مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و نظام سیاسی روسیه

(بخش دوم)

از :دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناس اقوام آسیایی

 

ودر مورد فلسفه تسخیر 6الی 7کشور آسیای مرکزی وتوسط ارتش تزار ها وباید بگویم که بدلیل تهاجم ناپلئون وعثمانی ها وبه کشور های غربی بود  وآنها  هم متقابلا به تزار ها توپخانه وتفنگ مدرن دادند که در جنگ کریمه پیروز بشود  وسپس ارتش تزاری خود راو برای گشودن کشورهای اسیای مرکزی مهیا کرده ومی فرستد که اغلب این کشور ها ی آسیای مرکزی ودر عصر حکومت ناصرالدین شاه وبه تسخیر روسها در می آیند  که باعث "قرار داد آخال ترکمنستان" می شود  ویا باعث" قرار داد پاریس شده "که هرات جزوافغانستان تحت تابعیت انگلیسی ها بگردد  ونیز در این ایام ،ارتش تزارها  وخاک اوزبکستان وقیرقیزستان وقزاقستان وترکمنستان وحتی مغولستان را تسخیر می کنند .ویادر شمال غربی ایران هم داغستان وگرجستان وارمنستان وآذربایجان وقره باغ را مسخر می کنند  واراضی خود را درخاک آسیا وسعت می دهند 

وهمچنین  در سال۱۸۶۶ میلادی وارتش تزار روس‌ها و شهرهای خجند و اوراتپه و قلعه ناو تاجیکستان را تسخیر می کنند  و نیزدر سال ۱۸۶۸ میلادی و بخش علیای رود زرافشان  تاجیکستان واز جمله شهر "پنجکنت  تاجیکستان "را می گیرند ، ونیز در سال۱۸۶۹ میلادی  وبه امیر بخارا، می گویند که آنها را ضمیمه خاک خودش بکند ! که امیر اوزبکی منقیتی  بود ویا دست نشانده روسهاودر ازبکستان شده بود که شهرهای  حصار و کولاب  تاجیکستان راکه قبلا  وبوسیله اقوام اوزبک ها واز خاک تاجیکها کنده بودند  را وبه قلمرو خود ضمیمه بکند  وبا این اشغالهای نظامی بود  که شمال غربی کشورتاجیکستان  راوبه کشور روسیه تزاری خود ملحق کردند  ویا  برخی شهرهای جنوب  غربی  آن راو به امارت بخارا ملحق می نمایند  که دست نشانده آنها بود   و"هنری موزر" وسیاح اروپائی ویامولف " سفرنامه ترکستان وایران" واین امیر دست نشانده روسها را  ودر مسافرت خود ش وبه "شهر بخارا" واز نزدیک دیده بود ولذا در صفحات 92 و94 و95 کتابش واز ملاقات با او یاد می کند  ولی هنوز بخش بزرگی از استان بدخشان وختلان که تاجیک نشین بودند وهنوز باقی مانده بودند  ولذا  ناچارا در سال ۱۸۹۲ میلادی و نیروهای روسی وارد کوهستانهای پامیر شرقی تاجیکستان می گردند  . وبعلاوه  در سال ۱۸۹۵ میلادی و"هیئت مشترک انگلستان و روسیه "مرز آسیای مرکزی را، واز جمله در پامیر، تاجیکستان راتعیین می کنند . وعلت این مرز  گذاری تاجیکستان  هم وآن بود  که انگلیس   و روسیه  قر ارگذاشته بودند که ارتش روسیه نباید  که به محدوده خاک  هندوستان دست درازی بکند که در همسایگی تاجیکستان واقع بود وزیرا تجارتش در اختیار کمپانی هند شرقی قرار داشت  وافغانستان هم مرز گشوده شدن آن  کشور تلقی می گشت   ولذا مرز جنوبی تاجیکستان وبا افغانستان وخط قرمز ان دو کشوربزرگ  قرار گرفت  ومرزی که سرتاسرش  وبطرف غرب آسیاست  وتنها  مسیر رود خانه  پر آب پامیر می باشد ودره اش مرز همسایگی سه  کشور است  که شاخه اصلی رودخانه جیحون را بوجود می آورد  واز دره عمیق جنوبی مابین کوههای بلند پامیر تاجیکستان  می گذرد ودر جنوبی تر دره مزبور  وکوههاای بلند قرا قروم کشمیراست  وبعدانیزو کوههای بلند هندوکش افغانستان است وبطرف غرب آسیا حرکت می کند  وسپس به دومین دریاچه بزرگ آسیا می پیونددویعنی به  "دریاچه آرال" می ریزد   وبعلاوه دره های عمیق پامیرهم  که رود مهم جیحون ودر آن دره عمیق جاری است ودر ناحیه شرقی خودش و به کوهستانهای بلند قرا قروم وهمالیای کشمیرهندوستان وصل می شود که در آن تاریخ هنوز کشمیرمزبور  تقسیم نشده بود ولذا "خط قرمز دوم" دو قدرت روسیه وانگلیس محسوب می شد  ویا بخاطر مرزمشترکش وبا هندوستان بود ونیزمسیر  دره شرقی پامیرهم  وشاخه کوههای  ساری کول  تاجیکستان است وبصورت دره نیمه عمیقی می باشد  که آب رودخانه اش به صحرای تکله مکان سین گیانک چین میریزد ورود خانه  تاریم چین نیزودر آن دره مرزشرقی تا جیکستان جاری که مرز مشترک با چین است  ورودخانه تاریم نیز واز ارتفاعات آن سه کوهستان بلند آسیا حرکت کرده وبه صحرای بزرگ تکله مکان چین می ریزد  ولذا مرز کوهستانی  دوکشور تاجیکستان وچین را بوجود می آورد  ویا به مسافت 414 کیلومتر را بوجود می آورد وجاده قدیم ابریشم آسیا وبطرف چین نیزواز کناره جاده خاکی اطراف دورودخانه آمو دریای جیحون وبطرف غرب آسیامی گذرد   وسپس ادامه اش درمسیردره رودخانه تاریم ویاریکند تکله مکان چین آسیا می باشد وهر دومرز جنوبی ویاشرقی تاجیکستان را بوجود می اورند  که جاده اش وبصورت "جاده استراتژیک "ال  شکل  گونه"می باشد ودر دو طرف کوهستان بلند پامیر تاجیکستان قرار گرفته اند  که به آن بام بلند دنیا می گویند  ومعیشت سکنه تاجیکها وقربانی این نوع از  کوهستانهای بلند آسیا ویا دره  های عمیق آنست   ویا بخاطر جاده تجارتی مهم وطولانی زیر این کوهستان می باشد   که چندین  کشور بزرگ آسیاودر مورد آن ،آختلاف  نظر دارند  ونظیر چین ویاهند وروس وانگلستان می باشند  ویا در مورد ماهیت ونحوه بهره برداری از جاده مزبورو دره اش اختلاف عمیق داشتند که بصورت "کمر بند بدبختی" بود ویا حلقه ای به دور سکنه کوهستان نشین تاجیکها زده شده بود  ورفع اختلافهای مزبور هم و در دست آن سکنه بدبخت تاجیک نبود که حل بشودویا بتوانند که حل بکنند ؟! وبعلاوه ناحیه شمالی کوهستانهای پامیر هم و  رشته کوهستان بلند دیگریمی باشد   و بنام " کوهستان سراسری" آلای "تاجیکستان نامیده می شود که بصورت یک دیواره بلندهمسایگی است  ودو قوم متفاوت الزبان ویا متفاوت النژاد  "را از هم جدا می کند ویعنی دو  قوم قیر قیز " ویا "قوم تاجیک "وهمسایه دوسوی این کوههای آلای هستند   وبطول مرزی 870 کیلومتری  آن دورا جدا می کند  ویادر مرز غربی  اش نیزو با اوزبکهای همسایه و اختلافات عمیق قومی ویا اختلاف شهری ویااختلاف سیاسی وزبانی وآبرسانی ومرزی دیرینه دارند که روسها از آن زخمهای  کهنه اشان   بهره برداری می کنند  ولذا امروزه 7 میلیون "قوم تاجیک آسیا "ودر درون این مرزهای خطرناک  وچهار طرف خودش ویا با کشورهای دیگر  گیر افتاده  است وزیرا خیلی ها دوست دارند که این قوم آسیایی را ودر درون این چهار دیواره کوهستانی خودش وبه بالای پشت بام سرد دنیا بکشانندویا "معیشت بشری" را واز دست آنها بگیرند ! ویا تنگناهای سختی را  ودر 68 قصبه شهری وسط دره های این کوهستان بلند آسیا وبرای آنان بوجود آورند  که از امکانات اولیه شهری هم  محروم است ویااز امکانات  جاده ای مناسب ویا تدارک رسانی  وتجارتی مناسب هم محروم اند   وکسی هم ودر رسانه های جهان و مطلع نمی باشد  که چگونه زندگی می کنند ؟ ویا چرا به آن وضع آفتاده اند ؟وطوری که به نقل مطبوعات خودشان و رفتن از "شهر دوشنبه "وبه "شهر خاروخ "تاجیکستان وبا هواپیما هم ممکن نمی باشد  وزیرا که در وسط آنها وانواع کوهستانهای صخره ای وخطر ناک وجود دارد !

