وزارت اقتصاد ایران وتحولات مالی آن دراواخرقاجاریه

(3)

از :دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس اقتصادی

در مقالات قبلی ام گفتم  که تحول وتغییرات اساسی در ساختار وزارت اقتصاد در 112 سال پیش اتفاق افتاد وبخاطر آنکه وزارت اقتصاد، ناچارا با مسئله" خزانه  داری "سروکار دارد،ولذا بخاطر مشکل خزانه داری اش دچار چالش شد  وچونکه در"مدیریت خزانه داری خاصه" و"خزانه داری عامه" این وزارتخانه مالیه112 سال قبل تنازع بوجود آمد، ودر حالی که در دولت های قبلی وسابق ایران، بین این دو نوع خزانه خاصه وخزانه عامه واز عصرشاهان هخامنشی وتا عصر  احمد شاه تنازع وتضاد مخارج وهزینه نبود ، زیراهر دو خزانه وبا وجود دوگانه بودنشان ، ولی بوسیله شخص شاه وصدر اعظمش  اداره میشدکه در خدمت او بودند ووزیر اقتصاد ویا مجلس ویا مردم ، در اداره ان اقتصادنقش نداشت ویا در تضاد انداختن بین آن دو خزانه جدا از هم، ولی با مدیرت واحد هم،در دهها دولت سابق ایران نقش نداشت ویا"مفهوم سیاسی دولت" در تمامی آنها طوری بود که هزینه در بار شاه واعوان وایادی اش با "خزانه خاصه" اداره میشد ، وهزینه"خزانه عامه" اش ویا به نقل مسلمین "بیت المال"که به فرمانداران ودفتر داران اداری وی می دادند ویا به نظامیان بلاد وایالتها وولایت ها داده میشد با مدیریت" صدر اعظم وشاه "توام بود واشخاص ثالثی ویاوزراء ویاحتی وزیر اقتصاد وپرسنل سازمان برنامه وبودجه وغیره هم در مدیریت خزانه وهزینه ودر آمد آن قرنها نقش نداشتند  وبعلاوه آن دونفر نیز"خزانه های دوگانه دولت "را طوری اداره می کردند  که نه تضادی میان در آمدآن دوخزانه بوجود می آمد ونه  در آمد های خزانه های مزبور کم ویا زیاد میشدکه قدرت واستحکام "دولت تشکیل داده اشان" به چالش سیاسی کشیده شود  ولی برای اولین بار در دوره ناصر الدین  شاه ومظفر الدین شاه بود ، که این نوع ایجاد تعادل میان (در آمدهای دولت وبا خرجهای دولت )از بین رفت ویاخرجهای دولت بیش از در آمدهای آنان شد وآن زمانی بود که چندین شاه قاجار در دوره مزبور  وامهایی را از بانکهای شاهی ویااستقراضی روس وانگلیس گرفتند که صرف مسافرتهای شخصی خود به اروپا  کردندویابه عیاشی های مختلف خود نمودند که شاهان قبلی ایران وبرای از دست ندادن قدرت خود، چنین مسایلی را در خزانه دولت براه نمی انداختند  ویا برای وزارت اقتصاد عصر خود چنین  درد سر هایی را درست نمی کردند واز سوی دیگر بدون توجه به (میزان درآمد-هزینه خزانه خود) با ایجاد( نهاد ها ومشاغل ووزارتخانه های جدیدی  نمی پرداختندکه نیاز به حقوق پرسنلی ماهانه دولتی  جدیدداشته باشد ) ویا این نوع بودجه ریزی وتعادل خزانه ناصری  را بهم بزنند ولی از سوی دیگر با تاسیس عدالت خانه که توسط ناصرالدین شاه انجام شد ویا با تاسیس مجلس شورای ملی  که توسط مظفر الدین شاه بود ، اجازه دادند که نماینده شهرها وولایات مختلف ایرا ن نیز درنظام بودجه ریزی خزانه ودولت اشان دخالت بکنند ، که در دولت های سابق ا یران  وجود نداشت  وبعلاوه بدلیل  نداشتن وجهه مردمی قاجار ونسبت به دولتهای سابق ایران بودکه قبلا از "ارتشهای