قاره آسیا و پدیده نابودی اقتصادش وجنبشهای پوپولیستی اروپا! از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس سی
قاره آسیا و پدیده نابودی اقتصادش
و جنبشهای پوپولیستی اروپا!
از :دکتر محمد خالقی مقدم
جامعه شناس سیاسی
اکنون 29سال از فروپاشی بلوک کمونیستی در قاره بزرگ آسیا واروپای شرقی ویانابودی احزاب سوسیالیسم اروپای غربی می گذرد ودر طی این مدت هم ودر 83 کشور آسیایی ویااروپای شرقی ویا غربی هم، انواع رژیمهای سیاسی ویا احزاب سیاسی شکل گرفته است که مرامنامه اقتصادی شفاف و برای سکنه آن کشورها ندارند ودر حالیکه 29 سال قبل حداقل این نوع مرامنامه اقتصادی شفاف ودرانواع کشورهای بلوک شرق قاره آسیا وجود داشت ویا حتی در کشورهای وابسته به بلوک غرب قاره آسیا نیزوجود داشت که در قالب اهداف پنج ساله سازمان برنامه این نوع کشورها دنبال میشدکه شفاف بود ولی بعد از فروپاشی دیوار برلین ونابودی83 حزب کمونیست این نوع کشورهااین نوع شفافیت متلاشی شد وبنام "خصوصی سازی اقتصادی"این نوع کشور ها ویارواج دادن تجارت آزاد میان این 83 کشورمزبور ویاچند جانبه گرایی اقتصادی ویاظهور " سازمان تجارت جهانی در این قاره ویا در سال 1995 م ویابا ظهور"مناطق آزاد تجاری "ودر مرزهای این 83 کشورجهان و یک نوع " اقتصاد لیبرالی " برکسب وکارها ویاتجارت مابین ملل مختلف آن شکل گرفت که هیچکدام از 83 کشور مزبور و" تعریف حقوقی شفاف ویاروشن " ودر مورد این نوع اقتصاد خصوصی سازی درون کشوری خودنداشتند ویادر مورد تجارت آزاد بیرون کشوری ومابین ملل مختلف آسیایی را نداشتند ولذاتنها در طی این مدت 29 ساله مزبور ،فقط 8 الی 9 " اتحادیه همکاریهای اقتصادی منطقه ای من درآوردی ومبهم" ودر میان این 83 کشور شکل گرفت که معلوم نبود چه اهدافی را تعقیب می نمایند ویا اعضای هر اتحادیه نیز ودر" جمع درون گروهی" ویا"بیرون گروهی خود" اختلاف عمیق با یکدیگر دارند که مانع تجارت با یکدیگر می شود وبعلاوه تحریمهای تجاری چین ویاروسیه ویاایران وترکیه وغیره ترامپ نیز بر دامنه این نوع اختلافات تجاری ملل آسیایی می افزاید ویاشکل گیری "دولت های پوپولیستی قاره اروپا " هم در سالهای اخیرکه چسبیده به قاره بزرگ آسیا می باشد ،ودر چند سال اخیر بر سر کار آمده اند ،واین نوع ازاختلافات تجاری مابین ملل آسیایی را افزایش بیشتر خواهند داد ولذااین نوع از " اتحادیه های اقتصادی شکننده قاره آسیا" ودرطول 29 سال اخیر که توام با "اختلافات عمیق منطقه ای "است ویاتوام "با اختلافات درون اتحادیه ای زیاد" با همدیگر می باشدکه نمی توانند باهمدیگر راه بیایند وعبارتند از :1- سازمان همکاریهای اقتصادی ( اکو) در قاره آسیاوکشورهای آسیای میانه 2- ویا اتحادیه همکاریهای اقتصادی کشورهای جنوب شرقی آسیا ( آ ، سه آن ویا آفتا )3- ویاسازمان اقتصادی شانگهای چین 4- ویااتحادیه همکاریهای اقتصادی اقیانوسیه _آسیا ( اپک )5- ویاسازمان کنفرانس اسلامی ملل وشامل ملل اسلامی خاورمیانه ویاملل مسلمان جنوب شرقی آسیا ویاملل شمال آفریقا وبه ریاست( جده عربستان )می باشد و6- ویاجرگه دولتهای مستقل مشترک المنافع آسیای میانه وبا هشت کشور وبه ریاست روسیه در شَهر ( آلماتی آسیا ) که در سال 1991 م شگل گرفت 7-ویا کشور های مستقل مشترک المنافع با روسیه( سی ، آی ، اس
در شرق اروپا8-ودیگری هم سازمان اقتصادی کشورهای صادر کننده نفت خاورمیانه یا اوپک می باشد 9-ویا آخرین اش که اتحادیه اقتصادی اروپا ست که در 26 سال اخیرشکل گرفته ولی با خروج انگلیس از اروپا ودرجریان برگزیت ویا باشکل گیری انواع دولتهای ملی گرایانه پوپولیستی در جوامع اروپایی معاصروامروزه در حال فروپاشی می باشد ولذابا گرایشات سیاسی مزبور دیگرنمی توانندکه با جوامع آسیایی وخاورمیانه ای همکاری اقتصادی نزدیک بکنند وبعلاوه" ویاپوپولیسم " واز واژه انگلیسی مردم, peopleلغت مردم ویامردمی بودن ویامردی از جنس مردم که اخذ شده است و رسانه های اخیر اروپاهم واز جریانهای عوام فریب مردمی مزبور فراهم کرده اند ویادر سالهای اخیر براه انداخته اند تا افراد وگروههای بی مرام ویابدون ایدئولوژی رارواج دهندویااقشار عوام فریب رابه قدرت برسانند که بر بیگانه ستیزی ویاغوغا سالاری مبتنی است ویاملی گرایی افراطی را شعار خودقرار داده است ویاهرنوع همکاری ویاهم آهنگی اقتصادی با ملل دیگر را بزیر سوال می برد؟! ویا حضور مهاجرین جوامع دیگر راو در جامعه اروپایی مزبوررا به زیر سوال می برد؟ ولذاآفت بزرگ هماهنگی تجاری ویااتحادیه اقتصادی اروپامی باشد که نهایتا به فروپاشی آن اتحادیه منجر خواهد شد ویا مانع همکاری اقتصادی آن با جوامع آسیایی خواهد شد ومثلا شعار " جنبش ضد سرمایه داری جلیقه زردهای فرانسه که 38 هفته است که حرکت خیابانی خود را پشت سر خود می گذراندویا باعث میلیاردها خسارت به اقتصاد فرانسه شده است ویاکارخانجات فرانسه را به تعطیلی کشانده است وبعلاوه مانع ارسال کالای آن کارخانجات به جوامع دیگر خواهد شدکه در قرن 18 و19 آنرا " جنبش ارتجاعی کارگری "ویا " نهضت سابوتاژ" می خواندند که با انداختن چوب ویاتخته ودر لابلای چرخ ودنده کارخانجات همراه بود وتابا صاحبان صنایع مبارزه بکنند که چوب لای چرخ گذاشتن از آن جریان اخذ شده است ولی مارکس با این نوع از حرکتهای ارتجاعی کارگری مخالفت کرد ومعتقد بودکه با تعطیلی همان صنایع، خود همان کارگران هم بیکار خواهند شد وبه عصر گذشته تاریخ بازگشت خواهند کردوفایده ندارد! وجوامع امروزین آسیایی هم وبا شعارخصوصی سازی خود ودر عین حال درمبارزه با سرمایه داری امریکایی ، تنها دولتهای کارگری راو در همان جوامع آسیایی 53 گانه مزبور را واژگون نمود وچیزی جایگزین آن ننمود ولذاامروزه هرکدام از این 53 کشورآسیایی ،خودش را، یکنوع " جامعه سرمایه داری ملی گرایانه " ودر قاره آ سیا می بیند که حاضر به سازش ویاهماهنگی اقتصادی وباجامعه سرمایه داری ملی کشورویاهمسایه دیگرش نمی باشد ولذا 8الی 9 سازمان همکاری اقتصادی قاره آسیا وبا شعارهای سرمایه داری ملی گرایانه خود قادر به همزیستی ویا همکاری اقتصادی با یکدیگر در این قاره نمی باشد ولذادر معرض فروپاشی وستیز با همدیگر قرار دارند که به فروپاشی این 9اتحادیه اقتصادی منجر خواهد شد وآلترناتیو جایگزین هم برای آن پدیده ندارند ولذاشعارچند جانبه گرایی سازمان تجارت جهانی هم بدعت غلطی در توسعه صنعتی می باشد ویادر ابداع " تعرفه گذاریهای های تجاری "متعدد و متضاد با یکدیگر این نوع از فروپاشی تجاری رازیاد تر کرده ویا روند" تقسیم کار منطقه ای معیوب می کند"ویادر"تقسیم کاراقتصادی "قاره آسیا مشکلات بوجود می آورد که اقتصادش نوپاست وبدنبال خودش خواهد آورد! ودر حالیکه در 29 سال قبل که83 حزب اتحادیه کارگری ودر قاره آسیا ویااروپای شرقی " وجود داشت ویابجای شعار ملی گرایی اقتصادی امروزین و" شعار " انتر ناسیونالیزم وبین المللی گرایی " بزرگ آسیایی را می دادندکه آسیایی ها را متحد می کرد ودر حالی که امروزه ودر اقتصاد لیبرالی امروزویادرخصوصی سازی 29 ساله مزبور این نوع شعار عوض شده و " شعار سرمایه داری ملی " هر کشورو به مبارزه با " شعار سرمایه داری ملی کشور دیگر قاره آسیایی می پردازد که از قدیم گفته اند که: دودر ویش در گلیمی بخسبند ولی دوپادشاه در اقلیمی نگنجند ومخصوصا اقلیم بزرگی که نظیر خاک آسیا باشد که 53 کشور مختلف دارد ویانظیر جامعه فئودالی آسیایی هم نمی باشد که هرکداماز کشورها و فقط در داخل کشور خودش تجارت می کردند ویاخود کفایی داخلی در تجارت داشتندویامبادله جنس با جنس داخلی داشتند وبلکه در اقتصاد معاصرآسیا وبه تجارت خارجی با یکدیگرمجبورهستند که همزیستی را می طلبد ویابا پول خارجی نسبت به اقتصاد خود وابسته شده اند ولی امروزه حرفشان در گلوی دیگری نخواهد رفت که شعار اقتصاد جهانی شده است ویا با شعار ملی گرایی افراطی هر کشور نسبت به یکدیگر می باشد ولذاتحریم ترامپ هم که خودش از شعار ملی گرایی امریکایی بلند می شود واز شعار خود آنها نشات گرفته است ومزید بر علت شده وشعار جهانی سازی اقتصاد را به شعار ملی گرایی سرمایه داری جامعه آمریکایی تبدیل کرده ویادر برابر سرمایه داری چین ویاسرمایه داری روسیه می کشاند ویادر برابر شعارسرمایه داری ملی گرایانه ترکیه ویاسرمایه داری اروپاست ویاسرمایه داری کانادا ویامکزیک وغیره می کشاند ویا کشانده است که" سازمان همکاری اقتصادی نفتا" ویا" گروه هشت " وغیره را خراب نمودکه خودش را از درون این سازمانهای همکاری اقتصادی سازمان تجارت جهانی بیرون کشانده اند ؟ وزیراکه " سازمان تجارت جهانی "ودر 29 سال مزبورکه شعار جهانی می داد و نتوانست که یک معیار واحد تجارت جهانی وبررفتار ملل مختلف جهان وبرتعرفه های تجاری آنها با یکدیگر بقبولاند که بتواند آنرا "سازمان تجارت از نوع جهانی بخواند ؟ویا "بانک جهانی " ویا "صندوق بین المللی پول" که هر کدام یک صندوق منطقه ای ویا محلی پول وبرای خود براه نیاندازند! ویاحرفشان در حلقوم همدیگر برود؟ ! ولذانگاهی به تاریخ شکل گیری انواع اتحادیه های اقتصادی آسیا ویاتاریخ همکاریهای منطقه ای ناپایدارآسیا ودر29 ساله معاصر قاره آسیا این نوع بحران تجارت بین ملل را نشان می دهد ویا نگاه به اختلافات درونی اعضای این اتحادیه های منطقه ای آسیا وبا یکدیگر ویا بر سر پیمانهای تجاری با یکدیگر ویا در موردحقوق گمرکی وتعرفه های تجاری ترجیحی با یکدیگراست که در آن مورداختلافات همسایگی دارند ویا در مورد انتقال سرمایه ویاتجهیزات بیکدیگراست که این نوع تنش های اقتصادی دول آسیایی با یکدیگررا نشان می دهد؟ ویادرمورد عدم توافق عمیق آنها با یکدیگراست ویا درمورد تعیین تعرفه های تجارت کشاورزی با یکدیگراست ویا درمورد تجارت منسوجات ویا سرمایه های واسطه ای ویاانتقال تکنولوژی به یکدیگراست ویا درمورد مصرف عادلانه انرژی در قاره مزبور است که نشان می دهد که در طی گفتگوهای مستمر سالیان زیاد هم به نتیجه نرسیده اند که امروزه زخم کهنه آن در دوره ترامپ سر باز کرده است وخود امریکاراهم به سکوی سرمایه داری ملی سابق رانده وبجای سرمایه داری جهانی وی راوادار به عقب نشینی نموده است ودر حالیکه سابقا طور دیگر عمل می کردندویادرکشورهای زیادی ودر دورهای گفتگوی مستمربا یکدیگرشرکت داشته اند ویادر سالهای گذشته با وی ویابر سر اقتصاد جهانی گفتگوی مستمر داشته اند ومثلا در "دور گفتگوی توکیو" بود که(در فاصله سالهای 1973 الی 1979 م بود) ویا درجریان دور گفتگوهای اورگوئه (و در فاصله سالهای 1986 الی 1994م ) وغیره بود ویادر همین راستا بود که در سال 1995هجری، سازمان تجارت جهانی بوجود آمدویامناطق آزاد تجاری ودرخاک کشورهای مختلف آسیاشکل گرفت واز جمله در خاک ایران بوجود آمد؟! ویا خیلی ها در سرمایه گذاری بانک جهانی ویاصندوق بین المللی پول شرکت نمودندو تا از سرمایه گذاری آن صندوق در کشور خود بهره ببرند؟ ویادر همین رابطه "اتحادیه های اقتصادی منطقه ای زیادی "را ودر نقاط مختلف قاره آسیا شکل دادند که عملاموفقیت خود راو در 29 سال اخیر هنوز نشان نداده اند ؟که شامل شکل گیری9 سازمان اقتصادی فوق الذکر می باشد که قبلااسامی اشان ذکر نمودم که یکی از آنها( سی آی اس)میباشد
یا "جرگه اقتصادی دولتهای مستقل مشترک المنافع با شوروی" بود که شکل گرفت ویا بعد از آنکه جامعه سرمایه داری غرب وبعد از 8 الی 9سال که از عمرانقلاب اسلامی ایران می گذشت واین باروبا سر کار آ وردن گور باچف دردرون روسیه سعی نمود که احزاب کمونیستی آسیایی ویااروپای شرقی را فرو بپاشاندکه تنها شعار کارگری می دادند ولی بدون کارآیی صنعتی بودند ویادر سال 1988م وبجای اتحادیه جماهیر شوروی سابق ، واتحادیه های اقتصادی مختلف وبا برخی از دول مزبور درآسیاشکل دادند ویادرشرق اروپا جانشین آن دولتهای کارگری گشت ولی هنوزمکانیزمش ناپایدار می باشد واین باروبنام جر گه کشورهای ( سی آی اس) آسیا نامیده میشد که کنفدراسیون لرزانی از جمهوریهای سابق اتحاد شوروی فروپاشیده سابق بود که بر ویرانه های این نوع اتحادیه در حال فروپاشی سابق ،این دفعه درحال روئیدن بود وچرا که نخستین تجمع انبوه مردم لیتوانی وبرای استقلال از اتحادیه شوروی سابق و در حزب کمونیست لیتوانی ویادر سال 1988م شکل گرفت وحتی قطع سوخت مسکو هم اثر