1. شکایت به دادستان کل کشورو به جناب آقای منتظری واز اجحافهای مالک به مستاجر
  2. شاکی : محمد خالقی مقدم -نویسنده مستاجر مالباخته
  3. اعتراض شرعی ویا قانون اساسی به دادنامه های ضد قرانی شعبه 301ناحیه 7دادگستری تهران وتقاضای لغو آن دادنامه ها که به غصب اموال ویا اثاثیه من وبه نفع مالک ساختمان ونیز بضرر طبقات ضعیف دیگر ایران و منجر می شود وشماره دادنامه ها و در ذیل متن می باشد !
  4. دادستان محترم کل کشور – جناب اقای منتظری !
  5. با سلام اینجانب محمد خالقی مقدم نویسنده مالباخته ومتضرر مقیم حوزه قضایی استان زنجان واز جنابعالی دادستان کل می خوهم که منافع سکنه 31 استان ایران را با ثبت ثنا وتابحال ندیده نگیرید وبلکه برمبنای ایات 187و281 و282 سوره بقره قران وشکایت به شما دارم ونیز از جنابعالی ویا از جناب اقای اژه ای شاکی ام که بدست قاضی شعبه 301 ناحیه 7دادسرای تهران وحکم قضاوت یک طرفه داده است که "احکام قضایی حرام "وبر علیه اموال واثاثیه وبدهی معوقه ادعایی خودش وبر علیه من وحکم قضایی غیر مستند وحکم غیابی بدهد ویا با آرم دادگستری ویا با عنوان "دادنامه" صادر بکند که قران آنرا ویکنوع " غصب نامه"در متون قضایی آیات قران خوانده است و بعلاوه نصب عنوان دادنامه ودر سربرگ حکم قاضی شعبه 301تهران بخاطر انست بگوید که "حکم قضایی مزبو"و مورد تایید دادستان کل کشور ویا احیانا مورد تائید اقای اژه ای هم می باشد! ویا قابل نقض وابرام هم نیست! ولابد جناب اقای عبدالله صدقی که قاضی بین مالک ومستاجر آن شعبه دادسرای تهران هم هست ودر قم نیز درس فقه ویا آیات قضایی قران را هم خوانده است که چنین قاطعانه صدور حکم قضایی نموده است وبعلاوه با مهلت چند روزه خودش هم نمی گذارد که من اعتراض بکنم که اگر در چند روزبعد وخبری از اعتراض من نشد که در شهرستان دور هستم ولذا در غیبتم حکم شداد وغلاظ داده وتا پلیس تهران هم که زیر نظر ش می باشد وفورا با باطوم ودستبند ش ومر ادستگیرکرده واموالم را مصادره بکند ویا مجبور اجرایی وقضایی بکند تا اموال مرا ویا حساب بانکی مرا وفورا مصادر ه بکند ویا به نفع مالک حرام خوار من ودر شهر تهران ومصادره بکند !وتا معنی اجرائیات را ودرهمان دادگستری استان تهران وفورا به اجرا بگذارد ودر حالیکه همه کلانترهای تهران وشکایت مرا تابحال واز مالک همشهری خودشان وندیده گرفته اند ویا در طی 9 ماه شکایتم وبه پلیس تهران ودر ستم از "ستم مالک ساختمان "ویا بنگاه دار دغل تهرانی همشهری خودشان وهنوز پرونده مرا باز نکرده ویا در انواع دادسراهای تهران ومعطل نگه داشته اند ویا بنفع مالک ساختمان ویا به نفع بنگاه دارهمشهری خود ویا رئیس اتحادیه تهران که جواز کلاهبرداری به چنین افراد بنگاهدار تهرانی داده است وهنوز شکایت 10 ماهه من شهرستانی وصاحب حق قضایی را ودر قانون اساسی ندیده گرفته اند وشماره کد پستی شکایت ارسالی ام و ده ماهه اخیر وبه مقاما ت واز جمله به آقای اژه ای ویا به ریاست جمهور ویا به مجلس محترم ویا در تقاضای ملاقاتم با شما دادستان محترم در دو