از تسخیر هرا ت افغانستان بدست اسکندر، وتا فروپاشی هرات امپراطوری اول تیموریان (قسمت اول) دکتر محمد
از تسخیر هرا ت افغانستان بدست اسکندر، وتا فروپاشی هرات امپراطوری
اول تیموریان
(قسمت اول)
از : دکتر محمد خالقی مقدم
– مردم شناسی اقوام آسیایی
از فروپاشی امپراطوری قدرتمند تیموریان آسیا واروپای شرقی وحدود 500 سال است که می گذرد و از همان موقع 500 سال قبل که ،اقتدارآسیایی ا ش مورد طمع کمپانی هند شرقی اروپائیان قرا گرفته بود واروپایی ها بخوبی می دانستند که تنها دشمن آنها در آسیا ، شهر هرات تیموریان می باشد وپایتخت های دول دیگر آسیا ونقش مهمی در این قاره بزرگ نداشتند ونیز میدانستند که اگر اقتدار این قوم بپاشد وبقیه کشور ها ی آسیا وبدست "دول اروپایی" خواهد افتاد و بهمین دلیل هم ودر همین تاریخ وبا زوال دادن زیرکانه امپراطوری تیموریان آسیا در شهر هرات وپای اقوام اروپایی پرتغال به آسیا باز شد ویا پای سربازان هلند شرقی به جنوب شرقی آسیا باز شد ویاپای سربازان فرانسوی وانگلسیی وآلمانی وآمریکایی به سرزمین های اقوام آسیایی در 500سال اخیر باز شد ویا پای سربازان روسی هم باز شد که جزو اقوام مسیحی اورتدکس اروپای شرقی بودند ویا پای سربازان چینی را به درون اراضی اقوام دیگر آسیایی باز کردند ودر حالیکه تنها نصف خاک چین ومتعلق به اقوام چینی بود وبقیه اش متعلق به اراضی مغولها وتاتارهاواویغور هابودند که چینی ها با تانک اروپایی وبزور گرفته اند واین زمانی است که چینی ها ،قرنها فقط در جنوب رودخانه زرد وخاک قومیت خود را داشتند ولی امروزه در سایه ایدئولوژیهای وابسته به غرب و به خاک دیگران چشم دوخته اند ودر این راه ،آنان ونظیرتوطئه ایجاد ایدئولوژی کمونیستی روس وچینی را موثر می دانستند که پای سربازان آنان را وبه درون خاک اقوام دیگروتاتار های فقیر باز بکنند ویا به این قاره بزرگ وخشن وجنگجو بکشانند وتا با بهانه های مدرنیته کردن اقتصاد وصنعت آسیاوتاتار ها وترکان آسیایی حذف شده ویا خاک اشان توسط سران دو قوم روس وچین از انان گرفته شود ودر این طریق ،از اروپائیان اسلحه مدرن توپخانه وتانک گرفته بودندولی تاتار ها ی آسیا آنرا نداشتند وتا بر اراضی صد قوم بزرگ تاتار دیگر آسیا یی دست اندازی بکنند ویا برخاک60 قوم بزرگ ترکستان آسیاو دست اندازی بکنند که نظیر اقوام ترک اویغورو قنقلی وقرلق وباشقرد وکیماک وغز وآذری وغزوافشار وبرلاس آسیا بودند واسامی اقوام مزبورهم ودر کتاب جامع التواریخ آمده است ویا قلمرو اراضی آنان هم ودر جلد اول کتاب جامع التواریخ ذکر شده است که به چه وسعت در خاک آسیا بود ند ویا در کتب دیگرعصر ایلخانی وتیموری هم ذکر شده اند ولی هدف کمپانی هند شرقی وبا کمک مزدوران خنجر بزن از پشت آنان وچنین بود که هرات تیموریان سقوط بکند وبا کمک یکدیگر ودر 500 سال قبل تسخیر بشودو تا امپراطوری قدرتمند تیموریان وبتدریج فروبپاشد ویا با دست به دست شدن سیاسی ودر ادوار 500 ساله گذشته ودر همین راستا باشد وهراتی که80 مدرسه دینی آن شهر و حافظ "اسلام امپراطوری آسیا یی" بود ومی بایست فرومی ریخت وفرو ریختنش مهمتر از فرو ریختن استانبول برای اروپایی ها بود ویکبار قبل هم در 2280 سال قبل وهرات توسط اقوام اروپایی تسخیر شد وتا دین زرتشتی آن ویا اید ئولوژی امپراطوری هخامنشی آسیایی اش وتوسط اسکند ر مقدونی یونان وسلوکیان سابق فروبپاشد وچراکه در آن موقع و سه شهر بلخ وهرات وطوس ودر محدوده استان خراسان قدیم وقوم کوچکی بنام ایران قدیم داشت که ایرانیان موجود جزو آن خطه نبودند ویا قبل از تمدن ماد ها وحکومتی بنام حکومت کیانیان داشتند که رستم وسهراب وزال وآرش کمانگیر وپهلوان طوس وغیره در همان محدوده کوچک جغرافیایی بودند و یا همزمان باسلطنت حضرت سلیمان در اورشلیم 2900سال قبل بود وزرتشت هم بعنوان مبدع دین زرتشتی در همان خطه کوچک ودر شهر بلخ افغانستان ادعای پیامبری کرد و بنام دین زرتشت اوستا را ارائه داد که در ابتدا ودین زرتشت وی تنها در این سه شهر خراسان قدیم رواج یافته بود وپیروانی در نقاط دیگر ایرانی وآسیا یی نداشت ودر آن موقع بلخ افغانستان ومرکز قومی از آسیایی ها بودکه محدوده اصلی اش وهمین سه شهربود وبعدها شهر های سمنگان وسگزیان افغانستان هم به آن پیوست که رستم وسهراب هم از ان دو شهرافغانستان بودند وپهلوان طوس هم از شهر طوس خراسان قدیم بود که جزوخطه حکومت کیانیان بود واین چند شهر خراسان قدیمی وپایتختی بنام شهر بلخ داشت که در جنوب رودخانه جیحون بود ودر آنسوی جیحون هم وترکان آسیا بودند وشاهی بنام افراسیاب ترک داشت که پایتختش بخارابود وآنان هم پهلوانان خاص خود را داشتند که در درگیری با پهلوانان خراسان قدیم بودند واساس داستانهای فردوسی