بر آنها نکرد! ویادیگری هم جمهوری ملیت گرای گرجستان ودر سال 1989م بود که سربازان شوروی 19 نفر آنانرا ودر خاک گرجستان آسیاکشتند ویاچند صد نفر را مجروح نمودندوبه دنبالش هم خود یلتسین نیز ودر سال 1990 در خود روسیه اعلام استقلال نمود وآنگاه بدنبالش احزاب وابسته به شوروی هم ودرسرتاسر قاره بزرگ آسیا فروپاشید ویابدنبالش احزاب کمونیست ازبکستان ویامولداوی واوکراین وبلاروس ویاترکمنستان و ویاتاجیکستان وقزاقستان نیز از آنها تبعیت کرده واحزاب کمونیستی ویااتحادیه های کارگری این نوع کشورها را پایین کشیدند ونهادهای اداری ویاتشکلهاومراسم همبسته اش هم نابود شد ویاخصوصی سازی را جایگزین آنها نمودندکه مکانیزم ویااهدافش بر مردم آسیا نامعلوم بود وتا آنکه در "نظام سازی اداری جدید" گور باچف ودر سال 1991 م وبا یک همه پرسی ودر برخی از کشور ها سعی کردکه این بار "فدراسیون روسیه جدید"را جایگزین اتحاد جماهیر شوروی سابق بکند ولی گرجستان ویا مولداوی از پذیرش آن هم امتناع کردند وتا آنکه در دسامبر 1991و سه کشور روسیه ویااوکراین وبلاروس و در شهرمینسک که پایتخت بلاروس در اروپای شرقی بودویاچسبیده به خاک آسیا بود واین نوع"جرگه کشورهای مشترک المنافع" را تشکیل دادند وقرار شد که( روبل )پول مشترک آن کشورها باشد یاسلاح هسته ای هم در دست روسیه باقی بماند! ویادر نشست دوهفته بعداز آن و در سال 1991م نیز که در شهر آلماتی آسیا اتفاق افتادو 8کشور دیگر را هم ظاهرا متمایل نمودند که به جرگه مزبور بپیوندند که شامل کشورهای آذربایجان وِِیاارمنستان وقزاقستان وقرقیزستان ومولداوی وتاجیکستان وترکمنستان وازبکستان بود ولی بعدا آنها نیز پشیمان شدند که نگران استقلال نظامی ویاسیاسی واقتصادی کشور تازه استقلال یافته خود بودند ولی بعدا و برخی از آنها نیز از "اتحادیه مزبور"بزور بیرون آمدند که نظیر اوکراین بود که که در مورد ناوگان نظامی روسیه و دردرون دریای سیاه اختلاف داشت ویاگرجستان بودکه در مورد (منطقه ابخاز )با روسیه اختلاف داشت که با تانک کشی پوتین همراه شدویا تاجیکستان وکشورهای حوزه دریای بالتیک بودوفقط "کشوربلا روس " وچند کشور کوچک دیگرودرمورد فدراسیون روسیه مزبورباقی ماندند که پوتین وبعد از یلتسین آنرا اداره میکند که امروزه شعار "اتحاد اوراسیا" را می دهد وبدون انکه بداند که معنی اش چیست؟ ولی این 8 کشور آسیای میانه و چند سال بعد هم وبا "اتحادیه اقتصادی دیگ"رویاجدیددیگر آسیا و در قاره آسیا روبرو شدند که بنام " سازمان اقتصادی اکو نامیده می شد که سعی می کرد تااین نوع کشورهای آسیای میانه 8 گانه را وبدلیل مسلمان بودن سکنه اشان ، جذب خودبکند ولی خود" سازمان اقتصادی اکو" هم ناپایدار بود، وزیرا با سازمانهای اقتصادی مسلمان دیگر ولی رقیب گونه توام بود که باهم نمی ساخت وبنام " سازمان کنفرانس اسلامی "روبرو بود که به مدیریت عربستان شکل گرفته بود ویا با "سازمان اقتصادی دیگر مسلمان نشین وزرد پوست جنوب شرقی آسیا" روبرو بود که ( اسه ان ) نامیده می شد وملل اندونزی مسلمان ویا مالزی مسلمان وجزو سازندگان آن بّلوک اقتصادی (آ سه آن ) جنوب شرقی آسیا بودند واز سوی چهارم نیز" سازمان اقتصادی َشانگهای چین" نیز سعی می کرد که جذب اقتصادی این نوع کشورهای آسیای میانه را ودر مسیر جاده ابریشم سابق بدست خودبگیرد ! ولی همه آنهاودر سالهای اخیر و حیران مانده اند که به طرف کدام "سازمان اقتصاد منطقه ای" بروند که ضربه نبینند ؟
