بانک سپه وتاثیرش در "مذهب سازی" شیطان پرستی ایرانیان

(تحول مالکیت ومذهب ایرانیان)

از: دکتر محمد خالقی مقدم

تخصص – جامعه شناس حقوقی

بحث من در مقاله مزبورمربوط به آنست که چگونه پرسنل بانک سپه که اکنون بزرگترین بانک خاورمیانه است واز ادغام 7بانک نظامی قبلی شکل گرفته است وشامل بانک انصار ویا بانک قوامین ویا بانک حکمت وبانک کوثر ویا بانک مهر رضا وغیره است وبنام
رواج "بانکداری اسلامی بدون ربا " ودر گیرندگان وام از این بانک وفقط شیطان پرستی را رواج می دهند ویا در روش بانکی خود دوسوم آیات قران را ازبین برده که امور حقوقی قران مربوط به عقود معامله ویا ازدواج است واز بین برده ویا یک سوم قران هم که اخلاقیات ویا عبادات است وبخاطر وامهای بانکی اش وبه نابودی کشانده اند وچرا که با "مرام ترشی"بانکی بت پرستانه ای که در وام گیرندگانش اشاعه فرهنگی سی ساله داده است وهمه آیات قران را در سی سال اخیر ازبین برده وبعلاوه اخلاقیات فاسدی دروام گیرندگان خود به وجود آورده که در 14 قرن اسلامی در ایران نبود وتنها "اخلاقیات وعبادتهای "عصر شرک می باشد ونیز در این راه و بزر گترین مشکلات روحی ویا روانی ویا فرهنگی وحقوقی را در مردم ایران سی سال اخیر بوجود آورده وبعلاوه بعد از ادغام اجزای زیر مجموعه اش نیز وادامه می دهد ولذا نظم تشکیلاتی وزارتخانه های کشوررا هم بهم ریخته است ! وهمچنین مفاهیم حقوقی دین اسلا م ودر نظام معاملات ویا رهن واجاره ویا خرید وفروش منزل وحتی ازدواج متخذه از حقوق اسلامی را بهم ریخته وبجایش مفاهیم حقوقی " مذهب شیطان پرستی "را رواج داده که در بانکهای غربی وجود داشت وبه درون جامعه ایران آورده ویا درروند داد وستد ورهن واجاره وغیره منازل ومعاملات رواج داده ویا در اغلب مغازه های دارای مدار بسته و" رواج فرهنگی "داده است ولذا امروزه هم وآشفتگی عمیقی در موسسات اقتصادی کشورتولید کرده ویا باعث فلج شدن اغلب آنها شده ولی بزر گترین ضربه اش وبه "مالکیت صنعتی "است که با چکهای بلامحل نابود می شود وبه "مدیریت صنعتی وبه "اوراق بهاء دارصنعتی " می باشدویا به باز پرداخت دیون معوقه صنعتی" و ناشی از اصل 44 قانون اساسی می باشد که عمل ناشیانه پرسنل بانک سپه است ولذابزرگترین ضربه را وبه "خصوصی سازی" زده وبجای مفاهیم حقوقی سالم دادوستد اسلامی قبلی وامروزه مفاهیم من درآوردی دادو ستد مذهب شیطان پرستی را رواج بانکی داده و یا مفاهیم "گولد کوئیستی "غربی را ودرمیان ایرانیان معاصر رواج داده است که از 7 شعبه سابق آن تسهیلات بانکی وبنام "وام بسیجی" گرفته بودند که عده کثیری از ایرانیان معاصر را تشکیل می دهندوبعلاوه اخلاقیات وبینش ایرانیان را ونسبت به همدیگر عوض کرده ویا "مناسبات اقتصادی سالم "آنها وبا همدیگر ر ا دگر گون نموده وبجایش کینه وعدوات میان آن دورا تولید کرده است !ودر این شیوه آسیب رسانی اقتصادی – حقوقی "مالکیت خصوصی سازی خودش وبعد ازانقلا ب "ومقصر اصلی پرسنل بانک سپه می باشد که "مفاهیم بانک داری ا سلامی "را وبا "بانک داری شرک آمیزغربی " واشتباه گرفته است !وبجای بانکداری سالم اقتصادی وصرفا فرهنگ سازی شرک آمیزدر ارباب رجوع ویا دربدهکارانش بوجود می آورد وتا با این شیوه های فرهنگی وحقوقی غلط وسودبانکی سابق را گرفته به خزانه خود باز گرداند وهمگی از تفکرات احمقانه – کارمندان روستای اش نشات می گیرد و8بعلاوه گروه فرهنگی دیگر هم به انان کمک می کنند ویا به فرهنگ سازی شرک آمیز آنان ودر سی سال اخیر هم کمک کرده انددویا8گروه حقوقی ایرانی هم ومقصر فرعی می باشند که از وام گیرندگان "بانک صندوق بسیجیان" مزبور ویک "بت سازی فرهنگی "ویا "اسطوره های آسمانی" ساخته اند که مخصوص "توتم وتابو سازی " ادیان شرک آمیز جوامع قبلی است ولی امروزه کارمندان روستایی بانکهای قوامین وبانک انصار وحکمت وکوثر ایران ودر جامعه بعد از سال 1372 ش ایران ورواج فرهنگی داده اند! ویا "شخصیت بت واره "برای گیرندگان کارمندی ویا بازاری وام خصوصی سازی نظامی کرده ویا در مشاغل مختلف بوجود آورده اند ولذا فرهنگ اقتصادی وکارمندی بعد از انقلاب راو با تفکرات احمقانه "وام امنیتی "خود وبه تباهی کشیده اند !که کنون این گیرندگان وام امنیتی بانک سپه دچار دردسر شده وبه تعداد 50 الی 60 هزار شاغل ونیمه شاغل خصوصی هستند ویا با تفکرات شرک آمیز هستند که تقریبا اخلاقیات 80 در صد ایرانیان را تشکیل می دهند ویا با مرام های گوناگون مذهبی وسیاسی وعقیدتی بوجود آورده ودستیار همان کارمندان بانک سپه هم ودر این راه و"حیله گری فرهنگی "8 گروه مختلف دیگر است که ذیلا می نویسم وبعلاوه بی سوادی عمیق سران سپاه است که صندوق بسیجیان را اداره می کنند ویا نسبت به مفاهیم قرآن است که صرفا با انداختن چند گلوله در ایام جنگ "نظامی "شده ولی امروزه بجای ادعای درجه داری نظامی صرف و"صندوق داری بانکی "می کنند وفقط ادعای پیامبری در جامعه ایران معاصررا برای خود بوجود آورده اند که چنین وام گیرند گان اقتصادی وامنیتی از صندوق بسجیان اصل 44 خصوصی سازی خود را به درد سر انداخته وخودشان راهم به "مقام اولوهیت "رسانده اند ومثلا تعدادی از این 8 گروه وام گیرنده امنیتی از "صندوق بانکی سران سپاه" و نظیر کارگر دان ها وتئاترچیهای حیله گر وغرب گرا ههستند که بخاطر اهداف پشت پرده خود وبه "بت سازی سران سپاه" در سینما وتلویزیون پرداخته ویا در نقاشی های خیابانی کمک می کنند ونیز برخی از شاعران زرنگ که از این راه پول بدست می آورند ویا بخاطروام گرفتن از این وامهای امنیتی وبه مدح وثنای "بت واره آنان " می پردازند! ویا قشر دیگر دانشجوی کامپیوتر نادان دانشگاه صنعتی شریف است که جهت کاریابی خود به دفتر بسیج دانشگاه رفته ویا جهت گرفتن پول وکارت بسیج هم گرفته وبا همام کارت هم اگر به دین هم اعتقاد نداشته باشد ولی ادعا می کند که من هم در ایام جنگ بودم ولذ "سهم گیری از دیگران" می کند ویا جهت پول درآوردن از صندوق مزبور وکارت مزبور را بهانه کرده ویا با همان کار ت و"اسطوره سازی در مورد شخصیت خو"دمی کند ! ویا رانت طلبی برای خود می کند! ویا با همان کارت وخودش را مقدس تر از یک رزمنده ایام 8 سال جنگ می کند و به دیگران نشان می دهد ویا خبر نگار بیسواد صدا وسیماست که می خواهد با پوشیدن لباس سپاه در تلویزیون واهداف خاص خودش را پیاده کرده ویا در مجری گری وبه مردم ایران دیکته بکند ! ودر حالیکه نمی داند "اصلا مفهوم بسیج" چیست ؟وبه چه کسی می گویند ؟ویا فلان وکیل حقوقدان فراماسون وصاحب دفتر در شهر های مختلف است وبا گرفتن وام امنیتی مزبور جهت تاسیس دفترش ولی دفاع غیر شرعی ویا عدم دفاع از یک پرونده دادگستری می کند!ولذا هر کس از ایرانیان وهدف خاص خودش را واز ان "کارت وام امنیتی" در پیشه اقتصادی خودش پیاده کرده وجستجو می کند! وبهمین دلیل و به تعداد مدار بسته مغازه ها ویا ادارات ویا مدارس وکارت بیسج وجود داردویا 30 سال اخیر ایران است که" وام امنیتی واز سران سپاه و یا جهت شغل خود گرفته اند ! ویا بازنشستگان فراماسون وزرنگ ارتش دوره شاه هستند که با گرفتن همان کارت خصو صی سازی بسیج واز صندوق مالی بسیج مزبور و"دفتر بنگاه معاملاتی خودش را در شهر زده ونیز با همان کارت بسیج هم سر دیگران کلاه می گذارد ! ویا مغازه آژانس شهری زده است ! ویا فلان نوحه خوان ویا پیر غلامان نادان که با گفتن شعر ومدح نامه ودر مورد فلان فرد ارتزاق می کند ویا در مورد او غلو می کند !که اسطوره سازان بت کردن بسیج هستند ویا فلان وام گیرنده از بانک انصار را ودر شعر آئینی خود بزرگ کرده وبالاتر امام حسین نشان می دهد !ویا به افکار عمومی معرفی می کند! ودر حالیکه ممکن است که همان صاحب کارت بانکی کوثرمزبورهم وبه خداوندنیز معتقد نباشد! ویا با هما ن کارت بانک انصارهم و سر دیگران و کلاه بگذارد ! ویا چک بلا محل به دیگران بکشد ! وقشر دیگراسطوره ساز هم و طلبه نادان قم است که نمی دانداند این 70 میلیون وام گیرنده امنیتی بانک مزبور وبا کارت بسیج مزبور ودر فقه اسلامی چه "احکام حقوقی حلال ویا حرام "دارند؟ ونیز بسیج به چه کسی می گویند ویا می تواند باشد؟ ولذا 70 میلیون ایرانی با دین ویا بی دین کارت بانکی بسیج دارند ولی به صرف داشتن کارت بانکی بسیج در جیبشان انسان مومن وصاحب دین درر معاملات وازدواج نمی شوند ویا به مقدار مدار بسته مغازه ها یشان نمی شوند؟ ولی امروزه با مرامهای متضاد عقیدتی معامله کرده ویا با عقاید گوناگون ودر فقه ونصوص قرانی بدعت بوجود آورده ویا معانی دینی معامله حلال را بهم زده اند ویا با عوام فهمی خودشان ازمفهوم بسیج واقعی و"تفقه قرانی" را بهم میزنند وتعدادشان هم زیاد است وبعلاوه فارغ التحصلان نادان وبیسواد دانشگاه امام صادق هم مزید برعلت هستند که ا ز "فقه ومفهوم بسیج "وبرداشت های شرک آمیز دارند ولی در مکانی که آمریکایی ها وبه آنها داده اند که فرهنگ سازی نوین بکنند واین نوع مفاهیم شرک آمیز را وبا فهمهای غلط خود دامن می زنند!ویا برخی افرادشرکت کننده در جنگ را بت می سازند که در مجلس نشسته اند ویا با فهم غلط از بسیج وقوانین قران ودین را بهم می زنند ویا در مکان نظامی دیگر نشسته وجاه طلبی اش ایجاب می کند که دیگران از او "بت" بسازند!ویا دائما فلان کارگردان واز اوفیلم اسطوره ای ساخته ویا فیلم بت سازانه بسازد ! ویا مجسمه سازان دیگر هم ومجسمه او را ودر فلان میدان شهر ونصب بکنند !ویا فلان خانم نویسده دیگر هم که بیکار است واحتیاج به پول دارد وخاطرات اورا بنویسد ویا در مورد اووحماسه ها ی جنگی اش غلو بکند ویا خاطراتش وانواع غلو دینی بکند! ویا اورا بالاتراز امام حسین ویا از حضرت علی نشان بدهد! ویا اداره ارشاد ویا ناشران مختلف هم ودائما در مورد او وکتاب بنویسند! ویا مصاحبه کرده ویا شعر گفته ویا انواع چاخانها بکنند! که شیوه فرهنگی سی ساله ناشران ایرانی سود جو شده است که نقش بسیج کم تجربه را (ونه در صحنه واقعی جنگ وبلکه تنها در فیلم وسریال مداحانه نشان دهند ویا بالا تر از نظامیان جوامع دیگر نشان بدهند !ونیز در حالیکه این نوع از کتاب نویسی ها ویا غلو ودرمورد نظامیان مزبور ودر هیچ کشور وجود ندارد وبویژه نظامیانی که صندوق بین المللی پولی انگلیسی وکلید صندوقش را تنها بدست آنان داده وتا همه مردم ایران را برای شغل یابی خودوپرستنده آنها بکند ویا تنها محتاج آنها کرده است !ویا جهت پول گرفتن ازصندوق بسیجی آنان که امروزه بانک سپه نامیده می شود ومی بایست که همه نوع مدح ویا ثنا بگویند ! ویا سجده وکرنش هم ودر برابر آنان بکنند! ویا آنان را به "مقام اولوهیت" رسانده وتا صنار وسی شاهی وام بانکی بگیرند ؟ویا جهت شغل یابی خود واز آنان بگیرند ؟ ویا نظامیانی که دانشجویان بدبخت را مجبور می کنند که همه نوع ابتکار ویا انواع اختراعات فنی خودشان را به آنان منتسب کرده ودر این راه واورا دچار "کیش شخصیت" بکنند ویا "شخصیت اولوهیت مابانه "به آنها داده ویا او راو صاحب همه نوع حماسه ها نشان بدهند وافراد چاپلوس محتاج به وام بانی هم زیاد هستند ونظیر خبر نگار ویا شاعر ویا مداح که از "صندوق انصار"آنان وام گرفته اند ویا با کارت خصوصی سازی احمقانه امریکایی ها- که گرفته اند ونیز آنان واولین بار وایرانیان را موش آزمایشگاهی خود کرد ه ووام اشتغال دادن وبه تعداد 70میلیون چاپلوس مغازه دار ویا کارمند زرنگ ویا مداح مفت خوررا در سیستم اقتصادی بعد از انقلاب مزبور گنجانیدند وافراد بدبختی که بخاطر "صندوق بسجیان" ومجبورند بجای طواف مکه وبه دور آنان و "طواف مذهبی "بکنند! واین نوع نیاز آنان هم وایران معاصرر ا دائما "دچار کیش شخصیت" می کند وتا افراد مزبور صاحب صندوق را بزرگتر از خدا وامام حسین دیده ویا همتای وی تصور بکنند! ولذا " همزاد نگاری درانگیزه "پیروومرئوس اسطوره ای " بوجود می آید ویا کیش شخصیت در ایران معاصر را زیاد کرده وتا در اداره کارخود وحتما " بت سازی " بکنند ویا یک نوع ارباب رجوع واسطوره سازی مزبوربکنند ولذا زندگی همه خراب می شود ویا هفتاد میلیون افراد صاحب کارت هم وخوشان را و" اسطوره" بپندارند ویا برای فروش صابون ولبوفروشی خود و بگویند که من که کارت بسیج دارم وسردار سلامی هم دارد ولذا من هم با وی برابر هستم !ویا وی عکس دارم! وتا با نشان همان عکس مزبور به دیگران وسر دیگری کلاه بگذارد!ویا به دیگران بگوید که فلان عکس را با سردار قا لیباف دارد ولذا در اداره خود وکار شکنی ودر حق دیگری بکند!ومتاسفانه سرمایه داران یهودی امریکا وانگلیسی بانک جهانی هم مقصر هستند که "وام خارجی" در جوامع دیگررا وبه روش منطقی پیاده کرده اند ولی در جامعه ایران بیک "وام مقدس" ویا یک نوع "وام دهی امنیتی مقدس مابانه "تبدیل کرده اند ! واحتمالا راه اندازی جنگ ایران عراق هم وبخاطر همین نوع از هدف اقتصادی آنان بوده است که بعد از جنگ ودر ایران این "تز" را پیاده کردند! ویا با دست همان سرداران محترم سپاه جاه طلب وشهرت طلب پیاده کردند ویا در صندوق بانکی !نها گذاشتند وتا به دست شاغلین بعد از انقلاب ایران داده شود ویا با اصل 44 قانون اساسیداده شده وبا این روش غلط همه راههای اشتغال زایی سالم وکسب در آمد را وبروی ایرانیان بسته اند! وبجز از "صندوق بسیجیان "وبرای مردم ایران وراه دیگری بعد از انقلاب نگذاشته اند؟ وبعلاوه دوست دارند که در "جهانی سازی سرمایه داری جدید" خود وهمه سیستم حقوقی چهار دین برژگ آسمانی را وکنار بگذارند! وزیرا در عقود اسلامی کتاب های قران وانجیل واوستا ووتورات ومشکلات عدیده حرام بودن ربای بانکی را می دانند وآن پدیده را مانع "بانک جهانی "خود می بینند !ولذا جهانی سازی سرمایه داری خود وتنها با دین شیطان پرستی عجین کرده وتنها می توانند با "صندوق مقدس پولی آنان " اداره بکنند! وبهانه جنگ عراق هم وبهانه خوبی بود ویا الگوی مناسب فرهنگی برای آن بود وتا این نوع از "وسوسه کیش شخصیت "وبا چاپ کارت بسیجی 60 وای 70 میلیون انسان ودامن زده شود وتا "وسوسه نفسانیات پروری "در ایران بوجود آمده وهزا ران کارت بسیجی این پدیده را دامن زد ومثلا کارت رفتگر ویا کارت بانکدار بسیجی ویا کارت دانشجوی نماز نخوان بسیجی وغیره ولذا این شیوه از نفسانیات وبا دست این قبیل از اقشاروبصورت "بت پروری "شکفته شد ویا با کارت بسیجی 16میلیون دانش آموزکه جهت کاهش پرداخت شهریه آنان کارت بسیج گرفته اند ولی "توهم آفرینی" در مورد کارت مزبور می شود وهمان دانش آموزان بسیجی که موبایل واتس آپ دار انها وپر از عکسهای سکسی است ولی ادعا می کنند که هر کدام یک سر دار سلیمانی می باشند ؟ ویا کارت بسیجی فلان مغازه دار گران فروش که کارتش را "وسیله ظلم "به دیگران کرده است وبهمین دلیل و"انگیزه وسوسه آمیز" وجاه طلبی همان 70میلیون کارت دار بانکی صندوق بسیجیان را و"مذهب سازی جدید" کرده است وامریکایی هاهم زرنگ هستند وبا دست "سپاه ومکانیزم صندوق آنان و""تغییر دین اسلام "بعد انقلاب را فراهم کرده اند وتا به دگرگونی اخلاقیات وعبادات مردم هم ونایل بشوند! واز این راه ومفاهیم ومعارف قرآنی را عوض کرده ویا عقود اسلامی معامله ویا ادواج قرآنی را ودر جامعه ایرانی کنار گذاشته اند وبعلاوه "شیوه معامله وکسب وکار "وبا روش شیطان پرستی را ودرا یران معاصر رواج می دهند! ویا بنام" تئوری کسب وکار اصل 44 قانون اساسی "رواج می دهند ویا در ایران معاصر رواج می دهند! واز این راه وامروزه اخلاقیات عوض شده ویا رفتار زن ومرد با یگدیکر ودر جامعه معاصر عوض شده ویا بنام "دین شیطان پرستی" و"دین بسیج پرستی "واسطوره سازی می شود !ویا جایگزین "خدا پرستی "قبل از انقلاب شده ات که ارتداد جامعه معاصر را نشان می دهد ویا در 70 هزار مسجدایرانی رواج یافته که دارای پایگاه مقاومت هستند ویا این نوع از تفکرات فرهنگی جدید رواج یافته است ودیگر اندکی از افراد در آنها نماز می خوانند ولی فضای فرهنگی آنها وتنها " بسیج پرستی "شده ویا مسجد ها به "بتکده بسیج " تبدیل شدهاند ولذا مسجد های سابق ایرانی واز جایگاه "عبادت خداوند "خارج شده وامروزه به مکان پرستش "سر گروه بسیجی "همان صنف تبدیل شده است ولذا قران آنرا "دین شرک"می داند! ویا "ازدواج شرک آمیز چند شوهری " می داند! ونیز در سوره نسائ قران حرام کرده است !ویا ازدواج های نامرسوم دیگر که دستاورد عصر قدرت سران سپاه پاسداران است که فرهنگ سازی خود را از روی بیسوادی می کنند وطوری که در سوره نسائ قران نیست واحتمالا شیوه ازدواج غیر شرعی مزبور واز سوی خداوند وبه مکتب سردار سلیمانی واگذار شده است ؟ویا به مکتب سردار باقری ویا به مکتب سردار شمخانی وحی شده است که چنین ازدواج ها ودر دوره ژنرال شدن آنها رواج یافته ولی در "مکتب سر لشکر های زمان شاه" و"چنین افکار مکتبی" ازدواج سفید وجود نداشت !ووالادر علوم قرانی به هر کس "صاحب مکتب "نمی گویند که صدا وسیما این لفظ را ورواج می دهد !ومنکه چنین نوع از "ازدواجهای سفید" را ودر عصر قدرت نظامی سرلشکهای عصر پهلوی گذشته ندیده بودم ولی بعد از انقلا ب رواج یافت ویا در عصر سردران الگو شده انتشار یافت وبعلاوه با توزیع احمقانه انواع کارت بسیج ودر "چاپخانه سران سران سپاه"واین نوع الگوهای ضد مذهبی وبوسیله همان کارت گرفته گان رواج یافت ! ویا بوسیله آن کارتها یچاپخانه سردار فیروز آبادی و"ترس از گناه وعقوبت در قیامت "کاهش یافت واین بار وهمه مدعی شدندویا با همان کارت سردار فیروز آبادی وسردار باقری ومی توانند به بهشت بروند! ویا با کارت صادره سر دار باقری و"بهشت را برای آنان ساخته اند ویا با همان کارت وتضمین کرده است؟ ویا با وجود همه گناهانشان وبهشت تضمین کرده است ! ولی خداوند که ذگر نکرده ویا در قران ذکر نکرد ه است ولی هما ن سران سپاه رواج داده وبجای خداوندتصمیم می گیرند ویا "اجازه گناه کردن "به زیر دستان بسیجی خود می دهند ویا با همان کارت می دهند! ویا با همان کارتی که به زیر دستان خود داده اند واورا "اطلا عاتی "کرده اند وآزاد است ومی تواند به هر کسی که بخواهد وظلم بکند ؟!وهیچ دادگاهی هم وبا همان کارتش وحق محاکمه دادگاهی وی راندارد واین "شیوه از دین سازی جدید "واز نظر خداوندمردود است ! ویا دین امام حسین نیز نمی باشد وتنها " دین ارتداد ودین شرک است که با دست سران سپاه " ساخته شده ولی از نظر سرمایه داری جهانی و" دین انقلابی سپاه " جلوه داده می شود وهیچ کس نباید به آن ایردی بگیرند والا دستگیر شده وزندانی می شوند ! ودر سایه این نوع از "دین سازی انقلابی "است که امروزه 5/7 مغازه دار وبا کارت بسیجی گناه می کنند ویا با کشیدن چک بلا محل دیجیتالی وبه گناه اقدام می کنند ویا سر دیگران کلاه می گذارند ولذا در ایه 187سوره بقره قران واین نوع معامله شرک آمیزحرام است ووجزو روش مسلمانان نبوده واز عادات قبل از نزول قران است ولی توزیع این همه کارت بسیج خصوصی سازی آنرا ببار آورده ویا برای 70 میلیون مغازه دار ویا کارمند وکارگر مشکل آفریده ودر حالیکه افراد شرکت کننده در جنگ ایران وعراق چنین فکر نمی کردند که بسیجی محسوب بشوند! وزیرا از آن دوره تاریخی وتنها 30 هزار سپاهی زنده مانده بودند ویا با استخدام دائمی بودند ونیز 800 هزار وداوطلب نظامی مقطعی دیگر وبنام بسیج نظامی ودر آن ا یام بودند وبعلاوه کارت بسیج اقتصادی هم محسوب نمی شد ویا همان کارت هم وتنها برای کارت نظامی گری بود وبرای تاسیس شغل ویا مغازه نبود ؟وتازه همان 30 هزارنظامی هم واغلب در سالهای گذشته فوت کرده اند وتنها تعدادی باقی مانده اند که برخی از انان صاحب پست بالا هستند ولی امروزه مغازه داران صاحب کارت مزبور و ادعا می کنند که با گرفتن همان کارت بسیجی و مدعی شرکت داشتن در جنگ هستند ویا مدعی مقدس بودن می کنند ولذا چاپلوسی در مورد خود هم براه انداخته ه ولذا "مذهب سازی" در هر جامعه وبا انگیزه های چنین افراد وطیف های مختلف ساخته شده ویا با انگیزه سازانش ساخته می شودویا بوسیله مداحان مختلف که زیاد هستند ! ولذا در فرهنگ مزبور همه خود را و"اسطوره "دیده ویا "رب النوع "ساخته اند واز این راه ونفسانیا ت خود را اسطوره کرده اند که قران انرا" بت پرستی "می داند ولی امروزه "بسیج پرستی" وبا اسامی آنان وبر در ودیوار همه کوچه ها رواج یافته ویا با تعویض نام خیابانها وشعار جنازه گردانی ها ویا با تمثال های دیواری رواج یافته و بجای بت بعل وهبل نشانده شده اند ونهایتا هر مغازه دار معمولی صاحب کارت بسیج هم وسوسه می شود وخود را نظیر آنان مقدس می پندارد! ولذا کسی در شغلش وحریفش نمی شود! وبا همین نوع از اسطوره سازی هر فرد صاحب بسیجی هم خود را می پرستد وبهمین دلیل هم واغلب مسجد ها را وبه "بتکده بسیج "تبدیل کرده اند! وبعلاوه عوض کردن نام خیابان سعدی ویا حافظ ویا نامگذاری بسیج وبجای شعرای مزبور ویا نام گذاری همه کوجه های دهات ویا شهر های ایرانی و بنام کوچه فلان بسیجی وفرهنگ سازی عمومی شده است ویا دعوت همگان وبه تشیع پیکر فلان فردی که 35 سل قبل در گذشته است ولی امروزه با گردانن او در هم شهرها وباعث شده مراسم عزداری برای امام حسین ودر حاشیه امور باشد وتنها مراسم تابوت گردانی فلان کشته جنگ ومقام اورا بالاتر از امامان بکند وبعلاوه 43 است که برگذاری همه روزه این نوع از مراسم ها ودر همه شهر های ایرانی وجزو فرهنگ ای انیان معاصر شده است ویا با نوشتن کتا بها وفیلمها و در مورد شجاعت های آنان وبا عث شده "مذهب بت پرستی بسیجیان "وبا "مذهب ربا خواری ظالمانه صندوق بسیجیان "عجین بشود؟! ودر حالیکه در همه کشور ها جنگ وقوع یافته است ویا در هم ادوار واین نوع از جنگ وجود داشت ولی این نوع از برگزاری مناسک بت پرستی ودر مورد کشته های آن کشور ها نبود ویا نظیر ایران وجود ندارد ولذا قران هم در مورد مزبور گفته است : و"الهکم التکاثر وحتی زرتم المقابر" ونیز قران "شهید را وتنها کسی می داند که در راه ترویج احکام خداوندی وبدون توقع پول وحقوق ماهانه کشته بشود ولی کشته شدن هر فرد نظامی را شهید نمی داند که برای وضیفه نظامی وکلانتری اش پول می گیرد وتا فلان وظیفه ادا ری ویا کلانتری خودش را را انجام دهد ولذا شهید نمی داندوزیرا شغل نظامی چنین است واحتمال کشتن ویا کشته شدن متقابل را دارد ومثل مشاغل دیگر نیست !وبعلاوه توزیع این همه از کارت بسیجی اقتصادی بی رویه وتوسط نظامیان که در جنگ بودند وبعدا صندوق مالی دایر کردند ولذا همه امور اقتصادی معاصر را و معکوس کرده است که فساد آوریاداری واقتصادی وفرهنگی را رواج داده است !