طوسی ودقیقی طوسی را تشکیل می دهد وپهلوانان دوسوی رود خانه جیحون هم ونظیر "آتن واسپارت" قرنها با هم جنگ می کردند که به جنگهای "ایران وتوران" در منابع تاریخی قبل از تاریخ نویسی طبری ذکر شده است ویا بصورت تاریخ نویسی شفاهی واسطوره ای مشهور می باشد واز نظر محتوای علم مردم شناسی وسکنه قومی خراسان قدیمی وقومیت خاص خودش را داشت ودر آن موقع استانهای کنونی ایران وهیچ گونه هم بستگی جغرافیایی ویا قومی وبا خراسان قدیمی مزبور نداشت ویا در آن موقع تاریخی وسعت مرزهای جغرافیایی قوم خراسان قدیمی وخطه زیر جیحون بود ویا همان چند شهرمحدود بود وبقیه شهر های کنونی ایران هم در 2900قبل وکشور ایران نامیده نمی شدند وبلکه اغلب شهرهای کنونی ایران ومتعلق به تمدن آشوری بود و امپراطور آشوری آن موقع هم ودر شهر موصل پایتخت داشت ودر کناررودخانه دجله بود ودین رسمی ومعبد های رسمی اش هم خورشید پرستی بود ودر شهر ها کوچک زیر سیطره حکومتی خود که ایران موجود باشد وفقط اجازه تاسیس معبد خورشید پرستی را می دادند ولذا دین خورشید پرستی هم در همه نواحی ایران موجود وگستردگی داشت وبزرگترین معبد خورشید پرستی هم و تنها در شهر موصل بود که موبد موبدان آشوریان آنرا اداره می کردندکه به معنی اختصاری(معبد بان همه معبد بانان) بود که در شهر موصل زندگی می کرد ومنزلش در کنار کاخهای عظیم امپراطوران آشوری شهر موصل بود وشهری که اخیر "ابوبکر بغدادی "در موصل ادعای ایدئولوژی داعش را کرد ویا ادعای خلافت اسلامی وتا خراسان را نمود وداعشی های منفجر کننده شهر قندوزهم ودرکنارشهر بلخ واز این اید ئولوژی وی الهام گرفته اند ولذا ایدئولوزی از محدوده بغداد وبه اراضی مابین بلخ وهرات کشیده شده است تا اورا واز شهرمزبور وبعنوان موبد موبدان قرن 21 "تبدیل بکنند وبعلاوه در 2900سال وقبل وموبد موبدان آشوری ودر شهر موصل بود وبا کارمندان کاتب خود عمل می کرد ویا با خط وکتابت آشوری آن دوران ومشغول سازمان دادن به مقر رات وقوانین قضایی – دینی خاص وبرای پیروانش بود ونیز براساس منابع تاریخی مستند ودین خورشید پرستی آشوریان هم ویا شهر های آشوری نشین تا شهر طوس قدیم ونزدیک مشهد مرزش بودکه قرنها تا سقوط هرات تیموریان بدست اوزبکها وصفویه در 500 سال که با ترفند کمپانی هند شرقی وعوامل اش درخاک اسیا بود وتا سیطره هرات برامپراطوری بزگ تیموریان از بین برود وبا نابود ی قدرت سیاسی هرات وبتدریج خاک آسیا وبدست سربازان مختلف اروپایی ودر 500سال معاصر افتاد ونیز لازم به ذکر است که تدوین مقررات مذهبی بوسیله موبد موبدان آشوری وبا دو کار کرد سیاسی – مذهبی " آیات مذهبی دین آشوری بود ودسته اول آن دسته از آیات مذهبی دین اشوری است که کارکرد اداره درون قومی "داشت ودسته دوم ان دسته از آیات مذهبی با کارکردبیرون قومی بود ویا آیات مربوط به روابط میان اقوام متعدد در دین آشوری است ومثلا آیات صلح ویا جنگ میان قومهای متعدداست ویا آیات مربوط به"تجارت ویا عدم تجارت میان قومی "متعدد بیرون امپراطوری "بودویا آیات مربوط به ازواج ومنع ازدواج بیرون قومی است که بوسیله عوامل معبد بانان دین آشوری سیاست گذاری داخلی ویا خارجی وجهت پیروان مذهب خورشید پرستی تدوین قضایی می شد که "الهه خورشید "دستور داده بود وسربازان کالسکه ران آشوری هم در قریه های سابق ایران مامور اجرائیات آن قوانین آشوری بودند وعلامت خدای خورشید که "الهه خشم" بود ودر سنگ نوشته های آشوریان ودر پشت سر "امپراطوران آشوری" منقش دیده می شود ویا نقش بر سنگنوشته های دیوارها وطاقها وسر درب کاخها ودروازه شهر ها ویا ورودی شهر ها ودارالحکومه ها بود و"سفرنامه بایندری " در دوره قاجار که از کاخهای قدیمی آشوریان ودر موصل گذشته است ویا از شهرهای کرد نشین عراق وایران گذشته است وهمگی را در حوضه تمدنی آشوریان وقریه های کنار رود زاب بزرگ وکوچک ودجله دیده وگزارش مردم نگارانه واز نوع باستان شناسانه کرده است ویا اسامی برخی از شاهان حاکم در موصل را هم در کتابش ذکر کرده است ومحدوده گزارش اش تا معبد کنگاور استان کرمانشاه است ولی "گزارش مردم نگارانه بایندر" از "تمدن آشوری ها "و صرفا مردم شناسی باستان شناسانه می باشد ولیکن تاکنون در دانشکده های غربی وعلم مردم شناسی فرهنگی تکامل شناخت شنا سانه نیافته است ولذا شناخت "کار کردهای فرهنگی مذهب آشوریان "ضعیف است ورابینسون اروپایی وغیره هم تنها به مطالعه خط میخی آشوری ونقوش دیواری ویا معماری سابق انان پرداخته اند وولی "کار کرد فرهنگی مذهب " هخامنشان آسیا " وبا کارکرد فرهنگی مذهب آشوریان تفاوتهای زیاد انسان دوستانه دارد ودر عین حال طرفدار مستحکم امپراطوری ترکان آسیا و الگوهای امپراطوری قدرت می باشد واز میان دول