ماه قبل ویا در شکایتم به کلانتری 16 تهران ویا در پس گرفتن اموال غصب شده ام ویا در شکایتم به شعبه 24 تعزیرات تهران ودر 5ماه قبل یا در شکاتم از مدیر حقوقی بانک ملی و9 ماه قبل که چکهای تضمنی مرا واز شعبه میدان امام حسین تهران ویا در صدور حواله های بانکی ام از ان بانک وبه مالک ساختمان وبه نفع پیمانکاران متقلب ساختمان سازدر تهران ودچار پولشویی یکطرفه نمود ومقصر ان پولشویی 115والی 150 میلیونی از من نیز وآقای فرزین می باشد که در ایام مزبور وریاست بانک ملی بعهده داشت ولی به پرسنل ومدیران زیر دستش وا جازه سوء استفاه از حساب بانکی من را می داد ویا از حساب امانتی ام ودر بانک ملی شهرم را داده بود وتا در ایام ریاست خودش وکارمندانش و پول نقد من را وبه نفع سازندگان مجتمع اپارتمانی مورد اجاره ام و غصب بکنند وهنوز هم بعنوان یک "خزانه دار غیر امین بانک مرکزی "وحاضر نیست که سفته نسیه یک ساله ام را واز جیب کلاهبردارا ن وام گیرنده ساختمانی آن بانک بیرون آورده ودوباره به حساب شخصی ام ودر شهرم برگرداند؟ ویا هنوز هم وتصورات غیر شرعی واز ریاست بانک مرکزی خود دارد ؟ویا هنوز هم بعنون یک خزانه دار غیر امین و مشکل شرعی 5/7 انسان دارنده چک بی محل چکاوک ویا چک صیادی ویا چک دروغین تضمینی بانکی اش را وحل نمی کند ؟ویا راه حل بانکی نمی دهد !ویا سفته های بی محل وچاپ کرده کارمندانش ویا شماره زده کارمندان خودش را هم حل نمی کند ویا بضرر حسابهای 85 ملیون مردم بدبخت ایرانی و حل نمی کند ؟وصرفا بعنوا ن یک "فقیه اعظم بانکداری اسلامی ایران ویا خزانه دار اسلامی وهمه مالباختگان را وبه دوندگی ودر راهرو انواع دادگاهها ی ایران وسرگردان کرده است !ویا دنبال نخود سیاه می فرستد!ودر حالیکه پولی که در اختیار بانک مرکزی است ویادر اختیار وزیر اقتصاد وچندین مدیر کل خزانه دارومدیر نظارت مالی وبانکی اش می باشد وپول امانتی 85 ملیون مردم بدبخت ایران ودر نزد بانهاست که بطور امانتی ودر 27 بانک شهرهای ایران خود گذاشته اند ویا بعنوان پول شخصی حساب جاری ویا سپرده بانکی ویا حواله بانکی خودشان گذاشته اند وپول پدر اقای فرزین ویا اقای پول پدر اقای خاندوزی مسلمان نیست ویا پول آقای میر کاظمی رئیس سازمان برنامه ویا قربان زاده ویا پور ابراهیمی یا وزیر شهر سازی نیست که سر خود ی ودر مورد پولهای امانتی مردم شهرها تصمیم می گیرند ودرمورد مسکن ملی اقدام ویا درمورد پیمانکاران مشارکت در ساخت وسازتهران قرار داده اند که بدههاری بانکی زیاد دارند ویا در اختیاریک مشت پیمانکاران ساختمانی متقلب قرار داده اند وانها هم با مدیران حقوقی همان بانکها وزد وبند اداری متقلبانه دارند ویا در بانک مرکزی ویا در بانک ملی که رابط پولی 27 بانک با یکدیگر می باشد ویا در شورای پول واعتبار هیات دولت معاصر عمل کرده ویا بضررهمان صاحبان حسابها ی شهرستانها وتصمیم میگیرند! ودر هر حال جناب اقای دادستان محترم !