نحوه شکل گیری تئوری حکومت اسلامی در کتابهای مهندس بازرگان - دکتر محمد خالقی مقدم-
نحوه شکل گیری تئوری حکومت اسلامی در کتابهای مهندس بازرگان
(بخش آخر )
از دکتر محمد خالقی مقدم-
خاطرات دانشجویی 16 ساله از دانشگاه تهران
مهندس بازرگان اولین کسی از ایرانیان می باشد که "تـئوری حکومت اسلامی " در ایران را داد که تاریخ آن نظریه به سال 1321ش برمیگردد ونیز مهندس بازرگان ،اولین کسی از ایرانیان می باشد که معتقد است که اولین پیاده کننده حکومت اسلامی در 14 قرن گذشته تاریخ است که در تاریخ 1357 شمسی " وخود را " اولین نخست وزیر مسلمان " تاریخ ایرانیان می دانست ومعنای این ادعایش آن نیست که وی در پست نخست وزیری خود وتنها نماز وروزه اش را بجا می آورد ولی نخست وزیران سابق ایران وبرخلاف او ونماز و روزه خود را انجام نمی دادند که نخیر!وبلکه بخوبی میدانست که افرادی نظیرخواجه نظام الملک طوسی ویانخست وزیر دوره سلجوقی هم مثل او نماز وروزه اش را انجام می داد ویاخواجه نصیر الدین طوسی نخست وزیر دوره ایلخانی وهم نماز وروزه خود را انجام می داد ویا امیر کبیر هم در نخست وزیر ی دوره قاجاریه خود معتقد به نماز وروزه بود وبلکه ادعای مهندس بازرگان آن بود که تنها نخست وزیر ایرانی می باشد که "تئوری اسلامی کردن حکومت در ایران" راداده ویادر سال 1357 ش پایه گذاری کرده است وکسی از نخست وزیران سابق ایران واین نوع تئوری را پیاده نکرده است ومثلا جیهانی نخست وزیر عهد سامانی وتا هویدای عهد پهلوی که درصدد پیاده کردن پیاده کردن حکومت اسلامی ونظیر او نبوده است وبهر حال ادعایی بود که با پذیرفتن نخست وزیری اسلامی بعد از انقلاب ایران و"ادعای سیاسی "آن را داشت.
آری حکومت اسلامی از دو واژ ه( حکومت +اسلامی ) یک مفهوم سیاسی داشت که به معنی رابطه دوگانه جدید (دین ودولت ) است ویا رابطه دوگانه ( تفکیک وجدایی سیاست از دین ویا سکولاریسم است ویا برعکس سیاست دولت وی عین دیانت وزرایش می باشد ) که "نظریه جدیدی در تاریخ بشر" می باشد که حتی مدرس هم ودر عهد رضا شاه آن "تز "را مطرح نکرده بود وحتی شیخ فضل الله هم ودر "تز مشروطیت مشروعه خود "وآنرا استنباط فقهی نداشت وبلکه نظریه اشان در رعایت دین در مصوبات مجلس بود ویا دردوره محمد علیشاه بود ویا مدرس هم ودر دوره مجلس رضا شاه هم معتقد بود که بایدحکومت وخودش راباید با آیات قران تطبیق بدهد واگر برخلاف متون قران مصوبه ای انجام بشود ونمایندگان مجلس ویا هیئت دولت هم اگر تصویب بکنند وطبق نص قران ومشروعیت پذیرش آن قوانین واز نظر مردم وجود ندارد ومردمی که خود را وهله اول مسلمان وتابع " دین "می دانند وسپس در مرحله ثانوی است که خودشان رعیت " حکومت "رضا شاه پهلوی می دانند؟ ویا تابع محمد علیشاه قاجارمی دانند ویا تابع مصوبات مجالس زیر نظر آنان می دانند ؟ ونظریه فقهی شیخ کلینی هم ودرمورد سلطنت عضدالدوله آل بویه ویادر مورداعمال ومصوبات نخست وزیرانشان نیز چنین بود ونیز نظریه فقهی آیات الله بروجردی هم ودر مورد سلطنت محمد رضا شاه ومصوبات نخست وزیران وی چنین بود ودر تفکیک اصل" دین "از"سیاست " معتقد بودند که دولت می تواند که فقط "نظام اداری خود" را وبا نظام تخصصی پرسنلس به اجرا بگزارد که به "مرجعیت تقلید" آن " دین " ارتباط ندارد ولی اگر مصوبات خارج از دستورات قرانی داشته باشند ویا در "ادارات دوره شاه" به اجرا بگذارند وجزو اختیارات کارمندان شاه نیست ؟ویا جزو اختیارات مدیران واستانداران شاه ویا حتی وزراء ونمایندگان مجلس شاه نیست !ویا جزو حقوق خودشاه هم نیست! " وزیرا که برمبنای نص آیات قران وتقسیم کاراجتماعی بین "نهاد دین" و"نهاد حکومت" در اداره جامعه شده است وایت الله بروجردی با شاه وبرمبنای نص آیات قرانی تقسیم کاراجتماعی کرده بود که متاسفانه مهندس بازرگان وبه دستور "لژ بیداری فرانسه " که عضوش شده بود وبا نوشتن کتاب "( مرجعیت وروحانیت در اسلام )ودر سال 1342ش ویا بعد از فوت آن مرحوم ایت الله بروجردی وبا عوام فریبی تمام کاری کرد که همگی وی را ویک آخوند درباری وروحانی آمریکایی بنامند ویا کاری بکندکه دیگران و با عقاید فقهی وی مخالفت بکنند !ومثلا با نوشتن کتاب " اسلام مکتب مبارز ومولد "واز این دوره تاریخی وافرادی پیدا شدند که که با نظرات فقهی وی مخالفت می کردند وخودشان را "روحانیون مبازر" دانسته واز این دوره تاریخی وبا دو کتاب مزبوبازرگان رکه اساس تئوری دین شناسی مهندس بازرگان بود وروحانیت ایران وبه دودسته " روحانیون مبارز " وروحانیون سنتِیِ" تقسیم شدندکه هر کدام فهم دیگرگونه ای از اسلام داشته باشند ودر صورتیکه دستورات صریح قرانی ودر مورد "نهاد حکومت" گذشته روشن است ویا در موردحکومت جدیدوی ووزرایش قابل تاویل نمی باشد ؟ وبراساس همین متون قرانی است که تقسیم کار و بین "نهاد دولت" و" نهاد دین " در جامعه شده است و دستور صریح قرانی ورعایت آنرا دستور می دهد وبهمین دلیل حکومت اسلامی در "تئوری آیت الله بروجردی" دو نوع بود که "حکومت دنیوی " وحکومت دینی "بود که تقسیم کار می شدکه شخص اول اداری کشور وتنها حکومت دنیوی "داشته باشد که با شخص شاه ویا رئیس جمهور احتمالی بود که ادارات ایران را وبا "نظرات تخصصی اداری پرسنلش "اداره می کردویا"اداره" بکند وریاست "حکومت دینی " نیزو با شخص اولی آیت اله بروجردی بود که با نحود اداره و ویا تدویر دوایر دولتی تخصصی کاری نداشت که چکونه اداره می شود؟ وخودش را نیز یک متخصص معماری ویا شهرسازی نمی دانست که در موردروال اداری وزارتخانه شهرسازیها نظریه بدهد ویادر مورد اداره شهرداری ها ویا در مورد اداره فرهنگ وهنر ویاویا در مورد اداره دانشگاهها نظر بدهد ویانظیر تفکرات امروزه برخی از طلبه ها نظر بدهند ! ولی وقتی یک مقلد ایت الله بروجردی وبه او پیام می فرستاد که فلان سرهنگ کلانتری وبا تکیه به درجه نظامی اش وبه دختربدبخت وی نظرسوء دارد ویادرفلان کوچه شهرش ونظر سوء دارد !وفورا به شاه پیام کنترل ان سرهنگ را می فرستاد ! ویا وقتی به او پیام می فرستادند که فلان ناظم مدرسه ودر فلان مدرسه ایران وشبیه "مدرسه معین تهران " ونظر سوئی به دانش اموزان مدارس دارد وفورا آیت اله برجرودی هم وبه شخص شاه ووزیر آموزش وپرورش وبخاطر اعمال مزبور وبه شخص شاه تذکردینی در اداره مزبور می داد! ومعنی تفکیک "دینداری وحکومتداری "هم در "ادارات ایران "چنین بود ویا اگریک "کارمند شهرداری" هم از یک شهروند فاقد قدرت ورشوه می طلبید وفورا با تذکر دینی آیت الله بروجرد ی روبرو می شد ویا طبق نص آیه قرانی وتدلوا بها الی الی الحکام عمل می شد واز این طریق و نظام سلامت اداری ویا دانشگاهی برگزار می شد ولذا "مرجعیت دینی " اش حافظ منافع طبقات پایین شهری بود ویاحافظ سلامت نظام اجتماعی ویا خانوادگی ویا "سلامت اداری" بود که مصون از "اجحافات اداری" بشود ویا شهر وندان ایران و از "درجه یابی قدرت مدیران اداری "آسیب نمی دید و تئوری تاسیس انجمن های اسلامی دانشگاههای اواخر عصر دولت شاه نیز از نظرات فقهی ایت الله بروجردی نشات می گرفت ونه از تفکرات بازرگان ویا دکتر شریعتی ! ومتاسفانه "باند وزرای ماسونی" مهندس بازرگان با "ایدئولوژی صادقانه انجمن اسلامی دانشگاهها" موافق نبودند ولذا توطئه کرده وآنرا به فروپاشی دچار کردند که در مقاله قبلی ام به آن موضوع اشاره کرده ام وآیت الله بروجردی هم ودر" تئوری دینی "خود معتقد بود که "قانون اساسی "ویا "بخشنامه های " ِهر کشور وبا داده شدن "درجه اداری" ویا" درجه نظامی "به کارمندان و وسرهنگان کلانتریها وممکن است که طبق نصوص مختلف قران منجر به "عدالت اجتماعی "نشود ویا به" قسط اداری" ویا "انضباط اداری"منجر نشود ویا با درجه یابی اداری " کارمندان ویانظامیانش وعدم فساد اداری "بوجود نیاید! ولذا از نظر متون قران وفقط عدالت وقسط در آیات مختلف قران زمانی در یک کشور شکل می گیردکه قانون اساسی ان کشور به دو نوع حکومت دنیوی وحکومت دینی مجزا تفکیک بشود که مهندس بازرگان با استنباطهای فقهی وارونه از قران واین نظریه را واژگونه نمود ،وتا سلطه نخست وزیری "حکومت خودش ووزرای زیر خودش رابدست آورده و بر پیاده شدن آیات قرات در ادارات ایران "وسلطه بدهد ولذا در تئوری پردازی حکومت اسلامی مهندس بازرگان و" فقط یک نوع "حکومت اسلامی" مطرح بودکه "نهاد دین ودرنهاد سیاست "باید ادغام بشود !وتا اوبتواند که بعنوان نخست وزیر مسلمان انقلابی عمل کرده وبر کرسی صدارت بنشیند که در صدارت مزبور هم وبر رعایت شدن ایات قرانی ودر" ادارات تحت امرش" توجه نکنند!وچرا که در تئوری جدید دینی اش و وی هم نخست وزیر "پیاده کننده دستورات اجرایی خودش" بود وهم "فتوی دهنده شرعی بودن ویا عدم شرعی بودن اعمال خودش بود ویا اعمال مدیرانش بود !ویا در برابر مردم بد بخت بود واز این راه نهاد دین را ودر پست اجرایی خودادغام کرد ویا در نخست وزیری اش ادغام کرده بود و عین همین نوع از عقاید سیاسی – مذهبی را هم وبنی صدرنیز داشت که با نوشتن کتابی راجع به مدرس بود وتحریفی از "عقاید سیاسی مدرس" هم کرده بود ویا در تقلید سیاسی از با زرگان وکتاب "مدرس " خود را نوشته بود ودر آن کتاب هم وعمل پیوند ناجور "دین وسیاست "را گنجانیده بود ویا کتاب "اقتصاد اسلامی "مورد نظر ریاست جمهوری اش را نوشته بود که در گرفتن پست ریاست جمهوری برای خودش وهم خودش بالاترین مرجع اداری کشور باقی بماند وهم بالاترین مرجع تقلید فتوی دهنده اعمالش باقی بماند ودرمکانیزم تدوین قانون اساسی ویا عضویتش در شورای انقلاب را وهمین هدف را دنبال می کرد ! وبه همین دلایل روانشناسی اجتماعی بود که " تز ادغام دین ودر سیاست انجام شد ویا هر دونفر بازرگان ویا بنی صدر و به مرحله اجرایی گذاشتند که هر دواز " لژ ماسون فرانسه "بودندکه در مقاله قبلی ام وبه ان اشاره کرده ام ! والبته تئوریسن اصلی در این مورد وبا شخص مهندس بازرگان وبنی صدرمی باشد وبقیه ایرانیان وبدلیل فقدان سواد دینی لازم ونسبت به نحوه اداره دینی صحیح ادارات ایران و از آن دونفر الهام فکری گرفته بودند . و لذا آیت الله خویی هم ودر ملاقات با فردی که ،به دفتر وی ودر نجف رفته بود وبه وی گفته بود که امثال بازرگان ویا دار ودسته وی وبا نوشتن این نوع از کتابها ی" مرجعیت وروحانیت در ایران " وبه براندازی سلطنت نمی اندیشند وبلکه به "براندازی مذهب در ایران" فکر می کنند ومثلا یک از افرادی که با تئوری حکومت اسلامی مدل بازرگانی مخالف بود وآیت الله گلپایگانی مرحوم است که چندین میلیون مقلد دینی ودر تهران داشت ویا در استان مرکزی ایران و اطراف گلپایگان ویادر پاکستان داشت وبعلاوه مدرسه دینی خاصی هم ودر حوزه علمیه قم داشت که طلبه های خودش را تربیت می کرد ووقتی تعدادی از مدیران جهاد سازندگی که در عهد وزارت مهندس بازرگان واین نوع از نهاد اداری جدید را براه انداخته بودند ویا "هیاتهای هفت نفره آن اداره جهاد سازندگی "وزمین های متعلق به افراد مختلف را وبین عده ای خاص تقسیم میکردند وافراد مصادره شده اموال هم وبه ایشان مراجعه کرده بودند واز ایشان نظریه فقهی ودر مورد مزبور خواسته بودند وایشان هم و با استناد به آیه قرانی مصادره اموال دیگران وآنرا و طبق نص ایات قرآنی ویک نوع "غصب "می دانست ولی نمایندگان مجلس که در آن موقع واز تفکرات تئوریک مهندس بازرگان الهام می گرفتند ویا در باره مشروعیت قانونگذاری خود والهام می گرفتند ومتاسفانه افراد دفتر تحکیم وحدت هم واز اعمال غیر شرعی آن نمایندگان و حمایت می کردند که مورد اعتراض انجمن های اسلامی دانشگاهها بود وحتی مورد اعتراض انجمن حجتیه هم بودند ولی با ندیده گرفتن آیات قران ودر مورد آنان عمل کرده ویادربین مردم شهرها وتبلیغات زیادو برای آنان بوجود آورده بودند که باعث شدند تا 250 نماینده مجلس وازکاندیدهای حزب جمهوری اسلامی وبه مجلس راه بیابنند ویا با تبلیغات تئوریک بازرگان ودر موردنمایندگان ملی – مذهبی ها بود که در مجلس حضور داشتند ویا با تفکرات کتابهای تئوریک مهندس بازرگان بود که می اندیشند و فرق یک "روحانی مبارز" و"روحانی سنتی" را با تفکرات کتابهای بازرگان از نماینگی مجلس خود رواج می دادند وتعدادی از انها هم وخودشان وبه صرف عضویت در حزب جمهوری وخودشان را جزو "روحانیون مبارز" مجلس می دانستند ودر حالیکه قران در شرح وظیفه یک روحانی و"عضویت حزبی اورا "مطرح نمی کند وبلکه معیار های تقوای وی را مطرح می کند !