مردم شناسی درگیری های قومی در چین معاصر - دکتر محمد خالقی مقدم
مردم شناسی درگیری های قومی در چین معاصر
از :دکتر محمد خالقی مقدم –
تخصص : مردم شناس اقوام آسیایی
چینی ها ، امروزه از چندین قوم مختلف تشکیل شده اند که ادغام قومیت آنها ,ودر "درون ملیت واحد چین معاصر" با مشکلات عدیده همراه است واز نظر علم مردم شناسی ومردم نگاری امروزه "15 الی 18 قومیت متفرقه "هم اکنون کالبد ملیت واحد چین معاصر را تشکیل می دهند واین قومیت های 18 گانه چین ویا تفاوت قومی اشان با یکدیگرو بخاطرفاکتور های اجتماعی مختلف می باشد که تفاوتهای قومی چین را بوجود می آورند ویکی ازآن فاکتور های اجتماعی هم بخاطر تفاوت مذهبهای مختلفی است که 18 قوم مختلف چین دارند ویا از آن مذهب های مختلف پیروی می کنند ولیکن "اید ئولوژی واحد کمونیسم ودرطی 73 ساله اخیر نتوانسته است که این مذهب های مختلف چین از بین ببرد ویا "خاطره های ذهنی" آن را از بین ببرد وفاکتور دوم اجتماعی هم بخاطر " سازمانهای اجتماعی متفاوت آن قومیت هاست وفاکتور سوم نیزو بخاطر مراسم وآئین های اجتماعی است که هر قوم چینی مزبور دارند ولذا حاضر به کنار نهادن آنها و به نفع قومیت دیگر چینی نیستند !و"فاکتور های دیگر اجتماعی" نیز به همین ترتیبمی باشد
وباید بگویم در ان اوایل سال 1949 که دولت نو پای کمونیستی چین می خواست که تشکیل بشود ومعیار تقسیمات کشوری چین وبر اساس همین قومیت های مختلف طراحی شده بود که 18 ایالت ویا 18 استان چین وبراساس تفاوت های 18 قوم مختلف چینی تقسیم بندی اداری شده بودند ولی امروزه وبخاطر ازبین برده شدن آثار فرهنگی 18 قوم مزبور وبه 35 استان چین تبدیل گشته اندونیز در آن اوایل واز این 18 قوم چینی و5واحد اجتماعی آن که ویژگی خاص قومی خود را داشتند واز 18 ایالت اولیه سال 1349 وهمین 5 ایالت چین وبخاطر تمایز خاص قومیت ساکن اش در آن ناحیه و به (5 ایالت خودمختار قومی تبدل شده )وتفویض اختیار اداری یافتند و13 استان دیگر چین هم که تفاوتهای اجتماعی کمتری با یکدیگر داشتند وعلیر غم تفاوتهای قومی سکنه اش ومستقر در جغرافیای آن ناحیه ودر زیر نظر متمرکز خود دولت ونظام اداری آن ودرمدیریت حکومت خود پکن قرار گرفتند وبعدا هم بخاطر شورشهای مختلفش در 5 ایالت خودمختارمزبور وعاقبت "شیوه اداری خود مختار ی آن ها هم وحذف گشت واین بار شیوه اداری اش ونظیر بقیه استانها گردید ویا با یک خط مشی اداری ودر 50 سال اخیر اداره شده اند وهر چندبا این سیستم اداری و بظاهر قضیه وتفاوت جغرافیایی استانها ی مزبور حذف شده است ولی تفاوت فرهنگ قومی انها هنوز پا برجاست ولذا "فرهنگ قومی سکنه اش " از "آمایش جدید جغرافیایی چین" تبعیت نمی کنند و"فرمول بندی دیگر" دارند ونیز لازم به یاد آوری است که در آن اوایل 5 ایالت خود مختارمزبور چین وبصورت نواحی جغرافیایی خاص اعلام شده بودند و(یا در ابتدا ی حزب کمونیست وبصورت خود مختار محلی اداره ) می شدند که شامل پنج ایالت خود مختار ذیل بودند :
1- "ایالت خود مختار اویغورستان "ویا سین کیانگ چینبود که از نظر جغرافیایی واز بزرگترین استانهای چین می باشد ووسعت زیاد دارد
2-ایالت خود مختار تبت که در منطقه فلات بلند چین می باشد ومنشائ رود خانه زرد چین از آن می گذرد
3-منطقه خود مختار مغولستان داخلی چین که از قدیم الایام و تفاوتهای قومی خاص وبا بقیه اقوام چینی داشتند وهنوز هم "هضم فرهنگی ودر فرهنگ چینی ها "نشده اند
4-"ایالت خود مختار خویی چین "بود که از مسلمانان مهاجر به چین هستند که از اقوام آسیای مرکزی بودند وقبلا دولت مغولی یوان چین وبرای بهره مندی از حرفه وتخصص شغلی واداری آنها ودردوره دولت یوان وآنها را ازمغازه های شهر های آسیای مرکزی کوچانیده وبه شهر های ایالت خویی چین مهاجرت داد ه بود
5- "ایالت خود مختار جوانگ چین" که از اقوام هندو چینی های جنوب رودخانه زرد هستند وتفاوتهای فرهنگی ویا قومی خاص وبا بقیه چینی ها داشتند
ونیز لازم به یاد آوری است که بزرگترین قومیت چین واز "اقوام هان "هستند که در شهر ها وایالت های مختلف چین مرکزی هستند ویا در اطراف رود زرد زندگی می کنند وتنه اصلی ملیت کنونی چین را تشکیل می دهند ومذهبشان هم وبا مذهب بقیه اقوام ساکن در چین فرق می کند وفرضا اقوام اویغور واقوام خه یی مسلمان هستند وآداب ورسوم ازدواج خاص ویا داد وستد مدل اسلامی دارند و لی اقوام تبت ویا مغول دالایی لاما هستند ونیز "اقوام جوانگ "نیز مذهب خاص هندوچینی دارند ویا گویش ها وزبان مادری این 18 قوم خاص چینی هم وبا یکدیگر فرق دارد وفرضا "زبان قومی اقوام ساکن شانگهای ویانگ دزی ( وگویش "قوم وو" است ) ویا گویش اقوام ساکن در خوصان وکانتون وایالت کوانگ هسی چین ( وگویش هاکا ویا خاکا است ) وهمچنین در سال 1955م وبرای از بین بردن گویش های قومی متفرقه چین وابتدا " کنفرانس ملی اصلاح زبان چینی " بر گزار شد وقرار گذاشتند که "گویش تلفظ پکن" وبعنوان زبان استاندارد سکنه بقیه اقوام چینی ها باشد! ولی هنوز که هنوز است وهمان 18 قوم چینی وعلیرغم تدابیر 73 ساله اخیردولتشان و هنوز سنت های خاص قومی وهنر قومی خود را دارند ویا تغذیه خاص قومی ویا تلفظ خاص قومی خود را دارند ویا خرده فرهنگهای خاص قومی خود را دارند که 7 قرن پیش ومارکوپلو ویا ابن بطوطه ودر سفر نامه های خودشان واین نوع از خرده فرهنگهای خاص ایالتهای مختلف چین را دیده اند ویا "مردم نگاری مکتوب "کرده اند ونیز لازم به یاد آوری است که " اقوام یو"چین ویا "اقوام منچو" شمال شرقی چین که خویشاوندی با قوم مغولان دارند وهمچنین گروه " قوم مون - خمر "جنوب چین که خویشاوندی با "خمر های کشور کامبوج "دارند ویا " اقوام کاوای "چین ویا " اقوام جوانگ – تایی " چین ویا " اقوام »یائو –– لی " چین ویا اقوام قزاق ها واقوام کره ای ساکن در چین وهرکدام نیز "فرهنگ خاص قومی "خود رادارند ویا در استانهای مختلف چین وهنوز حفظ کرده اند وحاضرهم به استحاله فرهنگی دادن آن وبه نفع اقوام هان چین نیستند ودر این وسط فرهنگ وهنر وقومیت خاص دالایی لامایی تبت چین مخصوص است که بارهاوبارها با فرهنگ و"’قومیت هان چین" درگیری یافته اند ویا "اقوام اویغور "می باشند که بار هادر چین سرکوب شده اند ویا صدها هزارنفر از آنان وبه اردوگاه کار اجباری فرا خوانده شده ویا به خارج کشور پناهنده شده اند ویا اقوام هنگ کنگ چین هستند که چندین سال ودر خیابانهایش بودند ویا جهت خودمختاری ایالتی خود و،تظاهرات می کردند ویا سکنه 23 میلیونی تایوان می باشد که اخیرا رئیس مجلس امریکا وبه ایالت تایوان مزبور رفت ودر حالیکه امروزه 73 سال است که با دولت مرکزی چین و"تفاوت مرام سیاسی واقتصادی وقومی "یافته است ولذا دهها توافق نامه ملل مختلف جهان هم در مورد "جزیره تایوان "عمل نکرده ویا انواع تهدیدهای نظامی چین هم نتوانسته است که این "گروه کوچک قومی جزیره نشین جنوب شرقی "چین را وآرام بکند ویا به "ادغام در چین واحد" مجبور بگرداند واینجانب بخاطر اختصار مطلبم وبه آن دهها توافق نامه ناموفق صد ساله گذشته (تایوان با چین )اشاره نخواهم کرد که داستان مفصل درتاریخ سیاسی آسیا ی شرقی دارد ! وبعلاوه سکنه کانتون هم و اغلب " اقوامی می باشند که از (ما ورائ بحار) به چین آمده اند ولذا فرهنگ خاص خودشان را دارند وبرخی از "سکنه شهرهای چین هم اقوامی هستند که "تابع آئین کنفسیوس" هستند وبا آنکه مائو افکار وعقاید کنفسیوس را وبرای "حزب دولتی کمونیست چین معاصر" خطر ناک می دانست و"یا قومیت جوانگ " نیز ودر "استان گوانگ چین "زندگی می کنند ویا " اقوام لو ویا لولوس "هم در "استان سی چوان" چین زندگی می کنند ویا "اقوام میائو" هم در استان دونگان ویا " اقوام خویی"هم در "استان گانسو هستند " ویا "اقوام یِون نان " هم ودر "ایالت یون نان"زندگی می کنند ولذا در طول دولت کمونیستی ویا حزب کمونیست چین واقدامات مختلف زیادی وبرای " "تحول قومیت های چین " انجام یافته ویا در روند ادغام آنها ودر "قالب بندی ملت واحد چین "کوشش شده است ویا در حذف زبانها و"گویشهای متعدد قومیت های چین "اقداماتی صورت گرفته که فرضا در فاصله سالهای 1956 والی سال 1959م می باشد ودر این ایام کوشش شد وتا به اصلاح زبان چینی بپردازند ویا آنرا از شکل یک زبان عامیانه منطقه ای بیرون آورده وآنگاه بصورت یک زبان واحد فنی ویا علمی در بیاورند وتا با اصلاح زبان قدیمی چینی ها وبه رشد حرفه ها وفنونسکنه اش در ایالتهای متفرق بپردازند ویا امکان تاسیس رشته های دانشگاهیدر چین وبرای جوانان مختلف الاقوام فراهم بشود ویا در میان 18 قوم مختلف الزبان وفراهم بیاورد ! وچرا که زبان چینی ها وبرخلاف زبان کشورهای دیگر جهان می باشد که 25 الی 32 حرف الفبایی دارند ویا برای زبان ساختاری خود دارد ولی الفبای زبان اقوام چینی والفبای پندار نگارانه کثیر دارد ولذا در اصلاح زبان سنتی چینی هاکوشیدند وسعی شد حدود 1055حروف پندار نگاری زایدویا غیر ضروری زبان چینی ها حذف بشود ویا برای اصلاح لغات زبان سعی کردند که تنها 517 پندار نگارانه پایه را نگه دارند که با انها مفاهیم جدیدفنی ویا آکادمیک جدید بسازند وبقیه را دور بریزند ودر حالیکه زبان قدیمی چینی ها وجهت شناخت ابزار های جدید فنی ویا علمی وبدرد نمی خورد! وصرفا الفبای تصویری پندار نگرانه قدیمی چینی ها بود ویا صرفا زبانی برای بیان احساسات مقدس ویا ماورائ الطبیعه بود که بدرد نمی خورد ومثلا بدرد کاربرد مکتوب در تدریس مدرسه ها ویا هنرستانها ودانشگاهها نمی خورد ویا جهت مکتوبات ادارات نمی خورد ویا جهت ترجمه زبانهای خارجی نمی خورد !وبعلاوه یاد گیری 4000 الی حروف 5000پندار نگارانه چینی هاهم وبرای یاد گیری دانش آموزان ودانشجویان استانهای مختلف چین هم سخت بود که در "علم جامعه شناسی زبان "چگونگی آن بحث می شود ویا تنگناهای کاربردی آن بحث می شود ولذا کمیته ای وبرای تنظیم الفبای زبان جدید چینی ها بوجودآمد واین نوع از اصلاح زبان چینی ها وبنا به پیشنهاد متفکران جامعه شناسان زبان بود که در " دانشکده های اروپایی وعلم زبان شناسی آموخته بودند ویاعلم ساختار زبان ویا آوا شناسی آموخته بودند ویا علم مردم شناسی زبان آموخته بودند ولذا این نوع اصلاح زبان را وبرای رشد علمی وفنی جدید چین ولازم می دانستند ! وبعلاوه برای رفع درگیری های قومی درون جامعه چین واثر مضاعف می گذاشت ! وهمچنین از درگیری های متعدد چین معاصر هم و"دیوانسالا ری نامناسب" آنها ست ویا برای "قومیت های متعدد" بود که به شرح آن خواهم پرداخت :ولذا دیوانسالاری 73 ساله معاصر چین وهنوز نتوانسته است که در مرحله " تئوری وتجربه عملی " وبه حذف قومیت گرایی های متعدد چینی ها بپردازد ویا منجر بشود ویا با مکانیزم یکدست کردن "دوایر کمونیستی چین " منجر بشود! وبرعکس صرفا به حفظ فرهنگ قومیت ها وخرده فرهنگهای آن منجر شده است ودر حالیکه دیوانسالاری امپراطوری قدیمی چین بهتر بود وچرا که نظام سیاسی واحدرا تعقیب میکرد ویا سیاست دولت چین را مستقل تر از "فرهنگ قومیت های متعدد چینی " واداره می کرد !