مردم شناسی "اقوام ترک اویغور آسیا" ودر گیری با خاقان های جدید چین (بخش سوم)-دکتر محمد خالقی مقدم
مردم شناسی "اقوام ترک اویغور آسیا"
ودر گیری با خاقان های جدید چین
(بخش سوم)
از : دکتر محمد خالقی مقدم
_مردم شناس اقوام آسیایی
در مورد فرهنگ "اقوام گوناگون "چین باید بگویم که در مورد تدوام داده شدن فرهنگ سیاسی – اقتصادی سکنه استانهای مختلف چین وبا نظامیا نش ،اختلاف عمیق 72ساله دارند که اسناد تاریخ کشور چین وآنرا نشان می دهد وبعلاوه اعضای این شرکتهای بزرگ تجاری چین ویا " سازمان تجارت جهانی" باید که در این زمینه کمی عقلانی تر فکر بکنند وتا بخاطر انبوه کردن سرمایه گذاری توام با ریسک در یک کشور مخوف ودچار ورشکستگی بیشتر نشوند وزیرا نظامیان این کشور در تفکرات قرون وسطایی خود بسر می برند وبه فقر ویا بدبختی سکنه انبوه چین نیز بی تفاوت می باشند ویا معنا ومفهوم استقرار محیط امن وبرای شرکتهای بزرگ را هم کشش مغزی ندارند ودر کشورهای مختللف نیز بلای عظیمی وبر نظام اداری شهر های اسیا تحمیل کرده اند وهمچنین درک مغزی نمی کنند که چگونه به آواره شدن میلیونها قشر با سواد از شهرهای آسیایی منجر گشته اند ویا چه بلائی وبر سر دانشگاههای آسیایی آورده اند؟ ویا چه بلایی برسر خانواده های توام با مهربانی مردم آسیا آورده اند؟ ومثلا یک از آنها ویاد دادن جاسوسی از پدر وبوسیله فرزندمی باشد که محصول تعقل فرهنگی نظامیان چینی می باشد که خانواده های اقوام اسیایی را قربانی کردند وبا بی مغزی نظامی خود درک نمی کنند که هدف چند میلیارد ازپدران آسیایی ودر در تشکیل خانواده چیست ؟ ویا هدفش ودر پرداخت هزینه فراوان وبه فرزندانشان چه می باشد ؟وبعلاوه نظامیان چینی وخرج فرزندان آنها را نمی دهند که به آنها "جاسوسی از پدر را" یاد می دهند ویا در "موبایل های هواوی چین رواج می دهند ولذا باعث متلاشی شدن خانواده های آسیایی ها می گردند ولی امروزه مطبوعات بی مغز چین وبرای فریب فرزندان همان آن خانواده ها ی آسیایی وادعا ی دروغین می کنند که رژیم کنونی چین وطرفدار مستضعفین ویا طبقه کارگر و محروم می باشد ویا حزب آنان حزب مردمی بوده واحزاب جوامع دیگر جهان احزاب نامردمی می باشند ولی "شبکه های اجتماعی نوین "را راه می اندازد که چهره "تمدن چین مائویستی انقلابی" نشان بدهندویاخانواده های جوامع دیگر را متلاشی بکنند ویا به بدبختی بکشانند ولذا اغلب مردم آسیا راضی نیستند که این نوع فرهنگ سازی خانوادگی ویا پلیسی ویا "مدل سازمان برنامه ای" وتوسط چینی ها ساخته شده وبه "درون فرهنگها ویا تمدن اقوام دیگرآسیایی " رخنه داده شود وبلکه برعکس و به عنوان " یک "ویروس فرهنگی "عمل می کند ویا انواع فرهنگ اداری جوانمردانه آسیایی ها را هم خراب می کند که خودشان را آلت دست فرهنگ قرون وسطایی ویانوکیسه های چین معاصرکرده اند که یوسف افتخاری فرهنگ اداری آنان را بجای "حزب کمونیزم " و"حزب پاداشسیم" می داند ویا نظام پلیسی جوانمردانه سابق اسیایی ها را خراب کرده ومنجر به درگیری های شهری می گردد ومکانیزمی می باشد که از تمدن قرون وسطایی چینیهای معاصر اخذ شده است وبا این مدل بود که درگیری های در شهرهای ارومچی وکاشغر ولهاسای تبت را بوجود می آورند ومحصول کلانتریها شهر های مزبور است وبه این شگرد کلانتریهای چین وانگ در گزارش اش اشاره کرده ومی نویسد:
دولت چین در حدود یک میلیون جاسوس را ودر ایالت سینکیانگ گماشته است وتا از فعالیتهای مردم حتیو در داخل خانههای شان جاسوسی نمایند.و در این ایالت حتی همسایه از همسایه جاسوسی میکند و دولت نیز کدهای مخصوص را بر خانههای مردم نصب کرده تا فعالیتها و رفت وآمد آنان را زیر نظر بگیرد
واما در مورد اینکه چرا ودر فرهنگ معاصر چین وچنین نهاد سازیهای اداری نامناسب بوجود آمده ویاچرا در فرهنگ 72 ساله اخیرآنان وچنین در گیری ها بوجود آمده است ؟وباید بگویم که از نظر علم مردم شناسی دینی ویا علم مردم شناسی سیاسی ودر میان آنها یک نوع دین جدید آسیایی شکل گرفته است که با ادعایی "پیامبری مائو" همراه می باشد که قوم کشی مزبور را تشویق می کند آنرا "مکتب مائویستی" می نامیدند وتاپرتودر تعالیم جدیدی که صادرمی فرمود وبا مذاهب اقوام دیگر آسیایی مبازره بکند که شامل دین اسلام ویا مسیحیت ویهودیت وهندویسم وبودیسم قدیمی تبت ویا دین تایلندیهاو ولا ئوس و بودیسم قدیمی سکنه چین مبارزه می کند وبعلاوه با گا گ- ب مخوفی کهمائو ساخته بود واملاک واموال وخانه ها ویا اراضی زراعی ویا مازاد تولید کسب وکار دیگران را " مصادره انقلابی بکند ویا جزواموال مالکیت دولتی خود وخانواده و"حواریون بعدی اش "بکند واین "دین جدید "آنان شکل گرفته است ویاریختن خون مردم دیگر وبا تعالیم جدید مائو وبوسیله مردم چین حلال شده بود ولی در قران وتورات وانجیل حرام می باشد که رواج داده شود ولی پیروان زرنگش هم ونانشان را از حلال وحرام کردنهای انقلابی وی در می آوردند ویاچاپلوسی مذهبی وی را بلد شده بودندکه با برگزاری مراسم های مذهبی کرنش آمیز ودسته جمعی به وی واورا از ادعای رهبریت ملی کشور چین بیرون آورده ویا از ادعای شاه معمولی کشورهای جنوب شرقی آسیابالاتر برده وبلکه مقام ووجهه اورا ودر نظر طبقه عوام وبیسواد روستاها 72 سال قبل چین و بالاتر ببرند ویا مقام اولوهیت به او بدهند که دستوراتش آسمانی جلوه داده شود که مائو از کاخ پکن صادر نکرده است وبلکه "خدای جدیدچینی ها"و به او وحی کرده است ولذا اجرایش مقدس می باشد واحتمالا نامگذاری میدان تیان من پکن وبه معنی میدان آ سمانی ودر زبان چینی هامی باشد وشاید به این دلیل ایجاد شده است که بگویند مائو ودستوراتش را وبعنوان یک فوق دیپلم کتابداری به آنها نگفته است که سرپیچی نکنند ویا حکومتش شکست بخوردوبلکه القا فرهنگی توام با زرنگی چینی ها می باشد که وی نظیر حضرت محمد ویا عیسی مسیح ویا نظیر حضرت موسی است کهبا خدای آسمانها،ارتباط می گیرد ویا دستورات وتعالیمش ودستورات خدوند چینی هامی باشد ویا نظیر "تنکری "خدای آسمانی چنگیز خان مغول می باشد ولذا شرکت همگانی در تشیع جنازه وی راونظیر مراسمهای مذهبی پرشکوه در آوردند ویا اطاعت ارتشیان از وی را نیزو بصورت رژه های نظامی کرنش امیز در