وهمانطوریکه گفتم وتاجیکستان  فقط 5 الی 6 شهر بزرگ دارد که جمعیت آنها بالای 50000نفر می باشد وبقیه جمعیت چند میلیونی تاجیکستان وفقط در "قصبه های محروم شهری " است که زندگی می کنند که علاوه از عدم امکانات شهری وفقط چند هزار نفردر سکونت گاه مزبور  ساکن شده اند  ویا اراضی اندکی هم ودر اطراف آنها وبرای زراعت ویا باغداریشان  وجود دارد وزیرا 93 در صد خاک این کشور کوهستانیمی باشد  و آنهم در وسط دره های عمیق  ویا سرد کوهستانهای پامیرقرار دارد ویا در وسط کوهستان آلای ویا کوههای زرافشان وساری کول ویا کوهستان قراتار می باشد  که ارتفاع قله های آنهاوبین 5/5 الی 5/7هزار متر می باشد  وبرخی از آنها هم دور استان کوهستانی بدخشان  قرارگرفته اند  ویادر کناره رودخانه مرغاب است که ابتدای رودخانه آمودریا ویا جیحون می باشد  ودر کناره این رودخانه آمو دریا نیز وچندین  قصبه تاجیک نشین کوچک وجود دارد که نظیر قصبه های شهری مرغاب است  ویاقصبه "توختامیش" ویا "قزل رباط "می باشد وسپس رود خانه مرغاب مزبور وبطرف غرب منحرف شده ودر دره مابین دوکوهستان بلند پامیر تاجیکستان ومابین قله های بلند قرا قروم کشمیر پاکستان  حرکت می کند که مرز دوکشورمی باشد  وطوریکه رودخانه خروشان مزبور و چند صد کیلومتر طی مسیر می کند که در این معبر کوهستانی وبنام رودخانه پامیر نامیده می شود وبعلاوه در کناره دره های عمیق مزبور هم و 4 قصبه شهری دیگر هم واقع است ونظیر قصبه های   "جارتی گومبز" است ویا"شهرکوچک لنگر" است ویاشهر" شیخارو" ویا"شهرکوچک اشکاشم" قرار دارد وسپس مرز تاجیکستان وافغانستان شروع شده وبصورت یک دره هذلولی ورو به شمال شروع شده که مسیر رود خانه مزبور را بوجود می آورد  وکوههای بلند هندوکش افغانستان  نیز ودر جنوب "دره هذلولی مزبور" وبه درون وسط خاک تاجیکستان کشانده می شوند که درازی رودخانه پامیرهم  ویا در این دره هذلولی  شکل پیچ وتاب می خورد ویابنام " رودخانه آب پنج " تغییر عنوان می دهد ودرایام  قدیم وبه آب رودخانه اب پنج " مزبورنیز  و"رود خانه تقز دره " می گفتند  ویعنی آب رود خانه  ایکه "نه دره "عمیق دارد وبه آن  گفتند که در مجرای دره هذلولی شکل  مرز افغانستان وتاجیکستان پیچ می خورد وبعلاوه درمسیر  آن دره عمیق طولانی هم  و 9 قصبه کوچک شهری دیگر تاجیکستان و  مستقر می باشند  که بنام "قصبه های راشت قلعه"  می باشد  ویا شهرکوچک " خاروغ " است ویا شهرکوچک "روشان" وشهر "برتنگ" وقصبه "وانچ "ویا قصبه "کورون" ویا" قلعه خمب"  ویا شهر کوچک "خواهان "ویا شهر "ینگی قلعه "می باشد  واز آبادی ینگی قلعه تاجیکستان  به بعد و رود خانه مزبور وباز تغییر نام داده واین بار بزرگتر شده وبنام "آمو دریا ویا جیحون نامیده می شود وسپس در تنها دشت قابل کشاورزی تاجیکستان حرکت می کند که دشت مزبورهم  بزرگ نیست ویا درناحیه  جنوب غربی این کشورقرار دارد  وسپس بطرف مرزسه کشور ازبکستان وافغانستان وتاجیکستان حرکت می کند که در مثلث مرزهای سه گانه " هم وشهر ترمذ "  ازبکستان واقع شده است  ورودخانه جیحون  وبعد از گذشتن از مرز خودش واز جنوب شهر ترمذاوزبکستان هم می گذ رد وسپس  دشتهای وسیع اوزبکستان را آبیاری می کند که مزارع بزرگ پنبه زار آسیا را در خاک اوزبکستان معاصر بوجود می آورد ولی در دشت کوچک جنوب غربی تاجیکستان وتنها 8 قصبه ویا شهر نیمه بزرگ کشاورزی دارد که قبلا منطقه قشلاقی اقوام تاجیک بود که برای گرمسیر ی خود وبه کناره های 4همان  قصبه  های بالای جیجون می آمدند که قابل زراعت   بود که شهر های کوچک کشاورزی خیز "پرخار" تاجیکستان  نظیر آن می باشد  که در کناره جیحون است و یا "شهر پیانج "  ویا " شهر دوستی" ویا " "شهرایواج " تاجیکستان  می باشد   وبصورت چهار شهر کوچک ودر حاشیه شمالی جیحون  قرار دارند وقبلا تاجیک ها واین دشت کوچک گرمسیری خودرا  ویا دشت آبرفتی وقابل زراعت وبا کانال های منشعب از جیحون را و" ختلان تاجیکستان "می نا میدند که "امیر نشین ختلانش " ودر شهر کوچک و تاریخی "پرخار" می نشست   که در منابع تاریخی عنوانش ذکر شده است ومنطقه سرد سیری ویا کوهستانی تاجیک ها هم ودر " ایالت بزرگ بدخشان "می باشد  که معدنهای فراوان "لعل بدخشانش " معروف بود  ولی امروزه روسها وحداقل 400 معدن بزرگ در آن ناحیه  دارند ونظیر معدن اورانیوم ویا معادن مس ویا طلا ویا نقره وآلمونیوم ویا قلع وسرب ونیکل وآنتیموان ویا مولیبدن وزغال  وتنگستن ومنگنز ویا فسفر وفلوراید وجیوه ویا کوارتز ومرمراست  ودردل این  کوهستانهای معظم مزبور زده اند ویا اخیرا هم معدن گازو در استان ختلان کشف کرده اند که چین ودرآن سرمایه گذاری کرده است 

 آری همانطوریکه گفتم "استان کوچک ختلان تاجیکستان و منطقه کشاورزی خیزونیمه گرمسیری تاجیکستان بود که تا قبل از فروپاشی دولت تیموریان در شهر هرات افغانستان  واز ان استفاده لازم را می کردندولی امروزه به معضل افتاده است وبعلاوه قبلا هم استان مزبور و  استان خالصا تاجیک نشین بود که چهار شهر کوچک زراعت خیزو در کناره های  جیحون داشت  وبقیه  جمعیت ایلی ودر چادرهای ایلی وآلاچیق ها ومدتی درایام زمستان در آن دشت زندگی می کردند  وبعلاوه در دشت کوچک مزبورهم و دورودخانه" وخش "ویا "کافرنهان" تاجیکستان هم جاری بود که هردو نیز و بطور عمودی وبه جیحون می ریختند ودر کناره های ساحلی هرکدام از آنها نیزودشت کوچک مزبوربود  که ختلان نامیده می شد وقبلا  4 الی5 قصبه کشاورزی خیز"تاجیک نشین قدیمی "در آن بود ولی بعداو برخی از انها وبدست اوزبکها می افتد  وروسها نیزو در 70 سال گذشته وآنرا تشدید کرده اند وتا فشار بیشتری و بر" قومیت تاجیک ها" بیاورند   ویکی از این رود خانه های دشت ختلان مزبورهم و رودخانه " وخش  تاجیکستان " می باشد  که از دشت کوچک مزبور می گذرد و  در نزدیکی" قصبه ایواج تاجیکستان "وبه جیحون می ریزد که به رود خانه وخش تاجیکهاو صفحات 1098 و1129 و1132 کتاب عالم آرای نادری اشاره کرده است   ویا به رودخانه دیگرهمان دشت ختلان  ویا منطق قوادیان نیزوبنام رودخانه کافر نهان  تاجیکستان"  می باشد  و ص 1132  " کتاب عالم آرای نادری پرداخته است  وبه آن اشاره می کند  که در کناره های آن دورودخانه نیز  و لشکر نادرشاه و با قوای اوزبکهای  مهاجم به خاک قبادیان وختلان درگیرمی شوند که قصد داشتند تا علاوه از تصاحب دشتهای مزبورو با "حاکم گماشته شده " نادر شاه ودر بلخ نیزدر گیر بشوندکه منجر به در گیری قوای نادر شاه وبا اوزبکهای مزبورمی شود  که به درگیری آ نان و با ارتش نادر شاه و صفحات مختلف عالم آرا ی نادری ویا کتاب  جهانگشای نادری اشاره کرده است  ولی نادر شاه  در جنگ مزبور ییروز می گردد وقوای اوزبک را واز ان ناحیه ویا شمال افغانستان وشهر بلخ میراند ولی احتمالا در دوره ناصرالدین شاه ویادر جنگ هرات ویا بعد از دوره مزبور وبا مساعدتهای  ارتش تزار ها وتعدادشان در استان ختلانبیشتر می شود  ویا قبادیان زیادمی شود  که شعرفارسی  وسفرنامه فارسی نوشته  ناصر خسرو وزاده شده "آبادی قلعه میر" قبادیان دشت مزبور و نشان می دهد که منطقه مزبورو متعلق به "اوزبکهای با زبان ترکی جغتائی "نبوده وبلکه منطقه کاملا فارسی زبان بوده که ناصر خسرو وفرزند این ناحیه آسیا وچنین فارسی سلیس را نوشته است  ونیز امروزه منطقه ویرانه های شهر بلخ معلوم نیست که در کجای شمال افغانستان قرار دارد؟ که عده ای  معتقدند  که شهر مزار شریفافغانستان  و جای بلخ قدیمی را گرفته است  ولی مکان جغرافیایی "شهرمزارشریف"و با مرزآبی جیحون – افغانستان وفاصله معتنابه دارد وبعلاوه مزار شریف و درپائین  پشت کوهها یی قرار گرفته که در پشت دیگرش ومرز  ابی افغانستان است ویا مجرای جیحون می باشد  وبعلاوه مکان جغرافیائی اش وبا مرزموجود تاجیکستان وافغا نستان هم   قرین نمی باشد    ویا با ناحیه قبادیان   تاجیکستان فاصله معتنابه داردکه با بلخ فاصله اندک داشت  واحتمالا بقایای بلخ قدیم وبعد از شکل گیری مرزهای کنونی شمال افغانستان محو شده   که مرزبندی اش ومتعلق به یک صد سال اخیر می باشد  وقبلا بلخ قدیم ودر ساحل جنوبی آمودریا ی جیحون بوده که در آن سوی جیحون  نیز وخاک تاجیکستان قرار داشت و نیزدو" شهر کوچک پیانج" ویا شهر کوچک "دوستی تاجیکستان"در آن سویش  واقع بود  ولی در ساحل جنوبی جیحون نیز  وامروزه تنها دو آبادی نزدیک بهم " امام صاحب" ویا"قزل قلعه"  افغانستان قرار دارد واحتمالابجای بلخ روئیده اند   ودر پائین دست و پشت کوههای جنوبی  آن دوروستای افغانستان کنونی  نیزو "شهر قندوز" افغانستان قرار دارد که فاصله جاده ای چندین  شهر ی و با "شهر مزار شریف" دارد