که اکنون وجود ندارد وتئوری غالب دیوانسالاری آن ومبتنی برتئوری دیوانسا لاری "مدل امپراطوری بزرگ آسیایی ها "بود که فرهنگهای قومی را درزیر مجموعه خود وهضم سیاسی می کرد ولی اکنون در چین معاصر وجود ندارد واین تئوری دیوانسالاری قدیمی چینی ها وبا شیوه معیشت فئودالیسم سازگار بود ویا با زمینداری چینی ها و"تطابق فرهنگی "مناسب داشت و18 قوم مختلف العقیده چینی راهم ودر قالب 18 ایالت چین وبرحتی اداره می کرد ویا با افکار وعقاید مختلفشان وبصورت یک "سیستم واحد سیاسی "اداره می کرد که امروزه "ایالت های فدرالیسم ویا فدراسیونی کردن " گفته می شود ویا در فرهنگ سیاسی معاصر نامیده می شود ودر آن شیوه "سازماندهی سیاسی واقوام " ویا 18 قومیت مختلف ویا متمایز چین راحت بودند ومی توانستند نیازهای فرهنگی واقتصادی مورد نظررا بگیرند ویا در خوست های قوم ساکن در آن منطقه را بگیرند ویا از "دیوانسالاری مرکزی چین" وسازمان برنامه وبودجه ریزی سنتی وایالتی آن دوره تاریخی بگیرند! ولی در دولت کمونیستی معاصروجدید چین ویا 35 استاندار مختلف چین معاصر واز برآورده کردن آن نوع نیازها ی منطقه ای آنان وعاجزند !وهنوز نتوانسته اند که این نوع از نهاد های اداری ونهاد سازی اداری لازم را وبرای "سکنه متعدد چین" فراهم بیاورند ! ولی,قبل از دوره کمونیستی که در سال 9194م چین اتفاق افتاد ومخصوصا قبل از جنگ اول جهانی وخاتمه ان در سال 1918م تقسیمات اداری وزارت کشور چین نوع دیگر بود ونیاز های قومی هم با نظام اداری کشور چین مناسب بود ویا تشکیلات اداری متناسب با قومیت های پراکنده چین داشت ویا جهت رفع نیازمندیهای آنان داشت وتشکیلاتش چنین بود که در آن موقع تاریخی که خاقان چین ویا اخرین امپراطوران چین وقبل از سال م1901وبرای رتق وفتق امور مناطق چین و(یک دبیر خانه اداری اعظم داشت ) وبعلاوه (یک شورای اعظم اداری ) هم داشت که بجای کابینه ریاست جمهمور کمونیست کنونی عمل می کرد ومرامنامه اش چنین بود تصمیم گیریهای وزراتی آن دوره تاریخی چین وبرخلاف امروزبود واز تصمیمهای شخصی وزرائ نشات نمی گرفت که بر بقیه ملت چین تحمیل بکنند وبلکه تصمیم گیریهای شورای اداری اعظم سابق چین و مبتنی برملاحظه "نظام فرهنگی اقوام سابق چین" طراحی بود ویا خواسته های منطقی اقوام سابق چین رادر نظر می گرفت ویا نظیر امروزو بهم نمی زد ولی مائو با زرنگی وزبان بازی خودش وحذف فرهنگهای قومی را دیکتاتوری طبقه کارگر نامید ن وبر بقیه سکنه چین تحمیل سیاسی کرد ویا بر طبقه کارگری 18قو میت چین وبا زرنگی سیاسی تحمیل کرد ویا تصمیم گیریهای شخصی چند نفر عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست چین را ویا دفتر سیاسی آن را وبجای سنت های فرهنگی ومقدس 18قوم چین نشاند که قبلا معتقد بودند سنن فرهنگی ازدواج قومی اویغور هانباد بهم بخورد ویا نحوه دادوستد تجاری ویا روش قضاوت کلانتری ها ویا شهرها ودهات قوم اویغور نشین ووبا فرهنگ قومی – دینی هدایت شود واین خواسته ها وجزو خواسته شخصی خود "خوانین اویغور" منطقه مزبور نبود وبلکه ریشه در تعلیمات آسمانی انها داشت وبعلاوه کلیه قوم اویغورهم به آن هنجار های قومی – دینی خود فرهنگ پذیر 1000ساله شده بودند وقبولش داشتند ولی اکنون قوانین ازدواج آنها ویا دفتر خانه های کشور چین از تصمیگیریهای شخصی چند نفر عضوکمیته مرکزی چین منشائ می گیرد ویا جزو خواسته های شخصی دفتر خانه ازدواج شهر ارومچی ویا کاشغر سین کیانک شده است که بر بقیه تحمیل می کنند وقابل قبول برای فرهنگ 1000 ساله اویغور های مسلمان نیست وتنها تصمیمات شخصی است که روش ازدواج اویغورها را مقدس نمی شمارند ویا برای رسم ازدواج قومیت اویغوروبرسمیت اداری در نمی آورند تا ازبین برود ویا تصمیمهای چند مدیر ویا کارشناس سازمان برنامه وبودجه مستقر در شهر ارومچی را برای عمران ویا آبادی ایالت سین کیانگ تنها برسمیت می شناسند وخواسته دیگران برایشان مهم نیست که منافع بیست وچند میلیون نفر قوم اویغور را ودر 28 شهراویغور نشین به خطر بیفتد ویا منافع کشاورزی صدها دهات اویغور نشین بخطر بیفتد وهمچنین خواسته های فرهنگی قوم تبت نیز چنین است واز مجلس مرکزی چین انتظار دارند ویااز دولت مرکزی چین انتظار دارند که مقدس بودن فرهنگ ازدواج ویا دادوستد فرهنگ دایی لامایی ناحیه تبت چین برایشان مهم نیست ویا مقدس تر از تصمیمات شخصی چند نفر عضو شورای مرکزی حزب کمونیست چین نیست وچرا که مائو با زرنگ بازی تبلیغاتی خود وتصمیمات دیکتاتور مابانه چند نفر عضو شورای مرکزی حزب را و" دیکتاتوری طبقه کارگر ی 4/1میلیاردنفری چین "نامید ویا جنجال سازی 73 ساله کرده است وبعلاوه ارتش ائدئولوژیگ بی مغز چین هم آن تئوری را حمایت می کند ویا با زور اسلحه می خواهد که این تصمیمات شخصی را بر بقیه چینی ها تحمیل بکند ودر حالیکه مقدس بودن سنن فرهنگی وفرهنگ پذیری اقوام به آن معیار های قومی ازدواج ضرر برایشان ندارد ویا ارزش های معامله اخلاق مند با دیگران ویا معیار ها منطقی جنگ ویا صلح با قوم دیگرکه ریشه در تاریخ وفرهنگ قومی1000 وتا 3000 ساله اقوام متعدد چین داردوحتی ارتش دوره مغول هم ونظیر ارتش کنونی چین بی مغز نبود وبهتر می اندیشید وبلکه مقدس بودن فرامین چنگیز خان وبخاطر مقدس بودن شخصت چنگیز خان نپذیرفته بودند وبلکه مفهوم مقدس بودن دستورات چنگیز خان تنها درآئین مذهبی "کتاب یاسا نامه چنگیز خان "ریشه داشت که جزو "باورهای دینی قوم مغول" بود ونشات گرفته از مقدس بودن همان دستورات ودر مذهب شمن پرستی آنان بود ویا جزو باورهای چند هزار ساله قوم مغول بود که همانها هم "معیار های فرهنگی خاص وبرای ازدواج ویا جنگ داشتند ویا یا معیار های راههای تجاری قوم مغول "بود که طراحی فرهنگی کرده بودند وچنگیز خان تنها مجری پیاده شدن سراسری همان فرامین فرهنگی قوم مغول بود ویا در جغرافیای بزرگ آسیا بود وفرهنگ اداری وسیاسی قومیت خود را وبا همه نواقص اش وبر بقیه اقوام آسیا یی ونیمه تحمیل فرهنگی نمی کرد وبرعکس نقصانهای "یاسا نامه فرهنگی "خود رامی پرسید ویا در برخورد با فرهنگ اقوام پیشرفته ولی مغلوب شده می پرسید ویا براحتی پرسیده وسپس رفع نقص اش را می پذیرفت ودر "اصلاحات یاسا نامه"می گنجانید ویا بعد از وی هم و در قالب دستورات فرهنگی – حقوقی " تزوکات نامه تیموری وتکامل فرهنگی دوباره یافت ویا دراداره بهینه شهر های آسیایی یافت ویا دوباره وبا تکامل فرهنگی جدیدش وبا گنجانیدن معیار های اداری وحقوقی ونظامی جدید تر تکمیل گشت ودر نهایت همان "فرهنگ مغولی نیمه ناقص سابق هم "ترمیم فرهنگی" یافت "ولذا 170 سال دیگرهم حکومتشان دوام آورد ویا درقالب "امپراطوری مغولی وتیموری واین بار و"دوام تاریخی دوباره یافت ویا با تکامل فرهنگی دستور نامه "تزوکات نامه تیموری " واین بارو تشکیلات اداری وشهری وتجاری ونظامی وپلیسی موفق داشت ویا نظام خبر چینی وقضایی وحرفه ای معقول تریافته بود ویا نسبت به ایام سابق آسیایی ترقی کرده بود وجمعا 290 سال ونهاد های اداری وشهر های اسیایی را متاثرفرهنگی از تکامل فرهنگی خود نمود ولذا تکامل فرهنگی اش واز نظام "شرطه شهری اعراب "بهتر بود ویا از "مفهوم بیت المال اعراب " بهتر بود وبعلاوه معیار های فرهنگی داروغه خانه شهری دوره مغول وتیموریان هم ومتکامل تروحقوقی تر از مفهوم " شحنه شهری دوره سلجوقیان بود ویا مفهوم سیورغال ویرلیغ امپراطوری آنان نیز تکامل یافته تر ازمفهوم حقوقی نظام اقطاع شهری و"زمین داری حقوقی "دوره امپراطوری سلجوقیان وخوارزمشاهیان بود وهمچنین دستورات حقوقی و یاسا نامه چنگیزی ویا تزوکات نامه تیموری ودر برخورد با نویسندگان بهتر از اعراب بود ویا در نحوه تدریس مدارس آسیایی ومتکاملتر از سواد آموزی اعراب وسلجوقیان بود ولذا در دوره 290 ساله امپراطوری آنان وبیشترین کتاب نویسی شکل گرفت ویابیشترین مدرسه سازی در آسیا بوجود امد ویا رشد قشرهای متفکر وحرفه ای شهر های آسیایی هم افزایش یافت واین نوع از تکامل اداری وفرهنگی در تمدن یوان ومینگ چین دوره امپراطوری 290 ساله آنان هم تاثیر گذاشته است ولی وقتی که نفوذ فرهنگ غربی ها به جامعه چین راه یافت ویا در پایان امپراطوری تیموریان بوجود آمد ویا با نفوذ پرتغالی های ویا انگلیسی ها ودر بنادر ماکائو وهنگ هنگ وکانتون چین واتفاق افتاد ویا با پیاده شدن تئوری دیکتاتوری طبقه کارگروبوسیله مائو و بجای "حاکمیت فرهنگ ها رویه معکوس شد ویا "در کشور معاصرچین رویه معکوس شد که از دست پخت های مارکس آلمانی نژاد غربی بود ویا توسط مائوتداوم یافت ویا دارودسته 73 سه ساله اش ودر چین تداوم یافت که مقلد محض فرهنگ غربیها و مارکس اروپایی بود ویا نهاد سازی سیاسی مدل غربی در چین بود ویا بنام کمونیسم بودکه تاثیرات خودش را گذاشت وبدون انکه تجربه عملی بشود ویا مطالعه دقیق ودر مورد آن داشته باشند داشته باشند که آیا این "بوته کاری عقیم سیاسی "ودر فرهنگ شرقی ها خواهد روئید؟ ویا در میان 18 قوم چینی وآیا خواهد روئید؟ ویا دوام خواهد آورد ؟ ولی تنها بزور اسلحه ویا موشکهای اتمی ومی خواهند که شاخ وبرگ بدهند ویا به این بذر قدرت نوپا ورویش بدهند ولی تابحال نداشته ویا در عمر 73 ساله نهاد سیاسی مزبوروعقیم سیاسی باقی مانده است ولذا بار هاودر آشوبهای مختلف قومی وشهری چین و به خشکسالی سیاسی متعدد ودچار شده است ولی هر بار می خواهند که با هرس کاری سیاسی مجدد وشاخ وبرگش را ببرند وتا تنه این نهاد سیاسی عقیم پا بگیرد ویا در خاک اسیایی چین ونگه داری بشود ولی بخاطر خشکیدن ریشه هایش ونهاد سیاسی ناموفق مانده است ولذا در میان نظام فرهنگی 18 قوم متعدد چینی ودوام چندانی نخواهد آورد! ودر حالیکه تصمیمات سیاسی ( شورای اعظم سابق اداری چین ) وچنین نبود وزیرا که تصمیم گیریهای سیاسی اش وبر مبنای نظام فرهنگی اقوام متعدد عمل می نمود که پذیرش درونی داشت ولذا معقول تر اداری واز تصمیمات شورای مرکزی حزب کمونیست بود ویا ازتصمیمات شورای کنگره خلقی چین می باشد ویابهتر از جلسات 3000 نفره مجلس چین می باشد که جلوتر از دماغ خود را نمبینند که به نقاط دورتراز کاخ منافع شخصی خود توجه داشته باشند ویا تصمیگیری سیاسی برایش تهیه بکنند وبعلاوه "فرق وتفاوت "تصمیم گیری شخصی دیمی را وبا تصمیگیری سیاسی را فرق نمی گذارند که چه خواصی دارد که مورد قبول فرهنگی وحقوقی 18 قوم چین واقع بشود ؟ که 4/1 میلیارد جمعیت چینی دارند ولذا بخاطر خود ستایی بیمار گونه همان نمایندگان غیر انتخابی مجلس چین وچنین وضعی در چین بوجود امد است که ایدئولوژی مریض مارکسسم غربی آنرا می طلبد ویا در مغز همان نمایندگان مجلس چین کاشته است ویا در نحوه تفکر دولت چین ومدیران چین کاشته است که از دولت چین ویک قوم کوچک اولیگارشی گونه ساخته است ویا گروه اندک ولی رانت جویانه ساخته است ولذا "میلوان جیلاس "ومنقد مارکسیسم وآنان را "طبقه حاکم کوچک ولی رانت طلب می نامد ویا گروه بیسواد سیاسی "وبرای تصمیم گیریهای کشور می خواند ولذا خواص "نهاد سیاسی" ویا "تصمیمات سیاسی" ویا "مشاوره سیاسی "در جامعه چین معاصر را بلد نیستند ولذا همه تصمیمات این کشور را به ابتذال کشیده اند ! ودر حالیکه "مشاوره سیاسی " ودر(شورای اعظم اداری سابق چین معقول تر بود )ویا براساس نظریه دهی منطقه ای وعالمانه تر وتوام با منطق سیا سی بهینه بود که در آن چهر چوب به خاقان اعظم چین ومشاوره سیاسی واقعی می دادند ویا بدون برخلاف رویه امروز وبا تملق گویی با وی سخن نمی گفتند وبعلاوه از عمق دانش خود وبه وی مشاوره می دادند وهمچنین برخلاف رویه امروز و در گفتگوهای ی رسانه ای ونظیر عصر امروز ما ویا درصحن جلسات مجلس وهر بیسواد سیاسی را ولقب دکتری نمی دادند وتا مشورت دهی خود را با وازه مزبور مقدس وعالمانه جلوه دهند ویا به شنودگان بیخبر تلویزیونی خود وفریب کاری کرده باشند ویا فریب عالمانه بودن آن تصمیمات اداری ورسانه ای را بباورانند! ولی در ( دبیر خانه اعظم اداری دربار خاقان چین ) چنین رویهای معمول نبود وبلکه افراد واقعا باسواد سیاسی وبه خاقان معرفی می شدند ویا در دبیر خانه خاقان چین مشاور می شدند ویا عالم به امور اقوام چینی در شورای اعظم بودند ویا عالم به جغرافیای اقوام چین بودند ولذا گزینش اداری عاقلانه می شدند )ویا به خاقان چین معرفی می شدند ویا مشاوره واقع بینانه به وی می دادند که در اسناد تاریخی وچنین موضوعاتی ذکر شده است که از دوره قوبیلای قاآن حاکم بر پکن واین نوع مشاوره عاقلانه شروع شدواز مارکو پلو هم استفاده می کردند وتا اخرین خاقان چین ویا قبل از سال 1901 م چین دوام داشت ویا این نوع "نهاد سیاسی واداری عاقلانه" وبرای اداره امور مناطق وجغرافیایی اقوام چین ادامه داشت ویا طرح ریزی تشکیلاتی شده بود که متاسفانه تئوری اداری غربی ها آنرا بهم زد ویا بنام مجلس دموکراسی خلقی چین وآنرا بهم زد! ویا با تز احمقانه غربی ها وبنام تشکیلات مارکسیسم – مائویسم ودر چین معاصر بهم زده شده است و البته پیدایش اش هم و کاملا بی تاثیر در چین نبود وبلکه برعکس وکاملا تارپود نظام فرهنگی جامعه چین را بهم ریخته است ولی هنوز چیزی "جایگزین نظام فرهنگی – اداری سابق اقوام چینی ها نکرده است "ویابجای نظام اداری بهینه سابق آنان ننشانده است !ولذا امروزه نظام اداری دولت الکترونیک چین ویک نوع "نظام برده داری نوین" گشته ویا یک نوع "نظام دستور دهی ودستور گیری سیاسی "بی ضابطه شده ویا فاقد قانونمندی فرهنگی می باشد و به فرهنگ پذیری منطقی سکنه چینی ها ویا اقوامش منجر نمی شود! وصرفا اطاعت پذیری سیاسی ناشی از ترس پلیسی را می آفریند ولی اقناع فرهنگی و در مورد آن دستور پذیری های سیاسی وجود ندارد! و صرفا بخاطر طمع خوردن یک لقمه نان است که آن نوع از دستور پذیریهای ساسی از دولت کمونیست واینترنتی چین پا گرفته است ویا از "دولت الکترونیک چین" پیداشده است که اطاعت سیاسی مزبور بوجود آمده وبعلاوه هر روزه هم با تغیرات مکررودر روند دستورات سیاسی همراه می باشد که عادت پذیریهای یادگیرانه چینی ها را <بهم می زند ! ویا بخاطر تعدد بخش نامه های امنیتی اینترنتی بهم می زند ولذا دستورات امنیتی حزب مرکزی چین وپلیس امنیتی آن این رویه را بوجود آورده است که در فضای مجازی به موبایل چینی ها ارسال وصادر می کند ویا بجای "بخشنامه های دولتی کاغذی" سابق وزارتخانه ها نشسته است ولی این بارو به موبایل های شیائومی ویا هواوی چینی ها فرستاده می شود ولذا تلفن اشان دیگر و تلفن گفتگوی صمیمانه وبا پدر ویا مادر ویا با دوستانشان نیست ویا تلفن درد دردل دوستانه نیست که غصه های دلشان را اندک بکند وبلکه تلفنشان صرفا وبه موبایل جعبه ارسال بخشنامه های امنیتی چین تبدیل شده است وپلیس چین هم وحافظ اجرا شدن ویا اجرائی نشدن ان دستورات مدیر کل چینی است که سامانه سازی الکترونیک را بکار انداخته است ولذا هر لحظه که در خیابانهای چین راه می روند ویا در منزلشان مشغول خواب خوش هستند وبیک باره زنگ موبایل اشان بصدا در می آید وتلفنی که مولتی نرم افزار های متعدد در خود دارد ویک نوع ابزار جهنمی شده است که بصدا در می آید وهمان سکنه چینی را می ترساند ولذا با ترس ولرزتمام وهمان گوشی تلفن همراه خودش را برمی دارد وsms موبایل خود وباز می کند وآنگاه میبیند که پلیس امنیتی چین ویا مدیرکل اداره اش یک نوع بخشنامه امنیتی به او فرستاده است که فلان کار اداری را وبایدانجام بدهی !ویا حتی برخلاف میل ورغبت خانواده ات وباید انجام بدهی !وگرنه اخراج اداری خواهی شد! ویا تنبیه مادی خواهی شد! ویااحیانا می بیند که پیام موبایل همراه هواوی وی است وحاوی یک نوع هشدار امنیتی می باشد که چرا با فلانی ودر اتوبوس شهری و حرف سیاسی زده ای ؟ویا در فلان نقطه شهر چین بودی؟ یا در فلان نقطه جغرافیایی ویا با فلان هم صندلی نشین کناردست خود وفلان حرف سیاسی رازده ای؟ ویا فلان حرف انتقادی را برعلیه "حزب کمونیست چین "زده ای ؟وفقط صحبت کردن در مورد آب وهوای چین وبرای آنان جرم نیست !ویا با نرم افزار (چی _ پی اس )تلفن همراهش ومکان گفتگوی او را گزارش می دهند ولذا پلیس امنیتی چین ویا حامی حزب کمونیست چین وهمه جا اورا می پاید وفورا آن گفتگوی اقتصادی ویا درد دل سیاسی را وضبط پرونده اش می کنند! ویا گفتگو با رفیق اش را شنیده وبرایش "اخطار موبایلی" می فرستد! ویا در هم بستری با زنش هم چنین است وفورا پلیس چین دخالت می کند! ویا در حریم خصوصی خانوادگی آنان ودخالت انجام داده وتا رویه همبستری چینی ها را وکنترل بکنند! ویا رویه کنترل جمعیتی ویا عادت قومی ازدواج فرهنگی سابق آنان را وبهم می زنند! وتا کنترل جمعیت بشوند ویا درسکنه چین بوجود آورند که بخشنامه های کاغذی سابق چین ونمی توانست آن نوع کنترل جمعیتی را بوجود بیآورد؟ ویا سیاست تک فرزندی سابق چین وچنین خواصی را نداشت ویا دررون کنترل جمعیت چین وموثر نبود وخلاصه اختراع تلفن همراه هواوی وتوسط انان وبلای جان 18 قوم چینی ها شده است ولذاسیل بخشنامه های امنیتی ویا بارش گونه و به جعبه تلفن همراه آنان سرزیر می شود وهمگی مصیبت شده است وفرضا در هنگام گردش در خیابانها ویا در هنگام خرید از بازارها واعصاب سکنه چینی ها را بهم می ریزد! ویا بسیاری از چینی ها را وبه بیماران روانی تبدیل می کند! وبعلاوه بدلیل تغییرات بخشنامه های امنیتی مزبور واعصاب اغلب آنان خرد شده است ومثلا در هنگام گردش خیابانی ویا در هنگام خرید مغازه ای وهمه عادتهای فرهنگی ویا عادتهای سیاسی سابق آنان را وبهم ریخته است ولذا نمی دانند که به کدام ساز دولت الکترونیک ویا امنیتی چین برقصند؟ ولذا برای تسکین الام خود می کوشند ویا جهت ترس زدایی ولرزهای دائمی خود واغلب هم به روان گردانها روی می آورند! وبهمین دلیل اختراع دولت الکترونیک ویا هوش مصنوعی در چین هم چنین معضلاتی را بوجود آورده است ویا با فرهنگ های خرافاتی آنان عجین شده ومعضل گشته است ولذا دوباره آنان را به دین شمن پرستی بودایی سابق برمی گرداند وچرا که دنیای اطراف اداری آنان ترس افرین شده است ویا خانه ومنزل یا بازار شهر های چینی وبرای آنان ترس افرین شده است ! ویا پراز چشمان اشباح و ارواح است ولی نه چشمان اژدهای زرد چینی که سابقا واز ترس می پرستیدند وبلکه چشمان ترس افرین مدار بسته ها وموبایل ها و وبجای چشمان اژدها نشسته است ویا بصورت اشباح اژدها گونه واز موبایل های توام با اینستاگرام وواتس ا آپ آنان بیرون می جهد وآنان را اذیت می کند ویا از تلفن هواوی چینی بیرون می جهد وآنان را در هنگام حرکت اتوبوس می ترساند ویا در هنگام صحبت با زن وبچه خودش می ترساند ولذا به این گونه از ترس ولرزهای فوبیا گونه دچار شده اند که کارگران وکارمندان چینی را به کار اجباری دائمی وامی دارد ویا به کارمندی وکار گری توام با ترس ولرزدر کارخانه ومزرعه واداره وا می دارد ویا به فعالیت اجباری رفت وروب خیابانهای شهر های چین وادار می کند ولذا برخلاف نظریه پردازان غربی ویا جامعه شناسان غربی که منشائ رفتار اداری ویا کنش اجتماعی را چیز دیگر می دانند ویانظیر گی روشه و منشائ رفتار خانوادگی جامعه غربی را وهنجار های اجتماعی فرهنگ پذیرانه جامعه می داند که الگوهای رفتاری آن نوع جامعه را تعیین می کند ویاشالوده رفتار ها وعادتهای اداری پایداررا و در دوایر اروپایی بوجود آورده است ویا رفتار صنعتی وحرفه ای در صنایع اروپایی را بوجود آورده است ولی در چین ومکانیزم رفتار اداری وصنعتی چین وچیز دیگری می باشد ویا اساس رفتارهای تجاری چینی ها ویا در ادارات ات وکارخانجات چین وتنها بخشنامه های امنیتی می باشد که دائما ترس ولرز در جان چینی ها می اندازد ویا آنان را به کار های ناخوشایند قومی وخانوادگی خودشان هم می کشاند !وبعلاوه بخاطر تکرربخشنامه ها ی مدیرانش ویا بخاطر تغییرات مکرر بخشنامه های امنیتی موبایل های خودشان و"عادت پذیری آنان" وبه رفتار خاص ،عوض شده است ویا در چینی ها واز بین برده می شود! ولذا اعصاب آنان را وبرای خوردن لقمه ای نان بهم می ریزد! وناچارند که برای تسکین الام ودرد ورنجهای خود وبه جادو گریهای جدید روی بیاورند!