جاده ابریشم آسیا وازعصر  کنترل تیموریان هرات وتا عصر سازمان تجارت جهانی

                                                                                        ( قسمت پنجم )

از دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناس اقوام آسیایی

 

لغت ویا الفاظ جاده ابریشم آسیا ودر محاورات مردمی اغلب جوامع جهان شنیده می شود ولی کمتر مطبوعات ویا دانشکده ای ویا اندیشکده های اروپا ویا آمریکا وچگونگی آنرا می دانند که  در 220 سال گذشته شکل گرفته اند  وازعصر  پیدایش مطبوعات غربی می گذرد ویااز عصر پیدایش  دانشکده های غربی می گذرد ویا از عصرپیدایش  نظریات ویا مکاتب فکری وعلمی غربی می گذرد ولی هنوز مطلب مهمی  ویا مقاله کم بضاعت ویا کتب علمی ودر مورد جاده ابریشم آسیا نوشته نشده است  ویا نشر ویا پخش نکرده اند ودر حالیکه استخوان بندی تمدن آسیایی ها وتنها در جاده ابریشم آسیا نهفته است ویا پیدایش نهاد های سیاسی آ سیایی هم وریشه در کنترل جاده ابریشم آسیایی دارد که در علوم سیاسی جوامع غربی فهمیده نمی شود! ویا در علم مردم شناسی فرهنگی غربی ها وبه این نکته مهم علمی دقت نشده است! ودر حالیک امروزه از عصر پایان حکومت تیموریان در شهر هرات وکنترل جاده ابریشم وتوسط امپراطوری اول تیموریان وحدود تقریبی 500سال می گذرد که بر اداره این جاده مهم اسیایی تسلط داشت ولی با تبانی تجار عمده شهر های ونیز وجنواوسیسیل وسقوط دولت هرات اتفاق افتاد وچرا که دولت تیموریان ومانع بهره برداری ونیزیان از جاده ابریشم آسیا می شدند ( در ناحیه نیمه شرقی این قاره بزرگ آسیا بود  که درمجراو محوروکناره بستر  دورودخانه جیحون وسیحون قرار گرفته بود ) وبخش دیگری از   جاده شاهی آسیا هم تمدن ساز بود ( ویا در ناحیه غربی آسیا قرار داشت ومثلا جاده های تجاری مزبور هم در کناره های  دورودخانه فرات ودجله وشعبات فرعی واصلی آن بود وشریانهای فرعی واصلی اش ووسیله معیشت تجاری ویا دادوستد وفروش مازاد تولید اقوام ساکن در سکونتگاههای روستایی  اطرافش بود ویا جادهای که وسیله معاش سکنه شهرهای کوچک وبزرگ اطرافش بود  جاده معیشتی شاخه های اصلی ویا فرعی دو روخانه مزبور بود )ولی در همین دوره تاریخی واقوام متعدد اروپایی گرسنه وبا سر دمداری تجارعمده ونیز وجنواوغیره دچار تنگنای تجاری شده بودند  ویا توسط دولت بزرگ تیموریان وارتش بزرگ آنان ومحروم از تردد تجاری در جاده های ابریشم وشاهی اسیا شده بودند که قلعه نظامی در مسیر جادهای مزبور داشتند  و حوزه تمدنی  جاده های تجاری دسته اول آسیا و\حوضه  "ماورائ النهر"  نامیده می شد وحوزه تمدنی دسته دوم جاده های تجاری آسیا  هم  و"حوزه تمدنی بین النهرین" بود که دو حوزه تمدنی مزبور وجاده های تجاری اش در دو برهه تاریخی وهر دوحوزه جاده تجاری و بدست آسیایی ها افتاده بود که کنترل جاده های دسته اول ودوم وحدود 220 سال وتوسط ارتش بزرگ گارد جاویدان هخامنشی های آسیا ها ی ها اداره می شد که بعد از 220 سال اقتدارش وکنترل قلعه های نظامی جاده های مزبور  واقوام اروپایی گرسنه مجبور به جهش فنی وارتشی  اقتصادی وخود وبه سر دمداری اسکندر مقدونی اروپایی ها شد تا تجهیز ارتش بکنند وتا دوجاده تجاری معروف اسیا یی ها  را واز چنگ دولت متلاشی شده هخامنشی وبا دین زرتشتی  اش بیرون بیاورند ودفعه دوم نیزوهمان  اقوام گرسنه اروپایی که اقتدار نظامی کمتری داشتند ویا اقتدار نظامیاشان در برخورد با سکنه آسیا واز اقتدارنظامیان سلوکیان اروپا ویا از ارتش روم باستان ویا روم بیزانس مسیحی کمتر بود  ویا در برابر ارتش بزرگ تیموریان که با پیروان اسلام حنفی تیموری کثیرش ودیگر اروپائیان  قدرت باخته در اسیا بودند ویا در نفوذ تجاری ونظامی وفرهنگی وسیاسی وبه درون اقوام آسیایی وجامعه قدرت  باخته بودند ویا راه حل دیگری نداشتند ویا در برابر تمدن قوی تر آسیایی ها ی دوره امپراطوری تیموریان آسیا ودر معرض تنگنای اقتصادی وتجاری وگرسنگی مجدد قرار گرفته بودند واز نظر علم انسانشناسی جسمانی وفرهنگی وبه تکاپو افتادند که شوک تمدنی برای انها بود ولی برای اینکه در معرض انقراض نسلی قرار نگیرند ومجبور به تکامل دادن فرهنگ ویا رفتارها  ویا تجدید نهاد های سیاسی واداری ونظامی وفنی خودودر برابر تکامل فرهنگی اسیایی ها شدند  واین تکاپوی فرهنگی شوک اور  عصر " رنسانس  فرهنگی اروپا نامیده می شد وبهمین دلیل واین نوع تکامل فرهنگی آودر ابزار آلات اروپائیان وحیل های سیاسی اشان بوجود آمد ویا در مورد تحول ونوسازی انواع نهادهای اجتماعی آنان بوجود آورد ویا  در طول حکومت 170 ساله امپراطوری بزرگ اول تیموریان  در آسیا شکل داد  وِیا  در عصر تیموریان شکل داد که مجبور به جهش دادن  وموتاسیون تمدن اروپایی خود گردیند  وزیرا تمدن 170 ساله امپراطوری تیموریان در سمرقند وهرات غالب بود وشهر هایی که  قلب تپنده فرهنگی آسیا بودند وبا اقتدار نظامی اشان و جهش فرهنگی عظیمی به ساختارهای علمی وفرهنگی ونظامی همه اقوام آسیایی ها  داده بودند ویا به جاده های تجاری آنان ودر برابر تمدن اقوام گوناگون اروپایی داده بودند   ولذا اروپایی ها هم واز سر اجبار وناچاری ویا جهت عدم انقراض نسلی ومجبور به رنسانس فرهنگی اجباری وتجدید نظر در رویکردها ورفتار ها ی سنتی خود شدند ویا در برابر ساختارهای مستحکم عصر تیموریان آسیا  شدند وچونکه دیگر نمی توانستند که دیگر نظیر عصر تمدن روم باستان عمل کرده ویانظیر  روم بیزانس عمل کرده وبا جمعیت بزرگ وقوی تر آسیا ودولت وتشکیلات عاقلانه ترشان در بیفتند ویا بنام گسترش مسیحیت در خاک آسیا وبه حوزه های تجاری وسکونتگاهی رودخانه فرات آسیا نزدیک شوند که همگی  در دست تیموریان وارتش بزرگ وی بودقدرتشان از خلفای عباسی وسلجوقی وممالیک مصر ومغول ها  ودر برخورد با تهاجم نظامی اروپایی ها به خاک خاور میانه آسیا بیشتر بود ولذا اروپایی ها تاکتیک صمع کاری خود را وبطرف قاره امریکا وامریکای  لاتینودر اواخر دولت تیموریان  باز کردند که با تسخیر آن قاره بد بخت در دوره کریستف کلمب واین بار به فکر مسیحی کردن اقوام سرخ پوست امریکایی واراضی انها را گرفته ووسیله معاش خود بکنند  که از کاناداوتا انتهای شیلی وهمگی جزواراضی  اقوام سرخ پوست بودندویا زیر مجموعه فرهنگی دو امپراطوری سرخ پوستان  تمدن آزتک واینکا ودر همان قاره بودند  وهمچنین در عصر امپراطوری تیموریان  ،ودیگر  آسیب پذیری نهاد های سیاسی وفرهنگی ونظامی اقوام آسیایی ودر پرتو نظام فرهنگی نوین امپراطوری اول تیموریان کمتر شده بودکه مورد مطالعه علم مردم شناسی فرهنگی است  ویا آنان در دوره مزبور واسیب پذیریهای تمدنی سابق خود را واصلاح اجتماعی کرده بودند ولذا با نهاد های اجیماعی وعلمی مستحکم وتا حدودی از رخنه فرهنگی تمدن اروپایی ها ومصون شده بودند ولی این بار تمدن امپراطوری آزتک واینکای امریکای شمالی وامریکای لاتین ودر برابرحیله گری اروپایی ها به خطر افتاده بود  که جزو تمدنهای اولیه بشری از نظر ابزار آلات بودند ویا نظیر ضعف اسیایی ها ودر  1800 سال قبل ویا در  متلاشی شدن امپراطوری هخامنشیها  وتوسط اسکندر اروپایی  بود وباید افزود که حمله اروپایی ها به خاک اقوام آسیایی  وحدود 1800 سال وقبل از کشف امریکای لاتین وتوسط کریستف کلمب بود ولذا در دوره مزبور وامپراطوری تمدن اولیه اقوام سرخ پوست قاره مزبور وبهمان سرنوشت متلاشی شدن تمدن هخامنشی ها دچار شد ویا در در برابر سربازان اروپایی اسکندر مقدونی شد که به نقل نویسنده کتاب " شریانهای باز آمریکای لاتین" واین بار سربازان امپراطوری سرخ پوست اینکا وازتک ومایا ودر برابر سربازان مسلح اسپانیایی ویا انگلیسی وفرانسوی مهاجم اروپایی و به خاک قومی اقوام امریکای سرخ پوست که از نظر ابزاز الات ساده جنگی وجزواقوام اولیه بودندولی جان مورگان انان از نظر فرهنگی هم جزواقوام اولیه تلقی می کند که دیدگاه مردم شناسی غلطی است   ولی به نقل کتاب شریانهای باز امریکای لاتین ودر تاریخ امپراطوری خود واقوامی اولیه از نظر ابزارالت جنگی بودند  بودند وچرا که هنوزتا ان تاریخ  اسب ندیده بودندکه در قاره مزبور  وجود نداشت ولذا از شیهه اسبان اروپایی ها می ترسیدند وفرار می کردند ویا اسلحه گرم ندیده بودند وکشته شدن از راه دوره وبا گلوله نامریی وفررفته در بدن را نوعی خشم خدای مسیحیت به