 ودر هرحال رودخانه "وخش دشت ختلان "تاجیکستان نیز  و از کوهستانهای بلند آلای  شمال تاجیکستان نشات می گیرد  ونیز از کوههای قراتار وسط تاجیکستان نشات گرفته وبه طرف جنوب می آید ودر مسیرعبورش  نیز  واز کناره های چند شهر کشاورزی خیز دشت ختلان می گذرد   وسپس در نزدیکی "آبادی ایواج"جنوب غربی تاجیکستان ویا مرز سه کشور و به جیحون می ریزد وخروشانی آن رودخانه  وخش تاجیکستان نیز  و در اظهارات ص 1132 کتاب عالم آرای نادری  ومورد تعجب ارتش نادر شاه قرار گرفته است   وبعلاوه "رودخانه وخش" مزبورهم و از کناره های چند شهرنیمه کوچک" نورک " تاجیکستان می گذرد که اراضی بزرگی ندارند وبلکه چون جریانش ودر مسیر دره ای می باشد  واراضی کشاورزی معتنابه ندارد  ونیز از کناره شهر"کوچک  دنغره " گذشته  وسپس از کناره شهر" کالنین آباد " ودر مسیر در تپه های دشت کوچک مزبور گذشته وسپس وارد شهر" قرغان تپه" می شود که سومین شهر بزرگ تاجیکستانها می باشد  ویا دارای 59100 نفر جمعیت بوده مدتی هم مرکز ختلان بوده که از آن گرفتند وقبل از آن نیز  وشهرقدیمی  پرخار "و مرکز استان ختلان بود    وسپس "رودوخش "واز کناره "شهر کشاورزی خیز " دوستی"  هم گذشته و ووارد رودخانه  جیحون می گردد  ودیگری هم "رودخانه کافر نهان"  می باشد  که از کوههای زر افشان نشات می گیرد که در شمال شهر دوشنبه واقع است ووقتی از دره مجرایش خارج می گرددد ووارد اراضی پست وکشاورزیخیز " قصبه اورجون کیدزه آباد " شده وسپس قسمتی از آنرا سیراب کرده وآنگاه  از جنوب شهر دوشنبه ویا از جنوب ایستگاه راه آهن آن شهر هم  گذشته وبموازات مسیر رود وخش   ورو به پائین حرکت می کند وداخل رودخانه جیحون می شود وقبلا اراضی "قصبه حصارودرشمال شرقی شهردوشنبه را هم مشروب می نمورد که امروزهاراضی قریه حصار و احتمالاجزو  شهر دوشنبه شدهاست  که  جمعیت 600000 نفره دارد ولی قبلا "ابادی حصار" ودر چند کیلومتری شمال شرقی آن  قریه بود  که کتاب عالم آرا ئ نادری و از آن آبادی شرق دوشنبه کنونی وبعنوان " حصار زرافشان "نام می برد  ویا در صفحات 1019 و1020 کتابش یاد می کند  وسپس "رودخانه کفرنهان" مزبور ودرجنوب شهر  قرقان تپه واز وسط دره گونه دو تپه اطراف ان شهر  خارج شده ووارد دشت کوچک وهموار کشاورزی خیز جنوب غربی  تاجیکستان می شود  وسپس در مسافت اندک واراضی سه قصبه کشاورزی خیزمزبور  را آبیاری می کند که نظیر قصبه " چوربورگ" است ویا اراضی کشاورزی "قصبه شارتوز"ویا "قصبه ایواج " می باشد وآنها را آبیاری کرده وسپس در انتهای مرز تاجیکستان ووارد رود بزرگ جیحون می شود  وبلا فاصله از مرز این کشور خارج می گردد وجمعا اراضی این 12 قصبه کشاوزری خیز دشت کوچک مزبورهم  وفقط 7درصد خاک تاجیکستان را در بر می گیرد  که در آنها نیز قبلا  وبه سبک اوزبکستان وپنبه ویا توتون می کاشتند وزنانشان نیز و قالی بافی می کردندوالبته قوم تاجیک در استان شمال غربی با مرکزیت خجند  نیز و مقداراندکی  اراضی پست  ویا کشاوررزی خیز دارد  که در  سه طرف  "شهر خجند تاجیکستان "می باشد  که شهر مزبورهم  و  با 152600 نفر از جمعیت خودش  ودومین شهر بزرگ تاجیکستان محسوب می شود ولی روسها وتعداد زیادی ازقوم اوزبک رابه آن شهر خجند معاصر  کوچانیده اند وبعلاوه وچونکه  اراضی کشاورزی اطراف آن شهر  نیز اندک می باشد وهمچنین زمین هایش  به استقرار دوسوم صنایع تاجیکستان اختصاص دارد ونیز  به مهمترین ایستگاه راه اهن منطقه تبدیل شده است ولذا ویژگی کشاورزی خود را از دست داده است  وبعلاوه اراضی کشاورزی  اش نیز  متکی به آبرسانی رود خانه سیحون می باشد  که در عمق پائین تر  حرکت می کند   ولذا اقتصاد 9 قصبه شهری اطراف شهر  خجند نیز   ویا معیشت اصلی  سکنه خود ر ا ومتکی به اقتصاد کشاورزی نکرده  است وبلکه صرفا متکی به اقتصاد جاده ای ویاصعتی اطراف خجند قرار داده است ویا به صنعت حمل ونقل ریلی آن کالاهامتکی شده  است که به تاشکند پایتخت اوزبکستان می برند  ویا تاشکند درفاصله   نزدیکش می باشد  ویا به ایستگاه قطارمرکز  قیرقیزستان می رود  ویا به مرکز قزاقستان ویاترکمنستان وپکن چین وصلمی باشد   ویا به راه اهن مسکوروسیه رفته ویابرعکس متکی اقتصادی  شده است ولذا سکنه 9قصبه اطراف خجندهم  واز این طریق ها و امرار معاش می کنند که شامل قصبه های  "آلتین توپکان" ویا"بوستان" شمال شهرخجند است  و یا اهالی قصبه های "کانیپادام و" ایسفارا " و" وواروخ" شرق شهر خجنداست  که در مسیر ریلی ویاشوسه ای جاده شهر  خجند وبه نقاط شرقی آسیا می باشند و یا در مسیر چهارقصبه جنوب غربی شهر خجنداست  که عینا ودر مسیر ریلی وشوسه ای  خجند به تاشکند وسمرقند وغیره قرار گرفته است  که شامل قصبه های " بکاباد" ویا " ظفر اباد " واورا تپه " ویا " شاخریستان " است 