آوردند ویا دانشجویان بدبخت چینی را در مقابل کاخ وی اعدام می کردند وتا نظیر قربانی کردن جوانان بابل در مقابل معبد خدای بعل بابل باشد ویا عکسهای مائو را ومرتبا بر در دیواروجلوی منازل مردمپکن می آویختند وتا اطاعت خدای گونه از وی واز یاد چینی ها نرود واین قبیل از امور ومرتبا تکرار می شد که برای اولوهیت بخشی به وی بود " بعدا آنرا و"کِیش شخصیت" مائونامیدند که نابودی اقتصادی روستاهی چین ورشر فقر وی ونتیجه خواست رهبران حزب کمونیست نمی باشد وبلکه بخاطر "کیش شخصیت "خود مائو بود وبعداتنگ شیائوپینگ وبّعنوان " خاقان جدید اصلاح طلب " چین و توانست که با مذاکره با شرکتها خارجی ودوباره به فریب اقتصادی ملل دیگر جهان بپردازد وباعث شد که ملل بدبخت دیگر افریقایی ویا امریکای لاتین هم واین بار فریب "خاقان دوم" چین را بخورندوقرار داد حقوقی مناطق آزاد تجاری 14 گانه بنادر جدید چین را با وی منعقد بکنند ولذا مقدار زیادی از پولهای ذخایر ملی خود راو به مدیران بی مغز شرکت های چینی بدهند ویا از ملیت های بی خبر اخذ کرده و ببرند ودر شرکتهای هرمی وکلاهبردارانه بنادرومناطق آزاد شهرهای شانگهای خود ویا در شانتون وهنگ کنگ وغیره سرمایه گذاری بکنندکه احتمالا با زرنگی اعضای حزب کمونیست چین می باشد کهابتدا آنرا تائید کرده وسپس تاکید مجد د بر مالکیت دولتی سابق می کند ویابر بیهوده بودن اقتصاد مناطق آزاد پا می فشاردتا پول وثروت همه آن ملل بی مغز افریقایی را بالا بکشد ویا پول سکنه امریکای لاتین ونظیر ونزوئیلا وبرزیل وغیره وتوسط سران حزب کمونیست چین وخاقانهای سوم وچهارم چین بالا کشیده شود ویاجزواموال مالکیت دولتی پولشویانه سران زرنگ چین بگردد که بنام "حزب طبقه کارگرچین " واموال همه طبقات کارگری جنوب شرقی آسیا ویا خاور میانه ویا حتی ایران ویاآمریکا ی لاتین وافریقا را بالا کشیدندوبصورت ساختمانهای مجلل شانگهای ویا پکن ویامتروآن شهرها ویا موشکهای ارتش چین در آوردند ویا از غارت ملل محروم جهان سوم گرفته بودند که در مذهب جدید چینی ها واین نوع از اعمال حرام وگناه نبود وبلکه آنرا جزو افتخارات کشور چینی خود می دانستند که ملت های دیگر آسیاولیاقت زدن این نوع شرکتهای بزرگ رانداشتندویا در خاک کشورشان نداشتندوفقط آن چینی ها وبخاطر لیاقت اشان واین نوع ازشرکتهای بزرگ آسیایی را زده بودند که امروزه چین را با کالاهایش می شناسندواین امر بدلیل دروغگویی مذهبی چینی هاست که قرار دادهایشان با ملل دیگر ریشه دین واقعی ندارد که از خدا ترسیده ویا از جهنم ترسیده وبدهکاری به ملل دیگر جهان را انکار نکنند ؟وتا اعتماد دوباره اقوام دیگر را ودر تجارت با ملت چین ادامه بدهند ؟وبعلاوه ارتش خلقی چین هم ومعتقد است که اقوام گوناگون جهان وغلط کرده اند که سرمایه گذاری را ودر کشور خودشان نکرده اند که امن تر بود ویا سرمایه گذاری های خارجی خود را وبه چین آورده اند ویا امروزه جزو ثروت ملت چین کرده اند واکنون هم با اسلحه ارتش خود واز آن اموال مزبور دفاع خواهند کرد که اصولا از اول سرمایه گذاری خارجی نبوده وبلکه جزوثروت ملی خود آناست وملل دیگر هر کاری که از دستشان بر می آید وبروند بکنند وفقط بقیه ملل جهان وبا اعتماد به درستکاری وانقلابی بودن ملت چین ونسبت به بی اعتمادی به امریکایی هاوبی خودی به آنها اعتماد حقوقی کردندویا اعتماد بی پشتوانه بین المللی کردندکه اکنون سردمداران شرکتهای بین المللی پولشویانه گلد کوئستی چین ودر کاخهای خاقانی پکن وتزاری کرملین مسکو نسشته اند وفرقشان باکاخهای قدیمی خاقانهای سونگ وهان وشانگ وغیره در شهر ممنوعه پکن ودر آن می باشد که کاخهای خاقانهای قبلی چین وقبل از سال1949 غیر مردمی بود که آنرا شهر ممنوعه کردند ولی مائو ، رهبر مردمی است ولذا وبرای فریب همگانی دستور دادکه کاخهای آن خاقانهای قدیمی چین را وشهر ممنوعه پکن بنامند وقصر خودش را "قصر مردمی وخلقی" مردم پکن جار بزنند وآن قصرهای مربوط به خاقانهای گذشته را ودر درون محوطه محصور قرار داد که همگی به ارتجاعی بودن حکومتشان پی ببرند !ویا با لفظ شهر ممنوعه بنگرند ولی خودش را وبعنوان مردمی ترین وجوانمردترین فرد چینی وطرفدار طبقه محروم چین نامید ولی با دادن زمام اداره قصر خودش وبدست کا- گ- ب چین وکاری کرد که دیگر هیچ خلق چینی واورا نبینند ویاعریضه هیچ خلقی <بدست اونرسد! که به شکایتش ویابه درد دلش گوش بکند و بعلاوه طرفداران دستمال بدستش هم وبه او توصیه کردند که برای فریب خود مردم چین ویا فریب سکنه اقوام دیگر آسیایی ها و ماهیت واقعی رژیم جدید خود را به آنها بر ملا نکند ویا نشناساندویا کلمه رئیس جمهوری ویا حزب خلقی ویا طبقه کارگر را هم وبه چنین وضعی بیندازد !وچراکه به او گفتند که در اروپا وفرا نسه وعده ای انقلابی پیدا شده اند که طرفدار اندیشه "طبقه کارگر فرانسه" هستند ویاطرفدار نظام جمهوری هستند ویاتئوری اشان هم ودر مورد رفع محرومیت "طبقه کارگر فرانسه" می باشد که شخص مارکس آنرا نوشته است و فرد با سوادی بود وقدرت نوشتن وایده دهی علمی را هم داشت ونظیر کتاب سرمایه ویا کتاب" مبارزه طبقاتی در فرانسه" وچاپ کرده است ولی برای قشر کارگری فرانسه نوشته بود ونه برای مردم چین ویا روسیه؟ وتوصیه های خوبی هم به "طبقه کارگر فرانسه" داشت وطرفدارانش به مائو گفتند : ما که در چین ،طبقه کارگر نداریم ویانمی توانیم که عقاید تشکیل حکومت جدیدمان راوانقلاب طبقه روستائیان چین بنامیم وبا این کار هزاران خان بزرگ چینی را ودر گیربا خود بکنیم ! وبعلاوه قشر عوام چینی هم واین قبیل از مسایل را نمی فهمند ویا طرفدارانش به او گفتندکه : توهم که تنها یک فوق یکدیپلم کتابداری داری می باشی وسر از مسایل اقتصادی آینده چین در نمی آوری ویاازمسایل مالکیت دولتی ویااز خصوصی سازی در نمی آوری !ویااز مفاهیم ریاست جمهوری که اعلام خواهیم کرد در نمی آوری ویااز نظام اداری جدید که لازمه صنعت می باشد ؟ ویا وزارتخانه های جدید چین ویانظامی اش که سر در نمی آوری !که چگونه سازماندهی بکنی؟ ویااز نحوه تشکیل وسازماندهی حزب هم سردر نمی آوری! وبعلاوه اکنون هم که سرتاسر خاک چین ودر دست سربازان ژاپن می باشد که اشغال کرده اند وماهم واز طریق راه پیمایی طولانی خودمان نیز ونمی توانیم که به حکومت برسیم ؟