بازار ومسجد جمعه دوره سلجوقی زنجان وساخت وتخریب اش بوسیله صدر اعظم نظام ا لملک وامیر کبیر (بخش سوم)
بازار ومسجد جمعه دوره سلجوقی زنجان
وساخت وتخریب اش بوسیله صدر اعظم نظام ا لملک وامیر کبیر
( بخش سوم )
مشکلات سرمایه داری اسلامی ودر جوامع شهری آسیا
از : دکتر محمد خالقی مقدم
تخصص : جامعه شناس شهری
ونیز لازم به یا آوری است که سکنه کنونی زنجان وشاخه ای از ترکان غز هستند که در دوره سلجوقیان وبه زنجان وروستاهای اطرافش آمده ودر آن مکانها ساکن شده اند ونیز در کتاب کامل ابن اثیر آمده است که "قوم اوشر ویا افشار" ودر دوره سلجوقیان ودر اواخر آن دوران وپس از مدتی از اقامتشان در زنجان وبه خوزستان وهمدان رفته ومدافع آخرین شاهان سلجوقی شده بودند وبعلاوه در اسناد دیگر تاریخی هم آمده است که "ایدوغموش "رئیس پادگان سلجوقی زنجان بود ونیز در این شهر و10000 سرباز خوارزمشاهی را وشکست دادووبعدا نیز " منگلی خوارزمشاهی "ودر زنجان وبعنوان یک سردار ترک خوارزمشاهی وجایگزین ترکان افشاروترک سلجوقی شدند ونیز بسیاری از پهلوانان ترک قوم خرلق ترک خوارزم نیزکه در کتاب سیرت مینکبرنی امده است وبهمراه جلال الدین خوارزمشاهی وبه زنجان آمده ودر کهندژ زنجان مستقر شده بودند ودر برابر مغولان مقاومت شدید میکردند ومغو لان نیز زنجان وبازار سلجوقی آنرا خراب کردند ودر منابع تاریخی دیگرهم و از "امیر شیر گیر سلجوقی "یاد شده است که "ریاست پادگان شهر قروه ابهر" را دردست خود داشت ونیزبه نقل ص 59 کتاب نزهت القلوب و" "بهاء الدین حیدر شیر گیرسلجوقی" " هم وفرزند امیر شیر گیر قلعه ابهراستان زنجان بود وقلعه شهر ابهررا ساخته بود وبعلاوه در همان "شهرقروه" هم و مسجد جامع سلجوقی ساخته بودند که هنوزهم وجود دارد وبعلاوه در "سجا س "هم وپادگان دیگر سلجوقی وجود داشت وبرکیارق سلجوقی ویا فرزند ملکشاه سلجوقی هم در این منطقه سجاس جنگها کرده است که در کنار مسجد جامع سلجوقی سجاس استان زنجان بودکه اسم وی در منطقه زنجان ودر منابع عصر سلجوقی ذکر شده است ! ودر همان سجاس زنجان نیز و مقبره هایی وجود دارد که بر سنگش نوشته اندکه در حمله مغولها وشهید شده اند ونیز در شهر قهود ( صائین قلعه ابهر و"دژ سرو جهان "هم و عده ای دیگری از نظامیان سلجوقی اسکان داشتند که سلطان محمد خوارزمشاهی نیز ودر فرار از مقابل مغولها وبه آن دژ سرو جهان سلجوقی ابهر پناه برده بود وبعلاوه در کتاب تاریخ کاشان ونطنز آقای نراقی هم و اسنادی وجود دارد که ساخت بازار ومسجد جمعه سجلوقی زنجان را ودر این دوره تاریخی ذکر می کند که در بالای کهندژ ساسانی ساخته شده اند ولی در حمله مغول به زنجان وتعدادی از سلجوقیان ترک وخوارزمشاهی ترک کشته شدندومسجد هایش ویران شدند که کلاویخودر سفرنامهاش به آنها اشاره کرده است وبعلاوه تعدادی دیگرترکان سلجوقی زنجان هم و به نواحی جنوبی ایران وعقب نشینی کردند که در وسط استقرار نظامیان مغول نباشند ویا در بین دو شهر سلطانیه و تبریز نباشند که در منابع تاریخی دوره هلاکو خان وبه آنها و"اتابکان سلجوقی" می گفتند ومثلا برخی ازآنان وجزو "اتا بکان سلجوقی همدان شدند که "افشارهای اسد اباد وسنقر" هم وجزو آنان بودند ویا جزو اتابکان همدان بودند وبرخی هم جزو "اتابکان لرستان وخوزستان شدند که نظیر "افشارهای شوشتر وشادگان وکهگیلویه" بودند وجزو آن قوم ودر عهر"دولت ایلخانی ها "بودند وبرخی هم وجزو "اتابکان فارس" ودر دوره هلاکوخان بودند که افشارهای کازرون وکرمان هم وجزو آن اتابکان فارس بودند ویاافشارهای بافت کرمان وغیره هم وذکر شده است ودر زمان قدرت یابی آق قوینلوها وافرادی نظیر "منصور خان افشار "ومتحد سیاسی دولت مزبور میگردد ونیز در دوره صفویه هم و"قوم افشار" یکی ازهفت ایل مقتدر شکل گیری دولت صفویه می باشد ویا قومهای دیگر ترک هم ونظیر قوم شاملو ویا قوم استاجلو ترک نیز بودند ولی در دوره شاه طهماسب وبا این دولت صفوی وسازگاری نشان ندادند ولذا برادران رابرت شرلی انگلیسی هم ویا اعضای دفتر کمپانی هند شرقی اصفهان وکرمان ویزد وفارس وبندرعباس هم وبه شاه عباس توصیه کردند که وی بایدبرای تاسیس دفاتر کمپانی هند شرقی در اصفهان ویا در شهرهای شیراز وکرمان وبندرعباس وبندر لنگه وباید "قوم افشار وتکلو "وغیره را کنار بگذارد ویا بخاطر افتادن سرنوشت تجارت ایرانیان و بدست ارمنی های جلفا واروپا ویابدست گرجی ها ی مسیحی ووی باید که تجارت با اروپا را ودر کاروانسراهای عباسی دوره خودش مستقر کرده ویا با دست تاجران ارمنی ومسیحیان اروپایی انجام بدهد واز دست تاجران مسلمان بیرون آورد !وبعلاوه اغلب املاک راهم وموقوفه بکند! ونیز "اداره موقوفات صدر"را هم ودر اصفهان دایر بکند ونیز بجای مسجد ومدرسه دینی شهرهای دوره سلجوقیان وتیموریان هم که تعلیمات قرانی را به مردم ودر عقود اسلامی معاملات وتجارت یاد می دادند وتنها و"تکیه" در شهر های ایرانی بسازد وزیرا معارف قرانی مدرسه ویامسجد ودرمورد تجارت ویادر مورد معامله اسلامی بازارها ومانع رشد تجارت وبدست مسیحیان اروپا می شدوبهمین دلیل در شهرها ی ایرانی ودر دوره صفویه وقاجاریه وصرفا "تکیه "در جنب مساجد قدیمی درست میکردند وبعلاوه اداره حوزه های دینی اصفهان ومشهد راهم وخاندان صفویه از دست روحانیون باسواد ایرانی خارج ساخته بودند وبدست "آخوند های جبل عمل لبنان "دادند که یکنوع "فقه اخبارگری "ودر در50 مدرسه دینی وحوزوی اصفهان ومشهد براه بیاندازند ! ودر راستای پیاده کردن این نوع از سیاست غربیهادرایران وشاه عباس صفوی هم بجای پایتختی قزوین وپایتختی اصفهان را وانتخاب نمود ! وبه دنبالش و"خانهای افشاری حاکم برشهرهای اصفهان ویزد وکرمان وتربت جام ویا فارس وخوزستان ونواحی دیگر را هم کنار نهاد وبجایش اللهوردیخان ارمنی را وحاکم فارس نمود ویا گنجعلیخان سیک هندی را و"حاکم کرمان" نمود و ویا خانهای گرجی وخانهای عرب هویزه ویا "خانهای کرد زنگنه" را که مذهب درویشی داشتند وبجای خانهای مسلمان هفت قبیله سابق ترک جایگزین کردند یا وروسای ارتش صفویه وحاکمیت شهر های ایرانی را از خانهای ارمنی ویا گرجی ولزگی وهویزه عرب وغیره ترتیب دادند وتا "مالکیت وتجارت " ونظم بازار های ایرانی وبدست مسیحیان وگرجی ها بیفتد که خارج از فقه شافعی عصر سلجوقی"عمل بکنندویا در بازار های ایرانی وتجارت کاروانسراهای شاه عباسی را وبراه بیندازند ویا خارج از "فقه نئوحنفی عصر تیموریان"مدارس دینی هرات وعمل بکنند! وتا تجارت ایرانیان ویا اقوام اسیائئ وبه "نفع تجارت اروپائیها"وکمپانی هند شرقی وکمپانی مسکوی وبهم ریخته بشود ویا با "فقه درویشی وارمنی اختراعی " صفویه وبهم ریخته بشود ! ونهایتا باعث شکست دولت صفویه گردید! ویا باعث ورود افاغنه وعثمانیها وروسها وازبکها واعراب واز جنوب به ایران شد وبعلاوه "اختیارات حاکمان شهر ها "را هم وبه ضرر "طبقات زیر دست شهری "عوض نمود ویا "قدرت خان" ویا "میزان حق مالکیت خان " را وبه "ضرر مردم شهر ها و"عوض نمو دویا "نقش کاروانسراها "ویا " تاجر ها ی شهری ویا "تجارت بین قبایل "را وبه "نفع اروپایی ها" وعوض نمود که در "فقه قرانی قدیم " امپراطوری سلجوقی وخوارزمشاهی وتیموریان مسلمان نبود ویا در حوزهای دینی نظامیه ویادر حوزه های هرات وبخارا ومدارس دینی خوارزم وتدریس فقهی تجارت ومعامله نمی شد ولی در" "فقه تکیه ای" صفویه و"رواج داده می شد ونهایتا بخاطر ابتذال حاکمان دولت صفویه واقتدار این دولت فروپاشید واصفهان بدست افاغنه افتاد وتبریز هم وبدست عثمانی ها افتاد ویارشت هم وبدست روسها افتاد وبندرعباس وبوشهروبندر لنگه ولار وخنج وبستک وشادگان خوزستان وغیره هم وبدست اعراب عربستان وعمان وامارات سقوط کرد وناچارا نادر شاه افشار قرخلو ومجبور گردید که برای نجات ایران واقدام بکند و بخشی از افشار های ایران را به دورخودش جمع بنماید و"غزوات 22 ساله" براه بیاندازد وخودش و پدرش هم وبه نقل کتاب عالم آرای نادری وتوسط شاه عباس دوم واز"افشار های قرخلو تکاب وماهنشان "بودند که به دژهای نظامی کلات ودرگز خراسان فرستاده شده بودند وتادر بیست وچند پاسگاه مرزی شمال کلات ودرگز هم و از حمله ازبکها به شهر مشهد جلوگیری بکنند آکه از دوره شاه اسماعیل صفوی وازبکها ومرتبا به خراسان حمله می کردند ومشهد ویا نیشابور وسبزوارواسفراین ویا تربت جام را وویران کرده وبعلاوه دختران آن شهر ها را هم اسیرکرده ودر" ازبکستان "می فروختند وعثمانیها نیز ودختران تبریزی را خارج کرده ودرترکیه می فروختند که دراسناد تاریخی کتاب عالم ارای نادری آمده است ونادرشاه هم در جنگهای 22 ساله خودش واقوام افشاری پنج شهرستان زنجان را وشرکت دادویا اقوام افشاری جنوب ارومیه ویا افشارهای غرب کرج وجنوب قزوین راشرکت داد که اغلب ازطوایف مختلف قوم بزرگ افشار بودند وزمانی هم که می خواست با دعوت متنفذین اغلب مردم ایران وبه دشت مغان وسلطنت را از خاندان صفویه وبه خاندان افشاریه خود وانتقال بدهد واین امر در حالی بود که سلطنت نادرشاه ومورد استقبال حوزه علمیه علمای اصفهان عصر صفوی نبود که در دشت مغان به وی وجواب منفی دادند! ونادر شاه هم که اصفهان وعلمای آنرا از دست افاغنه اهل تسننن نجات داده بود ودر حادثه دشت مغان وسکوت اختیار کرد ونهایتا سعی کرد که باز به کشور گشایی خودش ادامه داده وبعد از تسخیر هندوستان وبه تسخیر چین بپردازد ودر اردوی نظامی فتح آباد قوچان وتدارک حمله به چین را می دید که تازه به دست "کمپانی هند شرقی" افتاده بود ولذا توطئه قتلش چیده شد وخودش وفرزندان ونوادگانش وبه قتل رسیدند ودو برادر زاده اش هم در جنگ سامان ارخی ودر جنگ انتقام قتل نادرشاه وبجان هم افتادند ولذادر جنگ قریه سامان ارخی بناب زنجان هم وبسیاری از روسای سابق طوایف افشاری ایران ودرسال 1261هجری به قتل رسیدند وقدرت از دست قبیله افشار خارج گشته وسپس قدرت بدست خاندان زندیه وخاندان قاجاریه افتاد که بوسیله حاج ابراهیم کلانتر کارسازی شد که عمل انگلیسی ها و کمپانی هند شرقی وازآنه توپخانه وتفنگ گرفته وبه زندیه وقاجاریه داد که بقیه اقوام ایرانی را و"تابع دولت زندیه" بکنند ودر عین حال که صدر اعظم خاندان زندیه هم شده بود ودوباره همان حاج ابراهیم کلانتر مزبور وسپس صدر اعظم آقا محمدخان قاجار هم گردید ودر حایکه کلید دروازه های پایتخت شیراز را ودردست نخست وزیری خود داشت ولی لطفعلیخان زند را وازدروازه شیراز وبه پایتختش راه نداد وسپس همان کلید دروازه های شیراز را وبدست اقامحمد خان قاجار داد وتا بجای زندیه و"شاه جدید ایرانی "بشود وسیاست همان همان حاجی ابراهیم کلانتر بود ولذا این دو "ایل ننگین زندیه "هم که سیصد خانوار راهزن عصر نادر شاه بودودر ابتدا دولت تشکیل دادند که نادرشاه افشار و بخاطر راهزنی خاندان زندیه که تنها 300خا نوار بودند و بنقل کتاب جهانگشای نادری ونادر شاه وبه نیشابور به نیشابور تبعید کرده بودوخاندان زندیه از قبایل افشار وبخاطر تبعیدشان کینه داشتند ویا "ایل ننگین قاجار" هم دولت تشکیل دادند که صرفا با اصل قرار دادننگین ترکمن چای واصل 8 ان قراداد بود که "دولت قاجاریه" را تشکیل دادند ویا براساس بندهای 8 وغیره آن قرار دادترکمچای وتوسط کمپانی هند شرقی وبا حمایت دو سفارتخانه انگلیس وروسیه وسر کار در دارالخلافه تهران امده ویا با کمک تزار های روسی فاسد ویا الت دست سرمایه داری انگلیس وسرکار آمده بودند ولذا شاه شدن هفت شاه فاسد قاجار ی هم وتنها با کمک توپخانه افسران انگلیسی ممکن بود! ولذا 100 سال تمام ودر ایران و"حکومت جابرانه نمودند وبعلاوه "اخوند های قاجاری هم وصرفا حکومت نامشروع آنان راوتحکیم غیر مشرع داده ویا از جهل عشایری روستائیان ایران کمک گرفته ویا با کمک جهل طبقه بازاریان بیسواد شهری ایران و "حکومت شبه دینی نامشروع "آنان ودر مسجد قجاری ووعظ دینی می کردند وتبلیغ می نمودند ویا ناصر الدین الدین شاه راهم و"خلیفه ایرانی "تبلیخ می کردند که در "دارالخلافه ناصری تهران "وبرتخت خلافت ایرانیان نشسته است ونظیر سلطان حمید عثمانی ویا سلطان عبدالمجید عثمانی استانبول می باشد ولذا برگزاری نماز جمعه شهرهای ایرانی هم وفقط بااجازه "خلیفه ناصر الدین شاه قاجار"ونماز جمعه اش مجاز بود واگر گروهی هم ونظیر مردم زنجان وبدون اجازه خلیفه ناصر قاجاری ونماز جمعه در زنجان بخوانند وفقط "خونشان مباح" می شد وباید توسط توپخانه امیر کبیر وکشته بشوند! ویا اموالشان نیز وتوسط آخوندهای قاجاری مصادرهشده وباید به خاندان دیگر قا جاری در زنجان داده بشود واسامی دهات غصب شده اقوام بدبخت افشاری زنجان هم توسط خانهای قاجاری وبرخی اسامی دهاتش در صفحات کتاب مرات البلدان وبرخی هم درکتاب سفرنامه بصیرالملک بود که مستوفی دربار قاجاریه بود وبرخی هم ودر خاطرات سفرنامه ناصر الدین شاه به فرنگ امده است که چگونه به تملک غصبی خانها وتاجران قاجاری در امده است ونیز شاهان قاجاری به هر کسی که حکم شیخ الاسلامی همان شهر ایرانی را می دادند وفقط با فتوای همان "شیخ الاسلام قاجاری " وجان مردم آن شهر ممکن بود به خطر بیفتد ویا مصون بمانند؟ ویا به هرروحانی که حکم قاضی شرع یک شهرایرانی رامی دادند وبا حکم همان قاضی شرع هم وخاندان قاجاری می توانستند واموال همان فرد ویا قوم ایرانی ویا تاجرافشاری ویا کاروانسرای وی مصادره کرده ویا غصب بکنند! ویا موقوفات مسجد آن شهر هم وقابل فروش وبا فتوای همان شیخ الاسلام همان شهر می باشد وفرضا با فتوای برخی ازاین آخوند های قاجاری ویا حکم گرفته از ناصر الدین شاه و"تکیه موقوفه عباسقلی خان" افشار زنجانی مصادره شده وامروزه بصورت "فروشگاه لباس " درآمده است و"فقه دینی که خاندان فاسد ویا زن باره فتعلیشاه تبلیغ می نمود واز قران تفسیر شخصی کرده ودر فقه دینی نظامیه سلجوقیان ویا در فقه دوره تیموریان وایخانی هم وجود نداشت ونوع جدیدی از فقه قرانی بود که مدارس دینی قاجاریه واستنباط فقهی می کردند ویا برای دین داری مردم عصر خودشان ومحله های شهری اسیایی وتفسیردینی جدید مینمودند وچنین "فقهی "در متون قران واحادیث وجود نداشت وواز طریق فقه علمای جبل عمل لبنان وشهر حله وعراق وارد فقه استنباطی قران جدید صفویه وقاجاریه شده بود که مذهب اسلام اسیایی ترکان اسیا ویا حتی اسلام امپراطوری تیموریان اسیا هم نبودوتنها بوسیله خاندانی مجهول الژاد صفویه وقاجاریه وبه متون قران جدید انان راه یافته بود ویا بوسیله حاجی میرزا اقاسی درویش مسلک محمد شاه قاجار وویا بوسیله امیر کبیر صدر اعظم انگلیسی دولت قاجاری و"تبلیغ دینی" می شد که نظامیان اروپایی ومثل اتریش ویا غیره را و به دروس نظامی ویا دروس سیاسی ویا تاریخنویسی ومعارف فرهنگی دارالفنون ویا بوسله نشریه اتفاقیه آن مدرسه دارالفنون وکتابخانه ملی منشعب شده از ان مدرسه کشانده بود که با چاپخانه انگلیسی میر زا صالح شیرازی فراماسون وتبلیغ می شدند وهمه درس خوانده های مدرسه نظامی ویا مدرسه سیاسی ویا مدرسه فالاحت دارالفنون هم وهمگی شاهزاده های فاسد قاجاری بودند که در مدرسه امیر کبیرو درس می خواندند وطبقات اجتماعی دیگر ایران را هم وبه تحصیل در دارالفنون راه نمی دادند ! وچنین "دینی" بود که با "دین وفقه خواجه نظام الملک صدر اعظم مسلمان آسیایی سلجوقیان واز "زمین تا آسمان فرق" داشت ویا با "فلسفه بنیانگذار فقه شافعی وی "ودر مدارس نظامیه ایران و"زمین وتا آسمان "فرق داشت ویا با فقه نئو حنفی که خواجه نصیر الدین طوسی صدر اعظم هلاکوخان ویا با "فقه تجارت وزمینداری اسلامی" خواجه شمس الدین جوینی در فقه تدریسی مدارس دینی تبریز وسلطانیه دوره امپراطوریآسیایی ایلخانی های مسلمان وفرق ماهوی داشت ویا با فقه صدر اعظم غیاث الدین پیر احمد خوافی عصر تیموریان فرق داشت که حداقل 80 مدرسه دینی ودر شهر هرات پایه گذاری فقهی کرده بود ودرآن مدارس دینی هرات وغصب اراضی مردم ویا تقلب در موقوفات ویا گرانفروشی در خرید وفروش ویا تقلب در مزارعه وتجارت شهری ونظیر مدارس دینی عصر قاجاریه وتبلیغ دینی نمی شد! ولذا در چنین فرهنگ جهل آفریده آخوندهای استخدام شده شاهان صفوی ودر 50 مدرسه دینی درباری اصفهان تدریس می شد که در فقه مدرسه جده بزرگ ویا مدرسه جده کوچک ویا مدرسه دینی شیخ لصف الله جبل عاملی میدان نقش جهان اصفهان وتدریس فقهی می شد ویا در مدرسه چهار باغ سلطان حسین صفویوتدریس فقهی می شد و"فرق قرانی واحادیثی واستنباط فقی " داشت ولذا نجات دادن ایران وبوسیله نادرشاه ویا نجات اصفهان ومشهد وبه وسیله نادرشاه ویک اشتباه بزرگی سیاسی بود که نادرشاه نگذاشت وهمان آخوندهای اصفهان ودر تحت سلطه افاغنه اهل تسننن باقی وبمانند وخودش ویا خانواده اش ودر منطقه کلات سالم مانده ویا نظیر یک خان زمین دارو بزرگ ایرانی واعقابش تاعصر کنونی باقی بمانند ویا نظیر بقیه خانها ی ایرانی وتا عصر حاضر وحکومت بکنند !ویا به به ضرر قتل عام خودش ویا فرزاندانش ونواده هایش وسکنه اصفهان راو نجات ندهد که دوست داشتند وبجای نادرشاه وتنها کریم خان زند ویا اقامحمد خان قاجارو شاه ایرانی بشوند!ویا فقه مشروعیت یابی این دو شاه زندیه وقاجاری راهم وتنها "مساجد ومدارس دینی اصفهان وتبلیغ می کردند ومدارس دینی شهر های مختلف ایران وانان را قبول نداشتند "ویا تنها بعنوان "دین اصیل ایرانی "وسالها تبلیغ می کردند ویا بافتوای یک اخوند مسجد اصفهان و23 هزار مردم بدبخت زنجان هم قتل عام شدند که "فقه انگلیسی کمپانی هندشرقی " که در مدرسه کلباسی اصفهان تدریس می نمود ویا فارغ التحصیلان آن و از دوران شاه عباس ودر مسجدهای اصفهان وبعنوان فقه قرانی وتبلیغ شده اند وآری این فقه انگلیسی حوزه های دینی اصفهان وبعد از قتل عام فرزندان نادرشاهم منحصر نشد وبعدا هم به قتل عام 23 هزار زن وبچه قوم بیگناه افشارهای زنجان نیز منجرگشت که در مدرسه دینی اصفهان وحکم تکفیر دینی آنان راو صادر کرده بودند وهمچنین حکم اجتهاد شیخ الاسلام قاجاری زنجان راهم همان مدرسه دینی وحوزوی کلباسی اصفهان وبه وی داده بود وتا با همان حکم اجتهاد حوزه اصفهان وفتوای تکفیر وقتل ملا محمد زنجانی ومجتهد درس خوانده کربلا و15هزار نماز خوان پشت سرش را به توپ چی های امیر کبیر داده بود که انها را بکشند ویا منجر به مرگ بسیاری از اقوام افشارهم شد ویا در جنگهای 22 ساله نجات ایران ورخ داد ویا در جنگهای بعدی ایران وروس منجر شدویا با فتوای انان وحسنعلی خان کرد گروسی اهل تسنن وتنها دو هزار زن وبچه اسیر شده زنجانی را ودر سبزه میدان زنجان قتل عام کرد وبه خندقهای جنوب شهر ریختندکه اسنادش در منابع تارخی وجود دارد واری "نادرقلی خان قرخلو افشار" واز مدتها احساس خطر وبرای خانواده اش می کرد ولی برای تحقق یک هدف دینی وملی ودر بیرون راندن بیگانگان از ایران لقدام کرد ویا از روسای افشاروطوایف بدبخت افشار نواحی مختلف ایران هم وکمک خواست وتا با همکاری آنان وایران را واز شر 5 همسایه مهاجم اطرافش ونجات بدهد ویا استخلاص بنماید ! ونهایتا هم با کمک اقوام افشار وهمه ارتشهای مسلح پنچ کشور همسایه را و از خاک ایران بیرون نمود وبعلاوه 20کشور آسیایی را هم گرفت که همدست با مهاجمین بود ند ولی بعد از گرفتن هندوستان ودر فتح آباد قوچان و"همان ارتش افشار" را آماده می کرد که به چین حمله بکند وچین در این دوره تاریخی وتازه به تسلط کمپانی هند شرقی در آمده بود ولذا بعد از سقوط هندوستان و"شرکتهای تجاری اروپایی" واحساس خطر از وی کرده وبوسیله نظامیان محافظ خیمه اش ووی کشته شد وسپس فرزندان ویا نواده هایش نیز وقتل عام شدند وبعلاوه دو برادر زاده اش نیز و در جنگ سامان ارخی زنجان وبجان همدیگر افتادند ودیگر عضوی از خاندان قرخلو افشاروباقی نمانده بود ولذا امکان "تدوام دولت افشاریه "درایران باقی نماند وبا همه اقتدارش ونابود گشت واین بارنیز و تشکل خوانین افشار ودر زنجان هم به خطر افتاده بود که بعد از ان جنگهای متعدد 22 ساله وهمگی به زنجان آمده بودند ومن که در رشته قوم شناسی دانشگاه تهران وتحصیل کرده ام واسامی خوانین افشارو در دوره صفویه ویا در دوره افشاریه وجنگهایشان را اشاره کرده ام ویا در دوره بعد از نادرشاه هم ودر چندین مجلد وتحقیق کرده ام وبعلاوه در کتاب "استان زنجان وسرزمین اقوام افشار "هم وچکونگی پراکندگی جغرافیایی قوم افشار در زنجان را بررسی کرده ویا طوایف آنراو ازافشار ارو میه وتاافشار کرج را نشان داده ام که بزرگترین قوم ترک ایران می باشد!وهمچنین در مورد سابقه تاریخی کهندژساسانی زنجان که در دوره ساسانی و یا 2000 قبل واردشیر بابکان ساخته بود وچندین هزار سکنه بدبخت زنجان وآنراودر حمله امیر کبیر و جان پناه خود کرده بودند وتادر کهندژ مزبور وجانشان در برابر توپهای امیر کبیر ومصون بماند وحمدالله مستوفی ودر باره آن می نویسد ویا حمداله مستوفی که کاتب باسواد دیوان اداری سلطانیه بود و درباره مردم ترک وشافعی زنجان یا در باره قلعه ساسانی زنجان می نویسد : وِیا در مراجعه به مالیات گیری زراعی واز دهات وشهر ها ی دوره تاریخی خودش و می نویسد ویا از افراد باسواد سوال تارخی پرسیده ویا از آنها وسابقه تاریخی آن شهر را می پرسد وسپس درمورد سابقه زنجان ومی نویسد که متن نوشت اش ودر کتاب" نزهت القلوب" چنین است که آورده است ویا درص61 و62 کتابش می نویسد : زنجان را واردشیر بابکان ساخت و آنرا شهین خوانند ودور بارویش 10000گام است(منظور دورقلعه اش ) ودر فترت مغول خراب شد وهوایش سرد است وآبش از رود خانه ای است که به زنجانرود موسوم است ونیز در ادامه مطلبش هم واضافه می کند که :در کنار ه های رودخانه زنجانرود وتنها سبزی وجالیز وبرنج می کارند ومیوه در آن دیار نیست وتنها از طارمین آورند (یعنی از دهات طارم علیا وطارم سفلی) وبه زنجان می آورند ومردم آن شهر شافعی مذهبند ) ومنظورش ترکان سلجوقی زنجان که ازسال 434 هجری وتا آن موقع وشافعی مذهب شده بودند ویا با رهنمود های خواجه نظام اللمک شافعی شده بودند ویا خواجه نظام الملک هم وآنان رااز" دین شمن پرستی "ماوراء النهر و بدین ومذهب شافعی رهنمون شده بود ومستوفی اضافه می کند که مردم زنجان وبر طنز واستهزاء اقدام می نمایند وزبانشان "فهلوی" است که (زبان اوستایی قبل از اسلام است )که در دومحله زرتشتی نشین زنجان ویا پائین بازار بالا و حدود 1300 سال زندگی می کردند وتمامی سکنه دو محله قدیمی زنجان با فرهنگ بودند وبه (زبان فهلوی اوستایی )سخن می گفتندوکتابت اداری وفنون عصر ساسانی را می دانستند وبه ترکان سلجوقی زنجان ودر قرن پنجم یاد دادند ونیز حمدالله مستوفی ودر در ادامه مطلبش می افزاید : ومزار اکابر آن شهر ومثل قبر اخی فرج زنجانی ویا استاد عبدالغفار سکاک وعیسی کاشانی وغیره است که کتاب مستند دیگریه م و بنام تاریخ دارالعرفان خمسه ودرباره آنان می افزاید: ومی گوید : در حمله ازبکها به زنجان ومقبره اخی فرج ودیگران را ویران کردند که شاه عباس وتعمیر کرده بود واکنون هم ومکان مقبره آنان ودر ناحیه شمال شرقی "میدان امام زنجان "است ولی بعد از تخریبش بوسیله ازبکها ویا با تخریب امیر کبیر واز رویت عمومی ناپدید شده است وبعلاوه کتاب آثارالبلاد دوره سلجوقی وغیره هم و به مقبره" اخی فرج زنجانی "اشاره داردکه با همکاری افراد باسواد دو محله زرتشتی زنجان ودر قرن چهارم ومکتب فکری " اخوان الصفا" را ودرشهر زنگان را وپایه گذاری نمود که آثاری طنز آمیزا واستهزائ فلسفی دارند وبعلاوه زنجان در دوره سلجوقی وعلمای زیادی داشت که در نظامیه فقه شافعی خواجه نظام الملک تدریس می کردند ویا برخی مشاهیر هم واز شهر های سجاس وسهرورد ویا از دهات قره پشتلو داشت که به نظامیه بغداد فرستادند که من اسامی علمای شافعی زنجانی ودرس خوانده های آنان را ودر نظامیه بغداد راو تحقیق کرده ام که تابع نحله فکری اخی فرج