وبهمین دلیل امروزه و بسیاری از افرادی که در بازارها ی ایران 5/7میلیون چک بلا محل به دیگران داده اند وبه محض آنکه احساس می کنند که فرد متضررو قصد شکایت از وی را در دادگاه دارد و بلا فاصله با آن کارت بسیج مغازه داری خود ودر کلانتری محل حضور یافته وآنگاه تعویض لباس می دهد وتا مانع شکایت آن بدبخت مال بخته از خودش بشود1 ویا تلفنی از نگهبان همان وزارتخانه ویا کلانتری می خواهد که مانع وی بشوند وتا شکایت وی وبه دست مسئو لان ویا به دست دادگاهها نرسد !وخداوند مسئولیت این نوع از گناه کردنها را ودر قیامت به گردن سردار سلامی ویا سردار شمخانی می گزارد که به آن بسیجی کارت داده است ویا حق گناه ویا حق ظلم کردن به دیگران داده است "

وهمچنین کارمند اداری دیگر ویا کارمند بانکی دیگرهم وبا همان کارت بسیج فله ای خود وبدون اعتناء به آیات قران وگناه بکند ومثلا شکایت فرد دیگر را به مدیر اداره نرساند ویا دربان زرنگ فلان مجلس هم ویا شهر داری هم واز کارت بسیجی توزیعی ویا بی حساب مزبور ونهایت سو ءاستفاده را بکند ویا کارشکنی اداری ودر نظام اداری بکند ویا شکایت مردم را وبه گوش مسئولان نرساند ودر حالیکه همان مغازه دار ویا کارمندهم که در جنگ ایران وعراق هم شرکت نکرده بودند ولی امروزه وبا همان کارت و"همسان پنداری با بقیه شهدائ جنگ "کرده وخلاف اداری میکند!

آری امروز قران سوزی ودر سوئد وهلند وبه تنهایی نیست وبلکه به درو ن ادارات ایران کشیده شده وبطور نامرئی ریشه دین زده می شود ویا تنها به تحریک سرمایه داری انجام نمی گیرد وبلکه قران سوزی واقعی وعملیاتی ودر داخل ایران است ویا بصورت آرام وزیر زمینی وتوسط یک بسیجی خاطی ودر ظلم به شهروند دیگر اتفاق می افتد

وبعلاوه از سوی دیگرو " سران سپا ه "وبا دادن این نوع از کارت بسیج وبه نگهبانان ادارات وجایگاه مدیررا با نگهبان ادره عوض کرده ویا در تصمیم گیری عوض کرد ه اند وزیرا روسائ وزارتخانه ها ی مختلف و بهانه های مختلف می آورند که جانشان وبر اثر ترورهای اول انقلاب ودر خطر است وبهمین دلیل واز پذیرش حضوری مردم اجتناب می کنند ودر مورد شکایتهای غیر حضوری هم وکاری انجام گرفته است که اداره پلیس ویا اداره حراست ها ویا کلا نتریها ویا نگهبانی درب ادارات ویا مجلس ودادگاههاومعضل شده است وباعث میشود که همان حراستها وبجای مدیران وتصمیم بگیرند ولذا شکایت مردم را هم به آنها نرسانند

و لذا چنین ستم غیر عادلانه ودر شکایت پذیریها وباعث می شود که سران سپاه ودر روز قیامت ومسئول بشوند و نه تنها به بهشت نخواهند رفت وبلکه در همان قیامت هم وبا چاپ وپخش این نوع از کارتها ونیز بخاطر ظلم شدن به حقوق مردم وتنها عقوبیت یافته وجزو جهنمی ها ویا عقاب اخروی بشوند ودر این دنیا هم ومردم ایران و از آنان راضی نیستند ویابخاطر گرانی های شدید اجناس ویا فقر وبدبختی برای اکثر مردم ایران واز آنان ناراضی هستند ودائما آنها را لعن ونفرین ودر کوچه وخیابان می کنند وبهمین دلیل و"اجر دنیوی "هم نداشته وخسر الدنیا والاخره هستند !

ونیز لازم به ذکر است که پرداختن اینجانب وبه موضوع مزبور وبخاطر آنست که اینجانب ورشته تحصیلی ام وتحقیق در "شناخت مالکیت" ویا "مفاهیم حقوقی مذهب ومالکیت" است که درروند مالکیت جوامع موثر است ویا درمفاهیم "کار برد ابزار آلات وشیوه تولید "آن دوره تاریخی موثر است و"رابطه مذهب ومالکیت" هم ویا تحول اجزائ آن را واز دوره قاجاریه وتا کنون ودر سال 1401ش دنبال می کنم وبدنبالش اضافه می کنم که وقوع انقلاب 1357ش هم وتنها تحول چهره های سیاسی یک رژیم وبه چهره های سیاسی رژیم دیگر نبود وبلکه "تحول نظام مالکیت در ایران "هم محسوب می شود ویا "تحول نظام حقوقی بانکی" است که مالکیت جدید بعداز انقلاب را هم بوجود آورده است وبهمین دلیل هم امریکایی ها ودر ایران وبا راه اندازی انقلاب 1357ش تنها به دنبال "تغییر رژیم صرف ایران" نبودندوبلکه بدنبال "تغییر مذهب وترویج شیطان پرستی " هم بودند که تحقق یافت وبعلاوه بدنبال " تغییر مالکیت در ایران " هم بودند که با دست "سپاه "وبا مکانیزم "بانک سپه آنان " انجام گرفت وتا اصل قرارداد رویتر و"جهانی سازی اقتصاد تحقق بیابد واصلی که در عصر ناصرالدین شاه مطرح شد که انگلیسی ها وبا آن اصل وبرای تغییر "دیوان استیفائ قدیم" ایران ونظام مالکیت قدیمی اش وبه "وزارت اقتصاد جدید ایران" می کوشیدند ویا بوسیله مستشاران بلژیکی وغیره انجام بدهند ولی موانع اقتصادی زیاد داشتد وسپس در دوره پهلوی هم وبا آوردن "مستشاران آمریکاِیی" وبه وزارت اقصاد ایران ویا به سازمان برنامه وبانک مرکزی ویا به سازمان استخدام کشوری ودر سال 1327 ش کوشیده ونام "قرار داد رویتر سابق" عوض شد واین با ر عنوان قرار دادمزبور وبا تغییر محتوای حقوقی اش وبه نام " اصل چهار ترومن" تغییر نام یافت ویا در همان سالها ی گذاشته ودر همان ایام پهلوی واین بار بنام اصل چهار ترومن جهانی سازی سرمایه داری جدید تر می کردند ولذا در چهار چوب حقوقی آن اص ترومن وتعدادی کارخانه ویا دانشگاه ویا بانک های متعدد در شهرهای ایران ساختندکه یک نوع "مالکیت جدید صنعتی " آمریکایی ها در ایران بود وبعلاوه در سال 1342 ش هم وبرای "تغییر نظام بزرگ مالکی قدیمی ایرانیان" کوشش کردند ویا اصل اصلاحات ارضی وتقسیم اراضی خانهای 66 هزار روستای ایران را ودنبال کردندکه پیشنهاد همان آمریکایی ها بود وبعلاوه در سال 1345ش هم و" اصل وقانون حماایت از خانواده " هم وتنها پیشنهاد امریکایی ها بود ویا برای "سلب مالکیت خانوادگی " ایرانیان بود و" یا "قانون سلب ارث خانوادگی وهبه خانوادگی ونفقه خانوادگی " بود که قران ودرسوره نساء ویا در سوره های دیگرشوبه مردم ایران داده شده بود ولی این نوع از خرده مالکیت زارعی خانوادگی وخرده مالکیت خانوادگی شهری ودرتئوریهای اصل های رویترنبود ویا در اصل چهار ترومننبود ومانع جهانی سازی اقتصاد محسوب می شد ولذا مورد نظر 6میلیون یهودیان پولدار صاحب سرمایه ودر بانک جهانی نبود ویا مورد نظر 4 میلیون یهودیان صاحب سرمایه ودر صندوق بین المللی پول سوسیس هم نبود که "کنفرانس های داووس" را هم اداره می کردند وبعلاوه مردم ایران بخاطر "حق کاپپیتولاسیون مجازات دهی خارجی ها "وگیرخارجی داشتند وچرا که بخاطر برخی از تخلفات جنسی 58هزار مستشاران آمریکایی گیر بودند ویا با مردم ایران ودرگیری خیابانی پیدا می کردند ولذا در این سالها وخود امریکایی ها وتصمیم گرفتند که بادست برخی از فرامانسونهای بورسیه داده شده ایرانی در فرانسه و"رفرم اقتصادی "ودر "قرار داد های رویتر" و"قرارداد ترومن "سرمایه داری خود در قانون اساسی ایران بعمل آورندونام اصلاح شده آنرا و"بنام اصل 44 خصوصی سازی" بگذارند وتا بوسیله همان اصل 44 و این بار سرمایه گذاری جدید تر در ایران بکنند ویا همه پول توسعه واز بانک جهانی امریکا وتامین بشودوایرانیان وسهم خرده مالکی هم ودران توسعه نداشته باشند! وبعلاوه با اصلاح قانون اساسی ایرانیان وکاری بکنند که "بجای "مستشاران خارجی" معضل ساز واین بار "مستشاران بومی – اسلامی کار شناس وجایگزین شده و"توسعه درون زای آنرا "پیش ببرند ویا با کمک این نوع مستشاران محلی که نام آنرا "شورای مصلحت نظام "گذاشته بودند ومشکلات مذهبی وقضایی وسیاسی وسرمایه گذاری جدید ایران راو ازبین ببرندولذا "مدل این نوع از مستشاران بومی کارشناس "را هم ودر اصلهای 111 و112 قانون اساسی جدید ایران گنجانید ولی در طی 43 سال اخیر وچنین "مستشاران توسعه اسلامی کارشناس" ودر دولت ویا در مجلس ایران پیدا نشد ولذا به "نهاد پوشالی درایران "تبدیل شد ویا روز بروز "اوضاع سرمایه گذاری نوین ایران" واصل 44آن "ووخیم تر میشود ونیز با همین گونه از "تئوری سیاسی"بود که انقلاب 1357ش براه افتاد ویا سفارتخانه خود را در تهران وعمدا بستندوبه آمریکا بردند ونیز با همین " تز سیاسی" بود که 58 مستشار خود راو از بانک مزکزی ایران بیرون بردند ولی هیچ وقت مستشار اسلامی کاربلد درایران جایگزین نشد وبعلاوه آنان مستشاران آمریکایی خود را واز سازمان برنامه ووزارت اقصاد واتاق بازرگانی واداره خصو صی سازی بیرون بردند ویااز اتاق بورس واتاق تعاون ووزارت کار وراهنمایی ورانندگی و غیره خارج ساختند ویا در سال 1357ش به امریکا بردندومستشار امریکایی "کار بلد" که در بانک مرکزی تهران بودند ویاکارمندان ایرانی و راهنمایی می کردند ویا جهت سازماندهی حساب های بانک ملی انگلیسی وامریکایی عصر پهلوی و "راهنمایی صحیح" می کردند ویا کارمندان بانک سپه سابق انگلیسی وامریکایی ودر دوره پهلوی وبهتر از عصر کنونی وتحت تعلیم بانکی خود قرار می دادند که در بودجه ارتش ومعضل افرینی نکنند ویا کارمندان بانک مسکن ورهنی ویا بانک کشاورزی ویا بانک تجارت ویا بانک رفاه کارگران انگلیسی وامریکایی عصر پهلوی را هم "مشاوره بانکی" مطلوب می دادند که با "اسنادبانکی کاغذی" چگونه کار بکنند ؟