زنجان و ریشه های قومی افشار و مهاجرت شان از منقشلاق خوارزم و تا زنجان (تحول مالکیت ودولت در زنجان )
زنجان و ریشه های قومی افشار و مهاجرت شان از منقشلاق خوارزم و تا زنجان
(تحول مالکیت ودولت در زنجان )
بخش اول
پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم
تخصص: مردم شناس اقوام آسیایی
وجامعه شناس روستایی
از قدیم هریک از اقوام ایرانی دهات ویا املاک ومراتع خاص خود را داشتند که سرزمین قومی آنان بود ونظیر سرزمین کردستان ویا بلوچستان وتاجیکستان وگرجستان وارمنستان وغیره که اراضی متعلق به قوم خود را داشتند واقوام افشار ویا سران ایل افشار هم ودر استان زنجان ساکن بودند ویا در استانهای همجوارش واملاک ومراتع خاص ایلی خود شان را داشتند ولی در اواخر دوره صفویه بین دو "ایل افشار وایل قاجار" وبرسر تصاحب قدرت سیاسی وکشمکشهایی بوجود آمد وتا اینکه ایل افشار که جمعیت ویا اقتدار بیشتری داشت وجلو تر افتاد ودر دوره "دولت 25 ساله نادر شاه افشار "وتصاحب قدرت در ایران را بدست آورد وحکومت را بدست خود گرفت ولی بدلیل حمله به خاک هندوستان وچین ومورد خشم دول غربی قرار گرفت که در دست کمپانی هند شرقی بود ولذا با ترفند های مختلف ویا در فاصله اندک وقدرت را از دست داد و "دولت افشاریه"وبا همه اقتدارش از درون متلاشی شد ونهایتا سر زمین واراضی قوم افشاری خود را هم وازدست داد ند وزمانی که اقوام افشار وقدرت سیاسی خود را ازدست داد واین بار "ایل قاجار" وبا زد وبند سیاسی وبا دول خارجه وتوانست که قدرت سیاسی ایران را وبدست بگیرد ویاکنترل دولت ایران بدست قاجار ها افتاد ولی در دوره دولت سه شاه اولیه قاجار وهنوز مماشات با "قوم افشارها " داشتند وزیرا قدرت حذف اقتدار منطقه ای افشارها را نداشتند ویا قدرت سلب مالکیت منطقه ای "اراضی اقوام افشار "ایران را نداشتند وبرای اینکه هنوز "قدرت تئوری قومی "ویا "قدرت محلیوزارتخانهای "ویا قدرت فرهنگی ومذهبی مشروع نشان دادن تملک اراضی قوم مزبور را نداشتند وهمانطوریکه "سفرنامه ژوبر "هم به قدرتمندی قوم افشاردر زنجان ومسلح بودن آنان "ودر ابتدای دولت فتحعلیشاه قاجار ودر کتابش اشاره دارد وهمین نوع از قدرتمندی قومی وباقیماده فرهنگی از گذشته تاریخ خود وباعث می شد که املاک ویا دهات خود را هم وتا مدتی حفظ بکنند ویا مدیریت محلی اقتصاد قوم خود را هم ودر محدوده استان زنجان وخودشان مدیریت بومی کنند ولی قاجارها با حیله سیاسی از دست انها گرفتند ویا نظام اداری وکارمندی خاص دها ت وشهرهای کوچک آنرا هم داشتند! وبهمین دلیل و همگی سکنه اش ودر ابتدای امرو نظیر سایر استانها ی دیگر ایران وتنها از 5الی 6 خان بزرگ افشاری قوم خودویا نظام کارمندی سالم قوم خود تبعیت می کردند ویا حدود 102سال بعد از مرگ نادرشاه افشار هم تبعیت می کردند که این چند نفر روسای قوم افشار ومدتی حاکم خمسه ومحاظ اراضی ومراتع افشارها بود وبعلاوه از دوران سلجوقیان هم این مدل نهاد سیاسی واقتصاد بومی را داشتند باعث حفظ منافع قومی ویا منافع خانوادگی ویا "اقتصاد منطقه ای" انان می شد وبعاوه با تربیت خاص فرزندان خود وآن نوع منافع گروهی ومنطقه ای خود را حفظ می کردند وبعلاوه مضرات وصدمات زیر حکومت قاجارها رفتن را نمی دانستند وهنوز نمی داستند که چیست ؟ ویا مدل وزارتخانه ها ی مدل انگلیسی آن دولت را نمی شناختند؟وکه چه مکانیزم پر خطر برایشان دارد که "عادت پذیری" ویا" فرهنگ پذیری " به چنین نهادهای سیاسی اجنبی اروپایی وفقط زندگی آنان را سیاه خواهد کرد ویا حتی پذیرش مشروعیت اداری آن "شیوه ها والگوها "ودر قاره آسیا وچه ضررهایی برایشان دارد ؟که تنها قوم اجنبی پرست قاجاریه ویا فقط اقتباس کننده فرهگی واداری آن شیوه رفتار ها ودر میان 100 قوم کوچک وبرزگ ایرانی بود ویا می خواست که به فرهنگ جوامع دیگر اسیایی هم وتزریق بکند؟ ویا فقط قوم قاجار ومروج "مدل انگلیسی " مزبور و آسیا بود ولی نمی دانستند که بدلیل صدمه آفرینی شدید "کارکردهای دولتی اش" وبه گروه خونی بقیه اقوام آسیایی نخواهد خورد! وآری شناخت کافی ویا تجربه لازم واز نزدیک وبه این نوع مدل سیاسی واداری فاسد انگلیسی نداشتند وهرچند قبلا یکبار دیگر هم در دوره اسکند ر واین مدل سیاسی فاسد اروپایی را چشیده ویا قبلا دیده بودند!والی تنها در طی 80 سال پشمان شده از قاره اسیا وآن شیوه سیاسی واداری بیرون انداخته بودند ودیگر در تیپولوژی 56پذیرش دولتهای قدیمی این چنین مدل فاسد اداری واقتصادی را نپذیرفته بودند !ولی خیلی از نویسندگان اروپایی وهنوز نمی دانند که وقتی ایرانیان مدل دولت وادارات سلجوقی ومغول را پذیرفتند ویا بمدت 500 سال پذیرش ساسی کردند وبخاطر عاشق بودن وبه چشم ابروی هلاکوخان ویا طغرل سلجوقی نبود وبلکه می دانستند که انان وبرخلاف انگلیسها وقوم جیره خوار ش قاجار وانقدر سواد وفرهنگ دارند که مردم این قاره بزرگ را مثل وزارتخانه ها ویا مدل عصر بر بریت وبرده داری 5000 قبل اداره بکند ؟ که مارکس یهودی به انگلییی ها در همان عصر قاجارها توصیه کرد که مردم اسیا را ونظیر "کمون نهایی بردگی "اداره بکند که شبیه "مدل کمون اولیه برده داری" 5000سال قبل مصر قدیم بود ویا نظیر برده داری بابل قدیم بود وبا همه ادعای فلسفه المانی خود وتصور می کرد که مردم باسواد اسیا هم ونظیر اقوام وحشی ملانزی وپلی نزی فاقد فهنگ وسواد هستند و از هیچ چیزی سر درنمی آورند ولذا می توانند انها را به عصر برده های 5000 سال قبلبرگردانند ویا با عناوین فریبنده "نهاد های دولتی قاجاریه" برگردانند؟ ومردمی که در عصر سلجوق ویا مغول را ویعنی 1000 الی 800قبل پیشرفته ترین نهاد های اداری واقتصادی پلیسی بشری را چشیده ودیده بودند که هنوز مردم چهار قاره دیگر جهان ان مدل اداری را ندیده بودند وتنها در 200 سال گذشته توانستند که و"فرهنگ اداری وشهری نیمه متمدن بیابند که در فاضلاب شهری لندن وغیره دیده می شود ؟ وآری برخلاف متفکران سیاسی ویا مهندسان کامپیوتر ویا موبایل اروپایی وخود را بقایای ارتش اسکندر مقدونی ودر اسیای جدید می بینند وهنوز800 سال قبل ودر پذیرش دولت سیاسی مغولها عاقلانه وعاقلانه می اندیشند فرهنگ پذیری اشان وبخاطر مقدس دانستن سران این نوع قومها ی چوپان نبودوبلکه عقل ودرایت تاریخی داشتند که برخلاف دولت قا جاریه واز ادمهای باسواد وپخت وفرق ادارات مفید وغیر مفید را پرسیده وسپس "نهاد سازی دولت "می کنند ویا برخلاف نخست وزیران وکارمندان ونشریات عصر قاجار می دانستند که فرق "اداره یک وزارتخانه" ویا "فرق اداره میمون های برده گرفته یک جنگل "چیست ؟"