اوستا کتاب مذهبی ایرانیان وآیات حقوقی وسیاسی

وحکمرانی واداری ومالکیتی اوستا( بخش اول)

پژوهش:از دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس حقوقی

باید بگویم که تولد علم جامعه شناسی واز اوگوست کنت ودر سالهای 1798الی 1857 شروع گردید وبعدا شاگردانش ومثل امیل دورکیم وشاخه های تخصصی "علم جامعه شناسی دینی" و"علم جامعه شناسی حقوقی "را متولد نمودند ویا در کتاب " شکل ابتدایی حیات دینی" ویا در کتاب "جامعه شناسی حقوقی خودش" وسپس هم وشاگردانش مثل " لوی برول " ویا مارسل موس ودر کتابهایی مثل " ذهنیت ابتدایی و؛غیره خودشان وآنرا تکمیل نمودند " ونیز در سالهای بعدی هم وژرژ گورویچ فرانسوی وبا نوشتن کتاب "جامعه شناسی حقوقی" خودش وآنرا تکمیل نمود وبعلاوه در رابطه " دین وسیاست "هم ونخستین بار " بوسوئه وسپس اسپینوزاویا جان لاک وتوکویل وغیره هم وبا نوشتن کتب مختلف و(رابطه نهاد سیاسی ونهاد مذهبی وحکمرانی جوامع مختلف را) وتکمیل نمودند ولیکن متاسفانه در دانشگاههای جدید ایران که عمر 90 ساله دارند وهنوز کسی به آیات حقوقی ویابه آیات حکمرانی و مالکیتی کتاب مذهبی اوستا وکسی توجه ندارد که 3200سال است که در قاره آسیا وجود دارد ویا "نظام رابطه مالک وزارع "عصر زمین داری جوامع ایرانی ویا بین النهرین را نمی داند که اوستا تعیین کرده است ویانحوه زمین داری جامعه آسیای مرکزی راو با آیات حقوقی ومالکیتی بهینه خودش و تعیین کرده است ؟ویا هنوز هم و امروزه که 150 سال است که از "تولد عصر جامعه سرمایه داری در ایران "می گذرد ویااز تولد بانکداری ویا بیمه وبورس ویا پدیده تجارت خارجی ودر ایران می گذرد ولی هنوز" آیات مقدس کتاب اوستا" واین نوع از معاملات جدید بشری راویانهاد های بانکی ومالی جدیدرا ومثل ادیان دیگر آسیایی و"امری حرام "نمیداند !که رابطه بهینه آیات مذهبی اوستا را در "ارتباط دین وسیاست "عصر زمین داری گذشته را نشان می دهد ویا حتی در عصر سرمایه داری جدید را هم ونشان می دهد که چنین رابطه بهینه بین مذهب کنفسیوسی چین ومذهب هندویی کشور هندو وهنوز وجود ندارد !ویا در مذهب دینی اعراب خاورمیانه هم وجود ندارد! ویا در جوامع مذهبی مالزی ویا اندونزیایی هم وجود ندارد! ویا آنهم بامدل سرمایه داری وبانکداری جدیدشان ودیده نمی شود که در آیات قران وبه "امر حرام بانکداری" ویا "بیمه حرام "دراندونزی دچار بشوند که اساس اشتغال دهها میلیون مسلمان نیمه سطحی در اندونزی می باشد وچراکه آنقدر "سواد دینی "ندارند که "معنای دین "را بفهمند ؟"ویا معنای مشکلات عمیق وام گیری بانکی توام با "بانکداری حرام "ویا "بیمه حرام "را بفهمند! وچراکه تئوریسین های این نوع جوامع مذهبی شرق آسیا ویا اعراب مصر والجژایرهم وآدمهای بیسوادی مثل دکتر شریعتی ویا مهندس بازرگان می باشند که با نوشتن کتابهایی مثل "ابوذر سوسیالسیم گرای خدا پرست "وغیره و برای مشهور شدن خودشان وفقط جوانان خام ویا بی خبر این نوع "جوامع سطحی" را فریفته اند که برای درس خواندن ویا برای اشتغال خودشان ویا برای خرید منزل ویا ماشین خودشان وفقط مجبور به گرفتن انواع وامهای بانکی هستند ودر حالیکه قبل از دوره ناصر الدین شاه قاجار در ایران وچیزی به اسم بانک نبود ویا بیمه ویا بورس ویا شرکت تجاری ویا اتاق تجارت ودرسرتاسر خاک ایران نبود ویا حتی در کشورهای خاورمیانه هم وجود نداشت ولی امروزه تنها اساس نظم نوین اشتغال زایی است ویا اساس شغل یابی ودر جامعه نوین سرمایه داری است وبدون وام بانکی تحصیل در این نوع جوامع ممکن نیست ویا امکان تحصیل در دانشگاه صنعتی شریف ویا دانشگاه تهران وجود ندارد ودر حالیکه قران ودر یازده آیه اش وصریحا وهمین نوع بانکداری این نوع جوامع عربی ویا مالزیایی را حرام دانسته ویا ربا خواری حرام دانسته است ! ویا بیمه وبورس ویا تجارت خارجی آن نوع جوامع مذهبی را و( بعنوان حق شفعه )با مسیحیان اروپا را و"امری حرام "می داند!ومثلا در یک آیه قران وربا خواری توام بابانکداری کشور عراق اسلامی را و(قران محاربه با خدا) می داند !وبعلاوه لحن آیات دیگرش هم وشدید تر است که آن ایات را وذکر نمی کنم !ولی آیت الله محمد باقر صدر درعراق ویک روحانی عراقی بود که در 50 سال قبل وبا نوشتن کتاب (البانک لاربوی خودش) وآنرا "توجیه شرعی "کرده است که باعث شده است که امروزه وبانکداری عراق ویا لبنان اسلامی ویکنوع پولشویی کثیف باشد !ویا باعث رواج پولهایی کثیف گردیده باشد ! وکشور جدید چین هم وچنین است !وبا انکه در دین کنفونسیوسی چین ویا ویتنام ویا در دین برهمن های هندی ویا حتی در دین مسیحیت کشور های اروپایی هم چنین است وهرچند مثل دین اسلام نیست وودر دین هایشان وکمتر مخالفتی با بانکداری وجود دارد! ولذا مردمشان در گرفتن وام بانکی ومشکل دینی چندانی ندارند! ویا حتی در "ایات انجیل" مسیحیت هم وچنین است ویازده آیه مخالفت آمیز شدید ودر انجیل با بانکداری وجود نداشته ولی همان جوامع چین وهند هم وبرای رواج بانکداری جدید خودشان و"آئین بودائی ویا کنفوسیوسی "مردم کشورشان را کنار گذاشته اند ویا برای رواج بانکداری جدیدشان ویا برای بیمه صنایع اشان ودر جامعه جدید صنعتی خودشان ومذهب الحادی کمونیسم را انتخاب کرده اند ویا در جامعه معاصر خودش برقرار کرده اند !ویا همان کشور هندوستان نیزو مذهب هندوی مردمش را وکنار گذاشته است واین بار و"مذهب سکولار" را وبرای بانکداری جدید هندو ستان واتخاذ کرده است! ودر حالیکه در تمدن مذهبی زرتشتی ایرانیان ویا در ایات مقدس کتاب اوستا وچنین معضل دینی ویا حقوقی وبا زمین داری قدیم وجودنداشت ویا حتی با سرمایه داری جدید و"مکانیزم بانکداری "آن وجود ندارد !وبرعکس دین زرتشت و حتی سوسیالیسم مذهبی ایرانیان هم قبول دارد !وبهمین دلیل است که جلو تر از همه جوامع معاصربشری بوده وحتی در 18 قرن جلوتر ازبقیه جوامع (ویک نوع سوسیالسیم جدید آسیایی) را و برای دهقانان گذشته ایران و شکل داده بود که اسناد "تحولات حقوقی جامعه ایران"وآن موضوع و نشان می دهد ! وبهمین دلیل است که آیات مذهبی مختلف "اوستا "وهرگونه رابطه ناعادلانه بین "مالک وزارع "را و"مردود دینی "می داند وبهمین دلیل در عصر قباد ساسانی ویا در عهد انوشیروان عادل و"مشکلات دهقانان ایرانی "را ودر "کتاب مقدس خودش و"حل کرده بود ویا دردوره شاهان بعدی اش ومثل شیرویه ویا ایراندخت ویا دوره یزدگرد سوم حل کرده بود واین نوع "عدالت دستمزد تولید زراعی دهقاننان ویا مزد بگیران "وهمگی از دل آیات مذهبی اوستاو "استخراج فقهی وحقوقی "شده بود ونیازی به "تشکیل اتحادیه های جدید کارگری "ویا اتحادیه صنفی ویا عدم سلب شدن حقوق مدنی ودر (کتاب مذهبی اوستا) وجود نداشت !وبعلاوه نهادینه شدن 12 وزارتخانه قدیم آسیایی هم ودرهمان متون مذهبی اوستا وجود داشت ولی درمتون مذهبی جوامع دیگر وجود ندارد وبهمین دلیل دیوانهای اداری همان جوامع وبرخلاف ایران وتنها در چند قرن اخیر شکل گرفته اند ودوایر ایران وقدمت تاریخی ندارند ومثلا دیوانهای اداری چین وتنها درهفت قرن قبل وبا اقتباس فرهنگی از دیوانهای اداری ایرانی شکل گرفت ویا با کمک دو فرد ایرانی شکل گرفت وهمچنین دیوانهای اداری اروپا هم بعد از نوزائی رنسانس اروپایی شکل گرفت ویا تنها در 200 سال اخیر است که "علوم مدیریت اداری" ویا "دانشکده مدیریت "ودر همان اروپا شکل گرفته است ولی در ایران وتکامل دیوانهای اداری در 19 قران وبا کمک اوستا شکل گرفته بود وفلسفه اش انست که اردشیر بابکان ساسانی وبه" موبد باسوادی" بنام "تنسر "دستور داده بود که "ایات اوستا "را ودوباره جمع آوری با دقت بکند که اسکندر مقدونی ویا سلوکیان ودر طی 80 سال حکومتشان برایران وهمه جا کتاب اوستا را جستجو کرده وسوزانده بودند وهرچند اشکانیان ایرانی به جمع آوری آن کتاب اوستا اهتمام کرده بودند ولی چونکه متاثر از فرهنگی روم باستان شده بودند ولذا دقت کامل ودر "کاربست دقیق دستورات همان اوستا "نداشتند ولی اردشیر بابکان که پدرش "موبد باسواد "شهر اصطخر ( تخت جمشید ) بود وجمع اوری دقیق ویا کاربست آن اوستا را به "موبد تنسر" وبقیه موبدان همکارش "ودستور داد وچرا که نجات ایران وازسیستم ملوک الطوایفی در این امر می دید ویا برای رفع فقر دهقانان ایرانی ضروری می دید ویا جهت عدم ضعف در برابرارتش روم باستان لازم داشت ویا برای علاج عدم رشد کشاوزری ویا عدم شهرنشینی در ایران لازم بود ولذا دوباره جمع اوری دقیق اوستا ویا جمع اوری توام با امانت (ابخش های زند وپازند اوستا )را به موبدان باسواد وشجاع ایرانی ودستوراکید داد وهرچند بعد از 14 سال حکومت اردشیر بابکان واو فوت کرد ولی در دوره پسر ش شاهپور اول نیز ( ومانی موبد زرتشتی دیگر ) ونواقص قبلی جمع اوری اوستا را تکمیل نمود و وبا یافتن متون مذهبی واقعی اوستا بود که شاهپور اول توانست ارتش قوی امپراطوری روم را هم شکست بدهد واین بار والرین امپراطور روم ویا 70 هزارسربازش را اسیر کرده وبه عنوان غرامت جنگی و7 سال تمام وهمان سربازان رومی را