زنجانی بودند ویا در مسجد جمعه سلجوقی زنجان ودرس فقه می دادند که بعد از تخریب مغول ودوباره امیر کبیر وانرا تخریب دوباره کرد ویامنابع دیگر تاریخی ذکر می کنند که مشاهیر ترک سلجوقی ویا افشار ترک زنجان و بعنوان خطیب ویا قاضی وپیشنمازو نمازخوان بودند ویا مفتی مسجدهای صنفی مسگران وآهنگران وکوزه گران وطلا فروشان عصر زنجان دوره سلجوقی بودندکه خواجه نظام المللک ودر صدارت سی ساله سلجوقیان که در دوره الب ارسلان وملکشاه سلجوقی وصدر اعظم بود وآن مسجد های صنفی زنجان ویا چهارسوها وکاروانسراها ومیدان های اهنگری ومسگری ویا میدان میوه فروشیوکوچه کوزه گران ویا چهار سوی جگر وگوشت فروشی زنجان ویا چهار سوی ابزار الات جنگی خنجرساخته شده ویا شمشر زنجان را پای گذاری کرده بود ومسجد جمعه زنجان را ساخته بودویا میدان شحنه بازارزنجان ویا 6 کاروانسرای دو قیصریه سلجوقی زنجان ویا 5 کاروانسرای مهم راسته بازاربلا وحمامهای انراساخته بود که یکی از بهترین بازارهای سلجوقی ایران است که در مسیر تجارت ابریشم بلخ واصفهان وتا قونیه بود ویا راسته بازار زرگران زنجان ویا بازارچه صندوق سازان ویا راسته بازار لباس کلاه فروشان ویا مسجدهای صنفی انان را وبا پول دیوان استیفائ عصر سلجوقی ساخته بود که معماران مختلف ایرانی وبرای طراحی وساخت سقف ها ویا ساخت پایه های ان بنا ها وفرستاده بود که یکبارآنرا مغولها خراب کرد ندوبار دیگرهم صدر اعظم امیر کبیر دوباره خراب کرد وبرخی از آن مشاهیر زنجان راهم وبرای درس خواندن وبه مدارس نظامیه خود ودر بغداد فرستاده بود وبرخی هم درمسجدهای دوره سلجوقی زنجان وعظ دینی می کردندولی دوباره با توپهای امیر کبیر ویا با فقه مدرسه کلباسی اصفهان وفقه مدرسه قاجار مروی ناصر خسرو خراب شدند وبرخی از تحصیلکردگان عصر سلجوقی زنجان هم که در نظامیه درس خوانده بودند ومثل "کمال الدین زنجانی" وزیر سجلوقیان شده بودند وبرخی نیز ونظیر ابوالمکارم زنجانی ودر سال 597 زندگی کرده وبرخی هم ونظیر "شهاب الدین زنجانی " و"مدرس نظامیه "خواجه نظام لملک مرحوم بودند وبرخی هم ونظیر کلاهنی زنجانی ویا ابوحفص زنجانی ودر عصر سلجوقیان زندگی می کردند ونیز از مشاهیردیگر این دوران هم و"پزشک جلال زنجانی "است که به نقل منابع تاریخی گذشته وماهرترین پزشک زنجان بودواحتمالا در نظامیه هم درس خوانده بود ویا "عزالدین زنجانی" که متخصص علم صرف و نحو وعلم عروض وعلم هیئت بود ونیز دو کتاب "هادی و تصریف" راو در مورد علم نحو نوشته بود ویا دو کتاب "معیار النظار درعروض "ویا کتا ب "تصحیح المقیاس "را ودر مورد علم عروض نوشته بود ویا کتاب "تذکره المجدیه" را ودر باره علم " هیئت نوشته بود وزنجان دوره سلجوقی وبرخی شاعران نیز داشت که نظیر"کمال الدین زنجانی شاعر" ویا "محمد بن عزالدین زنجانی شاعر "بود ویا برخی "حقوق دانها "که نظیر "عزالدین زنجانی که بعدا"قاصی القضاه "ایلخانی ها شدویا برادر صدر جهان که" قاصی القضاه" ایلخانی ها شد ویا مشاهیر دیگری ونظیر "عماد الدین ابوالمکارم زنجانی "ویا "ابراهیم بن عبدالوهاب زنجانی" ویا "عبدالوهاب زنجانی " ویا"ابوافضایل ابراهیم زنجانی " ویا "محمد بن عزالدین زنجانی" ویا "عماد الدین زنجانی "که اغلب در اواخر دوره سجوقی در زنجان زندگی می کردند ولی دچار حمله مغول شدندوامروزه حتی یک بنای یاد بودهم وبعد از تخریبهای امیر کبیر ونظیر مقبره الشعرای تبریز "وبرای این نوع از مشاهیر زنجان ووجود ندارد! ویا حتی اسم یک کوچه وخیابان هم وبنام آنان نیست ولی عنوان همه کوچه ویا تابلوهای میراث فرهنگی زنجان وبنام خوانین وعلمای قاجاریه است وحالیکه دوران سلجوقی ودوران شکوفایی تجاری وعلمی وشهر سازی زنجان می باشد ودر هیچ دوره تاریخی وزنجان چنین شکوفا نشده بود ویا صنعت وحرفه ها ی شهری زنجان هم چنین رشد نکرده بود وتنها در آن دوران و"فقه سیاسی "خواجه نظام الملک رشد کرد که همگی مدیون خواجه نظام الملک طوسی ووزیر اعظم عاقل ترکان سلجوقی هستند که بازار ومسجد جمعه وکاروانسراهای قشنگ این شهر را وبرای "ترکان" ساخت ویا صد ها نفر از انان را ودر نظامیه بغدادش واستخدام کرده بود که اسامی برخی را ذکر کردم و یا صاحب کرسی ها ی علمی کرده بود ولی قدر نشناسی نویسندگانی که از مدرسه دارالفنون قاجاری وامیر کبیر مدرک تاریخ ویا علم جغرافیا در عصر جدید گرفته بودند وبعدا بعنوان کارمندفرهنگی وهنری وخودشان وارد نظام اداری واموزشی وفرهنگی زنجان ودوایر کتابخانه ملی ویا میراث فرهنگی کرده اند ومیراث فرهنگی گذشه را قبول ندارند وتنها فرهنگ ایرانیان را متعلق به دوره قاجاریه ودارالفنون شاهزاده پرور ان می دانند ویا با تابلو چسبانی های قوم تبارانه قاجاری خود شان ودر سر تاسر این شهروتفسیر می کنند ودر حالیکه در ایام قدیم ودر زنجان و اغلب کاروانسراها ومسجد های سلجوقی بودند ولی بعد ار تخریب امیر کبیر وبه اسم مسجدهای قاجاری تابلوسازی شدند وبرعکس اسامی مشاهیر سلجوقی زنجان راهم از همه کوچه وخیابانها برداشته اند واز این راه باعث حذف تاریخ ویا تمدن درخشان زنجان شده اند ودر حالیکه گزارش کلاویخووسیاح اروپایی وبرعکس آنست !و بعداز مشاهده ویرانی های عصر مغول ودر زنجان ومی نویسد ویا در کتابش گزارش می دهد ویا از کثرت خرابی مسجد های سلجوقی وشافعی زنجان و تعجب کرده است !ویا از ویرانی آنها ودر زنجان تعجب کرده است ! واین عمران شهری دوره سلجوقی و در حالی می باشد که مورخین قرن سوم وچهارم هجری وبعد از حمله اعراب به زنجان وهیچ نوع عمران شهری قابل ذکر وبرای زنجان 4قرن اول هجری ذکر نکرده بودند ومثلا در کتابهای المسالک والممالک ویا در کتاب "احسن اتقاسیم "ویادر کتاب "اعلاق النفسیه" وکتاب "حدود العالم "وغیره ودر این قرون سوم وچهارم زنجان ندارند وفقط ذکر توخالی واز لفظ زنجان ودر وسط "لغات شهرهای دیگر" ایرانی نوشته اند ولی درمورد امکانات شهری زنجان و چیزی برخلاف شهرهای دیگر ایرانی ومکتوب نکرده اند وبرعک گزارش مفصل واز چکونگی محله ها ویا بازارهای شهرهای دیگرایران ودر کتابهای 4 قرن اول ودر مورد بقیه شهر ها وجود دارد ویا تنوع شهر سازی ومسجدهای آن شهرهای دیگر ایرانی و ذکر کرده اند ولیکن در دوره سلجوقی وعمران ورشد شهری زنجان وبا اهتمام خواجه نظام الملک زیاد شد ومن اسامی این نوع از علماء ومشاهیر زنجان ودر دوره سلجوقی را ودر چندین مقاله ام ومستندا نوشته ام ویا انتشار داده ام و چند تن از آنان هم ونظیر شیخ اشراق سهروردی ویا شیخ عمر سهرودی زنجانی می باشند ویا عزالدین سهرورد ویا ابوالقاهر سهروردی هستند! ویا چند تن دیگر نیز واز مشاهیر مهم ابهر وسجاس وکاغذ کنان هستندکه در دوران تمدن سلجوقی ورشد فراوانی یافتند وبعلاوه کتب دیگر دوره ایلخانی هم واز ویرانی زنجان ویا بازار سلجوقی آن دوران ودر دوره مغولها یاد می کنندونیز حداقل 20 گزارشگر سیاحان اروپایی هم ودر دوران معاصر گزارش ویرانی زنجان وبوسیله امیر کبیر راو ذکر کرده اند وهمچنین شهر زنجان هم ودر این دوره تاریخی حمله مغول واز سال 617 والی 807 هجری وحدود 190 سال تمام وشهری نیمه ویرانه بود ویا تنها یک قصبه نیمه ویرانه ونزدیک به سلطانیه پایتخت ایلخانی ها بود که در 25 کیلومتری سلطانیه قرارداشت که حدود 100 سال تمام نیز ودر دوره ایلخانی وآل جلایر وتیموریان وپایتخت کل ایران ودر اطرافش بودویا خزانه سلطنتی سه دولت سلطانیه هم ودر کوههای سجاس وپشت سلطانیه بود که قبرهای سلاطین ایلخانی ویا زنان آنان هم ودر ان ناحیه بود ویا در هما ن مقابر مخفی پشت سلطانیه ودفن شده بودند ولی در دوره فتعلشاه قاجار وهمه آن خزاین 100 ساله سلطانیه وبدست خانواده قاجاریه افتاد ویا به نقل کتاب ناسخ التوارخ واکسیر التواریخ وبدست عبدالله میرزا فرزند فتعلیشاه قاجاریه وهمارت حاکم زنجان ودر سبزه میدان ساخت وبقیه اش را هم صرف کشتار مردم زنجان گردانید ویا با ان "طلاجات غصبی سلطانیه "ومسجد سید زنجان را ساخت ویا "دارالعماره قاجاریه ودر سبزه زنجان را ساخته بودویا مسجد مزبور را هم بنام مسجد عبدالله میرزاقاجار نامیده بود که بخاطر این مسجدهم وخیلی از مردم زنجان وبیگناه کشته شدند !که در پشت سرامام جمعه قاجاری زنجان ونماز جمعه نمی خواندندوبلکه در پشت ملا محمد علی زنجانی ودر مسجد قدیمی جمعه زنجان ونماز جمعه می خواندندکه نقل ناسخ التواریخ گویای انست که از سال 1173هجری ومسجد جمعه سابق شهر ویا ویران شده دوره مغول شهر را وتعمیر کرده واین بار مسجد جمعه شیعی خود کرده بودند وبجای آنکه در مسجد جمعه قدیمی خودشان هم وخطبه بنام "فتعلشاه" بخوانند وتنها "خطبه "بنام "امام زمان" ( ع ) می خواندند ویا نام مسجد خودراهم و"مسجد حجت" نامیده بودند و70 سال بعدنیز وهمان فتعلیشاه ویا در سال 1240 هجری مسجد جمعه قاجاری خود را در زنجان افتتاح کردکه از سال 1224 شروع به ساخت ان کرده بود ولی سکنه زنجان وبدون اعتناء به "ادعای شبه دینی قاجاریه" ودر همان دوران شورش خودشان هم وبجای سکه ناصری سلطان صاحب قران ودر زنجان سکه ای بنام سکه قائم المحمدودر زنجان چاپ کرده بودند که اسنادش در کتاب "جنگ زنجان" اقای پرویز فتح الله پور وجود دارد واکنون هم بعد از قتل نادرشاه افشاره ومسجدجمعه سلجوقی سابق وویران شده زنجان را وتعمیر دوباره کرده بودند که به نقل کتاب مرات البلدان ودر سال 1173 عهد کریم خان زند ومسجد ولی عصر ( ع ) می خواندند ودر ایام بعد از سقوط دولت صفویه ویا بعد از فرار حاکم صفوی واز شهر زنجان که فرار کرده بود ونماز جمعه شیعی خود را ودر مسجد جمعه قراقوینلو می خوانند که مسجد جمعه 5 محرابی بود وجهانشاه قراقویونلو هم که نخستین مسجد جمعه قدیمی وشافعی زنجان راو در دوره مغول خراب شده می دید ولذا بعد از ساخت بازار قراقوینلو ودومین مسجد جمعه زنجان راساخت ویا در بازار پائین زنجان ساخت که بخاطر گرایش شیعی خودش هم وهمان مسجد جمعه مزبور راهم 5ومحرابی ساخته بود که در سال 824 هجری در زنجان ساخته بود واکنون هم خانوادههای قاجاری زنجان ودر میراث فرهنگی معتقد ند که مسجدمزبور ومسجد معمولی خاندان قائمی ودر عصر پهلوی می باشد ومسجد جمعه قدیمی زنجان نیست وبلکه یک مسجد معمولی است ویا 5 محراب انرا هم و نفی می کنند ولی فلسفه ساخت 5 محراب وبرای مسجد مزبوروبوسیله جهانشاه قراقوینلو شیعی مذهب نیزو هنوز هم نفی می شود که هنوزدر محرابهای پنجگانه آن مسجد تاریخی وجود دارند وفلسفه اش آنست که جهانشاه قراقوینلو ومعتقد بود که هر کدام از 4 فرقه مذهبی ایران ویا کاروانهای تجاری شهرهای ایران که به بازار زنجان جنس می آورند وچونکه از فرقه های مختلف شافعی وحنفی ومالکی وحنبلی ایران هستند که کالا به بازار زنجان می آورند ویا از شرق وغرب جنس می آورند وهمان فرقه ها می توانند ودرایام اقامت تجاری خود ودر بازار زنجان ومی توانند در پشت فردی که معتقد به آن مسلک اهل تسنن ونماز معمولی ویا یومیه خود را درآن محراب مسلک مزبور و بخوانندولی نماز جمعه زنجان ومستثنی است وتنها در دوره حکومت وی وتنها در محراب شیعه همان مسجد خوانده شود که محراب پنجم وسط مسجد بود و50 سال حکومت قراقوینلو ها ونماز جمعه دران مسجد مجاز بود که در روز جمعه ها اتفاق می افتد وبعد از سقوط قراقویونلو هم که حکام صفویه هم که 230 سال ودر رنجان حکمرانی کردند وتنها در همان مسجد جمعه شیعی دوم زنجان ونماز جمعه عصر صفویه رابرگزار می کردند ومسجد جمعه شیعی دیگر ودر زنجان ایجاد نکرده بودند ولذا سکنه زنجان هم در دوران صفویه 230 سال نماز جمعه شیعی خود را ودر همان مسجد جمعه بازار پائین زنجان می خواندند ولی بعد ار فرار آخرین فرماندار صفوی ازشهر زنجان ودرسال 1135هجری وباتعیین اولین حاکم افشاری زنجان وبوسیله نادرشاه افشار ویا با قدرت یابی بیشتر دولت نادرشاه در ایران که ایوان رضوی مشهد ویا صحن کربلا راو طلا کاری کرده بودوکتاب علم ارائ نادری به آن اشاره دارد وهمچنان مردم زنجان نیز ویا خوانین افشار زنجان نیز ویا سکنه بازار زنجان نیز واز سال 1135 وتا سال 1173 هجری و نماز جمعه شیعی خود راوتنها در همان مسجد جمعه 5 محرابی بازار پائین می خواندند وتا اینکه به نقل کتاب دارالعرفان خمسه ویا به نقل مجمل التواریخ والهیارخان ازبک وبعد از قتل نادرشاه و به زنجان لشکر کشید وهمان مسجد جمعه جهانشاهی شیعی را وخراب نمود وسپس "مردم شیعی افشار زنجان" هم وبعد از تخریب مسجد مزبور وهمان مسجد جمعه سابق وخراب شده عصر مغول راودر بازار بالا وتهمیر کردند که در محوطه بازاربالای عصر سلجوقی ساخته شده بود واین بار بنام "مسجد جمعه شیعی حجت"نام گرفت که درسال 1173 هجری ویا بعد از قتل نادرشاه در سال 1260 ویا بعد از هجوم الهیار خان ازبک به زنجان ونیز در ابتدای حکومت کریم خان زند وتعمیر وبازسازی کرده ویا در سال 1173 تعمیر کردند وحدود 90 سال تمام هم و درهمان مسجد حجت مزبور نماز جمعه شیعی خود ودر بازار بالا نماز می خواندندوبه نماز جمعه قاجاری نمی رفتند که خطبه بنام فتعلیشاه خوانده می شد ونهایتا هم همان دو شیخ الاسلام قاجاری هم ومرتبا به فرماندهان فوجهای نظامی قاجاریه ونامه می نوشتند که مردم زنجان ودر پشت سر آنان ونماز نمی خواندند وضروری است که امیر کبیر وان فوجهای نظامی را وبه زنجان بفرستد ومردمی راهم که در پشت سر آنان ونماز نمی خوانند را وبکشد! ونهایتا سلطان دارالخلافه تهران هم وبه امیر کبیر فرمان دادکه نظیر حجاج یوسف ثقفی عمل کرده ومسجدحجت زنجان را خراب کرده ویا امام جمعه همان مسجد ویا نماز خوانهای شیعی انان را ودسته جمعی بکشدوتا در برابر امیر اصلا ن قاجارحاکم شهر ومقاومت نکنند که دائی شاه بود ویا حتما در پشت سر همان دو روحانی حکم گرفته از قاجار نماز بخوانند وسر پیچی نکنند ! وفتوای قتل انان راهم از علمای مدرسه دینی اصفهان تابع کمپانی هند شرقی اوخذ کرده بود وهنوز هم شیخ الاسلامیهای اجتهاد گرفته از مسجد کلباسی اصفهان که معتقدند این دو مسجد حجت ویا مسجد جمعه دوم شیعی زنجان ومسجدهای جمعه نیستند وبلکه مسجد شافعی سلجوقیان وعصر قراقوینلو هستند وپرسنل میراث فرهنگی زنجان هم وتابع فقه انان می باشد ولذا نام "مسجد جمعه قدیمی زنجان را واز روی تابلوهای این دو مسجد زنجان برداشته اند ولی مردم شیعه ان دوره تاریخی زنجان وتصمیم مذهبی خود را گرفته بودندو 2300 هزار سکنه زنجان وتنها در مسجد مزبور ونماز خواندند ودر راه عقیده خود نیزو کشته شدندو50 سال هم زنجان ویران ویا خالی از سکنه بود ولی اکنون سکنه کنونی زنجان وتنها افرادی می باشند که درایام محمدعلیشاه واحمد شاه وبه زنجان کوچیده اند واز سکنه قدیمی زنجان وجز خانواده های قاجاری وکسی در زنجان باقی نمانده بود وسکنه کنونی شهرزنجان هم وبدلیل سانسور کتاب ویا نوشته ها ودر چاپخانه انگلیسی دوره محمد شاه قاجاردرایران که بعدا به چاپ کتابهای دارالفنون امیر کبیر وناصر الدین شاه کشیده شد ویا به چاپ نشریه ومطبوعات دولتی وقایع اتفاقیه همان مدرسه ناصری می پرداخت وبعدا تفکرات نشریات بعدی را وتشکیل می داد وهنوز فلسفه قتل عام مردم زنجان وتحریف فرهنگی اشو توسط مسئولان وزارتخانه فرهنگ ومعارف واوقاف عصر قاجاری زنجان که یک مدیر کل اداری قاجاری در زنجان بود ولذا در مدارس ومیراث فرهنگی زنجان هم وتحریف تارخی بعمل اورده ویا با انتقال کتابخانه دارالفنون امیر کبیر وناصرشاهی هم وبه کتابخانه ملی ایران واین نوع سانسور ملی تاریخ زنجان زیاد شده است ولذا تابحال وکسی به فلسفه قتل عام مردم زنجان ودر دوره مزبور نبرده است ؟ ویا از وقایع ایام کشته شده های دوران ناصری وبی خبرند ؟ویا چگونه در دوره ناصری ونام واقفین مسجدهای قدیمی زنجان وحذف شده ویا احتمالا نام مسجد های بنام مسجد اسحاق میر زا قاجار ویا مسجد شکرا اله میر زا قاجار هم وبی خبرند! ویا جرا مردم زنجان و در مسجد جمعه قاجاری عبدالله میرزا نماز نخواندندوبی خبرند ؟ ودر چنین وضعیتمی باشد که ناصر الدین شاه قاجار و امیر کبیررا وادار کرد و 11 ماه تمام وبا توپ خانه اش ومسجدها ویا کاروانسراها ویا منازل مردم زنجان را وتوپ باران بکند ویا مسجد جمعه شیعی زنجان را وخراب بکند ! ویکبار دیگر هم وزنجان ترک نشین سلجوقی دوران مغولها هم وباز خراب بکند ویاباز بصورت یک" قصبه نیمه ویرانه "در آمده ویا در حاشیه شهرسلطانیه وخزانه انها را یافته وصرف کشتار سکنه شهر وفوجهای نظامی بکند که فتعلیشاه وبا انکه پایتختش در تهران بود ولی قصر دیگری ودر سلطانیه زنجان زده بود ودر طول حکومتش وفقط بدنبال یافتن خزاین ایلخانی ها وال جلایر وتیموریان ودر سلطانیه بود که با پول آن خزانه ها وزنجان را خراب بکند ولذا مثل مغول نیز وباز زنجان را ویرانه کرد که 20 سیاح اروپایی وخرابی زنجان عصر ناصری را نوشته اند وبعلاوه کلاویخو وسیاح ارو پایی هم که در سال 807 هجری وهنگام مرگ تیمور لنگ واز زنجان گذشته است ودر ص 166 سفرنامه خودش ونحوه تخریب زنجان وبدست مغولان را می نویسد ویا اشاره می کندکه چنین است "و بیشتر قسمتهای زنجان و"غیر مسکونی" است و"حصار شهر "هم ودیگر" قابل تعمیر" نیست ولی هنوز در داخل حصار وخانه ها ومساجد زیاد وجود د ارد ومی گویندکه "قبلا شهر مهمی "بوده که در دوره داریوش سوم هخامنشی وهنگام حمله اسکندرو برخی از محلات قدیمی زنجان و در کمک به وی نقش داشتند ولی اکنون اکثر عمارت ومساجد زنجان وویرانه است ویا حصار زنجان هم وقابل تعمیر نیست ودراین دوره تاریخی می باشد که شاهرخ تیموری که با خاندان قرایوسف قرا قویونلو وپسرانش در گیر بود ومرتبا با این ترکان سلحشور قرا قوینلو وجنگ می کرد وبالاخره به نقل منابع تاریخی وهمان شاهرخ تیموری و پذیرفت که جهانشاه قراقینولو را و"فرماندار سلطانیه وزنجان" بنماید وتا دست از جنگجویی بکشند !ودر همان زمان نیز و"امیر چخماق یزد" نیز وفرمانداردیگر شاهرخ تیموری ودر شهر یزدویا فرمانداریزد بود که "مجموعه شهری امیر چخماق" یزد راوساخته بود وهنوز هم مثل بازار زنجان ویران نشده بودند و یا شاهان تیموری هم در یزد خیرات شهری داشتند وجهانشاه قرایوینلو هم وبعنوان فرماندار دیگر شاهرخ تیموری هم اجازه انرا یافت که در بازار پائین زنجان هم وعمران ویا کاروانسرا سازی کرده وتاسیسات شهری بوجود آورده و یا "ومجموعه باز ار قره قویونلو" زنجان رابنانهاد ویا مکان فرمانداری اش را واز سلطانیه به "زنجان نیمه ویرانه "آورده بود و در آنطرف خیابان فردوسی زنجان و"مجموعه بازار قره قوینلو" را ووبا اجازه شاهرخ تیموری تاسیس می نمایدکه در مشهد هم مسجد گوهر شاد وکتابخانه انرا ساخته بودند ویا موقوفه کرده بودند وجهانشاه فرماندار شاهرخ نیز ودر قدیم نیز وان بازارپائین را ودر محله آشاقی محله " زنجان وعمران کرده بود که عمر 600 ساله دارد وبعلاوه " ومجموعه بازارسلجوقی زنجان : هم ودر آنطرف بازار بالا بودو شاهان محلی وفرمانداران محلی سلجوقی زنجان تاسیس کرده ویا با رهنمود های خواجه نظام ا لملک طوسی وان بازار سلجوقی شرق زنجان را وساخته بودند ویا با پول درآمد زراعی دهات مختلف ایران ساخته شده بود ویا با درآمد راههای تجاری ودر طی 190 سال ودر یوخاری محله زنجان وساخته شده بود ویا بوسیله معماران مختلف واز نقاط مختلف ایران ویا با توصیه نظام الملک طوسی که آورده بود ویا میادین ودو قیصریه سلجوقی زنجان ویا دو چهار سو ی زنجان ویا کاروانسراها ومسجد جمعه سلجوقی زنجان را ساخته بودند ویا حمامها وآب انبارها وسردابه های تجاری آنرا وبسبک بازار سلجوقی اصفهان ومرو ساخته بود ند وکلاویخو آن مسجد ها وعمارات غیر مسکون زنجان دوره مغول راو دیده بود! که بر اثر حمله مغول ودر معرض تخریب بود ولذاجهانشاه قراقوینلو مجبور شد که "بازار جدید التاسیس قره قویونلو" راوبا اجازه شاهرخ تیموی ووزرای مومن اش وغیاث الدین خوافی ساخته بود که در شهر هرات وحداقل 80 مدرسه فقهی "نئو حنفی "داشتند وفقه "مدارس نئو حنفی" هرات هم وفرقی با "فقه شافعی مدارس نظامیه" نداشت وهر دوفقه اسلامی آسیا وغصب اموال مردم را بوسیله حاکمان شهری را حرام می دانست ویابوسیله "محتسب های شهری"را حرام می دانست ویا بوسیله "قاضی های شهری "ویا "موقوفه چی های شهری" راو"ممیز های مالیات شهری " وحرام میدانست وبرعکس "عمران ورشد تجارت" و"ساخت بازار ها" ویا "عمران محله ها"را وبه نفع مردم ایران را و"تبلیغ دینی"می کردندن ویا درهمان مدارس حوزوی نظامیه وهرات شافعی وحنفی می کردندن ولی در فقه مدارس اصفهان دوره صفویه ویا قاجاریه برعکس بود وبا "دین سازی من درآوردی "شاهان فاسد وشهوت ران صفویه وقاجاریه و"دین مخصوصی "بوجود آمد که در فرهنگ خانهای سلجوقی وتیموری حاکم برشهر های ایرانی وآسیایی وجود نداشت ویا چنین فرهنگی وجود نداشت ولذا نظام الملک واز "فقه شافعی" ویک "فقه سیاسی وفقه حکومتی مفید" ساخت ودر مدارس شافعی نظامیه ها ورواج فکری داد ومدیران شهری را و"تربیت مذهبی"نمود وبا این "فقه سیاسی" بود که نظام الملک طوسی و"خانهای ترک سلجوقی "را وانسانهای منضبط وکنترل شده توسط فقه شافعی نمود ولذا نمی توانستنددر دوره تاریخی وی وبراحتی به اموال هرکس ودر شهرها ویا در روستا دست درازی بکنند ویا نظیر خانهای قاجاری وبه ناموس سکنه شهری زنجان وتجاوز بکنند !وبهمین دلیل تربیت خاص فرهنگی ودینی خودشان و "محوطه بازار سلجوقی "را ساختند ویا اجزائ مختلف آنرا ودرایام حکومت خود وپایه گذاری کردند ! ودو قرن بعد هموجهانشاه قراقوینلو ترک نیز وبعد از خیابان فردوسی زنجان وبطرف غرب شهر وطراحی بازار قراقویونلو زنجان را هم ساخت ودر مدت فرمانداری خودش برشهر زنجان وپایه ریزی کرد وبخشی از آنرا وبا درامد زراعی دهات زنجان وبخش کوچکی از بازار پائین راودرایام فرمانداری اش وساخته بود ولی بعد از مرگ شاهرخ تیموری هم وهمه خاک ایران را وازدست تیموریان گرفت واین بار هم و"شاه همه ایرانیان "گردید ویابعدا هم بخش بزرگی از خاک ایران را واز دست تیموریان وبیرون آورد واز زنجان به تبریز رفت ودر پایتخت تبریزهم واین بار "پایه مسجد کبود تبریز"ویا مجموعه انرا ریخت ویا تاسیسات جنبی آن را وپایه گذاشت !ودر زنجان هم وپایه قیصریه کوچک قراقویونلو زنجان را ریخت ویا پایه دو کاروانسری دولتی گلشن ویا کاروانسراس ملک التجار وحمام دوقلوی آنرا ودر بازار پائین وبنا نهاد که به انها در کتاب دارالعرفان وساخته شدنش ودر عصر قراقوینلو اشاره شده است ویا با تاسیس دومین مسجد جمعه زنجان وبنام "مسجد جمعه پنج محرابی زنجان "ودر بازار پائین زنجان وپایه ریزی نمود که امروزه عوامانه و"مسجد ایت الله قائمی "گفته می شود که معتقدند در دوره پهلوی وپیشنماز آن مسجد ساخته است ؟ ویا در روبروی ان مسجد جمعه دوم زنجان وهم "حمام دولتی قره قوینلو" را ساخت که امروزه عوامانه و"سفره خانه حاج داداش" می گویند ونقل است که ازبکها وبعد از قتل نادر شاه به زنجان آمده ومسجد قره قویونلو را تخریب می کنند وکتاب دارالعرفان خمسه ویا کتاب مراه البلدان هم واز تخریب آن "مسجد جهانشاهی زنجان "سخن گفته اند ویا سند تاریخی همو در باره این مسجد وکاروانسراهایش ودرکتاب دارالعرفان وجود دارد وبعلاوه کتاب دارالعرفان خمسه نیز واز وجود دو کارونسرا ی دولتی عهد قرا قوینلو ودر بازار پائین یاد کرده است وهمچنین کتاب ناسخ التواریخ عهد قاجاری هم واز کاروانسری گلشن دوران قراقوینلو وقبل از تخریب بازا روبدست امیر کبیر یاد کرده است ولی کاروانسری دوم ذکر شده ودر کتاب دارالعرفان خمسه وتنها دردوره ناصر الدین شاه وبنام کاروانسرای ملک التجار قاحاری ملقب گشت که متعلق به دوره قراقوینلوهاست که به نقل منابع تاریخی ویا ناسخ التواریخ وکاروانسرای گلشن و روزی سنگری شورشیان شهرزنجان بود ویکی از 48 سنگر دسته جمعی سکنه زنجان بود ویا در کتاب ناسخ التواریخ وقبل از شورش وتخریب کاروانسرا ذکر شده است وتنها در دوره پهلوی باز سازی اجری شده است وکتاب جنگ زنجان هم واز کاروانسرای دیگری ودر همان بازار پائین زنجان وقبل از تخریب امیر کبیر یاد می کند وبنام کاروانسرای "حاج عبدالرزاق ودر بازار پائین "یاد می کند ویا قبل از تخریب بازار زنجان وبعد از عهد امیر کبیری یاد می کنند وحداقل 20 کتاب سیاحان اروپایی هم واز ویرانی کامل بنا های زنجان ویا ویرانی کاروانسرهای زنجان ومسجدهایش ودرطی 50 سال عهد ناصرالدین شاه وامیر کبیریاد کرده اند ویا در گزاشات تاریخی خودشان واز ویرانی های زنجان وفقر شدید سکنه اش ذکر کرده اند که من گزارشات آن سفرنامه ها راو ذکر نمی کنم وتا مطلبم را وخلاصه وار بنویسم ولی بعد از دوره وی ودر دوره مظفر الدین شاه قاجار وهمه کاروانسرا های قدیمی زنجان ووبنام تاجران قاجری تابلو زدند ویا در سه بازارسنتی زنجان وبنام "خانها ی قاجار "وتابلو سازی شدند ویا بنام "تاجران قاجاری" وثبت میراث فرهنگی شده اند که معلوم نشود که متعلق به میراث فرهنگی گذشتگان است ویا جدید می باشد؟ ویا با تابلو های میراث فرهنگی معاصر که برسر درب آنها ونصب شده است ؟وبرخی هم وبصورت پاساژ جدید درآمده اند و احتمالا امروزه کاروانسرای دو حیاطه حاج فتح الله وحاج نهالی هم در بازار پائین وجود دارد که همان کاروانسرای حاج عبدالرزاق است ویا به نقل مستند کتاب جنگ زنجان جزو مجموعه بازار قراقوینلوبوده که به میدان ورکچی های زنجان وصل می شود ویا به میدان میوه فروشان وحمام میوه فروشان بازار پائین وصل می شد وجهانشاه قراقوینلو هم ودر بالای" میدان ورکچی ها "نیز وبازارچه سقف دار جگر فرو شان را ساخت ویا چندین میدان صنفی مسگری ومیوه فروشی وورک فروش دایر کرد ونظیرساخت میدان مسگران ویا مسجدمسگران واب انبار بازار پائین است که در 600 سال قبل وساخت شده ویا ساخت مسجد وحمام پارچه فروشان ودر وسط بازار پائین که ساخته که ناصر الدین شاه قاجارخراب کرد ویا بعد از تخریب بازارزنجان وبوسیله گلوله های توپش ویابعد قتل عام سکنه اش و نام آن مسجد پارچه فروشان عهد قراقوینلوزنجان را هم ویا حمامش را وبنام "مسجد میرزایی" ویا "حمام میر بهاء" الدین ودر جنب آن ولقب داد ویا مسجد زرگران بازار سلجوقی را هم واز قزوین یک روحانی آورد ویا بنام "قارپوز آبادی آورد ومسجد چهل ستون عهد سلجوقی زنجان را هم وبنام وی "مسجد قارپوز آبادی" نام نهاد ویا مسجد کوزه گران خیابان سعدی جنوبی ویا مسجد یری بالا ومسجد یری پائین دو صنف مسگران عهد سلجوقی را بنام و"روحانی های عصر ناصری "خودش ولقب داد که نها نساخته اند وبلکه درعهد سلجوقی ساخته شده است ویا"پل ساسانی زنجان" راهم بنام"پل میر بها" نامگذاری کرد که تنها یک روحانی بی پول وحکم گرفته از ناصرالدین شاه بودند که درایام 5 سال قضاوتش هم ونمی توانست وآنقدر پول دربیاورد که مسجد ویا حمام ویا پل ویا میدان اهنگران وقلعه چه میر بهائ بسازد ؟ویاشاه قاجار وافراد روحانی دیگری وبنام" نایب الصدرضیایی "آورد که به نقل کتاب "اوژن اوبن "ووی را قائم مقام مسجد عبدالله میرزا کرده بود ویا قریه نیک پی زنجان وغیره راهم هم وبه "مالکیت وی "داده بود که ملا قربانعلی زنجانی وبا این اعمال روحانیون قاجاری زنجان ومخالف بود که تبعیدش می کنند وحداقل 20 مسجد سابق زنجان ودراثر گلوله باران عصر ناصر الدین شاه ودر زنجان وتخریب شده بود که وی روحانیون دولتی دیگری به انها گذاشت ویا روحانیون اعزامی به مناصب وقفی زنجان وبعد از ویرانی زنجان بودندولذا جهانشاه قراقوینلوو فرزندانش ودر طی 50 سال حکومتش برزنجان وتبریز و توسط معمارانش وسقف اجری بازار پائین را ساخت ویا طراحی ستونها وآرایه های بازار مسقف پائین زنجان را و طراحی شهری کرد ویا از درامد سلطنتی ودر امد اراضی زراعی ایران ساخت ویا از پول دیوان استیفائ ی قراقویونلو ساخته شده است وجزو املاک شخصی اخوندها ویا تاجران عصر قاجاری نمی باشد ویا از نظر متون فقهی قرآن هم ونخواهد شد ویا از درامد کلیه دهات ایران ودر ایام سلطنتش ساخت و به زنجان فرستاد و بعلاوه مقرفرمانداری وی هم ویا مقر حکومت وی نیز ودر زنجان نیز ودر مکانی بود که در بالای قیصریه کوچک قرا قوینلو بود وامروزه محوطه ساختمانهای بانک ملی است وتا نزدیک درب بازار پائین وادامه دارد ودر آن ناحیه هم وشاه قراقوینلو دو حمام خاص وبرای خانواده خودش ساخته بود ویا بنام "حمام دو قلو" ساخته بودکه خانمها ویا اقایان خانواده اش وجداگانه به آن حمام دوقلوی دولتی قیصریه کوچک زنجان می رفتند !وبعلاوه ساخت سقف آجری بازار پائین هم ویا هزینه ساخت دو کاروانسرای دولتی اش ویا هزینه ساخت مسجد جامع دولتی قراقوینلو ویا هزینه ساخت حمام آن مسجد جمعه ودر بازار پائین نیز که امروزه حمام حاج دادش گفته می شود ویا هزینه ساخت چندین کاروانسرای دولتی صنفهای مسگران ویا مسجد پارچه فروشان بازار که ناصر الدین شاه عنوان انرا مسجد میرزایی عهد ناصری گذاشت ویا حمام جنب انرا وبنام حمام( آخوند میر بهاء) لقب داد وهمگی از بیت المال قرون مزبور است وویا مسجد میوه فروشان که مسجد اصغریه فعلی است وهمگی واز محل درامد های زراعی دوران فرمانداری جهانشاه قراقوینلو وبرزنجان بود ویا با اجازه شاهرخ تیموری بود وبعلاوه به نقل مستند کتاب دارالعرفان خمسه وهمان شاهرخ تیموری ودر عهد تیموریان نیزو کاروانسرای دیگری ودر محل درواز ه قزوین ویا شرق امام زاده زنجان ساخته بود که بعدا شاهان قاجار وآن کاروانسری عهد تیموری زنجان راهم و"کاروانسرای علیقلی تاجر قاجاری "نامگذاری کردند و امروزه "مجتمع پاساژ نور "نامیده می شود وهمچنین در دوره قاجاریه "حاجی علیقلی تاجر قاجاری "وبا حمایت حاکمان قاجاری ویا درمحوطه بازار بالای زنجان هم وکاروانسری دیگر عهد سلجوقی را که خواجه نظام الملک طوسی ودر 1000 قبل واز بیت المال سلجوقی ساخته بود وتغییر عنوان داده واین بار بنام "کاروانسرای حاجی علیقلی تاجر قاجاری" وثبت میراث فرهنگی زنجان نمود واین امر در حالی می باشد "اداره فرهنگ ومعارف ایران "عهد مظفر الدین شاه قاجار ونیز فردی از خاندان قاجار بود واین "روش های غیر شرعی غصب اموال دیگران " را ودر فرهنگ ومعارف ایرانیان و"خلق فرهنگی "کرده بودند که اقای ضرغامی هم وهنوز به چنین "اداره غیر شرعی وتداوم تشکیلاتی آن نپرداخته است ؟ وتا قوم قاجار ومیراث فر هنگی همه اقوام ایرانی راو به نفع "قوم انگلیسی قاجار" وثبت نکنند ویا تغییر فرهنگ ندهند ویا تغییر میراث فرهنگی راو مدعی نشوند ولذا این وزارتخانه فرهنگ ومعارف ساخته مظفر الدین شاه قاجار وهنوز ساختارش ودرتشکیلات کنونی ایران ودست نخورده باقی مانده است که وزارت میراث فرهنگی منشعب شده از همان وزارتخانه فرهنگ ومعارف واوقاف عصر مظفری وامروزه که به سه وزارتخانه اخیر ومنشعب شده اند ولی هنوز امروزه بدعت های دروغین گذشته آنان ودر نامگزاری عناوین مجموعه بازارزنجان وهنوز ادامه دارد ویا در عنوان مسجد جامع سلجوقی محله بالای زنجان هم شکل گرفته ومجموعه بازاری که از دوره ملکشاه وخواجه نظام الملک ودر زنجان شروع شده بود وبا اقدامات غیر شرعی پرسنل فرهنگ ومعارف ومیراث فرهنگی زنجان واز واقفین اصلی آن مجموعه بازار زنجان سلب شد ومسجد جمعه آن دوران سلجوقی ونامشان حذف غیر شرعی وعنوان کوچه مسجد جمعه ان وبنام کوچه باشگاه وزورخانه پهلوان عباس عهد پهلوی ثبت شده است ویا برعکس همه کاروانسرا ها ویا راسته بازارهاومسجد های زنجان هم وبنام تاجران وخانهای قاجاری ودر زنجان ثبت میراث فرهنگی شده اند ویا ثبت معارفی شده اند ویا با اهتمام اولین مدیر کل قاجاری اداره فرهنگ ومعارف واوقاف زنجان شده اند که منصوب شده مظفر الدین شاه بر"اداره کل فرهنگ ومعارف زنجان "بود واین نوع از غصب عناوین فرهنگی زنجان اتفاق افتاده است ویا در در مورد سازندگان واقعی بازار زنجان ونام خیر شان حذف شده وبنام باقیات صالحات ذکر نمی شود ویا در مورد کارونسراها ومحلاتش ومسجد هایش اتفاق افتاده است وهمه به نفع خاندان قاجاریه وانجام گرفته است !که هیچ چیزی جز ویرانی ودر زنجان نیافریده اند؟ ولی با تبلیغات دروغین اداره مزبور وامروزه همه گردشگران شهر های مختلف ایرانی وهنوز در رفت وآمدگردشگری به زنجان و تصورویا باور می کنند که تمامی بازارسنتی زنجان را و"قا جاریه " ساخته است ویا اجزاء وعناصر آنرا وهم و"فقط قاجاریه "ساخته است ولی ازدوران 56 دولت سابق ایران وهیچ نوع میراث فرهنگی ودر زنجان نیست ویا از عهد آنان هم وهیچ نوع میراث موقوفه ای ودر زنجانوجود ندارد ! وبلکه همه متعلق به دوره قاجار می باشد ودر حالیکه برعکس و در دوره امیر کبیرقاجاری وهمه بناهای تاریخی گذشته زنجان و دسته جمعی خراب شدند و یا خاندان قاجاری علاوه از غصب اموال سکنه قدیمی سلجوقی وافشاری وقراقوینلو زنجان و سنن حسنه معارف قران ویا وقف را هم کنار نهادند ویا وقفیات قبلی مسجد ها راهم به نام خاندان غاصب قاجاری خود ذکر کرده اند ولذا همه وقفیات قبلی ها هم وبعد از کشتار سکنه زنجان وجرو ملک شخصی خاندان قاجاریه گردیده ویا جزو اموال وابستگان به قاجار ودر مجموعه بازار زنجان درآمد ه است وبعلاوه 23 هزار سکنه بدبخت زنجان را هم وکشته شدند ولذا امروزه آقای ضرغامی ویا وزیر میراث فرهنگی ایران ومی توانند که وبه اسنادخطی و دست نوشته های آن دوران مراجعه کرده ومثلا به " کتاب جنگ زنجان " وکتب دیگر مراجعه کرده وبدانند که چگونه موقوفات بازاری خواجه نظام الملک طوسی واز بیت المال دیوان استیفائ ایران ساخته شده بود ویا چگونه در عهد قاجاری واز شکل موقوفه وی وبصورت ملک شخصی خاندان قاجاریه درآمده است ویا چگونه موقوفات تجاری آن صدر اعظم مسلمان دوره سلجوقی ودر زنجان وچگونه خراب شد ؟که تسبیل فوایدش وبه هیچ کاروان عبور ی از زنجان نرسد ؟ ویا درآمد کاروانسراهای عصر سلجوقیان ودر زنجان که به غصب افراد خاندان قاجاریه در امده بود ویا با دستور ناصر الدین شاه در امده بود ویا با دستور شاه قاجار به اداره ثبت اسناد ویا به اداره موقوفه زنجان ودوره خودش وتقلب در موقوفات مذهبی را یاد داد ویا با دستوروی به اداره ثبت اسناد عصر ناصری ودستور داده بود وهمه املاک غصبی واز کشته شدگان را وبا جعل سند وبنام "قوم وخویش های خانواده عریض وطویل قاجاره وثبت سند بزنند! وسپس درامد همان بازار سنتی زنجان را و بصورت درآمدخوانین قاجار وصرف "عیاشی های آنان بشود ویا صرف حرمسراهایشان بشود ومثلا درامد فلان کاروانسرای زنجان ویا درامد فلان حمام شاهزاده قاجاری زنجان ویا درامد قیصریه زنجان قاجاریه ویا درامد موقوفات قریه های مسجدهای زنجان که طوایف وایل اهای متعدد افشارزنجان ساخته بودند وتنها وبه مصارف حرمسراهای خوانین قاجار داده شود ویا این بار وبصورت ملک خصوصی ایل قاجار در بیاید ویا با توجیحات غیر شرعی اداره فرهنگ ومعارف واوقاف زنجان دربیاید وکه وزارتخانه خاصی است که با پیشنهاد اروپایی ها ساخته مظفرالدین شاه درزنجان بود وتا درامد هایش وبرخلاف متون قران صرف عیاشی های خاندان فاسد قاجاری بشود ودر حالیکه عرصه این مجموعه اثار خیریه گذشتگان وتنها موقوفه انان است که اسمشان ذکر نمی شود وبعلاوه اعیانی آن مجموعه بازار هم جزو وامهای بانکی می باشد که بصورت "وام تعمیرات اجری ویا وام جعله وبازسازی حجره ها ومغازهای بازا رزنجان است ومتعلق به بانکهای 100 سال اخیر بانک رهنی وبانک ملی وبانک گردشگری می باشد وباید که درامدش و در دیوان استیفائ جدید ووزارت اقتصاد ثبت شود ویا در دیوان محاسبات وبارزسی کل کشور وصرف تجارت کل مردم ایران وصرف بشود !