شعارهای افراطی اجتماع تهران وخطر بمباران شهرهای ایران ! - دکتر محمد خالقی مقدم
شعارهای افراطی اجتماع تهران وخطر بمباران شهرهای ایران !
از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس سیاسی
اینجانب مرتبا شعارهای افراطی سکنه تهران راو در ده روز اخیرهر روزه می شنو م که عده ای جمع شده اند تا از طریق شعر پراکنیهای خود ویا ازطریق پوسترفراوان و پرخرج شهر ها ویا از طریق حرکتهای احساسی خود و یا از طریق اگراندسمان خبر سازی رسانه غیر ملی خود ویابا شیوه خبرسازی فرقه ای خود دنبال کنندوشامل تهیه کنندگان ویا پخش کنندگان خبر ی این نوع رسانه باندی می باشد وقصد دارندکه 80 میلیون مردم ایران را وچنان احساساتی بکنند که به انتقام گیری از امریکایی ها بپر دازند وبه همان حمله 13 موشکی خود وبه پادگان عین الاسد که فرستاده بودند قانع نشده اند ولذایک هفته بعد از همان حمله خود، واین بار شعار انتقام نیز تکرار می شود ویا از تهران شروع شده است و من تحت این شیوه خبرسازی ها بجان فرزندپسر م نگرانم که در مدرسه اش به زور به او کارت بسیج داده بودند وبا شعار های مزبور ممکن است که در راه منافع سرمایه داران مال باخته تهران قربانی بشود که علم های متعددشعارهای انتقام را خریده وبدست طبقه عوام تهران داده بودند ویا در راه منافع روسای اتاق اصنا ف تهران قربانی بشودکه دچار تحریم آمریکا شده اند ویا در راه منافع پنهانی اعضای اتاق بازرگانی ویاکارخانه داران تهر انی شده که قصد دارند تااز جوانان خام ویااحساساتی ایران سردار قاسمی های انتحاری جدید بسازند وبه جنگ استکبار جهانی بفرستند ویا در خارج از مرزها بجنگندو تا اینکه استکبار جهانی واز اجتماع هزاران دانش آموز ویادانشجوی جدید شهادت طلبابانه وپیرو مکتب شهید قاسمی تر سیده ویا در گردانهای جدید قدس آنها بترسد واز بدهی معوقه سرمایه داران تهران بگدرد ویا از قرار دادهای امنیتی سازمان ملل چشم پوشی بکند که درضمن دادن پول بانک جهانی آمریکا به آنها واین نوع ازقرار دادها را،وملزم به آن وام های خارجی نموده بود ولی شعارهای افراطی این نوع از دار ودسته اصول گرایان" بر جام "مزبوررا به تعطیلی کشاند ویادولت 6 ساله آقای روحانی را فلج نمود وبعلاوه دولت 2ساله بعدی وی را نیزممکن است معطل کند ویا با شکل گیری مجلس افراطی آینده دچار مشکل میشودویابا رای اعتمادمجددآن مجلس آتی و به وزرای آقای روحانی دچار وقفه بشود وعملابه دولت 6ساله وی خاتمه خواهد شد ولذا دوساله بعدی هیات دولت وی ممکن است که به جلسه قصه گویی ویاخنده صرف وزرا ءتبدیل بشود وبهمین دلیل هم شعارهای افراطی تشکیل گردانهای قدس تداوم تصمیم گیری دولت آینده را لوث خواهد کرد وجواب نمی دهد وبلکه به بحرانی شدن بیشتراوضاع منجر خواهد گشت وتشکیلات سپاه هم وبرای متلاشی نشدن تمامیتش مجبور می گرددکه تصمیم بگیرد که دو دسته بگردد ویا نگردد! ویادو گردان داخلی وگردانهای خارجی وبرون مزری بشوند ویابا دو فرمانده جداگانه هنوز عمل بکنند ویا نه ؟ ویابا دو اید لوژی جداگانه ومتضاد بمانند ویاصف خود را از همدیگر جدا کرده وتصمیم بگیرند که همگی به گردانهای داخلی تبدیل بشوند که به حفظ مرزهای داخلی پرداخته ودر برابر تهاجم خارجی عمل بکنند ویا همگی تصمیم بگیرند که همگی به "گردانهای قدس برون مرزی" تبدیل بشوند که شعار های مزبور آنرا تحمیل خواهد نمود وناخواسته مردم ایران را می کشاند که در خارج از مرزها وبا پادگان های هزارگانه بین المللی استکبار جهانی بجنگند که بدست شورای امنیت جهانی سازمان ملل ساخته شده است وزیرا حداقل صدسال قبل از طرح این نوع ازشعارهای افراطی سکنه تهران و طراحی آن انجام شده است ، وزیرا استکبا رجهانی هوشیارتر ویا زرنگتر از تر مردم تهران می باشد که نگذارد تا سکنه تهران وبا شعار های افراطی خود ، گردانهای خارجی و،بدون مرز ساخته وبه مرزسرزمینی ملل همسایه تاخته ویا هر نوع انتقام متقابل را بطلبد که طرافداران جدیدسردار قاسمی می خواهند که از استکبار جهانی بطلبند ویااز طرفداران منطقه ای آنان انتقام بگیرند که سر بند های قرمز رنگ ویا پرچم ها ی قرمزرنگ انتقام حاکی از آنست ویاپوستر های انتقام سخت از استکبارشهر ها که مبالغ زیادبرایش هزینه شده ودر شهر ها چسبانیده شده است واحتمالا همان سر مایه داران ویاسر شاخه های شرکتهای هرمی تهران ،هزینه اش را داده اند تا چسبانیده شود ودر واقع از جیب همان پولداران تهرانی هم نبوده وبلکه از جییب خودهزاران بدبخت ایرانی بوده که در یک سال اخیر میوه گران خریده اند ویا گوشت را گران خریده اندوتا فلان سر شاخه روسای اصناف ویابازاریان تهران سفارش پوستر بدهندویابا پول گران فروشی مزبور وآن نوع از شعار های مذهبی جدید را سفارش بدهند ویابرای کشته شدن جدید فرزاندن ایرانی تدبیر بکنند ودر حالی که پدران دانش آموزان ویا دانشجویان جدید ویادهها میلیونی دانشگاههای ایران حاضر به آن امرنمی گردند ویا پدران همان دانش آموزان حاضر نیستند که فرزندان عریز ویا دلبند خود را قربانی منافع همان سرمایه داران تهرانی بکنند که در دست زن وبچه هر کدامشان دهها ماشین صدها میلیونی وجود دارد ویاعلی رغم تذکرات دهها ساله و در مورد آلودگی هوای تهران عمل میکنند وحاضر به قبول منطق نیستند وبهمین دلیل هم ، هر روزه بچه هایشان و در ماشین های تک نشین خود ویراژ می دهند ویا در جاده های چالوس و برای سفر های تفریحی هزره خودرفته و یا به شهرهای شمال می روند ولذا هر روزه آدم کشی ماشینی ودر جاده ها می کنند واین در حالی است که حداقل یک ماه قبل از اجتماع انتقام خواهی مزبور، وبخاطر گران شدن صنار سی شاهی قیمت بنزین خود آنها تظاهرات کردند ویا صدها بانک ویاپمپ بنزین راآتش زدندواین در حالی است که قبلا چند دهه از رفتن به نماز جمعه تهران قهر بودند ویا ازشرکت در اجتماعات مذهبی کناره گیری می کردند وتنها کنار دختر ویا زن نیمه روسری دار خودو در خیابانها ویاماشین های سواری شیک خودراه می رفتند ولی این بارو به سر همه دختران وزنان خود چادر مشکی پوشانده ودست آنها را گرفته وبه نماز جمعه برده وتا شعار انتقام بدهند ویا روبند قرمز ببندند که چرا سر مایه داری ویا اروپا آنها را تحریم کرده است ؟. واما بعد از ترور سردار شهید سلیمانی همگی به یکباره عابد وزاهدشده ویاهمگی اهل نماز جمعه رفتن شده اند ویا اهل شعار دسته جمعی شده اند و یااهل حرکات دست ویا تناژ صدای یکدست شده اند ویا همگی طرفداران شهید سلیمانی ویاتشکیل گردانهای قدس خارجی شده اند تا از حاتمی کیا کم نیاورند که فیلم "راه شام" را ساخت وجایزه گرفت ویا حاضر شدند که بخاطروی، میلیاردهزینه کرده وپوسترهای بزرگ وی راو در چهار راههای شهرهای ایران ویا درجلوی انواع ادارات بچسبانند وتا ما مردم ایران را متقاعد بکنند که کشته شدن فرزندان دانش آموزشما لازم است که برخی نوبالغان شعار داده بود که من هم می خواهم که یک سردار سلیمانی جدید بشوم وآنها هم دیدند که شعار دانش ا موزی مزبور وسوسه انگیز وشعارخوبی است و تا در راه منافع شخصی این نوع ازروسای اصناف تهران گردان قدس تشکیل داده شود وبا آمریکا مبارزه بکنند ویابجای مدرسه رفتن ، عاز م استخلاص قدس بشوند وتا از شهید فهمیده 13 ساله دست کم نیاورند! ویادر جنگ با استکبار جهانی و اجر اخروی ببرند و بعلاوه نظیرسردار قاسمی وشهید حججی مشهور شده وهمگی سکنه ایران هم ودر بردن جنازه فرزندان آنها شرکت می کنند وبعلاوه ملاحظات دیگر هم داشتند که اجتماع حداقل سیصد هراز نفری پولداران تهران را بوجود آورد که بانک جهانی امریکا وطلبش رااز آنها می خواست ولی برای آنکه دبه بکنند وپول معوقه خود را و به صندوق بین المللی نپردازندویا دبه کرده وندهندوبهانه بیاورند واین نوع از غوغاها لازم بود وبعلاوه بدلیل آنکه قبلا با دست بانک مرکزی پول مزبور راگرفته بودند ومشهور به بانک به