پرسنل بانک مرکزی ایران وتاثیرشان در" برده کردن "مردم بدبخت ایران محمد خالقی مقدم
پرسنل بانک مرکزی ایران وتاثیرشان در" برده کردن "مردم بدبخت ایران
از: محمد خالقی مقدم - نویسنده مال باخته
هیات محترم تحریه نشریه ...
باسلام، اینجانب محمد خالقی مقدم ، نویسنده ومنتقد اجتماعی ودارای 1200 مقاله علمی – انتقادی در انواع نشریات مختلف ،که تحصیلات تکمیلی پژوهشگری هم دارم ومتن سه شکایت نامه حقوقی خودم را که به روسای قوه قضائیه ونظارت مجلس فرستاده ام را وخدمتتان ارسال می دارم که غیر از شکایت من ومعضل عمومی همه شکایت ها در ایران معاصرهم می باشد و12 سند بانکی ومالی ضمیمه هم برای اثبات ادعایم ضمیمه است ولی برای دادگاههای ایران که مدعی دادگاه اسلامی هستند وقابل قبول نبوده که باعث شده حدود ده ماه کلاهبردای از من نویسنده انجام گرفته ودر حالیکه دادگاهها وکلانتری ایران در مطبوعات شماها ویا رسانه ملی پیگیری رسانه ای نمی شوند وتا دادگاههاوظایفشان را در قبال مردم وبه درستی انجام بدهند ویا " نظم حقوقی اسلامی "مال باخته ها وغاصب اموال را پاسداری بکنند وبدون ایفای آن وظایف هم ومفهومی برای "نهاد دادگاه" درایران وجود ندارد وهرکس می تواند وبا مکانیزم انتقام شخصی خودش وطلبش را از بدهکارش بگیرد واین "پدیده" یعنی برگشت جامعه ایران
به4000سال قبل است که بشر چیزی بنام "دادگاه" نمی شناخت ومن نمی دانم که چرا خبر نگاران ایرانی وچرا در مطالب آن نشریه وبه پدیده مزبورنمی پردازند
, ودر حالیکه در قران و حدود 150 آیه و در مورد " نحوه قضاوت دادگاههای اسلامی ذکر شده است ویا حلال وحرامهای قضاوت در امور مردم تذکر داده
شده است ونیز در حالیکه دادگاههای کنونی به چنین آیات قران در تشکیلات جدید دانشکاهی خود توجه ندارند ولذا مراجعه به دادگاه وبرای پس گرفتن مبلغ 5/7میلیون چک بلا محل ایرانیان وناامید کننده می باشد وبعلاوه پرسنل بانکهای شهر ها ی ایرانی هم با بی سوادی حقوقی تمام خود وحواله های اینترنتی را وبا اخذ چک های بلامحل خود و دامن می زنند وباعث کلاهبرداری عمیق از مردم سراسر ایران ومعامله از راه دورشده ویا با کامپیوترهمان بانکها شده واقتصادایرانیان به بن بست عمیق کشیده می شود و دادگاههای ایران هم وآن پول های ارسالی طرف وبدون "تبادل جنس متقابل" را وپس نگرفته وبه صاحبش نمی دهند که برخلاف نص آیه 187 سوره بقره قران می باشد وبا آمدن "ثبت ثنا ی قوه قضائیه "وکلانتری ها و بی تفاوت به کلاهبرداریها در جامعه شده اند وبهانه می آرند که اموال مالباختگان مربوط به آنان نیست وبطور اتوماتیک وتوسط سیستم اینترنتی شکایت "ثبت ثنا "حل خواهد شد! واین امر به معنای آنست که شکایت را بنویسی وبه جوی آب بندازی وخودت هم ندانی که از کدام دریاچه سر بیرون خواهد آورد؟ وبهمین دلیل پدیده "ثبت ثبت ثنا ی اینترنتی" ومغایر با دستورات قرآنی می باشد ؟ ومتاسفانه رسانه ملی و"مذهب جدیدی " را برای مردم ایران اختراع اجتماعی کرده اند ویا تب "سامانه زدگی" بیمار گونه خود ودر جامعه می دمند وتا معاملات اینترنتی جدید مردم ایران واز "راه دور" را به بن بست کامل بکشانند !ودر حالیکه سوره 187 بقره و خطاب به کلانتری ها وقاضی ها ودستور شرعی می دهد که اگر دعوای مالی وملکی دونفررا وهمان قاضی ویا رئیس کلانتری حل نکند ومراجعه به دادگاه غیر مسئول وبی فایده می داند وبه "محتسب قضایی" دستور می دهد وتا با قوت درب دکان فرد کلاهبردار را ببندد ویا اموال فرد مال باخته راو با قوت گرفته وبه صاحب دین مزبور بدهد واگر چنین نکند وهمان قاضی ویا رئیس کلانتری ویا رئیس تعزیرات ویا "رئیس صنف" را وبعنوان مسئو ل شهر تان نپذیرید!وِیا نص آیه های 282 و283 سوره بقره وصد ها آیه دیگرو مربوط به نحوه قضاوت بین الناس ( در این مورد می باشد ) که مورد قبول مذهب جدید خبر نگاران وتولید کنندگان رسانه ملی نمی باشد ودر سایه این نوع از جنجال سالاری خبر نگاران رسانه ملی می باشد ویا در مورد معجزه "سامانه ثبت ثنا "ویا "سامانه نیما" وغیره سر وصدا می کنند وکه حقوق مردم را از بین ببرند واینجانب هم با تبلیغات تلویزونی آنها به سامانه چک تضمینی بانک ملی اعتماد کردم ونتیجه این اعتماد بی خودم آن گشت که 150 میلیون تومان اموال از حسابم در بانک ملی وبا بی مسولیتی روسایش دزدیده شد وبه حساب بانکی فرد دیگر در نزد بانک مرکزی رفت که اکنون روسایش هردو یک نفر هستند ویا پول ایجانب نویسنده کم بضاعت هم به "غصب عدوانی" یک مغازه دار تهرانی در آمدوپس از گرفتن پول نقدم واز شعبه دیگر بانک ملی ومنکر حواله بانکی ام شد ویا پس از ریخته شدن بحسابش که سندش دردست من است ومعتقد است که وی بر نداشته استه است !ویا ادعا کرد که پرسنل بانک ملی وبرای خودشان برداشته اند ونتیجه اش مرا از منزل استیجاری اش اخراج کرد وکلانتریها ودادگاههای تهران هم ودر طی ده ماه اخیر به دادم نرسیدند وهرچه به آنها مراجعه کردم بی فایده بود ولذا 12 سند بانکی ومالی اثبات ادعایم را نیز وجهت شما اهل مطبوعات فرستاده ام وتا شما ها اهل مطبوعات وحداقل وبه دادگاههای تهران بنویسید وتا طبق نص قرآن ویا مضمون آیه وان حکمتم بین الناس واحکموا بالعدل قضاوت کرده ویا در آیه دیگرش که می گوید :لاجرمنکم شنان قوم ان لاتعدلوا که راجع به نقصان دادگاههای تهران وکلانتریهای تهران می باشد که آیه نیروی انتظامی اسلامی وبر سردرب آن چسبانیده اند ومدعی اند که با "کلانتری های کشور های لائیک "فرق دارند ولی با جنجال سازی این قشر خبر نگار"سامانه زده "رسانه ملی که "مرض سامانه طلبی مدرنیته" را ودائما در کا لبدمردم ایران وبوق رسانه ای خود می دمندوهرکه به پلیس اعتراض داشته باشد وبا "شهدائ امنیت مخالف" است وبا این نوع از تبلیغات رسانه ملی وشکایت ما مردم ایران وراه بجایی نخواهد برد وفقط جیب ما قشر بی بضاعت وبدبخت نویسندگان ایرانی خالی شده ویا بیش از گذشته خالی تر خواهد شد ! وچراکه یک قشر خبرنگار تازه به دوران رسیده وکار همه را خراب می کنند ویا تنها میکروفن بدست هستند که باعث شده اند در دوالی سه سال اخیرومردم عیوب سامانه ثنا را به مسئولان نتوانند برسانند! وهمانها جنجال سازی در مورد معجزه سامانه ثنا وغیره وبوجود آورده اند که انواع کلاهبرداری اینترنتی واز طرق حواله های بانکی پدید آید ولذا شکایت ما مال باختگان هم به جایی نخواهد رسید! وزیرا دائما فریاد می زنندکه "سامانه های الکترونیک" ودر وزارتخانه های ایران ومعجزه خواهد آفرید ولی هنوز "سامانه نیما ی" بانک مرکزی وراه بجایی نبرده است ! وبعلاوه برخلاف جنجال مزبور ودائما برمیزان گرانی ارز ویا دلارمی افزاید ! ویا بر فقر بیشتر مردم ایران وافزوده است !ویا "سامانه سادای" وزارت شهر سازی هم بر گرانی مسکن واجاره بهائ منزلها افزوده است ویا سامانه شکایت " ثبت ثنای شکایت اینترنتی "ونقش دادگاههای 1200 شهر ایران ویا کلانتریهای قدیمی ایران را از بین برده است !که قبل از چند سال اخیرچنین نبود ویا خیلی بهتر بود ودر آن دوره تاریخی واغلب کلاهبرداران شهری وبا یک بار دعوت به محوطه کلانتری تنبیه شده ویا از ترس سوال وجواب افسر نگهبان سر عقل آمده وبه رفع اختلافات مالی وجانی خود با شکایت کنندگان خود می پرداختند ! ودیگر فکر کلاهبرداری ویا گرانفروشی نکرده ویا فکر پس ندادن پول دیگران واز مخیله اش بیرون می آمد ولذا اغلب دعوای ها ی حقوقی طرفین شکایت ودر همان دفتر کلانتری حل می شد ویا در ژاندارمری روستایی خاتمه می یافت وبه ماهها ی بعدی پرونده شکایت در دادگاه نمی کشید! وهمچنین در پرونده کاغذی دادگستری های قدیمی حل شده ویا معضل شکایت ها خاتمه سریع می یافت ولی در شکایت نامه "ثبت ثنای اینترنتی "چنین نیست ونبض شکایت طرفین وتنها در دست منشیان دادگاه می باشد که آیا پرونده شکایت را وبه روی میز همان قاضی بگذارندویا نگذارند ؟ ویا ماهها در همان بایگانی کامپیوتری میزش نگهدارند ولذا در سیستم ثبت ثنا وقاضیان وروسای دادگاهها وهیچ کاره شده اند !بعلاوه نقش هماهنگی 31 مدیر دادگستری استانهای مختلف ایران هم نابود شده ویا جهت کنترل بزهکاری سکنه استانهای دیگرایران کاهش یافته است ودر حالیکه همگی در "جغرافیای حقوقی "یک کشور می باشند که اینترنت بانکها در آن سیستم امن خواهد بود وبعلاوه با ترفند بانکداری اینترنتی غیر مسئولانه بانکها وممکن است که پول خرید جنس داده نشود؟ ویا حواله بانکی میلیونی فردخاص وروانه جیب دیگران بشود ولی جنس خریداری شده وتحویل وی نگردد! ویا طلب سکنه یک فرد ودر استان دیگروقابل وصول برای دیگری ودر کارخانه استان دیگر نباشد! ویا در صورت تحویل ندادن جنس وخدمات متقابل ودادگاه همان استان ومسئولیت بعهده نخواهد گرفت ؟ ویا حق دعوت همان بدهکار بانکی وجهت دعوت به دادگاه محل اقامت مال باخته استان دیگر را نداشته باشد! ولذا در مکانیزم طراحی غلط "سامانه ثبت ثنا" چنین است وحق شکایت با دادگاه محل اقامت "فرد متشاکی "می باشدکه بانکها رواج غیر شرعی عمدی می دهند ! ونه شکایت در محل اقامت فرد شاکی که مال باخته است وبا این ترفند جرافیایی طراحی زیرکانه "ثبت ثنا "که مدل پشنهادی مدیران حقوقی بانکهاوبرای حل شدن چکهای صادره بلامحلشان می باشد که سوء استفاده بانکی از مردم می کنند ویا از حواله های بانکها وبه نفع جیب بانک خود بکنند واز این طریق وسرمایه بانکی بیشتر بدست بیاورند وتا فرد مال باخته بیشتر ضرر بکند واز خیر پول نقد چک صیادی ویا چک الکترویکی وغیره خود بگذرد وبعلاوه از حوزه استحفاظی قضایی استان خودش هم محروم بگردد که امنیت حسابش در همان بانک استان خودش وبه وظایف رئیس دادگستری همان استان داده شده است وجزو وظایف اداری – قضایی رئیس دادگستری استان دیگرودر تقسیم بندی تشکیلات قضایی نیست ونیز از فوایدحقوقی وشواهد محلی همان محل اقامتش هم محروم بشود! یا از دایره جزایی دادگاههای همان استان خارج گشته وجهت احقاق حق اش و به محل دادگاه محل اقامت فرد کلاهبرداربانکی متشاکی وباید برود وتا هزینه بیشتر بکند ونهایتا از پولش هم بگذرد ونهایتا با این مکانیزم طراحی شده "سامانه ثبت ثنای معاصر"می باشد که هزینه زا یی فراوان برایش بوجود می آورد وبدنبالش باید وجهت طلب اموال مشروع خودش ومدت زیاد در دادگاههای طویل المدت شهر های دیگر ایران ومرتبا بدود! ویا مقادیر زیادی پول وجهت خرید بلیط اتوبوس ویا هزینه هتل محل اقامت ویا هزینه پول وکیل تسخیری ویا هزینه دفتری ویا هزینه تاکسی ویا تغذیه اش خرج بکند ! ویا در شهر دیگر را ومخارج بکند ونهایتا هم و بخاطر همان هزینه های تحمیلی سامانه ثبت ثنا واز "خیر اموال" وشکایت خود بگذرد! وشبیه آنست که شب و روزباید بدود و یا عین برده ها وهمچنان باید بیگاری بکند واز جیبش برود ویا دستمزد ناچیز ویا اندوخته ناچیز خود راودائما صرف اسناد بهائ دار بی محتوای وزارت اقتصاد بکند ومثلا به صورت چک دهها میلیونی وبا عملکرد وترفند کلاهبرداری فرد دیگرواز چنگش بیرون آمده باشد ویاپول نقد و مبلغ سفته ویا مبلغ اوراق سهام بهائ دار ویا ورقه اوراق قرضه ویا ررقه رهن نامه اش واز دستش رفته است ! ویا با ترفند های زیرکانه همان فرد کلا هبردار ساکن استان دیگرواز دستش رفته است! ودائما باید ببازد ! وتا همه اندوخته عمرش وازبین برود! ونهایتا وهمه عمرش باید بدودوپول های اندک اندوخته اش را جهت خرید یک جنس قیمت دار و به مکانیزم ورق پاره چاپ پرسنل زرنگ بانک مرکزی تبدیل کرده وآنها هم فقط چاپخانه بزرگ دارند وخودشان هم همان اوراق بهاء دارقابل کلاهبرداری را واز زرنگی خودشان قابل خریداری در بانکهای خودشان قبول ندارند ؟