فقه زرتشتی مزارعه ساسانی ها وتفاوتش با نظام سرمایه داری معاصر ایرانیان

(تحول مالکیت ومذهب ایرانیان)

(بخش 2 )

از: دکتر محمد خالقی مقدم

تخصص – جامعه شناس حقوقی

واز این راه و تحولی در نهاد خانواده ویا مالکیت جوامع آسیایی وِا خانوده های زرتشتی آسیایی وازدیاد رفاه آنان ایجاد کرد که فرید ریش انگلس ودوست مارکس نتوانسته است ودر کتاب خودش وبنام " منشاء خانواده ومالکیت خصوصی ودولت" خود وان موضوع را بفهمد ویا با تئوری غلط خود ودر شناخت جوامع آسیایی وواقعا عامانه بفهمد! وبهمین دلیل هم وجعل مردم شناسی آسیایی کرده وعدم درک خود با کلمه مجهول "شیوه معیشت آسیایی نامعلوم "نامیده وزیرا مبنای نوشتن کتاب فرید ریش انگلس وتنها شناخت مالکیت اقوام بدوی سرخ پوست آمریکای لاتین می باشد وبدرد "شناخت شیوه معاش اقوام آسیایی" نمی خورد که مارکسیست های بی سواد آسیایی هم وبخاطر همان کتاب انگلس وسینه چاکی خاص می کنند وبعلاوه کتا ب مزبور انگلس ویا کتاب دیگرش که مربوط به "جنبش دهقانی آلمان "است وهمگی از کتاب "لوئیس هنری مورگان" حقوق دان امریکایی اخذ شده که مکتوب سال 1877ماست وهنری مورگان در آن کتاب تنها مشخصات جامعه بدوی سرخ پوستان آمریکایی را ودرکتاب خودش نوشته ویا نظام دولت محلی وقومی وخانواده ومالکیت قومی همان اقوام سرخ پوستان ابتدایی آمریکایی را ودر کتاب " جامعه باستان "خودش چاپ کرده بود وفردریش انگلس هم وبرای تئوری سازی مارکسیستی خود وجهت سکنه اسیا وتز مالکیت دولتی سوسیالیستی آسیایی هارا مطرح می کند ولی خودش مطالعه وتحقیق شخصی در مورد مالکیت نداشت وبعلاوه هیچ گونه شناختی هم از اقوام آسیائی نداشت ویا از دین آسیایی ویا از مالکیت قدیمی آنان نداشت وتنها با مطالعه کتاب "جامعه باستان "هنری مورگان وتئوری بافی غلط خودش را پایه گذاری کرده که انحصار ا مربوط به مرم شناسی اقوام بدوی امریکای سرخ پوست می باشد وکاربرد در جامعه پیچیده آسیا ندارد ولی فرید ریش با زرنگی وهمان "تز مورگان "را با عنوان کتاب "مالکیت ومنشائ خانواده ودولت "وبنام خودش چاپ کرده ویا منشائ دولت جوامع آسیایی ویا جوامع اروپایی را وبا جوامع بدوی سرخ پوست امریکای لاتین وبهم آمیخته "!واین بار تئوری غلطی ودر مورد نحوه پیدایش دولتهای آسیایی درست کرده که شامل پیدایش دولت هخامنشی وساسانی ویا سلجوقی وتیموری آسیایی است ویا شیوه مالکیت اداری وشیوه معیشت زراعی وفنی آنها را وتفسیر فرهنگی می کند که ساختار چنین دولتهای مقتدر هخامنشی آسیایی ویا تیموریان آسیایی وچیز دیگری وغیر از فهمیات فرید ریش انگلس است وبعلاوه ونظیر چنین دولتهای مقتدرآسیایی ویا شیوه مالکیت آنان ودر میان دولت های بدوی قومی سرخ پوستان امریکا وجود ندارد ویا در کتاب "جامعه باستان "هنری مورگان نبود ولی با تبلیغات مارکسیست ها بیسواد چین ویا روس وتبلیغ فراوان رسانه ای شده ویابا تبلیغات تلویزیون ومطبوعات بی مغز این نوع جوامع شرقی وحقایق تاریخ آسیاودولت هایش وارونه شد ولذا مردم شناسی امروزین ومعنای واقعی تولید ویا معیشت ویا دولت در آسیای قدیم وجدیدرا نمی فهمد ویا با خرافات بافی عمیق این قبیل از افراد عجین شد ه وبعلاوه ا دولتهای معاصر ویا مجلس برنامه ریز پوپولیستی معاصر هم واز این نوع خرافات سازی سیاسی آنها وبهره برداری کافی برده وبرای مشروع نشان دادن تصمیمات خود اوعمال خصوصی سازی صنعتی خود وبهره رسانه ای کافی می برند !که "معیشت جدید سرمایه داری را و"در خاک بزرگ آسیا وبه بحران عمیق کشانده است ! ولذا توسعه بنگاههای صنعتی معاصر عقیم مانده ویا سودی به حال سکنه اش ندارد وزیرا اساس "معرفت شناسانه غلطی "یافته است ولی کتاب "اوستا "وایات مختلفی ودر دفاع از "حقوق زارعان آسیایی" ودر نظر داشت وبخاطر همین آیات حقوقی اوستا بود که مذهب زرتشتی قوی تر شد ویا برزگترین پیروان دینی خود را ودر دوره امپراطوری هخامنشی واشکانی ودر میان سکنه آسیا یافته بود که از "دین های ابتدایی سابق قومی" خودومرتبا می بریدند وبه "دین اوستایی "می پیوستند که چنین حقوق کار زراعی ویا فنی ویا معامله گری شرعی ودر ادیان ابتدایی قبلی نبود وتنها دین زرتشت و"نظام حقوقی بشر" راو در تولید گری و"تکامل حقوقی "داده بودکه دانشکده های مردم شناسی غربی وهنوز انرا نمی شناسند! ولذا نظام حقوقی اوستا وتنها ایات مربوط به نماز ویا روزه گرفتن ندارد ویا تنها "مزگت رفتن"نیست ویا به "مکان مزدا پرستی "رفتن نیست که اعمال صرف عبادی داشته باشد ویا کلمه "مزگت اوستا" هم ودر کتاب قران وبا واژه " مسجد"یاد شده است وهر چند نماز وروزه واخلاقیات ومناسک مذهبی کتاب اوستا هم وبا اندکی اختلاف ونظیر شکل ویا شباهت مناسک ادیان دیگر می باشد ویا نظیر نماز وروزه وصدقه قرانی وبا اندکی تفاوت می باشد ولی دوسوم ایات کتاب اوستاهم و مربوط به حقوق نیروی کار ویا مالکیت حلال ویا نحوه معاملات دادوستد شرعی غله ویا میوه ودام اشان می باشد ویا احکام قضایی عدم غصب ویا عدم سرقت ویا عدم اخاذی از مال دیگران بود ه وهمان دین زرتشتی که معتقد بود که یکی از نواده های حضرت نوح است که به نقل سفر پیدایش کتاب تورات وکشتی نوح هم ودر کنار کوه آرارات رود خانه ارس وبه گل نشسته وقران آنرا "کوه جودی" می نامد ونوادگان نوح هم واز جمله حضرت زرتشت واز نوادگان وی ودر همان منطقه متولد شده بودند که از نسل "یافث" وپسر بزرگ نوح می باشد وبخاطر همین آیات حقوقی اوستا بود که جاذبه زیادی و در میان زارعان کثیر "قریه های آسیایی "داشت که کشت وکار ویا باغداری میوه ویا دامپروری را واساس معیشت خود کرده بودند ویا اساس حقوقی دادوستد سکونت گاههای خود کرده بودند ولی در "ادیان سابق "خود وچنین مفاهیم حقوقی نیروی کار ومعاش " نداشتند وبهمین دلیل هم ودر آیات اوستا وحقوقی زیادی به نسق بندی زارعی دهقانان اختصاص داده شده بود ویا در همان اواستا وحقوق منزل مجانی ودر روستا به انها می داد که بدون دادن پول نقشه پروانه وملکروستایی داشته باشند ویا خانه دار بشوند ویا بدون وام بانکی و بهره مندی از مسکن روستایی را ودر تولید روستایی خودو داشته