امپراطوری دوم تیموریان در آسیا چگونه ممکن است از قندهارافغانستان   شکل بگیرد ؟

( بخش سوم )

از :  دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناس اقوام اسیایی

 

 امروزه 36 سال است که افغانستان آسیا  وبخاطر باز پس گرفتن هرات از کمپانی هند شرقی اروپایی ها می جنگد ودر این راه با امپراطوری های مختلف مسیحی اروپا وامریکا وعوامل اسیایی اش می جنگد ومثلا در 36 سال گذشته دو امپرطوری بزرگ وقدرتمند امریکا وروسیه را از خاک خود بیرون کردویا با هزاران تانک و.هواپیما از خاک خود بیرون انداخته است ودر گذشته هم امپراطوری بزرگ صفویه را متلاشی کرد که ساخته  برادران انگلیسی شرلی رایت وغیره بود وبر شهر های هرات وقند هار انان دست انداخته بود ولی بعد از 220 سال جنگ با ورود به پایتخت صفویه امپراطوری نیمه بزرگش ، وآنان را هم متلاشی کرد ودر دوره قاجاریه هم با سربازان امپراطوری بریتانیا در گیر شد وهمین نوع از معامله را کردکه کتابهای ناسخ التواریخ وغیره وبه شرح ماجرای آن پرداخته اند  وامروزه هم افغانستان به جنگ های خونین با امپراطوری های بزرگ کشیده شده است  ونظیر حمله به برجهای دو قلو امریکا وپنتاگون وانواع بمبگذاریهای  در انواع شهر های ارو پایی است که قبلا نبود ویا بابستن راه تجارت ابریشم که از دره های خطر ناک وکوههای سر به فلک کشیده آنان می گذرد ومی تواند اقتصاد پیشرفته چین وروسیه را نابود کند ویا هزاران تانک وهواپیمای روس وچین وصد ها مانور نظامی آنان  را در نزدیکی افغانستان شکست داده ویا صد ها جلسه سیینار وکمیته دیپلو ماتیک این نوع دول را خراب بکند ویابا هم پیمانهای نظامی واقتصادی اتحادیه شانگهای ویا اوراسیا ویا اکو وغیره را خراب بکند که قادر به معجزه گری در مورد آن سیلست ها نیستند  وفقط میوه وشیرینی درجلسه گفتگوهای بی نتیجه خود مصرف می کنند  وامپراطوری هند شرقی هم که با شگرد های مختلف در 500 سال قبل هم اقدام به متلاشی کردن پایتخت هرات آنان کرده بوده  وامروزه درمانده است ودر این راه هنوز ، موفق نیست  وچرا که  عواقب این نوع از متلاشی کردن امپراطوری بزرگ تیموریان را محاسبه نکرده بوده که سیصد سال با اقتدار  طلبی های خود حاکم آسیا بود وحداقل توانسته بودند  که سراپای جاده های آسیا را امن نگه دارند ویا تردد کالا ومسافر را در خاک آسیا  امن نگه دارند  ویا با جلو گیری از تشکیل ارتش های محلی در میان اقوام مختلف ومانع آن شده بودند  که به خاطر صدا وسیماهای ملی تفرقه افکن  وچند دستگی در درون اسیا بوجود آید ویا نظیر امروز وصد ها، قوم آسیایی به جان هم بیفتند و یا بخاطر منافع متضاد صد ها قوم آسیایی باهم درگیر بشوند  ویا در مورد استخراج ومصرف چاههای نفت آسیایی در گیر بشوند  وفرضا چاههای در خاک قوم دیگر می باشد   ولی لوله های  انتقالی نفت یک کشور ودر خاک قوم وملت متخاصم با اولی می باشد  ویا مصرف وخریداری آن  هم در خاک ملت متخاصم سوم  می باشد  واین نوع از بحرانهای سیاسی حاد انرژی وآسیا را وبا قومیتهای متعدد تهدید می کند ویا با تفرقه در سر تاسر خاک آسیا واروپا ی معاصر به وجود آورده است  وآری  گرفتن خاک هرات ودر 500 سال قبل واز اقوام افغانستان وامپراطوری تیموریان وکار مهم سیاسی وعقلانی محسوب نمی شد که گردانندگان کمپانی هند شرقی توطئه ش را چیدند ویا با همدست کردن سران دولت صفویه واوزبکستان وروسیه تزاری انجام دادند  ویا با توافق سران تا تار های  مسیحی شده اوکراین کردند وتا سر بازان پرتغال وهلند و درجنوب شرقی آسیا و خاک امپراطوری تیموریان حضور بیابند ویا در چین وهند وغیره ویا با پول کمپانی هند شرقی در 500 سال  قبل حضور یابند  ویا در شهرهای چینی فرود آمدند که جزو اقوام ابتدایی آسیایی بودند وبهمین دلیل اروپائیان ودر شهر های چینی آن روزگارچین  وصد ها محله کولونی نشین تشکیل دادند ونظیر کولونی محلات اروپایی نشین شهر های چینی ودر 200 سال پیش بود که از اقوام انگلیسی وفرانسوی وآلمانی  و در شهر های چینی ومحله های شهری تشکیل شده بودند  تا  به کمک فرهنگ آفرینی آنان  وپایتخت تیموریان را ودر شهر هرات افغانستان را وا ز دست قوم بزگ تیمریان  بگیرند !که حداقل از  دوره شاهرخ تیموری به بعد وحدود صد سال "پایتخت تیموریان "مانده بودولی  با توطئه از آنان  گرفته شد ه ویا با کمک همدستان منطقه ای کمپانی هند  شرقی بود که  چها رپنجم امپراطوری تیموریان از آنان تجزیه شدوبیرون رفت وبعلاوه  بقایای امپراطوری تیموریان هرات هم  وبا توطئه های جدید در افغانستان  وچند پاره شده و از چنگ آنان  بیرون رفت   ویا استقرار آنان را در پشت دره  های کوههای هیمالیا وبخطر انداخت ویا خویشاوندی اشان با تاتار های تنقوت تبت ویا بوتان ونپال در مسیر جاده ابریشم فرو پاشانید  که امروزه کینه عمیقی به ارتش چین دارند ودر حالی که در 800 سال قبل وقوبیلای قان ومنگوقاان ونواده هایش غیره در پکن حکومت می کردند ووحدت  استراتژیک وقومی در مسیر جاده ابریشم پکن وهرات وجود داشت وباعث می شد که از هر چند وقت خاندان چینی یوان وغیره هدایای زیاد یبه در بار شاخرخ تیموری در هرات بفرستند که جاده تجارت مزبور بز بماند ودر منابع تاریخی وکتب تاریخی عصر تیموریان امده است  ولی امروزه با حیله گریسران  ملل همجوار ومدت 400 سال است که  بصورت شاهزاده های کوچک تیموری هندوستان وپشتونستنان پاکستان ویا پشتونستان قند هار ویا خان های فقیر وعاصی وروسای قبیله ای جنگ جوی کوهستانهای خشن بلوچستان ویا کشمیر وبنگلادش فقیر در  آمده اند واز اجزائ قبیله جنگجوی تاتار های برلاس آسیا بودند وبا فروپاشی اقتدار آنان راه تجاری پکن وهرات نیز از هزاران مخاطرات بی نصیب نشده است ولذا جریان اقتصاد همه ملل آسیا را ونابود می کند   وآری گرفتن اراضی وثروت سابق تیموریان   ودادن ان بدست سران غیر عاقل ملل همجواروشگرد سیاسی وتجاری عاقلانه نبود ویا با شگرد اصلاحات ارضی مائو واستالین در 80 کشور کمونیستی آسیا واحمقانه ترین تئوری بهم ریختن شاهراه تجاری مردم آسیا بود ویا در مسیر کوهستانهاودره های   طولانی وخطرناک تاتار نشین خویشاوند وفقیر بود که از هرات وتا پکن مسیر قبیله ای آنان است وبااین سیاست احمقانه مائو واستالین این تاتار های فقیر در مسیرجاده طولانی  مزبور  وحتی املاک زراعی کوچک وغیر مستعددهات خود را هم از دست دادند وبصورت روسای قبایل مال باخته وقدرت باخته کوهستان نشین در آمده اند  ودر حالیکه آنان از گذشته تاریخ عادت به سختی وزندگی در کوهستانها ودره های عمیق دارند که ژنیتک نژادی وبدنی آنان عادت به این سختی ها دارد  ولی  روسای اقوام  وملل رفاه طلب همجوارباید اندیشه بکنند  که عادت به زندگی در کوشکهای کولر دار ونور پاش دار شانگهای ومسکو دارند وقادر به تحمل این نوع از سختی ها ی کوهستانهای بلند وسط آسیا نیستند ویا فرمانداران ملل هم جوار ویا ارتش آنان هم قادر به اداره مسیر طولانی ومعیشت  سخت ویا جاده های این نوع کوهستانهای خشن هندو کش افغانستان وکشمیر وتبت وتیانشان ووصحراهای مخوف تیکلاماکان وگبی مغولستان نیستند  وهمگی سیاست احمقانه  وشگرد