ولی معیار های اول انقلابی بود که مهندس بازرگان وبا کتابهای خودش وبوجود آورده بود ویا تصوور می کردند که به خاطر مبارزه اشان با شاه ومی توانند که نص ایات قرانی را ودر مورد "غصب اراضی دیگران "را هم ندیده بگیرند !ویا نظریه فقهی آیت الله گلپایگانی را ودر مجلس مجلس مزبور غلط بخوانند ! ولذا زمانی که در مجلس مزبورو فتوی ایت الله گلپایگانی خوانده می شود ویادر مجلس ودر مورد اراضی شهری هیاتهای 7 نفره مطرح می شود وهمان نمایندگان مبارز مجلس هم جنجال کرده ومی گویند که ما مقلد آیت الله گلپایگانی نمی باشیم واز فرد دیگری وتقلید می کنیم وهمچنین موضوع مزبور ودر کتاب :خاطرات آقای رفسنجانی هم امده آست که در همان موقع و رئیس مجلس بود واز این رو و همان نمایندگان مجلس وبرخلاف نظریه فقهی ایت الله گلپایگانی و رای قانونی داده وبه تصویب هما ن تصمیمات هیاتهای 7 نفره می پردازند ووقتی که جریان مصوبات مجلس ویا گفتگوهای مجلس را وبه آیت الله گلپایگانی منعکس می کنند وایشان می گوید که نص آیات قرانی ودر مورد غصب اراضی دیگران وبستگی به نظریه این مرجع تقلید ویا آن مرجع تقلید ندارد! وبلکه اجتهاد مختلف ودر مورد نص صریح ایات قرانی وامکان پذیر نیست وودلیلش را هم ودر کتاب تدوینی خودش نوشته است ویا در مورد" فقه من دراوردی ومبارزه طلبی "امثال بازرگان ذکر کرده است که عنوان کتاب تالیفی ایت آلله گلپایگانی وعنوان عربی خاص" می باشد که نظریه ایت الله خویی راهم و به نحودیگر ودر مورد نحوه اجتهاد فقهی افرادی ونظیر بازرگان را تائید می کند ویا در عنوان عربی روی جلد کتابش آورده است و اقای رسول جعفریان همو در کتاب "جریانهای مذهبی ایران "وبه عنوان عربی کتاب مزبور ایت الله گلپایگانی واشاره کرده است که به زبان عربی نوشته بود ولی ترجمه فارسی اش وچنین می باشد که آن نوع از نمایندگان ویا وزرایی که برای توجیه مصوبات شخصی خودومستند به فقه استنباطی خودشان عمل می کنند وخداوند آنها را هدایت الهی نکرده است !وعین فتوای آیت اله خویی هم و در مورد استنباطها ی فقهی مهندس بازرگان ودر عدم جدایی" فقیه دینی" واز" وزیر دولتی " چنین است که مسلمان نامیدن خودش را وبخاطر پست نخست وزیری خودش می دانست که در نظر طبقه عوام ومصوبات شخصی پست اجرایی خودش را و"مشروع قرانی" جلوه بدهد! ولی نمایدگان مجلس ویا دولت زمان شاه وچنین جراتی را واز خود نداشتند ولی همان مرجع تقلید ودر کتابهای خودشان و واجب بودن رای دادن به یک وزیر مسلمان راویا به یک نماینده مجلس مسلمان راو در عمل به محتوای ایه قران در مصوبات ویا عدم عمل کردن به آن می دانند " وبهمین دلیل هم وآیت الله نجفی مرعشی ویا آیت الله سید صادق روحانی ویا آیت الله اذری قمی هم واز دادن رای وبه نمایندگان مجلس مزبور خود داری کردند که چنین عقایدی را داشتند ویا خوددای کرده بودند که به خود داری انان هم ومستند آ در کتاب خاطرات اقای هاشمی اشاره شده است وبعلاوه نظریه فقهی ایت الله منتظری هم ودرمورد مصوبات مجلس ویا هیات دولت چنینمی باشد ومثلادر کتاب خاطرات سال 1374 ش اقای هاشمی اشاره شده است که عین نظرات مراجع تقلید دیگر را هم نشان می دهد وهمگی تئوری مهندس بازرگان واز حکومت دینی را رد می کنند ! وبعلاوه عدم اعتناع به دین را ودر پست های اجرایی را واقای محسن رضایی هم ودر کتاب خاطرات خود می پذیرد که به موارد ان اشاره نمی کنم ! ولذا اعضای انجمن حجتیه هم که در سال 1361 و62 13ش وحدود 35 هزار عضو خود را واز دفتر تحکیم وحدت بیرون کشیدند وتحت تاثیر اعتقاد به 15 حدیثی میباشد که در مورد امام زمان (ع)می باشد که اعضای مذهبی انجمن های حجتیه وبا تکیه به آن حدیث ها ی متعلق به حضرت حجت واطاعت از یک وزیر مسلمان ویا نماینده مسلمان را واجب می دانستند ویا واجب برای خود نمی دانستند ! ویا عین همین عقاید بچه های انجمن حجتیه را هم ومراجع دینی در مورد نص ایه قرانی داشتند که می گوید : " اطیعواالله واطیعوالرسول واولوالامر منکم است که اگر دستور دهی یک وزیر مسلمان ویا معاون اداره مسلمان ویا نماینده مجلس مسلمان وبا ایات قران ورسول خدا مغایر ت یابد که در ایه مزبور آمده است واز اولی الا مر بودن می افتند ولذا واجب بودن اطاعت از وی وبستگی به ان دارد که وی هم ودر وزارتخانه های مزبور ونص ایات قرانی ویا حدیث رسول را وبه اجرا می گذارد ویا نمی گذارد؟ ویا رای دادن به یک نماینده مجلس از نظر قرانی چنینمی باشد ؟ ولذا واجب بودن اطاعت اداری از وی ومشروط به تبعیت اش از ایات قرانی دارد وبه خود پست دولتی اش مربوط نمی باشد ولذا نص قران ودر مورد "حکومت وحاکمان اداری " ودر ایات مختلف روشن می باشد و روشن است که در صورت اطاعت از دسنورات خدوندورسول خدا ودر مرحله سوم قرار می گیرند که اولوالامر میشوند ویا اطاعت از انان وبه دستور توصیه می شود ولی اگراحیانا و دستورات شخصی خود را ودر وزارتخانه مزبوروبه اجرابگذارند وضرورت اطاعت از انان سلب میشود وزیرا که قران و در آیات مختلفش واین نوع از اعمال حکام وزارتی را محکوم می کند واز این طریق و رابطه بین "دین وحکومت "را روشن می نماید ومثلا دهها ایه قرانی ودر مورد "حاکمان ادارات " روشن است ومی گوید :من لم یحکم بما انزل ال الله وهوکافر ویا در آیه دیگر می گوید ومن لم یحکم بما انزل الله وهوفاسق وغیره ولی بچه های انجمن های اسلامی دانشگاهها وانجمن حجتیه متحیر مانده بودند که چگونه دفتر تحکیم وحدت که بدست افراد غیر دینی افتاده بود وبه مدیران ماسون -مذهبی وزارتخانه ها و تبلیغات فرهنگی می کردند ویا بنام دفتر تحکیم وحدت اسلامی براه می انداختند که در حالیکه مصوبات خلاف آیات قرانی را به درون وزارتخانه ها می کشاندند ونیز در حالیکه متون قرانی و آن اعمال اداری را ونهی می کند ویا فتوای ایت الله منتظری وایت الله طالقانی و یا آیت الله آذری قمی وآیت الله صادق روحانی ویاآیت الله نجفی مرعشی نیز وچنین می باشد که در مورد اعمال حلال وحرام یک وزیر مسلمان امروزین است وکتاب نوشته اند وبخاطر همین مکتوبات خود نیز ومورد غضب افراد مختلف قرار گرفتند ومتاسفانه دیدگاه غلط مهندس بازرگان ودر کتاب " مرجعیت وروحانیت خود در اسلام" ودر فرهنگ عوامانه ایرانیان اثر خود را گذاشته وچنین وضعی را بوجود آورده بود ولذا این نوع از روحانیون وارسته ومورد اذیت وآزار طبقه عوام قرار گرفتند ویا بخاطر عقاید قرانی اشان واذیت شدند وفرضا همانطوریکه درکتاب خاطرات آقای رفسنجانی هم آمده است برخی از وزرا ویا نمایندگان وبخاطر کتاب مزبور آیت الله گلپایگانی وشهریه وی را واز کشور پاکستان قطع کردند ویا کاری کردند که بیمارستان موقوفه وی ودر مسیر مترو تهران قرار بگیرد ویا آیت اله منتظری وغیره هم وبخاطر فتواهای جدیدمذهبی اش و در مورد عملکرد وزرای مسلمان ومجبور شدکه نماز ویا درس دادن صرف خودش در قم را نیز واز دست بدهد که حق هر رووحانی مذهبی می باشد ویا در آخر عمرش ودر جنوب تهرا ن وبه تنهایی زندگی بکند ویا ایت ا لله اذری قمی وبخاطر فتواهایش ومدیریت روزنامه رسالت ویا مدیریت حوزه علمیه قم را واز دست بدهد ویا ایت الله سید صادق روحانی ویا ایت الله نجفی مرعشیودچار انواع مشکلات بشوند! ویا حتی به نقل خاطرات سال1361 ش آقای رفسجانی که درهمان کتاب می نویسد :وقتی که فرماندار قم وبرای رای گیری به نمایندگان مجلس صندوق رای گیری راو به منزل اقایان آیت الله نجفی مرعشی ویا آیت الله سید صادق روحانی می برند وتا بگوید که انها هم ورای دادن به نمایندگان مجلس را واجب شرعی می دانند وآنها هم که انسانهای وارسته بودند ویا با سواد به مفاهیم قرآنی بودند ومی دانستند که امثال بازرگان ویا وزرای باصطلاح مسلمانش ودر هیات دولت ویا در ایام نمایندگی دوره اول مجلس وبه تصویب مقرراتی می پردازند که یک نوع "دین زدایی" از جامعه ایرانی است ولذا رای دادن به آنهارا و بر خلاف مجریان تلویزیونی وخلاف می دانستند وبرای اینکه بهانه بدست فرماندار قم هم ندهند که تبلیغات و برعلیه آنان هم وراه بیندازند ولذا به نقل اقای هاشمی وتصمیم دوتایی گرفته بودند که در روز انتخابات وبه خارج شهر قم بروندو تا گناه نکنند وبعلاوه در صندوق آرای روستاهای قم هم واسمشان نبود وزیرا انها آشنا به ماهیت عمکرد بازرگان ودوستانش بودند وفرضا همان آیت الله سید صادق روحانی وآیت الله قمی ودر سال 1345 ش به" لایحه حمایت از حقوق" خانواده رژیم شاه اعتراض شرعی کرده بودند که بخاطراعتراض شرعی خودشان هم وهرکدام به تبعید شهرهای بد آب وهوای خاش ویا زابل رفته بودند ومعتقد بودند که طرح مزبورو یک نوع طرح انگلیسی _ امریکایی می باشد وبا بسیاری از آیات قرانی مغایر می باشد وفرضا با نص سوره های طلاق ونساء وبقره ونور وغیره قرآن مغایرت دارد ولذا با عث متلاشی شدن خانواده های مسلمان ایرانی خواهد شد! ودر حالیکه "ماهیت لایحه حمایت خانواده "دوران دوران هویدای بهایی ودر سال 1345 ش هم وضدیت کمتری با محتوی قرانی داشت که مهندس بازرگان ودر دوران نخست وزیریخودش و ان را با محتوای غلیظ تر تصویب کرده بود ویادر دوره اول نمایندگی دوره اول مجلس وبا دوستانش و وزرای ماسونی مشکوکش به تصویب رسانده بود ند ویا در عقد نامه ها گنجانیده بود ند ولذا آن دو مرجع تقلید وارسته وآشنا به قران دهاتی نبودند که نظیر خیلی از دهاتی های رای دهند ه عمل کرده ویا بیندیشند ویا واجب بودن رای دادن به آن نمایندگان مجلس را واز "مجرای تلویزیون قم" یاد بگیرند ویا سالها درس اجتها دفقهی استادانه خود را ودر دروس قم را فراموش بکنند ویا مجتهدی فقهی 80 ساله خود را ورها کرده ومقلد اجتهاد فقهی فلان جوانکه رسانه تلویزیونی بگردند که بجای" خبر نگاری وخبر نویسی ساده "وهر کدام یک نوع "مفسر قران" شده ا ند ولذا ناچار بودند که بخاطر عمکرد غوغا سالارانه وزیر ارشاد بازرگان عمل کنند که دکتر ناصر میناچی ماسون بود و در وزارت ارشاد کاشته بودکه تبلیغات فرهنگی – شهری توام با پوسترهای فراوان براه می اندازد ویا همان دونفربازرگان وبنی صدر وقطب زاده ماسون را ودر تلویزیون کاشته بودند تا مصوبا ت ضد قرانی خود را ودر مورد "حمایت ازحقوق خانواده ها" وغیره را وبا جنجال سازی رسانه ای را وعین نزول وحی قرآنی قلمداد بکنند ویا رای دادن به مصوبات مزبور را و یکی از واجبات الهی وبرای قشر دهاتی جماعت ایران تبلیغات بکنند ولذا ناچارا آن دو روحانی وارسته ومسن قم هم ومجبور بودند که از شهرقم رفته ویا در ایام انتخابات خارج بشوند وتا دراواخر عمرشان حداقل گناه نکرده باشند !