وجنابعالی ویا اقای اژه ای وشماها ودر نصب اقای عبدالله صدقی وبه عنوان قاضی شورای حل اختلاف مالک و مستاجر تهران ومقصر شرعی می باشید که رعایت حال مستاجران بدبخت ایرانی را نمی کند ویا در نصب معاون ارجاع ان ناحیه هفت تهران ودر پیشگاه خداوندیو مشغول ذمه هستید ووی هم بی محابا وتحقیق نکرده وحکم قضایی غیابی می دهد ویا حکم حرام قرانی برعلیه اموال من صادر کرده است ! ویا حتی آنرا در ابلاغیه اینترنتی قضایی دادسرای خود هم گذاشته است ودر حالیکه مردم1000شهر ایران وهنوز درسامانه ثنا واجازه شکایت متقابل واز مشتکی عنه خود را ندارند ویا در شهر دیگر را ندارند که خاطر خرید وفروش اینترنتی ودچار کلاهبرداری شده اند وبعلاوه بخاطر زرنگی طراحان شکایت نویسی ثبت ثنا وسامانه مزبورو یکطرفه بوده وتا حق شکایت متقابل واز همه مردم ایرا ن گرفته بشود وتنها به قاضیان تهران ویا به وکلای پولکی زرنگ استان تهران وپناه ببرند که دائما به ضرر مردم شهر ودر راهروهای دادسراها شهر تهران ومی لولند وتا مطالبه پول کلان کارشناسی واز همه شاکیان ایرانی بکنند !واز این راه وخسارت حقوقی زیادی وبه مردم همه شهر های 31 استان دیگر ایران بزنند که مجبورند هزینه کلان اقامت ویا رفت وامد شکایت وبه شهر متهم را تحمل کرده ویا به همان شاکی مال باخته تحمیل بشود وتا از خیر شکایت خودشان هم وبگذرند وبعلاوه چونکه آقای عبدالله صدقی ویا قاضی همان پرونده مزبور وبه صرف شکایت مالک ساختمان ازمن عمل کرده وسخنان مرا نشنیده ویا در غیاب من ودر عدم ارائه دفاعیاتم وحکم قضایی خودش را صادر کرده ویا ابلاغیه اینترنتی آنرا هم ودر ابلاغیه اینترنتی گذاشته ومتقابلا منهم ومجبورم که شکایت از وی را ویا از دادنامه اش را وبه دادستان کل کشور ومتقابلا دراینترنت بگذارم وتا رسانه ها ومردم ایران هم بدانند که شیوه قضاوت ودر مورد اختلافات مالک و مستاجر ودر دادسراهای ی تهران چگونه است ویا به ضر رمستاجران ویا صاحبان چک بی محل سایر شهر ها وچگونه است ؟ وبعلاوه جناب اقای رئیس جمهور ویا اقای اژه ای هم واقفند وازمن ناراحت نشوند که چنین شیوه غلط قضایی را ویا دادگاه اینترنتی ثبت ثنای معاصر را وبدعت گذاری غیر شرعی کرده اند !که اغلب بندهای مختلف قانون اساسی را نقض کرده ویا با ثبت ثنای یک طرفه ومخالف می باشد ! وبعلاوه جناب آقای دادستان کشور وشما که خودتان ودادستان بقیه استانها هم می دانید ویا مختص به دادستانی استان تهران هم نیستید و لذا طبق نص ایات قران وطلب دیون من را بطلبید ویا طبق نص ایه 281 و282 و187 سوره بقره قران ومطابق ایه ایه ان الله یامرکم ان تودوالامانا ت اهلها دیون بانکی مرا و از مدیران حقوقی بانک ملی بگیریدکه سفته بی محل تولید کرده وبدست آن مالک متقلب ساختمانی داده اند ویا کد انراهم ودر کامپیوتر بانکی خود ثبت کرده اند !و لذا با کمک همان کارمندان زرنگ بانک ملی وحدود 150 پول نقد من ودر اسفندماه سال 1400واز حسابم خالی شد ویا با روشهای پولشویی زیرکانه کارمندان بانک ملی وخالی شد به مالکیت افراد دیگردرتهران در آمد وچونکه معترض بودم ویا از مدیر حقوقی همان بانک وبه دادگاه شکایت کرده بودم واین بار وبا زرنگی یک سفته نسیه بی محل به من دادند !