مردمی وکم خرج"و برای نظم دهی حکومت خود استفاده میکردند ، ولی دولت قاجاریه و بدلیل نداشتن وجهه مردمی  خوددر میان قبایل واقوام ایرانی وشهرهایش ، اولین دولت ایرانی بود که برای حفظ امنیت شهرها ومناطق تحت کنترل قدرتش، از ارتشها ها ونظامیان پر خرج ومزدور نسبت به دولتهای سابق ایران استفاده می کرد تا شهر ها وراههای تجاری  تحت کنترلش باقی بماند ، که نظیر مخارج تاسیس "نظمیه قاجاریه ویا قزاق هابود که حافظ آنان بود ویاهزینه ژاندارمری وقراسورانهای نگهداری کننده راهای تجاری ومرزهای تجاری بودویاهزینه فوجها ی نظامی مزدور وحقوق بگیر اعزامی به سرکوب شهر ها ومناطق شورش زده بود  که بدون حقوق گرفتن  حاضر به رفع صدها شورشی نمی شدندکه در شهرهای مختلف ایران وبرعلیه قاجاریه بوجود می آمد ولی با اعزام این فوجهای نظامی حقوق بگیر وپر خرج ، شورش آنها خاتمه مییافت  که کتابهای مختلف  تاریخ ونظیرناسخ التواریخ ویامنتخب التواریخ واکسیرالتواریخ ویاانواع کتب دوره قاجاریه پر است از اسامی این نوع فوجهای نظامی مزدور وپرخرج  که به آن مناطق می فرستادند وآنها هم بدون گرفتن حقوق ومزایاوحدود 127 سال از دولت قاجاریه حمایت نمی کردند ولذابلا فاصله فرومی پاشید ولی باسیاست پول پاشی به آنهابود که استحکام آورد  ولی بودجه تحمیلی بر خزانه را هم افزایش می داد  وبعلاوه مشکل وزیر اقتصاد عصر احمد شاه را برای تنظیم حقوق ودر آمدهای آنان را افزایش میداد ولذااعتماد السلطنه در صفحات345 الی 378 کتابش ،اسناد وفهر ست  صدها فوج ویادسته وسواره وتیپ ومامورین ولایات رانام می برد که قاجاریه مجبور شده بود که آنها  راجزو وزارت جلیله جنگ قاجاریه خود بکند(ص345ماخذ مزبور) که از وزیر لشکرقاجاریه حقوق می گرفتند ویا ازلشکر نویسهای عصر قاجاریه  ودفتر لشکر قاجاریه ویا ازسر رشته دارهای دوره مزبورمی گرفتند ویا کارگزاریهای آنان مجبور به تامین  حقوق ومزایای آنان می شدند که از بودجه وزارت مالیه عصراواخر قاجاریه تامین میشد وبعلاوه هزینه پرسنلهای جدید التاسیس وزارتخارجه بود که بوجود آمدویاهزینه وزارت پست وتلگراف ووزارتخانه فرهنگ ومعارف جدید التاسیس بودویاهزینه وزارت طرق وشوارع ویاوزارتخانه تجارت  وفواید عامه بود که از 8 وزارتخانه اواخر دوره قاجاریه ، واینها همگی جدید التاسیس  بودندولذاحقوق بگیر شده بودند، واز این رو مشکل تامین بودجه وزارت مالیه عصر اواخر قاجاریه را افزون میدادند ،ولی وزارتخانه هایی که در عصر های زندیه وافشاریه وصفویه وسلجوقی وغزنو ی وجود داشت کم بودند که دیوانخانه های اداری آن دولت ها از چند دیوان اداری کم خرج تشکیل می شدند  واز این رو در تنظیم بودجه دولتی وخزانه دولتی هم وتاقبل از قاجاریه  ، مشکل چندانی نداشتند ویا دوگانگی خزانه در ایران احساس نمی شد ویا بدهکاری خزانه خاصه شاه به کشور خارج نبود  که وثیقه دهات خالصه ایرانی راببلعد که شاه مالک آنها بودولی چونکه به بانکهای خارجی  شاهی ویااستقراضی روس بدهی توام با وثیقه دادن داشتند ولذادر ازای وام استقراضی خود بدهی داشتند وآنها هم وثیقه های ملکی  مزبور راکه با امضاءمالکش (یعنی