 وبعلاوه اقتصاد  11   قصبه ا طراف دره  رودخانه زرافشان تاجیکستان نیز مطلوب نیست که در مسیر رود خانه زرافشان است و  به خاک اوزبکستان می ریزد و قبلا در اراضی دره ها ی  رود خانه  زرافشان نیز ومقدار اندکی زمین باغداری شیب دار وجود داشت  ولی اکنون وکفاف معیشت آنها را نمی دهد  ولذا با مشکلات عمیق معیشتی بسر می برند  وبعلاوه  روسها ودر طی 71 سال اخیرنیز  وجهت  حمل ونقل سنگهای معدنی   کوهستانهای بلند  بدخشان  و ، چهار جاده خطرناک  در این کشور زده اندکه تعداد زیادی از قصبات تاجیکستان ودر معبر جاده های خطر ناک مزبورواقع است وبرخی از سکنه اش نیز  وبعنوان "کارگر معدنی" ودر آنها کار می کنند وجاده های مزبورهم  واز دل  کوهستانهای تاجیکستان گذرانیده شده که  از وسط چهار معبر دره ای کوههای بلند مزبورمی گذرد  وپیچ  در پیچ و را ه وبه بالا باز کرده وکامیونهایش نیز وسنگهای  معدنی  خود را ویا کالای تجارتی خود را وبه چهار سوی شهرهای آسیا می برند ویا  جاده های کوهستانی تاجیکستان ودر وسط خاک آسیا وتنها "معبر انتقال آن کالاهاست  وامروزه "اقتصاد آسیا "وبه آن معبر های خطرناک   نیاز دارد وتا  اقتصاد خاورمیانه وبه اقتصاد شهرهای پرجمعیت چین وصل بشود ویا "اقتصاد مسکو" واروپای شرقی واز طریق مسیر مزبور برقر اربگردد که کوهستانهای بلند تاجیکستان و یا جاده های کوهستانی بلند  قیر قیزستان ویاصحرای خشن تکله ماکان اویغورستان چین وچسبیده به آن دوکشورمی باشد و این "معبر های مخوف جاده ابریشم جدید آسیا "را می سازند ودر جریان این جاده سازی 71 ساله چهار معبر خطرناک مزبورهم و 38الی 43 قصبه محروم کوهستانی تاجیک نشین  بوجود آمده اند که "کارگر معدنی" بوده ویا "خدمات رسان جاده ای" هستند ویاسکونتگاهای مزبورهم و  در مسیر جاده های سرد  مزبور شکل گرفته اند که فاقد خدمات شهری لازم  می باشند وشامل قصبه های معبر" خاروغ "است وآنگاه "قصبه راشت قلعه" است و سپس  سکنه قصبه "نیموس" است  ویا "روبوت" و"لنگر"و"شیخارو"و"جارتی گومبز" است که  در معیر دره عمیق رودخانه پامیر قرار دارند  که ازجاده اش واز  تاش کورگان وکاشغر چین وبه پکن می رود ویا معبر دیگرهم وراه  خاروغ تاجیکستان و به قصبه " ویر"است  ویابه "قصبه  وانکالا "وآنگاه  به "ساسیک کول "ویابه  "جارتیر ابوت" در مسیر دره رودخانه آب پنج می باشد  وسپس ادامه اش  نیز  از قصبه های    "مرغاب " و"تشتچکتی"  و"رانگ کول" گذشته واز کوهستان ساری کول تاجیکستان هم عبور کرده وسپس وارد دره کاشغر می شود  وسپس وارد صحرای تکله ماکان چین می شود ومعبر سوم نیز ومعبر قصبه " روشان " و""برتنگ "ودر مسیر دره" رودخانه برتنگ" تاجیکستان است که از قصبه های "شادود" و"کودره " و"آق بایتال" واطراف دریاچه یخچالی" قرا کول "گذشته واز طریق قصبه "مارکانسو"تاجیکستان واز مرز قیرقیزستان وبه دو شعبه  جاده تقسیم شده ویکی از طریق شهر اورومچی تیان شان سین گیانگ  چین وبه پکن رفته ودیگری هم و از مسیر  جاده های کوهستانی قیرقیزستان وبه پایتخت بیشکک قیر قیزستان رفته ویا سپس به الماتی ویاآستانه پایتخت قزاقستان رفته  ویا به مسکووپطرزبورگ ویا به اروپا می رود ومعبر چهارم نیز ومحموله هایی دارد که با قطارو از شهرهای خاورمیانه ویااز ترکیه می آید  وبه ایستگاه راه آهن شهر  دوشنبه  تاجیکستان ویا به انبارهایش در  آن جاده ابریشم  فرستاده می شودوسپس  از  معبرجاده ای  دره "رودخانه وخش" حرکت کرده که در  مابین دوکوهستان قرا تار ویا  کوهستان  زرافشان تاجیکستان قرار دارد و  عبور داده شده وازمسیر جاده  قصبه های" اوکتیا برسکی" و"اورجون کید زه" و  قصبه های "کومسومال "ویا از مسیر "نوآباد" و"اوبی گرم" ویا شهر "غرم" و"تاجیک اباد" و"جرگه تال" و"قرامیق" معبر رودخانه وخش حرکت کرده   واز کوه های آلای شمال تاجیکستان گذشته  ووارد خاک قیرقیزستان شده  وسپس از آن کشورنیز و به جاده سین گیانگ چین وایستگاه قطار ارومچی – پکن می رود  وشعبه دیگری وازمعبر چهارم مزبورنیز جدا می شود  واز قصبه  نوآباد تاجیکستان جدا شده ومعادن قصبه های" دالنی" و"وانچ "و"رووان" و"پاشمیگار "و"سنگوار " و"کرون" و"قلعه خمب" تاجیکستان راحمل می کند  ویا از وسط کوهستان قرا تار گذرانیده ووارد معبر چهارم تاجیکستان می کند وتنها معبر پنجم تاجیکستان می باشد  که چندان خطرناک محسوب نمی شود  ویا جاده شوسه  شمال شهر دوشنبه راو از کنار مرز غربی این کشورگذرانیده  واز قصبه های" ورزب "و"انزاب" و"زرافشان"  و"دار دار" و"آینی"  و" اورمتان " و" پنجکنت "گذشته   ویا جاده شمال شهر دوشنبه را وازوسط کوه زرافشان گذرانیده وبه شهر های خجند وسمرقند وتاشکند اوزبکستان وصل می کند وسپس بخش دیگرش نیز  ودر کناره رود خانه زر افشان  است واز قصبه های " رارز" ویا "قصبه  پاستیقوف "  و" مچا" و" شباخ " و" دخیسو"می گذرد وبه پای  قله کوهستان آلای ودر شمال تاجیکستان می رسد که رودخانه زرافشان مزبور هم  از آن قله  نشات می گیرد  وقصبه های کناره رودخانه زرافشان نیزو فاقد نظام معیشت لازم می باشند

 

 ولذا این  نوع نازظام معیشت سخت تاجیکها  وباعث شده است که تاجیکها ودر طول 150 سال اخیر ونتوانندکه نظام حکومتی روسها رابپذیرند ویا ّبه آسانی  بپذیرند ومثلا  در سال ۱۹۱۶ میلادی ومردم آسیای مرکزی، واز جمله اهالی خجند و یادیگر بخش‌های تاجیکستان شمالی،شورش کردند  وشورش انها وبه سبب فرمان تزار روسیه وبرای سربازگیری بود  و، بر او شوریدند.وزیرا تزار روسیه ،وتعداد زیادی از اقوام قزاق ویا اوزبک ویاترکمن ویا تاجیک ویاکالموک وچچن ویا قیرقیزرا ودر ارتش خود استخدام کرده بود وبه مناطق درگیر جنگ جهانی اول می فرستاد 

وآنگاه که  انقلاب روسیه ودر سال ۱۹۱۷ میلادی وقوع یافت ،ویا  در پطرزبورگ ومسکوکه در پایان جنگ جهانی اول وقوع یافت  ورهبران روسیه جدیدهم ومی خواستند که مرام حزب کمونیست مورد نظر خودراو در کشورهای تحت اشغال ارتش تزاری و با خشونت های خود و رواج بدهند ولذادرآوریل ۱۹۱۸ میلادی واین مرام سیاسی خود را ودر ازبکستان وشمال تاجیکستان  اعلام کردند که بخشی از جمهوری خودمختار شوروی محسوب می شدند .ولی حکومت دست نشانده تزارها وبه زیر بار "مرام جدید سیاسی مسکونشینان "نمی رفت   ولذا  در ۲ سپتامبر ۱۹۲۰،و ارتش شوروی وشهر بخارا ویامحل حکومت امیر دست نشانده روس را تصرف می کند   وتا  بساط آخرین  فرمانروای "منقیتیان  اوزبک "را برچینند. ودر نتیجه "عالم‌خان " مزبور ویا "آخرین امیر منقیت اوزبک بخارا "نیز وبه نواحی کوهستانهای "پامیر  شرقی "تاجیکستان می گریزد وتا نیروی نظامی  جمع آوری کرده وبه جنگ بپردازد ولذا  ارتش سرخ  هم وبرای مقابله با اوودرصدد گردآوری سپاه برمی آید ویا در تعقیب او ودر  فوریه  سال۱۹۲۱ میلادی ونیروهای ارتش سرخ شوروی خود را و به روستای دوشنبه می رساند  که محل بازار هفتگی دوشنبه بازارهای "اقوام کوچرو تاجیک "بود ویادر کنار رود خانه کافر نهان وجنوب غربی قصبه حصار تاجیکستان بود و آنجا رامکان مناسبی وبرای پادگان ارتش سرخ خود تشخیص می دهند  ولذا در سالهای بعدی  ِآنرا "توسعه شهری" داده ویا نام آنرا هم واز سال 1926 الی 1961 میلادی  وبنام" استالین آباد تاجیکستان " نام گذاری می کنند  ویا شهر سازی اش  نیز ونظیرشهر بیشکک قیرقیزستان می باشد  که محل پادگان سابق روسها بود ویا نظیر شهر"عشق آباد ترکمنستان "بود که قبلا " ابادی پالتوراسک " نامیده می شد ودر فاصله سالهای 1919 الی 1927 شکل گرفته بود  ویا نظیر پایتخت های دیگر آسیای مرکزی بود که ضمیمه شوروی شده بودند ، ولذادر ۱۴ اکتبر همان سال  1921میلادی وبرای کم کردن ادعای  امیر بخارا ودر ناحیه مزبور هم .و در همان تاریخ نیز  ،وناحیه " پامیر  شرقی "را و با نام «جمهوریت اجتماعی ناحیه مختار تاجیکستان وجدااز اوزبکستان شوروی " نام نهادند وتا دعوی جنگ طلبی امیر اوزبک بخارا راودر ناحیه مزبور کم بکنند  و چونکه  هیچ شهرمهمی ودر تاجیکستان ویا با وجود "قبایل کوچرو" اش  وجود نداشت ،ولذا  آبادی مهاجرنشین دوشنبه راوبه پایتختی  آن برمی گزینند. ویا جمهوری سوسیالیستی خودمختار تاجیکستان شوروی  را هم وابتدا به "دوازده ناحیه " و "پنج ولایت "تقسیم می نمایند  

وبعلاوه در ژانویه  ۱۹۲۵ میلادی نیز و"ولایت پامیر" تاجیکستان را وبه عنوان بخشی از "جمهوری خودمختار تاجیکستان و"ضمیمه آن پادگان خود می گردانند  . ولی "قیام باسما چیان" تا جیکستان وتا سال۱۹۲۶ میلادی ویابا  شدت تمام ادامه می یابد . ونیزدر همان ایام بود که رضا شاه نیز در سال1305 وبا تغییر سلطنت وبه قدرت شاهی  ایران رسیده بود  وبعلاوه در همان سالهاست که یوسف ا فتخاری ودیگر سرا ن حزب توده ایران نیز  ودر شوروی ویادر بلوک اقماری آن  کشور بسر می بردند  ولذا گزارش یوسف افتخاری نیز ودر کتاب خاطراتش واز شهر "دوشنبه تاجیکستان " است  ویا مربوط به آن دوران  رضا شاهی می باشد  وبعلاوه  ارتش سرخ روس  هم وجهت خنثی سازی "قیام باسماچیان تاجیکستان " ودر۱۶ اکتبر ۱۹۲۹ میلادی  وتصمیم می گیرد که با "اختلاف اندازی قومیتی ودر میان "جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان "وعمل بکند وتا دست از قیامشان بردارند واز این رو   "ولایت خجند،" را که قومیت اوزبک اش وبیشتر از "اقوام تاجیک " بودورشداقتصادی  بیشتر می دهد  ،وهمچنین شهر مزبور را  از حیطه مدیریت حزب کمونیست اوزبکستان خارج ساخته وبرای اختلاف اندازی قومی وبه تاجیکستان می دهند  که معادل سال ش1308 ایرانیان می باشد وبرعکس  جلگه های کشاورزی مرغوب تاجیک نشین را هم وبه اوزبکستان می دهند  وتا تنگنای معیشتی پیدابکنند  وبا این نوع از  اختلاف اندازی های قومی بود که " قانون اساسی " تاجیکستان و تصویب شد ویا در سال۱۳۱۰ خورشیدی ویا بسال ۱۹۳۱ میلادی تصویب کردند

