آبرسانی شهری سنتی اصفهان و تاثیرگذاری اش بر شهرهای دیگر ایران از : دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس
آبرسانی شهری سنتی اصفهان و تاثیرگذاری اش بر شهرهای دیگر ایران از : دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس شهری
اولین مکتوبات مربوط به آبرسانی شهری سنتی اصفهان مربوط به آثار دوره سلجوقیان در اصفهان است .و از آن جمله سفرنامه ناصر خسرو در مورد سیستم آبیاری و آبرسانی شهری اصفهان می باشد ولذا ناصر خسرو که در سال 444 هجری و در ایامی که اصفهان تازه به تسخیر سلجوقیان در آمده بود،رفت و در مورد آبیاری و آبرسانی شهری اصفهان دوره سلجوقیان می نویسدکه : و اول محرم از آنجا برفتیم و به راه کوهستان، روی به اصفهان نهادیم و در راه به کوهی رسیدیم ، دره تنگ بود ... و آنجا آبی عظیم دیدیم که از دست راست ما ،آب از سوراخ بیرون می آمد و از جائی بلند فرو می دوید (و منظورش منشا کوهرنگ زاینده رود است) . و عوام می گفتند که این آب به تابستان مدام می آید و چون زمستان شود باز ایستد و یخ ببندد. و از آنجا، در صفر سال 444 هجری به شهر اصفهان رسیدیم ... شهری است به هامون نهاده و آب و هوائی خوش دارد . و هر جا ده گز چاه فرو برند ،آبی سرد بیرون آید . و نیز ناصر خسرو در ص 166 سفرنامه اش ودر مورد "شبکه آبرسانی شهری سنتی اصفهان" چنین می نویسد که : در شهر (اصفهان ) "جوب های آب روان "و بناهای نیکو و مرتفع و در میان شهر، مسجد آدینه بزرگ و نیکو و منظورش مسجد جامع عتیق اصفهان دوره سلجوقی می باشد) و باروی شهر را گفتند، سه فرسنگ و نیم است و اندرون شهر همه آبادان.... وقبل از وی نیز، ص 20 کتاب "محاسن اصفهان "از" نهر فرسان "اصفهان یاد می کند وقصر کنار آن راذکر میکند ، ودر این باره می نویسد :منصور عباسی خلیفه که در سال 156 هجری ، مریض شده بود وپزشک اش به او توصیه کرد که در منطقه ای که آب وهوای خوب دارد سکونت کند واو هم ایوب بن زیاد، عامل خود را به سوی اصفهان فرستاد ویاکتاب گنجینه آثار تاریخی اصفهان نیز در توضیح این مسئله، میافزاید:عامل منصور خلیفه عباسی ،در سال 150 واندی هجری، به "آبادی خشینان" اصفهان منزل کرد ودر آن ناحیه، مسجدی دارای مقصوره ساخت که هنوز باقی است وهم بندی در آن مسجد گذارد وبازارهایی که دارای میدانهایی بود ولازم به یاد آوری است که دهکده خشینان ،امروزه در محدوده محله احمد آباد اصفهان ودر کوی امامزاده اسماعیل اصفهان ودرجنب مسجد شعیاست که در محل دهکده خشینان سابق اصفان قرار دارد و"نهر آب فرسان"هم از جنب آن می گذشت ویا کتاب "تجارب السلف" عصر سلجوقی نیزدر ص 280 خودش مینویسد : بعد از آنکه خواجه نظام الملک را کارد زدند ، غلامان ومتعلقان خواجه اورا به اصفهان بردند ودر "محله کران"،ودر موضعی که "جوی آب بزرگی " در ان مقام می رود وبغایت نزه وخوش است،دفن کردند وآن مقام را اهل اصفهان، "تربت نظام" ، گویند واین سند تاریخی هم نشان میدهد که در دوره وزارت خواجه نظام الملک درشهر اصفهان ، نهر های بزرگی ازوسط محلات اصفهان میگذشت که به آنها نهرهای شهری "مادی" می گفتند وناصر خسرو هم به جوب آبهای روان اصفهان عصر سلجوقی در کتابش اشاره کرد است ویاکتاب گنجینه آثار تاریخی اصفهان، در باره این "نهرهای شهری اصفهان" ودر برخی از صفحاتش توضیح میدهد ومثلا در ص 225 کتاب مزبور مینویسدکه :نهر آبی، در امتداد حاشیه شمالی خیابان نشاط کنونی اصفهان ، جریان دارد وشعبه ای از "نهر مادی فدین" است وناحیه "کران" و"احمد آباد" و"یزد آباد اصفهان" را مشروب میکند ودر باغ وسیع آرامگاه نظام الملک در دار البطیخ اصفهان نیز جریان دارد وچنار معروف دارالبطیخ نیز در کنار آنست ویا همین کتاب در ص 237کتابش نیز می افزاید : بزرگترین مادی اصفهان ،" مادی نیاصرم" است که مادیهای دیگر نیز عبارتند از:مادی فرشادی ومادی شاه ویا جوی شاه ومادی تیران و یامادی فدین ومادی قمش , هر یک شعباتی دارند ویا در ص 682 کتابش ،از "نهر بابا حسن اصفهان" یاد می کند که از شعبه های نهر مادی فدین بود ومی افزاید که در دوره بعداز سلجوقیان ودر ایام حکومت شاه سلیمان وشاه حسین صفوی از محله بید آباد اصفهان میگذشت واز میان مسجد وحمام وبازار علیقلی آقادر دوره صفوی میگذشت ویا در ص728 کتابش :از "محله دولت" اصفهان یاد می کند که در حد جنوبی محله مزبور" نهر فرشادی" می گذشت و از کنار بازارچه بلند تا"دروازه حسن آباد اصفهان" ممتد بودویا در صفحات 165 و166کتابش :از نهر آب شهری اصفهان یاد میکند که در دوره شاه طهماسب صفوی و عامل حکومتی وی درشهر اصفهان ،از زاینده رود بریده بود واز مجرای زیر زمینی به مسجد جامع عتیق اصفهان آورده بود ووقف آن مسجد کرده بود ویا در ص167 اشاره دارد که این نهرآب :مدتی "محله خاوجان اصفهان"را که در مجاورت مسجد جمعه اصفهان بود مشروب می نماید وسابقا اختصاص به مسجد جمعه داشت ویا در صفحات 634 و637 کتابش از "نهر نیاصرم" اصفهان یاد میکندکه از جنب باغ تکیه در نزدیکی قبر صائب تبریزی و در دوره صفویه میگذشت ویا همین نهر املاک زیادی را در دوره صفویه مشروب میکردویا در ص637 کتابش سند تاریخی دیگری بدست داده است که در دوره شاه سلیمان صفوی، بوسیله قاسم، (واز درباریان صفوی )ویامهندس مهدی حسینی، سدی، در زاینده رود ساخته شد که نهرهای شهری مزبور را پربکند ویا درص376کتابش ، از وقف نهر آبی از جرجی کان به مسجد علی اصفهان یاد میشود که در دوره شاه طهماسب صفوی ، ملک ارسلان بیگ افشار آورده بود ویا در ص627 کتابش از نهر آب کنار مسجد لنبان اصفهان یاد میشود ویا در ص758کتاب وی از "نهر دویست وپنجاه اصفهان "یاد می شود که شعبه ای از "مادی شایج " اصفهان بود که از زاینده رود منشعب میشد واراضی برزرود جی اصفهان را مشروب میکرد واین نهر هم از خیابان چهارباغ بالا، داخل اراضی "باغ سعادت اباد" وتخت فولاداصفهان شده وسپس اراضی کوله پارچه را مشروب میکرد و یامتذکر میشود که "نهر دویست پنجاه اصفهان" در سال 1214 هجری و توسط حاج محمد حسین امین ساخته شده بود ویا در ص805 کتابش از "جوی رکن الملک اصفهان"یاد میکند که در دوره قاجاریه و از مقابل منزل رکن الملک میگذشت ویا در ص248کتابش از نهر هایی که از زاینده رود منشعب میشد یاد میکند ونیزدر ص250 کتابش از" نهر راران " یاد می کند که آنرا "رهروان "نیز گفته اند ویک مناره سلجوقی هم در کنار آن بود ولازم به یاد آوری است که امروزه این نوع نهرهای آب جاری اصفهان وباعوض شدن "شبکه ابرسانی جدید شهری" وبا لوله کشی شدن زیر زمینی آبرسانی اصفهان ،عملا دیده نمی شوند وصرفا اسناد تاریخی گذشته آنرا بیان میکنم تا "سیستم اجتماعی گذشته آن" برای همگان روشن شود ویاکتاب "سفرنامه شاردن" در صفحات مختلفش ،از نهر های "محله عباس آباد اصفهان" یاد می کند ویاکتاب "رستم التواریخ دوره زندیه" نیز در ص432 کتابش از "مادی بابا شیخ علی " ودر ص 34کتاب خود از "نهر شاهی " اصفهان ویادر صفحات 134 و136 خود از "نهر بابا حسن اصفهان" یاد میکند ویاکتاب "اصفهان زادگاه کمال وجمال"هم از" نهر دستگرد"اصفهان و در فاصله محله جوزدان ومحله برزان اصفهان یاد میکند ویااز آب چشمه خوراسکان ورهروان که از دو طرف آب خندق "قلعه طبرک " ودردرون اصفهان رادر ایام سابق پر میکردند ومحافظ طبیعی برای حفاظت قلعه مزبور بودندیادمی کند وقلعه طبرک که امروزه در درون شهر خراب شده ودیده نمی شود ولی در دوره آل بویه وسلجوقیان وصفویه وغیره خزانه سلطنتی بودودر دوره پهلوی اول نیز هنوز بقایای این نوع نهرهای شهری اصفهان هنوز وجود داشتند که سکنه عوام اصفهان طراحی آنها را بدون سند تاریخی به شیخ بهایی نسبت میدهند و اسنادتاریخی ذیل نشان می دهد که تفکرات عوامانه مزبور چقدر دور از واقعیات است ومثلا در مورد نهر آب محله بید آباد ویا نهر آب تیران ویا نهر آب فدین در جنب باغ همایون ویا جوی آب باریکه ای که ازنزدیک باب الدشت اصفهان میگذشت واز" کوی آب پخشان "اصفهان ودر جنب دروازه طوقچی پخش میشد ویا از نهر آلیادران و در محله مزبور اصفهان یاد میشودویا از نهر لازون ویااز نهر رارون و در جنب فلکه کنونی احمد آباد اصفهان ذکر شده است ویا از" نهر فرسان"که در همین ناحیه شهری بود و کاخ حاکم عباسی هم در کنار نهر مزبور ساخته بودکه اکنون نیست ولی درسال156 هجری کاخ مزبور ومسجد جنب آن ساخته شد که از کنار آبادی زراعی "خشینان" اصفهان میگذشت که از بقایای آبادیهای زراعی عصر ساسانی ها در اصفهان بود که در شمال قلعه نظامی ساسانی ها قرار داشتند وبنام قلعه طبره(طبرک کنونی) قرار داشت ویاآبادی زراعی جهودیه(محله جی اصفهان کنونی ) نیز در جنب آن ناحیه بود ویا آ بادی کروان ویاآبادی خاوجان(خوابجان کنونی) و یاآبادی سنبلان ویاچملان کنونی (محله باب الدشت کنونی) که در دوره سلجوقیان ، قصر ملکشاه هم در آن ناحیه ساخته شده بودواکنون نیست ، زیرادر حدود سی سال بعد از مرگ وی این قصر ویامدرسه بزرگ نظامیه اصفهان ویا کتابخانه بزرگ کنار آن ویا مسجد جامع ساخته سلجوقیان ویادیوانهای ادار ی سلجوقیان که امپراطوری بزرگ آن دوران را اداره می کرد ودر ساختمانهای وزارتی اصفهان مزبورهم پرسنل باسوادایرانی وازشهرهای مختلف ایران گرد هم آمده بودند تاشهرهای ایران را از طریق مجموعه اداری مزبور اداره بکنند ، ودر جنب "آب پخشان اصفهان" بودند ومثلا ساختمانهای دیوانخانه استیفاء ویا ساختمان دیوانخانه برید ایرانیان " ویا" ساختمان دیوانخانه اشراف ایرانیان" ویا ساختمان دیوانخانه طغرا نویسی وانشاء ایرانیان" ویا "ساختمان دیوانخانه سپهسالاری ایرانیان که 20000 غلام نظامی ترک ملکشاه با آن مجموعه اداری همکاری می کردند ونظیر گارد ملی امروزین بود ویانظیر وزارت دفاع امروزین بود که بادفتر خانه های مختلف وزارت سپهسالاری اصفهان همکاری می کردند ونظیر دفتر لشگرنویسی داشت ویا دفتر آذوقه گیری نظامیان ویا دفتر ثبت مخازن اسلحه ها وغیر ه بودند که ساختمان اغلب آنهاهم در محوطه مابین مسجد جامع اصفهان وقصرهای ملکشاه وآلب ارسلان واقع بود ویا به نقل تاریخ اخبار امرا وشاهان سلجوقی میزان گارد نظامی ملکشاه در اصفهان بیست هزار نفر بود ند ولی با حوادث تلخی که در اصفهان بعد از مرگ نظام الملک وملکشاه وفراربرکیارق ازاصفهان بوجود آمد ،ساختمانهای این مجموعه اداری –علمی مهم ایرانیان همگی توسط سکنه فرقه اسماعلیه اصفهان نابود شدند که فرقه بزرگی شده بودند ویااغلب به آتش کشیده شدند وبجز ازاحیائ دوباره بقایای مسجد مزبور، دیگر احیا نشدندولذاامروزه برای کل مردم اصفهان ویا برای کل کتاب خوانهای فرهنگی ایران که دم از میراث فرهنگی میزنند مهم نیست که بدانند که مکان این مجموعه تشکیلات اداری اصفهان در کجای این شهر قرار داشت ؟ ویا دیوانهای مهم ایرانیان چه برسرشان آمد؟ ویا نظامیه اصفهان ویاکتابخانه اش چرادر آتش سوختند؟ که منشاءسواد اجتماعی ویامنشاءسوادتاریخی اغلب ایرانیان معاصر بود ؟ویا بقایای این مجموعه اداری ایرانیان در کجای ایران استقرار مکانی داشت؟ ویا درکجای اصفهان قرار داشت؟ که از آن نوع میراث فرهنگ ملی نگهداری بشودیا نشود؟؟ ویابه چه دلایلی وتوسط چه بخشی از سکنه افراطی اصفهان سوخت؟ یا بچه دلایلی حفظ دوباره مکتوبات مزبورنمی شود؟که جزومیراث دوره تاریخی اصفها ن میباشد ویاچرامرمت ویااحیا دوباره نمی شود؟ ویاچرا جزووظایف میراث معماری ایرانیان تلقی نمی شود؟ ویاچرا احیا ومرمت سازی دوباره آنها تعقیب نمی شود؟/ زیرازشت ترین حرکت بشری همین نوع کتاب سوزی کتابخانه نظامیه اصفهان بود ویا سوزاندن مدرسه نظامیه مزبور بود ویاساختمانهای دیوانیها ی اداری ایرانیان در این شهربود ویاتوسط فرقه بزرگ اسماعلیان اصفهان بودکه منجر به خروج خیلی ازافراد باسواد اداری ایران از این شهرشد ویاباعث خروج دیوانسالاران با سواد سلجوقی از اصفهان شد ویااصفهان از پایتختی سلجوقیان افتاد؟ ولذا ادعای احیاء میراث فرهنگی دراین شهر ویاسکوت خیلی ها در مورد فاجعه کتابخانه سوزی نظامیه اصفهان در این شهر ویاامحاء دیوانسالاری مهم ایرانیان باسواد دراصفهان ویا سکوت محافل فرهنگی ایران در علل وقوع این حادثه تلخ وبعد از کارد خوردن نظام الملک ویامرگ ملک شاه و یافرار برکیارق فرزندش ازاصفهان باعث می شودکه مفهوم احیاء میراث فرهنگی در جامعه معاصر ایران لوث بشودویا در جامعه معاصر ایران صرفا بهانه ای بشودکه که عده ای خود را به پول وپله با شعاردهی آن برسانند وبجای مطرح شدن نظامیه اصفهان در مکتوبات بشری این بار نقش نظامیه بغدادو به نفع جوامع دیگر مطرح بشود و یانقش" نظام آبیاری مهم ایرانیان " که زادگاهش در اصفهان دوره ساسانی وسلجوقی بود حذف شده وبجایش بارتولد روسی ادعای دیگری بکندویا با رویت بند ملکشاهی شهر مرو ویانهرکشی های زراعی مرو که در دوره قاجایه از ایران جدا شد وجزو ترکمنستان شد استفاده لازم را کرده واین باربا نوشتن کتاب "نظام آبیاری ترکستان" افتخارات این پدیده مهم نظام آبیاری علمی را از ایرانیان سلب کرده ویاآبرسانی علمی شهرها را نه "جزو تمدن ایرانیان"وبلکه جزوتمدن بلوک شرق بدانند که در مزارع ازبکستان وترکمنستان خلق فرهنگی شده اند ودر حالیکه آنها هم از ایرانیان باسواد اداری یاد گرفته اند ویا عده ای هم منشاء پیدایش وزراتخانه های کنونی ایران را 600سال قیچی اداری کرده وریشه "خلق اداری " آن فرهنگ وتمدن استانی راتنها در 400 سال قبل بجویند ویا"ریشه خلق فرهنگی "آنرا تنهادر یک استان خاص ایران وازمجموعه سی ویک استان ایران بدانندوصرفا بصورت "میراث فرهنگ محلی یک استان"تلقی کرده ونه" میراث ملی" تفسیر فرهنگی بکنند وبرای اینکه منشاء"پیدایش نظام آبیاری ایرانیان" رادر" تمدن زراعی بشر" جستجو بکنم ویا تحولات آبرسانی ایرانیا ن را در"نظام محله های شهری " ویا"تحولا ت محله ای را دراستفاده مفیداز آب "را بیان بکنم، مونوگرافی تاریخ محلات اصفهان و در طی دوهزارسال تمدن زراعی- شهری اش گذشته اش موردتحقیق خوبی است که اسناد تاریخی فراوان درمورد مونوگرا فی شناسی نهرهای شهری آن وجود دارد ویادر موردنهرکشی های دوهزار ساله جلگه اصفهان وجود دارد ولذا تاریخ گذشته اش را تاعصر حاضر ودر زمینه آبرسانی شهری دوهزارساله آ ن تعقیب میکنم ودر این مورد حمزه اصفهانی ودرمورد گذشته جلگه اصفهان در کتابش،و به مجاورت چند آبادی زراعی این جلگه درعصر ساسانی هااشاره میکند که از آبیاری زراعی زاینده رود بهر ه مند میشدند وبرخی از افراد خبره در امور آبیاری ونهرکشی ساسانیها هم آن نوع نهرها را از زاینده رود وبطور مهندسی منشعب کرده بودند ویابطوری طراحی ویژه کرده بودند که آب رودخانه مزبور به اراضی زراعی اغلب قریه های پراکنده جلگه اصفهان سوار بشودولذادر کتاب وی ،جمله مختصری در مورد این سیستم آبیاری وقرا پراکنده اصفهان وجود داردکه بعدا "هسته اولیه شکل گیری اصفهان" کنونی رابوجود می آورد وابن رسته نیزدر کتاب "اعلاق النفیسه خودنیز ، به دروازه های چها ر آبادی مزبور اصفهان که جدا از همدیگر ولی چسبیده بهم بودند در جلگه اصفهان اشاره میکند ولی با مهاجرت اعراب به ناحیه اصفهان، بزرگتر شدند و بعلاوه در دوره آل بویه هم بهم کاملا چسبیده بودند ویاآل کاکویه نیزو به نقل منابع تاریخی ایران ، قلعه جدیدی به دور همه آنها می کشد ویک مجموعه واحد میکند و لذانهرهای زراعی آبادیهای مزبورهم در وسط شهروقلعه آن مجموعه افتادند وتا اینکه طغرل سلجوقی برای غلبه بر شهراصفهان ، اول این قلعه را مدتی تخریب کرده وسپس از نو میسازد وچندسال بعد از تاریخ مزبورهم، ناصر خسرو به شهر اصفهان می آید ویا در ص 167 سفرنامه اش در این باره می افزاید که : باروی سه فرسنگ و نیمی اصفهان که به نقل سکنه اش ، قبلا نبود و لذا هوای شهر خوش تر از این بود و چون بارو ساختند هوای شهر متغیر شد ، چنانکه بعضی چیزها به زیان می آمد و اما هوای روستاهایش، همچنان است که قبلا بود . و نیز سفرنامه ناصر خسرو در ص 165 خود می افزاید : و شهر دیواری حصین بلند دارد و دروازه ها و جنگگاه ها ساخته و بر همه بارو و کنگره ساخته اند. و تضاد مشاهدات اجتماعی ناصر خسروازاین شهر وبا گفته های سکنه اصفهان دوره تاریخی مزبوربا وی و در مورد باروی شهراصفهان مزبور ویا در مورد هوای خوش اصفهان،وهوای قبل از ساخت و ساز باروی جدید سه فرسنگ و نیمی آن شهر وبعد از ساخت وساز، همگی نشان می دهند که "باروری جدید اصفهان" در دوره سلجوقیان ساخته شده بود و هر چند قبل از آن دوران هم برخی از گزارشات تاریخی واز جمله مکتوبات این رسته و در کتاب اعلاق النفیسه هم نشان می دهد که در گذشته هم برای ورود به داخل برخی از آبادی های مزبور آن ناحیه، برخی دروازه های روستائی کشیده بودند و از جمله دروازه دیواره های قلعه نظامی آن ناحیه بود که از دوران ساسانی مانده بود و قبل از آن دوره تاریخی ساخته شده بود واین قلعه نظامی در جنوب همان آبادی های زراعی جلگه اصفهان ساخته شده بودند تا به محافظت نظامی از آن قراء در عصر ساسانی ها بپردازند و دیواره قلعه مزبورهم فقط سکنه نظامی آنرا مصون می ساخت ولی کارکرد" با روی جدید دور شهر اصفهان سلجوقی" که سه فرسنگ و نیم کشیده بودویا سلجوقیان ساخته بودند یا ترمیم دوباره کرده بودند چیز دیگر بود ولذا باعث تغییر هوای درون شهر اصفهان هم شده بود که سکنه اش شاهد این نوع تغییرات هوای اصفهان بودند ویا بعد از ساخت آن نوع با روی جدیدش بودند. از این روست و یا تاثیرش را در هوای شهر اصفهان میدیدندو احتمالا شبکه جوی های آب روان محلاتش که ناصر خسرودر شهر ذکر میکنداغلب از زاینده رود منشعب شده و به داخل این باروی سه فرسنگ و نیمی اصفهان دوره سلجوقی افتاده بودند که ناصر خسرو 20 روزتمام در این شهراصفهان میگشت ویا در سال 444 هجری ،در اصفهان اقامت داشته است ویا به نقاط مختلف آن شهر سرکشی میکرده است و بعدهانیز اسناد دیگر تاریخی هم به نهرکشی های مختلف جاری شهر اصفهان اشاره می کنند که ازاین دوره سلجوقیان آب روان اغلب محلات شهری اصفهان را تامین می کردندو یا در دورن قلعه شهر افتاده بودند و از جمله اسنادی است که شاردن ویا دیگر تاریخ نویسان ذکر کرده اند واز برخی مسایل اصفهان پرده بر می داردو نشان می دهند که در ایام قبل از دوره سلجوقیان متعلق یه آبادی های متفرقه و مختلف ولی همجوار با یکدیگر بودند ولی بعدا محله های جدید اصفهان معاصر را می سازندویا بعدا با شکل گیری ویا با ساخت و ساز قلعه اصفهان دوره سلجوقی از شکل قریه های زراعی متفرقه و بیرون شهر وقلعه اصفهان خارج شده واین بار" شکل جدید ساختارمندیافته ویا بصورت واحد و محلات یک شهر واحد "را می سازند که بعدا شهر اصفهان نامیده می شو ند وهرکدام از این" قریه های کشاورزی"همجوار هم در اطرافشان تعدادی اراضی زراعی داشتند که "انهار منشعب شده" از زاینده رود از مزارع کشاورزی پیرامونی این نوع آبادی ها می گذشتند و یا از درون کوچه های دهات سابق آنان می گذشتند که بعدا بصورت "شبکه آبرسانی پیوسته شهری اصفهان " در می آیندکه اسناد تاریخی مختلف حاکی از این مسئله است ، زیرا مستندات تاریخی ما ویا منابع تاریخی ویاشاهدان قرون اولیه اسلامی این شهر، از برخی ساکنین قدیمی اصفهان شاهد این مسئله هستند که انواع ماخذ تاریخی ذکر کرده ما، شرح مختصر گذشته آن ناحیه اصفهان را بدست می دهند وچراکه درایام تسخیر شهر اصفهان،و بدست اعراب، تنها به چند آبادی آن ناحیه در سال 20 هجری اشاره می شود که "هسته اولیه شهر اصفهان" دوره بعدی سلجوقی را می سازند و امروزه هم در درون شهر بزرگ کنونی اصفهان، افتاده اند ویا "هسته محلات قدیمی اصفهان" را بوجود می آورندکه اغلب در اطراف "میدان کهنه اصفهان" قرار دارندو همینطور، شالوده قریه های زراعی سابق اصفهان را می سازند و بهمین دلیل است که ، کتاب "اشکال العالم" در قرون اولیه اسلامی ودر ص 141 خودش می نویسدکه" در اصفهان دوشهر است (منظورش قصبه کشاورزی است) (یکی یهودیه )و یکی را( مدینه )گویند و نیز متون کتاب "المسالک و الممالک" هم که در قرون اولیه اسلامی تالیف شده است، همین نوع مسئله را نشان می دهد، زیرا در ص 164 کتابش می نویسد که : سپاهان را دو شهر است: یکی جهودستان و دیگری سپاهان وشهر کم ،از نیمه جهودستان است . و یاکتاب " فتوح البلدان"هم که نحوه گشوده شدن شهرهای ایرانی را بدست اعراب "گزارشگری تاریخی" می کند و لذادر ص 71 کتابش :از اصفهان،و بعنوان "قریه یهودیه" نام برده است و یا کتاب "حدود العالم " این دوره تاریخی نیز در صفحات 30- 97 و 140 کتابش از اصفهان قرون اولیه اسلامی، یاد می کند که بعدا اعراب این قریه یهودیه را" جهودیه" تلفظ می کردند که علامت اختصاری آن کلمه هم" جی اصفهان " می باشد که گاهی به اصفهان قدیم و نامگذاری اش اطلاق می شود و یا به محله قدیمی اصفهان اطلاق میشود که امروزه خیابان جی اصفهان را تشکیل می دهد و بعلاوه کتاب "حدود العالم " همین دوره تاریخی نیزدر ص 140 کتابش از شهرستان (منظورش قریه شارستان عصر ساسانی است) ودر ناحیه کناره زاینده رود، نام می برد که اصطلاحی اداری در تقسیم بندی وناحیه بندی مناطق قابل سکونت دوران ساسانی است وآن اصطلاحی بود که به حاشیه ویااطراف قلعه های نظامی مزبور، لفظ شارستان می گفتند ودراصطلاح امروزین وزارت کشور به واژه" شهرستان" تبدیل شده است و امروزه در جنوب قلعه نظامی طبره ساسانی ها در جلگه مزبور به واژه قریه شهرستان کناره زاینده رودکنونی اطلاق میگردد وبعلاوه واژه دیگر هم کلمه "ربض "بودکه در حاسیه بیرونی قلعه نظامی مزبور قرار میگرفت که تاجران عصر ساسانی فقط می توانستنددر بیرون همان قلعه نظامی ودرناحیه ربض شارستان زندگی بکنند ویا بساط تجاری پهن بکنند واحتمالا جهودان سابق اصفهان که به شغل تجارت ازقدیم میپرداختند درناحیه "ربض قلعه ساسانی های" جلگه اصفهان زندگی می کردند که نه جزو طبقات اجتماعی نظامیان اصفهان بودند که در درون قلعه نظامی زندگی بکنند ونه جزو طبقه رعیت وکشاورزان عصر ساسانی محسوب میشدند که در درون "قریه های زراعی جلگه اصفهان" زندگی بکنند ولذا به آن ناحیه "جهودیه " می گفتند و نیز کتاب "اعلاق النفیسه " هم در ص 189- 190 کتابش از "دروازه یهودیه اصفهان" نام می برد.