َشاه) تضمین شده بود وقابل خرید وفروش شرعی بود ،و به برخی از تجارپولدار شهرهای ایران انتقال ملکی  می دادند ودر نتیجه خزانه خاصه شاه خالی میشد ویادر آمدهای آن را منحل کرده ویا "مخارج آنرا" بر "خزانه عامه" وجیب توده های عامه مردم ایران تحمیل می کرد که پرسنل وزارت مالیه عصر اواخر قاجاریه  ، قادربه حل این نوع کسریهای سالیانه دایمی  وزارت مالیه عصر اواخر قاجاریه نبودند وبا هر تدبیر وحیله اداری هم نمی توانستند که این نوع کسریهای خزانه عامه دولت راحل بکنندویا با وجود پرسنل رو به افزایش  دولت و وزارتخانه ها تطبیق بدهند وانحلال وزارتخانه های دولت ووزارت لشکر ونظمیه هم ممکن نبود ویا منحل کردن قزاق خانه وهزینه حکام ولایات نیز امکان پذیر نبود  ومعضلی بود که وزارت مالیه عصر اواخر قاجاریه با آن مشکل حاد رو بروشده بود ولذادر فاصله اندک20 ساله و با وجود تعویض های مکرر 34 وزیر اقتصاد ویازیر مجموعهاداری تدبیر کننده آنها هم نمی توانستند که حل بکنند وحتی با آمدن مورگان شوستر ومیلسپو آمریکایی ویامرنارد وغیره بلژیکی  به ایران هم ویا به رتق وفتق خزانه خالی وتهی وزارت مالیه عصر احمد شاه ایران(ویا در اوایل واواخر این 20سال )هم کارگشا نبود ولذااین سیستم چالش عمیق وزارت مالیه عصر احمد شاه وبا خزانه خالی وزارت مالیه ، همگی معضلی بودند که در جوامع دیگر به این شدت نبود وحتی با قطع تیول شاهزادگان قاجار  وزنان کثیردرباراز خزانه داری مزبورحل نشد ویابا قطع حقوق قاطر دار ها ویاصندوقدار ها وشترخانه ویاپرسنل اضافی هم قابل حل نبود که مجلس دستور داده بود تا وزارت مالیه وپرسنلش  آنها راقطع بکنند ومنجر به در گیری محمد علیشاه با مجلس ووزارت مالیه شد ویا بامطبوعات گردید ولذاعمر سطلنت کوتاهی یافت  وکودکی احمد شاه که به سن بلوغ نرسیده بود وبا دونایب السلطنه پشت سرهم به قدرت رسییده بود ویا باهزینه پنج سفر پر خرخ دوشاه عیاش پدر بزرگش روبرو بود( یعنی نا صر الدین شاه و با سه سفر پرخرج اش ویامظفرالدین شاه و با دوسفر پر خرج اش به اروپارو برو بود که بهمراه صدها نفر خدمه ونوکران سوغات خر رفته بودند ویا بخاطر وامهایی بودکه پدرش محمد شاه وبرای درگیری با مجلس ومردم ایالات گرفته بود  وخوداحمد شاه هم با سه سفر طولانی و پرخرج اش به اروپا که کتاب سیمای احمد شاه وذکاء المالک وغیره به آنها اشاره کرده است  روبرو بودویا قصد داشت که صندوقهای نقره خود را از راه مرز عراق با خود به خارج ببرد ویا از رضا شاه و مقدار زیادی پول گرفته بودویاتوسط فروغی گرفته بود تا در فرانسه دست از ادعای سلطنت خود بردارد ویاملکه جهان مادرش ویاپسرش  محمد حسن میرزانیزسند مالکیت نیاوران وصاحبقرانیه را داشتند  ولذابه نقل پسر فروغی مقدار زیادی هم از شاه دوم پهلوی و درسالهای    1329 شمسی گرفته بود واز این رو سلطنت آنهابه مردم معاصر ایران وتا،امروزه بسیار گران تمام شده است ویا جهت تنظیم سند بدهکاریهای مختلف آنها ویابخاطر نظام اداری وزارت مالیه ایران وسیستم خاص اداری حسابداری آن بود ویا درتنظیم سندهاوتنظیم بودجه وتصفیه بدهیها وغیره بود که وظیفه اش با وزارت مالیه