ویا چگونه حسابها را و"سازماندهی بهینه کرده و"یا "تراز اسناد بانکی "مطلوب بکنند ولی بعد از انقلاب روش خود را عوض کردند که همگی "بانکداری اینترنتی الکترونیکی " گردید د ویا توسط شرکت گوگل ویا ماکروسافت ویا یاهوویا با فیس بوک امریکایی وتجدید روش اداری شد وآنها بیرون رفتند وایرانی ها هم ونتوانستند که مهارت اداری مطلوب از خود نشان بدهند! ولذا همان مستشاران قبل از سال 1357ش وارد کار شده واین بار بعد از انقلاب ویا این بارو بجای ایران ودر دفاتر بانک جهانی امریکا نشسته اند ومجبورندکه ا ز راه دورو بانکهای ایران را وطرحی جدید ویا اداره بکنند ویا کارمندان ومدیران18 وزارتخانه ایران را وراهنمایی از راه دور اینترنتی بکنند ویاکارمندان بانک مرکزی ویا مد یران سازمان برنامه ویا بیمارستانها وکارخانجات را وراهنمایی اینستاگرامی از راه دور بکنند! ویا مسئولان حمل ونقل را با سامانه های دولت الکترونیک "نیما" ویا ساداوثبت ثنا ویا سامانه ناظر ویا سامانه رصد وزارت کار بکنند که مدیران بسیجی اش بلد نیستند ودست چپ وراست اداری خود را نمی شناسند ولذا قادر به ان کارالکترونیکی جدید نیستند ویا با "سامانه سجاد" وزارت علوم ویا "سامانه سجام" بورس وغیره را واداره بکنند ویا با موبایل همان کارمند مستقر در کمیسون امور اقتصادی مجلس که از مستشار امریکایی ودستورالعمل نحوه کار خود را و بگیرد ودر تلگرام به او بگوید که چه قانونی را حق تصویب در مجلس دارید؟ ویا حق تصویب ندارید؟!وآری در عصر مدار بسته ها ویا در عصر موبایلهای دستورگیرنده از اجنبیهای امریکاییها ومشکل آسان شده است وچراکه ان مستشاران در ایران هم نیستند که بخاطر تجاوزشان بیک دختر اصفهانی و"غوغای لغو کاپیتولاسیون "بالا برود ونیز در ایرا ن هم والحمدالله وچنین مستشاران کارشناش داخلی هم وجود ندارد بعلاوه نمایندگان کنونی مجلس هم ومقدس تر از نمایندگان مجلس مشروطیت نیستند که مستشاران بلژیکی را ودر وزارت اقتصاد پذیرفتند ! وبعلاوه با موبایلی که در دست انواع معاونان ادارات می باشد ومشکل حل است ویا در دست کمیسونهای مجلس است وچاره کار چنین می باشد ولی این موضوع مورد پذیرش مجلس نیست ولذاتنها ما 85 میلیون ایرانی و مات ومبهوت مانده ایم که چکار بکنیم ؟ وآیا سرنوشت اداری امان وتوسط مستشاران امریکایی و از خاک امریکااداره می شود؟ ویا از داخل ایران ؟ ویا توسط مستشاران بسیجی داخلی که مذهب اسلام را بهانه کرده وانواع مشکلات اقتصادی برایمان درست کرده اندویا مذهب شیطان پرستی وتوتم پرستی و اشتباه گرفته اند ویا از مجلس اسلامی داخل ایران که در قران چنین نیست ؟ویا در تصویبات خود وقسم به قران خورده اند که مصوبات مجلس خود را ومنطبق با قران وفقه واقعی بکنند ویا با فقه شیطان پرستانه اداره نکنند ؟ ولی از انجا که ما ایرانی ها واغلب سواد روستایی داریم ویا در تفکیک "وظایف نهاد مجلس ودولت "داریم ولذا فرق بین "فقه شیطان پرستی " و"فقه واقعی اسلا می" را نمی فهمیم !وحتی در دانشگاه شریف هم این نوع مسائل ندانسته ویا حتی در درس های فقه ودرس خارج طبه های جدید قم هم درست یاد نگرفته ایم وتا چنین استنباط های غلط بسیجی گونه از آایات قران نداشته باشیم ؟وبدانیم که در در چهارده قرن اسلامی هم این نوع مصوبات مجلس وجزو فقه آیات قرانی نبوده! وهمچنین ایه الله منتظری هم وحرام بودن آنرا گفته بود ویا به نقل خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی که در کتابش مکتوب کرده واین قبیل از شیوه های اداری را تنها روشدیکتاوتری شخصی پاسداران می دانست ومی گفت در قران وجود ندارد که حکومت اسلامی اش بنامیم ؟ونیز همین قبیل از تذکرات دینی را وآیت الله گلپایگانی هم وگفته بود ویا با نص ایه من لم یحکم بما انزل ها وهو کافردر قران گفته بود ولی "سران سپاه" قبول ندارند ومخالفان روش اداری خود را و"ضد انقلاب "در خیابانها می خوانند ویا می گویند که آنها واز اسکتبار جهانی تبعیت می کنند ! وبا با این تعبیرشان وهمان مراجع دینی مخالف عقاید سپاه هم و ضد انقلاب دانسته ویا تلقی می کنند وبهمین دلیل هر روزه در قم وتهران ومشهد تعدادی را براه می اندازند وتا برعلیه این نوع از مخالفان عقاید شعار بدهند ویا علیه علمای فقه شناس ومومن شعار بدهند ویا بعنوان ضد انقلاب و شعار مرگ بر ضد انقلاب بودن آنها را سر داده وبرایشان و مشکل درست بکنند ومثلا یا به نقل کتاب خاطرات آقای هاشمی وهمان طلاب اطلاعاتی قم و وابسته به اسکتبار جهانی ودر قم نگذاشتند که آیه الله منتطری و در اواخر عمر خودهم درشهر قم بماند ؟ویا در همانجا نماز بخواند؟ ولذا از قم وبه جنوب تهران تبعید کردند !وبهمین دلیل است که دکتر جان کولمن ومامور ام ای 6 ودر کتاب "نیرنگ وساست" خودذکر کرده که چاپ نشر مروارید می باشد واین نوع از دروغگویی سران سپاه را وافشاء می کند ومثلا در کتابش مستندا می می نویسد که چگونه پاسداران زیر مجموعه یهودیان امریکا می باشند! ولی برای فریب افکار عمومی وبیهوده شعار مرگ برامریکا سر می دهند! وبعلاوه کتاب "دامگه حاد ثه"پرویز ثابتی معاون ساواک هم ومی نویسد زمین های گرانقیمت مرکز اسلامی هامبو رگ آلمان ویا لندن ویا کاندا ومتعلق به یهویان بود ولی عمدا به این "طلبه های اطلاعاتی وفرماسون زده وشیطان پرست" دادند وتا مردم را واز دین پیامبر وامام حسین خارح ساخته وبه ارتداد وفساد وفحشاء بکشانند! ویا یک نواع "اوانجلیست اسلامی" ودر بین مسلمانان بوجودبیآورند وهینطور اسناد دیگردوره پهلوی هم آنرا نشان می دهدومثلا زمین دانشگاه امام صادق ویا منتسب به امام صادق ودر زمان شاه ومتعلق به یهودیان تهران بود وعمدا به طلبه های خبر نگار وریش دارویا فارغ التحصیل از دانشگاه امام صادق دادند تا انحراف در دین بوجود بیاورند !ویا هر روزه درتلویزیون حضور یافته ویا با روش تهیه خبر واعمال حرام قرانی را و"توجیه شرعی تلویزیونی "کرده ویا با این قبیل از تبلیغات دورغین خود وبقیه مردم را هم فریفته وبه ارتداد بکشانند! ویا با این روشهای خود در همان شبکه خبرکه مورد رویت امریکایی ها وپولش را از آجا به موبایل بانک همان خبرنگار حواله کرده ویا با دیدن وتصدیق گزارشهای مزبور وپول خبر نگاری وی را هم واز صندوق بانک جهانی صهیونیزم خود برداشته وبه حساب "موبایل بانک" هما ن خبر نگار تلویزیونی بریزند! وچرا که امریکایی واز ایران دست برنمی دارند! ویا ایران را و "ملک طلق "خود می دانند!واز اداره الکترونیکی آن واز راه دور هم ودست نمی کشند !وما نمی بایست گول می خوردیم وکامپیوتر به درون مجلس ایان ویا به ادارات خود می آوردیم که "شائبه مزبوراداره اش از خاک امریکا و" تشدید بیابد! ونیز همانطوریکه در زمان شاه هم وایران را واز خود امریکا اداره می کردند! وبعلاوه اسناد تاریخی دیگر دوره پهلوی هم نشان می دهد که چه طوری در زمان شاه ویا چگونه چاپخانه کیهان ویا دفتر وساختمان نشریه کیهان متعلق به آنان بود ویا در جنوب خیابان فردوسی تهران ومتعلق به یک یهودی بازار تهران بود ولی عمدا بدست حسین شریعتمداری بسیجی دادند وتا در نشریه کیهان مزبور ومردم را فریفته واز دین پیامبر وبه دین شیطان پرستی کول گوئیستی بکشاند وآنچنانکه خودش هم کتابی وبا همین عنوان " سرگذشت یک گولد کوئیست" ودر سال 1380 چاپ کرده است

آری مستشاران امریکایی و در زمان شاه در تهران بودند واز نزدیک کارمندان بانک مرکزی ویا کار کنان رایو تلویزیون را راهنمایی می کردند ویا از نزدیک راهنمایی اداری می کردند ویا با اسناد کاغذی اداره می کردند ولی امروزه واز راه دورنشسته ودر عصر مدار بسته ها وسامانه هاواداره می کنند ویا در عصر موبایلهای دستور گیری از راه دور اینستاگرامی اداره میشود ولی چونکه ما مردمی روستایی اندیش هستیم ویا مکانیزم نوین آنرا ونمی فهمیم !وآنها هم اعضای مجلس ویا بانک مرکزی ویا خبر نگاران تلویزیون را و"عروسکهای خیمه شب بازی سیاسی " خودشان تصور می کنند ولذا مارا از راه دور ویا با "تز دولت مدرن الکترونیک "اداره می کنند که همه وزارتخانه ها را بصورت "وزارت اطلا عات بزرگ توییتری "در آورده اند ویا در عصر جهانی سازی مزبور ونیز ما ایرانی ها را ودارای تعقل روستایی می پندارند که این شیوه جدید را نمی فهمیم ویا شگرد جیدید اداری آنان را وما نمی فهمیم ؟!وفقط فکر می کنیم که با فقه اسلامی اداره می شویم ؟ ولذا با این روش وصدمه اقتصادی بما می زنند ویا حساب بانکی اینترنتی امان ودر دوره اخیر مصون نیست ویا د ر بانک مرکزی }دید مصون نیست ویا در وزارت اقتصاد مسامان مصون نیست ویا در اداره خصوصی سازی مسلمان ومصون نیست ودائما دچار پولشویی می شویم ویا دائما با ورشکسگی سهام روبرو می شویم! وهمگی از تصورات سیاسی روستامنشی ما ایرانیان می باشد که معنای جهانی شدن اقتصاد را نمی فهمیم ویا نقش اصل 44 را نمی فهمیم وتنها فکر می کنیم که عدم صدمه پذیری ما ودر دست آقای خاندوزی ووزیر اقتصاد بسیجی اصول گرا می باشد ویا در دست کارمندان وزارت اقتصاد ویا در دست اقای ابراهیمی پور نمایند مجلس است ویا دست مدیران سازمان برنامه ودر تهران می باشد ؟ ولی نمی دانیم که سرنوشت بودجه سال آینده ما ودردرون آمریکا ودر کاخ بانک جهانی تعیین می شود! واین قبیل از امور و در مجلس ویا در سازمان برنامه تعیین نمی شود! وبهمین دلیل بود کهآنها از ایران رفتند ودر امریکانشسته واز راه دورما را اداره می کنند! ویا بدون ترس چاقو کشی ما واداره می کنند! که مبادا به آنها ودردرون پادگان نیروی هوایی تهران وحمله بکنیم ؟ولذا با خیال راحت در خارج ایران نشسته ودستورات استعمار گونه خود را به همان امرای ارتش مسلمان تلگرام می کنند !ویا دستور اینستاگرام نظامی می کنند !وزیرا هنور هم ومدیریت الکترونیکی پادگانهای تهران ودر دست آنهاست! ویا هنوز هم وبه امرای نظامی ما ایرانیان ودستور استعماری می فرستند! وتنها بخاطر تولد تکنولوژی اینترنتی است که در سال 1357 ش وجود نداشت ولی این بار وهمان مستشار ان خارجی به آن مجهز هستند ویا از راه دورو در دست خود دارند ! وتنها ما 43 سال است که حلقوم خود را وپاره کرده ایم !