که هنوز هم مهندسان فاسد اروپایی گوگل ویا ماکروسافت وان مدل را در نظر دارند ویا بنیانگزان موبایل واینستاگرام وواتس اپ وتلگرام ویا روبیکا واز مردم آسیا واین نوع میمونهای بی مغز الکترونیک تصور دارند ویا بنام "هوش مصنوعی دولت الکترونیک" ویا بنام سامانه ها ی اداری استثمارآورش در نظر دارند وآری مردم آسیا ودر 1000سال قبل وآنقدر عقل ودرایت داشتند که معلمین دولت مغول ویا دولت سلجوق وافرادباسواد بوده تا آن نوع نظام اداری مفید را وبرایشان بسازند ویا عاقلانه ترین سیستم ومدل اداری واقتصادی و از نظام الملک طوسی وخواجه نصیروخواجه جوینی وبیهقی آموزش دیده ویا یاد گرفته وپیاده بکنند وسپس مردم آسیا را وبا آن سیستم معقول وعادلانه اداری و"ساماندهی دولتی" بکنند والا یک روز حکومت مغولها وسلجوقیان رمه داررا تحمل نمی کردند ویا در آسیا دوام نمی آورد؟ وهمانطوریه 450 سال اولیه هم در برابر نظم اداری احمقانه ویا نهاد دولت اعراب وهمه مردم آسیا ایستادند ویا نظیر ایرانیان وترکان ویا هند وغیره ومقاومت کردند وهمگی اسناد تاریخی وگواه آنست که در برابر مدل احمقانه حکومت اعراب وهر روزه دراسیا و یک نوع بلوای جدید وجود داشت ونظیر جنبش صفاریان ویا جنبش سفید جامگان ویا سرخ جامگان ویا جنبش زیدیه طبرستان ویا جنبش اسفار ومرداویج ویا ال کاکویه ویا هسودانیان ویا جستانیان ویا خوارج ویا زنگیان در عراق وغیره وروبرو بود ولذا حکومتشان وامکان "نهادینه شدن سیاسی"نداشت ویا "امکان دوام سیاسی "نداشتند ویا "امکان کارکردمفیدی سیاسی "ویا "مفید بودن برای "اقتباس دیگران ویا آیندگان" نداشتند که معنای سیاسی ویا تئوریکی " نهاد دولت ودر علوم سیاسی وجامعه شناسی این 4 معیار است ویا این "چها ر خاصیت ویژه دولت" بود! وتبعیت این نوع مدل سیاسی وتنها مروج فرهنگی دولت در میان اقوام آسیاسی بود که نظام اداری پیشرفته امپراطوری تیموریان ویا سلجوقی ویا ساسانی وبا این معیار ها پذیرفتند ویا در میان اقوام اسیایی ومدتی دوام آورد ؟ ولی هنوز در ان دوران وچنین نهاد پیسرفته دولت ودر میان اقوام ابتدایی استرالیا ویا افریقای وامریکای لاتین ویا حتی اروپای وحشی وجود نداشت ووهر چند همگی هم دولت داشتند ولی تنها مدل "دولتهای قبیله ای ابتدایی" وقرون سطایی داشتند به درد اقتباس مردم قاره های دیگر نمی خوردند ویا مثل "مدل دولت اینکا"که بعد از فروپاشی خود وودیگر بدرد اقتباس ویا پیاده شدن در هیچ جامعه ای نبود و"مدل دولت ویا مالکیت جابرانه ویا نظام اداری – انگلیسی قاجاریه هم در آسیا وچنین مدل قرون وسطایی داشت وتنها با نشریات انگلیس وبا فریب مذهبی اعضای کمپانی هند شرقی وبرای مردم اسیا دیکته می شد و لی مثل "دولت اینکا" "ومدل دولت یکبار مصرف" را دارد و یا نهاد دولت کاملا مضر ویا کاملا صدمه آفرین به زندگی بشری می باشد ویا غم وغصه فراوان ودردسر برای آسیایی ها بوجود می اورد وبخاطر همین خواص صدمه آفرینش وبرای زندگی اقتصادی ویا خانوادگی ویا شهری مردم اسیایئ ها نمی خورد ولذا مثل دولت اسکندر وروز به روزونهاد سیاسی مورد نفرت وکینه مردم اسیا واقع خواهد شد وسپس تدریجا در الگوهای رفتاری وخاصیت خود را از دست خواهد داد !ویا با رواج عقاید جدید سیاسی ویا رسانه ها ی شفاهی غیر اجنبی واستحمار اور ونظیر تلویزیون وموبایل ودیگر محبوییت خود را از دست خواهد داد لذا وشرکت انگلیسی وامریکایی گوگل ویا ماکروسافت ویا توییتر ویا نوکران جیره خوارش در چین وبیهوده سعی دارند که در تلویزیون اینترنتی وبیهوده سعی دارد به خریت دجیجالی مردم اسیا منجر بشوند وبوسیله این نوع ابزار ها ی استعمارینوین وبرای جهانی سازی اقتصاد ظالمان ومضر خود و "مدل دولت خدایگانی دولت و "بت واره فرعونی دولت " وبرای مردم اسیا "دولت الکترونیکی فرعونی" و"برده دارانه "بسازند ویا این "سیستم برده داری نوین خود را واز انتنهای دیجتتالی انگلیسی وچینی پس فترتانه قبول ویا باور بکنند پیشرفته شدنشان تنها در تکنولوزی موبایل وکامپیوتر نهفته است ویا تصور بکنند که مردم اسیا یک مشت الاغ های دم دراز هستند که هدف سیاسی وخباثت آمیز این نوع موبایل وکامپیوتر برده سازانه کشور چین پست فطرت ویا اربابان انگلیسی 200ساله آنها را نفهمند ؟ وزیرا نهادهای سیاسی آیندهجهان واز درون درد ورنج شدید بشری بیرون خواهد امد ویا از اندیشدن به فلسفه وجودی این همه رنج های انسانی 30 ساله اخیر بیرون خواهد امدکه بشر آسیایی وبا آمدن موبایل ویا کامپیوتربه ان دچار شده اند ویا با پیداش دوربین ها به جوامع اسیایی راه یافته که فقط استثمار ویا استحمار ویا برده کردن مردم آسیا ویا معتاد کردن مردم به شیشه وفحشاء مردم آسیا را تققیب می کنند ویا توسط شرکت های انگلیسی تعقیب می کنند ولی هیچ نوع خیر ویا خاصیت برای صنعت ویا کارخانه هیچ جامعه ندارد که در 4 سال اخیر ومنجر به تعطلبی اغلب انها ویا حرفه ها شده است ! وانسان در علم انسان شناسی وموجود اندیشه ورز است وبرخلاف تفکرات فاسد مهندسان سازنده کامپیوتر ویا موبایل دارای مغز اندیشه گر است ودائما به رنجهای فراوان وجان کاه خود می اندیشند که موبایل ومدار بسته ودر سی سال اخیر ودر آسیا رنج افریده است وحیوان نیستند که فلسفه کارکرد ضد انسانی موبایل را در اسیا ندانند وفقط گول تبلیغات چند خبر نگار فاسد را باور کرده وبپذیرند که رواج موبایل وکامپیوتر در آسیا وفقط برای استثمار شدید مردم اسیانبوده " ولذا 4 میلیارد مردم آسیا وبرخلاف تصورات احمقانه روسای شرکتهای الکترونیکی اروپایی وبشر داری تعقل واندیشه بود ویا داری کرتکس مغزی بزگتر از الاغ هستند که تبلیغات خبر نگاران را بور کرد وومثل بزغاله فقط بعد از شنیدن خبر وفقط سر تکان دهند وتائید کنند واری بشر آسیایی حیوان نیست که تعقل ویا اندیشه ویا گفتگوی شفاهی با یکدیگر نداشته باشد ولذا بخاطر رنج فراوان 30 ساله اخیر دوربین ها که فقط پولشویی ویا دزدی ماهرانه از مردم اسیا براه انداخته به زودی یاد خواهند گرفت که بدون موبایل هم می توانند وبه زندگی سیاسی سالم اداری وفرهنگی خودادامه دهند