اقوام تبت آسیایی ودرگیری هایش با دولت چین - دکتر محمد خالقی مقدم
اقوام تبت آسیایی ودرگیری هایش با دولت چین
از :دکتر محمد خالقی مقدم –
تخصص : مردم شناس اقوام آسیایی
اقوام تبت چینودر مدت 73 ساله دولت کمونیستی چین وبارها با دولت چین در گیر شده اند ودر اینجا سعی دارم که به "مردم نگاری ومردم شناسی قوم تبت "بپردازم ویا به علل درگیری آنان با دولت چین بپردازم وهمچنین "قوم تبت "به نقل منابع تاریخی ،ویکی از اقوام آسیایی می باشد ویادر آسیای مرکزی زندگی می کنند ودر ادوار تاریخی گذشته هم گاهی جزو امپراطوری چین بوده ودر برخی از ایام نیز وخودمختار قومی خود را داشته ویا ازکشور چین حفظ کرده است وبرخی از اسناد تاریخی آنان را از "قوم تنقوت "می دانند که ابتدا در برابر چنگیز خان مغول مقاومت می کردند وولی بعدا با تسلط سران مغول بر اراضی آنان ویکی از شاخه های نظامی "ارتش یوان چین "را تشکیل دادند ویا در شکل گیری امپراطوری مغولی یوان چین شرکت فعال داشتند ودر سال 1950 م هم مائو با فرستادن 40 هزار سرباز چینی به "سرزمین تبت" و"ارتش محلی تبت"را منحل نمود ودر عوض "تبت "را یک نوع ایالت خودمختار چین "اعلام نمود ولی بخاطر اینکه سیستم مالکیت دولتی که بر سکنه تبت اعمال می کرد وبا "باورهای دین دالائی یامای سکنه تبت " مغایرت دارد ولذا بارها به درگیری با "سکنه تبت" کشیده شده اند وهر چند امروزه رفاه سکنه تبت زیاد شده ویا بهره مندی انان از خدمات دولتی ونسبت به ایام قبل از دولت کمونیستی چین وافزون شده است ویا شیوه "حسابداری معیشت انان" ویا دخل وخرجشان تغییر یافته ویا شیوه پرداخت دستمزد بانکی اشان ونسبت به ایام "قومیتگرایی بدوی" سابق و 73 سال قبلی آنان وتغییر یافته است ولی "ذهنیت قومی آنان "هنوز زنده مانده است ونسبت به "رفاه کنونی شان" بیتفاوت می باشد ودنبال احیائ "شیوه معیشت قومی سابق" خودهستند ویا در برگرداندن "الگوهای فرهنگی قدیمی معاش خود "هستند وبهمین دلیل هم رابطه "ذهنیت قومی "ومعاش اقتصادی "تبت وهنوز مورد مطالعه " "دانشکده های مردم شناسی نوپای چین "قرار نگرفته است! وصرفا می خواهند که از راه ابزار های نظامی " وذهنیت قوم تبت " را عوض بکنند که تابحال جواب نداده است !