وباید افزود که "هسته اولیه" سازمان همکاری اقتصادی (اکو) آسیا که در دوران رژیم پیشین ایران ودر سال 1343ش شکل گرفت ویا در جریان پیمان نظامی سنتوو بین سه کشور غربگرای ایران ویاترکیه وپاکستان گذاشته شده بود که در مقابل کشورهای با حاکمیت حزب کمونیست آسیایی بایستندیاوبا اتحاد نظامی واقتصادی خود بایستند وسقوط نکنند ولی بعد از وقوع انقلاب ایران ویا بعدازجنگ با همسایه عراق ویا باتحولات حکومت سکولار ترکیه همراه بود ویابا فروپاشی حکومت های کمونیستی و در آسیای میانه همراه بود که که هنوز عقاید مذهبی در سکنه اش وازسابق باقی مانده بود ولذا سه عضو اکوسعی کردند که از شرایط پیش آمده آسیا استفاده لازم را کرده واعضای جدیدخودشان راو در میان جوامع آسیای میانه مزبور زیاد تر بکنند ولذا عضویت در سازمان اقتصادی اکو واز سال 1372 شمسی و ویابا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وباپیدایش مناطق آزاد تجاری ویابا شکل گیری سازمان تجارت جهانی ویا باتز خصوصی سازی دراین سالها همراه شدویا باجایگزینی اش بجای "اقتصاد حکومتهای کارگری" ودر جوامع بریده از شوروی همراه شد ومدتی هم رشد مقطعی یافت ولی بعدا تداوم این نوع ازهمکاری منطقه ای سازمان اکو وباتضادهایی روبرو گشت! ولذا در سال 1372 شمسی وبا سفر آقای هاشمی رفسنجانی که ریاست جمهوری ایران بود ویااقتصاد خصوصی سازی راو در قانون اساسی ایران پذیرفته بودوبه کشورهای بریده از کمونیسم واقتصاد دولتی ملل مسلمان آسیای مرکزی مسافرت نمود ودر همین راستا ، عضویت سازمان اکو هم از سه کشور سابق بیشتر شد ولذا درسال 1372شمسی(و یعنی 27 سال قبل )کشورهای ازبکستان ویاقرقیزستان وترکمنستان وقزاقستان وآ ذربایجان شوروی نیزعضویت در سازمان همکاری اقتصادی اکو را پذیرفتند ویا"اجلاس سران کشورهای اکوجدید" ،ودر این سال ودرخاک آسیای مرکزی ،تشکیل جلسه داد وبعلاوه برخی ازتوافقات اولیه تجاری نیز وبا یکدیگر در این دوره تاریخی بعمل آوردند وهمچنین در این سال،اقای هاشمی سفرهایی به چند کشور مزبور نمود وبعلاوه قبلا نیز سفری به استانبول ترکیه نموده بود وبعلاوه مذاکراتی هم با دولت مسلمان پاکستان داشتند ویابرخی قراردادهای اقتصادی منطقه ای ودر این سفرهابا دول کره وچین ورومانی کمونیست بسته شد ولی بعداویا در دولتهای بعدی ،اختلافات درونی اش آشکار شد وهمچنین در19فروردین سال 1372 ش آقای دکتر عادلی که رئیس بانک مرکزی ایران بود ،و طرحی را وبرای " بانک مشترک اکو " تهیه کرد ویا آقای دکتر علی اکبر ولایتی که وزیر امور خارجه ایران بود وبرای پا گرفتن این نوع از سازمان اکو، سفرهای متعد د ویامذاکره با کشورهای عضو اکو را آغاز کرد ند وقرار شدکه یک سازمان همکاری اقتصادی واز کشورهای مسلمان آسیای میانه وبا جمعیت 300 میلیونی سکنه آن روزگاراعضایش ودراین محوطه خاک آسیا ویابا جغرافیای697/620/8کیلومتری آن در آسیای میانه تشکیل داده شود وبعلاوه زبان اتحادیه اقتصادی مزبور ،انگلیسی ومرکزش تهران باشد ومذهب سکنه اش هم ترکیبی از مذهب شیعه ویاتسنن افرا طی حنفی ویا شافعی بود واز سوی دیگر هم وهمزمان با یکدیگر ،عضویت در سازمان اکو وعضویت در سازمان همکاری نظامی وبا جرگه کشورهای مشترک المنافع با روسیه جدید ( اعضای سی ، ای اس ) را پذیرفته بودند ویا در مورد منافع مشترک دریای خزراختلاف داشتند ویا دراستفاده تجاری از جاده های ابریشم ویا درمورد جاده آسیایی دیگربه خاک اروپاداشتند ویا در مورد استفاده از منابع گاز ویامعادن منطقه ویاتوسعه صنعتی وحقوق گمرکی وتعرفه های ترجیحی آن وبهره برداری از نیروی انسانی متخصص اعضا یش اختلافات زیادی داشتند وبویژه این نوع ازاختلافات ودر دولتهای بعد از آقای هاشمی هم زیادتر شد که روحانیون اعزامی ویامبلغ به این نوع کشورها وبه بهانه مبازره با بقایای دولت الحادی کمونیستی سابق و در این نوع از کشورهای مسلمان نشین واز اپوزیسیون مخالف دولتهای مزبور حمایت فرهنگی می کردندکه باعث گشت که روابط ایران وتاجیکستان تیره شود که روابط گرم با تهران ومشهد یافته بود ویا باعث گسست روابط با ترکمنستان شد که گاز خود راو به استانهای گلستان ومازندران ودر زمستان قطع کرد ویا باعث سردی روابط با اوکراین وگرجستان شد که مدتی ایران از هواپیماهای توپولف ساخت اوکراین استفاده می کرد ؟ وبعلاوه بعد از انقلابهای رنگین اوکراین ویاگرجستان ویا قر قیزستان نیز این نوع ازهمکاریهای اقتصادی اکوبازهم ضعیف تر گردید ویا همکاری اقتصادی با پاکستان وافغانستان نیز وبدلیل مسایل سکنه شیعه وسنی های این نوع از کشورها ضعیف تر گردید ولذاتز جاده ابریشم ویاقطارسراسری آن جاده آسیایی هم در بوته فراموشی قرار گرفت .