خودتفسیرفرهنگی می کردند   ویا اختراع فرهنگی وفنی ابزاری بنام تفنگ نکرده بودند وتنها تیر اندازی با تیر وکمان را بلد بودند ویا قایق پیشرفته وباد بان دار ندیده بودند که سر بازان اروپایی ومرتبا از آن ها پیاده شده بودند ویا چیزی  از مفاهیم دین مسیحیت نشنیده بودند وتنها دین شمن پرستی سرخ پوستی خود را بلد بودند  وبر عکس ارو پایی های مسیحیت مهاجم  ومرتبا حمله به درون آبادیهای سرخ پوستان مکزیک وهائیتی والسالوادور وپرو واکوادور وکلمبیا وغیره راانجام می دادند  وبعلاوه در تهاجم نظامی خودهم   از زبان وخط منظم ونوشتاری زبان اسپانیایی وزبان فرانسوی وانگلیسی واستفاده مفید وکار کردی   را می کردند  که کمک بزرگی به سربازان اروپایی بود  ودر عوض نهاد اجتماعی زبان بومی سُرخ پوستان و"تکامل کارکردفرهنگی نداشت  ویا کارکرد فرهنگی زبانشان در تشکیلات سپاه امپراطوری سرخ اشان تکامل کار بردی نیافته بود ولذا  ضعف ارتباطی ویا ضعف سازماندهی سر بازان امپراطوری سرخ پوستان تمدن آزتک واینکا را در اطاعت از امپراطورشان را  را بوجود می اورد ولی در همین  دوره تاریخی عصر تیموریان اروپایی ها مجبور به جهش فرهنگی شده بودند واطاعت از امپراطوری تیمور لنگ وبصورت نهاد سیاسی ودینی ضروری برای اقوام اسیایی در آمده بود ویا برای عدم انقراض نسلی وگرسنگی دائمی ودر برابر تهجم دائمی امپراطوری روم باستان وبیزانس ومجبور به نواوری فرهنگی وساخت وساز تشکیلات اداری جدید در عصر تیموریان شده بودند وجاده های تجاری اسیا را از دست تجار اروپایی هم گرفته بودند که یک نوع تکامل تجاری در فرهنگ اسیا ییها بود واروپا ها هم از نظر انسانسناسی فرهنگی مجبور به تکامل فرهنگی جدید شدند ولذا برای از دست ندادن برگ برنده تجاری خود واین بار به تجارت دریایی روی اوردند که فراورده فرهنگی نوینی در تجارت جهان بود ودر ونیز وجنوا به ساخت وساز کشتی های باد بان دار بزرگ وتوپ دار پرداختند ونیزاجبارا ویا به دلیل جبر های فرهنگی وجبر اجتماعی  مجبور به مطالعه وکشف علوم جغرافیایی وکشف امریکای لاتین وکشف دماغه امید نیک جنوب افریقا وکشف راهپیمایهای دریایی وشناخت موج های دریاهای متعدد وشناخت باد های موافق ومخالف شدند  ویا ناچار به  استفاده از قطب نما وباد های موافق ومخالف شده بودند ونیز مجبور به کشف باروت واستفاده از آن درجنگ دریایی با اقوام سرخ پوست امریکای لاتین واقوام سیاه پوست زنگبار وتانزانیا وگینه آفریقایی شده بودند ویا مجبور به استفاده واختراع باروت وتفنگ  وقطب نما وباد بان وعلم کشتی رانیشده بودند ویا یا با مطا لعه کتاب حیله گری ماکیاول ومجبور به حیله گری   در گشودن بندر های اقوام زرد پوست جنوب شرقی آسیا بودند ونظیر گشودن نظامی بندر هنگ "گنک چین وماکائو بنادرسنگاپور و بنادر برونئی واندونزی وما لزی وفلیپین آسیا  وتوسط سربازان پرتغالی وسپس توسط سر بازان هلند شرقی ویا توسط سر بازان کشتی کمپانی فرانسوی شرقی شدند که همگام با کشف امریکا وتوسط کریستف کلمب وسقوط هرات تیموران در 500 سال قبل بودکه مقارن با کشف بنادر جنوبی آسیا از راه مسیر دریاها شدند ونیز برای شکل دادن به علوم دریایی وابزار الت جنگی نصب شده بر روی کشتی ها ی دریایی وقطب نما وباروت ان ناچار به دزدیدن کتاب ویا خریدن مفت کتاب وآثار کتب جغرافیا نویسان ودریانوردان  آسیاییهای باسواد شدند   که نظیر کتب جغرافیایی اصطخری بود ویا نظیر احسن التقاسیم مقدسی وکتاب مروج الذهب مسعودی ویا سفرنامه ابن بطوطه وسفرنامه ابن جبیر وسفرنامه ناصر خسرو وسفر نامه سلیمان به چین وغیره شدند که چند قرن قبل از اروپایی ها نوشته شده بود ویا افراد باسواد اسیایی وسفر نامه های گشت وگذار جغرافیای شهر ها ویا آبادیها ورود های آسیا را نوشته بودند ودر همان دوره اواخر عصر تیموریان واروپایی ها و برای شکل دادن به این نوع ابرار الات تجارت دریایی خوددر ونیز وبولونی ایتالیا  ومجبور به تاسیس کالج های علمی شدند که بعدا آن را "دانشگاه اروپایی "نامیدند وزیرا برای تهاجم بحری دوباره وبه خاک جنوبی آسیا ویا به خاک امریکای سرخ پوست ودیگر آموزش کلیساهاجواب نمی داد ویا آموخته های کلیسا های  دهات ویا شهر های اروپایی وجواب نمی داد ولذا مرکزفکری  جدیدی نیاز داشتند که معارف جدید وبرای جلوگیری از عقب ماندگی علمی وتجاری انان بوجود بیاورد  ودر حالیکه صلیبیون اروپا ویا ایتالیا ویا ونیز که سه وچهارقرن  قبل  ودوباره  به آسیا ودر دوره سلجوقیان تاخته بودند ودر همان 4 قرن سابق با نهادی بنام مدرسه نظامیه بغداد واصفهان ومرو وبصره  اسیا ئیها اشنا شده بودند که یک "نوع کالج علمی" اقوام اسییایی بود که بغیر از علوم عربی ودینی وضمنا آموزش کلاسیک ریاضی وجبر هندسه و خوارزمی وخیام را می دادند  ویا طب ابن سینا ویا شیمی زکریای رازی ویا نجوم ابو ریحان را یاد می دادند ولی باز هم اروپائیان چهار قرن اعتنا ء و به همان شیوه مدارس جدید وکالج جدید آسیایی ها نداشند که چه عملکرد جدیدی دارد  وصرفا به اموزش  الهیات درون کلیسا های خود وبسنده می کردند ولی چند  قرن بعد ویا در عصر اواخر تیموریان وبرای جبران عقب ماندگی تجاری وسیاسی عمیق خود ومجبور به تاسیس کالج های اروپای وبا شیوه جدید شدند ووچونکه متفکر لازم هم برای افریدن نهادهای کالج خود نداشتند وبا شیوه کتاب ذزدی از آسیایی ها عمل کردند  ولذا در همان اواخر عصر تیموریان واولین دانشگاه ویا کالج جدید اروپائیان وبنام "دانشگاه بولونیا "شکل گرفت  ویا در شهر بولونیای ایتالیا  بوجود آمد   وبعدا نیزکالج ویا  " دانشگاه اکسفورد انگلستان" بوجود آمدو بعدا نیز در دوره شارلمانی فرانسه که کلیسای سوربن پاریس ساخته شده بود وهمان کلیسا  بدست "رابرت سوربن" کشیش فرانسوی اداره می شد و تغییر محتوا داد  که قبلا فقط  دروس الهیات مسیحی ویا خطابه وفن جدل در کلیسای سوربن تدریس می شد ولی در ادوار بعدی وبعدا تدریس الهیات وهندسه وموسیقی ونجوم هم به آن خطبه خوانی ها اضافه شد ویا دانشگاههای امریکا  ویا "مکاتب نظریه پردازی  غرب نیز چنی است ویا  حدود 170 سال است که شکل گرفتهاند  ولی اساتیدش صرفا با پول شرکتهای بزرگ ومحصلان با استعداد آسیایی را به انجا کشانده ویا  بعنوان دانشجوی دکتری وفوق لیسانی وبه دانشگاههای مزبورکشانده  ویا به مطبوعات امریکاای کشانده وسپس نظریه های همان دانشجویا ن با استعدادآسیایی را راکپی رایت ویا ذزدی علمی کرده وبنام آثار اساتید آمریکایی وبه چاپ می رسانند  ولذا نهاد های علمی ویا اندیشکده های غربی هم وچنین وضعی را یافته اند   وبعلاوه در همان اواخر عصر تیموریان نیز  ویابا  آغاز پیدایش شرکتهای بزرگ اروپایی ویا با روش "اتحادیه های بزرگ تجاری ونظامی" شکل گرفتند که مجتمعی از تجار خرده پا ولی مجبور به اتحاد تجاری با یکدیگربودند که نام لاتینی "کمپانی" بر این اتحادیه تجاری دریایی " گذاشتند که انواع مختلف داشت  ونظیر  انواع کمپانی هلندی وفرانسوی ویا انگلیسی داشت  ومثلا بزرگترین آنها وبنام کمپانی هند شرقی بود که ملکه الیزابت اول وساختار اتحادیه ای آن را گذاشته ویا در اوایل دوره صفویه ریخته بودوبعلاوه شریک تجاری آن نیز بود  که بعد ازگذشت  500 سال از تکامل فرهنگی وتشکیلاتی خودش وامروزه بنام "سازمان تجارت جهانی "نامیده شده ویا در عصر ترامپ امریکایی تحول سازمانی بزرگتر یافته است ولی ترامپ در پایان ریاست جمهوری خودش واز حزب جمهوریخواه امریکاوچگونگی عملکرد سازمان تجارت جهانی را به زیر سوال برد  وترامپ که خودش  از نواده وبقایای نژاد سربازان انگلوساکسون ویا اروپایی است که به خاک امریکا تهاجم کرده بودند وامروزه به  کاخ واشنگتن سرخ پوستان امریکاراه یافته بود  ویا بجای امپراطور سابق اینکا ودربقایای  کاخ وی  ودر 500سال قبل نشسته است ولی همان ترامپ وبا اشتباهات سیاسی بزرگی که انجام داد ویا در طول حکومت 4 ساله اش انجام داد  وشالوده تهاجم  اروپایی ها وبه  دو قاره بزرگ آسیا ویا به قاره امریکای سرخ پوست نشین را به زیر سوال برد ومثلا در دوره ترامپ وفلسفه پادگانهای امریکایی ودر خاک آسیا به زیر سوال  رفت  ومثلا  وبا فرو پاشی دوپادگان مهم نظامی امریکا در عین الاسد عراق ویا پادگان بگرام قندهار وبه عمر حضور 500 ساله نظامیان وسر بازان مسیحی 1000پادگان امریکائیان  ودر خاک اسیا واروپا علامت سوال قرار داد  " که