" واقعیات اتفاقیه در روزگار" اشاره می شود و یا اشاره به کرج در ص 75 کتاب" منتخب التواریخ" است و یا در ص 221 و 427 کتاب اکسیرالتواریخ است ولی اسنادی راجع به رشد شهری کرج و یا" تحولات مهم این ناحیه جغرافایی" و در سرتاسر  دوره قاجاریه دیده نمی شود و تنها یک حمام تاریخی و نیز در" محله مصباحی کرج "از دوره قاجاریه وجود دارد و نشان می دهد که" تحولات شهری کرج "تنها از دوره پهلوی اول آغاز می شود وتا قبل از آن در دوره تاریخی، تنها یک قلعه نظامی زیبا و یا قصر درون آن درکنار "کرج رود بود" که برخی وسایل ویا مایحتاج سکنه  آن قلعه ویاکاروانها را تامین میکرد.

 و خود سفرنامه ناصرالدین شاه هم به فرنگستان که از کرج می گذشت، گزارش مهمی از "تاسیسات شهری کرج" ندارد و تنها ص 8319 کتاب روضه الصفای ناصری اشاره د ارد که جهت جبران کمبود آب شهری تهران، حکم سلطانی (محمدشاه قاجار) شد که به حاجی میرزا آقاسی. دستور داد تا از رود کرج به شهر تهران آب بیاورد و یا از هفت فرسنگی مسافت مزبور نهری بریده شده و آب آن رود کرج را به شهر تهران جاری بسازند و یا مهندسین آاگاه و مهماران آن دوره تاریخی (16000 تومان) بابت آن هزینه بکنند و یا ص 32 "کتاب امیرکبیر و تهران" نیز می نویسد که: امیرکبیر نیز تصمیم گرفت که آب شهر کرج را هر ده روز یک بار به "همه محله های پایتخت "جاری  بسازند و یاحوض خانه ها وگودیهای خانه خود را پر از آب بکنند و در این مورد. یک" تقسیم نامه آب شهری در محلات تهران" هم بعنوان نخست وزیر این دوره تاریخی قاجاریه تنظیم نمود. که امروزه با تصممیات غلط برخی از پرسنل وزارت نیرو ممکن است که روند آبیاری شهری دو شهر مهم کرج ویا تهران معاصر به تنگنا بیفتد زیرا هردو سکنه شهری کرج وتهران به آن آبرسانی شهری نیاز دارند  که با روندتبدیل. کردن سریع روستاها اطراف کرج به محله شهری  ویا به انواع برج سازیها  و  یا با تبدیل شدن اطراف سد طالقان به ساخت وساز های غیر حساب شده، ممکن است که این معضل شهری آبرسانی بوجود آید ویا ممکن است که به وضع آبرسانی زاینده رود اصفهان تبدیل بشود . که هر دو شهر را با" تنگنا ی آبرسانی"روبرو بکند . و یا درروند تبدیل کردن کرج ازشکل" یک قصبه زیبای دوره قاجاریه" به یک "کلان شهر امروزی" که بزرگترین تحول شهر سازیهای معاصر می باشد و در 38 سال معاصر اتفاق افتاده است، زیرا به نقل ص 657- 659 کتاب" ایران در اشتغال متفقین" .حتی در" پایان حکومت رضاشاه هم، کرج" تنها یک" مرکز بخشداری" بوده و به همین دلیل هم صفحات کتاب مزبورو در سال 1320 شمسی از" فروغی "بعنوان" بخشدار کرج" یاد میکند ویا سند مزبور نشان می دهد که در طی 75 سال معاصر می باشد که شهر کرج از" مرکزیت بخشداری" به یک" مرکز استان مهم "تبدیل شده است وآنهم چسبیده به پایتخت ایران و یا بدون کارشناسی های سیاسی- اجتماعی و شهرسازی لازم تبدیل شده است که بزرگترین تغییرات شهرسازی وآنهم در 38 ساله معاصر را بخود دیده است ویا با توصیه های غیر کارشناسی. برخی از مهندسان بی تجربه ایرانی ، به مقامات دولتی بوده است و با به دلیل چند" اشتباه استراتژیک دیگر" بوده است که در ایام "دولت های سابق قاجاریه وپهلوی" اتفاق افتاد که در تبدیل آن قصبه  به یک  کلانشهر بزرگ ایران رخ داده است و یکی از آن اشتباهات مهم درآن دوره می باشد که ص 351 کتاب" مرات الوقایع مظفری" به آن نکته اشاره می کند که به دلیل نیاز صنایع مهم ویاتاسیس اش به" آب رودخانه کرج" در سال 1316 هجری ،کمپانی های آلمانی،امتیاز تاسیس صنایع در اطراف کرج را از" شاه قاجاریه" گرفتند و لذا این ص کتاب مزبور می نویسدکه در سال 1316 امتیاز کرج در شش فرسخی تهران ودر راه قزوین است که به کمپانیهای آلمانی داده شد که در آن جا که "رودخانه بزرگ"جریان دارد تا کارخانه هایشان را بنا بنمایند و با این روند مزبور است که در سال های بعدی دوره پهلوی هم بزرگترین صنایع ایران در جاده مخصوص. تهران- کرج ایجاد میشود و سپس روند طراحی صنایع نظرآباد کرج و یا هشتگرد و یاآبیک و غیره هم در ناحیه غربی کرج است و یا"اشتباه استراتژیک شهری سوم ". ایجاد"کاخ مروارید شمس پهلوی در" مهردشت  ومهر شهرکرج   بود که  دردوره پهلوی ساخته می شود و باعث میشود، تا اغلب روسای صنایع اطراف کرج و یا کارخانه داران و یا مهندسان آنهاو یا روسای شرکت های زراعی مهم  اطراف کرج هم که بجای استقرار درخود" محله های اعیانی