و یا ابوریحان نیز در مورد شهر "جی "نقل قولی دارد و از متاخرین که" سفرنامه شاردن "می باشد و در ص 1587 کتابش و به نقل از "ابوالفرج اصفهانی" عرب تبار،که زادگاهش دراصفهان قرون اولیه اسلامی بود می نویسد که : اصفهان در زمان قدیم از: بهم پیوستن دو دیه (روستاق ویا روستا) بوجود آمد که یکی کهنه به نام"جی" و دیگری نو وبه اسم "الیهودیه "بوجود آمده است ودیه "کهنه جی "را اسکندر ساخته بود که" دیه نو"را یهودیانی بنا کرده است و به نقل او: بخت النصر آنهارا به ایران کوچ داده بود. ولی در اسناد دیگر تاریخی آمده است که کوروش بعد از تسخیر بابل و آزاد کردن یهودیان از دست بخت النصر آنها رااسیر کرده وبه شهر بابل برده بودرا آزاد نمودو به درون ایران کوچانید و بخشی از آنهارا در قریه یهودیه و در کنار زاینده رود سکنی داد که در اواخر دوره هخامنشی اسکندر"قریه دیگری" برای آنان ساخت ودر جنب قریه مزبوربود ونیز به نقل ص 189 اعلاق النفیسه که نحوه فتح اصفهان بدست اعراب را نوشته است ،تنها به دو قریه نزدیک بهم در این ناحیه اشاره می شود که در جنوب این دو، سه قریه چسبیده بهم نیز قلعه نظامی طبرک ساسانی در جلگه مزبور بودو پادوسبان هم" مرزبان نظامی ساسانی ها" در آن قلعه نظامی بود ویا به نقل ص 72 کتاب فتوح البلدان از این قلعه نظامی طبرک اصفهان دفاع می کرد ولی حاضر شدکه آن قلعه نظامی را به آسانی و به دست اعراب بدهدویادر سال 20هجری بدهد و در اسناد تاریخی دیگردر سال 22 هجری بدهد . وهرچند قلعه مزبور ،بسیار مستحکم بوده و در فاصله وسط این آبادی های جی و یهودیه و رود زاینده رود قرار داشت و قریه شارستان هم درکنار رودخانه وحاشیه جنوبی آن قلعه نظامی بود ولیکن قلعه طبره در تپه های بلند در جلگه مزبور واقع بود و نیز در اطراف آن قلعه، آب خندق انداخته بودند و از زاینده رودآورده ویا ازچشمه خوراسگان آب کشیده بودند و طوری محکم بود که در دوران سلجوقی و صفویه خزانه های دولت های مزبور رادر آن قلعه نهاده بودند ودر اطرافش نیز تل و از گون بود ( منظورتل واسکان کنونی اصفهان است که امروزه درشرق میدان نقش جهان افتاده است)ودرقدیم طوری محکم بود که اغلب دولت ها ودر مواجهه باتسخیر نظامی آن قلعه، دچار مشکل می شدندکه انواع منابع تاریخی به آن مسئله اشاره دارندو تنها در سال های اخیر بود که ویرانه های آن قلعه هم خراب شد و جزو ساخت و ساز شهری جدیداصفهان گردید و بالای این قلعه نظامی طبرک هم محله قدیمی کروان اصفهان قرار داشت و یا "دروازه کران "(یا کهران) آن در گذشته بود ودر مورد واژه مزبور هم ذکر شده است که در ایامی ک نمرود در بابل حضرت ابراهیم را می خواست به آتش بیندازد و ضرب المثل است که از سکنه بلاد اطرافش هیزم می خواهد و تنها ساکنان سابق این محله که در ایام قدیم یهودی بودند و در بابل زندگی میکردند و خود را به کری می زنند و از شنیدن دستور نمرود خودداری می کنند که طرفداری از حضرت ابراهیم را نشان بدهند و لذا محله بالای قلعه طبرک را" محله قدیمی کران" اصفهان می نامیدند که چسبیده به محله" سید احمدیان اصفهان " بودویا" احمد آباد کنونی" ویا میدان احمدآباد کنونی اصفهان را می سازدو یا چسبیده به محله گلبهار(جوباره )اصفهان است که از محلات قدیمی اصفهان می باشد و سکنه یهودیه اصفهان قبل از اسلام در آن ناحیه زندگی می کردند و بعد از تسخیر این شهر بدست اعراب هم معتقد بودند که مرقد شعیا (از انبیاء یهود)و در محله گلبهار اصفهان دفن شده است ولذا ص 108 کتاب "تاریخ اصفهان" جابری انصاری هم به مرقد شعیا (ویا اشعیاءنبی) در این محله قدیمی اصفهان اشاره دارد و یا کتاب "مزارات اصفهان" هم در ص 156 خودهم وبعنوان بخشی از عقاید سکنه یهودیان اولیه اصفهان، مطلبی رادر این باره نقل می کند و می نویسد که :آنها معتقدند که کوه موسی در جنب دهکده پیر بکران- کوهچه ای که آن را کوه موسی می خوانند قرار دارد ودر زبان عوام معروف است که در گورستان محله یهودیه اصفهان است و تخت فولاد در پیر بکران اصفهان قرار دارد که حدود 300 تن از انبیاء یهوددر آن ناحیه مدفون شده اند). و یا در ماخذ تاریخی دیگر هم گفتارهایی در این زمینه ذکر شده است که سکنه قدیمی این قریه معتقد بودند که نام قریه "آصف هان" ویا" سپاهان"که ذکر شده درکتاب المسالک والممالک است ،از نام برخی از وزیران سابق شاهان یهود اخذ فرهنگی شده است و در هر حال این نوع ازمسایل جزو اقوال است ،ولیکن در واقعیت تاریخی گذشته، چند قریه سابق این ناحیه زاینده رود که بهم چسبیده بود ندو اغلب سکنه اش هم از اقوام یهود مهاجر به درون خاک ایران بودند که کوروش آنها را در اوائل دولت هخامنشی خود به ایران آورده بود . ودر کناره زاینده رود ساکن کرده بود و با انشعاب یکی ، دو نهر از زاینده رودهم به کشاورزی کردن آنها کمک کرده بود و به نقل کتاب تاریخ اعلاق النفیسه ابن رسته اصفهانی که خودش در اصفهان بعد از دوره اسلامی می زیست و از نزدیک هم چگونگی این مکان جغرافیایی را دیده بود و لذا در ص 180 کتابش ذکر می کند که شهر اصفهان مشتمل بر 20 روستا است که یکی از آنها به" جی" معروف است و آن کرسی مرکزتجاری" قراءاصفهان "می باشد و در "قریه جی بازاری" بود که از دهات دیگر جلگه اصفهان، به این قریه می آمدند ووشبیه این "بازارهای منطقه ای "هم در بین النهرین دوره ساسانی زیاد بودند وازجمله" شهر انبار" در بین النهرین وغیره بودکه بازار خرید وفروش زراعی بین النهرین بود و در صفحات دیگرکتاب مزبور به روستاهای ماربین جلگه اصفهان اشاره می شود که با کمی فاصله و در نزدیکی " قریه جی اصفهان "بود و کیکاوس آتشکده ای در بالای کوه ماربین آن قریه ساخته بود که امروزه آن را" کوه آتشگاه اصفهان" می نامند و نیز به روستاهای "انجان" و" براآن" و"رویدشت جلگه اصفهان" ،در کتاب ابن رسته مزبوراشاره می شود و نیز حمزه اصفهانی هم که نویسنده دیگر "کتاب تاریخ شاهان و پیامبران" می باشد ودر قرون اولیه اسلامی نوشته شده است و نظیر ابن رسته زادگاهش همین جلگه اصفهان بودو در قرون اولیه اسلامی در جلگه اصفهان زندگی میکردولذا آشنایی جغرافیایی لازم به این محل ها ومکانها دارد واز این رو در ص 38 "کتاب حمزه اصفهانی "آمده است که: اردشیر بابکان، بعد از قدرت گیری دولتش ،در جلگه اصفهان ،آتشکده دهکده مارنان را ساخت که امروزه به نام" کوه آتشگاه" نامیده میشود و در جنب آن مناره جنبان اصفهان قرار دارد. که امروزه دیگر روستای مارنان ویا ماربین هم وجود ندارد و بلکه جزوخود شهر اصفهان جدید شده است ولی در منابع دیگر تاریخی هم ماروانان ویا ماربین ویا مارنان و غیره نامیده می شود و ممکن است که از زندانی کردن ضحاک مار بردوش در آن محل حکایت بکند که توسط کاوه آهنگراز قریه تیران اصفهان خروج کرده وبه کمک کیکاوس شتافته بود ودر دستگیری وزندانی کردن ضحاک در ناحیه ماربین اصفهان دست داشت وقسمتی از" تاریخ شاهان وپیامبران" حمزه اصفهانی هم به نکات مجملی از این نوع حوادث تاریخ مزبوراشاره داردویا در منابع دیگر تاریخی هم به کاوه آهنگر که از" قریه تیران" اصفهان می باشد اشاره میشود و نیز ص 46 کتاب حمزه اصفهانی اشاره دارد که :اردشیر بابکان آب های اصفهان را به دست" مهربن وردان" قسمت بندی زراعی کرد و احتمالا نخستین "تقسیم بندی آب زاینده رود" ودر میان 20 روستای جلگه اصفهان مورد نظرش می باشد و" نظام آبیاری زراعی" مزبور در دوره "اردشیر بابکان" شکل گرفته است .وازشیوه ابتکاری ایرانیان درعصر" تمدن کشاورزی" اخذ شده است ولی بارتولد روسی در کتاب "نظام ابیاری ترکستان " خود تنها تاثیرات فرهنگی این "شیوه معیشت" را در ترکستان "عصرهای بعدی"برای تمدن خودشان گزارش میکنند ودر حالی که مکانیزم شکل گیری آن در تمدن ایران وبویژه در" نظام ابیاری سنتی اصفهان" اتفاق افتاده است و بعلاوه ص 51 کتاب حمزه اصفهانی اشاره به آن دارد که شاپوذوالاکتاف نیز در دوره ساسانی در "روستای جی"جلگه مزبور، آتشکده ای به نام" سروش آذران" را ساخت ویا قریه یوان و جاجاه از روستای النجان را به آن "آتشکده روستای جی اصفهان" وقف کرد و نیز ص 54 کتاب حمزه اصفهانی در این باره می افزاید که فیروزساسانی باروی شهر (منظورش قریه بازرگانی جی و یا قریه بزرگ جی جلگه اصفهان) را تکمیل کرد و دروازه های آن را بدست" آذر شاپور، پسر آذرمانان ببست و سجل (عهدنامه آن شهر را) که" حفنه" خوانندرا به وی داد ولی ظاهرا فیروز شاه ساسانی با یهودیان قریه جی مزبوراختلاف پیدا کرده بود و به همین دلیل هم ص 54 کتاب حمزه اصفهانی می نویسد که به زمان" فیروز بن یزدگرد" نیمی از یهودیان اصفهان را کشتند و فرزندان آنان را در آتشکده سروش آذران و در" قریه حروان"(یا کروا ویا جروامعادلش) به بردگی گرفتند و ممکن است که این آتشکده سروش آذران همان جائی باشد که امروزه در محله قدیمی اصفهان قرار گرفته بودوامروزه به نام "کوچه چهل دختران "اصفهان معروف است و یا در شهرهای دیگر ایران نیز به همین عنوان "چهل دختران" نامیده میشوند که منظور چهل دختر" راهبه زرتشتی "در آتشکده های مذهبی بودندوخود را وقف خدمت به آتشکده ها کرده بودند و یا قریه حروان اصفهان دوره ساسانی هم همان اصطلاح می باشد که در ص 411 کتاب "تاریخ گزیده "حمداله مستوفی، فیروزان آمده است و محل جنگ آل بویه با اعراب اصفهان بود که و مردآویج ، علی آل بویه را به اصفهان فرستاده بود که وی با 300 نفرسرباز خودش با سربازان عرب"مظفر یاقوت" گمارده خلیفه عباسی درشهر اصفهان بجنگدکه خلیفه عباسی او را بر شهر اصفهان گمارده بود ووی هم به نقل تاریخ گزیده ودر سال 321 هجری با 1000 نفرسرباز نظامی عرب شهراصفهان مدتی می جنگیدویا به نقل کتاب مزبورصد روز جنگ با همدیگر در آن ناحیه اصفهان با همدیگر داشتند و قبلانیز علی آل بویه از خانه همان یاقوت ،(حاکم عباسی شهر اصفهان)، با راهنمایی برخی ها، صد صندوق نقدو جنس و جواهر یافته بود که محلی است که از اموال فیروز یزدگرد ساسانی درآن محل باقی مانده باشد که بعدا اعراب مهاجم به شهراصفهان آن خزانه آتشکده سروش آذران ساسانی را در قریه حروان اصفهان که چهل دختران مینامیدند رایافتندو به خانه حکومتی یاقوت حکمران خلیفه مقتدرعباسی برده بودند و بعدا بدست آل بویه افتاد وآل بویه، بااین ثروت افسانه ای بادآورده خود، نیروی نظامی خود را از حدود سیصد نفر به تعداد بیشتری افزایش میدهد وسپس به کشورگشاییهای دیگر می پردازد ولذااین چند قریه کشاورزی چسبیده بهم جلگه اصفهان ویا انهار جنبی مزارع کشاورزی اطراف آن قریه ها هم که بعدا در سال 20 هجری به تسخیر اعراب در آمد ویا به نقل مآخذ دیگرتاریخی در سال23 هجری بدست اعراب افتاد و لذا اعراب دیگرراهم به آن قریه های جلگه مزبور مهاجرت دادندویا در کناره های قریه های یهودیه و کروان و نیم آورد و گلبهار(جوباره)، "محلات جدید اعراب نشین اصفهان"خود را بوجود آوردند که یکی از آنهاهم محله عربی "باذان " شهراصفهان می باشد که تاسیس کردند و به نقل ص 8 تاریخ اصفهان جابری انصاری" محله عربی باذانه" تاسیس شد که مسجد خشینان را ،اعراب در همان محله عربی خود می سازند ویا در اصفهان قرون اولیه تاسیس می کنندد که به نقل همان کتاب ،قبل از اسلام، جزو قبرستان های قریه یهودیه بحساب می آمد . و معتقد بودندکه قبر شعیا (اشعیا)هم در آن قبرستان اصفهان می باشد واین "محله عربی باذانه" هم امروزه در محله امامزاده اسماعیل اصفهان افتاده است و مسجد دیگری نیز در در سال 81 هجری وبدست سعید بن جبیر ساخته شد که البته مسجد حکومتی اعراب نبود واز این رو عبادتگه خلوتی بشمار می رفت و در جنب مسجد جامع عتیق اصفهان و جنب باب الدشت آن قرار گرفته بودو بعدا اعراب مهاجر به جلگه اصفهان وبدلیل آب وهوای خوبش زیادتر شدند وبزرگتر گردیدو ممکن است که بعدا به محله های عربی دارالبطبخ اصفهان ویاگود عرب های اصفهان ویا بازار عربها و مدرسه عرب های آن ناحیه شهراصفهان تبدیل شده باشند که در منابع تاریخی به آن محله های عربی نشین اصفهان اشاره شده است وبعدها حاکم مروان خلیفه نیز تعدادی از خویشاوندان قبایل عرب خود را در دوره مروان به بعد،به آن قریه های بهم چسبیده اصفهان کوچانید . و نیز قریه و یا" کوی فلفلچی اصفهان" بود که قریه دیگری بود که در کنار محله باب الدشت (محله کنونی دردشت اصفهان) قرار داشت که به نقل ص 1577 سفرنامه شاردن" نهر نیلی گر " هم از این محله قدیمی اصفهان می گذشت ولذا شاردن در گزارش تاریخی خود از این محله به "نهر نیل گر آن محله" اشاره می کند ویا از 150 خانه این محله کوچک ودو مسجد محله و چهار بازار محلی آن ناحیه در دوره صفویه یاد می کند که ممکن است در گذشته هم "نهر نیلی گر "از کنار این "قریه فلفلچی های اصفهان" می گذشت و یا نهر دیگری که شاردن در دوره صفویه آن را مشاهده عینی کرده است و بخشی از" شبکه آبیاری شهری سنتی اصفهان" بود و آن "نهر سنگ گرم اصفهان "می باشد که در "محله کروان" جریان داشت و شاردن در ص 1576 به آن نهر اشاره دارد و اشاره میکند که اهالی آن محله خود را ناشنوایان به فرمان نمرودمیدانستند که برای سوزاندن ابراهیم نبی ، به دیگران دستور آوردن هیزم را داد وآنهاهم در شهر بابل خود راو در مورد این دستور به کری میزنندو یاشاردن در گزارش تاریخی خود از محله مزبور، می افزاید که محله شان در کنار "محله سید احمدیان" است ویا درکنار" قلعه طبرک" و گلبار بود و سومی هم نهری می باشد که شاردن درمونوگرافی نویسی محله های قدیمی اصفهان مشاهده کرده است ودر جنوب غربی" قلعه طبرک ساسانی" قرار داشت و در"مجرای محله یوسف بنا" جریان داشت ویوسف بنا سازنده مسجد جامع عتیق اصفهان بود و در دوره