باشند! وبعلاوه حق اشتغال دائمی زراعت ودر اراضی دهات را بیابند ویا حقوق عدم بیرون کردنشان از جغرافیای دهات مزبور وجزو حقوقشان بشود ! ویا حق اشتغال فرزندش رانیزو یافته وحق جانشینی شغلی بعد از وی ودر زراعت روستا را وبیابند وهمگی از حقوق دیگر زارعان مزبوربود ویا درکتاب "اوستا" بودکه از "بردگان امپراطوری روم باستان "متمایز شده ویا از "بردگان آشوری" ویا از بردگان فراعنه مصر ومجزا می شدند که چنین حقوقی و در تولیدات جامعه خودشان نداشتند وبعلاوه در اوستا وحق قصاص وخونخواهی زارع ودر صورت مقتول شدن وذکر شده بود که "بردگان روم باستان "نداشتند ویا حق خرید وفروش "اموال مازاد تولید "خود را هم داشتند ویا حق داشتن درخت خصوصی وبهره مندی رفاهی از درختان اختصاصی میوه منزل روستایی خود را داشتند ویا حق لبنیات خانگی وتغذیه مجانی طیورخانگی را داشتند ویا حق صنایع دستی درون خانگی خود را ودر کتاب "اوستا "داشتند ویا حقوق مالکیت تولید خانگی وانگیزه آنان را بیشتر می کرد ولی در تولیدات زراعی جمعی روستا یی وتنها تابع عقود جمعی مزرعه بودند ویا در قرار داد مزارعه با دولت ویامالکان بزرگ منطقه خود بودند ولی در تولیدات درون خانگی آزاد بودند وحق "هبه خانوادگی "ویا حق "نفقه خانوادگی" "ویا حق ارث خانوادگی" خرده مالکی خود را داشتند که کتاب اوستا وبرای آنان تصویب کرده بود ولی کتاب "فرید ریش انگلس" ودر تئوری کتاب"مالکیت ودولت وخانواده خود" واین حقوق رابعنوان "تزانقلابیگری "از آنان میگیرد وبه "دولت" می دهد وبعلاوه در کتاب " سوسیالیسم علمی وسوسیالسم تخیلی "خود و همه این نوع از حقوق متعدد نیروی کار اعطایی دین اوستا راو از دست " کارگران اسیایی طرفدار سوسیالیزم " گرفته وبه "دولت: داده بود ویا این نوع از حقوق کار دینی انان را وبعنوان "حقوق خرده بورژوازی ویا خرده مالکی فساد آور"محکوم می کند وجزو"حقوق مالکیتی دولتهای جدید آسیایی "نموده بود ویا انرا تز انقلابی "مالکیت دولتی آسیایی " معرفی می نماید وبا این نوع از "تفکرات من در اوردی" مارکس وانگلس واز "حقوق کارگران آسیایی "بود که امروزه دولت های سوسیالیستی چین وکره شمالی وبلاروس وقزاقستان ومعتقدند که اگر یک کار گر چینی ویا کارگر اوزبکی وبا کار اضافی خودش در منزل خودش ویک سبد خانگی ببافد وسپس آنرا در بازار بفروشد و"اجحاف درحقوق مالکیت دولتی چین" کرده است !ویا با در آوردن پول اضافی وبرای خودش ودر ازای کار اضافی بیشترش ویا با فروش آن صنایع دستی خانگی خودش ودربازار چین و"دزدی از دولت "کرده است! ولذا مستحق مجازات می باشد! وبهمین دلیل و تئوری "مالکیت دولتی کمونیست ها " با نفی حقوق دینی مردم ویک نوع ماتریالیسم "مالکیت الحادی "ودر دولتهای جدید صنعتی آسیا ایجاد نموده وبا این تئوری به استثمار کارگران منجر می شود ویا با نفی خداوند وتفکر ماتریالیسم وهمان ایات حقوقی ادیان آسمانی حقوق کارگر راانکار قانوگزارانه کرده وبه ضرر حقوق کار زارع وکارگر وصنعتگر شهری وهمه را نفی می کند وبه دست اعضای مجلس خلقی همان کشورها می دهد وحقوقی که 3800سال قبل تاکنون وهمه ادیان الهی به بشر داده بود واین بار باتز و تئوری "مالکیت ماتریالیستی" واز دست همان کارگران آسیایی گرفته شده وجزو حقوق قانونگذاری مجلس الحادی چین ویا روس ویا بلا روس می شود ! که هبه خانوادگی اندک یک کار گر به خواهرش وجزو "خرافات مذهبی "بدانند! ویا با تصویبات دولت الحادی سوسیالیستی خودشان وآنرا از چنگ همان "کارگر جدید چینی و اوزبکی درآورده واز بخشش خانودگی اش "بیرون بکشند وبه دولت انقلابی خود شان بدهند ویا جهت خرید سلاح های دولتی خود واختصاص بدهند وتا با این "تز حقوق کارگری کاذب خود وکارگران آسیایی را استثمار کرده ویا با شعار انفلابی نمایی خود وهمانها را وبه ورطه "بردگان قدیمی ارو پا یی "وتبدیل بکنند ومخالفت شدید مارکسسیم – ماتریالیسم وبا ادیان آسمانی وبهمین دلایل حقوقی می باشد ویا مخالفت با ایات حقوقی اش وصرفا برای برده ساختن کارگران آسیایی می باشد !ویا جهت سلب اضافه کار دستمزد شرعی وی وبا حیله گریهای سیاسی رسانه ای می باشد که سلب خرده مالکی تولیدی واز قشر های زحمتکش آسیایی بشود !که دیگر جواب نخواهد داد !وبعلاوه گرچه ادیان آسمانی وبزرگ مالکی دولتی ویا بزرگ مالکی بانکداری دولتی ویا انفال دولتی را هم قبول دارد وانکار دینی نمی کند ولی در تعالیم اوستا وقران وانجیل وتورات وحقوق خرده مالکی وناشی از زحمتکشی اضافی کارگر ویا زارع هم نفی نشده است ودین همه حقوق کارگررا تنهابه مالک نمی دهدکه انرا "مالکیت دولتی صرف "بنامند ووبهمین دلیل "حقوق کاری" که کتاب اوستامطرح کرده بود ویا به زارعان قدیمی آسیا داده بود ولی در 200 سال اخیر وجنبش های کارگری صنایع ارو پا هم به آنان نداده است !ویا در دانشکده های حقوقی ارو پا هم وبحث نشده است! ویا در پارلمانهای اروپاهم وتصویب نشده است! وحتی در تئوری دروغین حقوق کارگری مارکسیسم ولنینسم هم دیده نشده ویا در نوشتجات کتاب: مالکیت ودولت وخانواده فریدریش انگلس هم دیده نمی شود ولذا این نوع از دروغگویی تاریخی صد ساله وبه ضررقشر کار گر صنعتی جهان وباعث شده که همه خیابانهای اروپا او به شورش کشانده شود ویا همه دولتهای پوپولیستی آسیا ودر معرض شک وتردید قرار داده شوند ومعضلی که شبیه شورش بردگان اسپار تاگوسی روم باستان است که 90 هزار نفربودند وگرچه در جنگ داخلی وبه شکست منجرگشت و به دنبالش وتعداد زیادی از آنان هم ودر امتداد جاده طولانی شهر روم به صلیب کشیده شدند ولی جنبشهای فکری وفرهنگی آنان نمرد وبحران عمیقی درافکار عمومی اروپا بوجود اورد ونهایتا به رواج مذهب مسیحیت ودر اروپا منجر گشت که نظیر اوستا وبه حقوق نیروی کار معتقد بود ویا درکتاب انجیل معتقد بود و"برده داری در مالکیت" را ومذموم می دانست و نهایتا در سال 312 میلادی و ارتش امپراطور کنستانتین ودر 7 کیلومتری شهر روم وبه طرفداران تئوری آنان پیوست وبا پرچمهای صلیب دارو ارتش امپراطور روم را شکست داد که معتقد به برده داری بود و فاتحانه وارد شهر روم گردید واین واقعه در