متعدد اسلامی شرق هم و"کار کردهای فرهنگی درون قومی وبیرون قومی مذهب اسلام تیموریان آسیا " هم وشبیه کارکرد فرهگی هخامنشان می باشد که 80 مدرسه دینی هرات مبلغ آن بود ولی در 500سال قبل ایدئولوژی اش سقوط کرد ولی مروج این نوع از امپراطوی آسیایی ها بود ولذا بلغ وهرات افغانستان دوکانون فرهنگی مهم آسیا ودر کنار جیحون هستند که مولد "دو امپراطوری بزرگ آسیائیان "می باشند ودر مقابله جسمی با ملل مختلف نیستند ولی مقابله فرهنگی با فرهنگ سازان ستیزه گر آسیا کرده اند ولی شناختش هنوز بصورت یک رشته دانشگاهی ومورد کنکاش علمی قرار نگرفته است ونیز بدلیل فقدان دانش مردم شناسی فرهنگی قدرتمند و در دانشگاههای اروپا وامریکا وکسی از مفهوم امپراطوری پیشرفته نوع اسیایی چیزی نمی داند وتنها فیل آسیایی ویا یوز پلنگ اسیایی مشهور شده است ویا هنوز کسی "کانونهای شهری فرهنگ خیز آسیا" را نمی شناسد ویا هنوز در علوم سیاسی جهان وکسی از مفهوم " شاه و" " شاهنشاه " در میان اقوام اسیایی برداشتهای خرافات گونه دارند و"شاهنشاه آسیایی" را فقط با تاج بزرگ چند کیلویی اش می شناسندودر حالی تیمور لنگ وملکشاه وچنگیز اصولا جز کلاه ساده وتاجی بر سر نداشتند ولی در راس بزرگترین امپراطوران جهان هستند ویا از نظر مردم شناسی فرهنگی کسی هنوز "فرق اجتماعی شاه شاهان "و با یک "شاه معمولی آسیایی را نمی داند ویا فرق "شاهان ملی" صد ساله اخیر آسیا واروپا را در نظامها متفاوت فرهنگی ونهاد سازیهای سیاسی متفاوتشان را نمی شناسد وتنها در طمطراق های تاج وتخت وچاپلوسی ها وخم شدن درمقابل آنان دیده ومی بیند ویا در رادیو تلویزیونهاومطبوعات امریکا جار زده می شود وبرتلویزیون جهان سوم هم اثر گذاشته است ودر "کار کرد های فرهنگی ونظامی آنان ودر یک حوضه جغرافیایی خاص شناخته نمی شود ویا شناختهای معرفت شناسانه به آن ندارند ! ویا شناخت مردم شناسانه فرهنگی وبه روانشاسی قومی افراد "اطاعت پذیر از "آنان" و"فلسفه اطاعتشان" را کار ندارند ؟ویا چرا تعدادی از اقوام آسیایی ویا به چه دلیل اجتماعی -فرهنگی مورد قبول وی هستند ویکی را شاه قوی خود دانسته واحترامی به او قایل است که به شاه قوم دیگرنیست ؟ ویا بعنوان شاه شاهان وشاه اصلی آسیا در ادوار مختلف قبول کرده است واقوام مختلف هم وبخاطر همین کار کرد مثبتش وبرای او احترام در اسیا می گذارند که کارکردهای اجتماعی مفیدی برایشان در آسیا داشت وفرضا امیر تیمور لنگ آسیایی که در هیچ دوره تاریخی ویا در هیچ کدام از کتب تاریخی وبا کلمه "شاه" ملقب نشده ویا با لفظ "شاهنشاه" ویا "شاه شاهان "نامیده نشده است ویا "شاه همه اقوام اسیایی" ملقب نشده است وتنها با لفظ ساده " امیر تیمور گور کانی " در همه کتابها ثبت شده است ولی در کارکردهای نظامی وفرهنگی ویا در انواع جنگهای 60 ساله اش وبا تکتیکهای نظامی پیچدده واختراعات جنگی اش ویا در ساماندهی به امور اقوام زیر دست خود نداشت ویا در نقش سازماندگی اداری به مردم آسیا ویا در برخورد های عادلانه اش با دین های آسیایی است که شورش برانگیز نباشندنظیری نمی بینند !وبهمین دلیل است که نظام فرهنگی اسیا ودر دودوره خاص تاریخی وبیش از ادوار دیگر تکامل فرهنگی یافته است وتعقل اجتماعی وتعقل جمعی مردمش واز ادوار دیگر آسیا در تمدن 2900ساله آسیا بیشتر شده است واین تکامل فکری نهاهای اداری وسیاسی اقوام آسیایی تنها در دوره تاریخی "دوشاهنشاه آسیایی "رخ داد ویا بعبارت دیگردر عصر "دوامپراطور اسیایی" بود ودر عصر انواع امپراطورهای سزار رومی ویا انواع تزار های روسی ویا انواع خاقان های چینی ویا انواع خلفای عربی وانواع کسری های ایرانی که تکامل آفرین فرهنگی نبودند واسیا تنها دو امپراتور فرهنگ آفرین داشت که اولی "داریوش اول " می باشد که در اسناد خط میخی پهلوی وی را شاه همه شاهان اقوام متمدن ونیمه متمدن مستقردر خاک آسیا می دانند ویا فرهنگ آفرین در اراضی خاصی از آسیا می دانند که در ان دوره تاریخی وصاحب سگونتگاه قابل قبول بودند واولی داریوش اول است که از دین وایدئولوژی زرتشت ،یک "دین امپراطوری سازانه بزرگ آسیایی"بوجود آورد واگر داریوش نبود ودین زرتشت هم بدان وسعت از طرفداران آسیایی خود نمی رسید ودر این باره باید توضیح بدهم که اگر زرتشت در شهر بلخ وفقط پیام آورنده ویا پیامبر یک رشته دستوراتی دینی بود که جز خودش ودر ابتدای کار ودیگر هیچ کس طرفدار ان ایدئولوژی دینی نبودودر 450 سال پیدایش بعدی اش نیز در شهر های آسیایی ایران وتعدادشان بسیار اندک بود ولی داریوش اول از ایات مندرج در کتاب "اوستای زرتشت "یک دین امپراطوری سازانه بزرگ در آورد ویا از "کارکردهای فرهنگی درون" قومی و"کار کرد بیرون قومی " آیات دینی مندرج در کتاب دینی اوستا" یک