بیوگرافی نویسندگان معاصر ایران( از دوره قاجاریه و تاکنون) – از : دکتر محمد خالقی مقدم
بیوگرافی نویسندگان معاصر ایران( از دوره قاجاریه و تاکنون) – از : دکتر محمد خالقی مقدم
گزارش اجتماعی مزبور ویک گزارش مستند از نویسندگان مشهور ایرانی می باشد که در 170 ساله اخیر ایران "و پایه گذار ادبیات جدید ایرانیان می باشند ویا با آثار آفرینی خود و" ادبیات جدید ایرانیان " را افریده اندویا از " ادبیات قدیم ایرانیان متمایز کرده اند وهرکدام نیز با ویژ گی های خاص قلمی خودکه با دیگری متفاوت است وبر ابعاد زیبایی نثرمعاصر ایرانی افزوده ویابر گزارش آفرینی آن افزوده ویابر روایتگری داستانی آن افزوده ویا برجذابیت مردمی وادبیات جدید ایرانیان افزوده اند که ویژگی های مزبور و "ادبیات جدید" ایرانیان را متمایز ساخته ویا از "ادبیات قدیمی" دولتی ویااز نثر مغلق ویا پر طمطراق سابق ایرانیان متمایز می سازد ولذا اینجانب ودر" گزارش اجتماعی " خودم از این افراد که مربوط به " ادبیات افرینی جدید " این نوع نویسندگان معاصر ایرانی می باشد واز نویسندگان "عصر محمد شاه قاجار" وتا"نویسندگان عصر کنونی را " را در برمی گیرد انها را آورده ام ویا به "ویژگی های ادبی – اجتماعی "تحول آفرین این نوع نویسندگان معاصر ایرانی اشاره کرده ام لذا ودر "بیوگرافی نویسندگان معاصرایرانی مزبور وخلاصه ای از تحصیل اولیه ویا محل تولدشان ویا تعدد آثار ادبی اشان ویا زیبایی های نثری ویاداستان گویی مردمی اشان ویا به ممارست درنوشتن آنان پرداخته ویابه میزان مقبولیت نوشته هایشان ودر نزد مردم ایران معاصرپرداخته ام ویابه نحوه دگرگون سازی محتوای ادبیات ایرانی آنها پرداخته و یا توسط آنان اشاره مختصر کرده ام که تعدادی از نویسندگان عصر قاجاریه وتا کنون را در بر می گیرد وبر اساس این "نوع از ویژگی "هاست که به یک نفر "عنوان نویسنده اجتماعی " اطلاق می شود وبه عبارت دیگر وبرای کسب عنوان " نویسندگی مزبور و"تنها تحصیلات کلاسیک لازم کافی نیست یا وبرای "نوشتن"اش کافی نیست وبلکه چند ویژگی اجتماعی دیگر هم لازم دارد وبعبارت دیگر "وشغل نویسندگی "و از مصدر فارسی بسیار فعال ودر نوشتن اخذ شده است که لقب " نویسندگی " را به او می دهد که تنها تحصیلات کلاسیک وبرای کسب این نوع " لقب نویسندگی " کافی نمی باشد وبلکه چند چیز دیگر هم نیاز دارد وآنها عبارتند از "مهارت در نوشتن "ودیگری " ممارست در نوشتن " وسومی "جذابیت نوشت هایش "و برای دیگران " است که نیاز داردوبعلاوه غیر از " جذابیت ادبی نوشته هایش و" جذابیت محتوایی " آثارش وبرای دیگران هم لازم می باشد ومثلا " زیبایی کتاب " ایلخچی " غلامحسین ساعدی وبه اندازه زیبایی آفرینی نثر نویسی سعدی نیست ویا در داستانهای بوستان سعدی نیست کهالبته سعدی و بیشتر از ساعدی وبه زیبایی های "نثر آفرینی ادبی " مسلط می باشد که غلامحسین ساعدی وبا همه تلاش ادبی اش ودر کتاب نویسی مزبورو قادربه ان نبوده" وبلکه " محتوی افرینی ادبی ساعدی ودر توجه به " یک " سوژه اجتماعی " می باشد که خواندن کتاب " ایلخچی را وّبرای خوانندگان ایرانی اش وجذاب تر وزیبا تراز نثرنویسی کتاب بوستان سعدی می سازد ویا از داستانهای "باب جوانی "وغیره آن کتاب سعدی می سازد و ویا جذاب تر ازشعر های موزون حافظ می سازد که تنها زیبایی های لغوی ودر کتابش وجود دارد ویا محتوای اشعارش دیده می شودوهمین " ویژگی اجتماعی هم ودر " قصه های کوتاه شعرگونه " پروین اعتصامی دیده میشود که از اشعار حافظ برتر است که فقط "معشوقه" ویا "بهار" را می ستاید " ویادر شعر سفید " نیما یوشیج "دیده می شود که زیباتر از " کتابهای شعر سنایی ویا جامی می باشد ویا زیباتر از سبک ادبیات خراسانی ویا سبک عراقی وغیره میباشد که صرفا " صناعت ادبی دارند ویا توجه صرف به " معیارها و وزن و قافیه و عروض و تمثیل و کنایه و استعارات ادبی و یا و اوزان ادبی شهر ونثر را بلد بودند ولی متاسفانه هنوز دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ویا مشهد وغیره معیارهای ادبیات ایرانی رادر همین مفاهیم می شناسد ویا در همین محدوده سابق "سبکهای ادبی " نگه داشته است وبه تحول آفرینی ادبیات جدید ایرانی توجه ندارد ویا در دروس دانشگاهی اش وتوجه لازم را ندارد ولی نویسندگان معاصر ایرانی واز 170 سال قبل و تا کنون و بنیانگذاران این نوع سبک جدید ادبیات جدید ایران می باشند که در " کتاب بیوگرافی نویسندگان جدید" وآنها بنیانگذاران سبک چهارم ادبیات ایرانی تلقی می گردند که که سه سبک ادبی قدیم ونظیر "سبک خراسانی" ویا "سبک عراقی" ویا "سبک هندی" را پشت سر خود گذاشته ویا به وسیله آنان وبه " سبک ادبیات جدید اجتماعی " رسیده ایم وهر کدام ونظیر حجازی ویا هدایت ویا آل احمد وساعدی وشاملو ونیمایوشیج وپروین اعتصامی وذبیح الله منصوری وغیره از آن جمله می باشند که زیبایی های داستانسرایی ویا ترجمه گری شیرین ویا سوژه پردازی نوین را آفریده اند که خواندن آثارشان وزیبا تر وجذاب تر از دیدن هزاران فیلم یگ کارگردان تلویزیونی است و یا آن عده ارمورخین مردمی ویا داستان نویسان مردمی ویا گزارشگران اجتماعی هم که مطلب می نویسد وبخاطر پول دولتی قلم نمی زنند ویا درتهیه گزارش نویسی ویا نثر تاریخ نویسی خود هم و"معیارهای لازم ادبی"را رعایت می کنند ویا "معیار محتوای اجتماعی نوشتن "راو رعایت می کنند وجزو" پیروان این نوع از مکتب نوین ادبیات جدید " ایرانیان می باشند واسامی این قبیل از مورخین مردمی ویا گزارش نویسان مردمی ویا مترجمین مردمی معاصر هم ذکر شده است وپیدایش این نوع نویسندگان جدید اجتماعی تنها در 170 سال اخیر پیدا شده که توام با پیدایش چاپخانه در ایران وپیدایش روزنامامه نگاری مردمی وپیدایش "سوژه های اجتماعی جدید" در ایران بود که که سه رکن سازنده "شغل نویسنده گی" بودند ودر حالی که تحصیل مشابه دانشگاهی ویا دبرستانی دونفر را در مهارتهای ادبی نوشتن مثل هم می ساخت وهردومثل هم یک نوع مدرک می گرفتند دیپلم ویا لیسانس می گرفتند ومی توانستندکه شبیه هم نگارش بکنند ولی خواندن مطالب انها وتوسط دیگران وتنها توسط چاپ یک چاپخانه ویادر روند پخش یک روزنامه ویا در استمراروممارست در ارائه یک سوژه اجتماعی مورد نظر خوانندگان ا ست وهرچند آن دو نفر ولیسانس گرفته از یک دانشگاه باشند ولی انها را تبدیل به دونفر متمایزاز همدیگر می نماید که اولی یک " نویسنده مردمی " ودر نزد خوانندگانش محسوب می شود ودیگری یک گزارشگر دروغ گوست که فقط بخاطر پول گرفتن دولتی خود و،خوانندگان ویا شنوندگان خود را گول می زند ویا وقت آنان را وبا فیلم نامه نویسی خودمی گیرد ویابا مطلب نویسی توام با روده درازی خودضایع می سازدو خوانندگانش نیز عقل قضاوت دارند و آنها را ونویسنده در تاریخ ایران نخواهند شناخت ولذا تمایز یک "نویسنده ایرانی " وبا یک "روده دراز"وقت تلف کن ودر همین نکته می باشد وچرا که مدرک کلاسیک نوشتن ویا "کارت حرفه ای نوشتن " و معیارهای نویسندگی ودر هیچ جامعه ای نمی باشد !که نویسندگی وبا آن معیار ها شناخته شود!
این وبلاگ شامل :