ونیز لازم به تذکر است که چین اقوام گوناگونی دارد که امروزه "کالبدملیت چین "را تشکیل می دهند وعلی رغم انواع تنش ها واز اقوام ذیل تشکیل شده اند که شامل قومهای "هان"است که بزرگترین قوم چین می باشد وبعلاوه "قوم منچوها"ویا "قوم یی"ویا "قوم خویی"ویا "قوم مغولهای چین " ویا "قوم تـبتی ها"که بیشترین تنش را داشته ویا "قوم اویغور های سین کیانگ "ویا "قوم قزاق های چین " بعلاوه قوم های کوچکی و نظیر "قوم میائو "ویا "قوم جوانگ تای" وقوم خمرها "ویا "قوم تای" و"قوم کاوا"و"قوم لی" ویا قوم "مالایو_پولینزی "که اغلب در جنوب چین هستند ویا در شهر های پائین رودخانه زرد زندگی می کنند وهر قوم چینی هم وفرهنگ وآداب ورسوم خاص خود را داشته ومارکوپولو ویا ابن بطوطه هم به برخی از فرهنگهای قومی انان ودر 7 قرن قبل اشاره کرده اند ویکی از اقوام چینی هم و"قوم تبتی " می باشد که فرهنگ وآداب ورسوم خاصی دارند ویا خودشان را تابحال ودر "فرهنگ عمومی ملیت چین "مستحیل نکرده اند !وقوم تبتی علاوه از افراد پراکنده درشهر ها و نقاط مختلف چین ودر سالهای گذشته ومتمرکزا حدود 5/3 میلیون نفر جمعیت تبتی متمرکز وساکن در خود "فلات تبت "داشته که جغرافیای بزرگی در جنوب غربی چین است ویا در شمال کوههای همالیا را بوجود می آورد وهم مرز با دو کشور کوچک نپال وبوتان وشمال هند کوهستانی می باشد وجمعیت قومی مزبورهم و در "فلات تبت آسیای" مرکزی زندگی می کنند وبه نقل کتاب جامع التواریخ وقوم تبت در فلات مزبور دهات وشهرهای کوچک داشته ویا قلعه های مختلف داشتند که سرچشمه های رود خانه زرد چین واز دامنه های شمالی همالیاوبرفهای فراوان آن نشات گرفته واز فلات تبت گذشته ویا "رود خانه بزرگ زرد چین "ودر ناحیه تبت وبنام "رود خانه قره موران "نامیده شده واز دهات وشهر های "تبت "گذشته ووارد خاک اصلی چین می شود وبطرف دریا ی چین می رود وفلات تبت یکی از چند فلات مهم آسیا می باشد که بلندترین فلات آسیا می باشد که "بام دنیا "نامیده می شود وارتفاع این فلات تبت وحدود 5000 متر از سطح دریاست وفلات های دیگر بلند آسیاهم و" شامل "فلات پامیر تاجیکستان " است ویا " فلات ایران " وغیره می باشد ووسعت "فلات تبت "حدود 000/215/1کیلومتر مربع می باشد که فلات مرتفع ووسیعی است که از قدیم ودر منابع تاریخی وکلمه تبت زیاد یاد شده است وجیحون نیز از نواحی غربی تبت ریشه می گیرد وبطرف غرب حرکت کرده وبه "دریاچه اورال" وسط آسیا می ریزد وکتاب "مراه البلدان" هم در صفحات مختلفشو از شاخه های اصلی "رودخانه های تبت "یاد کرده است ونیز کتاب جامع التواریخ ویا ص 109کتاب سفر نامه مخبرالسلطنه هم واز سر شاخه های "رود خانه زرد تبت "می گویند ودر قرون اولیه اسلامی هم کتاب " اخبار الطوال" ودر ص 53 کتابش ویا "تاریخ مختصر الدول"در صفحات 245 و262 کتابش ویا "تاریخ یعقوبی "درصفحات 262 و398 و450 و465 و470 کتابش واز " تبت " یاد می کند ویا کتاب "المسالک والممالیک "هم ودر 8 مورد واز " تبت " یاد می کند ویا کتاب "سلسله التواریخ سلیمان تاجر "هم ودر قرون اولیه اسلامی ودر7 مورد از تبت یاد کرده است ویا کتاب "تاریخ بلعمی" نیزو در ص 468 کتابش و"کتاب اعلاق النفیسه" هم ودر 5 مورد از " تبت " قرون اولیه اسلامی یاد کرده ویا از چگونگی سکنه اش یاد کرده است ونیز در دوره سلجوقیان وخوارزمیشاهیان هم و کتابهای "نفثه المصدور " در ص 220 کتابش ویا "کتاب سیرت مینکبرنی ."