ولذا به نقل قران که می گوید :تعاونوا علی البر والتقوی ولا تعاونوا علی الاثم والعدوان واجتها د فقهی اشان آن بود که تعاون وکمک به رای دادن به نماینده ای که می خواهد اثم ( یعنی گناه ) ویا عدوان ( عداوت زن وشوهری ) را در خانواده های ایرانی براه بیاندازد ویا (بر وتقوی) را واز خانواده های ایرانی را برچیند و گناه وحرام می دانستند ! ولی مهندس بازرگان ویا وزرای دادگستری بازرگان ویا بنی صدر و بنامها ی صدر حاج سید جوادی ویا اسدالله مبشری ویا وزیر دادگستری دیگرشان که از نهضت آزادی بودند واین نوع لایحه قانون حمایت از حقوق خانواده را تهیه کردند ودر دفترخانه ها به اجرا گذاشتند که به متلاشی کردن اکثریت خانواده های ایرانی ،منجر شد وآن لایحه حمایت از حقوق خانواده وبه سفارش مهندس بازرگان ولژ بیداری ایرانیان تهیه شده بودند که بازرگان واز دوره کودکی اش ودر مدرسه عضو آن لژ بیداری عضو شده بود ویعنی در مدرسه محمد علی فروغی فراماسون وبرادرش شده بود وبه سفارش ویا با پول همان لژ بیداری وبه همراه 100 نفر طاغوتی دیگردولت رضا شاه وبه فرنگ رفته بود ویا در سال 1307ش و برای تحصیلات خارجی و به" لژ فرانسه "فرستاده شده بود ودر فرانسه هم ودرس مهندسی نخوانده بود وبلکه به نقل محسن فروغی که هم دوره درسی اش ودر فرانسه بودویا به نقل منبع تاریخی دیگر واز دانشکده اکستر لندن است ودر یک کلیسای ماسونی پاریس ودروس الهیات ماسونی خوانده بود ویا بجای درس مهندسی خوانده بود وبعدآ هم به سفارش همان محمد علی فروغی و نخست وزیردوران رضا شاه و در سال 1314ش وبعنوان معاون مالی دانشکده فنی استخدام شده بود ودر حالیکه در همان دانشکده فنی تهران هم وحداقل 20 نفر مهندس دیگر نیز ودر همان سال استخدامشان وسرشان را پائین انداخته بودند ودر 4 رشته مهندسی دانشکده وبرای ایرانیان "دانش فنی "تولید می کردند ولی مهندس ریاضی رئیس مجلس دوره شاه ویامهندس بازرگان ونخست وزیر بعد از وی وچونکه چیزی از علم مهندسی نمی دانستند ولذا یکی معاون اداری _مالی شده ودیگری هم معاون اموزشی دانشکده فنی شده بود که تنها ماشین امضائ دانشکده بودند وزمانی هم رضا خان از ایران می رود ومحمد علی فروغی دوباره نخست وزیر پهلوی دوم شده بود وبه سفارش همان محمد علی فروغی وخانواده مخبرالسلطنه هدایت نخست ووزیر دیگرماسونی رضاه شاه را وادار می کند که مسجد هدایت خانواده خود را به همان مهندس بازرگان ودوست فرانسه اش اقای سحابی واگذاربکند و تا از آنها هم یک "مفسر قران" بسازند ویا "تئوری حکومت اسلامی ماسونی" خود را طراحی بکنند ودراواخرحکومت پهلوی دوم نیز ویعنی در سال 1357 ش وپیاده سازی بکنند! ونیز به سفارش همان لژ بیداری بود که مهندس بازرگان ودر سال 1341ش امیر انتظام را که یک نفر یهودی بود (ونه مسلمان) وبه عنوان سخنگوی نهضت آزادی خود میگذارد که یکی از کتابهای منتشره کیهان ونام یهودی امیرانتظام را ودر کتاب مزبور افشاء کرده است ویا عده ای را هم وبه سفارش وی ودکتر علی امینی نخست وزیر ماسون ومذهبی شاه وبه فرانسه می فرستد ویادر سال 1339ش و جهت اخذدکتری خارجی میفرستند که نظیر دکتر ابرهیم یزدی بود ویا دکتر توسلی ویا دکتر شریعتمداری ودکتر بنی صدر وغیره است وعده ای را هم ودر "هیئت دولت علی امینی "وبا مشاوره مهندس بازرگان ودکتری داخلی"می دهند ویا بدون تحصیلات کلاسیک دادند وآری وی را از گذشته در آب نمک خوابانده بودند که وقتی دانشجویان انجمن های اسلامی دانشگاهها وبصورت 37 هزارجوان کم سن وسال ویا33وقتی هزاردانشجوی جوان چپ گرای کم عقل تر از اولی ها واگر روزی توانستند که "رژیم شاه" را به سقوط بکشاندند وآنگاه همه آن دانشجویان دانشگاههارا کنار بگذارند وچند سال بعد هم 35 هزاردانشجوی مذهبی انجمن های حجتیه رااز ادارات کنارگذاشتند ووراه را برای ورود دانشجویان با مرام عقیدتی گل وبلبلی باز کردند که خانواده های ایرانی رابسوی "دین بهائیت جدید" بکشانند ونگذارند که "مرام وایدئولوژی" اسلامی وبعد از سقوط دولت شاه ودر ایران بوجود آید ویا با دست همان دانشجویان انقلابی ورواج بیابد ولذا مهندس بازرگان می بایست که بنام اولین نخست وزیر مسلمان جهان وتداوم راه "هویدا ی بهایی "را بلا فاصله می بایست که ادامه می داد ودانشگاهها را واین بار می بایست ّکه "بهائی جدید" بکند واگر هویداویا وزرایش وتنها توانسته بود ند که 400هزار نفر از ایرانیان را بهایی بکنند ویادر طول 150 سال به "ائین شریف بهائیت" در بیاورند ولی مهندس مهدی بازرگان زاده دوره قاجار ومیبایست که بلافاصله وراه هویدای مقتول را ادامه میدادواین بار و در لباس تفسیرقران جویی جدید ومی بایست که "مرام جدید ایدئولوژیک " بوجود میآورد که بلا فاصله جایگزین "دین هویدای بهایی قدیم "بشود ولذا با کنار گذاشتن دانشجویان انقلابی مسلمان از دانشگاهها ومی توانست که در کمترین مدت وبتواندکه با تفسیر گویی ها ی جدید خودش واز دین انقلابی ومرام جدید بسازد وتعدادزیادی از دانشجویان مسلمان جوان وکم عمق دانشگاهها راویا دانش اموزان مدارس را وبه "آئین شریف تر دین بهائیت جدید وپیرو دین بازر گان ووزرای مشکوکش "وتبدیل بکند و"شرایط عضویت در دین جدیدماسونی آنها " وهمانطوریکه درص 7 کتاب "فراماسونری عهد هویدا" هم آمده است وتبدیل شدن دانش آموزان مدارس وجهت عضویت در دین جدید بازرگان وتبدیل شدن همان دانش اموزان مسلمان قدیمی وبه دانش آموزان جدید مدرسه معین ویا شاگرد قرانی مثل سعید طوسی می باشد که با تفسیر قران گویی جدید بازرگان بود ویا دکتر ابراهیم یزدی می باشد وبجای "حلقه های فراماسونری" وانرا " حلقه های صالحین " می نامیدند وامری حلال برای دانش اموزان مسلمان بود ویا در دین بازرگان ویا دکتر یزدی وبنی صدربود وبا این عمل وآنان را از عقب ماندگی اسلامی در می آورد! ویا به نقل کتاب " سر عقب ماندگی مسلمین " مهندس بازرگان واز عقب ماندگی بیرون میآمدند وبنظر مهندس بازرگان واین عمل "مسلمانان پیشرفته"و د ر7 ویا 8 سوره قران هم وحرام نمی باشد وبلکه برای جوانان مسلمان انقلابی وحلال می باشد! وفلسفه نوشتن کتاب " سیر تحول قران "وتوسط مهندس بازرگان هم ودر همین راستا بود که دوسال قبل انقلاب نوشته بود ویا در سال 1355ش نوشته بود ودر آن ونحوه تبدیل شدن "حرامهای قرانی" وبه "حلال ها" ودر "سیر تحول تفسیر قران گویی "مهند س بازرگان امده است وجایش را به همدیگر می دهند ونیز بهمین دلایل بود که مهندس بازرگان ماسون مذهبی وسپس بنی صدرماسون وبجای دانشجویان مسلمان انقلابی داخلی وشروع به بازسازی ادارات جدید ایران وبعد از هویدا نمودند ویا شروع کردند که با دست وزرای دادگستری خودشان و"لایحه حمایت از حقوق زنان " ویا لایحه حمایت آزخانواده "را به تصویب برسانند که در اروپا وآنرا "فمینیسم وچند شوهری "می نامیدند ولی در ایران ومهندس بازرگان ونام انرا گذاشته بود که "حمایت از حقوق زنان " ویا " حقوق خانواده "ویا وزیر مخابرات مهندس بازرگان هم ویا محمد قندی بنی صدر هم وزمینه "اینستاگرام وفضای مجازی "بعدی را ودر همان کابینه بازرگان وبنی صدر فراهم می کردند وت جایگاه "مدیرا ن مخابرات "بعدی را تسهیل می نمودند وتا "سیر تحول تفسیر قران گویی مهندس بازرگان ودکتر یزدی بوقوع بپیونددواگرقبل از انقلاب ایران و فرهنگ مردم ایران طوری بود که برخی از اعمال را حرام وبا تفسیر قران قدیم می دانستند که در 15 آیه قران آمده است ومثلا دیدن بدن عریان زنان محصنه دیگران واز پنجره فیزیکی حمامهای عمومی زنانه وحرام شمرده می شد ویا دانش اموزان ودر نزد خانواده های خودو این نوع از حرامها را وفرهنگ پذیر خود کرده بودند ولی دانش اموزان ودر "فرهنگ جدید مخابراتی" مهندس بازرگان وباز کردن "پنجره الکترونیکی موبایل" خودرا حلال دانسته ویا دیدن برهنه زنان دیگران ودر مدارس زیر نظر وزیر آموزش وپرورش مهندس بازرگان را می آموختند ودرحالیکه در سوره نساء وغیره قران و فقط برای شوهر عقدی اش حلال بود ویا طبق "عقود الاسلامی و زوجیت " وقتی بود که در آن عقد آسلامی زن می گوید و" زوجت نفسی " وبا ضمیر مفردهم می گوید ( ونه با ضمیر دسته جمعی )وشوهر هم آنرا قبول می کند وتا در ازای مهریه ونفقه وارث وهبه زنش وجمله قبلت التزویج را به او بگوید! ویا در در ازای نفقه زنش ویا مهریه دادن به اوست ویادر ازای ارث بردن مالی زنش از اوست ویا در گرفتن هبه از اوست وبعلاوه یا شرط عدم زنای محصنه زن مزبور و با دیگران هم همراه است وتا خرجی های اقتصادی مزبور را واز مردعقدی خود بگیرد! و وبه همین دلیل هم وبا تفسیر قران گویی "آیت الله بروجردی" وکسی در عصر وی جرات نمی کرد که برود واز پشت بام پنجره های حمام های عمومی زنانه وآنان را ببیند ویا زنان عقدی لخت دیگران را ببیند ویا پدر ومادر همان فرد هم وبرای رویت عریان زن عقد ی فرزندش وحرام بودن آنرا می دانست ولذا به اتاق خواب عروس اش نمی رفت ! وچه رسد به فلان مدیر اداره مهندس بازرگان ویا کلانتری محل که مدار بسته ها را ودراختیارخود دارد ویا در اداره اماکن وغیره وبرای همه اشان حرام می باشد ویا طبق نص آیات قرانی وباز کردن پنجره الکترونیکی اتاق کار زن دیگران ودر ادارات زیر نظر مهندس بازرگان وحرام بود ویااز منزل دیگران حرام بود ولی با تفسیرقران گویی جدیدمهندس بازرگان حلال شد ویا توسط تفسیر قران دکتر ابراهیم یزدی ویا فلان خانم روسری دار تلویزیون که هر روز یک روسری نو وسرشان می کنند ! وهمه این نوع از حرامهای الهی وحلال شده اند ولذا فرهنگ پذیریهای بعداز انقلاب تغییر یافت واز این رو اغلب فرزندان خانواده ها هم و تغییر دین داده اند ویا با آموخته های غلامحسین شکوهی که وزیر آموزش وپرورش بازرگان بود وتغییر معیار دینی داده اند ویا باز کردن اتاق خواب پدر ومادر خود را هم وبخود اجازه می دهند! ویا براثر تعلیم وتربیت علی اکبر پرورش می باشد که جزو انجمن حجتیه اصفهان محسوب می شد و در دوره بنی صدر ماسون همدانی ووزیر گردیده بود ویا ایام بعدیتر وزارت آموزش پرورش ودر مدارس این نوع مفاهیم جدید آموخته می شود وبچه ها باور کرده اند که می توانندوبه اتاق خواب پدر ومادر خود هم وسرک بکشند وببیند که چکار می کنند ؟که جریان فرهنگی "مدرسه معین "واز آن دوران اآغاز گشت که معیار های تفسیر قران وبه وسیله مسئولان آموزش وپرورش ویا بازرگان ودکتر یزدی وبنی صدر قران خوان عوض شد که نتیجه ادغام "وظایف فقیه دینی" ودر" وظایف وزیر دولتی "می باشد که محصول "تئوری حکومت اسلامی مدل بازرگانی" می باشد که سکولاریم "دین ودولت "را حرام وآمریکائی می دانست ولی تبدیل کردن " وزیر دولتی" وبه "فقیه مفتی اعمال خودش را "و" اسلام مبارز" می دانستوچون که وزیر مربوطه هم و"اختیار اداری بالاتر" داشته باشد ولذا هرکسی هم که اعتراض دینی وبه مصوبات شخصی وی بکند وفورا اعتراض او و" بی دینی وضدانقلابی "تلقی بشود وبا "این نوع از تفسیر قران گویی مهندس بازرگان " بود که اغلب وزیران بازرگا ن ویا بنی صدر که الگوی وزرای بعدی تر هم شد ند وبعلاوه مهندس بازرگان وبا کمک وزرای دادگستری خود وبه "تدوین مقررات جدید عقدنامه های ازدواج منجر گشت که همه خانوادها ایرانی را وبه فروپاشی دچار نمود که در مقاله بعدی ام وبه اثرات آن نوع از "عقدنامه ازدواج مدل بازرگانی "خواهم پرداخت که خانواداه های از هم پاشیده ویا فرزندان یتیم شده ویاکنار خیابانی ویا کارتون خواب وغیره را بوجود آورد! ولذا با روال مزبور که همگی دستورات قران وبه کنار گذاشته بود وبرعکس ودستورات همان وزیران و آیات منزل واز طرف خداوند گردید ه بود که نتیجه "تئوری عملیاتی کردن حکومت اسلامی "وتوسط مهندس بازرگان می باشد که هم" تئوریسن طراحی فکری" این نوع از حکومت اسلامی می باشدکه طراحی اولیه اش ودر سال 1321ش اتفاق افتاد وهم "تئوریسن پیاده سازی عملیاتی آن" در سال 1357 ش بود وهمچنین وزرای علوم مهندس بازرگان ویا بنی صدرهم و در بهم ریختن حقوق صنفی دانشجویان وحقوق جنسی دختران دانشجو وسهم اساسی داشتند وهمه معیارهای آیات قران را و زیر پا گذاشتند ومعلوم نیست که از" کدام ماسون اروپایی" وبه بازرگان توصیه شده بود که اول دکتر شریعتمداری را ودر راس وزارت علوم بگمارد که دانشجویان نماز خوان وانقلابی راو "افراد غیر اسلامی "بخواند؟ وسپس "دکتر حسن عارفی" را وبه عنوان "رئیس دانشگاه تهران "وحکم بدهد وبه دانشگاه تهران بفرستد که ما دانشجویان مسلمان ومسلمان زاده ویا نماز خوان واقعی را وافراد غیر اسلامی بخواند ویا با حکم ودست خط بازرگان وسمت ریاست دانشگاه تهران را بگیرد؟ وبخشنامه انقلاب اداری ویا پاک سازی را بدهد ویا در 7تیر ماه 1359ش بدهد وبعلاوه با وقاحت خاص ودر توهین وقیحانه به 250 هزاردانشجوی مسلمان وبخشنامه داروغه گرانه خودرا وصادر کرده ویا در مورخ 7 تیر ماه 1359 ش وبخشنامه انقلاب اداری وپاکسازی ادرات را ودرهمان مورخ تیر ماه صادر بکند که عین متن بخشنامه پاکسازی ما دانشجویان ومسلمان زاده ها وتوسط وی و درص 133 کتاب اقای رفسنجانی هم آمده است و بعلاوه روش ریاست یافتن اوبر دانشگاه تهران نیز ودر دوره حکومت بازرگان وچنان با رفتار چندش آور وتوسط همراهان وی توام می باشد که توهین به شعورکلیه اساتید ودانشجویان دانشگاه تهران ویا صنعتی شریف بوده ولذا بخاطر رفتار چندش آور ویا همراه هایش به دانشگاه تهران بود که همه مدیریتها ی دانشکده های گوناگون دانشگاه تهران ودسته جمعی استعفا نمودند و تا اعتراض به شیوه تربیت وی وخانواده بازرگان باشد که کسی بهتر از وی وبه ریاست دانشگاه تهران نیافته بود ودر حالیکه دانشجویان مزبور و تازه شاه را بیرون کرده بودند وریاستهای سابق دانشگاه تهران ونظیر هوشنگ نهاوندی وغیره با آنان وچنین رفتار نمی کرد بودویا این چنین توهین آمیز برخورد نکرده بودکه اکنون وی ویا 23 وزیر قبل از انقلاب وهمگی وبا چهار میلیون کارمند باسواد ایرانی کردند واکنون همگی درخاک امریکا واروپا هستند ولی شرکتهای امریکایی وبجای ان کارمندان ودانشجویان باسواد سابق وسرنوشت ما 83 میلیون ایرانی را وبه دست 23 وزیر جدید ویا بهدست 3/3 کارمند روستایی ایرانی داده اند که با "دولت الکترونیک خود" ونظام خانواده ها را ویا ادارات را یا بازار را بهم ریخته اند وقبلا پوشه های کاغذی ادارات راوقفسه اداری داشتند ولی آنها را هم به پوشه های اداری کامپیوتری جلوی میز خود تبدیل کرده اند وتا با سامانه های نرم افراز الکترونیکی اموخته گوگل وغیره وسرنوشت اداری ماها را اداره بکنند ودر حالیکه فرهنگ غنی دیوانسالاری ادارات ایران ویا دانشگاههای ایران به نرم افزار های الکترونیکی ساخته گوگل ویا ساخته ویندوز بستگی نداشت که فرهنگ اداری عاقلانه ببار اورد ؟ویا فرهنگ توام با انضباط اداری ویا دینیو به وزارتخانه های ایران بیاوردو بلکه فرهنگ اداری وبه متمدن بودن واقعی کارمندانش ودر نظام اداری بستگی دارد ویا به دیندار بودن واقعی آنها ودر ادارات بستگی دارد ؟ ونیز به فرهنگ شهری ویا روستایی همان کارمندان اداری بستگی داشت که چه برداشتی از حقوق دینی ارباب رجوع اداری دارند ؟ ویا چه فرهنگ دینی از خانواده های ایرانی دارند ولی نرم افزار سازان شرکت گوگل و"تمدن دیوانسالاری معقول ایرانیان" را وبا "فرهنگ نرم افزاری روستائیان ایران "اشتباه گرفته اند که در طی 4 هزار سال تمدن ایرانیان وقادر به "اداره نظام فرهنگی ودوایر ایرانیان" نبودند ولی با ورود مهندس بازرگان وبه "جرگه نخست وزیران ایران" وهمان "روستائیان زشت اخلاق" هم کارمند گردیدند وهمگی مدعی رتق وفتق مرغ وگوشت وسبزی ویاصنعت ومشاغل وتربیت خانوادگی مردم ایران شدندکه قادر به کارمزبور هم نمی باشند!! ولذا نظام تربیتی ویا اخلاقی همه دانشگاهها و یا خانواده ها بهم ریخته شده است ویا خرید وفروش بازارمنظم هم وبرای مردم ایرا ن بوجود نیامده است ؟ و بجز از بنگ ویا بی بند باری در دانشگاها ویا پایان نامه فروشی در دانشگاهها ویا دیدن عکس های عریان دیگران ودر دانشگاههای ایران وچیز شکل نگرفته است ویا چیز دیگری از مکانیزم وزارت علومی مهندس بازرگان بوجود نیاورده اند ؟ وبعد از آن واقعه حکم مهندس بازرگان به دکتر حسن عارفی ودیگر دانشگاه تهران آرام نگشت ونصیحت های من نیز وبه آنان اثر نکرد که نماینده کلیه دانشجویان بودم ویا درنحوه اداره خوابگاهها ورستوانهای کل دانشگاه تهران بودم وزمانی هم که خواسته های دانشجویان انجمن دانشکده پزشکی دانشگاه تهران را که به من گفته بودند که به او برانم که در طبقه پنجم ساختمان مدیریت دانشگاه وبه گوش او برسانم که خودشان واستادان دانشکده پزشکی تهران صد برابروی ودوستان دیگرش علم داشتند ویا در علم پزشکی با سواد تربودند ولی با تواضع ملتمس بودند که نظام غنی پزشکی دانشگاه تهران رابهم نریزد ویا با ریاست خود بردانشگاه تهران< بهم نریزد ولی او گوش نداد ! ویا با میانجی گری نمایندگی دانشجویی من بود! ویا با طومار درخواست و تذکر دوستانه ومنطقی به اوداده بودند که جایگاه رفیع علمی دانشکده پزشکی را ودر ادغام با دانشکده های درجه سه ویا چهارپزشکی شهرستانها خراب نکندوبهم نریزد !ولی جوابی که به من نماینده کل دانشجویان دانشگاه تهران داد و احساس کردم که وی فکر می کند که از دماغ فیل افتاده است ودر ک فهیمانه و از خواسته هاای منطقی اساتید پزشکی ویا دانشجویانش ندارد! ولذا در جواب من گفت که :در امر اداری دانشگاه تهران ودخالت نکن !وبه اداره همان خوابگاها ویا رستورانها بپرداز! که در آن مورد دانشجویان و نماینده دانشجویی خودکرده اند! وبا آن جوابش ودیگر به دفتر وی نرفتم وفقط با معاونت دانشجویی دانشگاه کار می کردم واحساس میکردم که وی تلاش دارد که دانشجویان سرکش دانشگاه تهران را به درگیری بیشتر وبا کل نظام بکشاند والبته ریاست وی در دانشگاه تهران هم وچند ماه بیشتر طول نکشید ولی هدفش آن بود که کاری بکند که همه قشرها ی دانشجویی بعد از انقلاب ووحدت سابق خود را واز دست داده در برابر همدیگر صف آرایی بکنند واوهم دیگر در دانشگاه تهران نمی توانست که ریاست بکند وفقط با گذاشتن بخشنامه پاکسازی اقشار مختالف وبر روی میز کار خود وهمه اوضاع دانشگاه تهران را وبه هم ریخته بود ولی بازرگان وبنی صدر که در شورای انقلاب وتدوین قانون اساسی هم بودند واز رفتار غیر عقلا یی اش ودر دانشگاه تهران درس عبرت نگرفتند که با واکنش شدید دانشجویان واساتید تفکر منطقی مدیریتی نداشت ولذادر دولت و بجای عزلش از دانشگاه تهران وبرعکس، پست بالاتر هم به او دادند ویاوزیر علو م اش نیز کردند ویا تنها چند ماه وبعداز تنها ماندنش در مدیریت دانشگاه تهران ودر کابینه ماسونی بنی صدرو پست بالاتر وزارت علوم را به او دادند!وتا برسرنوشت همه دانشگاهیان انقلابی مسلط بشود ! ودر حالبکه برخی از کتابهای معتبر که در مورد "افراد ماسون" نوشته شده است وبه ماسون بودن خانواده صدر همدانی اشاره دارند واسناد دیگر هم وبه رابطه بنی صدر وبا سازمان سیا اشاره دارد ولی دکتر حسن عارفی ودر کابینه چنین کسی وارتقا ء مقام وتا وزارت علوم می یابد و تا حلقه های ماسونی سابق را واین بار وبنام "حلقه های صالحین" ونامگذاری کرده ورواج بدهد ویا فساداداری واخلاقی را به میان بیمارستانها وپرستارها هم برده ویا با واژه سازی جدید گسترش بدهد ویا وزیر علوم شده بود که اوضاع تمامی دانشگاهای ایران را به هم بریزد ! وبعد از آنکه اوضاع کل دانشکاهها را وبا بخشنامه خود بهم ریخت وپیشنهاد کرده بود که اورا وبجای وزارت علوم ودر کمسیون پزشکی امام تعیین بکنند که قبلاپزشکش دکترمعتمدی بود ویا قبلا پزشک مخصوص امام بود ویا رئیس دانشکده پزشکی شهید بهشتی هم بود وبا دکتر عارفی ودر تفکیک دانشکده های پزشکی اختلاف داشت ویا در جدا شدن از دانشگاه مادرو مخالف بودواساتید داشکده پزشکی شهید بهشتی هم و نظیر اساتید دانشگاه تهران مخالف آن طرح بود ند ولی دکتر عارفی وبی اعتناء بود وهمچنان کار خودش را تعقیب می نمود و بعد آنکه دکتر عارفی عضوکمیسون پزشکی امام گردید واز وزارت علوم رفت ومعلوم نیست که کدام لژ خارجی وبه آن دونفر اشاره کردند که این با ر ودکتر محمدعلی نجفی را که تحصیل کرده خارج بود وبمدت یک سال وزیر علوم بکنند ویا کسی را وزیر علوم کرده بودند که به خاطر افشاء نشدن رازش وتوسط زن دوم مخفیانه اش ودر حمام بقتل رسیده بود وسپس دکترایرج فاضل راووزیر علوم کردند ویا علی رغم اعتراضات دانشجویان وزیر علومش کردندکه هم تفکیک دانشکده های علوم پزشکی از وزارت علوم را تکمیل بکند وهم بخشنامه پاکسازی دکتر عارفی راوتکمیل بکند که قبلا وی نتوانسته بود ویا در ایام وزارت خود وبه اجرای عملی بگذارد ؟وهم جهاد دانشگاهی را وبه نهاد پاکسازی دانشجویان تبدیل بکند ؟ ویا بعد از تعطیلی دانشگاهها منجربکند وهم ستاد انفلاب فرهنگی را منحل کرده وبجای آن "شورای عالی انقلاب فرهنگی "را بسازد که به تنهایی ویا در تصمیم گیری چند نفره و برای کل دانشجویان تصمیم بگیرند وهم سرفصل نوسی درسی رشته کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف وامیر کبیر را بدست کسانی بدهند که بجای استفاده از کامپیوتر ودر فناوری صنعتی ویا در تولید کارخانجات صنعتی وتنها ازدانش نرم افزاز سازی جاسوسی جنسی آن لذت برده شود ! ویا شرکت های دانش بنیان صنعتی مورد نظر او وفقط پنجره الکترونیک باز کرده باشد واز درون اتاق خواب یک دختر دانشجو وفلان پسر کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف وهمه دانشجویان دختر خوابگاه را ببیند ویابا دوربین مدار بسته اتاق تحقیقات صنعتی اش وکنترل کرده وپنجره انرا وبا سر فصل نویسی نوین درسی باز کرده وآن دختران را وازکلاس درس تجربی خودو بخوبی ببینند آ ویا به حمام خوابگاه دخترانه دانشگاه وسرکشی الکترونیکی کرده وکنترل بکنندکه آیا همان دختر دانشجو وغسل ترتیبی ویا ارتماسی خود را وخوب بلداست ویا نه ؟ وآنرا به جهاد دانشگاهی صنعتی شریف ویا امیر کبیر گزارش بکنند که گزینش دینی آنها صحیح بوده ویا اشتباه کرده اند ؟ ویا ختنه بودن اسلامی دوست خود را ودر توالت دانشگاه صنعتی وبه مسئولان آن دانشگاه وگزارش بدهند؟ ویا طبق تفسیر قران گویی تجدید تحول گرایانه مهندس بارزگان عمل کرده باشند که دکتر شریعتمداری راوریاست سر فصل نویسی رشته های فنی ایران کرده بود وانها هم ونرم افزار جدید ساختند به فلان رئیس کارخانه یاد بودند که در هنگام تعویض لباس ویا در هنگام عوض کردن لباس کاروتوسط زنان کارگر فلان کارخانه وهمان مدیر کارخانه مهندس بازرگان واز اتاق مدیریت خود و درب بسته پنجره الکترونیک را باز کرده ویا به اتاق آن زن بدبخت باز کرده ویا انواع فروج جلو ویا عقب آن زن دیگران راوعلی رغم نص قران دیده ویا چشم چرانی الکترونیکی مدیریتی بکنند ودر حالیکه قبل از حکومت نخست وزیر مسلمانی ونظیر بازرگان وچنین اموری ودر کارخانجات ایران وجود نداشت که انها را "مدیران طاغوتی" می گفتند ویا جزو حقوق مدیران همان کار خانه داران طاغوتی نبود ولی دولت مهندس بازرگان وبا برنامه درسی کامپیوتری ستاد انقلاب فرهنگی خود واین نوع از امور را حلال نمود ! ودر حالیکه حداقل 15 آیه قران واین نوع از اعمال راو حرام برای نظام مدیریت کشور می داند! ویا رواج دهندگان این نوع از سرفصلهای درسی راو مفسد فی الارض دانسته ولی در فرهنگ جدید دانشگاه سازی ایرانیان ودانش نرم افرازی وبه تولید فن اوریهای صنعتی خاص منجر نمی گردید ! وبلکه با فرهنگ آفرینی قرانی جدید مهندس بازرگان که دکتر شریعتمداری ویا دکتر توسلی را و سردمدار سرفصل نویسی درسی کرده ویا در تعیین رشته دانشگاهی تعیین کرده بودوتا نرم افزار دانشگاهی بسازند ویا بعد از تعطیلی دانشگاهها بسازند ولذا دانش نرم افزار سازی بچه های صنعتی شریف بعد از انقلاب تغییر کرد ویا نسبت به دانشجویان مومن قبل انقلاب وتغییر ماهیت درسی داده بود وبجای مبازره با شاه وهمه خلاقیت ویا هوش خودرا وصرف این نوع از نرم افراز سازی های خلاقانه جنسی می کردند که شاهکار علمی جهان را تولید کرده باشند ویا استادان خود را وچهره ماندگار علمی بکنند! ولی عقلشان به مسایل علمی ویا فنی بیشتر از اینها نمی رسید ؟