اصطلاح ملی بودولذا غوغای مزبور لازم بود که ندهند وبگویند که از اول پول ملی بوده ویا جزو ثروت آباء واجدادی مان بود ه که دارای چندین کارخانه می باشیم ویا دارای چندین ساختمان ویا نماشگاه اتومبیل هستیم ویا خانه مجلل داریم وآمریکایی ها غلط می کنند که با تحریم های ظالمانه خود و مارا تحریم می کنند ! ولذا برای بالا کشیدن پول استکبارجهانی هم مستمسک سیاسی داخلی رالازم داشتند ویا میطلبیدند وآن مستمسک هم حداقل با کشته شدن حدود 24 میلیون دانش آموز احساساتی خانواده های ایرانی بعمل خواهد آمد که در فلان روز تشیع پیکر شهید سلیمانی به زبان برخی از آنها جاری شد ویادر جلوی دوربین تلویزیونی اقای خسروی ویادوستان زرنگش داد زده شد که من در کودکی خود ،می خواهم که سردار سلیمانی جدید بشوم وبه جنگ استکبارجهانی خواهم رفت وپرسنل زرنگ تلویزیون هم پخش اش کردند وآن نوع از روسای اتحادیه اصناف تهران نیز و در جلسات مشورتی گروهی خود، آنرا دیده وپسندیده بودند ولذا نقشه خود را وبه بقیه اعضای روسای اصناف تهران هم تلگرام کرده بودندو مسلما برای اینکه دیگر دانش اموزان ایرانی هم دست کم از وی نیاورندو نیاز به روبند قرمز انتقام داشتند تا به 24 میلیون سردار قاسمی جدید شهید تبدیل بشوند که خانواده ها ی ایرانی را داغدار خواهد نمود ومتاسفانه اغلب مدارس ایران هم بدست اغلب آنها کارت بسیج داده است ویا بدلیل خامی جوانی آنها وفرق" بسیج داخلی" وبا"ابسیج برون مرزی" را هم درک فرهنگی نمی کنند که پدیده بسیار خطر ناکی خواهد شد والقاعده جدید بوجود خواهد آورد ومتاسفانه ممکن است که پسر احساساتی من هم دچارش بشود ویاتحت تاثیر القائات سوء رسانه غیر ملی قرار بگیرد که خبر نگاران مزبور وعمله واگره دانشگاه امام صادق رواج دادندودرحالی که در خدمت توجیه مذهبی خواسته های اعیان واشراف تهران هستند ویا در خدمت شرکت های هرمی اجتماع 300000نفره تهران قرار دارند وبر عکس به منافع مذهبی ویااقتصادی ویا ملی ما80 میلیون قشر ایرانی حاشیه نشین توجه ندارند که از ما پداران هم بپرسند که آیا شما قشر دانشگاهیان ایران نیز حاضر به این کار هستید ویا نه ؟؟ویااز قشر دههای میلیونی استانهای اهل سنت ایران هم بپرسند که آیا حاضرید که در راه منافع قشر مرفه 300 هزار نفره کارخانه داران گران فروش عمل بکنید ؟ ویا در راه شعار ساز ی مذهبی آنان شهید بشوید ویا نه؟! ومسلما چونکه جوابشان منفی بود ولذا نظر خواهی 80 میلیون ایرانی راو در این امر خطیررا کنار گذاشتند ویک طرفه آن طرح را پخش رسانه ای عمومی کردند تا "هیجان سازی حاد "بکنند وزیرا با تبدیل شدن رسانه ملی وبه شیپور بزرگ یکطرفه ، صرفا فرزندان ما دانشگاهیان میلیونی دانشگاهای ایران ، قربانی می شوندومجبوریم که که این بار و با روشنگریهای لازم خودخنثی کنیم ویا،رسانه های دیجیتالی 80 میلیونی روشنگرانه خود را بسازیم ویا در موبایل هایمان بسازیم ویا رسانه مردمی خود را وبرای دفاع از جان فرزندان خود بسازیم که روشنگریهای لازم بشود ویا در مورد منافع آینده اقتصادی ویامذهبی مورد دلخواه فرزندانمان بسازیم وتادانش اموزان 24 میلیونی ایرا نی ناچاربشوند که تغییر رویه ودر مورد افکار آفرینی مسموم رسانه ملی بدهندوبعلاوه احتمال دارد که بخاطر سر سپردگی مالی آنها و به طبقه گران فروش تهران که پول زیادمی دهندویا به خبر نگاران مزبور ویابرای تهیه اخبارمورددلخواه ومورد پسند آن طبقه مرفه تهران ، سفارش می دهند ویاجهت وجهه سازی مذهبی دروغین به آنان می دهند ویاجهت اهداف پشت پرده اشان می دهند ولذاما پدران ایرانی نیز مجبوریم که برای خنثی سازی نقشه آنا ن و برعکس عمل کرده و به "جعبه های شیشه ای معکوس تبدیل بشوند ویا کاری بکنیم افکار آفرینی مسموم آنها را وبرعکس کرده واخبار دهی توام با زرنگی آنها را برعکس نموده وبه"شو تلویویونی مسرت اور" به کودکانمان تبدیل بشوند و تا نقشه ها یشا ن از" پخش خبر" معکوس شده وصفحه تلویزیون خانواده ها بدل شود که تنها به صفحه شیشه ای وصرفا ناطق خانواده های ایرانی تبدیل بشود که هیچ محتوای سیاسی مسموم نداشته باشد که جان فرزندنمان را به خطر بیندازد ویا خبرهای خطر ناکش ، حذف شده ویابا تفسیر خبری مسموم همراهی نداشته باشد وتنها اخبا رصوتی جهانی در آن تلویزیون شنیده شود وبعلاوه بصورت "جعبه تتاترخنده دار"و برای همه ایرانیان تبدیل بشود که فرزندانمان وبجای دیدن شو هندی دسته جمعی سابق خود ، این بار " شو مذهبی دسته جمعی تتاتر مذهبی " اجتماع مسموم تهران را ببینند ومثلا این بار در نماز جمعه تهران مزبور، حرکت هماهنگ با یکدیکر انجام می دهند ویا حرکت سیصد هزارنفره تهرانی می کنند ! ویا برای شادی وتفریح فرزندانمان ودر پای تلویزیون اتاقشان باشد که دوست دارند که با هم شعاربدهند تا فرزندانمان را شاد بکنند ولذا بهمین دلیل وبرای شادی آنها بازاریان تهران تصمیم گرفته بودند که دستان خود را با همدیگر بالا برده ویابا همدیگر پایین بیاورند ! ومثلا این بار وبجای "شوی لوطی های تهرانی " عصر قدیمی " این بار بازاریان تهرانی عمل می کنند ویا این بار پرسنل تلویزیون ایران تصمیم گرفته اند که برای شادی کودکانمان و در منزل هایمان واین بار "شوی پولداران تهرانی "را به معرض پخش بگذارند ویافلان طراحی صحنه تلویزیونی را نیززوم کرده وبرای هیجان انگیز کردن شو مزبور بود ولذا تصویر آنرا و از هوا ویا با هلی کوپتر بر می دارند وتا هیجانی تر نشان بدهند وچراکه این نوع ازخبر نگاران نادان وبه همه ما خانواده های ایرانی فحش واز راه دهان آنها داده ویا از شدت خود بزرگ بینی خویش نادانی کرده و به80 میلیون ایرانی پای تلویزیونی منافق گفته ویا به فرزندانشان شعار مرگ بر منافق میبدهند که چرا همعقیده با آنها نمی شوند وتا در راه منافع اقتصادی آنها تن به شهادت دسته جمعی بدهند و تا کشته شوند ؟ولی پخش این نوع از مسایل اثر خودش را ببار می آورد واز این رو من نگران فرزند احساساتی خودم ویادیگر دانش اموزان ایرانی هستم که ممکن است که تحت تاثیر مداحی هیجان برانگیز میثم مطیعی قرا بگیرد تا تحت تاثیر شعروی عمل بکند که می خواند " آری من هم باید بروم وسرم بره" ودر مورد شیهید حججی خوانده شدواثر زیادی در اعزام ایرانیان به دمشق داشت و دیگرفرزندان خانواده های ایرانی هم امروزه وبه همین روش ممکن است که متاثر شده وسر پسرشان را به باد بدهند ویا دیگری که دراجتماع وتظاهرات اخیرمشهد وبا آهنگ سوزناک می خواند ومثلا شعر "یا لیتنا کنا معک " ومعنی فارسی اش آنست که ای تو بسیجی ایرانی که در اطراف دمشق کشته شده ای وای کاش که من را هم می فرستادند تا همراه تو کشته بشوم ودر حالی آن مداح زرنگ وهنوز نمی داند که این شعر و در مورد امام حسین سال 63 هجری می باشد ولی امروزه عصر امام حسین نیست که تاسف از نرفتنش بخورد! وتنهاشاعرش بخاطر آن سروده بودکه چرا وی ودر عصر قبلی امام حسین نبوده تا همراه امام حسین(ع ) هم کشته بشود ! ولی مداح معاصرمزبورو در عصر کنونی می باشد وتنها می خواهد که فقط دیگران را بفرستد وخودش نرود ! ویانظیر شعرمداحی "هل من ناصر"حاج محمود کریمی است که خانه مجلل دزاشیب خود راودر تهران ول نمی کند تا همراه دیگران اسلحه بدست گرفته وبعنوان "مدافع حرم "و در دمشق ونظیر سردار همدانی کشته بشود! وصرفا ،از راه دورو دیگران را تحریک احساساتی می کند تا فرزندان دیگران قربانی بشوند ! بعلاوه همان فرزندان دانش آموز ایرانی ، امروزه تحصیلات لازم را هم ندارند تافرق خوب وبد را وبخوبی تشخیص بدهند ویابخوبی به قران واقف نیستندکه هدف نوحه سرایی رابدانند ویادلیل ویا نشانه مذهبی بودن یک شخص مداح را نمیدانندتا تحت تاثیر مداحی او قرار نگیرند ومثلا یکی از آنها ودرتلویزیون آمد ویادرپخش تلویزیونی مراسم عید فطر سال گذشته آمدودر پشت بلند گو قرار گرفت وانواع بد وبیراه ویافحش وناسزایی بود