بکار بگیرد ویا در ساخت وساز نخستن سد سازی بشری در ساخت سد وبندهای خوزستان بکار گیرد ویا برای سد سازی رودخانه خروشان کارون ودر شوشترویا برای عمران دشت خوزستان وهمان 70 هزار سرباز رومی ویا صد ها نفر سناتور روم باستان ویا امپراطور والرین روم واسیر شده را ودر عمران دشت خوزستان بکار گیرد ویا اولین (سد سازی بشری را بکار اندازد )وبرای رشد کشاوزری وپیدایش دهات زراعی خورشتان وفارس وکرمانشاه ودشت سلماس واستفاده از نیروی کار ان اسیران رومی نظامی را وهفت سال تمام ودر ساخت اب بند ها ویا سدها ویا پل های عظیم رود خانه ای بکار گیرد ولذا سدهای ایران وبرخلاف سدهای بقیه جهان قرن ودر 19 قرن قل قبل ساخته شده است ودر حالیکه تکنولوژی سدسازی در اروپا وامریکا وچین وروسیه ومصر وترکیه تنها در دویست سال اخیر شناخته شده است وحتی "سد اسوان رود نیل مصر" هم که روسها ساخته اند وتاریخ 65 ساله دارد ویا تمدن رود نیل وفرات ویا دانوب ویا رودخانه زرد چین ویا پنجاب هند وتاریخ اندکی دارد که قدمت تمدن ایرانیان نسبت به بقیه جهان نشان می دهد وملتی که امروزه ومغضوب همه ملل همسایه اش شده است ویا آواره کشور های دیگر جهان هستند وملتی که در همان تاریخ 19 قرن قبل وشهر دانشگاهی پزشکی جندی شاپور را ساخت ویا بین شوشتر ودزفول را ساخت که دهقانان وکشاورزان بیمار شده دهات خوزستان معالجه بشوند ویا ازطریق همان بیمارستان واطبائ آن شهر تخصصی جندی شاپور و بهره مند بشوند ونیز درهمان دوره 19 قرن قبل که بقیه جهان ودر (جهل تمدنی )جوامع قبیله اولیه بسر می بردند ولی ایرانیان زرتشتی متمدن ودر چهار ناحیه دشت کشاورزی خوزستان وچهارشهر تخصصی ساختند که بعنوان (بازار هفتگی فروش محصولات کشاوزی) بود وتا کشاوزران دهات مختلف خوزستان بتوانند درشهرهای سوق الاهواز ویا در شهر سوق الاربعه (ویا شهر چهار شنبه بازارخوزستان ویا شهر یکشنبه بازار خوزستان )را ساختند ویا همان شاهپور اول ساسانی ودستور داد که برای رشد معیشت کشاوزری تخصصی ونیاز است که تعدادی از روستا ها ی خوزستان وتغییر کارکرد تولید بدهند ویا برای عمران ورفاه بقیه دهات خوزستان وبعضی از دهات وتقسیم کار کشاورزی داده ویا برای تنوع شهر نشینی در خوزستان وبهتر است که حداقل 8 آبادی خوزستان وتغییر کارکرد داده وبجای زراعت صرف دراراضی پیرامونی دهاتشان وصرفا در همان دهاتشان کارگاه تولید پارچه ویا لباس ویا کارگاه تولید زیر انداز ودر همان دهات خود دایر بکنند وتولیدات پوشاک خود را وبا محصولات کشاورزی دهات دیگرمعاوضه کرده ویا در چهار شهر "چهار شنبه باز ویا یکشنبه بازار خوزستان ومعاوضه بکنند وهنوز این نوع تقسیم کار کشاوزی وهنوز قرنها ی زیادی است بین سرخ پوستان امریکا ویا کانادا ویابین سیاه پوستان افریقادیده نمی شود که مردم شناسان به آن اشاره کرده باشند و یا سکنه رنگین پوستان قبلی استرالیا ویا نیوزیلنددشته باشند ویا سکنه زرد پوستان رمه دار و رمه چران چین ویا مغولستان داشته باشند و لی با همان تعالیم اوستا و زارعان زرتشتی خوزستان وفارس وکرمانشاه وگرگان توانستند که آسیابهای آبی بسازند ویا چرخابهای آبیاری ساخته ویا تقسیم اب کارون ومارون وکر ورود گرگان بدهند ویا کارون را به بند های متعدد شطیط وگرگر ومسرقان وبند قیر ووغیره تقسیم بکنند ویا در چندین دشت مهم ایران وتکامل کشاورزی داده ویا تکامل معیشت وآبیاری بدهند ویا مدیرت کشت وداشت وبرداشت بوجود آورند واین بار به بقیه جوامع بشری بیاموزانند وقباد ساسانی هم و200 سال بعد ودر جنگ دیگری که ارتش روم ودوباره برخاک ایران تاخته بود ودوباره همین عمل را تکرار کرد و با فن اوری جنگی خوب ودوباره ارتش روم را شکست داد ه و دهها هزار سرباز رومی را اسیر کرده ودوباره در ساختن سد رود خانه مارون بهبهان ویا ایذه ویا در ساخت پل های رود خانه خیر اباد خورستان وبکار گرفت وهمچنین منابع مختلف تاریخی می نویسند که اردشیر بابکان و8 شهر کشاورزی در خوزستان واطراف تیسفون بوجود اورد که بنامهای "وهشت اردشیر "و"بهمن اردشیر"( بهمن شیر آبادان ) ورام اردشیر ( یا رامشیر کنونی ) خوزستان می باشد وبعلاوه امروزه اغلب شهرهای 31 استان ایران وهمگی نام ساسانی دارند ویا با سیاست های شهر سازی سا سانی ها وساخته شده اند ویا از حالت قریه ودهات صرف بیرون امده واین بارکارکرد شهری یافته اند وشاهان دیگرسا سانی هم شهرهای مختلف ساختند ومثلا حدود 70 الی 78 شهر تخصصی کشاورزی وفقط در خوزستان و بوجود آوردند واین بار تکامل معیشت کشاوزری بشری را وشکل دادند و طبری مورخ ویا کتاب المسالک والمملک ویا کتا ب احسن التقاسیم وبه این نوع 70 الی 80 شهر موفق کشاورزی در خوزستان عهد ساسانی اشاره دارند وبعلاوه 26 شهر کنونی مهم استان فارس را هم وفقط شاهان ساسانی ساخته اند که کتاب اقلیم فارس ویا کتاب فارسنامه ابن بلخی ویا کتاب فارس نامه ناصری به آنها اشاره دارند ومثلا (شهر کامفیروزفارس) که ساخته فیروز ساسانی است ویا شهر ایزد خواست فارس که ساخته یزد گرد ساسانی است ویا شهر شاپور خواست استان لرستان که امروز خرم اباد لرستان نامیده می شود ویا (شهر یزد )که ساخته یزد گرد ساسانی می باشد و یا شهر "روشن فیروز" جنب گرگان که فیروز ساسانی ساخت و"کتاب گرگان نامه "به آن اشاره دارد ویا شهرهای آذربایجان که کتاب فتوح البلدان به آنها اشاره دارد ویا شهر ریو اردشیر تهران که امروزه (ری شهر ) نامیده می شود وامروزه اسامی اغلب انها وبا اندکی از تغییر لفظ وحکایت از اسامی بنیانگذاران این نوع شهر نشینی پیشرفته 19 قرن قبل ایرانیان می باشد ویا حکایت دارد که تقدم تاریخی ویا فرهنگی ایرانیان ونسبت به سایر شهر نشینی جوامع دیگر جهان بشری را نشان می دهد وبعلاوه ایات دیگرحقوقی کتاب اوستا هم ودر شکل گیری دیوانهای اداری ایران قدم نقش دارند وبرخی درمورد وجوب دیوان استیفائ ایرانیان است (که امروزه معادل وزارت اقتصاد جدیداست ) واغلب از متن کتاب مذهبی اوستا استخراج شده است ویا ونهادینه اجتماعی شده است ویا شکل گیری دیوان بریدایرانیان هم چنین است ( ویا نظیر وزارت راه وراهداری وپست جدیداست ) واغلب از متن اوستا استخراج شده است ویا شکل گیری (دیوان داد وری ودادرسی وقضاوت ایرانیان قدیم هم چنین است (ویانظیر وزارت دادگستری جدید است ) وبهمین ترتیب می باشد ولذا از همان عهد قدیم واموزشهای دین زرتشت وکارکرد خاص اداری داشت ویا در 3200 قبل وبا تآثیر متون وایات اوستا وبروز وظهور یافت ویا در تولید نهادهای اجتماعی بشری ایرانیان موثر بود واز جمله در شکل گیری دولت ماد ایرانی ودر هکمتانه موثر بود (که امروزه همدان کنونی نامیده می شود )ویا دستورات مذهبی اوستا ودر جشن مذهبی برگزاری جشن نوروز ویا جشن سده ویا جشن خانوادگی شب یلدا وانهم در طولانی ترین شب سال ویا براساس تحول فصول سال وایام ماهها واغلب در اوستا امده است و لذا شکل گیری مذهبی این نوع از نهادهای اداری 12 گانه قدیمی ایرانیان وآنهم در 2800 سال قبل ویا در تمدن مادها وبصورت آیات مذهبی اوستا بوده وتاثیر گذارمذهبی وفرهنگی عمیقی وبر فرهنگ وتمدن ایرانیان گذاشته اداشت ویا بعنوان یک (حکم شرعی ومذهبی )وبه مردم زرتشتی ایران قدیم وتوصیه شده بود ویا به مومنان امپراطوری بزرگ آسیایی آنان وبصورت یک "دستور مذهبی اوستا"وذکر شده بود وبهمین دلیل هم وکلمه ویا واژه (زندیک )ویک کلمه اوستایی ویا لغت " زندیق عربی "است که در کتاب اوستا امده است وبه (ایرانیان مومن )به دستورات اوستا واطلاق می شود ویا به معنی پیروان صدیق ومومنانه اوامر دستوری اوستاگفته می شود (ویا در بخش آیات مذهبی زند اوستا )آمده است ولذانهادینه شدن چنین دوایر اداری معظم ایرانی وانهم در 3200 الی 2800 سال قبل وآنهم در منطقه بزرگ آسیا وبخاطر فلسفه وجودی چنین ایات مقدس کتاب اوستای ایرانی می باشد ویا فقط از متون مذهبی (دین اوستا )وبیرون آمده است وومردم شناسانی مثل دمورگان ویا بواس وچنین نهاد های مذهبی را ودر نزد سرخ پوستان امریکا ویا درنزد تمدن اینکا ومایا نیافته اند ویا ماگارت مید هم ودر جوامع اقیانوسیه نیافته است ویا درتمدن مصر باستان ویا چین باستان ویونان باستان نیست وبعلاوه آیات مختلف اوستا در (بخشهای مختلف زند وپازند کتاب مقدس اوستا واغلب ایات حقوقی اوستا هستند وکمتر ایات دعا ویا نیایش ویا ایات عبادی اوستا است )که دعا های اوستایی واغلب در ضمایم کتاب اوستا مندرج هستند ویا بصورت دستورات مذهبی ودینی ذکر شده اند که بدلیل اختصار مقاله ام وبه آن متون اوستا ویاآیاتش اشاره نمی کنم که مطالب طولانی تری دارد وآری (علم جامعه شناسی جدید دینی) وهمان متون آیات مقدس کتابهای دینی را وبه چهار بخش طبقه بندی کرده اند که شامل آیات مربوط به ( 1 -) – دسته اول وآیات خداشناسی وجهان شناسی مندرج در اوستا ست (2)-دسته دوم نیز وآیات عبادی بین انسان وخداوند ودر کتاب اوستااست که شامل ایات اوستایی وبا لغت "نماستن" است (ویانماز گذاردن به اهورائ مزدا) ودرمکان معبد مقدس (مزگت )است ( که