واز سوی دیگر هم یک "سازمان همکاری اقتصاد منطقه ای متضاد قاره اسیا" هم که ژئوپلیتیک اقتصاد منطقه قاره آسیا راو برای مدتی ،تحت تاثیر خود قرار داده بودولی اکنون کارکردخود را از دست داده است وپدیده "اتحادیه همکاریهای اقتصادی (آ ، سه آن) جنوب شرقی آسیا می باشد که هسته اولیه آن اتحادیه هم ونظیر "سازمان اولیه اکو" و در سال 1967م میلادی شکل داده شد که چند کشورآسیایی ونظیراندونزی ویا مالزی وفلیپین وسنگاپور وتایلند پایگذار آن اتحادیه بودند که درخاک آسیا وجزو "بلوک جوامع دولت کارگری" نشده بودند وبلکه هنوز جزوجوامع متحد غربی باقی مانده بودند که بعدا وبا صلاح دید خود همان غرب نیز وجزو 77 کشور غیر متعهدشدند که بدلیل اختلافات زیادخودشان با یکدیگر ودر سالهای بعدو به حدود32 کشور تقلیل یافتند واین گروه جوامع غیر متعهدها هم که در سال 1964 م وّبه "گروه 77 " مشهورشده بودند که سردمدارانشان از اندونزی ویامالزی وایران ومصر بودند ویادر سالهای بعد ودر مورد" تجارت وتوسعه ملل متحد " به ( انکتاد) مشهور شدند وشاخه جنوب شرقی آن نیز که شامل کشورهای فوق الذکر بود ودر این سالها، کشورمالزی واندونزی اختلاف ارضی زیادی باهم دیگر داشتند که باهم درگیر بودند ولی برای عدم سقوط در برابر بلوک شرق ویابا وساطت غرب ودر سال 1967 م قرار شد که اختلاف مرزی خود را با یکدیگر کنار بگذار ند ویا برخی ازاختلافات داخلی خود راویا تشنج زا با یکدیگر را کنار بگذارند واتحادیه جدید اقتصادی منطقه ای راپایه گذاری کرده ویابنام " اتحادیه آسه آن" را بوجود آورندکه مخفف انگلیسی " وعبارت " اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا " می باشد ویادر سال 1967 م وبا اعلامیه بانکوک شکل گرفت ودر عین حال ،ترکیبی از ملل زرد پوست آسیابودندویابا ترکیب مذهبی متضاد مسلمان ویابودایی ومسیحی بودند وبعلاوه در سال 1984 "هم کشور برونئی" نیز به این اتحادیه پیوست که ادعای پادشاهی داشت ویادر سال 1990 م هم که سه کشور ویتنام ویاکامبوج ولائوس نیز به این اتحادیه (آ سه آن )پیوستتند که متضادا حزبهای کمونیست آسیایی داشتند ویامدتی هم با امریکاییها جنگیده بودند وهمچنین برمه که در داخل خوداختلاف مذهبی بودایی – مسلمان ودر میانمار خود داشت ولی همگی وبعد از فروپاشی بلوک شرق به این اتحادیه اقتصادی عجیب وغریب آسیا پیوستند واقای هاشمی رفسنجانی ورئیس جمهور ایران نیز ودرسفرهای متعددکه به این کشور ها داشت ویا برای رشد اقتصادی ایران وقراردادهای اقتصادی متعدد وبا این کشورها بست که مذهب ویامرامهای متعدد وگوناگون داشتند ویا در سفر به کره شمالی ویاچین که بعد از فروپاشی بلوک شرق هنوزشاکله حزب کمونیست را حفظ کرده بودند ودر عین حال می خواستند که اقتصاد خصوصی سازی و درخاک آسیا راهم حفظ بکنند وتابه داد وستد با کشورهای دیگرآسیا ودر قالب این نوع شعار خصوصی سازی بپردازند وایران نیزودر خاک آسیا می خواست که با این نوع ازاتحادیه های اقتصادی گوناگون ویامتضاد با یکدیگرمعامله تجاری بکند ونظیر سازمانهای آسه آن ویااتحادیه اکو ویاکنفرانس اسلامی عربستان که معارض اش بودویاجرگه همدستان نظامی با روسیه جدید ویاباسازمان اقتصادی مختلف العقیده ونظیر (اوپک)که آرائ اقتصادی گوناگون داشتند ویانظیراتحادیه مسیحی نشین اروپا همکاری اقتصادی وتجاری بکند که اخیر روسیه هم همه آنها راو با نام جغرافیایی صرف" وکلمه اوراسیا ویااتحادیه اروپا وآسیا" نامیده است وتا در سایه این لفظ سازی صرف خود،اختلافات عمیق سیاسی ویافرهنگی ویامرزی 83 عضو این جغرافیای بزرگ را واز انظار عمومی بپوشاند که شدنی نمی باشد وبعلاوه در سالهای98-1997- هم اقتصاد کشورهای آسه آن که وابسته به اقتصاد صندوق بین المللی پول بود ودچار بحرانهای عمیق اقتصادی شد ولذاعضویت در این نوع ازاتحادیه هم نتوانست که از بحران بیکاری ویا ضعف اشتغال آنان بکاهد ویادر سال 1992 م نیز" مناطق تجارت آزاد آ سه آن" را تشکیل دادندکه هنوز مبانی حقوقی این نوع از مناطق آزاد تجاری جغرافیای تحت حاکمیتشان راو برای اعضایشان روشن نکده اند؟ وبعلاوه بعدا سه کشور چین ویاکره جنوبی ویاژاپن زرد آسیا نیزو با عبارت " آسه آن + 3 کشور مزبور" همراه شدند و به این "اتحادیه قدیم ولی بدون ایده لوژی آسیایی " پیوستندتاصرفا سود ببرند ولی ّبعداکشور چین ویابدلیل بزرگی جمعیت جغرافیایی اش ویا بزرگی جغرافیایی اش ودرخاک آسیا " سازمان اقتصادی شانگهای " را بوجودآوردند تا بقیه کشورهای آ سیایی را ومتحد اقتصادی وفرهنگی خود بکنند ولیکن بدلیل اختلافات عمیق سیاسی ومرزی خودباهمسایگان کره جنوبی ویاباژاپن ویافیلیپن وتایوان ویا باهنگ کنگ وویتنام ومالزی ویا باتبت ومغولستان وترکستان آسیا همجوارش ودر عین تضاد حکومت کمونیستی خودش وباتز اقتصاد خصوصی سازی جامعه مزبورشدنی نیست !ویا در تضاد سیاسی با جامعه امریکاکه قرار گرفته است ویادر مورد تعرفه گذاریهای های تجاری متعارض بین دوکشور ویادر موردسرقت الکترونیکی تکنولوژیکی سازمان اقتصادی اش درخاک آسیا که جای سوال دارد که آیا سازمان شانگهای مزبوروبا شرایط مزبور دوام بیاورد ویا نه ؟ واز این روانواع اتحادیه های اقتصادی متضاد53 کشور مسلمان قاره آ سیا- خاورمیانه نیز از این قبیل است که بعد از فروپاشی بلوک شرق وبه وضعیت ناگوار ویاناموفق اقتصادی قاره آسیا ومنطقه ای مزبوردچار شده اند که به مسایل ژئواستراتژ ی آنها و درامر داد وستد ناسالم آن منطقه آسیاویادر تجارت ودادوستدناایمن آن منطقه آسیا با همدیگر اشاره کردم واین نوع ازاختلافات عمیق منطقهای هم ودر سازمان همکاریهای خلیج فارس " غرب آ سیا هم وجود دارد ودیده می شود که در 29 سال اخیر وهر روزه هم بیشتر میشود ولذاهمکاریهای اقتصادی با یکدیگر را کنار نهاده ویابه جنگهای عمیق منطقه ای با یکدیگر کشیده شده اند ویا " سازمان کنفرانس اسلامی وبه ریاست جده عربستان را کنار نهاده که از پول چاههای نفت عربستان وپدیده "بانک اسلامی "را ودر سالهای گذشته ،تشکیل داده بود وتا از پول فراوان مزبورخود ویا نفت خود ،طرفداران اقتصادی خودش را در قاره آسیازیادتر بکند ولی همچنان " سازمان اتحادیه 20 کشور عربی اش بهم خورده است" که امروزه اغلب این 20 کشور عرب مزبور ودر غرب آسیا وبجان همدیگر افتاده اندویاهمدیگر را می کشندکه نظیر در گیری عربستان ویمن می باشدویااختلافات قطرولبنان باعربستان در خاک آسیاست! ویا اختلافات مصرولیبی مسلمان وترکیه و بر سر اخوان المسلمین است ؟ ! ویا " اختلافات سازمان کشورهای صادر کننده نفت خاورمیانه وبعد از بهار عربی " است که تجارت مابین ملل آسیایی را بهم می زنند ویا داد وستد عقلانی مابین آ نها رابهم می زنند ولذانمی توانند که در سازمان تجارت جهانی مزبور ویا درایدئولوژی آن در قاره آسیا شرکت فعال بجویند! ویاهدف اولیه مناطق آزاد تجاری این قاره را پدید آورند! ویا جاده های اقتصادی این قاره را وبه انحراف نکشانند ؟ وبعلاوه دو گروهبندی اقتصادی متضاددیگر هم که برخی از آنان ودر خاک اروپا می باشد که چسبیده به آسیاست ویابرخی دیگرهم درخودخاک آسیا هستند وهمگی در 29 سال اخیر وجزو سازمان تجارت جهانی شده اند ولی هنوز به اهداف ویامرامنامه سازمانی آن سازمان تجارت جهانی هنوز پایبند باقی نمانده اندکه بحران اقتصادی جهان امروزی فروکش کندویاقاره بزرگ آسیا وناشی از این نوع عدم پایبندی آنان لطمه نبیندکه شامل " گروه هشت " می باشد ویا " اتحادیه اقتصادی نفتا" است که با شرکت آمریکا ودو همسایه شمالی کانادا وجنوبی اش مکزیک می باشد که بدلیل ناموفق بودنش ودرامر تعرفه گذاریهای تجاری متعارض با یکدیگر ویادر تضادگمرکی باآمریکا ودر سال گذشته ،از (پیمان نفتا) خارج شدند ویانحوه همکاری تجاری آمریکا و با "گروه هشت " اروپامی باشد ویاباژاپن آسیاکه بهم ریخت واین "گروه هشت کشورصنعتی " نیز وچند سال قبل از انقلاب ایران ویادر سال 1970 میلادی پایه گذاری شده بودند وبعلاوه دراین سال 1973م وبا تحریم نفتی کشورهای اوپک ودر خاورمیانه آسیا وبرای ضربه نخوردن انرژی کارخانجات ویاصنایعشان بوجود آمد ویامتحد تر شدند ویابرای عدم ضربه دیدن درروندتجارت ،این نوع8کشور صنعتی جهان وازجریان تحریم نفتی جوامع خاورمیانه ای همبستگی بیشتر یافتند ویااتحادیه تجاری وصنعتی این نوع 8 کشور وبا یکدیگررا بیشتر نمودند که شامل " اتحادیه 8 عضو امریکا ویاآلمان وفرانسه وانگلستان وایتالیا و درخاک اروپاست ویاباژاپن صنعتی و در خاک آسیا بود ولی بعدا ودر سال 1977 م هم وبرخی از کشورهای اروپای غربی نیز وبه آ نها پیوستندویا "گروه لوکزامبورگ ویا"گروه هلسینکی "هم که به آن گروه پیوستند ویابعداز فرو ریختن دیواره برلین شرقی – غربی که احزاب کمونیستی جوامع اروپای شرقی فروپاشید واغلب جزواتحادیه اروپاگشتند که بعدا به 28 کشور ارتقا یافت وبعلاوه پول" یورواروپایی " راو بعنوان پول واحد داد وستد اروپایی خودانتخاب کردند ویا مرزها را برداشته ویاپارلمان واحد اروپایی ودر 29 سال اخیرتشکیل دادندویااحزاب سیاسی سوسیالسیم فرانسه ویاکمونیزم ایتالیا ویااسپانیا وغیره را برچیده کردند تا متحد تر بشوند ولی چونکه "مرامنامه سیاسی واحدی" وبر همه آنهاحاکم نبود ویادرامرومکانیزم تجارت با یکدیگرحاکم نبود ویا درجریان تعرفه های گمرگی وپولی حاکم نبود ولذابرخی از این کشور هاهم واز این نوع سیاستهای دیمی خودضربه دیدند ویابرخی دیگرتنها، نفع می بردند واز این روو درسایه این نوع سیستم ودر سالهای اخیر ،انواع احزاب پوپولیستی وملی گرایانه ودر اروپا روئید ویابر دولتهای 28 گانه این کشورها حاکم گشت وتااتحادیه اقتصادی وتجاری اروپای واحد را وبه چالش بکشانند ! وبعلاوه خروج انگلیس ودر جریان برگزیت هم واز اتحادیه اروپای مزبور، ونتیجه چنین جریانی می باشد !! که عمر این نوع ازتوافق تجاری ویااقتصادی 26 ساله ناموفق را وبه چالش می کشانندویا"اتحادیه اروپای سابق را فرو می پاشانندکه بعد از فروپاشی بلوک شرق اتفاق بیفتد کهاتحادیه قبلی از دیوار برلین شرقی آلمان وتا نزدیکی ژاپن ودر خاک گسترده آسیا شروع می شد وهر چنددر سال 1993م هم عملااین "اتحادیه اروپایی نوپا" موجودیت خود را اعلام می کند ویادر سال 2004 م میلادی هم 10 کشور اروپای مرکزی ویااروپای شرقی نیز به آن پدیده پیوستند که تازه از سلطه احزاب اتحادیه های کارگری خودشان راآزاد کرده بودند وبعلاوه در سال 2007 م تعدادشان به حدود 27 کشور افزایش می یابد ولی بازارهای پولی نابسامان آن اتحادیه ویادر چند سال گذشته، وکشور یونان را به آشوب دایمی چند ساله کشاند ه بودواز این رو این نوع از همگرایی اقتصادی همسایه قاره آسیا نیز ودر طی این مدت26 ساله معاصر و به چالش کشیده شده است ! وبا شرایط مزبورمعلوم نیست که به همکاری اقتصادی ویابانکی موفق ویا سالم وغیر شکننده وباسکنه قاره آسیاهم بپردازدویا خیر؟ وبعلاوه "اتحادیه افریقایی" وِیا "اقیانوسیه "نیزو درامرتجارت وبا 53 کشور آسیایی وبه چنین سرنوشتی مبتلا شده است ولذا سازماندهی تجاری مجدد جهانی را می طلبد .تا تجارت ویاسرمایه گذاری بین الملل وبا قاره بزرگ آسیا ،ودچارانواع چالشهای متعدد قومی وِیامنطقه ای ویاسیاسی ونظامی نشود !
این وبلاگ شامل :