دوره شاپور ساسانی رخ داد که روحانیون معتقد به دین مسیحیت واین بار وارد دربار روم میسحی شدند وپایه "فقه مسیحیت "را ودر زمین داری گذاشتند ویا با استفاده از ایات انجیل و برای زمینداری زراعی اروپا وپایه ریزی کردند وروش استفاده از نیروی کارآنان وبا مدل وشبیه فقه زرتشتی رقیب بود واین امر در ابتدای عصرشاپور ساسانی وتازه در اروپا آغاز شد ودر حالیکه حقوق نیروی کار زراعی وکار گر فنی شهری آسیاییها و800 سال قبل از اروپا بود ویا در خاک آسیا وبا "فقه اوستا "ودین زرتشت وپایه گذاری قبلی شده بود وبعدا هم وبا "فقه اسلامی" تکمیل گردید وهر چند در همان دوره ساسانی ها وبا جنبش روستائیان ناراضی ایران و"تکامل حقوقی " بیشتر ی یافت که با ظهور مزدک توام بود که یک روحانی اصلاح طلب زرتشتی بود که نظیر کشیش لوتر آلمانی بود که پایه گذار مسیحیت پرو تست گرا ویا پرو تستان گرا ویا اصلاح طلب ارو پا ودر 500 سال قبل می باشد ولی همان روحانی زرتشتی ایرانی وبنام مزدک ودر حدود 1600سال قبل واین نوع اصلاح حقوق زارعان را انجام داد ویا در دوره قباد ساسانی ودر سال 498 میلادی مطرح کرد وجنبش اصلاح طلبی دهقانی عصر ساسانی ها را گذاشت ومعتقد بود که روحانیون دولتی زرتشتی ویا موبدان دربار ساسانی و"فقه غلط "ویا تفسیر دینی غلط از اوستا می کنند ویا به ضرر روستائیان زرتشتی محروم ایران وارائه می دهند! ولذا قباد ساسانی هم وبه فقه جدید اوستایی مزدک گروید که منجر به کاهش در آمدهای دولت ویا نظامیان وموبدان دولتی گردید ونهایتا آنها هم واز انوشیروان حمایت کردند وتا جنبش روستایی طرفداران مزدک را وبر اندازد !ولی برای اینکه از نظر دینی زیر سوال نرود ویا در انظار عمومی انوشیروان عادل تلقی بشود ولذا اصلاحات زراعی وارضی مورد نظر خودش را ودرفهم فقه "خراج دولتی" ویا "جزیه دولتی" انجام داد ویا در "حقوق زنان روستایی "در عصر انوشیروان انجام گرفت وکتاب "حقوق زنان عصر ساسانی" دکتر صاحب الزمانی هم وبرخی از نکات حقوق زنان عصر ساسانی را ومنعکس می کند وبعلاوه قران نیز ودر یک آیه خود ودین یهود ویا دین مسیحیت ویا دین زرتشتی ویا دین صابئون را و"ادیان اهل کتاب " دانسته وبا این آیه خودوبه "حقانیت کتاب اوستا" اقرار دارد وبعلاوه خود قران هم وکتاب دین آسمانی می باشد ودر مورد حقوق نیروی کاروشیوه دادوستد ونحوه مالکیت نیروی کار ومحتوایی شبیه "آیات اوستا" دارد! ولذا حقوق زارعان کشاورز ویا حقوق صنعتگران شهری را ومنکر نمی باشد ودر این باره و آیات متعددی دارد که اینجانب ودر مقاله قبلی ام ذکر کرده ام ویا به نگرش مالکیتی ویا حقوق کار ودادوستدی قران واشاره کرده ام ولی اعراب که در سال 652 میلادی وتمدن ساسانی را منقرض کردند ویا اراضی 23زراعی ملت جهان را تسخیر کردند وهمگی معتقد به پیاده کردن دستورات قران نبودند ویا در امور اقتصادی ملل دیگرنبودند ویا در شیوه مالکیت ودادوستد ملت های دیگر آسیایی ومعتقد نبودند وصرفا می خواستند که اداره فرمانداری ملل دیگر را وبدست خود بگیرند! ویا تنها جیب خود را واز درآمد اراضی ملل دیگر پر بکنند! وهر چند در طول حکومت 132 ساله بنی امیه هم وبرخی تغییرات ودر خراج گیری از ملل مغلوب بعمل آوردند ولی هیچکدام از دستورات قرانی را تبعیت نکرده ویا در "فقه مرجئه قوم بنی امیه " و نظام زمین داری زراعی آن را بکار نبستند وتا اینکه در سال 132 هجری ومنقرض شدند! ودولت عباسیان هم ودر میان اقوام عرب وهوادران خود را از دست داده بود وناچارا ترکان را ووارد ارتش در بغداد کرد وبعلاوه اقوام دیگر ایرانی ویا ترک آسیا یی را هم وبعنوان کاتب اداری ویا قاضی ویا بعنوان مولف ووارد دربار عباسی خود نمودند وتا اینکه در دوره آنان وفقه اسلامی حنفی وشافعی وحنبلی وبا دست اقوام دیگر آسیایی ودر بغداد رشد کرد ویا با استنباط فقهی از ایات قران و"پایه ریزی حقوقی "شد ویا دستور زبان عربی هم وبوسیله "سیبویه ایرانی" وغیره ودرهمان زمان وجهت فهم آیات عربی قران وپایه ریزی شدکه امروزه کتاب جامع المقدمات فهم فقهی نامیده می شود وبعلاوه تفسیر قران هم واز این دوره تاریخی وشروع شد وگرچه در مورد شیوه معیشت کشاوزری اواخر عصر ساسانی ها ویا در تسلط اعراب بر اراضی زراعی وباغات دوره ساسانی وکتابهای تاریخی مختلفی تدوین شده است که مهمترین انها کتاب " الفتوح " ابن اعثم ویا کتاب "فتوح البلدان بلاذری" ویا "کتاب البلدان "ابن فقیه ویا کتاب "تاریخ قم در قرن چهارم " ویا تاریخ کامل ابن اثیر وتاریخ طبری وتاریخ دینوری وغیره می باشد ولی جزییات "سیستم کشاورزی ومعیشت کشاورزی عصر یزد گرد سوم ویا هنگام حمله اعراب وتنها در کتاب " فتوح البلدان "بلاذری ذکر شده است ویا در این کتاب وبیشتر از کتابهای دیگر می باشد ولذا جزئیات بیشتری واز "تمدن کشاورزی ونظام آبیاری بین النهرین وخوزستان بیان می کند ویا چگونگی :کشاورزی اخرین سالهای تمدن ساسانی ها را وبهتر نشان می دهد وفرضا اسناد متفرقه کتاب فتوح البلدان وبه 99 نهر کشاورزی بین النهرین اشاره دارد که از دو رودخانه فرات ویا از دجله نهر کنی شده بودند ویا جهت آبیاری دهات ویا قصبه های ایرانی وواقع در بین النهرین کشیده شده بودند وبعلاوه بعضی از آنها همو در آبیاری دشت خوزستان نیز واز روخانه کرخه وکارون خوزستان منشعب می شدند که مهمترین دشتهای کشاورزی خیز را وآبیاری می نمود ویا منبع درامد ساسانی ها می شد ودردشت بین النهرین هم مثل "نهر اساوره "دوره ساسانی ویا "نهر اسوارن بود ویا "در صفحات 115 و129 است ویا "نهر درقیط "در ص 32 همان ماخذ فتوح البلدان است ویا "نهر دجله العورا"ءاست که احتمالا کرخه کور دشت آزادگان خوزستان کنونی می باشد ویا در ص 113 می باشد ویا "نهر ابله" که "نهر بهمن اردشیر "(ویا بهمن شیرآبادان کنونی )ودر ص 108 وغیره می باشد ویا "نهر شیرین "زن خسرو پرویزاست که امروزه "نهر حلوان "نامیده می شود ودرصفحات 122 و124همان ماخذ تاریخی وذکر شده است ویا "نهر فیروز" ص 117همان کتاب است ویا "نهر قاطول "ص 57 وغیره است وبعلاوه کتاب فتوح البلدان ودر 7 مورد ازرودخانه دجله ودر کشاورزی دهات