وچراکه تسخیر کشورچین واز طریق نظامی گری وانواع مهارتها لازم دارد که "ارتش خلقی ما" انرا نمی شناسند که فقط داس وبیل را می شناسند ویاحتی دستور اطاعت از تو ودر دین بودایی آن مردم وجود ندارد وبعلاوه در کشور چین هم ونظیر فرانسه نیست که کارخانه ویا طبقه کارگر داشته باشد که نظیر مارکس وادعای رهبری طبقه کارگری چین را بکنیم! وفقط یک مشت روستائیان فقیر هستند ومشکلات رفع فقر آنان را هم نمی دانیم که چه بکنیم ؟ویا بچه خان هم نیستی که مهارت اداره یک ده چینی را بلد باشی !ویا در درس کتابداری توهم ومطلبی ودر این مورد نوشته نشده است ومبادا کاری بکنی که بعد از سی وچند سال از حکومتت وتنگ شیائو پینگ وبه همه بگوید که چه بلایی بر سر روستاهای چین آورده ای !؟که همه خلق روستایی چین واز گرسنگی می می میرند ! ولذا چاره کارآنست که ما کار دیگر بکنیم ویا راه حل مان فقط حیله گری وفریب مردم چین باید باشد! ویا دادن شعارهای فریبنده و انواع شعارهای دیگرباشد که سرتاسر مردم جهان را فریب بدهدومثلاشعار زنده باد طبقه کارگر ویا درود برخلق های جهان ونظایر آن وتا کشته نشویم !وبلکه بتوانیم که تشکیل حکومتمان راتداوم داده و هم براساس آن تئوری قراربدهیم ولی در مورد مرامنامه ویا فلسفه تشکیل حکومت آینده هم چیزی نمی دانیم ؟ ویا مرام اقتصادی بعد از تشکیل حکومتمان چیست را نمی دانیم ؟ واصولا در روستاهای چین نیز وکتابخانه ای وجود ندارد که حداقل یک جزوه مارکس ویا مفهوم جمهوری چیست را وبه کشور چین بیاورند ویا راه یافته باشد که بتوانیم آنرا بخوانیم وبفهمیم که مارکسسیم چه می گوید؟ ویا اقتصاد دولتی چیست ؟ وپس هرچیزی که به عقل توبرسد وما هم فورا آنرا اجرا می کنیم! ویا اموال هر که را اگر بخواهی بگیری ومصادره بکنی واسمش را می گذاریم " عمل انقلابی خلق چین "! ویا هر دانشجویی را که بخواهی بکشی وازانقلاب فرانسویها تبعیت کرده ویا شعار بدهد وفورااورا می کشیم واعلام می کنیم که بخاطر "انجام انقلاب فرهنگی" بودکه اعدام کردیم ویا آنرا اجرا کردیم ومعنی سیاسی "مکتب مائویسم" را هم که نمی دانیم چیست ؟ویا انواع ایسمهای دیگر که چیست و فرانسویها رواج داده اند وطرفداران زیادی در دنیا پیدا کرده است ؟ ومردم چین هم مرتبا سوال وپرسش و در مورد این نوع ازمسایل می پرسند! ویا مرام حزبی ومکتب و نهضتمان را واز ما می پرسند؟ ویا ما را کلافه میکنند! ونمی دانیم که چه بگوییم ؟ ولی قول می دهیم که دستورات شفاهی توراوبصورت "آیات تورا ت" در آورده ویا جمع بندی کرده وبعنوان "مرامنامه حزب کمونیست مائویسیم خلق چین " بنامیم وتا نظیر کتب آسمانی ادیان دیگر بشود ویابصورت "کتاب مقدسی سکنه چین" در بیاید! وبعدا هم ودر استخدام وبکار گیری افراد مختلف وآنرا می دهیم که همان افراد بخوانند واگر موبه مو اجرای مرامنامه ات را پذیرفتند واسمش را می گذاریم تو"عضوحزب کمونیست" مومن هستی واگر برخی قسمتهایش رانپذیرفتند واخراج حزبی می کنیم! ونتیجه این نوع از شورومشورتهای پنهانی با وی ،آن بود که "مذهب جدید چینی"ها متولد گشت ویا در سال 1949هجری ودرطی یکی ازجلسات مشورت راهپیمایی بزرگ پایه "مذهب جدید چینی" ها گذاشته شد وطرفداران پیاده کردن آن دستورات هم وبه قیمت ریختن خون میلیونها انسان ویا به قیمت مصادره انقلابی اموال دیگران تمام شدواسم مجریان آن را گذاشتند" " ارتش خلقی "که طرفدارا ن مرام نامه حزبی انقلاب چین"بودند وآنرا با قدرت اسله خود به اجرا می گذاشتند واگر کسی آنرا نمیپذیرفت وخونش را می ریختند ولذا محتوای خونریزی خود راگذاشتند "ارتش خلقی انقلابی " که با ارتش های نظامی حرفه ای وحقوقی کشور های دیگر جهان وزمین تاآسمان فرق داشت ولی لفظ "انقلاب " همه چیز را توجیه می کرد ویا هر نقیصه ای را توجیه می نمود وتا به زیر سوال نروند!وبهمین دلیل "الکسی توکویل فرانسوی" ودر کتابش وبه انقلابیون گیوتین بدست فرانسه ودر همان کتابش ، لعنت می فرستد که با اختراع این "لفظ انقلاب "ودر فرانسه ویا کشاندن آن لفظ بمیان اقوام وحشی وبی سواد دنیاو به مباح شدن خون خیلی از انسانها منجرشد که تورات وانجیل وقران وبرای متمدن شدن بشر ویانظم گیری حقوق آنان واز سه هزارودویست سال قبل آنرا حرام کرده بودکه حضرت موسی ده فرمان الهی خود آنرا اعلام می کند ولذا این نوع از قتل ها را حرام می دانست وبه قبیله هم خون مزبورهم اجازه قتل مجدد ویا جرح گوش ویاجرح بینی وغیره را می داد ویاآیات قصاص متقابل قران نیز وبه اعضای قبیله مقتول را دادهاست ویا در قتل غیر عمد نیز "دیه خونخواهی ویا خونبها" سوره بقره قرار دارد ولی اعضای کا گ- ب چین وغیره معتقد بود که این گونهاز مفاهیم قصاص ویا دیه وغیره ودر "دین پیشرفته مائو یستی "وجود ندارد ولذا انجام قتل واز سوی یک فرد چینی "مجاز دینی چینیان " می باشد ولی قصاص خواهی آن واز سوی اعضای قبیله مسلمان متقابل ویا مسیحی ممنوع می باشد وجرم امنیتی می باشد وتعقلی که فقط در مذهب معاصر چینی ها وجود دارد ودر حالیکه در قبایل بیابانگرد و"شمن پرست"صحرا های آسیا هم ودر چند هزار سال قبل دیده می شود که مسلمان نبودند ولی مفهوم حقوقی "قصاص "رابلد بودند ویااز دینهای بزرگ آسمانی وارد دین شمن پرستی خود کرده بودند وبهمین دلیل هم وهنجار قومی ، ترس از قصاص متقابل بود که مورد قبول همه اقوام آسیایی بود ویا به دلیل آن هنجارها وکسی حتی در بیابانهای آسیاهم که مکان رمه گردانی اقوام مختلف بود وکسی راو بدون دلیل واهی نمی کشتند ویا کس دیگر راناقص نمی کردند ومیدانستند که در ازای آن قتل وکشتار خانواده اوهم وتوسط اعضای قبیله مقابل ، مجاز خواهد شدوبه همین دلیل هم و نمی کشتند ویا اموالش را غصب نمی کردند واینها "نرم های اجتماعی " قبایل بود ویا هنجارهای مابین قبایل آسیایی بود که رعایت می کرد ند ولی مائو ویا سازمان امنیتی اختراعی دین وی وآنرا بهم زد ویا اولین فرد از قبایل آسیاییهامی باشد که با اختراع کلمه "انقلاب " آنرا بهم زد ویا مفهوم قصاص متقابل بشری را حذف نمود ویابه هم ریخت واین امر احتمالادر اینده سکنه چین راو به درگیریهای مختلف با سه مذهب بزرگ آسمانی دین اسلام ومسیحیت ویهودیت خواهد کشاند که چینیها واز مکانیزم وقوع آن خبر ندارند! والبته مردم چین همودر این رابطه بی تقصیر نمی باشند! که صرفا بخاطر بیرون کردن ژاپنی ها وتشکیل حکومت مائورا نپذیرفته بودند وتا بعد از اخراج ژاپنی ها از چین واعمال غیر شرعی اورا نپذیرند ویا "ماهیت کریسمایی"به اعمال ندهند !