تهران "محله زیبای کنار قصرشمس پهلوی را ترجیح بدهند ویا به ساخت و ساز آپارتمانهای زیبای مهر شهر ویا گوهر شهر وغیره منجر بشوند و یا بهانه مهاجرت تعداد زیادی از روستائیان  مختلف ایران به شهرکرج بشوند که در دوره پهلوی حلبی آباد های همان کرج را ساختند ویا در دوره جمهوری اسلامی هم با فقدان آگاهی اجتماعی شهرداران و یا کارشناسان وزارت مسکن وشهر سازی ویا با فشارهای سیاسی وچانه زنیها ویا امتیاز گیری از مقامات ویا از نمایندگان محلی شهر وشهردار وغیره  ،امتیاز تاسیس استانداری مسقل از پایتخت هم  از دولت دهم نیز گرفته شد و لذا از" مرحله بخشداری تهران.".. به" مرحله استانداری مهم  ومستقل" تبدیل بشود که ادارات متعددی نیز در آن مکان جغرافیایی دایر بشود و یا بودجه های اداری جدیدی برای آن دوایرخواسته شود  وتنهاباتکیه. بر کمبودهای سابق شهری  ویاصرفا با تکیه صرف به میزان رشد جمعیت معاصرش( ونه با تکیه به معیارهای دیگر منطقه  ای مزبور که که تشکیل همه استانداریهای دیگر ایران، صرفا در رابطه با این معیار اجتماعی بوده ونه متکی به میزان  و یامعیارجمعیت آن استانها )  وآنهارا دائما از دولت بطلبند ولذا در طی 38 ساله معاصر هم، تعداد زیادی شهرک و یا آپارتمان سازی طولانی ، در آن ناحیه جغرافیایی انجام گرفته است ویا از میدان  آزادی تهران تا ...... هشتگرد ادامه دارد ولذا  توسعه  شهری تهران را در ناحیه غربی شهر مزبور رواج فرهنگی داده اند  وباعث میشود که هزاران  مهاجر روستایی وشهری جویای  کارو از تمامی نقاط ایران ترجیح بدهند که دراین شهر جدیدساز ایرانی، که امکاناتش فراوان تر از شهر تهران  است گردهم بیایند ویا به" نمونه ای از ایران کوچک" تبدیل بشود که از هر لهجه ایرانی در آن شهر گردهم آمده باشند و یا تقاضای تردد ومسکن و امکانات مختلف اداری ویا شهری و غیره را بطلبند ویا تقاطع ماشین های سواری اشان هم  با" اتوبان سراسری غرب ایران" هم رفت و آمد انواع ماشین ها ی بقیه مردم ایران را از ناحیه تهران و تا ناحیه هشتگرد را با بحران ترافیکی روبرو ساخته باشد و یا آلودگی هوای تهران را با تداوم آلودگی آن شهر بزرگ که از مرز ورامین وکهریزک جنب اش و تا مرز هشتگرد است راانبوه می کنند که باد ویا جریان های هوای مختلف نیز نتواند هوای سنگین تهران را در این مسافت طولانی هشتگرد - ورامین جابجا بکند و یا یک سوم(1/3) جمعیت هزاران شهر و یا روستای ایران را در این ناحیه جغرافیایی تجمع مکانی بدهد که بحران صنعتی ویا اقتصادی و آمایشی برای کل ایرانیان بوجود می آورد.

 و شاید" چهارمین اشتباه استراتژیک" ساخت و ساز شهری کرج هم به آن دلیل می باشد که نخستین مدرسه فلاحت ایران در سال 1303 هجری در" باغ سلیمانیه کرج" و در کنار قصر قاجاریه آن ساخته میشود که به نقل ص 7194 کتاب" روزنامه خاطرات عین السلطنه - جلد اول" که از مدرسه فلاحت کرج ویااز نمایش نخستین ماشین آلات جدیدکشاورزی عصر قاجاریه در سال 1303هجری و در آن باغ قاجاریه بحث می کند که تصمیم گرفتند که بخاطر استقرار" کشاورزی صنعتی "در اطراف کرج رودو برای  شکل گیری کشاورزی صنعتی جدید ایران، "هسته اولیه مدرسه فلاحت"را هم..در باغ کشاورزی مزبور بوجود آورند که در آن دوره تاریخی، بصوت دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران نبود و بلکه ابتدا و نخست" بصورت مدرسه فلاحت "بوده که بعدا بصورت" دبیرستان کشاورزی" و" مدرسه عالی کشاورزی کرج" در آمد و سپس بعد از جنگ دوم جهانی هم به صورت" دانشکده کشاورزی کرج" در آمد ویادر راستای صنعتی شدن کشاورزی ایران ، سد کرج ویا نهرهای آبیاری جدید حومه آنهم در اطراف  این مدرسه بوجود آمد و یا سرم سازی  حصارک کرج از زهر مارها ویا موسسه حصارک کرج و یا موسسه اصلاح نباتات وبذر. غیره نیز در این ناحیه استقرار یافت ویا به خاطر استعداد عمیق خاک های اطراف کرج و یابخاطر باغات مهم آن ناحیه، علاوه از استقرار صنایع مهم ایران در اطراف کرج ، شرکت های بزرگ زراعی – صنعتی نیز ترجیح دادند که در این ناحیه جغرافیایی ایران مستقر بشوند و یا "کارخانه قندسازی کرج" هم در دوره پهلوی اول و یا هنرستان قندسازی هم در کرج بوجود آمد و یا بنگاه دامپروری حیدر آباد کرج ویا تاسیس کارخانه پاستوریزه در آن ناحیه بود و  ویا ایجاد موسسه حفاظت خاک ویا ایجاد مرکز اندازه گیری آب نباتات  ویا ایجاد مزرعه نمایشی کاشت انواع نباتات ودرختان وباغ بوتانیک بود  ویا ایجاد کارخانه دام وطیور پارس و یا ایجاد مرغ مادر در ملارد کرج بود   ویاایجاد موسسه استاندارد کرج بود ویا آمدن برخی از اساتیددانشکده کشاورزی یوتای امریکائی و برای تکامل دروس نخستین دانشکده کشاورزی ایرانی به کرج و غیره وغیره، بودکه باعث شد تا امروزه این دو پتانسیل مهم صنعتی شدن و یا کشاورزی صنعتی  آن در کنار یکدیگر و بخاطر وجود آب" رودخانه کرج"باشد و یا به دلیل استعداد دهات جنوبی کرج ویا دهات زراعی ویا باغات پراز میوه شهریار در جنوب کرج باشد که، استعداد عمیقی درمتلاشی کردن آن روستاها ویا در تبدیل کردنش به محلات شهری را فراهم بیاورد و کرج معاصر را مستعدتر از شهر تهران ، برای رشد سریع شهری کرده است و فقدان اطلاعات علمی – اجتماعی ویامنطقه ای مشاوران وزارت مسکن و یا شهرسازی نیز آن را تشدید می کند. وبعلاوه باید افزود که جدا افتادن دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران در شهر کرج ، که از بقیه دانشکده هایش که در شهر تهران تجمع یافته بودند، جدا شده است و نظیرفلسفه جدا شدن دانشکده کشاورزی دانشگاه اهواز میباشد که در "آبادی ملاثانی شمال اهواز" قرار گرفته است . ولی این جداماندگی تشکیلاتی مزبور نباید مورد سوء استفاده شرکت های کشاورزی- صنعتی استان البرز قرار بگیرد که ساز توسعه کشاورزی جداگانه ای از کل کشور وبخاطر همجواری با آن دانشکده را بزنند.

 و بعلاوه منابع تاریخی مختلف نشان می دهد که برخی از امکنه جغرافیایی کرج و یا اطراف آن ناحیه در ایام جنگ جهانی اول و در دوره حکومت احمدشاه، بصورت مکان هائی برای استقرار طلایه ارتش روسیه در آمده بود و یا در جنگ دوم جهانی نیز چنین رویه ای وجود داشت و لذا" دولت قوام" و با فرقه دموکرات آذربایجان و جهت آتش بس خود در شهر کرج مذاکره کردند ویا همانطوری که اشاره کردم کرج تا پایان دولت رضاشاه پهلوی و بصورت یک" قصبه زیبای وابسته به شهر تهران" باقی مانده بود و اینکه کرج امروزه کلان شهر شده است ولی تا پایان دولت رضاشاه  هم هنوز قصبه بود . سخنی نیست که تنها اینجانب ادعا بکنم و بلکه اسناد تاریخی مندرج در صفحات 577 و 829 کتاب" انجمن های بلدی، تجار و اصناف دوره رضاشاه" آنرا گواه است که از این ناحیه جغرافیایی ایران و در سالهای1311 شمسی و یا در سال 1318 شمسی هم بعنوان" قصبه کرج" نام می برد و یا در اسناد و مکاتبات دولتی یاد می شود. و یا به نقل صفحات 657 و 659 کتاب ایران در اشغال متفقین است که از فروغی به نام" بخشدار شهردار کرج" یاد می کنند و لذا رضاشاه در دوره حکومت خود برای قصبه کرج نظیر محال شمیرانات تهران ، اتوبوس های دولتی ویا ماشین های مسافربری از تهران قرار داده بود ویا نرخ دولتی اتوبوس تعیین کرده بود که در" ایستگاه آب نمای کرج" مسافران آن را پیاده بکنند و یا به نقل ص 381 کتاب رفیع الملک که مشاور رضاشاه بود و بنگاه های حیدرآباد کرج را در ناحیه اطراف کرج دایر کرد و یا به نقل ص 545 کتاب" خاطرات و خطرات مخبرالسلطنه "که نخست وزیر رضاشاه بود . مدرسه فلاحت دوره قاجاریه را در همان باغ قاجاریه به" دبیرستان کشاورزی کرج" تبدیل کردند که بعد از جنگ جهانی دوم و در سال  1326 ش هم به سطح دانشکده کشاورزی ارتقا یافت و یا 7 نفر از اساتید دانشگاه کشاورزی یوتای آمریکا و برای تکامل دروس دانشجویانش به این دانشکده آمدند. و نیز در دوره رضاشاه و به نقل ص 380 کتاب رفیع الملک کارخانه قند کرج در این ناحیه جغرافیائی ایران دایر شد که در اراضی مستعد دهات مختلف کرج ، محصول چغندر قند خوب بعمل میآمد ولی  اکنون همه این نوع اراضی زراعی  مرغوب کرج، به آپارتمان های چند طبقه تبدیل شده اند و نیز کتاب" پیشگامان رشد" و یا کتب دیگر نیز به کارخانه قند کرج در این دوره رضاشاه اشاره می کنند که آلمانی ها طراح آن کارخانه بودند ویا هنرستانی نیز برای آموزش مهارت  به کارگران آن ساخته بودند و یا این نوع حضور آلمانی ها در صنایع ایران و یا درکرج و بر اساس توافقی بود که ص 351 کتاب مرآت الوقایع مظفری هم به آن اشاره می کند که چگونه کمپانی های آلمانی ها امتیاز دایر کردن کارخانه در کرج را از قاجاریه گرفتند و یا به دلیل آب مورد استفاده صنایع خوددر جنب کرج رود گرفته بودند و نیز به حضور آلمانی ها در کرج ویادر تهران، صفحات 134 و 138 کتاب" آلمانی ها در ایران" اولیورباست اشاره می کند و یا ص 526 کتاب "جنگ نفت بر