هم در ص 326 کتابش واز " ناحیه تبت " یاد می کنند ولی بیشترین اشاره مردم شناسانه به سکنه تبت ودر 24 صفحه مختلف "کتاب جامع التواریخ " ذکر شده است که در صفحات مزبورآمده ومثلا در صفحات 134 و135 کتابش وبه شاهان قدیمی قوم تبت اشاره دارد ویا به برخی از شهر های قدیمی بلاد تبت اشاره دارد ویا در صفحات 447 و643 کتاب جامع التواریخ وبه رود خانه قره موران شاخه اصلی رود زرد اشاره دارد که از کوههای بلند کشمیر وتبت منشا گرفته وبه دریای چین می ریزد که گذر از آن رودخانه ممکن نبود ویا در صفحات دیگرش به نقش های چنگیز خان وتولی ویا نوه اش قوبیلای قا آن ونماینده سیاسی اش تیمور بوقا در "تبت دوره چنگیزخان " اشاره دارد ویا در ص 748 کتاب مزبورو به "زبان مخصوص قوم تبت "در دوره مغول اشاره دارد ویا در ص 2075 کتابش واشاره شده که اقوام مزبور وبرای اداره امور خود وبرمبنای خط چینی وخط مخصوصی برای سکنه تبت "داشتند ویا کتاب " تاریخ مبارک غازانی هم ودر ص 171 کتابش وبه " لغت تبتی " اشاره دارد که "زبان وتلفظ مخصوصی"داشتند ویا در ص 930 کتاب جامع التواریخ اشاره دارد که "اقوام تبتی "در دوره قوبیلای قا آن ویا نوه چنگیز که حاکم بزرگ پکن بود وبرای اداره مذهبی تبتی های مقیم پایتخت پکن چین عمل میکرد دوموبد خاص بودایی – لامایی در شهر پکن داشتند که در دربار خاقان بزرگ چین زندگی می کردند وبنامهای "موبد تنبه "وموبد کنبه "بودند که قوبیلای قاآن وبا مشورت انان امور تبت را اداره می کرد یا حاکم مغولی تبت وصرفا با صلاح دید آن دونفرموبد ویا بخشی و امورات اقتصادی وامور مذهبی " "ایالت تبت" رااداره میکرد ویا در سلسله یوان مغولهای چین واداره می کردند وفرهنگ نواحی دیگر چین را وبرای "اداره قوم تبت "را نمی پذیرفتند ومارکوپلو هم در دوره مغول وبه چین رفته بود و گزارشات مردم نگارانه خاص برای حاکم بزرگ پکن تهیه می کرد ومثلا در صفحات 129 و131 و132سفرنامه اش واز "ویژگیهای قوم تبت یاد "می کند ومثلا در یکجا از "شیوه خاص مراسم ازدواج "ودر میان سکنه تبت یاد کرده است ویا ابن بطوطه هم در همان تاریخ دوره مغول ودر ص 164 و270 کتابش "واز ویژگی های قوم تبت "یاد کرده است وبعلاوه "تاریخ بناکتی هم "در صفحات 349 و350 و359 کتابش که در دوره مغول تدوین شده است و از پیامبر خاص بودایی های هند وکشمیر ویا تبت وختای وتنقوت وبودایی های اویغورسریلانکا وهندوچین یاد می کند که حدود 3150 سال قبل زندگی میکرد ومی نویسد که :"مادر پیامبر بودایی ها وکناره رحم شکمش وبوسیله هفت اژدهای چینی شکافته شده ومادر بوداواز آن اژدها ها حامله شد وبعلاوه در حدود