ویا در پرتوفهم شریعتمداری واز کتاب "تعلیم تربیت اسلامی اش " و نمی رسید که بازرگان اورا وهم وزیر علوم خود کرده بود! وهم مسئول برنامه دیزی درسی دانشگاهها ودر ستاد انقلاب فرهنگی کرده بود؟! ووقتی اینجانب و در سالهای 1362و1363 ش وبه این شیوه نرم افزارنویسی آموزی انها واعتراض شرعی کردم ونظیر دکتر عارفی وبه من تذکر دادند که به تو مربوط نمی باشد ! ونیز ناراحت شدند وبعلاوه دکتر توسلی ودکتر شریعتمدار ی ودکتر داوری که روسای برنامه ریزی درسی بودند ودستور دادند که 60 واحد درسی مراهم واز کارنامه اموزشی ام نیز پاک بکنند تا دیگر از این قبیل فضولی ها نکنم ! ومعتقد بودند که شرکت گوگل ویا فیس بوک ودانش کنونی اینستاگرام ویا واتس آپ را نمی توانند که در کشوردیگر جهان که بسازند وفقط دانشکده های کامپیوتر زیر نظر برنامه نویسی زیر نظر آنان وقادر به ساخت وتولید این نوع از نرم افزار ها ی فناورانه بومی می باشند که مدعی انقلاب فرهنگی در این قبیل از امور هستند که بهائیت جدیدرا و در سطح دانشجویان وسریعتر گسترش رشته ای بدهند والحمدالله که در حرفه دانشگاهی خو د هم موفق بوده اند !! واین قبیل از خرابکاریها را ومهندس بازرگان در وزراتخانه های دیگر نیز وسرایت داد وچراکه دستور دکتر علی امینی بود که هم دوره درسی بازرگا ن ودرکشور فرانسه ودر سال 1307 الی 1310ش بود ویا در سال 1339ش "نهضت ازادی" را وبرای بازرگان تاسیس کرد که نام آن را قبلا جبهه ملی دوم "ذاشته بودند وبعداتغییر واژه دادند ویا همان دکتر علی امینی که ریاست مسجد فخر اباد تهران را هم داشت ودر سال 1357ش الی 1360 ش هم ریاست لژ ماسون – مذهبی فرانسه هم در تهران را بعهده داشت که جایگزین" لژ های ماسونی لائیک "دولت شریف امامی و،قبل از 13 آبان 1357 ش شده بود وتعدادی از افراد ماسون ومذهبی را عضو داشت که همگی در فرانسه درس خوانده بودند ونظیر دکترعلی امینی ویا مهندس بازرگان ویا مهندس محسن فروغی ویا دکتر توسلی ویا دکتر بنی صدر ویا تیمسار قره باغی که عضو که آن لژ تهران ّبودند و همگی فارغ التحصیل فرانسه بودند وبه بازرگان گفتند که دیگر "دوره انجمن نهضت آزادی "گذشته است ویا با انقلاب افرینی بچه های مذهبی انجمن های اسلامی دانشگاهها گذشته است !ولذا به بازرگان گفتند که پرچم انرا پائین بکش وبجایش پرچم "نهضت آزادی فرهنگی را "افراشته بکن واسمش را بگذار "ستاد انفلاب فرهنگی وِیا "اسلامی کردن دانشگاهها" "وتا در پرتو شعار مزبورو به پاکسازی 250 هزار دانشجوی شورسی دانشگها بپرداز یم که باعث سقوط شاه شده ا ند وبجایش دانشجویان بی خط وبی ایدئولوژی رادر دانشگاهها وادارات بکاریم والا با روال تشکیلاتی بزرگی که یافته اند ونمی گذارند که بجایی برسیم !وبعلاوه با گماردن افرادی خاصی از جبهه ملی ونهضت ازادی وبه وزارت دفاع وکاری بکن که ارتش هم متلاشی بشود واسلحه اش بیفتد وبدست لومپن های تهران !والا ارتش هم از تو بازرگان تبعیت نمی کند! ومثلا نظیر وزیر دفاع کردن تیمسارمدنی ویا تقی ریاحی ویا قره نی را انجام بده ونیز با گماردن افرادی واز نهضت آزادی ودر راس سازمان برنامه وعمل بکن که با کارشناسان با سواد آن سازمان ودر گیری بسازند ونظیر گماردن معین فر ویا فرزندان سحابی وبه مدیریت سازمان برنامه باشد ویا با گماردن صدر حاج سید جودی وهاشم صباغیان ودر راس وزارت کشورباشد که یک ماسون _ مذهبی دیگر وبه نام بنی صدر را واز صندوق رای ها یش بیرون بیاورند! ویا بعد از نخست وزیری خود بازرگان وبنی صدر رئیس جمهور کشور بشود ! ویا با گماردن دکتر ناصر میناچی ودر راس وزارت ارشاد باشد که علیه دانشجویان بدبخت دانشگاهها وبا پول وزارتخانه مزبور وچاپخانه هایش وانواع تبلیغات مسموم بکنند! ویا مدیران فرهنگی خاص بسازد که بعد از وی ومعادیخواه وزیر ارشاد شده ومنشی بدبختش را و"ارشاد وزارتی "بکند !وسپس جایش را به افرادی نظیر دکتر مهاجرانی بدهد که در عین اسلام خواهی وبه امریکا هم پناهنده بشود! ودر حالیکه همان ناصر میناچی هم وبنا به نقل اسناد معتبر ویا عضویتش ودر هیات امنایی حسینیه ارشاد هم وبخاطر علایق مذهبی اش نبود ! وبلکه گمارده کمپانی های خارجی ودر حسینیه ارشاد بود ویا با همدستی دادستان تهران که عضودیگر هیات امنایش بود ویا افراد شرکت صنعتی پلار فرانسه ویا روغن نباتی قو وغیره بود وهدفشان هم ومذهب زدایی از طریق جلسات سخنرانی انحراف آمیز آن مرکز بود که بعدا مهندس بازرگان وهمان دکتر میناچی را و در نخست وزیری اش و به وزارت ارشاد گماشته بود ویا در وزارت نفت ووزارت خارجه وغیره خودش نیزو چنین خرابکارها یی و دیده می شود وتا الگوی رفتاری وزرای بعدی هم پایه گذاری بشود وتا هدف انجمن های اسلامی دانشگاهها واز سرنگونی رژیم شاه را خنثی بکنند ! ویا از طریق عملکرد کابینه اش خنثی کرده ویا با کشاندن دانشجویان بنگی و بهدرون دانشگاههاوبطرف آئین بهائیت جدید بروند!
همانطوریکه گفتم و،طرح حکومت اسلامی ایران ویا رابطه حقوقی بین حکومت سیاسی جامعه ورابطه اش با دین اسلام ان جامعه وچنین است که از 3800سال قبل وتا کنون که آغاز پیدایش دین ابراهیمی و در بابل می باشد ویا نظام دینی ودر جوامع مختلف نقش بیشتری می یابد وتا سال سال1357ش که مهندس مهدی بازرگان مسلمان وکابینه مذهبی اش را تشکیل می دهد که بنیانگذاری نخستین نخست وزیر اسلامی ودر تاریح بشرمی باشد ! و ابتکار وخلاقیت دینی مزبور را بوجود آورد و"دونهاد دین وسیاست" ویا "مملکت داری" و" دینداری "را ودر پست نخست وزیری خود ادغام نمود و تا اهداف براندازی مذهب ومورد نظر لژ فرانسه را پیش ببرد که جزو هدف آن لژ بود وبا تکیه به پست نخست وزیری خود ودر پیش ببرد ویا عملیاتی بکند وتا حدود ی هم موفق گردید ! که با کمک 23 وزیر ماسونی خود عمل کرد که برای فریب ایرانیان ونام آنان را و"انجمن اسلامی دانش اموختگان خارج کشور "گذاشته بود وتا با نامگذاری مزبورو دست مراجع تقلید وارسته ویا حافظ دین واقعی را واز دخالت دروظایف وزارتخانه های مورد نظرشرا قطع بکند ویابعد از انقلاب را کوتاه بکند! وبعلاوه دست 37 هزار دانشجوی مومن انجمن های اسلامی دانشگاهها را هم وقطع بکند که باعث سقوط شاه شده بودند ویا دستشان راا ز ارشاد وراهنمایی وزرایش در دانشگاههاقطع بکند! ودر حالیکه آن دانشجویان تشکل یافته بودند وتا دولت به دهها میلیون ایرانی انقلاب کردهو اجحاف زیادی نکند؟ ویا خانواده های آنان راوبا مصوبات غیر اخلاقی دولت خود و متلاشی نکنند ! ویا حتی دست 33 هزار قشر دانشجویی چپگرای دانشگاهها راواز دخالت در نحوه اداره وزارتخانه تحت مدیریت خودش را قطع بکند! واگرچه آن دانشجویان ونتوانسته بودند که حکومت مورد نظر خودشان را ونظیر کوبا ویا چین ویا روسیه وبعد ارسقوط شاه را ودر ایران هم بوجود آورند؟ ولی حداقل قشرنخبه ویا منضبط دانشگاهها وادارات ایران بودندوواگر در ایران می ماندند ومنافعشان برای مردم ایران وبسیار مفید تر از کارمندان بادمجان دور بشقاب چین دولت بود ویا از کارمندان روستایی نوکیسه وکار شکن ادارات بود ویااز دانشجویان بنگ کش دانشگاهها بود ولی هدف بازرگان واز نامگذاری خود وبنام" نخستین نخست وزیر مسلمان تاریخ بشرکه اولین حکومت اسلامی بعد از حضرت ابراهیم را بوجود آورده بود ویا در نخست وزیری تهران دایر کرده بود وبخاطر همین هدف خویش وتـئوری عملیاتی "ادغام دین و نهاد سیاسی "نخست وزیری اش راودر دستورخود قرار دادبود وتا کارگردانهای شیطان پرست ویا نویسندگان لاابالی ویا از خانواده های لاابالی ودررسانه های عمومی وفرهنگی اش وآنرا جار بزنند که وی سازنده نخستین نخستین ووزیری اسلامی تاریخ بشر »ی باشد ! وقبل از نخست وزیری بازرگان ودر طول تاریخ 3800 ساله تاریخ تمدن بشری و دین های آسمانی وهیچ کدام ازبنیانگذاران دینهای بزرگ ویا تئوریسینهای پیرو چهار دین یهود ومسیحت وزرتشت واسلام هم نتواتست اند ! ویا نظیربازرگان ودر ساختن ان نهاد عمل نکرده اند؟! وتا کار کرد انضباط بخشی مذهب از بین برود !ویادر هو ی وهوسهای وزرای دوایر حکومتی اش واز بین برود ؟ ودر حالیکه درتعالیم حقوقی - اخلاقی پیامبران 4 دین مزبوروهمیشه رابطه حقوقی دو نهاد اجتماعی" دین "ونهاد مستقل سیاست " وهمیشه در تاریخ به عنوان دو نهاد اجتماعی مستقل از همدیگر مانده بودند ویا نظیر تئوری مهندس بازرگان ودر هم ادغام نشده بودند ولی با توطئه پشت پرده لژ فرانسه وبه مدیریت نخست وزیری بازرگان ودر هم ادغام شدند وتا مردم ودانشجویان ومراجع دینی وبه اهداف فرهنگی واداری وبعد از سقوط شاه نرسند! و اعضای این گونه لژ فرانسه که از دوره پیوستن سه فرزند فتعلیشاه وعسگرخان افشار اورومیه ای وجود داشتند و از نظامیان فتحعلیشاه بودند و به نقل کتاب" حقوق بگیر ان دولت انگلیس" وجهت مذهب سازی جدید برای جوامع جهان سوم بو د وچهار نفرهو در فرانسه وبه "لژ فرانسه" پیوسته بودند وتا "مذهب فراماسونری ومذهب بهائیت" را ودر دوره قاجار یه بوجودآورده باشند ویا بدست دو شیخ بنیانگذارش واز دل روحانیون واقعا شیعه بیرون بیاورند که در دوره قاجاریه وبه اسم "شیخ محمدعلی باب شیرازی" ویادیگری هم وبنام "شیخ حسینعلی بهاء الدوله "واز شهر نور شمال بود وبا همت همدیگر وتا عصر مهندس بازرگان هم وحدود 400 هزار نفرایرانی و از 35 میلیون مردم ایران را وبهایی کرده بودند واغلب هم از طبقه مدیران ویا وزراء ویانمایندگان مجلس ویا روسای بانکها بودند ویا از روسای ارتش دو دولت قاجار وپهلوی بودند ومثلا یکی از آنها هژبریزدانی بهایی بود که ساختمان پلاسکو تهران راداشت ویا ریاست بانکهای صادرات کل شهرهای ایران را بعهده داشت ویا دیگریو پرویز ثابتی بهایی بود که راست اداره سوم ساواک راو در دست خود داشت که چند ماه قبل از حکومت بازرگان واز ایران خارج گردید و کتاب "دامگه حادثه "را نوشته است وماهیت مذهبی بازرگان ویا دکتر شریعتی ویا اعضای مرکز اسلامی هامبورگ را وذکر کرده است ودیگری هم حبیب ثابت پاسال بهایی بود که کل ساختمانها ی رادیو تلویزیون زمان شاه ومتعلق به او بود ویاآنتن ها واتاقها هایش را وبر روی تپه های بالای ولی عصر را ساخته بود واز درامد شرکتهای زنجیره ای رفاه بود که قبلا و بنام "فروشگاه کوروش" نامیده می شدند ویا از درآمد شرکتهای پپسی کولا وکولا کولا وزمزم بود ویااز در آمد برخی سینماهای تهران بود وتعداد زیادی خبرنگار ویا کارگردان را هم واستخدام کرده بود وقطبی را هم واز خانواده فرح ، ورئیس آن رسانه ملی کرده بودند وبعلاوه انها وبا بازرگان وبنی صدرواز لژ فرانسه قرار گذاشته بودندکه اگر بچه های مسلمان وانقلابی 24 دانشکده دانشگاه تهران واگر موفق به سقوط شاه بشوند وفورابا همدستی بازرگان وبنی صدروفورا قطب زاده را وبه ریاست آن رسانه ملی برسانند که بچه های لاابالی وشیطان پرست دانشکده هنر را جمع کرده وبه اتاقهای ان تلویزیون بکشانند ویا با سر دادن انواع سرودهای انقلابی وادبیا ت افراطی وعلیه مراجع تقلید ودانشجویان وجوفرهنگی و براه بیاندازند ویا علیه دانشجویان مومن وانقلابی وغیر لاابالی 24 دانشکده دیگر دانشگاه تهران وراه بیندارند! ویا بنفع لومپن های غرق خور وهم مسلکشان وتبلیغات راه بیندازند که تنها غارتگر