عربها آن (کلمه مزگت ومندرج در کتاب اوستا را ) وبه (کلمه مسجدخودشان ) و(تغییر واژه عربی) داده اند ویا آیات دینی روزه گرفتن درکتاب اوستا ست ویک دستور عبادی است وهر چند تعداد روزهای روزه گیری دین زرتشتیان وبا روزه گیری 30 روزه دین مسلمانان وکمی تفاوت دارد! ویا ایات اوستایی ودر پرهیز از گوش دادن به دستورات (اهریمن ویا انگره مینو) است که انسان را وبه اعمال غیر نیک ویا به گفتار غیر نیک ویا به پندار غیر نیک ودر برابر سایر ایرانیان ودعوت می کند! وقران نیز وهمان کلمه اهریمن ویا (واژه انگره مینوی اوستا ) را وبا واژه ویا لغت ( شیطان نامیده ویا دستورات شیطانی )نامیده است وبعلاوه همان کتاب اوستا ویک نوع دین یکتا پرستی ویکتا انگاری دینی است ورب النوع های جامعه های قدیمی بابل ویا عیلام ولیدی وفینقی وسریانی وغیره را ومردود دانسته است (وهمچنین رب النوع پرستی ویا دو گانه پرستی اهریمن واهورا مزدا را قبول ندارد که اتهام اعراب مهاجم به ایرانیان است ویا چند گانه پرستی امشاسپندان را قبول ندارد که استنباط غلط برخی نوشته های برخی مولفان اخیر اروپایی کم سواد است ولی متون اصلی کتاب اوستا که جمع اوری موبدان باسواد عصر ساسانی است وبرخلاف نظرات اروپائیان اخیر وامشاذ پندان را خداوند آسمان وزمین ندانسته ولذا زهره پرستی ویا ستاره پرستی تمدن بابل ویا مهر پرستی تمدن اشور ویا بعلبک ویا اناهیتا پرستی بابل را قبول ندارد وبلکه براساس متون واقعی ونص باقی مانده از شخص زرتشت پیامبر وخدا ندانسته وبلکه یک نوع فرشته زیر نظر خداوندواحد می دانند وفقط ( اهورا مزدا ) را ودرمتن همان کتیبه ها بیستون ویا در کتیبه ها خشایارشاه وبعنوان خداوند واحد ودانا می دانند ویا در متون اصلی واتخاذ شده از کتاب اوستا می دانند ونظیر (فرشته مهر ویا مهرگان تمدن آشوری ویا فرشته خورشید آشوری را وخداوند نمی دانند )وبلکه تنها یک فرشته زیر نظر اهورا مزدا ی خداوند می دانند ویا دو الهه خرداد ومرداد(تمدن بابلی هستند )ویا دو الهه آویخته شده در چاه بابل هستند ) که در سوره بقره قران هم آنها وبا لغت (هاروت وماروت )آمده اند ویا به آن (دو وبعنوان الهه جامعه بابل )اطلاق شده است وهر دو فرشته ناهید ویا زهره بابلی وعطارد که هر دو فرشته تمدن بابل بودند وکتب اوستا ی ایرانیان ومتون اصلی وآن دو(فرشته خرتات ومرتات بابلی )را هم وزیر نظر خداوندواحد اهورا مزدا دانسته اند وبرعکس وخدای مستقل ایرانیان مومن زردتشتی نمی دانند بلکه تنها دو فرشته خرداد ومردادایرانیان می داند ویا (الهه آب ویا باران زایی اردی بهشت جوامع دیگر ) را هم تنها یک فرشته زیر نظر خداونداهورا مزدا دانسته ویا (الهه آذر) ویا آتش اقوام دیگر راهم وخداوند اصلی نمی دانند وبلکه یک فرشته آتش مفید وبرای گرمایش بشردانسته ویا فرشته اتش زیر نظر اهورا مزدا واحد دانسته ولذا برخلاف تبلیغات دروغین اعراب وهمان ایرانیان قدیم واز همان گذشته تاریخ وبا آموزشهای متون اصلی اوستا وخودشان راو آتش پرست نمی دانستند وبلکه روشن بودن آتش ودر معابد مزگت آنان ودلایل دیگری داشت ویا (دلایل ویژه ای )داشت وصرفا (برای روشنایی معابدشان )بود وچونکه در عهد قدیم وچراغ الکترونیکی ویا چراغ گازی ولامپ نبود ویا اجاق گرما زا ویا بخاری نوین هم ودر (معابد ایرانیان) نبود وبعلاوه همان آتشدان روشن ودر معابد انان ومکانی برای( جرقه آتش بردن به منازل) دهات بود ویا به محله ها یشان بود ویا اتش بردن به تنورهای اجاق منازلشان بود ویا برخی هم وبرای جرقه آتش افروختن در کوره آهنگری مغازه آنها بود وچونکه در ایام قدیم کبریت ویا چقماق زنه ومثل امروز وجود نداشت ویا در ایام قدیم نبود ویا تکنولوژی امروزین نداشتند وبعلاوه و اولین اختراع جرقه آتش را هم و (جمشید ایرانی ) وکشف کرده بود ویا از کوبیدن دوسنگ وبهمدیگر وکشف کرده بود ویا در دوره پیشدادیان کشف کرده بودولذا لغت (تخت جمشید )هم وبخاطر احترام به وی می باشد وبهمین دلیل و فلسفه روشن بودن دائمی اتش ودر مزگت های قدیمی ایرانیان واز چنین فلسفه ای نشات می گیرد ویافلسفه آتش دان ودر معابد ایرانیان وبخاطر آن بود که فضا ومحل روشنی برای خواندن کتاب دعا های اوستا داشته باشند ویا در کنار اجاق معابد مزگت زرتشتیان وهوای گرم داشته باشند ولذا با خیال راحت وعبادت بکنند ! ولی اعراب مهاجم به خاک ایران وبرای متهم کردن زرتشتیان ایران وبه دین کفر ویا جهت جزیه گیری ویا باج گیری مالیاتی دائمی از ایرانیان وهمان (زرتشتیان برده گرفته )را و متهم به آتش پرستی ویا اتشکده داری می کردند! ودر حالیکه نص قران ودین مجوس ویا دین زرتشتی را ودین آسمانی می داند وبرعکس ومتن اصلی اوستا وزرتشتیان و(فرشته آتش )را وتنها یکی از فرشتگان دوازده گانه ماههای سالیانه خودشان می دانند ولذا تنها (نام ماه نهم وسرد خودشان را ) که در آن ماه سرد می باشد وهمگان مجبوربه روشن کردن اتش می باشند ولذا همگان گرما می افروختند ویا تنها همان ماه سرد را و (ماه آذر) نامیده بودند وبعلاوه( نام ماه هفتم خودشان ) را هم (وماه مهر ویا ماه خورشید) نامیده بودند وبعلاوه (نام ماه شهریور) خودشان را هم وبنام (ماه چیدن گندم ویا محصول زرتشتیان )می دانند وبهمین دلایل مذهبی بود که درمتون اصلی کتاب مقدس اوستا ونامهای 12 گانه مزبوروهمگی (وبا لفظ فرشته ویا با لفظ امشاسپندان ) ونامگذاری شده اند وتنها کلمه اهورا مزدا وآنهم با لفظ خداوند واحدودانا ( ویا تنها با لفظ "خوتای وند" ایرانیان ودر کتاب اوستا آمده است )که ایرانیان قدیم وجدید (لفظ خوتای وند اوستا )را ودر آغاز مکتوبات ویا نامه نویسی های خود وبا لفظ بنام خداوند دانا می نویسند ولی بنام خداوند اتش نمی نویسند ولی افراد نادان 70 سال اخیرکه کتاب درسی نوشته اند ویا برای دانش اموزان بی خبرایرانی نوشته اند وبعلاوه هیچ کدام نیز و متون حقوقی ومتون اصلی اوستا را نمی شناشند ویا متون اصلی عبادی اوستا را نمی شناسند وبرخی هم از نویسندگان اخیر اروپایی که در مورد مذهب قدیمی ایرانیان واستنباط های غلط نوشته اند ولذا این نوع افکارخرافی را واشاعه داده اند ویا اسطوره چینی های خرافات گونه مغزی خود شان را وجزو دین زرتشتیان ایرانی بدبخت وجلوه دروغین می دهندوتا ایرانیان معاصر راهم وخراب بکنند ویا در افکار عمومی دنیا وجهان وخراب بکنند!!! ویا حقوق مدنی ایرانیان موجود راهم وبه نفع جوامع همسایه عربی ویا کمونیست همسایه اشان و بهم بریزند! وتا همه همسایه گان آسیایی ویا خاور میانه ای ایرانیان وهمگی به انها زور گویی کرده ویا بر سر مردم موجود ایران بزنند! ویا نان مردم بدبخت ایران را وبه نفع جوامع الحادی آسیا واز دستشان بگیرند! یا به نفع فرقه پرستی اعراب همسایه واز دستشان بگیرند! ویا به نفع ترکیه عثمانی پرست ویا نئو عثمانی خواه ویا اخوان المسلمین پرست ترکیه وقطر وازدست ایرانیان موجود بگیرند وبهمین دلیل هم و صدام حسین ویا حاکم عراق نیزو با شعار جنگ قادسیه خود ش ویا با مجوس بودن ایرانیان و8 سال جنگ ویا ویرانی راو برمردم بدبخت ایران وتحمیل کرد !واعراب دیگر منطقه هم وبا کمکهای مالی فراوان به وی کمک کردند ویا حزب الله لبنان ویا حماس غزه ویا حشد شعبی عراق ویا ونزوئلاویمن نیزو معتقد هستند که مردم ایران وبدلیل مجوس بودن ونیازی به بودجه کشوری ندارند وباید که همه بودجه اشتغال زایی ویا عمرانی خود شان را به لبنان ویا به غزه وونزوئیلا وترکیه طرفدار اخوانی المسلمین پرست بدهند وآخوند های عرب تبار جبل عامل لبنان هم ودرایام قدیم وچنین کردند ویا در دوره صفویه هم وهمین کار را وبا مردم بدبخت ایرانی کرده بودند ومتاسفانه اغلب دانشجویان ویا اساتید دانشگاههای موجود ایران نیز وامروزه فرهنگ سیاسی ویا مذهب قدیمی خودشان وتنها از منظر نویسندگان ویا از فرهنگ شناسان خودی خودشان نمی پرسند؟ ویا کتاب نویسیهای وطن دوستانه وبرای خودشان نمی کنند ؟وبلکه برعکس است ودر 90 ساله اخیر شکل گیری جدید دانشگاههای ایران وبه غلط عادت کرده اند که فرهنگ دینی ویا فرهنگ مذهبی بهینه قدیمی خودشان را نفی کرده وتنها از جوامع دیگر بپرسند ویا یادگیری بکنند !ویا نهاد سازیهای حکومت ساسانی ویا هخامنشی قدیمی خودشان راهم وتحقیر فرهنگی کرده ویا تنها از آثار کتب ویا نویسندگان دانشگاه بیروت واستخراج بکنند ویااز کتب چاپ شده در دانشگاه الازهر مصریاد بگیرند ! ویا از کتب چاپ شده در دانشگاه بغداد ویادر دانشگاه آنکارا وجستجو می کنند ویا از منظرکتب و نویسندگان مغرض وکینه جو شهر مسکووپطروگراد ودانشگاههای روسیه می ببینند که 300سال است که عادات به بلعیدن سر زمین ایرانیان بدبخت یافته اندوبهمین دلیل است که دائما در کتاب های تالیفی ویا ترجمه ای این نوع نویسندگان کینه جوی روسی ویا عربی معاصر وهمگی در صد ها کتابفروشی جلوی دانشگاه تهران چیده شده است ویا هر روزه وبفروش می روند وتا فرهنگ ویا مذهب ویا نهاد های سیاسی واداری قدیمی ایرانیان را وتحقیر بکنند !