نویسنده کتاب " مصائب امپراطوری امریکا " ودر کتاب خودش وازانواع  مصیبت های نگهداری مالی ویا هزینه ای ویا روحیه ای  وسربازان مسیحی ویا افسران مسیحی  پادگانهای  آمریکا ودر خاک اسیا واروپا ( وبا مرام  ناتو گونه )دم زده است که بعد از گذشت 500 سال در آسیا وامروزه جایگزین سر بازان پرتغالی وفرانسوی وانگلیسی والمانی مهاجم به خاک آسیا  شده اند ویا در طول 500 ساله گذشته وارث هستند ولذا در پایان ریاست جمهوری ترامپ ویا با آغاز حکومت بایدن وپادگان دیگر  "بگرام قندهارافغانستان " هم وبدست طالبان افغانستان افتاد که با تسخیر آن در افغانستان واحتمال  احیای امپراطوری دوم تیموریان از دل قندهار افغانستان رشد می یابد  که به مکانسیم های قوم شناسانه آن ودر مقالات قبلی ام پرداخته بودم وهمچنین اشتباه دیگر سیاسی ترامپ| در خاتمه دادن به تمدن 500ساله اروپایی ها در خاک امریکا نیز چنین است  که به تنش ان دامن زد که اشتباه سیاسی دوم ترامپ بود  وزیرا او در جریان انتخابات به  هوادارنش دستور داد  که با تحریک مردم امریکا ودر شکل وقیا فه سرخ پوستان قدیم تمدن آزتکوبه کاخ گنگره حمله بکنند واز در ودیوار آن بالا بروند ودر حالیکه هوادارانش و  لباس وکلاه پوستی سرخ پوستی داشتند ویا با شاخ گوزن دارکه  بر سر خود گذاشته  بودند ویا با رنگ کردن صورت خود که از تمدن سرخ پوستان ازتک الهام گرفته بودند  وبه کاخ کنگره حزب دموکرآتیک امریکا حمله کردند  که یادگارحملهاقوام اروپایی وبه کاخ   سنای روم باستان بود واین بار در خاک امریکا اتفاق می افتاد  وتا طرفدارانش و ایام طولانی مشروعیت نماد حکومت حزبی اروپاییان را وبه زیر سوال ببرند ویا روشهای سیاسی طرفدارانش وروشهای فرهنگی احیائ نمادهای سرخی پوستی بود ویا احیائ  سنت های سیاسی تمدن  اینکا وآزتک ودر خاک امریکابود  ویا بعد از 500 سال از فروپاشی تمدن اینکا بود  وهمگی مقدمه ای گردیند که  اقوام افغانی آسیایی هم وبا سقوط پادگان لنگر هار  در صدد احیائ امپراطوری دوم تیموریان آسیا بر بیایند  ومقدمه ای شد که اقوام سرخ پوست ویا رنگین پپوست ساکن امریکا هم ویاد گیری فرهنگی از انها  بکنند  وآنها هم "امپراطوری دوم تمدن ازتک واینکا " را ودر خاک امریکا وامریکاِی لا تین را جستجو کرده ویا احیائ دوباره بکنند وازاین راه  تمدن اسپانیولی وانگلیسی وفرانسوی کشورهای سرخ پوست امریکای لاتین وبه زیر سوال رفت  ویا نهاد های نشات گرفته از تمدن اروپایی ها در خاک آمریکا  ودر 500ساله گذشته به زیر سوال رفت   ویا خواهان آن باشند که نهاد های فنی وسیاسی ونظامی تمدن سرخ پوستی خود را ودر خاک امریکای لاتین ویا در خاک امریکای شمالی وکانادادو باره باز سازی بکنند  واز این طریق  امروزه عصر رنسانس تمدنهای قدیمی  د وقاره ها فرا رسیده است ولذا امروزه وبا روند مزبور وتاریخ بشر وارد مرحله تکاملی سوم خود خواهد  که اشپنگلر ودر :کتاب " سیر انحطاط تمدن غرب خود پیش بینی کرده وتفسیر مردم شناسی  خاص از انحطاط غرب دارد وآری آانچه در دوره پایان حکومت ترامپ اتفاق افتاده وسیر انحطاط  واضمحلال آمریکا  نیست که برخی ها ان تفسیر فرهنگی را دارند ویا به نقل " فوکو یا ما "|پایان تاریخ " نیست ویابقول هانینگتون " برخورد تمدنهای شرق وغرب " نیست ویا بقول آلوین تافلر ودر کتاب جابجایی قدرتش "و عصر جایگزینی "تمدن الکترونیکی اروپائیان "وبجای عصر تمدن مکانیکی  آسیا ییها وسرخ پوستان آمریکایی نیست که تمدن اقوام قاره های دیگربمیرد ویا بدلیل قدمتشان  نابود شوند  وبجایشان  تمدن غربی وآمریکای وبدلیل نوین بودنش وباقی  بماند ویا در تاریخ بشری باقی بماند  وبرعکس اختلاط فرهنگها وآمیزش فرهنگها در علم مردم شناسی فرهنگی طوری است که اقوام پویا در تاریخ زنده اند ویا در تعارض وتهاجم فرهنگیی با اقوام دیگر و"باز سازی "می شوند وچرا که انسانها وبرای  بقای زیست جمعی خود ونظیرحیوانات عمل می کند  وفرضا یک شیرنر  وبرای بقای زیستی خود وبه انقراض زیستی یک آهووگاو میش می پردازد  ولی با انقراض زیستی همان آهوی وحشی ویا گاو میش واین بار پروتئینبدنش  ویا املاح بدن او وجذب بدن شی ر نر می شود که مردم شناسان آنرا " جذب فرهنگی عناصر تمدن دیگر می گویند  ویا جذب کالبد تمدنی سرخ پوستان  ویا جذب نظام فرهنگی زیست آسیایی شده ویا جذب نهاد سازی جدید مریکای لاتینی شده  واز این راه اقوام سرخ پوست ویا اقوام اسیایی وفرهنگ سابق  خود را "تکامل قومی" داده وبرعکس قوم  تکامل یافته قبلی  و به عصر فرهنگی اقوام دوره امپراطوری اول  تیموریان بر می گردند ویا به ,"عصر امپراطوری اول ازتک  " بر می گردانند وبرخلاف دیدگاه دانشکده های مردم شناسی غربی واین بار کالبد تمدنهاویا فرهنگ ها نیستند که تکامل بیابند ویا انحطاط بپذیرند وبلکه برعکس اقوام آسیایی نوین که با تکامل سیاسی خود وتکامل فرهنگی  می یابند ویا سکنه امریکای لاتین نوین هستند که با اخذ نوآوریها از تمدن اقوام مها جم به خاک خود وامپراطوری جدید خود را وتکامل می دهند  ویا امپراطوری مهاجم اروپائیان را وبه تمدن 500 سال قبل خودش برمی گردانند وبهمین دلیل هم برخلاف تفسیر " رالف لینتون " در کتاب" سُیر تمدن  ویا برخلاف تفسیر " توین بی "ودر " کتاب تاریخ تمدن " ویا بر خلاف سایرمردم شناسانی ونظیر کاردینر ورد فیلد وغیره  و"فرهنگها وتمدنها "مجرد ومستقل  " نیستند ویا مستقل از اقوام وانسانهای قاره های مختلف نیستند که فرهنگ مزبور خود بخودی تکامل بیابد  ویا اضمحلال بیابد؟ وبلکه این خود اقوام وقبایل قاره های مختلف هستند که در قالب امپراطوریهای نوین تکامل ابزاری ونهادی می یابند ویا تکامل فرهنگی ویا تکامل نظامی وسیاسی می یابند ویا اضمحلال امپراطوری می یابند؟ ولذا الفاظ عامیانه ای مثل "اضمحلال امریکا" ویا الفاظی و"نظیر جهان پس از امریکا "ویا "جهان پسا امریکا" والفاظ عوامانه است ویا "عصرپسا کرونا "والفاظ عوامانه بوده وتنها تحلیل غلطی واز حوادث سیاسی جهان ارائه می دهند  وبا تفسیر غلط مزبور ونحوه ظهور ویا سقوط امپراطوریهای زنده ویا نابودشونده را ودر انظار عمومی می پوشانند وبهمین دلیل باید گفت که ترامپ در دوره حکومت 4 ساله خودش  به اضملال تمدن اروپایی ها ودر خاک امریکا وکمک فروان کردویا به نابودی  فرماسیونهای اجتماعی تمدن اروپایی ودر خاک آمریکا  وکمک شایانی کردویا با اشتباهات  فراوانش به پیدایش ورشد تمدن امپراطوری دوم تیموریان ودر آسیا کمک نا آگانه کرد ویا به رویش امپراطوری نوین ازتک سرخ پوستان  ودر خاک امریکاکمک نا آگاهانه کرد وبعلاوه با اشتباه سوم خود نیز ودر حمله به نظام " موافقت نامه تجارت ترجیحی بود ویا در خروج ازقرار داد  نفتا بود ( تجارت آزاد امریکای شمالی ) وهمچنین در خروج از  تجارت ترجیحی با چین واروپابود ولذا ترامپ وبا شعار دهی های تجاری خود در طول حکمتش و عملا به متلاشی شدن " سازمان تجارت جهانی منجر شد که شعبه تجاری  سازمان ملل ومستقر درخاک آمریکاست  وبدنبالش تشکیلات وسازمان دهی سابق  سازمان تجارت جهانی را در خاک آسیا بهم ریخت ویا در همکاری تجاری ملل مختلفش را وبا شعار های سیاسی خودش و از هم فرو پاشید واین در حالی است که قبلا جاده های تجاری ابریشم هرات وتا  پکن ویا جاده تجای  شاهی از شهر شوش وتا شهر  استانبول اسیا وحوزه تمدنی خاصی را می ساختند  وامروزه هم  جا ده تجاری ریلی وترانزیتی ولوله گذاری  نفتی  مسکو به اروپا که جنگ ارمنستان وآذربایجان وبخاطر اراضی ویا  راه استراتژیک مزبوراتفاق افتاد ویا  در اواخر دولت ترامپ ویا در آن ناحیه اتفاق افتاد ویا تنش راه مسکوبه پکن که در دست اقوام آسیایی تاتار است  واتحادیه شانگهای چین وقزاقستان تاتار نشین را وبه زیر سوا ل  می برد  ویا ترمپی که اتحادیه های تجاری اروپا وتجارت ترجیحی آنرا به زیر سوال برد ویا باعث خروج انگلیس واز اتحادیه اروپا وبنام " برگزیت" شد ودر حالیکه اتحادیه اروپا وشکل گیری یورو وبه عنوان پول واحد اروپایی  وبعد از سقوط دیوار برلین وسقوط تجارت سوسیالیستی بوجود امده بود ولی  با شعار برگزیت واین بار روابط تجاری انگلیس واروپا را هم نابود نمود ویا اتحادیه تجاری اوراسیا ودر اروپای شرقی را تحریم  کرد ویا اتحادیه تجاری مبتنی برتجارت ترجیحی دول منطقه ای "اکو" ویا کشور های آسیای میانه را وبا تحریمهایش از هم پاشانید ویا اتحادیه تجاری