سلجوقیان زندگی میکرد ویایوسف بنا در این محله قدیمی که ازعصر ساسانی ها باقی مانده بود زندگی میکرد و به همین دلیل هم بعدها آن را "محله یوسف بنا" خواند ه اند و شاردن اشاره می کند که محله مزبوردر دوره سلجوقیان بیرون قلعه شهر مانده بودو جزو گورستان های جهودان اصفهان محسوب می شد که یک نهر ویا آسیا ب آبی قدیمی هم در آن محله جاری بود که آن را "آسیاب چهار سنگ می" نامیدند و بعدا جزو شهر جدیداصفهان میگرددوبقایای نهر و یاآسیاب چهار سنگ آن هم در داخل قلعه شهر قرار می گیرد ویا در ص 1556 کتاب شاردن به این دو آسیاب و گورستان آن محله اشاره شده است و احتمالا آب خندق اطراف قلعه طبرک هم تامین که محافظت این قلعه مهم نظامی را می کرد ،از آب زاینده رودپر می شد و در دوره سلجوقیان ودردولت های ادوار بعدی تاریخ نیز، نظیر انهار سنتی محلات فوق الذکربود که از آبگیری زاینده رود مشروب می شد واین نهرکشی ها برای نخستین بار در دوره اردشیر بابکان اتفاق میافتدویا به نقل ص 46 "تاریخ شاهان و پیامبران" نخستین بار آب های اصفهان را اردشیر بابکان به دست مهربن وردان قسمت بندی می نمایدکه همزمان با نهرکشی های زراعی شوشتر وخوزستان وسازه های آبی آن ناحیه و در آنسوی انشعابات کارون بود و در این سوی انشعابات شاخه کارون که زاینده رودباشد هم نهرآب های قدیمی عصر ساسانی شبکه بندی شده بودند وبه حوضه کویری گاوخونی میریخت ولی قبل ازآن ،در دهات ومحلات اصفهان مصرف آبرسانی میشدوبقایایش هم در میدان کهنه اصفهان باقی مانده بود وآب حمامهاویاآب انبارهای میدان میر اصفهانرا تامین میکرد ویاآب کوی قدیمی میر اصفهان ویا محله میر اصفهان را تامین میکرد و یاآب آشامیدنی و مشروب منازل قدیمی محلات قدیمی اصفهان ویاقریه های عصر ساسانی آن جلگه را تامین می کرد و یا آب یخچال های قدیمی محله سید احمدیان را تامین می کردکه بقایایش تا دوره احمد شاه هم هنوز در این محله باقی مانده بود و یا آبرسانی محله های عربی نشین دارالبطیح و مدرسه عرب ها و گود عربها وغیرهرا تامین میکرد که در "محدوده میدان کهنه اصفهان" قرار داشتند و به این نوع محلات اعراب وتاسیسات شهری آن درمونوگرافی نویسی ص 1483 ویا 1477 و غیره سفرنامه شاردن اشاره شده است ویا در کتب دیگرتاریخی اشاره شده است و لذا با حمله اعراب به داخل خاک ایران ، علاوه از تسخیر قراء جلگه اصفهان،قریه یهودیه و یا مرکزیت تجاری آبادی جی و در میان سایر قراء زراعی جلگه اصفهان هم تسخیر میشود که دروسط اغلب روستاهای زرتشتی نشین جلگه اصفهان بود وبعداز این واقعه اعراب محلات این ناحیه اصفهان زیادتر شدند وپادگان جدیدی در وسط این "جلگه غله خیز ایران" بوجود آوردند و به ویژه آن که در دوره حکومت عباسیان نیزاقتدار محلات عربی نشین اصفهان زیادتر شد و به ویژه آنکه در دوره خلافت "الموفق بالله عباسی" و یا در دوره متوکل عباسی ویا منتصر عباسی که وصیف "حاکم اصفهان "بود و یا در دوره بعدی که جنازه یکی از خلفای عباسی در کنار زاینده رود دفن شده است ، دوره تسلط عباسیان بر این ناحیه است ویابه نقل ص 199 تاریخ" منتظم ناصری" این نوع خلفای عباسی وپادگان ایرانی آنها از املاک و یا مزارع زیادی درجلگه اصفهان ضبط کرده بودند و یاقوت نیز که حکمران دیگر عباسیان بود نیز ثروت زیاد اندوخته بود و یابه نقل تاریخ گزیده، ثروت انبوهی را بدست آورده بود. و لذا سکنه زرتشتی محلات قدیمی اصفهان و بخاطرتحمیل همین نوع فقر وبدبختی ها ناراضی شدندو بعدها در عصر مامون عباسی به طرفداران فرقه خرمیه گرویدند ولذا باز کشته شدند ویا بخاطر قتل سنباد که جنبش اجتماعی اش از روستائیان میان اصفهان وکاشان تشکیل میشد وحاکمان مروانی اصفهان و پادگان زیر نظرش دراین ناحیه آنها را کشتند به طرفداری از آنها پرداختند ویابه طرفداری از ابومسلم خراسانی پرداختند ولی با قتل ابومسلم بدست منصور عباسی باز وضع اجتماعی اشان در دوره تسلط بنی عباس بدتر از دوره سابق شد وسال به سال روستائیان این جلگه اصفهان ناراضی تر می گشتند ولذا بعدها باعث تسلط مرد آویج و آل بویه وبا300نفرسرباز بر آن ناحیه شد ویابعدها آل کاکویه از خویشاوندان آنها براین جلگه بزرگ زراعی ایران و شهرعربی نشین اصفهان وروستاها وقصبه های اقماری ناراضی این جلگه بزرگ دسترسی یافتندکه در" تقسیم بندی اداری قدیمی ایرانیان" منطقه بزرگی راودروسط خاک ایران اداره میکرد و لی درفاصله این سه قرن تسلط اعراب بر جلگه زراعی بزرگ مزبورهم، از تعداد یهودیان "آبادی جی اصفهان" کاسته شد که مرکزیت تجاری جلگه زراعی مزبور را در تمدن ساسانی ها بدست آورده بودند و لذا به نقل سفرنامه شاردن که در ص 1484 می نویسد که: تعداد آنان درشهر اصفهان دوره صفویه زیاد نمانده است و یا شاردن به قلت عددی وسه کنیسه محقر آنان ودر محله جدید عربان مهاجربه اصفهان اشاره میکند ویا در ص1484 کتابش به این موضوع اشاره میکند و متذکر میشود که هنوز در برخی از محلات قدیمی اصفهانکه عربی شده بودند، هنوز کوچه هائی بنام "کوچه یهودیان" وجود دارد واز جمله نقل شاردن و در ص 1484 سفرنامه اش به "کوی یهودیان اصفهان" است ودروسط محله قدیمی و عرب نشین دارالبطیخ اصفهان اشاره میکندو یا به "کوچه یهودیان " آنها دروسط محله قدیمی دیگر اصفهان، و به نام" محله نیم آورداصفهان" و در ص 1494 اشاره میکندو یا به" کوچه یهودیان " ودروسط محله قدیمی سوم اصفهان و به نام" محله در دشت اصفهان" اشاره میکند ویا در ص 1518 کتابش اشاره می کند و یا به "قبرستان جهودان" در "محله یوسف بنا ی " اصفهان اشاره کرده است که همگی از محلات قدیمی اصفهان عصر ساسانی بودند ودر دوران سلجوقیا ن هم به دورن قلعه اصفهان افتاده بودند ولی با مهاجرت زیاداعراب به درون اصفهان ویا با تشکیل" محلات جدید عربی نشین خود" درناحیه مزبور ،از تعداد یهودیان مزبوراصفهان کاسته شده وکمتر گردیدند ودر دوران صفویه هم بشدت اندک شده بودند زیرا به نقل ص 1484کتاب مونوگرافی نگارانه شاردن،از این شهر، تعداد آنان درشهر اصفهان قلیل شده بود و تنها در چند کوچه معدود اصفهان ساکن مانده بودند و قبل از وقوع انقلاب ایران نیزبقایای آنها احساس خطر کرده ولذا بسیاری از آنان هم از ایران رفتند وبعلاوه همانطوری که قبلا اشاره کرده ام، سلجوقیان بعد از تسلط برشهر اصفهان، به بازسازی بازارجدید اصفهان پرداختند ویابه "احیا انهار شهری قدیمی" پرداختند ویا به بازسازی دارالحکومه اصفهان وداروغه خانه شهر پرداختندو یا به ساخت مسجد جامع وکتابخانه بزرگ ونظامیه بزرگ اصفهان وچند ساختمان بزرگ وزارتی ودیوانی در شهر اصفهان پرداختندکه نظیر ساختمان دیوان انشاء وطغرا نویسی " اصفهان بود ویا نظیر"ساختمان دیوان استیفاء"این شهر ویا"ساختمان دیوان اشراف"و"ساختمان دیوان برید" وساختمان دیوان سپهسالاران" اصفهان بودکه 20000غلام نظامی سلجوقیان در اصفهان جزو گارد دربار ملکشاه وخواجه نظام الملک بودندودر زیر نظر این ساختمان سپسالاری شاه ودفترخانه های آن عمل میکردند ودرجنب مسجد جامع عتیق وقصرهای ملکشاه در این شهر بودند واولین پایه های ساختمانهای وزارتی ایرانیان بودندکه در این شهر پی ریزی شدند که در جوار همدیگر بودند ودر ساخت وساز جدید هم چندقصر اعراب راقبلاکه در شهر مزبور ساخته بودند را کنار گذاشتند وبه ساخت وساز قصرهای جدیدالب ارسلان وملکشاه وبه روش معماری ایرانیان و در محله چملان(آبادی سنبلان عصر ساسانی ) پرداختند که ازراه زیرزمینی هم به قلعه طبرک نظامی قدیمی شهر ومحل خزانه سلطنتی آنان وصل میشد ولی بعدها به پیشنهاد یک اسیر رومی که آلب ارسلان در جنگها وگشودن بیزانس اورااسیر کرده وبه اصفهان آورده بودند ولذامحل خزانه سلجوقی را تغییر دادندتا با"ساخت وساز قلعه محکمترویا جدیدتر" مکانش عوض بشودو به بالای دژکوه اصفهان ببرند وبه این "قلعه دژ کوه" اصفهان ومصایب ناشی از آن در کتاب راحه الصدور اشاراتی شده است وهمین اشتباه سیاسی در محاسبات،آنها باعث شد که این بارقلعه دژ کوه بدست سران فرقه اسماعلیه اصفهان بیفتدو لذاباعث نابودی بقیه ساختمانهای اداری ویاقصرهای سلجوقیان ویا باعث ویرانی دوباره شهر بشودویاسیستم اداری پیچیده شهر، متلاشی بشودکه حدود 60 تا70 سال در این شهر دوام آورده بود ، وباعث شهر سازی جدید سلجوقیان شده ویابا این نوع از "تاسیسات سازی اداری جدید" در شهرهای مختلف و در مرکزیت امپراطوری بزرگ آنان، تحولی عمیق درروند شهرسازی عصر ساسانی وبقایای آن بوجود آمدکه هنوز هم برای اهالی معاصر این شهر ناشناخته مانده است ولی آثار باقی مانده از آن دوران" مفهوم شهر" وِیا"نحوه اداره سیاسی – عمرانی شهرهای ایرانی را" نسبت به دوران ساسانی ها دچار تحول اساسی گردانید ویا تغییر درمکان یابی انواع "تاسیسات شهری" ویا "ربض تجاری شهری" کردویا در"شارستان شهر" و"قلعه نظامی شهر" و"محافظان نظامی منطقه وشهر " و"قراءزارعی حاشیه پیرامونی شهر" بوجودآورد ویا کارکرد مکانی "مسجد شهر" و"مدرسه شهر" و"خانقاه شهر" و"کتابخانه شهر" بعداز ان تاریخرا، درسر تاسر شهرهای ایران دگر گون نمود واز اصفهان مرکز امپراطوری آغاز شد وبه شهرهای دیگر ایران سرایت کرد که در چهار قرن اولیه اسلامی ، اعراب مسلط بر شهر های ایرانی وبدلیل فقدان فرهنگشان قبلاکارکرد این چهار مکان شهری مسجد ومدرسه وخانقا ه وکتابخانه را باهم قاطی کرده بودند ولی بعد از دوره 70 ساله ازهمدیگرجداشدهو در شهرهای مختلف ایران "تفکیک مکانیابی "شدند ویا کارکرد قلعه نظامی شهر هم که در دوره ساسانی ها کارکرد ساده داشت ویا قلعه نظامی منطقه زراعی مدل بسیار ساده ای بود وصرفا یک طبقه ساده دل روستاها ی جلگه اصفهان ویاسایر ایالتهای ایران را اداره میکردولی اداره سایر طبقات حرفه ای شهری رافاقد بود واین کارکرد قلعه نظامس ساسانیها درجلگه اصفهان وسایر جلگه های زراعی ایران، به "کارکرد پادگانهای" دولتهای اسلامی ایران تبدیل گشت که نقش خاصی درحفظ کارکرد مکانهای شهری بازی بکنند که قبلا در دوره ساسانی برای نظام شهری نبود نبود ولی سلجوقیان و با همفکری دیوانسالاران اداری خبره ایرانی ،این نوع تحولات شهری ویاشهرسازانه جدیدتر ایرانی را"و یاتحولات اداره شهرها" را نسبت به "ادوار سابق ایران" از شهر اصفهان و برای اولین بار درتاریخ آغاز کردند وبه شهرهای دیگر ایرانی سرایت فرهنگی دادند ولذامکان گزینی های شهری این بارروی به "تفکیک تخصصی " گذاشت وبرای "تحول طبقات جدید شهرنشین ایرانی نو ظهور اماده شد" طبقات شهری "صنف خطاط شهری" ویا "صنف گچکارشهری" ومقرنسکار وکاتب وکتابدار ودیوان نویس ومعماروغیره بودندو در شهر های ایرانی بوجود آمدند واولین بار در اصفهان و با کاربردنخستین کتیبه نگاریهای آجری در مناره های سلجوقی اصفهان پدید آمدکه به این صنف دائمی شهر نیاز داشت ،ولی بخط کوفی آنرا درسردرب اغلب دروازه ها ویاایوا ن ساختمانهای مساجدشهری ومناره های زیبای وبلنددروازه های اصفهان بکار میبردند ویادر مناره های تجاری بیرون شهر اصفهان بوجود آوردند که مسافران از راه دورترویا کاروانهای تجاری و با رویت آن مناره بلند به درون شهر راهنمایی بشوند ویا به درون بازار جدید شهری ویا به کاروانسراهای آن بازارراه یابند که حدود 50 عدد در شهراصفهان ساخته بودند ویا به "رسته های صنفی تخصصی بازار شهر و یک صنف راسته بازار سلجوقی راهنمایی شهری بشوند ولذادر "مکان یابیهای تفکیک شده شهرمزبور" ، یک جنس نوع مسافری خاص راکه مورد نظرشان است بخرنند ویا بفروشندوباعدم مراجعه به مکانهای دیگر شهری ویا غیر مربوطه ، خود را علاف نکنندویا برای جلب مسافران تجاری مزبور ،سفارش نصب انواع مقرنس کاریهای زیبا ویا گچبری را بر ایوانهای کاروانسر اهای آن شهر دادند ویا به طبقات شهرنشین خاص آن حرفه دادند که به تحصیل آن "حرفه شهری "بروند ویانحوه تحصیل حرفه ای آنها رادر نظامیه هایشان سفارش قبلی داده بودند ویا برای ساخت وساز دربهای چوبی وآهنی آن نوع "بناهای عمومی شهری "سفارش حرفه ای داده بودندویا برای تزیین ومحوطه سازی ویاخزینه سازی آب انواع حمامهای مسافری ودر کنا ر کاروانسراهایمسافری متعدد اصفهان وراسته سازیهای متعدد آن بازارصنف تخصصی حمامداران اصفهان را دادند و ویا برای انواع گلکاریهای شهری ونگهداری باغهای شهری در باغ کاران وباغ احمد آباد وغیره ملکشاه در شهراصفهان ویا دردیگر باغاتش در بیرون شهر"رسته شغلی " بوجود اوردندویا در"باغ قصر زن وی "،ترکان خاتون، در کناره زاینده رودکه ساخته بودند، صنف تخصصی وحرفه ای باغداران اصفهان را بوجود آوردند ویا در باغات مقبره وساختمان مقبره چند تن از شاهان جوان وسلحشور ترک سلجوقی که در اصفهان دفن شده اند ولی بدلیل سلحشوری وعدم فساد درباری خود اغلب در سن جوانی مرده اند ولذااینجانب در جزوه تحقیقی مفصل وبنام "شهرسازی اصفهان دوره سلجوقی" ویژگی تاسیسات شهری ویاحوادث ان دوران اصفهان را ذکر کرده ام وبه 14 تحقیق دیگرم در مورد دورانهای دیگر این شهر ایرانی اصفهان افزوده ام . آری ، طغرل که درسال های 442 الی 443 هجری بر اصفهان تسلط یافته بودولی به دلیل مناسب نبودن اوضاع سیاسی این شهر نخست خزائن خود را از قلعه طبرک اصفهان به قلعه طبرک شهرری وبه برج طغرل کنار آن قلعه درشهر ری برده بود و ولی شاه های بعدی سلجوقی ونظیر الب ارسلان ویاملکشاه سلجوقی با دستیاری عمیدالملک ویانظام الملک ودفتر داران اداری باسواد ایرانی خود که باآن دونفروزیر اعظم همکاری اداری وهمفکری اداری میکردنداین با نها د تخصصی "دفتر خانه های معماری سلطنتی واملاک سلجوقیان" را پایه گذاری کردندو در زیر نظر "دیوان وزارتی عمیدالملک ویا نظام الملک صدر اعظم" را در شهراصفهان تشکیل دادند وباکمک آن "وزارت معماری سلجوقیان" که معادل" وزارت مسکن وشهرسازی کنونی ایرانیان " بود این بار به بازسازی قلعه شهراصفهان ویادروازه ها وکاروانسراها وساختمانهای اداری لازم و برای اداره یک امپراطوری بزرگ رابکار بردند واز طریق تاسیسات اداری وفرهنگی این شهر فراهم کردند ویابا برداشت پول از خزانه سلطنتی سلجوقیان که ازبلاد بزرگ امپراطوری سلجوقیان به اصفهان می آمد ،به ساخت و سازانواع مساجد جامع عتیق شهرها ویا بازارها و قیصریه آن شهرها شدویا در محدوده میدان کهنه اصفهان ویادرشهرهای دیگر پرداختند ویابه ساخت کاخ سلجوقی در اصفهان و یابه ساخت نظامیه سلجوقی اصفهان پرداختند که مهمتر از نظامیه بغداد ونیشابور ومرو بود ولی اکنون نه خودش در اصفهان وجود دارد ونه عنوانش ویا حتی تابلوهایی میراث فرهنگی اش در این شهر وجود ندارندکه حاکی از عظمت فرهنگی این شهر ایرانی باشد وبلکه همگان در کتابهای تحریری معاصر ویا در تبلیغات ومحاوره ها فقط نظامیه بغداد را میشناسند ومسئولان ویا میراث فرهنگی ایران ویادانشگاههای این شهر هم فقط با تابلوها وکتب انتشاری خود فقط اصفهان دوره صفویه را به دیگر ایرانیان بطور عمد معرفی میکنند که حاکی از معلومات اندکشان در مورد خود شهر اصفهان است ویاآثار وحوادث تاریخی دیگر این شهر ایرانی را دور میزنندتااثر گذاری فرهنگی خیلی از متفکران ایرانی ویادستیاران اداری وی را در این شهر ندیده بگیرند وچونکه افرادی نظیرعمیدالملک ویانظام الملک طوسی وغیره ازاین شهر نبودند ولی اثرات عمیق سیاسی ویافرهنگی تاثیر گذارویاتاریخی براین شهر گذاشته اند و یا باعث هنر ومعماری ودانشگاه سازی وتجارت عمیق وپایتخت شدنش را گذاشته اند را ندیده بگیرند ولی این شگرد های میراث فرهنگی استان اصفهان در نظر قشر اگاه ایران چندان پسندیده نیست ویانقش شاهان جوان سلجوقی را در این شهر "محوفرهنگی" کرده اند که شاهان عیاش صفوی این نوع خدمات صادقانه را به شهر آنان نکرده اند ویاتدابیر اداری قشر متفکر اداری ایرانیان دیگر راندیده بگیرند که اولین با ر اساس وزارتخانه های موجود ایران رادر 1000 سال پیش تنها در این شهرایرانی پایه گذاری کردند ویا زیر مجموعه خاصی از وزرا ی آن دوره تاریخی شدند که با کمک پول وقدرت سلحشوری سلجوقیان که به خزانه آن شهر می بردند ویابا" تدابیر اداری" خود مشکلات شهری واداری اغلب شهرهای ایرانی آن روزگاررا از طریق تدابیر اداری خود حل بکنند که دردرون "وزارتخانه های کشوری" آنان دردرون شهراصفهان بودند ( ونه در دیوانخانه غزنین ویا شهر ری ویا بغداد؟) وتنها در اصفهان کاشته شده بودند تا از طریق "مکانیزمهای اداری" این شهر، به ساخت واحیاءدوباره شبکه های آبیاری سنتی شهراصفهان بپردازند ویا به احیاء آنها دردیگر شهرها بپردازندکه متروکه شده بودند و یا به بازسازی انواع باغات اصفهانی بپردازندو از جمله باغ کاران ویا باغات محله سید احمدیان اصفهان ویا به احیا یخچال های طبیعی آن محله قدیمی بپردازند که الگوگیری از یخچالهای طبیعی عصر ساسانی ها در دیگر شهرهابود ولی در شهراصفهان و بدلیل پایتخت نبودنش وجود نداشت، پرداختند و نیز به بازسازی 50 کاروانسرای مجهز در" کوی طراز اصفهان" که به قیصریه قدیمی اصفهان وصل می شد پرداختند و یا به بازسازی" محله ساربان اصفهان "و "مناره ساربان آن محله" ودر جنب دروازه طوقچیپرداخته که به جاده خراسان وصل می شد پرداختند تا کاروان های تجاری ایرانی بتوانند با دیدن آن مناره های بلند واز راه دور به طرف شهر بیایند و یا طغرل سه سال مالیات گیری و مالیات دهی از شهررا حذف کردتابازاریانش جان بگیرند و اینجانب در مقاله ای مستقل، به شرح مناره های تجاری وزیباوبلند وتوام با آجرکاری خط کوفی اصفهان پرداخته ام که در دوره سلجوقی شکل گرفته اندویا ناصر خسرو هم در دیدار خود از این شهر اصفهان ودر آغاز حکومت سلجوقیان از میزان زیاد عمران آن شهرودروازه ها وقلعه سلجوقی آن تعجب کرده بود که در کتابش اورده است وباآنکه بدعوت خلفای فاطمی مصر که دشمن سلاجقه بودند و ناصر خسرو هم درسفر مصرش جزو فرقه اسماعلیه شده بود که اسماعیل ازاجداد خلفای فاطمی مصر بودولذا ناصر خسرو هم در پیروی از "مکتب فکری پذیرفته خود" ونظیر ما نمی بایست در کتابش بیطرفی به ساخت وساز ان شهرنشان می داد ویابه ذکر محاسن اصفهان عصر سلجوقی بپردازد ولی در گزارشگری مکتوبات خود ، چنین تعصبات مرامی را نشان نمیدهد برعکس به ذکرمحاسن اصفهان می پردازد که در سایر شهرهای ایرانی نظیر آنرا ندیده است وشهری که اداره اش در دست دشمنان مرامی خودش اداره میشد ووی تنها 20 روز از عمر خودرا در آن شهر اقامت کرده بود ومی توانست درمونوگرافی نویسی خودو برای آیندگانش آن نوع توصیفات شهری راو درجهت حفظ مرام عقیدتی خود، حذف بکند ولی چنین کاری نکرده است . آری شهر اصفهان و در طول صد و هشتاد سال از حکومت امپراطوری سلجوقیان و حداقل 70 سال مداوم آن با پایتختی اصفهان بودو عرصه امپراطوری بزرگ سلجوقیان در دست گرفته بودند که از یمن تا هند و از ترکیه تا ماورالنهر شهرهای مختلف ایران رااز طریق اصفهان (وسپس از طریق همدان وتبریز )آن دوران امپراطوری اداره می کردند و به همین دلیل هم ناصر خسرو که به گشت و گذار اغلب شهرهای آن دوران تاریخی پرداخته بود و یاتاسیسات شهری آنها را مقایسه می کند و به نقل ص 167 سفرنامه اش اعجاب خود رادرباره اصفهان دوره سلجوقی می نویسد که من در همه "زمین پارسی گویان" شهری نیکوتر و جامع تر و یاآبادتر از اصفهان ندیدم و یا در ص 166 کتابش می نویسد که: و اندرون شهر همه آبادان، و هیچ از وی خراب نبود. ولی متاسفانه با سقوط دولت سلجوقیان ،اصفهان دوباره چندین قرن به اضمحلال شهری کشیده شد و تا اینکه در دوره اواسط دولت صفویه بار دیگر احیاء شهری شد ویا پایتخت مجدد کشور ایران شد ویا مرکز امپراطوری آن دوران صفویه گردید که وسعتش از ایران کنونی کمی بزرگتر بود وعلت اضمحلال چندین قرنی اصفهان ودر وسط این "دو دوران تاریخی"هم و بنا به مستندات تاریخی دوره خوارزمشاهی وعصر ایلخانی بیشتر بدلیل اختلاف سکنه محلات مختلفش با یکدیگر بود که از سه گروه متخاصم شافعی وحنفی وفرقه اسماعلیه تشکیل میشدند ومرتبا بایکدیگر درگیری داشتند و ومخالفتشان نیز با دولت سلجوقی وخوارزمشاهی هم به ضرر آنان تمام شد ولذا وضع اجتماعی شهرآنها را بدتر از سابق گردید ونتیجه اش فقط آن بودکه از پایتختی ایران افتادند ویا ازعمران وسیع افتادند ودر نتیجه آن مخالفت ها بادولت سلجوقی ،آنها هم پایتختی خود را به شهرهای همدان وتبریز انتقال دادند ولذا در دورره ایلخانی بیشترین افت شهری رااصفهان کردویابه نقل ابن بطوطه اصفهان به ویرانه ای تبدیل می شد ولی بنظر اینجانب اصفهان بیشترین ضربه را از خاندان آل مظفر خورده است که خاندانش با تکیه بر بیعت با خلفای بنی عباس ،حکومت اصفهان و یا شهرهای دیگر ایرانی را بدست آورده بودند ومحبوبیت مردمی نداشتند و لذا شاه محمود آل مظفر و یا شاه منصور و شاه زین العابدین و غیره مدتی در شهراصفهان حاکم بودند و یا مظفر کاشی (دایی آنان) حاکم شهر اصفهان شده بود و برای حکومت بر این شهر هم تعدادی از سکنه نظامی میبد یزد را کوچانیده بودند و در کوچه میبد اصفهان و یا در یزد آباد اصفهان و یادر درون محلات قدیمی ویران شده اصفهان ساکن کرده بودندتا حامی نظامی آنان باشند و زمانی که تیمور لنگ ارتش بزرگ خودرا در پشت دروازه های اصفهان نگه داشته بود و برخی از علما ویا سادات اصفهان به استقبال تیمور آمده بودند تا سکنه اصفهان را از خطر نجات بدهند و او هم با اعتماد به معاهده وتضمین جانی آنان ،مالیات بگیرانش در داخل شهر اصفهان فرستاد ویا، برخی از مالیات گیران و یامحافظان نظامی آنها را که اندک بودند به درون شهر فرستاده ، تا مالیات بگیرند و سکنه اش بجای مالیات دادن به دولت کوچک آل مظفر آنهارا بپذیرند ولی خاندان آل مظفر که محبوبیتی در درون شهر اصفهان نداشت واسناد تاریخی مختلف هم حاکی از آنموضوع است ،ولی با تحریک برخی از طبقه عوام شهر و از جمله علی کچه پا و غیره بسیاری از سکنه اصفهان را به کشتن دادند. زیرا عوام شهر که آگاهی سیاسی و یا نظامی به عواقب کار خودنداشتند و یانمی دانستند که قتل ماموران مالیاتی تیمور و یامحافظان آنها در درون شهر اصفهان چه بلایی ممکن است بر سرشان بیاورد؟ولی با تحریک عوامل آل مظفر به این کار خطرناک تن دادند ولذا به نقل کتاب زبده التواریخ حافظ ابرو، تیمور لنگ هم خشمگین شد و لذا تا نماز شام خود را به دروازه های اصفهان رسانید ودستور کشتار سکنه اصفهان را صادر کرد و به نقل همان صفحه 667 و 668 کتاب حافظ ابرو و منابع تاریخی دیگرایران ، حدود 70 هزار نفر از سکنه اصفهان به کشتار رفتند و بعد از آن هم تیمور خشن ترین داروغه هایش و نظیر امیر حاجی بیگ ویانویانشاه و غیره را بر حکومت اصفهان گماشت و یا بسیاری از حوادث تلخ تاریخی که حافظ ابرو در ص 530کتابش به نقش آن حوادث تاریخی در فرازوفرود شهر اصفهان و یا درویرانی شهر و یادر از بین رفتن سکنه اش اشاره می کند و نظیر همدستی برخی از سکنه اصفهان در" جنبش حروفیه" و یا در همدستی برخی در رجال شهر اصفهان در کارد زدن به شاهرخ تیموری و یا بخاطرحمایتی که از درگیری های مابین فرزندان تیمورو برسر حاکمیت اصفهان میکردند وبا عدم رضایت شاهرخ تیموری از آن اعمالشان و یا بدلیل مخالفت سکنه شهر با جهانشاه میرزا قراقوینلو وفرزنش محمدی میرزا وکمک به طرفداران جنبش حروفیه درآذربایجان که در آنجا بلوا بیافرینند واو هم درمقابله با اعمال موذیانه مزبور وبنا به نقل منابع تاریخی دستور داد تا از شهرهای مختلف حدود 50 هزار بیل دار و جهت تخریب قلعه اصفهان و یا محلاتش به آن شهر فرستاده شوند و یا به دلیل بروز وبا وطاعون که تعداد زیادی از سکنه اصفهان را کشت ولذا دائما از یک دروازه اصفهان جنازه بیرون می بردند واز این رو به آن نام "دروازه مرگ اصفهان" دادند و ناچار شدندکه آن دروازه را بخاطر نحس بودنش بسته و"دروازه نو اصفهان" را بجایش بگشایند و همگی این مسائل در اسناد و مدارک تاریخی مختلف ایران آمده است و لذا اصفهان و محلاتش و تا اواسط دولت صفویه رو به اضمحلال و خرابی شهر ی می رفت و