بین النهرین یاد می کند ویا در 11 مورد هم از روخانه فرات ویا شهر فرات کنار آن رودخانه ودر تمدن کشاورزی عصر ساسانی ها یاد می کند وبعلاوه همان کتاب فتوح البلدان واز" پل های مختلف کشاورزی بین النهرین "یاد می کند که برروی انهار بزرگ زده بودند که از چوبهای الواری بود که برروی قایقهای متصل بهم وانداخته بودند وتا کشاوزران وگاریهای پر از غله ومیوه واز روی آن پلهاگذشته ویا در تمدن کشاورزی ساسانی بگذرند وفرضا در صفحات 15 و16 همان کتاب وبه این قبیل از پل های کشاورزی بین النهرین اشاره شده است ویا در ص 46 همان کتاب واز "پل سوراء" ویا در ص 126 از "پل قره" در بصره یاد می کند ویادر ص56 واز "پل بردان "نزدیک بغداد یاد می کند وبعلاوه کتاب فتوح البلدان ودر صفحات مختلف خود ویا گزارشهای پراکنده خود واز حوادث فتح اعراب ویا ضمن نقل مطالب واز صد ها قریه وقصبه کشاورزی بین النهرین یاد می کند که به تصرف اعراب درآمده بودند ویا قبلا جزو خاک ایران بودند وودراین گزارشها و اسامی اغلب قریه های کشاورزی عراق آن روز گار ذکر میشود که برخلاف امروز واغلب اسامی ایرانی ویا غیر عربی در ان روزگار داشتند وبعلاوه اغلب سکنه قریه های کشاورزی عراق آن روزگار نیز و اغلب دهقانهای زرتشتی ایرانی بودند ومثلا ص 32 کتاب فتوح البلدان واز دهات کشاورزی بین النهرین وبنام " نهرالملک " بین النهرین یاد می کند ویا از آبادی کشاورزی "کوثی " وشهر قدیمی " بهر سیر "یاد کرده است ویا از آبادی "رومقان " ویا از "آبادی "نهر جوبر" وآبادی "نهر درقیط " وآبادی "به قباذات" عراق آن روز گار یاد می کند ویا در ص 11 واز آبادی عکبرائ بین النهرین یاد می کند که فتح شده بود ویا در ص 12 واز آبادی "عقر قوف "یاد شده ویا در ص 127همان کتاب واز آبادی "کلبانیه "مفتوح شده یاد می کند ونیز ص 7 فتوح البلدان هم واز آبادیهای "عین التمر" ویا "بانقیا "و"الیس "عراق یاد می کند ویا از آبادی صیرهان در نزدیکی موصل یاد کرده وبعلاوه آز آبادیهای نهروان علیا ووسطی ودر غرب دجله یاد می کند ونیز از فتح شدن آبادیهای "حلوان" و"خانقین "و"بند نیجین" و"مهرورد" و"دسکره" ودر شرق دجله ودر ص 27یاد می کند ویا از فتح آبادیهای "راذات "و"دقوقا "و"خانیجار" و "سن بارما "و"بوازیج" الملک" ودر ص 28 یادمی کند و یا از آبادیهای "فید" و"عذیب "و "ثعلبیه "ودر ص 16همان کتاب ویا از آبادی "دیر اعور" و "بربیسما"وابادی "فلوجه کبری وصغری" و"دژ ملیقیه "جنب آن در ص 17 همان کتاب ویا از همان آبادیهای بین النرین وبعنوان "رستاق" یاد می کند که یک نام ایرانی است ودر انها جو وگندم کاشته میشد ند ویا برخی بستانهای میوه داشتند ویا درختان خرما بن انبوه هم داشتند وگاهی از کثرت درختان روستا که سیاهی میزد وآنرا "سواد عراق" می گفتند ومجموعه ای از آنها را هم و" دهستان " می نامیدند که در ص 93 و94 همان کتاب ذکر شده است ویا زارعان کشت کننده آن دهات را هم وبا لفظ ایرانی " دهقان " می نامیدند که فرضا در ص 13 همان کتاب وازواژه " دهقان زوایی" بین النهرین یاد می کند ویا درص 141 همان کتاب واز دهقانان اهواز یاد میکند ویا در ص از "دهقان انبار" یاد می کند ویا در ص 99 همان کتاب واز کشته شدن برخی دهقانان آبادیهای مزبور یاد می کند ونیز در ص27 همان کتاب واز لفظ "دهقان قصیه بابل "ویا "دهقان آبادی عال "ویا "دهقان قریه فلالیج" ویا "دهقان نهرالملک "وخطرنیه و"دهقان قریه "دسکره "یاد می کند ویا از "دهقان بیشه سبیط" ودر ص 126 یاد می کند ونیز روسای آن قریه های کشاورزی را وهمان کتاب و"کدخدا" می نامد که یک لفظ ایرانی بود وفرضا ص 55کتاب فتوح البلدان واز "کدخدایان " قریه های" بادوریا" و" قطربل و" نهر بوق " و"نهربین" عراق یاد می کند ! وبعلاوه ص 34 و35 کتاب فتوح البلدان هم واز آبادیهای ایرانی " استینا" وقریه "صعنبا" وقریه "هرمز" ویا از بیشه ها وزمین های مردابی خسرو ودر عراق یاد می کند ویا از "بیشه پر درخت "برس" ومقابل کاخ نمرود بابل ودر کنار فرات یاد می کندونیز در ص 35 همان کتاب واز آبادیهای" زراره وآبادی "روحا" وآبادی "عرفطه" وآبادی "طیزناباد "یاد کرده است ویادر ص 42 همان کتاب واز آبادی "رستقاباد "ویا از آبادی "ابو صلابه" ودر نزدیکی فرات یاد می کند ( ماخذ ص 42)ونیز ص 53 همان فتوح البلدان وذکر می کند که "بطایح ومردبهای" اطراف شهر "واسط عراق" ودر دوره انوشیر وان واصلاح شدند وتا استفاده کشاورزی بیشتری از آنها وبعمل بیاید وبعدا در دوره بنی امیه وحجاج بن یوسف وعامل بنی امیه ودر عراق وهمان شهر "واسط عراق "را ودرآن اراضی بطایح بین النهرین ساخت ویا ابادیهای" زندورد" و"دوقره" و"داروساط "و"دیر ماسرجسان "و"شرابیط "ودر ص 51همان کتاب وذکر می شود که اغلب اسامی ایرانی هستند ولی بعد از استقرار اعراب ودر عراق ونام آبادیهای ایرانی مزبور و عوض شدوعناوین عربی یافت ونیز اراضی کشاورزی ان روزگار هم وبرخی "بند های ذخیره آب "کشاورزی ویا در بند های آب داشتند که قطع وفصل آبیاری به کرتهای مزارع دهات را انجام می دادند وبرخی ازآنها و بنام "بند جابر" ودر نزدیکی قصبه 5 هزار نفری "حیره" ونزدیک کوفه ذکر می شود ونیز در ص 58 و59 همان کتاب واز"چشمه های طف" وِیا "چشمه صید "و"چشمه قطقطانه" و"چشمه رهیمه "و"چشمه جمل" و"چشمه رحبه" بین النهرین یاد می شودکه تامین آب برخی از روستا ها را وبعهده خود داشتند ونیز درص 127 همان کتاب واز" چشمه حوء ب" یاد می شود که سکنه کشاورزی عراق دوره ساسانی واز آنها بهره مند کشاورزی می شدند وبعلاوه درهمان دوره تاریخی وهر آبادی نیز ویک "عامل مالیات گیری" داشتند که ممیزی مالیات ان قریه را می نمود ند ویا خراج ارزیابی شده را به "خزانه تیسفون ساسانی ها" می فرستاد ند که فرضا ص 63 همان کتاب مزبور وبه ,"عامل خراج کسگر" اشاره دارد وهمچنین اغلب آبادیهای زراعی مزبورهم ومحصولات اضافی غله ویا میوه وخرما خود را ودر "چند بازار کشاورزی منطقه ای "عراق وعرضه می کردند که اهالی قریه های مختلف وجهت خرید مایحتاج غله ومیوه خود وبجای مراجعه به مزارع همان قریه ها وتنها به "بازار شهر