ویا صرف تجارت واشتغال دوباره سکنه شهر زنجان وجوانان بیکرش بشود ودر حالی که با فقه من دراوردی قاجارها ویا با عقاید ضد قرانی اداره اوقاف عصر شاهان فاسد قاجار وصرفا صرف ساخت خانه های اعیانی قاجارها می گردید ویا برای مصارف مشروبخواری شاهزاده های قاجاری وصرف می شد ویا صرف حرمسراهای قاجاری می گشت ویا صرف عیاشی آنان می گردید که ننگین ترین "خانهای مدیر شهر های" ایرانی بودند ودر طول تاریخ ایران وهیچ وقت "خانهای سلجوقی ترک" وچنین نبودند ویا "خانهای خوارزمشاهی" ویا "خانهای مغولی وتیموری" وچنین نبودند که اداره کننده شهر ها بودند ولی تربیت صحیح داشتند! وبعلاوه فقه شافعی ویا حنفی سابق نیزمانع می شد که وحاکمان شهری مزبور را کنترل مالی صحیح می کرد ویا بعد از گرفتن حکم "محتسب شهری" وحکم" شحنه شهری ویا "حکم اداره عقود تجارت وصنف شهری" و"سیستم تجارت بازارها ی ایران "را خراب نمی کردند ویا بعد از گرفتن اقطاع زراعی واداره املاک روستا های ایران را و"زراعت روستا ومزارعه اسلامی "انرا خراب نمی نمودند! ویا "اداره عقود مزارعه ومساقات وابیاری " ومالکیت روستاها ومرغداری ودامداری انرا ودر عهد سلجوقیان وتیموریان وخراب نمی کردند! ویا بعد از گرفتن حکم موقوفه و با"فقه من در آوردی شاهان قاجار و"عقود وقف" را هم وخراب نمی کردند ویا نظیر اخوندهای حکم گرفته از فتعلیشاه قاجار واملاک وقفی 9 قبیله کرد وبلوچ ولر وترکمن وترک وعرب ایران ودر 31 استان بدبخت ایران را وبه نفع قوم قاجاری وخراب نمی کردند که آن قوم فاسد قاجار خراب کرد ویا همان قوم قاجار وبرخلاف ایه لایجرمنکم شنئان قوم ان لاتعدلوا قران وقوم قاجار در استانهای مختلف ایران وهیچ نفعی از موقوفات گذشتگان وبرای قوم بلوچهای بدبخت بلوچستان وکردستان نگذاشته بودند ولذا ضرب المثل "قجری" ودرشهرهای بلوچستان وبه معنی فاسد ترین انسان روی زمین می باشد ولذا شاهان سلجوقی ویا تیموری واین همه ظلم بهان اقام بدبخت ایرانی نکرده بودند ویا همه موقوفات بلوچستان هم به جیب شخصی "قوم قاجار" می رفت ویا توسط شیخ الاسلام شهر هایشان وسلب حقوق از انها می شدند که از فتحعلی شاه قاجار وحکم شیخ الاسلامی استان مزبور راو گرفته بودند ویا اینقدر به نفع خاندان قاجاریه ومتون قران را وخراب نمی کردند ! ویا دستورات خداوندی را ودر قران خراب نمی کردند ! وبلکه معنی ومفهوم حوزه علمیه دینی وفقه اسلامی آسیایی امپراطوری سلجوقی ویا امپراطوری تیموری راودر خاک اسیا وبخوبی می دانستندوعدالت را به نفع" قومهای آسیایی وشهرهای آنان "ورعایت می کردند ویا نظیر امام جمعه شهر های دوران قاجاریه وفتوای قتل مردم شهرهای زنجان ویا نیریز وبارفروش وبشروئیه را ونمی دادند که قیام سیاسی نداشتند وتنها از تجاوز حکام قاجاریشهر هایشان وبه زنانشان وناراحت بودند؟ ویا فتوای غصب اموال آن طبقه بدبخت را و صادر نمی کردند ؟ وبعلاوه هیچ روحانی 14 قرن گذشته هم واین همه ایات قران ویا احادیث امامان را وزیر پا ننهاده بودند! ومتاسفانه فقه انگلیسی که اساس" مشروعیت دولت وقوم قاجار"بود واین بار اساس هژمونی قوم قاجار بر 9 قومیت بزر گ ایرانی پایه گذاری کرد ویکی از انان هم و نابودی ایل بدبخت ترک افشاروهویتشان وبدست قوم قاجار بود وبعلاوه اجحافاتی که به ایلات کردستان ویا ایلات لرستانها وایلات عرب خوزستان وبوشهر وایلات ترکمن ووبلوچستان هم کردند ویا از قوم قجار وبدترین ظلمها را ودر شهر هایشان دیدند وبه "دموکراس قدیمی آسیا" هم معتقد نبودند ویا با فقه من دراوردی حوزه های دینی خودشان هم معتقد نبودند ولذا در فقه سابق اسلام آسیایی و"مفهوم دموکراسی دینی "وهمه اقوام اسیایی" ورعایت می شد ویا یک "قوم حاکم آسیایی " ورعایت اموال وناموس وفرهنگ قوم دیگر را می کرد ویا در "اداره شهرهایشان "ورعایت می نمو دند ولذا در "مملکت داری اسیایی "خود بر بقیه اقوام اسیایی وایرانی زور نمی گفتند ولی اروپایی ها ویا سرمایه داری انگلیسی واین قوم وحشی نوکیسه را وبا دین سازی انگلیسی خود وچنان بجان مال وناموس ویا ملک "بقیه اقوام آسیایی" انداخته بود که بی تمدنترین قوم سیاسی ودرمیان آسیا باشند وتا "مفهوم سرمایه داری اسلامی را ودرآسیا به لجن بکشند و"مشروعیت فکری آنان"هم تنها ودر فقه اروپائیانی مثل "حامد الگار "وجود دارد که کتاب رابطه " دین ودولت در ایران " رانوشته است ویادر کتاب خانم "لمبتون انگلیسی وجود دارد که کتاب "نظریه دین ودولت عهد صفوی" را نوشته است ویا در افکار "بارتولد روسی" وجود دارد که کتاب "خلیفه وسلطان درمیان اقوام اسیایی "را نوشته است ویا در اثار وافکار "رپچارد کاتم "وغیره دیده می شود که به نفع مشروعیت قاجاریه نوشته اند وبرخلاف سواد اروپایی ها و"فقه شافعی خواجه نظام الملک "وچنین نبود که در متون قران وجود داشته باشد! ویا چنین مشروعتیی را وبرای حاکمان شهری سلجوقی و در نظر گرفته باشد ؟ ویا برای قاضیان شهری ویا برای محتسبان شهری ویا به نفع شیخ السلام های شهری ودردر فقه شافعی مدارس نظامیه ودر نظر نگرفته بود ! ویا به نفع فتوادهندگان شهری ویا به نفع کدخداهای اداره کننده دهات دوران سلجوقی واداره تیولات واقطاعات ومزارعه ها ودر نظر نگرفته بود ؟ وفقط "اختراع حوزه علمیه اصفهان دوره فتح علیشاهمی باشد که تفسیر قران را وبا اموزش یهودیهای کمپانی هند شرقی اصفهان وبه خورد مردم جاهل ایران می دادند که "قران را وابزاری "کرده باشند ویا تنها به نفع فرستاد گان کمپانی هند شرقی بود که درمیان بازاریان شبه مسلمان وثروت طلب اصفهان وزیاد بودندویا مرتبا به دربار فتحعلشاه ورفت وامد میکردند ویا تحریف دین می نمودند وهمگی بوجود امده است ولذا "فقه مشروعیت دهی" به "دولت فتح علیشاهی "وچنین آبشخوری داشت که امروزه نظام سرمایه داری را ودر خاک اسیا وبه خطر انداخته است ویا در میان مردم فقر وبدبخت وظلم دیده ایران ورواج غیر عادلانه داده می شد ویا خانم لمبتون انگلیسی ویا دیگر تئوری پردازان آن کشور هم واساس مشروعت مذهبی حکام ومدیران ادارات زیر نظر صفویه راهم و در کتاب خودش ّوبنام " نظریه دینی دولت در ایران " وهمینطور تفسیرمذهبی می کنند وتا غصب های وقفی شاه عباس را وبنفع کمپانی هند شرقی را و"توجیه انگلیسی ودینی "بکنند ویا چنین استنباط های فقهی راوتنها از قران دارند وفقط خانم لمبتون نیست وبلکه علمای جبل عامل لبنان هم چنین است که وارد تدریس 50مدرسه دینی اصفهان شدند ویا چنین مشروعیتی را وبه شاهان صفوی وقاجاریه دادند ودر حالیکه هیچ کدام از روحانیون مذهبی 14 قرن گذشته وچنین تفسیر قرانی واز "وقفیات عصر صفوی وقاجاریه "نداشتند ویا کتاب "بارتولد روسی" هم چنین است که "رابطه بین دین ودولت عصر سلجوقیان "را وغلط تفسیر می کند وتا تفسیرش به نفع شرکتهای اروپایی در ایران وبضرر خواجه نظام الک طوسی واز دین می باشد ویا از ساخت بازار های سلجوقی وموقوفات سلجوقی او وتفسیر غلط دارد وتا تسبیل فواید عامه نکند ؟ ودر حالیکه کاروانهای تجاری عصر سلجوقی وچنین تفسیرقرانی غلط نمیشدند وتا مردم ایران واز تجارت وداد ستد اسلامی و ضربه نبینند ؟وبرعکس بارتولد وکتاب " نظریه خلیفه وسلطان " را برعکس نظام الملک نوشته است که باز تفسیر غلط واز رابطه بین "دین ودولت وکارگزاران دولتی "می کند ولذا دیدگاه غلط واز آیات تجاری قران دارد ویا از آیات وقفی ومعلاملات قرانی دارد ویا از ایات استیجاری قران وبه نفع اروپائیان دارد ! ودر حالیکه جامعه شناسی فقه سیاسی خواجه نظام الملک ودر فهم رابطه بین "دین داران ودولت داران" وفرق با آنها دارد ویا رابطه بین دین ودولت وبا جامعه شناسی سیاسی اروپائیها وفرق دارد ویا در فهم" رابطه دین و دولت" وفرق دارد ویا درفهم " تاریخ مالکیت وشیوه اداره شهر های آسیایی وبا شهر های اروپایی فرق دارد واز دو منظر "متفاوت می باشد ؟ ویا برداشت های سیاسی خواجه نظام الملک واز قران ودر کنترل خانهای ترک سلجوقی و 190 سال وزمین داری ویا از زراعت آسیاییها را وبا پولشوئیهامورد نظر "فقه اصفهان " متفاوت نمود وهیچ کدام از خانهای شهری دوران مغول ویا تیموری هم ونظیر مدیریت خانهای قاجاری نبودند ویا مدیریت دینی شهر های ایرانی هم ودر دوره سلجوقی ونظیر مفهوم اداره دینی شهر ها ی دوره قاجاری نبود که حقوق 31قومی استان ترک ویا کرد وبلوچ و به نفع "طبقه اشراف قاجار" وتفسیر مذهبی ظالمانه بشود ؟ واگر خواجه نظام الملک طوسی که صدر اعظم عصر سلجوقی بود ویا "فقه شناس شناس سیاسی بود" واگرترکان را کنترل دینی نمیکرد و"اقوام ویا خانهای جنگجوی ترک سلجوقی دولت وی ودرست عمل نمی کردند که در مراتع بیابانی ماورائ النهرپرورش یافته بودند وهیچ چیزی از مفهوم "محتسب شهری "نمی دانستند ویا هیچ چیزی از "مفهوم مدیریت ارزاق شهری "نمی دانستند ویا از "کدخدایی دهات " ویا از "زراعت عادلانه اش" نمی دانستند ویا از "اداره اقطاع های وقفی" نمی دانستند که امروزه اصل 44 خصوصی نامیده می شود وآنها هم نمی دانستند! ویا هیچ چیزی از معماری بازار و"ساخت وقفی کاروانسراها" نمی دانستند ویااز ساخت بازار وبرای " فواید عمومی رهگذران تجاری "نمی دانستند وافرادی که از شهر های دیگر وبه بازار شهر غریبه می آمدند واحتیاج عمیق به امنیت مکان داشتند ویا احتیاج به امنیت غذا ویا خریدودر شهر غریبه ها داشتند که در تئوری ساخت بازارهای سلجوقی نظام ال لملک ولحاظ شده بود ویا پاسخ فقهی شافعی داشت واگر محمدبن ادریس شافعی که بنیانگذارفقه شافعی است ویا متولد شهر غزه ویا تولد ش در سال 015 هجری است وفقط استنباط ساده فقه اسلام را وریل گذاری فکری کرده بود وبعدا به حوزه الازهر مصررفت وعلمایش قرنها واعتنایی به فقه شافعی نداشتند وفقط فقه مورد نظر خلفای عرب اسماعیلی ویا فقه دولتی مما لیک مصر راقبول داشتند ویا در درمیان اقوام عرب بیگانه با قران مصر وشام رواج می داندند ولی نظام الملک طوسی که یک ایر انی مسلمان وباسواد اسیایی بود واز "فقه شافعی" ویک نوع "فقه سیاسی آسیایی " ساخت ویا به نفع اقوام اسیایی ساخت ونظیر فقهای عرب حوزه الازهر هم نبود که بنام "فقه اسلام" واقوام مختلف آسیا را وآلت دست خلفای عرب مصر افریقایی بکنند وباآنکه نظام الملک و خودش بنیانگذار فقه شافعی نبود ولی درمقام صدر اعظمی سکنه امپراطوری اسیا ودستور داده بود که اگر "فقه شافعی"و در الازهر مصر وپیاده نمی شود وحداقل همان شافعی وباید که "فقه رسمی امپرطوری ترکان آسیا "بشود ویا در 16 مدرسه نظامیه وتربیت درسی یافته ویا برای تربیت حاکمان شهری وقاضیان ومحتسبان وممیزان مالیاتی شهر وبعنوان سیستم حقوقی بشود وتا حکام وبه مردم فاقد قدرت وستم نکنند ویا هر کس که می خواست حکم سیاسی ویا اداری بگیرد وبایدکه اول "فقه شافعی" را بیاموزد وسپس در مالیات گیری اوز رعیت بدبخت آسیایی وظلم به همان طبقه بدبخت دهقان نکند !ویا توسط حاکم مسلح وقدرتمند سلجوقی وظلم به سکنه شهر ها نشودا واین نوع از افکار مذهبی خواجه نظام الملک وکینه عمیقی در دل آخوندهای الازهرمصر انداخته بود که می خواستند به هرقیمتی که شده است وبا فتوای همان اخوندهای الازهرمصر ونظام المللک و کشته بشود وبعلاوه مدرسه نظامیه اش هم در اصفهان وبوسیله افراد نفوذی اصفهان وبه آتش کشیده بشود وامروزه هم میراث فرهنگی اصفهان هم متاثر از فقه علمای عرب مصر است هیچ نوع ارزشی به مقبره آن مسلمان واقعی ویا به مدرسه نظامیه وی قایل نیست !و وتنها میراث فرهنگی شاهان فاسد اصفهان ومدارس ساخته شاهن صفوی را پاس می دارد که همه ایران رابه بیگانگان فروخته بودند و لذا اصفهان بیخود توسط نادرشاه ترک ویا توسط سکنه افشاری زنجان آزادسازی از افاغنه گردید که همه آنها می توانستند همه آثارصفوی وحتی اداره میراث فرهنگی اصفهان هم ودر عرض چند سال حکومت خود در اصفهان به ویرانه ای ومثل شهر کابل تبدیل بسازند و با اقدام نادرشاه برعکس شد واین بار با با فتوای همان حوزه دینی اصفهان که به امیر کبیر داده بودند وهمه اثار سلجوقیان ترک ودرزنجان خراب شدند ویا سکنه افشاری ان هم وکشته شدند که روزی اصفهان را از چنگ افاغنه نجات داده بودند ولذا تفکرات پیشرفته نظام الملک واز فقه قرانی و"قوم بدوی" ترکان سلجوقی را به "مرحله ترکان متمدن "اواخر عصر سلجوقی رساند ه بود وبرعکس "فقه من دراوری "قاجاریه واز آیه های قرانی ودر حوزه های علمیه اصفان ویابا تفسیر دینی اشان واز حقوق همه اقوام ایرانی وحقوق همه اقوام ایرانی را وبه نفع "هژمونی قوم قاجاریه "واز بین برد !