ویا به "معبدهای التماس کردن جدید" بروند ! ویا بخاطر ترس ولرز دائمی خود به تجدید ورنسانس مذهب شمن پرستی اژدهای زرد سابق بودایی های خود بپردازند د که در مذهب چند هزار سال قبلی آنان وبت 7 اژدهای زردچین بود که ازبستر رود خانه زرد چین بیرون آمدند ومنشائ پیدایش معبد اژدها پرستی بودایی ها ویا لاما ها ویا دایویی ها شدندویا در کناره های ابرفتی چین شدند ودر عصر جدید هم این بار موبایل چینی هاست که ترس ولرزآفرینی می کنند ویا این خدای موبایل های ترس آفرین واژدها گونه است که پناه جویی آنان وبه مذهب جدید را شکل می دهد ویا جهت در امان ماندن از خشم وغضب همان 7 اژدهای چین ومرتبادر گذشته نذر وقربانی وبه معبد اژدها پرستی بودایی ها می دادند وتا بخاطر نذر مزبور مصون از خشم وغصب همان رب النوع های اژدهای چینی باشند وبودا هم در دین آنان ویک نوع پیامبر فرستاده شده از سوی آن 7 اژدهای خشمگین رود خانه زرد چین بود که آداب ورسوم قومی اژدها پرستی ودر تعالیم خود گنجانیده ویا نحوه مجازات خاطیان در کتاب مقدس وی وجود دارد وبعدا هم کنفسیوس نیز آنرا تکمیل کرده است ویا به "نسل اژدهای "چینی ها یاد داده است ودر عصر جدید هم دوباره مکتب الحادی مارکسسیم ویا مائوئیسم وهمان ترس آفرینی ها را زیر سازی کرد ویا برای چینی ها فراهم ساخت ویا با نظریه ماتریالسم تاریخی خود وبا نفی ادیان الهی بستر سازی کرد ویا با جایگزینی قوانین مصوب زمینی وبجای قوانین اسمانی بستر سازی کرد که انسانهای کادر مرکزی حزب کمونیست چین قانونگذاری بکنند! ویا بجای قوانین آسمانی تورات وانجیل واوستا وقران وکتاب بودا وهمانها قانون مصوب بکنند واز این راه بود که تغییرات اجتماعی بوجود اوردونهایتا رفتار 18 قوم چینی را متاثرکرد ویا با دستورات وقانونگذاری زمینی کادر حزب مرکزی چین وبستر شکل گیری دولت الکترونیک را فراهم کرد ویا جایگزین قوانین آسمانی مذاهب چین نمود که برخی نظر آئین اسلامی اویغور های چین ویا قوم خه یی مسلمان چین بود وبرخی نظیر آئین مسیحی های پروتستان شهر کانتون چین است که نفی می شود ویا آئین مذهبی لامایی تبتی هاست که نفی می شود وسیاستی است که در طول 73 سال اخیر وجمعیت 18 قومی ویا ساکن چین را ودائما به سرکشی در برابردستورات دولت کمونیستی می کشاند ویا اطاعت پذیری سیاسی از آنان را وغیر مقبول می کند وچرا که این گونه اقوام چینی معتقد ند که کادر مرکزی حزب کمونیست چین که قانوگذاری برای آنان می کنند وقلیل هستند وبعلاوه نظیر آنان و انسانهای زمینی معمولی می باشند ولذا حق دستور دهی به آنان را ندارند وبهمین دلیل هم بود که در سالهای گذشته و دانشجویان چینی ویا هنرمندان و قومیت های مختلف چین ودر خیابانهای چین را افتادند وبا شعار مرگ بر حزب کمونیسم وبر کادرمرکزی آن وحرکت کردند وتلاش داشتند که با شعارهای مزبور و این نوع از نهاد سیاسی نوپا را به زباله دان تاریخ بیندازند! ولذا رهبران جدید چین هم ویا پلیس امنیتی آن هم ودر صدد چاره جویی برآمد واین بار برای بقای خود ودولت الکترونیک راطراحی کرد که براحتی قابل "براندازی" نیست وبرای عمیق تر کردن ریشه های آن ودر نظام دستور دهی سیاسی واقدام به ساخت " موبایل "هواوی چینی" نمود ویا اقدام به طراحی و "اختراع شبکه اجتماعی اینستاگرام "کرد وهمچنین اقدام به اختراع بخشنامه های امنیتی موبایل همراه چینی کرد وآنرا بجای بخشنامه اداری کاغذی جایگزین نمود که دستورات کاغذی وپشم وپیله اش ریخته بود ویا در نزد کارمندان چینی ونظیریال شیر کهن سال بود که ریخته بود وبعلاوه با اختراع دولت الکترونیک ویا سامانه های هوشمند اداری آن عمل کرد که زیر دست ویا ارباب رجوع اداری قصد کتک زدن مدیر اداره را از کله اش بیرون بکند که یک نوع "خدای اژدها"گونه چینی ودر این طریق ساخته شده است ویا با دوربین سه چشمی موبایل تکمیل می شود که همه چیز را می بیند ولذا بالا دست ها همه رفتار های اداری کارکنان زیر دست چینی ها را می توانند کنترل بکنندویا تصویری برداری از رفتارهای وی شده وبه نزد مدیرانش فرستاده شود وهمه دستورات از بالا واز راه دور امده ودسترسی زیردست وبه بالادست از بین برود ولذا وی هم در صورت واقف بودن به خطاهای اداری زیر دستش ودستور دهندگی دائمی یافته واین مکانیزم اداری اختراع چینی ها ویک نوع نیش اداری داردکه در موبایل های هوشمند چینی کنجانیدهو نظیر نیش اژدهای چینی است که در جعبه بسته درون موبایل 7 مار خطر ناک را مخفی کرده اندوهر آن ممکن است که یکی بیرون بیاید وگردن ویا دست وزبان صاحبش را نیش بزند ولذا با نیش زرد آلود موبایلهای هواوی ویا شیائومی چینی ویا بوسیله لپ تاپ های چینی ویابوسیله دوربین مدار بسته چینی ویا بوسیله رایتل های چینی و"اضافه خواهی" همان "کارگر چینی" در خطر است وهمگی امروزه بصورت هفت اژ دهای خشمگین جدید چینی در امده اند ویا جایگاه هفت اژدهای سنگی قدیمی معابد چینی بودایی ها را گرفته اند ودائما ترس آفرینی برای صاحبش می کنند واگر در گذشته تاریخ وهر بودایی مومن چینی ویک بت واقنوم اژدهای چینی وبا خود داشت ویا با زنجیرونخ نازک و به گردن خود آویزان کرده بود ویا هر فرد مسیحی چینی هم ودر شهر کانتون وغیره هچین ویک نوع صلیب مقدس کوچک وبه گردن خود می آویخت ویا هر فرد زرتشتی چینی هم یک عکس زرتشت به گردن خود ودر شهر ختن می آویخت ویا هر فرد مسلمان اویغورچینی هم ویک نوع تسبیح صد دانه مذهبی وبه علامت تسبیح خدای یکتا یش وبه گردن خودمی آویخت ویا به دست خود می گرفت ولی امروزه جایگاه همه انها عوض شده است وهمگی بجای نماد های مذهبیسابق 18 قوم مختلف المذهب چین وهمگی وبا تسمه نخی موبایل هواوی به گردن خود آویخته اند ویا یک نوع موبایل هوشمند هوآوی ویا شیائومی به گردن خود آویخته اند که بجای رب النوع اژدهای زرد سابق چین نشسته است وموجودی ترس آفرین وخشمگین می باشد که یک نوع رب النوع مذهبی جدید شده ویا یک نوع بت هوشمند جدید چینی هاشده است و24 ساعته همراه آنان می باشد وگاهی هم در خیابان سروصدا کرده ویا نظیر خدایان قدیمی وبیکبارگی هوشمندوزنده گشته وبه صدادر آمده ویا زنده وفعال می شود وبا پیامهای صفحاتش وخشم وغضب خود را وبه صاحبش نشان می دهد ویا وی را انجام اعمالی وا می دارد ویا اراده اورا تغییر داده ویا از آن فرد حامل موبایل می خواهد که فلان عمل غیر رضایت مندانه را انجام دهد ویا برعکس وی را دعوت به پاداش مادی کرده وبه حسابش می ریزد واز این را ه "رحمت ورضایت" خود را از حامل موبایل مزبور اعلام می داردتا یک نوع رب النوع بودن خود را اثبات کند ویا دعوت به فلان امر خیریه کرده ویا نهی ازعمل منکر وی می کند! ویا به وی اعلام خطرمی کند وبا این مکانیزمهای رونشناسانه خود ودائما ترس آفرینی در وی تولید کرده ویا امید به پاداش دهی هوشمندانه مزبور را وبر می انگیزد ویا در همان فرد خاطی بر می انگیزد واز آین راه اورا یک فرد مطیع واطاعت پذیر چینی می کند که شگرد نهادجدید سیاسی ومذهبی چینی ها است که به میان ملل دیگر جهان هم "اشاعه فرهنگی" می دهند ویک نوع "رنسانُس مذهبی جدید "چینی ها ست که تولد یافته واین بار بصورت اقنوم های هفتگانه اژدهای موبایل هوشمند ویا لپ وتاب هوشمند ویا رایتل هوشمند و غیره "تمدن آفرینی رودخانه زرد چین "است که امروزه بصورت اقنوم های جدید چینی ها در امده ویابصورت بتهای بودایی جدید چینیها در آمده ویا بصورت بت ژاپنی ویا کره ای ویا ویتنا می ویا تایلندی است که "موبایل سامسونگ" واز نژاد زرد را می سازند ویا بت رب النوع های هوشمند سامسونگ را می سازند ویا "بت هوش مصنوعی پرستی جهان "را می سازند که هر لحظه ممکن است خشم وغضب بکند ویا غضبش را و شامل حال صاحبش بکند که "بت هوشمند هواوی چینی " وچنین عمل می کند وحتی گذر ش وبه جوامع دیگرجهان هم کشیده شده ومثلا در مغازه مو بایل فروشی کشور مسلمان ترکیه این بت هوشمند را می خرند ویا در کشور مسیحی آلمان ه می خرند وبدنبالشوسکنه اش مجبورند که دست از دین مسیحیت برداشته وبا خرید موبایل هواوی چینی واین بار طرفداربت پرستی اقنوم جدید چین بشوند! ولی باید گفت که این بارو از عواقب ترس آفرینی آن بت چینی در امان نخواهند ماند ! ویا از خشم آفرینی آن خدای هوشمند چینی و در امان نیستند! ویا در خیابا نهای شهر بن ویا برلین ودر امان نخواهند ماند! وچرا که امروزه بت پرستی جدید چینی ها ویادر جامعه معاصر و به تمام کشور ها و سرایت فرهنگی یافته است !ولذا مذاهب سابق 212 کشور جهان راو تحت تاثیر خود قرار داده است !ولی مردم شناسان ویا جامعه شناسان دانشکده های اروپایی وهنوز از عواقب آن غافلندویا در برخی از جوامع دینی مسلمان نشین هم ودستورات امنیتی موبایل چینی وغوغا می کند! ویا جایگزین رساله های عملی کاغذی مراجع تقلید آن کشور شده است که قبلادر ان کشور و هر فرد مسلمانش و قبلا آداب نماز خواندن خودرا وتنها از رسلله دینی کاغذی مرجع تقلیدش می آموخت ویا آداب روزه ویا مستحبات دینی ویا مکروهات دینی را وتنها در آن رساله های کاغذی می جست ولی امروزه رساله عملی آنان ودر متن همان موبایلش نهفته است که در هنگام راه رفتن وتنا سر به موبایل خود انداخته ویا احکام عملیه دینی اش راتنها از موبایلش می جوید؟ ویا آنرا بجای "مراجع تقلید سنتی دینی سابق خود نشانده واحکام رفتاردینی خود را وتنها در رساله ها وموعظه های دینی موبایل خود جستجو می کند ! ویا در فتواخواهی حلال ویا حرام مذهبی بودن خود را وتنها از دکمه های موبایل خود می پرسد؟ ویا از همان مرجع تقلید جدید هوشمند دینی خود می پرسد؟ وهمین مکانیزم بت گونه موبایل چینی ویک نوع نظام مذهب آفرینی جدید چینی هارا بوجود آورده است ویا نظام مذاهب سابق ادیان آنان را و به چالش می کشاند ! وآری اژدها پرستی موبایل چینی وچنین مکانیزمی را یافته است ویا همه مقدسات ویا هم هنجار های ادیان سابق را وبه چالش کشانده است !وهمچنین هنجار های اداری وکارمندی سابق را بهم ریخته است ویا هنجار های سیاسی جوامع مختلف را وبه خطر انداخته است! ولذا خدای خشمگین اژدها گونه کنونی چینی ودر حال بلعیدن ادیان امریکای لاتین ویا افریقا یی را هم در نظر دارد ولذا اقوام دیگر را هم واز سنت های قومی مهربانه ادیان سابق خودشان و محروم می کند! که قبل از اختراع بت موبایل مزبورنبود ویا مهربان با همدیگر بودند! ولی این بار موبایل هوشمند وسخنگو وامر ونهی کننده به صاحبش وهمگان را از آسایش شهری ویا خانوادگی انداخته است !ویا از آسایش همسایگی انداخته است! ودر حالیکه آسایش اشان ودر سایه آموزه های ادیان قدیمی بهتر بود ! ولی امروزه با خرید بت موبایل وسلب آسایش از آنان شده است ویا همه آسایش سابقشان وبهم ریخته است ! ولی اغلب بی خبر ازعواقب آن هستندونمی دانند که بطرف کدام جهنم می روند ؟ ویا با این تصورخام که فکر می کردندکه تنها با خرید موبایل چینی و نظام اداری اشان وبهتر خواهد شد!؟ ویا یا خرید وفروش وفروش انها ورفاه اشان بهینه خواهد شد ! ودر حالیکه خدای اژدها گونه موبایل ویا هوشمند وسخنگوی چینی وخدای زیر دست صاحبش نمی باشد وبلکه خدای بالادست ویا آمر به صاحبش خواهد بود ونظیر همه اشیائ بی جان نیست که تنها "تابع ارداه صاحبش" باشد ویا فرامین بشری وی راو تعقیب بکندوبا بقیه اشیا ها فرق دارد وبرعکس یک نوع خدای قاهر وقادر وفرمان دهند ه محض به صاحبش خواهد بود ویا فرمان پذیری محض از خریداران خود نداشته ولذا هرکس که آنرا بدست بگیرد وبعد از خرید همان موبایل چینی واین بار از مسلمانی خواهد افتاد ویااز دستوارت قرانی ودور خواهد گشت وبطرف دین اژ دها پرستی چینی هاخوهد رفت ویا بطرف دستورات الحادی آن موبایل کشیده خواهد شد وآفریقایی ها ویا سکنه امریکای لاتین هم چنین است ویا مسلمانان خاورمیانه هم ودر امان نیستند ؟ومعلوم نیست که دولت الکترونیک چینی ویا دولت هوشمند چینی ویا سامانه سازیهای هایش و با کدام دستورات قران کریم سازگار خواهند شد ؟ویا با کدام دستورات دینی انجیل ویا تورات ویا اوستا انجام پذیر می شود ؟ که امروزه عده ای به به گویان آن پدیده شده اند! ویا چه چه گو یان مقدس سازی سامانه اداری شده اند وغافلند که دولتهای سابق سیاسی سنتی کاغذی ویک نوع دولت مذهبی بودند ولی با موبایل های چینی مسیر هموار نمی باشد وبلکه یک نوع "دولت سکولار" واز دل آن بیرون خواهد !مد ودر حالیکه قبلا هردولت سنتی وتنها با دستورات یک دین آسمانی همخوان بود ونظیر تورات ویا انجیل ویا قران که کارمندانش عمل می کردند ولی دستور دهیهای موبایلهای هوشمند ودولت الکترونیک آنان وسر از دولت سکولار بیرون خواهد آورد وچرا که سامانه سازیهای آن موبایل چینی وصرفا با دین سازی خدای اژدهای خشمگین چینی ها سازگار می باشد !ولی با خدای بقیه اقوام جهان وناسازگاری نشان می دهد ومتاسفانه برخی از خانمهای جحاب دار اویغور های مسلمان وچنین نمی اندیشند ویا زنان افاغنه مسلمانهم ویا زنان اعراب عراق وامارات چنین اند وبا خرید موبایل چینی وبه دین دگری دعوت خواهند شد! ولی هنوز ساده لوحانه تبلیغ آن را درتلویزیون کشور خود رواج می دهند واز این راه عملا به خاتمه دادن تعالیم دین اسلام ومن غیر مستقیم می پردازند ویا مروج فرهنگ دین اژدها پرستی چینی ها می گردند! ویا در عراق وسوریه وامارات اسلامی می گردند ؟ ولی تا بحال وخیلی از افراد باسواد ونسبت به متون دینی وهنوز فرصت نکرده اند که به آن سوژه بپردازند یا شیوه تغییر مذهب دادن این نوع خانم های بظاهر مسلمان اینستاگرام دار کشور های اسلامی خاورمیانه را وتشریح کامل بکنند! که چگونه ممکن است به نابودی تعالیم قران ودر جوامع خاورمیانه ای ومنجر بگردند ؟ وچرا که موبایل اینستا گرام دار چینی ها ومثل یک داس قوی ویا هوشمندمی باشد وتنها یک پدیده خاموَش ووسیله گفتگوی ساده و در در دست یک مشت خانمهای بظاهر محجبه نیست ویا دردست تعدادی مقدس نما ها ی پرستش کنندگان دولت الکترونیک نیست ودر نهایت به درو کردن تمامی دستورات قرانی منجر خواهدشد ! ویا در کشور های اسلامی خاورمیانه ایجاد خواهد کرد! وهر چند ممکن است که آثار تغییر مذهب اسلامی وبوسیله موبایلهای هوشمند چینی ودر سی والی 40 سال بعدی ومعلوم بگردد ویا بر همه آشکار بگردد ولی امروزه خیلی ها ودر باره عوارض این نوع "بت پرستی جدید چینی ها غافلند ویا "بعمد ویا ازروی ترس وسکوت کرده اند ؟
ودر ادامه مطلبم از نظر "مردم شناسی حقوقی" ونظم حقوقی حاکم بر 18 قوم چینی را شرح خواهم داد که تاریخ تطورات حقوقی این نوع قومیت ها چگونه بوده است ؟ وفرضا نهادهای حقوقی اقوام متعدد چینی واز 3000 سال قبل شروع شده وتا کنون وچندین دوره "تطورات حقوقی" را طی کرده است که رخساره تطور حقوقی آنها ودر "علم مکاتب حقوقی" شرح داده می شود ویادر "علم جامعه شناسی حقوقی" دانشکده های غربی تدریس می شود ونظیر گورویچ ویا دورکیم فرانسوی است که بحث علمی مبسوط ودر مورد"جامعه شناسی حقوقی اقوام "دارد ویا "دقت مردم نگارانه "ودر مورد "حقوق اقوام "دارند ولی در اینجا و بایدکه نخست توضیح بدهم که رتق وفتق امور انسانها وبا یکدیگر وبرخلاف حیوانات می باشد که با مکانیزم غریزه هایشان وسازماندهی می شوند ولی روابط حقوقی انسانها وفرق می کند ومثلا در روابط ازدواج دونفر یک نوع "نظم حقوقی ازواج" وجود دارد که ازدواج اقوام چینی نیز آن گونه است ویا نظم حقوقی طلاق وارث بری میان زن ومردچینی وجود دارد که در حیوانات نیست ویا در روابط داد وستد وجنگ وصلح میان انسانها هم واین نوع نظم حقوقی وجود دارد واز حدود چند هزار سال قبل وتا کنون وروابط انسانهای چینی ویا غیر چینی وبوسییله قوانین حقوقی وضع شده اند که در علم جامعه شناسی حقوقی به آن "نهاد حقوقی" ویا "نهادینه شدن حقوقی "گفته می شود وانسانها در طول چند هزار سال تمدن خود واز دو سته وضع "قوانین حقوقی آسمانی "ویا "غیر آسمانی "بهره مند شده اند وبرخی از این نوع "نظم حقوقی معاصر" وبرخاسته " قوانین حقوق طبیعی ویا "حقوق زمینی و وضع شده بوسیله نمایندگان مجلس هستند که جامعه چین وافریده است وبوسیله آن و"ازدواج اقوامش" را اداره می کنند که در 150 سال معاصر وبا مقدس شدن قوانین تصویب شده در مجالس نمایندگان بوجود آمده اند ویا مقدس شده اند ویا در دوره معاصر و قوانین مجلس زمینی آنان وبجای قوانین آسمانی نشسته است ویا بجای قوانین دینی والهام گرفته از تعالیم پیامبران نشسته است وحاصل تفکرات افرادی مثل مونتسکیو ویا سایر حقوق دانهای فرانسوی می باشد که قوانین آسمانی تورات ویا انجیل ویا اوستا را وبرای رتق وفتق ازدواج وطلاق بشری کافی نمی دانستند ویا جهت بیع وداد ستدوکافی نمی دانستند ویا جهت فرایند مالک ومستاجری ویا در مورد جزیه وخراج کافی نمی دانستند ومعتقدبود ند که ناقص می باشد وبدرد جامعه قرن 18 ویا نوزدهمی اروپا ویا آسیا نمی خورد! ولذا معتقد بودند که باید "مکتب حقوق طبیعی بشری جدید "را وضع بکنند که از "طبیعت بشر" نشات گرفته باشد ودر دانشکده های حقوق غربی تبلیغ بکنند ویا "آنها را جایگزین "حقوق آسمانی قدیمی " بکنند که تا قبل از قرن هیجدهم ودر جوامع مختلف رواج داشت ویا نظم حقوقی اغلب جوامع قدیمی جهان را اداره می کرد ویا قبلا وبوسیله نظام حقوقی آسمانی 6 دین بزرگ آسمانی واداره می شدند وبا چنین تئوری اجتماعی وحقوقی بود که بعد از انقلاب فرانسه و"قوانین فرانسه "عوض شدویا ضرورت تاسیس مجلس قانون گذارانه ودر فرانسه پدید آمد ویا به جوامع دیگر کشیده شد ویا در سال 1789 م انقلاب فرانسه بود ومرتبا به 212 کشور جهان راه یافت ویا مجالس قانونگذاری مشروطیت دیگر کشور ها ایجاد شد ویا مجالس دمکراتیک کشور ها شکل گرفت ویا مجالس کمونیستی 81 کشورآسیا شکل گرفت ویا مجالس اسلامی ایران وعراق وافغانستان روئید وگفته می شد که مکانیزم وجوب اطاعت از مصوبات مجلس نمایندگان مزبور وبخاطر " مقدس بودن انتخابات آنهاست وتوجیه شرعی آن هم چنین بودکه چونکه اعضای مجلس نمایندگان انتخاب شده مردم می باشند ولذا مصوباتشان هم مقدس می شود وبهمین دلیل با مصوبات افراد عادی فرق دارد ویا مصوبات شورای شهر همان کشورها هم ومقدس می شود وزیرا که همگی از سوی بعضی از مردم همان کشور انتخاب شده می باشد وبا همین فلسفه بافی جدید بود که به محض انتخاب شدنشان ومصوباتشان هم بلا فاصله مقدس ولازم الاجراء می شود که از "واژه مقدس بودن دموکراسی یونانی گرفته می شد ویا مردم سالاری در دین الحادی یونان قدیم هم مقدس تلقی می شد که در دیناولیه انان ودموکراسی کلمه مقدس بود ولذا مصوبات همه مجالس جهان هم مقدس می شود ویا برای بقیه اعضای همان کشور ومقدس وواجب می گردد وبعلاوه پلیس ودستگاه قضایی هم در همین راستا می توانند عدم تمکین کنندگان به آن قوانین نمایندگان مزبور را ومجازات بکنند ویا تبیه بکنند وتا "اطاعت پذیری در جامعه مزبور"زیاد بشود ویا نهادینه بشودویا لازم الاجرائ بشود ! وطرفداران این نوع از فلسفه نظم آفرینی جدید حقوق بشری را و" طرفداران مکتب حقوق طبیعی " می گفتند که تابحال توانسته است طرفداران عقیدتی زیاد بیابد ویا با تاسیس "مجالس مشورتی" ویا "با تاسیس مجالس نماینگی "212 کشور جهان موفق شود وافکار همه جوامع بشری راو تحت تاثیر "تبلیغات مقدس سازی خود" قرار بدهند ودر "مکتب مقابل هم "طرفداران مکتب حقوق آسمانی "قرار داشتند که معتقدند قوانین مصوب مجلس بشری همگی ناقص می باشد وچونکه نمایندگان هم و مثل بقیه بشر هستند وفرقی با دیگران ندارند که مقدس باشد ویا مصوبات افراد ناقص العقل ویا فاقد کارشناسی را تنظیم می کنند وبعلاوه دیدگاه علمی هم وبرای تصویب قانون ازدواج ومعامله مردم ندارندوقوانین الهی معامله وازدواج برای انان کافی است ویا صلاحیت کافی برای بانکداری مناسب آن جامعه ندارند ویا جهت تجارت داخلی ویا خارجی افراد آن جامعه ندارند ولذا مصوباتشان هم مقدس ولازم الاجراء نخواهد شد ومگر بزور باتوم پلیس ؟ ولی نباید هم وبوسیله باتوم پلیس ویابوسیله زندان قاضیان حکومتی وبر بقیه اعضای آن جامعه تحمیل بشود که قران گفته است که حکومت کردن ویا حکم دادن بدون توجه به متن ما انزل من الله کفر می باشد ویا قران این نوع مصوبات مغایر قران را ودر سوره های مختلفش و(معادل کفر ویا فسق )می داند واین گروه معتقدندکه مصوبات حقوقی قصاص ویا دیه قرانی قوم اویغور چین ویا سرقت ویا زنا در شهر های انان از دستورات مصوب دینی می باشد وبه مصوبات مجلس خلقی چین کاری ندارند که خارج از دستورات خداوند عالم ودانا صادر شده است وکامل نمی باشد وبعلاوه با پیام آوری پیامبران خدا وبوسیله مکانیزم وحی ویا الهام ویا رویای صادقه نازل شده نمی باشد ویا از سوی خدا اخذن شده است ویا با امانت داری پیامبران وبه سوی قوم خود نرفته ودستورات خداوند را ابلاغ نمی کنند ویا رسالت آوری در مورد قوانین مزبور وبرای قوم اویغور وخویی مسلمان چین ندارند وبعلاوه مزیت قوانین آسمانی را هم ندارند که قوم اویغور در پذیرش ویا عدم پذیرش ان قوانین دینی آزاد از سوی خداوند اعلام شده ومخیر هستند ویا صاحب اختیار پذیرش ویا عدم پذیرش آن نوع "پیامهای حقوقی دینی "شده وعدم پذیرش اش هم برخلاف حقوق بشری مصوب مجلس خلقی چین وبا مجازات زندان روبرو نیست وبهمین دلایل است که اویغور ها وبا جان ودل قوانین ازدواج قرانی را پذیرفته اند ومخالف قوانین ازدواج مصوب مجلس چین هستند که با مجازاتهای دنیوی قاضیها وپلیس های حکومتی چین همراه می باشد وزیرا خداوند ویا پیامبران مورد نظر آنها وبشراویغوری ویا تبتی را صاحب اختیار واراده خطاب کرده است ویا مخیر دینی کرده که بپذیرند ویا نپذیرند؟ ودر صورت پذیرش همان دستورات حقوقی و به راه وصراط راست ومستقیم رفته ویا هدایت شده می باشند که در هنگام نماز خواندن به زبان می آورند ودر صورت استنکاف هم به راه ضلالت می روند ولذا "حقوق دینی" وبا تقسیم تعالیم دینی خودش به دو دسته " تعالیم اخلاقی " وتعالیم حقوقی " وازادی زیاد برای بشر قایل شده وبا دو مکانیزم (ثواب ویا گناه آزادانه )فلسفه سازی حقوقی می کند ولذا ضمانت "اجرای تعالیم آسمانی خودرا " به دو دسته (مجازات دنیوی ) ویا ( مجازات اخروی ) تقسیم کرده است وبا نصب این دو نوع از مجازات دوگانه اش ودر تعالیم آسمانی خودش و خرد پذیری خاصی هم داردکه مصوبات مجلس خلقی چین نداردوبا زندان حاکمان چینی همراه است ویا فرهنگ پذیری درونی را لازمه دیندار بودن یک فرد اویغور ویا مسلمانان ین نان می داند ولذا نظم حقوقی عاقلانه دارد ویا جامعه پذیری توام با خرد سنجی توصیه می کند ولذا به نقل طرفدارانش و نسبت به "نظم حقوق طبیعی " ومصوبات مجالس بشری ومجلس خلقی چین وارزش بالاتری داشته وبعلاوه با حذف مجازات دنیوی وبرخی از جرایم مجازات دنیوی وادعای عقلانیت کامل دارد وبهتر از مصوبات مجلس ویا هیات دولت آنان است ویا مصوبا ترئیس جمهور انتخابی چین است وزیرا که بر خلاف خداوند خاطیان دستورات ریاست جمهوری خود را ودر روز قیامت مجازات نمیدهند وبلکه در همان دنیا ویا در ایام قدرت خودهمان فرد اویغور را به زندان می اندازند وپدیده گناه اخروی در نزد رهبران چین بیمعناست و "دلیل تعالیم برتر" دینها بزرگ آسمانی می باشد که برخلاف مصوبات مجلس چین واختیار پذیرش عاقلانه را به طرفداران خود واگذارکرده است وبعلاوه عدم نقصانش هم در طول تاریخ مشخص می شودومردم شناسی مقاومت فرهنگی اقوام چینی ودر برابر مصوبات مجلی ودولت چین در چنین فلسفه مردم نگارانه است ولذا بهینه بودن حقوقی آن نوع نظم حقوقی دینی ودر درامر ازدواج اویغورها ویادر داد وستد سالم ویابدون غل وغش اویغورها مشخص می شود ولذا طرفداران حقوق اسمانی انها وبیشتر از مصوبات مجالس 100 ساله اخیرچین وطرفداران زیاد دارد وبرعکس ومصوبا ت مجلس کمونیستی 73 ساله چین هم ونقصان های زیاد ی در مرحله عمل نشان داده وصرفا از راه باطوم پلیس چین ویا زندان وکار اجباری وبه سکنه سین کیانگ تحمیل می شود ویا برای سرکشان 18 قوم بدبخت چین تحمیل می شود ویا همراه می باشد !ودر حالیکه چنین زور گویی دینی ودرمتون ادیان آسمانی وجود ندارد وفرضا این نوع از آزاد اندیشی دینی ودر تعالیم تورات حضرت موسی دیده می شود که وقتی در سفر خروج وقومش را از دست بردگی فرعون نجات داد واز قوم بهره کش مصر خارج ساخت وآنها را بعد ازگذشت 400 سال وبه اراضی اجدادی پدر بزرگشان حضرت ابراهیم واسحق ویعقوب آورد که در مراتع کوهستانی وپراز درخت زیتون ودر حاشیه مدیترانه بود ولی بوسیله قومهای مشرک عمالقه ویا مدینیان ویا قوم مواب ویا قوم عموریان ویا اقوام یبوسیان ویا قومهای حتی ها ویا قوم کنعانی ها ویا قوم فلسطینیهای مشرک ویا ماهی پرست غزه اشغال شده بودکه "الهه داگون" ویا خدای ماهیان مدیترانه را می پرستیدند ووقتی حضرت موسی به انها گفت که بروید وسرزمین پدران خود را آزاد کنید ازدست اقوام مشرک مزبور بگیرید وقوم یهودهم بهانه آوردندکه آنها زیاد هستند ویا قلعه نظامی واسلحه دارند وخودت به تنهایی برو وبه جنگ آنها بپرداز !ویا جهت پس گرفتن اراضی مرتعی هبرون ( ویا شهر الخلیل کنونی برو که قبر حضرت ابراهیم الخلیل الله در آنست ویا قبر ساراوزنش در ان شهر است ویا قبر حضرت یوسف پیامبر وغیره و در آن اراضی است ولذا حاضر به جنگیدن با ده والی دوازه قوم مشر ک اقوام کنعان نبودند وطرف مقابل از نسل "قوم حامی" بودند که به نقل کتاب مروج الذهب ویا کتاب دینوری وویا کتاب الرسایل والملوک از نسل شداد ویا برادرش شدید قوم عاد بودند که در شهر های سدوم ویا در ده قریه دیگر کرانه باختری می زیستند وبه لواط ویا به همجنس بازی دچار بودند ویا از تمدن بابل قدیم اخذ فرهنگی کرده بودند وحضرت ابراهیم ویا برادر زاده اش حضرت لوط هم وبا این عمل آنان ودر شهر سدوم مخالف بود ویا در قریه های دیگر کرانه باختری مخالف بودند که در سوره حجرات قرآن ذکرش امده است ویا ده سوره دیگرقران وبه آن شیوه های اقوام مشرک کرانه باختری اشاره دارد ویا به پدیده زنا با زن دیگران دچار بودند که درفرامین ده فرمان حضرت موسی نهی شده است ویا در تورات حضرت موسی حرام شده است ویا در دستورات دینی حضرت یوسف وملغی شده بودکه همبستری با زلیخا وزن عزیز مصر را نپذیرفت وحاضر شد که به زندان برود ولی چونکه قوم یهود در نبرد با آنان سستی بعمل اوردند وتعالیم دینی حضرت موسی هم وبا آزاد اندیشی الهی تحمل کرد ونظیر مجازات رهبران چین عمل ننمود ولذاحضرت موسی صبر کرد ونهایتا جزای عدم اطاعت ازدستورات حضرت موسی را وبه روز عقاب اخروی موکول نمود وبهمین دلیل تعالیم اسمانی واجبار ا از سوی رهبران مذهبی وبه پیروانشان دیکته نشده اند ولذا قوم یهودهم وبعد از خروج از سرزمین مصر واز جنگیدن با اقوام مشرک وسرزمین اشغالی واطاعت فرامین جهاد حضرت موسی امتناع کرد ودر عین حال که یهودی باقی مانده بودند ولی ناراضی از حضرت موسی هم بودند که چرا آنان را از وفور نعمت بردگی فرعون بیرون آورده است ؟ ویااز زیستن در کناره های مزرعه های سر سبز کناره رود نیل خارج ساخته وبه بیابان خشک وخالی صحرای مرتع صحرای سینا آورده که از مرتع خالی است که در آن سرزمیننمی توانند و گوسفندانشان را بچرانند ویا در بیابان سینا علفی نمی یابند ویا برای چریدن نمی یابند! وخودشان هم تنها مجبوربودند که از شکار پرندگان هوایی ودریایی ومعیشت بکنند ! که به آن شکار پرندگان وقران واژه "سلوی "می گوید یا از ماهیگیری برکه های کم آب رود اردن ویا بحرالمیت سیر بشوند که روزهای سبت یا روز شنبه برایشان ماهیگیری حرام بود وتا نسل ماهی ها وانقراض کامل نیابد ولذا 40 سال تمام ودربدبختی کامل ودر دوره حضرت موسی ودر چنین وضع معیشتی سخت ومخوف زندگی کردند در صحرای سینای 3200 سال قبل زندگی کردند ولی به نقل کتاب حمزه اصفهانی ودر همان تاریخ وتعالیم حضرت زرتشت هم ودر کناره رود جیحون ویا آمودریای شهر بلخ پا گرفت ویا تعالیم حضرت بودا هم ودر کنار معبد بودائیان ودر لبه رود خانه زرد چین وپاگرفت ولذا حدود 3000 سال اقوام آسیایی ودردو ناحیه ناحیه شرق آسیا وغرب آسیا ونظم حقوقی اسمانی داشتند که شیوه زندگی ویا ازدواج ومعامله 18 قوم چینی واز چنین دستورات "دینهای اولیه شرق "آسیاست ونظیردین اقوام چین ویا دین بودایی قوم ژاپن ویا قوم کره ای وویا اقوام لائوسی وکامبوجی هندوچین ویا شیوه حقوقی زندگی مغولان ویا صد قوم تاتار شرق آسیا وشیوه نظم حقوقی مزبور را دارد ویا شیوه زندگی خانوادگی ویا چرای دامدارانه مزبور ویا زراعت اولیه وفروش محصولاتشان به همدیگررا با همین شیوه نظم حقوقی اولیه مقدس خودشان انجام می دهند وهمگی متاثر از تعالیم مذاهب شبه اسمانی بودا ویا کنفسیوس ویا مذهب دالایی لاما ویا مذهب هندوی ویا دائویی یا مذهب الهه تنکری مغولها ی شرق آسیا می باشد که مجلس ویا دولت چین ویا ارتش چین ومنکر آنست و"بزور تفنگ" می خواهندکه اعتقادات این 18 قوم چینی را از بین ببرند! ویامتاثر از مذهب الهه خشمگین اژدهای زرد چین وتبت وتایلندوبرمه وژاپن نشوند ونمایندگان ان الهه های خشمگین آسیای شرقی هم وزادگاه امپراطوران مخوف چین وژاپن وهندوچین وماچین وتبت ونپال وبوتان وغیره گردیده بود کهخودش را "پسر آسمان" میدانست که در میان آنان زندگی می کند ونیز سرپیچی از فرامین آن خاقان های شرق آسیایی هم حرام در دینشان محسوب می شد وبا مجازات مرگ در میان مغولان وچینی هاهمراه بود ویا با سنت مرگ هاراگیری سربازان امپراطور ژاپن وبرمه وتایلند همراه بود ویا می بایست که فرد خاطی مزبور واز فرمان امپراطور مزبوروخودش را هارا گیری ویا خودکشی شخص بکندودچار خشم اخروی نشود ولذا سرپیچی از دستورات حقوقی – دینی آدیان اسمانی آسیای غربی چنین بود وبهمین دلیل بنظر آنان و قوانین حقوقی سنتی آنان مترقی بود ویا متمدن ترین نظام حقوقی ویا خانوادگی ویا سیاسی سنتی را در شرق آسیا بوجود آورده بودند وی از این شیوه آزاد اندیشی دینی وعقلانیت پذیرش مزبور ودر متون ایات چهار دین آسمانی تورات واوستا وانجیل وقران وبودا نشات گرفته است که تعالیم حقوقی اشان در مورد قوانین حقوقی ازدواج ویا در مورد زنا وسرقت ویا درمورد خیانت در امانت قومی به آنها یاد می دهد ویا در مورد دیه وقصاص قومی به آنهایاد می دهد ویا در مورد جنگ وصلح اقوام چینی با یکدیگر است وبا اندکی تفاوتشان وهمگی وشبیه حقوقی همدیگر می باشند وبخاطر مجازات شدن اخروی خاطیان ویا گناهکاران واغلب شیوه آزاد اندیشی دارند وچرا که هنجار شکنان اجتماعی خود را فورا ودر این دنیا مجازات نمی کند ولذا نظام حقوقی توام با آزادی اختیاربرای چینی ها دارد ویا برای افراد جوامع بشری دارد وبهمین دلیل هم وطرفدارانشان هم و رشد زیادی یافته اند ولی از سوی دیگر همان ادیان شرق آسیا یی وعلیرغم این محتوی آزاد اندیشی خود وخشن هم هستند ویا بدلیل مجازات اخروی خود وبرعکس بخاطر مجازات فوری همان خاطیان دستورات مزبور وتوسط عوامل حکومتی ونظم حقوقی خشن دارند ووبا همین مکانیزم خشن اطاعت پذیر کردن تابعان را ساخته اند و یا سازنده نهاد امپراطوریهای خشن آسیایی شده اند ونظیر حکومت خشن مغولان شرق آسیا ویا شیوه خشن حکومت تیموریان بوده ویا مکانیزم حقوقی دولت خودکامه مائواست که از ان فرهنگ شرقی نشات میگیرد وویت فوگل آنرا( استبداد شرقی ) می خواند ویا "نظام حقوقی دولت الکترونیک کنونی چین هم "وچنین را مزاجی دارد که مجازات اخروی ندارند ویا برای خاطیانش نمی شناسند وصرفا مجازات دنیوی واینجهانی دارند ویا در بساط فرهنگی خود دارند ولذا در طول 1000سال گذشته "فرهنگ غرب آسیا "واغلب مغلوب آنها شده ویا بخاطر عرفیاتشان ویا بخاطر تعالیم اطاعت پذیری محض اشان ودائما تحت سیطره فرهنگ ومعارف لشکر کشانه اقوام آسیای شرقی قرار گرفته اند که بزرگترین جمعیت جهان رادارند ویا در نیمه دیگر آسیای شرقی دارند ولی در آسیای غربی ومتمدن وتراکم جمعیت کم است ویا بدلیل سیستم جغرافیایی اش وجمعیت کمتردارد ولذا جمعیت متمدن غرب اسیا واغلب مغلوب شده اند وناچارا اغلب نویسندگان ویا متفکرانشان هم ودائما در خدمت امپراطوران مغول ویا تیموریان در آمده اند ویادر خدمت دولت کمونیستی چین قرار گرفته اند ویا در خدمت دولت کنونی وصاحبان اقتصاد شانگهای چین معاصر قرار دارند که "تئوری خشن دولت الکترونیک خشن "را ارائه به بشر کرده است ویا تئوری سر کوبگری را در چین ورواج کامل داده است ویاتئوری دولت وبا هوش مصنوعیرا پدید آورده ونیز آنرا قهر آمیز واژدها گونه کرده است ویا در جهان چینی معاصر و"گسترش اید ئوژیک" می دهد ویا آنرا جایگزین " امپراطوری صحرا نوردان سابق" رنه گروسه کرده است واینجانب در مردم نگاری ادارت سکنه چین ودرمتن یک مقاله قبلی ام وبه سیستم دیوانسالاری سابق چین اشاره کرده ام که در فاصله سالهای 1949 والی 1987 م چین اتفاق افتاد ولی بعد از فرو پاشی دولت گورباچف وحزب کمونیست چین هم تحول اساسی یافته است ویا بعد از سال 1991م ویا با روند خصوصی سازی اقتصاد چین ودگرگونی سیاسی یافته است ویا با پا گرفتن دولت الکترونیک وموبایل وکامپیوتر و...