نوع ایدیولوژی امپراطوری سازانه ساخت که منافع همه اقوام را در بربگیرد ویا امپراطوری دوره خود را با دستورات قضایی ودینی اوستا آمیخت واز دل دستورات آن کتاب دینی یک نوع تشکیلات اداری ونظامی بزرگ آسیایی بیرون آورد وچنین نقش تاریخی ونظامی بزرگ را در تمدن 3000ساله ایرانیان کسی دیگر وبغیر از وی وامیر تیمور گورکانی وپایه گذار تمدن هرات پایه گذاری نکرده است ویا هیچ کدام از 800 الی 900شاهنشاه دولت مختلف غزنوی ویا صفوی ویا قاجاریه وماد وپهلوی ندارند واولی از تعالیم زرتشت ودر طی حکومت وجنگهای خود ویک نوع ایدئولوژی تمدن سازانه ساخت ویا برای امپراطوری بزرگ آسیایی واقوامش بیرون آورد که فقط شاهنشاه ایرانی نبود وتا فقط مختص قوم ایرانی باشد وقدرتش به جغرافیای محدودایران وصل باشد ورسانه های عصر پهلوی وبغلط به وی لفظ شاهنشاه داده اند وبلکه نام واقعی وی امپراطوراولیه اقوام آسیایی است وقبل از وی آسیا وامپراطور بزرگ ودر عین حال ،عاقل نداشت ولی داریوش نظیر امپراطور آشوری ومصری وبابلی وتنها قوم گرای خشن نبود وبلکه به منافع اقوام متعددآسیایی وجغرافیای بزرگتر از خاک ایران می اندیشید! ویا در محافل ورسانه ها ی عصر خود تبلیغ می کرد وامپراطور بزرگ دوم آسیا نیز وامیر تیمور لنگ می باشد که بجای دین زرتشت " " ووی اساس امپراطوری اش را دین اسلام تیموری قرارداد ویا تشکیلات سازی مورد نظر برای منافع اقوام متعدد آسیایی را ازمتن ایات قران استباط اجتماعی کردوسپس تشکیلات ساخت ویا حد اقل ترتیبی داده بود که علمای مذهبی 80 مدرسه دینی هرات دوره خودش ودر این باره بکوشند ویا مدارس دینی سمرقند پایتخت موقتش ودر ایام فراغتهای جنگی اش ودر این باره بنشینندوتدابیر فرهنگی بکنند ونظیر پرسنل زیر مجموعه موبد موبدان شهر موصل بود که تدوین قضایی فرهنگی لازم ولی با محتوی انسانی تر وعادلانه ترمی کردند ویا برای اداره امپراطوری مسلمانان بیرون می اوردند ونیز تیمور از آنان خواست که بنشینند وبجای جر وبحث های بیهوده درمورد صرف ونحو عربی آیات قران ودر حوزه های دینی 80 مدرسه هرات وبه ساماندهی سیاسی مسلمانان مختلف ان دوره تاریخی بیندیشند که مدارس هرات وقلب فرهنگی کل امپراطوری عصر وی بود ویا صد سال مرکزیت فرهنگی فر ز ندانش بود که بر اسیا حکومت می کردند ویا از دل قران ونحوه سازماندهی قضایی وسیاسی هزاران شهر آسیایی راو بیرون می آوردند وتا امیر تیمور با رهنمود های دینی آنان واداره همه داروغه های شهرهای آسیایی وجاده های آسیایی را تیمور وبا قوای نظامی خود بهبود ببخشد ویا از آیات قرانی ودستورات خاص مربوط به قلعه بانان شهر ها را استخراج بکنند ویا نحوه اداره آن قلعه ها وپادگانهای داخلی ودر برابر شورشهای داخلی ویا در مقاومت دربرابر حمله خارجی را واستخراج فقهی بکنند که بتواند با آن آیات قرانی اسلا م تیموری را در کل بلاد اسلامی پیاده کرده و به اجرا بگذارد ولذا احترام وترسی که در همه آسیا از تیمور وجود داشت ویاایجاد شده بود و بخاطر همین قدرت سازمان دهی نظامی وفرهنگی توامانه اش بود وچنگیزخان مغول نیز که امپراطوری دیگر بزرگ می باشد ولی بخاطر انکه عقلانیت نظامی اش را تنها ودر سازماندهی نظامی جنگهای آسیایی بکار انداخته شده بود ولی در مورد سازماندهی فرهنگی امپراطوری اش جز "یاسای چنگیز" ودستاورد مهم فرهنگی نداشت ولذا یاسای چنگیز از نظر ها افتاد وبهمین دلیل ومدتی بعد از فوت خودش ودستاوردهای امپراطوری بزرگش هم ومورد سوال وخدشه اقوام مختلف قرا گرفت ولی تیمور که همه مدیریت نظامی ویا دینی همه اقوام مغول وترک وفارس وعرب وگرجی آسیایی راوبه مدیریت تفکرمابانه خود در آورده بود ویا به درجه دهی خودش در آورده بود ولذا به همان علمای هرات گفت :که از قوانین وآیات قران وآیات مختلفی را استخراج بکنند که او ودر راس همه نیروهای نظامی وجاسوسی وانتظامی آسیا وبا رهنمود های آنان وبه مرحله اجرایی وجاسوسی ونظامی در آوردویا همه داروغه خانه هاراو با رهنمودهای آنان اداره بکند ویا به مرحله سازماندهی اجرایی بگذارد ویا همه ایات قرانی مربوط به "بغی قومی" ویا "طغیان قومی "ویا "یاغی گری قومی" و یا برعکس "اطاعت قومی" و"ایلی گری قومی" را مطالعه فقهی بکنند ویا "مطاوعت قومی" را واستخراج فقهی بکنند که وی وارتش قدرتمند وی وبا تکیه به آن ایات ريالران و"درگیری های قومی" و ِ "ستیز قومی "را جمع بکند ویا همه اقوام پرخاشگر آسیایی را وجمع بکند ویا اقوام آسیایی را و.بتدریج به تشکیلات جدید آسیایی وفرهنگ پذیربکند ویا همجواری سالم قومها را بوجود آورده ویا عدم تنش مرزهای قومی رادر قران جستجو بکنند ویا علت تنش در عصر امپراطوریهای مختلف را جستجو بکنند وبه بقیه بیاموزانندکه اسلامی که اقوام مختلف آسیایی معرفی می کنند وچگونه است ؟