شانگهای شرق آسیا را وبا ورشکست کردن وتحریم شرکت هووی وتیک تاک علی بابا وشرکت ساخمانی وفولاد سازی چین ومضمحل کرد ولی هنوز طرفداران منطقه ای شانگهای  می خواهند که جسد وجنازه این اتحادیه تجاری شانگهای را وبا شعار دهیهای تلویزیونی زنده سازی بکنند ویا اتحادیه تجاری آ سه آن  کشورهای جنوب شرقی آسیا را وبا تحریم فلیپین وغیره متلاشی کرد  واین نوعاز  اتحادیه های تجارت ترجیحی منطقه ای آسیا که بقایای موافقت نامه "گات  "مصوب سال 1947م می باشد  ویا موافقت نامه بعداز پایان جنگ دوم جهانی است که در آن موقع وآنرا " سازمان تجاری گات  "می گفتند که تنها23 عضوکشوری  داشت وتا اینکه با فروپاشی دول حزب کمونیستی آسیا تعداد اعضایش زیاد شد ویا با رواج پدیده خصوصی سازی در اقتصاد ملل مختلف وبعد از عصر سقوط گورباچف وعصر مارگرت تاچر نخست وزیر لندن بود ولذا این بار سازمان تجارت جهانی سابق  و با عنوان "سازمان جهانی بازرگانی "ویا با شعار "ایجاد مناطق آزاد" ودرمرز کشور های مختلف رواج یافت ومناطق ازاد تجاری که حاشیه ان کشورها بودوقوانین تجاری مستقل از قوانین پایتخت ها داشت    ودر قالب اتحاده های تجاری منطقه ای اکو وآسه ان وشانگهای ونفتا ویا اتحادیه اروپا شعا ر دهی شدند  که تاسیس آن سازمان تجارت جاهانی در سال 1995م وبا عنوان انگلیسی wto بود که دبیر خانه اش جایگزین دبیر خانه "گات شده بود واین بار بعد از فروپاشی اقتصاد وتجارت کمونیستی در آسیا وحدود 153 کشور عضو ان شده بودند و مناطق تجاری آزاد برای خود دایر کرده بودند که  از قوانین حاکم بر پایتخت ان کشورها وآزاد ومستقل بود  وتا با رویه مزبورو به تجارت آزاد با یکدیگر بپردازند که با توافقات چند جانبه اشان همراه بود ولی قوانین بین المللی وبر روش تجارت مناطق آزاد  هم حاکم نبودوتوافقات هر منطقه وقانون خاص خودش را داشت که "تجارت منطقه ا ی محسوب می شد " ومثلا پیدایش منطقه آزاد کیش وقشم وچاه بهار ودر ایران سال 1372 شمسی ودر همین راستا بود ویا مناطق آزاد چین وکشور های دیگراسیا هم و در همین راستا روئیدند  ولی بعدا با فرهنگهای محلی تجارت تعارض یافت ویابا  جنجال نمایندگان مجالس همان کشورها روبرو شد که هرکدام در فرهنگ بومی خود سنت تجاری خاص داشتند  وبهمین دلیل وعملکرد مناطق آزاد تجاری ویا اتاقهای باززگانی وباروش های متفرقه مزبور ویا با کارتهای بازرگانی اجاره ای یکساله ودر افکار عمومی واین سیستم تجارت بین المللی را به زیر سوال برد  ویا مورد جنجال مطبوعات ویا سوال نمایندگان  مجالس ملی  قرار گرفت ونتیجتا ترامپ هم ودر مقابله فرهنگی با آنان  از پیمان تجارت ترجیحی با ملل مختلف خارج گشت  ونهایتا "سازمان تجارت جهانی "نوپا ودر معرض متلاشی شدن قرار گرفت وهمچنین  امریکا با خروج از سازمان فرهنگی یونسکو ویا از نظامهای فرهنگی وآموزش وپرورشی ملل مختلف جهان  ویونسکو ودادگاه بین المللی لاهه را به چالش کشید ویا با جنجالهای سیاسی نماینده اش در سازمان ملل ومشروعیت 100 ساله سازمان ملل راهم در خاک نیویورک خود به چالش کشید وبعلاوه با چالشی که علیه شرکت موبایل سازی هواوی وتیک تاک وعلی بابای چینی به راه انداخت وشرکت ها مخابراتی جهان راهم  به چالش کشید ولذا در سه سال اخیروباعث شده است  که تغییرات عمیق درساختار  شرکت های الکترونیکی جهان بوجود آمد ومثلا نظیر دگرگونی ساختار ماکروسافت ویا اینتل وگوگل وفیس بوک ویا اپل وغیره است که بوجود اورد وبدنباش تجارت الکترونیکی 28 ساله اخیر ملل مختلف جهانی هم وبه چالش کشیده شدند وباعث رواج قمار اینترنتی ویا رواج پولشویی اینترنتی ویا رواج هکر اینترنتی ودر یکی ودوسال اخیرشد ویا درتجارت  اینترنتی جهان رواج یافت   ونهایتا  وقوع این نوع از حوادث ناگوار تجاری وهمه ملل جهان را وآزار تجاری واقتصادی می دهد ویا تجارت الکترونیکی جهان را با کسادی وبحران جاده های تجاری بین ملل روبرو ساخته  است ودر حالی است که سلها می باشد که ملل اسیایی وروش قدیمی تجاری خودشان را هم کنار گذاشته اند ودچار یکنوع "آوارگی تجاری "شده اند که از اینجا رانده واز آنجامانده  می باشند  ودر حالیکه سابقا کارکرد آجتماعی وسیاسی " جاده ابریشم "و" جاده شاهی " آسیا برایشان بهتر بود که کنار گذاشتند ومثلا از دوره ناصر الدین شاه در ایران  که اتاق تجارت در دربار قصر خود تاسیس کرد ویا ازعصر  سلطان عبدالحمید عثمانی وغیره به بعد ونهاد اروپایی "وزارت بازرگانی "در جوامع آسیایی پیدا شد که قبلا چنین وزارتخانه ای در جوامع اسیایی نبود و یا بعدا با تاسیس " اتاق بازرگانی در شهر ها " ویا با تاسیس :کنسولگری  بازرگانی " یا با تاسیس منطقه گمرگی بازرگانی ودر عصر مظفرالدین شاه قاجار   ویا بعدا با تصویب  قوانین تجارت مصوب عصر رضاشاه  وملهم ازحقوق تجارت فرانسه ویابلژیک اروپا ویا بعدا با تاسیس " مناطق آزاد تجاری وپیوستن دولت ایران وبه تجارت اتحادیه اکو ودر عصر ریاست جمهوری آقای رفسنجانی  ویا با تاسیس دایره تجارت آلکترونیکی ودر وزارتخانه  بازرگانی سال 1376ش ایران وباعث آوارگی تجاری ایرانین ومغازه داران شده است وچرا که رخنه فرهنگی این  نوع عناصر فرهنگی تجارت مدل اروپایی  ودرمیان  اقوام آسیاییکه سنتهای تجاری دیگر داشتند وبا همدیگر همخوان نمی باشد  ولذا  رواج فرهنگی ویا اقتباس فرهنگی کم عمق  در میان ملل آسیایی دارد  وبدون آنکه معنا ویا مفهوم نهاد های بازرگانی اروپایی ودر طی 150 ساله اخیر وفهم فرهنگی شده باشد  ودر حالیکه قبلا نهاد های تجاری ماقبل 150 سال قبل وچیز دیگر بود ویا در میان ملل ویا اقوام آسیایی وغیره واز مفاهیم فرهنگی دیگر نشات می گرفت  که امروزه دیگر نیست ولی کشش فرهنگی اش در افکار عمومی هنوز باقی مانده است  وبهمین دلیل در سالهای گذشته و روشهای تجاری قبلی وکنار گذاشته شدند  وبجایش "الگوهای فرهنگی اقتباس گرفته" از تجارت اقوام اروپایی  ودر میان ملل آسیایی ورواج یافت ولذا امروزه هرج ومرج در میان تجارت ملل مختلف آسیایی بوجود آورده است ومثل راه رفتن کبکی است که بدلیل فرهنگ پذیری غلط راه رفتن اش  وحتی راه رفتن تجاری سابق خود را هم واز دست داده است !  ویا با اقتباسهای غلط فرهنگی از غرب ویا از  سازمان تجارت شانگهای ویادر تجارت اوراسیایی که فرهنگ قومی دیگر دارند وبا فرهنگ تجاری ایرانیان نمی خواند ولی مورد تبلیغ رسانه ایران است  ویا جدال  جاده ایران وارمنستان ودر سالهای اخیر ویا در جاده تجاری پیشاور وهندوستان ویا در جاده تجاری ترکمنستان وچین وغیره که کشور های منطقه رابه در گیریهای نظامی وسیاسی عدیده با یکدیگر خواهد کشاند  ومخصوصا وقتی که سکنه فقیر افغانستان هم در گیر است ویا  با بلوکه شدن پولهایشان ودر آمریکا وامروزه تنها منبع در آمدشان وتنها همان مالیات کامیونهای گذری از خاک افغانستان است که مورد قبول چین وهمدست های اقتصاد شانگهایی وی نیست ولذا تجارت  راه دره ابریشم منطقه افغانستان را وبه درگیری منطقه ای بزگ تبدیل خواهد کرد وبرای افغانی های فقیر هم چشم پوشی از درامد راه تجاری منطقه جاده ابریشم افغانستان ممکن نیست ودر حالی که چین هم مدعی می باشد که  جاده ابریشم ومتعلق به چین می باشد  ومنکر می باشد بخش مهم جاده ابریشم درخاک  افغانستان است  وافغانی ها ی فقیر هم این نوع دعاوی چین وملل همدست چین راونخواهد پذیرفت وچرا که راههای معیشت دیگررا هم از دست داده اند ولذا برای بقای زندگی اولیه اقتصادی خودشان ومجبورند که به اقتصاد مبتی بر تحارت جاده ابریشم وتکیه بکنند که مهمترین بخش ویا خطر ناکترین دره جاده ابریشم ویا دره واخان ودر مسیر رود خانه جیحون ودر کناره باریک جاده ابریشم است ویا در  بغل رود جیحون گذرگاه تجاری دارد ودر ناحیه کوهستانهای هندوکش وبدخشان افغانستان واز شهر قندوز وتار انتهای دره کاشغر ودر خاک افغنستانی انهاست ومتعلق به چین ویا به همسایگانش نیست  ولی در گذشته و به خاطر سیاستهای کمپانی هند شرقی واز درآمد دره راه ابریشم محروم شدند ویا در طی 500 سال گشته وپایتختی هرات از آنها گرفته شد  ویا تجارت دول آسیایی واز هرات گرفته شد تا تااز درامد جاده ابریشم شمال خاک افغانستان محروم بشوند وچراکه جادههای گذر گاهی شمال افغانستان وبه ضرر درآمد تاجران عمده شهر های ونیز وجنوا بود که از تجارت در مسیر جاده شمال افغانستان محروم شده بودند وناچار شدند که برای