ویا با تلقینات همان کتابهای مغرض وهمان ایرانیان موجود را هم متهم به خرافه پرستی دین سابق زرتشتی خود و فرا می خوانند وتا مجبور باشند که حقوق بشری پیشرفته ویا اقتصادی را وتنها در افکار احمقانه استالین روسی بجویند ویا در افکار مهمل مائو چینی وبجویند وبعلاوه با این نوع از کتاب نویسی های فریبکارانه معاصر ومثل قدیم ومی خواهند که مثل انواع جزیه ها ویا انواع باج وخراجهای مختلف قدیمی ویا حق موالی واز ایرانیان معاصرویا تحصیل کرده هم بگیرندوویا ده میلیون ایرانیان متخصص را همگی وآواره کشورهای دیگر بکنند یا انواع اخاذی های مختلف بانکی واز کارتهای بانکی معاصر آنان بکنند ! وبهمین دلیل است که تحقیر فرهنگ سیاسی ویا فرهنگ اداری ایرانیان موجود را هم فراهم اورده اند ویا در اینوع از کتاب نویسی ها ویا کتاب فروشیهای جلوی دانشگاه تهران موجود است ویا ویترینهای ان کتابفروشی ها جلوه 70 ساله وجلوه داده اند که چاپخانه صنعتی به ایران اورده اند ویا در راستای همین نوع از اهداف شوم فرهنگی نسل نوین دانشجویان ایرانی وطراحی شده اند ویا توسط همسگایگان زرنگ ایرانیان و تدوین شده اند که نظیرنویسندگان کشور زرنگ چین ویا کشور روس هستند ویا نظیر اعراب وترکیه وغیره واهمگی ز استثمار وآوارگی ایرانیان معاصر ونفع ببرند وکشورهای زرنگی که نویسندگان زرنگی مثل پطروشفسکی ویا ایوانف وجرج جرداق لبنانی وغیره تربیت کرده اند که در 70 سال معاصر وبیشترین شتشوی مغزی را وبوسیله همان کتابهای تالیفی مهملشان اشان وانجام داده اند ویا در مورد دانشجویان دانشگاه تهران ویا صنعتی شریف ویا امیر کبیر و غیره انجام داد ه اند وهمگی بخاطر منافع پنهانی کشورشان ودرخاک ایران است ولذا همه قشرهای فرهیخته دانشجویان ایرانی را ونسبت به تاریخ گذشته اشا ن وبدبین می کنند ویا با همان کتابهای استحمار آفرین خود می کنند ویا نسبت به فرهنگ ومذهب ویا نسبت به نهادهای سیاسی گذشته ایران وبدبین کرده اند ولذا کثرت کتابهایی که در جلوی دانشگاه تهران به فروش می رسد وهمان بیگانگان مغرضی نوشته اند ویا عرضه می کنند وتنها این نوع "تحقیرفرهنگی" را واشاعه می دهد ویا "تحقیر مدنی "قشر جوان ایرانی را وتبلیغ می کنند وتا قشرهای متخصص وهمگی آواره شده وبه خارج کشور وفرار بکنند ولذا همین مکانیزم است که سالها ست که ایرانیان موجود راو "تهدید فرهنگی" ویا "تهدید حقوق بشری" می کند

(3-)دسته سوم آیات مذهبی کتاب اوستا هم واغلب (ایات اخلاقی ) می باشند که ضامن اجرای آن نوع از دستورات اخلاقی اوستا وآنست که بخاطر عمل نکردن به ان عمل وصرفا عذاب وجدان در بر داشته باشند وفرقش با )دستورات عبادی وحقوقی اوستا ودر همین نکته است که به نقل ژرژ گورویچ جامعه شناس فرانسوی وعدم عمل کردن به دستورات دینی ویا عبادی اوستا وعوقبت اخروی دارد ومثل اعمال نمازوروزه زرتشتی است وعقوبت عدم اجرا یش تنها درروز قیامت است وتوسط اهورا مزدا در قیامت انجام می گیرد ( نه در این دنیا )ولی ضمانت اجرائ دستورات حقوقی اوستا ویا گناهان حقوقی اوستا در این دنیاست ویا عدم اجرای (دستورات حقوقی اوستا) وتنها در این جهان وانهم بوسیله قاضیان ویا دولت مجازات می شود ومثلا مجازات گناه قتل وبه قیامت دراوستا موکول نمی شود ویا توسط خداوند واهورا مزدا وانهم در روز قیامت وموکول نمی شود ویا تا پدیده (به هشتن )ویا بهشتی بودن اعمال وسنجیده نمی شود وبلکه دستورات حقوقی اوستا انست که مجازات گناهان حقوقی مندرج در اوستا وتنها در همین جهانوباید مجازات بشود وانهم توسط یک قاضی دادرس ودادور عادل وانجام بشود وبه روز قیامت موکول نشده ویا مثل دین های شمن پرستی وموکول نشود وبرعکس این دونوع از (دستورات عبادی )ویا (دستورات حقوقی اوستا) وضمانت اجرای اغلب (دستورات اخلاقی اوستا) وتنها عذاب وجدان خود شخص است ولذا تعدادی از (دستورات اخلاقی اوستا )وهمان ورعایت اخلاقیات ویا شوونات اخلاقی ودر میان خانواده های ایرانی است ویا دستورات اخلاقی وبین اقشار مختلف مردم ایران می باشد ویا دستورات اخلاقی نسبت به محیط اطراف انسانهاست ومثل آیات اوستا ودر مورد احترام به پدر ومادر ویا احترام به همسایه ویا کمک به قشر ضعیف جامعه ویاآیات اخلاقی اوستا ومربوط به رعایت تربیت وادب در جامعه است ویا دستورات اخلاقی عدم آزار دادن حیوانات اهلی ومثل سگ گله ویا عدم ادرارکردن در آبهای جاری ویا در ابهار انها رمختلف است که دیگران وهمان آب راو شرب می کنندومن بدلیل اختصار مطلبم وآن نوع از آیات اخلاقی اوستا را هم ذکر نمیکنم

(4-)- دسته چهارم و آیات حقوقی اوستا وضمانت اجرای عمل کردن ویا عمل نکردنش به ان گناه ودر همین جهان است وبوسیله نهاد دولت ویا نهاد قضایی اندولت وضمانت اجرایی می یاببد ولذا (رابطه بین دین ودولت زرتتشی )را بوجود می اورد واین دسته از ایات اوستا واغلب ایات حقوقی ویا آیات سیاسی ویا مالکیتی اوستا می باشند که ضمانت اجرایی این جهانی دارند ویا آیات قضایی ودادوری ویا دادرسی کتاب اوستاهستند ویا ایات دادوستد مجازبین دو نفر ودر معاملات هستند ویا ایات مربوط گناه قتل دیگران واضراربه دیگران وگناه سرقت اموال دیگران ودرکتاب اوستاست ویا ایات مربوط به حکمرانی وشیوه آن حکمرانی ودر کتاب اوستاست که مهمترین دستورات دینی وحقوقی کتاب اوستامی باشند که نهادهای قدیمی ایرانیان راساخته بودند ویا شکل داده بودند ومتاسفانه هنوز در( دانشکده های نوپای حقوق ایران) ویا(دانشکده های مدیریت) ویا در دانشکده های مردم شناسی معاصر ایران وهنوز دقت به ان حقوق اوستایی نشده است ولذا مطالب ذیل من وتنها مربوط به "تحولات حقوقی همین دسته از ایات حقوقی اوستاست ویا در طول 3200 سال پیدایش دین اوستا ودرایران می باشد ویا در میان مردم ایران می باشد که مختصری از شرح تاریخی آنراودر مطالب ذیل مقاله ام وشرح می دهم :

ولذا مورد مذهب گذشته مردم ایران باید بگویم که دین رسمی مردم ایران ودین زرتشتی بوده ویا کتاب اوستا می باشد ونخستین بارهم وهمین دین زردتشت ودر استانهای آذربایجان ونشو نما کرد وسپس درمیان مردم همدان وفارس وخوزستان وخراسان ومازندران وگرگان وتکامل یافت ولذا بایدباید بگویم که نطفه اولیه دین زرتشت ونخستین بارو در آذر بایجان نشو ونما کردولذا تحولات پیدایش مذهب وزبان وفرهنگ مردم تبریز وآذربایجان هم وبه شرح ذیل می باشد که از دوره ظهور زرتشت وتا عصر شاهپور ساسانی که مجسمه اش ودر سلماس آذربایجان غربی می باشد ومذهب مردم آذربایجان و" زرتشتی اولیه" بودودر دوره اول وکتاب اوستا هم ومثل کتاب انجیل وبا خط ارامی قدیم نوشته شده بود ووبعدا با خط پلوی نوشته شد وبعلاوه از دوره شاهپور وتا دوره قباد ساسانی هم وسکنه آذربایجان و "مذهب زرتشتی مانوی" را پذیرفتند ونیز از دوره قباد ساسانی وتا "کشته شدن بابک خرم دین نیز ودرشهرهای شمال تبریزهم ومذهب اغلب مردم آذربایجان و"مذهب زرتشتی مزدکی" بود ومزدک هم یک "موبد منتقدی" بود که معتقد بود که اصول زمین داری دهات آذربایجان ویا نحوه خراج گرفتن از روستائیان بدبختش وعادلانه نیست ! ویا نحوه تقسیم محصول زراعت ویا باغداری ورمه داری آنان بایدکه براساس "آیات خاص کتاب اوستا" وتنظیم دوباره بگردد ودر عصر قباد ساسانی و مذهب مزدک زرتشتی وسریعا ورواج گسترده یافت ویا سریعا ودر میان دهقانان زرتشتی سرا سر کشور ایران ورشد یافت ولذا تعالیمش ومثل تعالیم لوتر پروتستان آلمان مسیحی بود که در قرن 15 میلادی و900 سال بعد از ظهور مزدک وگسترش سریع ودر میان دهقانان محروم آلمانی یافت ونهایتا به تغییرات عمیق در اروپا منجر شد وبعلاوه بعد از آمدن سلجوقیان ترک به تبریز وآذربایجان هم وبا پیشنهاد نظام الملک طوسی ومتون حقوقی اوستا واستنباط جدید شده و"تحول حقوقی" در زمین داری سکنه آذربایجان بوجود آورد ویا برای بهبود زمینداری وبهبود رفاه دهقانان آذربایجان تاثیر گذاشت ولذا متفکران جامعه آن روزگار وترجیح دادند که زمین داری جدید دهات آذربیجان را وتحت پوشش(قواعد مذهب شافعی )و(تفسیر جدید اوستایی )بکنند ولذا محتوای حقوقی اموزشهای مذهب شافعی راوبهانه کرده ولی در محتوای درونی همان اموزشهای حقوقی اوستا را بکار بردند وومحتوای حقوقی اش وتنها بوسیله مدرسین 16مدرسه نظامیه بود که ومحتوایش را به نفع دهقانان محروم دهات ایران وتعیین می کردند ویاشاگردان "مدرسه های حقوقی نظامیه "وتعیین مینمودند ودر ادارات دوازدگانه زیر نظر خواجه نظام الملک وکاربرد اداری می دادند که نظام الملک وبا پولش وآن 16 مدرسه حقوقی نظامیه را ساخته بود وتا با محتوای خاص آموزش های همان نظامیه ها و"حقوق اولیه زارعان آذربایجان "ورعایت در دادگاهها بشود یا حقوق به یغما رفته همان زارعان بدبخت دهات ایرانی و رعایت در حکمرانی واخذ مالیات زراعی واجریی بشود واین نوع از سیستم رعایت شدن حقوق زارعان 66 هزار روستای ایرانی وتدریس حقوقی میشد وافکاروادبیات سعدی شیرازی هم ودر دروس یابی همین نظامیه ها وشکل گرفته بود که یکی از شاگردان نابغه آن نظامیه بود وبا دروس اشان و رعایت شدن حقوق زارعان محروم وبوسیله