که به همه سران کشورایران خطاب می کرد وآنها مجبور بودندتا در اجتماع عید فطر سال گذشته جمع بشوند وبه مصلی تهران بروند واو هم از فرصت بدست آمده و نهایت سوء استفاده را کرده وبه همه سران ارتش ویا وزرای ایران اهانت کرد وبعلاوه پرسنل زرنگ تلویزیون هم عمدا ،اهانتش راواز رسانه باندی خود پخش کردند که تربیت خانوادگی آن بظاهرمداح را نشان می داد که از" شوی تلویویزنی دولتی وغیر ملی" پخش می شد وبهمین دلیل هم من این نوع از امور را "فیلم مذهبی سالم" نمی دانم وبلکه تنها "شو تلویزیونی "هستند تا دهها هزار مدیر ویامدیر کل و یا وزیر ویادرجه داران مدعو به همان مراسم عید فطرخراب بشوند ویامجبور بشوند که در برابر فحاشی آن نوحه خوان رند و یا با شگرددوستان تهیه کننده اش همگی استعفا بدهند وآنها هم حد اقل ده دقیقه از خجالت ، همگی سرخود را بزیر انداخته بودند وبه خود فحش می دادند که چرادر مراسم عید فطر مزبور حضور یافته اند وتا مداح مزبورو در انظار عمومی جامعه جسارت کرده وآنهارا خراب بکند ویا دوستان تهیه کننده ویا پخش کننده مدرسه همحزبی آنان هم عمل کرده ودوباره برای اجتماع بزرگ ایرانیان هم پخش رسانه ای بزرگ بکنند ورسانه باندی مخوفی که در سالهای اخیر ،جای کیهان هتاک را گرفته است ومعدود مشتری دارد ولی هنوز مردم ایران وبه عملکرد مخوف رسانه ملی توجه نیافته اندکه چه معجونی می باشد ولذاگردانندگان ویا تهیه کنندگان ویا پخش کنندگان رسانه ملی ویا "شبکه خبر" ویا "خبر نگاران جوان" ویادیگر کانالهای آن رسانه مخوف ایران شده اند واز فقدان اگاهی ویاپختگی دانش آموزان ایرانی نهایت سوء استفاده را کرده و با این سیاست باندی مخوف خود، امروزه صرفا قربانی شدن بچه های ماها ر ا نشانه گرفته اند وبهمین دلیل همه مردم ایران هم باید متقابلا شگرد دیگری بزنند وکاری بکنند تا دانش آموزان ایرانی و به آن "شبکه مخوف خبر "و به چشم "شبکه جوک گویی خسروی با عابدینی ویا فواد ایزدی" نگاه بکنند ویا "شبکه جوک گویی خانم المیرا شریفی مقدم وبا فلان مدیر"تعبیر بشود که نمی تواند گرانی را کنترل بکند ویا " شبکه جوک گویی احمدی خبر نگار ودر مورد سیل ویران گر خوزستان " تبدیل بشود ویا "شبکه جوک گویی امامی وبا احترام السادات ویابا کامران نجف زاده ویابا فراهانی ویابا همدیگر باشد که کسی به محتوادهی عناد آمیز آنان توجه نکند وتنها از گفتگوی خبری آنها با یک دیگر بخندند !..ویادر مورد مسایل دیگر سوژه بشوند ! وزیرا در دروس مدرسه حزبی و دولتی آنان و افراد مزبور، فقط رندی ناجوانمردانه را آموخته ا ند ولذاخبر نگار واقعی نیستند که به مردم ایرا ن ضربه نزنند ! ویابجای آموختن حرفه خبر نگاری واقعی وبی طرفانه به منافع دولت وملت ، صرفا به منافع باندی خود می اندیشند واز این رو مردم ایران نیز وبرای رفع خطر ،مجبورند که مکانیزم مزبور را تغییر داده وبه روندشبکه جوک پراکندن آنهاو درمکانیزم موبایل های خود اندیشیده ویادر مورد مسایل سیاسی ایران تبدیل بکنند ویادر موردمسایل مذهبی تبدیل بکنند ویا در مورد تحلیل علت موشک پراکنی واخبار آتی کشور تبدیل بکنند که مکانیزمش ساده می باشد ومی توانند که یاد بگیرند ولا غیر.. وبهمین دلیل هم نباید انتظار داشته باشیم که همان دانش آموزان ایرانی که قصد داشتند از نگاه کردن به تلویزیون معلومات یاد بگیرند و برعکس شده وبا "شگرد خبری رندانه" آنها یاد گیری دیگر می کنند و به معرض کشته شدن حتمی کشیده میشوند وزیرا به شیوه خبرنگاری آنها بد بین نشده اند وبعلاوه اعتمادواقعی ، به مطالب آنها می کنند ونهایتا درد سر برای خودشان درست خواهند کرد !واز این رو باید به آنها یاد داد که به آن پدیده مزبور و بعنوان جعبه شیشه ای جوک پراکنی وخنده آور ویابعنوان ابزار کمک درسی خود نگاه بکنند ! وجزای کسی که این نوع ازابزار مخوف را ویا" دین مردم ایران "را آلت دست خود کرده است ویا دست آویز خود کرده است و تا به آنها ضربه ناجوانمردانه بزنند وچنین می باشد! ، تا به ابزار ی کردن دیگران و برای اهدا ف گروهی ویاباندی خودشان فکر نکنند ویادین مردم ایران را وبه ابزار منافع خود تبدیل نسازند!واز این رو در سابقه دین تراشی پدیده مزبور باید بگویم که دین از وقتی ابزاری گشت که شیخ محمودحلبی روش اش را عوض کرد ودر حالیکه قبلا و بدلیل بی اعتقاد شدنش به کارکرددین اسلام تصمیم دیگر داشت ویا بعد از جنگ جهانی دوم عمامه خود را کنار گذاشته بود وتنها می خواست که به حرفه دیگری بپردازد ولی انگلیسی ها واحتمالا در سال1323ش به او مراجعه کرده واز او می خواهند که دوباره به همان حرفه سابق خود برگشته ودار ودسته انگلیسی "انجمن حجتیه ایران "را علم بکندکه اعضای زیادی یافته بود ویا به نقل کتاب خاطرات پرویز ثابتی که در" کتاب دامگه حادثه " نوشته است وسند می دهد که کتابهای دکتر شریعتی ونظیر " شهادت و غیره " هم وصرفا از اعتقاد باطنی دکترشریعتی نبوده وبلکه به سفارش ساواک بوده ویا علت فرستاده شدنش به خارج هم و توسط ساواک بود تا به درس خوانی در فرانسه برودویا به آموزش دیدن و در نزد لویی ماسنیون فراماسونر بپردازد ویاجهت تدریس وی به واعظ مذهبی جدیدودرتدریس دانشکده الهیات مشهد عمل نکندکه از آنجا بود وبلکه حقوقش را از دانشگاه مشهد گرفته ولی درحسینیه ارشاد تهران دوره هویدا سخنرانی بکند که با سفارش همان ساواک بود وپرویزثابتی هم مدیر اداره سوم امنیتی آن سازمان می باشد ولی بی خبری ما دانشجویان دانشگاههای تهران ویا صنعتی شریف که نزدیک حسینیه ارشاد بودیم ونسبت به اهداف پنهانی کتاب نویسی شریعتی ویا بازرگان ویا دکتر یزدی ویاسید قطب هم که مشکل آفرین بود وآشنایی ویا توجه نداشتیم ولذادهها هزار دانشجویان مزبور ویا هم دوره دانشگاهی من ودر تحت تاثیر آن نوع ازکتب مزبور دچار درد سر شده ویا کشته شدند وتنها وبعدها" کتاب دامگه حادثه" چاپ گشت ویا یهودی الاصل بودن امیرانتظام معلوم گشت که سخنگوی نهضت آزادی بود ودر کتاب نیمه پنهان بازرگان ودوستانش که چاپ شد و به آن مسئله اشاره شده است ویا "کتاب خاطرات محسن فروغی" نشان می دهد که چگونه مهندس بازرگان ودر نزدومدرسه برادران محمد علی فروغی وبرادرش درس می خواند وجزو لژ بیداری ایرانیان شده بود تا به فرانسه برود ودر نزد اساتید ماسونی کلیسای فرانسه والهیات ماسونی را بخواند و بجای دروس مهندسی خود ،به دانشکده فنی دانشگاه تهران بیاورد ودر عصر رضا شاه لائیک ویا درعصررفع حجاب کنندگی وی ، معاون دانشکده فنی مزبورشده وبجای تدریس دروس مهندسی ودهها کتاب بظاهر اسلامی عرضه بکند ولی در باطن "الهییات ماسونی" رابنویسدوبه خورد ما دانشجویان بد بخت ویابی خبر دانشگاه تهران بدهد که تنها گرایش خانوادگی مذهبی ساده لوحانه از دین داشتیم و یا کتاب " خاطرات سر آرتور هاردینگ می نویسد که چگونه سفارتخانه انگلیس ودر قاهره ودر مدرسه دینی الازهرمصر نفوذ یافته بود ونتیجه این نوع از الهیات مخلوط شده هم افکار سید قطب ویاحسن البنا ویاابوالعلا مودودی بود وبا مذهب ماسونی اخوان المسلمین وغیره مخلوط می شود ومولود فکری اش یاسر عرفات چفیه بسر می گردد که "الگوی چریک مسلمان آسیایی "شده است که در مدارس دینی مصردرس خوانده بودو تفکراتش آمیزه ای از روح قبیله گرایی افراطی عربی راو با قران وانقلابی گری اشتباه گرفته بود ویازندگی چریکی را ویامحتوای آیات قران ویاجهاد وشهادت ویاواجب بودن چفیه عربی راو بر کل رزمندگی انقلابی واجب کرده است که پایه تفکر القاعده ویا گردان قدس غزه را تشکیل می دهد وتفکرات قبیله ی را چنان مخلوط قرآنی کرده است که هر کس باورش بشود که قبله مکه ومورد احترام یک میلیارد مسلمان دنیا همان کعبه نمی باشد که بطرف آن نماز بخوانند ویا به حج آن بروند وبلکه نماز وحج وبه طرف" قبله قدس" واجب تراز کعبه می باشد تا بگویندکه وی یک مسلمان انقلابی واقعی ورزمنده واقعی شده است !