بودکه مسئول خزانه داری رسمی دولت ایران ومردم ایران بود ومجبور بود که جوابگوی اسناد بدهکاریهای آنها باشد ویامسئول تصفیه طلبکاریهای مختلفی باشد که سند حقوقی آنها وجود داشت، وهرکدام به نحوی در دست آحاد مختلف مردم بود وبرای حل شدن آنهاهم به پرسنل وزارت اقتصاد آن روزگار مراجعه میکردندکه دایره مبادلات اسناد محسوب میشد ویا دایره تحویل وتحولهای حواله های دولتی انواع وزارتخانه ها ی مختلف بودولذاطبق قوانین حقوقی کشورهم مجبور به حل وفصل آن نوع اسناد بهاداری بودند که در دست آحاد مختلف مردم ایران قرار داشت وطبق قوانین مختلف شرعی وعرفی هم به پرسنل آن وزارتخانه مزبور مراجعه میکردندتا طلبکاریهای خود را وصول بکنند ویا نماینده های  پرسنل اداری مختلفی بودند که سندهای تنظیم شده حقوق عقب افتاده کادر اداری وزارتخانه های جدید را  می خواستند که از آنهابگیرند ونمی توانستند که ّبه آنها هم جواب نه بگویند!

ومثلا مقروضی هایی که ناصرالدین شاه وبخاطر واقعه رژی  داشت ویابخاطر سه سفر پر هزینه اش به اروپا داشت ویابخاطر سایر قرار دادها یی که داشت و ببار آورده بود ویا بخاطر سفرهای پرهزینه مظفرالدین شاه  به اروپا بودویابه بهانه معالجه مریضی اش بودویاباهمراهی کاروان عظیمی ازمفت خوران وسوغات خران ازخارج و با هزینه دولت بود ، که وی در سفر اولش،به اروپا 5000/22منات وام از بانک استقراضی گرفت ویادر سفردومش نیز000/000 /  10منات وام گرفت ودر نتیجه درآمد گمرک شمال وشیلات آن رادر برابر وامهای اخذ کرده خود، به شرکت های روسی داد ویادر شهرهای بابلسر وگرگان وبندر گز وغیره و..و. فروخت  ویا محمد علیشاه نیز بخاطرخودسریهایش بود که باوجود خالی بودن ،خزانه دولت  توبه نکردو برای غلبه بر مخالفین فکری خود، وامهایی را گرفت  تا با پولهای مزبور که به قزاقها میداد، تامجلس را به توپ ببندند ویابا گرو گذاشتن جواهرات سلطنتی قاجاریه خود،مبلغ،پنجاه هزار تومان ،از بانک استقراضی مزبور وام گرفت ، تاقسمتی ازحقوق معوقه سربازان خود را بپردارد که به جنگ بادیگر ایرانیان فرستاده بود ویا بخاطر همین قرضهای خارجی از بانکهای مزبور بودکه کلیه املاک شعاع السلطنه قاجاربه به گرو بانک استقراضی  مزبور رفت  ویا علاءالسلطنه نخست وزیرقاجاریه  ووزیر مالیه اوهم وام دیگری از آنها گرفت تاصرف تامین هزینه تاجگذاری احمد شاه بکند که مبلغ آن نیز یکصد هزار لیره وام از بانک شاهی بود ویا علاءالسلطنه  ،( نخست وزیر احمد شاه) ، وزیر مالیه عصر خودش را مجبور کردتا در ازای وام دیگر ش از آنها امتیاز  راه جلفا به تبریز رابه روسها واگذاربکند ویا امتیاز راه خرمشهر به خرم آباد رابه انگلیسی ها واگذاربکند که در ازای کشیدن آن راهها،نیز هزینه اش را از مردم ایران وکالاهای عبوری آنها از جاده ها بگیرند ویاهزینه فرزندان ناصرالدین شاه وبرادران شاه ویاپسرش  بود ونظیر هزینه کامران میرزابود ویا ظل السلطان  برادرش ویاشعاع السلطنه وسالارالدوله وعضد السلطان وغیره، بودکه هرکدام برای عیاشی های خودشان ،مبالغ زیادی رااز خزانه دولت میگرفتند وبدون آنکه،دولت ویا خزانه دربار، درآمدی داشته باشد  