تنها از اواسط دولت صفویه بود که دوباره پایتختی ایران به اصفهان برگشت و رو به آبادانی مجدد گذاشت. ودوباره 125 سال پایتخت ایران شد و چرا که از حدود 217 سال عمر دولت صفوی حدود 10 ساله آن ،تبریز پایتخت آنا ن بود و یا 75 سال قزوین پایتخت آنان شد ولی بقیه اش اصفهان را به پایتختی انتخاب کردند و در طی این دوره 125 ساله، پنج تن از شاه های دولت صفویه هم محلات قدیمی ویران اصفهان را بازسازی کردند و با جمعیت زیادی را از مناطق مختلف ایران به اصفهان کوچانیدند و یا به ساخت و ساز کاروانسراها و مساجد و کاخ ها و محلات جدید بیرون قلعه اصفهان پرداختند و مهمترین اقدام آنان نیز بازسازی شبکه آبرسانی و انهار شهری محلات اصفهان بود که حدود 400 سال الگوی آبرسانی شهری سنتی آن شهر ویا الگوی اغلب شهرهای ایران گردید ولذا در ادوار بعدی تاریخ زندیه و یا قاجاریه ویا در اوایل دولت پهلوی اغلب حاکمان شهرهای ایران و در نظام بازسازی محلات زیر مجموعه حکومتی خود به تبعیت از الگوی آبرسانی شهری سنتی اصفهان وا داشتند و تا اینکه در فاصله سال های 1330 الی 1340 شمسی دیگر "الگوی آبرسانی و یا لوله کشی جدید" شهرها ایران که از لوله کشی غرب اقتباس شده بود این نوع مدل آبرسانی شهری سنتی اصفهان را از مد اجتماعی خارج نمود . آری احیاء شبکه آبرسانی شهری اصفهان زمانی بیشتر شد که در نیمه دوم دولت صفویه بود و از این رو شاه عباس اول وبه دلیل اصطرار سیاسی ناشی از حمله ازبک ها ویا عثمانیها که به داخل خاک ایران مرتبا حمله میکردند ولذا پایتختی قزوین نمی توانست آن را تحمل بکند واز این رو تصمیم گرفت که مکان پایتخت ایران را تغییر بدهد ولی برای ساخت و ساز پایتخت جدیدکه جمعیت بزرگتری را می طلبید شبکه ابیاری سنتی گذشته اصفهان دیگر کفاف نمی داد . وبهمین دلیل برای حل چنین تنگنای آب شرب شهری اصفهان که جمعیت اش روز به روز هم افزایش می یافت واز این رو میخواست که تغییری در منشا چشمه های زاینده رود بوجود آورد که آب مشروب شهری اصفهان را در دولت های قبلی ایران بوجود می آورد و نتیجتا رودخانه ای که از یکی از چشمه های زردکوه بختیاری نشات می گرفت را مد نظر قرا داد و ناصر خسرو هم قبلاو در دوره سلجوقیان ،از نزدیک این چشمه را دیده بود ویا به شرح ماوقع خوددر مورد منشاء زاینده رود در سفرنامه اش می پردازد . و این رودخانه زاینده رودهم پس از طی یک مسیر رودخانه ای (ال شکل مانند) وارد جلگه اصفهان می شد ولی درجنوب کوه اتشگاه اصفهان به دلیل مانع عبورگاهی کوه مزبور خم شده و به طرف شرق ایران منتهی می گردید و لذا چندین کیلومتر هم جنوب قلعه قدیمی اصفهان را در مجرای زاینده رود طی می کرد که در دوره صفویه تنها سه پل عبورگاهی داشت ولی امروزه حدود 10 پل فلزی و یا آجری و یا سیمانی بر روی آن رودخانه نصب شده است ودر نتیجه خیابان های دو طرف زاینده رود اصفهان جدید را بهم وصل می کند وبعلاوه دولت های قدیمی ایران نیز نظیر دولت ساسانی و یا دولت سلجوقی از همان منشا خم شده رودخانه زاینده رودو بطرف جنوب شرقی اصفهان شعبات مختلف آبیاری شهری را اخذ کرده وبطرف آبیاری محلات درونی اصفهان میبردویا به طرف روستاهای جلگه اطراف اصفهان از آب آن زاینده رود منشعب می کردند و آن سیستمی بود که نحوه تامین آب آبادی های بهم چسبیده اصفهان را از قدیم واز دوره ساسانی ها تامین می کرد و وملکشاه هم به توصیه "دفترخانه دیوان معماری" ویاسدسازی سلطنتی خود،انواع بند ها ویاسد هاو جهت احیا اراضی زراعی ایران وبر روی رودخانه های مختلف ایران زده بود. واز جمله تاسیس سد مبارکه سلطانی ملکشاه بر روی رود خانه مرورودو در شهر مرو که محمد کاظم مروی در کتاب عالم آرای نادری خود به آن اشاره می کند ویا بند ملکشاهی بر روی رودخانه قمصر کاشان که حسن نراقی در کتاب تاریخ کاشان ونطنز خود به آن بندقمصر ویاقلعه جلالی وی درکاشان اشاره میکند وغیره.. وبعلاوه وی برای احیاء شبکه آبیا ری سنتی محلات اصفهان وابیاری زراعی دهات اطرافش که پایتخت او بود دستور ساخت بند زاینده رود را داد ویا ساخت پل شهرستان را برروی رودخانه زاینده رود داد ودر دوره صفویه تصمیمات عمرانی سلجوقیان مورد تقلید صفویه قرارگرفت وبهمین دلیل و بنا بر اسناد تاریخی در دوره شاه طهماسب صفوی هم سعی کردند که میزان ورودی آب کوهرنگ به طرف زاینده رود را گشادتر کرده ویا زیادتر بکنند. و ازاین رو میر فضل اله شهرستانی حاکم اصفهانی وی در سال 966 هجری سعی بر آن نمود که توسعه آب زاینده رود را از ناحیه کوهرنگ زیادتر بکند ولی موفق نشد اما شاه عباس با انتخاب اصفهان بعنوان پایتخت ایران مجبور بود که این توسعه آبی را حتما انجام بدهد در این زمینههم بسیار کوشید و سعی کرد که هزینه کندن آن را بر دوش مالیات روستاهای دیگر کشور ایران بگذارد و تا حدودی هم این توسعه آبی اش انجام گرفت ولی به دلیل هزینه زیادش که در ص 103عالم آرای عباسی امده است تا حدودی ناموفق ماند و اما با ادامه پایتختی اصفهان ،دوباره شاه عباس دوم نیز اغورلوبیگ وزیر عدلیه اش را به تداوم این پروژه آبرسانی وارد کرد . او هم به ایجاد سدی در برابر ریزش گاه چشمه کوهرنگ اقدام کرد تا آب چشمه آن بالا بیاید و نتیجتا از فراز سد احداثی اشان آب جاری بشود ویا بجای جاری شدن به مسیر دره های خوزستان این بار به طرف دشت اصفهان جاری بشود و بعلاوه صدر اعظم شاه عباس دوم نیز در اثر مشورت با مهندس دوشنبه فرانسوی که آن روزها در ایران بود و در امور مهندسی نیزتخصص داشت و این پروژه را تکمیل نمود و به چگونگی تغییر مجرای زاینده رودتا حدودی منجر شد که صفحات 949 و 950 کتاب عالم آرا عباسی به آن نکته اشاره کرده است و یا صفحات 38 و 39 کتاب خلاصه السیر و تدوینی در دوره شاه صفی نیز به آن نکته اشاره کرده است و یا صفحات 247 و 250 همان خلاصه السیربه نقش اب زاینده رود در آبیاری جلگه اصفهان اشاره دارد و بعلاوه گزارش ناصر خسروهم در دوره سلجوقیان هم در ص 165 سفرنامه اش ذکر شده بود به این امر کمک میکرد و یا مطالب کتب تاریخی دیگر هم به این منشا آب زاینده رود اشاره دارند . وشرح ص 949 کتاب عالم آرا عباسی در این باره چنین است که: در ناحیه کوهرنگ (کورنگ) دو چشمه آب بزرگ بود که یکی به نام چشمه محمود نامیده می شد که عوام به آن "چشمه محمودکر" می گفتند که به دلیل ریزش آبش به دره صدای شدیدی در می آورد که گوش را کرمی کرد و لذا به آن چشمه محمود کر می گفتند و دیگری بطرف دره های خوزستان می رفت و در دوره شاه عباس اول محب علی بیگ لله از غلامان شاه که مسئول عمارت خاصه دولتی صفویه بود با چند نفر از مهندسان کاردان وکاربلداصفهان تصمیم گرفتند که بندی به ارتفاع 80 ذرع در پیش ریزش اب چشمه دوم ببندندکه آن آب بلندی گیرد و سپس مسیر کوهی را که سد راه جاری شدن مسیر آب مزبور به طرف جلگه اصفهان بود رابا 150 ذرع عمق کنی و یابا سه هزار ذرع طول کنی حفر بکنندولی چونک کوههااز جنس سنگ خارا بود ویا بدلیل سرمای کوهستان ویخبندان آن ناحیه ، پنج سال در این راه هم کوشیدند و سپس امام قلی خان بیگلر بیگی و حسین خان حاکم لرستان و بختیاری را به این امر گماشت .واما به دلیل سختی کار و برودت هوا در زمستان ها، پروژه مزبور با کندی پیش میرفت ونهایتا با سقوط اصفهان بدست افاغنه هم این پروژه توسعه آب جلگه اصفهان، دیگر متوقف شد تا اینکه در دوره دولت پهلوی و با اختراع دینامیت و یابوسیله وسایل جدید حفاری وفقط در فاصله سال های 1327- 1332ش مسیر حفر تونل کوهرنگ مزبور توسعه بیشتر یافت و آب شرب شهر اصفهان بیشتر شد ولی این امر نیز به نفع سکنه آن شهر نگردید . زیرا که بعد از آن تاریخ دیگر اغلب شهرهای کویری اطراف اصفهان سعی کردند که برای آب آشامیدنی خودو نظیر یزد و دلیجان وقم وغیره از منشا آب تونل کوهرنگ استفاده بکنند که بحران آبی اصفهان را زیادتر می کند و بعلاوه شوراهای شهر ویا شهرداری های متاخر اصفهانی هم با توسعه بیرویه فضاهای سبز شهر یکه تلفات آب زیاددارد ویا غیر کارشناسی شده است ویا با تاسیس انواع پارک ها در کنار مجرای آبی زاینده رود و یا با تاسیس انواع صنایع فولاد و ذوب آهن و صنایع آب بردر حواشی رودخانه اصفهان این نوع توسعه آبرسانی شهری اصفهان رابا تنگنا روبرو ساخته است و یا تصورات غلطی را به سکنه این شهر داده است که با ساخت انواع تفرج گاه هاودر دو طرف زاینده رود به تماشای آب جاری زاینده رود و تفرج آن بپردازندویا از آن لذت ببرند و یا نظیر ظل السلطان حاکم قاجاربیندیشندکه در اصفهان، سدی بر رودخانه زاینده رود می بست تا قایق قدیمی خود را بر روی این رودخانه به گردش در آورد و یا نظیر شاه عباس و شاه سلطان حسین ودر کناره های زاینده رود تفرجگاه های مختلف شبانه ویا میهمانی های مجلل پدید آورند و در حالی که مقدار آب زاینده رود کفاف این همه از نیازمندی های متعدد و یامختلف را نمی دهد و بعلاوه هم منشا زاینده رود که اندک است مشکل دارد وهم خروجی نهایی آب زاینده رودمشکل دارد که یکبار مصرفش در مسی خودمیکند ، زیرا به باتلاق گاوخونی می ریزد ویا در کویر فرو می رودولذا با مشکل و تنگنا روبروست و به نقل مولف "تاریخ گزیده" زنده رود و یا زاینده رود نامیده آن رودخانه یک نوع تصورات موهوم از زنده ماندن و یا احیاء مجدد رودخانه مزبور است و بعد از فروریزی در باتلاق گاوخونی دیگر زنده نمی شود ومیمیرد ولذا برای آبرسانی شهری دوباره جهت فضاهای سبز شهری باید راه حل های عاقلانه تر ویا توام با تدبیرلازم را باید اتخاذ کرد و یا به واقعیت های تلخ، "پتانسیل اندک" آن رودخانه باید توجه بکنند و پدیده ای که درنظام آبرسانی شهری سنتی آن شهرقبلا رعایت می شد ولی امروزه به فراموشی گذاشته شده است تا علاوه از زیبایی فضای سبز شهری، امکان آبیاری زراعی دهات پیرامونش ویا آبرسانی شهری اصفهان وشهرهای اقماری اش هم، برایش باقی بماند. که دراصفهان امروز به این واقعیت ها توجه نمیشود. آری این نوع احیا دوباره آبرسانی شهری اصفهان در دوره صفویه هم معقول بود و هم بر ابعاد زیبایی محلات اصفهان می افزود که به چگونگی آن خواهم پرداخت و در حالی که شاردن در سفرنامه اش یادآوری می کندکه در اصفهان دوره صفویه برخی از محلاتش در دورن قلعه شهر قرار داشتند ویا تعدادی از محلات نوساز صفوی هم در بیرون آن قلعه شهر قرار گرفته بودند ولی آبرسانی جاری همه محلات بیرون قلعه ویا همه محلات درون قلعه شهر بطریق مفید انجام میشد و نیز در این دوره تاریخی ،تعدادی از دهات کشاورزی هم در "اطراف اصفهان" بودندکه از همان آب جریان یافته زاینده رود استفاده مفید می کردند ویازمانی هم که به تدریج در شالوده ساخت و ساز شهری اصفهان ادغام می شدندباز دچار مشکل آبرسانی نبودند که نظیر دهات بیدآباد،ویا ده جوزدان و یا ده مورنان ویا ده لنبان و غیره بودندو بعلاوه محلات جدید الساز عباس آباد و شمس آباد کهنه ویا جدید ویا محله نصر آباد ویاسعادت آباد و هزار جریب ویامحله خواجو ومحله درب کوشک ویا محله چرخاب (محل چرخش آب) و یا جوب های خیابان های چهار باغ وجویهای محله قصر سلطنتی و یاجوبهای "محلات جدیدجلفا" ویا "جلفای کهنه" هم که همگی ساخته پنج شاه متاخر صفوی بودندولی همگی آبرسانی سنتی مفیدمی شدندویاانهارکشی محله ا ی مفید شده بودند که هم آب آشامیدنی سکنه همان محلات شهری را تامین میکردندو هم درختان کوچه های آن محلات اصفهان را آبیاری مینمودند ومیرابهای شهری ماهر هم ناظر آ ن نوع از آبدهی مناسب بودندتا هم آب سردابه های خانگی اصفهان تامین شود وهم آب یخچال های طبیعی و هم آب مکان های تجاری شهر را درهمه محلات مزبور تامین بکنند و اگر به نقل قول ناصرخسرو در ابتدای دولت سلجوقی اصفهان توجه بکنیم که تنها 50 کاروانسرا در اصفهان وجود داشت و در "کوی طراز شهر" اصفهان مستقرشده بودند ومسافران تاجرش ویا اسبانشان تامین آب آشامیدنی می شدند ولی در چند قرن بعدودر دوره صفویه وبه نقل شاردن ، کاروانسراهای