وبعلاوه تعلیمات افراطی وی باقبیله گرایی عربی شدیدسکنه کرانه باختری مخلوط شده که دار ودسته باند یاسر عرفات بر آن ناحیه حکومت می کند وقبیله گرایی افراطی دیگر عربی را هم می سازد که بر حماس غزه حاکم شده است که توقعات بیهوده واز اقوام دیگر مسلمان دارند که در راه آنها کشته شوند ویا صدمه ببینند! وهمین نوع ازروح قبیله گرایی عربی ویاچفیه عربی پوشیدن آنان وهم چنان بر روح وروان ویا جان ماایرانیان مدعی انقلاب حاکم شده است که نص صریح و واقعی آیات قران راو در مورد جهاد وشهادت ویادفاع وطنی وغیره را کناربگذاریم که حفظ مرزهای خودی برایمان واجب نباشد که به دست چه کسی بیفتد وبلکه مبارزه در خارج از مرزها را واجب بدانیم ویا با چفیه عربی سکنه غزه راو نهایت آمال واندیشه های دینی خود دانسته ویادر رون مبارزاتی خود بپنداریم وبعلاوه لباس نظامی وطنی لر ویا کردویا تر ک 80 میلیونی ایرانی خودرا نه نشانه لباس مبازری خودقلمداد بکنیم ونه اساس شهیدشدن قرانی خودمان ! ونه ملاحظه برای وطنمان محسوب بکنیم ونه اساس والگوی نظامی بودن آنقلابی خودمان ! وبلکه محتواهای دیگری را و در "تعریف دینی "خودبپذیریم وبعلاوه با" دین فراماسونری "مخلوط بکنیم واحتمال دارد که با رشد تفکرات شدید ماسونری گری جدید در سطح ایران معاصر هم ویا باامیخته شدن آن وبا روح قبیله گرایی شدید فتحی شقاقی ویادین قبیله گرایی یاسر عرفات دین مارا هم تغییر بدهند ولذ ا تفکرات آنها را با دین پیامبر گرامی خودمان العیاذ بالله اشتبا ه گردد که به نقل نص قران خود پیامبر وجه نماز خواندن خود را از وقبله مسجد الا قصی و بطرف قبله کعبه بر گردانده شود که در متن قران وجود دارد وبعلاوه به ما مسلمانان هم نماز خواندن ن به طرف آن کعبه را واجب کرده است ولی ما ایرانیا ن مسلمان معاصرو طور دیگر می اندیشیم ویا جوانان فراماسون ایرانی معاصر نیز ونماز خواندن به طرف قدس ویااورشلیم ان طرف دیوارش را واجبتر مبدانند که تعدا دشان نیز امروزه در ایران در حال شدت گرفتن می باشد ویا در میان کارگردانها وفیلمبردارها هم زیاد است وبرای انکه به کثرتشان در ایرن معاصر توجه بکنیم نگریستن به نماد های خال کوبی بدنی آنها در خیابانها ویا" تتوی دست وپا وگردن آنان نشان می دهد ویامقداری توجه به معیارانداختن گردن بند ویژه به گردن آنها ویا انواع زلفهای دم اسبی ویا آویزان از پشت سر ویاسایر علایم ظهورات عام فراماسونری در ایران آنرانشان می دهد واین بار تحت تعلیمات پیروی افراطی از فتحی شقاقی ویا سران حماس رواج می یابد ویا ازاهالی کرانه باختری که جزو خانواده درجه دوم خاک اسراییل62 ساله شده اند وتا نماز خواندن ما مسلمانان را وبطرف کعبه درست ندانند وتادست از دین آیت الله بروجردی بر داریم که چفیه عربی نمی انداخت ولی نماز یومیه خودش راو بطرف کعبه می خواند ویابا نص صریح قرآنی می خواند ولی دکتر شریعتی وهمزمان با وفات ویاو به نزد فراماسونرهای فرانسه اعزام شده بود تا دین شریف ما ایرانیان را وارونه بکند ویابر خلاف رویه مرجع تقلید سابق خود عمل بکنیم ویادرطی تعلیمات 50 ساله خود آنرا به فراموشی بسپاریم واین بار تحت تعالیم شریفه باند دانشگاه امام صادق عمل کنیم که افکار انجمن حجتیه را ودر صدا وسیما رواج معارفی می دهند وجزو باند انگلیسی ایرانی بی بی سی می باشند واین بار مراجع عظام ما ایرانیان آنها گشته اند که تنها آخوند های غیر عمامه دار دانشگاه امام صادق شده اند که بقایای تئوریک شیخ محمود حلبی را دنبال می کنند تا ما هم با تعلیمات شبکه معارف آنهابیندیشیم ویا بگوییم که ما مسلمان باقی مانده ازعصر گذشته هم دست از دین اسلام خود دست برمی داریم وتحت تعلیمات چفیه بگردن های غزه تفکر مذهبی می کنیم وافرادی که از شدت تعصب احمقانه خود به یک میلیاردمسلمان می گویند که دست از مکه بر دارید و تنها معبد واقعی خود را و"مسجد اقصی " بدانید که در تعالیم دینی ما ، تنها یک مسجد معمولی می باشد که قبله رواق اش وبطرف کعبه تعبیه شده است ونظیرمحراب نمازمسجدهای سایر بلاد اسلامی است که نماز خوان های همان مسجد اقصی هم مجبورند که بطرف مکه نماز بخوانند تا مسلمان بودن خودشان را اثبات بکنند ولی ما ایرانیان مسلمان معاصرو ازشدت تعصب آفرینی "روز قدس" ویا" گردان قدس" ویا مسجد قدسهای فراوان ایران که ساخته ایم و سر به هزار مسجد میزند ومعلوم نیست که مسجد اقصی در کرانه باختری می باشد ویا در فلان ده ایرانی؟ ویا از برکت فراوانی " "میدانهای قدس شهرهای ایرانی " راه مسلمانی خود را گم کرده ایم و وبجای برگزاری روز مکه ویا" گردان مکه " تعصب احمقانه ای درتفکرات مذهبی خود آفریده ایم تا در استخر فراماسونری وقریه سدوم کرانه باختری افکار مذهبی خود را جستجو بکنیم ودر نهایت کار متوجه میشویم که هدف همه این دکان بازی های انجمن حجتیه ویا باند حسینیه ارشاد دکتر شریعتی چیست؟ ویا هدف باند خاتمی ودرراه اندازی نهضت روشنفکری دینی چه بود ؟که شرکتهای گلد کوئیستی عصر خودش را پایه گذاریکرد ویا هدف باند بازرگان وامیر انتظام واز راه اندازی نهضت آزادی از دین چه بود؟ که در کتاب " روحانیت ومرجعیت اسلامی خودشان" وبه آن تئوری اسلامی سابق ایرانیان تاخته اند ویا هدف باند امام صادق ویاباند احمدی نژاد ویامشایی ودر راه اندازی شرکتهای فراماسونری جدید ویا شرکتهای هرمی چه بود ؟ ویا هدف باند حماس ویاباند حزب الله لبنان ویاباند حشد شعبی چیست که همگی معیارهای مسلمان بودن خودشان را وفقط در ظواهر دینی چفیه بگردن انداختن می بینند ونه در عمل کردن واقعی به دستورات واقعی قران !که التزام عملی به اعمال دینی را قران واجبتر از ظاهر تراشی های دینی می داند ! ویا مقدستر ازشعار دادن ظاهری دینی می دانند ! ودر نهایت متوجه می شویم که هدف واقعی "گردانهای جدید قدس " چیست که اید ئولوژی چریکی بدون مرزیاسر عرفات را تبلیغ می کند ونهایتا نماز خواندن ما بقایای مسلمان ایرانی را وبطرف اورشلیم تبلیغ می شود که در کنار وجنب بغل به بغل مسجدقدس قرار گرفته است ویا هدف نهایی باند امام صادق ودر صدا وسیما هم تنها یهودی کردن مابقیه مسلمانان ایرانی می باشد که بجای کعبه وبه طرف اورشلیم نماز بخوانیم !ویابا عمل مزبورهم عملا تغییر دین بدهیم وپیروی بی رویه از" جنبش فتح یاسر عرفات " واین نوع ازهدف پنهانی را به ما تبلیغ می کند که مبتکر چفیه انداختن ایرانیان شده است ونهایتش وارونه شدن "سوره فتح قران" دنبال می شود که بجای "یدخلون فی دین الله افواجا" ومعنی اش بر عکس میشودودر حالی که آنها" قبلا فوج به فوج "وارد دین اسلام می شدند ولی امروزه وبا راه اندازی "جنبش فتح یاسر عرفات "روند وارونه گرایی در دین اسلام تعقیب می شود ودرنظر دارند وتا بر عکس سوره فتح قرانی مزبور عمل شده ویا معتقدبشویم که مشمول آیه جدید وبرعکس بشود ومشمول "یخرجون من دین الله افواجا "خواهیم شد وچونکه "کلمه فوج" هم ودر معادل عربی خودو به معنی "گردان نظامی" و" جمعهای دیگر اجتماعی" معنا می دهد ولذا گرایش شدید شعار گویان تهرانی که پولداران شرکتهای فراما سونری احمدی نژادی هستند ودر راه اندازی گردانهای متعد د قدس روشن می شود ویا برای جوانان روبند قرمز به سر ممکن است که هدف دیگر داشته باشد ویا اختصاص بودجه به این هدف به ا اید ئو لوژی تراشی خاص منجر خواهد شد وبویژه آنا ن ما مخالفان اید ئو لوژی خود را نیز منافق شعار داده انند تا مجبورشویم و به عقیده آنهابپیوندیم ویا24 میلیون فرزندان دلبند خود را وفورا به "فوجهای قدس" بفرستیم که در راه منافع شرکتی آنان فدا بشوند ویا در راه منافع اقتصادی آنها و با استکبار جهانی بجنگند ویابتوانند پادگانهای امریگایی را و از خاور میانه وبا رشادت قاسمی وارخود بیرون بکنند والا با رفراندوم 300 هزار نفره آن پول پرستان تهرانی وما 80 میلیون ایرانی بی پول ،منافق تلقی می شویم که شعا ر می دادند تا بترسیم ! ولی در جواب به آنها و من هم می گویم که حاجی بازاری های شعار دهند ه مزبور خودشان ویا آقا زاده های خودشان باید آن گردانها را پر بکنند که از راه ثروتهای باد آورده یکشبه پولدار شده اند ویاصاحب کارخانه ویاویلای مجلل شده ا ند وطبق روال سرمایه داری وبعد از عصر قاجاریه مجبورند که عقاید فراماسونری را مخفیانه بپیذیرند تا پول صنایع مزبور را بگیرند که اسناد دهها کتاب فراماسونری ویااسناد پدران آنها ودر در این نوع از سازمانها پدیده مزبور را نشان می دهدکه چگونه پولدار شده اند ! ومحتوای کتاب فراماسونرها هم "شرایط عضویتشان "را نشان می دهد که برای پولداری شدن اول باید مرتد بشوند تافراماسون بگردند که لنگه کفششان هم سعید طوسی ویا معاون مدرسه معین تهران وغیره خواهد بود که اعمالی ونظیر اعمال سکنه سدوم کرانه باختری را انجام می دادند که در سوره حجرات قران منع