وهمین امرهم باعث شد که کمسیون اقتصادی مجلس  واز جمله تقی زاده ووثوق الدوله تصمیم بگیرند که، برای حفظ توازن دخل وخرج مملکت،مصوب بکنند که ناصرالملک وزیر مالیه حقوق آنها را قطع بکندولذاکارمندان وزارت مالیه ودر112سال پیش ،حقوق ومواجب این نوع شاهزادگان را قطع کردند ویادر آمدهای اضافی قاطر داران وصندوقدارها وزنان آنان راقطع کردند ،تابودجه کشور متعادل بگردد ویا مردم تهران درجریان مشروطیت  به منزل بانو عظمی ،خواهر ظل السلطان حمله کرده وجواهرات واثاث خانه اوراغارت کردند ویاجواهرات خانم ملکه، همسر ظهیرالدوله رابه غارت بردند که از خزانه دربار ،جواهرات گرانبهایی را بدست آورده بودند،وبعد از آنکه مشروطیت طلبان تهران را تسخیر کردند، خزانه دولت بقدری  خالی  شده بود که مشیرالدوله نخست وزیرقاجاریه ووزیر مالیه اوتصمیم گرفت  ویادر چهارمین کابینه مشروطیت وبرای مقابله باتاخت وتاز عثمانی هابه داخل ایران ، مجبور شد که از "بازاریان تهران"قرض بگیرد ودر ازایش  هم برخی از اسناد دولتی را که در وزارت مالیه بود به آنها بدهد تاتضمین سند وام آنها را بکند ویا محمد ولی خان سپهداراعظم نخست وزیر ووزیر مالیه او در دوره احمد شاه بود که به نقل ص126 کتاب "نخست وزیران ایران" دکتر باقر عاقلی،وامی را به مبلغ ، یک میلیون ودویست وپنجاه هزار لیره انگلیسی  گرفت  ویابا بهره معادل 5درصداز دولت انگلستان قرض  کرد وبرای وثیقه بازپرداخت آن هم کمرگات جنوب ایران را، وثیقه این  نوع وام نمود ، تابا آن وامها مقداری اسلحه از روسها بخرد ودولت را حفظ بکند ویا درسال 1907م وبا همکاری وزیر مالیه خود، قرار شدکه بخاطرباز پرداخت وثیقه های دولتی  وزارت مالیه عصر خود ، که به دو دولت روس وانگلیس بدهکار بود وبرای اینکه آن نوع اوراق قرضه آنها پاس بشود  ویاکلیه قرضهای آنها یک کاسه بشوند، بهره ای با معادل 7درصد به آنها ودر مقابل یک میلیون قرضشان بدهد  ولی به نقل عبدالله مستوفی در کتابش ،اوراق قرضه وزارت مالیه آن عصر 5 الی 6 کرور ویامیلیون بود که داشتند ونیز به نقل ص129کتاب نخست وزیران ایران دکتر باقر عاقلی ، که نوشته است ، مستوفی الممالک ، نخست وزیر دولت احمد شاه ووزیر مالیه اش راوبرای توازن بودجه کشور، مجبور کرد که در هنگام معرفی برنامه اقتصادی خود به مجلس شورای ملی وبرای رای اعتماد گرفتن  برای وزرایش از همین مجلس  صورتی از برنامه هایش رابه آنها بدهدویا به کمسیونهای"حوالجات مجلس " برنامه اقتصادی کابینه خودش را بدهد که به شرح ذیل بود که به مجلس ارائه دادویا شامل تصویب موارد ذیل بودکه :

  1. تهیه لوایح تکثیر عایدات دولت توسط وزارت امور مالیه
  2. تهیه وتقدیم لایحه استقراض دولت توسط مالیه و به مبلغ ده کرور ( میلیون تومان)
  3. پشنهاد لایحه قانونی حقوق تقاعد (هزینه بازنشستگی کارمندان آن روزگار)
  4. تجدیدنظر مالی در هزینه نظام سربازگیری تشکیلات نظمیه وژاندارمری
  5. تهیه لایحه برای تامین بودجه مدرسه حقوق تهران
  6. تهیه لایحه برای تاسیس چند مدرسه نسوان در تهران وشهرهای دیگر
  7. تکمیل لوایح مربوط به عدلیه ودر مورد بودجه ادارات
  8.  