ویا هنوز شعار استقلال می دهیم ؟ویا هنوز کفش خود راپاره می کنیم ؟ ویا هنوز با راهپیمایی های مکرر ویا روزانه خود وپاره می کنیم؟ ویا هنوز تقعل روستایی خود را ووعوض نمی کنیم ؟ ویا به برکت مغز شویی ای خبرنگاران زرنگ صدا وسیما وعوض نمی کنیم؟ ویا هنوزو در طی 43 سال شعار دهی ابلهانه خودما ن وعوض نمی کنیم ؟ویا هنوز به مرحله "تعقل شهری نرسیده ایم وتا هر روز در خیابانهاوراه نیفتیم ؟ ویا بدنبال این نوحه خوان ویا آن پیر غلام شعاردهنده نرویم ؟ ویا با دعوت فلان خبر نگا سفیه وما هم سفیه تر از گذشته نشویم ؟ویا با تظاهرات متعدد در خیابانها وهمه ساله وحدود 20 الی 30 کفش پاره نکنیم ؟ ولذا با دست این نوع از خبر نگاران زرنگ وپول بگیراست که بزرگترین عروسک خیمه شب بازی امریکایها ودر جهان شده ایم !وافرادی که بلدند چگونه ما را از راه دوراداره بکنند! وچرا که خوی پرخشگرانه خاص داریم وانها هم بلدند که چگونه مارا و تخلیه هیجانی کرده ویا از راه دور ودر جریان راه پیمایی ها تخلیه بشویم وبهمین دلیل است که با دست نمایندگان مجلس ودولت خودمان که ادعای هموطنی ماها را دارند ومارا به "برده های فرهنگی"از راه دور خودو تبدیل کرده اند! ویا به "برده های فیزیکی دولت سازی مدرن الکترونیکی" خود وتبدیل کرده اند! ویا با مذهب شیطان پرستانه اشان اداره می کنند !وزیرا که نباید مالک دستمزد اندک خودمان هم باشیم ؟وچونکه با تعالیم چهار دین جهانی وحق خرده مالکی داشتیم ومی توانستیم "پس انداز اندکی" داشته باشیم وبه همین دلیل است که آنها سعی می کنند که مارا با و مشرک شدن وشیطان پرست شدن وبه مرحله بردگی بکشانند ویا با بسیج پرست شدنمان مشرک کرده واز خرده مالکی هم وخارج بکنند! ویا با گرفتن کارت بسیج ومنبعث از اصل 44 قانون اساسی وکاری بکنیم که همه پس اندازمان نیزکاهش یافته و جزو اموال بانک سپه بسیجیان بشود که قراد داد رویتر انگلیسی آنرا می گوید ویا با نام جدید اصل خصوصی سازی به خردمان می دهند! وتا به "عصر ارتداد ومشرک شدن دوران بابل وقبل از ظهور حضرت ابراهیم برگردیم !وتا "تز سرمایه داری جهانی آنها" وپا بگیرد !ویا با شیوه مذهبی شرک پرستی وزهره پرستی وچند شوهری وازدواج سفید که در مکانیزم موبایل های اینستاگرام دار گنجانیده اند ویا در "دین بسیجیان "هم تبلیغ میشود ولی در قران ویا در انجیل واوستا حرام هست !وبعلاوه چونکه مشرک شدنمان وبا اعمال حرام موبایهای مزبور هم وبراساس محتوای همان چهار دین آسمانی و"حق مالکیت "را از ما سلب می کند ویا حتی "حق خرده مالکی"هم نمی یابیم ویا حتی "حق ارث بری اندک "و"حق اشتغال دائمی نیز نداریم ویا نظیر دوران رعیت سابق را هم و نداریم ! وتنها بصورت "برده بسیجی وار وکنترل شونده وبوسیله دوربین موبایل امان" می شویم ویا به وسیله مدار بسته ها واداره بشویم! وتا حق بهر ه مندی موقتی از اشتغال ودر فلان کارخانه را هم نداشته باشیم ویا حق سکونت در منزل خاص ویا بدون سند دار شدن همان منزل را پیدا بکنیم ویا حتی حق مدیریت دراز مدت کارخانه ها ویا مرغداریها را هم نیابیم وتنها با گرفتن "حق موقتی بر مدیریت ابزار الات گلخانه وکار بکنیم ولذا در این سیستم و"عقود اسلامی دوطرفه مدیریت صنعتی" هم نیست ویا "حق سرقفلی قدیم هم" وجود ندارد !ولذا "دستورات حقوقی قران بی معناست" وبا مهلت خاص درقرار داد مالی ومندرج ایه های 282 و283 بقره هم بی معناست! ویا درسیستم بیمارستان مجهز به دور بین مدار بسته ها وجود ندارد! وبهمین دلیل آمریکایی هاهم می توانند وبا موبایل اشان به فلان بقال محله ودستور اطلا عاتی بدهند ویا از بانک جهانی بفرستند که بروو ماشین فلانی را بگیر وسوار بشو! ویا تاق فلان جراج بیمارستان امام حسین را واز او بگیر وخودت جانشین وی بشوی !وهمان پزشک بدبخت ودر عصر جهانی شدن نیز می بازد و مجبور است که "شغل جراحی "رها کرده ویا با دهها سال تحصیل ورها کرده ویا به آن فرد بدهد وخودش در جلوی همان بیمارستان تهرا ن و"حرفه رفتگری" را ودر پیشه خود بگیرد! ولذا زرنگی ناشی از "تفکرات گلد کویستی " همان پزشک واورا طمع کار می کند وبه "چنین وضع حقوقی "جدید می اندازد وبهمین دلیل است که با همین "تز" بود که بعد از سال 1372 ش و اصل 44 خصوصی سازی پیاده سازی شد ونتیجتا وهمان پزشک هم با گرفتن کارت بسیج وبه طمع کاری گلد کوئیستی دچار گردید وناچارا ز "خرده مالکی شهری عصر قبل از سال 1357 ش" خارج گردید ولذا امروزه وبه عنوان "برده فرهنگی "فاقد سند خانه وسند ماشین وسند ابزار جراحی شده است وتنها حق بهره مندی موقتی و ازمزایای همان بیمارستان را دارد ویا بطور موقتی می یابد ولذا اگر طمع کاری نمی کرد ویا روحیه طمع کاری قبل ازانقلاب سال 1357ش نبود وچنین وضعی امروز وجود نداشت ولذا "قوانین نظام سرمایه داری صنعتی مبتنی بر اصل 4 ترومن ایران هنوز باقی بود وبهتر از قوانین نظام سرمایه داری بانکی کنونی ومبتنی بر اص 44 بود "که با عقود اسلامی خرده مالکی تضاد عمیق دارد ولی ایرانیان در دوره شاه طمع کار ی کردند و فکر می کردند که می توانند امریکایی ها را واز ایران بیرو ن بکنند ولی آنها هم زرنگتراز ایرانی ها بودند واین بار با تغییر اصل 4 ترومن وبه اصل 44 قانون اساسی واین بار بازی شطرنج را بردند ونهایتا با دادن کارت بسیج شیطان پرستانه بدست ما ایرانیان وآن "خرده ملکی شهری اندک عصر پهلوی هم را از ما گرفتند وبهمین دلیل در سال 1401ش ویک پزشک بصورت یک جراح شهری برده وارو بدون سند مالکیت وبدون ماشین وبدون اتاق عمل شده است واز قدیم گفته اند که اندک خوردن وبهتر از زیاد خوردن می باشد که سرنوشت ما شهرنشینان ایرانی را نشان می دهد که قبل از خروج شاه از ایران وبهتراز وضع فعلی بود وزیرا در آن موقع تارخی وما "حرفه مندان شهر ی" وحدود 25 درصدبودیم که "خرده مالک "محسوب می شدیم وبقیه ایرانیان وحدود 75 در صد سکنه روستا ها بودند وبا اندکی از تفاوت و وضع اشان بهتراز امروز بود ویا در سایه اصل چها ترومن و"برده بسیجی "محسوب نمی شدند ویا نظیر امروز نبودند ویا همان روستائیان سابق هم و"نسق خرده مالکی "ودر اراضی دهات خود داشتند وبعلاوه منزل مجانی هم در روستا وبدون وام مسکن ونقشه پروانه واز خان گرفته بودند وبعلاوه همان خان نیز و سال بعد وی را وازشغل زراعتش بیرون نمی کرد وبعلاوه در صورت فوتش وپسرش را وجانشین وی می کرد وبعلاوه برای منزلش وام مسکن ویا نقشه پروانه گران هم نمی گرفت واینها حقوق رعیتی خرده مالکی همان 75 در صد روستائیان قبل ار انقلاب بود و حقوق خرده مالکی این نوع رعیت هم ودر نصوص قران آمده بود وبویژه در 14 قرن اسلامی وتا سال 1357ش وجود داشت ویا تا زمان تصویب اصل 44 قانون اساسی وجود داشت ولی فرهنگ مشرک سازی ما با کارت بسیج ویا با "بسیج پرستی "آغاز گردید وبعلاوه در طول تمدن 1100 دوران مذهب زرتشتی ایرانیان هم حقوقی داشتیم ویا همان شهر نشینان وروستائان قدیم هم وبا نص آیات اوستا و"برده شهری" ویا "برده روستایی" محسوب نمی شدند وهمگی از برکت اوستا وافراد مومن ومعتقد به خدای واحد وصاحب حق خرده مالکی بودند که آنان را از بردگی ومشرک بودن قبلی خارج ساخته بود ویا خرده مالک در دارایی منزل ویا مغازه وابزار کار زراعی شده بودند ولی اکنون نیستند ویا تنها از سال 1357 ش به بعدو همگی به مرحله فرهنگ مشرک شدن عصر تمدن بابل قدیم بر گشته اند ویا قبل از ظهور حضرت ابراهیم ودر 3800سال پیش برگشته اند ویا به اعصارقبل از ظهورتورات برگشته اند وچنین سرنوشت را وکتاب "سر گذشت یک گلد کوئیست "بیان می کند که چاپ نشریه کیهان می باشد ویا حوادث ملکی سال 1380ش را نشان می دهد ویا این نوع از بدبختی طمع کارانه برخی از ایرانیان را بیان می کندونیز قبل از سال 1357 ش نوع چهارمی از "مالکیت صنعتی" هم در ایران وجود داشت یا وبا سرمایه گذاری امریکها یها وشکل گرفته بود که "طبقه خرده مالک صنعتی مهندسان "شاغل کارخاجات وکارمندان یقه سفید را بوجود می آورد وشامل دبیر ویا کارمند ادارات شهر های ایرانی بود که بوجود آمده بودند وبا انقلاب ایران ودر آن موقع وآمریکایها وبا خارج کردن 38 میلیارد تومان پول صنعتی شرکتها وبانکها ی خود از ایران عمل کردند ویا در سال 1357ش عمل کردند وبه این شیوه مالکیت صنعتی ناشی از اصل چها رترومن در ایران سال 1357 ش خاتمه دادندوتا قشر متوسط مزبور هم فرو بپاشد ودیگر از آن تاریخ و چهارنوع مالکیت قبلی ذکر کرده ام در ایران حذف شد وامروزه تنها یک نوع "مالکیت بانکی بیرون مرزی" و بنام اصل 44 قانون اساسی وجود دارد ویا برای مردم ایران وباقی گذاشته اند که قانون تغییر مذهب عجین آنست است وبعلاوه قانون بردگی هم محسوب می شود ونیز" قانون تغییر رژیم ایران"هم بود ویا در همان سال 1357 ش اتفاق افتا ویا در این راستا بود ولذا درهمان سا ل آمریکایی ها تصمیم گرفتند که به "سیستم سر مایه داری صنعتی "خود در ایران ومبتنی بر اصل 4 ترومن در ایران خاتمه بدهند وبروند ویا بعد از آن تاریخ و به "سرمایه داری بانکی بدون درد سر"در ایران و مبتنی اصل 44 قانون اساسی بپردازند وبه همین دلیل هم به 300 سرمایه دار ایرانی خود گفتند که 13 میلیارد دلار خارج بسازند که از سال 1334به آنها داده بودند تا دهها شهرک صنعتی ودرخاک ایران ساخته بودندوآنها هم وسرمایه های مزبور را واز ایران خارج ساخته وبه آمریکابردند ونیز به شاه نیز دستور دادند 25 میلیارد دلار اسکناس نقد ویا اموال باارزش دیگررا ودر 384 چمدان گذاشته واز ایران خارج ساخته وبه امریکا ببرد ونیز وبه مستشاران هم گفتند که از ایران خارج بشوند وبه امریکا برگردند ودر همان ساختمان پنج مجموعه ای بانک جهانی مستقر شده واز راه دور اینترنتی وایران را اداره بکنند ! ویا مسایل بودجه ریزی سازمان برنامه ویا بانک مرکزی اینترنتی را واز راه دور اداره بکنند !