اسلحه پادگانها بودند ویا غارتگر اموال ادارات ویا کارخانه هابودند ولی انواع فیلم سازی واز ان الواط تهران کردند که شعار اسلامی کردن دانشگاههای تهران وصنعتی شریف را واز دهان آنها وسر بدهند و واز این راه وبه تعطیلی دانشکده های درس خوانی پرداخته وتا دانشجویان هم مسلکشان ویا بنگی را به دانشگاهها کشانده که اهل دود وبنگ ودختر بازی بودند ولذا بعدا این قبیل از امور ودر دانشگاه تهران وصنعتی شرف رواج یافت که الحمدالله وبا روی آوردن دانشجویان رشته هنر وسینما بود ویا با جنجال سازیها در مورد حرفه خود بود که موفق شدند که دانشگاههای درس خوانی وتوام با انضباط ایران را وبه "کاباره ها"تبدیل بکنند! ویا هدفی که مهندس محسن فروغی وزیر فرهنگ هنر تعقیب می کرد که جزولژ فرانسه بود وسازنده دانشکده هنر ووزیر فرهنگ وهنر دوره بعدی تر بود ویا چند ماه قبل واین نوع از مراکز ودر بیرون دانشگاه بسته بود وچرا که مشتری زیاد نداشت وفقط الواط تهران به آن مراکزکلوپ ها می رفتند ولی قرار بودکه مسئولیت وزارتی خود را وبه وزیران فرهنگ وهنر وعلوم مهندس بارز گان انتقال بدهد ویا به دانشجویان اهل هنروزیر دست او انتقال بدهند که کاباره های تعطیل کرده خارج محوطه دانشگاه را وبه "درون داخل دانشگاه " بیاورند !! ویا همان مهندس محسن فروغی وفرزند محمدعلی فروغی بود که پایگذاراصلی لژ فرانسه در ایران می باشد ویا عامل فرستادن مهندس بازرگان ویا دکتر بنی صدر ویا حسن حبیبی وِیا دکترشریعتی ویا دکتر توسلی به فرانسه بود ویا عامل برنامه ریزی درسی خاص هنر درایران بود ویا ژنرال قره باغی عضو لژ فرانسه وریاست کلانتریها ووزارت کشور در دولت شریف امامی وازهاری غیره که قرار بود وبرای پایه گرفتن حکومت بازرگان واسلحه پادگانها را وبه دست لومپن ها بدهد وزیرا که ارتشی ها و از بازرگان اطاعت نمی کردند وسپس مهندس بازرگان هم وبقیه را اعدام کرده وفقط قره باغی را فراری بدهد که از لژ فرانسه بود! ویا بنی صدر اهل لژ فرانسه را وبه عضویت شورای انقلاب وتدوین قانون اساسی برساند !وسپس از طریق اقدامات وزرای کشورمهندس بازرگان و اولین رئیس جمهوری ایران واز لژفرانسه بیرون بیاید !
وآری محمد علی فروغی که چندین دوره نخست وزیردوره رضا شاهشده بود ویا فرزندش مهندس محسن فروغی که اهل فرهنگ وهنر بود ودوتایی ومهندس بازرگان را به فرانسه فرستاده بودند ویا عضویتش را در لژ فرانسه بوجود آورده بودند که دائما با نخست وزیران شاه هم همکاری تنگا تنگ ودر دوره ای مختلف می کرد ویا با همکاری او بود که عده ای دیگر را وبر ای گرفتن مدرک دکترای الهیات ویا نظامی ویا حقوقی وبه فرانسه فرستاده بودند وبعلاوه به او ماموریت داده بودند که در برابرتلاش مذهبی دانشجویان داخلی وبه طراحی عملیات تئوری نخستین نخست وزیری اسلامی تاریخ بشربپردازد ویا با جنجال سازی رسانه ای دانشجویان اهل هنر باشد که اغلبو زیر نظر محسن فروغی سازمان سافته بودند وهمان مهندس محسن فروغی و"همدوره درسی "بازرگان ویا سحابی ودر فرانسه سال 1307ش بود وآری همان اعضای لژچهار نفره فرانسه ودر گذشته و فرزندان فتحلیشاه ویا سردار مهم نظامی اش بودند که به دستورنظام سرمایه داری شکل گرفته بود ویا به دنبال تغییر ماهیت مذهبی مردم ایران بودند ویا بدنبال مذهب سازی در دوره قاجاریه بودند ونظیر مستر همفر انگلیسی بود که شیخ عبدالوهاب را ودر "حوزه علمیه بصره "راکشف کرد وآنقدر در گوش او خواندوتا مذهب وهابیت را وبجای مذهب اهل تسنن مالکی ودین مردم حجاز بکند! وهمان چند عضو فراماسون دربارفتحعلشاه قاجار هم و مامور بودند که در حوزه های علمیه شیعه هم و دنبا ل چند فرد باشند که نظیر شیخ عبدالوهاب حجاری عمل بکنند وبالاخره در ایران هم وشیخ محمد علی باب شیراری ویا شیخ حسینعای بهاء نوری را کشف کردند وهمچنین با همکاری انها ومذهب بهائیت را در ایران را راه انداختند ولی بعد از 150 سال کوشش وفقط 400 هزارنفر از 35 میلیون ایرانی را واز مذهب شیعه جدا کرده وبهایی کرده بود ندوآنها هم وهمگی جزو مدیران مهم دیوانسالای دولت قاجار وپهلوی بودند ولی بقیه34 میلیون ملیت ایرانی وهنوز شیعه مانده بودند ! ووقتی که در فاصله سالهای 1353 الی 1357ش دانشجویان دانشگاهها ی مهم ایران و "انجمن های اسلامی دانشگاهها را براه انداختند وتا شاه ومدیران بهایی اش سقوط بکنند وپدر ومادرانشان نیز وبه آنها پیوستند ویا مراجع تقلید واقعی هم وبا اندکی تردید وشک وحاضر بودند که حرکت فرهنگی آنها را تایید بکنند ولی نگران بودند که براثر خامی جوانی اشان و کار را خرابتر از گذشته نکنند ! ولی با همه نگرانیها و حاضر به همکاری با آنها شدند ولذا رژیم شاه ودر معرض سقوط قرارگرفت وبهمین دلیل اعضای فراماسون فرانسه که در ایران بودندودر صدد چاره جویی بر آمدند وآنها وناظر وخیم شدن اوصاع بعد از کابینه جمشید اموزگار بودند واز سقوط شاه نمی ترسیدند وبلکه از سقوط بانکها وپادگانها و کارخانه جات خود می ترسیدند که با سقوط شاه و400 هزار بهایی از ایران بروند ویا بدلیل حرکت بی مهابانه وتهور آمیز دانشجویان جسوردانشگاهها بود ومی ترسیدند که دوباره کارخانجات ویا بانکها وپادگانها وبدست مسلمانان واقعی بیفتد ویامذهب شکاف یافته دوره قاجارودوباره ترمیم بیابد ویا دین دوپارهشده اسلام و ترمیم بگردد که در اوایل دوره قاجاریه دو پاره شده بود ویا با تلاش سرمایه داری شکاف یافته بود ولذا به دنبال چاره جویی بودند که تصمیم گرفتند که با تز نخست وزیری اسلامی مهندس بازرگان وآنرا خنثی کرده ودانشجویان را کنار بزنند وبقیه ایرانیان را هم و"بهایی جدید "بکنند وتا مذهب شکاف یافته ایرانیان و یک دست بشود و واوهم پذیرفته بود که برای خانه نشین کردن مراجع تقلید ایران عمل کرده ونیز برای حذف 250 هزار دانشجوی مذهبی سرکش ایرانی عمل کرده وبه میدان آید وآنان را هم بصورت نسل سوخت دربیاوردونیز برای اینکه ارتش ویا کارمندان با سواد ادارات را هم از خط مشی دیمی دولت سازی ودانشگاه سازی او تبعیت اداری نمی کردند ولذا ترتیبی دادکه که به کمک رسانه ملی وگمارده هایش در وزارت فرهنگ وهنر وجنجال سازی فراوان و در مورد غیر اسلامی بودن دانشگاهها وادارات بعمل آورد ! ویا شعاراسلامی کردن ادارات را هم سر بدهند که باعث فراری شدن خیلی ها از دبیران مدارس هم شد ویا از ادارات بیرون رفتند وتا او بتواند وبا کمک شعار لومپن های شهری وکارمندان نوکسیه ادارات ودانشگاهها ولائیک ها وجایگزین مسلمانها ی منضبط ادارات بکند وهنر مندان رسانه ملی هم واین جنجال سالاری پذیرفته بودند که وی را ودر این راه یاری بکنند ویا اورا واولین نخست وزیر مسلمان تاریخ بشری بدانند که " دین ودولت "را یکی کرده است ویا در زیر صندلی ریاست خودقرار داده آست ویا در خیابان پاستور ادغام کرده است و"تئوری عملیاتی نوین " بازرگان ویانحوه ساخت وساز جدید ادارات وپادگانها ویادانشگاههای بعد از انقلاب ودر این نوع از شعار جاه طلبانه اسلامی وی نهفته است !واگر مستر همفرانگلیسی و برای مذهب سازی جدید سرمایه داری وشیخ عبدالوهاب جاه طلب راکشف کرده بودوتا در مذهب جدید وجایگزین پیامبر بشود !ویا فراماسونها دربار قاجار نیز و دوشیخ جاه طلب دیگر را یافته بودند که نخست ادعای نیابت امام زمان را می کردند وسپس ادعای پیامبری جدید را می نمودند ؟که دین بهائیت را ساختند وفراماسونهای لژ فرانسه ویا لندن دوره پهلوی هم ونظیرمحمد علی فروغی ویا دکتر علی امینی قاجار زاده هم وبه دنبال افراد جدیدِ بودند وآنها که مقتدر ترین ومتفکرترین نخست وزیران عهد پهلوی بودند وبرای مذهب سازی جدید دوره پهلوی ایرانیان و دنبال شخصهای مناسب بودند ویا برای تبدیل مذهب شیعه وبه مذهب "بهائیت جدید " ودنبال افراد بودند ونظیر اعقاب دوره قاجاریه خود ودنبال دوشیخ جاه طلب بودند وتا نظیرشیخ محمد علی باب ویا شیخ حسینعلی بهاء عمل بکند ولیکن چونکه این نوع از جاه طلبی دینی را ودر میان روحانیون وارسته شیعه نمیافتند ولذا بدنبال دو شیخ کراوات دارو مدعی مذهب جدید افتاده بودند ونهایتا آنها را ودر سالهای 1307 و1339 ش عهد پهلوی کشف کردند واین دوشیخ مذهب ساز جدید جاه طلب دینی وکسی نبود وجز مهندس مهدی بازرگان ویا دکتر علی شریعتی که به دلیل جاه طلبی شدید خود وحاضر بودند این نوع مذهب سازی جدید عصر پهلوی را بسازندو تا خانواده های ایرانی متلاشی بشود ویا نظام اداری خراب ب! وتعدادی از نظامیان لژ فرانسه وغیره هم ودر اختیار این دو لیدر مذهبی قرار داده شدند ونظیر تیمسار قره باغی ویا قره نی ویا تیمساراحمدمدنی ویا تیمسارتقی ریاحی ویا نظامیان دیگریواز نهضت آزادی وزمانی هم که دکتر شریعتی ودر قبل انقلاب فوت کرد وشیخی کراوات دار دیگرو از لژ فرانسه وبنام دکتر بنی صدر را وجایگزین او کردند وتا این نوع از"انقلا ب مذهبی" را ودر ایران براه اندازند ولی برای اینکه ماهیت براندازنده مذهبی آنان برملا نگردد وترجیج دادند که نام آنرا واز نام " انقلاب فرهنگی چین "بگیرند وتا در سایه این کلمه فرهنگی وبه پاکسازی ایدئولوژیگی طرفداران دین شیعه واز دانشگاها ومدارس بپردازند! ویا از ادارات وحوزه های علمیه سنتی ومتفکران واقعی بپردازند !وزیرا حذف شاه ودر" انقلاب اول "ایرانیان وبه تنهایی هدف لژ فرانسه را تامین نمی کرد وتا انقلاب فرهنگی براه بیافتد ! ویا انقلاب اول وبه مذهب زدایی از ایران منجر نمی گشت ولذا از نظر تئوریسینی دولت بازرگان و"انقلاب فرهنگی" مهمتر از ا"نقلاب ضد شاه" بود که دانشجویان براه انداخته بودند وبهمین دلیل بود که لومپنهای عرق خور تهران ویا شیطان پرستان صدا وسیما ویا اداره ارشاد همه ادعای مسلمانی افراطی ودر برابردانشجویان ومراجع تقلید می کردند ونیز هماهنگ با یکدیگر شده وشعار اسلامی کردن دانشگاهها راسر می دادند وتا 250هزار دانشجوی مسلمان ودرس خوان وغیر معتاد وعدم هرزه را واز دانشگاهها بیرون بیندازند وبجایش افرادمعتاد ویا دختر باز وعضو شرکتهای هرمی پولشویانه را ووارد دانشگاهها بکنند وتا صندلی دانشجویی انان را غصبکرده و تا شعار انقلاب فرهنگی دانشگاهها وتحقق یافته ویاانقلاب ضد شاه تکمیل بگردد که الحمدالله وتعدادی از پزشکان جاه طلب هم وبجای اداره حرفه خود ودر مطب وبیمارستان خود وبه آنها کمک کردند و صرفا طرفدار رئیس دانشگاه تهران شدن ویا وزیر علوم شدن ویا غیره نبودند واین پست ها بهانه بود وبلکه معتقدان به انقلاب فرهنگی دانشگاهها بودند وبه این بهانه وزیر علوم شده بودند که پزشک برخی از مسئولان کشورمی باشند ویا طبابت زنانشان را بعهده دارند ویا پزشک فلان امام جمعه ویا فلان مجروح جنگی هستند وتا به پاکسازی 250 هزار دانشجوکمک بکنند ویا با شیطان پرستان دانشکده های هنر ویا لومپن های خیابانها و هماهنگ گردیدند واز راس قدرت دانشگاها و وزارت علوم اقدام کرده وشروع به پاکسازی 250 هزار دانشجوی دانشگاهها کردند و تا انفلاب فرهنگی اتفاق بیفتد وتعدادی از ان پزشکان محترم هم وبا حکم اداری مهندس مهدی بازرگان مسلمان وزیر شده بودند ویا با حکم اداری بنی صدر مسلمان وزیر علوم شده بودند ویا به دولت آنها راه یافته بودند که بعدا وزیر علوم بشوند واز این راه واهداف خود را پیاده بکنند که از راه شغل مطب داری وبه آن اهداف انقلاب فرهنگی خانواده های ایرانی نمی رسیدند و راز بهایی شدن فرزندان 84 میلیون خانواده های ایرانی ودر دانشگاهها وبه زرنگی این سه قشر بندی ایرانی برمی گردد که مهارت زیادی ودر" انقلاب فرهنگی دانشگاهها" از خود بروز دادند! ولی اغلب خانوادهای ایرانی وامروزه نفرین اشان می کنندکه چرا بچه های خود را به دانشگاه فرستادند که بجای درس خواندن ومعتاد بشوند !