ووهمانطوریه 5000 سال قبل هم بدون موبایل ودورین وتلویزن در اسیا وزندگی فاقد دزدی وفاقد اندوه داشتند واز نداشتن کامیوتر ویا موبای هیچ کدام در اسی نمردند که امروز بترسند ولذا نهادهای سیاسی اینده وبدون القائات سیاسی موبایل های فاسدونجات دهنده انهاست وبدون تبلیغات سیاسی مسموم وبدون هوش مصنوعی مکارانه ان وبدون شستسوی مغزی وتلویزیون دجیتالی واینترنتی زندگی سالمی خواهن داشت که شرکتهای پول پرست اروپایی ویا انگلیسی ومردم اسیا و4 میلیارد الاغ دم دراز تصور نکند ووخیری از دولت الکترونیک انگلیسی نخواهند دید که فقط بفکر استثمار ویا برده کردن مردم هستند ویا با آن موبایلهای ظلم افرین خود وزندگی خانوادگی ورفاه ویا سفره خانگی 4میلیاردبشر آسیا یی ونابود کرده اند که قبلا همه خانوتده اش همدرد وهمنوا وهم رنج همدیگر بودند ولی بعد از ورود موبایل ویا وسایل ارتباط رسانه ای وهمه خانواده ها به استثمار ویا به بردگی جابرانه ویا به اعتیاد ویا به بی مسئولیتی ودروغگویی به همدیگر دچار شده اند ونیز مردم آسیا ویا اقوام گوناگون آن قبلا هم گول خوردند ودر ابتدای تاسیس دولت قاجاریه هم وتجربه از خواص صدمه افرین "نهاد دولت قاجاریه نداشتند "ویا از اهداف پشت پرده "تاسیس دولت قاجاریه "نداشتند ویا از "نهاد های اداری فاسد آن دولت قومی "خبر نداشتند وتنها بتدریج وبا ان سیستم های سیاسی نوپیدایش قاجاریه آشنا شدند ولی بدلیل تلخی های شدید 150 ساله اخیر خودوشدیدا پشیمانند که تاثیرمستقیم آفرینش نهاد دولت قاجاریه درآسیاست وروز به روزهم به خواص ضدانسانی چنین "دولت فاسد قاجاریه پی می برند ویا به "کارکرد ادارت فاسدترش" در آسیا پی می برند 1 ویا تجربه تاریخی اشان وهر روزه بیشتر می شود ومی فهمند که دولت ووزارتخانه های چنین قوم ضد آسیایی قاجاریه و چه صدمات شدیدی وبه خانواده ها زده است ویا به فقیر شدن انبوه مردم منجر شده است ! ویا "تاثیرات مدل سیاسی" آن را وتازه در قاره اسیا درک کرده ویا می فهمند که چگونه زندگی شیرین 5000 قدیمی آسیاییها وبا پیدایش دولت قاجاریه بهم خورده است ؟ودر حالیکه مکانیزم دولتهای 56 قبلی ایرانیان وچنین زندگی شیرین آنها را تلخ نکرده بود ویا چنین انان را "به بردگی وفقر "نکشانده بود! ومکانیزم چنین نهاد سیاسی وبرای قوم افشار هم ناشاخته بود وباعث شد که آنها هم گول خوردند ومالکیت صدها روستای افشار ی انان واز چنگشان انان بیرون امده وهمگی به ثروت قومی خوانین فاسد قاجار تبدیل گشت که در مقاله بعدیام واسناد مستند آنرا وارائه خواهم ولی مردم ساده لوح قوم افشارهم ودر ابتدا فکر می کردند که قاجاریه فقط هدفش "تشکیل دولت ملی "دادن است وصدمه اقتصادی برای همه اقوام ایرانی نخواهند داشت ویا به مصادره املاک قومی انان نخواهند پرداخت ؟ وتنها حق تصمیم گیر ی سیاسی وبرای سرنوشت 31 استان ایران را دارند د ویا حق اقتصادی مصادره اموال اجدادی آنانرا ندارند که قران وآنرا "غصب دولتی "می داندوفتعلیشاه هم با ریش درازش وقران را قبول دارد و ولذا حداقل 1000 سال هم همه اعضای قوم افشار وان اراضی قومی خود را داشتند ومغول هم از انان نگرفته بود وتا درگیری با خودش را بوجود نیاورد که قاجاریه گرفت ولی خوانین قاجاریه وبه اعضای قبیله افشارایران ومثل دشمن نگاه می کرد واراضی دامداری وزراعی قوم افشار را هم ملک پدری وخانواده قوم قاجار می دانست وبه انان مثل دشمن نگاه می کرد ولی بعنوان یک شهروند ملی وصاحب حق اقتصادی وصاحب حقوق شهروندی ودر جغرافیای 31 استان قومیقدیمی نگاه نمی کرد و نظیر ریاست جمهمورهای جدید وبا پست چهار ساله ملی وبی تفاوت ومنصف وبه منافع بقیه اقوام باشند وولی "دولت قاجاری" ویک "دولت ملی بیطرف "نسبت به اقوام زیر دست نبود وتا تشکیل دولت ملی بدهد ویا "مجلس ملی دموکراسی مابانه" تشیل بدهد وبلکه دولت انان ویا نوع "پادشاهی قومی جابرانه" بر"بقیه اقوام ایرانی بود که توسط انگلیس برای دولت سازی تحمیل شده بودند ولی در پشت پرده انگلیسها وبرای اینکه خراب نشوند وسعی کردند که یک مجلس فرمایش مشروطه هم وجهت آنان بسازند ویا جهت فریب ایرانیان وبرای آنان وصله وپینه بکنند تا بعنوان یک دولت کاملا ملی جلوه داده بشوند ویا با عنوان مجلس کاملا ملی وهمه را فریب بدهند ! ولی در پشت پرده باید که در "مقام مالکیت" ودر جغرافیای کل ایران وفقط "قوم قاجار" وحق زندگی وحق مالکیت وحق انحصاری دستور دادن داشتند و ویا حق اداره سازیوانهم با دستورات تام سفارت انگلیس را داشتند ویا مفهوم مالکیت هم ودهها قرن در آسیا وتعریف دیگر داشت واز قدیم هر قوم وحقوق مالکیت قوم دیگر را رعایت می کرد ومگر انها همه اعضای ان قوم را هم بتواند قتل عام بکند ولی مفهوم "مالکیت در آسیا "وبا ورود انگلیسها به قاره آسیا ویا با تعالیم مارکس به انها و معنای دگر اروپایی یافت وچراکه در قاموس فرهنگ سیاسی انگلیسی ها و"دولت قومی وانحصاری قاجارها ویا مالکیت انحصاری آنان وبرکل اراضی ایران وبه اراضی بقیه اقوام وبایدکه به زور تفنگ محقق بشود "وبا باید با شعار های قوم پرستانه نشریات عصر مشروطیت ویا باید با غصب اراضی بقیه اقوام وباید بزرگتر ار اراضی قبلی ان قوم شده ویا از اراضیانان در شرق گرگان باشد ووبقیه اقوام هم بعد از ان تاریخ ودیگر حق داشتن هیچ نوع اراضی اجدادی خود را نداشته باشندومگر قوم سرکش در نشریات جیره خوار قاجاریه جلوه داده می شد وتا با شعارهای انگلیسی ماب مزبور واراضی قوم قاجار وباید که بزرگتراز سابق بشود وتا با غصب املاک ودهات حداقل 100 قوم بزرگ وکوچک ایرانی ودیگر هیچ قوم دیگر ایرانی ومالکیت خانوادگی هم نداشته باشد وبلکه همگی برده شاهان پست فترت قاجاریه بگردند وبا شعارها ی انگلیسها بود که خوانین قاجار ومنافع همه اقوام را و به نفع ثروت قومی خاص قاجاراز بین بردند ویا در استان 31از بین بردند وتا منافع یک قوم قاجاری وانحصارباقی بماند ویا فقط منافع کل مردم ایران وجلوه داده بشود !ویا همه املاک دسته جمعی انواع قومها ی ایرانی وفقط املاک قوم قاجارتلقی شده ویا مجلس گزینشی انان هم وبا امضاها ی شاه قاجا ر وجیره دادن به فردی را امضاء کرده ویا نکنند ؟ وهر چند جمعیت قاجارها و یک صدم جمعیت بقیه اقوام هم نبود ولی با غصب امول بقیه می توانست ریاست کل دولت ایران را موروثا داشته باشند ویا ریاست کل ارتش را ؟