تجارت با شهر چین ودر 500 سال قبل وتنها  راه تجارت دریایی بازرگانی را ودرپیشه  هدف خود قرار بدهند وبعلاوه بخاطر آن نوع از دشمنی خود شان و با هرات وعداوت را زیاد کرده ولذا  اقوام اوزبک وصفویه ایران را هم تحریک سیاسی بکنندکه با همدیگرهمدست شده و هرات افغانستان را بگیرند ونواحی اطرافش را تجزیه بکنندواین نوع تحریکها را تا عصر محمود شاه وناصرالدین شاه قاجار وبرعلیه هرات ادامه دادند وهمچنین تاجران عمده اروپا که در آن موقع واغلب درشهر های  ونیز وجنوای ایتالیا ساکن بودند ودر همان تاریخ هم و با ساخت وتوسعه ناوگانها های بزرگ دردریای  مدیترانه ویابا تاسیس  اسکله های ی دریایی که ساختند  واین بار تجارت دریایی با شهرهای جنوبی چین ومالزی وهند ویا از  راه دریا را شعار خود قرار دادند وهمچنین سربازان پرتغالی را هم وبرای دفاع از کشتی های توپدار خودو درتجارت  دریایی  استخدام کردند  ویا از همان موقع  قوانین حقوق دریایی را هم وبرای تجارت خود بوجود آوردند  ویا با ساخت جر اثقالهای بزرگ دریایی عمل کرده  ویا با تاسیس سازمانهای کشتی رانی عمل کرده  وبرخلاف سابق واین بار  کالاهای تجاری اروپایی خود را وبجای حرکت دادن از جاده ابریشم افغانستان وصرفا ازمسیر  بندر های مدیترانه بار گیری کرده واز جنوب آفریقا گذشته وآنگاه روانه بندر های جنوبی چین وهند واندونزی می شدند  ولی وقتی که کمپانی هند شرقی ودر 150 سال گذشته وپول حفاری کانال سوئز را دادند  که سفیر مختار انگلیس ودر کتابشو به آن موضوع اشاره کرده است واین باروبجای عبور از جنوب افریقا ویا از کناره زنگبار ومسیرراه  را عوض کرده ویا  با جایگزین کردن کانال آبی ترعه سوئزعمل کرده  که در دوره قاجاریه ساختند وحدود 150 سال قبل ویا در عهد خدیو اسماعیل مصری که پول امتیاز کندنش را واخذ کرده بود وهمان شرکت انگلیسها هم وحفاری آنرا کردند ویا بندر انگلیسی عدن را ودر تنگه باب المندب ساختندکه مولف کتاب تاریخ خلیج فارس ودریای عمان به آن موضوع اشاره کرده است  ولذادر دوره مزبور  وتجارت دریا یی واین بار جایگزین تجارت خاکی جاده ابریشم وجاده شاهی شد ولی در دو الی سه سال اخیر وهمه تئوری بافی های تجاری غربی ها ودر حکومت ترامپ| وبا نابودی روبرو شد وبعلاوه در اواخر حکومت ترامپ  وبا انفجار مواد شیمیایی در انبار های بندر بیروت مدیترانه ومیلیاردها خسارت به تاسسات بندر بیروت زد که راههای تجارت شهر اردن وکویت وعراق وعربستان واز راه بندر بیروت بود ولی براثر انفجار مهیب انبار ها وهمه تاسیسات دریایی اش نابود شد که کالا ویا اجناس ملل خاورمیانه را تامین می کرد ویا با اتش گرفتن جنگهای ترکیه ویونان واسپانیاوالجزایر وغیره  که نزدیک بندر های تجاری اطراف مدیترانه هستند وتجارت دریایی  اغلب بندر های مدیترانه وبا شهر های داخلی اتحادیه اروپا وبهم ریخت  ویا دارای مشکلات زیاد گردیدند  ویا در حوزه دریای سرخ خاورمیانه هم وبا ناامنی یمن ویا جیبوتی واریتره ویا با شورش اقوام تیگرای جیبوتی وسودان ولذا تجارت دریایی بحر احمر هم نابود شده ویا با گسترش دزدان دریایی حوزه دریای عمان وغرب اقیانوس هند همراه شد ولذا  کشتی های زیادی ودر دوره اواخر دولت ترامپ ودر حوزه مزبورو نا امن شدند ویا حقوق دریایی نابود شد وچرا که در دوره مزبور کشتهای مختلف زیادی در خلیج فارس ودریای عمان گروگان گیری ویا منفجر شدوبعلاوه در دریای چین هم زیر دریایی های استرالیاوکشتی های زاپن وکره شمای ویا تایوان وبا کشتی های چینی در گیر هستند   ولذا دوباره راه خاکی تجارت ابریشم مطرح شده است   ولی حوزه گذر گاهی مهم آن نیز در  کشور افغانستان فقر زده قرار دارد  وآگر چنانچه فشار بر افغانستان  وبا نیازمندیهای ملل مختلف همسایه اش وجهت  گذر خاکی از جاده ابریشم افغانستان همراه باشد واحتمال درگیری منقطه ا ی زیادی را بدنبال خود دارد  وآنها هم ممکن است که شعار تاسیس  امپراطوری دوم تیموریان واز هرات  افغانستان ودوباره افزایش دهند  ودر ادامه مطلبم به نقش کنترلی دولت تیموریان وبر جاده ابریشم ودر ماقبل 500 سال سابق می پردازم

لازم به یاد آوری است که جاده ابریشم در دوره امپراطوری اول تیموریان ومهمترین منبع در آمد دولت تیموریان بود که اسناد تاریخی مختلف به آن نکته اشاره دارند وکنترل راه تجارت هرات به پکن هم ودر مسیر دره مخوف وطولانی جاده ابریشم ودر کناره رودخانه جیحون بود وکنترل ان جاده هم در 500 سال قبل در دست ارتش تیموریان وداروغه های گمارده تیموریان بود وآنها هم در قلعه های نظامی کنار جاده ابریشم  وویا آبادیها وچاپارخانه ها ویام خانه های مسیر هرات وپکن مستقر بودند  که دائما به بازدید وکنترل ویا حفظ امنیت جان واثاثیه کاروانهای سر تاسر شهرهای آسیایی می پرداختند  ودر ازای حفظ امنیت جاده بزرگ ابریشم آسیاهم  ومقداری "مالیات راهداری "می گرفتند ویا از قافله سالاران شتر ها ویا از قاطر داران حامل اجناس می گرفتند ویا از ریاست کاروانداران  کالاها  وبار ها می گرفتند وصرف خزانه دولت تیموریان واستخدام هزاران کارمند اداری شهر هرات ویا سمرقند می کردند ویا صرف تامین مالی مدرسین وشهریه 80 مدرسه هرات  می کردند ویا صرف هزینه دهها  مدرسه سمرقند ومدارس شهر های دیگر آسیا می کردندکه حاکمان تیموری ودر شهر های مزبور ومدرسه تاسیس کرده بود ومثلا حاکم شاهرخ تیموری و در شهر یزدایران  امیر چخماق بود  ووی نیز تاسیسات مهم شهری از در آمد تجاری شهر یزد وبا شهر های چینی را وصرف ساخت وساز  آن شهر کرده است ویا هزینه ساخت مدارس متعدد مشهد ومسجد ویا کتابخانه گوهر شاد مشهد است که از درامد راهداری تجارت ابریشم وتوسط خزانه داری هرات انجام گرفته است   ویا مدارس شهرهای خواف وسمنان دوره تیموری ست که از این منبع  درآمد تامین شده است  وبعلاوه بخشی از  در امد تجاری مزبورهم  وصرف خرید اسلحه وشمشیر وتیر وکمان ونیزه صد ها لشکر کشی تیمور میشد ویا در طول جنگهای 60 ساله او می شد وحتی در آن اوایل نیز  وکاروانهای تجاری شهر های اروپا هم ودر بردن بار وکالای خود  به دیار چین ومجبور به گذر از این دره جیحون خطرناک افغانستان بودند وچرا که وجود کوههای چند هزار متری کوههای بهم پیوسته آسیا ومسیر دهی خاصی  داشت ویا معبرخاصی  ساخته بودکه مسیر معبر جاده طولانی راه ابریشم را بوجود می آورد ونظیر  کوههای بلند   هیمالیا ویادر پیوستن با  کوههای بلند هندوکش افغانستان ویابا کوههای بلند  تیان شان اویغورستان ویا با کوههای بلند  پامیرتاجیکستان که بام جهان نامیده می شود ودر جنب مرز افغانستان است  ویا کوههای تبت وکشمیر یا در نزدیکش  کوههای بلند قیر قیزستان ودره التایی بین دو ناحیه غربی وشرقی آسیاست  وهمگی کوههای بلند مزبورو در وسط خاک آسیامستقر هستند  وبعلاوه دردرههای عمیق این کوههای وسط آسیا  هم و آبگیریآبهای  دو روخانه خروشان سیحون وجیحون بوجود می آید ودر عین حال ودر کنارههای خاکی آن دوروخانه هم  ومعبرهای اصلی جاده ابریشم آسیا بودند وبعلاوه کنترل هر دو معبر هم ودر دست تیموریان هرات بود  ولذا هر نوع ترددمسافر ویا کالا و بین دو طرف قاره اسیا راو صعب ا لعبور می نمو د وتنها جاده های مسیر دره های های جیحون ویا دره طولانی معبر سیحون ومعبروشاهراه  اصلی عبور ومرور شرق وغرب آسیا بودند ویا معبر  تجارت میان سکنه دوسوی آبادیهای قاره آسیا بودند  ولی راه دیگری برای اقوام دو سوی آسیا وجود نداشت  وهمگی جزو  دره های طولانی وعمیق جیحون وسیحون بودند که در ادوار طولانی تاریخ ودر دست اقوام ترکستان بزرگ اسیا بودند  که از ترکان اوغزخان ویا فرزندانشگرفته  وتا اقوام  قوم ترک خرلق وقنقلی وکیماک وخلج ویا ترکان تورانیان افراسیابی ویا ترکان اشکانی وکوشانی ویا ترکان غز سلجوقی ویا ترکان خوارزمی وترکان غزنوی وقراختائی وقراخانی وغیره بودند  وتا دوره تاریخی ترکان برلاس تیموری که از قبیله ترکان برلاس ترکستان غربی مابین سیحون وجیحون بود  ودر ایا طفولیت و اراضی قبیله ترکان برلاس  ابتدا در مراتع اطراف شهر کش ویا در بالای سمرقند ترکستان بود وحدود 80 هزارعضو قبیله ترک برلاس بودند ویا هم قسم با تیمور لنگ شدند ودر کشور گشایی های 60 ساله تیمورلنگ برلاسی هم  وبه او کمک جانانه کردند وبالاخره پس از سقوط  امپراطوری خوارزمشاهیان ویا امپراطوری 120 ساله مغو لها هم در ناحیه مزبور اسیا