همگان و خواستار اجتماعی می شدند وبعدا هم وهمان محتوایش ودر دوره ایلخانی وبه وسیله شاگردان حقوقی "مدرسه رشیدیه تبریز"وتعقیب می گردید که خواجه رشید الدین فضل الله ودر تبریزوسلطانیه ساخته بود و تا اوایل عصر سلطنت شاه طهماسب صفوی ادامه داشت ویا همین محتوای سیستم حقوقی زمین داری وادامه داشت وشعار شافعی گراهای های ایرانی تبارویا آذر بایجانی تبار وحافظ این نوع از سیستم حقوقی بودند ولذا کتابهای نزهت القلوب ویا عالم آرای امینی هم وآن موضوع را ونوشته اند ولی شاه طهماسب صفوی ودر حکومت خودش وبه نقل کتابهای رسول جعفریان وحدود 400 روحانی عرب تبار واز لبنان به ایران کوچانید که آنها زمین داری ویا داد وستد ویا ازدواج ایرانیان وآذربایجان را وبا "فقه اخبارگری جبل عامل لبنان "می چرخانیدند که مبتی برهیچ آیه قرانی نبو د وفقط از اخبار واحادیث خاصی نشات می گرفت که مجلسی ویا پدر جبل عاملی اش ودر 112 جلد کتاب بحار الانوار وآنها را جمع اوری کرده بودند وبه شاهان صفوی وخط مشی زمین داری می دادند که اموراقتصادی ویا اداره دهات ایران ویاآذربایجان وچگونه به نفع همان اشراف لبنانی تبار وبعمل بیاورند ویا اداره فقراهای شهر های ایرانی را وبا همان "فقه اخبارواحادث مذهبی "خود ساخته آنان واداره بشود ونهایتا هم و منجر به فقرشدید مردم ایران گردید وبالاخره هم وصفویه سقوط نمود وبعلاوه در موردسابقه تاریخی مستند پیدایش دین زرتشت هم ومنابع تاریخی مستند دیگر می گویند که زرتشت و نوه یافث بن نوح بوده وترکان نیزو نژاد خود را به همان (یافث بن نوح )می رسانند وحضرت نوح هم وچند پسر بنامهای (یافث وسام وحام وغیره )داشت وبعلاوه اغلب منابع تاریخی مختلف هم و محل زادگاه زرتشت پیامبر را ودر جنب دریاچه ارومیه میدانند ویا (آبادی شیز) آذربایجان می دانند ویا محل قبر حضرت نوح راهم وهمان منابع تاریخی مختلف و در اطراف شهر مرندویا در اطراف شهر اهرآذربایجان شرقی ویا در جنوب رود ارس می دانند وبقایای کشتی نوح را هم ودر تپه ها ی نخجوان ودر حاشیه رود ارس می دانند ونیز به نقل "تاریخ پیامبران وشاهان حمزه اصفهانی وص 33و می نویسد که : زرتشت ودر3200 قبل ودر ایام ظهور حضرت موسی ویا نوه حضرت ابراهیم وزندگی می کرد وهمزمان ویا هم عصر با زرتشت پیامبربود وبعلاوه زرتشت ویا سکنه دیگر وقدیمی آذربایجان هم در همان زمان ومورد ستم آشوریان قرار گرفته بودکه (خدای خورشید ویا بعل )را می پرستیدند وحضرت موسی هم واز دست ظلم فرعون مصرو فرار کرده بود ودر کوه طورصحرای سیناوظهور کرده بود وحضرت زرتشت هم ودر همان تاریخ ونوه حضرت نوح بود ویا نوه یافث بن نوح بود ودر برابر حمله آشوریان نینوا وبه خاک آذربایجان ویا بخاطر ستم به مردمش وفرار کرده بود ویا با حمله همان حاکمان آشوری موصل قدیم وبه خاک قدیم آذربایجان وفرار کرد ه بودکه مردمش را وبرده می گرفتند وپیامبر زرتشت هم واز آبادی کنار دریاچه اورمیه آذربایجان وفرار کرده وبه شهر بلخ ودر ساحل جنوبی رود جیحون می رود وقبلا آن ناحیه را و"ایرانویج "می گفتند که متعلق به "ایرج "وپسر فریدون بود ولفظ ایران هم واز این (لغت ایرج ایرانی) اخذ شده است وبعلاوه پیامبر زرتشت هم ودرشهر بلخ وبه نزد شاهان ایرانویج کیانی و مثل گشتاسب ویا لهراسب رفته بودو"کتاب اوستا "را هم ودر همان شهر بلخ ایرانی وتدوین الهی می کندویا (معبد مزگت بزرگ بلخ )را پایه گذاری می کند که در اغلب منابع تاریخی وبه کعبه زرتشت مشهور است ولغت آذربایجان هم واز کلمه "آذر" وبه معنی آتش می باشد که (اتش دان گرما خیز) وباعث گرمایش همان مزگت بلخ می باشد و کتاب اوستای وی ویا کتا ب مذهبی "نواده حضرت نوح "هم و(بخش های مذهبی زند وپازند اوستا را )ودر بر دارد وبعلاوه (درمحتوای آیات ویا آموزشهای کتاب اوستاوزرتشت پیامبرهم )ومدل دین توحیدی حضرت نوح ومستترمی باشد وبعلاوه نظیر یکتا پرستی حضرت ابراهیم می باشد (وحضرت ابراهیم نیز و نوه دیگر همان سام بن نوح می باشد که احتمالا دومین پسر نوح می باشد وبعلاوه نوه نهایی حضرت ابراهیم وحضرت موسی می باشد که کتاب مذهبی اش و(تورات) نامیده می شود وهمچنین به نقل کتاب (تاریخ پیامبران حمزه اصفهانیوص 33) وپیامبرزرتشت وحضرت موسی وهمزمان با یکدیگربودند ولی در دو مکان جغرافیایی متفاوت بلخ ویا صحرای سینا وزندگی می کردند ودو کتاب آسمانی (تورات واوستا) هم وهر دوو مضمونهای واحد یکتا پرستی دارند ویا متون حقوقی ومذهبی شبیه همدیگر دارند که زنا وسرقت وقتل ودر هر دو کتاب (اوستا وتورات) ومنع شرعی شده اند وبعلاوه پرستش ایزد واحد ویا یزدان پرستی واحد هم دارند !ولذا محتوای همان کتاب اوستاویا بوسیله زرتشت پیامبر که نوه یافث بن نوح می باشد ومحتوای یکتا پرستی دارد ویا دستوراتی ودر نفی اهریمن ویا در نفی اوامر شیطانی دارد ویا درتولید رفتار های انسانی مناسب می باشد که به "گفتار نیک "با دیگران مربوط است ویا " به "رفتار نیک "دینی وفرموده زردشت وبا دیگران می باشد! ویا به "پندار نیک ا"نسانها ودرمورد حقوق انسانهای دیگر مربوط می باشد ومعادل اسلامی آنها هم ودرقران ولغت امر به معروف ونهی از منکرآمده است وبعلاوه "کلمه مسجد "هم ودر قران واز "لغت مزگت "اوستا اخذ شده است ویا کلمه خراج ویا خمس ویا مالیات زمین داری ویا مالیات صید وشکار ویا غنایم جنگی در قران هم چنین است ویا پول نفقه وصدقه دادن به بی بضاعت ها هم چنین است ویا بسیاری از امورهبه اسلامی نیز وازهمان متون اوستا اخذ شده است !ویا در دین نوح ویا نوه هایش هم وتبلیغ می شد ند وقران نیز ودریک آیه اش ودین زرتشتی را و"دین آسمانی " می نامد که تعالیم 3200 ساله آن زمان واز عصر کیانی وتا بحال واز وحی الهی ونشات گرفته است ! وقران اوستا را ودستنوشته بشر نمی داند که توانسته است که قرنها وسازمانهای اداری را تولید بکند ویا سازمانهای مالی وفرهنگی وخانوادگی ایرانیان عصر کیانی ویا ماد وهخامنشی واشکانی وساسانی را بصورت یک دین 3200 ساله را واداره بکند !ویا سازمانهای اداری آن عصر راو بو جود بیآورد ویا زراعت ویا داد وستد عصرتمدن ماد ویا عصر هخامنشی وعصر اشکانی وعصر ساسانی را بوجود آورده است ! ویا شیوه اداره دینی وفرهنگی وحقوقی مردم ایران را تکامل داده است! ودر حالیکه دین های شمن پرستی دیگرنقاط آسیا وافریقا وامریکای لاتین چنین نبودند ویا فاقد این نوع از محتواهای حقوقی واجتماعی وسیاسی وحکمرانی معظم بودند !ولذا هیچ کدام از مردم شناسان دوقرن اخیراروپا هم وچنین نهادهای معظم اداری ویا سیاسی را وساخته وپرداخته دینهای سرخ پوستان امریکا ویا تمدن آینکا ومایا ندانسته ویا ساخته زرد پوستان کره شمالی و چین نمی دانند ویا ساخته دینهای ملانزی وپلی نزی استرالیا ندانسته ویا ساخته دینهای افریقایی نمی دانند! وبلکه تنها از(دین و تمدن اوستایی ایرانیان )وبیرون آمده است !وبعلاوه همان زرتشتیان حرفه مند ایرانی هم وتاعصر صفویه وحضور کثیر داشتند وتعدادی نیز تا اواخر قاجاریه ودر شهر های ایرانی مرکزی ویا در شهر های آذر بایجان ویزد وکرمان وحضور داشتند ووبه نقل کتاب یادگارهای یزد وتعداد زیادی از دهات یزد هم وزرتشتی نشین بودند ویا با "خط پهلوی اوستا" ومطلب می نوشتندکه کتاب نزهت القلوب هم ودر دهات آذربایجان به آن خط وزبان پهلوی ودر نقاط مختلف آذربایجان وآنهم در سال 804 عصر ایلخانی هجری اشاره می کند ولذا بغیر از عربها وهمه دولتهای بعد از اسلام نیز وهمگی با زردتشتیان ایران وبا مماشات رفتار می کردند ویا باعید نوروز ویا با مبداء تاریخی آنها ومراسم دینی انها مخالفت دولتی نمی کردند ولی خانواده سالوس پیشه ویا ریا کار صفویه چنین نبود وبر عکس همه دولتهای سابق ایران وظلم زیاد ی به همان زرتشتیان ایرانی نمود ویا بر آنان فشارزیاد آورد ه ویا دهات انان را مصادره کردند وناچارا بقایای انان هم واز استانهای یزد وکرمان وفارس وتهران نیز خارج شده وناچارا به هندوستان فرار کردند ویا ظلم های شدیدشان به زرتشتیان ایران نیز ودر (سفرنامه جکسون نیز )ومفصلا آمده است وبعلاوه خانواده شیخ صفی هم واول "فقه صوفی گری" خودش را وتبلیغ می کردند ولی معلوم نبود که محتوایش چه چیزی می باشد؟ وبعد همان دولت صفویه و400نفر آخوند عرب تبار جبل عامل لبنان را وبه اصفهان وشهر های دیگرایران آورد ( ماخذ سه جلد کتاب قطور رسول جعفریان )وتا با عنوان وقف شدن زمینهای شهری ویاروستایی ایران وبه متولی گری همان شیوخ لبنانی تباربدهد ویا همه اموال ویا املاک ویا منزل همه اقوام ایرانی راواز دستشان بیرون بکشند ویا جزو و اموال خاندان سلطنتی صفویه بکنند که همه روحانیون قدیمی ایران هم وبا این شیوه تفکرات آنان ومخالف بودند وبرعکس آنها و روحانیون اصیل ایرانی ومثل ملا صدرای شیرازی ویا شیخ دوانی "ومذهب شیعه گرایی صفویه را و متاثر" ازنص قران نمی دانستند ولذا منابع تاریخی مختلف می نویسند که همه روحانیون قدیمی ایرا ن وبا این نوع از غصب اموال ایرانیان واقوامش ومخالف بودند وبجزآز "اخوند مجلسی جبل عاملی "ویا "آخوندشیخ بهایی جبل عاملی" ویا "آخوند شیخ حر جبل عاملی" وغیره وهمگی این نوع از غصب اموال مردم ایران را و "دین سازی خانقاه اردبیل"می دانستند وبعلاوه باید ذکر بکنم که (مالیات دهی مذهبی اوستایی )ودرخاک ایران وبرای اولین باروبا آموزشهای زرتشت پیامبر ودر میان چوپانان ودامداران .