وهمچنین  در دوره تاریخی مزبورنیز   ، ومزارع اشتراکی تاجیکستان را وتنها در دشت کوچک ختلان تاجیکستان قرار می دهند دکه در تقاطع سه رودخانه وخش ویاانتهای رود کافرنهان ویا آمودریا بود ولی تنها 7در صد خاک تاجیک هادر بر می گرفت وبه این طریق هم وکلخوزهایش راراه اندازی می کنند     و لی استقرارصنایع سبک و سنگین تاجیکستان را وبه ناحیه خجندمی برند   وتا با قومیت بیشتر اوزبک خودعمل بکند و بعلاوه  سطح زندگی مردم تاجیک  هم پایین بماند. وهمچنین  در این دوره  تاریخی نیز  ومبارزه با مذهب تاجیک هاویابا  تعطیلی مساجد ویا مدارس دینی قصبه های کوچک تاجیکستان آغاز می گردد  ویا جهت از بین بردن فرهنگ وتمدن سابق اقوام تاجیک بود  وبعلاوه در   سال ۱۳۰۶ خورشیدی ویا بسال ۱۹۲۷ میلادی بود که"تغییر تدریجی خط فارسی " را آغاز می کنند   وابتدا  آنرا وبه الفبای لاتینی تبدیل می نمایند   و سپس درسال ۱۳۰۸ خورشیدی ویا درسال ۱۹۲۹ میلادی وخط لاتینی را در مدارس رسمیت عملی می دهند   وآنگاه  درسال ۱۳۱۹ خورشیدی ویا بسال ۱۹۴۰ میلادی معادلش و"الفبای سیریلیک روسی" را وجایگزین آن می کنند وبعلاوه در دهه  اول حکومت ارتش سرخ شوروی  وبر  تاجیکستان نیز وبسیاری از کسانی را که جزو "حاکمیت حزب کمونست تاجیکستان " شده بودند راواز خارج کشور وارد کرده که نظیر  دبیر کل حزب بود  ویا نظیر روسای کمیسر ها بود  ویا نظیر سران ادارات بود واز سوی مسکو تعیین می شدند  ویا همه کارمندان اداری شهرهای دوشنبه وخجند وقرغان تپه را و از قوم روسها وبه آن شهرها کوچانیده وکارها راو بدست آنها دادند  ولذا  سکنه تاجیکستان ناراضی شده ولذا با  قیام باسماچیان  همراهی می نمایند  ویا برخی ها نیز  ودر مبارزه  مسلحانه  با آنها شرکت می کنند  ،ولی با فشار استالین وهمه اهالی ناراضی ومجبور می شوند  که  به شمال افغانستان فرار بکنند . که مقارن  حکومت ظاهر شاه در افغانستان می باشد  و این نوع از فرار ها ودر  فاصله  ۱۳۰۶ وتا ۱۳۱۰ خورشیدی ویا درسالهای ۱۹۲۷ والی ۱۹۳۱ میلادی اتفاق می افتد   واستالین هم  وبا متهم‌کردن سران حزب کمونیست تاجیکستان  وبه مداهنه با ملی‌گرایان  مزبور  ویا بهخیانت به مرام کمونیستی ویا به سازش پنهانی و با شاه افغانی ووابسته به بریتانیا وبسیاری از آن سران حزب کمونیست تاجیکستان را متهم کرده ویا تصفیه ویابرکنارمی کند  و این تصفیه را وتا ۱۳۱۴ خورشیدی ویا تاسال ۱۹۳۵ میلادی  ادامه می دهد و مثلا حدود ۶۶٪ از رهبران برجسته  حزب کمونیست تاجیکستان را ودر آن دوره تاریخی تصفیه کرده که تنها در اواخر دهه  ۱۹۳۰ میلادی وبه مقامات حزبی کشور مزبور رسیده‌بودند،ولی همگی   انها برکنار شده  ویا دادگاهی می گردند  که در سال ۱۳۱۶ خورشیدی بود که معادل سال ۱۹۳۷ میلادی  می باشد وبرای  دادگاهی نمودن آنان هم وپرونده سازی می شود   ، ومثلا رئیس‌جمهور سابق تاجیکستان ویا دبیر شورای مرکزی آن کشور ویا  رئیس کنگره  خلق واز "حزب کمونیست تاجیکستان" اخراج  می کنند  و با چند رهبر دیگر ش هم وا عدام کردند  .ولذا  در دوره  سرکوب‌های دهه  ۱۳۱۰ خورشیدی که معادل سال ۱۹۳۰  میلادی می باشد وتقریباً تمامی مقامات تاجیک ودر حکومت تاجیکستان وجای خود را به روس‌تبارها می دهند وبعلاوه تعداد اقوام روس را ودرادارات تاجیکستان وبه میزان  5/3 درصد جمعیت بومی آن   می رساندند وبعلاوه  اوکراینی ها ویا قبایل اطراف ولگا را نیزو بدانجا می فرستند د ومیزان  میزان اوزبکها را ودرکشور  تاجیکستان افزایش می دهند وهمچنین  در دوره  تاریخی مزبوروجهت اختلاف اندازی قومی  و قدرت اداری را در دست خجندی‌ها ی اوزبک قرار داده و یادر دست متحدان کولابی آن‌ها قرار میدهند .که در مواقع مهم وحیاتی کشور وبه اختلاف ودر گیری با تاجیک ها بپردازند ولی این نوع از تبعیض ویا خفقان شدید دوره استالین وخروشچف  باعث میشود  که مردم بومی تاجیک واز انان متفر بشوند  وتا اینکه  ازسال 1961 به بعد مجبور می شوند د که عنوان استالین اباد راو از شهر دوشنبه ویا لنین آباد را وازشهر خجند وحذف بکنند   وبهمین دلیل  هم  ودر  دهه  ۱۳۵۰ خورشیدی ویا بسال۱۹۷۰ میلادی ویا در دوره برزنف وبتدریج ،باورهای اسلامی ودر میان مردم تاجیکستان رشد بیشتری می یابد ،و از جمله در سال ۱۳۵۷ خورشیدی است  ویا بسال ۱۹۷۸ میلادی که مقارن انقلاب ایران می باشد  و شورشی  هم وبر ضد روس‌ها ودر این کشور تاجیکستان بر‌پا می شود  که ۱۳ هزار نفرتاجیک  زبان  در آن  شورش شرکت می کنند  و بعلاوه پس از شکل گیری حزب کمونیست افغانستان ویا در دوره ببرک کارمل وغیره نیز که با مخالفت مردمش همراه می شود   ووارتش سرخ شوروی راوبه افغانستان اعزام می کنند   ولی با شروع جنگ مجاهدان افغانی که به سال 1366شمسی می باشد   وافغانی ها نیز به در گیری با ارتش سرخ می پردازند  وحدود 23 هزار سرباز روسی هم ودر جریان مزبور کشته می گردند  ودر این جریان هم و شماری از مردم تاجیکستان  وبه مخالفت با حضور ارتش سرخ ودر خاک افغانستان  می پردازند  ولی در مقابل واز سوی سران حزب کمونیست تاجیکستان   وهمگی بازداشت می گردند 

 وتا آنکه با روی کارآمدن گور باچف که در سال ۱۳۶۴ خورشیدی است ویا بسال۱۹۸۵ میلادی اتفاق می افتد   که ایرانیان در جنگ با قوای عراقی ها می باشند  وگورباچف  نیز  شعار پروستاریکا  ویا اصلاح طلبی ومبارزه با فساد را سر می دهد  ولی هنوز اداره امور دینی 5/6 میلیون مسلمان تاجیک ها وهنوز  در دست اداره امور دینی قاضیات شهر تاشکند اوزبکستان  باقی بود  ویا تاجیک ها وهنوزو فاقد خط وزبان نوشتاری  خودشان بودند  ویا نمی توانستند که نظیر ملل دیگراروپای شرقی عمل بکنند ویا  مجسمه فردوسی وشاعر فارس زبان را ودر پایتخت کشور فارسی زبان  خود نصب بکنند  وبعلاوه برخلاف شعار ضد فساد دهی گورباچف  عمل می شد وزیرا هنوز ، رحمان نبی‌اف ودر سر کار بود که از ۱۳۶۱ خورشیدیبه بعد  ویا بسال۱۹۸۲ میلادی و دبیر اول حزب کمونیست تاجیکستان بود،وبا آنکه  به فساد مالی ویا قوم  وخویش بازی هم متهم بود ولی برنمی داشتند  وتا آنکه با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ودر سال 1991 ویا با آغاز قیام ملل اروپای شرقی ومردم تاجیکستان نیز  وبه خیابانها می آیند   وتقاضای اصلاح طلبی سیاسی می کنند  وتا آنکه مدتی رحمان نبی اوف وجای خود را به "قهار محکم اوف" می دهد . ودر این دوره تاریخی   ومقداری  از شدت سانسور کاسته می شود  و یا مقداری از آزادی بیان وبه‌ویژه در مطبوعات  تاجیکستان برقرار میشود  ولی سران سابق حزب کمونیست سعی میکنند که  با ایجاد جنگ داخلی ودر  میان اوزبکها وتاجیک ها و اختلاف آنان را زیاد بکنند ویاوضع سیاسی سابق را برگردانند که حادثه  در گیری سالهای 1992و الی 1997 تاجیکستان وبخاطر آن مسئله می باشد