انبار "عراق ومراجعه می کردند که "انبار گاه غلات کشاورزی" بین النهرین بود ویا با گاری ومحصولات کشاورزی را واز شهرانبار خریده وبه شهر ها وبلاد خود می بردند ومثلا به کارکرد بازار شهر انبار وصفحات 8 35 و36 و47 و55 91 و224 کتاب فتوح البلدان اشاره می کند ویا در ص 8 همان کتاب می نویسدکه : شهر انبار عراق وانبار های عجم می باشد که بوازیج انبار هم ودر آنجا بود وبعد از حمله اعراب به همان شهر انبار واعراب وزر وسیم فراوان همه فروشنده های غلات را غارت کرده ومی برند ونیز ساسانی ها ودردوره مزبورودر نقاط مختلف بین النهرین ودشت خوزستان وبازارهای مختلف فروش غله ویا "سوقهای کشاورزی" داشتند و مثلا سوق الاهواز ودر ص 133 ذکر شده ویا"سوق حکمه" ودر ص 36آمده ویا "سوق یوسف "ودر ص 42 ویا سوق اسد ودر ص 46 همان کتاب ذکر می شود ونیز در تمدن کشاورزی عصر ساسانیها ودر راههای تجارت کشاورزی همان دهات و تعدادی "حمام روستایی "ساخته شده بود که سکنه کشاورز همان دهات وحمام بکنند ویا تاجران خریدار مواد کشاورزی ودر هنگام گذر از جاده های مزبور وبه حمامهای آن دهات بروند ونظیر "حمام کسری "ودر ص 110 ذکر شده ویا "حمامهای فیل" و"حمام منجاب" و"حمام عمرو "وحمام بلج "در ص 111 ذکر شده ویا "حمام مسلم "و"حمام عبداله بن عثمان" ودر ص 110می باشد ویا "حمام عمر" و"حمام اعین "ودر ص 42 ذکر شده است ولی اروپاییها ودر گزارشات "فئو دالسیم اروپایی "خود وذکری از این نوع "حمامهای روستایی "نمی کنند وبعلاوه ساسانیان انواع "آسیا ب "وجهت آرد کردن غلات ودر روستا های مزبور وساخته بودند وهمچنین ساسانی ها وجهت جلو گیری از حمله رومیان وبه دهات کشاورزی مزبور وانواع "زینستانهای خزانه اسلحه "ویا "دژ های نظامی" در اطراف فرات ویا در حاشیه انواع قصبات بین النهرین داشتندکه به اسامی برخی از آنها وهمن در کتاب فتوح البلدان اشاره شده است که اینجا ذکر نمی کنم وبعلاوه ساسانی هاودرهمان موقع تعدادی از اقوام زط ناحیه سند پاکستان را به بین انهرین کوچانیده بودند که "مشغول خار کنی" از بوته های اطراف فرات باشند وتا به حمل آن بوته ها وبه قراء کشاوزی بین النهرین اقدام کرده ورفاه تنورخانگی وروشنایی روستائیان تحت معیشت زراعی خود را وتامین بکنند ویا جهت فروختن به سکنه دهات مزبور وعمل بکنند ویا جهت تنور نانوایی همان دهات ویا جهت سوخت زمستانی آنها وفعالیت بکنند وبعلاوه ص 32 همان کتاب ومستندا ذکر می کند که در اواخر عهد ساسانیان ویا در دوره یزد گرد سوم وحدود 550000نفر از زارعان روستایی زرتشتی ایرانی ودر آبادیهای کشاورزی بین النهرین وزندگی می کردند که اراضی کشاورزی آنها وبه تصرف اعراب در آمد ومثلا نقل کتاب فتوح البلدان ودر ص 32 و34 کتابش چنین می باشد که می نویسد :عثمان بن حنیف برگردن پانصد وپنجاه هزار تن از رعایا و(دوالی مهر دار) نهاد ودر زمان ولایت او و"خراج "بین النهرین وبه صد هزار هزار درهم رسید ویا ص 31 همان کتاب می نویسد که :وعثمان بن حنیف وزمینها را مساحی می کند وبر هر جریب نخلستان ده درهم ویا بر هر جریب تاکستان وده درهم ویا بر هر جریب کشتزار نیشکرو شش درهم ویا بر هر جریب گندم زار وچهار درهم وبر هر جریب جوستان هم دو درهم خراج تعیین می کند وهمچنین در دهات مختلف مزبور وانواع ماش وانگور وشبدر وکنجد می کاشتند وبعلاوه آمار های دیگرکتب تارخی نشان می دهد که در همان زمان وحدود 450000نفر دیگر هم از ایرانیان هم وبصورت شهر نشینان ایرانی ودر شهرهای مختلف بین النهرین زندگی می کردند ویا دردژ های نظامی بین النهرین بودند ویا در پادگانهای عراق بودند که بصورت اعضای خانواده سلطنتی ساسانی بودند ویابصورت کارمندان وکاتبان شهری دیوانهای پایتخت بودند ویا بصورت خدمه دربار ویا مغازه داران شهری ویا روحانیان معابد ویا نظامین ارتش ساسانی بودند که برخی از آنان واز قوم نظامی دیلمی ویا شهر ری واصفهان وغیده بودند وبا همان روستائیان ایرانی قصبات بین النهرین وجمعا حدود یک میلیون نفر ایرانی زرتشتی را تشکیل می دادند ولی در جنگ با اعراب وبدلایل مختلف شکست خورده ویا از حدود 140 هزار اعراب عربستان ویمن ودر جنگ قادسیه وجلولا وغیره شکست خوردندوزیرا اسناد تاریخی مختلف نشان می دهد که اعراب تسخیر کننده مکه و حدود 10000نفربودند ولی بعداز وفات پیامبر واقوام عرب یمن وبحرین نیز وبه آنهاپیوستند ودر دو پادگان بصره وکوفه تجمع یافتند ویا به نقل ص 107 همان کتاب فتوح البلدان ودر ایام بعدی همان تاریخ وحدود 80000مرد جنگی عرب وبا 120000زن وبچه خود ودر پادگان بصره زندگی می کردند وبعلاوه در پادگان کوفه هم وحدود 60000مرد جنگی عرب بودند ویا با 80000زن وبچه خود زندگی می کردند ونیز به نقل همان کتاب وخانه های سکنه بصره هم وتا مدتها واز خشت وگل نبود وبلکه تنها از حصیر هاونی های اطراف هورالعظیم ویا اطراف شط العرب ساخته شده بود ولذا چندین باروبه نقل همان کتاب وبصره دچار اتش سوزی سرتاسری شده بود وبعد ها اعراب اطراف بصره و7 دهکده خشت وگلی ودر نزدیکی بصره ساختند که دو دهکده در "خریبه" وودو دهکده دیگر در" زابوقه "وسه دهکده هم در ناحیه "دار الازد "ساختند که زینستان ویا اسلحه خانه ساسانی هم در آن ناحیه بود ( ماخذ ص 98 ) وبعلاوه شهر پادگانی کوفه هم وبه نقل همان کتاب و15 محله مختلف داشت که از اقوام مختلف عرب یمنی ویا نزاری ودر محلات 15 گانه کوفه زندگی می کردند وبه قبایل یمنی ونزاری مختلف ساکن کوفه و صفحات 94 و95 کتاب "تشیع در مسیر تاریخ "هم اشاره کرده است که از کدام قبیله اعراب یمن ویا نزاری وغیره تشکیل شده بودند وهمچنین در دوره ساسانی ها وبغیر از دهات کشاورزی زرتشتی نشین بین النهرین وشهر نشین های ایرانی هم داشت وفرضا شهر تیسفون از آن جمله است واز دوره اشکانیان وتا دوره یزد گرد سوم و 7 محله قدیمی ایرانی نشین داشت که بخاطر تعدد محلات شهری اش واعراب نام شهر تیسفون را با واژه مداین (ویا شهر 7 مدینه ) نامگذاری کرده بودند که شامل شهر های قدیمی "بهر سیر" ویا "شهر کوثی" ویا شهر "ساباط "وغیره بود که همگی در درون حصار تیسفون بودند وبعلاوه