روی شن های داغ" اشاره می کند  که اغلب شرکت های ایرانی در دوره رضاشاه دردست مهندسان آلمانی ها بود و نیز به نقل ص 256 کتاب "آثار تاریخی طهران" و یا کتب دیگر تاریخی ،آلمانی ها قرار بود که محل کارخانه ذوب آهن ایرانی را در "کرج دوره رضاشاه" بسازند ودر جاده و یادرمسیر خیابان فرعی که میدان اصل کرج را به طرف دانشکده کشاورزی کرج وصل می کرد بسازند  ویا در کنار رودخانه کرج دایر بکنند که به آب فراوانی نیاز داشت ولی خوشبختانه ذوب آهن مزبور در دوره رضاشاه و در کنار رودخانه کرج پا نگرفت و بلکه در ایام بعدی دولت پهلوی به کنار رودخانه زاینده رود انتقال داده شد. ولی بخش کشاورزی صنعتی ایران از نقش دبیرستان فلاحت کرج و درکنار رودخانه کرج،" تاثیرعمیق منطقه ای" را گرفت واز مدرسه فلاحتی که ص 272 کتاب گزارش های ایالات و ولایات عصر رضاشاهی به آن اشاره می کند . و به دنبالش صنایع دیگر کشاورزی و یا دامپروری نیز در حوزه کرج دایر شدندو از جمله ایجاد موسسه. حصارک کرج و یا تاسیس کارخانه شیر پاستوریزه در جاده کرج بود و یا ایجاد مدرسه حفاظت خاک در جاده کرج بود و یا به نقل اسناد وصفحات مختلف کتاب اصل چهار ترومن و از جمله صفحات 5147 و 812 آن کتاب، ایجاد مزرعه نمایشی کرج در سال 1337 ش که در کرج بوجود آمد و یا آمدن مشاوران کشاورزی از دانشگاه های آمریکا و برای راه اندازی ماشین آلات صنعتی کشاورزی ویا جهت آبیاری صنعتی جدیدبود و یاجهت اصلاح نژاد گیاهی و اصلاح بذر و غیره بودکه منجر به تاسیس موسسه اصلاح بذرونباتات در اطراف کرج شد و نیزمنجربه تاسیس شرکت خوراک دام پارس در جنب کرج شد و یابه ایجاد شرکت مرغ مادر در ملارد کرج شد و نیز طراحی مهندسی سد کرج در اطراف این شهربود و یاایجاد نهرکشی های کشاورزی- فنی آن برای اصلاح سیستم کشاورزی جدید در اطراف کرج بود و یا ایجاد و بهبود سیستم آبیاری های صنعتی و ایجاد مرکزی برای اندازه گیری بهینه آبیاری چغندر قند و علوفه های دیگر درناحیه کرج بود و نیز بهبود سیستم باغداری های اطراف کرج و شهریار بودکه امروزه میوه جات اصلاح نژادشده ویا باغات جدیدمیوه نتیجه این  نوع کارکردصنعتی سازی باغداری است و برای ایجاد خدمات مربوط به این نوع صنایع کشاورزی صنعتی هم مجبورشدند که تاسیسات درمانگاهی لازم را برای پرسنل فنی آنها ایجاد بکنند و لذا" اداره صحیه "دوه رضاشاهی کرج را تکامل داده و بر اساس اسناد ویا صفحات 477 و 481 و 797 کتاب اسناد اصل چهارترومن، بیمارستان کرج و یا مدرسه پرستاری و یا آموزشگاه حرفه ای را در کرج بوجود آوردند و یا کتاب" پشت پرده تخت طاووس" هم به مرکز نگهداری اطفال و غیره اشاره می کند . و نیز شهربانی و دادسرای کرج نیز در دوره پهلوی دوم شکل گرفت و پادگان نیز در آن شهر ساخته شد و اداره پیشاهنگی هم جلوتر از هم استانها و جهت خدمات رسانی به صنایع کرج و در ایام پهلوی.دوم شکل گرفت وامروزه محله پیشاهنگی اش مشهور است و بعلاوه همانطوری که اصل چهار تروین اذعان دارد که باعث شکل گیری تعداد معدودی از سازمان برنامه و بودجه های مراکز استان های مختلف ایران هم شد که از 31 استان  امروزی، تنهاچند استان های مهم ایران را در بر می گرفت که شامل سازمان برنامه مشهد و یا اهواز و رشت و تبریز و شیراز و اصفهان و زاهدان و بابلسردر مازندران بود و اما سازمان برنامه تهران هم که در سال های 36-1335 عملا ساختمان هایش شکل گرفته بودند ولی سازمان برنامه و بودجه تهران اختصاص به اداره مرکزی  سایراستان های مختلف ایران داشت و بلکه سازمان برنامه و بودجه خوداستان تهران وبجای خود تهران به "ساماندهی صنایع کرج" می پرداخت و عملا خود استان تهران، نظیر مشهد ویا تبریزنبود و بلکه "فاقد سازمان برنامه و بودجه استانی "بود . واین امر بخاطر اهمیت صنعتی اطراف کرج بود ویا تاسیس صنایع مهم ایران هم طوری طراحی خاص شده بود که اکثر صنایع مهم ایران ودر این ناحیه جغرافیایی ایران، تاسیس بشوند ونگاهی به اسامی برخی از راه اندازان آن صنعت و در صفحات 130-129 کتاب معماران تباهی جلد 5مسئله را روشن میکند. و نیز در این دوره تاریخی پهلوی دوم، چند محله مهم شهر کرج هم شکل گرفتند که بصورت مجتمعی از خانه های ویلائی ویا شیک طراحی شده بودند که در دوره پهلوی دوم، محله های شهری جالبی شده بودند و در قلب آن محله شهری مهر شهرکرج هم ،." قصر مروارید شمس پهلوی" قرار داشت که زمین های این کاخ نیز جزو