ویا در دایره چک وسفته بانک مرکزی خوشان نمی خرند! وتا فقط شهروند ایرانی ببازد ویا با اخذ از چاپخانه خزانه داری مرکزی قلابی وانواع ضررها ببیند! ونهایتا با باختن همه در امدهای نقدش و بصورت یک "برده فاقد هرنوع مالکیت "باشد! ویا بایدکه دائما بدود! ویا در"نظم نوین کامپیوتری سرمایه داری جدید جهانی وباید که بدود! واگر در عصر پهلوی هم و"پدیده بانک "واختراع غربیها بود و"بهیچ وجه هم اسلامی "نمی شود وتنها پدیده اختراع انگلیسی هابود ومکانیزمش طوری است جوامع دیگر نمی توانند وآنرا اسلامی بکنندوولی این نوع پرسنل زرنگ بانک مرکزی برای ربودن اموال دیگران " انرا" بانکداری اسلامی "تا مردم ایران انسانهای احمق بکنند ودر حالیکه برای حذف "بانکداری ربوی انگلیسی "وحتما بعد از وقوع انقلاب اسلامی ومی بایست که جلوتر از تعطیلی سفارت امریکا واسرائیل وجهت اسلامی شدن کشور واول از همه وتنها "بانک مرکزی" برچیده می شدکه ریشه های سرمایه داری جهانی را در جامعه بدبخت ایران عمیق تر می کند !وسپس "اقتصاد اسلامی "در ایران پیاده می گشت !وتنها پیر زنهای کاملا بیسواد واین نوع سخنان اسلامی کردن اقتصاد را می زنند! وتا از طریق تلویزیون وفقط مشهوربشوند !ولی هیچ ایرانی ,عاقل ویا عدم یاوه گو وآنرا نمی زنند ! وبانکی که در عصر ناصر الدین شاه به ایران آمد ویک عنصر کاملا انگلیسی بود وبهیچ وجه امکان ملی شدن بانم ملی وجود ندارد وتنها بانک شاهنشاهی انگلیسی را در دوره رضا شاه وبرای فریب ایرانیان وعنوان "بانک ملی گذاشتند ویا دیگری هم وبنام (بانک سپه ویا بانک سپه سالار رضا خانی بود) وبا قدرت تفنگ نظامیانش وبه مصادره وغصب اموال مردم می پرداخت وتا با آن اموال غصبی مردم وحقوق ارتش ویا پرسنل نظمیه زمان رضا شاه را بدهد که مردم را فریب بدهند ! ولی در همان دوره پهلوی "بانک ربوی "عصر قاجار وعصر پهلوی "که تنها نامش عوض شده بود ولی باز مکانیزم اداری اش بهتر بود ولذا مردم ایران را وبا وام بانکی اعطایی خودش کاملا نمی فریفت ویا بصورت "برده" در نیاورده بود! وبلکه اکثر مردم ایران وبا دادن اندکی "ربای غیر شرعی به آنها واموالشان " در بانکهای مزبور " امنیت " داشت وبعلاوه "حداقل هم ودر زندگی دوره پهلوی وبا ان وام بانکهاوتامین می شدند! ویا با تضمین های همان بانک های غربی عصر پهلوی وبصورت "رعیت خرده مالک"وزندگی راحت می کردند وهیچ کارمند بانی دوره مزبور و با اسناد بانکی آن دوره پهلوی ودر صدد بیرون اوردن وصاحب منزل واز خانه اش نبود! ولذاحداقل به مدت 57 سال و"شهر نشینهای خرده مالک" باقی مانده بودند که در قوانین قران ومعیارهای مختلفی در آیات قران وبرای خرده مالکی وجود داردولی با اعمال زیرکانه پرسنل بانک مرکزی همه مردم ایران وبه عصر 3800 قبل دوره برده داری "عصر شرک "برگشته اند که قبل از ظهور حضرت ابراهیم ایات تورات وانجیل وقران وبرای "معاملات انسانی "یا "مالکیت انسانها "وجود نداشت وبخشنامه های بانک مرکزی امروزه اموال وحسابهای بانکی ما 85 میلیون مردم ایران را با قوانین شرک آمیز بابل برده دار قبل ازظهور حضرت ابراهیم در 3800قبل اداره می کنند وتا برای بانکداران جهانی وما مردم ایران راو بصورت "برده های بدون مالکیت" ویا با حداقل ترین خرده مالکی در "اداره اموالمان "در بیاورند ویا با شعار "بانکداری اسلامی اینترنتی زیرکانه "خود ومسئولیت "برده کردن" مردم ایران را قبل از عهد پهلوی وبه عهده پرسنل بانک مرکزی نگذاشته بودند ویا قبلا به عهده روسای ادوار مختلف آن بانکها در دوره پهلوی نگذاشته بودند! که با کشاندن نظام بانکی سنتی کاغذی وبه "نظام بانکداری اینترنتی" وهمگی مردم واختیارات خرید وفروش اندک خود را واز دست داده ونهایتا بصورت عنصر برده کامل در بیایند ! ویا بوسیله حواله های بانکهای مزبور از راه دور اینترنتی ودائما درآمدشان واز چنگشان بیرون آمده وبه جیب دیگران ریخته بشود! ویا معامله با انواع شهرها ی دیگر وبدون پشتوانه دادگاههای شهر های خودشان انجام بشود! ویا با ترفند مدیران اداره حقوقی همان بانکها واز چنگشان بیرون آورده بشود ! ونتیجتا همان حواله های بانکی عصر پهلوی ارزش حقوقی داشت !ونظیر حوالهای بانک ملی کنونی نبود ویا کاغذ پاره کلاهبرداری مهمل نبود! وتا در شهرهای دیگرایران که پول نقد همان حواله بانک ملی وبا عملکرد پرسنل شعبه دیگر همان بان به جیب فرد دیگررفته وتنها لاشه کاغذ پاره حواله بانک ملی ودر دست نفر اول حواله کننده باقی بماندوراهی هم برای مراجعه به دادگاه شهر های خراسان ویا بلوچستان ویا بندرعباس جهت مطالبه پول نقدش نداشته باشد! ودر حالیکه تنها بانک رابط میان مردم ایران ووزارت اقتصادوتنها پرسنل "بانک ملی انگلیسی" می باشد" ویا رابط بین شرکت ها وبانک مرکزی ویا رابط مالی بین بانکهاست و"انحصارنقل و انتقال پولی این نوع حواله های بانکی غیر شرعی را و"منحصرا "در دست خود نگه داشته است ومی تواند با کلاهبرداری حواله های بانکی اش ودارندگان حسابهای بقیه بانکهای ایران را سر کار بگذارد ولی برخلاف امروز و سپرده های بانکی اشان وویا عقود بین الاشخاص وعقود بین شرکت ها وعقود بین دولت وملت ایران این بانکها برخلاف بانکها ی عصر پهلوی وتضمین واقعی شرعی ندارند داشت ولغت "ضمانت نامه بانکی آنها"و"لغت امانتداری بانکی آنها" ولغت حواله مذهبی آنها ولغت های بی محتواست ویا با امانت داری کامل وتوسط کارمندان وِا مدیرانش انجام نمی شود که بگویند به "مذهب اسلام معتقد هستند" وکه انواع آیه های قرانی در مورد این نوع حواله های غیر شرعی بانکها وجود دارد ولی در" قران جدید چاپ کرده "کارمندان بانک مرکزی وبانک ملی وچنین ایات مذهبی وجود ندارد! ویا اعتنایی به چرخش مالی اماتدارانه در نزد مردم ایران وحسابهای بانکی مردم ودر نزد بانکها ندارند که از بیسوادی مردم آنرا بانکداری اسلامی می نامند ! ودر گذشته عصر پهلوی ونظیرسپرده های بانکهای امروزین وبا نظارت دروغین بانک مرکزی نبود ویا دچار پولشویی نمی شدند !ونتیجه اش آن بود که بانکهای عصر پهلوی وبرخلاف بانکهای امروزین وسوء استفاده از اموال مردم همان دوران عصر پهلوی نمی کردند! وچرا که اموال ملکی مردم واموال شخصی بانکها وهمگی "تفکیک مذهبی" شده بودواموال ملکی مستقل از همدیگر بودند وبهمین دلیل کارمندانش عنصر خرده مالکی عصر پهلوی را از مردم 150 سال اخیر نمی گرفتند! وبا استخدام شدن در بانک ملی وبانک مرکزی ومردم ایران را بصورت "بردگان بانک داری نوین اینترنتی" عصر کنونی خود تصورنمی کردند! وبهمین قولنامه نویسان عصر پهلوی شهر های ایرانی نیزوتقلب درورقه رهن واجاره منازل عصر پهلوی نمی کردند ویا "دفتر خانه های کاغذی اسناد رسمی عصر پهلوی هم ونظیر "دفتر خانه های اینترنتی عصر" کنونی نبودکه سند های جعلی ملکی ویا ماشین جهت فروش به مردم صادر بگردد واحتمالا تقلب در سند های ملکی جدید مردم ودر اتاق مدیر کل حقوقی بانک مرکزی انجام می گیرد که "کنترل بدهی ها ومعوقات انواع وام گیرندگان 85 میلیونی مردم ایران را ودر "انواع بانکها" بعهده خود دارد وتنها "رئیس ثبت اسناد کشور" را سرکار گذاشته است !ونتیجه این نوع از عدم شفافیت ویا عدم تفکیک "اموال مردم" وبا "اموال بانکها " آنست که با مخلوط شدن وسوء استفاده از اموال شخصی ایرانیان بشود! ودر گذشته برعکس صورت اموال رهنی بانکها ودر نزد "دفتر خانه های کاغذی عصرپهلوی" محفوظ بود ومابین دو نفر معامله گر ملک ونفر سوم شاهد عادلی وثبت دفتری کاغذی داشت ولذا اموال هر شخصی ویا هر بانک ویا هر ارگان نظامی ودر آن دوره تاریخی وتفکیکش با یکدیگر مشخص بود ولی آقای فرزین ویا کارمندانش وبا کشاندن مدار بسته ها به همه مغازه ها ویا بوسیله دوربین مخفی تلفنهای اینستاگرام داربه منازل شخصی مردم وبه کنترل همه اموال مردم وثمره دسترنجشان می پردازند وهمگی اموال مردم ویا حتی بخشی از آن را جزو اموال شرعی خود همان مردم ایراننمی دانند وبلکه ادعای حقوقی دارند که همگی جزو اموال پرسنل بانک مرکزی می باشد ویا ادعا دارند که با کنترل الکترونیکی پولشویانه خودشان و ومردم ایران ویا 43 سال زحمتکشی آنها در امد شخی نیست ویا جهت کسب درآمد ویا دستمزد شرعی شخص اشان نیست وبلکه همگی "اموال متعلق به بانکهاست" ومردم ایران در طول 43 سال زحمتکشی خود و"اموال شخصی""بدست نیاورده اند وبلکه همگی اموال متعلق به بانکهاست !ولذا با نصب دوربین در سراسر خانه ها ویا در مغازه ها وبیمارستانها وادعا دارند که اموال مردم ایران واموال بانکی وام گرفته از بانکها ست ولی "روسای طاغوتی بانکهای عصر پهلوی "وچنین ادعایی نداشتند ویا برخلاف امروز ودر دفترخانه کامپیوتری "روسای حقوقی بانکها ی کنونی عمل کرده و"اموال خرده مالکی مردم "را وبا "اموال شخصی بانکها "مخلوط نکرده بودند! که نظیر امروز وکارمندانش وبا تقلب در "اموال ملکی شرعی وشخصی مردم 85 میلیونی "هم بکنند! ویا یا در بانکهای عصر پهلوی وبرخلاف امروزین ومدیران حقوقی بانکهایش ومفهوم علم حقوق وکاربردش در "اداره حقوقی بانک مرکزی" و"بانک ملی" می دانستند ویا از ننه برزگشان یاد نگرفته بودند که ندانند "حقوق اموال شخصی مردم "چیست ؟ویا "حقوق بنکی ووام های آن "چیست؟ وبلکه حداقل در یک دانشکده حقوق وخوب درس خوانده بودند ولذا به بنگاهداران معاملات ملکی وام بانکی ساخت وساز نمی دادند ویا برخلاف امروزوبا همان "معلومات حقوقی خود"وفقط وام به اشخاص وام بگیرشخصی می دادند وتا ذمه پس دادن شخصی وی را در دفترخانه بانکی ثبت دفتر بانی بکنند! وبرخلاف زرنگی های امروزین وام به "بنگاهداران معاملات ملکی شهر ها نمی دادند ویا به پیمانکاران مجتمع های ساختمانی نمی دادند که برای پس دادن وام بانکی خود وتقلب در انواع قولنامه نویسیهای رهن ویا فروش ویا اجاره منازل را "رواج فرهنگی" بدهند! ولی مدیران حقوقی بانکهای بعد از انقلاب واز بیسوادی مردم ویا از نیاز شان به مسکن با وام بانکی ونهایت سوء استفاده لازم را کرده ووتا با عنوان " وام مشارکت در ساخت وساز" وپول همه مستاجران بدبخت ویارهن کنندگان منازل ویا مغازه های مزبور را وبه "نفع بانک مزبور "ویا به نفع "پیمانکار ساختمانی "همدست با آنها ّبالا بکشند؟ ولی این نوع کلاهبر داریها و در خرید وفروش ویا رهن واجاره منزل ودر عصر پهلوی نبود ویا وجود نداشت وبعلاوه در عصر پهلوی وهمان بنگاههاحق گرفتن وام بانکی از مدیران حقوقی بانکهارا نداشتند یا حق ساخت وساز مسکن وبنام وام "مشارکت در ساخت وساز" را نداشتندوتا تقلب در حقوق مستاجران ودر هنگام قولنامه نویسی بکنند ولی این نوع از تقلب در قولنامه نویسی را ومدیران حقوقی بانک ملی ویا بانک مرکزی ودر فقه جدید اسلامی کردن بانک مرکزی معاصرخود کرده اند! ولی "علمای قم "که در بانکها کار نمی کنند وهنوزآنرا نمی دانند که در بانکهای کشور چه می گذرد؟ ولذا این نوع از "فقه جدید مدیران حقوقی بانکهای ایران را وتا بحال حرام ندانسته اند؟ ویا فتوایی در آن مورد صادر نکرده اند؟ویا باور کرده اند که بانکها ی بعد از انقلاب واسلامی عمل می کنند ! ویا در رهن دادن منزل "تقلب مذهبی" ونکرده ویا برخلاف کتاب "مکاسب حرام "ودر تدریس حوزه علمیه ها عمل نمی :نند ؟ ویا در اجاره دادن منزل ویا در خرید وفروش منزل مردم مسلمان ایران وعمل نمی شود؟ ویا دستکاری در قولنامه های رهن واجاره بنگاهها بعمل نمی آید؟ که با مدیران حقوقی بانکها همدست هستند! وتا با مخلوط شدن دو رفتار متضاد وقولنامه نویسی واخذ پول از همان خرده مالکان ایرانی و"مکانیزم کلاهبرداری" بشود ویا پیمانکاران وجهت دادن "وام بانکی معوقه خود "و"اموال مستاجران" بدبختی مثل من را بالا بکشند !ونظیرعمل کرد بنگاه دار امروزین تهران است که اسنتدش را به 6 نشریه مهم ایران فرستادم که با آموزش حقوقی تلفن اینستاگرام دار مدیر حقوقی بانک مرکزی وبا تلفن بنگاه دار تهرانی مزبور بود که پول من در بانک ملی شهرم پولشویی شد وبه حساب بنگاهدار مزبور بالا کشیده شد !وبدون آنکه وپول نقد رهن من بدبخت را وهمان بنگاهدارتهرانی بدهدوهمان تلفنها ی اینستاگرام م دار ویا واتس آپ ویا ایا وروبیکا همان مدیران وکارکرد خاصخودش را داشت وباعث شد که وام بدهکاری همان پیمانکار بدهکاربه بانک سپه ویا قوامین ویا انصار وغیره واز جیب شخصی من ربوده شده وبا همدستی میر حقوقی بانک ملی وبه حساب بانک نظامی سپه انگلیسی داده شود ویا به خزانه بانک مرکزی وخزانه بانک ملی انگلیسی و از جیب من مستاجر بدبخت ویا هزینه دوا ودکتر دختر فلج 40 ساله بدبختم بالا کشیده شودویا حدود ده ماه هست که عیرغم انواع شکایتهایم وپس نمی دهند ؟ و چونکه پیمانکاران متقلب ساختمانی مزبور و نمی توانند که بدهی معوقه بانک مرکزی خود راپس بدهند ویا به مدیران حقوقی بانک سپه وغیره پس بدهند ! ویا بابت ساخت مجتمع های ساختمانی تهران وپس بدهند؟ ویا با مدل حقوقی غیر شرعی "مشارکت در ساخت وساز"اغلب بنگاهها ی ساختمان ساز وپس پس بدهند! ولذابا تقلب بانکی اینترنتی واز "جیب من ب"رمی دارند وبحساب خزانه داری آقای فرزین ومعاونانش وحساب اداره خصوصی سازی اقای قربان زاده می ریزند مدعی دکتری حقوق ولی اموال شرعی مرا جزو اموال تملیکی اداره خودش مصادره کرده است ؟وپدیده "مشارکت در ساخت وساز "واملاک ومستغلات به بورس گذاشته شده وزارت اقتصاد وبانک مرکزی ویک نوع تقلب غیر شرعی است که از بی سواد ی مردم ایران نشات گرفته وعنوان آنرا و"عقود اسلامی "گذاشته اند !وتا مستاجران بدبخت را فریب مالی بدهند! ومعجونی است که در قوطی هیچ عطاری و چنین "عقود اسلامی" و"مضاربه اسلامی "وجود ندارد که بعد از دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی وریاست بانک مرکزی آن دوره تاریخی رخ داد ویا " رواج فرهنگی "در ساختمان سازیها ومسکن مهر و...و..غیره منجر وامروزه بزرگترین کلاهبرداریهای ساختمانی ایران وبا این "واژه مجهول الخلقه " انجام می گیرد که بانک کارمندان زرنگ بانک مرکزی واز بیسوادی مردم ودر "عقود ساختمانی تهران"براه انداخته ویا در شهرهای دیگرایران ودچار چنین "بلیه بانکی "شده اندونهایتا مردم وعیرغم پرداخت میلیارد پول رهن واجاره منزل بصورت "برده های فاقد مالکیت "در می آیند ! ویا با عنوان " طرح مشارکت در ساخت وساز"است که قرار داد من در آوردی است که مدیران حقوقی بانکها ورواج فرهنگی داده اند ولی ماهیت پشت پرده آنرا وازمردم جهل زده پنهان کرده اند! ولذا اغلب مردم ایران وبا شعا ر فریبنده مزبور وبه "تله مال باختگی" مختلف می افتند ! ولی واژه مشارکت در ساخت وساز وامروزه و برروی شیشه اغلب بنگاه داران ایرانی وچسبانیده شده است! وعقود ی مبهم در آیات قرانی است که در طول تاریخ 14 قرن اسلامی گذشته قبل وجود نداشت ویادر خانهای زور گوسابق ودر دادن منزل ویا نقشه پروانه آن به رعایای خودشان ودر عصر فئودالیته نمی کردند و14 قرن "حقوق مسکن "به رعیت های بی سواد خود قایل بودند ولی در قرن 21 پرسنل بانک مرکزی وچنین حقوقی را به ما دهها میلیون تحصیل کرده داخلی قایل نیستند ولذا مارا از عصر اربا-ب رعیتی عقب تر برده وبه عصر بردگی در مالکیت منزل ویا اموالمان عقب تر رانده اند ویا حداقل سرقفلی داران همان منزل های با وام بانکی خود نیز قایل نیستند ویا پدیده مذهبی مزبور را "اسلام ناب"خود می دانند ویا مطابق با نص قرانی می دانند ودرحالی که در اسلام وچیزی بنام عقود "اسلامی مشارکت در ساخت وساز "وجود نداردکه پرسنل زرنگ راه انداخته اند ویا مدیران زرنگ بانک مرکزی بعد از انقلاب راه انداخته اند ویا اختراع اجتماعی وبضرر قشر تحصیل کردکان ایرانی کرده اند ند وتا جیب ما نویسندگان راو به نفع جیب پیمانکاران همدستشان وخالی بکنند! ویا هزاران تحصیل کرده باسواد راو با شعار مزبور وازوطن ایرانی خود فراری بدهند! ویا با عنوان فریبنده "بانکداری اسلامی" وانواع مال باختگی را در قشر های زحمتکش صنعتی راو رواج بدهند ویا به ضرر مال باختگی مستاجران بدبخت ورواج فرهنگی داده بشود؟ که اکنون دچارش هستند! ولی نمی توانند درد خودشان شان را ومثل من منعکس اجتماعی بکنند! وتنها مجبورند که از شدت دردو ناراحتی خود وبه مواد افیونی پناه ببرند! که مقصر آن کارمندان زرنگ بانکها هستند ولذا هیچ حدیث ویا آیه قرانی ودر مورد "مشارکت در ساخت وساز" وجود نداردولی روسای بانک مرکزی ایران ویا مدیر اداره خصوصی سازی ایران ویا وزیر اقتصاد ایران ونمی توانند که سندیت شرعی بودن آنرا بقبولانند ویا به قشر " با سواد ایرانی وارائه بدهند؟ و لی امروزهرواج یافته و پرسنل زرنگ بانک مرکزی ویا روسای همان بانک مرکزی واین نوع از احادیث جعلی اسلامی کردن بانکها را ودر جیب کت خود دارند !وبعلاوه اگر در چین وروسیه معاصر هم که "پدیده بانکداری ووام مسکن وجود دارد! ویا بانک مرکزی وجود داردولی پدیده مشارکت در ساخت وساز بانکی ونظیر ایران وجود نداردویا "چنین پدیده استثمار گرانه ساختمانی" وجود ندارد ویااگر در جوامع غربی هم وبانکداری وجود دارد ولی هیچ کدام نیز ونظیر بانکداران بانک مرکزی زرنگ ایران وچنین مفاهیم ساختمانی ظلم آوررا "اختراع حقوقی"نکرده اند ویا در قردادهای ساختمانی خود ندارند! وچرا که طبقه کارگروکارمندی اروپایی واز حقوق شهروندی خود دفاع می کنند وبا مفهوم مشارکت در ساخت وساز وسروکار گذاشته نشده اند! ویا کار گرچینی هم وچنین است !که با تعلیم کمونیسم در مورد حقوق مسکن طبقه کارگر و اجاره مسکن وی نیاز داردولی با قرار داد بانکی استثمارگرانه مزبورواستثمارکارگری در مسکن نمی شوند وبعلاوه باآنکه در دین مسیحیت اروپایی هم وربای بانکی حرام می باشد! ولی همان "قشر خرده مالک کارگرویا کارمند اروپایی وام گیرنده برای مسکن اروپایی هم واز بانکهای اروپایی " ه وبا این گونه از مفاهیم من در آوردی وام مسکن ساخت وسازوام منزل نمی گیرند! ولذا هنوز به تله "طبقه بردگان "کشور خودشان کشیده نشده اند! ویا هنوز ماهیت "حقوق کارگر سالاری" خود را از دست نداده ویا "حقوق اجتماعی اولیه مسکن "ویا اجاره آنرا وهنوز حفظ کرده اند ونظیر جامعه معاصر ایران نیستند! ویا به حمالی و بیگاری در نظام شغلی خود کشیده نشده اند؟ ولی تئوریهای من در آوردی بانکداری اسلامی چنین است ویا پرسنل زرنگ بانک مرکزی ایران وبا شعار عقود اسلامی تقلبی خود وسر همه مردم ایران وکلاه گذاشته اند ! ویا اولین تئوری پردازان جهان می باشند که پروسه تبدیل کردن ایرانیان واز "طبقه رعیت عصر پهلوی" وبه طبقه "بردگان شهری فاقد مالکیت" عصر امروزین رادنبال می کنند ویا در اداره پولی خود ودر پیشه شغلی خود و دنبال می کنند ! ویا با دروغیهای مختلفی که به روحانیت قم گفته اندودنبال می کنند! وآنها را هم فریب داده اند! وبه آنها هم گفته اند که ما بهترین عقود اسلامی رابلدیم ودر امر بانکداری ایرانیان وپیاده می کنیم !وشما حوزه قم را واز شر "بانکهای ربا دار" نجات می دهیم ولذا همه ملت ایران را به چاه بردگی انداخته اند ! که بانکداران اروپایی وچنین نکرده اند ویا از ترس اتحادیه های کارگری اروپا نکرده اند !ویا بانکهای چینی هم واز ترس "حزب کمونیسم "هوادار طبقه کارگرنکرده ویا چنین جسارتی را ودر ساخت وساز ساختمانها نداشتند! وبعلاوه با شعار مزبور هم و پول نفت هم به ملت ایران ودر 43 سال داده نشده که صرف یارانه مسکن سازی آنها بشودوهمه اش وام بانکی ووام اشتغال ویا وام مسکن وغیره است ولذا همه پول نفت ایران وبا ترفند بازی آنها وبصورت "وام تسهیلات بانکی "ترکمنچای مابانه "در آمد وحتی بی بضاعتهای وابسته به کمیته امداد هم وپول نفت نگرفتند ویا پول خیریه مردم را نگرفتند ومجبور شدند که تسهیلات بانکی بگیرند ! وبا آنکه پول آن کمیته امداد هم واز پولهای خیریه مردم بودکه به انواع صندوقهای خیریه می رختند ولی به صورت خیریه وبه بی بضاعت ها دده نشدند که در ایات قران وجود دارد وبلکهپولهای خیریه مزبور هم که به حساب بانک ملی می رفت وبصورت وام کمر شکن به طبقه ضعیف وام داده می شد وبعلاوه چونکه "اغلب مجتمع های ساختمانی شهر های ایران" هم وبا "وام بانکی "ساخته شده اند ویا حتی ساختمانهای روستاهای نوساز معاصرایران هم وبا "وام بانکی "ساخته شده اند ولذا همگی "بدهی بانکی" دارندویا سندملکی بانکهارا دارند که در گرو رهن بانکهاهستند ویا همگی در گرو بانکهاست ! ولذا هیچ کدام از مردم ایران ودر این راستا وسندی برای "ادعای مالکیت منزل "ویا مغازه خود ندارند!که با تکیه به آن سند های ملکی جدید منزل خود وادعای "طبقه مالک بودن"در عصر جدید را بکنند ! ویاادعای "طبقه خرده مالک بودن"را داشته باشند ! ویاادعای "طبقه متوسط" را داشته باشند! واگر هم احیانا سندی در دست خود داشته باشند! واغلب سند های بیهوده ویا جعلی یا وبیع نامه های بی ارزش ملکی و بنچاقی است که برای هیچ دادگاه ایران و"سندیت ملکی "قابل قبول نیست ولذا دررهن و اجاره منزل به یکدیگر وویا در تعویض منزل وشهر اقامت ودچار انواع مشکلات وکلاهبرداریها می شوند ! ویا در تعویض ملک ومحل اقامت بین شهر ها وفقط نفر اول است که سر مستاجرنفر دوم وکلاه می گذارد! ولذا خرید وفروش ها بلا تکلیف حقوقی هستند یاسندهای وکالت بلاعزل ویا ملکهای ارثی توام با اختلاف هستند دارند وتا با آن اوراق پاره ها وسر دیگری راکلاه بگذارند ویا در بنگاههای معاملاتی شهر ها وکلاه بگذارندآ و ثبت اسناد اینترنتی ایران وبانکداری اینترنتی معاصر هم وچنین مدل کلاهبرداری را ودامن می زنند !ودر عوض آن سندیت خرید وفروشها ویا رهن واجاره ها را قبول ندارند و شرع هم قبول ندارد ولی وزرای شهر سازی ومدیرانش به ضرر مستاجران جدید وسکوت اداری کرده اند واز سوی دیگرهم و بانک مرکزی ایران هم ویا پرسنل زرنگ آن وبا چاپ میلیونها ورقه چک تضمینی معضل مسکن را زیاد می کند که در خرید وفروش منزل مزبور وباید بکار گرفته میشوند!وتا پول کلان مزبور و با آن چک تضمینی بی محتوای بانکها واز حساب "نفر مستاجر" وبه حساب "مالک منزل " ریخته بشود ولی تضمین متقابل برای نفر اول قایل نیست وهمگی با این زرنگی کارمندی خود ومعضل آفرینی برای "خریداران شرعی "می کنند ویادر صدور ورقه چک صیادی ویادر صدور ورقه چک الکترونیکی وسفته نیز توسط خانم نادعلی زاده بانک مرکزی چنین است وهمگی معضل آفرینی عمیق کرده وتنها کلاهبرداری افراد طمع کارایرانی را ودامن می زنند! وهوس افراد مختلف را وبالا می برند وتا سرمایه اولیه وبرای کار ویا خرید ملک خود را واز جیب دیگران تامین بکنند ! ویا دوست دارند که با ورق پاره های چاپ کرده خانم ناد علیزاده در چاپخانه بانک مرکزی تامین بکنند ولی پولش را بعنوان چک بلا محل به نفر اول برنگردانند وبا این شگرد بانک مرکزی و پول نقد دیگران ویا سرمایه اولیه دیگران وبرای خود براه بیندازند! وبهمین دلیل است که چاپ انواع ورقه پاره های سفته ویا ورقه سهام بانک مرکزی وبضرر قشر زحمتکش ایرانی است ولی بوسیله پرسنل نادان بانک مرکزی وخیلی ها از این راه و فریب داده می شوند ویا دچار انواع ورشکستگی ودرخرید وفروش ها ویا در خرید بورس می شوند! ویا با چاپ انواع ورقه اوراق قرضه ویا اوراق گام وغیره ورخ می دهد! ویا با تحویل دادن آن اسناد بها داربانکی به دیگرانو رخ می دهد! وآنهم و بدون مسئولیت پذیری اداری ویا قضایی وبدست افراد مختلف داده می شود که از شهر های مختلف وپراکنده هستند !ولی با مکانیزم کامپیوترهمان بانکها ودرشعبات شهرهای مختلف ایران بهم وصل می شوند وبعلاوه مبادله پولی بانکهای مختلف ومبادله پولی یک فرد امریکایی وبا فرد ایرانی نیست کهطلبکار نتواند از ان فرد خارجی بگیرد وبلکه انواع کامپیوترهای شهرهای ایرانی است که زیر نظارت بانک مرکزی هستند که با کد ملی نفر اول وبه حساب نفر دوم کلاهبردارایرانی می رودوتا مقامات بانک مرکزی بگویند ما مسئول مال بختگی وچکهای بلا محل نیستیم وتنها خودشان مسئولنند که احتیاط در معامله نکرده اند واین نوع اسدلهای کارمندی واز زرنگی کارمندان بانک مرکزی وملی است که حساب "مال باخته" و"مال برده" وهمگی در کامپیوتر آن کارمندان مسلمان ایرانی شهر های ایرانی وزیر نظارت آقای فرزین ویا مدیرانش هستند که بهم وصلند ویا در کامپیوتر کارمندان صهیونیست بانک جهانی ودر کامپیوترهای شهر واشنگتن نیست که با ایرانیان مخالفند ونمی خواهند که کامپیوترخود را باز بکنند وبگویند که پول نفر اول را کدام فرد واز شعب دیگر بانهای ایرانی دزدیده است! ولی این نوع استدلاهای بدون تضمین دادگاهی ودر کامپیوترهمان بانکهای شهر های ایرانی ودر زیر نظارت کامپیوتری بانک مرکزی ویک نوع ابله پنداشتن مردم ایران در مورد چکهای بلامحل 5/7میلیونی است ولی اغلب پرسنل بانک مرکزی وبه عیوب حقوقی ویا شرعی ومعضل آفرینی گردش اسناد چاپی بها دارخودشان ونمی خواهند توجه داشته باشند ! ویا به پولشویی افراد واز شهرهای مختلف وواقف کارمندی کامل هستند ولی" شکایت های مردم " را ندیده می گیرند ویا اغلب علنی نمی کنندوتا مردم را به دنبال نخود سیاه شکایت به دادگاهها بفرستند که شگرد زیر کانه پرسنل بانک مرکزی وبرای فریب قشر زحمتکش وصنعتگر ایرانی می باشد که پولهای پس انداز اندک همه افراد زحمتکش ایرانی را واز چنگشان بیرون آورده وبه دیگران بدهند! ویا با شعار" بانک اسلامی "خارج بشود! وبدست قشر های کلاهبردار شهر های مختلف ایران بیفتد! ویا جزو سرمایه وثروت افرادی بشود که زحمتی برای آن پولها نکشیده اند! ودر حال حاضر واکثر مردم ایران وسرمایه اولیه کارشان واز چنین شیوه ای تامین می کنند وتا "کلاه علی" سر "ولی" برود ویا کلاه ولی سر علی برود! ویا باسم بانکداری اسلامی می رود !ویا با ترفند همان "برده داران بانک مرکزی ایران "وسر همه کلاه میرود! وتا با شعار مزبور وهمه مردم ایران را وبصورت "طبقه برده وبدون مالکیت" در آورده می شوند ! ویا بصورت یک "طبقه فاقد اندوخته وپس انداز" درمی آیند که همه عمرباید بدوند! ولی صاحب چیزی نشوند ! ولذا تئوریسینهای اصلی "نظام بردگی در جهان "در امریکا نیست ویا نظام سرمایه داری ودر امریکا نیست !وبلکه بهترین "تئوریسین بردگی جهان" معاصرو در ساختمان بانک مرکزی ایران نشسته اند و"مدل بردگی" جامعه امریکا ویا بانک جهانی آمریکا وکپی برداری از مدل بانک مرکزی ایران می باشد ! ویا تئوریسن هایش ودراتاق های تهران نشسته اند! وسرمایه داری امریکا وبیهوده بد نام شده است !وبلکه "اختراع اجتماعی بردگی نوین "وتنها در نظم نوین سرمایه داری جدید جهان ویا تنها "اختراع وابتکار" کاخ نشینان بانک مرکزی تهران می باشد که اولین بار به بشریت عرضه کرده اند! ویا این نوع از مدل "بانکداری برده آفرین" را ودر تاریخ بشریت و"اختراع اجتماعی" کرده ا ند! که "نظام برده داری بابل قدیم" نیافریده بود! ویا "نظام برده داری روم باستان "ودر چنته خود نداشت !ویا به چنین تئوریهای اجتماعی وآگاه نبودند! ولی پرسنل زرنگ بانک مرکزی ایران وبلد بودند! ویا با شعارهای تبدیل "بانک ربوی غربی " وبه مدل "بانکداری" اسلامی "وپیاده سازی در ایران کردند! ویا این نوع از شعاررا ودر اتاق فکری – اداری بانک مرکزی را وتعقیب می کنند! وتا همه حقوق اعطایی مذاهب مختلف به بشر را وسلب از مردم ایران بکنند! ویا همه راوازحالت "طبقه رعیت" ویا "طبقه کارگر"ودارای حقوق اندک گذشته بیرون بیاورند! واین بار بصورت طبقه بدون حقوق اجتماعی "برده جدید ایرانی "بسازند! ویا با شعار بانکداری اسلامی من در آوردی خودشان ومردم ایران را وبه چنین وضعی بیندازند! وتا همه حقوق اکتسابی شرعی گذشته ایرانیان ودر نظام معاملاتشان وسلب بشود ! ویا از همه مردم ایران وگرفته بشود ! والحمدالله که عمل کردند ویا در سالهای اخیر هم وکاملا موفق گردیده اند! وسرمایه داران آمریکایی هم واز آنان یاد خواهند گرفت ! ویا همگی از تئوریسن های بانک مرکزی ایران والگو یاد خواهند گرفت !واگر در گذشته امریکایی ها وچنین نبودند ویا مردمشان وبا مرام بانکی سابق و داری حق مسکن شده بودند! ولذا لذا مدیران بانکهای امریکایی و براحتی نمی توانستند آنان را ورا با "مرام بانکی "سابقشان واز منزلهایشان ودر آمریکا بیرون بیاندازند!ولی بعد ازپیدایش تئوری ایرانیان در مورد وام منزل وانها هم به مرام بانکی مدل ایرانیان وراغب خواهند شد! ویا در گران کردن قیمت مسکن واجاره منزل وکار مندان بانک مرکزی را به "الگوی اداری "خود می گیرند ! ویا انها هم وبا شعار جنبش وال استریت یاد گرفتند !ولذا امروزه واغلب مردم امریکا هم وبه درد سر افتاده اند ویا کم کم ومردمی فاقد حق مسکن شده ویا فاقد حق ازدواج می شوند ویا فاقد حق کار در یک کارخانه خاص شده اند ویا اربابهای ملکی وام گرفته از بانکهای آمریکا هم و هروقت خواستند ومی توانند آنها را واز محل کار ویا منزلشان در آمریکا بیرون بیاندازند وبا کپی برداری ازمدل بانی ایرانیان ودر سالهای اخیروعمل می کنند! و یا همگی اخیرا وبا مدل ایرانیان وکم کم خیابان نشین می شوند! وزیرا اختراع ایرانیان وتنها اختراع "گوسفندان دو قلو" نیست وبلکه "اختراع بردگی نوین" ودر نظام سر مایه داری می باشند که به بقیه جوامع دیگر هم وآموزش می دهند! وبهمین دلیل هم وبا "اختراع اجتماعی " خود ومردم ایران را که از حالت مالکین خرده پای عصر پهلوی بیرون آوردندکه با وام بانک رهنی گذشته ومالک مسکن می شدندولی امروزه با گران کردن مسکن وتوسط بانکها ودیگرهمانها و مالک مسکن نیستند ! وحتی جزو "طبقه سرقفلی داران "همان مسکن هم نیستند ا که که فرد وام گیرنده مشارکت در ساخت وساز واورابیرون نکند ! ویا بدون دادن پول رهنش ومی تواند که از ساختمان مزبورو بیرون براند !وصنعتگران واگیرنده برای ماشین الا ت ومغازه خود نیز ونه تنها مالک صنایع ایران نیستند وبلکه صاحب سهام داران خشک وخالی همان موسسات صنعتی وقطعه سازیهای شهری آن هم نیستند! ودر حالیکه "خان قدیم" نمی توانست و رعیت را از "منزلش" بیرون بکند ویا اورا از کارکردن درزراعت دهات ومحروم بکندوزیر در حقوق اسلامی و داری "حق مسکن رعیتی شده "بودوخانها ی قدیم برای اقامت رعیت در منزلشان در 66هزارروستای ایران ویادر صدها شهر ایران وام مسکن ویا پول نقشه پروانه از او نمی خواستند ویا در قران "حق خرده مالکی "وخرید وفروش اثاث خانه اشان را هم داشتند ویا حق ارث بری جزیی در قرآن داشتند ویا حق مراجعه به دادگاه راودر مورد طلبکاریهای خودشان هم داشتند که ادیان مختلف ودر آیات مختلف حقوقی اش و به آنها داده بود ویا "طبقه کارگر های عصر سوسیالیسم" 100 ساله اخیر هم وچنین بودند وهمگی در نظام نامه حقوقی همان 90 کشور ها ی آسیایی ویا اروپای شرقی وحق اعتصاب ویا حق بیمه ویا حق مسکن ویا حق 12 ساعت کار ویا حق حزب داشتن ویا حق بازنشستگی داشتند ولی برده های محصول تئوری بانک مرکزی ایران وچنین نیستند ! ویا چنین حقوق اولیه اداره خصوصی سازی منزل مسلمانی ویا شغل مسلمانی ایرانی خود را ندارند ویا با آمدن مدار بسته ها شهر ها که به بانک مرکزی وصل هستند واز دست داده اند! ویا با تئوری رئیس مسلمان بانک مرکزی واز دست داده اند! که با چاپ وپخش انواع اوراق بهادار بدون پشتوانه پرسنل بانک مرکزی عمل میشود وگاهی از جیب آنان در آمده وبا تصمیم مدیران ویا کارمندان بانک مرکزی وبه جیب دیگران هدیه ریاستی میشود! وتا در تئوری دانشکده اقتصاد دانشگاهها وحق ریاست بانک مرکزی وبر انواع حسابهای بانکی 85 میلیون ایرانی وبنام "کنترل ارز وپول "وبوسیله میز ریاستشان وتحقق بیابد!