وبعلاوه همان پدران خانواده ها ی بدبخت ایرانی ومعنی اینکه مهندس چیست؟ ویا دکتر چیست؟ را هم نمیدانستند ویانمی فهمیدند؟ که چرا به فلان شخص دکتر شریعتی می گویند؟ ویابه دیگری دکتر بنی صدر؟ ویا به سومی دکتر ابراهیم یزدی ویا به چهارمی مهندس بازرگان می گویند ؟ ودر حالیکه مهندس بازرگان علم مهندسی هم نمی دانست ویا دکترشریعتی هم علم جامعه شناسی نمی دانست که در کتابهایش آورده باشد ! ویا دکتر بنی صدرهم اقتصاد نمی دانست ویا دیگری هم در رشته حقوق وغیره وهمگی در رشته الهیات درس خارجی بودند ویا در سخنرانی ماهرانه تخصص داشتند که دانشجویان خام را وبه دنبال خود بکشانند؟ وبعلاوه یاد گرفتن الهیاتشان هم ودر حوزه علمیه قم ویا نجف نبود که در الهیات شیعه تخصص بیابند ! وبلکه افراد زرنگی ومثل علی امینی وفروغی ونخست وزیران گمارده انگلیس ودر ایران برای یاد گرفتن الهیات و توسط آنها عمل کرده و همانها به فرنگ فرستاده بودند که در لژ فرانسه درس الهیات بخوانند ویا در لژ امریکا والهیات مسیحی ماسونی بخوانند وبنام دکتر ویا مهندس انجمن اسلامی خارج از کشورنامیده شوند وخانواده های بدبخت ایرانی را هم از "دین شیعه" وبه" دین بهائیت" جدید ارشاد بکنند وانهم ارشاد جوانان خام تهران که بیشترین دانشگاهای کشور رادر خود داشت وبهمین دلیل بود که ریاست لژ فرانسه وبه مهندس بازرگان گفته بودندکه راهت را واز معاونت مالی دانشکده فنی وعوض بکن وبرودر مسجد هدایت تهر ان ودانشجویان خام خانواده ها را وهدایت بکن !ویا به دکتر شریعتی هم دستور تشکیلاتی داده بودند که راهش را واز دانشکده الهیات دانشگاه مشهد وکج بکند ودر حسینیه ارشادتهران وجوانا ن دانشجو را وارشاد بکند وزیراکهشهر تهران ودانشجویان زیاد داشت که احتیاجشان به وارشاد وازدانشجویان معدود مشهدی بیشتر بود ومکانیزم "مذهب سازی فرا ماسون جهانی "وچنین می باشد که دانشجویان خام واز آن غافل می باشند!
ودر ادامه مطلب می افزایم که" تئوری پردازی حکومت اسلامی درایران" وفقط از نوشته های مهندس بازرگان به دیگران انتقال یافته است ولی تاریخ رابطه دوگانه "نهاد دین" و"نهاد حکومت" ودرطول 3800 زندگی بشری ومربوط به تخصص جامعه شناصی حقوقی می باشد که مهندس بازرگان ویا دکتر شریعتی ویا دکتر حبیبی ویا دکتر توسلی که به فرانسه فرستاده شده بود وتخصصی در آن مورد ندارند ولی متاسفانه خیلی از کسانی که امروزه و تئوری حکومت اسلامی خود را واز مهندس بازرگان ویا دکتر شریعتی گرفته اند وتئوری حکومت اسلامی مهنددس بازرگان هم و" تئوری مذهبی ماسونی است وریشه در تعالیم اسلامی ندارد ومنجر به متلاشی شدن خانواده های ایرانی شده ویا نظام اداری را معیوب می کند ویا نظام اقتصادی جامعه رافلج کرده ویا فساداقتصادی ودر همه جا گسترده می شود ویا نظم علمی دانشگاها رانابود می کند ! ولی متاسفانه اکثر دکتری گرفته های دانشکده های ایران ودر شناخت الهیات سیاسی ومتاثر از نوشته های مهندس بازرگان می باشند ! ویاحتی دکتری گرفته های نهضت ازادی ویا انجمن حجتیه نیز چنین می اندیشند ! ویا دکتری گرفته های روحانیون مبارزهم و چنین می اندیشند وبازرگان وتاثیرش را بر متخصصین روحانیت مبارز ویا بر نحوه احتهاددینی جدید انها هم گذاشته است ولذا روحانیت را به دو دسته اجتهاد انقلابی واجتهاد سنی تقسیم کرده است واین امر فهم ورابطه صحیح حکومت ودین را از بین برده است ! ویا احترام بچه وبه پدر خانواده را از بین برده ویا احترام نوآموز دینی وبه مراجع تقلید با سواد را متلاشی کرده است !ویا درک رابطه حزب وانتخابات ودولت را متلاشی کرده است !وبعلاوه نظم اداری را خراب نموده ویا خانواده هارا متلاشی کرده است واین همه مشکل آفرینی ها وبرای آحاد دیگر جامعه و از راه نوشته های مذهبی آنها اتفاق افتاد ویا بخاطر عشق شدید بازرگان وبه مشهور شدن واز راه نوشته هایش می باشد ویا پنهان کردن عضویتش و در"لژ ماسونی فرانسه "است که از وظایف اصلی این سازمان می باشد که عضوتشان را وبشدت پنهان بکنند وتا نقش افرینی در جامعه کرده باشند ! ومتاسفانه چونکه دانش سیاسی ویا دانش اداری ویا دانش عمیق مذهبی هم ندارد وتئوری پردازی مذهبی – سیاسی آنها و مشکلات عمیقو برای جامعه ایران ویا برای خانواده ها وادارات ایران تولید کرده است وبه این زودیها نیزو قابل اصلاح نمی باشد ! و مهندس بازرگان در سال 1325 ش تشکیل حکومت اسلامی مورد نظر خود را بصورت کتاب "راه انبیا وراه طی شده" و منتشر کرد ونهضت مورد نظر خودش را و" به راه طی شده انبیا ء " چسبانید و همین کتاب وی ودر فاصله سا لهای 1342 والی 1352 ش ومورد پذیرش اغلب دانشجویان انقلابی دانشگاهها شد وبراساس همین رهنمودکتاب مزبورو مجاهدین خلق تشکیل گردید ولی بعدا به انواع درد سر ها افتادند ولیکن بازرگان واز آنها کنار کشید وزیرا که به نوشته های خودش ودر کتاب مزبور اعتقادی نداشت ونیز مهندس بازرگان ودر سال 1337ش ودر تکمیل تئوری حکومت اسلامی خود وکتا ب " خدا پرستی وافکار روز" را نوشت ومی خواست که در تشکیل حکومت اسلامی مورد نظر خودو "افکار روز" را دخالت بدهد ویا بعدا نیز وکتا ب " احتیاج روز را نوشت وبعلاوه در سال1340 شمسی همو کتاب" خودجوشی "را نوشت و ویا در کتاب " امام وزمان " وبا این نوع از نوشته های خود و دیگران را به وسوسه انداخت که در تشکیل حکومت اسلامی و"افکار روز خود را "دخالت داده ویا احتیاج روز ویا اندیشه خود جوشانه خود را بپذیرند ودیگران هم واز روی نوشته های وی تقلید کردند ومثلا "کتاب اسلام ومقتضیات زمان "را نوشتند وبا این نوع از نوشته هاوجامعه روحانیت ویکدست قم ودر اواخرعمرآیت الله بروجردی تضعیف شد واجتهادفقهی رایج و به هرج ومرج کشیده شد ولذا هر کسی که فکر می کرد که با تکیه به "فقه احتیاج روز"و "مجتهد تر"از ایت الله بروجردی خواهد گردید وهمچنین بعدا مهندس بازرگان و در اندیشه مذهب زدایی خود و" کتاب :اسلام جوان "خود را نوشت ومضمون درونی اش آن بود که اسلام مراجع تقلیدو اسلام "کهنه وارتجاعی" می باشد و این تفکر را در پدر ومادر اغلب خانواده ها بوجود آورد که تقلید از آنها را ودر اداره امور خانوادگی ویا در تربیت خانواگی را کناربگذارند ولذا پدر هر خانواده وامور معیشت ویا تربیت اعضای خانواده خود را واز درون جوشی خودش انجام بدهد وتا به دین "اسلام جوان" نایل آید ومدتی بعد هم وبا نوشتن " کتاب مرز میان دین وامور اجتما,عی " وضربه دیگری به نهاد دین زد ویا در سال1344ش
و با نوشتن کتاب " مذهب در اروپا " واین اندیشه را در در دیگران بوجود اورد که در اروپا وعده ای تجدید نظر طلب و در عقاید مسیحت کاتولیک خود وپیدا شده ا ند ومذهب جدید مسیحی پروتستانیزم ویا کالونسیم ویا آوانجلسیم وغیره را بوجود اورده اند ولذا ایرانیان هم ومی بایست که برخیزند و"مکاتب جدید مذهبی شیعه را "ودر رژیم پهلوی براه اندازند ! واز این طریق بود که اندیشه اصلاح طلبی دینی و در جامعه ایرانی را استارت زد ویا منشائ زور گویی بسیاری از وزراء ویا کارمندان شد که به ارباب رجوع اداری وبا تفکرات جدید بازرگان می نگرند وهمگی ریشه در این نوع از تفکرات تئوریک بازرگان دارد که امروزه هر وزیر و خودش را ومجتهد خوب وبد بودن اعمالش می بیند !وبعلاوه همه مدیران هم وبالاترین دایره رفع احتیاج مردم را و طرز فکرخودشان می بینند ! که اولین نخست وزیر مسلمان ایرانی پایه گذاری کرده است !که با تشخیص فقهی خودش وامورات مردم ایران را واداره بکنند ! واگر برای مردم چیزی را لازم تشخیص دادند وهمان حق است ولذا بخاطر ادعای مسلمانی خودش و هیچ کس هم حق اعتراض به اورا ندارد ! وهمین طرز فکر خود را هم وبه بقیه وزیران هم یاد دادکه که تابه امروزه وسبک اداری مهندس بازرگانی مد شده است و ادارات ایران ونهادینه مذهبی – سیاسی وبه روش وی شده اند ویا الگوی دیوانسالاری مدل بازرگانی و 42دوسال است که "نهادینه اداری" شده است و هیچ وزیربعدیهم و به صلاح خود نمی بیند که در مورد آن تجدید نظر بکند واگر تجدید نظرو در دستورات دینی هم لازم باشد ولی تجدید نظر طلبی ودر "روش حکومتی"لازم نیست ویا از نظر مهندس بازرگان برزگترین حرام می باشد وشوقی افندی ورهبر بهایی ها نیز وعین سخنان بازرگان را می گفت وبارها در نوشته هایش واز پیروانش یاد می کند ویا به تعبیر وی آنها اغنام الله یاد کرده است وبمعنی آانست که رعیت زیر نظر وی وگوسفندان خدا می باشند ووزیران گمارده بازرگان وبر دانشگاهها دوره ما دانشجویان نیز وبا ما دانشجویان دانشگاها وبا چنین تعابیر گوسفندان وزیر علومی و در بخشنامه ها ودستورات اداری خود یاد می کردند ودرک وفهم مهندس بازرگان اوز فرق" نهاد دین ونهاد حکومتش "ودر همین اندازه است که متاسفانه اغلب وزرا نیز از روش وی یادگرفته اند وبا ما ایرانیان چنین برخورد می کنند ومثلا دررفع گرانی ها ویا بدبختی های سیل ویا زلزله دیده می شود که از طریق دین سازی مهندس بازرگان وفرهنگ پذیری مزبور بوجودآمده است واین در حالی است که اغلب وزرا وروش اداری خود را وبجای یاد گرفتن از یک مرحع تقلید با سواد وخاضع واز اندیشه های اولین نخست وزیر ایران یاد گرفته اند که کوچکترین معلوماتی ودر اداره یک ارتش ویا دانشگاه نداشت ویا در اداره سازمان برنامه نداشت وبعلاوه آنقدر تواضع هم نداشت که چیزی را نمی داند واز کس دیگری بپرسد ؟