مهریه شمس پهلوی بود که باپهلبد ازدواج کرده بود و این "کاخ مروارید کرج" که جایگزین "کاخ سلیمانیه قاجاریه کرج" شده بود و بعدها، تحولات شهرسازیهای زیاد و یا آپارتمان سازی زیادی را در کرج بوجود آورد و یا تاثیر پس لرزه های آن کاخ بودکه با دو هزار و 700 متر مربع محوطه اصلی اش و یابا 30 هکتار اراضی و باغات اطرافش که دریاچه زیبایی و یا مبلمان خاصی هم داشت و بنیاد معماری رایت،  هم ساخت و ساز آن را هم بعهده گرفته بود ویا احتمالا بخاطر مهریه شمس پهلوی هم" محله شهری مزبو" را هم بعدا" مهر شهر کرج" نامیدند. و یا ناحیه مهردشت کرج نامیدند و باعث شد که طبقات اعیان و یا صاحبان صنایع و یا مهندسان صنایع مزبورهم و یاا قشار مرفه دیگر مهاجر به صنایع کرج هم در آن ناحیه شهری سکونت بگیرند و یا باعث شکل گیری شاهدشت کرج شد و بعدا به تاسیس انواع شهرک های سیمین دشت و یا گلدشت و مشکین دشت و گوهردشت و خرمدشت و ماهدشت و غیره کرج گردید. و نیز در همین ایام تاریخی سال های 1330 الی 1345 شمسی بود که اغلب باغات اطراف کرج را که نعیمی (پدر زن خسروانی در دولت پهلوی) خریده بود و یا به عبارت دیگر از" بقایای خاندان قاجاریه" خریده بود که در دوره قاجاریه جزو خالصه جات دولتی قاجاریه بودند و کم کم جمعه ها باغات کرج، محلی برای تفریح و یا تفرج گاه مردم تهران شد که با اتوبوس های دماغدار بنزدر دوره تاریخی پهلوی و در روزهای جمعه به باغات اطراف کرج می آمدند و تا غروب دسته جمعی در آن باغات تفرج می کردند و غروب هم به تهران بر می گشتند ویا از هوای خنک و ملایم کرج و یااز باغات سرسبز آن لذت می بردند که متاسفانه امروزه به آسمان پر از دود کرج تبدیل شده است و املاک مزبور ،بعد از انقلاب ایران و در اطراف مهرشهر و غیره جزو بنیاد مستضعفان شده است و یا به بخش خصوصی فروخته شده است و نیز به نقل ص 126 کتاب" فساد رژیم پهلوی" در این دوره تاریخی – بزرگراه تهران کرج ساخته شد و یا انواع کارخانجات ریسندگی و بافندگی در اطراف کرج ،شکل گرفتند که در صفحات 123 و 175 آن کتاب به مسائل صنایع مزبور اشاره شده است و یا به نقل ص 114 کتاب" تکنوکراسی وسیاست گذاری در اقتصادایران و صنایع عصر پهلوی و صفحات دیگرش  که می نویسد:کارخانجات ایران در سرتاسر جاده تهران- کرج انبوه شدند و یا به نقل صفحات 175 الی 187 کتاب" پیشگامان رشد " که می نویسد : برادران خیامی مهمترین تاسیسات ماشین سازی و یا اتوبوس سازی ایرانیان ویاایران ناسیونال و پیکان را در اطراف کرج بوجود آوردند و یا هنرستان برای آموزش کارگران فنی آن ساختند . و یا به نقل ص 187 کتاب" بهائیان در عصر پهلوی "کارخانه ارج کرج و غیره در این ناحیه کرج تاسیس شد و یا به نقل ص 132 کتاب" موقعیت تجار و صاحبان صنایع ایران در عصر پهلوی  که مینویسد:"کارخانه ری- او -.واک..( قوه باطری کوچک عصرپهلوی. وجهت استفاده در رادیو یادروسایل خانگی روستهای فاقد برق)و در اندازه های مختلف تولیدیودر سه سایز بزرگ و کوچک وِیا متوسط ویا دیگر صنایع جنبی در جاده مخصوص کرج دایر گردید و نیز بسیاری از" شرکت های داروئی" و یا چاپخانه های مهم ایران و یا صنایع پلاستیک سازی ومواد شوینده نیز در اطراف کرج مستقر شدند و نیز به دلایل وجود همین صنایع  بود که به نقل ص 114 کتاب تکنوکراسی و سیاست گذاری در اقتصاد ایران، موسسه استاندارد ایران نیز در کرج دایر شد و بعلاوه برای تامین دبیران مورد نیازمدارس کرج و ساوجبلاغ و یا جهت مدارس حصارک کرج و غیره که بتوانند به تربیت دانش آموزان ماهر و یا فنی برای صنایع مزبور عمل بکنند. علاوه از وجود دانشسرایعالی تهران، یک دانشسرای عالی دیگر هم و به نام" دانشسرای عالی حصارک کرج" در این ناحیه جغرافیایی ایران دایر کردند . و بعد از انقلاب نیز دانشگاه خوارزمی و یا دانشگاه پیام نور کرج ویا دانشگاه آزاد و موسسات غیرانتفاعی دیگر هم در کرج دایر گردیدند ولی به دلیل کسب مقام استانی خود و در دوره دولت قبلی هم ممکن است که دولت را تحت فشار بگذارند که دانشگاه شریف و یا خواجه نصیر و یا علم و صنعت را هم به آن ناحیه بکوچانند !! و نیز غیر از تاسیس هنرستانهای قند و یا هنرستان کارخانه ناسیونال و بعدهاهم هنرستان دخترانه 17 شهریور نیز در کرج ساخته شد و یا دبیرستان دخترانه معروف شرافت ویا دیگر دبیرستان هایش و یاساخت برخی از دبیرستان های پسرانه مهمش، نظیر. دبیرستان شهدا کرج وغیره... .