سال 750 قبل از میلاد هم وسکنه تبتنیز به "پذیرش دین بودا "روی می اورد ولی "دین بودایی قوم تبت خاص است و"تفاوتهایی با اقوام بودایی دیگرنقاط هندو چین وژاپن داشت وبه نقل ص 72 کتاب "سفرنامه مخبرالسلطنه" که می نویسد : در تبت " بودایی لامایی "وجود دارد که در آن ناحیه جغرافیایی زندگی می کنند و" روسای مذهبی آنها را " دالایی لاما "می گویند ومعتقدند که روح بودا در " دالایی لاما ظهور کرده است !وروسای فرقه دالایی لاما هم در شهر لهاسا ( پایتخت تبت )وسالها "سلطنت مذهبی "داشتند ومعبد مهمشان هم ودر این شهرلهاسا است و"کتاب سفیران پاپ در دربار خاقان های مغول" هم در ص 131 کتابش می نویسد :" نمایندگان بودائیان تبت ومدتی در دربار قاآن مغول ودر "شهر قراقروم" پایتخت اولیه مغولان زندگی می کردند وسپس به شهر پکن رفتند ویا در ص 161 می نویسد :قوبیلای قاان وزنش "رایزنهای خاص تبتی" داشتند که نام وی "فاکسیا "بود ودر ص 171 کتابش می نویسد :فرمانروایان مغولی توجهی به " شیوه بودایی رایج در تبت "داشتند و یا "روحانیون تبتی "را احترام می کردند که در کار های ساحری ونسبت به "شمن های بومی مغولی "برتری بیشتری داشتند ومارکوپلوهم "چشمه هایی از کارهای " آن ساحران تبتی" ودر دربار مغولان دیده بود وبعلاوه ص 171 کتاب" سفیران پاپ در دربار مغولان "اهم ز " پادشاهان تبتی "سابق یاد می کند وبعلاوه آنها" لاماها ی تبتی " را "ناظر امپراطوری "خود می دانستند وبه نقل ص 172 همان کتاب ونخستین لامای آنها و" فاکسیا "( یعنی مقدس )بود که متوفی سالهای 1279 – 1280 میلادی بود که در دربار قوبیلای قاان زندگی می کرد وخط رسمی دیوان مغولان وبرای تبتی ها را تدوین کرده وبه ثبت رساند ونیز همان کتاب ودر ص 174 کتابش واز " کلاه ورداهای ی سرخ رنگ خاص "فرقه بودایی های تبتی ساکن پکن” می گوید ویا در ص 172 کتابش واز نفوذ "لاماهای تبتی "می گوید ویا در ص 182 کتابش وازشیوه رفتار تبعتیان بامردگان سخن می گوید وبعلاوه گزارش می دهد که تبتی در ائین دفن وکفن خود وبرخلاف مذاهب دیگر ومردگان خود را مثله کرده وآنها را در دسترس کرکس ها قرار می دادندونیز می نویسد که طغان تیمور حاکم مغولی تبت وپیرو موبدان تبتی بود ویادر ص 184 کتابش می نویسد که :آنها به تاثیر دعا ونیایش اعتقاد داشتند ونیز در ص 193 کتابش می نویسد که " هاماوزیر خان چینی واز ترکان قنقلی بود که دلبسته "عرفان جنسی تبتی" شد وخویشتن را رفته ورفته در این ریاضت،غرقه ساخت وکتاب جهانگشای جوینی هم در صفحات 12 و29 و98 و109 کتابش واز ویژگیهای" ناحیه تبت می" نویسد و"تاریخ فناکتی" هم در برخی از صفحات خود واز "صنم پرستی "فرقه تبتی ها ویا "گوشت خام خواری "آنان بحث می کند وبعلاوه "کتاب تحریر تاریخ وصاف " دوره مغول هم در صفحات 293 و308 کتابش ویا کتاب "تاریخ مبارک غازانی "هم در صفحات 171 و188 کتابش واز "بلاد تبت "در دوره مغولها سخن می گویند ومورخان دوره تیموری هم در کتابهای خود وبرخی از ویژگیهای "مردم شناسی قوم تبت" را در دوره