بازار ومحلات پراکنده اش به حدود 1802 کاروانسرا رسیده بودند که مسافرانشان به آب آشامیدنی نیاز داشتند و یابه 273 گرمابه افزایش یافته بود و یابه 162 مسجد در محلات اصفهان تبدیل شده بودو یابه 48 مدرسه دینی آن شهرتبدیل شده بودکه همگی به این نوع ازآبرسانی سنتی اصفهان ودر دوره صفویه نیاز داشتند ولذااین همه از حجم ویا وسعت چند برابری شهر اصفهان با با عقلانیت در "اداره شبکه سنتی آبرسانی شهری "اداره میشد و چرا که در آن دوره تاریخی ،حجم جمعیت اصفهان به0 65000 نفر رسیده بود ولی با آبرسانی منطقی به حدود38200 خانه ویا منزل مسکونی در شهر اب میداد که ارقام جمعیتی یاومنازلش را شاردن در کتابش برآورد کرده است وازاینرو از بزرگترین شهرهای ایران به شمار می رفت و سایر شهرهای ایرانی کوچکتر از جمعیت اصفهان بودند ولی با سیستم منطقی آبرسانی سنتی اصفهان دوره صفویه،باز کفاف همه آن نوع نیازها را می داد ولیکن در ادوار بعدی تاریخ ایران وتا حدود سال های 1340ش دیگرالگوی آبرسانی سنتی عوض شد وتا ایام لوله کشیهای جدید شهرها، این نوع سیستم آبرسانی اصفهان تنها الگوی آبرسانی اغلب شهرهای ایران بشمار میرفت ویادر دولت های زندیه و قاجاریه و پهلوی گردیده بود. و نگرش تحقیقی به اسناد و مدارک تاریخی مختلف ایران ویابرمبنای اغلب سفرنامه ها، اداره مناسب این نوع شبکه های آبیاری اصفهان را دردوره صفویه نشان می دهد و از آن جمله ص 1529 سفرنامه شاردن است که به نهرکشی های باغ زیبای محله هزار جریب اصفهان اشاره دارد ومی نویسدکه: باغ هزار جریب اصفهان حدود یک مایل طول و یا عرض اش نیز به همین اندازه میباشد ومی افزاید که دراین باغ بزرگ هزار جریب، پانزده خیابان در دوره صفویه وجود داشت که دوازده تای آن به شمار طبقات باغ عرضی بود و از هر چهارتا به چهارتای آنها، یک جوی آب روان بود و یا سه خیابان طولی آن هم طوری طراحی شهری شده بودند که در خیابان وسطی، جویی به گودی هشت شست وجود داشت ویا به عرض سه پا ساخته شده بود وبعلاوه با سنگ مفروش شده بود ویا در هر ده گام آن هم فواره ای در آب جوی، نصب شده بود که آب را تا ارتفاع نسبتا زیاد به بالا می جهانید و یاشاردن در صفحات دیگرش ذکر می کند که حوض های مختلف الشکل در محله هزار جریب وجود داشت و نیز ادامه می دهد که آب در نهرهای باغ ها روان بود و فواره های مختلف بر گرد خود آب می نشاندند. و نیز یکی از انهار شهری ، دوره صفویه نهرهائی بود که در محله جدید الاحداث جلفای نو ساخته شده بودند و لازم به یادآوری است که" محله جلفای کهنه" بوسیله شاه عباس اول ساخته شده بود و یا "جلفای نو" بوسیله شاه عباس دوم احداث شده بود و در هردو محله جلفا نیز حدود 3500 منزل مسکونی ساخته شده بود که در آنها حدود 30 هزار خانوار صنعتگر از شهرهای نخجوان و یااز ایروان و جلفای ارس و غیره کوچانیده شده و به این محله های جدیدالاحداث اصفهان کناره زاینده آورده بودند و نیز به نقل ص 1657 سفرنامه شاردن در تمام کوچه های جلفای نو و در فصل زمستان، شب و روز آب در نهرهایش جاری بود که از زاینده رود منشعب شده بودند و تنها در ایام تابستان بود که آبش کاهش می یافت . و لذا شاردن در گزارشی که از این محله اصفهان بیان می کند که با آبیاری مناسب آن نهرها،درختان کوچه های جلفا همگی مشجر شده بودند ویا چند گرمابه و یا کاروانسرا هم از آن آبرسانی نهرهااستفاده می کردند و هر چند گزارش شاردن از انهار محله سعادت آباد اصفهان پراکنده می باشد ولی جمع بندی تمامی آنها چنین می باشد که در محله سعادت آباد اصفهان که به تقلید از" باغ سعادت آباد تبریز" دوره آن قوینلو ساخته شده بود و یا از" باغ سعادت آباد قزوین" در دوره شاه طهماسب اخذ فرهنگی شده بود وامروزه نیزدر اصفهان معاصر ویابا مکانگزینی جغرافیایی این محله تازه ساز صفویه سعادت آباد اصفهان که در جنوب زاینده رود قرار دارد وامروزه به نام "محله سعادت آباد جدید اصفهان" نامیده می شودد که در جنوب خیابان میر فندرسکی کنونی قرار گرفته است وبعلاوه امروزه نسبت به سابق تغییر بافت شهری داده است ولی در گذشتهتاریخ محله مزبور ، شاردن در ص 1566 سفرنامه اش و در مورد سابقه این محله سعادت آباد دوره صفویه توضیح بهتر یمی دهد که این محله جدیدالاحداث شاه صفویان حدود یک فرسنگ طول داشت ویا نهری از میات باغاتش می گذشت و این نهر بزرگ هم سعادت آباد را به دو قسمت متمایز زنانه و مردانه تقسیم می کرد که قسمت زنانه و حرمسرای محله سعادت آباد بوسیله یک پل چوبی از بقیه محوطه و یا از بخش مردانه سعادت آباد جدا می شد و نیز شاردن فواره های فراوانی را در انهار باغ سعادت آباد اصفهان مشاهده کرده بود و یابرخی از آنها از انهار محله جدید الاحداث فرح آباد می باشد که وقتی شاردن از اصفهان خارج شده بود ولذاآنرا ندیده است ولی دیگران آنرا گزارشگری می کنند که در اواخر دوره شاه سلیمان آغاز و به ویژه در حکومت شاه سلطان حسین احداث کامل شده بود و منابع مختلف تاریخی ایران هم به ویژگی آن محله اشاره دارند که این محله فرح آباد اصفهان هم در آن سوی محله جلفا تاسیس شده بود ویا تعداد زیادی از انهار قدیمی داشت که از آب زاینده رود منشعب شده بودند و یا باغاتش را آبیاری می کردند . و بعلاوه سفرنامه دیگری هم وبه نام سفرنامه کمپفرو در ص 215 خود و در مورد آب رسانی شهری دوره صفویه اصفهان می نویسد که : سه رشته نهر از زاینده رودو بطرف باغ هزار جریب اصفهان اخذ شده است که به نقل همان کمپفر: اولین آنها، نهر "جهشهه" و دومین اش "نهر بیست و پنجم"است و سومین اش نهر "آب نیل " است که در این ناحیه اصفهان قرار گرفته اند. و نیز آبرسانی شهری آن سوی ساحل زاینده رود نیز به همین منوال بود که شاخه ای از رودخانه زاینده رودمنشعب شده و به نام "نهر نصرآباد" از آن رودخانه جدا می شد و علاوه از تامین آب "قریه نصرآباد اصفهان" به باغات میرزا طاهر می رسید که از رجال دولت صفویه بود ودر آن باغ جاری می شد و در این مکان جغرافیایی هم به نام "نهر میرزا طاهر" نامیده می شد که باغ و منزل اعیانی اش در غرب محله جدید الاحداث عباس آباداصفهان بودو یادر دوره صفویه بود و لذا ص 1547 سفرنامه شاردن وقتی به شرح محله عباس آبادمی پردازد که از دروازه سلطنتی آغاز می شد و بطرف پل مارنان کشیده می شد که نهری داشت که از زاینده رود منشعب می شدو نهرش در کوچه بزرگی واقع بود که طول کوچه هم به نقل وی ، هزار و دویست قدم طول داشت و به کاخ میرزا طاهر در این ناحیه می رسید. و نیز به نقل شاردن چندین جوی زیبا ویا مجلل ، در باغ میرزا طاهر که اخترشناسی دربار صفوی بود وجود داشت که همگی آب آن جوب ها هم ازروی سنگ مرمر می گذشتند تانشات آب زمینی نکنندو یا به چندین حوض بزرگ می رسید و این نهرها به آن حوض ها آبرسانی می کردند و نیز شاردن در ص 1547کتابش به جوبهای محله عباس آباد ودر جنب آن ناحیه غربی اصفهان اشاره میکند و در این باره می نویسد که: دردو طرف جوبهای محله عباس آباد اصفهان، درختان تناور و سایه افکن فراوان دیده می شود .و اینجانب هم در مقاله مستقلی که درباره شهرسازی محله عباس آباد اصفهان نوشته ام ودر اینترنت وجود دارد به خصوصیات بیشتر این محله جدیدالاحداث صفویه اصفهان پرداخته ام، که به متن آن مقاله مراجعه بشود . و بعلاوه ص 1544 سفرنامه چند جلدی شاردن مزبوربه نحوه آبرسانی محله صالح آباد اصفهان است و در دوره صفویه اشاره دارد و می نویسد که این محله صالح آباد بجزار چند کوچه میان بر خودش، پنج یا شش کوچه مهم دیگر نیز دارد که همگی به رودخانه زاینده رود منتهی می شوند و یا "باغبانهای شاهی"ویا بیل زن های شاهی دربار،اغلبشان دراین محله صالح آباد اصفهان سکونت دارند و یا محله چرخاب اصفهان است که اشاره چندانی در سفرنامه شاردن به آن محله نشده است ولی باغ هاو یا مزرعه هایی داشت ونیز در جنوب قصر سلطنتی صفویه واقع بودویا درناحیه جنوبی تر میدان نقش جهان بودوبه حاشیه رودخانه زاینده رود وصل می شد وبه آن "محله چرخاب" می گفتند واحتمالا عنوانش بخاطر محل چرخش آب اضافی شهرو بطرف زاینده رود بود ویا آب های اضافی محله قصرسلطنتی را جمع میکرد و یا نواحی اطراف چهار باغ را چرخش آب داده و دوباره روانه همان زاینده رود می کرد و یا در آن سوترش "محله جدیدالاحداث خواجو" واقع بود که در دوره صفویه ساخته شده بود که به" پل خواجو "در کنار زاینده رود وصل می شد و شاردن هم در ص 1543 سفرنامه اش به درختکاریهای زیبای محله خواجو می پردازد و می نویسد که: جوب های آب روان محله خواجو ، در این مسیر جاری است ویا دو طرف جوب هایش آراسته به درختان تناور و خرم می باشد و روی هم رفته مناظر این کوچه راونظیر منظره کوچه های هلند میداند و لازم به تذکر است که کشور هلند در ناحیه سرسبزاروپاست و یا در حاشیه دریا قرار دارد و با شهر اصفهان ما، تفاوت بسیار دارد که در ناحیه خشگ حاشیه کویرایران قرار گرفته است ولی وی ظرافت درختکاریش رابا درختکاری های هلند حاشیه دریا برابر می بیند و بعلاوه شاهان صفوی "انهار کهنه محلات قدیمی اصفهان را" نیزاحیا کردندکه در درون قلعه سابق شهربود ونظیر" نهرهای نیلی گرد" و یا" نهر سنگ گرم" و یا "نهرهای محله یوسف بنا "بود ویا "انهار محلات حسن آباد و محله شهشهان و محله در دشت اصفهان و غیرهبود که به انها اشاره مختصر کرده ام. و بعلاوه در محله" شمس آباد کهنه" و یا "شمس آبادنو"اصفهان نیز که ساخته و احداث شاهان صفوی بود ودر بالای محله عباس آبادساخته شده بودند و یا قصر محله شمس آباد هم در آن ناحیه واقع بودو در دوره صفویه هم حدود 611 خانه در این محله شمس آباد ساخته شده بود ویا ص 1555 سفرنامه شاردن به کوچه های خوب و یا پر آب و آراسته آن به درخت کاری محله شمس آبادو در عصر صفویه اشاره دارد . و بعلاوه در پایان مقاله ام مجبورم که کمی هم درباره جوی شاه اصفهان بحث بکنم که مهمترین" سیستم شبکه آبرسانی شهری اصفهان قدیم "ودر دوره صفویه را بوجود می آورد ولی امروزه متلاشی شده است و دیگرآثاری از آن نهرها درخیابانهای اصفهان وجود ندارد و لیکن منابع ویا اسناد و مدارک تاریخی مختلف ،ودرباره ی همین جوی شاه وجود دارد که مهمترین" شاخه نهرکشی سنتی اصفهان " را تشکیل میداد که انهار دیگرشهر یاز آن منشعب میشدندوبه درون شهراصفهان حرکت می کردندو چنان اهمیت داشت که تا اوائل دوره پهلوی اول هم هنوز خیابانی که دراین ناحیه لنبان بود وبطرف چهار باغ اصفهان کشیده میشدو یا به طرف قصر سلطنتی شاهان صفویه میرفت وتا اطراف میدان نقش جهان می آمد وبهمین دلیل هم تا مدتها آنرا "خیابان جوی شاه" می نامیدند .