وبا آنکه طرفداران قدیمی دین بودا وآنرا نپذیرفتندولی گمارده های کا- گ -ب وبرمعابد چینی وآنرا پذیرفتند ومخالف این نوع از اعمال وی نبودند ویا دستور داشتند که آنراتوجیه شرعی بکنند وفقط دالایی لاما در تبت بود کهآنرا نپیرفت وبه هند تبعید گشت ولی طرفدارانش روز به روز زیاد می شوند ویا طرفداران مذهبی اشان ودرجنوب شرقی آسیا زیاد تر می گردند ولذا "مذهب مائویستی و"از چهار سو وبخاطر ماهیت قدرت طلبیهایش به مشکل افتاده است ویا بخاطر تحریف دین بودا وقتل قبایل مسلمانان حنفی 5کشور اطرافش به مشکل افتاده است ویا بخاطرقتل برخی مسیحیان داخلی واین نوع تمدن جدید چینی را تهدید می کند که عصر اخرین خاقانهای چینی را رقم خواهد زد ! وبعلاوه مائو ودر مصادره اموال ملل دیگر جهان هم فتواهاییغیر شرعی زیادی داد ویا در مرامنامه اش صادر کردهبود ویا در پولشویی از اقوام بدبخت جهان صادر کرده است ویا در زیر پا گذاشتن تعالیم مذهب بودایی قدیم چین صادر کرده است ویا شیوه های زشتی را وبه کردار چینی ها آموخت که بی اعتمادی ملل مختلف را به جماعت چینی فراهم خواهد آورد!ویا در قرار دادهای تجاری همراه خواهد داشت وهمچنان تقصیر دیگر سکنه جدید چین هم آنست که توصیه های روحانیون بودایی راکنار گذاشتند ویا با رهنمودهای گا گ- ب ودر معابد چین و به کنار گذاشتن تعالیم بودا پرداختند که تاحدودی واعمال آنان را اخلاقی تر می نمود ولذا به دین قدیمی خودشان نیز ، پشت پا زدند واز این رو مذهب جدید وخونریزانه وظلم کننده به اقوام دیگر رادر پیش گرفتند و یا در چین معاصر "پایه گذاری" کردند ویا در روند سرکوب مخالفان اندیشه مائو، وبا او همدلی وهمنوایی لازم را کرده و کلیه اخلاق قدیمی ویا صلح جویانه چینی خود راهم کنار گذاشتند ! وبعلاوه شعاردهی های ضدامپریالیستی خود سپر کرده وشمشیر جنایت آفرینی وبرای افراد خودی فراهم نمودند ویا پشتوانه اعمال زشت ارتش خلقی خود کردند که فرد چینی مخالف وحتما خائن وطرفدار امپریالیست میی باشد وبایدکشته شود! که یک نوع تشجیع ارتش مزبوربود ویا در کشتار بیگناهان چینی بود !وبا تشجیج اعمال مزبورهم وبه ضرراقوام بد بخت وزیر دستان جامعه کوشیدند وعده زیادی از آنان هم واز ترس شعارهای مزبورو به "جزیره بزرگ تایوان" پناه بردند ویا در انجاودولت جمهوری آزادیخواه وبرای خود تشکیل دادند و یا حتی به ضرر خونریزی دانشجویان خودی هم ملت چین شعار دادند ویا جان بیش از 50 هزار دانشجوی دانشگاه شانگهای را به خطر انداختند ویادهها هزار دانشجوی دانشگاههای پکن ویا شهرهای دیگر را بخطر انداختند وارتش خود را شجاع تر کردند تابه انها حمله کند ویا مبادا از اعمالشان پشمان بشوند !ودر حالیکه هیچ جامعه وفردی را که تنها ست ویا ابزارش فقط اعتراض است نمی کشد ولی سه سال این امر ودر چین وقوع یافت ویا معلمان بدبخت را واز دبیرستانها بیرون کشیده وبه مزرعه زراعت فرستادند ولذا روحیه ضیف کشی خود راو زیادتر کردند ویابه نفع کشتار کننده ها وتشویق کننده گردیدند و امروزه این امور جزو روانشناسی اجتماعی ملت چینی ها گردیده است که در مورد سکنه بدبخت اویغور های چین هم آنرا تکرار می کنندو وجدان اخلاقی خود را کنار گذاشته اند ویا اکنون هم وعمدا از جنایتهای ارتش خود ودر قوم کشی مردم بدبخت ترک اویغورستان حمایت پنهانی می کنند !ویا خوشحال از این نوع اعمال می باشند! ویا از اهداف سیاسی پنهانی دولت چین ودر به خاک وخون کشیده شدن مردم بدبخت خاورمیانهحمایت می کنند ویا از ویرانی شهرهایشان خوشحالند ویازیرکانه در این راه نقش بازی می کنند! وبعلاوه با مذهب تراشی جدیدمائو ونمی خواهند که نظیر 70 الی 80 قوم دیگر اروپای شرقی باشند که حزبهای کمونیست جوامع خود را کنار گذاشتند ویا نظیر آسیای مرکزی عمل بکنند که 31 سال قبل وتشکیلات حزب کمونیست جامعه خود را کنار گذاشتند وتنها چینی ها می باشند که ادعای مذهب تراشی جدید خود را کنار نمی گذارند! وتا با تشکیل حکومت دمکراسی گونه وفدراتیو استانهایشان وجامعه مسالمت جویانه را پیگیری بکنند ویا باعث آزار واذیت همسایگانشان نشوند! وبلکه بتوانند که فرهنگهای گوناگون اقوام چینی وغیر چینی ودر کنار همدیگر زندگی اقتصادی سالم داشته باشند! ویا در کنار اقوام دیگرآسیایی زندگی بکنند ! ولذا همسایگی خودرا وبه ستم بر دیگران تبدیل نسازند ! ویا صرفا به اقتصاد و یا رفع بیکار ی خود فکر بکنند! وتا آنان راو به در گیری با ملل مختلف جهاننکشاند ویا به در گیری با مال باخته ها ویاجان باخته ها نکشاند! وحداقل میلیون ها ترک با سواد ودانشگاهی دهها کشور آسیایی احساس ستم واز نژادکشی چینی ها احساس نکنند!ویا به نژاد همخون اویغوری ترک زبان خودشان نکنند! وتا با انواع تدابیرسیاسی خود مانع آن بشوند که چینی ها ارتش جامعه خود را ودر قوم کشی مردم اویغور ترکستان شرقی تشویق بکند! وهرچند افراد دانشگاهی وباسواد دانشگاههای مختلف جهان وهنوز در مورد رهنمودهای آیات قرانی ودر مورد اعمال زشت چینی سکوت کرده اند وتا تنش بیشتر نشود ولذا راه حل عاقلانه اشان ودر آنست که به پلیس سیاسی دولت خود وتوصیه بکنند که دست از کشتار سکنه اویغور ها بردارند که وطن اولیه واصلی بسیاری از ترکهای جهان ترکستان آسیا می باشد ولی امروزه آن ترکها و در کشورهای مختلف مستقر هستند ولذاباید چینی ها زندگی منطقی ومسالمت جویانه را پیشه خود کرده ودر کنار ملل دیگر آسیایی را پیشه خود بکنندوتاافراطی گریهای مذهب مائویستی مزبور وآنانرا وبه باطلاق درگیریهای مختلف نکشاند ! ویا دردسرشانرا بیشتر نکند ! وبهمین دلیل اگر آنان وبا دانشجویان چینی خودهماهنگ می شدند ویا در فاصله سالهای 1986 م والی سال 1989 میلادی هماهنگ می شدند که خواهان دگر گونی رژیم کمونیستی چین بودند وزیرادانشجو قشری می باشد که از بقیه اقشار جامعه چین وبا سواد تر هستند وحداقل از مائو هموطنشان بیشتر درس خوانده بودند! ولی با آنان هماهنگ نشدند ! ولذا خودشان را ودر" برج عاج "گذاشته و"تافته جدا بافته" از سایر ملل کردند ودر حالیکه دیگران وبا فهم سیاسی اشان وحداقل 80 رژیم کمونیستی کشورهای مختلف خود را کنار گذاشتند وتنها در چین وکره شمَالی می باشدکه باقی مانده است ویا بعنوان آخرین دایناسور سیاسی آسیایی باقی مانده است! ولی چینی ها هنوز نمی خواهند که عاقلانه بیندیشند! ولذا خودشان را میزبان این نوع از دایناسورسیاسی در حال انقراض کرده اند ونمی خواهند که مسالمت آمیز عصر آخرین حکومت خاقانی خودرا وبه درون شهر ممنوعه پکن ببرند