 ودر این باره باید افزود که  در بهمن ماه ۱۳۶۸ خورشیدی ویا درفوریه ۱۹۹۰ میلادی که جنگ ایران وعراق  خاتمه یافته بود ویاخصوصی سازی هم ودر ایران اعلام شده بود ودر تاجیکستان نیز   واعتراض ها وبه مالکیت دولتی حزب کمونیست شروع می گردد   ودر  شهر دوشنبه، تاجیکستان نیز  مردم اعتراضمی کنند  و در نتیجه درگیری آنان و بانیرو‌های پلیس وعده‌ای زخمی می گردندویا کشته می شوند . ومردم دوشنبه  نیز  ودر تظاهرات خود وخواستار اصلاحات اقتصادی و سیاسی،تاجیکستان می شوند  وهمچنین خواستار  بازگشایی مساجد و یااحیای فرهنگ ملی تاجیک ها  می شوند   . وبعلاوه  در نوامبر ۱۹۹۰ میلادی که قهار محکم اوف و به ریاست جمهوری تاجیکستان  برگزیده شده بود ولی چونکه و با کودتای نظامیان  روسیه وبر ضد گورباچف مخالفت نکرده‌بود، ولذا در 31اوت  1990م وبه‌دنبال تظاهرات گسترده مردم دوشنبه و مجبور به استعفا می گردد. وبدنبالش و در نهم سپتامبر و"شورای عالی تاجیکستان" وبه پدیده "استقلال تاجیکستان"  از شوروی وظاهرا تن می دهد . و یا در این دوره تاریخی و"قدرالدین اصلان اوف،" ورئیس شورای عالی شده و همچنین کفیل ریاست جمهوری،می شود  ویا در این پست خود و ،فعالیت حزب کمونیست تاجیکستان را ممنوع  می کند  ویا  دارایی آنان را ملی اعلام می کند ،ویاچند حزبی در کشور را وعده می دهد  ولیکن  اعضای شورای عالی تاجیکستان ــ که اکثرا کمونیستهای  افراطی  بودند ــ واصلان او ف مزبور را وبخاطر مواضع اش برکنار نموده  ودوباره رحمان  نبی‌اف را وجانشین وی می گرداند  که تاکنون ومدت زیادی ورئیس جمهور این کشور شده است ولی ظاهرا با عنوان دیگراست  که همان نظام تک  حزبی را  ادامه می دهد  و بعلاوه شورای مزبور هم   وادامه دوباره  فعالیت حزب کمونیست را اعلام می کند  ویا با تکیه به قدرت ارتش  تاکید می کند  ولی در ششم اکتبر همان سال وشورای عالی  مزبور ودر نتیجه فشارزیاد  مخالفانش، ومدتی  فعالیت حزب کمونیست خود را وبه حال تعلیق درمی آور د ومجبور می شود که  "فعالیت حزب نهضت اسلامی" تاجیکستان وغیره را وآزاد اعلام بکند د  . ولذا رحمان نبی‌اف  مزبور ودوباره و پس از آن  واقعه تاریخی  واز کفالت ریاست جمهوری مزبور استعفا می دهد  وتا  در آینده نزدیک و زمینه سازی  برگزاری انتخاباتش فراهم بشود  ویا با "عنوان حزب دیگر " فراهم بشود.  ولذا در همین راستاست که انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان وسرانجام در ۲۴ نوامبر ۱۹۹۱ برگزار می گردد  و رحمان نبی‌اف را در انتخابات فرمایشی مزبور وبا ۵۷٪ آرائ ودوباره از صندوقهای  رای گیری بیرون می آورند .ولی  رقیب وی، که "دولت خدانظراوف " می باشد و از پشتیبانی احزاب اصلی مخالف کمونیست‌هاویانهضت اسلامی تاجیکستان  هم برخوردار بود،وتنها  ۳۴٪ آرا را وبه دست می اورد  ، ولی مردم تاجیکستان  ویا  مخالفان دولت وصحت برگزاری انتخابات را به زیر سوال می برند   ولذا به تظاهرات خیابانی خود می پردازند  ولی روسها هم وجهت از دست ندادن خاک تاجیکستان   وقرار داد امنیتی  عضویت  تاجیکستان ودر جامعه کشور‌های مستقل مشترک‌المنافع آسیای مرکزیرا برقرار می کنند  وبا روس ها را می بندند  ونتیجتا بقای خود را درخاک تاجیکستان حفظ کرده واین بار ودر "فرم جدید اجتماعی" فراهم می کنند   .وبدنبال این واقعه نیز رحمان نبی اوف که قبلا در سال ش و1361دبیر کل حزب کمونیست تاجیکستان بودوبعدا با تکیه به قرار داد امنیتی مزبور و این بار هم ودر چهارم ژانویه ۱۹۹۲ وبه "حزب کمونیست تاجیکستان "ودوباره اجازه فعالیت  مجدد می دهد . واما در مارس ۱۹۹۲م و در شهر دوشنبه تاجیکستان و اعتراض های مردمی زیاد می گردد  وبعلاوه به خاطر برکناری "نوجوانف،" وتوسط وی و ، از وزارت کشوراست  که از اهالی بومی بدخشان تاجکستان بود ، وتظاهرات ضدحکومتی خود راو بیشتر می کنند  وبعلاوه وقتی  که در آوریل ۱۹۹۲م و به دستگیری مقصود اکرام‌اف، شهردار دوشنبه می پردازد  که اجازه نصب مجسمه فردوسی را وبه جای مجسمه لنین وبه مردم شهر داده بود، ولذا تظاهرات مردم تاجیک هم  وبرعلیه وی  شدت بیش‌ترمی یابد  . ویا مردم تظاهر کننده و تقریباً بمدت دو ماه ودرخیابانهای  شهر دوشنبه باقی می مانند. ودولت  نیز وبا آوردن هواداران اوزبک خود واز شهر های کولاب و خجند وبرعکس عمل می نماید  ــ که اهالی ان دو شهرنیز  واز دوره شوروی وحامی حزب کمونیست بودند ــ ولذا تظاهرات دیگری را  ودرشهر  دوشنبه مزبور ترتیب می دهند  و پس از ۵۱ روز از شروع تظاهرات  مزبور و یابا کشته‌شدن حدود ۱۵۰ تن،در خیابانها یش که اقای هاشمی رفسنجانی نیز ودر کتاب خاطراتش ذکر کرده است  ویابه حوادث مزبور اشاره کرده  است و مذاکرات مخالفان خیابانی وبا رحمان نبی‌اف آغاز می گردد   و حکومت مصالحه ملی اعلام می گردد  ویا در یازدهم مه ۱۹۹۲ م اعلام می شود   ودولت در آن جریان به مردم می گوید که  از ۲۴ وزیر کابینه دولت  ومخالفان بپذیرند که تنها  هشت وزیر دولت داشته باشند وبقیه را خود دولت تعیین بکند. وابتدا تصور می شد که  با پیشنهاد مزبور ودر پایتخت دوشنبه  ومصالحه ملی برقرار میشود ، ولی در همان ماه ونیرو‌های اوزبک کولابی که طرفدار حزب کمونیسم بودند وضمن مخالفت با حکومت مصالحه ملی ویا در مخالفت با خلع سلاح خود،وبا هواداران احزاب اسلامی و احزاب دموکراتیک تاجیکستان ودر گیر می شود  ولذا جنگ داخلی تاجیکستان آغاز می گردد که مدتی ادامه پیدا کرد  واحزاب تازه تاسیس شده تاجیکستان هم ودر دوره مزبور منحل می گردند  وبعلاوه اعضای فعال آنها هم و زندانی شده  که در ادامه مطلبم و به آن موضوع  اشاره خواهم کرد  

ودر این راستا ویا در ماه مه ۱۹۹۲ وافراد  جبهه خلق واز شهر کولاب که توسط دولت مسلح شده بودند و به فرماندهی سنگک صفراوف و به سکنه شهر قرغان تپه،حمله می کنند  که  پایگاه اصلی احزاب اسلامی و دموکراتیک، بود ومعتقد بودند که آنها واز گروه‌های اسلامی افغانستان،کمک می گیرند  ویا از افرادی نظیر   گلبدین حکمتیارافغانی ، اسلحه می‌گیرند و یادر پایگاه‌های افغانستانی ها  آموزش می‌بینند. ـ.ویا  مسلح می‌شوند . ولذااین نوع از شبه‌نظامیان کولابی اوزبک ودر اواخر اوت 1992م وصد‌ها تن از تاجیک  ها را در شهر قرغان تپه می کشند . ولذا تظاهرکنندگان مخالف حکومت نیز  جمع گشته  ودر شهر دوشنبه وبا ورود به کاخ ریاست جمهوری و۳۵ تن از مقامات حکومتی را وگروگان می گیرند .که اقای هاشمی رفسنجانی ودر خاطرات روز 16 اردیبهشت سال1371 خورشیدی خود وبه آن موضوع اشاره کرده است  ودر نتیجه فشار مخالفان، ورحمان نبی‌اف  مزبور ودر هفتم سپتامبر سال مربوطه ودوباره مجبور به استعفا می گردد  و بجایش اکبرشاه اسکندراف، ورئیس شورای عالی، می گردد ویا کفالت ریاست جمهوری را وبعهده خود  می گیرد  ( ماخذ ص 350 خاطرات سال1371 ش آقای هاشمی رفسنجانی ونیز به نقل همان ص خاطرات ونیز در سال مزبورو ذاکر وزیر اوف وزیر معارف تاجیکستان بود وبعلاوه  آقای هاشمی رفسنجانی ودر صفحات 395 و469 خاطراتش واز حوادث شهردوشنبه تاجیکستان می نویسد ودر این راستا  اسکندر اوف  نیز وبه دستور مسکو وجهت غلبه بر مخالفان تاجیک خود  و عبدالملک عبداللّه جانف را واز شهر خجند و به نخست‌وزیری خود برمی گزیند وتا "درگیری اوزبکها  وتاجیکها را بیشتر بکند ".و نتیجتا  در ۲۷ سپتامبر هم مسلحان کولابی نیز  و با تصرف شهر قرغان تپه وموجب فرار هزاران تن می شوند (ویا تا نیمه نوامبر ۰۰۰و، ۱۲۶ تن) وبه شهر دوشنبه میآیند  .ونیز اقای هاشمی ودر 7ماه بعداز آن واقعه ودر خاطرات روز  14 آذر ماه 1371 ش خودش ویا در ص 678 کتابش می نویسد که : در گیریهای تاجیکستان وتابحال بیش از 50 هزار تن کشته داده است ولی افراد دیگر هم وتعداد آن تلفات را وتا صد هزار تن نوشته اند  وهمچنین  آقای هاشمی رفسنجانی ودر ص 705 کتاب خاطراتش واز تحرکات اوزبکهای شمال غرب تاجیکستان می نویسد که شهر خجند در ان ناحیه است  ومطلب می نویسد ویا  در سال 1375 ش یاد می کند که در سال مزبور و"رجب علی صفر اوف " واز طرف روسیه ورئیس مجلس تاجیکستان شده بود ویا آقای خلبک نظر اوف هم ووزیر امور خارجه تاجیکستان شده بود ولذا در گیریهای دوقومیت مزبورهم  همچنان ادامه می یابد 