شده است وبسیجیان فراماسون پولدار تهران هم که امروزه سر شاخه شرکتهای معاصر شده اندو از این قماشند ولذا نمی توانند که به دیگران "انگ منافق" بزنند وحتی به نص آیات قران نماز خواندنشان هم مورد قبول خداوند نخواهد شد که نص قران می گوید نماز خواندن واقعی انسان را از منکرات وغیره نگه می دارد ولذاافراد فراماسون وحتی اگر نمازهم بخوانند ویاحتی نماز جمعه هم بخوانندو مورد قبول خداوند نخواهد شد و بعلاوه نص قران ودر هدف شعار آنها ونصیحت به جوانان ایرانی نص دینی مخالف دارد و به ماها نص قرانی دیگر ی می دهد یاومی گویدکه " ولاتلقوا بایدیکم الی التهلکه " ویعنی با دست خود فرزندان خود را وبه هلاکت دسته جمعی نیندازید که حرام می باشد ویا آیات دیگر قران هم شبیه به آ ن مفاهیم ومضامین رادارد که درآیات دیگر قرانی فراوان است ونباید بچه های ماها را به آن طرف سوق بدهند که هزاران دبیرستان ایرانی معاصردر گیر می شود که با انواع فشارها ویا باحیل مختلف "کارت بسیج داخلی" وبدست آنها داده اند واکنون هم ممکن است که بطرف "بسیج برون مرزی اجباری "بکشانند ومثلا فرزند مرا آنقدرودر زیر فشار محرومیت از تحصیل ویا "رفوزه کردن غیر قانونی "و در مدرسه خود"قرار دادندتا کارت بسیج بگیرد ویا برای دستیابی به شغل صنار سی شاهی اش اورا مجبور کردند وبالاخره ناچارشد که کارت بسیج بگیرد وابتدا گفتم که اشکال ندارد وبه مسجد می رود واز کارهای خلاف ویادوستان ناباب کناره می گیرد ولی مدتی پیش دیدم که باند میثم مطیعی وعقلش رار بوده است ومثلا پول اندکی که به او می دادم ویا خرج ماهیانه ای که به او داده بودم تا تنقلات بخردو فورا برده بودویک "چفیه عربی "واز بازار خریده بودودریک گوشه اتاقش آویزان کرده بود و بعلاوه یک پلاک مفقود الاثر شدن خودش راهم ودر گوشه دیگراتاقش آویخته بود ویا بقیه پولش را هم به عکس سید حسن نصراله داده ودر گوشه دیگر اتاقش آویزان کرده بود ویا بقیه پولش را هم داده ویابه یک تانک پلاستیکی ویاکلاشینکف پلاستیکی داده واز وسط اتاق اش آویخته بود وبا دیدن "مظاهر مزبور"،فورا فهمیدم که عقل بچه مرا هم ربوده اند وبه شهید حجحی دوم تبدیل خواهد شد ! ونصیحت من نیز در اواثر نمی کند که به او می گویم که پدر من وبه حضرت علی ( ع) علاقه زیادی داشت ولذابرای من شناسنامه شیعه علی گرفته بود ومن نیز در تولد ت شناسنامه شیعی وبرای تو گرفته ام ولی سکنه غزه که چفیه آنها را به گردنت آویخته ای وهمگی سنی می باشند وبه حضرت علی وپیروانش علاقه ندارند والا همگی بجای انقلابگری وفورا شیعه می شدندولذا شهید شدن تو ودر راه آنها معلوم نیست که "ثواب "هم تلقی بشود وبعلاوه علاقه آنها به قدس نیز وبخاطر" شدت عرق دینی" خودشان نیست وبلکه صرفا بخاطر تعصبات شدید عربی می باشد که که قران آن نوع تعصب عربی را محکوم می کند و همین نوع از تعصب قبیله ای آنان هم باعث شده است که در 63سال گذشته ، دهها میلیو ن اعراب مصری و بخاطر آنها کشته بشوند ویا اعراب سوری کشته بشوند ویا اعراب اردنی ویا لبنانی وبخاطر لجوجی آنان کشته می شوند که کار صحیح دینی نمی باشد ویا حتی طوری لجوجی عربی نموده اند که حداقل دومیلیون شیعه ایرانی هم وبخاطر شعار های افراطی آنان ودرطی 40 سال گذشته ایران کشته شده اند ویا در افغانستان وپاکستان کشته شده اند واگر کمی انصاف می داشتند ویاملاحظه دیگران رامی کردند ودیگراین همه از اقوام دیگردنیا کشته نمی شدند ودر ثانی مسجد اقصی هم قبله اصلی مسلمانی آنان نیست که آنرا بهانه کرده اند وزیرابطرف آن قدس هم روزانه نماز نمیخوانند وبعلاوه خاک هم فرقی برایشان ندارد که به کجا مهاجرت بکنند ؟وزیر ا اعراب عربستان ویا امارات وغیره هم و برای حل شدن مشکل آنان ،وحاضر شده اند که زمین ویامنزل و در کشور های خودشان به آنها بدهند تا دعوا خاتمه بیابد! وبعلاوه به امریکایی های مسیحی پروتستان هم ظلم زیادی کرده اند که باعث آبروریزی آنهاشده ویا درطی 70 سال اخیر آسیا شده اند که مسبب رواج شعار مرگ بر آمریکا آنها می باشند ودر حالی که اگر حمایت حقوقی ویا مادی ویا پولی ویا دارویی آمریکایی ها به آنان نبود ویااز طریق سازمان ملل نبود ودر طی این مدت اسرائیل می توانست که همه آنها رابکشد وتنها گنگره امریکا مانع شده است ویا با امکانات وسیع نظامی خودش آنها رابه کشتن بدهد ولی بازامریکا مانع می شود وفقط به انها می گویدکه درگیری ویا مظلوم نمایی بس است وبراه نیندازید! ویادر جوار اسراییلی که مسلح می باشد براه نیندازید وبلکه به زندگی مسالمت آمیز همجواری خود بپردازید که تابحال قانع نشده اند ولذا در طی این مدت، مشکلات زیاد ی برای خود ویابرای دیگر اقوام آسیایی مسلمان تولید کرده وانها هم می گویند اراضی اسراییل ومحل زندگی پدر بزرگان آن اعراب نبوده که از عربستان مهاجرت کرده اند وبلکه متعلق به قوم یهود است که اعراب غصب کرده بودند وماهم" معبد حضرت سلیمان " دین خودمان را وبا تفنگ از دست آنان گرفتیم که قران خود آنها هم به پیامبری حضرت موسی ویابهحضرت داود ویا به حضرت سلیمان ویا به اطراف طور سینا واطراف سینا اشاره دارد که غزه کنونی است ولی خود آنها ویاطرفدارانش نیز محتوای همان قران را هم قبول ندارند !ولذابخاطر لجوجی خودشان انواع فتنه ها را براه براه می اندازند ومشکل چنین گروه لجوج عرب هم وبرای حل شدن مشکلشان ،تا ابد حل نشدنی باقی خواهد ماند و چفیه عربی انداختن ماایرانی هم مشکلشان را حل نمی کند ویا براه انداختن روز قدس هم مشکل گشا یشان نیست ویا پدران ایرانی هم موافق راه اندازی "گردانهای قدس " نیستند تا فرزندانشان کشته شوند ویااز طرفداران این عقاید می پرسند که محتوای انرا از کدام آیه قرانی استخراج کرده اند ولذااز این راه هم مشکلشان حل نخواهد شد؟! وفقط ایرانیان هزینه خود را افزوده ویا فرزندان خودشان را از دست می دهند ویا مراسم بی فایده نمایشی وبرای دلخوشی خوداوز "مفهوم قدس" براه می اندازند! .
آ ری امروزه ، مشکلات امنیتی منطقه خاورمیانه طور دیگری رقم میخورد ویا با حاد شدن مسایل دوهفته ای اخیر بحرانی تر ، وپدیده تحریمها نیز و نه تنها حذف نخواهد شد وبلکه "نمایندگی حقوقی ایران " هم و در سازمان ملل، روز به روز به زیر سوال می رود ؟ که بقیه می گویند ایران نمی خواهد که نظیر ملل دیگر جهان عمل کرده وقوانین امنیتی مرزهای سایر کشورها را زیر پا نگذارد وبعلاوه مشکل هسته ای ایران هم به شورای امنیت کشانده شده است ویا حمله ایران به عین الاسد هم معضل دیگری شده است که کشورهای همپیمان نظامی با پادگان عین الاسدراو با مردم ایران را در گیرسیاسی می کند وبعلاوه کشورهای همپیمان اطلاعاتی با آنها راهم در گیر می کند! ویا همپیمان مخابراتی را هم در گیر می کند! ولذاغربی هوا در بررسی راه ها ی منطقی پاسگویی متقابل به ایران بارها می اندیشند ویا در صدد گفتگوی تلفنی وحضوری متقابل با یکدیگر می باشند که چه بکنند؟ ولی ایرانیان ،وبجای یافتن راه حل منطقی خود ، تنها چاره کاررا شعار دادن می دانند ویا مرگ باد گفتن به این وآن می دانند وقصد دارند که به 198 کشور جهان هم افزایش بدهند و یا هر روزه و با تجمع های جنجالی وپر هزینه خود مشکل را زیاد کرده ویابا تدبیر های کوتاه اثراندیشیده و یا صرفا بر التهاب آفرینی منطقه ای افزوده وبعلاوه هر روزه وبر فراطی گری ادعاهای سیاسی خود هم می افزایند که دنیا را در منگنه بگذارند ویا عراق را هم به جمع آشوب طلبی خود بیفزایند وکار گردانها ویافیلم برداران ویاخبر نگاران فراماسون نیز در گیری دوطرف را تشدید میکنند تا از "آشفته سازی اوضاع خاورمیانه "ماهیگیری بکنند ودر حالیکه بعد از انقلاب وهر روزه بر شعار های مذهبی افراطی خود می افزایند ولی در مخالفت با دیگران مجبور شده اند که مذهب زدایی هم از خودشان بکنند ویااخلاقیات راو در خانواده ها ویادر زناشویی ها بهم بزنند ویادین سنتی وسالم قبل از انقلا ب خود را بهم بزنندوبرعکس افرادی راودر محافل فرهنگی وهنری بیفزایند که هیچگونه اعتقاد مذهبی ندارند ولی ا دعای غیر دینی ویامادی بازاریان راو در قالب " گردانهای قدس " مشروع جلوه بدهند ولذا افراد فاقد اخلاق ودر پرتو شعارهای افراطی مزبور و روز به روز ادعاها یشان را زیاد کرده اند ویا خودشان رامذهبی واقعی جلوه می دهند ودر حالیکه دین واقعی ویا سالم آیت الله بروجردی رافراموش کرده اند ویا بعد از وفاتش و در سال 1340 به زیر سوال برده اند که قایل به تفکیک وجدایی دین از سیاست بود ولذا تز اورا اسلام امریکایی نامیدند ولی تز افراطی ویاغیر مستند به قران را " اسلام واقعی " جلوه مبدهند ویا با انواع مراسمهای نمایشی ویا خیابانی آ ن نوع عقاید الحادی خود را مقدس ومحق نشان بدهند ودر حالی است که باند بازرگان وبا ادعای "نهضت آزادی از دین " قبلا پایه ـئوریکی آنرا