 آری با وقوع انقلاب، دشت های سبز ویا حاصلخیز کرج و یا باغات سبز آندگرگون شد و یا هوای خنکش که مورد رشک. رضاشاه بود که نمی دانست که آیا در کرج قصر بسازد و یا در سعدآباد شمیران؟و به یکباره دگرگون شدند و لذادرختان ویا باغات آن ناحیه بریده شدند ویا به آپارتمان سازی تبدیل گردیدند و یا هوای خنک و ملایم کرج به آسمان دود آلود کرج ویا اتوبان کرج- تهران به خیابان شلوغ و طولانی ودورو دراز وسط شهر کرج تبدیل گردیدند و یا به برج های آسمان خراش مختلف که  تا هشتگرد ادامه دارد . وبعلاوه همه مردم ایران هم خواهان مهاجرت به شهر کرج هستند که دق دلی به تهران پایتخت بدهند.

 شهری که قبلا دشت های حاصلخیز داشت و به نامهای ، دشت های مهردشت و یاگوهردشت و مشکین دشت و زیبادشت و سیمین دشت و یا ماهدشت و یا شاهدشت وصفادشت بود و یا دره های زیبا که نظیر گرمدره و غیره بود و یا قطار دو خطه اش و یا کوهها های بلند علم کوه و طالقان در بالای سر کرج بود که سرتاسر مسیر کوههای های البرزنظیر آنها دیده نمی شوند و بعلاوه تسلط  به رود خانه های مهمش ویا تسلط به جاده های مهم مازندران و گیلان و ساوه ویاقزوین و آذربایجان ونواحی غرب ایران و یا بدلیل باغات زیبای شهریار ش که از کرج رود مشروب میشد ویا انگورمشهور شهریار را تولید می کرد ویا در کتب تاریخی و یادر انظار عمومی میوه جاتش مشهور است و یا بدلیل باغات . دهات جنوبی اش که گیلاس و یا هلو و زردآلو و خرمالو تولید می گرداندولذا در همه شهرهای ایران پخش می شوند ولی امروزه همگی توسط" بنگاه های متعدد معاملات ملکی "این شهر قطعه قطعه شده و یا سند هایش تفکیک می گردد ویا با همکاری پرسنل 12 شهرداری منطقه آنشهر که دوست دارند کرج را جایگزین تهران پایتخت بکنند وفوراپروانه ساخت و ساز می دهند ویا فورا به محله شهری تبدیل شده ویابا سفارش های تلفنی مختلفی که به مشاوران تازه کار داده می شود که طرح جامع تفصیلی آنرابسازند و بهتر از شهرهای دیگرویا برای آن شهرک های تازه  طراحی شده بدهند و یا متروی ویژه هم برای ده ها ایستگاه این کلانشهر بزرگ ایران طراحی بکنند ویا خانه ها و یا آپارتمان های این نوع شهرکهارا ، علاوه از فروخته شدن به مهندسان و یاکارگران کارخانجات اطراف کرج و یا به روسای شرکت های زراعی اطراف کرج و یا به کامیونداران مختلف از شهرهای متفاوت ایران که به کرج آمده اند ویا به نانوایان مهاجر از شهرهای مختلف ایران که به این ناحیه آمده اند وبلکه به بقیه مهاجرین جویای کار هم فورا فروخته میشود ولذا بعد از اخذ مجوز استانداری از دولت دهم،هم دهها روستای آباد و یاپرجمعیت آن ناحیه که بدون درد سراجتماعی در اطراف کرج بودندو فورا تغییر" ماهیت مکانی بخود داده ودوست دارند که به سرعت به صورت" آپارتمان های جدیدساز " دربیایند ویا بصورت انواع محله های شهری جدید" وبا عناوین شهری جدیدتر در بیایبند و یا حداقل بتوانندکه 3/1 جمعیت ایران را در این نوع ازآپارتمان ها مرفه منزل و ماوی بدهند و یا برای آن همه از انبوه فراوان مهاجران بیکارایران در صنایع اطراف کرج هم مشاغل شهری و یا صنعتی فراهم بکنند و یا تازه کار بودن" پدیده شورای شهرها "هم به این معضل اجتماعی ،افزوده است وبعلاوه متنفذین شرکت ها و یا کارخانجات مزبور هم با انواع تلفن ها و یا سفارشنامه ها به افراد مختلف. ودر پشت پرده به این نوع سیاست های آنها کمک کرده و یا دوست دارند که" شهرک های صنعتی مورد اداره مدیریت خود "را به" محله های شهری شیک "تبدیل بکنند و یا مکانی صنعتی مزبوررا که تنها" مکان کار و مکان شغل" آنهامی باشدو این بار بعنوان" منزل و ماوای سکونتی مورد دلخواه خود "تبدیل بکنند و در حالی که در اغلب استان های دیگر ایران، شهرک های صنعتی آن استان هاهم" خارج از محله های شهری آن استانها" می باشند ولی مدیران صنعتی و یا مهندسان صنعتی استان البرز دوست دارند ویا ترجیح می دهند که شبهای پرکاردریک اتاق کارخانه خود نخوابند و بلکه در چند کیلومتری همان کارخانه خود باشندکه به عنوان" محله شهری مناسب وشیک  است و طراحی شهری سریع شده و زندگی بکنند و یا فرزندانشان را به مدرسه های مجلل آن ناحیه های شهری همجوارکارخانه هابفرستند