ویا توسط مالک همان ساختمان ویا با دست مدیر امنیتی همان ساختمان ویا با تلاش همان بنگاهدار کلاهبردار تهرانی دادند که همدستان مدیران بانک ملی شعبه امام حسین تهران بودند ویا نزدیک به اپارتمان اجاره ای من بود ند وتا با فریب من کلید همان اپارتمان خیابان نامجو را واز من بگیرند ویا به مستاجر بعدی دیگر بدهند !ودوباره از وی نیز وبه نفع خزانه بانک ملی ومقدار دیگر ی وسر کیسه بکنند ؟واکنون هم انکار می کند که سفته ها ی نسیه من و همگی چاپ کرده آنهاست ویا کد وشماره گذاری وثبت شده در کامپیوتر بانک ملی تحت مدیریت اقای فرزین می باشد ولذا مالک ساختمان هم وآن سفته های متقلبانه تحویلی به من را واز جویهای جلوی بانک ملی شعبه امام حسین تهران در نیاورده وتا به من بدهد؟وتا بی خبر از کلاهبرداری مالک آن ساختمان باشند ؟وبعلاوه وقتی هم که دوماه قبل وبه کلانتری 16خیابان نامجو وشکایت کردم ودو باره همان کارمندان زرنگ بانک ملی که در خیابانهای تهران ومحل گذرم را به بنگاه معاملاتی نامجو خبر دادند ویا با دوربین های بانک خودشان وهمان مالک ساختمان مزبور ویا مسئول بنگاه مزبور راو به سراغ من در خیابان دماوند فرستادند وبه زور مرا به کیوسک پلیس کلانتری 16 ودر جلوی بانک ملی خودشان کشاندندومرا تهدید کردند که شکایت نکنم ؟و بعلاه همان کارمندان زرنگ بانک ملی هم وشغل قضایی ویا شغل مشاوره ای هم ودر شورای حل اختلاف تهران مالک ومستاجر دارند وتا وسیله عضویت خود شان ودخالت در امور قضایی کرده ویا با عناصر نفوذی خودشان ودر شورای حل اختلاف مالک ومستاجر تهران وبه معاون ارجاع دادسرای تهران دیکته کردند که پرونده شکایت پس گرفتن وسایلم را هم پاره کرده ویا در همان دادسرای ناحیه 7 تهران وبه شاکی ام ومنع تعقیب بدهند! وبجایش وبا دست آقای عبداله صدقی و"چهار دادنامه جدید "غصب دوباره اموالم را وصادر بکنند !وبانک ملی هم که همان بانک شاهنشاهی انگلیس عصر ناصر الدین شاهی می باشد وبه کارمندان ومدیران زرنگ خودش نیز امروزه وغیر ازشغل بانکداری وشغل دیگر بنگاهداری رهن و اجاره هم یاد داده ویا روش تقلب در قولنامه نویسی وبه ضرر مستاجران را یاد داده ویا قبل از فروش ویا قبل از رهن واجاره هم وروش جعل سند در دفتر خانه های تهران هم یاد گرفته ویا با گرفتن وکالت بلا عزل برای خودشان راهم یاد گرفته اند ویا شغل چهارمشان نیز و قضاوت ومشاور قاضی شدن ودرشورای حل واختلاف مالک ومستاجر تهران هم می باشد که یاد گرفته اند ! وخلاصه کارمندان مزبور وهمه فن حریف شده اند وتا سر همه مستاجران ایرانی وبا بهم زدن عقود اسلامی رهن واجاره وکلاه گذاشته بشود ! ولذا شما جناب آقای منتظری که دادستان کل کشور می باشید ودر قم هم ودر س فقه خوانده اید ویا معنای عدم تدلیس در معاملات ملکی را می دانید واز این قاضیان ومشاوران مالک ومستاجر ناحیه هفت تهران بپرسید که آیا ونمی دانند که من 10 ماه است که خانه مزبور را وتخلیه کرده ام ؟وِا در زنجان هستم ؟