سیاسی احمقانه بود که در کشور های خود درک سیاسی وفرهنگی از بحرانهای آسیا نداشتند ویا انواع دانشکده های مردم شناسی ویا سیاسی غرب ودر 170 سال اخیر چنین دانشی تولید نشده است  که به آنها مخاطراتش را تذکر دهد وبهمین دلیل  قادر به شناخت عملکرد اقوام مزبور وژئو پلیتیک جغرافیایی کوهستانهای تنش افرین وطولانی وسط آسیا نیستند  ولذا بدلیل فقر سواد سیاسی خود وبه  مصادره احمقانه اموال وقدرت 700 ساله اقوام همبسته با تیموریان در هرات پرداختند که از فقیر ترین وجنگجوترین اقوام شمال شرقی آسیا بودندوتنها با  حمایت  دولت 170 ساله تیموریان بود که صحراهای خشن گبی ویا دشت قبچاق ویا سیبری وصحرای تیکلامکان را رها کرده وبه افغانستان وکوههای همجوار آمده و در ارتش تیموریان جماعت جنگ جویان متحرک 170 ساله بود ند وبا اتحاد قبیله ای خود جاده تجاری طولانی هرات وپکن را امن می کردند وبعد از فروپاشی پایتخت هراتشان  ودیگر جایی نداشتند که در ان تشکل دوباره بیاند  وناچار شدند که پراکنده شده به اقتصاد درهای خطرناک کوههای سرد سیر هندوکش وکشمیره ودره طولانی واخان کاشغر وبدخشان وغیره بسنده کنند ولی  باز دولت برژنف وگور باچف روسیه وغیره هم وحتی حاضر به معیشت حداقلی آنان ودر کوهستانهای خشن در 40 سال گذشته نبودند ولذا با لشکر کشی احمقانه تانکهاوتوپهای  خود به کابل  ویا با ایجاد دولت کمونستی در کابل وبا پشتیبانی احقانه تر چین ازآنان ویا از  سیاست آنان  همه ملل آسیایی را با مخاطره روبرو کرد ونیز در 40 سال اخیر با انجار های مختلف القاعده اغانستان همه خیابانهای اروپا را ودر 40 سال اخیر وبه ناامنی خطر ناک کشیده اند وچرا که درک فرهنگی  از استراتژی احقمانه خود نداشتند   که چه مشکلات عمیقی برای همه ملل آسیا به وجود آورده اند  واین در حالی است که اقوام فقیر افغانستان خویشاوند ان قبیله ای  اقوام ساکن در کوهستانها چند کشور همجوار هستند  ویا هم خون وهم نژاد وهم زبان وهم مذهب  با اقوام تیموریان افغانستان  هستند که اکنون نوادگانشان در نقاط مختلف دنیا وپخش وپلا هستند ومثلا   همان دانشجویی که روزی پدر بزرگش از طریق احکام اداری هرات داروغه نظامی یک شهر آسیایی بود ویا دیگری قلعه بان نظامی شهرهای اسیا بود ویا پدر برزگش تواچی لشکرهای فراوان تیموری ودر اسیا بودند  ولی اکنون نواده ها ی قدرت باخته اش  و در خیابانهای پنسیلوانیا وفرانسه واسپانیا دانشجوی ساده ویا فروشنده یک مغازه است ولی  از خاطرات نظامی پدر بزرگان خود در  افغانستان دست برنداشته است  وکسی هم نمی تواند از علاقه آنان به خاک افغانستان فقیر کم بکند  ولذا کشیدن تانک روسی به کابل وتوسط حکام روسی وبا همکاری دول همجوارواین خاطره بدبختی را در انان تشدید می کند که دواره اقتدارسابق  شهر هرات خود را بر تاشکند وبیشکک ودوشنبه واستانه روسی دوباره احیاء بکنند که پایتخت های مزبور 150و سال است که بدست ژنرالهای روسی وحزبهای دست نشانده مسکو افتاده است   واین در حالی است که اقوام کوهستانهای چند هزار متری آسیا  ویا پرف کوههای پامیر وبدخشان وختلان وقبادیان تاجیکستان که روسای طوایف اشان می باشند ودر گذشته تنها  از قوم تاتار های تیموریحکم می گرفتند  ویا صرفا از ادارات هرات وحکم ریاست قبیله گی خود را می گرفتند وان حکم ریاستی را مجاز می دانستند  ویا از دوره تیمور لنگ اطاعت از انان را جزو سنن فرهنگی ومذهب ومنافع قومی جزونظام قبیله ای وفرهنگی سیاسی وتاریخی خود می دیدند ومی بینند  ویا نظیر روسای طوایف خشن اویغور های ترک چینین که قرنها در کوهسنانهای بلند تیان شان قرنها  زندگی کرده ه ا  ند وهمبسته وهم نفع با تاتارهای تیموری افغانستان هستندواسنادوکتب  تاریخی نشان می دهد که قبایل مزبور همیشه وبرای تعیین داروغه شهر های 29 گانه اویغورستان ویا جهت روسای قبایل اویغور خود از تیمور لنگ ویا از شاهرخ ویا بایسنقر تیموری وسلطان حسین بایقائ تیموری وبابر شاه وغیره هرات اجازه ریاست قبیلگی خود را می گرفتند وبه این سنخ فرهنگی وقومی هم عادت فرهنگی دیرینه داشتند وچرا امنیت منطقه ای ویا صلاحدید قومی خود را در این شیوه سیاسی _قبیله ای  می دیدند وقبایل بلوچستان واوزبکستان وپشتونستان پاکستان وکشمیر نیز وچنین شیوه فرهنگی _قبیله ای را داشتند واغلب اسناد وکتب تاریخی دوره تیموریان آنرا  نشان می دهند که سران حزبی  رفاه طلب هجوار ،چه اشتباه بزرگی در پاشانیدن اقتدار هرات کرده اند ویا همدستی آنان ودر پاشاندن قدرت هرات وتنها گرفتن خاک یک شهر کوچک وبنام اشهر هرات واز اراضی  کشورافغانستان نبود که با همدستی زیرکانه سران ملل هم جوار اتفاق افتاد واگر تتسخیر یک شهر بود معضلات عمیق نمی آفرید وبلکه گرفتن همه اقتدارقبایل تاتار اسا بود که پایتختشان هرات بود  وامروزه سران قبایل  همه اقوام کوه نشین افغانستانی وکوهستانهای همجوار هستند ودر پشت پرده اقتدار اسیایی آنان را ربودند وچرا که هرات ونظیر شهر های دیگر افغانستان نبود که دردست  بدست شدن جغرافیایی اش ومعضل نیافریند وبلکه  پایتخت سیاسی اقوام تاتار بود ونظیر پایتخت ملل همجوار خودش بودکه اکنون حاکمیت خودشان را دارند ولی تنها هرات است که حاکمیت منطقه ای خود را باخته است  که زمانی  برپایتخت های ملل همسایه وهمه انها حکومت می کرد ولی در  توطئه های ادوار صفویهواوزبکستان  ودر ادوار صفویه وقاجاریه  وپهلوی از این قوم سلب کرد ویا با همدستی سران ملل همجوار واز ملت افغانستان سلب شد که اکنون کوهستان نشین شده اند وتا در امد اندک دره های کوهستانی خود را  صرف منافع منطقه  ی خود بسازند ولذا  همه قطع نامه های سازمان ملل  هم قادر به اقناع سیاسی آ ن تیموریان جنگ جو وقدرت باخته نمی باشد   وچرا که  تاتار های قیر قیز وکوههای خشن قیر قیزستان ویا قزاقستان هم به آن شگرد راضی نیستند که همگی  از اعقاب وبقای قومی جوجی مغول نژاد هستندوقبلا اقوام دشت قبچاق نامیده می شدند ولی اکنون "دشت قزاقستان "نامیده می شود     وهمبسگی عمیقی با جنگ جویان تیموری داشتند وروزگاری در قورویلتای دشت قبچاق  وهمه قبایلش با سران قبیله برلاس آسیا که  که طایفه تیمور است وپیمان دامادی قبیله گی بسته بودند که در رکاب جنگی اش باشند وروز گاری هم در صحرای خشن گبی مغولستان وتیک لاماکان   ورمه گردانی می کرد ند و امروزه با فروپاشی امپراطوری بزرگ شان ومجبور به زندگی در کوهستانهای پر برف وسط آسیا هستند که ارتفاع قله های پربرف آنها طوری است که نظیرش در 5 قاره دیگر جهان وجود ندارد و اغلب آنها کوهستانها پر ف وپر صخره آسیا می باشند  که ارتفاعشان  واغلب بالای 4000الی 9000متر می باشد  که راههای تجارت  ابریشم ویا نفت چین ویا ترکمنستان ویا کامیون کالای ملل خاورمیانه وتنها  از خاک وآبادیهای آنان می گذرد  ولذا مانورهای نظامی چین وروس ودول دست نشانده روس ودر منطقه مزبورو فایده ای ندارد که با نیروی زمینی وتانک وتوپخانه ارتش چین وروس وممکن نیست وناچارا در مقابله با این جنگ جویان کوهستانی تاتارهای تیموری قرار خواهند گرفت  که به غلط ان را "تروریسم داعشی"  می نامند ودر نهایت جهت