ودرحالیکه فقه ترویجی نظام الملک ودرمدرسه نظامه اصفهان واصفهان ویا فقه 16 حوزه علمیه شافعی عصر سلجوقی وبرعکس فقه ترویجی مدرسه شیخ لطفالله اصفهان بود که ایران فروشی را به مردم شهر ها یاد داده بود ویا "فقه مدرسه چهارباغ اصفهان" ویا با فقه مدرسه جده بزرگ وجده گوچک ومدرسه کلباسی اصفهان فرق داشت که فقط "فقه کفر وشرک را ودراین شهرایرانی رواج می دادند وحاصلش قتل عام سکنه زنجان وبدست ناصر اللدین شاه وبا فتوای مدرسه کلباسی اصفهان بود و بعلاوه فقه همان مدارس اصفهان هم وبرخلاف تعلیمات خواجه نصیر الدین طوسی فقه شناس بود که توانست قوم بدوی وصحرا گرد تاتار ها ومغولها ویا تیموری را ودرست تربیت اداری بکند یا با فقه قرانی صحیح خوش و"تربیت حکومتی" صحیح کرد واز "مرحله توحش قومی سالهای 617"هجری وبه مرحله قوم تیموری متمدن آسیایی ودر سال 912 هجری ر ساند ! که پیشرفته ترین بازار ها ر ا ودر مدیریت تجاری شهر ها بوجود آوردند ویا پیشرفته کتابخانه ها ونظیر کتابخانه گوهر شاد مشهد ویا کتابخانه هرات را وساختند ویا پیشرفته ترین مسجد هاونظیر مسجد امیر چخماق ویا مسجد سمنان ویا مسجد جامع خواف و وهرات وغیره را ساختند ولی فتوای شیخ الاسلامهای قاجاری تربیت شده در حوزه دینی اصفهان هم و تنها همتشان وویران کردن مسجد جمعه زنجان بود وهمانکاری که اعراب ساکن اصفهان ودر اتش زدن کتابخانه ویا نظامیه ویا مسجد جمعه اصفهان بعد از مرگ ملکشاه سلجوقی انجام دادند وبخشهای مختلف ان مسجد جمعه وبه اتش کشیده شد ودر عصر دیگر هم با فتوای اعراب عراقی نزاد مدرسه کالباسی اصفهان وبا توپهای انگلیسی وهمان مسجد جمعه زنجان خراب شد ویا دهها مسجددر نیریز وترشیز وبشرویه وبافقه مدریه کلباسی اصفهان خراب شدند ویا درشهر نیریز 2000 نفرقتل عام شده ویا در شهر بارفروش وهم 2000 نفر قتل عام شدند ویا در دهها شهر ایرانی وموقوفات مسجد ها وبنام قاجاریه وغصب گردید و چنین اعمال ننگینی را ودر عهد تیموری وخوانین تیموری وبا فقه حنفی درست شهر هرات انجام نداده بودند ویا خانهای تیموری وانجام نمی دادند که در گفتکوی "تقریب مذاهب اسلامی" وجوابی برای دیگران داشته باشند ویا خانهای تاتار هم وبا فقه حنفی مذهب اسیایی خود و این کار ها را وسر اقوام دیگر ایرانی نمی آوردند که فقهااصفهان واختراع کرده بود وتا دهات قوم بدبخت افشار زنجان و در هیدج وخرمدره وقیداروماهنشان وصرفا به نفع میرزا حسین خان سپه سالارر دولو قاجار قزوینی وغصب بشودکه صدر اعظم ناصر الدین شاه مسلمان بودوتنها این نوع از غصب ها وصرفا در آموزشهای مدرسه دینی کلباسی اصفهان وغیره وجزو متون قرانی شده بود ویا قرار داد ننگین رویتر با انگلیسی را هم واوبست ! ویا غصب دهات دیگر اقوام افشارورمه دار ویا بدبخت ماهنشان ویا ایجرود هم چنین است وتوسط علی اصغر خان امین السلطان قاجاریه وغصب شد ودر عوض برای توجیه دینی خود ومدرسه ویا مسجد اتابکی ودر برخی از مرکز مذهبی می ساخت ویا انواع مصادره ها که با فتوا گرفتن از آخوندها وشیخ الاسلامهای تربیت شده در اجتهادفقهی اصفهان می باشد که در اداره اوقاف ویادر ثبت اسنادومیراث فرهنگی دوره قاجاری خودشان ویا در غصب دهات قوم بدبخت دویران افشار ماهنشان زنحان انجام دادند وبنام خانهای قاجاری و سند زده شد وآری "طایفه اوشر" ویا "اوشار"زنجان ویا"طایفه او چار " که بمعنی قوم چابک وجلد وپرنده وش بود که وقبلا بنام قوم ترک سلجوقی ودر دوره سلجوقیان به زنجان وآذر بایجان امدند بعدا به بخشی از ان ترک ها و"قوم اوشار" ویا "افشار ترک" می گفتند " ودر شهر ها ودهات اطراف منطقه زندیگان مستقر شدند ویا در طول 190 ساله حکومت سلجوقیان وخوارزمشاهی ترک وویا در عصر چهار خاندان بزرگ قفشود وخاندان آیدوغموش (در ترکی به معنی زاده شده ماه است ) ویا در عصر خاندان اوغلمش وخاندان منگلی ودر زنجان بودند ویا در "کهندژ زنجان هم وحکمرانی "می کردند ولشگر گاه نیز ودر زنجان داشتند وهمان افراد هم وبا کمک خواجه نظام الملک سلجوقی وپایه باز ارسنتی شرق زنجان را ریخته بودند ویا پایه مسجد جامع وقیصریه سلجوقی ودارالحکومه زنجان را گذاشته بودند که محل حکمرانی آنان هم بود وبقایای همان کهندژ سابق ساسانی بود که تعمیرات اساسی کرده بودند ویا بیابا ن پشت کهندژمزبور را هم که زمین خاکی بودوبازار سنتی کردند ویا با اندیشه مذهبی خیر خواهانه نظام الملک وبه "بازار مسقف وامن تبدیل کردند ویا "برای خرید وفروشهای شهری ودرست کردند که کاروانیان ودر گذر از زنجان وآسوده باشند ویا اقلا درزیر یک سقف وبا درب بسته کاروانسرا وبخوابند! ویا اموالشان شبانه هم وتوسط ذزدان وغارت نشود! ویا از آب انبارهمان کاروانسرای شهری وآبی بنوشند! ویا به حمام کاروانسر ا رفته واین بار خستگی راه دور ودراز را واز تن بیرون بیاورند ویا قاطرانشان نیز ودر اططبل های محوطه حیاط دیگر همان کاروانسرا وامن باشد ویادر مسجد جنب کاروانسرا هم ونماز بخوانند ویا پنیر ولبنیات خود را هم ودرسردابه های کاروانسرا بگذارند !که در دوره ساسانیان وچنین سیتمی از تجارت شهری وجود نداشت ویا بازار شهری در سرتاسر شهرهای ایران وزنجان وجود نداشت وتنها از اندیشه خیر خوهانه نظام الملک مرحوم در زنجان وشهرهای دیگر ایرانی نشات می گرفت ویا در ساخت بازارهای مسقف زنجان و اصفهان و وشیروان وقونیه وتبریز وگلپایگان وساوه و بروجرد وکاشان وسمنان ودامغان ونیشابور ومرو وبلخ نشات می گرفت ومثل نماینگان مجلس کنونی هم فکر نمی کرد که کاروانسرهای زنجان وصرفا برای "همشهریهای طوسی "خودش بسازد که درمعبر مهم گذر گاهی تجارت نبود ولی نام نیک والباقیات وصالحات وی وتوسط تاجران فاسد قاجاری در زنجان پائین کشیده شد ویا توسط حاکمان فاسد قاجاری واز بین رفت ویا ازتابلو بازار سنتی زنجان برداشته شد وبا این عنوان که وی "شافعی مذهب "می باشد ونباید اسمش وبر روی یک بازارایرانی باشد ولذا نام قاجاری خود را وبردرب کاروانسراهای غصب شده از ایل ترک افشار زنجان ونصب کردند ودر حالیکه اگر اقدامات خیرخواهانه این صدر اعظم مسلمان نبود وتا هزار سال دیگر هم وبازارزنجان در پشت کهندژ ساسانی زنجان وشکل نمی گرفت ویا در شهر های دیگرایرانی ومثل اصفهان شکل نمی گرفت وزیرا همه روستائیان اطراف زنجان ودر چهار قرن اول هجری وتماما هفتگی مرغ وخروس ویا پنیر وکشک خودرا وسوار حیوانات بارکش خود کرده وبه محوطه خاکی پشت کهندژ ساسانی زنجان می آوردند ویا در جلوی افتاب وبساط بازاری خود راو در خل وخاشاک میچیدند ویا در محوطه خاکی بدون مسقف وبهداشتی وبدون معماری وبدون چهار سو دار می فروختند وشبانه هم از زنجان خارج شده وبه دهات خود می رفتند ولذا حرفه های مسگری ویا اهنگری هم وبدون پایه ریزی میدان اهنگران سلجوقی زنجان ورشد نمی یافت وآری این نوع از خدمات مذهبی نظام الملک طوسی وبه ترکان سلجوقی زنجان وفرهنگ آنان راو بالا برد ویا از تعدی در حاکمیت شهری هم وهمانها را ومصون نگهداشت وبجای زورگویی در شهر ها وتنها به مدیران مسئول ومنضبط شهری تبدل شدند ولذا مجموعه عمران ویا آبادی خوب شهری زنجان ودر گذاشته ومعلول این وزیر خیر اندیش است که کلاویخو واز دیدن آثار خیر آنان ودر ساخت مسجد وکاروانسرای زنجان وتعجب کرده بود ولی حاصل خیرخوهی حوزهای فقه اصفهان ویا مدرسه قاجاریه مروی تهران چه بود ؟ وفقط ساخت فقه انگلیسی ودر مدارس مزبوربود که مردم زنجان کشته شوند ویا فقط غصب موقوفات مسجدهای زنجان وفروختن آن به نفع مشروبخواری خوانین قاجاربود ویا کشتن 23 هزار مردم بیگناه زنجان بود ونیز آنرا از زرنگی خود و"فقه تشیع قاجاریه" می نامیدند ودر حالیکه درفقه امامان شیعه هم وغصب غصب است وغصب موقوفات ویا اکل اموال مردم ونیز وبراساس ایات قران حرام است ونیز استنباط احکام دینی هم واز متون قران وفرق فقه شیعه ویا فقه سنی ندارد !ولی چونکه در عصر نظام المللک واغلب مردم آسیا واهل تسنن بود ند ولذا رواج فقه شافعی وتوسط وی ودر مدارس نظامیه اش دفاعی از خلیفه عباسی ویا خلیفه اموی ویا خلیفه مصر ویا خلیفه عثمانی نبود وحتی دفاع از ملکشاه سلجوقی هم نبود که به مقام "مقام خلافت " وخلیفه ایرانی" تبدیل بشود که در سایه این لقب مذهبی وفقط به مردم آسیا وزور بگوید وهدف نظام الملک از رشد دادن فقه شافعی ودر مدارس نظامیه خود وصرفا کاربست احکام قرانی بود ویا در اداره مزرعه وتیول و توسط حکام سلجوقی بود ویا در مصرف درست وصحیح بیت المال بود ویا در کاربست فقه دینی ودر 12 دیوان اداری دوره سلجوقیان بود ویا با فهم درست فقه شافعی و کارگزاران مالیاتی شهر ها ودرست عمل بکنند واجحاف به مردم نکنند وولی در فقه شاهان صفی وقاجاری وبرعکس ان بودو مصرف اموال وزارتخانه ها ومصارف دیوانی عصر صفوی وقاجاری وصرفا با نفسانیات شاهان فاسد صفوی وقاجاری وبا فساد کارمندان اداری اش انجام می گرفت وبه امامان شیعه هم اعتقاد نداشتند وبلکه خودشان را و"امام زمان" ودر عصر غیبت کبری می دانستند وفقه حوزه های اصفهان هم واز شاهان صفوی وقاجاری نیز یک امام زمان حاضرساخته بود ویا برتخت نشسته عالی قاپوی اصفهان ساخته بود وبهمین دلیل است که در" تقریب مذاهب اسلامی "وهنوزاجراء شدن ویا اجرائ نشدن ایات قران مطرح نیست ویا توسط یک حکومت وکارمندانش بحث نمی شود؟ویا عدم اجرایی شدن ان متون قرانی وبحث کلامی نمی شود؟ وصرفا دعواهای حاشیه ایودر تقریب مذاهب وجود دارد ولی نظام الملک معتقد بود اگر ملکشاه سلجوقی وحاکمان شهری اش و فقه شافعی مدارس نظامیه را واجرایی نکنند وتنها "فقه مذهبی شمن پرستی خود را ودر شهرهای ایرانی وکشورهای دیگر وبکار خواهند انداخت !ولذا همان کار غلط کار وغیر شرعی که "کلینی" انجام داد ودر مشروعیت بخشی به "نفسانیات شخصی شاهان ال بویه" وبه ضرر مردم ومالیت کیری البویه بکار انداخت ویا بنام "تفویض نیابت عامه وبه "شاه عضدلدوله ال بویه" که انجام داد ورفتار غیر شرعی حکام ال بویه وبا مردم رامشوعیت داده ویا تفسیر ضدقرانی درکتاب شرح کافی خود وار حکومت ال بویه نمود ولی نظام الملک که در فهم قران وپیاده کردن آن در مملکت داری خبره بود وبا این نوع از تفسیر های شخصی قرانمخالف بود ویا در استنباط فقهی رفتار کارگزاران دولتی مخالف بود ونمی خواست که در ایام صدارت سی ساله خودش در دولت سلجوقیان واز الب ارسلان ویا ملکشاه ویا حکام شهرهایش ویک "امام زمان " ویا نایب وی برتخت سلطنت بسازد ویا قداست به اعمال اداری انان ببخشد که که "مهمترین رکن نهاد سازی سیاسی " اقوام اسیایی ا" بود که فساد به "سیستم دولت" وراه نیابد ونهایتا واقوام اسیایی را وخشمگین بکند ویا فساد به "ارکان دولت اسیایی " راه ببابد وکاری که آخوندهای جبل عامل ودر امام زمان ساختن شاه عباس صفوی کردند ویا در روش معکوس سازی دین انجام دادند وبرمردم بد بخت ایران هم تحمیل کرده وبا فریبکاری مذهبی خود شان وتحمیل کرد ند که عوامل کمپانی هند شرقی ودرایران پا بگیرد !