واین امر زمانی بود که یکماه از تاجگذاری احمد شاه ویا ازاستقراض اش بخاطر تاجگذاری  می گذشت که جنگ جهانی اول تازه آغاز شده بود ولذابخاطرکمبودبودجه تقاضای ده میلیون تومان استقراض کرد،که در دوره وی ودر وزارت مالیه محتشم السلطنه بود ویا در کابینه او بعمل آمد که قرار بود در زمان انتخابات مجلس سوم داده شودکه درسال 1293 ش اتفاق افتاد واین مجلس شورای سوم هم وقتی برپا گردید که خاک ایران در این سال و توسط قوای مختلف اشغال گشت

 

وچند سال قبل از این تاریخ هم که مورگان شوستر به ایران آمده بود ویادر سال 1290 شمسی و در کابینه صمصام السلطنه ووزارت مالیه اش بود،که میرزا ابراهیم خان حکیم الملک وزیرمالیه بود که شوستر به پست خزانه داری کل  وزارت مالیه دعوت شد ویاژاندارمری خزانه راو بعنوان عامل اجراییات مالی همان خزانه تشکیل داد تا وزارت مالیه، قدرت اجرایی لازم رادر امور مالی بیابد ویا سند وثیقه املاک ومکانهایی که مقروض بودندو به دیگران داده شودکه سندش درهمان وزارت مالیه نگهداری می شد ولی  بدون تکیه به آن نیروی مسلح ژاندارمری هم ، قابل مصادره نبود  واز جمله بخاطرپست خزانه داری اش   ویادر مقابل تقاضای طلب کارانش   که دستور مصادره املاک شعاع السلطنه را میدهد ولی با مقاومت دربار روبرو شده وبهمین دلیل از ایران می رود  ووی در ژاندار مری خزانه خود، حدود45 صاحب منصب سوئدی ویا ایرانی را استخدام کرده بود که قرا سواران ایرانی آنها،راههای تجاری را حفظ بکنند و در زیر نظر آنهابودند ویابعد از رفتن شوستر از ایران  وبخاطر اولتیماتوم دولت روسیه که به مجلس در استخدام اوداده بود ، نخست وزیرشاه ناچار شد که بعدا" مرنارد بلژیکی "راو  بجای او در خزانه داری وزارت مالیه بگمارد وبعدا "کلنل یالمارسون " به ریاست ژاندارمری گمارده شد وسپس "ادوال سوئدی " رییس خزانه داری ژاندارمری شدودر عین حال رییس گارد احمد شاه هم بود که اغلب در قصر فرح آباد تهران زندگی می کرد ودر این دوره تاریخی ،خزانه دولت کاملا خالی شده بود  ووزارت مالیه  دولت  هم پولی برای اداره کشور نداشت  ودر این دوره احمد شاه، حدود یکسال بود که حقوق مستخدمین دولت را نتوانسته بودکه بدهد ولذاکتاب " دیده ها وشنیده ها " اخبار وحشتناکی از اوضاع این دوره تاریخی  احمدشاه در تهران راگزارش می کنند وبا آنکه در ادوار قبلی  وبرای توازن بودجه ومخارج کشور "کمیسیون مجلس "عمل کرده بود که حاج محمد حسن امین الضرب و12 نفر از84 نماینده در آن کمسیون مجلس تصمیم گرفتند،که مواجب افراد پرخرج دربار  را از خزانه مزبور قطع بکنند  ویااز 700 هزار تومان به 500هزار تومان کاهش داده شود ویا خالصه جات دولتی درباررا وبخاطر قرضهایش  به مصادره داده بودند  ویا قرارشد که در موقع خروج محمد علیشاه از ایران ، جواهرات سلطنتی اش را،و بخاطر قرضهایش تسلیم بکند ویا اسناد