وسرنوشت دو جاده مهم تجاری ابریشم دره جیحون وسیحون را وبدست گرفتند وحدود 170 سال ودر آمد تجاری کار وانهای تجاری جاده ابریشم آسیا ومنبع مالی مهمی وجهت حفظ تشکیلات اداری آنان بود ویا منبع مالی مهمی جهت حفظ تشکیلات نظامی وانتظامی امپراطوری اول تیموریان بود  وبعلاوه همانطوریکه گفتم کار وانهای بزرگ تجاری اروپا هم ودر عصر مغولها ویا در اوایل عصر تیموریان  هم مجبور به عبور دادن کار وانهای خود واز مسیر جاده ابریشم دره جیحون وسیحون بودند ونیز  از انجا که اغلب اقوام اروپایی ودر دوره مزبور وتنها مشغول زمین داری وزراعت ودامداری در آبادیهای خود ودر کشورهای متعدد اروپا بودند ولذا وقت ویا حوصله در امر تجارت ویا کار وان داری نداشتند ولذا همه امور تجاری ویا خرید خود را وبه تاجران عمده شهر های ونیز ویا شهر جنوا وسیسل وغیره ایتالی واگذار کرده بودند وآن تجران عمده ونیز هم  هم در استفاده تجاری از جاده ابریشم اسیا وبا روسای امپراطوری تیموری ونمی توانستند بخاطر سود مادی خود کنار بیایند ولذا به مردم واقوام اروپایی پیشنهاد کردند که مسیر تجارت خود را عوض کنند ویا ازراه  تجارت آسیا ییها جدا بکنند ویا با پول همان تاجران عمده ونیزی کشتی های بادبانی بزرگ ساخته شود واین بار از راه تجارت دریایی عمل کرده ویا از راه دماغه افریقای جنوبی وزنگبارعبور دریایی کرده  وبهبنادر  شهر های جنوبی چین وهند رفته وآنگاه ابریشم وادویه خود را واین بار از راه تجارت دریایی از هندوچین خرید بکنند وبعلاوه سر بازان کاتولیک پرتغالی وهلندی وفرانسوی را هم وجهت امنیت کشتی های عازم جنوب شرقی آسیا استخدام کردند ولذا در دوره تاریخی مزبور ونحوه کار برد واستفاده جاده ابریشم اسیا دوشقه شد  وبعلاوه  همان تاجران پولدار ونیزی  ویا جنوایی وبه اقوام وسر بازان اسپانیایی پول دادند که انها هم وبه تجارت دریایی بپردازند وسود ماحصل خود را وبا تاجران ونیزی تقسیم بکنند ولی همان سر بازان کاتولیک اسپانیایی هم ودر همان دوره تاریخی ویا حدود 500 سال قبل ودرمسیریابی درست   دریا های شرق جهان و گم شده بودند ولذا بجای رفتن به جنوب شرقی آسیا واین بارو با کاپیتانی کریستف کلمب وسر از خاک قاره جدید الاکتشاف امریکا در آوردند که کاپیتان کریستف کلمپ  مزبور همان اسکندرمقدونی  جدید وضد سرخ پوست بود  که بجای حمله به اقوام آسیایی واین بار حمله به اقوام امریکای سرخ پوست را انجام می داد  وبجای سرنگونی شاهنشاهی هخامنشیان آسیا وبه سر نگونی شاه وامپراطوری آزتک سرخ پوستان پرداخته بود  وکشتی های بعدی هم وسر  از اکتشاف قاره امریکای شمالی وِکاندای سرخ پوست یاسر از خاک امریکای   لاتین در آوردند  وبعلاوه به نقل کتاب "شریانهای باز امریکای لاتین "وچونکه در قاره مزبورهم  ادویه ویا ابریشم وجود نداشت  ولذا معادن طلا ونقره امریکای لاتین را غارت کرده ونتیجتا در اواخر دوره تیموریان وکلیسا های اروپای وهمگی مطلا شدند که قبلا ساختمان ساده اجری داشتند ولی بعد از عصر کریستف کلمب وهمه کلیسا هایش وبا طلا ونقره اقوام امریکای لاتین طلا کاری شده بودندویا  تالارها وسالن هایش زر اندود شده  بودند  وبعلاوه بعد از راهیابی سر بازان اروپایی وبه جنوب شرقی آسیا هم وباز نوبت به توطئه چینی اروپایی ها وبرعلیه  اقوام کوچک آسیا یی بود  ولذا در طول 500 سال گذشته در دربار ها نفوذ کردند واقتدار خود را افزایش دادند  ولذا  با اقدامات انان وامپراطوری بزرگ تیموریان هم در آسیا تکه وتکه شده واز چنگ امپراطوری تیموریان در آمد ونهایتا پایتختی هرات را هم از آنان  گرفتند  ودر نهایت نقشه آنان چنین بودکه  با همکاری سران دو دولت اوزبک وصفویه عمل کرده  ازعوامل  ارو پائیان تفنگ واسلحه مدرن گرفته بودند  ونهایتا پایتخت هرات عصر بابر شاه تیموریان هم وسقوط می کند  وبابریان ترکان برلاس به شهرهای هندوستان می روند وشاهان کوچک ان دلر را بوجود می اورند واز این طرق جاده ابریشم آسیا هم واز دسترس تیموریان آسیا بیرون کشیده شد وچرا که استدلال اروپائیان ویا سر بازان وافسران پرتغالی وهلندی وفرانسوی وانگلیسی وامریکای مسیحی آنان چنین  بود که تجارت با بندر های جنوب شرقی آسیا ویا با  بندر های هنگ کنگ وماکائو وتنها تا رود خانه زردچین  ودره آن " کاربردتجاری " دارد که دره رود خانه زرد چین را بوجود می آورد  ولی تجارتشان با شهر های بالای رودخانه زرد ممکن نمی باشد  که در دست اقوم تاتارویا همگی  خویشاوند با تیموریان می باشند  ولذا تجارت با هرات را قطع نمی کنند  وبعلاوه پی برده بودند  که  مسیر  رودخانه جیحون ودر شمال  کوههای پربرف هیمالیا وتا شهر هرات ادامه دارد   ولی مسیرحرکت  رودخانه زرد چین ویا در وسط خاک چین که اقوام چینی هم از گذشته  در اطراف آن رود خانه زرد  وبعلاوه نواحی جنوبی اش زندگی می کردند ونیز برعکس حرکت میسر جیحون  عمل می کند  وچراکه رودخانه زرد  وبطرف شرق می آید ودر حالیکه منشاء پیدایش هر دورودخانه مزبور وپشت کوههای همالیامی باشد  ولی  حرکت  وریزش جیحون وبطرف به دریاچه خوارزم ترک نشین است ولی حرکت رودخانه  زرد چین وبرعکس بود ه وبه طرف شرق آسیا حرکت کرده وسپس به دریای زرد چین می ریزد واز قدیم هم اقوام چینی وتنها در جنوب رود خانه زرد زندگی کردند که بیانیه کنفسیوس واقوام 8 گانه چینی اطراف رود زرد راو دعوت به اتحاد قومی کرده ویا دعوت تشکیل امپراطوری چینی ودر اطاف رود خانه زرد کرده بود ودر ایام بعدی هم اقوام جنوبی  رودخانه هوانگ هو هم به آنها پیوستند که از وسط خاک چین وبطرف دریای زرد شرق جاری است ولی به نقل منابع تاریخی  اقوام بالای روخانه هوانگ هو وجزو اقوام ونژاد چینیها  نبودند  وبلکه اغلب خودشان را "چین شمالی" ویا سر زمین "ختا "می نامیدند که اغلب ساکنانش وجزوقوم تاتار ویا شاخه های مختلف قوم مغول هستند .که انگلیسی ها وبعد از جنگ اول ودوم جهانی واز تاتارها ومغولهای شمال چین گرفته وبه دولت کمونیستی مائو وطرفدارا نش دادند وچرا که ناحیه شمالی چین که بالای رودخانه هوانگ هوست وشهر پکن ویا خان بالیغ سابق هم قرار دارد ودر خاک اقوام چینی ها نبود وبلکه شهر پکن است که ساخته شده بوسیله منگوقاآن وقوبیلای خان نواده های چنگیزمی باشد  وبعلاوه در اراضی تاتار نشین ومغول نشین هم ساخته شده بود وتا قبل از جنگ جهانی اول خودشان را جزو خاک چین کنونی وامپراطوری چین نمی دانستند وبلکه خود راو در منابع تاریخی وهمیشه بنام چین شمالی  ویا "کشورختا "  می نامیدند که اراضی اشان و تقریبا نصف خاک چین کنونی می باشد  وهمگی خود را جزو اقوام مختلف وپراکنده تاتار ها ونایمانها  وکرائیت ویا اویرات وتنقوت تبت وقنقرات غیره می دانستند که چنگیز خان اقوام صد گانه شمال شرقی آسیا را متحد کرده که اسامی قومی اشان ودر جلد اول کتاب جامع التواریخ امده است واقوام تاتار مزبورهم  ویا جغرافیای اراضی اشان وقبل از عصر چنگیز خان ودر اراضی بالای رودخانه هوانگ هوبود  وتامنطقه  سیبری وکناره های  جزیره  ساخالین واستانهای منچوری ومغولستان داخلی ومغولستان خارجی است  وبعلاوه صحرای تبت ویا صحرای گبی مغولستان ویا صحرای تسای ام اسیای مرکزی  هم بود که مناطق خشن آسیا می باشند  ومرز اقوام پراکنده مغول هم وقبل ازتشکیل  امپراطوری چنگیزخان وتا هوانگ هو بود  وچین جنوبی را شامل نمی شد که بعدا چگیز خان چین جنوبی راهم ضمیمه خاک امپراطوری خود کرد   ودر ناحیه غرب هم ومغولها هم مرز با   ترکستان شرقی وترکستان غربی غزها وخوارزمشاهیان بود  ولذا محدوده مرز  جغرافیای غرب مغولها از ناحیه غرب وکوههای آلتایی بود که مرز دشت قبچاق کنونی می باشد  که امروزه کشور قزاقستان ووابسته به روسها نامیده می شود ولی قبل از چنگیزخان  آبادیهای دشت قبچاق ودر دست ترکان اویغوری وترکان خرلق وترکان کیماک وقنقلی وترکان باشقورد( باشگرد ) واقوام برتاس وبلخار وترکان خزرومجار  بود که در دو سوی رودخانه  ولگامستقربودند  و سربازان ترکها  هم جاده های ابریشم آسیای شمال آسیا با اروپا ومغول ها را تنظیم می کردند ویا از طریق پل های ولگا ویا قلعه های نظامی کناره ولگا کنترل می کردند  وبنا به نقل "سفرنامه اولئاریوس" ودر دوره صفویه سکنه دو طرف رودخانه ولگا وهمگی از "اقوام تاتار" می باشند که شهر "غازان "مرکز تاتارها بود ونیز به نقل ص813کتاب ظفرنامه یزدی وجنگ تیمور لنگ وبا توقتمش