ویا ریاست کل مجلس را وریاست کل قوه قضاییه وسیستمهای حقوقی ومذهبی انراداشته باشد که انحصار وفقط از قوم فاسد قاجاریه متولد شده اشند ولی با نشریات فاسد دولت دمکراسی مشروطه وواواع وزارتخانه ها ای فاسدش ی این الگوهای فرهنگی جدید سازانگلیس ویا قو پرستانه جدیدش وپوشش مذهبی وتفسیر مذهبی می شد ویا بوسیله حقوق بگیران انگلیس وتفسیردینی میشد که که کتاب ایرانی حقوق بگیران انگلس ویا کتاب یا مهدی بامداد ویا کتاب سر آرتورهار دینگ ویا کتا ب اسماعیل رائین واسامی هم انانرا هم و در کتابشان ذکر کرده است وتا از منافع وجغرافیای زیست همه اقوام ایرانی وفقط منافع یک قوم واحد قاجاریه باقی بماند ویا منافع رئیس قاجاریه باقی بمند! ویا با شعار اسکان قبایل ویا با شعار جلوگیری از سرکشی اقوام ووانفال مجلس مشروطه قومی وانواع اراضی افشار ها ویا اراضی قشقائها ویا اراضی کردها ی کرمانشاه ویا قبایل بلوچ ویا بختیاری وکرمانی ومصادره شده ویا به نفع فرمانفرما قاجار ویا نظام السلطنه ویا ظل السلطان ویا امین السلطان ویا سالارالدوله وغیره مصادر شده ویا جهت عدم اعتراض مردم بلاد وانواع ژاندارم سوئدی ویا پلیس هندی ویا قزاق روسی در جاده ها وشهر ها استخدام شده ویا مستشاربلژیکی وفرانسوی ووبرای چپاول مال مردم ودر وزارت دارایی انگلیسی وقاجاری یی استخدام شده ویا افسر اتریشی ویا قزاق روسی ودر نظمیه زور گویانه شهرها استخدام شده ویا پلیس هندی وبرمه ای را وبا خواست انگلیسها وبه انواع شهرهای جنوب اایران وتا شهر های کویری واصفهان بیاورند ویا انواع معلمین اروپایی را در دارالفنون ووزارت فرهنگ ومعارف واوقاف قاجاریه استخدام بکنند که کتابهایمنحرف ویا تدریس مغرضانه در مورد تاریخ وجغرافیای درخشان اقوام اسیایی بکنند ویا وکاتبهای منصف وزارتخانه های مردمی سابق را عوض کرده ویک مشت کارمند دغل قاجاری را در 12 وزارتنخانه زیر نظر افسران انگلیس وپلیس مخفی انگلیسی را استخدام بکنند که مرتبا اموال مردم را بالا بکشند ودر حالیکه هیچ کدام از کاتبهای اداری دوره مغول وهیچ کدام از نژاد مغول وقوم مغول نبودند ویا بضر روستائیان ایران ومالیات اجحاف امیز نمی گرفتند ویا دیوانهای عصر مغول را به دزدی وفساد اداری نکشانده بودند ولی رونشناسی اجتماعی نظام کارمندی عصر قاجاریه وبا چنین چهره زشت اش واز سوی نشریات جیره خوار همان عصر مشروطه و "دولت مدرنیته ایرانی ها "جلوه داده ویا "قانون اساسی مشروطه مدرنیته "جلوه داده می شد ولی همان دیوانهای اداری سلم مغول ویا با کاتبهای ایرانی درست کاروبا وجدان عصر مغول وتیموری وهمگی "دولت وادارات عقب مانده آسیایی "جلوه داده می شد وبر عکس چنین سیستمی را ومجلس ملی ویا ایرانی دانسته ویا نمایندگان مقدس برای رای دادن جلوه می دادند وبرعکس سلب املاک اقوام دیگر وبزور مصوبات کمیسون اقتصادی مجلس ویا دایره بودجه ریز ان وکارمندان سازمان برنامه واداری دارایی فاسد ان عصر رواج می یافت ولی وروزنامه های جیره خوار ریاست قبیگی سالم روسای قا جاریه مردم ایران وبراقتصاد منطقه ای وبومی استانها نپذیرفته " دانسته وبرعکس ارتش بومی اقوام را ارتش یاغی دانسته ولی ارتش قزاق وزندارم ونظمیه بیگانه را ارتش ملی "ارتش مدرن " ویا "قانون اساسی کاملا قبیله ای آنها"را و "دموکراسی واجب دینی "برای ایرانیان جنجال می کردند ووبا این شعارهای دروغ نشریات بود که در چاپخانه میرزا صالح انگلیسی وغیره بود وچاپ می شد واز انگلستان به خیابان پامنارتهران اورده بودوسابقه نوکری اجنبی وی هم ودر اغلب کتابهاست درابتدا قوم ساده لوح افشار ها و شعار دولت خواهی دلت سالم افشاریه را رها کرده واز دوروی خانواده ونواده های نادرشاه پراکنده شدندوتا اغلب خانواده نادرشاه وبوسیاه برخی از نگهبانان قاجاری خیمه اش ویا افراد خائن دیگر سرپرداش کشته بشوند وتا انگلیسها بتوانند دولت بعدی ایرانی را واز میان قوم قاجار برگزیند ولی نمی دانستند که از معیشت دامداری ویا زراعی 1000 ساله انان هم نخواهند گذشت ویا نخواهند گذاشت که مدیرت بومی واستانی اراضی زراعی ویا زحمتکشی در باغ ومزرعه ومرتع تاریخی اشان هم ودردست آنان باقی باشد وچراکه "قوم سطله طلب انگلیسها ویا جیره خوار قاجاری" آنان هم وهمین "مدیریت ساده کشتزار ها ی خویشاوند ی گونه آنان را هم برای همان قوم بزرگ افشار نمی پسندیدند که ازشهر ارومیه وتا کرج واز قوم بزر گ افشاربود ویا اراضی تاریخی انان بود وهرچند وتا 102 سال بعد ازمرگ نادر و وهنوز بقایای سیستم تشکیلات اداری ووزارتخانه های عادلانه وآسیایی عهد وی وهنوزباقی بود که نظیر تشکیلات اداری عصر سلجوقیان ویک نوع ووزارتخانه های مردمی بود وبعلاوه مردم ایران وبا دولت انان از استثمار انگلیسها ی اجنبی ومصون اداری بود ولی تشکیلات مردمی سابق ومورد پسند مستشاران انگیسی در دربار قاجاریه نبود ویا در نظر انان ونباید که پایس قاجاریه ونظیر داروغه های قدیمی وپادگانهای قدیمی ونظمیه قدیمی ویا وزارتخانه ها ویا گمرک ویا بانکها وروسایشان از میان اقوام ایرانی با شند وتا دلسوزی به رعیت ایرانی داشته باشد وبلکه باید که پلیس ژندارم سوئدی ویا افسر هندی پلیس جنوب ویا افسر اتریشی نظمیه ویا قزاق روسی وبا سربازان چافو کش والواط شهر ها توام باشند ولذا ارتش ویا داروغه خانه مردمی قدیمی ویا محتسب شهری قدیمی حذف شد ند ویا داروغه خانه مردمی مدل دولت تیموربان ویا دولت سلجوقی ویا دولت مغول آسیایی ویا دولت نادرشاهی حذف شد ند که همه شهرها ویا جاده ها را ودر آسیا را امن کرده بودندومستندا در کتابهای تاریخی آمده است ولی دردولت قاجاریه به درد وزارتخانه های استثمار آور انگلیسی ها ودر دولت قوم پرست قاجار یه نمی خوردند وبلکه نظمیه ای شکل گرفت که اموال ویا اراضی هیچ قوم ایرانی واز دست انان وامنیت نداشت وهرچندتا مدتی والیان گمارده زندیه وقاجاریه وهنوز تا زمان ناصر الدین شاه وقدرت واقعی دراستان زنجان وبرای پیاده کردن اهداف پنهانی حکومت خود نداشتند وزیرا هنوز "تشکل قومی افشار ها وجود داشت ویا تربیت خانوادگی انان چنین بود وتا مدتی مانع تحقق اهداف قاجارها بود "وچراکه بخاطر آن بود که از قتل نادرشاه افشارو در سال 1161هجری وتاسال 1266 هجری ویعنی تا ابتدای حکومت ناصر الدین شاه قاجاروهنوز بمدت 102 سال بود که اقتدار محلی حکام افشار زنجان از بین نرفته بود که اراضی اشان ویا منافع اقتصادی اشان ودر بازار شهر ها یشان ومورد طمع اقوام دیگرایرانی باشد ویا توسط گروههای ذینفوذ دولت ومورد طمع قرار بگیرد ! وبعلاوه در امور فرهنگی هم ومقتدر بمانند !