تیموریان ذکر کرده اند ونظیر کتاب "روضه الصفا "ویا جلد اول کتاب خلد برین است ویا کتاب مطلع السعدین ویا ظفز نامه یزدی ویا کتابهای " جغرافیای حافظ ابروویا جلد سوم وچهارم کتاب حبیب السیر واز " مسایل تبت " آن روز گارتیموریان سخن می گویند ونیز در دوره صفویه هم وبرخی از کتب تدوینی دوره صفویه هم از "تبت "وبطور مختصر بحث کرده اند که نظیر کتابهای,عا لم آرای عباسی ویا کتاب تاریخ جهان آراء .وکتاب احسن التواریخ وکتاب شرح حال فر هاد میرزا معتمدالدوله است که بحث می کند ونیز در دوره قاجاریه هم " سفر نامه اورسل" ویا"سفرنامه مخبرالسلطنه "وکتاب "منتظم ناصری" و"مراه البلدان" و"سفرنامه خراسان وسیستان"واز سیاحان آن عصرقاجاریه هستند واز برخی مسایل تبت وبطور مختصر یاد کردهاند ودر دوره معاصر هم وبرخی مورخین روسی ویا اروپایی از "تبت "سخن گفته اند که نظیر بارتولد روسی است که در برخی از صفحات کتاب " ترکستان نامه" اش از تبت یاد کرده است ویا کتاب "تاریخ فتوحات مغول" ویا "کتاب تاریخ اجتماعی مغول "ونظام اجتماعی مغول "که از مورخان روسی هستند واز تبت در دوره مغولان یاد کرده اند ونیز کتاب " اطلس تاریخی روسیه "هم از ورود انگلیسی ها به تبت در سال !1904 میلادی یاد کرده است ویا "کتاب تاریخ اروپا " ی هنری ویلسون است که در ص 163 کتابش می نویسد : در جنگ اول جهانی ، نظارت انگلستان برشمال هندوستان کامل شد وکشور برمه که یکی از ایالات تابع چین بود وفوری ملحق شد وکشور های مستقل "نپال" و"بوتان" هم در جنوب تبت ودر تحت نفوذ انگلیس قرار گرفتند وبا وجود اقدام چین وبرای حفظ کنترل خود بر " تبت "ودر سال 1914 میلادی ولی بریتانیای کبیر اقتدار خود را به مقدار زیادی ودر ( تبت خارجی ) توسعه داد ویا در ( تبت داخلی ) هم وبه مقدار زیادی از (نفوذ چین بر تبت )کاست ونیزدر ص 162 کتاب هنری ویلسون می نویسدکه :چین در جریان جنگ اول جهانی وشامل (18 ایالت بود) و( وامروزه 35 ایالت دارد ) وشامل ایالت چین خاص است ویا سه ایالت منچوری وکره ومغولستان ویا ایالات سین کیانگ وتبت وچند ایالت هندوچین بود وبعد از جنگ جهانی دوم که چینی ها ژاپنی ها را واز خاک خود بیرون کردند ودر سال 1949 چینی ها کشور خود را و"کشور کمونیستی "اعلام کردند وبعلاوه براساس "مرام کمونیستی "خود ودر سال 1950 والی 1952م هم و "اصلاحات ارضی چین ر"ا ودر تمامی استانها ی چین براه انداختند و"در آن ایدئدلوژی "خواهان حذف طبقه اربابان از" نظام تولید کشاورزی "بودند ولی بسیاری از روحانیون دالایی لامای تبت مخالفش بودند ویا با آن "تز اجتماعی" وحذف "مالکیت فردی" مخالف بودند ولذا در سال 1950 میلادی ونیروهای کمونیست چین وبا ساختن پل برروری رودخانه پر آب تبت واز آب گذشتند ویا 40 هزار سرباز چینی وبا ساختن قایق ها وگذر از رودهای تبت وارد فلات تبت شده وارتش کوچک تبت را درهم شکستند وبا ادعای اینکه تبت تسخیر انگلستان شده است ووارد شهر ها ودهات تبت شدند و"ایالت خودمختار تبت چین "را بوجود آوردند و"مدارس دینی "لا مایی های تبت را تعطیل کردند واز آن تاریخ تاکنون هم وچندین شورش در تبت شکل گرفته ویا برعلیه نیرو های چینی انجام گرفته است واز جمله شورش سال 1950 م تبت است و یا درسالهای1951م وسال 1959م وسال 1987م وشورش سال 2008 متبت است که اغلب به خاک وخون کشیده شدند وبعد از انقلاب کمونیستی وتوسط چینی ها هم و در سال 1949 م ودولت چین و"دولت محلی تبت" را متقاعد کرد که قرار داد ترک مخاصمه ببندد وتا تبت وبصورت "کشوری خود مختار" ونیمه مستقل وتحت سرپرستی پیشوای مذهبی دالایی لاما اداره بشود !ولی مائو این نیمه استقلال را هم فرایندی در جهت شکل گیری "طبقه مالک در تبت "می دانست ولذا در سال 1950 تبت تسخیر شد وواحدهای نظامی چین و بر اساس موافت نامه آزادی مسالمت آمیزووارد لهاسا ویا پایتخت تبت شدند ونیز در سال 1954 هم وقرار دادی بین چین وهند بسته شد که از طریق خاک تبت وبا همدیگر تجارت بکنند ولذا در همان سال 1954 هم وخط اهن چینی " شی کانگ – تبت کشیده شد که ایالت "ینان چین "را به "لهاسا پایتخت تبت" وصل می کرد وبطول 2255 کیلومتر بود ولی در سال 1955 چگونگی استقلال اقوام خود مختارتبت ومورد بحث وبرسی گنگره خلق چین بود ونیز در سال 1957 م وصل شدن راه آهن تبتو به ایالت سین کیانگ چین مورد موافقت دولت چین قرار گرفت که بطول 1179 کیلومترراه اهن کشیده شود و شهر " یه چنگ " سین کیانگ وبه ایستگاه راه آهن " گه داکه" "ناحیه علی تبت " وصل بشود! ولی هنوز مسئله "مالکیت در کمونهای خلقی تبت "ومورد مناقشه وبحث بود وتبتی ها "سیستم مزرعه های اشتراکی" را نمی پذیرفتند ولذادوباره در سال 1959 شورش کردند ولی با سرکوب شدید چینی ها روبرو شدند ونیز به نقل ص 144 کتاب "آیین بودا" دالایی لاما ورهبر مذهبی آنها ودر این سال واز تبت گریخت وبه هند رفت وچندین مدرسه دینی ودر هند تاسیس کرده است وبعلاوه " شورش دوم تبت "هم در مارس 1959 انجام گرفت ودر آن سال دولت محلی تبت در لهاساکه از سیاست های چین ناراحت بودند و دست به شورش مسلحانه زدند ونیروهای چینی هم و"خود مختاری فرهنگی ومذهبی سابق تبت "را لغو کرد وگرچه از سال 955 1دالایی لاما ظاهرا در راس دولت محلی تبت باقی نمانده بود صرفا رهبری مذهبی تبت را اداره می کرد ولی عملا دولت محلی بفردی بنام " بانچن اردینی " سپرده شده بود ولی نهایتا در شورش سال 1959م هم "عملا دولت محلی تبت هم " لغو شد وبعلاوه دالایی لاما هم از "تبت گریخت" وبدنبالش "کمیته مقدماتی برای اصلاح قدرت در تبت" بوجود آمد ویا در سال 1963م چین قرار دادی با پاکستان بست که معضل تجاری کشمیر – سین کیانگ وتبت را حل بکند! وبعد از فرار رهبر مذهبی آنان وبا استقرار نیروهای وفاداربه چین در دولت محلی تبت وبار دیگر سعی کردند که خودمختاری اقتصادیرا به تبت برگردند ویا به حاکمان محلی وبومی غیر افراطی بدهند ویا در سال 1976 هم دولت چین و"جاده شوسه یونن – تبت "را کشید که به شهر" مارکام تبت "وصل می شد وبعلاوه در دوره تنگ شیائو پینگ هم "سیستم حزبی افراطی تبت "اصلاح شدوکادر های اداری اش عوض شدند ویا " مدیریت کمونهای تبت" هم و تا حدودی اصلاح شدند وواحد های اجرایی وکارمندی شهرهای تبت هم تاحدودی تغییر یافت وسعی شد که "اقلیتهای مختلف" ودر" دولتهای خلق محلی "دگرگون بشود وبعلاوه کمک به مناطق خود مختار چین وتوجه به نیاز های انان بیشتر شده ویا "اصلاحات اقتصادی" در تبت بوجود آیدویا نظم اموزشی ودر "مدارس تبت وموسسات اموزش عالی تبت "اصلاح بشود ویا "بازارهای روستایی" در تبت بوجود آیدویا در سال 1986 وبا راه اندازی کنفرانس "مذهب وصلح در چین "وسعی شد که به عقاید لامائیسم در تبت هم توجه ویزه بشود ولی باز در27سپتامبر سال 1987م شورش شد وبا رشد جنبش های دانشجویی علیه تنگ شیا ئو پینگ وتظاهراتی هم در"ایالت تبت" برگزار شد وعده ای در یکی از "میادین تبت "هم "پرچم کوه سفید وشیر تبت" را بالا برده وشعار می دادند که " (مردم تبت استقلال می خواهند ) وبطرف ساختمانهای دولتی حرکت کردند که درگیری رخ داده وگارد سرخ امده وتعداد زیادی از دوطرف کشته شدند ونیز در سال 1989 مهم حدود 40 نفر از "اهالی تبت "وپنجره های سفارت چین در هند را شکستند وهمزمان نیز 55 نماینده گنگره هند ونامه ای را به رهبران چین نوشتند ویا در باره "موقعیت تبت "نوشتند ونیز در اوگوست همان سال هم ( کنفرانس بین المللی صلح تبت وجنوب آسام هند وبرای حمایت از دالایی لاما برگزار شد که توسط سینک رئیس جمهور هند افتتاح شد واین امر منجر به تیرگی روابط چین وهند شد وهمچنان این نوع چالش ها و در 29 سال اخیر خصوصی سازی اقتصاد چین هم ادامه یافته وبرخی حوادث در تبت براه افتاده است ولذا هنوز شعار استقلال خواهی سکنه تبت ویا گرایشات قومی متاثر از مذهب دالایی لاما هنوز در تبت خاتمه نیافته است وبهمین دلیل هم در سال 2008م که بازیهای اولمپیک در چین برگزار شد وهمه نظر ها به کشور چین واقتصاد نوین اش جلب شده بود وبا ز در همان سال 2008م ویا بعد از بازیهای اولمپیک چین و تظاهراتی در"ایالت تبت "بوجود آمد که سرکوب شدید شدند وبا محکومیت رهبر سیاسی تبت همراه شد که در 60 سال گذشته تبعید شده است ووبرعکس سرکوب تبت هم با اعتراض بسیاری از کشور ها روبرو گردید وهمچنین در سه سال قبل هم رویترز نوشته بود که "رهبر تبت "وبه کاخ سفید امریکا رفته بود که باعث خشم پکن گردید ودر این جریان "لوبسان سانگای" و"رئیس اداره مرکزی تبت "وبه دعوت "رابرت دستر"و هماهنگ کننده ویژه امریکا دخیل بود ودر آن موقع وشی چین پینگ رهبر چین اعلام کرد که چین در نظر دارد که یک سیستم غیر قابل نفوذ در تبت بوجود اورد که وحدت ملی چین را همچنان حفظ بکند ولی هنوز مکانیزمش معلوم نیست ولذا "راه حلهای فرهنگی" را بهترین راه کاهش تنشهای قومی چین می داند که تابحال "دانشگاههای مردم شناسی چین" به آن نکته توجه نکرده اند! وصرفا هوش مصنوعی چین را در "امور فنی وتکنولوژیکی "جستجو می کنند !
+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۲:۴ ب.ظ توسط دکتر محمد خالقی مقدم
|
این وبلاگ شامل :