خان ونواده جوجی چنگیزخان  ودر کناره شمالی ولگا اتفاق می افتد  وبعد از ان جنگ هم وتیمور وارد شهر مسکو میشود که قبلا مغولها ساخته بودند  ونیز اولئاریوس در کتابش می افزاید که تا شهر استاراخ انکنار دریاچه خزر ودر انتهای ولگا  وهمگی تاتار می باشند که باتوخان مغول ساخته بود  ونیز به نقل وی رودخانه ولگا وجزایر متعدد وسط رودخانه داشت ولی در برخی از نقاط رودخانه کم عمقبود  ولذا اغلب  کشتی انان به گل می نشست  ولی قبل از امدن تاتار ها به دوطرف ولگا وقبلا دردست ترکان اسیا بودوچراکه  سفر نامه ابن فضلان ودر قرن چهارم واین نوع اقوام ترک فوقالذکر را ودر دوطرف رود ولگا دیده  است ویا گزارش مردم نگارانه از اقوام ترک مزبوررا  در سفرنامه اش ذکر کرده است  وبعلاوه در منابع تاریخی ونام رود ولگا وتنها  رودخانه آتل واتیل وبا لغت ترکی نامیده می شد ولی در دوره چنگیزخان  بخش از اراضی اقوام ترکستان شمالی اسیا واز ترکان گرفته شده وبه تاتارها انتقال می یابد وقبلا ترکها ودر همسایگی مغولان در دشتهای  بزرک وحاصل خیز قبچاق ودشت بزرگ وحاصل خیز وپنبه خیز ماوراءالنهرزندگی می کردند که بزرگترین دشتهای حاصل خیز آسیا بود واغلب  اقوامش ترک نشین بودند که شهرهایشان در کناره بزرگترین دریاچه های آسیای خزر ودریاچه سیاه بود وبعدا برخی تاتار نشین کریمه شدند  وبعلاوه همان ترکان آسیا و بزرگترین زبان آسیا را هم بوجود اورده بودند که خط اویغوری ویا خط ترکان جغتایی ومورد پذیرش اقوام گوناگون هم شده بود وجادهای ابریشم ودر کناره رود های سیحون وجیحون ودر کناره بزرگترین کوهستانهای اسیا هم بود وبعلاوه قبل از عصر چنگیز ترکان دوسوی ولگا هم وجزو اقوام ترک بودند  ونیز قبل از چنگیز دو سوی رود خانه سند پاکستان وجاده تجاری پیشاور ودهلی هندوستان هم و جزو ترکان غزنوی شهر غزنین افغانستان  ویا جزو ترکان خلج افغانستان بودند  ویا در دست ترکان سلجوقی وخوارزم شاهی بود وهمچنین در دوره ترکان سلجوقی وتجارت راههای تجاری جاده شاهی آسیا هم دردست ترکان سلجوقی بود ویا جاده های  اطراف فرات ودجله که جاده شاهی عصر هخامنشیان بودند  وبعدا بدست اشکانی ها وساسانی ها افتاد ولی مدت 3 قرن ونیم نیز همان جاده های شاهی غرب آسیا و بدست امپراطوری بنی امیه وبنی عباس افتاده بود ولی با آمدن ترکان سلجوقی به بغداد وبصره وعبادان (ویا  ابادان کنونی که در  انتهای دو رود فرات ودجله بود) وتا سر شاخه هایمنشائ گیری رودخانههای  فرات ودجله که ریشه در خاک آناطولی داردوتا اطراف استانبول  همگی بدست اقوام الب ارسلان ترک سلجوقی افتاد واز آن تاریخ به بعد وتا دوره سقوط بغدا دو بدست امپراطوری انگلیس وکنترل تجاری این جاده شاهی غرب آسیا هم بدست ترکان آسیا بود وتا اینکه افسران انگلیسی بغداد را از دست ترکان عثمانی گرفتند ویا همان افسران انگلیسی وبا کمک 300 هزار سرباز اجاره ای هندی وبرمه ایبغداد را گرفتند  ویا دو شهر بغداد ودمشق را وژنرال مودی وژنرال النبی انگلیسی واز دست ترکان عثمانی گرفتند که بقایای ترکان سلجوقی اناطولی بودند ولی در طی چند صد سال همه اش دردست ترکان بود ومثلا از  تسخیر بغدا دودمشق وبدست طغرل سلجوقی آغاز شد وتا سال 1917 م  که خلع ید این دو شهربغداد ودمشق  از دست ترکان عثمانی در سال 1917 م خارج شد ولی قبلا تجارت جاده ابریشم بصره به استانول و در دست ترکان سلجوقی وخوارزمشاهی بود  وبعدا بدست ترکان همراه ارتش هلاکوخان درآمد  وبعدا هم  در دست ترکان ال جلایر بغدادبود  وبعدا نیز  در دست ترکان برلاس تیموری بود وسپس در دست ترکان قرا قوینلو وترکان اق قوینلو بود ومدت کمی هم در دست ترکان افشاریه بود وتا اینکه دو باره وتا جنگ اول جهانی وبدست ترکان عثمانی افتاد وتا اینکه  انگلیسی ها وسپس امریکایی ها به بغداد آمدند ویا برای کنترل جاده های تجاری بین النهرین وآناتولی وپادگانهای انگلیسی وامریکایی را در خاورمیانه وبجای پادگانهای 800ساله ترکان در بغداد زدند که مدتی پادگانهای عراق ودر دست افسران انگلیسی بود ولی در 20 سال اخیر و بدست آمریکایی ها افتادونظیر پادگان عین الاسد عراق  است ویا پادگان ارییل اقلیم کردستان  ویا پادگان کویت ویا پادگان امریکایی انجیرلیک ترکیه ویا پادگان بحرین وقطر وغیره است  واری مدت کمی اقوام چهار اولوس جغتایی وتولی واوکتای  و وجوجی پسران چنگیز  توانستند با تسخیر پادگانهای ویامخانه های وقله های نظامی اطراف جاده های مهم تجاری اسیا واز دست ترکان اسیای مرکزی بیرون بیاورند ولی تیمور لنگ که از شاخه ترکان برلاس بود که در اطراف شهر کش ترکستان زندگی می کردند ولی  امروزه اوزبکستان متعلق به روسیه نامیده می شود ولی تیمور لنگ ودوباره همان قلعه های نظامی جاده هایی تجاری اطراف شش  رودخانه مهم اسیا را تسخیر کرده ارتش محافظ  خود را در جاده های تجاری آاسیا گذاشت ویا  در اطراف ودره های همان شش رودخانه مهم آسیا جایگزین نمود  که نظیر قلعه های اطراف رودخانه  طویل جیحون بود ویانظرسربازان تیموری   قلعه های اطراف سیحون بود ویا یا سربازان تیموری ساکن قلعه های مهم اطراف سند وولگا وفرات ودجله وارس بود که از بزگترین رودخانه های آسیای مرکزی ویا آسیای صغیر بودند  که محافظ ان جاده های تجاری مهم آسیا بودند ودر آمد مالیاتی جاده های مزبورهم  وصرف نگهداری امپراطوری تیموریان می گشت  وبخش دیگردر آمد امپراطوری اش  بود ونظیر  مالیات زراعی اراضی دشت های بزرگ آسیابود  ونظیرمالیات زراعی  دشت قبچاق ویا دشت ماواراءلنهر ویا دشت اران آذر بایجان ویا دشت مغان ویا دشت خوزستان ویا دشت گرگان ویا دشت گیلان ویا دشت اطراف در یاچه خزرویا دشت سند پاکستان  بود که درآمدش بر خزانه تیموری ودرشهر سمرقند وهرات ریخته می شد ولذا نیمی از درامد تشکیلات امپراطوری اول تیمویان ودر خزانه هرات وسمرقند و از در امد مالیات راهداری جادههای ابریشم آسیای مرکزی تامین می شد  که به خزانه داری ودیوانهای هشتگانه شهر هرات ودر طول پایتختی 110 ساله هرات تیموریان ریخته می شد ,وشهری که در ایام زندگی تیمور وپسرش شاهرخ تیموری اداره می شد واز طریق شهر هرات وفرماندهی ناحیه بزرگی از افغانستان وبدخشان تاجیکستان و وبلوچستان وپاکستان وکشمیر وهندوستان بود وبعد از وفات تیمور وشاهرخ تیموری  ونواده هایش وحدود 110 سال  هم واز طریق ادارات وپادگانهای مهم هرات حکومت می کردند

ونیز لازم به یاد آوری است که در ایام زندگی خود تیمور تیمور جاده های تجاری دو طرف  رود ارس برای تیمورو چنان مهم بود ویادرامد زراعی دشتهای دو طرف رود خانه ارس وبرایش مهم بود که یکی  هم دشت حاصل خیز مغان پائین ارس می باشد  ودیگری دشت اران قراباغ ویا نخجوان است  که به سپاهیانش دستور دادکه کانال بزرگی و بنام "نهر برلاس "وبنام قبیله ترک برلاس خودش از آب ارس وبسوی دشت بمغان جاری ساختند  که کتاب ظفر نامه یزدی ودرص 1119 کتابش وبه نهر برلاس تیموری اشاره کرده  است ویا در جای دیگرو به نهر بیلقان تیموری اشاره کرده است وهمچنین  امروزه هم  و سه جاده ریلی وترانزیتی ولوله گذاری نفتی شمال رود خانه ارس  مهم است وشریان جاده های خاورمیانه به مسکو واروپا وبنادر حاشیه دریای خزر را بوجود می آورد  که بقایای جاده تجاری  عصر تیموری می باشد وبعلاوه در انتهای دو رودخانه جیحون وسیحون نیز که امروزه استان بزرگ سین کیانگ چین  نامگذاری  است  ویک ششم خاک چین معاصر را تشکیل می دهد  ولی قبل از 80 سال اخیرو اویغورستان نامیده می شد ویا ترکستان شرقی نامیده می شد ولی از قدیم کاشغر وارومچی مرکز ان بود وصحرای بزرگ تیکله مانکان  هم در ان ترکستان شرقیاست  وامتداد بعدی اش هم  صحرای گبی مغولستان  می باشد وتا شهر پکن ادامه دارد  که امروزه قطار تجاری پکن ومسکو واز این دو صحرا ی مغولها واویغور های ترک می گدرد! ولذا در دوره تیمورو همه حاکمان (جته ویا مغولستان عصر تیموری ) ویا حاکمان قوم ترک اویغورستان وحافظ جاده ابریشم بودند ونیز سران هر دوطایفه هم تابع تیموریان ودر امتداد جاده ابریشم تا پکن بودند وبهمین دلیل هم تیموریان حاکم بزرگ کاشغر را الغ بیگ تیموری انخاب کرده وبعدا هم از شاهزادگان تیموری گذاشته می شدند  که در صفحات 583 و636 کتاب زبده التواریخ حافظ ابرو به حاکمیت الغ بیگ  در کاشغر اشاره شده است ونیز به نقل صفحات دیگر همین کتاب ومرتبا به هرات می آمد