ویا قبل از و ی وچرا زوالش اتفاق افتاده است وتا وی به داروغه شهر هایش بگوید تا در محلات شهر های مختلف واز این نوع جر وبحث های در گیری آور جلوگیری بشود ووی نظیر مطالب تفرقه انگیز گویندگان رادیووتلویزیون عمل نمی کرد که در شهرهای آسیایی آن روزگار وهرج مرج آفریده شود وبتدریج همه فهمیدند که بحث های معرفی شده در محلاتشان وچقدر آنها را به ستیزه گری بیهوده با یکدیگر می کشاند ولذا داروغه های شهر های آسیایی عصر تیموری ومامور بودند که این نوع از جروبحث های هرج ومرج آمیز را آز محلات شهر های خود وجمع بکنند ویا همه این نوع از تدابیر و یکی از کارکرد های اجتماعی تیمور وبرای استمرار شالوده یک امپراطوری بزرگ آسیایی بود ویا در همین راستا بود ویا برای ایجاد ارامش وامنیت میان اقوام مختلفش ویا برای ارامش محله ها ومیان قومهای متفاوت العقیده همجواربود ویا برای امنیت تجارت در خارج شهر ها وعدم مخفی کردن اهالی بود ویا توسط اقوام محلی اوباش بود ولذا همه در دوره تاریخی وی سعی می کردند که از این نوع جر وبحث های سیاسی درگیری آفرین وبپرهیزند ویا در محلاتشان جلوگیری بکنند ویا راهزنهای بیرون شهر را به داروغه شهر معرفی بکنند وبا آنها خویشاوندی وهمکاری نکنند وهمگی از ابداعات دینی نوین داروغه های تیموری ونسبت به کارکرد شحنه های عصرهای دیگر است که عمل می کرد ولذا بهتر ازکارکرد فرهنگی رادیو وتلویزیون عصر ما بود ویابهتر از کلانتریهای عصر حاضر در آسیا عمل می کرد ویا بهتر از پلیس امریکا و با ماشینها ی مدرن عمل می کرد ویا با اسلحه های مدرن سازمان سیا ویا اف بی ای امریکا عمل می کردکه با وجود تجهزات پلیسی فراوان ولی همه روزه در امریکا وتعداد زیادی در خیابانها یش قتل وبا اسلحه انجام می گیرد ویا سرقت های شهری ویا آدم ربایی شهری انجام می گیرد ! ولذا سیاست تیمور ودر امپراطوری بزرگش وامنیت فرهنگی ودینی واقتصادی وتجاری زیاد برای شهر های آسیایی بوجود می آورد که سازمان تجارت جهانی ننتوانسته ویا در عصر امروز آسیا وانرا نتوانسته است پیاده بکند؟! وبهمین دلیل است که تلاش تیمور وبرای اینکه در راس همه پادگانهای آسیا قرار بگیرد تلاش مفیدی بود ویا سیاست وی بهینه بود که معتقد بود خودش وتدابیر خودشودر امنیت جاده های بیرون قومی وتنها راه تجارت میان اقوام آسیا می باشد ولذا در عصر وی وچنگیز خان ویا در دولت مقتدر افشار وهمه سیاحان اروپایی ویا همه مسافران وتنهادر بیابانها امن بودند ویا همه کاروانهای انبوه از کالا واجناس ودر بیابانهای آسیا وبا امنیت تمام حرکت می کرد ند وکسی از ترس داروغه های تیمور وسیستم جاسوسی سالم آنان وجرات نمی کرد که به کاروان شترهای پر از کالاودر بیابان خلوت حمله بکند وبهمین دلیل او ودر راس تصمیمگیری واجرائیات نیروی انتظامی همه شهر ها وبا پیکهای جاسوسی یامخانه ها قرار می گرفت ویا در جریان روابط داروغه های عصر خودش وبا مردم شهر ها ودر همه شهرهای آسیایی قرار می گرفت وهدفش هم از کنترل سازماندهی همه تشکیلات ارتش وِا پادگانها آن بود ویا همه اقوام آن روزگار وایجاد امنیت عدلانه تجاری واقتصادی وبرای بقیه ملل اسیایی ناتوان بود وتا فقط وفقط وانحصارا آن اقوام آسیایی وبه کار اقتصادی ویا صنعتی روزگارخود مشغول باشند وتااسلحه ارتش قومی ویا ملی انان وبدست اوباش وسوئ استفاده چی همان قوم وملت نیفتد ویا نداشته باشند که هرکدام با تکیه به ارتش ملی خود وهر روزه در یک نقطه آسیا وجنگ برپا بکنندواین نوع از مدل نظامی مختص تفکرات تیمور نیست وبلکه مدل نظامی همه امپراطوریهای بزرگ جهان می باشد ویا چنین اقتضاء می کند ومدل امپراطوی هخامنشی نیز چنین بود ومدل تجارت راههای تجاری خاقان چین هم در عصری که ابن بطوطه ودر کاروانسراها وجاده های چین راه می رفت وچنین بود که درسفرنامه اش ذکر کرده است ومدل امپراطوری نادرشاه افشارهم ودر 20 کشور آسیایی نیزو چنین بود که کتاب عالم آراءنادری واز امنیت جاده های عصر وی خبر می دهد ونیز لازم به شرح است که در علوم سیاسی ویا در مفهوم نظام ونظم امپراطوری ومفهومی بزرگتر از مفهوم نظم ودر میان ملیت خاص می باشد وبهمین دلیل در نظریه تیمور وهخامنشیان وسلجوقیان اقوام متعدد امپراطوری وحق نگهداری ارتش محلی را نداشتند وچرا که در نظریه آنان واقوام ملی ودر آن صورت و امکان تجارت با ملل خارج از مرز خود وا نمی یابند وزیرا جاده های خارج از مرزهایشان و در اختیار دیگران می باشد وبهمین دلیل سیاسی است واغلب ملل آسیایی هم در تاریخ سیاسی خود به مدل نهاد سیاسی امپراطوری های مختلف اسیا پیوسته بودند ونظیر امپراطوری سلجوقی ویا امپراطوری خوارزمشاهی ویا ساسانی ویا اشکانی وغیره بود که در علوم سیاسی به