وبهمین دلیل است که همه ایات قران را به نفع نفسانیات شاهان صفوی وکنار نهادند وولی مرحوم نظام الملک وچنین نکرد ویا در تفسیر قرانی خود و"دین "را ونظیر علمای جبل عامل لبنان و"الت دست" خود قرار ندادویا نظیر فقهای حوزه الازهر مصر وقران را وزیر پا نگذاشته بود و آری زنجان ودر سایه تفکرات مذهبی واقعی نظام الملک وصاحب یک مجموعه بازار مفید شد ویا صاحب مسجد جامع وحوزه فقه صحیح شده بود ولی ترکان سلجوقی زنجان ولی در برابر تهاجم مغولان وترکان سلجوقی واز زنجان خارج شده وچند قرن ودر مناطق دیگرایران می زیستند که اصطکاک با مغولان نداشته باشندونیز در دوران صفوی هم همان ترکان افشاری شیعه شده وابتدا به شاهان صفوی کمک کردند که ارتش آق قوینلو را وازبین ببرد وباورشان شده بود که شاهان صفوی ودنبال پیاده کردن دین امامان شیعه در ایران هستند ولذا قبایل افشار شافعی قبلی هم ودر دوره صفویه واین بار همگی شیعه شدند ولی بعدا ملاحظه کردند که شاهان صفوی ودنبال پیاده کردن فقه شیعی در ایران نیستند! وبلکه اهداف دیگر کمپانی خارجی ودرایران را جستجو می کنند ولذا از دوران شاه تهماسب وراه خود را واز شاهان صفوی وفقه حوزه های اصفهان وخانواده کروکی جدا کردند ودراویش کشکول بدست صفویه م اصفهان هم وبدون اقدامات نظامی قبایل ترک و نمی توانست که به قدرت بنشینند ووالا اصفهان با کشکول شاهان صفی ویا با یاهو گفتن انها وبه دست شاهان صفوی نمی افتاد وبعدا شاهان صفوی وبا تعالیم اروپاییها وخانهای مسلمان 7 قبیله سابق ترک را وکنار گذاشته وتا "مالکیت وتجارت " ونظم بازار های ایرانی وبدست مسیحیان وگرجی ها بیفتد که خارج از فقه شافعی عصر سلجوقی"عمل بکنند ویا خارج از "فقه نئوحنفی عصر تیموریان"وعمل بکنند وتا تجارت ایرانیان وبه "نفع تجارت اروپائیها" وبهم ریخته بشود ! ویا با "فقه درویشی وارمنی اختراعی " صفویه وبهم ریخته بشود ! ویا با انواع تزویرهای دینی ومثلا پیاده روی شاه عرباس به مشهد از دروازه اصفهان شروع بشود ویا جهل افرینی مذهبی بازاریان زرنگ اصفهان که مذهبی دو اتشه شده بودند ولی زد وبند با کمپانی هند شرقی داشتند و نهایتا باعث شکست دولت صفویه گردید ویا باعث ورود افاغنه وعثمانیها وروسها وازبکها واعراب از جنوب به ایران شدولذا سقوط اصفهان حتمی شد وبعلاوه "اختیارات حاکمان شهر ها "را وبه ضرر "طبقات زیر دست شهری "عوض نمودند ویا "قدرت خان" ویا "میزان حق مالکیت خان " را به "ضرر مردم شهر ها "وعوض نمو دند ویا "نقش کاروانسراها "و" تاجر ها ی شهری و"تجارت بین قبایل "را وبه نفع اروپایی ها وعوض کردند که در "فقه قرانی قدیم " نبود ولی در" فقه تکیه ای صفویه ویا "حاجی بازاریهای اصفهان وبعنوان فقه ناب شیعی ورواج داده می شد ونهایتا دولت صفویه فروپاشید واصفهان بدست افاغنه افتاد واین امر در حالی بود که سلطنت نادرشاه ومورد استقبال علمای اصفهان نبود که در دشت مغان به وی جواب منفی دادند ویا حاضر شدند که خاندان زندیه وقاجاریه وسر کار بیاید که ننگین ترین "خانهای مدیر شهر های" ایرانی بودند ویا در طول تاریخ ایران وهیچ وقت "خانهای سلجوقی ترک" وچنین نبودند ویا "خانهای خوارزمشاهی" ویا "خانهای مغولی وتیموری" هم وچنین نبودند که اداره کننده شهر ها بودند ولی تربیت صحیح نداشتند وبعلاوه فقه شافعی ویا فقه حنفی سابق وهمان حاکمان شهری را وکنترل مالی صحیح می کرد ویا بعد از گرفتن حکم محتسب ویا شحنه شهری واداره عقود تجارت ویا تجارت بازارها خراب نمی شد ولذا دیدگاه غلط حوزه اصفهان واز ایات تجاری قران آوهمه یات وقفی ویا معلاملاتی قرانرا زیر پا نهاد ویا ایات استیجاری قران ودر زمین داری دهات را زیر پا گذاشت وتنها در فقه مدارس دینی اصفهان ترویج می شد که جوابی به انها وبه هیچ قوم ایرانی ندارند ؟ ویا معلوم نمی کنند که این نوع از فقه اختراعی مساجد اصفهان ودر کدام سوره قران وجود دارد که در مساجد اصفهان ورواج فرهنگی داده می شد ودر حالیکه جامعه شناسی فقه سیاسی خواجه نظام الملک ودر فهم رابطه بین "دین داران ودولت داران" فرق دارد ویا رابطه بین دین ودولت وبا جامعه شناسی سیاسی اروپائیها وفقه اصفهان فرق دارد ولذا دیدگاه غلط واز ایات تجاری قران وامروزه باعث بدبختی مردم ایران شده است که گران ترین کشور جهان شده است ویا انواع فساد مالی درادارات انجام می شود ومتاسفانه بانکداری غربی هم می خواهد وبا فقه مردم اصفهان وسرنوشت اقتصادی انواع اقوام ایرانی را وخراب بکند! ولی با فقه خواجه نظام الملک تفاوت دارد که مقبره اش در اصفهان وهنوز مورد اعتناء کسی نیست ویا کسی نمی پرسد که چرا نظام الملل مسجد سلجوقی ویا بازار سلجوقی اصفهان را ساخت ؟ ونیشابور ومرورا وچرا ساخت؟ویا چرا سی سال واز عمر صدارت خودرا ودر عهد الب ارسلان وملکشاه سلجوقی وتلف کرد وتا کاروانیان ودر شهرها ی ایرانی ومکانی برای اقامت امن داشته باشند؟ وبرعکس همه به صد راعظمی امیر کبیر می نازند که هرچه نظام الملک آباد کرده بود وصد اعظم امیر کبیروخراب کرد ویا با فتوای شیخ الاسلامهای اصفهان وخراب کردودر حالیکه صدراعظمی امیر کبیر ونظام الملک وقابل قیاس با همدیگر نیستند وامیر کبیر وبرای به قدرت رساندن ناصر الدین شاه وبعداز مرگ سروان لیندسی انگلیسی ویا وسروان کریستی وسرگرد کمبل انگلیسی بود که پدرش محمد شاهقاجار را وبا توپخانه انگلیسی ودر برابر مخالفانش وبه قدرت شاهی رساند ه بودند و امیر کبیر هم قبل از صدر اعظم شدن ودر تبانی با انگلستان وقبلا امیر نظام شده بود ویا ریاست توپخانه آنان ودر تبریز را و بعنوان امیر نظام ویا سرلشکرو بدست آورده بود که با قدرت اتش توپخانه ان انگلیسی ها وناصر الدین شاه قاجار راو طبق بند 8 قرار دادترکمن چای وبقدرت برساند ویا در برابررقیبان ایرانی اش وبه قدرت بکند وتا با کمک توپخانه انگلیسی وشاه جوان قاجار را وبراساس بندهای 8 قرار دادترکمنچای وازتبریز به تهران بیاورد ویا بعنوان خلیفه ایرانی ودردارالخلا فه تهران وبه قدرت برساند ویا باهمان توپخانه انگلیسی ومخالفان سلطنت وی را وسرکوب بکند ودر حالیکه صدراعظمی نظام ا لملک وچنین نبود ویک نوع "دمکراسی مردمی واقعی واز نخست وزیر شدن در آسیا بود وبعلاوه ملکشاه سلجوقی ویا الب ارسلان هم وبا قدرت توپخانه خارجی ها ودر اصفهان به قدرت نرسیده بودند وبلکه انها هم ودنبال پیاده کردن خواسته های اقوام ترک قبایل اسیا بودند ویا در نهاد جدیدالتاسیس دولت سلجوقی وجانانه از اقتدار الب ارسلان وشاه شدنش دفاع مردمی می کردند ! وبعلاوه انتخاب نظام الملک هم وبعنوان صدر اعظم شدن دولت سلجوقیان ویا در اداره 12 دیوان آن دولت و"مدل آسیایی مردمی" داشت وصرفا بخاطر دانش ومعلومات سیاسی اش بود ویا بخاطر لیاقت مردمی نظام الملک بود که دانش سیاسی وسیع ویا دانش مملکت داری واقعی داشت وبعلاوه نظام المللک هم ونظیر میرزاتقی خان امیر کبیر وخودش را "خان"نمی دید ویا نظیر امیر کبیر وخودش را "خان" خطاب نمی کرد بلکه یک انسان وارسته واز طبقه پایئن اجتماعی بود که بخاطر دانش وسیع اش وبا پشنها دمردم شهر ها وبه الب ارسلان وملکشاه توصیه شده بود وتا صدر اعظم شدن خودش ویک نوع تشکیلات سازی دولت اسیایی بکند دوبعلاوه مثل امیر کبیرهم وبرای پست نخست وزیری خودش نیز واز ناصر الدینشاه وامتیاز اداره دوکاروانسرای بازار تهران را طلب نمی کرد ویا مالکیت چندین دهت تهران را ونطیرمالکیت دهات امیر اباد تهران را طلب نمی کرد که "خان زمیندار" دهات شمال تهران شده باشد ویا خودش را بخاطر ان املاک تهران ومیرزاتقی خان خطاب می کرد ویا دراخذ پست صدر اعظمی خودش هم ونظیر امیر کبیر ودر نزد پدر آشپزش مشهدی قربان وتخصص در پخت آش نداشت ویا در مخلوط کردن نخود ولوبیا ودرآشپزخانه خانه محمد شاه قاجاررا نداشت وبلکه نظام الملک ویک متخصص واقعی مملکت داری بود وتخصص واقعی ودر" فقه ممللکت داری" داشت ویا در دروس شبانه روزی مهارت ورزی داشت ویا در دروس کاروزری اداری داشت ویا در نزد کاتبهای ماهر اداری غزنوی ودر ادارات نیشابوروکارورزی طولانی کرده بود ویا با پشتکار فراوان وتخصص کامل ودر"فقه اداری" مملکت داری داشت وتا نهاد سیاسی صد راعظمی دولت جدید سلجوقیان و درایران را بچرخاند ویا پایه گذاری بکند! ونیز وبا دیکتاتوری فردی وشخصی هم همراه نکند ویا نظیر امیر کبیرو مملکت داری نمی کرده که درابتدای نخست وزیری اش و23 هزار نفر مردم زنجان را بکشد ویا 2000 مردم نیریزویا مردم بارفروش وغیره را بکشد وبا اداراتش را هم تنها با "فقه حقوق اداری "الهام گرفته ازآیات قران اداره می کرد که ان ایات حقوقی قران هم ودر مدارس نظامیه وبحت وگفتگو می شدند ویا جرح وتعدیل می شد ند وسپس بصورت فقه سیاسی دولت سلجوقیان در می آمد وتا شبهه پراکنی نشود وسپس بصورت قانونگذاری ادارات سلجوقی ودر زمینداری واداره تجارت دولت مزبوردر می آمد ولذا صدر اعظمی وی ویا "نهاد سیایی جدید اسیا " را وقوی می کرد ویا در امورعقود معاملات وتجارت وزمینداری اداری ونفسانیات ویا نظرات دیمی وزرایش را وبکار نمی گرفت ولذا "مدل حکومتش " ودر دولتهای بعدی ایران واقتباس فرهنگی گردید وبرعکس صدر اعظمی امیر کبیر بود ویا مدلش برای دولتهای بعدی ایران هم والگوی ناصحیح اداری بود ولذا در گیری وزراء وبا مردم ایران را وبوجود می اورد وبعلاوه امیر کبیر با آویختن عکس ناصر الدین شاه وبرگردنش ودر مقام صدارت اعظمی خودش و وخویشتن تنها نوکر شخصی ناصرالدین شاه می دید ویا نوکر دو سفارت انگلیس وروس می دید که می خواستندوبراساس بند 8 ترکمنچای وناصر الدین شاه را به قدرت برسانند ویا در راه دیکتاتوری وی ودایی حکمرانش ودر زنجان وبنام امیر اصللان خان قاجار وعمل می کرد که حد اقل 23 هزار سکنه بیگناه شهر زنجان را وبکشد وتا ناصر الدین شاه وعواید دهات امیراباد را واز دست این خان قاجاری فراهانی نگیرد !اری فهم آن دو نفر ودر فهم "دمکراسی اقوام آسیایی "وفرق دارد که یک نفر از طبقه پائین وبخاطر وسعت دانش اش وصد اعظم شده بود ؟ویا یک نفر خان دیگر هم واز "طبقه خوانین انگلیسی "وصدراعظم ایرانیان شده بود وبرخی از کارگردان فراماسون هم واز اصلاحات ترقی خواهانه امیرکبیری دم می زنند !ودرحالیکه آیات استیجاری قران ودر فقه امیر کبیر ودر حوزه فقهی مدرسه کلباسی اصفهان وفقط به نفع اروپایی ها بود وبرعکس وجامعه شناسی فقه سیاسی خواجه نظام الملک ودر فهم رابطه بین "دین داران ودولت داران"و فرق با وی دارد ویا در رابطه بین دین ودولت وبا جامعه شناسی سیاسی اروپائیها وفرق دارد ویا در فهم" رابطه دین و دولت" وفرق دارد ویا درفهم " تاریخ مالکیت وشیوه ادآره شهر های آسیایی وشهر های اروپایی وفرق دارد واز دو منظر "متفاوت نگریسته می شود ویا برداشت سیاسی خواجه نظام الملک واز قران وتنها خانهای ترک سلجوقی را و حدود 190 سال واز پولشویی زمین داری وزراعت آسیایی ها ومصون می نمود وبعدا هم هیچ کدام از خانهای شهری دوران مغول ویا تیموری هم ونظیر مدیریت خانهای قاجاری وعمل نکردند ویا نظیر "فقه میرزاتقی خانی "نبودند وبعلاوه مفهوم "خان"هم ودر نزد خوانین ترک سلجوقی ویا در نزد مغول وتیموری شمن پرست هم وبا فقه خانهای زمیندار وظالم اروپایی فرق داشت وحتی وقتی آنها مسلمان شدند ورفتارهای ظالمانه هم پیدا نکردند وزیرا مفهوم "خان" در صحراهای آسیا وبمعنی "طبقه مالک" نبود وبلکه یک مفهوم سیاسی بود ویا جهت دفاع از مراتع افراد قبیله اش بود وبخاطر همان بینش هم ومورد احترام همه اقوام اسیایی ها بودند ویا تا قبل از ظهورخانهای صفوی وقاجاری ودر آسیابودند وتا اینکه خانهای ارمنی وگرجی اصفهان ویا خانهای ظالم قاجاری و مفهوم عدالت خواهی همه خانهای اسیا را وعوض نمودند وجامعه اسیا را وارد یک "دنیای طبقاتی "کردند ویا "دمکراسی قومی بیرون قبیله ای" ویا "دمکراسی درون قبیله ای "مردم آسیا را بهم زدند که امکان نمو چنین نهاد سیاسی ویا پوشش دهی مذهبی آن ودر خاک اسیا اندک است ویا با "تبلیغات حزبی نئومسلمانان "وبسیاراندک می باشد که به شکافتن انسانشناسی آن نمی پردازم ونمی توانند که سرمایداری اسلامی سودجویانه خود را ودرخاک آسیا واحترام بدهند وزیرامردم اسیا واز این نوع "مذهبها ی مدل حوزه اصفهان "وزیاد دیده اند وبا مردم اروپا فرق دارندکه "شاهان ملک دار " اروپا یی داشت وبرای گسترش مالکیت شاهانه خودشان هم وهر روزه ویک فرقه مذهبی مسیحیت و در اروپا می ساختند!
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۲ ساعت ۲:۴۶ ب.ظ توسط دکتر محمد خالقی مقدم
|
این وبلاگ شامل :