دهکده های استا ن همدان ونهاوند اتفاق افتاد که پیرو زرتشت بودند ویا در دوره تمدن مادها آغاز شد که از ظلم وجور سر بازان آشوری ودر اراضی همدان وخشمگین بودند ویا درسالهای 2800 قبل ویا در آغاز تمدن شکل گیری دولت ماد ایرانی اتفاق افتاد که (قلعه نظامی هکمتانه ویا همدان)در دست نظامیان آشوری بود ووهمان دامداران حاشیه همدان وبا پو لهای مالیات مذهبی اوستا کمک کردند ویا در اهداکردن کمک مالی مذهبی به جنگ آوران ماد کمک کردند ویا با ان کمکهای خراج مذهبی ووبتوانند که اراضی اشغالی همدان وشهر های دیگرش را پس بگیرند ویا از زیر سلطه آشوریان خارج بسازند ولذا همان دامداران غیور استان همدان وبرای تامین مالی نظامیان مادکمک کردند ویا برای خرید اسلحه مقاومت آنها ودر برابر آشوریان وحاضر شدند که بخش کوچکی از پول ویا درآمد دامداری خودشان را بدهند ویا به دولت ماد خودشان بدهند ویا به عنوان (کمک مذهبی اوستایی )بدهند که کمکشان در متن مذهبی زند کتاب اوستاامده است وتا همان (شاهان مادایران ) هم وباهمان پولهای هدیه ای همان چوپانان دامدارکوههای الوند ونهاوند عمل کرده وبرای بیرون انداختن اشوریان واز خاک ایران ویا از همدان واسلحه خریده ویا قلعه نظامی هکمتانه را واز دست نظامیان آشوری وخارج بسازند وبعلاوه در 2500سال قبل هم و(همان مالیات مذهبی وزراعی اوستایی ادامه داشت )واین بار ونوبت سکنه دهکده های خوزستان وشوش بود ویا نوبت سکنه هفت تپه وچغا زنبیل وفارس وبه دولت نوپای هخامنشی بود وتا بتواند که دهکدهای شکل گرفته در دشت ابرفتی خوزستان را اوز چنگ حکام بابلی زهره پرست خارج بسازند ومازاد پولی دیگر هم برای شکل گیری دوباره انواع دهات زراعت خوزستان دادند وتا دولت زرتشتی هخامنشی ودوباره شهر های شوش وچغا زنبیل را باز سازی بکنند ومفهوم این نوع کمک های مالی مذهبی وبنام (خراج اوستایی ) بود وتوسط سکنه دهات خوزستان )وبه همان دولت هخامنشیو پیرو زرتشت داده می شد وتا حدود 220 سال تمام واقتدارموفق ودر ایران داشته باشد ویا در بین النهرین وبابل وماورائ النهر ودر افغانستان وتاجیکستان ولیدی( ترکیه سابق ) داشته باشد ولی دوباره اسکندرمقدونی یونانی پیدا شد ودر دوره داریوش سوم برخاک ایران دست انداخت وپیروان اسکندر هم 80 سال نیز و خاک ایران ویا دهکدهایش را واشغال کرده بودند وطرفداران اسکندر و.هر جا که کتاب اوستا را وپیدامی کردند وآن کتاب را ومثل اعراب واتش می زدند وتا خاصیت تاثیر گذاری اش را از بین ببرند واین بار ونوبت دهقانان دشت های گرگان وخراسان وفارس وکرمانشاه بود تا به سربازان اشکانی ویا ساسانی وکمک مالی وجانی مذهبی بکنند ویا (انواع کمک مالی اوستایی ودینیبدهند ) ویا مالیات دینی بدهند وتا ان اشکانی ها نیز و(اسلحه وادوات )خریده ویا سربازان اسکندربجنگند ویا با سربازان روم باستان جنگیده وآنها را را واز خاک دهات خودشان وبیرون بیاندازند! ولذا همه این نوع از مالیات دادنهای مذهبی زراعی وباغی ودامی و برمبنای آیات اوستا وبصورت (مالیات مذهبی عادلانه ودلخواهانه) انجام می گرفت وبعلاوه از روی میل باطنی وخواسته قلبی همان مردم ایران وداده می شد وبعلاوه این نوع از مالیات مذهبی دلخواهانه ودر کتاب اوستا وبا لغت ( خراج اوستایی )آمده است وتا اینکه در اواسط دولت ساسانی وبا پیدایش طبقه اشراف وهمان مالیات زراعی دهقانان ووافزایش غیر دلخواسته یافت که خارج از طاقت دهقانان ایرانی بود ویا دردوره ( مزدک زرتشتی ) اوفزایش خارج از متون اوستا یافته بود وبردهقانهای ایرانی وفشار زیادی می آورد ودر حالیکه در دوره اردشیر بابکان اندک بود وبرعکس با فتوای موبد تنسر ویک سوم تولید زراعی دهات وبه همان دهقانان ایرانی تعلق می یافت که سهم بری بیشتری از تولید زراعت داشته باشند ولی درسلهای بین 480 الی 530 میلادی و با رشد طبقه اشراف ایران وفشارزیادی بر دهقانان افزایش یافت واین بار با (فتوای انقلابی مزدک موبد) وروال مالیات گیری ساسانی هاعوض شد و دوباره تغییراساسی یافت وچراکه همان مزدک ودر عصر قباد ساسانی ویک( موبد انقلابی اهل نیشابور وآشنا به فقه کتاب اوستا) بود وبعلاوه در عصر قباد ساسانی هم و(دادستان کل دربار قباد ساسانی )منصوب شده بود و وبا تکیه آیات مذهبی اوستا واخذ خراجهای کلان را وحرام می دانست ویا از دهقانان روستایی بدبخت وحرام می دانست ویا اخذ از زرتشتیهای بدبخت را وبرمبنای آیات اوستا وامری حرام می دانست !و لذا طرح"خراج علی المقاسمه" و یا "خراج علی المقاطعه "ویا "خراج علی مساحت الارضی کتاب اوستا" راو استخراج فقهی کرده بودویا برمبنای همان آیات دادوری ودادرسی عادلانه کتاب اوستا و(گرفتن چهل زن وتوسط اعیان )را وصحیح نمی دانست ولذا توصیه کرده بود که اعیان زرتشتی دوره مزبور وکمتر زن بگیرند ! وتا دهقانان بدبخت وبی پول وهم وبتوانند که حداقل یک زن بگیرند! ودر صورت نداشتن پول مهریه وبرای ازدواج کردن وهمان شاهان ساسانی واز خزانه سلطنتی خودشان وکمک هزینه مهریه ویا شیر بهاء به همان روستائیان فقیردهات بدهند وتا بتوانند که زناشویی بکنند وبعدا هم ودر دین اسلام نیز چنین عمل شد ومثلا درمتن سوره نسائ قران هم وبه اعراب پولدارنیز و توصیه قرانی شده بود که تنها اجازه چهارزن وبه مردان پول دار می دادویا اجازه دینی داده شده بود ولی درداخل ایران قبل از مزدک هم وهمان اشراف ایرانی می توانستند تا چهل زن بگیرند که از اثار مذهبی زهره پرستی اناهیتای بابل قدیم بود واین شیوه تفکر هم در میان نقاط مختلف ایران وکم وبیش طرفدارانی داشت ومثلا طرفداران معبد اناهیتای کنگاور کرمانشاه واز ان جمله شیوه تفکر زهره پرستی بابلی بودند ودر دوره ی مزبور وحداقل اغلب مورخان واز 40 الی 50 معبد زهره پرستی ایرانی یاد می کنند معابد "چهل دختران "سمنان ونائین وهرات وسیرجان وری تهران نامیده میشدند من یک پژوهش مستقل ودرمورد ان پدیده دارم واشراف ایرانی وبرای گرفتن زنهای متعدد وبه ان معابد چهل دختران ایرانی ومراجعه می کردند وبا دادن پولهای کلان به انها واهمانها را به خانه های خود می بردند وپدران بی بضاعت اشان نیز واغلب دختران خود را به همان معابد چهل دختران می سپردند ولی فتوای مزدک انقلابی واین نوع از ازدواجهای چهل دخترانه واز میان ایرانیان رخت بربست ویا از افکار زرتشتیان رفاه پرست برچیده شد وهمچنین باید بیفزایم که در دوره هخامنشیها و(شهر شوش) ومرکز خوزستان محسوب می شد که داریوش اول هخامنشی وکاخ زمستانی آپادانای شوش خود را ودر شهر شوش وکنار رود کرخه ساخته بود که رودخانه کوچکتر بود ولی در دوره ساسانی ها و "شهر باستانی شوشتر "وپایتخت استان خوزستان گردید که در کنار رود بزرگتر کارون بود ودر همین دوره تاریخی وشهرهای کشاورزی خوزستان هم وبه 78 شهر کشاوزری افزایش یافت ویا قشر های کشاوزی حرفه ای ویا تخصصهای کشاورزی افزایش یافت ویا نهرهای متعدد آبیاری ویا بند ها وآسیابهای آبی زیاد شد ویا دستگاهای آبچرخانی ویا تخلیه آب واز رودهای بزرگ زیاد شد ویا بازارهای فروش محصولات کشاورزی زیاد شد ویا ابراز های کشاورزی ویا حقوق مدنی زارعان وفروشندگان محصولات زراعی وبیشترگردید ولذا حقوق مدنی مهمی ودر دوره قباد ساسانی شکل گرفت ویا با الهام از اوستاوشکل گرفت ولذا در دوره قباد ساسانی واصلاحات ارضی زرتشتی ومزدکی ورواج کامل یافت ویا مضامین حقوقی لازم را یافته بود وبعد هم وتوسط انوشیروان ومجبور به پذیرش همان (نحله حقوقی )شدند وهرچند در ابتدا وانوشیروان وسعی کرد که طرفداران مزدک را وسرکوب بکند ولی بعدا ومجبورو به پذیرش همان مقاطعه عادلانه اراضی زراعی گردید ودستور داد که مقاطعه ویا مساحی ویا اندازه جریب های زراعی ویا مایات دهی انها وعوض بشود ویا برمبنای اوستا ودگرگون بشود وتابتواند که شاه عادل وباقی بماند ولذا بوسیله مساحیهای جدید اراضی زراعی ویا با تغییر معیارهای مالیات گیری زراعی ودر نقاط مختلف ایران عمل کرد و یا همان طرح اصلاحات ارضی مذهبی ویا زراعی مزبورو اجرائی مجدد بنماید ولذا با وضع جدیدی که در مناسبات ارضی ایران وشکل گرفته بود ولذا اوضاع اجتماعی ویا دستمزد دهقانان وفرق کرده بود وبهمین دلیل هم وقتی اعراب به خاک ایران حمله کردند ودیگر نتوانستند که دوام بیاورند ! ویا با انواع ایات جزیه خود و(حکمرانی بدون درد سر) داشته باشند ویا با وجود نص ایه اراضی مفتوح العنوه خودوبدون درد سر باشند ویابا توجه به نص ایه حق موالی خودداشته باشند ویا با توجه به ایه حق اقربای قرانی خود داشته باشند ویا با تکیه به حق شرطه خود ویا حق عطیه اسلامی خودشان داشته باشند و وهرچند ارتش ساسانی ودر برابر اعراب نابود شد ه بودولی دهها میلیون دهقان کشاورز زرتشتی که باقی