شهر سلطنتی "اسبانبر" ویا "کرد بنداد "هم بود ونیز محله شهری "دارالرومیه " تیسفون که قبلا متعلق به اسیران حرفه مند روم بیزانس بود وداخل حصار تیسفون بود ولی در ایام تسلط اعراب وخراب شده بود ودیگر سکنه ای نداشت وبعدا بهنقل کتاب فتوح البلدان به زباله دانی شهر کوفه تبدیل گشته بود وبعلاوه در بیرون شهرهم وآبادی سوق حکمه ویا در جنب تیسفون قرار داشت وهمچنین قریه ماهیگیران هم ودر جنب تیسفون بودکه شهر نشینان تیسفون وماهی خود را از آنان می خریدند ویا آبادی "ملطاط "نیزودر میان کوفه وحیره وجنب تیسفون بود وبعلاوه لازم به یاد آوری می باشد که تیسفون ویا 7 مدینه آن شهر که عنوان عربی محلات قدیمی آن شهر وتوسط اعراب بود که آن را "مداین "می نامیدند واز لفظ "کتیسفون "ویا نام معمار یونانی آن اخذ شده بود که در دوره دولت سلوکیه ویا جانشینان اسکندر و"محله سلوکیه تیسفون "راساخته بود و یا دومین محله داخل تیسفون بود ودر دوره فرهاد دوم اشکانی وبدست دولت زرتشتی اشکانیان افتادوبعلاوه تیسفون ومدت 780 سال وپایتخت ایرانیان ودر دولتهای اشکانی وساسانی بود وتا دوره یزد گرد سوم که بدست اعراب افتاد و آنها هم بخاطر 7 محله قدیمی شهر ویا 7 مدینه قدیمی درون حصارش ونام مداین بر آن گذاشته بودند وتا اواخر دولت ساسانی هاواستقرار شهری داشت وبعلاوه شهر تیسفون ودر شرق دجله وحصاری نیم دایره ای وبا برجهای مختلف داشت وهممچنین حصار دیگر مداین هم وتنها رودخانه دجله بود ونیز در این تاریخ وتیسفون 58هکتار وسعت داشت ویا در داخل حصار مزبورهم و7 محله قدیمی مستقر بود واز جمله محله سلوکیه که با رفتن سربازان سلوکی یونانی وشهر نشینان ایرانی ودر آنجا زندگی می کردند ودیگری هم ومحله اسپانبر تیسفون بود که یک محله سلطنتی ساسانی ها محسوب می شد که کاخهای سا سانی ویا دیوانهای اداری ساسانی ویا خزانه دولتی ویا کتابخانه ساسانی ویا معبد بزرگ ومزگت بزرگ زرتشتیان درآن محله بود ویا حرمسرا ویا خانه های اعیانی خویشاوندان ساسانیهم ودر محله اسپانبرتیسفون واقع بود وبعلاوه در دوره انوشیروان هم وکاخ بلند وی را ودر آنجا ساخته بودند وهنور بقایای ایوانش وباقی است ویا حرمسرا های ساسانی هم ودر پشت همان کاخ واقع بود ویا عمارتهای 8 دیوان ساسانی نیز ودر همان محله اطراف کاخ بودکه باغ مشجر انرا و"بوستان کسری "می نامیدند وبلاوه در دوره خسرو پرویز هم و" باغ گوزنان خسرو "را ودر جنب آن ساختهبودند وهمچنین در دوره شاهپورساسانی هم وکاخ دیگری ودرناحیه دیگر تیسفون ساخته بود ند که پر از درختان سرو وتاک بود وبعلاوه عمارتهای مجلل محلات تیسفون ودر طول 780 سال پایتختی ایران ومجلل تر از عمارتهای روم باستان ویا قسطنطنیه امپراطوری روم بود که هنوزبرای شهر سازان ما نا شناخته مانده است ودیگری هم "محله رومگان" ویا محله رومقان ویا دارالرومیه تیسفون بود که محله رومیان انطاکیه بود وانرا "محله بهر سیر" تیسفون هم می گفتند که در دوره ساسانی ها ساختند وآنها وتعدادی از صنعتگران حرفه ای انطاکیه روم را که در جنگ اسیر کرده بودند وجهت استفاده از حرفه خوب انان وبه شهر تیسفون آورده بودند ودر محله ای بنام "محله رومیان "ومنزل برای آنان ساخته ویا خانه های مختلف ویا مغازه های کار حرفه ای برای آنان ساخته بودند وبعلاوه درهمان شهر تیسفون ومحله ای وبنام " محله ویه اردشیر " هم واقع بود که کوچه های سنگ فرشی داشت وبعلاوه "محله ماحوزه تیسفون هم که انرا قبلا محله سلوکیه می نامیدند ودر بازار محله ماحوزه هم از قدیم وتعدادی تجار یهودی زندگی می کردند وهمچنین تعدادی از یهودیان تاجر هم ودر" محله ویه اردشیر تیسفون "زندگی می کردند وبعلاوه در بالای "محله ویه اردشیر" تیسفون نیز ومحله ولاش اباد (وبلاش آباد تیسفون ) قرار داشت که اعراب انرا و" ساباط "می نامیدند وهمچنین "محله ودر زیندان تیسفون " بود و بعلاوه محله قدیمی شهر بابل بود که به داخل حصار تیسفون افتاده بود ولی بعد از حمله اعراب وحصار بزر گ نیم دایره ای تیسفون فرو ریخت وهمه شهر نشینان 7 محله آن پایتخت آواره شدند وهر چند تیسفون در دوره حکومت دوامپراطوری اشکانی وساسانی وبه مدت 780 سال تمام وپایتخت ایران بود ویا پایتخت بخشی عظیمی ازخاک آسیا بود واگردوره حکومت هخامنشی های زرتشتی رابهمان ادوارمزبور بیفزاییم وتاریخ پایتختی تیسفون به مدت 1000افزایش می یابد وهیچ شهری در جهان واین همه عمر پایتختی ویافرهنگ افرینی ندارد!ومگر"شهرروم ایتالیا "که پایه گذارسیاسی وفرهنگی ومعماری امپراطوری روم باستان ویاامپراطوری روم بیزانس ویاروم عصررنسانس می باشدولی فرهنگ آفرینیی اداری وفرهنگی ومعمارانه روم اروپایی وبرای اغلب دانشکده های غربی شناخته شده وبرخلاف شهر تیسفون آسیاییوبرایشان ارزش دارد که صد ها کتاب ویا مقاله ودردانشکده های خود ودرمورد فرهنگ افرینی شهر روم نوشته اند ویادر مورد مدنیت آفرینی شهر روم مینویسندولی تاریخ معماری ویا نظام اداری تیسفون معلوم نیست وزیرا اسناد تاریخی اش وهمه در آتش سوختند ومثلا تاریخ همه شهرهای آسیایی ویا حتی تاریخ مکتوب تمدن بابل ویا آشور ویا سومر ویا شهر های دیگر خاورمیانه آسیا که همگی بصورت فرهنگ مکتوب ودر کتابخانه بزرگ تیسفون بود ودر سال 652م ودرجریان یک آتش سوزی وبکلی سوخت که بدتر از آتش سوزی کتابخانه ویا طومارهای اداری سوزی پایتخت تخت جمشید هخامنشی وبدست اسکندر مقدونی اروپایی بود وامروزه همه متفکران اروپایی ویا نویسندگانش واکنون از این دو آتش سوزی وبطور پنهانی خوشحالند ویا در اندرون خود خوشحال هستند وتابا سیاست مزبور و خودشان را ومحور تمدن افرینی وفرهنگ وهنر همه بشریت نشان بدهند وبرعکس ونقش تمدن آفرینی جوامع آسیایی را وانکار بکنند وزمانی هم که منصور دوانیقی ودستور دادتا برای شهر سازی بغداد ودیگر کوره آجر پزی جدید درست نکنند وبلکه برای ساخت انواع قصر هاویا کاخهای بغداد ویا سامراء ویا برای ساخت وساز عمارتهای اعیانی خاندان عباسی که در منابع تاریخی آمده است وبه تعداد بالای صد قصر مجلل عباسیان بلغ می شد که کتابهای تاریخی مختلف ونظیر تاریخ یعقوبی