درکشور چین ودائما خطر ناک شده وساختار وزارتخانه های جدید چینی را عوض می کند ویا برای رفع نیازمندیهای فرهنگی واقتصادی وخانوادگی 18 قوم چینی ودر حال تغییرات قرار می دهد ویا تحول وتجدید نظر دائمی بوجود می آورد که سالهاست افکار تحقیقی مراو به خود جلب کرده است !ولی اینکه به کدام سو می رود وهنوز متحیرم ؟ ولیکه متذک می شوم که ساختار تشکیلات اداری قبلی آنان بهتر بود ویا قبل سال 1901م چین بهتر بود که با کارکرد اداری مناسبش و رفع نیازمندی های منطقه ای می نمود ویا برای 18 قوم چینی می نمود ویا سازگاری تشکیلاتی با اقوام مزبور داشت وبعلاوه مدل خاص تشکیلاتی و موافق با فرهنگ فئو دالیسم وزمین داری خاص چینی ها را در بر داشت که 000/400کارمند ویا کارگزار چینی را استخدام کرده بود ویا قبل از دو جنگ جهانی ودر 6 دیوان اداری چین وزیر نظر "شورای اداری اعظم چین" و"دبیرخانه اعظم اداری " چین و6 وزیر عمل می کرد ویا در زیر نظر خاقان بزرگ چین ومشغول خدمات دهی به 18 قومیت خاص چینی بودند ویا در 18 استان سابق چین وعمل می کردند واگر درکشور های دیگرجهان 8 دیوان اداری وجود داشت ویا فرضا در زیر نظر شاهان ایران ویا شاهان ترکیه وخدمات اداری زمین داری راانجام می دادند ولی درتشکیلات اداری چین وتنها 6 دیوان اداری وجود داشت ویا قبل از انقلاب کمونیستی چین ،وجود داشت واما بعد از انقلاب کمونیستی وشیوه اداری 18 ایالت چین وعوض شدند وبه شیوه اداری 35 ایالت تبدیل گردیدند که در راس امور اداری هر منطقه چین ویک نوع دبیرحزب منطقه ای چین حاکم بود که با کادر اداری – اجرایی حزبی خودش عمل می کرد ویا با کمک کمیسر های پلیس شهری ویا دهات زیر نظرش عمل می کرد ویا امورات منطقه ای آن 18 قوم مختلف چینی را واداره می کردند ولی در ایام سابق وتا دوره انقلاب فرهنگی چین و نظیر جوامع دیگرجهان بودند وهنوز 23 وزراتخانه نداشتند وبعلاوه تا 70 سال قبل هم (4 وزارتخانه فرهنگی وآموزشی) در چین قدیم وجود نداشت واز آن جمله ( وزارت آموزش عالی ویا وزارت آموزش وپرورش نداشتند ویا وزارت فرهنگ وهنر ویا وزارت رسانه ملی ورادیو وتلوزیون ویا مطبوعات ) نداشتند وبهمین دلیل هم 18 قوم چینی در انجام امور فرهنگی وآموزشی وهنری قوم خو د وآزادی عمل کامل داشت وامورات فرهنگی انان وتوسط مشاوران خاقان دست کاری نمی شد وچرا که قبلا مشاوران دربار خاقان وبرخلاف امروزبودند و دستورات فرهنگی متعارض وبه هر قوم چینی نمی فرستادند ویا بخشنامه نمی کردند ولذا قبل از سال 1901 م وهمه 18 قوم چینی ودر اداره امور موسیقی قومی خودآزاد بودند ویا در برگزاری جشن های محلی خود ودر انجام رسوم ازدواج محلی ویا در انجام قربانی های مذهبی خود وآزادی عمل خاص داشتند! ویا هرکدام مراسم مذهبی خاص قوم خود راداشتند ویا در مساجد اویغور ها ومساجد قوم خه یی ها ویا در معابد لامایی تبتی ها ویا ویا درمعابد منطقه مغولستان ویا در معابد دایویی وکنفسیوسی خود چین ویا در کلیساهای شهر کانتون چین به روش قومی خود عمل می کردند ولی با تاسیس این چها رنوع وزارتخانه فرهنگی وآموزشی در دولت چین کمونیستی وفرهنگهای محلی قومیت های چین و تحت فشارشدید قرار گرفتند ودر این راه و دولت کمونیستی چین سعی کرد که امور آموزشی وفرهنگی وهنری ومذهبی همان 18 قوم چینی را از دست آنها بگیردوبدست "عوامل محلی خودش" تغییر بدهد ویا سیاست گذاری فرهنگی وهنری اقوام مزبور را و"بدست کمیته های حزب کمونیست مرکزی" بدهد وتا "سیاست واحد فرهنگی" را وبر همه "اقوام متعدد چینی "اعمال بکند واز این دوره تاریخی است که قبایل مختلف چین وفرهنگ قومیت های 18 گانه استانهای چین واستقلال فرهنگی خود را ازدست دادند ویا با بخشنامه های مرکزی ومجبور به تغییر شدند ویا فرهنگ وهنر ونظام ارزشی واحد را متحمل می شدند ولذا از این شیوه عمل دولت چین خوششان نمی آمد وزیرا ( وجدان جمعی قومیت های مختلف خاص خود را داشتند وآنرا نمی پذیرفتند که با بخشنامه دولتی وفرهنگی متعارض وبا قومیت خودی جدا شده وبه فرهنگ متعلق به قومیت دیگر چینی وتن بدهند !واین امر چالش های بزرگ فرهنگی ودر چین معاصر آفرید که یکی از دلایل عدم موفقیت دولت چین ودر 73 سال معاصر می باشد ودر حالیکه دیوانسالاری قدیمی چین بهتر بود ( ونظام فرهنگ پذیری سیاسی خوبی ) داشتند ولذا "سلطه سیاسی خاقان "ویا امپراطور چین را ودر امور فرهنگی تعقیب نمی کردند وبلکه سلطه سیاسی خاقان چین وتنها در امور سیاسی ونظامی خلاصه می شد وحتی در امور اقتصادی هم وسلطه خاص خود را تحمیل نمی کردند وبلکه رتق وفتق زراعت واقتصاد 18 استان چین را هم وبه خوانین محلی هر ایالت چین داده بودند ویا به تاجران شهر های هر ایالت وکدخدا های دهات همان ایالت واگذار کرده بودند وصرفا مالیات خاقانی خود را واز خوانین ویا از تاجران شهری وبندری وکاروانسرا داران همان ایالت می گرفتند وبه ارتش خود ونیروی انتظامی چین می دادند که امنیت زراعت ویا امنیت جاده ها ویا امنیت شهر های چین را ودر ازای دستمزد خود نگه دارند وبهمین دلیل خاقانهای گذشته چین ودرتشکیلات سازی اداری خود وتنها به حفظ 5 الی 6 دیوان اداری در دولت خود اکتفاء کرده بودند وبقیه دیوانهای اداری را نساخته بودند ونظیر وزارت کشاورزی ویا وزارت بازرگانی ویا وزارت هنر ومعارف را واداره آنها را صرفا به روساویا سرکردگان مورد قبول 18 منطقه قومی چین واگذار کرده بودند وتنها چند وزارتخانه سیاسی ونظامی ساخته بودند ویا دیوانهای اداری مربوط به آنرا که انحصارا در دست خاقان چین وشورای اعظم اداری چین باقی مانده بود ووظایف بقیه به "مناطق ایالتی 18 گانه چین" واگذار شده بود و"دیوانهای خاقانی" مزبور عبارت بودند از:1- دیوان برید ویا پست گاری ویا چاپار خانه های خاقان چین و2- دیوان استیفای مالیات دولت چین و3- دیوان سپهسالاری ونظامی دولت چین واداره داروغه خانه ها ویا قلعه بانی شهر ها ویا اسلحه خانه ها وقراول خانه های چین که انحصارا در دست خود خاقان بود 4- دیوان اشراف وجاسوسی دولت چین که مستقیما زیر نظر خاقان بود 5-دیوان عدلیه وقضاوت چین که در هر استان قضات ووکلای حقوقی محلی واز میان عالمان کنفسیوسی واسلامی همان اویغورستان انتخاب می شدند وحکم قضایی در وزارت عدلیه خاقان می گرفتند وویا از میان علمای دالایی لامایی تبت ومغولهاانتخاب می شدند که به ان قاضیان " شی " می گفتند ویا ازمیان وکلا ی خمر های چینی ودر استانهای نزدیک کامبوج انتخاب می شدند ویا ازمیان وکلای کاتولیک چینی انتخاب شده ومنصوب کردنشان درادارات عدلیه بنادر تجاری چین بود که کالا از خارج می آوردند و6- دیوان تشریفات ویا حاجب سالاری چین ویا پذیرش وپذیرایی سفرا ئ خارجی بود که مقرش در شهر ممنوعه پکن بود ویا در جنب کاخهای امپراطوران قدیمی چین بود ویا در جنب "میدان تیان من آسمانی" پکن بود ونیز بنا به نقل منابع تاریخی واین 6 نوع دیوان قدیمی چین وحدود 400000کارمند دولتی داشت که برای 400میلیون جمعیت چین خدمات دولتی انجام می دادند وحقوق کارمندی آنان هم از مالیات های ارضی کشاورزان چین بود ویا از حقوق گمرگی بندر ها وجاده ها ی تجاری گرفته می شد وبقیه وظایف دیوانهای مورد نیاز وبه خود روسای 18 قوم مستقر در استانهای مختلف سپرده شده بودند وهمچنین 6 دیوان دولتی مزبور وبعد از انقلاب سرخ چین ویا در سال 1949 م وبه 23 وزارتخانه دولتی تبدیل شد وهمچنین به 20 الی 30 سازمان دولتی تبدیل شدند که همگی در زیر نظر "دبیر کل حزب کمونیست "قرار داشتند وبعبارت دیگر تمرکزیابی این 50 نوع وزارتخانه ویا سازمان دولتی ودر دست خود دبیر کل حزب چین ویا در دست رئیس جمهور چین وبه معنی سلب اختیارات فرهنگی وهنری ومذهبی واقتصادی اقوام بود ویا از 18 قوم چین وسلب اختیارات محلی شده بود ویا حق خود مختاری محلی آن اخذ شده بودوبعبارت دیگر وامروزه هر فردچینی ویک فرد وابسته به دستور دهی رئیس جمهورچین شده که امروزه در شهرها ویا در دهات چین کثیر هستند وزندگی می کندورئیس جمهور وقت رتق وفتق مشکلات آنان را ندارد وهمگی متعلق به یکی از اقوام هیجدگانه چین می باشند ولی برای انجام هر کار خود مجبور ند که از روسای ادارات وکارمندان این 50 ارگان دولتی چین ومجوز بگیرن د ودر حالیکه در 100 سال قبلو برای یافتن اشتغال ویا رفت وآمد ویا انجام مراسم عروسی ویا جهت هنر روستایی خود ودیگر نیاز به همان مجوز دولتی کارمندان مزبوررا نداشتند که ماکس وبرجامعه شناس آنرا "بورو کراسی غیر عقلانی" می داند وبلکه فرهنگ قومی سابقشان طوری بود که انواع مجوزهای فرهنگی وقومی را به آنها داده بود ولذا افراد هر قوم چینی راحت بودند در اداره امور فرهنگی وهنری واقتصادی خود وآزادی عمل کامل داشتند! وفقط در امور نظامی وسیاسی ویا در قضاوت شهری وحقوق دولتی استقلال نداشتند! ولی در طی 73 سال اخیربرعکس شده وبه اراده کارمندان جزئ ادارات چین وابسته شده اند وهمه آن نوع اختیارات قومی سابق واز آن اقوام چینی سلب شده است که اساس درگیرهای قومی کنونی سکنه چین وبا "دولت چین وکارمندان حزبی چین می باشدکه تنها از این راه نان می خورند !