پایه گذاری کرد ه بود که مرحوم آیت الله بروجردی که سالها در فقه تحقیق کرده بودولی همان آیت الله بروجردی مرحوم آن تز را دنبال نمی کرد ولی باند بازرگان ودوستانش وبرای به زیر سوال بردن تز مرجعیت وروحانیت حقیقی وی وبعد از وفات وی ودر سال 1341ش " کتاب مرجعیت وروحانیت در اسلام " را نوشته ویا تدوین کردند تا به دین تراشی " شهادت وجهاددکتر شریعتی منجر بشود که با سفارش ارکان امنیتی ساواک بود ویا به نقل پرویز ثابتی وبرای دریافت تریاک می نوشت وفقط ما دانشجویان دانشگاه تران وشریف وامیر کبیر را قربانی افکار من در آوردی خودش کرده بود ویا باشعارهای افراطی افراطی خودش بکند که صدها نفر ازسخنرانهای ماهر را وسرمایداران تهران ویاکارخانه داران فراماسون ووابسته به انگلیس که هزینه اداره سنگین حسینه ارشاد را می دادند ویاسالها می پرداختند ویابه آن وعاظ مدعو از شهرستانها ، پول وعظ مذهبی بدهند ویا از سال 1343 وتا 1351 ش به حسینیه ارشاد می کشاندند تاسخنرانیهای هیجانی وبرای فریب ما دانشجویان ایرانی ودر شهر تهران بکنند وساواک وهویدای بهایی هم عارض آن سخنران های افراطی نمی شد ویا بعد از انقلاب نیز"گشت ارشاد" تداوم این نوع ازافراطی گریها را دامن زد ومنجر به پیدایش سعید طوسی ویا پدیده مدرسه معین تهران شد ودر حالیکه آنها" اسلام امریکایی" را محکوم می کردند که نماد آنرا آیت الله بروجردی می دانستند ولی با دامن زدن به رشد عقاید فرامانوسری ودر میان اصولگرایان ، عملا " اسلام اسراییلی" را ودر میان جوانان ایرانی رواج می دادند وامروزه هم همان زیاده طلبان وبا کنار گذاشتن روسری رنگین خودویا ماتیک خیابانی خود ویا با پوشیدن سیاسی چادر مشکی ویابا بستن پرچم انتقام سر بند برسر خود دوست دار "گردانهای قدس" شده اند تا در پیروی از یاسر عرفات " گروه بادر ماینهوف های جدید و بدون مرز "را بسازند ویا برای مقدس نشان دادن هدف خود نیز، من ویاهزاران پدر ایرانی را منافق شعار می دهند که چرامانع می شویم وتا فرزندان دلبندمان ودر راه منافع اقتصادی کشور گشایی آ نان شهید بشوند؟ ودر حالیکه قبلا وبا تبعیت از چریکهای فدایی ایران که اولین تسخیر کننده سفارت امریکا بودند ویامیراث فکری خود را به گروه بعدی دادندتابا بستن سفارت امریکا وسعی بکنند که با سطحی نگریهای خود وشعار ضد امریکایی را وبه ضررخاور میانه ویابرای بهم خوردن امنیت اغلب مناطق دیگر آسیا رواج بدهند ودر حالی که چهل سال در تفکرات تئوریکی خود وعقب تر اززمان بودند ویا عقب تر از"چپ آسیایی" شده بودند که برخلاف" چپ ایران" درنواحی وسیع آسیا عمل می کرد ومثلا درشهرچپ مسکو ویاپکن وبه "افتتاح سفارت امریکا" پرداخته بودند واین امر در حالی بود که در"روند پنهان " وخودشان را، روز به روز به اقتصادبانک جهانی امریکا دچار می کردند که دکتر محمود کاشانی وبه مکانیزم پنهانی آن ویادر مقاله اش اشاره کرده است ویاهنوزهم سعی داریم که آنرا دنبال بکنیم ولی در شعا رهای خیابانی و با نفوذ امریکا، در منطقه خود مخالفت کرده ویا دلواپس و"گروه دلواپسان "نشان می دهیم که وابستگی اقتصادی عمیق خود را به آنها وازمنظر دید همگان بپوشا نیم ولی همانطوریکه " کتاب اسناد وخاطرات آیه الله هاشمی ودر سال 1372ش" آنرا نشان می دهد وویا بدلیل رئیس جمهور بودنش نمی پوشاند وچرا که در دوره مزبور و در پشت پرده "ماوقع جریانات" مزبوربود واز این رو در کتاب دیگرش نیز می نویسد: که در سال 1357 آمریکایی ها وبا خارج کردن 39 میلیارد دلار پول سرمایه گذاری خودو ازدرون وزارت اقتصاد ایران بردند و بعلاوه باتحریک صدام وبه ویرانی شهر ها ویا روستاها ی ایران هم ، وحدود هزار میلیارد به تاسیسات ایران خسارت زدند واز این رو خزانه ایران بکلی خالی شده بود واین امر در حالی بود که جنگ نیز تمام گشته بود ورزمندگان هم به ادارات برگشته بودند وبعلاوه حقوق ومزایاهم می خواستند که پولی نیز نبود وبهمین دلیل و برای گرفتن وام خارجی به بانک جهانی متوسل شدند که ایشان هم ودر اسناد سال 1372 کتابش نشان میدهد که کدام صنایع ایران ویا مراکز بهداشت ایران ویا ساختمان سیلوها ویا چگونگی تاسیس 700 هزارماشین تولید یسالیانه " پراید ایران" و با پول بانک جهانی مزبور بود ودر اسناد کتاب مزبور وجود دارد وآنها هم دادن وام خارجی خود را ومنوط به گرفتن "کارت امنیتی الکترونیکی "کرده بودند و یا توسط همان گیرنده وام گیر تسهیلات بانکی کرده بودند وتا بتوانند به کنترل مالی ویاحسابرسی ویا سود نهایی آن بپردازندویا با سیستم مداربسته ادارات وکارخانجات وغیره انجام بدهند که تازه به ایران وارد کرده بودندو تا کسی در سیستم وام دهی آنها تقلب مالی نکند! وبعلاوه خود آقای هاشمی نیز و در همان کتاب سال 1372ش خودش اخذ اشتغال بخش خصوصی راو صرفا با "کارت امنیتی مزبور" بخشنامه کرده بود که به بخشنامه خودش نیز اشاره می کند که بعدا آنرا "کارت بسیج "نامیدند ولیکن قضیه در همین حد باقی نماند که حداقل کنترل مالی سالم بانک جهانی باشد ویا بر افراد وام گیرنده خصوصی نظارت سالم اقتصادی باقی بماند که از مجرای بانک واسطه مرکزی ایران انجام می گرفت وبعلاوه از سال 1360 ش که بسیج نظامی تاسیس شد ویابا عضویت 30 هزارنفر سپاهی بود و بعلاوه 800 هزار بسیجی نظامی دیگر هم ودر طی هشت سال جنگ پا گرفته بودند ولی بعد از جنگ ویا از سال 1372 ش که گرفتن کارت کنترل امنیتی شروع گشت ویا برای مکانیزم اشتغال زایی ،اجباری اعلام شد و کم کم" بسج نظامی" وبه "بسیج مالی شرکت های خصوصی" تبدیل گشت وبعلاوه در دوره اقای خاتمی هم همین" بسیج مالی" و به مفهوم "شرکتهای گلد کوئیستی" تبدیل شدند ولذاکتاب ناگفته های گلد کوئیستی چاپ کرده کیهان هم ودر ایندوره تاریخی ودراین باره می باشد وبعلاوه در دوره آقای احمدی نژاد" هم بسیج گلد کوئیستی" مزبور وبه " بسیج فراماسونری " گسترده تبدیل گشت که در حدود 52 میلیون بسیج کارمندی ویادانشجویی ویارفتگر وبرای رفع نیاز اقتصادی خود پیدا شدند ویاحتی بسیج گدایان را هم در بر می گرفت که جهت گدایی خودشان واز دیگران نیز احتیاج به "اخذ کارت بسیج گدایی داشتند تا کمک مالی به آنهابشود ویااین دوره تاریخی "حلال شرعی "بگردد ! ودراین دوره ای است که فتنه سال 1388ش خاتمه یافته بوکه دنبال شعار نه غزه ونه لبنان بودند وحذف شده بود که روسری های نیم بند ودر خیابانها سکنه تهران می بستند ولی از سال مزبور وهمه ایرانیان محجبه شدند ویاجهت گرفتن مزایای مالی شرکتها لازم می دیدند که مصلحتا چادر ی بشوند ویادائما در خیابانها ی ایران و روضه ویا نوحه خوانی دایر بکنند ولی در باطن مذهب رسمی فراماسونری را رواج می دادند و"دلواپس" آن نوع رفتارهای اخلاقی نهفته خود نبودند که روابط ناسالم اخلاقی ویا در میان کارخانه داران ویادانشجویان ویاتجار رواج می یافت ویا در میان اغلب دکانداران شهرهای بزرگ ویا برخی از قشرهای اداری زیادمی شد که نام "حلقه های فراماسونری شرکت خود" را و"حلقه صالحین "گذاشته بودند وتنها فساد اخلاقی وبه سطوح بالای کشوری "اصولگرایان مذهبی ویا سیاسی ونظامی "نکشیده بودولیکن " پیروان همان جناح اصولگرایان" رااغلب آلوده کرده بود که حتی برخی از پر رویی هم لنگه کفش خود را و به آقای لاریجانی پرتاب میکردند واز این رو تظاهرظاهری به مذهب ویا سطحی نگری در مورد شرعیات کشور واین نوع از عوارض ویاضایعات را هم دارد ویا در د ر برخورد با عقاید مذهبی بوجود می آورد که اصول گرایان مزبور را در گیرخود کرده بود ویاعلیرغم عنوان لقب گذاری جناحی خود به " کلمه اصول گرایی " ولی اغلب اصول دینی شریعت اسلام را و از پیروان دینی خود " معاف شرعی" کرده بودند تا به کرسی های نمایندگی ویااداری نایل بیایند وپیروان آنها هم ناراضی نشوند که یک نوع مکتب "ماکیاولیسم مذهبی دوگانه "بود ویا "پیرو ورهبران حزبی را" تشکیل می داد وبعلاوه در این دوره تاریخی ،جریان نظامی دیگری شکل می گرفت که با وقوع" انقلابات بهار عربی "مصادف بود و سردار سلیمانی وبرای کنترل ناامنی عراق وسوریه به منطقه مزبور اعزام می شود که البته با موافقت ضمنی خود نظام سرمایه داری نیز بود وبدون این نوع از چشم پوشی ها محال بود وزیرا طبق قوانین بین المللی ویا طبق قوانین نظامی شورای امنیت جهانی و هر گونه دخالت عناصر نظامی یک کشور ودر جغرافیای سیاسی کشور دیگر جرم محسوب می شود ولی بدلیل حاد شدن امنیت عراق ،حضوروی مدتی ضروری تلقی می شد وتاحدودی هم ودر کاهش برخی از آسیب پدیری ها ی عراق موثر بود ولی عملا جریانات قومی ویاسیاسی عراق طوری می باشد که "کنترل سیاسی اش" مشکل می باشد ویا روز بروز هم بحرانهای سیاسی اش حادتر می گردد ولذاکنترل آن ناحیه عراق کار ایرانی ها نیست که به آن علاقه نشان می دهندوتنها هزاران نفر از سکنه ایران راو به کشتن می دهد واز این رو باید بگذارند که پادگانهای خود امریکایی ها قادر باشند که بحران امنیت عراق رامهاربکنند ویا با "مهارت دانش نظامی خودشان "حل بکنند ویا با" تجربه سیاسی خاص خودشان "حل بکنند وتفسیر کنندگان خبری سطحی نگر رسانه ملی هم نباید که به آن "بحران آفرینی اید ئولوژیکی عراق "دامن بزنندکه متاسفانه باند حاکم بر رسانه ایران به آن معضل بی اعتناست ودائما با سرچ اخبا ر آشوب طلبی این منطقه بحرانی در اینترنت ویاپخش سراسری آن در آنتن هایش وبه بحران حاد منطقای دامن می زنند ویا برروی هیزمهای انباشته اش دائما "نفت خبری" می ریزند و ویا برای ژست ضد امریکایی گرفتن خودو" فریاد انتقام وانتقام" از داخل ایران می کشند وتا عراق را هم بیشتر به التهاب بکشانند واز" نادانی سیاسی خود" نمی دانند که بقال محله " ویا پخش کننده روبان قرمز انتقام در مدارس ، مفهوم سیاسی " امنیت بخشی " خاورمیانهرا نمی فهمند !