بعلاوه در همان زمان هم ویک پیامبر آسمانی دیگر هم ودر قاره آسیا رویئد که نامش استالین می باشد ومحل نزول وحی و نبوت اش را نیز ودر شهر مسکو قرار داده بود واز آنجا به همه جهانیان اعلام رسالت میکرد و"نهضت مذهب سازی "اوهم و برای مردم آسیا و شبیه رفیق مائوبود وهر کس که ادعای پیامبری اورا نمی پذیرفت وفورا تبعیدمی گشت ویاتوسط پیروان مذهبی اش و به "اردوگاه کار اجباری" فرستاده می شد ویا به قتل می رسید واگر مائوو برای ادعای پیامبری خود وحداقل یک فوق دیپلم کتابداری داشت ولی پیامبر شهر مسکو وآنراهم نداشت وتابرای نوشتن کتاب آسمانی "لنین ایسم واستالینزم" خودش سواد داشته باشد ویاپیروان و حواریون مذهبی اش واز او چنین چیزی را بطلبند وتا از کتاب آسمانی تورات ویا انجیل ویا قران دست کم نیاورد ویا از کتاب سرمایه وغیره "مارکسیزم" وفیلسوف آلمانی کم نیاورد ! ولذا اینجانب علاقه مند شدم که ببینم که اساس تئوری بافی اقتصادی اوچیست ؟ویا برای اقتصادمالکیت کشور روسیه چه بود ؟ ویا برای دهها کشور زیر نظر مدیریتش چه بود ؟ که بدا نم و یا بفهمم که با کدام مدل علمی اقتصاد دولتی واین همه جوامع را مدتها اداره جزم اندیشانه می کرد ! ویادر راه پیاده کردن عقیده اش وهزاران نفر را کشت ویا تبعید کرد که سکنه بدبخت این کشورها ومجبور شده بودند که شیوه زندگی اقتصادی خود را وبدست تئوری اقتصادی او بدهند ؟ ولذا به بیوگرافی تحصیلی ومدرسه رفتن اش مرجعه کردم ومی اندیشیدم ویا به تحقیقاتش ودر مورد تئوری مالکیت دولتی وی فکر می کردم که بیبینم این نوع کشورهای تحت یوغ اروپایی او وچگونه اداره می شدند ؟ که مارکس فیلسوف آلمانی وبا آن همه از سوادش نتوانسته بودکه پیاده بکند؟ ولی استالین می گفت که توانسته است وآنرا در کتاب "استالینسم" خود اظهارکرده است ولذا در بیوگرافی شخصی اش جستجو کردم ودیدم که استالین مزبور کار گرشرکت نفت انگلیسی باتومی بودولی بجای درس خواندن در مدرسه ودانشگاه وجهت تئوری بافی خود ویا جهت سازماندهی اقتصاد دهها کشور محروم مزبور وفقط حرفه بمب گذاشتن را بلدبودویاد گرفته بود ویا منفجر کردن رهگذران بدبخت خیابانی را یاد گرفته بود ودر ادامه جستجوی بیوگرافی اش وخواندم که پدرش پولی نداشت که در شهر محل سکونت اش وبرای پسر نابغه اش که تئوریسن نظامی – اقتصادی جهان شده بود و خانه کوچکی بخرد ولذا خانه پدر ی اشان ودر قبرستان شهرشان واقع بود ونتیجه گرفتم که کسی که پول کافی ندارد که برای بچه اش ودر شهر خودشالونک بخرد واحتمالا نمی توانسته که اورا حتی و به کلاس اول مدرسه هم بفرستد!ولی امروزه دانشگاههای مزدور مسکو ویا ارتش روسیه، وهمه ملل 5/7 میلیاردی جهان را وابله فرض می کنند وبرای توجیه همکاری ننگین خودشان وبا این پیامبر خونریز مسکو واورا وبزرگترین تئوریسین اقتصاد آسیا معرفی می کنندویا به ملل آسیا جار زده اند ولذا پایین کشیدن مجسمه اش واز میدان اغلب شهر های اروپا ی شرقی ویا آسیایی ، هم وفقط توهین به وی نبود وبلکه توهین متقابل به نویسندگان واهل قلم قوم روس می باشد که از پیامبردروغین شهر شان وبت آسمانی تراشیدند ویا برای ملل دیگر ساخته بودند وتافرمان قتل میلیونها قوم بیگناه آسیایی را وآسمانی بکنند!ویا خدای قوم روس را که به وی وحی کرده بود وآنها هم وبخاطر ماهیت وحی گونه اش ونمی توانستند که اطاعتش نکنند ویا با نکشتن دیگران وگناه نکنند وبعلاوه این نوعاز کشتارهاواخذ مال ها وتبعید کردن آنان به سیبری وجزوایدئولوژی علمی مارکسیسم نبود وبلکه بخاطر فرمان وحی گونه خدای روس وبه استالین بود که نمی توانستند که "نافرمانی دینی "کرده باشند ولذا کشتار قوم قیر قیز ها ویا چچن ها ویا اوزبکها ویا ایرانی هاویاکالموک ویا قزاقها وبلا روسها ومجارها و غیره را وآنها در مذهب مسیحیت ارتدکس روسیه خود نیاموخته بودند که وجود ندارد وبلکه در مذهب تراشی معاصرقوم روسیه مباح می باشد ولذا تاریخ نویسی آینده آسیا ودیگر مهملاتی ودرمورد "مکتب سوسیالیزم ومارکسسیزم " نیست ویا در عمکرد اقتصادی آنها ودر قاره آسیا نیست که اروپایائئان ودر مورد آسیا نوشته اند وبلکه بحث در مورد تاریخ مذهب آفرینی وخدا آفرینی دو قوم روس وچین می باشد ویا برای ملل آسیاست ویا یافتن آیات مقدس در مرامنامه مائو واستالین است خودشان پیامبران دو قوم چین وروس می دانستند ودو قوم مزبور هم با اطاعت جانانه از فرامین آنهاودر کشتار میلیونها قوم آسیایی است که از خود نشان دادند که به آنان بعنوان رهبران کشور خود نگاه نمی کنند وبلکه بخاطر اطاعت کور کورنه اشان از دستورات آنان وافراد مزبور را وبعنوان پیامبران کشور خود اعلام کرده بودند ویا برای کشتار ملل مختلف آسیاوبه کتاب مرامنامه آنان نگاه می کردند ویاآیات مربوط به بیرون آوردن اموال وزمینهای قومی دیگران از او تاسی می کردند که در کتاب مقدس اهل روسیه بود ولی در کتاب دینی "ادیان آسمانی "عمل حرام "می باشد که چنین انقلابی در آسیا عمل کردند ونباید که به دروغ آنرا ء وبه ایدئولوژ ی انقلابی خود نسبت بدهند ودر حالی که این دو مفهوم وباهم فرق اساسی دارند وزیرا در "مفهوم ایدئولوژی" وتنها بحث واستدلال وجود دارد ولیکن وجوب قتل دیگران وجود ندارد ولی در توجیه دستور گرفتن قتل یک قوم وتوسط رهبران قومروس وچین وتوسط پیروان آنهااین واجب دانستن دیده می شود ویا در دستور غصب اموال دیگران وتوسط آنان دیده می شود ویادر تضمین پس ندادن کالا ی دیگران ودر ازای پول ویا کالای قبیله دیگر،دیده می شود که قرآن آن را " حقوق بیع" قبیله مقابل می داند و همگی دستورات حقوقی می باشند کهعمل نکردند ویا در " حقوق شرط معامله" که دستورات