ولی بعدا نام این خیابان کشی را هم تغییر دادند واما امروزه آثار وبقایای شهری جوی مزبور را نیز از بین برده اند ،لیکن ، نخستین سند تاریخی که در باب چگونگی این" نهر شاهی اصفهان" وجودداردو یادر دوره صفویه وجود داشت ، مربوط به گزارشی است که در ص 1548 شاردن آمده است و وی می نویسد که در کنار کاخ ساروتقی (صدر اعظم دوره صفویه و در محله عباس آباد) نهری گود و پر پهنا می گذرد که آن را" نهر شاهی" می نامیدند و همان است که بعدها عنوانش را "خیابان جوی شاه" گذاشته بودند ولی امروزه عنوانش تغییر کرده است و یا سند تاریخی دیگرش، مربوط به گزارش ص 761 کتاب "روضه الصفویه" می باشد که در دوره صفویه تدوین شده است و در همین صفحه، مولفش می نویسد که : شاه دستور داد که از دامنه کوه تخت رستم واز جنب زنده رود نهری عظیم حفر بنمایند. و چنانچه مشرف بر جمیع عرصه های اصفهان باشد و چونکه آن نهر به مسافت یک فرسخی شرعی و در مقابل دروب دولتخانه (صفویه)می آمد که از "دروب مشهور دارالسلطنه" اصفهان است و منتهی میگردید. و در دامنه همان محل چهار باغی و به مقدار هزار جریب و مشتمل بر سه مرتبه احداث نمودند و چنانچه هر مرتبه بر دیگر مرتبه ها بر دو ذراع شرعی متفاوت بود وآن" نهر عظیم" به "پنج جدول جویبار" تقسیم یافته بود و جداول همه آن نهرها، بر عرصه چهار باغ منحدر می گردید و کناره های این چهار باغ، مسمی به عباس آباد گردید و بعلاوه مولف کتاب "روضه الصفویه" در همان ص 761 کتابش می افزاید : که در ابتدا خیابان مزبور ، انهار و جداول جویبار جریان یافته و بر اطراف آن اشجار صنوبرو چنار طوبی آثاروبا سپهر د مساز و هماواز بود و یا بر خیابان طرف درب دولت آباد و برهر باب چهار باغ، حوضی کوثر مثال اتمام یافته و سند تاریخی دیگرهم مربوط به گزارش ص 22 کتاب" تاریخ اصفهان جابری انصاری" می باشد که از بقایای "نهر شاهی" گزارش بدست می دهد و در ایام بعدی تاریخ و به نام های" مادی نیا صرم"و"نهر فرشادی "و غیره شعبات آن نهرشاهی تقسیم می شدند و همان "پنج جدول جویباری" بودند که کتاب "روضه الصفویه" از آن جداول نهرها گزارش بدست می دهد. و لذا جابری انصاری در ص 22 کتاب تاریخ اصفهان خودش اشاره می کند که یکی از شاخه های آن نهر بزرگ وبنام" نهر مادی نیا صرم" است که در محله عباس آباد اصفهان جاری بود و هر روز 400 آفتابه طلابدست از آن نهر،آب بر می داشتند ویا نوکران وکنیزکان خانه های اعبانی این محله متمول عباس آباد که در دوره صفویه در این محله زندگی میکردند و بر ای اربابان خودشان ،آب در آفتابه طلا برداشته تا اربابانشان دست و صورت خودرا با آن آب و آفتابه زرین بشویند .ویا در پاورقی همین صفحه توضیح داده می شود که مادی نیاصرم . (رودخانه آبرسانی شهری خاص بود که از جنب پل مارنان اصفهان آغاز و از رودخانه زاینده رود منشعب می شد و بعد از آبرسانی های محلات عباس آباد و صالح آباد و چهار باغ و محله مهر آباد اصفهان، نهر مزبور از شهر خارج می گشت و سپس درزمین های قریه خوراسگان ودر آن سوی قلعه اصفهان مشغول آبیاری مزارع قریه خوراسگان می گردید و لیکن امروزه هم هنوز در جنوب همین خیابان عباس آباد کنونی اصفهان ،عنوان کوچه ای و به نام" کوچه مادی نیاصرم" وجود دارد . و به محل مقبره صاحب تبریزی منتهی می گردد و یا در شمال همان خیابان عباس آبادهم کوچه دیگری وبه نام" کوچه نهر فرشادی "وجود دارد که از انهار سنتی اصفهان و منشعب شده از همان نهر شاهی می باشد و یا سند تاریخی دیگر هم مربوط به ص 45 کتاب "مزارات اصفهان "است که به این نهر فرشادی اصفهان و در محله قدیمی عباس آباد اصفهان اشاره می کند و بعلاوه بخشی از آب این نهر شاهی هم به "جوب های خیابان چهار باغ" وصل می شد که چهار باغ بالا، در آن سوی زاینده رود بود و یا" چهار باغ پایین "هم در بالای زاینده رود قرار داشت و تادرب دولت آباد و قصر صفویه منتهی می شدند و قصر صفویه را از طریق خیابان کشی مزبور به شیراز و استان فارس وصل می کردند و امروزه آن سوی" درب دولت خانه" آغاز و ابتدای "اتوبان کاوه اصفهان" می باشد که به چهار باغ پایین وصل می شود ویا به جاده تهران – قم متصل می شود ولی در دوره صفویه انتهای همان خیابان چهار باغ، بن بست بودو همان دروازه دولت محسوب میشدو بخشی از آب های نهر شاهی مزبورهم به طرف باغات چهار باغ می رسید و به مصرف هفت حوض آن چهار باغ می رسید و یا به پر کردن حوضخانه های قصر سلطنتی ودر درون قلعه اصفهان می رسید . و لذا شاردن در ص 1521 سفرنامه اش به انهار و یا به نهرکشی های دو طرف خیابان جدید التاسیس چهار باغ اشاره می کند و می نویسدکه بیشتر کوچه هایی که از دو طرف ،این خیابان را قطع می کنند جوب های آب روان هستند و یا دو طرف کوچه ها، درختان بلند و سایه ورز چنار مشاهده می شود . و یا در ص 1522 سفرنامه اش :از هفت حوض بزرگ و کوچک خیابان مزبوریاد می شود ویا از خیابان با صفای چهار باغ اصفهان یاد می شود که در آن موقع و نظیر ایام امروزین اش ، دارای دکان و یا مغازه ودر اطراف خیابان نبود و بلکه صرفا یک خیابان کشی سیاحتی .و با صفای تفرجی بود و در همین صفحاتش می افزاید که حوض ها ویا فواره ها و آبشار های آن خیابان، براستی زیبا و خوش منظر و رویا آفرین بودند و یا در ص 1522 و 1523 سفرنامه اش می نویسد وبه چگونگی و ابعاد هندسی هفت حوض این خیابان چهار باغ می پردازد که از انهار منشعب شده از زاینده رود پر می شدند ووی می افزاید که چهار عدداز این حوض های بزرگ و سه تای آن ها نسبتا کوچک هستند و در پیرامون آن حوض ها هم ، انواع باغ های مختلف بود ودر دوره صفویه ساخته شده بودند و اسامی مختلفی داشتند که نظیر باغ بلبل بود ویا باغ تخت و یا باغ تاکستان وی باغ توتستان و یا باغ خانقاه ویا باغ زرشک و غیره بودند و بعلاوه در داخل قصر سلطنتی شاهان صفویه هم که در فاصله میان میدان نقش جهان و چهار باغ واقع بود، انواع باغستان ها واقع بود و یا کوشک های سلطنتی و یا حرمسراها و انبارها و کارگاه های سلطنتی و حمام ها ساخته بودند و یا عمارت عالی قاپوو مطبخ خانه ویا میهمان سرای دولتی بودو یا محل سربازان کاخ و یا اصطبل خانه سلطنتی بودویا حوض خانه های مختلف ساخته بودند که از مقابل آنهاهم نهرکشیهای درون کاخ می گذشتند ودر مسیر آنهاآب جاری بودو یا به نقل ص 1111 عالم آرا عباسی ،عمارت های جدید سلطنتی در آن محوطه واقع بود و نظیر عمارت سروستان ویا عمارت نگارستان بودو یا عمارت گلدسته را ساخته بودند و یا به نقل منابع دیگر تاریخی ایران،کاخ چهل ستون و کاخ هشت بهشت وغیره وجود داشت . ودر کاخ های آن سوی زاینده رود هم، کاخ های هفت دست ویا کاخ فرح آباد اصفهان و غیره را ساخته بودند و همگی از این نهرکشی های اصفهان دوره صفویه استفاده آبرسانی می نمودند واین نوع اسناد تاریخی متعدد ویا اسناد متعددسفرنامه ها ومونوگرافی نویسی ها وهمراه با تحقیقات میدانی و پژوهشهای میدانی اینجانب از اسناد تاریخی مزبور می باشدکه همگی ، نحوه ی آبرسانی سنتی اصفهان قدیم را بیان می کنند که حدود 400 سال اغلب شهرهای دیگرایران را متاثر فرهنگی می کرد ولی امروزه "شبکه لوله کشی جدید شهری" تغییر یافته است و یابا تحولات آپارتمانی و یابا فضاسازیهای سبز شهری جدیددگرگون شده اندو یابا رفتن به حمام های شخصی درون خانه ها وبجای حمام عمومی مکانیزم اش عوض شده است ویابا تبدیل شدن شتشوی آنهابه حمام خصوصی پر مصرف ویابا شتشوی ماشین درمنزل ووحیاط منزل مکانیزم سابق آبرسانی شهری زاینده رود وومصرف آب مردم اصفهان عوض شده است ولذاباید بیشتر ازشهرهای دیگر احساس خطر بکنند وبه سا بقه این نوع شبکه آبرسانی قدیمی شهر خودشان توجه کرده واز مسئولان شهری نیز "طرح جامع توسعه شهری واقعی "را بطلبند ویا به چهارچوبهای این طرح همه جانبه شهری آبرسانی هم تن بدهند ولو آنکه برایشان هم سخت باشد ودر غیر این صورت ، توسعه معاصر اصفهان ، با خطر حتمی روبروخواهد شد وراه حل دیگری ندارند وتولید در گیرهادرموردکمبود آب شهرهم برایشان سودی در بر نخواهد داشت. و علت این امر آن است که روستاهای حاشیه زاینده رود و در جلگه استان اصفهان وضع خاصی دارد که مربوط به نظام آبیاری زاینده رود میباشد که از تمدن ساسانی ها آغاز شده است و همان طوری که قبلاً گفتم یک نظام حقوقی آبیاری – زراعی و آبرسانی محله ای خاصی داشت که طوری طراحی شده بود که یک نوع تقسیم بندی نهرکشی ها بوجود آورده بود و یا حق آبه های خاص برای روستاهای مزبور این جلگه به وجود آورده بود که از آب زاینده رود و براساس آن حق آبه ها استفاده بکنند، و در دولت سلجوقیان نیز، "دیوان میرابهای سلجوقی" و برای جلوگیری از عدم رشد اختلافات سکنه این روستاها و شهرها آن نوع نظام آبیاری را پیاده می کردند، تا به خاطر تقسیم نابسامان آب زراعی قریه ها و آبرسانی محلات شهری دچار اختلافات و درگیری با یکدیگر نشوند و در این باره کتاب اعلاق النفیسه در صفحه 183 خودش و یا کتابهای دیگر تاریخی نظیر : التنبیه و الاشراف و یا تاریخ حمزه اصفهانی به موضوع اشاره کرده اند که هر روستای جلگه مزبور بر حسب حق آبه زراعتی خود چه اندازه معین از آب زاینده رود بگیرند؟ و یا در زمانبندی معین بگیرند؟ که ایرانیان به آن "نظام حقوقی زراعی آبیاری ایرانیان" می گفتند و مهمترین جلوه گاه اجتماعی این سیستم آبیاری هم در سطح ایران در جلگه ی اصفهان بود که یک ناحیه نیمه خشک و نیمه آبرسانی داشت و بعلاوه همانطور که صفحات مختلف کتاب مرآة البلدان هم مینویسد: از میان اغلب دهات شهرستانهای مختلف استان اصفهان، حدود 75 الی 135 روستای آن در حوزه آبریز زاینده رود بودند که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم از نحوه تقسیم آبیاری آن رود بهره مند حقوقی میشدند و بقیه روستاهایش از آب قنوات پراکنده و یا از رودخانه های فصلی بهره میبردند و اغلب این 135 روستای حوزه مزبور نیز در جلگه اصفهان و یا در حاشیه شهر اصفهان معاصر بودند که اغلب دهاتش نیز با پسوند +آن نامیده میشدند که تعدادی از این قریه های زراعی جلگه ی مزبور و همانطور که قبلاً هم ذکر کردند بعد از سقوط تمدن کشاورزی ساسانی ها به محلات شهری معاصر اصفهان تبدیل شده اند که نظیر: قریه های لنبان و یا جوزدان و یا قریه چملان و یا قریه کروان و یا خوابجان و یا خوراسگان و یا پیربکران و یا قریه شهرستان و غیره بودند که بعد از سال 1340 شمسی که وزارت نیرو و دوایر آن در این منطقه شکل گرفت و از نهر کشی های سنتی شهری جلگه مزبور را منفک کردند و وارد ابرسانی لوله کشی شهری جدید نمودند ولی نظام حقوقی آن را نتوانستند طراحی صحیح بکنند و صرفاً تغییر تکنولوژی آبرسانی بود و لذا تعداد دیگری از روستاهای جلگه اصفهان هم در بیرون از کلان شهر اصفهان باقی مانده است و هنوز به صورت قریه زراعی عمل میکند که نظیر آبادی های لنجان و یا قرطان و یا رنان و فساران و تیران و داذنان و جروان و برسیان و فارئان و فلاورجان و قهدریجان (و به نقل صفحه 181 مراةالبلدان ، قریه قهاساورجان دوره ساسانی) و غیره بودند و برخی نیز نظیر نجف آباد است (که بادامستانهای دوره صفوی میباشد که به شهر نجف وقف شده بودند و امروزه شهر جدید شده است) و یا نظیر قصبه سده (سه ده) که اکنون عنوان خمینی شهر را دارد و یا آبادی های درچه و علویچه و مبارکه و غیره (که اکنون بعد از تاسیسات ذوب آهن و یا صنایع آببر و در کنار رودخانه زاینده رود که به اسامی فولاد شهر و غیره تبدیل شده اند) ولی اکنون با سه چهار نوع سیستم متفاوت حقوقی از آب زاینده رود استفاده می کنند که به طور مستقیم و غیر مستقیم از آن بهره میبرند و بخشی از آن سیستم هم به نام (حق انشعاب) وزارت نیرو میباشد که در محلات شهرهای مختلف این ناحیه پیاده شده است و نهرکشی های سابق شهری را جمع کرده است و برخی دیگر هم به نام حق آبه های زراعی ست و با واحد آبیاری وزارت کشاورزی عمل مینمایند و برخی دیگر نیز به صورت حقوق آبرسانی صنعتی شهرکهای صنعتی هستند که با وزارت صنایع معادن کار کرده و گروه چهارم نیز به صورت سیستم حقوقی فضاهای آبیاری شهرداری ها و شوراهای شهر و در محلات اصفهان و نجف آباد و خمینی شهر و فولاد شهر و غیره میباشند و یا بصورت شورای دهات این مناطق هستند و چرخ پنجم ناجور آن وصله نیز محیط زیست استان اصفهان میابشد که تا فاضلاب های این چهار سیستم متضاد را کنترل بکند. ولی همگی این چهار سیستم حقوقی هم در تضاد با یکدیگر تعریف اداری شده اند و نظام مدیریت استان نیز حاضر به اصلاح سیستم حقوقی آبرسانی سیستم مزبور و یا رفع تضادهای آن نیست و یا به رفع اتلاف آبرسانی آن سیستم نیستند و یا وزارت مسکن و شهرسازی استان هم با طرح جامع توسعه شهری مزبور، معضل عظیمی را در طرح جامع آبرسانی زراعی و صنعتی و شهری منطقه مزبور بوجود آورده است و در رشته های دانشگاهی این منطقه نیز نظیر دانشگاه صنعتی اصفهان و یا دانشگاه اصفهان 60 ساله آن و یا نظام کارشناسی های سازمان برنامه بودجه استان و یا در نظام رسانه ها و مطبوعات آن استان نیز "دیدگاه واحد علمی و فرهنگی" از نحوه آبرسانی شهرها و دهات استان مزبور وجود ندارد که فارغالتحصیلان آبیاریش و یا زراعت و یا برنامه ریزی آنرا با آموزش صحیح تربیت بکند.
این وبلاگ شامل :