ویادر میان هوراکش ها ی خیابانی و" فرد سیاستمداری" یافت نمی شود که بداند"مشکل امنیتی عراق" ویا نقاط دیگر خاورمیانه چگونه "قابل مهار سیاسی" می باشد ؟ وبعلاوه بعد از ترور سردار سلیمانی هم وبرای "حفظ امنیت منطقه" ویا برای " تحریم نشدن شدیدتر "می بایست که تنها به" بزرگداشت سوگوارانه وی "اقدام می کردند ویا "شعار انتقام وانتقام "نمی کشیدند ویا هرج ومرج طلبی اقوام عرب عراق راو با شعار های عوام فریبانه خودتحریک نمی کردند که نتوانند مهار بکنند وحتی به میان "سکنه استانبول هم بکشد که دنبال آشوب علیه اردوغان هستند می کردند وبلکه از روی اسناد تاریخی می پذیرفتند که مقصراصلی ترور سردار سلیمانی ،امریکایی ها نمی باشد وبلکه روحیه هرج ومرج طلبی حشد شعبی می باشد که به ترور وی نیز منجر گشت ویاحتی اگر ترور هم نمی شد می بایست که وی زودتر از عراق خارج می شد تا دامنه آشوب طلبی عراق مهار بگرددویا ازدوستان نادان خود خنثی بکند وهمانطوریکه آقای هاشمی رفسنجانی هم ودر کتابش به ان اسناد اشاره کرده است ونوشته است "وتشخیص غلط "را "اساس بحران عراق" می داند ودر حالیکه خود امریکایی ها با تحلیل کارشناسان خبره خو ای بحران را پیش بینی می نمودند ویا با شناخت روحیه قومی وروانشناسی اجتماعی اقوام عراقی ، تشدید بحران خاورمیان را از" ناحیه این نقطه حساس جغرافیایی بخوبی م"ی شناختند ولذااعتماد به خواسته های اقای هاشمی نمی کردند که می خواست آمریکایی ها به صدام حمله کند واورا از حکومت عراق برداردوبه ان نوع از مسایل در خاطراتش اشاره کرده است ولی اعتماد بیش از حد به "تشخیص اقای هاشمی " آنها را هم به" تشخیص ناصحیح کشاندکه امروزه به ان دچار شده اند ویا دودل بودند که صدام راو بعد اخراجش از"کشورکویت" وفورا ساقط نکنند واما اقای هاشمی وبه نقل خودش ،به آنها اطمینان داده بود که در صورت حمله امریکایی هابه صدام ویا به پایتخت بغدادو آنها هم آدمهای نسبتا ماهریدارند ونظیر "خاندان حکیم "را پیشنهاد می کنند که میتوانند عراق نا امن را "مهارسیاسی" بکنند که "تشخیص صحیح تجربی "نبود ویا قوای "لشکر بدر" رادر ید قدرت خود دارند که سپاه پاسداران ساخته بود ویاازاسیران عراقی وبرای "آینده عراق تربیت "کرده بودند که حشد شعبی باشد ولی تجربه ناامنی 17 ساله گذشته عراق که ارام نمی گیرد ویاکشته شدن دهها هزارنفر از ایرانیان ودر خاک مزیورویا برای حفظ کشور آنان وخلاف آنرا نشان می دهد ویا هزینه شدن مقادیر زیادی از بودجه نفتی ایران وبرای "موکب های زیارتی امنیت بخشانه منطقه "سالیانه نشان میدهد که پیشنهاد خام اقای هاشمی جواب نمی دهد ویادر سلب قدرت از صدام، وپیشنهاد خامی بود وتنها مکانیزم قدرت ساخته صدام بود که می توانست تا با استخبارات خشن خودش ویا باسرکوب خشن کردهای شمالی ،هرج ومرج طلبیشدید عراقی ها را مهاربکند وبعد از ترور سردار سلیمانی نیز هرج ومرج طلبی انتقام خواهانه نماز جمعه نیز مشکل این منطقه بحرانی ویا ایران تحریم شده را زیادتر می کند ومی بایست که در مورد پاد"گانهانهای شورای امنیت سازمان ملل ودر ناحیه عراق رسانه ای ایران سکوت می کردند که از آن «قطه خاک امریکا ودر برجهای دوگانهاش مورد حمله قرار گرفت ومی پذیرفتند که اداره امنیتی یک کشور، کار موکب های زیارتی ایران نمی باشد که از مسایل امنیتی جوامع مختلف جهان وفقط "پخش کردن آش ویا حلوادر کربلا را "یاد گرفته اند ویا فکر می کنند که با بستن روبان قرمز وبه سر زنان خانه دار تهران قادرند که "امنیت خاورمیانه"را تضمین بکنند ویا با دادن پرچم قرمزو بدست دانش آ موزان خرد سال ایرانی واین امر"ممتنع سیاسی "تسهیل می شود که کارگردانهای "سازنده فیلم راه شام" ودید احمقانه از"فیلم سازی سیاسی "دارند ویا "خبر نگاررسانه "که جلوی آن "کودک خردسال" میکروفن ویگیرد که روش جنگی خود را به بقیه کودکان ایرانی ویادر "جشنواره فیلمهای مقاومت منطقه ای خاورمیانه را" یاد بدهد وکودکی که تنها از "فنون جنگ ویا سیاست " ویا ازنحوه جانشینی سپهبد سلیمانی که حداقل 40 سال جنگیده بود وفقط جمله وژست پشت میکروفن را بلدند که به خبر نگار مزبور بگویند : ومن هم میخواهم که جای سردار سلیمانی را بگیرم ویا در جنگ عراق بجنگم ویااداره کشور ناامن عراق را بگیرم ویابا لشکر "کودک ویا زنان خانه دار"خودشان ویاجای خالی فرمانده گردان قدس 40 ساله خاورمیانه راپر بکنند ویادر "گردانهای قدس" تشکل ییابند ولی این نوع از ادعاهای خام وفقط از تعقل حاجی بازاریهای تهران متصاعد می گردد که فرقی میان چلو خوردن خودورزم ماهرانه نظامی قایل نمی باشند که پول دادند وبه سر اغلب آن کودکان احساساتی انواع روبند های قرمز انتقام را چسبانیدند تا اقای حاتمی ویادیگر دوستانش در دانشکده های هنر ایران وانواع فیلمهای مقاومت را بسازند ویالوح جایزه بگیرند ویا فرقی هم میان یک بقال محله و یایک افسر پنتاگون قایل نیستند ولذا مدعی اند که آگر افسران ماهر امریکایی و از عراق فورا خارج بشوند وفوراآن کودکان ویازنان خانه دار ویا اعراب مدعو به تظاهرات بغداد قادرند که با توزیع پرچم قرمز در دست ویاسربند خودویا در میان رهگذران وهمه مناطق خاورمیانه را اداره بهینه بکنند ولی نمی دانند که از قدیم گفته اند :که کار هرکس نیست که خرمن کوبی بکند وبلکه مرد کهن سیاست می خواهد که در میان کودکان ایرانی ویا در دهاتی های زیر نخلستانهای عراقی وجود ندارد که فیلم مقاومت موفق بشود !ویا در میان هورا کش های تهران وجود ندارد و از این رو امروزه ماها هر اندازه که با امریکاییها دشمنی داشته باشیم ولی مدتی هم باید ودرمورد"نادانی های سیاست خود در خاورمیانه" بیاندیشم ویادر مورد اشتباهاتمان توبه بکنیم وتنها در مورد چیزی ادعای سیاسی بکنیم که مهارت در آن زمینه داشته باشیم ویافورا شعار مهارت خود را در خبر نگاری وبه رخ بقیه جهانیان نکشانیم! وبلکه بگذاریم که آمریکاییها طرح صد ساله مرزهای سیاسی سازمان ملل راپیاده کرده ویا در خاورمیانه آینده احیاء دوباره بکنند که در طرح اولیه آن شمایی وجود داشت که هرکشورویا در جغرافیای خاص خود ش بایدکه "ارتش خاص داشته "ویارسانه مسئول وملی خاص " خودش را داشته باشد که خطرات درون مرزی را تشخیص بدهد ویا اهداف شعاردهی خودش را ومحدود به "درون همان مرز سیاسی" بکند وبعلاوه هر مرزسیاسی نیز" پیمان نامه های نظامی خاص خودش "راداشته باشد تا تداخل ویاتضادهای قومیتها بوجود نیاید ویا مذهب دو سوی مرز مزبور در گیر نشوند که نتوانندحل بکنند وبعلاوه فضل فروشی ویادانش خود راو در مورد استعمار گر بودن ارتش امریکا کنار بگذارند که سربازان مامور سازمان ملل باشند که مانع گردندتا از عرق ناامن وآشوب بعد ازسقوط صدام و دوباره خاک امریکا تهدید جدید نشودکه نظمی در آن منطقه وجود ندارد ویا در منطقه نامن مزبورو برای عوام فریبی هاشعاردهی های بحران ساز نشود وبپدذیرند که قوای نظامی آنها وبعنوان "عضوپنجگانه شورای امنیت "ودر 17 سال پیش لازمتشخیص داده شده بود ویا جان سربازان خودشان را ویابخاطر اهداف سازمان ملل بخطر انداخته اند ویا جان سربازان مسیحی خودشان را ودرناحیه ناامن عراق وبخاطر"نا هماهنگی شدیداقوام ناهم خوان منطقه"ودر جغرافیای مزبور وبه خطر انداخته اند تا مرزهای چهار طرف اطراف ماراواز طرف سازمان ملل بپایند ویا منطقا می پذیرفتیم که در پادگان عین الاسد ،سربازان دیگر ی هم وجود دارند که بین المللی بودن آنرا نشان می دهد ودر توافق با 34 کشور به انجا حمله کردند ویا هم پیمان با سربازان امریکایی میباشند ویا از سی وچهار کشورجهان همپیمانی نظامی وی قرار دارد ودولت عراق هم برای تشکیل یافتن اولیه اش انرا پذیرفته وبه ثبت اسناد سازمان ملل هم رسیده است ویک نوع نظام حقوقی است که با تظاهرات سکنه بغداد قابل لغو شدن حقوقی نیست وتا یک تیم امنیتی وجهت حفظ جغرافیای سیاسی مرزهای خاورمیانه درست بکنند ویا جهت حفظ قوانین وپیمان نامه های موجود در سازمان ملل بسازند که به گردن آن سربازا ن