وبعلاوه در همان ابتدا واز چند روحانی مهم قوم افشاری خودو تبعیت مذهبی وفرهنگی می کردند که درحوزه فقهی کربلا ودرس خوانده بودند وتا با وعظ های جهت گیرانه خود و منافع فرهنگی بقیه اقوام دیگر را وبه درون سرزمین آنها نکشانند! ولذا یکنوع شالوده قومی وسیاسی – فرهنگی 800 ساله گذشته وتا سال 1267هجری باقی بود ویا عضو پذیری ویا جامعه پذیری ویا تربیت قومی خاص می شدند ویا در 800 ساله دوره قومیت خودشان را داشتند وبعلاوه نهاد سیاسی قومی افشارها وبا این اسلوب فرهنگی قدیمی ویا با سبک فرهنگی اجدادی ودائما فرزند آوری کرده ویا تربیت سیاسی خاص می گردیدند ویا این سبک فرهنگ قومی هم دوام داشت (ویا توسط قوم اوشار های غز ویا توسط افشاریه اخیر وحفظ می شد )وفرهنگی که ابن فضلان ودر نزد آنا ن دیده بود ویا در قرن چهارم هجری دیده بود وبعلاوه "سبک فرهنگی آنان "را هم ودر سفرنامه خودش وذکر کرده است !ولی بعد از آمدن به ایران وتنها با پذیرش "اموزه های دین اسلام "و"بعلاوه با آموزش جدید نظم اداری خاص ویا تربیت شدن مجدد وتو سط "ویا از خواجه نظام الملک طوسی ومطالب اداری از وی یاد گرفته وساختار قومی سنتی افشاری اشان ومستحکمتر گردید وبا گذشته فرهنگی اشان و تغییراندک اداری یافت ولی هنوز در طی 800 مزبور وکمتر تفاوت یافته بود ونتیجتا "فرهنگ قومی اشان باقی بود ویا اندکی پیچیده تر" از گذ شته شده بود که در ناحیه منقشلاق خوارزم زندگی می کردند ویا رهبر قومی اوشار های غزترک هم ودر "قلعه نظامی قشلاقی "منقشلاق کناره دریاچه خوارزم مستقر بود که انرا " منقشلاق خوارزم " می نامیدند وتیره های قوم ترک مزبور هم و زمستانها واز نواحی ئیلاقی کوههای بلند آسیای مرکزی می امدند که منشائ آبریز رودخانه های خروشان سیحون وجیحون بود وتابستانها هم ومراتع پراکنده قومی مختلف ودر کوهها ی بلند داشتند ولی تجمع قومی اوشارها در یک مکان ویا افشارهای غز و تنها زمستانها و"مجتمع "بود وآنهم در مراتع زمستانی اشان ودر اطراف قلعه منقشلاق شمال خوارزم بود که رهبرشان در داخل قلعه حکومتی مزبورو زندگی می کرد ولی بقیه اقوام اش ویا در چادرهاواوبه های تیره هاوطوایف اوشار غز ودر اطراف همان فلعه قومی مزبوربود وبه مدت چندین ماه زمستان گذرانی در مراتع اطراف دریاچه خوارزم داشتند ویا در یک "شهرچادری بزرگ زمستانی ویا موقت وهمان غز های اوشار"زندگی جمعی داشتند که یک شهر قومی بدون کوچه ودیوار خویشاوندی بود ونیز کناره دریاچه زیبای خوارزم که در ناحیه قشنک اسیا بود ویا پر از مرتع زار های زمستانی بود ولی درایام بهارودیگر کسی درهمان شهر چادری باقی نمی ماند ویا در اوبه های منقشلاق باقی نمی ماند وبلکه همگی دوباره به مراتع کوههای بلند وکوچ تابستانی می کردندومترق می شدند وهمانطوریکه در منابع تاریخی هم آمده استکه وقتی سلجوقیان غزو "دولت غزنویان" را شکست دادند وتنها توانسته بودند که خراسان را تسخیر بکنند وزیرا جمعیت تیره سلجوقی غز اندک بود وبهمین دلیل وبرای تسخیر بقیه نقا ط امپراطوری خویش واز بقیه اقوام غزکمک خواسته ودر اطراف دریاچه خوارزم وترکستان آسیای مرکزی ویا دشت قبچاق ترک وکمک خواستند ویکی از آن قومها ترک هم که همراه الب ارسلان سلجوقی وبه ایران آمدو"اوشارهای غز بودند ودر دوره سلجوقی ورهبرشان شمله اوشار ویا قفشود ( قفچق )ترک بود ویا در جنگ با امپراطور روم شرقی شرکت کرد ند ویا لشکر امپراطور روم شرقی را ودر جنگ ملازگرد ترکیه شکست داده ویا شخص امپراطور روم شرقی را ودستگیر کرده وبه حضور الب ارسلان سلجوقی آوردند وهمگی قوم قفچق( قفشودغز ) وقوم اوشار غز بودند که قبلا در اطراف دریاچه خوارزم بودند وقوم شجاع ویا سلحشور وزیبایی که مولود هوای ملایم ومعتدل خوارزم آسیایی بود ولذا کتاب آثار البلاد قزوینی هم در دوره سلجوقی نیز واز زیبایی اقوام زنجان ودر کتابش یاد کرد ه است که قبلا ترکستان اسیا نامیده می شد وبعداز مهاجرت ترکها به غرب اسیا ویا با استقرار شاخه ای از مغولها واین بار نام اوزبکستان گرفت وبعلاوه غز ها ی ترک واز بچگی هم وطوری تربیت خشن می یافتند که کسی در تیر اندازی ویا در تیر وکمان کشیدن ویا در سوارکاری با اسب وحریف آنان نمی شد وبه همین دلیل هم وبه سلطان مسعود غزنوی گفته بودند که اگر انگشت سبابه بچه های ترک غز را نبرید که تیر کمان راو با مهارت تمام می کشند وقطعا باید بدانی که شکست خواهی خورد !وبعلاوه در منابع تاریخی هم آمده است که ملکشاه سلجوقی ودر ازای پاداش این نوع از شکست دادن روم ویا دستگیری امپراطور روم شرقی وتوسط انان ومراتع تابستانی وزمستانی کوهستانهای دو سوی رودخانه قزل اوزن را به انها داد که شامل مراتع کوهستانهای طارم وماهنشان و ابهر رود وزنجانروداست که شعبه قزل اوزن بود که به این قوم ترک اوشارغز ویا قفشود غز داد وتا مراتع قزل اوزن را وجایگزین مراتع سابق ایلی زمستانی وتابستانی دو سوی سیحون وجیحون سابق بکنند وتا در زیست گاه قومی جدیدشان وبتوانند ومعیشت دامداری وزراعی سابق خود را احیائ کرده واز دست ندهندوهر چند مرغوبیت وزیبایی اراضی سابقشان واز مراتع ایران بهتر بود ویا خواجه نظام الملک سلجوقی هم برای پاداش کارشان ودر مدت سی ساله وزارت خود ودردوره الب ارسلان وملکشاه و"بازار سلجوقی زنجان" را برایشان ساخت ویا درمحوطه بالای قلعه ساسانی زنجان برایشان ساخت که قبلا یک صحرای خاکی بیرون قلعه ساسانی بود ویا در محله زیر امام زاده زنجان هم وخانه های گلین ساختند که زمستانهای سردی را داشت ونیز آنها و متقابلا ودر ایام جنگها هم وبمدت 164 سال وهمراه شاهان سلجوقی ودر همه جنگها ی دوره سلجوقی وشرکت داشتند وبعدا نیز که شاهان خوارزمشاهی ودر دوره تکش خورزمشاهی به ایران آمدندوبرخی از سردارنشان وا زشاخه ترکان قنقلی خوارزم بودند ودر مقابله با مغول ها ویا دشمنان دیگروبا هم اتحاد یافته واین بار چند دهه هم وازآ نان وکمک گرفتند ورهبرشان در این دوره تاریخی وفرزندان قفشود ویاشمله ویا جاولی ویا آیدوغموش واوغلمش ومنگلی وغیره بودکه اسامی اشان ترکی بوده ویا در منابع تاریخی امده است ولذا در طی این 800 سال مزبور و"قلعه زنجان "وقلعه مرکزی انان بود وهمان "قلعه سابق زندیگان ساسانی" که در لبه زنجانرود واقع بود ولی چهار قرن تمام ودر دست اعراب بود ویا در دولت های تابعه آنان قرار داشت ولی از ابتدای حکومت الب ارسلان سلجوقی وبدست این ترکهای غز افتاد وجایگزین "قلعه منقشلاق خوارزم"سابق شد که جغرافیای مرکزیت جدیدشان زنگان هم وطوری بود که راههای مواصلاتی همه دهات اطراف قزل اوزن ویا همه شهر های دیگر ایران وهمگی ومجبور به عبور از مقابل "قلعه زنجان" بودند که از دوره اردشیر بابکان ساسانی واستقرارداشت وبا این تفاوت که این بار ویک قلعه مستحکم زمستانی بود ونیز به نقل کتاب حمداله مستوفی واردشیر بابکان هم وهمان قلعه ساسانی چند هزار گامی خود را ودر لبه زنجانرود ساخته بود که مالیات راهداری واز اغلب کاروانهای جاده ها بگیرد !