تداوم مقابله با آنان وبه سقوط همه هلی کوپتر ها وهواپیماهای جنگی سوخو ومیگ روس وچین ودر کوهستانهای بلند وسط اسیا منجر خواهد شد  ودر نهایت ممکن است که  با نابودی نیروی هوایی انان وتانکهای روسی وچینی وخیلی آسان وبدست آنان بیفتند ولذا با همان تانکهای روسی وبطرف مسکو وپکن حرکت بکنند ونام مسکو را تغییر داده ومجسمه استالین ولنین را در این شهرپائین کشیده وبجایش مجسمه پدر بزرگشان تیمور لنگ را ودر مسکو نصب بکنند که 700سال قبل هم ودر دست تیمور لنگ ونواده هایش بود وقبل از ان تاریخ هم در دست نواده های باتو خان مغول بود ونام مسکو را برای احیا ء "امپراطوری دوم تیموریان شهر"" تیمور گراد"بگذارند وچرا که  واژه کرملین هم وبه نقل منابع تاریخی ویک محله مغول نشین بود ونیز واژه مغولی بود و عنوان شهر پکن  را هم که محل حکومت قوبلای قان ومنگوقان ونواده هایش بود وتنها خانهای بزگ مغول این شهرچینی را    ساخته بودند ویا کانال بزگ ابی انر حفر کرده بودند وشهر "قوبیلای گرد تاتار ها " بگذارند ویا دوباره نام پکن را به واژه مغولی "خان بالیغ تاتارها "سابق بر گردانند ونام شهر های منچوری هم که متعلق به طوایف برادر چنگیز خان بودوعوض بکنند  وچراکه  نصف خاک چین ویا 7 ایالت بزرگ ومهم چین متعلق به شاخه های گونا گون تاتار هامی باشد  ونام شهر های مزبور را به عصر امپراطوری سیصد ساله خود در آسیا را برگردانند  وتا "امپراطوری دوم تیموریان آسیا " را ازدل   نا ارامی های قندهار بیرون بیآورندکه 20 سال تمام وبا پادگان مهم "بگرام "امریکا در گیر بود ویا در قندهار جنگیدند واغلب اقوام 38 میلیونی افغانستان هم قبلا  از طوایف جغتایی شهر قرا قروم می باشند وبعلاوه براساس اسناد تارخی همه اشان در ارتش تیموریان وحدود 170 سال می جنگیدند  وامروزه شهر "قندهار" را جایگزین تاریخی شهر "قرا قروم "کرده اند و همان طوری که "امپراطوری اول تاتار ها وتیموریان "نیز از شهر محقر ومحرو "قراقروم" بیرون آ  مد ولی هنوز  شکست پادگان بگرام قندهار در افغانستان پس لرزه  های خودش را خواهد داشت وچراکه بزرگترین پادگان امریکاییها در خاک اسیا بود  وبه نقل کتاب " مصائب امپراطوری آمریکا " واین کشور 1000پادگان دیگر نیز ودر آسیا ویا در نقاط دیگر دارد که مصیبت آنها هم وبعد از "بگرام" شروع خواهد شد ولی  برای روز نامه نگاران امریکائی ویا دانشکده های اروپایی مکانیزمش ناشناخته مانده است    ودر گذشته هم هیچ کس فکر نمی کرد از درون شهر محقر "قراقروم مغولستان" یک امپراطوری بزرگ  نظامی وگسترده بیرون بیاید واکنون هم به سقوط پادگان بگرام وبا ساده اندیشی نگریسته می شود ولی شریانها ی شکستن ویا رگه ها شکاف برداشتن عمیق وشکستن آجزاء  شیشه شهر هرات را نمی بیند که نمی بایست به "شیشه عمر هرات "در 500 قبل وسنگ بزرگ می زدند وتا اکنون رگه های آن ضربه شیشه هرات کثرت شکاف برداشته ودر حال ثمر دادن باشد  وچرا که در گذشته همه تصور می کردند که با بیرون کشیدن هرات از دست "اقوام تاتار تیموریان"  ومی توانند افغانستان را بیک "ملت عقب مانده "وناشناخته در بین 220 کشور  جهان تبدیل بکنند که با تحریم اعضای سازمان ملل ویا با بسته شدن سفارتخانه ها های ملل مختلف در کابل  هم و ملت افغان وبه یک ملت وقبیله عقب مانده وفاقد دولت تبدیل خواهد شد که حتی احتیاج به داشتن پرچم در سازمان ملل هم نخواهد داشت !  وبجای "ملت صاحب پرچم "وتنها قبیله جنگ جو کوهستانی خواهد  شد وبعدا آن اسلحه را هم  از دستشان می گیرند وبرای همیشه هویتشان  نابود می گردد  ولی  در طی جنگهای 36 ساله اخیر ومهارت تشکیلاتی یافته است که خود را از "اقوام مجاهد افغان"  به "ملت طالبان ا فغانستان "  تبدیل بکند  ونیز در سالهای بعدی هم وبه "ملت آلقاعده افغانستان " تبدیل شدند   وسپس روحیه ناآرامی خود را وافزایش داده ودر ماههای اخیر " به " ملت داعشی آفغانستان " تبدیل می گردنند   ولذا کسی قادر نیست ککه  با متینگ ها وسخنرانی های خود ، جلوی تحول قومی  آنان را بگیرد ونیز هنوز کسی نمی داند که چرا  قومی با داشتن 70 هزار نیروی مسلح نترس وجنگجو می تواند کابل را بگیرد؟  ویا چرا توانست در طی فاصله یک ماه وحدود 350 هزار نیروی نظامی واطلاعاتی وکارمندی اشرف غنیی را واز افغانستان بیرون بکند ویاسربازان امریکایی ها را هم از دل خاک خود بیرون بکند  وتشکلشان ونظیر ماجراجویی تیمور لنگ می باشد  که با همکاری چند هزار نیروی نترس "قبیله ترک تاتاربرلاس "که جان نثارانش بودند ودر 700سال قبل توانست با تسخیر شهرهای  کش وسمرقند ماورائ النهر شروع کرده وبا یورش های مختلف  خود وصد قوم خشن دیگر تاتار آسیا را هم وبا خود همدست کرده ودر نهایت "امپراطوری بزرگ اول تیموریان "را پایه گذاری بکند که بزرگترین امپراطوری جهان می باشد ولی امروزه کسی نمی تواند بپرسد وچرا  نواده های خشن وجنگ طلبش وقادر به این نوع  کار نیست ؟که امروزه در کوهستانهای خشن هندو کش وپامیر وکشمیر وتیانشان وقیر قیزستان پراکنده اند ویادر نقاط دیگر جهان هستند و اغلب از قبیله خشن تاتار ترک برلاس آسیایی تبعیت می کنند که در نقاط مخلف جهان زندگی می کنند وقبیله جنگی تیمور ویا داروغه های همه شهرهای اسیایی  وتواچی هایارتش  ویا قلعه بانان  عصر تیموری شهر ها ویا فرماندهان قلب های لشکر تیمورودر طی 60 سال جنگهایش از این قبیلهترک – تاتار برلاس بودند   واکنون مجبور شده اند که در نواحی مختلف جهان زندگی بکنند ویا بعد از فروپاشی هرات قدرت باخته شده وزندگی می کنند و جمعیت سابق  قبیله برلاس تیمور ودر نقاط مختلف جهان ودر عصر خود تیمور وحدود  80 هزار نفری بودند  واکنون وبعد از گذشت 700 سال از عصر ونوادگان همان  قبیله برلاس جنگی آسیا  ودر نقا ط مختلف جهان پراکنده بوده وبیش از 15میلیون نفر  میباشند که بعد از فروپاشی اقتدارشان در شهر هرات وپراکنده شدند وچونکه خانهای پولدار  بودند ونوادگانشان  در نقاط مختلف جهان پراکنده گشتند وامروزه کسی آنها را نمی شناسد وزیرا بعد از رواج یافتن شناسنامه ودر صد سال اخیرجهان  وبا نامهای خانودگی متفرقه زندگی می کنند ویا معلوم نیست که در کدام کشور زندگی می کنند ؟ وتنها با موبایل خود واقوام جغتایی جنگجو وسربازان سابق خود را هدایت وراهنمایی استراتژیک  می کنند که چگونه "امپراطوری دوم تیموریان را احیائ دوباره بکنند وبجای هرات واز درون "قندهار " بیرون آورند  که با تسخیر پادگانها دیگر امریکایی مستقر در خاک اسیا عمل کرده  که تعداد آنها به 1000پادگان امریکایی بالغ می شود ونظیر تسخیر پادگان بگرام قندها ر عمل کنند وهمان پادگانهای امریکایی ها را در  نواحی دیگر تاتار نشین آسیا هم تسخیر بکنند وبخاطر جنگ جویی تاریخی اشان ونگذارند که بدست اقوام دیگرکوچک  آسیایی بیفتد وبا همان اسلحه پادگانهای امریکایی  و افسران وسربازان مسیحی امریکا وانگلیسی  را از خاک آسیا  بیرون بکنند وامپراطوری  تیمور لنک و"امپراطوری دوم تیموریان "را در خاک آسیا براه اندازند واگر نوه ها وفرزندان تیمور لنگ درزمان خودش به 60 الی 70  نفر می رسید و وامروزه نوادگان تیمور هم در کوهستانهای پشتونستان پاکستان وبنگلادش وکشمیر وبدخشان تاجیکستان به چند میلیون سرهنگ اطلاعاتی خشن تبدیل شده اند که ارتش پوتین ویا ارتش شی جینگ پینگ قادر به مقابله با آنان نیست  واگر روزی ارتش مائو در مقابله با پارتیزان های جنگل های ویتنام شکست خوردند که برای دفاع از کامبوج وارد خاک ویتنام شده بودند  ومطمئن باشند که در برخورد با ارتش پارتیزانی نوادگان تیمور لنگ و طاقت نخواهد آورد که روزنامه نگاران سطحی نگر غرب آنان  را یک مشت داعشی عرب زبان می خوانند که ارتش روسیه در حسکه سوریه از بین اش برد    ولی نمی دانند که ارتش پارتیزانی کوهستانهای آسیا همان یک مشت عرب سوریه ویا عراق نیستند واز اشتباهاتشان آنست که خودشان را با نوادگان خش تیمورلنگ در خاک افغانستان در گیر کرده اند   که نظیر خود تیمور لنگ هستند که  در سازماندهی خود هزاران چچنی تاتار وچرکس وکالموک ولگزی وتاتار کریمه وقنقرات را در کوههای قفقاز هم بسته وهم پیمان وهم خون با تاتار های تیموری کرده بود و روزی وروز  گاری اردوگاه نظامی  لشکر کشی منظمشان " ودر خاک روسیه که متعلق به تاتار های  آسیا بود   و"اردوی نظامی زرین آسیا" در دوره مغول نامیده می شد "  واگر ارتش روس در 150 سال اخیر وبا شیوه های نظامی آشنا شده است   وبرعکس تاتار های آسیا وحدود 800 سال است که شیوه های نظامی گری  را بلدند ویا سیاست پس گرفتن اراضی تاتار نشین خود را در آسیا بیش از هر ملت دیگر وبلد می باشند  ولذا مهارت هیچ ملل دیگر جهان ویا دانشکده هایش وبه پای آنان نمی رسد ویا  گسترش دوربین های  مدار بسته شهر های روسی وچینی ومهارت نظامی وسیاسی ورسانه ای آنان را ودر پس گرفتن اراضی تاتار نشین سابق خودشان باز نمی دارد وحتی  تبانی نظامی مائو واستالین وبا چرچیل وروزولت ودر طی جنگ دوم جهانی وبرای گرفتن اسلحه از انان وجهت تسخیر اراضی تاتار های آسیایی و خنثی خواهد شد  ویا آنان را عقب نمی زند که با تبانی 4 نفره مزبورودر 80 سال قبل  وسرتا سر اراضی تاتار ها وترکهای آسیایی وبدست سران این دو کشور افتاد  وهنوز هم فکر می کنند که تاتار های متفرق شده ودر خاک اسیا وهمچنان متفرق وبیسواد باقی مانده اند ؟ولی نمی دانند که اگر قبلا رهبری فکری ومذهبی ونظامی واقتصادی  500میلیون مردم تاتار وترک آسیا که درهمان موقع بدست تیمور لنگ ترک وداماد خویشاوند جغتایی هابود بود واکنون توسط نوادگادان با سوادش هدایت می شود که از دانشگاهای مهم جهان هم تحصیلات دارند وتیموری که علاوه از نظامی گری وسیاست هم بلد بود ولذا خویشاوندی ودامادی قبایل جغتایی مغول راوبا سیاست خود پذیرفت وهمان جغتایی ها  سربازان تحت رکاب خود بکندواسلحه انان در خدمت اهداف خود قرار دهد   وبا این شیوه سیاسی  اقوام دیگر ترک آسیایی را اداره میکرد وامروزه هم ونوادگان نترس اش ودر زیر صخره های کوهستانها بلند آسیا وهندوکش افغانستان وپشتونستان کشورهای همجوار می جنگند  واگر درگذشته تیمور لنگ بارای وخرد صاحب نظرانه خود  واداره بهینه امپراطوری تیموریان مورد نظر خودبنیان نهاد  ویا تقسیم کار سیاسی در آسیا بوجود اورده بود   که برای امنیت بهتر جاده های اسیایی بود ویا برای بهبود معیشت سکنه آسیا وورونق تجارت شهرهاومزرعه های دهات اسیا بود  ولذا انحصارا امور نظامی واداره پادگانهای آسیایی را در دست فرماندهی خودش وفرزندان لایق قرار داده بود  تا مردم اسیا تنها نفع ببرند ویا سیتسم نظامی بدست اقوام مختلف نیفتد که از کار برد اسلحه ودرجه نظامی خود وفقط هدف سود جویانه داشته باشند  ویادرگیریهای بیهوده  در خاک آسیا را وتشدید بکنند که هدف نوادگانش هم در جنگ افغانستان هم  ودر بنیان نهادن امپراطوری دوم تیموریان می باشد ویا در همین راستاست  وتا تامین منافع اغلب آسیاییان را در پرتو مدیریت نظامی بهینه خود بگیرند  ودر زیر مدیریت خودشان   و اختیارات اجرایی  قوم جنگاور تاتاربرلاس اسیایی را زنده بکنند که نمونه عالی تشکیلات گذاری نظامی واداری را در اسیا بوجود آورد که سکنه سایر قاره های جهان بدین فهم وتکامل فرهنگی نرسیده است  ولذا در سیاست گذاری وپی ریزی امپراطوری دوم بزرگ ومورد نظرخود وقلوب سایر نژاد های اسیایی را هم جذب خواهند کرد که اکنون اسیا  نظام فرهنگی ناقص وغیر عادلانه دارد  وهمانطوریکه تیمور در مباحثه وپرس وجوبا علمای آسیا  از علل فروپاشی تمدنها  وامپراطوریهای سه گانه زرتشتی فارس هخامنشی ویا اشکانی وساسانی می پرسید وبه این استدلال نظامی رسیده بودویا درمورد  فروپاشی امپراطوری 499 ساله اعراب بدین نتیجه رسیده بود ویا در نواقص فرهنگی ونظامی امپراطوری های ترک سلجوقی وخوارزمشاهی تامل می کرد که بدلیل نواقص نظام فرهنگی اش بود ویا علی رغم ژن جنگجویی اقوام ترک  فروپاشید وچراکه  هر دو امپراطوریسلجوقی وخوارزمی  در دویست سالگی خودو هر دو فروپاشیدند  ویا در شکل گیری امپراطور بزرگ مغولها ه تامل می کردکه چرا اتفاق افتاد ؟ وپی برده بود که بدلیل الهام گیری تشکیلاتش  واز فرهنگ ناقص یاسای چنگیزی باعث فروپاشی ان شد  وچرا که نوادگادن چنگیز اسیر غریزه ه جنسی بودند وهمان امر نیز باعث متلاشی شد ن امپراطوی بزرگ آنان ودر 130 سالگی فرو بپاشد وتیمور از این علل شکست امپراطوریهای بزرگ ودرس عبرت گرفت ومی خواست در ساخت وساز امپراطوری خودشتجدید نظر بکند  ولذا با هوش زیادی که داشت نهاد سازیهای خانوادگی وقضایی ونظامی خاص خوش را در شهر های اسیایی ودر تشکیلات اداری ونظامی اش بوجود آورد که نواقص امپراطوریهای سابق را نداشته باشد وتربیت خانواده وسران ارتش وکارمندان اداری اش را با این سیاستها تربیت نمود  ولذا سپاه وی نیز در ازدواج ودر اطاعت از فرماندهی وداروغگی شهرها ویا در ملک داری  بلاد مختلف مجبور بودند که همسر دوستی ایام  نظامیان مغول را رها بکنند وچرا که نوادگان ویا فرماندهان دوره مغول وبخاطر ازدواج  با زنان زیبای مسیحی گرجی ویا ارمنی وشیعه وچینی استحکام ارتش امپراطوری مغول رابکاهند  ولذا در 130 سال جهانگیری خود وفروپاشیدند ویا  امپراطوربزرگ انها  دچار تفرقه مذهبی شده وفرماندهان کوچک ارتش مغول هم  وبخاطر ان نوع ازمسایل  و سرکشی نسبت به دستورات امپراطوران بزرگ مغول می کردند ویا ناودگانش بخاطر لذت بردن از زنان زیبا ی ملل متفرقه آسیا واروپایی ودچارانواع  تفرقه امپراطوری شدند  ولذاامپراطوری بزرگ مغولها  ودر 130 سالگی اش مضمحل می شد ویا تمدن مغولها ودر آستانه فروپاشی قرار گرفت ولی تیمور با هوش زیادش ودر صدد دگرگونی بنیادها ی اجتماعی وتشکیلات امپراطوری خودش برامد ولذا سیاستش آن بود سران جغتایی مغولها را در دشت قبچاق به دور خود جمع بکند که از محروترین اقوام جنگ آور مغول بودند ودر قورویلتای سیاسی آنان شرکت کرد ودامادی سیاسی انان را پذیرفت ولذا به اور گور ه کانی ( ودر لغت ترکی وبمعنی داماد خانواده سلطنتی جغتائیان  است )وهمان قبایل جغتایی دشت قبچاق والتایی هم وبرای اینکه به سرنوشت اراضی سه خاندان تولی وجوجی واوگتای دچار نشوند وچراکه  اراضی وسیع آنان هم  در حال از دست رفتن بود ولذا در بیعت جدید وبه دور تیمورجمع شدند  