غریبه ویاافسرده واسترس دار ومجرد گذاشته شده است ویابه گردن آنها افتاده است وآن سربازان نیز ناراضی اند وحاضر ند که خودشان را کنار بکشند وتا بچنین مرزبانی امنیتی احمقانه ملل دیگر نپردازند ولی ما ایرانی ها وبا شعار های احمقانه خود ، ترامپ را نمی تر سانیم که در کشورو دور از جغرافیای ما زندگی می کند وامن است ویااز هورا کشی ها واذیت ماها امن است وتنها جان آن سربازان بدبخت را به خطر می اندازیم که از سوی سازمان ملل واین نوع ازوظییفه احمقانه را وبه گردن آنها گذاشته شده اند وزیرا آن سربازان نیزدوست داشتند که حداقل در کشور خودو به بیگاری گماشته می شد ند ولی به خاک خاور میانه ای های هوراکش نمی آمدند ولی ما طور دیگر می اندیشدیم یا استدلال می کنیم بوهمین دلیل و بجای اینکه شعار بدهیم که مرگ بر امریکا باشد واین بار شعار بدهیم که مرگ بر سازمان ملل بگوییم که چنین مرزبندیهای سیاسی خاورمیانه ودر صد سال قبل ساخته است ویا در منشورات حقوقی واسناد حقوقی به198 کشوراطراف ما قبولانده است ولی ماها در نظر داریم که همه چیزرادر جغرافیای مزبوربهم بریزیم ویادر خارج از مرزهای قانونی مان "طرح سیاسی دیگری "بیاندازیم ویا " نقشه سیاسی سازمان ملل "یاونقشه جغرافیایی آنان را و بخاطر اهداف ضدآمریکایی خود دور بریزیم و"طرح امت اسلامی وبدون مرز خود" را پیاده بکنیم ویابا چنین عقاید غیر حقوقی گرایش شدید ضد امریکایی یافته ویا قوانین صد ساله سازمان ملل راو به زیر سوال می بریم ! و صرفا از روحیه هرج ومرج طلبی ما ها نشات می گیرد!وکوچکترین تعقلی هم ودر مورد حقوقی بودن شعاردهیهای خود نمی کنیم که همه اش از روی نادانی خبر نگاران وفیلم سازان نباشد وبهمین دلیل عضویت اولیه ماها ودرچهار چوب حقوقی سازمان ملل امروزه دچار چالش شده است وبا آنکه آنها ودر پدیرش عضویت اولیه ما هاودردرون تشکیلات سازمان ملل خوب رفتار کرد] اندند ویا امریکایی ها وبعنوان "عضو شورای امنیت مزبور"حداقل 40 سال مداهنه کامل در مرد تشکیل دولت جدید ایرانی کرده اند تا ماها منطقی فکر بکنیم ویا در مورد بهم نریختن مبانی امنیت مزرهای دیگران کمی هم بیندیشیم ویاعاقلانه فکر بکنیم !ویابا شعارهای جوانان خیابانی خود واین نوع چهار چوب های حقوقی سازمان ملل را بهم نریزیم ویا در مورد آن کمی سر عقل بیاییم ویا معیارهای مورد قبول امنیتی همه کشورهای جهان را بپذیریم ولی ماها وبارها و به تنهایی چانه زنی با آنها کرده ایم و لذابخاطر روحیه قانون گریزی بین المللی خودمان ،وهمه ساله دچار تحریم مجدد می شویم ودر حالی که آمریکایی ها می توانستندکه قبلا وبا "وتوی عضویت ما"و درراه یابی ماها به عضویت سازمان ملل اشکال تراشی حقوقی لازم را کرده ویامانع تشکیل حقوقی دولت جمهوری اسلامی ما ن بشوند ولی تا بحال تامل کرده اند ویا دندان سر جگر گذاشته اند تا سر عقل بیاییم ونظیر دیگران هنجا ر پذیریها را بپذیریم ویا تابع قوانین بین الملل باشیم که فرمولهای امنیتی مختلف آن ودراسناد و قوانین ومصوبات سازمان ملل وجود دارد بپذیریم ولی ماها برعکس فریاد انتقام وانتقام وفریاد برعکس می کشیم که نخیر اگر ماها معیار های قوانین بین المللی را بپذیریم وپس آنگاه نشانه ذلت مامی گردد ویا تسلیم شدن ما هاراو در برابر امریکایی ها بوجود می آورد ودر حالی که سرکشی حقوقی ودر مقابل نظام حقوقی سازمان ملل نشان می دهیم ویا در برابر قوانین بین المللی صد ساله سازمان ملل نشان می دهیم ودر حالیکه باید برعکس فکر می کردیم ویا می اندیشیدیم واز اعضای سازمان ملل می خواستیم که ساختمان سازمان ملل را ازو نیویورک آمریکا وبه منطقه تیسفون عراق انتقال بدهد ویابه آنها می نوشتیم که خاک آسیاوبیشترین عضوها را ودر میان نمایندگان کشورها ی مختلف سازمان ملل دارد ولذا بهتر است که در خاک آسیا باشد ویابدلیل آنکه مسایل امنیتی جغرافیای آسیا هم متعد دمی باشد واز این رومنطقه تیسفون عراق پشیشنهاد میشود ونیز به خاطر نزدیکی اش و به تنگه ها وگذر گاههای اتصال چند قاره جهان مناسب تر از خاک نیو یورک می باشد وبعلاوه به همراه پادگانهای مزبور وبه امن شدن ناحیه عراق نیز کمک مینماید وهمچنین به آنها می نوشتیم که مکان تمدنهای باستانی آشور ویااکد ویابابل در این نقطه بوده ویامحل پایتخت سلوکیان ویااشکانیان وساسانیان سابق می باشد که نقش اساسی ودر امنیت سابق آسیایی داشتند ولذا بهتر از پکن ومسکوبوده ویابرای مکان یابی جغرافیایی جدید ش می باشد وامید است که ایرانیان خارج از کشور نیز وبا نوشتن طومار تقاضای خودشان و به مقامات این نوع ازافرادمسئول سازمان ملل وبه پذیرش این نوع ازطرح مزبور کمک بکنند که در توسعه ویا امنیت بخشی مرزهای آسیا یی ویاخاور میانه، نقش اساسی خواهد داشت که بزرگترین قاره جهان می باشد وبعلاوه تضاد دو قاره متضاد هم از بین خواهد برد ولی چونکه قرون وسطایی اندیشدن ماها ،مانع این نوع از طرحهاست وتنها طرحهای مغایر با آن را جذاب برای خودمی دانیم تا بجای عقلانیت در مورد انیت خاورمیانه وتنها ماجرا جویی کرده باشیم که امنیتش بیشتر بهم بریزد
وبعلاوه بعداز ترورسردار سلیمانی هم مغایر آن اندیشه را دنبال نمی کردیم که می توانست صرفا به بزرگداشت سوگوارانه وی ختم بشود وبلکه مرگ وی بهانه ویا فرصتی نشود که آتش فتنه جدیدودر منطقه ناامن خاور میانه و دوباره برانگیخته نشود ویااز غفلت سیاسی مردم نسبت به حادثه مزبور، نهایت سوء استفاده لازم نشود ویا باعث تحریک احساسات عمومی وبویژه با تحریک احساسات قشر کم تجربه دانش آموزان مدارس همراه نباشد که اغلب خانواده های ایرانی را دچار درد سر بکند ویا سکنه استانهای سنی نشین ایران رادر گیر بکند ولذاهزینه کردن آن همه ازپرچمهای قرمز ویا سربند هاویا پوسترهای تحریک آمیزو در شهرستانها هدفی جز برافروختن یک آتش افروزی منطقه ای دیگردر بر ندارد که شعارهای افراطی بازاریان تهران وبه آن معضل دامن می زند که لازم می دانند تاهمه مردم ایران قربانی اهداف شخصی آنان بشوند تا امریکا دست از تحریم تجارت ویا دادوستد آنها بر داردوهرچند هنوز غرب ودر مورد پاسخ موشکی دادن به حمله عین الاسد وتابحال سکوت کرده است و تا شاید ایرانیا ن سر عقل آمده ویابه تحریک متقابل دیگری نپردازدویا به تحریک راهپیمایان بغدادی منجر نشود ولی متوجه شده است که افراطی های ایران وبه همان حمله موشکی خود اکتفا نمی خواهند که بسنده بکنند وبلکه با هدف پخش کردن دوباره انواع شعارهای قرمزرنگ انتقام وانتقام ودر صد انتقامهای بعدی می باشند وبعلاوه در این تحریک عمومی نیز پرسنل صدا وسیما ، بیشترین تقصیر را دارند ویامردم ایران را به قتل گاه حتمی می برند واین در حالی است عراق نیز همزمان برآشفته می شود که بحرانش تمامی نخواهد یافت ومسلما پایگاههای متعد د امریکا یی نیزدر منطقه هم پیمانهای نظامی زیاد ی دارند که تابحال سکوت کرده اند ویا هم پیمانهای اطلاعاتی دارندکه در تماسهای بیسمی با همدیگر هستند ویا همپیمانهای مخابراتی دارند ولذا مجبورند که در مورد تحریک برانگیزیهای دوباره و بی عقلانه ما ایرانیان همبستگی خود راو با یکدیگر نشا ن بدهند ویادر واکنش متقابل نشان بدهند که نتیجه اش تنها تبدیل شدن تهران ویاشهرهای دیگر ایران وبه 17 سال قبل ناامنی عراق ویا افغانستان خواهد شد که افراد فاقد عقل دو کشورعراق وافغانستان قبلا آن پدیده را بوجود آوردند که هواپیمای مسافرتی خود را وپر از دینامیت ویاباروت نمودند ویا تعدادی از افرا انتحاری القاعده عراق را ودر صندلی های آن هوا پیما،نشانده ویابلیط دادند که آماده شهادت انفجاری باشند ولذا بلیط مسافرتی و برای خود ودر همان هواپیما گرفتند وبدبختانه سکنه امریکا هم به هوای آنکه آنها وتنها قصد مسافرت بی خطرو به خاک امریکا را دارند ولذا جواز عبور هوایی را و به آنها دادند ولی بعد از ورود به خاک امریکاوهدفشان روشن گشت و لذا در نزدیکیهای برجهای دو قلوی نیویورک وهمان راننده القاعده ای دو هواپیمای مزبور وخودش راو به" برجهای دو قلوی مزبور" کوبید که باعث حمله متقابل به کابل ویا بغداد 17 سال قبل گشت که از اعضای عرب القاعده بودند وامروزه نیز تداوم دوباره همان شعار های انتقا م انتقام ایرانیان و یا مدافعان بدون مرز ، این نوع از ترس ویا واهمه را ودرمیان مردم آمریکا بوجود آورده است که مبا دا حادثه برجهای دوقلو و در شهر های دیگر امریکا نیز باز تکرار بشود ویا تداوم شعارهای مردم ایران که تمام نمی کنند وبه بد بختی متقابل ایرانیان منجر خواهد شد که تاثیر پرچمهای قرمز شهادت طلبانه می باشد واین بار القاعده قبلی واز سوی گردانهای قدس ایران ودرحال احیاء شدن شعار دهی می باشد !
این وبلاگ شامل :