حقوقی قبلی را نقض نکنند ویا حتی دستورات حقوقی قران ویا تورات وانجیل نقض نشود که کنار گذاشتن اش گناه می باشد ولی چینی ها و به بهانه اینکه مائو شخص انقلابی می باشد ویا استالین فرد انقلابی می باشد و لذا دستور به قتل وغصب اموال دیگران را انجام می دادند ویا شرط فسخ معامله وغیره ودر مذهب جدیدشان از بین برده بودند وبا الحادی اعلا کردن دین خود شان ومجازدانستن حرام های آسمانی اقوام آسیایی دیگر ومروج دین خود ودر قاره آسیا شدند ویا در از بین بردن دین اسلام وبودا وهندو ومسیحیت در آسیا کوشیدند ویا "واجبات حقوقی" معامله با دیگران را نپذیرفته اند ویا حرام بودنش ودر مذاهب طرف مقابل را هم نمی پذیرند وچونکه با فرهنگ مذهبی خود و فقط اعمال دارندگان "کارت حزبی کشور" خود رامجاز می دانند که نظام خاص حقوقی خودشان راقبول دارند و باید که ازآن معیار ها اطاعت بکنند والا از تشکیلات استخدامی آن دو کشور حذف می شوند که بعنوان بیعت با نفر اول کشورخود وقومیت روس ویا چینی وآنراعملا پذیرفته بودندوبه آن مومن شده بودند ویا به اخذبیعت چینی مزبور "رفته بودند وپیامبران آن دو کشور هم و با مفاهیم مرامنامه نویسی حقوقی خود وآنان را به مذهب واعتقادات قومی خود جامعه پذیر وفرهنگ پذیر کرده بودند وتخلفش را هم وبعنوان مجازات حزبی خود قرار داده بودند ولذا داد وستد ومعامله ودادوستد باافراد این دوکشورودر نظام تجارت جهانی به ضرر اقوام دیگر آسیایی می باشد ویابه ضرر اروپایی هااست که مذهب دیگر دارند وباید در معاملات شان وبه دستورات قران وانجیل وتورات ولامائیسم وهندویسم عمل بکنند وخارج شدن از معیارهای حقوقی دین خود رانمی توانندانجام دهند واز این طریق با آنان دادوستد بکنند ویا پیمان نامه های تجاری وبا آنان بسته شود ومسئولان سازمان تجارت جهانی هم نباید آنر ا وبر ملل مسلمان ویابرهندویسم ویالامائیسم آسیائی تحمیل حقوقی بکنند ویا قراردادهای تجاری الحادی آنان را ودر قاره آسیا رواج بدهند وچرا که برای افراد معتقد به ادیان آسمانی این قاره بزرگ و قابل قبول نخواهد بود که در این قاره بزرگ جهان وآنها بر اساس معیارهای دینی خود مغازه فروش دارند ویا کارخانه تولیدی دارند ویا حرفه های دیگر کسب دارند ولذا در حرفه های فروش ویا تولید ویا درخدمات رسانی خود هم مجبورند که به آئین داد وستد در قران وانجیل وتورات وکتاب مقدس هندوها عمل بکنند وعقاید روحانیون دین ارتدکس روسی ویا "نئوبودایسم دولتی چین معاصر"که الحاد زده شده است وبرای آنان قابل قبول نمی باشد که در در صد سال اخیر وتوسط اعضای ملحد کا گ- ب روسیه وچین معیارهایش انتخاب شده وبه معابد مزبور تحمیل شده اند وبه درد دین حضرت عیسی نمی خورد ویا به دستور استالین ملحد ویا مائو ملحدبه تعالیم بودا دست برده اند وفقط مسیحیت واقعی ودین قدیمی بودائیان قابل قبول می باشد که صد سال از تمام مشاغل اخراج شده اندوبهمین دلیل مردم مسلمان ومسیحی وهندویسم ولامائیسم این قاره بهتر از مسئولان سازمان تجارت جهانی دین وفرهنگ تجاری پدران خود را می شناسندویا می دانند و کسانی که چنین نوع از الگوهای اجتماعی معامله ودادوستد وتجارت را ودر اداره این دو کشور وضع کرده بودند ویا با زور نظامیان خود می خواستندکه براقوام دیگر آسیایی ها تحمیل بکنند مردود هستند ودرفرهنگ علوم سیاسی ویادر علوم حقوقی ویادر علوم مردم شناسی وفرهنگ شناسی و "رهبران معمولی" آن جامعه گفته نمی شوند ویا رهبران سیاسی ساده آن جامعه نمی خوانند که دستور دادنش وباید چارچوب مذهبی رسمی سکنه آن کشور رانشکند ویا در یک سیستم حقوق درون کشوری محدودباشد ویادر حقوق شناخته شده مذاهب دیگر ومورد قبول ما بین اقوامی آن منطقه باشد و عمل کرده باشد واگرهم در چهار چوب حقوقی مزبور ودستور ندهند ودیگران هم طبق مذهب وفرهنگ قومی خود حق اطاعت از دستورات مزبوررا ندارند ولذا رهبران این دو کشور ودر طول 100 سال گذشته وبا زیر پا گذاشتن انواع دستورات قرانی ویا انجیل ویا تورات ومذهب هندو ودر امر تجارت وفقط اموال وددسترنج اقوام دیگر آسیایی را غارت کردند وبر اموال شخصی خود افزودند ولذا در تاریخ سیاسی آینده آسیا وآنهاو با این قبیل از "دستور دهی ها" ویا"دستور پذیریهای محض" وصرفا بعنوان پیامبران جدید پکن ویا مسکو تلقی خواهد کرد !که "مذهب جدید آسیایی" خود را بوجود آورده اند وتا در سایه تعالیم مذهب مزبور وبه حقوق مذهبی دیگران تجاوزبکنند ومردم چین وروس هم در پرتومفهوم "انقلا ب چین "ویا "انقلاب روس "وهمه معیارهای حقوقی رفتار با اقوام دیگر آسیایی را کنار گذاشتند وهمراه با آنان شده بودند ویا در طول 72 سال اخیرومعیارهای مذهبی قاره آسیا را بهم زده بودند وبعلاوه باانجام اعمال مزبورو سیل سوالات اقوام آسیایی را وبسوی نیات خود جلب کرده اند ویابا این قبیل از اعمال غیر عاقلانه وغیر حقوقی وغیر مذهبی خود ووجهه خود راو در میان اقوام آسیایی از دست خواهند داد! ولذاشرکتهای بزرگ جهانی واین بار محتاط خواهند شد ویا ملل دیگر هم که می خواهندکه در قاره آسیا سرمایه گذاری بکنند واحتیاط خواهند کرد وتا تعهدات اقتصادی وشرکتی وتجاری آنان را نسنجند!ومایل به تجارت با آنان نمی گردند ومگر میزان پایبندی ویاوفاداری خودشان را نشان بدهند !واگرنه واز سوی اقوام دیگر آسیایی و قابل اعتماد تلقی نخواهندگشت که دیگر کسی را گول بزنند ولذا "اتحادیه شانگهای" در چنین سیتمی وپا در هوامی باشد ویا "اتحادیه اوراسیایی "مفاهیمی متزلزل خواهد بود ویااین اقوام و به ملل غیر قابل اعتماد ودر سازمان تجارت جهانی تبدیل خواهند شد واز این رو جاده ابریشم جدید هم دیگر بی معناست ویاامکان شکل "گیری تجارت ملل مختلف وبا آنهاوبه زیر سوال فرهنگ ملت های آسیایی می رود