ولذا بعد از انقلاب ،گرایش افرادمختلف آنست که با اعمال فشار بر دولت ویابه مجلس و نمایندگان کرج و یا به پرسنل سازمان برنامه و بودجه، ترتیبی بدهند که کرج  مزبور هم محل صنایع مهم ایران بشود و هم محل زندگی شهری مجلل میلیون ها ایرانی!!! و در حالی که قرار بود که بعد از انقلاب ،صنایع اطراف کرج به 120 کیلومتری آن طرف تر تهران مهاجرت داده شوند ولی این امر نه تنها شعار سطحی گرایانه شد ویا انجام نشدو بلکه بر عکس هم شد و منازل متعدد و یا مدارس متعدد و یا خیابان کشی های متعدد هم برای تامین مایحتاج آن صنایع اطراف کرج هم ساخته شدند که "کارکردسیاسی پایتخت" و یا هوای سالم آن نیز به خطر بیفتد و یا اشتغال شهرک های صنعتی ساوه ویا قزوین و یا ایجادنظام توریستی چالوس و یا نور و محمودآباد نیز به چالش کشیده شود  و یا با ترافیک فراوان جاده های کرج – چالوس و یابا ترافیک جاده کرج- قزوین و یاروند جاده کرج-و جاده ساوه ویاشهرهای آذر بایجان بهم ریخته شود . و یا در سکوت خبری اغلب خبرنگاران نوپای ایران که اطلاعات مهمی از جغرافیای شهری و یا ازکارکرد شهری نداشتند ویا از سیاست های پشت پرده کوچ سالم وغیره نداشتند یااز زیبا ماندن این شهر ویا ازعدم حاشیه صنعتی شدن آنشهر نداشتند ولذاکرج را به یک کلانشهر آلوده ویا پر ازترافیک و با معضلات صنعتی مختلف، تبدیل کرده است و در حالی که مسئولان کشور در صحنه سیاست ،سعی دارند که" احیاء شغلی روستاهای ایران" را بوجود آورند ولی در این ناحیه از استان البرز ،ودر غیاب قانونگذاریهای مجلس، توجهی به تحول اجتماعی روستاهای آباد اطراف کرج نمی شود که چگونه میل اجتماعی در آنها بوجود آورده میشود که که بجای" کارکرد کشاورزی سالم و سابق خود" و یا  بجای" روندباغداری سالم خود" به "کارکرد محله شهری "گرایش شدید بیابند ودر حالیکه نمایندگان مجلس هم دائما از تخصص در برنامه ریزی توسعه ویااز حفظ محیط زیست تهران دم می زنند ولی روستاهای اطراف کرج ویا ورامین را از قلم قانونگذاری خود کنار گذاشته اند و اجازه تفسیر کارکرد آن را به دیگران می دهند و انتظارهم دارند که هوای آلوده تهران نیز از بین برود.

 ودر هر حال کرج بعد از انقلاب، جمعیتش دهها برابر قبل از انقلاب رشد جمعیتی یافته است و یا دهها شهرنوپا ویا شهرک جدید به آن اضافه شده است و یا برای حفظ موقعیت استانداری جدید وتازه بدست آمده اش در صدد ایجاد "حقوق شهرستان شدن" را برای انواع" نواحی شهری اش را" پیگیری میکند تا از وزارت کشورآن مجوز را بگیرد و یا نقشه کشان و مهندسان آن ناحیه هم که دیدگاه غلط به وزارت مسکن و شهرسازی می دهند . این ناحیه جغرافیایی را به دهها شهرک ویا منطقه بندی مصنوعی تقسیم کرده و این بار دنبال  جوازتعددشهرستان شدن آن و یا جهت اخذ نظام فرمانداریهایش و یاجهت ایجاد ادارات جدیدمسقل برای آن نوع مناطق جغرافیی چسبیده بهم هستند که متاسفانه در این وسط عده ای هم خودشان را مهندسان مشاور و غیره آنان قلمداد می کنند ویااسناد خودساخته خود را هم اجهت افکار عمومی سازی در اینترنت هم میگذارند و در حالی که بحران برزگی را برای سکنه تهران فراهم کرده اند ویا دیگراینکه درکمبود آب و یا در آلودگی هوای منطقه نقش بازی میکنند و یا در از دست دادن کارکرد پایتخت، نقش بازی میکنند و یا نظام عالمانه صنایع اطراف شهرهای مختلف ایرانی را بهم می زنند. و فرضا برای پردیس کرج که حداقل 000/500 جمعیت ناحیه شهری جدید یافته است ، تقاضای شهرستان شدن  را می کنند و یا برای شهرک عظیمیه و یا برای کمال شهر و یا برای مهدی آبادشهر و شهرک ابریشم ویا ماهدشتشهر و محمد شهر و. مشکین شهر و اندیشه و گرمدره و یا.