وتاریخ دینوری وغیره ذکر می کنند وهمه آجر هایش واز مصالح بادوام محلات شهری هفتگانه تیسفون تامین شده بود ولذا از بیخ وبن کنده شده واین بار در سایر شهر های عراق وبصورت آجرهای ساختمانی کاخ های عباسیان درآمد ویا بصورت درب مجلل خانه های عباسیان در آمد ویا بصورت مصالح باغهایی هزار ویکشب آنان درامد وتا سیاست پنهان نویسندگان اروپایی را وتحقق عملیاتی بدهند که تاریخ هزار ساله دیوانهای اداری تیسفون ویا محلات شهری 1000 ساله آن شهر انکار بشود که رقیب اصلی شهر اروپایی روم بود ویا تاریخ کتابهای مخزن کتابخانه بزرگ 1000ساله تیسفون وتاثیراتش در فرهنگ وهنر ونظام اداری ویا شیوه زمین داری خاص جوامع آسیایی وانکار بشود وبرعکس تنها شهر روم مطرح بشود ویا فرهنگ نظامی ویا هنری ویا اداری روم باستان مطرح بشود ویا خودش را محور تمدن پذیری سکنه پنج قاره جهان نشان بدهد وشهر رومی که نظامیانش ودرطول 8 قرن درگیری خشن با شهر تیسفون وچندین بار وبه محلات تیسفون ولشکر آورده بودند ویکبار هم ودر دوره "بلاش سوم "وتیسفون را آتش زده بودند واکنون هم خوشحال از این نوع اعمال آتش سوزی تیسفون هستند وآری تاریخ پایتختی ومدنیت 1000 ساله تیسفون از سال 538 قبل میلاد والی 652 بعد از میلاد می باشد که بکلی نابود شد ویا ابتدای رشد یابی تیسفون هم زمانی شروع شد که در سال 538 قبل از میلاد وکورش هخامنشی وبا تغییر مسیر فرات ووارد شهر باستانی بابل شد که مدتها یکی از محلات تیسفون بود واز آن تاریخ 538قبل از میلاد وتا سال 652 بعد از میلاد که تیسفون وتسخیر شد ویا خانه های شهرقدیمی بابل وبصورت منازل وکوچه های یکی از 7 محله قدیمی تیسفون محسوب می شدند وتا سال 652م که تیسفون به پایا ن حیاتش رسید ومثلا کوروش هخامنشی زرتشتی درتاریخ 538 ق م ودر عمارت حکمرانی بابل ویک نوع "شهربا ن ایرانی" گماشت که در آن تاریخ ومامور شهربانی ایرانی را و" خشترپوان "می نامیدند ویونانی ها ووی را "ساتراب بابل "می نامیدند وبعلاوه کورش برای اداره قلعه بابل هم که کوچکتر از قلعه تیسفون بزرگ هفت محله ای بود ویک "قلعه بان "ایرانی وبنام "ارگ پت" در محله شهری بابل تسخیر شده اش گماشت ویا یک نوع عمارت مجلل بابل را وبعنوان مکان " چاپارخانه ایرانی " وتعیین نمودوتا مامورین ایرانی آن چاپارخانه بابل وفرامین حکومتی وی را ازراه دور وبه سکنه بابل برسانند ویا برعکس وخواسته های مردم بابل را به ویبرسانند ویا به شاهان تخت جمشید برسانند ولذا هسته اولیه "وزارت برید وپست " جوامع اسیایی" وازهمان موقع ریخت ویا طریق مکانیزم این نوع چاپارخانه بابل متولد شدکه بخشی از هسته اولیه 8 وزارتخانه ویا دیوانسالاری قدیمی جوامع آسیایی در دورن تیسفون بود ویا از طریق کارکرد های مختلف مامورین دولتی کورش ودر بابل تیسفون متولد شد که برمبنای دستورات مذهبی کتاب اوستا واین شیوه وبه کورش دستور مذهبی داده شده بود بود وبعد هاوهمان مکانیز م های خاص دستور دهی حکومتی ومذهبی ودر دیوانهای اداری تیسفون دوره اشکانی وساسانی تکامل مکتوبات اداری یافتند ویا بوسیله کاتبهای با سواد تیسفون وتکامل دفتر داری ویا تکامل ثبت وضبط وارشیو گذاری وارسال اداری وبه دیوانهای محلی شد وتکامل 1000ساله همه این نوع "دیوانهای بشری" ویا وزارتخانه های بشری وتنها در شهر تیسفون بود ویا بلوغ فرهنگی واداری خود را تکمیل می کردند ودر اواخر عصر ساسانی هم واغلب این نوع وزارتخانه های لازم وبرای نوع بشر وتنها در محله اسبانبر تیسفون مستقر بودند که با اتش سوزی اسناد اداری دیوانها ویا کتابخانه بزرگ تیسفون وهمگی سوختند ویا با سوختن همان دفاتر 8 دیوانخانه بزرگ تیسفون ودر سال 652 م وبه عمر نظام اداری چند هزار ساله آسیایی ها وخاتمه داده شدوبعلاوه کورش در سال 538 قبل از میلاد وبرمبنای آیه خراج اوستا ویک منزل مناسب را ودرشهر بابل وبعنوان "واحد مالیات گیری زراعی وبازرگانی "تاسیس کرد که در تکامل 1000 سال بعدی اش وآن را "دیوان استیفاءمحله اسبانبر تیسفون "می نامیدند ودر عصر جدید هم آنرا وزارت اقتصاد می نامند وخراج زراعی مذکور هم ودر اوستا که کورش واز مردم بابل می گرفت وهرودت هم در کتاب تاریخی اش وبا لفظ "تاوان اوبه"می نامد وامروزه "اداره مالیات وزارت اقتصاد" نامیده می شود وعمر اداری 2500 ساله دارد بعلاوه کورش در "شهر بابل تیسفون اولیه" ومکانی را جهت استقرار ارتش گارد جاویدان تعیین کرد که بعد ها انرا " دیوان اسواران ویا دیوان سپهسالاری" دوره اشکانی ویا ساسانی تیسفون بزرگ می نامیدند ومثلا منازل سازمانی ویا پادگان همان 60 هزار نفری که در جنگ قادسیه از اعراب شکست خوردند وهمگی دربرخی از محلات تیسفون منزل داشتند ولیکن حکومت هخامنشی ها بر بابل و"دیوانهای اولیه اداری اش "وتنها دو قرن ادامه داشت وتا اینکه در سال 336الی330 قبل از میلاد وارتش داریوش سوم هخامنشی ودر جنگ گوگمل کناررودخانه فرات واز ارتش اسکندر یونانی واروپایی شکست خورد وارتش اروپایی اسکندر وبابل را تسخیر کردند ونظامیان اسکندر اروپایی هم ومدت 141 الی 150سال بر دیوانهای اداری بابل حکومت یافتند ویا مالیات زراعی واز کشت وکاران اطراف فرات می گرفتند ووبعد ار مرگ اسکندرودر بابل که درسال 323 قبل از میلاد که اتفاق افتاد و12 شاه سلوکی پیروان اسکندرحکومت کردند ویا بمدت 141 والی 150 سال برشهر بابل حکومت می کردند وهمچنین درحکومت "سلوکوس اول" بربابل واو از یک معمار یونانی وبنام " کتیسفون "می خواهد که طراحی برای ساخت وساز یک محله خاص شهری وبرای منازل سربازان یونانی بکند ومنزل ان سربازان یونانی هم ودر کنار منازل قدیمی سکنه بابل ساخته شد ویا او هم واقدام به ساخت وساز آن محله می کند که بعدا انرا "محله سلوکیه "تیسفون می نامیدند ویکی از 7 محله قدیمی تیسفون بزرگ بودوواحدهای اداری سلوکیان هم در همان محله سلوکیه واقع بود وزمانی هم که "فرهاد دوم اشکانی "ودوازدهمین شاه سلوکی را وبنام "انتیوخوص ششم "را ودر سال 129قبل از میلاد وشکست داد ویا سربازان یونانی از بابل بیرون انداخت وهمان منازل سربازان یونانی "محله سلوکیه "واین بار بدست