بسیاری از این قبیل امور ،در کتاب ده جلدی "خاطرات عین السلطنه" وجود دارد که بخاطر  تهی بودن خزانه دولت در وزارت مالیه  بود ویا بخاطر نداده شدن حقوق یکساله کارمندان بود ویا بعلت رشد قحطی وگرسنگی در شهرها وناامنی راههای تجاری وحمل آذوقه هابود که در سال 1296 ش ودروزارت مالیه میرزا حسن خان محتشم السلطنه  ،اتفاق افتاد که دوباره از بانک شاهی وام گرفتندتا برای جلوگیری از غارت اموال کاروانهای ایران دوفوج قره سواران راهها( ویانگهبانان ایرانی راهها) استخدام بشوندکه تحت فرماندهی" یاور لند برگ سوئدی"بودند که به مناطق جنوب ایران وفارس اعزام شدند ولی در همان ایام نیز ،ودر سال 1296ش  ودر نخست وزیری عین الدوله ووزارت مالیه میرزا حسن مشارالملک ، هم دوباره وزارت مالیه ایران دچار مشکل شد ، زیرامردم تهران وشهرستانها  وبدلیل نبودن آرد ونان وارزاق  در شهر ها، شورش کردند واحمدشاه هم برای از دست ندادن قدرتش ویااز دست ندادن در آمد انبار گندم خالصه دولتی خودش و در میدان ارگ تهران، نخست وزیرش عین الدوله راوادار کرد که املاک زیادی که داشت  را به گرو بگذارد، ویا عین الدوله املاک شخصی اش را در تهران وورامین وشهرستانها  به گرو بانگ شاهی بگذارد  ، تابرای تامین نان وغله مردم تهران واز بانک شاهی  مزبوروتجارتخانه تومانیانس وام دیگری بگیرد که شعبات زیادی در شهرهای ایرانی داشتند وهمین قرضهاهم باعث شدند که عبد المجید میرزا "آبادی مجیدیه تهران  ویاشمس آباد "تهران را از دست بدهدکه قبلاجزو دهات وی بودند وامروزه به محله های مجیدیه وشمس آباد تبدیل شده اند ویا دهات دیگرش را ودر اطراف ورامین ازدست بدهد ویابه مالکیت تاجران تهران در بیاید ویابه تومانیانس وارباب جمشید وغیره وگذار بشود که آنها هم بعدا ورشکست شدند ونیز بخاط این قحطی نان بود که میزرا اسماعیل خان ،و مدیر انبار غله احمد شاهی  وتوسط کمیته مجازات مردم تهران ، اعدام گردید ویا منتخب الدوله که خزانه دار شاهی بودویا معاون وزارت مالیه احمد شاهی وتوسط همان کمیته مجازات اعدام گردیدند ویا برخی از افراد راو در بازار تهران وجنب پلیس وقرارگاه پلیس بازار ترور کردند ونیزلازم به یاد آوری است  که انبا ر غله احمد شاهی هم در داخل ارگ سلطنتی بود ویا دربالای کاخ گلستان  واقع بود ویادر گذشته ایران رواج داشت که بهنگام برداشت خرمنها،شاه هم مثل سایر مالکان ایران ، بهره مالکانه اش را از گندم همان دهات خالصه خود میگرفت و به آن انبار شاهی  خودحمل میکرد وبعدابه صورت آرد،به نانوایان شهرتهران فروخته میشد که به مردم نان بفروشند  ولی با خارج شدن املاک خالصه از دست شاه ویابدلیل بدهی هایش  به مردم ودر دوره رضا شاه این واحدهم ، بصورت "اداره غله ونان وانحصار قند وشکر" وزارت مالیه در می آید ویا در سال 1307 ش ارباب علی آقا یزدی وبصورت پیمانکار دولتی آن