وبعلاوه 4 ماه بعد از وقوع انقلاب هم ودر ماههای خرداد وتیر ماه سال 1358 وماده قانونی را وبه تصویب روحانیت شورای انقلاب رساند ند ویا به انها تذکر دادند که اگر مانع ملی شدن ساختمانها ی صنایع ویا ماشین های کارخانجات بشوند وبه مخالفان انقلاب کمک می کنند وچرا که اموال غیر منقول صنایع بعد از انقلا ب 22 بهمن ماه وبدست مردم افتاده بود وتا آنها هم واز کودتای ارتش ویا ازتظاهرات دانشجویان ومخالفان حکومت روحانیان وحمایت سیاسی نکنند ودر قدرت باقی بمانند وانها هم تصویب کردندوبدنبا لش آن ها هم وصنایع واملاک مزبور را از دست مردم خارج ساخته ودر مجموعه ای که قبلا بنام "اموال بنیاد پهلوی "نامیده می شد وجمع کردند و بعد ار آن تاریخ هم : وبنام "اداره کل اموال بنیاد مستضعفان " نامیده شده ویا در 31 استان"ایران وجود دارند ک ظاهرآ زیر نظر وزارت اقتصاد یا اداره سرمایه گذاری خارجی آنست وبعلاوه مدیر کل هر استان هم ودر عین حال و"معاون وزیر اقصاد" نیز می باشد وبعلاوه امور مالی بنیادمستضعفان نیز وتوسط "بانک سینا" اداره می شود وبعلاوه در تیر ماه سال 1358 نیز وممنوعیت مصادره اموال وساختمانها وپولهای بانکهای ملی وبه تصویب شورای انقلاب رسید ویا عدم ملی شدن اموال بانک صادرات و یا بانک کشاورزی وبانک مسکن که در دولت پهلوی آمریکایی ها در ایران ساخته بودند وهمگی به تصویب شورای انقلاب رسید ونیز در مجلس شورای اسلامی هم وتصویب کردند که 49 در صد سهام آن بانکها ومتعلق به خارجی ها باشد وتنها 51 درصد بقیه سهامش ومتعلق به سپرده های خود ایرانیان ویا بعنوان پولهای حسبا ب جاری 35 میلیون ایرانی محسوب بگردد تا چپ های ایران وساکت بشوند وبدانند که سهام بانکی ایرانیان و2 در صد بیشتر از سهم خارجیان می باشد و بعلاوه در هما ن زمان وبه دانشجویان پیرو خط امام همو یاد دادند تا به اشغال سفارت امریکا بپردازند وتا دولت بازرگان وهمگی استعفاء بدهند وبرای اداره 22 وزارتخانه مزبور پول نفت نخواهند ویا برای تامین بودجه اش ودنبال پول نفت نباشند که نظم سرمایداری جدید مورد نظر آمریکاییی ها تحقق بیابد د وبعلاوه بعد از 444روز از تاریخ گروگانگیری ونمایندگان امریکایی ها ویا رجال امریکا ودر الجزایر گر د آمدند و"قرار داد الجزایر"با ایران را بستند وبهزاد نبوی ویا رئیس بانک مرکزی ویا برخی از نمایندگان مجلس ایران هم آنرا امضاء کردند ودر محتوی آن قرار داد می بایست که گروگها ی سفارتخانه امریکا وآزاد بشوند ودر عوض آمریکاییها نیز و اجازه بدهند که ایران ومقدار اندکی نفت فروخته ویا مقداری اسلحه خریده ویا موشک کرم ابریشم واز چین بخرد ویا از کره شمالی ویا از چکسلواکی بخرد وتا در جنگ ایران وعراق وشکست نخورد! ونیز اجازه بدهند تا مقدار اندکی هم ونفت فروخته وجیره غذایی اندک 35 میلیون ایرانی راتامین بکنند وانهم با "کوپن ماهانه" به مردم بدهند که انها هم ودر طی 8سال ایام جنگ وناراضی نشوند ونیز در همان ایام وبسیجی ها ی اول انقلاب وبه فکر جیب امریکایی ها بودندوکاری کردند که ادارات از کارمندان حقوق بگیر تخلیه بشود ویا بنام انقلاب فرهنگی ویا راه اندازی گزینش وپاکسازی ادرات وحدود 4 میلیون دبیررا اخراج بکنند ویا پرسنل دبیرستانها تصفیه بشوند اکه از پول نفت وحقوق می گرفتند ویا از مدارس وبیرون بیاندازند وبعلاوه اساتید دانشگاه ویا پزشکان ومهندسان را هم واز کار خانجات بیرون انداخته که از درآمد نفتی ایام پهلوی وبهره مند می شدند ویا کارمندان یقه سفید وخرده مالک بودند وهمان 4 میلیون اخراجی هم وبه خارج کشور رفتند وبعلاوه آمریکایی ها در همین ایام وبه رفسنجانی یاد دادند که از 400" هزار درجه دار آموزش دیده ارتش" هم در جنگ استفاده نکند وتا ادعای حقوقشان را از بودجه نفت نکنند !ولذا تعدادی از آنان هم استعفا داده ویا به مشاغل خصوصی پرداختند وبه عوض آنان افرادی را در جنگ وبنام سپاه" مورد استفاده شد که اغلب زارع دهات بودند ویا بقال محله بودند ولذا هیچ گونه آموزش دراز مدت ودر مورد اسلحه نداشتند ویا در کاربرد تانک وتوپ ضد هوایی ویا توپخانه ندیده بودند ویا شجاعت سازی ویا مهارت سازی آنها هم وتنها در فیلمهای کارگردانها ذکر می شد که فیلم روایت فتح را می ساختند ویا فیلم اخراجی ویا فیلم راه شام وغیره را می ساختند د وصرفا سناریو سازی کارگردانی بود و300 هزار نفر از آنان هم در شلمچه ویا در جزیره مجنون کشته شدند و بعلاوه 800 هزار نفرشان معلول ویا مجروح شدند واز این رو واقعیت جنگ را وسردار محسن رضایی ودر تلویزیون می گفت که با چنین نیروی نظامی غیر ماهرو آنها در ابتدائ جنگ نمی توانستند حتی یک تپه را هم ودر خوزستان وتسخیر بکنند ولذا آمریکایی ها در صدد بودند تا جنگ راو به مدت 8 سال وطولانی بکنند وتااقتصاد ایران وازبین برود ومالکیت سابق ایرانیان عوض بشود ولذا صدام هم وبا انواع میگها ومیراژها وموشک هاوتوپخانه وتانک وخانه ها ومغازه های خرده مالکان 1000 شهر ایران را خراب نمود وبه مقدار 1000میلیارد تومان به اموال ایرانیان خسارت زد وتا مالکیت خانه های کو چک خریداری کرده خود و در دولت پهلوی و از دست بدهند ویا در همان 8 سال واز دست بدهند وتا سیستم مالکیت ایران عوض بشود ونیز صدام دستور داشت تا اغلب خانه های خرمشهر ویا منازل هویزه وبستان ومهران وقصر وشرین وسرپل زهاب وهزاران روستای اطراف آنها را با خاک یکسان بکند وتا مالکیت ایرانیان از ایام قاجار وتا عصر پهلوی و از دستشان برود ! وبعد از جنگ مجبور بشوندکه جهت سکونت خود از بانک جهانی وام گرفته ویا بنام اصل 44 واستقراض بکنند ! وبعلاوه بعد از خاتمه جنگ هم وتنها سی هزار سپاهی وزنده مانده بودند ویا تعدادی جانباز بودند که رفسنجانی آنها را ودربین وزارتخانه های ایران ودانشگاهها وپخش کرده ویا جایگرین افرادی نمود که از ادارات ومدارس اخراج شده بودند ولی نظیر ایام جنگ ودر ادارات هم وهیچ گونه مهارت اداری نداشتند وبعدا تصویب کردند که به آنها وبدون درس خواندن مدرک بدهند هم ویا انواع مدارک دکتری ویا با درجه های بالا بدهند وتا در گفتگوی تلویزیونی ویا در مجلس وبه همدیگرو"واژه دکتری "خطاب بکنند وکارگردانها ویا شعرا وخانمهای نویسنده هم مامور شدند وانواع مدیحه سرایی ها ودر مورد آنان بکنند ویا بنام اداره حفظ اثار جنگ بکنند واین مدل از سرمایه داری بانکی جدید ایران بعد از انقلاب شکل گرفت ومدل جالبی بود ونیز بعد ازنوبت ایران وهمان امریکا تصمیم گرفت تا "تز خصوصی سازی مدل ایرانی "را ودر بقیه نقاط جهان پیاده بکند ویا در مورد مالکیت 90 کشور آسیایی واروپای شرقی هم وپیاده سازی بکند! وبهمین دلیل وحدود سال 1371ایرانی بودکه وقوع ریزش دیوار برلین اتفاق افتاد ویا سال فرو پاشی حزبهای کمونیستی بود که حدود 90 کشور جهان وبا مالکیت دولتی فرو پاشیدند که عمر 70 ساله آنان فروپاشید وتا جهانی سازی اقتصاد انجام بگیرد ویا به سرنوشت مالکیت خصوصی سازی ایرانیان ودچار بشوند! ونیز در ایران سال 1372ش و سال اجرایی شدن عملیاتی اصل خصوصی سازی بود وبهمین دلیل هم ودر کتاب خاطرات آقای هاشمی که متعلق به سال 1372بود ویا در دومین دوره ریاست جمهوری اش بود که بخشنامه می کند تا بدلیل نداشتن بودجه وهمه کارمندان قدیمی دولت و باید اخراج شده واگر بخواهند که به شغل خود ادامه بدهند وباید نخست کارت بسیج گرفته ویا با گرفتن کارت بسیج واز بانکهای ایرانی متصل به بانک جهانی وام اشتغال بگیرند ویا می توانند که وام تسهیلات اشتغال زایی گرفته وکار بکنند! واز این دوره تاریخی است که دوربین های مدار بسته هم ودر اغلب ادارات وکارخانجات ومغازه شهر ها ی ایرانی رواج یافت !ونیز از این دوره است که ایرانیان وبصورت پرسنل شرکتهای بین المللی کارتل وتراست در امدند وکاراقتصادی می کنند ویا جهانی سازی اقتصادهم ودر این راستا رشد یافته است ولی هنوز اعضای دولت ومجلس فعلی عقب مانده اندوهنوز فکر می کنند که هنوز اقتصاد ملیدر ایران وجود دارد ویا تجارت ملی ایران را واداره می کنند