برای خود کرج هم که به انواع مناطق مختلف شهرداری و با سیاست های شهری مستقل از همدیگر تبدیل کرده شده اند که 12 ناحیه آن شهر میباشد تا سیاست شهرسازی مستقل از همدگر در پیش بگیرند. و اینجانب نیز در ایام اخیرو با تعدادی از افرادمختلف و در اطراف مجلس ویادر میدان بهارستان برخورد کرد م که با نوشتن پلاکارد از نمایندگان مجلس می خواستند که در مورد فلان مزایای اداره کار و اجتماعی  وغیره مصوباتی را به نفع آنها تصوب بکنند. و در حالی که کارگران 31 استان دیگر ایران، با چنین پلاکاردهائی در اطراف همان مجلس ایرانی دیده نمی شوند. (وافرادی که بجای تن دادن به برنامه ریزی منطقی صنعتی کل کشور و صرفا با چانه زنی های مختلف خود با مقامات ایرانی می خواهند که کارکردهای اداری و یا شهری و یا منطقه ای مزبور را بهم بریزند) و در هر حال اینجانب که به عنوان یک منتقد اجتماعی بارها به عملکردهای شهرداران و یا شوراهای شهرو در" دو دهه معاصر" نقد جامعه شناختی دارم و یا مدت هاست که از طریق رسانه ملی، انواع شکایت میلیون ها  هموطن تهران خودم را میشنوم که  از تنگی نفس خودشانو براثر آلودگی هوای شهر تهران واطرافش، شکایت دارند و لذا از کارشناسان سازمان محیط زیست می خواهم که بجای بحث های کلشیه ای کنونی در رسانه ملی ویا در مورد آلودگی هوای تهران به علت اصلی آن آلودگیها که ریشه درصنا یع کرج ویادر ساخت و سازهای بی رویه شهر کرج داردبیشتر بیندیشند و یا از مدیران شهرداریها و یا طراحان شهری ویااز مشاوران آن طرح ها وبطور رسانه ای بپرسند که طراحی ویا ساخت وساز این نوع شهرک ها و آپارتمان  سازیها در شهر کرج آلوده و یا با کدام معیارها و معلومات دانشگاهی بوده است؟و یا بر اساس کدام دیدگاه عالمانه بوده است ؟و یا از کدام منطق سیاسی و یا منطقی برنامه ریزی و یا تبعیت مسئولان یک استان از سیاست های کل کشوری نشات می گیرد ؟

 شهرک هائی که ممکن است که بگویند، که افراد عالم و یا تحصیل کرده ویا مهندسان مشاور آنها را طراحی کرده اند و لذا مناسب وبی عیب میباشند ولی سوال اینست که با کدام استدلالهای علمی و یا شهرسازی علمی بوده و یابا تکیه به چه نوع جغرافیای محیطی بوده است؟ که به نارسائی های آبرسانی شهری آن و یابه آلودگی محیطی آن و یا به نواقص سیاسی تقسیم بندیهای آن ناحیه جغرافیائی توجه علمی کرده باشند؟

 آری امروزه ،در کرج  زیبا ،شهرک های بزرگی و در دو سه دهه اخیر، شکل گرفته است که اکنون آبادی سرحد آباد. قدیم کرج و به جمعیت شهری 000/500 متری پردیس کرج کنونی تبدیل شده است ویازیر پوشش استانداری کرج تقاضای شهرستان شدن دارد و یا شهرک عظیمیه کرج و یا کمال شهر و یا محمودآباد و یا شهرک ابریشم و یا ماهدشت و یا محمدشهر ویا مشکین شهر و یا اندیشه ویا گرمدره و یا نواحی سریع الرشد دیگردردرون شهر کرج ونظیر گلشهر و یا حصارک کرج و یا شاهین ویلا و یا دهقان ویلا و یا شهرک شهید احسان نژاد ویا شهرک 350 متری و یا حسن آباد و یا جهان شهر ویا گلدشت و گوهر دشت و یا پیشاهنگی و یا حصاربالا و کالک بالا و یا احمدیه و یا منطقه بلوار سرداران و یا سیمین دشت ویا حافظیه و یا شهرک ذوب آهن و یا ناحیه فرودگاه پیام و یا شهرک ولی عصر ویا رجائی شهر و یا شهرک رضوانیه ویا شهرک بعثت و کوی ولی عصر و یا کوی ارم و فرح آباد و یاطه آباد و یارضاشهر و عباس آباد و اسلام آباد ویا چنارک و غیره و یا دهها میدان و یا خیابان کشی مختلف برای سازماندهی تردد این نوع سیل انبوه شهرکها شکل داده شده است و یا پارک زینبیه و پارک شهید چمران. و یا باغ فاتح و یا ایجاد شهرک سینمایی غزالی در جنب جاده مخصوص کرج و یا سازمان دادن به انواع زیادی از پاساژها و یا مجتمع های تجاری و لیکن آیا در طراحی این همه از ساخت و سازها ویا در عرضه و فروش آنها به اصول علمی شهرسازی توجه شده است؟ ویا به محیط زیست شهری و یا به کارکرد شهر کرج در کنار پایتخت ایران  توجه علمی و یا قانونی شده است که به معضلات شهرسازی مختلف منتهی نگردد و یا خیر؟ و آیا مسئولان استانی آنها آیا درصددند که بعنوان استاندار مستقل و یا فرماندار وابسته به استان خاص و یا شهردار استان حاص ،عمل مستقلانه از سیاست کل کشور داشته باشند و یانحوه مدیریت استانی آنها باید سیاستی نظیرسیاست 30 استان دیگر داشته باشند و یا خیر؟ که صرفا تابع سیاست های کلی کشور باشند و یا پتانسیلهای طبیعی و جغرافیایی خوب کرج راو براثر رشد شهری سریع و سرطانی. آن را در نظر بگیرند و به ضرر پایتخت کشورناحیه مزبوررا بهم نریزند  و یابهانه ای برای دگرگون کردن نظام کارکردهای اداری – شهرسازی و برنامه ریزی کل کشور نگردانند و یا چه جوابی در روندرفع آلودگی هوای تهران و یا خودکرج به بقیه ایرانیان دارند؟