ویا باعث شده اند که "حقوق قومی مردم چین"سلب بشود وبا "حقوق کارمندان جزئ دولت چین "مخلوط بشود که صرفا مصالح جمعیت 4/1 میلیارد چینی قربانی می کنند وصرفا با تشخیص فردی همان کارمندان دولتی چین واموراتشان وتنظیم می شود ویا تنظیم نخواهد نشد ! واین نوع از کارمندان دولتی چین هم در سامانه سازی اداری وخودکامانه عمل کرده ویا برای رفع 50 الی 6000 نیازمندی 18 قومیت چین وانواع دفاتر در 50 وزارتخانه وسازمان دولتی پکن ایجاد کرده اند ودر حالیکه جز جلوی دماغ کارمندی خودوچیزی را نمی بینند! ولی همه امورات ملیت کثیر چین را بدست خود "رفته اند ویا جهت گرفتن مجوز اداری حداقل 6000 نوع نیازمندی شغلی ویا منطقه ای همان جمعیت کار شکنی می کنند که به دفاتر این 50 نوع وزارتخانه وسازمان دولتی تلگرام اداری می زنند ویا به امضائ های طلایی این نوع کارمندان حزبی دولت چین نیازدارند! وتا سامانه سازی اداری بشوند ویا برای رفع نیاز های آن نوع جمعیت قومی کثیر چینی عمل کارمندی بکنند ! واین امر بن بستی می باشد که شرکت گوگل ویا ماکرو سافت درست کرده است وبا دادن اینترنت به کارمندان چنین دولت ویا کارمندان فاقد صلاحیت وهمه مردم بدبخت چین را به فلاکت انداخته ودر حالیکه در نظام دیوانسالاری قدیمی چین این همه مشکلات وکارمندان جزئ وجود نداشت ویا برای مجوز گیری اشتغال سکنه چین وجود نداشت وهمگی مشکلی می باشد که خیلی از مطبوعات غربی نشات می گیرد که در مورد ان سکوت کرده اند ونظیرنویسندگان نیویورک تایمز ویا نویسندگانن واشگتن پست وغیره که به آن موضوع نمی پردازند! ودر حالیکه در چین امروزه مردمی وجود دارند که نمی خواهند در امور سیاسی ونظامی کشورشان دخالت بکنند ولی محتاج نان اشان هستند ولی می پرسند که چرا باید برای کوچکترین امراداری اشتغال زایی خود واین همه نیازو به مجوز گیری از کارمندان حزبی دولت چین نیاز دارند؟ویا با سیستم اینترنت چین نیاز داشته باشند؟ ودر حالیکه بالای 2 هزار سال بود که دولت خاقانهای چین چنین عمل نمی کردند ویا در دولت های سونگ چین ویا در دولت یوان ومینگ ومنچو وغیره چین وامورات همان اقوام بدخت چین وبراحتی سازماندهی می شد ویا با کار گزاران اندک وعاقل همان 6 دیوان اداری چین انجام می شد ویا با وظیف ه شناسی کامل وبخوبی انجام می دادند! ولذادر ادوار قدیمی به تاسیس این هم انواع وزارتخانه عریض وطویل چین نیاز نداشتند که مخارجش را هم به بقیه تحمیل بکنند
وآری نظام دیوانسالاری گذشته چین معقول بود وبا نیاز های منطقه ای اقوام ساکن در 18 استان چین هم ووفاق کامل داشت ویا کشور چین و"مجلس ملی برنامه ریز" نداشت وبرنامه ریزی به عهده "فرهنگ همان اقوام چینی "بود ولذا هر استان یک مجلس مشورتی محلی داشتند که از روسای اقوام وتاجران عمده ویا از قشرهای متفکر ویا عالم همان قوم ویا شهر تشکیل می شد وبجای کارمندان کنونی سازمان برنامه وبودجه معاصرچین عمل می کرد ویا مشورت در مورد نیاز های عمرانی وتجاری ویا در مورد کمبود های زراعتی اقوام ساکن در آن استان چین می داد ویا مشورت دهی قومی می کرد ونیاز های اقوام منطقه خود را به خاقان پکن اعلام می نمودند وخاقان هم و مسایل مزبور را با "شورای اعظم ( جون جی جو) مطرح می کرد ویا در موردچگونگی رفع نیاز های منطقه مزبور ومشورت می نمود وبعلاوه اسناد احکام صادره توسط خاقان ویا اسناد مالی صادره دربار هم و"توسط منشیان همان دربار" ودر دبیر خانه اعظم خاقان (نی گه )بایگانی می شد!وبعلاوه همان 18 ایالت چین واستقلال اقتصادی داشتند ولی در امور نظامی منطقه خود وهر کدام یک "حکمران کل "را پذیرفته بودند که از سوی خاقان وبر هر ایالت تعیین می شدند که در مرکز حکومتی آن ایالت ( وبنام فو )مستقر می گشت ودرجلسات بقیه شرکت می کرد ولی در تمامی مسایل اقتصادی ویا عمرانی ویا تجاری وآموزشی وفرهنگی منطقه وتنها مجبور به مشورت با روسای همان اقوام ساکن در منطقه مزبور بود وفقط در امورسیاسی ونظامی مستقل بود ویا در اخذسهم مالیات ارضی خاقان چین ومستقل عمل می کرد وبعلاوه نظمیه شهر هاهم ( بائو جیا ) با حکمران کل بود ویا امنیت جاده ها وقراول خانه های همان منطقه ویا قلعه بانی ها ویا مجازات خاطیان شهری همان بلاد وبراساس قانون مقدس کانگ هسی وبرعهده وی بود ویا در زیر نظر "حکمران کل ایالتی مناطق چین "بود وبعلاوه امنیت کاروانهای تجارت جاده ابریشم هم ویاامنیت کالاهایی که ازکشور سیام ونپال وبرمه ولائوس وویتنام وکره می آمد ویا از مجمع الجرایر سولو ویا از جزایر ریو کیو می امد ویا از بندر های شرقی چین وبا کمک 6000 کشتی بادی ووارد خاک چین می شد وبا حکمرانهای کل 18 استا ن چین بود وبعلاوه در ورودی هر جاده تجاری چین ویک واحد ویژه حسابرسی وقضایی دایر کرده بود وسهم گمرگ راهداری خاقان چین را می گرفت ویا حسابرسی کرده وبقیه را هم وجهت فروش وبه بازهای شهر های چین می فرستاد وبعلاوه امنیت همان کالاها ودرجاده های داخلی چین هم با او بود ویا در بازار ها ویا در حین بیتوطه در کاروانسرها نیزو با حکمران منطقه ای چین بود وابن بطوطه دراین باره ودر سفر نامه اش خودش می نویسد که اوایل شب واز سوی عوامل خاقان می آمدند ودرب کاروانسرای محل خواب وی را می بستند وصبح هم آنرا باز می کردند واگر شب وبرخی از کالاها ی برخی از مسا فران دزدیده میشد وهمان عوامل حکومت خاقان وصاحب همان کاروانسرا را مسئول می دانستند وبعلاوه مانع آن می شد که ارتش ویا قوای انتظامی زیر ش ودر مورد مسایل اقتصادی وتجاری وعمرانی وفرهنگی وحرفه ای منطقه دخالت بکنند ویا در سرنوشت اقوام آن منطقه دخالت بکنند! وفقط "کنترل سیاسی ونظامی منطقه" با حکمران خاقان وسربازان وی بود!که در ایام صلح وآرامش منطقه وبعنوان یک "گارد سبز "عمل می کرد وآنرا نگه می داشت وتنها در ایام شورشهای داخلی ویا در حملات خارجی آنرا به " گارد سرخ خاقان " تبدیل می نمو د واجازه داشت که در مواق خطر وبرخی دخالت های اقتصادی ویا فرهنگی هم در منطقه مزبور بکند وجاسوسان دیوان اشراف وکار مندان دیوان برید هم ویا کارمندان چاپار خانه ها وقاصدان ویا "من" ها مستقیما زیر نظر خود خاقان بودند واز حکمرانها تبعیت نمی کردند وهم کنترل خود اعمال حکمرانها را انجام می دادند وهم کنترل روسا ی قوم مزبور را انجام می دادند وبعلاوه همه سخنرانی های مسجد ها ویا معبد ها می پائیدند که سخنان عالمان چین ( قشر بندی شی چین )سیاسی نشود ویا از موعظه مذهبی صرف وبه "موعظه سیاسی"تبدیل نشودکه بقیه را بشوراند واگر فرد خارجی هم وارد خاک چین می شد ومهارت در نقاشی داشتندولذا تصویر صورت اورا می کشیدند وبه در بار خاقان می فرستادند وابن بطوطه واز دیدن تصویر صورت خودش و در دست خاقان چین تعجب کرده بود! وبعلاوه همین "ماموران دیوان اشراف دربار خاقان چین" وماموران مالیات گیری دیوان استیفائ را هم کنترل می کردند (ویا قشر کارمندی شن شی را )هم می پائیدند که به روستا های چین اجحاف نکنند ویا جهت اخذ مالیات زراعی اجحاف نکنند ومواظب بودند که ماموران دولتی مالیات چین وبیشتر ویا کمتر از روستا ئیان(قشر نونگ ها) نگیرند که به نارضایتی ویا شورش آنان منجر بشود ویا بر ضد خاقان منجر بشود ولذا کنترل می کردند که (حقوق جیا ویا سهم بری زراعتی دهقانان ویا خانواده اش در برابر ماموران مالیات ضایع نشود ) واز سوی دیگرهم ( حقوق جیا جانگ ویا حق سهم بری زراعتی خود خاقان هم محفوظ بماند! ) ویا مالیات تجارتی بیشتر از تاجران ( شانگ ها )"رفته نشود ویا از قشر بندی صنعتگران بازار ها ( گونگ ها ) نگیرند واین نوع از "مدل تشکیلات اداری "وسیستمی بود که از دوره حکومت منگو قاان ویا پسر چنگیز خان مغول در چین بود ویا بعنوان بنیانگذار سلسله یوان چین وتا دوره آخرین خاقان چین ودر این کشور بود ویا بنام لی خونگ جانگ خاقان چین در سال 1901م باقی بود ومدل تشکیلاتیخاصی بود که سران دولت مغول وتیموریان در آسیا آنرا طراحی کرده بودند ویا با نظر خواهی از متفکران واندیشمندان بلاد مختلف آسیا واین نوع از مدل تشکیلات اداری واقتصادی وزمین داری را در سرتاسر شهر های آسیایی پیاده کردهبودند وبعلاوه تشکیلات اداری چین هم همان اجزائ اداری را داشت که در تشکیلات سایر نقاط آسیا هم پیاده شده بود ودر تئوری انان وتنها اداره ارتش بلاد ویا وزارت اطلا عات ویا داروغه خانه شهر ها در دست حکام بود بود ولی در مورد بقیه مسایل اقتصادی ویا فرهنگی وفنی وبه اقوام گوناگون آسیا و" استقلال اقتصادی داده بودند ولی متاسفانه بعد از حوادث سال 1911 چین این سیستم اداری حذف شد وسپس نیز بدلیل وقوع دوجنگ جهانی ویا با وقوع اشغال چین وبوسیله ژاپن وسپس با وقوع انقلاب کمونیستی سال 1949 م در چین ویا با تحولات اداری 73 ساله اخیر آ ن وهمه تشکیلات بهینه اداری واقتصادی چین واز هم فرو پاشیده است ولذا مشکلات زیادی وبرای اقوام 18 گانه چین پدید آورده ویا اقوامی که هرکدام در یک منطقه جغرافیایی قومی مستقر بودند ومثلا بزرگترین قومیت چین و"قوم هان چین" می باشد که در اراضی زراعی آباد اطراف رودخانه زرد ودهات ان زندگی می کنند ونام قومی خود را واز عنوان اولین "سلسله حکومتی هان "چین گرفته اندوآنها هم واقوام دیگر چین را ( اقوام یائوویا غیر خودی چین ) می نامیدند که در 17 استا ن چین مستقرند ویا قبل از سال 1901 میلادی زندگی می کردند واکنون در 35 استان چین پخش وپلا هستند وقبلا هم هر قوم مزبور ویک استان خاص قومی خود را داشتند وبرخی از استانها ی مزبور از ترکیب دو قوم غیر متضاد تشکیل می شدند ونظیر استان لیانگ خوبود ( که از دو قوم خونان وخویی چین)بودند ویا برخی از استانها همو از این نوع بودند واحتمالا استانها یی ونظیر گوانگ دونگ ویا گوانگ هسی وغیره هستند ونیز در شهرهای چین وقبل از سال 1901 میلادی دونوع قشر بندی شهری وجود داشت ونظیر قشر صنعتگران ( گونگ ها ) زندگی می کردند که ابزارآلات کشاوزری روستائیان چین را می ساختند ومثلا داس ویا بیل وگاو اهن روستا ئیان را ودر بازار های شهر های چین تعمیر می کردند ویا کاسه وکوزه ودرب خانه روستائیان را می ساختند وقشر بندی دیگر شهر های چین هم وقشر تاجران شهری بازار های چین بودند (که شانگ نامیده ) شده بودند و مازاد کشاورزی وباغی ویا دامی برخی ازهمان روستائیان چین را می خریدند وبرای مصرف سکنه سایر مناطق چین می فرستادند وبعلاوه در قرن 18 و19 هم و تعدادی از تاجران اروپایی آمدند ودر شهرهای کانتون وفوجو وشانگهای وماکائو هنگ کنگ چین مستقر شدند ویا تجارتخانه های خارجی خود را در همان شهر ها زدند ویا محله های اروپایی نشین خود را در شهر های مزبوروبوجود آوردند که مخبر السلطنه در سفرنامه خودش وآنرا ذکر می کند ویا کلیسا ومدرسه وکنسول خانه ودر جنب محله های مزبور تاسیس کردند ولی در اوایل دوره مزبور وممنوع بودند که به نقاط دیگر چین سفر نکنند وتنها در همان شهر ها تجارت خارجی داشته باشند که بنام شهرهای آزاد تجاری چین نامیده می شدند ولی در این باره ودائما امپراطوران چین را وزیر فشارسفارش های خود می گذاشتندکه با انقلاب کمونیستی 1949 م چین وتجارتخانه هایشان بسته شد ولی هنوز تعداد زیادی از آن مسیحی ها ودر خاک چین زندگی می کنند
این وبلاگ شامل :