که اسناد کتبیدر ان مورد وجود دارد ویا امضائ دو فرد مالک وبنگاهدارراهم ودر در ورقه ای تخلیه منزل هم دارم که در تاریخ 14 /5/ 1401 اتفاق افتاد که ازانها گرفته ام وبه دادستان کل فرستادم ویا به کلانتری 16 هم داده بودم ولذا با امضائ همان دونفر خانه مزبور را و11 ماه قبل تخلیه کرده ام ومکتوب می باشد وپس چرا دوباره و در دادنامه خودشان ودر مورخ 28/03/وو1402دوبار ه حکم ودستور تخلیه منزل نامجو را بمن داده اند ؟ ویا حکم پرداخت بدهی معوقه ام وبه مالک ساختمان را وبه من صادر کرده اند ؟ ویا طلب اجاره ماهیانه ای را کرده اند که چهار ماه از انقضای قولنامه می گذرد وسند دارم که من قولنامه مزبور را وتجدید امضائ نکرده ام ویا درسفته تحویلی به من هم درج شده است که تاریخ 15 / 6/1404 می باشد ولی تا بحال وبا زرنگی آقای فرزین وکارمندان زرنگتر بانک ملی میدان امام حسین تهران واکنون 9ماه است که پولم را دچار پولشویی شده وعلیرغم شکایتهای متعددم پس نمی دهند؟ ویا بعنوان ماموران امنتیی همان بانک ملی وبه منشیان دادسراهاو پیام الکترونیک می فرستند که شکایت مرا ودر کامپیوتر دادسراهای تهران وقبول نکنند !ویا در ثبت ثنای شهرستانها هم سپرده اند که شکایت شهرستانها وقابل قبول ثبت ثنای انگلیسی بانک ملی نمی باشد وبعلاوه آیا آنقد ر سواد ندارند که بدانند و در اسناد صدوردادنامه وقولنامه وآدرس شهرستان زنجان مرا ودرج ننمایند وبلکه همان مکان هم ومنزل خیابان نامجو تهران را ودرج دادنامه بکنند وبعلاوه آیا نمی دانند که قاضی باید به مالک ساختمان هم ومکتوبا دیکته بکند که پول رهن 90 میلیونی ام را بدهند ویا سال خانگی من مستاجر سابق راهم وپس بدهند وفقط ساختمان توخالی را از من تحویل بگیرند که در چهار دادنامه ذکری شده اشان وخبری از حقوق شرعی من مستاجر وذکر نشده است وفقط ادعاهای مالک ساختمان وبه من دیکته شده است ودر حالیکه مالک ساختمان وهنوز ده ماه است که پول رهن ویا وسایلم را وتحویل نمی دهد ویا امضای امانت بودن وسایلم را ودردست آنان را دارم ویا در ان ساختمان کلید گرفته از من وجا مانده است ؟ولی پول فاکتورهای خریدش را در میدان امام حسین تهران دارم ویا در بازار وخیابان نامجو دارم ویا در در کارتخوانهای خریدم وبا کارت بانک ملی ودر تهران دارم ! وبرعکس اقای فرزین وآن وسایل ولوازم خانگی را نخریده اند !وبعلاوه در بندهای 18- 6 ماده 6 قرار داداجاره هم وذکر شده است که اگر مالک مزبور وبعد از لغو قراد اد خودش در تاریخ 13/5/1401 وپول رهن مرا نداد ویا پول قرض الحسنه ابتدای عقد اجاره مرا وبه بمن مستاجر پس نداد ؟ودرج شده است که اگر پولم را نقد ندهند وروزانه مبلغ دومیلیون ریال وباید بمن غرامت تاخیر بپردازندویا از سررسید ندادن سفت نسیه 90 میلیونی ام وبه مدت 10 ماه بدهکار ند ودر حالیکه من خانه مزبور ویا کلیدش را درهمان مورخ 14/5/1401 بوه همان دونفر تحویل داده ام که بعد از همان تارخ به نفر دیگر رهن داده ویا خودشان ودر منزل مزبور نشسته اند ! ولی به اداره دارایی هم ومالیات نداده اند و امروزه هم عمدا در دادنامه صادره اقای عبدالله صدفی وجود ندارد وبرعکس