وآری اسکندراف وبرای دامن زدن به درگیریهای قومی تاجیکستان  ،ونشست شورای عالی تاجیکستان را  درشهر  خجند برقرار می کند   وهر چند خودش وبظاهر در  نوامبرسال  ۱۹۹۲م استعفا می دهد  ولی در نشست فوق‌العاده  شورای عالی، خودش کاری می کند که  که کمونیست‌ها آن شورا وتصمیمگیری کلیدی را وبعهده داشته باشند ،ویا سیاستی بخرج می دهد  که   امامعلی رحمانف واز شهر کولاب اوزبک ها  وبه ریاست کشور برسد ویا  عبدالملک عبداللّه جانف نیز واز شهر خجند رقیب شده وبه نخست‌وزیری برگزیده شود . ولذا در حکومت جدید، و8 وزیر وابسته  به احزاب اسلامی و احزاب دموکراتیک تاجیکستان حذف می شوند ویا  مناصب وزارتی خود را واز دست می دهند  و برعکس   وزرای جدید کابینه جدید نیز همگی  از "کولابی" ها انتخاب می شوند  وهمان کولابی که کتاب عالم آرای نادری ودر ص 1094 و1099. کتابش واز قومیت اوزبک آن شهریاد کرده  است  ویا در دوره نادری یاد می کند  که بعد از حکومت شیبانی ها وبر شهر تاجیک نشین قبلی ختلان غلبه یافته بودند  ولی شورای عالی حزب کمونیست تاجیکستان وبا ادغام دوشهرکولاب و قرغان تپه"  ودر یک "ولایت واحد" واین بار "ولایت جدید ختلان "را و به محوریت شهر کولاب اوزبکی  ایجاد می کند  و تا اطمینان بیابند که جنوب غربی کشور را هم ونیرو‌های کولابی مسلح و طرفدار کمونیسم اداره می‌کنند.

وهمچنین به انها اجازه داده شد  که در دسامبر ۱۹۹۲ ،و شهر دوشنبه را تصرف بکنند  ویا  صد‌ها تن از شبه‌نظامیان هوادار گروه‌های اسلامی و دموکراتیک را در آن شهر بکشد  و یا به قشر کارگری وضعیف  پایتخت ظلم کرده ویا به ساکن های دیگر تاجیک زبان استان  جنوب غربی کشورهم  ظلم بکنند که مرکزیت استانی آنانراوبا "سیاست"  بدست آورده بودند به‌ویژه نسبت به مردم قصبه های غَرم ویا تاجیک آباد وغیره ظلم بکنند که  جزو پایگاه‌های اصلی نیرو‌های اسلامی و دموکراتیک بودند و یا به اهالی بدخشان، قساوت به خرج دهند که زیر بار حکومت جدید نمی رفتند وبرای اینکه در در گیرهای داخلی هم و قدرت حکومتی خود را نبازند ولذا  در همان سال  وبه درخواست "امامعلی رحمان اوف "ونیرو‌های ارتش روسیه وارتش  ازبکستان  را وارد تاجیکستان می کنند   وتا در سرکوب نیرو‌های تاجیک و به حکومت جدید آنان  کمک بکنند . ویابا کمک آنان بود که  تا ماه مارس ۱۹۹۳ وشورشها  خوابانیده می شود   و از جمله زمام اداره شهر غرم ویا نواحی شرقی پامیر را  به دست می گیرند  . ودر نتیجه  این نوع از جنگ داخلی قومیت ها بود که بعد از 7 ماه وحدود پنجاه هزار تن ویا بیشتر کشته می شوند ویابرخی از کارمندان  روس‌ هم ، وتاجیکستان را ترک می کنند ولی اوزبکها جایگزین  انان می شوند   و یا در داخل کشور تاجیکستان هم وحدود هشتصد هزار تن جابجا میگردند   که به نقل بعضی ها واین امر بزرگترین جابجایی جمعیت ودر آسیای مرکزی واز زمان اشتراکی کردن اراضی بود  ویا بعد از در دهه ۱۹۳۰ بود. وضمناً چند شهرتاجیکستان  خراب شده ویا شمار زیادی از روستا ها یش ویا  کشتزار ها یش و یاکارخانه  های این کشورهم  تخریب میشوند وبعلاوه در دسامبر ۱۹۹۲ وتا ژانویه ۱۹۹۳م، وحدود شصت هزار تن ودر پی حملات کولابی‌ها وبه کشور افغانستان می گریزند و، از جمله قاضی اکبر تورجان‌زاده می باشد  که به نقل سکنه اش وبالاترین مقام مذهبی تاجیکستان را بعهده داشت  ولی دولت وی را متهم کرده بود  که می خواهد در تاجیکستان حکومت اسلامی برقرار بکند وبا فرار ش به افغانستان ودر  فوریه سال ۱۹۹۳ وفتح‌اللّه شریف‌زاده وبه جای وی ومفتی جدید تاجیکستان می گردد  ولی به او نیز رحم نمی کنند   ولذا در ژانویه سال ۱۹۹۶ وبه دست افراد ناشناس کشته می شود .. وهمچنین   در ژوئن ۱۹۹۳ ودیوان عالی تاجیکستان ورسماً فعالیت حزب نهضت اسلامی تاجیکستان،را ممنوع کرده ویا فعالیت سازمان لعل بدخشان، ویا سازمان رستاخیز و یا حزب دموکراتیک تاجیکستان را وغیرقانونی اعلام می کند و عملاً تنها حزب کمونیست تاجیکستان را قانونی می اند   ویا این با روبا تغییر عنوان دیگرو برای آن . "نامگذاری حزبی جدید "می کنند

وهمچنین  در این دوره تاریخی ودولت تاجیکستان وبرای غلبه بر مخالفان خودش ونظام سابق ارتش خویش را دگرگون می کند  ویا مدیریت ارتش ملی خود را وبدست لشکر 201 زرهی روسیه می دهند   وآنها هم ودر سال 1993 م  ویکی از افسران روسی خود را وبنام سرهنگ "الکساندر شیشلیانیکف  " را  وبه "مقام وزارت دفاع تاجیکستان " میرسانند  وبعلاوه  با رشد جنگهای داخلی مزبور وسازمان ملل هم دخالت کرده ومذاکرات صلح ودر آوریل ۱۹۹۴ در شهر مسکو وتحت نظارت سازمان ملل و در حضور نمایندگانی از ایران، پاکستان، روسیه و ایالات متحده آمریکا آغاز می گردد ولی در مذاکرت صلح مزبور وطوری مذاکرات وهدایت شده مهندسی می شود  که دوبار ه مخالفان دولت تاجیکستان حذف شده ویا در جریان انتخابات بعدی وحذف بشوند ولی اعضای دولت قبلی واین با ر وتحت عنوان حزب جدیدخلق تاجیکستان و احیاء بشوند ویا به قدرت  سابق برگردند ولذا ساختا رسیاسی – اداری جدید  حکومت 26 ساله اخیر تاجیکستان وهمه آنرا نشان می دهد وچراکه

در انتخابات ریاست جمهوری ششم نوامبر ۱۹۹۴،مزبور وسازماندهی ویا مهندسی انتخابات مزبورو طور ی انجام می شود که  رحمانف ودوباره وبا ۵۸٪ آراء و بر تنها رقیب خودش و عبداللّه جانف، پیروزشود که ۳۵٪ آرا را کسب کرده بود ، ویا دوباره پیروز  بگردد ونیز ترتیبی می دهند که  در همین انتخابات ۹۰٪ رأی دهندگان  هم ویک نوع قانون اساسی جدید را ویا مورد تأیید مسکو را وبه تصویب برسانند . ولذا پس از مذاکرات طولانی نمایندگان حکومت وبا مخالفان دست چین شده ، وآنهم درشهرهای  مسکو،ویا  در کابل،  آلماتی،  عشق‌آباد، و بیشکک، و مشهد و تهران، وسرانجام سیدعبداللّه نوری رهبر حزب نهضت اسلامی و امامعلی رحمانف، سازش‌نامه عمومی استقرار صلح امضاءرا می کنند و یا سازگاری ملی را ودر ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷و در شهر مسکو امضا می کنند  و بدین طریق ورسماً به جنگ داخلی پنج ساله تاجیکستان پایان داده می شود   . ودر نتیجه "پیمان نامه صلح مزبو"ر که دو بار تکرار تاریخی می شود  ، و هریک از طرفین وسیزده کرسی به دست خواهند آورد  و همچنین ۳۰٪ از مناصب حکومتی ودر سطح ملی و منطقه‌ای وبه نفع مخالفان بیطرف سوق داده میشود ولی باز اوزبکان داخل کشور  دبه در آورده ودر اوایل نوامبر ۱۹۹۸ ونیرو‌های شورشی ارتش، تاجیکستان وبه رهبری محمود خدای بِردی اف، وبه خجندشهر  حمله توام با سیاست می کنند  ویا اعلام می کنند که می خواهند وآن ناحیه را  تفکیک بکنند  ولی تنها صحنه سازی بود  ولذا بعداز پنج روزو از مقاومت مزبور  ،دست برمی دارند  وخدای بردی اف  مزبور وبه ازبکستان می گریزد . ورحمانف،نیز ودر توجیه غایله مزبور  و عبداللّه جانف ونخست‌وزیر سابق،را محکوم کرده  و بعلاوه دوستوف معاون پیشین رئیس‌جمهور، را ..و محرک این غائله ساختگی  اعلام می کند . وبعلاوه  اسلام کریموف، ورئیس‌جمهور ازبکستان، را وبه دست داشتن در این توطئه متهم می سازد   ویا با این سیاست ومخالفین دوباره از حکومت تاجیکستان حذف می شوند.ودر تعاقب این امر نیز  و یا در اواخر سال ۱۹۹۹م مجلس عالی تاجیکستان وبه طرح‌های رحمانف ومبنی بر اصلاحات جدید  ودر "قانون اساسی  جدید تر"تاجیکستان . رای مثبت می دهد  ونتیجه این  نوع از اصلاحات قانون اساسی هم وباز  تمدید دوره ریاست جمهوری وی می شود واز پنج سال و به هفت سال افزایش می یابد و یا با قانونی کردن احزاب سیاسی فرمایشی  ودوباره تک حزبی سابق احیائ می شود  ،واین بار  قانون اساسی جدید تر راهم و در همه‌پرسی ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۹و به تصویب ظاهری مردم می رسانند  ولی عملا طوری مهندسی میشود که در انتخابات ریاست جمهوری جدید ویادر ششم نوامبر سال۱۹۹۹ ، ودوباره رحمانف مزبور ودر رقابت با تنها رقیبش، ویعنی در رقابت با "دولت عثمان،" وبه پیروزی  مجدددر تاجیکستان دست بیابد وحزب نهضت اسلامی نیز وبه رهبری محی الدین کبیری  ویا سایر احزاب دموکراتیک تاجیکستان هم وعملا از دخالت در امور کشور منع بشوند که مطالب نشریه ایران وبه آن  موضوع پرداخته بود