واین بار سربازی تیمور را وبا شرایط جدید آسیا پذیرفتند ودر به قدرت رسیدن تیمور واولوس جغتاِ یی  وطوایف  نوادگان  پسر دوم چنگیزهم  همدست وبیعت کنندگان تیمور شدند ویا هم قسم با او شدند که اقتدار سابق خود را وبا مدیریت نظامی تیمور ودوباره برگردانند ولذا بیعت سیاسی با وی در دشت قبچاق اتفاق افتاد که در 130 سالگی امپرطوری مغولان بود وبخاطر اشتباهات نوادگان سه پسر چنگیز واسیا در استانه فروپاشی کامل  بود واقوام کوچک  همان مناطق آسیا هم واز ضعف اندیشه وزن دوستی  نوادگان چنگیز  استفاده لازم کرده  وادعای دولت های کوچک در حوزه اقتدار سه پسر چنگیز می کردند ویا در اراضی چین وروسیه وایران وخاورمیانه واروپای شرقی وماورائ النهر اوج می گرفت ومثلا  با پیدایش دولت های کوچک که هر کدام نیز  به ستیز خونین با یک دیگر می پرداختند وسراسر خاک آسیا دچار اشوب شده بود ودر این میان تنها قوم اولوس جغتایی  مغول ضرر می کرد که در نواحی کم حاصل وفقیر مغولستان مانده بود وزندگی می کرد ویا در اولوس جغتای مغول مانده بودند ولذا اولوس جغتایی هم واحساس خطر کرده ولذا همگی سران طوایف  متعددش وهمبسته نظامی تیمور شد ند  واز خیر ادامه سلطنتت خود در نسل دهم  چنگیز خان ودر در شاخه سلطنتی جغتا گذشتند وانرا به روش دامادی به نسل تیمور انتقال سیاسی دادند   وتا این با تبعیت از دستورات خانی تیمور واطاعت او نوادگانش را  بپذیرند  ویا ودر بیعت سیاسی با تیمور لنگ تاتار ترک باشند که فردی شجاع ونترس بود  وبدنباش ریاست نظامی قبایل فقیر مغول را هم بعهده می گرفت  وچونکه در "یاسا نامه چنگیزی " سلطنت از طریق اولاد ذکور چنگیز امکان پذیر حقوقی میی شد  ولذا تیمورهم  از "قبیله برلاس ترک" بود واز نوادگان چنگیز محسوب نمی شد  واز این رو  سران طوایف جغتایی قبول کردند که ادامه سلطنت امپراطوری وی واز طریق خویشاوندی سببی ودر ازدواج با دختر اخرین خان جغتا یی باشد ویا از طریق  ازواج با دختر اخرین سلطان جغتایی وتداوم امپراطوری چنگیز خان وتجهزات نظامی به او انتقال بیابد  ویا درادعای  امپراطوری اش و مشروعیت سیاسی از گذشته بیابد ولذا اقوام جغتایی هم واز ادعای سروی وخانی برترین سل چنگیز  دست برداشته وپذیرفتند  که در تشکیلات نظامی واداری جدید آسیا وتنها سرباز جنگی ساده ارتش تیمور بگردند وهمچنین نصب حاکمان شهر ها وداروغه ها از تیمور بپذیرند وهمگی  تنها با تصمیمات تیمور باشد و از نژاد جغتایی بیرون رفته باشد وبه اعضای دیگر قبیله برلاس تاتار وهمخون تیمور واگذار بشود! ویا  بپذیرند که در سلسله مراتب نظامی وتشکیلات جدید ارتش تیمور ودر سیستم جاسوسی واداره داروغه گری امپراطوری و"مدل تیموری"مورد نظر تیمور مرد پذیرش انان واقع بشود ودر تیهیین روسای قبایل هم با او چون وچرا نکنند  وتنها درجه سوم نظامی گری را در ارتش تیممور وبرای خود حفظ بکنند که تحولات  عمیق در ساختار نظامی ارتش اسیا بوجود آورد ویا آسیب پذیریهای سابق امپراطوریها ی اسیایی را از بین برد ولذا سران قبایل جغتایی مغول وبا عضویت سربازی خود درارتش  امپراطوری جدید تیموری وجانانه می جنگیدند وهمگی در تمام جنگهای آسیا شرکت داشتند که در مقاله بعدی ام به شرح ان خواهم پرداخت  ودر این باره طوایف جغتایی اسیا که کثرت داشتند وپذیرفت که تنها از این راه و بدبختی اشان  کمتر شده  ومی توانند که از فقر شدید سابق خود بکاهند وبرعکس در  بیعت نظامی وسیاسی با تیمورمنتفع خواهند شد  و لذا در همان طوایف سران سه اولوس نوادگان چنگیز وجود نداشتند وتنها "نظامیان جغتائیان" بیعت کرده بودندواز تیمور تعهد متقابل گرفتند که بجایش وی هم جانانه بجنگد واراضی تاتارهای سه اولوس تاتارهای سابق را برگرداند ویا در آسیا پس بگیرد  وچرا که اراضی تاتار ها که در سراسر اسیا پخش شده بود وبا ضعف سیاست های درباری سه خانواده پسری چنگیزداغون شده بود وبا تبانی کارمندان اداری  انان در بلاد مختلف وبا سران اقوام کوچک وارضی تحت مدیریت انان بدست  افراد متفرقه و یا بدست سران اقوام کوچک می افتاد دومثلا اروپایی های مسیحی از زن دوستی تاتار های اوکراین استفاده کرده اوکاین وروسیه ومجارستان را از انان گرفتند واقوام دیگر ابتدا با مسیحی کردن زنان نوادگان چگیزو اختلاف در ارتش مغولان انداختند وروسها هم با این سیاست براراضی تاتار ها چنگ انداختند    زن بازی ایلخانی های ایران ودر حادثه دمشق خواجه وغیره ویا سوه استفاده کارمندان سلطانیه وبا سران ارتش وی و بعد از مرگ ابوسعید ایلخانی ایران وترکیه وعراق وسوریه وماوراءانهر را از چنگ خانواده هلاکوخان بیرون می برد وهمین نوع از معضل در نوادگان قوبیلای خان چین در دوره ابوسعید ایفاق افتاد که کشورهای کره وویتنام وژابن وچین وهندوچین از دست خاندان تولی ونواده اش قوبیلای خان خارج می شد  ودر خاک ایران نیز وبعد از مرگ ابوسعید ایلخانی قدرت وفرمانداری شهر ها بدست  سرداران سبزوار وخاندان المظفر یزدوابرقو  واوباش حاکم بر شهر شیراز وال کرت هرا وخاندان قرختایی کرمان می افتاد  ویا در  سلطانیه واطرافش هم بدست  خاندان چوپانیان افتاد ویا تبریز وبغداد ه بدست خاندان ال جلا یر افتاد ویا در شام وترکیه هم بدست سران قراقویونلو می افتاد و یا بدست کردهای شورشی خاورمیانه می افتاد  و همگی این اقوام کوچک بتدریج قدرت یابی می کردند ودر اولوس جوجی هم که کهدر  اوکراین وروسیه وغرب خزر ودریای سیاه واروپای شرقی بود که متعلق به اولوس او بود واقوام کوچک سر برمی اوردند    ولذا در این منطقه هم اراضی  تاتارهای چچن وچرکس وقالموق وکاموک داغستان وغیره مورد تاخت وتازا قوام  گرجی ها وارمنی وروس  ها قرار می گرفت ویا خاندان سونگ چین هم نصف خاک چین را وبه شورش کشانده بود  که می خواست دوباره اراضی تاتار نشین شمال چین هم بدست آورد  وحوادث چین هم  زمان با مرگ ابو سعید ایلخانی در سلطانیه همزمان بود  ولی تیمور لنگ وبا مدیریت عاقلانه خود دوباره امپراطوری از هم پاشیده را از نوباز سازی کرد ویا در طی 60 سال جنگ مداوم امپراطوری از هم پاشده سابق را برگرداند و170 سال امپراطوری مستحکمش ادامه داشت ولی  نوادگانش به سیاست هند شرقی ودر "هرات" دچار شدند  وبعلاوه باید افزود که  سران طوایف جغتایی ودر بیعت با تیمور واز او خواستند که تعهد بدهد که در تجدید ساختار امپراطور جدید تاتارها  وبه "اصلاح نهاد خانوتده" امپراطوری جدید بپردازد که ازدواج های حساب نشده خاندان تولی  وجوجی واوکتای با زنان زیبای ارمنی ویا چینی وضربه به آنان نزند ویا در روند ازواج تاتارهای  اوکراین با زنان زیای اروپایی وسر کشی در حوضه  امپراطوری جوجی دیگر رخ ندهد  ویا در ازدواج های حساب نشده شاهان ایلخانی وبا زنان زیبای شیعه  وخاک ایران هم دچار تشتت مذهب ویا تشتت فرمان بری  نشود  که همگی بخاطر سکوت "یاسا نامه چنگیز خان" ودر مورد نهاد خانواده جدید بود  ویا سکوت فرهنگی یاسا نامه چنگیزی در مورد "نظام شحنگی جدیدشهر ها"شهر های آسیایی بود   ویا در نظام دین رسمی امپراطوری است و بهمین دلیل تیموربه انها گفت  در تشکیلات دهی جدیدبه انها ابلاغ کرد که یک