وآری این جانب ودر تاریخ کمتر جوامع سرمایه داری واین نوع مدل سرمایه داری را سراغ دارم و لذامی گویم که این نوع بظاهر هموطنان بانک مرکزی ما ایرانیان ویا پرسنل اداره خصوصی سازی وزارت اقتصاد وخنجر زننده وطنی از پشت هستند وهمان مستشاران امریکایی خارجی وحاکم بربانک مرکزی عصر پهلوی وبرای امانتداری ما ایرانیان بهتربودند که چنین ناجوانمردانه وبا اموال ومنزل وپول توی جیبی ما ایرانیان ورفتار نمی کردند! ویا اموالمان در بانکهایشان وامن تر ازبانکهای امروزین بود وبه انواع پولشویها در حساب بانکی امانتی امان اقدام نمی کردند! وبعلاوه این نوع از پرسنل بانک مرکزی به شدت انواع دروغ وبه روحانیون قم تحویل داده اند! ویا آیات مختلف قران راودر مورد نحوه گردش اداری اسناد بانکی خود وبه مسخره گرفته اند!که ایه 282 سوره بقره واین نوع "تدویراداری "وبا واژه عربی تدویر ویا مدیریت اسناد بانکی را و"فسق کارمندی " می داند ویا اعمال ننگین دیگری که درنظام بانکداری بعد از انقلاب خود ورواج داده اند!وریشه در احکام قرانی ندارد ولذامردم ایران واز مستشاران امریکایی اجنبی مستقر در بانک مرکزی ضربه نخوردند ویا این همه ضربه نخورده بودند ! که از خودیها خوردند ؟!ویا در طول عمر 150 ساله بانکی واز عصر قاجاریه وتا عصرپهلوی سال 1357ش وانجام نداده بودند! وزیراهمانها وحداقل سواداولیه سیاسی آنرا داشتند که با مردم ایران ودر گیر سیاسی نشوند ویا بخاطر پولشویی های بانکی خود نداشته باشند! وتنها به گرفتن همان بهره بانکی 3درصدی خود اکتفاء کرده وهمه جیب مردم 35 میلیونی ایرانسابق راو تیغ نمی زدند! وتنها سه درصد از مردم ایران بهره بانکی وبه نفع سرمایه داران انگلیسی ویا امریکایی خودو قانع بودند! وبخوبی می دانستند که نباید با سیاست های غلط بانکی خود و75 در صد جمعیت روستایی را برنجانند! ویا نبایدکه به دست اندازی به منازل روستایی همان مردم بکنند ویا به وسایل کارشان وبه بهانه "وام بانکی" بکنند! وبا این بهانه ها ی وام بانکی و آنها را به "قشر برده سابق "برگردانند !ویابخوبی می دانستند که نباید که با شهر نشین ها ی خرده مالک عصر پهلوی هم وچنین برخوردی بکنند !ومثلا چنگ اندازی به سند ملکی منزل ویا دکان پدری من نکردند ویا به اموال 25در صد طبقه خرده مالک شهری ایران نکردند ویا آنان راه هم و "برده شهری "تلقی نمی کردند ! وتا شورش بردگان بی چیز را براه بیندازند ! ویا در مقابله با آنان واتفاق بیفتد ولی پرسنل بانک مرکزی وچنین دانایی سیاسی نداشتند! وبرخلاف آنان عمل کردند که ادعای هم وطنی با دیگر ایرانیان را هم دارند! ولی با سیاست های غلط کارمندی خودشان و تولید گرانی ظلم آفرین به مردم ایران کرده اند! ویا با چاپ اوراق بها دارو بدون پشتوانه چک پول وبه فقر وبدبختی هم وطنان خود منجر شده اند ولذادر تاریخ ایران واعمال ننگین آنان ودر طول سالهای کارمندی اشان باقی خواهد ماند! ویا توسط مورخین آینده وبیشتر نوشته خواهد شد !واعمال ننگین مالی وبانکی که هیچ کدام از کاتبا ن خزانه داری قدیم ایران نکردندویا ومثل آنان با مردم ایران نکرده بودند ویا در دیوان اقتصادقدیم ایران نکردند ویا در دیوان استیفائ عصر سلجوقی ویا عصر مغول وغیره هم نبود !ویا با طبقه رعیت سابق ایران نکرده بودند که کتب تاریخی مختلف ودر آن مورد وجود دارد ولی امروزه کلکسیون چندش آوری وبنام "بانکداری اسلامی پرسنل بانک مرکزی" وجود دارد! ونظیر ذردی شرکت های مضاربه ای "سحر والیکا" ودر اوایل انقلاب می باشد! ویا بالا کشیدن پول صدها صندوق قرض الحسنه شهر های همدان ویا گرگان وصد ها شهرهای دیگر است که تحت نظارت بانک مرکزی و مجوز شهری را گرفته بودند وتنها پول اندک وناچیز پیر زنان ویا پیر مردان بدبخت وناتوان بالا کشیده شدکه پس انداز همه عمرشان بود ویا به اصطلاح به (قرض پس نده ها )تبدیل گشتند ! ویا مجوز دادن به تاسیس 7 بانک نظامی ونظیر بانک قوامین ویا بانک انصار ویا بانک کوثر وبانک حکمت وغیره است که نظامیان حاکم بر مدیریت بانکهای مزبور وبدلیل داشتن اسلحه ویا درجه داری وحقوق شرعی صاحب سپرده ها را رعایت نکرده ویا در پست بانکداری خودنکرده ویا به هیچ گونه "عقود امانت دارانه اسلا می" وپایبند نبودند! ویا با مشتریان بانکی خود ومعتقد نبودندآ وهمچنین تظاهرات وسیع شهر ی که در سالهای 1397 و1398 ش که بخاطر موسسات مالی ایران بود که اتفاق افتاد ونظیربحران موسسه فرشتگان وغیره است که با مجوز آنان تاسیس شده بود که در ایران آشوب آفرید ونیز بعدآنکه مدیران بانک مرکزی که با اعتراضات جمعی وخیابانی وسیع مردم روبرو شدند واین بار وبا اختراع "موبایل بانک! "وتعدادی افراد شعار بده حرفه ای استخدام کردند ومثلا افرادی که دنبال هیچگونه شغل ویا حرفه سختی نبودند و بجزاز حرفه شعا ردادن در خیابان وحرفه نپذیرفتهبودند ولی مدیران بانکی مزبور وبه محض آنکه فقر وبدبختی مردم زیاد وبراثر اعمال بانکی اشان زیاد می شد ویا بر اثر مال باختگی وورشکستگی ورقه سهام اشان وعصبانی می شدند ویا براثر چکهای بلا محل وزیاد می شد وبه اصلاح رفتارورویه های غلط بانکی خود نمی پرداختند! ودیگران عصیانی نشده وبه خیابانها نریزند ویا گاهی تضاهرات انها بر اثر اسناد ملکی تقلبی بود که بنگاههای ملکی وبا وام بانکی ودر اغلب شهرها به مردم ایران فروخته بودند وفرضادر شهر های شمال ویا در کرج ویا در لواسان وغیره بود وآنها هم با همدستی شورای اسلامی دهات واداره برق وآب وپول آن ملک شرعی را گرفته بودند ولی بعدا با تخریب نیروی انتظامی روبرو شدند ولذا این نوع از معاملات اینترنتی کلاهبردارنه مشارکت در ساخت وساز ویا معضل فروش ملک مسکن مهر که همه مردم شهر ها را وعصبانی می کردوروانه خیابانها شده که به 7 تظاهرات وسیع خیابانی منجر شد ولی فورا همان مقامات بانک مرکزی وبجای اصلاح تمیمگیری بانکی خود وپیام تلفنی دسته جمعی وبه شعار دهندگان حرفه ای فرستاده ومقداری پول هم به موبایل بانک هایشان ارسال می کردندکه که بیایند واعتراض شرعی دیگران را ومحکوم بکنندکه در قانون اساسی هم حق دسته جمعی فرستاده smsولی تظاهرات متقابل محکوم بشوند ویا به همانها و وتا شعاردهنده های حرفه ای وپول پرست بیایند وهمه افراد مال باخته وزیان دیده را محکوم بکنند ویا عده ای فتنه گر ویا فریب خورده غرب بخوانند ویا افراد مخالف پرچم ایران ونشان بدهند! وسیاستی که سرمایه داران بانکی غرب هم ودر لندن نکردند ! ویا فورا پول وبه حساب قشر های دیگر لندن نشین نفرستاده ویا نظیر بانکداران ایرانی نمی ریزند وتا بیایند آن شهروندان انگلیسی معترض را محکوم بکنند ویا وشعار مر گ برتظاهر کنندگان ناراضی لندنی را وسر بدهند !ویا افرادعاصی از سیاستهای پولی ومالی بانک مرکزی انگلیس را محکوم بکنند وِیا آنها را و انسانهای اجنبی دوست بنامند! و یا در تقابل با تظاهرات مخالف جلیقه زرد پوشان فرانسه وتظاهرات مخالفش دیده نمی شود! ولی این پدیده در ایران وجود دارد وبرعکس اقدام به اصلاح نظام بانکداری ودادگستری داخلی نمی شود وتا تظاهر کنندگان مال باخته وبیکار ودیگر به خیابان نیایند! واز این رو پرسنل بانک مرکزی ایران وصلاحیت شغلی در این "نهاد مهم مالی "را ندارند وبجای اصلاح رفتار های غیر شرعی خود در بانک مرکزی ودوست دارند که صرفا مردم ایران و "کوتاه" یک طرفه آمده وتنها در طیف طبقه برده داری خود باقی نگهداری بشوند ! ویا به بردگی وفقر اقتصادی خود و"عادت فرهنگی دراز مدت بکنند! ویا دوست ندارند که دسته جمعی استعفاء داده واین بار به ارگان دیگر ایران بروند وعلنا بگویند که ما چیزی ازمفهوم "بانکداری مرکزی" را بلد نیستیم ویا قدرت فهم سیاستهای پولی مردم ایران را نمی دانیم !وپس اجازه بدهیم که دیگرانی که متخصص هستند بیایند ویا بجای آنها بیایند واین بار بدبختی های مردم را و"عاقلانه" حل بکنند که امید وارم که تاریخ حیله گریهای پرسنل بانک مرکزی ومورد پژوهشگری مورخان آینده ایرانیان هم بشود
ولذا من در روند مال باختگی خودم و متحیرمانده ام که چرا مدیر ساختمان استیجاری من که یک سرهنگ دارای اسلحه ودرجه بود وبیهوده به من فشار می آوردکه باید ساختمان مزبور را وبدون گرفتن پول رهن ا منزل استیجاری را وتخلیه بکنم وشاید هم بعنوان پیمانکار همان ساختمان واز بانک سپه وام گرفته بود ویا احتمالا او هم واز مدیر حقوقی بانک ملی ودستور گرفته بود که در تخلیه زود رس وبدون گرفتن وسایل ام عجله بکنم ومدیر حقوقی بانک ملی که یک مقام امنیتی در بانک ملی وتحت ریاست اقای فرزین ودر بانک ملی می باشد وشاید هم همان سرهنگ مدیر ساختمان واز همان مدیر بانک ملی و"وام مشارکت در ساخت وساز"همان مجتمع ساختمانی را گرفته بودکه همدست مالی هستند ویا هر دو خودشان را ومالک و"ارباب صاحب" وهمان ملک ساختمانی استیجاری من میدانستند که وام بانکی به ساخت آن مجتمع داده اند ومن را"برده خودشان" تصور می کردندومن که طبق دستورات قرانی وقانون مدنی وپس گرفتن پول 90 میلیون رهن را حق خود می دانستم ولی با آن چند نفر اسحه دار که نمی توانستم وجر وبحث بکنم ولذا به سراغ آقای فرزین ویا مدیر کل امور حقوقی ویا اداره بازرسی بانک ملی تهران وشهرم رفتم وتا بپرسم که چرا مرا مرا از ساختمان مزبور وبدون دادن پولم وبیرون کردید؟ ودر حالیکه با چک تضمینی خودتان و 90 میلیون از حسابم برداشته اید وبه آنها داده اید وافراد بیسواد مذهبی که فقط با نگاه به درجه نظامی اشان ودر بانک ملی به من جواب سر بالامی دادند! وبعدا فهمیدم سوال جواب ومذهبی با چنین افرادی که کارت نظامی وبرای اداره امور مالی بانک ملی گرفته اند وسوال از افراد نظامی و"جواب دینی" در برندارد؟ ومن در مذهب نظامی گری بانکی آنان وفردی "برده "محسوب میشدم ولذا می بایست که بدون دادن پول رهن یا اثاثم ومرا از منزل مزبور وبیرون برانند د وشاید هم خودشان وبرای کم کردن بهانه ام وبا دادن ورقه سفته 90 میلیونی نسیه وبه من عمل کرد وتا غائله ختم بشودکه 6 ماه است برای من پول نشده است ودر مقابل پول نقد چک تضمینی ام را گرفتند ویا خودشان پولشویی بانکی واز من کرده اند ! ویا به مدیر همان ساختمان استیجاری توصیه کرده بودند که برو وبه وی بگو که ارزش ورقه سفته 90 میلیونی داده شده بمن وبه مبلغ ومقدار همان چک تضمینی متقابل می باشد وتا مرا برای گرفتن پول نقد آن به سراغ نخود سیاه بروم ویا دیگر شکایت نامه نویسی بیخودی نکنم ورئیس اتحادیه تهران هم از آن فرد حمایت می کردکه جوازشغلی به وی داده بود ولی بعدا فهمیدم که نمی توانم با ان سفته 90 میلیونی خزانه داری کل ایران ویک دسته سبزی هم از بازار بخرم !ولذا من نحوه تعویض این دو سند چک تضمینی نقد وبا سفته نسیه بانک مرکزی را ویا نوع حیله گری بانک مرکزی می دانم واسنادش را به آن6 نشریه ارائه خواهم داد! وتا آنان هم قضاوت بکنند که سیاستهای حاکم بر بانک مرکزی وبانک ملی چیست ؟ویا چه نوع تئوری "برده داری بانکی" می باشد؟ ونظیرضرب المثلی که در ارتش می گویند وارتش چون وچرا ندارد! وبهمین دلیل هم ودر "تئوری خصوصی سازی "آنان وارزش سند ملکی ویا ارزش سرقفلی سفته ویاارزش نقدی چکم وسندی شرعی نبود ویا بحث با مقامات بانک مرکزی وفایده ندارد وبلکه منطق اشان در اداره خصوصی سازی اموال مردم وتنها "استدلال نظامی "است ویا در تفکر نظامی – بانکی خودو نظیر فرهنگ ارباب – بردگی می اندیشند وهر که را میل داشته باشند به ساختمان مزبور راه می دهند وهر که نخوهند ویا حقوق ریاستی اشان ونپذیرد! وبا اردنگی نظامی واز ساختمان مزبور بیرون می اندازن!د وبا مکانیزم شکایت ثبت ثنا هم نمی تواند از هیچ دادگاهی وحکم بگیرد ولی منکه منزل مزبور وبا دادن پول وتنها اجاره کرده بودم وادعای مالکیت منزل مزبور هم نداشتم که نپذیرند !وبهمین دلیل حداقل مجلس ویا مردم ایران وخیلی ازقشر عوام ایران را ودر جریان وقایع مزبور می گذارم که فکر ی به اصلاح عیوب بانکداری اسلامی بانک مرکزی بکنند ولی مقامات همان دوبانک سپه ویا ملی باور دارند که اداره امور اداری خودشان را خوب بلدند ویا ملکهای ساخته شده از وام بانکی سپه وجزو ملک شخصی آنان می باشد ولذا دو بانک مزبور وبا قوانین اسلامی وعقود اسلامی اداره نمیشوند وبلکه با قوانین برده داری نظامیان حاکم بر آن بانک سپه اداره می شود که روحانیون قم را سر کار گذاشته اند ولذا از نظر بانک مرکزی ویا از نظر مدیربخش خصوصی سازی ویا با نظر دهی بخش نظارت مجلس ویا کلانتری های تهران هم وحل نمی شود؟ ویا حق بررسی شکایت من ودر مورد ورقه شرعی سرقفلی منزل مزبوررا هم گرفته اند ! وبهمین دلیل بنگاهدار مزبورهم واعتناءبه حقوق شرعی ام نکرد ویا خانم مدعی مالکیت همان منزل استیجاری هم نکرد! ویا مدیر آن ساختمان هم نکرد !وبطور مجازی واز طریق تلفن اینستاگرام خود صحبت می کردند ویا خیلی از حقایق را واز من پنهان می داشتند! ولذا مرا از منزل مزبور وبدون دادن مبلغ رهنم وبیرون انداختند! ویا بدون دادن وسایل شخصی ام ودر منزل مزبور بیرون انداختندکه اسنادش وجود دارد ! واکنون هم ومدت 6 ماه است که پول نقد سفته ام را پس نمی دهند ومی گویند برو واز هرکه میخواهی بگیر!ومن که در عصر پهلوی یک جوان صاحب حق خرده مالکی بودم واکنون فاقد اختیار حق سوال از اموالم شده ام ؟ وتا حدودی می فهمم که از "عصراختیارات مالی ام" خارج شده ام ویا از عصر دوران خود مختاری سوالم ویا از عصر ارباب رعیتی نیمه خود مختار عصر پهلوی وبه عصر ارباب وبردگی بانکداری کنونی افتاده ویا عصر بدون سوال جواب وارد شده ام! واز این رو عقلم تا حدودی کار می کند که بفهمم در اطرافم چه می گذرد؟ ولذا تا حدودی سعی می کنم که وجدانم را آرام نگه بدارم ولی نمی توانم و"راز های پنهان برده داری پنهان خودم را آشکار نکرده ویا حقوق برده داری بانکی پرسنل بانک مرکزی ایران واداره خصوصی سازی را آشکار سازی نکنم ؟ وتا دیگر ریا کاری بعنوان بانکداری اسلامی نکنند ؟ وبلکه تئوری ارباب-بردگی وزارت اقتصاد کنونی را وبه مردم جهل زده ایرانی بشناسانم !وتا بعنوان "اقتصاد ناب اسلامی "وبه مردم نشان ندهند !ومردم هم عقلانیت در معاملاتشان نشان داده واین بارو گول اوراق سهام بانک مرکزی را نخورند! ویا گول چک وسفته نامعتبر بانک مرکزی را ونخورند! وتا به مال باختگی شدیدومثل من دچار بشوند! وزیرا مدیرانی که اعتبار دورغین به اوراق بهائ دارخود قائلند ویا مهردروغین به آن سندها زده اند وفقط اعتبار اسناد چاپ کرده دولتی خود را وآنکار می کنند! ویا فقط گور اقتصاد همان جامعه را کنده اند! وبهمین دلایل دروغگوییهای اوراق بها دار پرسنل بانک مرکزی است که امروزه تلاطم اقتصادی و در بازارایران وجود دارد ویا هر روزه قیمت سکه ودلار وگرانتر از گذشته می شود! ویا پول ملی هم وبی اعتبار شده ودیگر ودر نزد ملت ایران وازرش واعتباری ندارد! وزیرا از قدیم گفته اند که حرمت امامزاده را وخادمش نگه می دارد ووقتی خود مدیران بانک مرکزی ودچار انواع دروغگویی ها ودر مورد اوراق بها دار خودشان شده اند ! ویا ازرشی برای چک تضمینی صادره خودشان وقایل نیستند ! وپس چرا ملت ایران به آن اعتماد بکنند؟وتا ورقه اوراق قرضه آنان راوپول نقد بپندارد ؟ ونقدا بخرند که فردا پولش را پس ندهند ؟ وهمچنین مدیر کنونی اداره خصوصی سازی هم که مدعی است که دکترای حقوقی دارد ولی معنای چنین حقوقی سرقفلی هم وبرای رهن من قایل نبود ویا ارزش یک ورقه خریداری برای انواع سهام هم قایل نیست ولی می خواهد که املاک ومستغلات ایران را به بورس بگذارد ویا اموال شرعی دیگران را وجزو "اموال تملیکی "قابل مصادره خود می داند !وبا این استدلالها سعی می کند که دیگران را به ورشکستکی کامل بکشاند! ولی چنین افراد مدعی علم دکترای اقتصاد ویا علم حقوق ونمی دانند که وقتی ارزشی به دارندگان اوراق بهادار چاپ کرده خودشان قایل نیستند ویا به اوراق بانک مرکزی ویا اداره خصوصی سازی وقائل نباشند! وبا یدکه نام آن اداره را بجای "اداره خصوصی سازی ایران" و"اداره برده داری نوین" بنامند وزیرا ارزش انسان بخاطر اختیاراتش ودر معاملات می باشد واختیارات همو در گرو ارزش اسنادی است که در دست خود دارندو ارزش اسناد هم روند خرید وفروش همان سندبها داردر بازار معلوم می شود ویا در فایده بردن از فروش ان اسناد معلوم می شود ولی اوراق سهام ویا چک وسفته بی اعتبار بانک مرکزی هم واختیارات خرید وفروش ویا فایده بردن از منزل ویا ماشین اش وبوسیله ان سند را ندارد که از انسان کنونی گرفته شده است ولذا نظیر یک فرد "برده وبی اختیار"در معاملاتشان شده وفایده بردن از آن معامله را نمی برند ولذا آنرا اقتصاد اصل 44 خصوصی سازی نمی گویند وبلکه "برده داری نوین" می گویند وبهمین دلیل است که آیات حقوقی قران ودر سوره 282 و283 ونص سوره بقره وبرای اینکه "طبقه برده "مشرک قبل از ظهور اسلام و به "طبقه خرده مالک بعد از اسلام تبدیل بشود ویا حق مالکیت وخرده مالکی بیابد ویا به طبقه مالک تبدیل بشود ونحوه مالکیت اموالشان برای آنان را ذکر کرده است که می گوید "الناس ملوک علی اموالهم " ویا فرد مسلمان شده را و صاحب حق مالکیت می داندکه نباید از او گرفته شودویا بعناوین مختلف غصب ویا سرقت واخاذی ویا خیانت در امانت وگرانفروشیوتدلیس از او گرفته شود وجزو اموال دیگران بشود ولذا اسلام اصل "مالکیت خصوصی "را قبول دارد ونهاد خصوصی سازی من در اوردی وزارت اقتصاد ومتولیان آنرا در بانک مرکزی قبول ندارد! ویا نمی پذیرد! وتا ملکی با خواسته شخصی مدیر اداره خصوصی سازی ایران و به فردی داده شود ویا هر وقت هم که نخواست و همان مدیردولتی ودلش بخواهد ومی تواند همان ملک را از او پس بگیرد! ولذا اسلام پدیده ای و بنام اتاق خصوصی سازی ویا اصل 44 را قبول ندارد !وبعلاوه ملاک مالکیت ویا خرده مالکی افراد هم درفواید مالی سند های مالی وملکی مکتوب شده است ویا در مکتوبات بین آن دونفرو درفرایند تجارت ویا در معامله ذکر شده اند و قران نکات مزبوررا و"تذکر مذهبی "می دهد که کارمند بانکی ویا قضایی ویا کلانتریها ودر پرکردن همان اسناد بانکی بهادارودقت شرعی بکنند! وتا از این راه حقوق "داین ومدیون" مندرج در آیه 282را از بین نبرند ! ویا در اسناد بهادار مزبورو دخل وتصرف بین بانکی نکنند! وتاایه شرعی اوفوا بالعقود وعمل قضایی بشود ویاوفای به عقد توسط عمال دولتی بشود ! ویا من غیر حق وبه شهروندان شهر دیگرو انتقال اینترنتی پولی داده نشود ؟ و اگر در تنظیم اسناد مالی وچنین اعمال شرعی را رعایت نکنند وپس آنان را وافراد بسیار فاسق کارمندی می خواند ویا درنص 282سوره بقره می داندوحتی ذکر می کند که کارمند بانک مرکزی ونباید کتمان شهادت دروغ بکند! ویا در مورد ارزش وقیمت وموعد وتاریخ پس دادن دین مزبورو نشان بدهند! یا در مدیریت اسناد بانکی ومدیریت اسنادمالی و بدون غل وغش عمل بکنند !