آن ارتش امپراطوری می گفتند که مدل تشکیلات خاص دارد ولذا تیمورهم در دوره خودش وبرای مدیریت نظامی امپراطوری اسیایی واز قران طلب رهنمود می کند وبهمین دلیل هم در موقع جنگهای اولیه خود تیمور و دستور داده بود که علما وصنعتگران وکاتبان آن اقوام را نکشند ویا حتی در حین جنگ هم نکشند وبرعکس آن قشرهای علما را جمع آوری کرده وبه سمرقند وهرات بفرستند وبعدا به نقل کتاب ماثر الملوک وکتب دیگر عصر تیموری علمای دینی را به سمر قند ویا بیشترینشان را به هرات کوچانید ودر مدرسه های تازه ساز هرات وساماندهی فکری کرد که بنشینند وآیات خاصی از قران را واستخراج بکنند که مربوط به تشکیلات دهی نظامی است ویا مربوط به تشکیلات دهی اداری امپراطوری می باشد و همه را استخراج فقهی بکنند واونیز در سازماندهی نیروهای نظامی تحت کنترلش وان رهنمود های دینی را وبکار گیرد! وحافظ شیرازی قران خوان ودر برخوردوگفتگو با امیر تیمور لنگ و در بیرون دروازه شیراز و از تسلط تیمور به قران تعجب کرده بود وچرا که هدف امیر تیمور ان بود که آموزه ها ی قرانی را در تشکیلات اداری را وجایگزین دستورات و"یاسا نامه چنگیزی" بکند که نواقص زیادی داشت وتا درسازماندهی بهینه ارتش واورا در امر اداره بلاد مختلف با فرهنگهای گوناگونش ویاری فکری بکند ویا یاری فرهنگی ودینی بکند ویا در مدیریت نظامی فرماندهانش ویاری دینی کرده ویا در اداره منظم میمنه لشکر ویا در میسره لشکر ویا درتغییر فوری تاکتیک ها وشیوه های جنگ یاری بکند ویا در تصمیم گیری عاقلانه ودراداره قلب لشکرویاری بکند ویا در اطاعت فوری سربازان میمنه ومیسره واطاعت دینی لشکرواز فرمانده لشکر تیمور بکند و ویا درتاکتیک ان جنگ خاص بکند ویا در بهینه اداره کردن شهرهای آسیایی بکند ویا در حفظ اسلحه خانه های بلاد بکنند که بسیار کثیر بود ویا در تدابیر جلوگیری از غارت انها بکند وتا بدست دشمنهای مختلف مناطق پراکنده نیفتد ویا در امنیت بخشی جان طلایه داران لشکر بکند که فوج بهادران جنگ می نامید ویا در طی 60 سال جنگهای مهم خودبکند واین نوع از تجربه های نظامی را وانبوه می کرد ویا تکامل اندیشه می داد ویا در حفظ ایمنی اذوقه لشکرها بکند که کاروان آذوقه از عقبه لشکرها وهمیشه حرکت می کرد ند وممکن بود که به بلیه های متفاوت غارت دچار بشوند! ولذا الگوی بهینه اداره نظامی امپراطوری آسیایی تیمور ودر " مکتب نظامی – دینی هرات – قندهار شکل گرفت "که به جنگجویان کنونی افغانستان انتقال یادگیری داده است ودر مقاله های بعدی ام و ذکر خواهم کرد که چگونه اکثریت جمعیت کنونی افغانستان وحدود 170 سال در دوره وی ودر ارتش بزرگ تیمور یان بودند ومرتبا می جنگیدند ولذا تجربیات نظامی مهم واز گذشته دارند وتیمورهم بعنوان فرمانده جنگی اشان وبرای آنان وبه عنوان میراث فرهنگی باقی گذاشته است وبهتر از سیاست نظامی پنتاگون می باشد ویا بهتر از ستاد ارتش واداره امنیتی کا – گ- ب کنونی ارتش روس وچین آوموزش نظامی داشتند وبهمین دلیل ممکن است که انها هم ونظیر امریکا از ارتش کوهستانهای قندهار وشکست بخورند ویا همانطوریکه "پادگان امر یکایی بگرام "وزیر نظر پنتاگون شکست خورد ویا از جنگ جویان کوهستانی نظیرو طالبان افغانستان شکست خورد ویا بعد از 20 سال شکست خورد که آموزشهای نظامی فراوان در دانشکده های امروزین آمریکا یاد گرفته بودند وآنگاه فهمیدند که ارتش پراکنده کوهستانهای قندهار وبهتر از انهاست که در مکتب نظامی هرات تیموری و شیوه های جنگ را یاد گرفته اند ویا بهتر از آنان می جنگند ! ویا ادوات نظامی وبا تکنولوژی نوین آنان را به چالش می کشند ویا بهتر از نویسندگان متعدد اسیایی وشیوه های مبارزه با یک ابر قدرت را بلد می باشند ! ونیز امیر تیمور گورکانی واز آن علمای بلاد مدارس دینی هرات خواسته بود که بجای بحث های دینی سابق خودکه همه را بجان همدیگر می انداخت واین بار بنشینند واز آیات قرانی و شیوه های تجارت میان اقوام متعدد را واستخراج فقهی بکنند !که اوبتواند وبا تکیه به آن اموزه های دینی وفواید دینی اش و امنیت راههای تجارت ابریشم هرات بلخ – کاشغر وپکن را وبرقرار بکند و یادر ناحیه دیگر اسیا هم ودر جاده تجارت شاهی سابق عصر امپراطوری داریوش اول را واحیا بکند که از پایتخت شوش آغاز می شد ویک شاخه آن از کرمانشاه وتیسفون وحلب وانطاکیه عبور می کرد واز اراضی ساتراب نشین لیدیه وی گذشته وجاده شاهی مزبوررا وتا کنارتنگه دار دانل وانتهای خاک اسیا منتهی می نمود ولذا خشایارشاه وپسر داریوش دستور داشت که از قایقهای بهم بسته شده در داردانل ویک پل تجاری ونظامی در تجارت داردانل بسازد که تجارت خاک آسیا را وبه خاک اروپا وبا ان پل چوبی وصل بکند وبرای آنکه ان قایق های چوبی هم وتوسط اقوام