مذهب انتخاب بکنند وانها هم همگی مذهب از  نوع اسلام حنفی را پذیرفتند  ولذا  امروزه اغلب مسمانان اسیا واغلب تابع اسلام حنفی هستند که از چند شاخه دین اسلام افراطی ترمی باشد واین امر روحیه نظامی گری را در امپراطوری تیموریان بالا برد ومثلا از آن تاریخ به بعد بلوچ ها وافاغنه ومغولها وقزاق ها وپاکستانی ها وکشمیریها واوزبکها وتاجیک ها وترکمن ها وچچن وچرکس وکالموک وقنقرات وتاتارهای حوضه اطراف ولگا ویا قزاقهای قزاقستان ویا اویغور ها ترکستان شرقی وغیره وهمگی در ارتش تیمور وبه دین اسلام حنفی در آمدند ودر نظام اداری دیوانهای آسیا نیز تغییرات بزرگ بوجود آورد ودر  تقسیم کار نظامی واقتصادی قبایل زیر مجموعه امپراطوری اش هم تغییرات بزرگ انجام دادودر همین راستا بود   وبعلاوه تیمور در مشورت با خبره و علمای  بلاد مختلف وعلت فروپاشی امپراطوری های قدیم اسیا را می پرسیدوانها هم تجربیات مکتوب خود را به وی ارائه می دادند  ونیز باید آفزود  تیمور لنگ علاوه از "ژنیتک  نظامی گریفوقالاده خویش  وفردی بسیار علم دوست ومهارت دوست بود ولذا  عالمان وصنعتگران  به وی مشورت اداری وتشکیالاتی می دادند  ودر مباحثه وتذکرهای عالمانه به وی گفتند ویا  همان عالمان ودانشمندان متعدد آسیا  به  وی توصیه کردند که بجای کار بست "یاسا نامه چنگیزخان "وتنها "دستورات حقوقی اسلام حنفی" را بکار ببندد ویا در سیاست مذهبی اش ودچار اشتباهات خواجه نظام الملک وملکشاه نشود که منجر به متلاشی شدن امپراطوری سلجوقیان ترک شد  واین نوع دانشمندان آسیا به او گفتند توصیه نظام الملک به ملکشاه ودر انتخاب دین اسلام شافعی برای امپراطوری سلجوقی ودر مدارس فقهی نظامیه ها ویک اشتباه سیاسی بود وزیرا همین سیاست باعث قتل خود نظام الملک شد ودوماه بعد از  قتل وی وبا مرگ ملک شاه هم قدرت از چنگ نوادگان سلجوقی ملک شاه هم خارج گشت  ویا سرتاسر امپراطوری سلجوقی وبا سیاست غلط نظام  الملک به 8 دین اسلام متخاصم با یکدیگرو بعد از ملکشاه گشت  وامپراطوری قدرتمند ترک سلجوقی را  نابود کرد  وبا توضیحات آن افراد بود که تیمور دستور دادتا همه تاتار ها ومغولها وترکان اسیا و دین اسلام حنفی را انتخاب بکنند وتا قدرت نظامی امپراطوری جدید ودیگر مثل سابق دچار چالش نشود وبعلاوه انها به تیمور لنگ توضیح دادند که گرچه  فقه شافعی مزیت های حقوقی زیادی داشت ولی اشتباه سیاسی نظام الملک در همین امر بود وبه تیمور گفتندکه چونکه  دین شافعی  ویک  دین سازش طلبانه  با اقوام وادیان مختلف می باشد  ولی از اشتباهات سیاسی نظام الملک بود که کتاب "سیاست نامه اش " را غلط فهمیده بود وبا تحکیم فقه شافعی ودر تدریس 16 نظامیه دوره سلجوقی خودش وطرفداران 7فر قه حنبلی ومالکی و انسی وشیعه 7 امامی اسماعلیه وشیعه امامی 4 کوهستانهای البرز و قاینات وبجان همدیگر افتادند ومثلا همان شیعیان اسماعلی 7 امامی که از حسن صباح تبعیت می کرد ودر مدرسه دینی قاهریه تعلیم دیده بود ودر دوره نظام الملک از فرصت استفاده کرده و180 قلعه نظامی در نقاط مزبور برای رواج دادن عقیده خود در ایران زده بودند وبعلاوه در سرتاسر شهر های مازندران وگیلان دوره سلجوقی هم که تابع فقه زیدی چهار امامی بودند  و لذا نظام الملک با ساست اشتباط خود وبعد از ملکشاه و طرفداران همان 8 فرقه دینی را بجان هم انداخت ولذا دیگر هیچ کس از دستورات نوادگان ملک شاه حرف شنوی نداشت ویا سلطان سنجر وبرکیارق وسلطان محمد وسلطان مسعود  وغیره وبا سیاست غلط نظام الملک تنها ماندند  ونتیجتا امپراطوری  سلجوقی وارتش انان فروپاشید  واز این راه پایه های امپراطوری سلجوقیان ترک را لرزاندند وفروپاشیدند ویا در شهر های نیشابور وبغداد وطرفداران  فقه کرامیه شلوغ می کردند وبعلاوه    شیعیان اسماعیلی 7 امامی زیر نظر حسن صباح که وابسته به خلیفه فاطمی مصر بود واز فرصت استفاده کرد ه وبعد ازمرگ ملکشاه  به طرفدارانش دستور داد تا  مدرسه نظامیه اصفهان ویا کتابخانه اصفهان را اتش بزنند  ویا کارمندان بدبخت اداری ملک شاه را بکشند که تابع فقه شافعی بودند وانها هم گروه گروه افراد مزبور را مخفیانه کشته ودر چاههای منازل خود در اصفهان وبه چاه می انداختند وتا علتش  معلوم نشود وبا این قبیل از سرکشی ها ادامه حکومت فرزندان  ملک شاه سلجوقی را ودر اصفهان وبه خطر انداختند و!نها هم ناچار شدند که پایتخت را به جای دیگر ببرد وبا این شریط وکفتگوها بود قورویلتای دشت قبچاق انجام گرفت  وجغتائیان مزبور وبا این نوع از شرایط با تیموربیعت  کردند وبعلاوه  همان متفکران آسیا که مشاوران  تیمور در بیعت دشت قبچاق بودند به تیمور متذکر شدند که در پایه ریزی نظام اداری وبیعت گیری از سران جغتایی و"مفهوم بیت الما ل " را در اداره امور ملک داری قبایل واقوام دوره خودش را کنار  بگذارد که وبه او گفتند که همین شیوه اقتصادری ملکداری باعث فروپاشی امپراطوری اعراب شد  وزیرا  که حاکمان شهری اعراب که گمارده امپراطور خلیفه بغداد ودمشق بودند  واز این "مفهوم دینی" نهایت سوء استفاده را می کردند  ومثلا پس از گرفتن حکم اداری ازدست  خلیفه وبعدا برای خودشان مال اندوزی دربلاد می کردند ویا زیرهمین  مفهوم می کردند  و یا ستم مالی زیاد برایرانیان می کردند ویا تیمور مفهوم اقطاع ملکداری امپراطوری سلجوقیان را هم کنار بگذارد که از آموخته های خواجه نظام الملک به سلجوقیان بودوبا تعلیمات اداری نظام الملک همه امرای کوچک دوره سلجوقی و در دوره خود خودشان صاحب ملک موصل  واربیل مری ودیاربکر شدند که در کتب این دوره سلجوقی وهمگی با لقب  صاحب نایده می شدند که فرضا یکی صاحب اقطاع مراغه است ودیگری صاحب اقطاع موصل است   ولذا تحت این سیستم ملک داری غلط اقتصادی وحکام کوچک سلجوقی  شهر ها وبعد از گرفتن حکم ملک اقطاعی منطقه وازدست  شاه بزرگ سلجوقی ودیگر خود ثروتمند می دیدند  وبدنباش دیگر در  اداره کشور بی نیاز از دستورات شاه سلجوقی می شدند  ودیگر اطاعت از دستورات امپراطوربزرگ  سالجوقی را کنار می نهادند  وبا پیدایش این نوع از حکام کوچک زمین دار سلجوقی وملوک الطوایفی افزایش می یافت   وباعث که امپراطوری سلجوقی وخوارزم شاهی هم بسرعت فروبپاشد وفقط برای شکل گیری وفروپاشی امپراطوری سلجوقی  تعداد زیادی انسان بیگناه در این راه کشته شده ویا به ویرانی شهرهایشان و در پایان حکومت سلجوقیان منجر شد وبعلاوه باز به تیمور گفتند که مفهوم حقوقی زمین داری " سیورغال " عصر امپراطوری" مغولها را هم کنار بگذارد که  نواقص زیادی  داشت   که  از تعالیم یاسای چنگیز الهام می گرفت وتیمور باید بایددر سیاست اقتصادی تشکیلات امپراطوری خودش وآنها را  مورد تجدید نظر قرار بدهد  وتیمور هم در بیعت گیری از سران جغتا یی این امررا  گنجانید  وبه اوگفتند که مفهوم "سیورغال " وبخاطر عیوب حقوقی اش وبهره وری زراعی دهات را کاهش می دهد وبجای آن نوع ملک داری وتیموری باید " مفهوم حقوقی " یر لیغ " را به داروغه شهر ها یش حکم اداری بدهد که به ثروت اندوزی داروغه های تیموری هم منجر نشود وبعلاوه  بخاط حکم "یرلیغ "مزبور ( در لغت ترکی وبه معنی فرمان اخذ زمین بزرگ از امپراطور ) اطاعت پذیری انها هم زیاد شده وبعلاوه امنیت کالا ومسافر هم درهمان اراضی متعلق به تیمور که داروغه فقط حافظ امنیت زمیم مزبور است  وامنیت  جاده های عصر تیموریان هم زیاد شده و بومیان  منطقه هم با راهزنانه مدست نشده  وبعلاوه بر میزان مجازات دهی داروغه های تیموری در بلاد مختلف هم افزوده وفقرای ان منطقه هم از مفهوم "ملکداری یرلیغ "وبا واژه ترکی از فقر خود می کاهند وتنها در خدمت  امپراطوری تیموری وخدمات مختلف می کنند  وبعلاوه با این مکانیسم تجارت کالادر اراضی امپراطوری تیموریان زیاد شده وبرعکس  حمل کالا در اراضی یاغیان آسیا هم  رابه  تیمورگزارش داده شده ویا با پیکهای جاسوسی به او می فرستند  واو هم بدستورات قرانی فقه حنفی وبه این نوع  غارت طلبی  مخالف  سیتم سیاسی تیمور در منطقه مزبور خدمات امنتی نداده  ودر نهایت استحکام امپراطوری  اش  افزاش می یابد  ویا براساس فقه حنفی اموال عاصیان برحکومت وتوسط افراد امپراطوری ایلغار شده وطبقه فقرا ومسافران در راه مانده هم توشه دولتی گرفته وقوم ها ی فقیر هم از اموال اضافه یامخانه ها ویا  چاپار خانه ها استفاده مجانی کرده وبرجان تیمور دعا می کنند واین شیوه اقتصاد "مالک داری یرلیغ "را وکلاویخوسیاح اروپای گزارش کرده ویا یدیده مزبور را در  کتابش ذکرکرده  ومی نویسد ویا توضیح مردم نگارانه می دهد که  در عصر تیمور وسرتاسر خاک افغانستان و"یرلیغ خود تیمور" بود  وبه اقوام متعدد جغتایی حکم داده بود وبا همان حکم می توانستند در هر نقطه افغانستان رمه بچرانن ویا تخم گیاه بکارند  وبه شرط آنکه هر وقت جنگ آغاز شد و  به انها ابلاغ شد وکار اقتصادی خود را رها کرده وبه اروگاه جنگ بپوندند وافرادی هم که قادر به جنگ نبودند  واز اموال غارت شده از دشمن وغنایم جنگی بهره برده وشریک می شدند  ویا همان اموال وجهت جلب قلوب ودر بین فقرای همان  منطقه تقسیم میشد  ویا در میان فقرای مناطق دیگر توزیع می گردید وبا این شیوه اصلاحات اقتصادی عدالت طلبانه بود که طرفداران فقر را طرف دار امپراطوری خود کرده بود  ولذا تیمور نهاد های اقتصادی عصر تیموری خودش را هم اصلاح کرد  ویا در اصلاحات نهاد آموزشی امپراطوری تیموریان تعصب قومی را کنار گذاشته بود وبا با حکم دادن اداری به صنعتگران وهنر مندان وعالمان اقوام گوناگون می کوشید که  از\رفه مندی انانن استفاده بکند که از  فعالیت نظامی منع شده بودند وانها هم در ازای درآمد اقتصادی خود وخدمت گذاری امپراطوری تیمور را می پذیرفتند  ویا علیرغم عقاید قومی خود وطرفدار امپراطوری تیموریان شده بودند ویا در ادارات زیر نظر تیمور وجان نثارانه کاراداری  می کرد  ونیز تیمور لنگ در اصلاحات نظام ارتش دوره خودش چنین کرد  و تشکیلات دهی نظامی جدید امپراطوری تیموریان را وبراصول جدید پایه گذاری کرد ویا درجه بندی  نظامی خاص بوجود آورد وطوری آنرا طراحی کرد  که کسی از پست نظامی ویا در داروغگری ویا در حفاظت قلعه ها وسوء استفاده اداری ونظامی نکرده باشد ولذا تیمور در تشکیلات دهی جدید ارتش خود وچهارنوع  سلسله مراب نظامی بوجود آورد  که پست نظامی "آلغ نویان" بود به شخص خود تیمور وولیعهد قانونی اش اختصاص  خاص داشت وپست نظامی  دوم لقب "ترخان " بود که به فرماندهان داروغه ها ویا تواچیها  واخته چیها  وقلعه بانا ن ویا به قراولها وبه بها دران مقدمه سپاه تعلق می یافت  وانحصارا به طبقه نظامی قبیله جنگی برلاس داده می شد واقوام وقبایل دیگر از گرفتن این نوع  پست نظامی درجه دو ارتش تیمور ومحروم بودند  ویامبادا با حکم مزبور روزی کودتا در ارتش وامور نظامی بکنند وامپراطوری را بپاشانند  واین درجه نظامی اغلب  به ان دسته از افراد قبله برلاس داده می شد که از قبیله  برلاس بودند ویا میزان  شجاعت ووفاداری انان وبه امپراطوری تیمورگزارش شده  وبه اثبات رسیده بود  وبعلاوه تحت کنترل شخص تیمور انتخاب می شدند  که از دستورات مستقیم تیمور وبا اقوام زیر دست امپراطوری عمل بکنند  وبرعکس خشونتشان هم  با "باغی ها" و"طاغی ها" و"یاغی ها "و"خوارج " امپراطوری هم شدید باشد وهمگی مفاهیمی بودند از الهام گرفته از مفهوم قرانی بودند که از فقهای  حنفی دربار خود آموخته بود  وبهمین دلیل تیمور وبرای استحکام بخشی به پایه های امپراطوری خودشو وبرخلاف شاهان قبلی مغول که شمن پرست بودند وخودش دین حنفی را پذیرفت وفرماندهان قوم برلاس هم به صلاح دید خودشان  وبه پذیرش دین حنفی درامدند وبا پذیرش دین مزبور وتیمور وولیعدش از مقام ریاست قبلیگی صرف برلاس بیرون امده وبصورت "نظامیان اولوالا مر"  در آمدمد که سرکشی از  دستورات آنان وفرد سرکش را در مقوله "خوارج دینی" وطاغی وباغی قرار می داد که خون خودش  را حلال کرده بود    ولذا برمبنای ایات قرانی هم اطاعت از اولوالامری او وواجب شد ودر 80 مدرسه دینی هرات تبلیغ گشت  وخارج شوندگان   از دستورات تیمور وولیهد جانشین اش  هم و جزو خوارج ویاغی محسوب می شدند   ولذا هرنوع سرکشی از دستور امپراطور وریختن خون داروغه سرکش ویا تواچی سرکش را وواجب دینی می کرد  واین "سیستم اطاعت دینی" در سازماندهی میمنه ومیسره وقلب سپاه تیمورهم وارد شد  ویا درشیوه  قلعه بانی واجرای دقیق دستورات حفظ اذوقه واسلحه ارتش وارد شد ویا در نقاط دور امپراطوری وهمه را به اطاعت در اورد  و"نظام قبیگی سابق برلاس" دگر گون شد واین بار "فرماندهان نظامی عصر تیموری" وبجای لقب "خان" ولقب "ترخان" یافتند که اختیاراتشان از خان ها ی جوامع دیگر بیشتر بود ودر رفت وآمد به نزد تیمور "آزاد" بودند ودر صورت سرکشی از دستور وی هم ومجازات شدید تر  می شدند و"اصلاحات اداری تشکیلات ا مپراطوری عصر تیموریان هم وبرمبنای همین نوع از  توصیه های سیاسی وکاربستهای  حقوقی انها انجام گرفت  ویا "درجه بندی سوم نظامی" ارتش تیموری هم انحصارابه فرماندهان وفادار جغتایی  تیمور وبه بهادران پیشاهنگ ارتش آنها    وبه درجه داران ( نویان ُمعمولی  )جغتاییهای  فرمانده 10000 نفره )داده می شد  ( ویا به فرمانده نظامی تومان جغتایی  1000 نفره ) ویا فرمانده نظامی جغتایی صدگان وفرمانده ارتش دهگانه ویا 10  نفرسرباز زیر دست  بود ودرجه دیگر نظامی هم به فراد تاتار همکار با ارتش تیموری اختصاص می یافت  که از ترکان آسیا ویا از بقایای قبایل سه اولوس از هم پاشیده مغول  بودند دور همین راستا اقوام جغتایی هم وبدنبال تیمور وفرماندهان قبیله برلاس هم برای نظم امپراطوری تیموری وهمگی دین اسلام حنفی را پذیرفتند وبعد از انان اغلب اقوام تاتار وترک آسیا که امپراطوری تیموریان را پذیرفته بودند وهمگی به دین حنفی روی اوردند که باعث اصلاحات دینی امپراطوری عصر تیموری شد ولذا امروزه اقوام افغان هم اغلب دین حنفی دارند که از نظر خشونت به دین داعشیها  نزدیک می باشند  وبلاوه جغتایی ها در بیعت نظامی با تیمور  از وی تعهد گرفتند که از خاک اقوام تاتار دیگراسیا دفاع بکند ویا اراضی   اولوس های سه گانه فروپاشیده آنان را پس بگیرد  که دچار حملات اقوام دیگر شده اند وتا  به فرماندهی تیمور لنگ وولیعهد امپراطورش "ایما ن حنفی "بیاورند  و"اسلام تیموری" اورا تبلیغ بکنند  ویا  هر فردی را که او حکم می دهد ویا به داروغگی  شهرها  وفرماندهی ارتش می گمارد ومورد "مطاع دین حنفی" آنان باشد وبعلاوه ریاست  همه قبیله ها هم فقط با حکم تیمور وجانشینان تیمور قبولیت  داشته باشند ودر صورت عدم تمایل خانواده تیمور از فلان رئیس قبیله وحتی  خویشاوندی با اوراهم وکنار بگذارند واین نحوه  اطاعت پذیری سیاسی در ارتش تیموروبه نقل کلاویخو وارتش او را به ماشین کشتار تبدیل کرده بود وبعلاوه مفهوم "فرماندهان نظامی کوکلتاش" هم  در ایندوره تاریخی ودر این  "رابطه دینی پدید آمد ولذا عنوان فرماندهانی بنام کوکلتاش عصر تیموری  ودر کتابهای عصر تیموری  دیده می شود که یک نوع "فرمانده نظامی برادر خواندگی"  بودند  که از مفهوم حقوقی – دینی تاتار ها وترکها ی نظامی اخذ شده  با همدیگرمجبور بودند که  در خاک اسیا ودر ارتش تیموری همکاری برادر خوانگی بکنند     ویا در تقسیم سیاسی تشکیلات امپراطوری جدیدش بکنند وبرای اینکه ظلم اقتصادی هم  به اقوام دیگر اسیایی هم  نکنند ویا بدلیل فرمانده بودن نظامی اشان  نکنند  ولذا تقسیم کار مشاغل  اقتصادی وکشاورزی وفنی در امپراطوری اول تیموریان بوجود امد  که اقوام منع شده از مشاغل نظامی هم وتنها به مشاغل اقتصادی وفنی محض بپردازند ولذا در مشاغل مزبور هم  وامن باشند   ویا در تقسیم کار سیاسی دیگر هم همان پادگانها وکلانتری وسیستم اطلاعاتی منظم ویکدست گردیدند  ویا در سرتاسر امپراطوری کشوده شده  واین نوع از نظم تشکیلاتی ونظامی شکل گرفت ویا فرهنگ پذیری وجامعه پذیری در آن مورد پدید آمد    واز این طریق بود  که مشاغل متعدد سکنه امپراطوری وزیرقدرت نظامی شخی  امپراطوری رفت  واو هم همه مشاغلآسیایی  را زیر  حمایت نظامی وسیاسی خود داد  که هرکس کارکرد خاص خودش  را تعقیب بکند  واز دخالت  در کارکرد فرد دیگر بپرهیزد  که دیگران هم  به آنها زور نگویند ویا کاربرد قدرت نظامیان گماشته اش ودر  همان منطقه جغرافیایی اسیا وصرفا تحت کنترل نظامی خودتیمورکه به زیر دست زور نگویند  ویا  میزان ترقی نظامی هم وفقط در چهارچوب  کار کرد ها باشد   ویا برای عدم کودتای نظامی همان قدرت یافته ها ی اقوام متعددبکار گرفته نشوند ویا درمیان اقوام مختلف آسیایی ویک نوع سیستم  درجه بندی واحد نظامی وخاص  بوجود آوردکه در تشکلات دهی اداری مدل غربی ها دیده نمی شود ویا در تشکیلات صد ساله مدل کمونیستی آسیا هم دیده نمی شود  ویا در قاره های دیگر هم  و چنین مزیت های تشکیلاتی دیده نمی شود وبهمین دلیل روش غلط است که  درگیریهی  جوامع مختلف با یکدیگرودر صد ساله اخیر زیاد می باشد که در امپراطوری تیموری آسیا حذف شده بود  ویا در در گیریهای  مرزهاو اقوام همنژاد های دوسوی مرزهای مصنوعی صدساله وجود دارند که ساخته ژنرالهای مسیحی انگلیسی در آسیامی باشد که در امپراطوری مدل تیموری چنین مرزها قومی تنش آسا وجود نداشت   ویا در گیری مرزهای کارمندی وطبقات کنونی آسیا وجود دارد  ولی در تشکیلات دهی دوره تیموریان وچنین عیوب اداری  دیده نمی شد   که محصول هوش سیاسی ونظامی تیمور لنگ بود که تشکیلات اداری ونظامی امپراطوری زیر نظر خود را در ترکیب فرهنگی معقول در آورد ویا در ترکیب فرهنگی  دستورات یاسای  مغولها وبا  ترکیب فرهنگی ایات حقوقی وسیاسی  قران قرار داد   که هم عیوب فروپاشی امپراطوری سابق آسیایی را از بین ببرد وهم ملاط فرهنگی ونظامی تجزیه ناپذیربسازد ویا در نظم دهی امپراطوری اش و برای نوادگان خود ونواده حکام شهرهای وداروغه های دوره خودش بشازد که کسی نتواند از فرماندهی ارشد تر آنان سر پیچی فرهنگی کرده ویا در امور نظامی واداری سرپیچی بکند ولذا یکنوع ملاط ساختمانی وساختار سیاسی امپراطوری اول تیموریان بود که از چنین ملاط قوی نظامی واداری برخوردار بود  که نظیرعملکرد  "قوطی های چسب قدرتمند " بود که با جبر های اجتماعی خودش واجرای متفرق را وبه دور یک محور سیاسی ویا اقتصادی می چسبانید وتا  امپراطوری اسیایی تیموریان  را از میل وگرایش به تکروی وتجزیه شدن منع بکند  وبا همین ملاط فرهنگی ونظامی قوی خودش  بود که  توانست در دوره عمر کوتاه خودش وبزرگترین وقوی ترین امپراطوری جهانی  را بسازد که امروزه دانشکده های مردم شناسی ونظامی غرب وروسیه وچین واز درک فرهنگی آن عناصر فرهنگی عاجز است   وهرچند امپراطوری اول تیموریان وبا حیله گری های عوامل کمپانی هند شرقی  ویا با سود خواهی های برخی  از افراد ملل آسیایی ونظیر خاندان صفویه ویا با سود جویی تزارهای اروپایی شرقی از هم پاشید ویا با سودجویی ها وفرصت طلبی عناصر چینی وسود جویی سران طمع کار اوزبک ضربه دید ویا با سود خواهی طمع کار انه  عثمانی ترکیه ضربه دید که برخی  عوامل  کمپانی هند شرقی وشعباتش در آنها نفوذ کرده بودند  ودر برهه از تاریخ توانستند از غفلت وناگاهی وجهل قبایل ترک وتاتار اسا و  دوره تاریخی خاص ونهایت سوء استفاده را بکنند وامپراطوری بزرگ ییموریان را فروبپاشانند ویا بعد از 170 سال به اضمحلال بکشانند وبظاهر با تحریک سران اوزبک وصفویه بود ویا در گرفتن شهرهرات بود که پایتخت امپراطوری تیموریان بود  ولی گرفتن یک شهرو بنام "هرات" نمی توانست به پایان یک امپراطوری منتهی ببشود وبلکه نوادگان تیمورلنگ وقوچین ها وتواچی ها وداروغه هاوحکام اداری هنگام تسخیر هرات افغانستان تجربه نظامی عمیق داشتند که از طریق این شهر و شهر های اسیایی را اداره می کردند ودر همان موقع وجمعیت بالای یک میلیون ونیم وفرمانده نظامی واطلاعاتی بودند که تجربه سرکوب ویا واژگونی همه ملل تازه قدرت گرفته را داشتند ویا اقوام مدعی را وسالها آموخته بودند  ویا تجربه عملیاتی در آن مورد  وبعلاوه همگی آن فرماندهان نظامی  هم از قبیله جنگ جوی برلاس ترک اسیا بود ن که نژاد زنیتیکی تیمورلنگ هم از نظر خونخواری ودرجه خشونت وازنژاد تاتارهای  برلاس می باشد  وبعلاوه از نظر از نظر علم زنیتیک انسانشناسی از مغول ها هم خشن تر  می باشند ولی ازنظر تاکتیکی ترجیح دادند که به باز پس گیری پایتخت هرات تصمیم گیری نکنند  ویا در باز پس گیری از دولت ضعیف وتازه تاسیس اوزبک ها وصفویه اقدام نکنند وبجایش ادامه فرماندهی نظامی خود را وبه بالای  کوهستانها خشن وهندوکش افغانستان وکوهستانهای خشن پامیرتاجیکستان همجوار  وکوهستانها خشن هیمالیای هند وتبت وکشمیر همجوار وکوهستانهای خشن وسنگلاخهای بدون راه یابی کوهستانهابلوچستان ویا به کوهستانهای همجوار بلند تیانشان اویغورها وقیر قیز ها واوزبکها بکشانند واز انجا که فروپاشی امپراطوری اول تیموریان هم از فساد اداری ومالی سرانش منشائ نمی گیرد وتا  دیگر قابل احیا نباشد وبلکه همدستی زیرکانه دول دیگر ویا ضعف شناخت های ژئوپلیتکی  آنان باعث عقب نشینی این قبیله برلاس  شده است ولی امکان احیائ امپراطوری دومشان  نیز بدلیل هدم  فساد اخلاقی نوادگان بیشمار تیمور لنک محال  نیست ولذا مهارت  عملکردشان در آسیا   ویا پیام تمدن افرینانه اقدامشان و از هرنوع  حزب سازی  ویا ایدئولوری سازی  ومرامسازی  صد ساله اخیر  اروپا واسیا قوی تر است