که فقط مجبور به عبور از جلوی همان قلعه ساسانی زنجان بودند ویا در لبه زنجانروودر تپه جنوب خیابان سعدی جنوبی کنونی ومستقر بود واکنون هم وهمه کامیونها ویا قطار ها نیز و مجبورند ویا از همین ناحیه عبور می کنند وآری مکان تجمع قومی جدید تیره ها وطوایف مختلف افشاروبه این مکان اسباب کشی نمود که تحول مالکیت وقومیت ونظام فرهنگی افشار ها را از نظر "علم مردم شناسی" نشان می دهد ویا در طی 800 سال گذشته وتا سال 1266هجری واز" قلعه منقشلاق خوارزم اسیایی "وبه "قلعه زنجان آسیایی" تغییر مکان جغرافیایی "داده بود ند وبا این تفاوت که در منقشلاق زمستانی سابق وبا هوی گرمش وفقط یک قلعه داشتند ولی بعد از مرگ نادرشاه افشار و9قلعه نظامی در زنجان داشتند ویا حدود 9 خان افشارشهرستانهای مختلف اطراف زنجان هم وشهر مرکزی اشان زنجان بود هرکدام نیز یک قلعه نظامی ودرشهر مرکزی زنجان داشته که عمارت نظامی انان ودر مکان مرکزی استقرار قوم افشار ها ویا دو طرف خیابان زینبیه کنونی ویا در دو طرف سعدی وسط زنجان ساخته بودند ونهایتا این 9 قلعه نظامی خانهای افشاری مختلف زنجان و102 سال دوام آورد ویا سکنه اطرافش هم وازطوایف تیره های مختلف افشارومحله گزینی در زنجان کرده وهرکدام نیز یک مسجد قومی مثل مسجد عباسقلی افشار زنجان ویا مسجد نصرالله خان افشار زنجان ویا مسجد عبداله خان افشار زنجان ودرمحله و کنار قلعه خود ودر دوره زندیه داشتند ولی در سال1266 والی 1267هجری وهمگی خراب شدند ویا همگی سکنه شهرهم تنها در 48 سنگر دسته جمعی بودند که در همین سال وهمگی وبا 11 ماه توپ باران ویران شدند که ناسخ التواریخ ویا کتب دیگرتاریخی ا ز آنها نام میبردند ونیز در انها وحدود 23 هزارنفر سکنه افشاری زنجان واز جمله زن ومرد ویا کودک زنجانی وبمدت 11 ماه تمام ومقاوم کرده وبجای زندگی در خانه خشتی خوددر شهر زنجان که مقاوم در برابر توپهای انگلیسی قاجاریه نبود وتنها در این 48 سنگر جمعی زندگی می کردند ویا در همان قلعه ها زندگی جمعی دفاعی می کردندونظیر مقاومت "تیمور ملک "که خان شجاع قنقلی ترک شهر خجند ودر برابر مغول بود که همه مورخان انرا حماسه نوشته اند ونهایتا به نقل "کتاب جنگ زنجان" وهمگی زن ومرد وبدون تسیلم شدن ویا خیانت به همدگر وکشته شدند ودر نهایت با قتل همه آنان واین بار "خان بزرگ قاجاری زنجان "و پیروزگشت ویا با کشتن "اغلب افشار های زنجان "وبر کل شهرودهات استان حاکم شد ویابر کل دهات استان دست انداخت ویا همگی را صاحب شد که در مقاله بعدی ام ومکانیزم آنرا می نویسم ویا اسناد آنرا ودر مقاله بعدی ام ارائه خواهم داد ولذا اسناد نشان می دهد که کل دهات استان ویا مراتع ان وبه تملک قاجار ها درآمد ! وآنگاه تابلواغلب کاروانسرا ها ویا کوچه ها عوض می شود ویا تابلو مسجد های زنجان وعوض شد ه ویا اسامی مالکین دهات افشاری را هم وبعنوان "ملک قاجاریه" ثبت نمودند ولی هنوز نتوانسته اند که اسناد تاریخی آنرا وعوض بکنند ! وآری تا دوره ناصرالدین شاه قاجار وعملا"همه والی هاویا حکمرانهای قاجار"ودرزنجان کم قدرت بودند ویا گمارده های سه شاه قاجارو بر خمسه زنجان وابهر وقیدار وطارم وماهنشان وزنجانرود وهنوز قدرت چندانی ودر استان زنجان نداشتند !ویا امام جمعه ها ویا شیخ الاسلامهای قاجاری هم واقتدارمذهبی در زنجان نداشتند ویا ملاباشی های گمارده آقا محمدخان قاجاروفتعلیشاه ویا محمد شاه هم برزنجان وقدرت مطلقه مذهبی در زنجان نداشتند ولذا مدت 70 سال وکسی از زنجانی ها ودر پشت سر امام جمعه منصوبی فتعلشاه قاجار ودر زنجان ونماز جمعه نمی خواندند وبلکه همگی به نقل کتاب ناسخ التواریخ ویا کتب دیگرتاریخی وهمگی مسلحانه ودر پشت سر "امام جمعه افشاری زنجان" ودر مسجد حجت زنجان ونماز می خواندند که قبلا و در دوره سلجوقی هم ومسجد جمعه قدیمی زنجان بود و یا در ایام مزبورهم و کسی از گمارده های مالیاتی فتحلیشاه قاجار ویا محمد شاه قاجارو در زنجان را وکسی تحویل نمی گرفت !ویا در دهات زنجان وهم قدرت اخذ مالیات زراعی را نداشتند ودو تن از حاکمان قاجارزنجان هم بخطر تجاوز به زنان افشاری ودر زنجان کشته شدند ولی بعد از سرکوب مزبور وهمه چیز عوض گردید ولذا تاریخ فرهنگ ویا زبان ویا تاریخ بنا ها ویا سوابق شهر شان نیز وعوض شد ودیگر مورد قبول میراث فرهنگی قاجاریه نبود ویا مورد قبول منبرها ویا رسانه ها وآموزش پرورش تازه تاسیس قاجاریه نبود ویا مورد قبول دانشکده های تاریخ کشورنبود که اغلب اساتیداولیه اش و از خویشاوندان قاجار هستند ویا در مدرسه دارالفنون قاجاریه ودرس خوانده بودند ویا در موسسه پژوهش و تاریخ شناسی قاجاریه خیابان فلسطین کنونی هم وموسسه زده اند وتابحال 140نیز جلد کتاب هم وبه نفع خوانین حاکم قاجارو کتاب چاپ کرده اند ولذا تاریخ قدیمی زنجان ویا افشار ها و مورد قبول کارمندان کنونی زنجان نیست که بقایای عناصر وزارت فرهنگ ومعارف واوقاف ساخته ناصر الدین شاه هستند ویا حکم گرفته های مظفرالدین شاه واحمدشاه ودر نظام فرهنگی زنجان ودبیرستانهایش هستند وقبلا در دولت افشارها هم وچنین وزارتخانه فرهنگ ویا معارف نبود ویا میراث فرهنگی و دردوره نادرشاه افشارنیز وجود نداشت ویا در دوره الب ارسلان سلجوقی هم ویا در آق قویونلو ترک هم در زنجان نبود که سند بدهند که کارمندان میراث فرهنگی دروغ می گویند که مسجدهای زنجان وهمگی ساخته عصر قاجاریه است وبلکه حداقل می گفتند که 30 مسجد زنجان واغلب ودر دوره دولتهای ما سلجوقیان ترک ویا دولت قرا قویونلو وآق قویونلو ترک وافشاریه ترک ساخته شده اند ومتعلق به عصر قاجاریه نیستند ؟ وبعلاوه اسناد کلاویخوویا کتاب دارالعرفان خمسه هم وگواه انست ویا تاریخ آن مسجدهای قدیمی زنجان را گواهی می دهند ! وآری بعد از سرکوب شدید زنجان وفرهنگ شهر هم عوض شد ویا به ضرر مردم این شهروعوض شد ویا صرفا به نفع منافع حاکمان قاجاری و تفسیرفرهنگی ویا تفسیر تاریخی ویا تفسیر مذهبی میگردیدند ولی این امر ودر استانهای دیگر ایران وهنوز طور دیگری می باشد که قومهای دیگردارند که نظیر قوم کرد ویا قوم لرستانی ویا قوم بلوچ وترکمن ویا عرب وایلامی داشتند ویا در برخورد با آنها ویا درشیوه معیشت اقتصادی خودشان هم واندکی فرق دارند وزیرا حاکمان قاجاری ایران وبه آن استانهای دیگر ایران و مثل استان افشاری زنجان وزیاد ستم فرهنگی نکردند ویا ستم اقتصادی نکردند وبعلاوه املاک ویا دهات ومراتع قومی آن اقوام دیگر ایرانی را هم وکمتر مصادره شد ویا تا سال 1342 شمسی و یا تا دوره اصلاحات ارضی واز دستشان نگرفته بودند ! ویا مالکیت قومی اشان هم وبر اراضی مادر زادی اشان وتا اواخر دولت پهلوی نیز وهنوز نسبتا ادامه داشت ویا حداقل تا سال 1342شویا اصلاحات ارضی ادامه داشت وبرقرار بود ولی املاک ودهات اقوام افشاری زنجان وزودتر غصب گردید ویا 170 سال قبل واز دستشان بیرون رفت ویا جلوتر از همه اقوام ایرانی واز دست آن قوم افشار و خارج گشت ویا به نفع خاندان قاجاریه ومصادره گردید ویا از دوره ناصرالدین شاه قاجارومصادره گشت وبعلاوه تاریخ بنا ها ویا تاریخ مسجد ها ویا تاریخ کاروانسرهایش ویا نام مالکین قدیمی دهاتش هم وعوض شد ! ویا با سرکوب وقتل عام 23 هزار سکنه افشاری زنجان وعوض شد که توسط 11 ماه توپ باران شدید زنجان بود وهمگی مردند ویا در سال 1266 – 1267 هجری وبوسیله ناصرالدین شاه قاجار واتفاق افتاد ولذا "قومیت ومنافع شهروندی افشارهای زنجان "ومصادره گشت ویا دهات استان زنجان ویا درآمد زراعی اشان هم وصرفا وبه نفع حاکمان قاجاریه در استان زنجان ومصادره گشت و ویا کاروانسرها واملاک شهرهایش هم واز چنگ تاجران وزارعان وصنعتگران افشاری استان زنجان بیرون آمده ویا به نفع تاجران ومدیران وکارمندان گمارده قاجار وتبدیل گشت ! وبعلاوه روحانیون افشاری آنها هم ومردند ویا حذف شدند که حدود 400 نفرروحانی بودند ویا در واقعه مزبور وهمگی قتل عام شدند ومثلا شاگردان ملا محمد علی زنجانی که همگی کشته شدند ویا ملا قربانعلی که بعدا به عراق تبعید شد وبرعکس روحانیون وابسته به قاجاریه و نفوذ یافته ویا در استان زنجان قدرت وعظ بیشتروبه نفع قاجاریه یافتند ودر ازایش مالک تعدادی از املاک غصبی دهات زنجان هم شدندکه در اسناد بعدی امده است وتا هژمونی سیاسی حکمرانهای قاجاری را وبا تبلیغات مسجدی خود وتقویت بکنند! ویا بتوانندکه برقوم سرکش افشاری وامکان دستور دهی های قاجاریه را و"مشروعیت دینی "بدهند ! وبهمین دلیل هم وحدود 30 مسجد قدیمی زنجان هم وعنوانش عوض گشت ویا بوسیله اداره فرهنگ ومعارف عصر قاجاری زنجان ویا مدیر گماشته قاجاری اش وبنام ان روحانیون دولتی قاجاری تابلو گذاری شدند که حکام قاجاریه وآنها را از سایر استانها آورده بودند ویا از شهرها ی دیگر ایران ویا از بلاددیگر و به زنجان وابهروهیدج وآورده بودند ویا با سیاست آنان نیز ونام مسجد های قدیمی زنجان هم وعوض گردید ویا بنام مسجدهای ساخته قاجاریه درزنجان وعنوان گرفت وبرعکس نام مسجد های عصر سلجوقی ترک زنجان وهمگی کنده شده ویا نام مسجد های قراقوینلو ترک ویا نام مسجدهای آق قویونلو ترک وویا مسجد جمعه ساطان یعقوب اق قویونلو عوض شد وعنوان قاجاریه یافت ویا مسجد های افشاریه ترکهم وعوض شد که بالای 25 الی 30مسجد قدیمی بودند ودولت های ترک سابق ودر دوره تاریخی خودشان ودرشهر زنجان ساخته بودند وتاریخ کلاویخوویا کتاب دارالعرفان خمسه وغیره واز این مسجدهای زنجان در عصر تیموری وزندیه یاد کرده اند که قبل از عصر قاجاریه هستند ولی اداره فرهنگ واوقاف عصر قاجاریه ومنکرآنست که صرفا یک مامور ومدیر قاجاری منصوبی ودر زنجان گمارده بود ولذا آن وقایع مذهبی وتاریخی گذشته شهرزنجان ویا دهاتش را وانکار می کنند ! وتا بر سر درب همه مسجد های زنجان و"ساخت عصر قاجاریه "نصب شده ویا رواج فرهنگی بیابد که برخلاف نص ایه الباقات صالحات می باشد ویا نام کارونسراهای قدیمی ویا عنوان پل ها وحمام ها وآب انبارهای سنتی قدیمی شهر وعوض شد که همگی ساخته خیرین مسلمان چهار دولت ترک سلجوقی وقراقوینلو واق قوینلو وافشاریه ترک بودند ! ولی بعد از تخریب زنجان وبوسیله ناصر الدین شاه قاجار ویا بوسیله سربازان 20فوج نظامی اعزامی اش به زنجان وبا کمک اداره فرهنگ واوقاف قاجاری زنجان وهمگی عوض شدند وهمراهش قومیت تاریخی زنجان را وحذف فیزیکی وفرهنگی کردند ونهایتا همگی بنام کاروانسرای قاجاریه عنوان گرفت و یا بنام حمامها ی قاجاری ویا آب انبار ها ومسجد های ساخته عصر قاجاریه ونامگذاری شدند ! ولذا از دوره ناصر الدین شاه قاجاربه بعد واین نوع امحائ فرهنگی ودر زنجان ادامه یافت وبعلاوه بعد از سرکوب خشن شهر وقدرت غصب ویا قدرت تملک دهات زنجان هم وزیادتر شد که اسناد مقاله بعدی ام وگویای انست ویا بوسیله حکام قاجار ویا ماموران مالیاتی ودر اداره دارایی قاجاریه زنجان وزیادتر شد ویا برعکس واقتدار سیاسی وقدرت دستور دهی حکمرانهای قاجار هم وبر زنجان وابهر وطارم وماهنشان وزیادتر گردید وبرعکس درآمد زراعی ودامی ویا دستمزد حرفه های شهری هم کم گردید ویا درامد انواع تیره ها وطوایف مختلف افشاری استان زنجان وکاهش یافت که باعث شد که اغلب سیاحان اروپایی واز فقرزیاد مردم استان ویا از کثرت گداییها ودر شهرزنجان ودهاتش ودر دوره قاجاریه سخن می گویند ویا از مرگهای فراوان ناشی از گرسنگیها ی سکنه زنجا ن ویا دهاتش سخن می گویند ویا در آن عصر50سال سلطنت ناصری ویا بعد از ویرانی کامل زنجان سخن گفته ویا بعد از سال 1267 هجری وهمگی خبر می دهند که مستندا ودر آثارچاپ شده حداقل 20 سیاح اروپایی وآمده است که ازشهر زنجان گذشته اند وهمگی در مکتوبتشان وخبراز فقر ویرانی می دهند وبعلاوه باعث شد که "مالکیت قومی افشاری آنها هم وسلب گردید ویا بردهات ومراتع پیرامونی استان زنجان و از دستشان خارج گشت ! وتا بصورت رعیت ساده وزارعان فقیردر بیایند که تنها برده های حاکمان قاجاریه ودراستان بودند ! وبعلاوه در مکتوبات تاریخی هم وزود تر از همه و"هویت قومی خود "راواز دست دادند ! ویا جلوتر از همه اقوام ایرانی وهویت از دست دادند ولذا از این دوره تاریخی ناصرالدین شاه به بعد است که نام " مالکین همه دهات ومزارع "زنجان عوض شد ویا صاحب همه قریه های استان زنجان وعوض شد ه است !