سربازان ایرانی دولت اشکانی درتیسفون جدید افتاد وتنها عنوان سلوکیه آن محله ودرشهر تیسفون هنور باقی ماند ه بود ویا از سال 129 قبل از میلاد وتا سال 652 بعد از میلاد وتیسفون بمدت 781سال تمام وپایتخت اداری ونظامی وفرهنگی دو امپراطوری بزرگ اشکانی وساسانی ایرانیان در آمده بود ویا در طول ایام مزبور هم وچندین محله بزر گ ایرانی نشین ودر داخل تیسفون ساخته شدند ویا وسعت شهر ویا قلعه شهر ویا برجهای آن هم بزرگترشدند وبه میزان 58 هکتار رسیدند وبعلاوه در تمام مدت این 781 سال پایتختی اش وسکنه ایرانی تیسفون ومشغول درگیری نظامی وفرهنگی وتجاری وبا دو امپراطوری روم باستان وروم شرقی در دوسوی رود فرات بود وتا اینکه سال 652م وسال پایان تمدن تیسفون آسیایی رقم زده شده بود ودر این سال بود که منازل تیسفون ویا خزانه بزرگ آن شهر ویا دفاتر 8 دیوان بزرگ تیسفون وبتصرف اعراب درآمدند وبعد از فروریزی قلعه شهر ویا برجهای شهرویا آواره شدن سکنه شهری اش وهفت محله قدیمی آن شهرهم وبصورت آبادیهای زراعی عراق در آمدند وازشهر های دیگری ساسانی ها ودر بین النهرین هم ساخته شده بودند واز جمله"شهر انبار" می باشد که ساخته شاهپور ذوالاکتاف وبرای انبار های غله بین النهرین بود وتعدادی مغازه داران فروشنده غله هم ودر آن شهر ساکن بودند و مدتی هم آنرا وفیروز شاپور می گفتند ویا "شهر قدیمی زاب" که در نزدیکی شهر موصل ویا نینوا بود و ساخته شاهان قدیمی ایران بود وهمچنین شهر "هرمز گرد" که ساخته هرمز ساسانی بود ویا قصبه "بهقباد" که ساخته قباد ساسانی ودر بین النهرین بود ویا شهر " بوذ اردشیر" بین النهرین بود که اردشیر بابکان ساخته بود وبرخی از منابع دیگرهم و آنرا ساخته فیروز بن شاپور می دانند وابن خردادبه هم از آن نام می برد وهمچنین لازم به ذکر می باشد که شاهان ساسانی ودر طول 430 سال حکومت خود دربین النهرین که درشهر تیسفون حکومت می کردند وآبادیهای زراعی مختلفی ودر بین النهرین ساخته بودند که زمین کشاورزی مرغوب داشت ویا نهر های کشاوزری متعدد داشت وبعلاوه از نقاط مختلف ایران هم وبرخی از روستائیان ماهر را وجهت کشت وکار وبه آبادیهای ساخته خودودربین النهرین می کوچانیدند وهمچنین در حکومت 350 ساله اشکانیان هم بر تیسفون و چنین وضعی وجود داشت وبعلاوه در حکومت 200 ساله شاهان هخامنشی زرتشتی ویا خشتر پوان های انان ودر شهر بابل بین النهرین هم وچنین رویه ای وجود داشت واینجانب اسامی برخی از ابادیهای کشاورزی خیز ساخته ساسانی ها ویا اشکانی ودربین النهرین را وقبلا نام بردم وگزارشات فتوح البلدان هم به آن اشاره دارد وبعلاوه در منابع تاریخی دیگر هم واسنادی ذکر شده است که می گوید آبادی خسروشاد فیروزه ونزدیک حلوان وساخته ساسانی هامی باشد ویا آبادی " هفه " بین النهرین هم وساخته شاپور ذوالاکتاف است ویا آبادی " برزج سابور ویا "بزرگ شاپور" بین النهرین هم ویا آبادی " فیروز قباد نزدیک بغداد ویا آبادی دسکره الملک که ساخته هرمز بن شاپور بود ویا آبادی باجرمق نزدیک دقوقا ویا آبادی " بسوسای نزدیک کوفه ویا آبادی " شاذ قباد" نزدیک کوفه ویا آبادی " بهقباد" که قباد بن فیروز ساخته بود ویا " شهر قباد " نزدیک موصل که در دوره قباد ساخته شده بود یا " ده سابوریه که "ساخته شاهپور ونزدیک فرات بود ویا قریه " بلاش اباد " بین النهرین است ویا قریه " شاذ بهمن " کنار دجله ویا قریه "باکسایا "بین النهرین ویا آبادی "نرسیان "کنار فرات که بهرام گور وانرا ساخته بود ویا "نهر نرسی" را واز فرات به آن وصل کرد ویا آبادی باجرمی که امروزه در عراق وشهر کرکوک نامیده می شود وبعلاوه " دژ الهاترا "هم که نزدیک موصل است و در دوره اشکانی ها وساسانی ها ومهمترین دژ نظامی انان بود ویا در برابرارتش روم شرقی بود وبعد هاهم که اعراب اوز عربستان ویمن امدند وشهرهای کوفه وبصره را ساختند ویا بصورت دو پادگان نظامی خود در عراق در آوردند ویا بعدا هم وشهر عربی نشین "واسط " عراق و در دوره بنی امیه وتوسط حجاج بن یوسف ساخته شدو یا بعد از سقوط بنی امیه هم و منصور خلیفه عباسی وشهر بغداد را ودر سال 145 هجری بنا نمود و همچنین جهت ساخت شهر بغداد جدید عراق هم وآجرهای قدیمی تیسفون را کندند واین بارو در بناهای شهر بغداد وغیره بکار گرفتند ویا در سالهای بعد نیز ودولت عباسیان وشهر سامرائ عراق را ساختند که محل پادگانهای نظامیان ترک عباسیان باشد وتا ترکان نظامی مزبور به ساخلو آن شهر رفته ودرگیری درشهر بغداد ایجاد نکنندوهمچنین ساسانی ها ودر دشت کشاورزی خیز خوزستان هم وتوسعه کشاورزی شهرهای قدیمی شوش ویا هفت تپه کنار آنرا انجام می دادند ویا جهت کاشت نیشکر اختصاص داده بودند ویا شاپور ساسانی هم وشهر جندی شاپور را ودر نزدیکی دزفول ساخت وبعلاوه همان شاپور ساسانی وبا شکست امپراطور روم وسربازان وی را اسیر کرده ودر ساخت سازه های آبی رود کارون بکار بست ویا در ساخت بند های شابور شوشتر وبکار گرفت وبعلاوه اردشیر بابکان هم وسوق ااهواز را ودر دو سوی کارون ساخت وهمچنین هرمز ساسانی هم و "قصبه رامهرمز" خوزستان را ساخت ویا قبادساسانی نیز وشهر کشاورزیی خیز "ابرقباد" خوزستان ویا "شهر بهبهان کنونی" را ساخت وبعلاوه شاهان ساسانی و"نهر بهمن اردشیر" ویا بهمنشیر جنب عبادان ( آبادان) ویا نهر ابله را ساختند وبعلاوه به نقل کتاب احسن التقاسیم وبرخی آبادیهای کشاورزی ودر دشت میشان خوزستان را ساختنند که امروره دشت آزادگان نامیده می شود ویا شهرهای سوسنگرد وهویزه وبستان ودر آنست وهمچنین شهرهای قدیمی مناذرکبری وصغری ودر دشت میسان خوزستان واز آثار ساسانی هامی باشد وبعلاوه آبادیهای کلبانیه وسرق وایذه و ودورق( شادگان کنونی ) ودژ ذوالرناق ونیز شهر رستم گواد ( رستم قباد نزدیک عسکر مکرم ودر شمال شهر اهوازهم واز آثار ساسانی ها ودر تمدن کشاورزی خوزستان می باشد که نظام و شیوه معیشت تمدن کشاورزی آنها را نشان می دهد .واینجانب چندین مجموعه تحقیقی ودر مورد اقدامات کشاورزی ساسانی ها ودر استان فارس وکرمانشاه ودشت گرگان ودشت ری دارم که بخاطر خلاصه شدن مطلب واز ذکر آنها می گذرم