وامادر مورد ساختار سیاسی دولت تاجیکستان وبعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وباید گفت که هرچند این کشور ونظیر دیگر کشورها ی آسیای مرکزی که وابسته به مسکو می باشند   وخودشان را وکشورهای دموکراتیک چند حزبی اعلام می کنند ولی نظام احزاب آنها فرمایشی بوده  وعملا ساختار دولت تمرکز گرارا دارند  ویامبتنی بر یک حزب فرمایشی می باشند  که با نظام تک حزبی کمونیست سابق آسیای مرکزی وتفاوت چندانی نکرده اند وفقط عنوان تک حزبی حاکم برآن ، و"تغییر عنوان "داده است  ومثلادر کشور تاجیکستان 60 سال قبل وحزب کمونیست  حاکم سیاسی بود   ولی بعد از سال 1991 ویا بافروپاشی ظاهری اتحاد جماهیر شوروی  وظاهرا 13 حزب وگروه سیاسی ودر این کشور بوجود می آید ولی امروزه عملا همگی منحل می باشند   وتنها "حزب حاکم دموکراتیک خلق تاجیکستان "وبه رهبری همان "رحمان اوف »می باشد که جایگزین تک حزبی کمونیست سابق تاجیکستان شده است ویا در تبانی با یکی ودو حزب فرمایشی دیگر واین کشوررا اداره می کنند  وعملا سایر احزاب را منحل کرده اند ویا غیر قانونی اعلام کرده اند ویا سران آنهارا به زندان فرستاده اند  وعناوین13 حزب جدیدالتاسیس تاجیکستان  مزبور وبعد از سال 1991 میلادی به شرح ذیل بودند :

1 حزب دمکراتیک خلق تاجیکستان – که در سال 1994 وبرای ترفند زدن وبه مخالفان خودش بوجود آمد ویا در سال 1997 وبا اضافه کرده واژه "دموکراتیک "برعنوان سابق حزبی خود  وبه رهبری امام علی رحمان اوف وبا چند دستکاری در قانون اساسی این کشور وبصورت حزب حاکم در آمده وعملا جایگزین حزب کمونست سابق تاجیکستان شده است ونشریه دولتی خاصی وبه زبان روسی واوزبکی دارد وزبان فارسی تاجیکی را به رسمیت نمی شناسد

2-حزب کمونیست  تاجیکستان – که همان ادامه حزب سابق این کشور می باشد که هر چند وبعد از فروپاشی عده ای سعی کردندکه  آنرا منحل اعلام بکنند  ویا دارائی اش را مصادره بکنند ولی نتوانستند  وعده ای دیگرهم  وآنرا همچنان نگهداشتند وتنها وظایفش را به حزب خلق دموکراتیک محول کردند  وحزب مزبور هم ونشریه خاص خود ش را دارد ویا در سالهای 1994 1995 از ریاست جمهوری امامعلی رحمان اوف دفاع می کند  

3- حزب سوسیالیست تاجیکستان _  که در سال 1996 م شکل گرفت ودر سال 1999 " شیر علی کین جایف "ریاست آنرا داشت وامروزه نشریه ای ندارد ونیز تا کنون در انتخابات مجلس ویا ریاست جمهوری تاجیکستان حضور فعالی نداشته است

4-حزب دموکراتیک تاجیکستان که در سال 1999 وبه ریاست " محمد روزی اسکندر اوف" شکل گرفت  ونشریه عدالت را دارد ولی طرفدارانش اندک می باشند  

5- حزب عدالت خواه تاجیکستان _ که در سال 1996 وبه ریاست " عبدالرحمان کریم اوف " بوجود آمد  ودر سال 1999 نیز " صفی الدین تورایف "را وبعنوان کاندید ریاست جمهوری خود معرفی می کند که مورد قبول کمیسیون انتخابات قرار نمی گیرد    ولذا هیچ نماینده ای را در دولت ویا مجلس ندارد ونشریه ای هم منتشر نمی کند 

6- حزب نهضت اسلامی تاجیکستان _ که در سال 1991 م وبعنوان یک حزب مخالف بوجودمی آید  وریاست آن و در سال 1991 م وبا " محمد شریف همت زاده ّبود  وبعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وآقای " دولت خدای نظر اوف "  را وبعنوان کاندیدای خود معرفی می کند  ولی با ترفند دولت تاجیکستان و تنها 31 در صد رایرا بدست  آورده وموفق نمی شود  وبعدا ودر مذاکرات صلح بعدی نیز وشرکت کرده وبازو بعد از جنگ داخلی نیز و" دولت عثمان اوف " را ودر سال 1999 م ودو باره معرفی حزبی خودش اعلام  می کند  ولی بازو با ترفند حزب حاکم وتنها 7/2 درصد رای را بدست میآورد وبعدا نیز منحل گشته  اعلام می گردد  ونیز در سالهای اخیر واقای محی الدین کبیری وریاست آنرا بعهده دارد

7-حزب لعل بدخشان  - که بدلیل آرمانش  وکنار گذاشته شدویا در درگیریهای داخلی تاجیکستان نیزو تعدادی از اعضایش کشته می شوند

 8- حزب رستاخیز تاجیکستان – که جزو جریانات مخالف دولت بود وبعد از فروپاشی شوروی شکل گرفته بود ولی  بعدا منحل شده اعلام می گردد 

9- حزب باز سازی اقتصادی وسیاسی تاجیکستان –

10- حزب عدالت وتوسعه تاجیکستان

 11 – حزب شهر وندی تاجیکستان 

12- حزب وطن پرستی ووحدت تاجیکستان

13 –حزب وحدت خلق تاجیکستان

رحمان اوف نیز که قبلا در سال 1361 ش ودبیر کل حزب کمونیست تاجیکستان بود ولی  در سال ۱۳۷۳،وبا تغییر عناوین دیگر وهمان  رحمان اوف مزبور است  وبه مقام ریاست جمهوری انتخاب میگردد  ویا  پس از پایان دوره پنج ساله، اش و دوباره در سال ۱۳۷۸ وبه مدت هفت سال دیگر وبه این مقام برگزیده می شود .

ویا در سال ۱۳۸۲،نیز  در یک همه‌پرسی، ۹۳٪ مردم به اصلاح قانون اساسی مورد نظر وی (وبرای ممکن‌شدن انتخاب دوباره رحمان اوف ) ورأی مثبت می دهند که مخالفین منکراصالت  آن می باشند  ولی . دولت  او می‌گوید که ۹۶٪ مردم تاجیک ودر این همه‌پرسی وهمه شرکت  واقعی داشته‌اند. ویا درنوروز ۱۳۸۶ ه‍. خ. (۲۰۰۷ م) هم وامامعلی رحمانف خواستار آنمی شود  که او را امامعلی رحمان بخوانند. واز آنجا که امکان تمدید دوره ریاست جمهوری ودر کنار ده‌ها اصلاحیه دیگر به رأی گذاشته شد،ه بود ولی اغلب  منتقدان دولت  وی می گویند  که رأی مردم وبه او وبا آگاهی کامل انجام نشده است

 ودر پایان  مقاله ، لازم به یاد آوری است که قانون  اساسی کنونی تاجیکستان وکپی برداری از قانون اساسی جدید روسیه می باشد ویا با عنوان فرمایشی چند حزبی است ولی قانون اساسی جدید  آن طوری طراحی شده است که قدرت تمرکز گرایانه داشته باشد  وعناصر سه قوه ودر یک سیستم متمرکز ودر هم ادغام شده است  ورئیس جمهور ش  نیز مناصب متعدد را ودر دست خود دارد  وبعلاوه ارتش نیز ودر اختیار اوست  وبعلاوه ارتش این کشور نیز و قرار داد امنیتی کشور های مشترک المنافع آسیای مرکزی را  وبا روسیه بسته است ونیزتکنولوزی نظامی تاجیکستان هم  و در اختیا ر روسیه می باشد  وتمامی ادوات نظامی آنرا وروسیه تهیه می کند  ویا ادوات نیروی زمینی تاجیکستان هم ومتعلق به لشکر 201 زرهی روسیه است ویا تانکهای نظامی این کشور ویا نفر بر ها وموشکها وجنگنده های میگ ویاسوخوی آن  نیزو متعلق به روسیه است واین کشور 3 پایگاه نظامی ودر شهرهای دوشنبه ویا قرغان تپه وکولاب دارد وبعلاوه چهار پایگاه هوائی هم ودر شهرهای دوشنبه وپرخار وکولاب وخجند دارد وهمچنین  در سال 1994 میلادی و روسیه پیمان نظامی محافظت از مرزهای کشورهای مشترک المنافع قزاقستان وازبکستان وقیرقیزستان وتاجیکستان را بسته است .