وگزارش وضعیت  می داد ویا امنیت جاده ابریشم از کاشغر وتا پکن راو به دربار هرات گزارش می دادوبعلاوه امپراطوری تیموریان وافراد دیگری را هم از طایفه برلاس وبعنوان داروغه قلعه های مستقر درجاده ابریشم  اویغورستان  کرده بودند که یکی از انها وبه نقل ص 748 کتاب زبده التواریخ وهمان داروغه حاکم قلعه نظامی "روح ایلی " می باشد ودر بیرون شهر کاشغرمستقر  بود  ویا در مسیر جاده ابریشم قلعه داشت  ونیز به نقل ص 706 کتاب زبده التواریخ ودیگری هم از طایفه برلاس وبنام " محمود ترخان " بود ودر اطراف دیگر جاده کاشغرمستقر  بود  ویا دیگری هم وبه نقل ص 802کتاب زبده التواریخ و" ارسلان خواجه ترخان " بود که دولت تیموریان ووی را در قلعه دیگر نزدیک سیحون منطقه مزبور حکم داده  بودند ویا دیگری هم وبه نقل ص 864 زبده التواریخ "و قلعه نظامی ویا" حصار اندیکان "ّبود  که در کنار جاده ابریشم بود ویا در بیرون کاشغر ودر معبر دره ای که آغاز شعبه جیحون بود ونیز در مسیر دره جیحون ودر ناحیه دو آبادی قرا تکین وبدخشان افغانستان هم و"حصار نظامی شادمان " قرار داشت  که به نقل ص 864 کتاب زبده التواریخ وتیموریان جهت امنیت کار وانهای مسیر جاده ابریشم وحاکمان نظامی در آنجا تعیین کرده  بودند وهمچنین در مسیر جاده ابریشم به شهر قندوز وبلخ که می رسید وتداوم جاده ابریشم بلخ بود وتا کار وانسراهای متعدد شهر هرات امتداد داشت  ونیز در بالای شهر بلخ هم ورودخانه ای جریان داشت  که از کوههای تاجیکستان نشات می گرفت وبه جیحون می ریخت  که "قلعه قبادیان" در کنارش بود  که ناصر خسرو قبادیانی هم از همان آبادی قبادیان می باشد  ووجه تسمیه قبایان هم  آنست که قباد ساسانی وقلعه نظامی مزبور را ساخته بود ویا  در بالای شهر بلخ وجهت حفاظت راه تجاری عصر سا سانی ساخته بود که از ساسانی ها وبه تیموریان به ارث رسیده بود ونیز در مورد سایر اسناد قلعه های مسیر جاده ابریشم هم ودر کتابهای دیگر عصر تیموریان واسنادی وجود دارد ولی بدلیل اختصار مطلب و ذکر نمی کنم وبعلاوه  قلعه های نظامی مسیر جیحون ومسیر رودخانه سند پشتونستان هم وبرای دولت تیموریان حساس بود وزیرا که  جمعیت بزرگ هند وچین ودر آنسوی آسیا بودند ویا اجناس اشان متکی به عبور از جاده باریک این دو دره عمیق سند وجیحون  بود ولذا حفظ نیروی نظامی ودر آنها مهمتر از مسیر های دیگر بود  ویا با توجه به موقعیت این دو دره حساس گذر گاه ابریشم چینی ویا ادویه هندوستانی و شاهراه محسوب می شد وکالاهایش   به کار وانسراهای هرات انتقال می یافت وسپس از آنجا هم بار گیری مجدد شد ه وبه شهر های دیگر آسیایی می رفت وبهمین دلیل وبا توجه به رخساره جمعیتی آسیا  از 3000سال قبل وتا دوره تیمور لنگ  وخاطر خاقانهای چینی از حفاظت جاده ابریشم آسوده بود وبخوبی می دانستند که نگهداری نیروی نظامی در صحرای مخوف تیکله ماکان ترکستان شرقی به نفع آنان نیست که بادهایش وبه نقل ماکوپلو ودائما  زوزه می کشند وحشت افرینی می کنند ولذا کنترل جاده ابریشمش وبرای ارتش چینی ها خطر ناک بود  ویا نگه داری نیروی نظامی در دره جیحون وتنگه باریک واخان هم چنین است  وبرای ارتشیان چین مرگ بار خواهد بود وفقط ارتش چین در 80 سال اخیردوران کمونیستی وبه این بلاهت دچار شده  است که بنام "اتحادیه تجاری شانگهای "وشعار یک جاده ویک امنیت را می دهد ولی خاقانهای قدیمی چینی ودر تمدن زیر حوضه رود خانه زرد زندگی می کردند وچنین شعار هایی را در مورد کنترل چینی جاده ابریشم آسیا نمی دادند ویا به نگهداری ارتشو در دوره صحرای تیک لامکان ویا در جیحون وسیحون وکوهای بلند اویغور نشین تیان شان نمی پرداختند ولذا حفاظت نظامی آن و از سه  هزارسال قبل وبه ارتش دولت تورانی هایی افراسیابیسپرده شده بود  وآنگاه به ارتش امپراطوری هخامنشی واشکانی وساسانی سپرده شده بود وسپس به ارتش  سلجوقی وخوارزمشاهی وچنگیزی وتیموریان موکول شده  بود که امپراطوریهای نظامی مقتدر بودند ونیروی نظامی خود را ودر قلعه های مسیر جاده ابریشم آسیا ساماندهی بهینه می کردند ولی خاقانهای سابق چین وفقط ارتش خود را ودر شهر های زیر روخانه زرد نگه می داشتند  وسکنه تاجر چینی هم وبرای فروش ابریشم خود ویا جهت فروش  کاسه های چینی خود وبه مسافران بلاد دیگر آسیا ودرهمان  مرز رودخانه زردعمل می کردند  ویا حداقل در مرز رودخانه هوانگ هو عمل می کردند ولی بعد از آنکه چنگیز وپسرانش وهر دو ناحیه ختا ویا چین جنوبی را از خاندان سونگ تسخیر کردند  وتا 120 سال وسر تاسر چین وویتنام وکره وژاپن وهند وچین در دست نوادگان چنگیز بود ولی همزمان با ظهور تیمور وبقایای قوبیلای قان نیز حاکمیت چین جنوبیرا باختند ویا  پائین تر از رود خانه زرد را واز دست دادند  وبهد از ان تاریخ خاندان جدیدی وبنام "خاقانهای مینک " ودر چین جنوبی روئید ولی چین شمالی ویا شهر پکن وهمچنان در دست اقوام متعدد مغول وتاتارها  باقی مانده بود که آنها هم واطا عت تیمور لنگ" وفرزندانش را ودر اداره جاده ابریشم چین شمالی پذیرفته بودند  ویا در ناحیه "ختا "پذیرفته بودند وتا انکه تیمور در اواخر یورش های نظامی 60 ساله خودبه آسیا  ودر سال 807 هجری ودر صدد بر آمد که شورش طرفداران  امپراطوری چین جنوبی همرا  قلع وقمع بکند ولذا سرتاسر چین جنوبی وشمالی را ونظیر ایام قوبیلای خان ویا حاکم در شهر  پکن ودر دست خود بگیرد ولی  فرماندهان سپاهشبه اوگفتند ویا  به نقل کتاب عجایب المقدور وغیره به وی گفتند که لشکر کشی به چین جنوبی را وتا فصل بهار به عقب  بیندازد ولی تیمورقبول نکرد  که از طغیان سلسله مینک چین جنوبی عصبانی بود ولذا به نصیحت فرماندهانش گوش نداد ودر اواسط فصل زمستان سال 807 هجری ودستور بیسج نیروهایش را داد وبطرف چین جنوبی حرکت نمود  ویا کاروان نظامی خودش را وحرکت داد ولی در همان سرما وسوز زمستانی کوههای بلند وپر برف تیانشان وبر اثر سرمای شدید وکهولت پیری وسر ما زده شد وآنگاه فوت کرد وبا فوتش پا گیری سلسله مینک در چین جنوبی هم نجات یافت ولی همان خاقانهای چین جنوبی از ترس واقتدار تیموریان و احترام زیادی به شاهرخ تیموری می گذاشتند ولذا به نقل صفحات  458 و460 و466 و665 و697 کتاب زبده التواریخ ویا ص 1061کتاب مجمل فصیحی وبعد از مرگ تیمورلنگ و"دای مینک خان "امپراطورچین جنوبی وهدایا ویا ایلچی به در بار شاهرخ تیموری ودر شهر هرات فرستاد واحتمالا در دوره همان سلسله مینک هست که اقتدار ضعیفی در شهر های جنوب رود خانه زرد داشت ولذا سر بازان پرتغالی هم ودر بندر های جنوبی امپراطوری اش فرود آمدند وبعدا جایشان را وبه سر بازان هلند شرقی وانگلیسی دادند  وبعلاوه اسناددیگر هم نشان می دهند که در چین شمالی وخانهای متعدد مغولی ویا تاتار ها حاکم  بودند ونظیر ایلچی دای مینک چین جنوبی عمل کرده وهمان خانهای مغولیمتعدد  چین شمالی هم که سرزمین ختا خوانده می شدند  ومرتبا ایلچی های چین شمالی  خود را به دربار شاهرخ ودر شهر هرات می فرستادند که صفحات 697 وو176 و665 و460 و824 زبده التواریخ وبه اسامی ایلچی های خوانین مغول چین شمالی به دربار شاهرخ تیموری اشاره کرده اند وبعلاوه تیمور لنگ وبرای تحکیم جاده تجاری مابین پکن ومسکو وجهت تامین تجارت تاتار های دوسوی رود ولگا لشکر کشید ودر گذر گاه توراتوررودخانه  ولگا( وبه نقل ص 813 کتاب ظفر نامه یزدی ) وبا ارتش توقتمیش خان جنگید که نواده جوجی بود واورا شکست سخت داد وسپس به نقل ص  817ظفر نامه یزدی ووارد مسکو شد وامرای اروپای شرقی را واز مسکو بیرون کرد که بر اثر ضعف نواده های جوجی ویا بدلیل مسیحی شدن سران اولوس جوجی ودر ان شهرپا گرفته  ویا در کیف اوکراین ومجارستان رخنه کرده بودند  وانها را بیرون کرده ودوباره منطقه اطراف دریای سیاه وقفقاز را به تاتار های مسلمان چرکس وچچن وقالماق و داغستان دادویا به تاتار های مسلمان نشین شبه جزیره کریمه ویا اوکراین داد  وبعلاوه بقایایی قیصر روم را هم ودر شهر استانبول شکست داده ولذا گسترش خاک آسیا را وبه دوره امپراطوری هخامنشیان رسانید که سلجوقیان ترک ترکیه وهنوز نتوانسته بودند وبه  استانبول ویا به شهر ازمیر دست بیابندکه از دوره تهاجم اسکندریونانی  وبه ساتراپ لیدیه آسیا آمده ویونانی نشین شده بودند   وبعلاوه ابن بطوطه وضعیت شهر استانبول راوچند سال قبل از امپراطوری تیمور دیده ودر کتابش آورده است