واگر چنین کار نکنند وپس آنگاه وکارمندان بسیار فاسق هستند ولذا نباید که به پست های دولتی وحکومتی گمارده بشوند! ولیکن هنوز این سفته 90 میلیونی چاپ کرده بانک مرکزی اینجانب وبه اندازه ورقه قولنامه آن مغازه دار تهرانی وارزش شرعی وحقوقی در دایره خصوصی سازی آقای قزبان زاده ندارد! وتا با دفاع وی وهمان بنگاهدار تهرانی وجرات نکند ویا در کامپیوتر های وزارت اقتصاد وزیر نظرش وجزو حساب شخصی خودش برده شود! ویا بدون دادن پول رهن من ویا وسایل منزلم ومرا واز آن منزل استیجاری ام ودر خیابان نامجوی تهران وبیرون برانند ؟ ولی چنین کاری با من انجام شد ویا در سیستم حقوقی بردگی وزارت اقتصاد وقوع یافت به ارزش حقوقی اسنادم توجه نکردند که اکنون برگهایش در در دست من می باشد ! ومن نمی دانم که تصورات حقوقی آقای قربان زاده چیست ؟ویا عقاید مدیر خصوصی سازی واز مفهوم خصوصی سازی چیست؟ ودر حالی که فرق حقوقی "برده بدون ملک" وبا "شهروند صاحب ملک" ودر اداره خصوصی سازی تحت امرش را نمی داند؟ ویا در معلومات حقوقی خودش به آن آیه های حقوقی قران توجه ندارد! که حق "خودرا پس بگیرند ؟ وبعلاوه ارزش اوارق بهاء دار بانک مرکزی وبه عملکرد دادگاهها بستگی دارد که تا بحال و توجه اداری به ان نکرده اند ویا به تضمین عملی آنها بستگی دارد ولی اکنون "اوراق بهاد داراداره خصوصی سازی و در سیستم دادگاههای مدل ثبت ثنا ی کشور واعتبار ندارد ! ولی دادگاههای قدیمی بهتر بودندویا مبتنی بر دفاتر کاغذی وارزش داشتند ! ویا دادگاه با منشی های باتجربه وقاضی های با سابقه ارزش داشتند که اکنون نیستند! و چراکه این نوع کارمندان با تجربه دادگاهها واغلب در سالهای اخیر وبازنشسته شده اند! وبجایش کارمندان کم تجربه ودر دادگاهها مستقر می باشند ! که صرفا با گذاشتن کامپیوتر بر روی میز خود وباور یافته اند که شکایت اینترنتی ومعجزه خواهد کرد!ودر حالیکه "پدیده ثبت ثنا" و پدیده جدید التاسیس ودر دوسه سال اخیر می باشد ویا پدیده آزمایش نشده وپر از عیوب اداری می باشد ! وبعلاوه طراحان نرم افرازهای سامانه ثبت ثنا هم ومهندسان وابسته به سرمایه داری غربی می باشند وپدیده بومی وشرعی نمی باشد که به درد شکایت های مردم ایران بخورد واگرچنانچه در همه وزارتخانه های ایران و"ساما نه های اینترنتی" بکار گرفته شوندوعیبی نخواهند یافت ولی در وزارت دادگستری ومعضل آفرینی خواهندداشت که باید شکایتهای عموم را وحل بکنند! ولی کاربرد این نوع از "سامانه الکترونیکی ثبت ثنا "مبهم می باشد واگر اصلاح نشود وستم بر مردم ایران خواهد کرد وبعلاوه مکانیزم مزبور و در عصر معامله اینترنتی از راه دوروفایده ندارد ! وزیرا فقط به نفع متشاکیان کلاهبردار خریدار شهر دیگربوده وبدرد فروشنده شهر دیگر نمی باشد وبعلاوه فرصتی هم به وکیل ها ی دادگستری صاحب دفتر در شهر ها ی خرید کننده می دهد که بعنوان کارشناس حقوقی وشکایت را مختل بکنند وزیرا آنان وبدلیل رفت آمد مکررخودشان و به دادگاهها ودر بین همان کارمندان وزارتخانه مزبور و "نفوذ اداری" یافته اند ویا دنبال مسایل رفاقتی خود هستند وبه فکر "شاکی بدبخت" نمی باشند وبعلاوه با گرفتن حق الوکاله های کلان واز افراد مال باخته وکاری می کنند که روند شکایت به دادگاهها وبی فایده وهزینه برباشد وبهمین دلیل وسامانه ثبت ثنا را هم وانواع آیات قران ویک نوع "سامانه اداری مشروع" نمی داند وبعلاوه مسئولان قضایی هم ودر راه اندازی آن ونظر خواهی از مردم ایران وشاکیان متعدد نکرده ا ند وباید اصلاح بشود ویا با همکاری وزیر فناوری ومخابرات ایران وریاست بانک مرکزی وریاست دادگستری انجام شده ویا با تاسیس دادگاه مرکزی در خود بانک مرکزی حل بشود که با رای حقوقی اش واسناد بدهکاریک شهر وبه اسناد طلبکارشهر دیگر و تبدیل مالی بشوند وبجای مجوز بخش کارمندان بخش خصوصی ثبت ثنا وهمان وزیر محترم مخابرات ومجوز ارسال چکهای بلامحل بدهکار را در شهر های مختلف وبه کارمندان پست هما نشهر ها بدهد که از حقوق قضایی 31 استان خودشان وشعب بانکهایشان کسر شده وبه دادگاه مرکزی بانک مرکزی شکایت بکنند وتا بانکداری اینترنتی انواع بانکهای شهرها ونابود نشوند و در پایان اینجانب و با فرستادن اسناد مال باختگی خودم به آن نشریات مختلف واستد عا وخواهش دارم که با خواندن متن ویا محتوای نقد آمیزم ودر چهار شکایت نامه مزبور به نهاد" قوه قضائیه " تذکر مطبوعاتی داده شود ویا ترتیبی اتخاد بفرمائید که بدون ذکر عنوان وآدرس منزل من ویا منزل دو نفر متهم شکایتم ویا بدون ذکر اسامی روسای قوه قضائیه که به آنها نامه شکایت امیزم را نوشته وفرستاده ام ودر نشریه خودنیز وبعنوان افشائ گری اجتماعی بنویسید ویا صرفا جهت روشنگری مطبوعاتی ودر مورد نهاد جدید قضایی بنویسید! ویا در اصلاح عیوب آن "ثبت ثنا "بنویسید ونیز بطور خلاصه ومطالب افشاگرانه وروشنگرانه نقد آمیزم را به آنها وتذکررسانه ای بفرمائید واگر هم نویسندگان آن مطبوعه ومایل به پدیده مزبور نباشند وهمان اسناد بانکی ویا مالی ارسالی ام وبه نشریه مزبور راو بطور امانت دارانه وبدون درج تصویری اش ودرهمان نشریه مزبور ونگه بدارید وتا خیلی از کسانی که از نامه شکایت آمیز من وخواهند رنجید ونگویند که تو اسنادی برای ادعایت نداری ؟وبلکه شاهد های من وشما اهل قلم شاهد خواهید بود وباور خواهید کرد که چگونه با من وفرزند فلج 40 ساله ام عمل کردند ویا با زرنگی های دو شهروند مقیم تهران واین بار مال باخته شدم وپلیس تهران هم ودر این باره وهیچ کاری برای دفاع از حقوق شرعی من نکرد ؟ویادر دفاع از فرزند محروم من نکرد؟ ویا در طی 10 ماه اخیر وشکایتهایم در تهران بی اثر ماند! ویا در شهرمحل اقامتم تاثیر نکرد! ودر حالیکه دسترنج اموالم ودو فرزندم را ودر طول 50 سال زحمتکشی مداوم وبدست آورده بودم ویا با کار در چند شرکت شخصی ویا با تدریس دانشگاهی وحقوق نویسندگی ناچیز در مطبوعات بدست آورده بودم ولی با حیله گری پرسنل بانک مرکزی واز دستم رفت! وآنها در تنظیم اسناد بانکی با حیله گری عمل می کنند ویا در "معاملات بین الاشخاص" و"عقود بین شرکتها " و"عقود بین دولت وملت" وتقلب اسنادی می کنند ویا پرسنل زرنگ بانک مرکزی هم وبخشنامه های خود را و بالاتر از" وحی" می دانند ومن که در سال 1351 ش واولین پول حقوق معلمی ام را واز بانک ملی وبانک مرکزی عصر پهلوی گرفته بودم که در زیر نظر تعدادی مستشار بانکی آمریکایی بودند ولی آنها در تئوری بانکداری اجنبی گرایانه خودوافرادی درست کارتر از پرسنل کنونی بانک ملی معاصر بودند ! وبمن ویا به دستمزد معلمی ام وضربه نزدند! ویا سندملکی منزل ومغازه پدرم را ودستکاری نکردند که از من بگیرند که جهت چرخاندن شغلش واز بانک رهنی وصادرات ربوی عصر پهلوی وام گرفته بود ویا با سود بانکی 3 درصدی گرفته بود ولی همان بانکهای طاغوتی وکارمندانش ومنزل ومغازه پدرم وبعد از فک رهن ونظیر امروز مصادره نکردند ویا به نفع منافع بانکی اجنبیهای انگلیسی ویا امریکایی مصادره نکردند! ویا به نفع طبقات نوکیسه دیگر جامعه ومصادره بانکی نکردند؟ ولی بعد از انقلاب واین مصادره نوع مصادره بانکی به ضرر حقوق ارثی من انجام گردید ! وآنها ونام غصب بانکی خود را وامروزه بنام " بانکداری اسلامی " گذاشته اند! ولی همان بانکداران انگلیسی – امریکایی وجرات آنرا نداشتند ویا در طول 150 ساله تاسیس بانک ملی وبانک سپه وبانک رهنی وبانک کشاورزی وبانک تجارت انگلیسی وجرات نداشتند ویا همان پرسنل بانک مرکزی امریکایی عصر پهلوی وقاجار وسعی نکرده بودند که به بهانه دادن وام بانکی به پدرم وما را وازمنزل خرده مالکی مان خارج بسازند ویا از ترس مردم ایران ونکردند! ویا خرده مالک شهری ویا کارگری آنانرا وحذف نکردند ! ویا خرده مالک روستا ها را هم وسعی نکردند ویا در طول 14 قرن وحذف بکنندویا تقلب در ورقه بنچاق روستایی آنان بکنندکه نشق نامیده می شد وتا به "طبقه برده بی سند ملکی" تبدیل بشوند که سند ملکی مغازه ویا منزل ویا سند وسیله کار نداشته باشند ولی ما طیف دانشجویان جوان وکم تجربه دانشگاههای تهران ودانشگاه شریف وتنها با خواندن کتاب (البنک لاربوی) مرحوم محمد باقر صدر )وتصور کردیم که مستشاران امریکایی مستقر در بانک مرکزی و ملی ایران وهمگی اشتثمار گرند و بعلاوه اشخاص اجنبی می باشند وبا رفتنشان پرسنل بانک مرکزی درست عمل خواهندکرد که ایرانی می باشند ویا درست کارمذهبی خواهند بود وبه ما ایرانیان خیانت نخواهند کرد! ویا حسابهای بانکی امانتی امان ودر نزد آنان محفوظ است ویا به حواله های بانکی مان ودر تنظیم اداری آنها وخیانت نخواهند کرد! ویا رعایت هم وطنی با ما ها را خواهند نمود !ویا ما قشر خرده مالک جویای تحصیلات وتلاش را وخراب نخواهند کرد! ویا در صنعت وشغل کارخانجات ودر آمد اندک مان ودچار پولشویی نخواهند شد؟ ویا بخاطر زحمتکشی امان واز طبقه متوسط وخرده مالکی جامعه بیرون نخواهیم رفت ؟ ویا به طبقه برده دانشگاهی کنونی وتبدیل نخواهیم شد ؟ ولی امروز بر عکس شد ه وپرسنل آقای فرزین که بربانک ملی گمارده است واغلب افراد بی سواد حقوقی هستند که بضرر هموطنان خود عمل می کنند ومتاسفانه آقای فرزین هم ودر دوره ریاستش ودر بانک ملی و بدست این نوع از کارمندان زرنگ بانک ملی وانواع حکم مدیر اداره حقوقی داده است ؟ویا حکم مدیر دایره مبازره با پولشویی داده است !