وبعلاوه رفسنجانی در خاطرات 1372سال 1373 کتاب خود ذکر می کند که چگونه در دوره وی اغلب سیلوهای ایران عصر وی ویا فرضا پول کارخانه پراید سازی ایران عصر وی وبا پول بانک جهانی ساخته شده است ولی روسای جمهوری بعدی اصول گرا هم صداقت وی را ندارند ومعتقدند که نخیر وهمگی متعلق به دولت ملی انهاست ویا همزمان با این نوع از "شروع جهانی سازی اقصاد ایران "وتئوریسین های امریکایی هم می خواستند و"مشروعیت بومی گرایانه فرهنگی وملی "برای این شیوه سرمایه گذاری جدیدسرمایه گذاری خوددر ایران را بسازندویا از طریق "تبلیغات شبه مذهبی روحانیت ودر رسانه ها وتلویزیون"بسازند ویا "محمل مشروعیت دهی سرمایه گذاری نوین خود را درایران فراهم بکنند " ویا "بیسوادی اداری ومذهبی بسیجیان "را و"بهترین محمل فرهنگی"و برای" روکش زدن مذهبی وبه اهداف اقتصادی امریکایی خود کردند ویا در ایران عصر بعد از رفسنجانی کردند ومی دانستند وتا از این نوع" روسای فاقد سواد "نسبت به محتوای قران ودرنظام اداری وبهره کافی را ببرند ویا استفاده لازم اینترنتی کرده وضمن گسترش دادن خصوصی سازی کارخانه های جدیدشان در ایران واز "ماهیت مذهبی مردم "رو بنا بسازند وتا افکار عمومی را به عنوان "روبنای فرهنگی افکار عمومی ساز"تغییر بدهند ولذا دردوره "احمدی نژاد" تشویق کردند که هرکس که کارت بسیج بگیرد ومی تواند سریعا پولدار شده ویا به مدیریت یک کارگاه مرغداری برسد ویا فلان مسکن مهر را بگیرد ویا بدون پول تصاحب بکنند (تز چاپ شده کتاب سرگذشت یک گلد کوئیست نشر سال 1380ش موسسه کیهان )ولذا این "اهداف گسترش شیطان پرستی" را وبنام "گسترش بسیج ونوحه خوانی وپیر غلامان "گسترش رسانه ملی دادند واز این دوره اداره تلویزیون در دست خارجی ها بود وبا این حرکت های شبه مذهبی مردم در خیابانها وهمه مردم بدون سند ملکی وهر روزه پولدار تر می شند ویا از آن تاریخ به بعد وتعداد ماشینهای شیک ولی بدون سند مالکیت ودر شهرهای ایران وخیابانه زیاد شدویا موسسات اقتصادی در شهرهای ایران زیاد شد که سرمایگذاری کشورهای دیگر ودر ایارن بود ولی ایرانیان هیچ گونه سند مالکیت وبرای آن املاک ومستغلات وماشین های شیک نداشتند ویا اموال به ازدیاد عصر احمدی نژادنداشتند ویا در فقه اصول گرایان مجلس هم نداشتند وجهانی سازی سرمایه گذاری در ایران سرعت می گرفت ویا بصورت گلد کوئیستی در ایران گسترش می یافت ولذا " شبه رفاه "و در چشمهای "شبه مذهبیون "ایران برق می زد ویا گسترش می یافت ویا با تطمیع وطمع کاری آنها وشهر های ایران انبوه از مجتمع های ساختمانی وومشارکت در ساخت وساز ویا مسکن مهرمی شد و بدون سند مالکیت داشته باشند وتملک تنها با کرت بسیج بود که با گرفتن کارت بسیج وبا همان نوحه خوانی ومردم می توانستند که یک "شبه میلیاردر شده وزندگی رویایی داشته ویا گلد کوئیستی بیابند ولذا تعداد شیطان پرستانزیاد می شد ویا اصول گرایان وابسته به استعمار جهانی ورو به ازدیاد می رفتند ولی "سطحی نگری مذهبی اشان "هم باعث می شد که واقعیت پشت پرده را نفهمند !ویا نمی خواستند که باوربکنند که "اداره اقتصادی ایران "ازدست بسیجیان ودولت ومجلس اصول گرایانه خارج شده است وبعلاوه آمریکاییها هم مایل بودند که سکوت بکنند وتا آنها وبه "تبلیغات مفت وپوشالی "خودادامه داده ویا در رسانه ملی ایران دلخوش باشند وتا "جهل شدید آنان" وباعث رشد "شرکتهای گولد کوئیستی جهانی" در خاک ایران بشود که سر گروه هایش ودر خارج ایران بودند ولی "نظامیان سکولار زمان شاه" حاضر به این نوع از شگرد "دین سازی نوین اسلامی انگلیسی "نبودند ویاآنها تذکرات آیت اله منتظری ویا آیت اله طالقانی ویا آیت اله گلپایگانی ودیگر مراجع قدیمی قم را هم وندیده می گرفتند که سواد قرانی اشان با لاتر ازسواد قرانی سرداران سپاه بود ولذا حس جاه طلبی ویا شهرت طلبی این نوع از روسای سپاه فاقدسواد ویا فاقد معلومات نسبت به معارف قران وباعث این نوع از تغییر محتوای قرانی ودر مورد معاملات ویا ازدواج مردم ایران معاصر شده است که حادثه ازدواجهای سفید وحادثه مدرسه معین تهران وغیره بوجود آمد ولی آیت الله منتظری که با این اعمال انان مخالف بود وبه نقل کتاب خاطرات مرحوم رفسنجانی ومورد تبعید وخانه نشینی توسط انان شد ویا در جنوب تهران وبوسیله آنان شد

آری غرب حلیه گر وبا "دست انداختن درجه داری نظامی کیلویی آنان وهمه تعالیم قران وپیامبر ودین امام حسین را ودر ازدواج ویا در معاملات وامور حسبیه مردم ایران از بین می برد که دوسوم محتوی آیات قران وهمگی محتوای حقوقی دارد ونظیر عقود اسلامی معاملات رهن ویا اجاره ویا هبه ویا وقف وحق ارث مالی ویا عدم غصب ویا عدم گرانفروشی وغیره است که در خرید وفروش املاک ومنازل نابود می شد وتنها شعر خوانیهای پیر غلامان وجایگزین دستورات قرانی معاملات می شد ویا از این طریق هم فساد اقتصادی ادارات ویا بانکها ویا ازدواج مردم هم زیاد می شد ویا با کنار گذاشتن روسری هم زیاد می شد ولی نمی دانستند که بخاطر اعمال اداری همان درجه داران مدعی اسلام می باشد که با کشاندن مدار بسته ها وسامانه هاای اینترنتی به حریم زندگی خصوصی مردم ایران واین وضع را بوجود آورده اند که با 15 ایه سوره نسائ وسوره نور وغیره حرام مخابراتی می باشد ولی با قرار دادهای دولتی آنان وهمان "موبایل های اینساگرام دار" وواتس آپ دار "واکنون مرو ج فساد در ایران شده است که قران در ایه "مروجین فساد فی الاض" به حرام بودن آن نوع از اعمال اداری اشاره کرده است ویا این قبیل از اعمال را و"ارتداد از دین اسلام "می خواند ویانهی از منکر می کند که زندگی مردم ایران را وخراب نکنند ویا نظام خانواده های ایرانی رابهم نزنند! ویا با قوانین شرک غربی واداره زندگی مردم نکنندولی اکنون تنها شعار وا اسلامای آنان ودر خیابانها بلند است ودر حالیکه این نوع از قرار دادهای ننگین مخابرات ویا مروج فساد و فحشاءآور مدار بسته هاوموبایل های دوربین دار که در دست 16 میلیون دانش اموزاست وانها در عصر وزیر اصول گرا را به فساد کشانده است وبجای خواندن درس فیزیک خود وتنها در "سامانه شاد" ومشغول موبایل خود هستند ویا همه کلاسهای آموزش وپرورش راودرسر تاسر ایران و به سالن بزرگ "دیدن فیلمهای سوپر" تبدیل کرده اند ! واین موبایل ها همان اصول گرایان بسیجی بدست آنها داده اند که در 15 آیه قران و"حرام فقهی" می باشد ولی در "فقه شیطان پرستانه "آنها وجزو "دین ناب محمدی "تلقی می شود ویا این حرامهای سوره نسائ وغیره ودر دوره مدیران مخابرات و وروسای کنونی مذهبی ارتش وکلانتریها اتفاق افتاده که یک نوع "بدعت گزاران غیر شرعی درآیات قران "است ویا با سوء استفاده از درجه نظامی خودشان می باشد ولذا این نوع از قرار داد های ننگین اینترنتی وبا دول خارجی وزندگی خانوادگی همه مردم ایران را وبه فساد کشانده است ولی آن نوع از قرار دادهای مخابراتی را و"روسای طاغوتی وسکولاررژیم شاه" نبسته اند وتنها بوسیله نظامیان مذهبی جنجال گر وواسلامای گویان کنونی بسته شده است ومن نمی دانم که امروزه "دین سپاه پاسدارا ن " چه دینی می باشد ؟ ویا در اعمال اداری واعمال "بانکداری سپه آنان " وبه کدام وعقود اسلامی پیامبر معتقد هستند ؟نیز من بعنوان یک مورخ آشنابه آیات حقوقی ادیان آسمانی وهنوز حلال بودن این نوع از امور را ودر متون هیچ کدام از کتابهای قران ویا انجیل ویادر اوستا ویا توراتندیده ام که آنرا "فقه قرانی" می خوانند ! ونیز حرام بودن این نوع از اعمال اداری ویا قرار دادهای اینترنتی هم وتنها سخن من نیست ویا سخن آیت الله منتطری هم نیست که نظامیان مزبور را متهم وبه دیکتاتوری فردی وخارج از فقه قرانی می کرد وبلکه متون مقدسی می باشد که بشردینی گذشته ودر معاملاتشان وازدواجشان مرتکب نمی شدند ویا علماء دینی ویا حقوقدانان 4 هزار سال قبل اوز آنها هم و در متون چها رکتاب بزرگ آسمانی سرغ نداشتند ویا ازعصر و دوره حضرت ابراهیم وتا سال 1372 شمسی ندیده بودند وتنها این نوع از "آیات قرانی جدید الخلقه"شبه مذهبی وبهمان نظامیان تازه درجه گرفته سپاه تعلق دارد ویا به نظامیان ارتشی مطیع آنان ویا بله قربان گوی آنان متعلق می باشد ونیز دردستور کلانتریهای آنان است که همه جرایم حقوقی مندرج شده در متون قرانو در پرونده کلانتریها حذف کرده اند ولذا کلانتریها را واز "شکل کلانتری حقوقی"حل کننده دعوای طرفین خارج ساخته وبه "کلانتری سیاسی "خاص تبدیل کرده اند تا همه جرایم قرانی وتنها به یک "جرم سیاسی" تبدیل بشود که در کلانتری مزبور وآن را تعقیب می کنند ولی به هیچ مشکل حقوقی دیگر مردم ایران ودر کلانتریها توجه نمی شود ویا برخلاف گذشته توجه ندارند ولذا پول اجاره ویا رهن هزارا ن مستاجر بدبخت وتوسط بانک سپه نظامیان گرفته شده ویا توسط بانک قوامین وکوثر وحکمت واز مردم غصب می گردد وبه عنوان حقوق ماهانه اشان وبه آن نظامیان کلانتریها داده می شود وآنها هم با آن پولهای غصبی واز طبقه ضعیف نیز ونماز خوانده ویا فکر می کند که نظامیان مسلمان تلقی خواهند شد !