وحشی سوزانده نشود ولذا در آن سوی تنگه مزبورهم پادگان دریایی استانبول کنونی را زدند که مهمترین پادگان امپراطوری هخامنش بود وتیمور هم به استانبول رسید ونیز در ان موقع حاکم محلی لیدیه ویا ترکیه کنونی ودر برابر غارتگریهای یونانیان به خاک ترکیه وزدن ان نوع از پادگان مهم را واز ارتش هخامنشیان خواستند وزیراکه ارتش کوچک وکم جمعیت ومحلی لیدیه سابق وقادر به جلوگیری از غارتگریهای اقوام یونانی به خاک ترکیه نبود ودر جوابش کوروش وداریوش نیز وهمین تقاضا را قبول کردند وولی هیچ وقت نخواستند که ارتش به خاک اروپا ببرند وزیراکه در طی دولشکر کشی داریوش وخشا یار شاه وبه اروپا فهمیدند که غارتگران وحشی اروپا وبه اعماق بیشه های خالی از سکونت عقب نشینی وفرار می کردند ویا شهر های اتن واسپارت وغیره هم کشور بدرد نخور بود واگرآنرا ضمیمه خاک امپراطوری هنخامنشی می کردند وفقط مخارج ودرد سر داشت وچرا که دشت بزرگ زراعی وسود آور نداشتند وخاک یونان یک مشت کوهستان جنگلی وبا درختان غیر سود آور بود اوشهر های مهم وثروت زا هم نداشت ونیز ساختمان شهر ها ی آتن وغیره نیز وااز تعد ادی تخته پاره وکنده درخت ساخته شده بود وجمعیت یونانی آن هم و مشتی انسان گرسنه بودند در جنگلهای یونان هم ومیوه بدست نمی اوردندکه بخورند وبعلاوه مکنت وثروت مسکن سازی هم در شهرسازیها نداشتند ودر صورت تهاجم یک ارتش به آنها وفورا فرار کرده وانگاه با تخته پاره های قایق گونه خود وفورا به 200 جزیره جنوب یونان فرار می نمودند ولذا هخامنشیان تشخیص دادندکه اروپایی ها وثروت ویا درامد ی ندارند که ضمیمه امپراطوری آسیایی آنان بشود ! ویا بدلیل نداشتن صنعت وثروت وفرهنگ عمیق وسکونت گاهیهای مهم نیز نداشتند وفقط یک مشت انسانهای گرسنه واذیت آور بودند که اسکندر مقدونی وسر دسته شخصتی آنان می باشدکه سر دسته راهزنهای گرسنه آن سوی آسیا بود که بخاطر غارت آسیا ودور اوجمع شده بودند ولی بخاطر زندگی آباء واجدادی خودوشنا بلد بودند ویا در زیستن در کنار دریای پهناور مدیترانه وآشنایی فراوان با دریا وشنا کردن داشتند وروش ویا در ساختن یک قایق کوچک وبی قواره از تخته پاره ها داشتند ویا اشنایی به بلم زدن دسته جمعی در دریا وبرای راهزنی داشتند ویا در حرکت برروی آب ودر روزهای بیشمارو یا در دریای پهناور مدیترانه را وبلد شده بودند ولذا قرنها شیوه معیشت خود را ودر آن روش تشخیص می دادند که برای خود معیشت مبتنی برسخت کوشی وزحمت وکوشش وتلاش نسازند وبلکه تنها به غارت اموال وآذوقه آبادی های غنی وفراوان آسیا فکر بکنند ولذا با بریدن چند تخته پاره از جنگل ودر اب مدیترانه بیندازند وسپس با پیاده شدن دسته جمعی در ساحل یک شهربدبخت آسیایی ویا در حومه یک روستای آسیایی و همه اموال واثاثیه ودر آمد ویا میوه وغله سالانه سکنه آن ابادی را وغارت کرده وسپس قایق پاره های خود را وسوار شده ودراعماق دریا وپنهان بشوند ویا از راه دزدی دریایی ومیوه وغله ویا بز و خروس سکنه یک آبادی آسیایی زندگی کرده وهمه آنرا را غارت کرده وهمراه خود ببرند ولذا در طول 220 سال طول حکومت امپراطوری هخامنشی وشیوه معیشت اروپایی ها وفقط دزدی دریایی ویا غارت اموال آبادیهای آسیا بود ولذا همه مردم اسیا راو به درد سر انداخته بودند وبهمین دلیل هم وقتی ساتراپ نشین محلی لیدیه ( ترکیه کنونی ) ویا ساتراپ سریانی ( سو ریه کنونی ) ویا ساتراپ فنیقیه ( لبنان کنونی ) واز کوروش خواستند در خاک انها وپادگان دریایی بزند ویا از اموال وزراعت مردم بدبخت آن نواحی وحفاظت بکند واین امر جزو خواسته های حاکمهای محلی وساکنهای محلی آبادیها ی مناطق مزبور بود ولذا با میل قلبی به امپراطوری بزرگ واسیایی هخامنشی پیوستند وتا حاصل دست رنج تولیدی یکساله اشان و مصون بماند ودر عوض بخش اندکی از درآمد محصولاتشان را به امپراطور آسیایی می دادند که در کتیبه های تخت جمشید دیده می شود ولی این امر وبه معنی باج گیری از ملل مختلف نبود وبلکه آنها هم قبول وتعهد کرده بودند که با ان پول و"گارد جاویدان هخامنشی" را بسازند ویا سرباز استخدام بکنند وتابوسیله آن سربازان امنیت تجارت جاده ها ی اسیایی را وبعهده بگیرند و یا امنیت جلوگیری از تهاجم یک قوم وبه قوم دیگر را بعده بگیرند ویا با تعهد قوای نظامی گارد جاویدان خود وبعهده بگیرند ویا هزینه نیروی انتظامی شهر های امپراطوری بعهده بگیرند وبعلاوه درانتخاب مذهب زرتشتی خود وهدفشان تحمیل مذهب زرتشتی خود وبر ملل دیگر نبودند وبلکه در مناسبات بیرون گروهی ومیان ملل کار برد نداشت ودر کتاب مقدس اوستای زرتشت وآیات مقدسی در این مورد نبود وبیشتر آیاتش ومربوط به امنیت جاده ها وامنیت جان ومال اقوام گوناگون می باشد وفقط در مناسبات درون گروهی وداخل