ویا حکم بازرسی بانک ملی را داده است ولی آنقدر سواد شرعی ویا حقوقی نداشتند که در طول ده ماه شکایتم مسئولانه عمل کرده وبه وکلاهبرداری از خودم را وبا گواهی مالی آنان شکایت عمل بکنند ویا به دادگاه وحقانیت مالی مرا بنویسند ولی بمن گفتند که ما وقت این نوع از درد سر های بانکی را نداریم ولذا آن دو کلاهبردار هم و فرصت یافتند وبا گرفتن پولم از شعب همان بانک ویا از کارمند دیگر همان بانک واین بار منکرپول نقد حسابم شدند بشوند وگفتند پول حواله ای مرا واز بانک ملی نگرفته اند ولذا باید خانه مزبور را تخلیه بکنم ولذا اثاث انتقالی ام هم به همان منزل مزبور را هم وبالا کشیدند؟ واین نوع از کلاهبرداری در مورد 5/7 میلیون کشندگان چک بلا محل هم وجود دارد ویا در مورد بالا کشیدن دسترنج میلیونها قطعه ساز تراشکار وکارگران آنها هم وجود دارد ! ویا با چکهای صادره آنان واتفاق افتاده است! ودر عوض وبا حیله گری های پرسنل بانک مرکزی به جیب طیف انگل وغیر زحمتکش جامعه رفته است ویا با همدستی پرسنل بانک مرکزی وبانک ملی انجام گرفته است وکاری که با چک وسفته ویا اوراق قرضه ویا حواله بین بانکی می کنند که یا از روی نادانی آنهاست ویا از روی حیله گری کامل آنهاست ! ودر این ساختمان کاخ گونه تهران انجام می شود که با چاپ بی رویه انواع چک پولهای 100 هزار تومانی وبدون پشتوانه انجام گرفته است که به گرانی شدید جامعه منجر می شود ویا با چاپ فله ای انواع دسته چکهای کلاهبرداری وبا تحویلش بدست افراد بدون مسئولیت وانجام می گیرد ویابوسیله چاپ فله ای اوراق سکه است ویا بوسیله اوراق گام است که با وجود کسری بودجه دولتی ومشکل زاست ویا با چاپ فله ای سفته ویا اوراق مشارکت واوراق سپرده های غیر تضمینی است وهمگی باعث گرانی شدید جامعه شده ومثلا با گرانی برنج وبه قیمت برنج 150 هزار تومانی ویا گوشت باقیمت 220 هزار تومانی ویا روغن 4 کیلویی وبقیمت 400هزار تومانی است که گران گردیده است ویا قیمت دلار که 44 هزار تومانی شده است ویا سکه 18 هزار تومانی که شده است وبا این نوع از عملکردهای حیله گرانه پرسنل بانک مرکزی است که همه مردم ایران وامروزه وبه اقشارکاملا فقیر ویا بی پول وبیکارتبدیل شده اند ویا به افرادی بدون نان ودر سفره ها یشان تبدیل شده اند !ویا بخاطر عملکرد غلط آنهاست که به تعطیلی انواع صنایع ومعادن ویا مغازه هامنجر شده است ! ویا باعث فراری شدن 10 میلیون قشر متخصص پزشک ویا مهندس ودانشجوی دکتری وبه خارج کشور گردیده است !ویا هفت تظاهرات خیابانی بزرگ وبراه افتاده است که بخاطر اعمال ننگین بانکداری پرسنل بانک مرکزی می باشد که اتفاق افتاده است واز قدیم گفته اند که دشمن دانا وبا سواد غربی وبه انسان کمک می کند که آشنا به علم مدیریت بانکداری می باشد ویا بهتر از پرسنل بانک مرکزی است که نادانی در بانکداری دارند ولذا همه ملت ایران را وبدبخت کرده اند! ومثل خرس نادانی می باشد که از روی ندانی وسنگ بزرگی را وجهت راندن یک مگس وروی صورت اربابش وپرت می کند! ویا به نقل ناصر خسرو که گفته است "از ماست که برماست "وبانکداری این هم وطنان نادان نیز وچنین است و مارا به عصربرده داری و دوران باستانی 3800 سال قبل بر گردانده است که قبل از دوران نزول ایات تورات ویا اوستا ویا انجیل وقران بود ولی متن حقوقی همان ادیان بزرگ وکمک بزرگی به حقوق ما انسانها کرده بود ! تا حقوق اجتماعی طبقه بردگان گذشته وترمیم بشود ! ویا به حقوق "طبقه رعیت کشاوزری مرفه تر از "برده" تبدیل بشویم ؟ وسپس با جنبش های سوسالیستی 100 اخیرهم ودوباره "حقوق اجتماعی طبقه رعیت " جوامع بشری هم وبیشتر گشت وبه سیستم حقوق اجتماعی طبقه کارگری چین وروس تبدیل گردید ویا به "حقوق طبقه کارمندی یقه سفید "وقشر نیمه متوسط اروپایی و آمریکایی تبدیل گردید ! ولی با شعارهای احمقانه ما دانشجویان دانشگاه تهران ووضعمان عوض گشت که فریفته شعار (کتاب بانک غیر ربوی) آقای محمد باقر صدر شده بودیم ولی باور نمیکردیم که قشر بازاریان ویا شاگرد بازاریان صندوق جاوید تهران ویا پرسنل سازمان اقصاد اسلامی وبه آقای دکتر محسن نوربخش ورئیس بانک مرکزی ایران وسفارش بانکی شده بودند ویا در سال 1372 ش وتوصیه شده بودند که در بانک مرکزی ایران وبه خط مشی گذاری وتعیین سیاست مدیریت حسابهای بانکداری اسلامی مردم ایران بپردازند !و احتمالاهمان قشر بازاری مزبور هم و درس فقه اسلامی که نخوانده بودند که بدانند "اموال شخصی مردم" چیست ؟ ویا "بانکداری اسلامی "چیست ؟ واین نوع معلومات هیچ وتنها با فروختن دستمال ویا کشمش به بانک مرکزی رفته بودند !وحتی برخی هم وتحصیلاتی در حد دیپلم ویا شش کلاسه هم نداشتند !ولی معتقد بودند که آقای دکتر نوربخش وباید با سیاست گذاریهای همان قشر بازاری وبانک مرکزی را واداره بکند ویا باید بخشنامه های بانک مرکزی را واداره بکند ویا افراد مورد نظر آنان را وبه پست های کارمندی ومدیریت بانک مرکزی بکار گمارد واحتمالا قشر کارمندی کنونی بانک مرکزی هم وهمان افرادی هستند که با سفارش این طیف بازاری وشاغل در این بانک شده اند ویا به بانک مرکزی راه یافته اند! ویا به پست های کارمندی ومدیریت دوایر آن گماشته شده اند وبعدا هم وبا نامه سفارشی همان روسای بانک مرکزی وبه روسای دانشکده های اقتصاد دانشگاه علامه طبا طبایی ویا شهید بهشتی ویا احیانا دانشگاه آزاد ودانشگاه امام صادق وسفارش شده بودند که مدرک بگیرند! ویا با نمره رانتی کنکور های بعد از انقلاب ودرس بخوانند! ولی امروزه خودشان را وبالاترین متخصصان بانکداری جهان می انند ویا مدل اقتصاد اسلامی جهان میدانند ولی من هنوز در پرونده ونحوه تحصیل شان وهنوز پژوهشگری نکرده ام که چقدر ملومات بانکداری دارند ولذا در این باره سخنی نمی گویم و پژوهش مزبوررا به دیگران می سپارم ولی اینجانب که تحصیلات جامعه شناسی حقوقی ودر شناخت مالکیت در جوامع "برده داری" را دارم ویا شناخت مالکیت "جامعه ارباب ورعیتی "را دارم ویا دروس مالکیت در جامعه های سوسیالیستی ونظام بانکی" وجامعه سرمایه داری را دارم ویا در بانکهای مرکزی 212 جامعه معاصر را خوانده ام وبعلاوه با تجربه شخصی ام نیز تحقیق کرده ام وتجربه شخصی از بانکداری آنان دارم که چگونه با من عمل بانکی شد ویا با بخشنامه بانک مرکزی بعد از انقلاب وسند مالکیت منزل پدر ومادرم واز چنگ شرعی من بیرون آمد؟ ویا طلاهای ارثی مادرم ویا املاکی که با زحمات فراوان وبرای دو فرزندم ودر طول 50 سال اخیر وخریده بودم وهمگی از چنگ ملکی من وفرزندم بیرون آمد ویا با مدیریت ظاهرا اسلامی همان پرسنل بانک مرکزی وبیرون آمد! وجزو ملک واموال قشر های دیگر کشورم گردیده است که زحمتی برای خرید آن وجوه نکشیده اند !وبرخی نیز با دزدی بانکی اینترنتی واز چنگم خارج گشت ویا با سیاستهای احمقانه بانک مرکزی واز دست من خارج شد ویا تنها با بازی کردن انگشتان دست کارمندان بانک ملی وبا کامپیوتر واز حساب بانکی من خارج گشت وبه حساب وثروت نامشروح افراد دیگر ریخته شد! ونیز درمورد پرس جو واز نحوه پولشویی 5/7میلیون چک بی محل دیگران هم وتحقیق کرده ام وبه چنین تحقیقات دانشگاهی رسیده ام ومی بینم که امروزه نظیر "حقوق بردگان فاقد مالکیت"عصر گذشته شده ایم ! وپرسنل بانک مرکزی هم ودر "کنترل حسابهای بانکی امان "ونظیر "اربابان برده داری عصر باستان روم "باستان هستند واز حقوق ریاستی خود بهره کافی می گیرند وفرضامنزل یک "برده" را از او گرفته وبه برده دیگر می دهند ویا جزو حقوق اربابی خودشان می دانند! ویا هیچ برده ایرانی را وصاحب حقوق سند دارشدن منزلش نمی دانند که اختیار مدیریت اموالش را داشته باشد! ودورانی است که از عصربانکداری دکتر نوربخش در بانک مرکزی شروع شده وتاعصر ریاست آقای فرزین که ادامه دارد وهروقت که دلشان بخواهند حقوق ملکی یک برده تحت ریاست بانکی اش را وغضب خواهند کرد ! ویا در چاپخانه بانک مرکزی وورق پاره هایی چاپ کرده را وبه قیمت چند میلیارد ی چک صیادی ویا چک الکترونیک را به دیگران خواهند فروخت !ویا سفته چاپ کرده خود را ونام آنرا هم واوارق بهادار خزانه اسلامی می گذارند! ویا آنرا به فامیل ویا دوستان نزدیک پرسنل بانک مرکزی میدهند تا دیگری را بفریبد! وبیهوده آرم خزانه داری ویا شماره کد تضمینی وبه ان زده اند ! وفقط فلان بدبخت ایرانی را وگول می زنند! ومردم هم ونظیر ایام سابق هم نیستند که همه پول نقدشان را ودر گونی شخصی کرده وبه منزل خودشان ببرند وبلکه اعتماد کرده ودر "گونی اینترنتی "بانک مرکزی آقای فرزین امانت گذاشته اند! وآنها هم کارمندان امانت دار خوبی وبرای مردم ایران وحسابهای بانکی مردم ایران نیستند! ولذا برای دریافت پول نقد چکهایشان وباید بدنبال نخود سیاه فرستاده بشوند! ویا همان کارمندان افراد مال باخته واز همان بانک را بسراغ این دادگاه ویا آن دادگاه می فرستند! وتا با تحمیل هزینه های کلان واز خیر پول نقد شان بگذرند ! ودهها میلیون انسان بدبخت ایرانی دیگر هم و ومثل من وسر کار گذاشته شده اند! وشاید هم می خواهندکه با این شیوه های حیله گرانه اداری وجای خالی 3 میلیارد پولی را وپر بکنند که آقای خاوری ویا رئیس بانک ملی سابق ایران وخارج کرد وبه کانادا برد! وتا با دزدیده شدن حساب من ویا با حساب میلیونها انسان دیگر وخلاء پولی مزبور و پر بشود! وتا خزانه داری بانک ملی وورشکسته نشود! واین نوع از کلاهبرداری های مالی که پرسنل بانک مرکزی وتدبیر می کنند ویا در سر کیسه کردن مردم ایران وروش اداری خود کرده اند ویا در تبدیل کردن آنان وبه قشر بدبخت "برده داری نوین" را طراحی کرده اند ویا با سوء استفاده ار عنوان "بانکداری بدون ربا "وبهانه کرده ویا رواج فرهنگی داده اندوقابل قبول شرعی نمی باشد وباید نامشان در تاریخ ثبت بشود !
این وبلاگ شامل :