ولذا در گزارشات صدها نفراز سفرنامه نویس اروپایی ویا مورخ وفقط نام حاکمان قاجاری ثبت شده است ویا بعنوان مالکین دهات زنجان ومکتوب شده اند که در مقاله اتی ام ذیلم می باشد وبه اسامی آن مکتوبات وگزارش نویسی ها واشاره خواهم کرد! ویا اسامی مالکین قاجاری دهات زنجان واز همان مکتوبات معلوم است که چندین نفراز ممیزان مالیاتی ومستندا ذکر کرده اند ویا در دیوان استیفای قاجاری هم ومکتوب شده است وبعلاوه مامورین دولتی مزبور هم وابسته به دولت قاجاریه بودند ولذا در اسناد مستند وهمه آنها ویا نام همه مالکین دهات زنجان وذکر شده است ویا همگی بنام "مالکین قاجاری و"ثبت وزارت دارایی عصر قاجاریه شده اند ویا ثبت گردیده اند ویا همگی :در گزارشات مکتوب وغیر قابل انکار مستوفیان وزارت دارائی عصر قاجاریه ذکر شده اند ومثل گزارشات میر زا علی اصغر سر رشته داراست که آمده است ! ویا در گزارشات ممیز مالیاتی مهم دیگر عصر قاجاریه ومثل خاطرات بصیر الملک شیبانی آمده است که مستوفی دولتی اعزامی محمد خان اقبال الدوله ووزیر کل خالصات دربار قاجار یه و به شهر زنجان می باشد ! ویا جهت گرفتن مالیات زراعی دولت واز دهات استان زنجان وبه نفع قاجاریه ومرتبا به دهات زنجان می آمد ! ویا در گزارشات عبداله مستوفی دربار قاجار آمده است که در کتاب شرح زندگانی من ذکر شده است که کارمندرسمی اداره دارایی اواخر عصر قاجاریه می باشد ! ویا در گزارشات میرزااشرف که ممیز مالیاتی خمسه قاجاریه بود ونیز به نقل کتاب مرات الوقایع مظفری ومیر زا اشرف وثروت انبوهی واز این راه ممیزی دارایی زنجان وکسب کرده بود ویا در اداره دارایی خمسه وزنجان عصر قاجاریه و بدست آورده بود ویا اسامی ونام مالکین دیگر دهات زنجان هم که در سی والی چهل سفر نامه اروپایی عصر مزبور ودیده می شودکه از زنجان گذشته اند ومثل سفرنامه اوژن اوبن وغیره است که دیده می شوند ویا در مکتوبات وسفرنامه های خود شاهان قاجار آمده است وفرضا در سفرنامه مظفرین شاه وپدرش وپسرش ظهیر الدوله آمده واز فقرشدید مردم زنجان سخن می گوید ویا از بدبختی رعیت خمسه زنجان یاد کرده است ویا در سفرنامه ها واز ویرانی زنجان وخرمدره وصائین قلعه یاد شده است ویا در سفرنامه ناصری ومظفری واز اسامی مالکین قاجاری دهات زنجان ویاد کرده اند که به مستندات آنان هم اشاره خواهم کرد ویا در صفحات وگزارشهای سفرنامه حکام قاجاردر زنجان واشاره خواهم کرد ویا به اسامی مالکین جدید قاجاری وبر دهات زنجان ودر مکتوبات مستند 20 الی 30 حاکم ویا حتی در سفرنامه های خود شاهان قاجاری واشاره خواهم کرد! که فرضا مدتی حاکم زنجان بود ند ویا در برخی از کتابها ویا در یادداشت نامه ها ومثل خاطرات احتشام السلطنه ونظام مافی آمده ویا نوشته شده اند ویا در سفرنامه فرنگستان خود ناصرالدین شاه قاجارآمده است که نام مالکین دهات زنجان عصر خودش را وذکر می کند! ویا در سفرنامه خود مظفر الدین شاه قاجار ویا ظهیر الدوله قاجارهم امده است که مکتوباتی از دهات زنجان دارند ویا در خاطرات احتشام السلطنه قاجاروحاکم زنجان ویا در کتاب مرات البدان وادیب الملک ویا در کتا ب 10 جلدی عین السلطنه وصدرالتواریخ دیده می میشود که مورخان عصر قاجاریه بودند واینجانب مستندات همه آنها را وبا زحمات زیاد جمع آوری کرده وسپس بصورت یک جزوه تحقیقی درآورده ام ویا بنام " املاک ودارایی های قاجار یه در استان زنجان "و تدوین کرده ام وتا برای آیندگان باقی بماند وقضاوت بکنند ودر حالیکه قبل از عصر ناصر الدین شاه "و ایل وقوم قاجار "وملکی در زنجان نداشتند ! ویا دهاتی در جغرافیای زنجان نداشتند! ویا قوم قاجار وقبلا ساکن مراتع ودهات خمسه نبود وبلکه قومی بود که تنها ساکن دهات غرب استرابادویا آق قلعه گرگان بودند ولذا از گذشته هم ومراتع قومی خاص در زنجان نداشتند ویا دهات زراعی ودر زنجان نداشتند که مالک آن دهات خمسه بوده باشند !وبلکه اجدادا وهمه ملک دهات ومراتع اش ومتعلق به ایل افشار زنجان بود ویا همگی در پنج شهرستان خمسه وحدود 1000 سال زندگی کرده وهمگی متعلق به "قوم افشار ترک خمسه "بود ولی بعد از "هژمونی یافتن سیاسی قاجاریه بردولت ایران ودر تئوری مالکیت اروپایی ها از دولت و قوم افشار هم مالکیت خودش را وبنفع "مالکیت قوم قاجار" از دست دادند ولی حداقل 3200 سال قبل ودولت های قدیمی ایران وچنین رفتاری نمی کردند ویا در تئوری مالکیت قدیم اقوام اسیایی نبود ولی نهاد سازی جدید انگلیسها وچنین است وبرای دولت ها نومستعمره انگلیسی ودر خاک اسیا وچنین مدل احمقانه از مالکیت وجود دارد که ملک یک قوم وبراقوام دیگر در بیاید ویا در تئوری سازی از " نهاد دولت در آسیا" وچنین مدلی ساخته شده بود وهنوز هم اثرات فرهنگی این نوع مدل وتئوری دولت ویا حقوق مجلس برمردم ایران وچنین است ومورد قبول بسیاری از نویسندگان حماقت پیشه شده است که مفهوم ویا "فلسفه مشروعیت دولت" را نفهمیده اند ویا نمی دانند وبا این فلسفه سازی نوین دولت ودر مکاتب انگلیسی وطراحی گردیده است که املاک یک قوم بزرگ ایرانی ومثل قوم افشار ویا بقیه اقوام وبه سلطه چند نفر اولیگارشی ذینفود در دولت در بیاید که سر گروه شرکتهای هرمی مجلس ویا دولت هستند وبا این فلسفه بود که در دوره ناصر الدین شاه قاجارهم وهمه حقوق ملکی زنجانی ها سلب شد ویا زمین های زراعی آنان ویا مراتع دامداری اجدادی اشان ووتوسط قاجاریه سلب شد ولذا تسلط بر ملک سابق خود را وازدست دادند !"ویا از "هژمونی اداره درآمد خانوادگی واجرت کار خود ومحروم شدند که 5000 هم چنین نبود !ویا حقوق ملکی جمعی خود را ودر انواع دینهای آسمانی نیز داشتند ولی این بار با "دین سازی جدید انگلیسها "اسلب شد ز بین رفت ویا با مفهوم سازی مافیایی واز مفهوم دولت ومجلس مشروطیت "واز دست دادند "
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ توسط دکتر محمد خالقی مقدم
|
این وبلاگ شامل :