کشوری کارکرد جزایی واخلاقی داشت ومثلا ایات مربوط به ازدواج ونماز وروزه زرتشتیان ویا اموال خویشا وندان می باشد که احکام قضایی داشت ویا پلیس داخل شهرهای درونی ایران وموظف به اجرایی کردن آن بودند ومردمش نیز وهمان مقرارت حقوقی ودینی ازدواج زرتشتی ویا عدم خیانت به اموال خویشاوندان راقبول کرده ویا با پذیرش باطنی دین زرتشتی خود و قبول کرده بودند ودادگاههای هخامنشی هم ودر صورت شکایت شاکی وبه مرحله اجرا می گذاشتند وگارد جاویدان ونیروی انتظامی بیرون کشوری آنان وزیر نظرمدیریت آنان و در مورد ازدواج ویا نماز وروزه ویادرمورد مناسک قومی دیگر ملل ودخالت نمی کرد ند که مذهبهای دیگر داشتند ویا دخالت نمی کرد ولذا همه ملل آزادی مذهب ود ر تمدن هخامنشی داشتند ودر تمدن امپراطوری تیموریان نیز چنین بود ویا در چنین مقوله مردم شناسی فرهنگی تفسیر می شد ولی نحوه رفتار 85 ملت معاصر آسیا ویا ارتش ملی آنان ویا پلیس ملی ویا تلویزیون ملی ویا تجارت ملی انهاچنین نیست ودر سایه تفکرات غیر حقوقی ومن در آوردی سران سازمان تجارت جهانی عمل می کند که سردمدارا ن غرب هستند ودر اراضی آسیایی و آن نوع تجارت من در آوردی راو براه انداخته اند ویا در بحث های بیهوده سازمان ملل ویک نوع شا لوده های سیاسی دیمی واختلاف مرزهای قومی وپلیس محلی ونقش آن وجود دارد ودامن می زنند ویا تلویزیونهای تفرقه انگیزمحلی ودر سایه منافع شرکتهای اقتصادی بزرگ جهان که آنتن ها وابزار الات فنی آنها وبرای تفرقه انگیزی در اسیا ساخته اند وهمه مردم اسیا راو به مخاطره زندگی انداخته اند ودر سایه این امور است که آرمانها وایدئو لوژی های گوناگون ومتضاد و در میان ملل آسیایی وغوغا می کند ویا در مرزبندی اقوام در یک کشور ویا در به هم ریختگی تجارت جهانی آسیایی و هرج ومرج بوجود آورده است وبعلاوه افراد بی مغز وفاقد دانش هم ودر اتاقهای سازمان ملل وهیچ گونه تئوری در رفع اختلافات مرزی واختلاف دینی وتجاری اقوام بزرگ اسیایی ندارند که دوسوم جمعیت جهان را دارند که حاصل افکار کسانی می باشد که تمدن نظم اورمکتب هرات تیموریان را ودر 500سال قبل وفروپاشیدند وبجای آن امروزه وهرج ومرج سیاسی واقتصادی درهمه قاره آسیا بوجود اورده اند ودر حالیکه تیمور در تاسیس امپراطوری آسیاییها واز علمای بلاد مختلف خواست که در مکتب دینی هرات وازاقشار مذهبهای مختلف جمع بشوند ودر تقریب واقعی مذاهب اسلامی آسیا بکوشند ویا در جمع اوری افکار مذهبی مفید ویا با کارکرد مفید را استخراج دینی بکنند وتا سکنه آسیا و رفاه بیابند ویا از نظر شغل ودرآمد وامنیت وآسایش وتجارت ورفاه بیابند وان نوع از افکار دینی را که منجر به تفرقه اقتصادی ملل مختلف می شود را کنار بگذارند ویا سلب اسایش ازراههای تجاری آسیایی ها می کند را ودامن نزنند که مشخصه اسلام تیموری هرات می باشد ویا متولد شده در مدارس دینی هرات می باشد ودر مدرسه دینی الازهر مصر متولد نشده است که ترور دانشمند مفیدی ومثل خواجه نظام الملک وبدست طرفداران حسن صباح انجام شد که در الازهر آموزش دیده بود ولی از تقریب مذاهب اسلامی در مصر صحبت می کنند ودر حالیکه کشته شدن نظام الملک وبخاطر آن بود که درمدارس نظامیه فقه شافعی را رواج می داد واین تفکر در مدارس دینی اسیا و مشکلات عمیقی برای مردم آسیا به بوجود آورده است ویا گویندگان تلویزیون که هر روزه تنش فرهنگی فراوان را ودر میان اقوام آسیایی تولید کردهاند ویا ازدیاد می بخشند وهمگی حاصل تمدن غربی می باشد که آنتن تلویزیون را اختراع کرده اند ویا اینترنت را براه اند وهمگی اختراعات تفرق انگیز در آسیا می باشند ویا بعد از شکل گیری کمپانی هند شرقی وبدین طریق عمل می کنند ویا برای متلاشی کردن مکتب هرات بودکه به اختلافات اسیایی ها افزود ودر حالیکه نظام مذهبی دین زرتشت هم یکدست فرهنگی بود وبعلاوه تمدن اسلامی عصر تیموری هم ویک نظام فرهنگی یک دست فرهنگی بود وبر مبنای ایات قرانی متضاد واستوار نشده بود که به تقریب مذاهب نیاز داشته باشد ویا به تقریب آیات قرانی واز طریق جلسات سمینار ها ی مجلل وحل بشود ! وداریوش هم ونظیر تیمور لنگ ودر مورد دستورات دین زرتشت عمل کرد وعلمای روحانی دین زرتشت را جمع کرد وبه انها گفت که من یک نظامی هستم وروحانی نیستم که آشنایی به متون اوستا داشته باشم ولذا همه روحانیون زرتشتی جمع شوید وبا هم مشورت بکنید وآن دسته از آیات اوستا را که باید به مرحله اجرا درآورده شود وبه من ارائه دهید ویا به من وبعنوان فرمانده نظامی آسیا و ارائه دهید وتا در تشکیلات سازی سیاسی ودینی کشورم وبرمبنای تعالیم اوستا وبکار بگیرم وانها هم چنین عمل کردند می خواست بعد ار 450 از فوت زردتشت این دین را یک دین بزرگ تبدیل کرد.
این وبلاگ شامل :