همه خواسته های مالک ساختمان واز من مستاجروطلب کاری زور گویانه می شود ولی هیچ کدام ار عقود اسلامی وبدهکاری مالک بمن ذکر نشده ویا پول رهن ویا وسایلم ویا پول غرامت تاخیر 10 ماهه ان هم ذکر نشده است وتنها غصب اموال من مستاجر ویا بدبختو وجهه همت قاضی دادسرمی باشد وآنهم تنها به نفع مالک زور گو ومتقلب تهرانی نوشته شده ویا با عدم متعهد بودن به متن یکساله قرار داد اجارهام ویا بوسیله اعضای عضو دیگر شورای حل اختلاف وبه اقای عبداله صدقی دیکته یکطرفه شده است واو هم احتمالا واز ضعف سواد فقهی اش وهمه ان نوع از تعالیم اعضای نفوذی شورای حل واختلاف مالک ومستاجر تهران وعمل کرده که عمدتا از کارمندان بانکها ویااز اعضای وکلای غرب زده وضد دین شورای ملکی تهران انتخاب شده اند ودر چهار دادنامه هم وبا شماره های ذیل ابلاغ الکترونیک کشوری وبه موبایل من در زنجان وابلاغ از راه دور شده ولذا منهم ناچارم که جوابم را بشما دادستان محترم کشوربنویسم ویا در مورد منحل کردن چنین شوراهای کاهبردارانه از مستاجران بدبخت تقاضا بکنم ؟ویا محاکمه قضایی آنان را وبراساس متون قران اعلام کرده واعلام بکنم طلبکاریهای انان ازمن ودر آیات قران ویا در ایه 187 سوره بقره وحرام می باشد وبعلاوه تقاضای لغو آن دادنامه ها را بکنم ویا محاکمه انان را از دادستان کل بطلبم که حرامهای قضایی قران را وزیر پا نگذارند ؟

امضای مستاجر مالباخته شاکی : محمد خالقی مقدم ودر تاریخ 5 /4 /1402

شماره های دادنامه های صادرهشورای حل اختلاف ناحیه 7 تهران ودرمورخ 28/ 3/وبه شرح ذیل می باشد :

  1. وشماره دادنامه غصب آمیز شورای حل اختلاف هم ویا دادگاه کیفری شعبه 7 تهران هم ویا شماره 140291390003877060 ویا با تاریخ تنظیم 28 /03/ 1402ویا دادنامه شماره 140268390003205306هم ویا شماره140291390003874416وش 140291390003875877
  2. رو نوشت :به رسانه ها واینترنت وبخاطر اینکه شورای حل اختلاف تهران وبدون حضور من تشکیل شده ویا بدون ذکر بدهکاری مالک به من صدور یافته ویا در غیاب من که در شهر زنجان هستم وحکم غیابی دادهشده ویا در ابلاغیه الکترونیکی "تهران هم گذاشته اند !ومنهم ناچارا جوابیه ام را ودر اینترنت می گذارم وتا مقامات فوقانی کشور بخوانند ویا مردم ایران هم و قضاوت عادلانه بکنند که چه کسی دورغ می گوید؟ وچراکه این نوع دادگاه یکطرفه واولین بار وتوسط باند مالکین ستم گر منازل تهران و"اختراع دادگاهی "شده است وبعلاوه من 16 الی 18 برگ مستندات شکایتم را نیز وبرای قضاوت واقع بینانه وبه با جناب اقای منتظری فرستاده ام ویا به ریاست جمهور ویا به کمیسیون اصل نود مجلس داده ام ویا شکایتم واز ثبت ثنا را وبه اقای اژه ای وچند ماه قبل فرستاده ام ویا با پست شهری کدداراینترنتی فرستاده ام ومتن شکایت چند صفحه خودم رانیز به عموم عرضه می کنم وتا همه مردم ایران بدانند که در روابط مالک ومستاجر ودر سالهای اخیر ایران وچه می گذر د که در 14 قرن سابق اسلامی وجود نداشت وتنها امروزه واز اختراعات حقوقی شورای حل اختلاف معاصر می باشد !