انباربودوبرای آن انبار غله تهران هم از دهات اطراف  تهران ،غله گندم خریداری میکرد ویا ارباب مهدی یزدی  بودکه در جوادیه تهران  ویادر تهران پارس، باغ بزرگی داشت  ویا به نقل صفحات 307 و308 کتاب "متفقین در ایران و" بصورت سیلوی تهران  در آمده بودوبعد از سال1320 ش در اسناد آمده است که آن سیلوی جدیدتهران خارج از میدان ارگ بود  ویاکارخانه های آرد سازی جدیدهم ودر جوار آنهاو درانواع شهر های ایران ،مدتی بود که جزو وزارت مالیه شده بودند ولی بعد از انقلاب  که سیلوها ویاکارخانه های آردسازی ویاخرید گندم آنها از دهات افزایش یافتند واین بار ،بصورت اداره کل غله ونان وزارت بازرگانی در آمده بودند که اخیرا جزووزارت صنعت ومعدن گردیده اند ونیز در دوره وزارت جنگ رضا خان  وی دو تن از سران نظامی اش را به دفاتر وزارت مالیه می فرستد که در آن وزارتخانه مانده ودر آمدهای خزانه خاصه ویااملاک خالصه احمد شاه را مصادره کرده ودرآمدهای آنها راصرف دادن حقوق ارتش جدید پهلوی بکنند واحتمالا در این دوره است  که "بانک سپه " ودر زیر نظر وزارت مالیه ایران شکل میگیرد وقبلا  این نوع درآمد های خالصه ایران ،صرف حقوق ومزایای خاندان سلطنتی قاجار می شد ولی از دوره مزبوربه بعدبود که در وزارت مالیه ایران  روال اداری عوض شدو صرف حقوق ومزایای ارتش رضاشاه میگشت وبهمین دلیل هم دراین دوره تاریخی ، ارتش رضا شاه وبدلیل داشتن بودجه خاص قویتر شد ویادر پایان حکومتش به 18 لشکر رسیده بود که حقوقش را از وزارت مالیه میگرفت ویااز طریق بانک سپه میگرفت ویا صرف ساخت پادگانها تهران ودانشکده افسری وفروشگاه سپه می شد ویاصرف خرید اجناس اتکا در خیابان سپه میشد که در دوره تاریخی مزبور ، این خیابان سپه  تهران ،از میدان توپخانه، تا پادگان باغشاه کشیده شده بود و زمانی  هم که سید ضیا ء طباطبایی و با تعدادی ازنظامیان ونفر برها به تهران می آید ویا به کاخ احمد شاه  در فرح آباد می روند وسید ضیاءهم از جیبش حکم نخست وزیری خود را در می آورد وبه اومی دهد تا احمد شاه هم آنرا امضاء بکند وبا همان حکم  هم تعداد زیادی از خاندان قاجار واعیان واشراف را دستگیر می شوند ویابه زندان عشرت آباد فرستاده میشوند که قبلا کاخ عشرتکده ناصرالدین شاه در آن مکان بود وبادستگیر شدن آن 100 نفرهم فاتحه سران ایل قاجار  خوانده می شود و بعدافاتحه خود خانواده سلطنتی احمد شاه هم ویاحرمسرای شاهی نیز خوانده میشودکه در درون کاخهای مجموعه ارگ سلطنتی میدان ارگ مستقربودندو در 4 -5سال بعدویادرسال 1304ش این امر اتفاق می افتد که آنهارا از درون کاخهای سلطنتی مزبور بیرون می اندازند وقبلاهم فاتحه در آمد های اقتصادی سران قاجار خوانده شده بود که در 127 سال قبل بر مالکیت 51 قریه آبادوییلاقی اطراف تهران  دسترسی یافته بودند و امروزه بصورت محله های دیگر شهری تهران در آمده اند .