ولی نظامیان زمان شاه طاغوتی وچنین نبودند ودر حالیکه قران ودر دهها ایه خود ونماز وروزه آنان را قبول ندارد که نماز توام با اعمال منکر می خوانند ویا در ایه 187سوره بقره وآنان را حاکم غاصب می خواندکه "دیون مردم" را وبه "صاحب دین "در کلانتریها برنمی گردانند ولذا مردم ایران نیز وامروزه وبخاطراین نوع از پولشویی ها ومتضررمی شوند ویا امروزه ودچار فقر وبدبختی شدید شده اند وناچارند ویا جهت امرار معاش خود ومجبور ند که از راه تن فروشی ویا "معیشتاضنکا "زندگی بکنند ! ودر حالیکه اغلب قاضیان دادگاهها ودر قم درس قران خوانده اند ویا آشنا به قران هستند ومی دانند که حدود 150 آیه قران و"شیوه قضاوت قرانی "را ودر دادگاهها وچنین نمی داند ومثلا نص ایه 187و282 و283 سوره بقره قران وشیوه "سند نویسی مالی ویا مالکیتی " مردم را وبا چنین روش مشروع قضایی نمی داند که در جامعه ما رواج یافته است ویا در درس فقه هیچ مرجع تقلید متقی گذشته هم وچنین تدریس فقهی نمی شد ولی امروزه ودر رهن واجاره پولشویانه 170 هزار بنگاه معاملاتی ایران رواج دارد ویا چنین سند نویسی جعلی پولشویانه و رواج یافته است واز مستاجران بد بخت پول می گیرند وبه بانک سپه می دهندویا از هزاران دختر بدبخت دانشجومی گیرند که از کرایه شدیدی که بر انها تحمیل می شود وناله می کنند ونهایتا به جیب بانک سپه و7 شعبه قبل از ادغام آنان می رود ونهایتا با گران شدن مسکن هم ومجبور به تن فروشی شده اند ولی همان اموال غصب شده آنان وبعنوان حقوق ماهانه واز بانک سپه وبه پرسنل کلانتریها داده می شود ولی هنوز آنها معتقدند که "کارت بسیج "دارند ویا شبیه کارت کسانی می باشد که در ایام جنگ بودند وتازه در مقابل عراقی ها میجنگیدند ولی ایها در مقابل خود ایرانیها باطوم دارند ونیز درهمان ایام جنگ هم وتنها سی هزار نفرآنان ودر جنگ ایران وعراق بودند ولی امروزه اغلب آنان فوت شده اند ولی بانک سپه وبه همان نظامیان باطوم بدست خیابانها وکارت بسیج داده واز مردم پول میگیرد وبعنوان حقوق ماهانه وبه اعضای کلانتریها می دهد ودر حالیکه زمان شاه هم همان بانک سپه کوچک بود به مردم عادی وام نمی دادکه این همه درامد مستغلات ومغازه داشته باشد ویا در زمان شاه وتنها با نظامیان کار می کرد ولی امروزه برعکس واز دوسوم سکنه شهر ها واجاره منزل می گیرد ویا اجاره مغازه گرفته وبه تعداد کثیر نظامیان ایران می دهد که همانها نیز در جنگ ایران عراق نبودندویا در سالهای اخیر استخدام شده اند ویا همان بانک سپه متعلق به صندوق بسیجیان واز اجاره بگیری مردم وحقوق انواع حراستی ها را میدهد ویا حقوق پرسنل راهنمایی ورانندگی ویا حقوق درجه داران وکلانتریها وسربازان ونیروی دریایی ویا هوایی ومرزبانی یا حقوق روحانیون بسیج قم را می دهد که هیچ کدام نیز ودر ایام جنگ ایران وعراق نبودند ولی پرسنل بانک سپه زرنگی کرده وبا زیر پا گذاشتن تمامی عقود اسلامی ودرنظام رهن واجاره ویا با فروش پولشویانه انواع ومجتمع های ساختمانی وبه دوسوم سکنه شهر ها اجحاف می کند که حقوق این همه ازپرسنل کثیر نظامی ایران را وتامین بکند که در امار نامه ها نیز کثرت آن نظامیان ذکر نمی شود ولی همان "بانک سپه" که در عصر قاجاریه و"بانک استقراضی ایران روس "نامیده می شد واین همه وبه مردم دوران قاجار ظلم نمی کرد ویا در سال 1304 شمسی هم وجهت تامین حقوق ارتش ونظمیه دوران رضا شاه و"نام بانک سپه ویا سپهسالار" گرفته بود ولی نظیر امروزویک نوع "بانک باج بگیر"نبود ویا در همان دوران رضا شاه هم وبه همه مردم ایران زور نمی گفت ویا اموالشان رامصادره کرده و بنام "بانکداری اسلامی "غصب نمی کردند وتا به پرسنل نظمیه آن دوران بدهد وتنها به مصادره اموال "خانهای مازندران وکرمانشاه" می پرداخت ولی امروزه وبعد از انقلاب وبا تز خصوصی سازی اصل 44 ومسئول تامین حقوق سنگین انواع نظامیان کثیرایران شده است ویا مسئول مخارج تامین انواع سپر ها وباتومهای کلانتریها وخرید اسلحه ازخارج شده است وتا با آن باتومها ی خریداری شده از پول مردم وهمان مردم را خیابانها بخاطر اعتراض به فقر وبدبختی هایشان وبه باتوم ببندد ! ویا دردو سال گذشته هم وبرای تا مین هزینه کلان نظامیخودشان ویا جهت هزینه سنگین پادگانها وقیمت مسکن را بالابرده ویا قیمت رهن ملک ویا اجاره ها را آنقدر بالا برده که مردم به تنگ آمده اند وطوری که قیمت یک متر ساختمان در تهران و به متری 46 میلیون تومان رسانده وتا منبع حقوق همه نظامیان بگردد ویا برای تامین حقوق آنان نیز وهمه عقود اسلامی رهن ویا اجاره وحواله بانکی ویا قرض الحسنه غیره را از بین برده است وتا ریشه دین ومذهب واقعی اسلام رابکند یا وبا دست چنین کسانی بکند که تاسیس کننده "بانک صندوق بسیجیان "هستند ولی ابرخلاف رویه کنونی "بانک سپه " وشیوه معاملات ملکی قدیم و در"فقه فرقه مرجئه" دوران بنی امیه 132 ساله هم چنین نبود ویا در فقه حنفی دوره منصور خلیفه عباسی هم وچنین نبود که به نقل کتاب مجمل فصیحی که ابو حنیفه را به منصور معرفی کردند که قبلا یک زرتشتی صاحب استباط فقهی واز کتاب "اوستا" بود واصول استباط فقهی اوستا را خوب می دانست وبعدا در شهر بغدادمسلمان شده بود وبا آنکه درقران هم و"کلمه فقه "وجود دارد ویا یک ایه قران ومسلمانان را دعوت به "تفقه در متون قران می کند که شیوه معامله رهن واجاره مسکن را از برخی ایات قران استخراج کرده ودر جامعه رواج بدهند ولی تا دوره ابوحنیفه وکسی "اصول چنین تفقه" از قران را نمی دانست وتنها ابوحنیفه در بغدا د واصول استنباط فقهی از قران را و"بنام فقه حنفی "پایه گذاری کرد ولی در فقه اسلامی او هم جهت در امد زارعان ودر عقود مزارعه اسلامی ویا در عقوداسلامی مساقات باغداری ویادر اصول اخذ جزیه ویا اخذ خراج وکرایه های زراعی گران واز زارعان وباغداران ومغازه شهری چنین نبود وتا به نفع نظامیان خلیفه عباسی بدهند ویا نظیر "روش بانکداری سپه ظالمانه "نبود ویا در فقه شافعی سلجوقیان نیز ودرمدرسه نظامیه نیشابور هم و چنین نبود که درامد زارعان وشهرواندان وبه نفع نظامیان مصادره شده واین همه "استثمار "نمی شدند ولی در فقه مدرسه حقانی قم ویا مدرسه دارالحق وفقه دانشگاه امام صادق وگرفتن این نوع از کرایه های سنگین از مستاجران وبه نفع نظامیان کثیر بسیجی وجزو فقه آنان شده است ولی هیچ کدام در عقود معاملات انجیل وتورات واوستا وقران هم نمی باشد وبعلاوه در "فقه انجیل مسیحیان" نیزنیست وزیرا علت شورش بردگان بدبخت روم باستان را می دانستند وآگاه بودند که چگونه از ظلم نظامیان برده دار امپراطوری روم باستان رنجیده وارتش او برا شکست دادند ویا در 7 کیلومتری شهر روم ایتالیا وارتش برده دار اورا شکست داد ه وارتش مسیحی واردشهر روم گردید ویا حکومت تشکیل داد واین بار نظام زمین داری اروپا را عوض کردویا اخذ کرایه از زارعان را واز ایات کتاب انجیل وعادلانه استنباط فقه مسیحی میکرد وبه همین روش هم ونظام حقوقی برده داری و در ارو پا منقرض شد و وبجایش بعد ها ونظام حقوقی رعیت کشاوزی پا گرفت وتا سال 1372 ش ادامه داشت ویا همه این نوع از عقود اسلامی خرده مالکی وحقوق قشر متوسط وجود داشت که حقوق اصل 4 ترومن نیز به ان اضافه شده بود ولی بعد از پیدایش 7 بانک نظامی ایران وهمگی ازبین رفتند ویا با توسل به اصل 44 قانون اساسی ودر حال از بین رفتن کامل می باشند وبانکی که اسطوره سازی جنگ 8 سال جنگ ایران عراق وبهانه کرده است تا تامین حقوق نظامیان کثیر ایران را وتنها از جیب مردم فقیر ایران تامین بکند ولذا خیلی از ایرانیان و براثر فقر شدید خود وروسری خود را ودر دوسال اخیر برداشتند وچرا که با تاسیس بانک انصار ویا بانک قوامین وبانک سپه وبانک کوثر وبانک حکمت وبانک مهررضا وغیره وهمگی "استثمار" می شوند ونظامیان کثیر هم که نمی توانند حقوق ماهانه نگیرند ولذا مستاجران مجبورند که از راه تن فروشی واجاره گران منزل ومخارج آنان را بدهند وبا این رویه اغلب مردم ایران ناچارند که به عصر حقوق برهنه نمایی روم برده داری باستان برگردند ویا به عصر ه دوره تمدن باستانی بابلوعصر زهره پرستی آن دوره برگردند که عصر ارتداد است ویا در سوره بقره قران وعصر اختلاف زن ومردوچند شوهری وفمنیسم وغیره می باشد که در سوره نسائ قران ویا سوره طلاق وغیره حرام شده است وبهمین دلیل امروزه اغلب مردم ایران و بخاطر فقر وبدبختی زاید الوصف خود و هیچ احترامی به خودشان قایل نیستند وبعلاوه در "عصردولت روحانی" هم که گرانی غذا ومنزل کمتراز امروز بود ولذا افرادمزبور کمتراز امروز و سر برهنه به خیابانها می آمدند ونیز "گشت ارشاد" هم ودر خیابانها نبود وبعلاوه با دلار 4300 تومانی عصر آقای روحانی هم وزندگی اقتصادی مردم ایران و کم وبیش می چرخید ولی امروزه چنین نیست وبلکه قیمت دلار 43 هزار تومان شده ویا ده برابر شده است ویا چکهای بلا محل دیجیتالی بانک مرکزی هم ودهها برابر شده است وبهمین دلیل مردم اغلب خیابانها ی ایران هم وعاصی شده اند و کم کم روسری خود را کنار می گذارند ویا در آینده نزدیک هم ممکن است که جهت خرید نان شب اشان وبقیه لباس خود را هم واز تن بیرون آوردهوبفروشند وتا نان شب خود را بخرند وزیرا خرید برنج 150 تومانی که هیچ !!!ویا خرید گوشت 220 هزارتومانی هم که هیچ !!ویا خرید روغن وپنیر 60هزار تومانی ویا پسته 650 هزار تومانی وجای خودرا دارد ونتیجتا زن ومرد ایرانی و ناچارند که جهت تامین اجاره گران منزل خود ویا جهت شهریه مدرسه خود وبقیه لباسهای خود را هم فروخته وبرهن در خیا با نهای تهران وشهر های دیگرایران ونظیر برده های باستان بابل قدیم وبچرخند وزیرا مشغول بیگاری برده واری خودهستند ! وامید وارم که در عصر حکومت سردار قالیباف اصول گرا برمجلس ومردم ایران وبه چنان وضع تمدن برده داری بابل قدیم دچار نگردند وچرا که مردم ایران ودر عصر حکومت قانونگذارانه وی ویا در عصر اعضای کمیسیونهایش وبرای خرید نان ولباس و آرد وبرنج گران وشهریه گران وپول تاکسی گران خود پول ندارند و عاجز مانده اند وامکان شورش ویا اغتشاش خیابانی هم ندارند! وتنها راه حل و ارتداد ورجعت به گذشته باستانی بابل قدیم برایشان باقی مانده ویا برگشت به عصر تمدن عصر برده داری بابل وبرایشان باقی مانده است ! وهمانطوریکه قبلا گفتم واگر در گذشته وبر اثر انقلاب 57 13ویا براثر ویرانی ایام جنگ وهمه مردم ایران وخرده مالکی منزل وخانه ویا مغازه وابزارکار خودرا از دست دادند وبرباد رفت وبعد از انقلا ب و با اصل 44ووام گرفتنهای بانکی آن زندگی بخور ونمیر دارند وامروزه هم وبخاطر کثرت شدید نظامیان مزبور که ادعای مالکیت منزل ویا مغازه آنان در بانک سپه می کنند وحتی "مالک دستمزد ناچیز" کارشان هم نمی باشند!