ویا اگر وزیری مورد پسند سکنه آن دانشگاه هم واقع نشد وعوض اش بکند وفرد با تجربه تر وبجای وی بگذارد که دانشگاها اشفته تر نگردند ولی هر کسی که به روش مدیریت وزرایش اعتراض می کرد وفورا انگ ضدانقلاب می خورد ویا انگ غیر اسلامی می خورد ویا طرفدار امریکا می نامیدنش ونیز به رسانه ها هم یاد می داد که چنین واژه ها ودر مورد آنها وبکار ببرندو تا بجای اداره یک ملت و در پست نخست وزیری اش وآن ملت را بیک مشت گوسفند رام تبدیل بکند وبهمین دلیل بود که با انگ زنی های مختلف خودش واین رام کردن اداری ودانشگاهی را بوجود می آورد وروش اداره فرماسونی جوامع نیز همین مد ل می باشد که بارزگان انرا حکومت اسلامی می نامید وشاه که طاغوتی نامیده می شد وچنین برخوردی وبا دانشجویان شورشی نمیکرد ولی فقر سواد مهندس بازرگان وتنها در اداره وزارتخانه علوم دیده نمی شود وبلکه سواد قرانی اش نیزو چنین می باشد ونیز فقر سوادسیاسی و در ندانستن شرایط حساس اجتماعی داشت ونیز در درک تعابیر قرانی فاقد بینش بود ولیکن بازرگان وآدم زرنگی بود وخودش را وظاهرا شاگرد ایت الله طالقانی کرده بود وزمانی هم که وی از یک آیه قران صحبت می کرد وفورا بازرگان آنرا یادادشت می کرد وسپس در خانه ودر چهارچوب وظایف تشکیلات فراماسونری خود وآنرا تفسیرماسونی می کرد که در نهایتو به مذهب زدایی واخلاق زدایی از جامعه ایرانی منجر بشود ویا از خانواده های ایرانی ویا ازا دارات ودانشگهای ایرانی بشود !و ایت الله طالقانی که مدتی با نهضت آزادی کار می کرد وزمانی که اهداف پنهانی آنرا فهمید وخودش را کنار کشید وبعلا وه بعد از انقلاب هم وزود وفات یافت ونیز در زمان رژیم شاه ودو نوع لژ ماسونی در ایران وجود داشت ویکی "لژماسونی لائیک " بود که سر دسته اشان و مهندس شریف امامی ّبود ودسته دیگر هم و" لژماسون _ مذهبی "بود که سر دسته اشان " ودکتر علی امینی" بود که ظاهرا ادعامی کرد که مسلمان است ولی در پنهان وقرار بود که در تشکیلات ویادر خانواده های مسلمانان نفوذ کرده ورفتار های آنان را وبه لا ابالی گری بکشانند ودکتر علی امینی واز نواده های قاجار بود ودر فرانسه وهم دوره درسی بازرگان بود ویا در سال 1310 هجری یک دکترای فله ای اقتصادی ونظیر مدرک مهندسی بازرگان به وی هم در فرانسه داده بودند وتا یا با مدرک مزبورو وارد گمرک ووزارت اقتصاد ایران شده وسپس نخست وزیرش بکنند ویا با شرکتهای نفتی 7 خواهران وقرار داد بیج – امینی را ببندد ویا دکتر شریعتی ودکتر توسلی وغیره را وبرای تحصیل به فرانسه فرستاده وسپس آمده ودر حسینیه سخنرانی بکند ونیز بعد از دولت شریف امامی و لژ فرانسه را بوجود آورد وبا افراد جدید تقویت کرده وشاه در موقع رفتن خودش از ایران وبه دکتر علی امینی پیشنهاد کرده بود که بجای بختیار ونخست وزیر شاه بشود ولی او نپذیرفته وطعنه به شاه زد ه وشاه هم گفته بود بعد از رفتن من وکدام یک از نواده های قاجاریه را جایگزین من خواهی کرد ؟ ومی دانست که علی امینی وبازرگان و دنبال پست مهم نیستند وتنها دنبال اهداف فرهنگی می باشند وبهمین دلیل هم و حاضر شدند که عمر نخست وزیری اش وکوتاه مدت باشد ویا نمایندگی مجلس کوتاه مدت هم داشته باشد !ولی با راه اندازی ستاد انقلاب فرهنگی که مهمتر بود وشریعتمدار ی وتوسلی وغیر ه را ودر آن کاشته بود و"بذر افکار فرهنگی "خود راو در همه دانشگاهها وادارات وخانواده ها بکارد وامروزه هرچند از نظر شورای نگبهان و رئیس جمهورایران باید مسلمان باشد ولی اسلامیت تنها به شخص رئیس جمهور بستگی ندارد وبلکه به پیروان همان رئیس جمهور بستگی دارد که همگی طرفدار نهضت ازادی بوده واز مذهب بازرگان می باشند که لژ ماسون – مذهبی وآنرا براه انداخته است که ظاهرا همه جا می گویند ما مسلمانیم ولی برخلاف دستورات قران وآلتزام عملی به قران در ادارات وخانواده ها ندارند ورفتارهای اخلاقی مدل بها ئیت واز خود نشان می دهند و متاسفانه امروزه اغلب وزارتخانه ها هم وآن نوع از مدل اداری واخلاقی را "اسوه گذاری اداری بهینه ایران "می کنند ویا باعث شده است که درچند سال اخیر وهمه مطبوعات ایران واز فساد عمیق اداری ومالی ادارات ایران دم بزنند که رهاورد نخست وزیری دوره مهندس بازرگان می باشد که تا ثریا "خشت ریزی ادارات ایران "را کج نهاده است ! وبعلاوه بازرگان وبا کتاب" بازی جوانان با سیاست "که در سال 1329 ش نوشته وچاپ کرد ونحوه تفکر بازرگان را نشان می دهد ویا درمقاله دیگرش و در سال 1334ش ودر مورد : جنگ دیروز وفردا " ونفی مقدس بودن جنگ دیروز انبیاءرا القاء می کند ویا در مقاله دیگرش و بنام" مبارزه سیاسی ومبارزه مذهبی " بازرگان است ونیز با نوشتن کتاب" اسلام مکتب مبازر ومولد وتکمیل اهداف پنهانی اش را می کندویا در کتاب " روحانیت ومرجعیت در اسلا م " وبزرگتری ضربه را وبعد از فوت ایت االله بروجردی وبه مرجعیت شیعه زده ووظایف واهداف حرفه روحانیت رادگر گونه کرده واز مبازره مذهبی با گناهان وبه مبارزه سیاسی با شاه تبدیل می کند ووفتی هم که شاه در کشور دیگر نباشد ونامیدن لفظ "روحانبت مبارز" ویا"روحانیون مبارز" وصرفا مبارزه برای کسب کرسی های مجلس می گردد ومتاسفا نه تعدادی از افراد نیز واین نوع از تغییر حرفه دینی را پذیرفته اند که باعث مشکلات زیادی ودر رابطه( دین وحکومت )جامعه معاصر می شود ! وهمچنین بازرگان وبا نوشتن " کتابی وبنام " خانه مردم " در سال 1338 ََ ش ونیز کتاب دیگری در سال 1340 ش بنام " یادداشت هایی از سفر حج " وانحراف زیادی واز هدف انجام مراسم حح در میان مردم بوجود آورد که سوره حج قران وآن شیوه ها را حرام می داند ومثلا قران حج رفتن را وبرای" استطاعت دارها" پسند می کند ولی رفتن به حج واز راه پولشویی ویا از مخارج پدر ومادر وتنها از آموخته ها ی بازرگان است وکتاب حج روح همبستگی دکتر شریعتی نز چنین است که همبستگی مسلمانهارا واز بین می برد ویا کتاب حلال ال احمد که به اسراییل رفته بود ولی در تاثیر پذیری از ان دووبنام کتاب "خسی در میقات"را در سال 1348 ش را نوشته است وهمگی سیاستهای دین زدایی متاثر از لژ فرانسه را نشان می دهد ونیز مقاله های" بعثت ودولت " ویا " بعثت در اجتماع " مهندس بازرگان ویا مقاله " سر عقب افتادگی ملل مسلمان "مهندس بازرگان هم ودر تئوری پردازی تشکیل حکومت اسلام یو توسط او ویا وزرای مورد نظرش را نشان می دهد "که انحراف عمیقی ودر (رابطه سالم دین وسیاست )تولید می کنند که چهار دین بزرگ جهان واین امور را جزو اهداف بعثت الهی نمی دانند وجز شیطان پرستان لانه گزیده در رسانه ها ی عمومی وکسی انرا نمی پسنددد؟ ومتاسفانه بازرگان ودر این نوع از دین سازی ماسونی خود وبا کمک رسانه ها وموفق گردید ورواج بها ئیت را وبنام "اسلام انقلابی ومبارز" رواج داد ویا در ابزاری نگریستن به دین و نظیر فتحلیشاه می اندیشید که رابطه" دین ودولت "راوارونه کرده بود ومثلا بجای اینکه "دولت" را در خدمت "دین"قار داده باشد که هدف انبیاء الهی بود "ودین "رادر خدمت "دولت " قرار داده ونظیر فتحعلیشاه ودرخدمت "دولت قاجاریه" در آوردو تا استحکام بخشی وبه اقتداردولت خانواد ه قاجاربکند که نتیجه ابزاری نگاه کردن به دین واز نظر فتحعلیشاه می باشد ومثلا فتحعلیشاه واولین کس از شاهان می باشد که فیضیه ویا مدرسه دار الشفائ جنب آنرا می سازد که استحکام به دولت قاجاریه بدهد ولی قبل از وی و مرکز درسی شیعیان ایران و در نجف بود ویا درشهر اصفهان بوده وبعلاوه فتحعلیشاه وصیت کرده بود که خودش ویا برخی از خانواده اش را ودر ارامگاههای پشت مدرسه فیضیه قم دفن بکنند وتا بقیه وی را یک فرد مذهبی بشناسند ویا برخی از وزرای قاجاریه هم ونظیر اتا بک اعظمقاجار وصحن اتابگی قم را بسازدو تا مردم به "دینداری دولت قاجاریه "وایمان اورده ودوام تاریخی داشته باشند ولی در پنهانی می دانستند که این نوع از اعمال مذهبی ممکن است که برای اقتدار دولتاشان ثمر نداشته باشد وزیرا قبیله های قدرتمندمخالفی هم بودند که با "دولت قاجاریه" دشمن بودند و "ادعای ضد دینی"هم نمی کردند و فرضا اقوام بختیاری ویا افشار یه هم می توانستند که با ساختن مدرسه دینی بزرگتر در قم و"قدرت قبیله قاجار" را درهم بپیچند ولذ ا قاجاریه وبرای "محکم کاری دولت خود "و تصمیم می گیرد که سه فرزند خود را وبه همراه عسکرخان افشار اورومیه ای وبه لژ فرانسه بفرستد که پنهانی بهایی بشوند وبه ایران آمده وبسیاری از درباریان ومردم عادی را هم بهایی بکنند وتا سر مایه داری جهانی از قا جاریه راضی شده وبه انقراض دوات قاجاریه نیندیشند وبعلاوه به آن هم اکتفا نکرده ومی پذیرد که ژنرال ملکم یا دریا سالار کمپانی هند شرقی هم وبه دربارش بیاید ومقدار زیادی سکه پول وبه دولت او بدهد که اقتدار یابد ویا افسران انگلیسی توپخانه وبرا ی ایران آورده وارتش قاجاریه را هم وآموزش بدهد ویا چاپخانه ومخابرات هم به ایران آورده وجاسوسی از رعیت را وبه قاجاریه یاد بدهد که به سقوطش نیندیشند !وبعلاوه به آنهم اکتفا نکرده واز بسیاری از شهرهای ایران و به نفع روس ها هم چشم پوشی کرده ودر عوض ودر یکی از بندهای " قرار داد ترکمن چای "هم و"تضمین دوام دولت قاجاریه "را تعهد کرده وامضاء بکنند ونگرش مهندس بازرگان هم به "رابطه دولت ودین" ونظیر تفکر ابزاری فتعلیشاه چنین می باشد ولی متاسفنه ریچارد کاتم ودر کتاب : انقلاب بنام خدا " ویا ابراهامیان نیزودر کتاب" ایران میان دو انقلاب" ویا حامد الگارنیزو درکتاب دیگرش وبنام کتاب " دین ودولت "وهمین نوع از مطلب را ودر مورد اندیشه های بازرگان وشریعتی را دارد ویا در مورد رابطه "دین ودولت " واز نظر آنان ذکر می کند ودر حالیکه آنها وافراد خاصی می باشند که حرفه های امنیتی خاص ودر نظام سرمایه داری دارند وبهمین دلیل هم نخواسته اند که تضاد های "دین سازی جدید "مهندس بازرگان ویا شریعتی را تشریح واقعی بکنند!
این وبلاگ شامل :