آری عمر سلسله "خاقان های جدید چین"هم وامروزه به72 سال می رسد که سلسله حکومت "آل مائو" وطرفدارانش تشکیل شده بود وبعلاوه در این کشور پهناورجهان نیز وبرخلاف تصورات طبقه عوام ونظیر جوامع دیگر وزارتخانه های مدل اروپایی وجود ندارد ویا شرکت های حقوقی هم ونظیر جوامع دیگرجهان وجود ندارد وبلکه یک رشته دیوانسالاری متعلق به خاقان جدید چین وجود دارد که نظیر املاک نگهداری خاقانهای قدیمی چین می باشد وبهمین دلیل نظم حقوقی خاصی ندارد ویا چهار چوب حقوقی وزیربنایی ندارد وبسته به دستور خاقان بزرگ دارد ویا با توجه به مذهب جدیدشان می باشد ولذا اموال سرمایه گذاری خارجی هر ملت راواگر انکار بکنندودیگر کسی دستش به جایی بند نیست ویا در سازمان تجارت جهانی بند نمی باشد وبعلاوه نظامیان جوامع مزبور هم ونظیر جوامع دیگرنمی باشند که وجدان را رعایت بکنند ویا خوب آموزش نظامی دیده باشند وتا قرار دادهای تجاری خارجی با آنان استحکام امنیتی بیابد وچرا که ارتش خلقی چین وفرق امور نظامی وغیر نظامی را تفکیک نمی کند وتا در رعایت حقوق تجاری واقتصادی ملل مختلف وصرفا اطاعت از دستورات حقوقی خاص نکنند؟ ویاملاک وبد وخوب راتشخیص بدهند وبهمین دلیل هم شخص اول این کشورها و " افرادکریسمایی " می شوند و" یا نظام وزارتخانه های این کشور ها را "ومدل وزارتخانه ای نمی گویند که چهار چوب حقوقی معین داشته باشند وبلکه ماکس وبر آنها را و " دیوانسالاری پاتریمونیال " می داند که باید همه معضلات اداری کوچک یک کشور را هم نفر اول حکومت کشورحل بکند ویا خاقان بزرگ چین باید حل بکند واوهم وقت کافی وبرای حل کردن این همه از مشکلات را ندارد وبهمین دلیل می باشد که اداره جدید چین را ودچا ر مشکلات عدیده ومصیب بار نموده است وهمچنین اگرنظامیانش هم خوب آموزش نظامی دیده بودند ویاخوب تربیت حقوقی شده بودند وباز عیوب چندانی تولید نمی کرد وهمچنین مردم بدبخت چین هم واین همه مصیبت نمی کشید ویا اموال دیگران بالا کشیده نمی شد ویا این بارو با عنوان فریبنده "انقلاب چین" بالا کشیده نمی شد ویا در طول 72 سال اخیراتفاق نمی افتاد ویااحیانا وبخاطر اشتباهاتشان وانواع قرار دادهای اقتصادی کشورهای دیگران را ونیمه تمام رها نمی کردند که به کشورر خود برگردند واگر افراد ارتشی مزبوروتضیع حق را هم تائید بکنند وفورا تسویه حزبی هم می شوند واز این رو آنها هم وبدنبال حقوق وپاداش گرفتن خودشان می باشند وبهمین دلیل هم ویوسف افتخاری ویاکمونیست با تجربه ایرانی که در این نوع از کشور هامی زیست ویا معیارهای آنها را دیده بود ویا درآنها زندگی می کرد وهمفکر با ماکس وبر میباشد وتفکرات دیگران را ودر مورد حزب مزبورآنان را نمی پذیردویا در جوامع کمونیستی را قبول ندارد وبلکه آنها را "حزب پاداشیست" می خواند که در ازای پاداش کار می کنند ویا مفهوم ریاست جمهوری در چین را ویا روسیه را نمی پذیرد ومعتقد است که در این کشورها فقط حزب پاداشسیم وجود دارد وماکس وبر هم آنها را "ادارات پاتریمونیال " می نامد ویا"ادارات پدر سالارانه" می داند که فقط قادرند که جوامع فئودالی را اداره بکنند ودر حالیکه عصر سرمایه داری ونظام"بوروکراسی اداری" وتوام با عقلانیت وقانون وانضباط را می طلبد که دوایر پولشویانه کشور چین وسه پارامتر مزبور را ندارند ویا حتی ارتش چین هم و مافیایی اداره می شودکه چهار چوب حقوقی عملکردی ندارد ویا پایبند تعهدات حقوقی "دوام دار" ندارند ودر این باره کتابهای مختلفی وجود دارد که به تصفیه های گروهی اعضای ارتش چین اشاره می کند که از هر چند سال ویکبارتصفیه اتفاق می افتد که دچار تصفیه های گروهی وجمعی می گردند واین نوع ازتصفیههای ارتش و همیشه مورد سوال ودرگیری اعضای حزب چین با یکدیگر شده بود ولی همچنان از بی تجربگی اشان در دنیای سیاست آنرا ادامه می دادند ویا ازنظامی گری هم درس عبرت نمی گیرند ودلیلش هم آنست که بعد از تاسیس حزب کمونیست چین وهمگی کیلویی درجه گرفته اند وحتی نظامیان قبایل اولیه آسیا هم ودر دنیای نظامی گری خود واینقدر بی تجربه عمل نمی نمایند وچرا که مائوو به کسانی درجه نظامی داده بود که فقط راهپیمایی طولانی را بلد بودند ویا در طول 72 سال اخیر هم واز مفهوم ارتش خلقی ویاارتش ایدئولوژیک وجز چنین مفاهیم را نشناخته بودند وتا بر دانش قبلی آنان افزوده بشود وتنها با آویختن انواع مدالهای رنگارنگ وبر سینه وکتف خود وهمه مردم دنیا راو سر کار گذاشته بودند ومتاسفانه امروزه اغلب مردم جهان، چین وتمدن معاصر چین را وتنها از راه دور می شناسند ویا صرفا از راه کیف وکفش ومداد چینی می شناسند که همگی مونتاژ کاری شده جمعیت کثیر کارگری این کشور می باشد ولی هیچ وقت ودنبال خواندن یک کتاب ویا مقاله علمی ودر باره اوضاع اجتماعی چین نیستند که بدانند نهادهای اداری ویا سیاسی ونظامی وشرکتهای معاصر چینی وچگونه شکل گرفته اند؟ وآری هدف انقلاب چین فقط آفرینش یک نوع "خاقان چینی جدید" وبرای مردمش بود ویا قرار دادن وی و در جایگاه ریاست پرستشگاههای بودائیان چین معاصر بود ودر این راه همه ارگانهای دانشگاهی ویا نظامی ویا مطبوعاتی ویاروسای شرکتهایشان نیز وبا یکدیگر تبانی خوبی بعمل آورده بودند که دیگران را سرکار بگذارند ویا با "بت سازی مائو"و برای بشریت ، وجوامع دیگر را فریب بدهند ونیز در حالیکه همه جوامع بشری وبه اشتباه بودن اقتصاد حزب کمونیستی خود امروزه پی برده اند ویا آنرا رها کرده اند ویا حداقل ظاهراآنرا منحل کرده اند وفقط در همه خاک آسیا وفقط چینی هامی باشند که آنرا "سیستم مقدس" خود می دانند ویا آنرا می پرستند وتا دیگران را هم وبه پرستش سیستم سازی خود متقاعد بکنندو یا تنها ارتش چین خود را قدس کرده و کره شمالی هم واز این اقتصاد حزب کمونیزم چین و دیوانسالاری اداری ونظامی آن دفاع می کند وبرای اینکه در تفکرات فرهنگی اشان نمی توانند که ایده سیاسی واقتصادی دیگری را وجایگزین آن بکنند ویا اختلافات درون گروهی اقوام چینی راو به حدی افزایش ندهند که نظیر دوران کنفوسیوس وبه چند قوم پراکند ه از هم تبدیل نگردند وشاید هم از زرنگی رندانه اشان نشات می گیرد که بقیه بشریت راوبا واژ ه سازیهای انقلابی خود و بفریبندکه فاقد پایبندیهای حقوقی با ملل دیگر باشند واز این راه منفعت اقتصادی انحصاری ببرند ومن هنوز نمی دانم که آیا تجارت وبا چنین ملت هماهنگ با یکدیگردرست است ویا نیست ؟ ویادر اهداف پنهان اقتصادی خودشان درست است ویانه ؟ وآیا به نفع همه جوامع بشری خواهد بودویانه؟ واینجانب در مردم شناسی اقوام اسیایی وفرهنگ تجارت ومعامله آنان وبایکددیگردقت کرده ام ولذا فرهنگ روس وچینی را می بینم که بنام "انقلابیگری خود" وبه هیچ نوع از حقوق تجاری طرف متقابل معتقد نمی باشد ویا از نظام حقوقی ودادوستد هیچ دین بزرگ آسمانی تبعیت نمی کنند وبعد از مائو واستالین هم فقط سران گا – گ ب این دولتها وبا نظرات شخصی خود وهمه حقوق تجاری مابین اقوام چند هزار ساله بشری را بهم ریخته اند وحتی نظام حقوق تجارت ملهم از دین بوداو با ملل دیگر را هم قبول ندارند ویا بنام انقلابیگری خود کنار گذاشته اند ویا نظامیان دوکشور روس وچین هم ودر 100 ساله اخیر ودر همه مسایل آن کشور ها دخالت می کنند ودر حالیکه بی سواد ترین انسانها ی کره خاکی می باشند که مائو واستالین آنها را وبراداره همه شوونات کشوری مسلط کرده است ولذا نظام حقوقی همه کشورها را بهم خواهند ریخت وقبل از 31 سال قبل هم و ملل مختلف جهان با آنها تجارت نمی کردند واشتباه کردند که بعد از خصوصی سازی هم نظام تجارت انان را نپرسیدند ولذااقتصاد قاره آسیا را بهم خواهند ریخت که سازمان تجارت جهانی وبه آن معضل توجه نداردودر حالیکه اقوام بظاهر بیسواد مغول ویاتیموریان هم واز کاتبان اداری باسواد ملل تحت سلطه خود وروش اداری بهینه آنرامی پرسیدند ولذا آن کاتب هارا به کارهای داد وستد امپراطوری بزرگ خود میگماردند وآنهاهم 300 سال ونظام تجارت مابین اقوام گوناگون آسیارا وبا دانش قوی خود بهم نزده بودند ولی کارگر حمالی که در راس کا- گ –ب سراسری قاره آسیا قرار بگیردوآنگاه نظم حقوقی چند هزار ساله تجارت آسیایی ها بهم ریخته می شود ویاتاسیس مناطق تجارت آزاد مابین ملل کنار گذاشته می شود که از سال 1372 شمشی رواج یافت ویا احتمالااز 1993در قاره آسیا رواج یافت ویاهمزمان با خصوصی سازی رواج یافت ونیز در راس همه اتاق های بازرگانی شهر های آسیایی هم بقالهای درس نخوانده قرار گرفتندکه فقط لغت بازرگانی را یاد گرفته بودند ولی هرنوع قرار داد تجاری رامی بستند ویا بدون تضمین تعهد متقابل را می بندندویا با ملل گوناگون مختلف الفکرومرام ومنعقد می کنند وفقط از این راه ثروت ملی آن کشورها را تلف کرده اند ویا نظام اشتغال بین المللی آن ملت ها را بهم می زنند ومتاسفا نه ورود فرهنگ روس وفرهنگ چینی هم به دنیای تجارت خاکی که تهاتری باشد "غیر حقوق پذیر" وغیر فرهنگ پذیرگردد و ونظام تجارت را بهم می زند وچرا که ورود آنان وبه جرگه تجارت مابین اقوام آسیایی که در سال 1391 میلادی به بعد اتفاق افتادو همزمان با تز راه اندازی مناطق آزاد بود ویاهمزمان با مفهوم خصوصی سازی وسرمایه گذای خارجی هرملت بود ویا همزمان با تز ورودهر بقال وبه اتاق بازرگانی خارجی بود ویا به تجارت مابین ملل بود وباعث می شود که نظام تجارت غیر حقوقی چین وروس سر همه اقوام بی تجربه قاره آسیا کلاه بگذارد وخصوصاشعار مرگ برامپریالیسم انها باعث اعتماد دروغین به آنها شد هم که از سال1991 م به بعد ودرمیان ملل آسیایی مد اجتماعی کردند وبراین توهم اقتصادی دامن می زن دکه در تجارت یک قوم امریکایی است که امپریالست وکلاه بر سر همه می گذارد ولی بقیه اقوام آسیایی ها وپیامبران معصوم تلقی میشوند ویا در تجارت با دیگران و قابل اعمتاد ترتلقی میشوند واین "توهم تجاری" ویا ندانستن معیارهای حقوقی واقعی ویا رواج تجارت دیمی مابین اقوام وتنها فرهنگ کلاه برداری آسیایی ها واز یکدیگر را تشدید خواهد نمود واز این راه نظام تجارت آسیایی ها به این زودی ها سروسامان نخواهد یافت ویا روابط حقوقی وهمجواری استانی مابین اقوام آسیایی ها نیز ر در گیری مذهبی مابین اقوام اسیایی ها دچار تنش خواهد شد ولذا به این زودیها حل شدنی نیست ومثلا چین با فرهنگ میراث برده از تمدن مائویی خود و می خواهد با میلیونها اقوام ترک آسیایی ها ویابا اتاق بازرگانی همه شهرهای ترک نشین فراوان آسیایی ها بازرگانی خاکی مدیمی داشته باشد که تحریمها را دور بزنند ودر این را ه فقط اخون قوام ترک اویغورها به زمین ریخته خواهد شد وسواد آنراهم ندارند که بفهمندکه قران چه گفته است؟ ویا قصاص متقابلش را گفته است که آن ترکهای ترکیه وِایران وآذر بایجان وقفقاز هم در اتاقهای بازرگانی شهرهای خود اقتصاد قاتل های همخون انها را ریخته اند ویا اقتصادشان را در شهرهای کاشغر وارومچی را فلج کرده اند وآیه من قتل نفسا.. ودر این مورد می باشد و یا آیه های دیگر قران هم و ترکان مسلمان آسیاییها را همدست یکدیگر می کند وتا در جریان معکوس شانگهای عمل کنند ویادر مسیر راه تجارت ابریشم وبه نظام حقوقی دین خود عمل بکنند واز این طریق بیسوادی حقوقی چینی ها تمام نمی شود وبعدا خواهند فهمید که اسلحه دادن به دولت های سرکو بگرونظیر بلا روس ویا مولداوی ویا دول دیگر اروپای شرقی و چه بلایی بر سر آنها خواهدآورد که اخیر مدم بلا روس چندین ماه می باشد که در خیابانها شهار می دهند ویا دولت خودشان راو به دلیل تقلب در انتخابات نمی خواهند ولی چین وبا دادن اسلحه به دولت وی و اورا تقویت می کند وهمان اقوام بلا روس هم ویا ملل اروپایی ها نیز و به متون حقوقی انجیل خود برخواهند گشت و تاببینند که تجارت با چینی های الحادی ومغایر با دین مسحیت را وچگونهبا تحریمهای انجیلی خود سر عقل بیاورند ودر آن صورت ،یک میلیارد وسیصد هزار کارگرچینی که در معرض بیکار شدن حتمی قرار می گیرند وبیسواد ی خود را مجبورندکه کنار بگذارند و سواد سیاسی وسواد تجاری لازم راپیدا بکنند که رژه رفتن سربازان چینی ودر برابرعکس مائو وچه بلائی راو بر سر بیگار شدن آنهاآورده است ؟ ویا قطع شدن متروآنان وبدلیل عدم قطعات یدکی اش وبه چه دلایل ایات انجیل است ؟ والا دانشگاهها ویا مطبوعات چین نخواهند توانست که که فرهنگ سیاسی لازم را بدست اورند ویاخواسته های ملل جهان را بفمهند که از آنها چه می باشد ؟ وآنگاه در رشد شعوریابی خودشان خواهند کوشید وفقط به صدورکالا وپولدار شدن خودشان فکر نخواهند کرد وزیرازیاد بودن جمعیت چین ویا ساختار امنیتی چین که محصول تفکرات فوق دیپلمی مائو می باشد و این جماعت 3/امیلیاردی بشری راو به تفکرات سیاسی وتجاری ماقبل تاریخ برگردانده است وبه این زودیها ونخواهند فهمید که در جهانی سازی تجارت خود چه کارهایی هم باید انجام بدهند ویا انجام ندهند؟ و تا بیکار نگردند ویالقمه نانی بتوانند که بخورند؟ والا زیادی جمعیت آنان ومانع همفکری آنان با ملل دیگرجهان خواهد شد.!
این وبلاگ شامل :