مانده بود وحاضر به دادن مالیاتهای کلان وبه همان فرماندهان اعراب ودر دوره بنی امیه نبودند ولذا با فرهنگ عربی خودشان و نتوانستند که درخاک ایران وحکمرانی توام با موفقیت بکار اندازند وچرا که با" شورشهای دهقانی" وسیع استانهای مختلف ایران وروبرو شده بودند وبالاخره در سال 132 هجری و حکومت بنی امیه هم متلاشی شد واین بار وخاندان عرب تبار بنی عباس سز کار امد که با فریب ایرانیان شکل گرفته بود ولی بنی عباس هم از همان ابتداوبا قیامهای دهقانی زرتشتی روبرو بود وبعدا نیز با شورش عمیق طرفداران بابک خرمدین روبرو شد که درابتدای عصر مامون عباسی وشروع شد وقیامشان تا سال 223 هجری ادامه داشت ویا بوسیله دهقانان شورشی زرتشتی آذربایجان بود که حدود 225 هزار سرباز اعراب را ودر دهات آذربایجان کشتند ویا با شورش (مازیار بن قارن سرخ جامگان )روبرو بودند که در دهات مازندران وفیروز کوه ودهات اطراف دماوند ولاریجان وبراه انداخته بود ند وجانانه تا سال 225 هجری می جنگیدندوسربازان عرب مهاجم را می کشتند ویا شبیه چنین شورشهای دهقانی وسیع را ودرجنگلهای مازندران وگرگان براه انداخته بودندواعرب هم ونمی توانستند که از خیر مالیات گرفتن از آنها بگذرند وشورش دهقانهای زرتشتی ناحیه اشروسنه وترمذ وبخارای ایران هم چنین بود وبنام دهقانان زرتشتی سفید جامگان بودند که دائما شورش در ماورائ النهر وبخارا داشتند وبالاخره مامون عباسی وغیره تصمیم گرفت که (سامان خداه زرتشتی ویا نخست وزیران زرتشتی دولت سامانی را) ودر بخارا وسر کار بیاورد ویا در بخارا وسمرقند وحکم حکومتی به سه فرزند سمان خداه زرتشتی بدهد که حداقل مالیات اراضی زراعی همان منطقه ویا دهات ماورائ النهر را وبرمبنای "فقه اوستایی "بگیرند !ولی ظاهرا نام آنرا و"عقود اسلامی ویا مزارعه اسلامی بگذارند وتا باعث آبرو ریزی اسلامی نشود (ماخذ :جلد اول منتظم ناصری ) وتا (شک برانگیز) نباشد وبعلاوه هارون الرشید عباسی هم وخالد بن برمکی زرتشتی را و(نخست وزیر خود نمود) که مالیات اراضی بین النهرین را وبر(مبنای فقه زرتشتی اوستا ی بگیرند)ونیز به نقل ص 246کتاب مجمل فصیحی ویک موبد زرتشتی وبنام نعمان بن ثابت ویا ملقب به ابو حنیفه که نوه انوشیر وان هم بود را وحکم دادند که بنام "فقه ابوحنیفه "وفقه خراج دادن اسلامی وبه منصور عباسی ویا به هارون الرشید را وشرعی بکند ونام انرا و"فقه حنفی" بگذارد وبعلاوه ابن فقیه همدانی ویا ابوریحان بیرونی هم در کتابهایشان نوشته اند که در دوره متوکل عباسی نیز و(ابوجعفر زردشت بن آذر موبد ) راو به در بار متوکل عباسی و فرا خواندند وتا به شورش دهقانان زرتشتی جنوب بغدادوسروسامان بدهد ونیز در همان دوران و( روز به پسر دادبه زرتشتی )وملقب به ابن المقفع نیزو (کتاب خدای نامه )را واز زبان پهلوی ساسانی وبه زبان عربی ترجمه کرد که مورد غضب همان اعراب گردید وبعلاوه به نقل کتابهای مختلف و7 موبد زرتشتی شهر های مختلف ایران نیز وکتاب (نثر شاهنامه )را وبه فردوسی تحویل می دهند که آن نثرساسانی راو به (شعر حماسی ) تبدیل بکند ! وهمچنین به نقل کتاب ظفرنامه یزدی وسلجوقیان ویا تیمور لنگ هم و در شهرهای شیروان و.شماخی وگنجه وباکو آذربایجان (وخانواده شیروانشاهیا ن زرتشتی تبار) را قدرت داده ویا در آذر بایجان شمالی وبالای ارس وبه قدرت رساندند وتا از روستائیان همان منطقه باکو و(مالیات زراعی وبرمبنای فقه اوستایی )بگیرند ویا همان (شیروانشاهیان زرتشتی تبار باکووشیروان وشماخی وگنجه ) نیزو تا عصر صفویه حکومت داشتند وبا همین روال "مزارعه اوستایی "مالیات می گرفتند ویا بین (مالک وزارع دهات )منطقه مزبور وعمل می نمودند ولی خانم لمبتون انگلیسی که کتاب "مالک وزارع درایران "راو در عصر پهلوی نوشته است وهنوز فرق (مزارعه اسلامی )وبا (مزارعه اوستایی) را ونفهمیده است ویا "فهم حقوقی صحیح "نکرده است !ویا تا عصر اصلاحات ارضی سال 1342 شمسی ونفهمیده است !که چراچنین است ؟ ویا چگونه ورعیت ایرانی و چنین عمل می کنند ؟ ویا چرا برمبنای فقه اوستایی و40 در صد محصول را ودستمزد می گیرند ؟ودر حالیکه در ابتدای حکومت اردشیر بابکان وتنها 33 درصد محصول زراعی وسهم زراعی رعیت ایرانی بود ! ولی در سالهای 1342ش ودو پنجم سهم زراعی وبهره زراعی می بردند و حتی 7 درصد هم ونسبت به دوره اردشیر بابکان وافزایش یافته بود ویا فرقش با رعیت مسیحی اروپایی چیست ؟ که مارک بلوخ آلمانی ودر کتاب فئو دالیسم اروپایی خود نوشته است ودر حالیکه او می نویسد که دهقان مسیحی اروپایی وحقوقی ندارد ویا بعنوان (سرو اراضی فیف) وجزو فیزیکی ولایتجزای همان اراضی اشراف اروپاومحسوب می شدند وهمراه خرید وفروش همان اراضی اروپا وحقوقی مدنی همان دهقانان اروپایی هم ومعاوضه می شد ویا هنگام فروش همان ملک وخرید وفروش می شدند ! ولی در جامعه ایرانی ودهقان زرتشتی ودر سایه تعالیم اوستا حقوق خرده مالکی داشتند وبعنوان حق دستمزد نیروی کار خودش وسهم 40 درصد محصولتولیدی را ودریافت می کردند که نام آنرا "حقوق مزارعه " گذاشته بودند ویا 40 درصد محصول میوه چینی ویا باغداری را هم دریافت می کرد ند که نام انرا (حقوق مساقات )ویا (حقوق ساقه کاری نهال باغداری) نهاده بودند ولی نمی دانند که فلسفه حقوقی آن چه بود] ویا در دانشکده های حقوق معاصرو به آن مسئله توجه نمی شود ؟ودر حالیکه حق نیروی کارخودرعیت وباضافه حق نیروی گاو شخم زننده زمین اش را ودر مزرعه مزبور وتواما با یکدیگرمی گیرند ویا بعنوان 40محصول تواما با هم می گیرند وبقیه 60درصد بقیه محصول هم ومتعلق به دولت ویا مالکیت دولتی بود که از یک دولت وبه دولت بعدی ارث دولتی می رسید وتقسیم ناپذیر در اوستا بود ویا متعلق مشاع به (خانها وشاهان ویا نظامیان زیر دست آن دوایر دو لتی بود) که بتوانند دسته جمعی دائمی عمل کرده وکشت همان اراضی دولتی را وسرپا نگه بدارند ویا متعلق به کاتبان اداری دولت ویا متعلق حق بیمه سرمازدگی غله وگندم بود یا متعلق مشاع به حق خشکیدن محصول ودر سالهای خشکی باران بود ویا حق تعمیر مجاری آب و یا قنوات کشاورزی بودکه در (ذمه حقوقی مالک اراضی ب)ود ویا حق ساختن پل ویا جاده سازی دهات هم وبعهده همان مالکیت دولتی بود ویا همان 60 درصدبقیه (متعلق به انواع قشرهای دولتی بود )ولذا تا دوره اصلاحات ارضی سال 1342 ش (همه قشرهای دولتی فوق الذکرو تنها 60 در صد بقیه محصول غله ویامیوه دهات ایران را دریافت می کردند ووحدود عمده مالکی وخرده مالکی رعیت ودر (انواع دولت های غیر ستم گر )رعایت می شد تا به زارع ایرانی ورفاه خانواده آنان وستم نشود ویا بعنوان مالیات دولتی وپول اضافی از انها گرفته نشود که جزو حقوق زارع ایرانی ودر مذهب اوستا بود که دریافت می کرد (ویا بعنوان حق سهم بری شخصی ویا بعنوان حق مالکیتی دولتی)دریافت خزانه می شد ویا بعنوان (حق مالکانه دولتی زمین وتامین آب وبذر) وتنها درصد 60دریافت می کردند واین (نوع سهم بری عادلانه محصول زراعی وباغی ودامی وتجاری و تنها در فقه اوستایی) ایرانیان ومندرج شده بود ویا وجود داشت واز عهد مزدک زرتشتی وتا عصر اصلاحات ارضی 1342سال ش وادامه داشت وبعنوان( مناسبات ارضی خاص ایرانیان )محسوب می شد ودرحالیکه در رابطه مالک وزارع جوامع دیگرجهان وچنین نبود ویا (عدالت مذهبی )وجود نداشت ونیزبه همین دلیل بود که سکنه دهات مختلف ایران وبرخلاف امروز وحق پروانه ساخت منزل هم به همان خان دهکده خود نمی دادند ویا به شهر داران سابق شهر ها ویا به به شورا های دهات ومثل امروز نمی دادند ولذا همه این نوع از خدمات گیری ارزان خانه سازی وآنهم برای روستائیان قبلی ایران ومجانی ویا عادلانه بود وجزو 40 در صد مخارج خانواده هایشان ومحسوب می شد ولی امروزه انواع باج وخراج ها وازکارتهای بانکی همان مردم بدبخت ایران می گیرند ویا ازسودمغازه ها و ویا از تولید خانوادگی آنان ومی گیرند! وبه کسانی می دهند که هیچ گونه نقشی ودر( تولید جامعه ندارند) ویا در خدمات دهی مفید تولیدی جامعه ندارند! وفقط انگلها اجتماعی مفت خور هستند! ودر حالیکه در گذشته چنین نبود برعکس بود وحتی نخست وزیران فهیم ایرانی نیزو در گذشته به مغولان وتیموریان سپرده بودند که انواع مالیات مغولی ومثل تمغا ویا حق قبچور واز دهقانان بدبخت ایرانی نگیرند ویا مالیات اخاذی نظامیان مغولی واز روستائیان بدبخت ایرانی ونگیرند! وتا روستا ها ی ایرانی وزراعت آنان واز هم نپاشد ویا حتی همان نخست وزیران فهیم ایرانی وهزینه دخل وخرج ادارات دوازده گانه خود را وبه ضررهمان روستائیان محاسبه نکرده ویا مثل اعمال روسای سازمان برنامه وبودجه معاصر وتنظیم نمی کردند که کسری خزانه بودجه خود را وتنها از راه تورم دادن سنگین مخارج روستائیان وتامین بکنند! وبرعکس وهمان مخارج دیوانهای اداری خود را هم وبرمبنای( فقه اوستایی )تنطیم می کردند وتا کسر بودجه نیاورده ویا در خزانه دولت نیاورده وتا ظلم بیشتری وبر روستائیان وباغداران ودامداران زحمتکش بکنند ویا بر تولید کننده های جامعه بشود ! ویا برخلاف امروز وپول کلان وبعنوان (بانک سپه) واز مغازه داران خرده پا وزارعان مظلوم ونمی گرفتند ! وتا مقدار زیادی ونیروی انتظامی ویا نظامی واستخدام بکنندویا صرف خرید باتومها ی انها بکنند ؟ که در تولید جامعه ونقشی ندارند! ولی بخاطر مخارج زیادشان وصرفا فقر ویا گرسنگی وتورم مردم ایران را وزیاد می کنند ! و بعلاوه اسناد تاریخی مختلف نشان می دهد (که این نوع مالیات گیری اوستایی) ودر خوزستان عصرهخامنشی و ساسانی آغاز شد ودر دوره های بعدی اش نیز وچنین ادامه داشت : و همانطوریکه گفتم و در ایام قدیم هخامنشی وشهر "شوش خوزستان" ودر کنار رودکرخه وتنها (مرکز خوزستان) بود ویا پایتخت دوم داریوش هخامنشی وفرزندانش بود ولی از دوره شاپور اول ساسانی ودولت ساسانی ها ترجیح دادند ویا "شهر شوشتر "ودر کنار کارون را وبجای "شهر شوش "انتخاب کرده ومرکز خوزستان می نمایند که به معنی شهر (شوش _تر) ویا (شهر سبز تر از شوش سابق است )که در کناررودکارون می باشد که میزان آب رودخانه کارون اش نیز وبرای سر سبز کردن دشتهای خوزستان وبیشتر از رودکرخه شوش می باشد ونیزاسناد تاریخی کتاب " فتوح البلدان " نیز وبیان می کند که وقتی اعراب به خوزستان حمله می کنند و"استاندار خوزستان عصر ساسانی "هم ودر همان "قلعه سلاسل شوشتر "مستقر بود و"هرمزان "نامیده می شد ونهایتا نیز وبعداز مدتی محاصره شوشتر وهمان شهر به تسخیر اعراب در می آید ووقتی هم (سلجوقیان مانوی مذهب خوارزم ) به خوزستان می آیند وهمان "قلعه ساسانی مستحکم سلاسل شوشتر "را واز اعراب پس می گیرند واز سال 428 والی 590 هجری و"قلعه سلاسل شوشتر "ومرکز حکمرانی اتابک "یعقوب بن ارسلان افشری "ویا نواده هایش "شومله اوشار(افشار ) "بود و"قوم اوشار سلجوقی "خوزستان هم وبمدت 160 سال واز طریق همان قلعه نظامی سلاسل شوشتر وبر کل خاک خوزستان وحکمرانی می کردند وتا اینکه خوزستان وشوشتر وبدست مغولها وتیموریان می افتد ولی باز هم مغولان و تیموریان نیز ونواده های (شومله اوشار)را ودر شوشتر وخوزستان وبکلی منقرض نمی کنند وتنها "حکمرانی تام وتمام "آنان را واز دستشان می گیرند که مستقل از ایلخانی ها نباشند ولی بعنوان ضابط های مالیاتی خوزستان وهنوز نگه داشته بودند ویا بنام "اتابکان خوزستان ولرستان "وهمان "خاندان افشری سلجوقی" خوزستان وشوشتر ونامگذاری شده بودند که در دوره صفویه وافشاریه هم وهمان شاخه اوشار سلجوقی خوزستان وقوم افشارنامیده می شدند ولی در دوره ایلخانی وتنها بعنوان ممیزهای خوزستان ولرستان وهمچنان وابقاء می شوندکه هنوز مورخین دانشگاههاوفلسفه این نوع از( نامگذاری اتابکان خوزستان ولزستان )را نفهمیده اند ویا مطالبی درآن باره وننوشته اند ! ولی از دوره ایلخانی به بعد وهمان اتابکان افشری خوزستان ومستقر در قلعه سلاسل شوشتربودند و یا پست ضابط مالیاتی بقیه را بعهده خود داشتند ویا بعنوان (قدرت سیاسی درجه دوم )ودر "منطقه خوزستان ولرستان "بودند ویا توسط ایلخانی ها ونگه داشته می شدند ویا بعنوان "ضابط مالیاتی "ویا بعنوان "واسطه مالیات گیری "وبین دولت ایلخانی مغولان واقوام منطقه جنوب شرقی ایران وعمل می کردند ولذا بعنوان مسئول جمع اوری وارسال مالیات اقوام تولید گر به پایتخت تبریز وسلطانیه ایلخانی بودند وبعلاوه ضابط مالیات دهندگی لرهامنطقه اطراف شوشترهم وبا آنها بود ویا ضابط مالیات دهندگی اعراب حواشی جنوبی شوشتر ویا غرب خوزستان هم وبا آنها بود! ولی هنوز در منابع تاریخی وکسی هنوز و(مفهوم اتابکان خوزستان ولرستان )را نفهمیده است که بمعنی ضابط مالیات گیرندگی آنان می باشد ! ویا بمدت 300 سال و ادامه داشت ؟ویا درهمان مدت 300 سال ودر طول امپراطوری مغولان وتیموریان برایران وعمل کرده وتنها ضابطان مالیاتی ویا "حکام درجه دوم بین مغولان واقوام لر وعرب منطقه جنوب غربی ایران بودند ولذا ضابط بودن مالیاتی همان "خاندان افشری شوشتر" هم ودر دوره 300 ساله مزبور واز آنان سلب نشده بود وبعبارت دیگر ودر طول همان 300 سال واغلب همان شاهان ایلخانی مغول ودر پایتخت تبریز ویادر سلطانیه بسر می بردند ویا دهها شاه تیموریان درپایتخت سلطانیه ویا در شهر هرات وهمه روسای اقوام مختلف لر بختیاری ویا لر ایلام ویا لرستانی ویا لر کهگیلویه راوقبول نداشتند ویا روسای همان طوایف جنوب غربی ایران را و برای "مالیات دهی" دامی مستقیم قبول نداشتند ولذا برای "مالیات دهی زراعی "خود وبطور مستقیم نمی پذیرفتند ویا "برسمیت سیاسی" ونمی شناختند وبلکه صلاح سیاسی ویا حکومتی امپراطوری مغولی خود راودر سیاست دیگر می دیدند ویا در حکومت تیموریان هم وصلاح خود را در آن امر می دیدند که برای مالیات گیری ازهمان اقوام لرایرانی وطور دیگر عمل بنمایند ویا ازاقوام اعراب غرب تر شوش وهمگی مستقیما به سلطانیه نیایند ویااز اعراب حاشیه دجله ویا از اقوام عرب حاشیه هویزه وبصره ویاا زاقوام غرب خوزستان به سلطانیه نیایند ویا همه ساله وهزاران رئیس قبیله عرب حرکت نکرده وهمگی به دربار مغولان نیایند !ویا همان روسای انواع تیره ها ویا طوایف متعدد لر ویا بختیاری وغیره وهمگی به دربارساطانیه نیایند ویا برای مالیات دهی دامی ویا زراعی خود ویا برای مالیات تیره ها وطایفه های خود وهمگی راهی پایتخت نشوند ! ویا راهی دربار تبریز ویا سلطانیه ایلخانی هانشوند ! ویا به شهر هرات وپایتخت تیموریان هم نیامده ویا حضور مستقیم نیابند ! وتا آنکه ودرهمان دربار سلطانیه ویا هرات وضمن سلام علیک وبا همان شاهان ایلخانی ویا تیموری وغیره وانواع چانه زنی های مالیاتی بکنند ! ویا برای هزاران اعضای تیره ویا طوایف اعراب غرب خوزستان خود وچانه زنی بکنند ویا برای اعراب جنوب بغداد وبصره هم وچانه زنی و براه بیاندازند! ویا صد ها روسای طوایف ویا تیره های لر ایران هم وهمگی راهی دربار ایلخانی ها ویا تیموریان بشوند!وبلکه در تشکیلات دهی اداری ومالیات گیری خاص آن منطقه وسیستم خاص ویا تشکیلات خاص ساخته بودند ویا به ضابط های اداری مزبورو بخشنامه کرده بودند که همه ساله وهمان صد ها رئیس تیره ویا طوایف لر وعرب ومالیات دامی خود را ویا مالیات زراعی ویا تجاری خود رافقط به شوشتر ببرند ویا مالیات قوم وطایفه خود را وتنها به شوشتر ببرند ! ویا به "ضابط های مالیاتی همان خاندان اوشاری "قلعه سلاسل شوشتر " بدهند که آنها هم وبه سلطانیه بفرستند! وسپس همان خاندان اتابک شومله اوشار شوشترهم وهمان مالیات جمع آوری شده همه طوایف اطراف منطقه را جمع کرده وبه دربار ایلخانی ها وتیموریان ومی فرستاد ند ویا به تبریز وسلطانیه وهرات می فرستادند والبته برای اینکه همان "خاندان اوشاری شوشتر هم "وسوء استفاده مالیاتی نکنند !ویا تنها "ضابط مالیاتی امین " باشند! ولذا همان دربار ایلخانی سلطانیه ویا هرات وترتیبی داده بود ند ویا در شوشتر وصد ها بازرس مالیاتی گماشته بودند ویاصدها دفتر دار جاسوس ویا محاسب چانه زنی مالیاتی ودر شوشتر داشتند ویا در "قلعه سلاسل شوشتر" گماشته بودند وتا "خاندان ونواده های اتابک شومله افشارشوشتر و سوء استفاده نکرده ویا دزدی مالیاتی نکنند! ویا از خزانه ایلخانی ویااز خزانه تیموریان وکم نکنند! ویا با ثروت آنان وقدرت شخصی وبرای همان "خاندان اتابک شومله خوزستان وفراهم نکنند "ویابرای خاندان "اتابکان سلجوقی فارس هم و"فراهم نکنند یا برای "اتابکان یزد هم وبراه نیاندازند !ولذا این نوع از"مفهوم اتابکی مالیاتی سلجوقی "که حاصل تئوری سیاسی خواجه نظام الملک طوسی می باشد ویا به سلجوقیان وپیشنهاد داده شده بود وسپس در دوره ایلخانی وتوسط خواجه نصیرالدین طوسی ویا توسط نخست وزیران دیگر مغولان هم ادامه یافت وهمگی آن نوع روش اداری را وپذیرفته بود ند ویا همگی به مغولان نیز وتوصیه کرده بودند ویابعدش هم وخواجه شمش الدین جوینی نخست وزیر بعدی مغول واعمال اداری به ان روش نمود ویا خواجه رشید الدین همدانی نخست وزیر هم وبه مغولان ویا به تیموریان بعدی وآن نوع روش اداری را وداده بودند ولذا یک نوع تشکیلات اداری خاص ساخته بودند که تنوع چانه زنیهای مالیاتی ویا نظامی غیر معقول را و"منع اداری"می کرد ویا حتی حق قبچور وحق تمغا وحق یامخانه مغولان ویا حق مالیاتهای اضافی مغولان هم ودرمتون کتاب جامع التواریخ وهمگی حذف شده بود ند ولذا یک روش مالیات گیری مردم سالارانه ویا سلسله مراتبی اقوام متعدد ایرانی ساخته بودند بود که خیلی از تنش های اقوام مختلف ایرانی راوحل می کرد ویا در دولت های مختلف ایران وحل می نمود واین نوع از حکومت درجه دوم اتابکان خوزستان ولرستان که 300 سال دوام داشت ویا در عصر تسلط مغولان وتیموریان هم دوام داشت وبوسیله همان خاندان اتابک شومله مانوی مذهب واعمال می شد که هنوز در شوشتر وحکمران درجه دوم منطقه شده بودندو همگی از "قوم افشارهای سلجوقی" خوزستان بودند ویا از سال 616 هجری والی 916هجری ویا تا اواسط عصر صفویه هم وضابط مالیاتی منطقه بودند وزمانی هم که پایتخت هرات تیموریان وبدست صفویه وسقوط می کند واین بار و همان حکام افشار شوشتر ویا همان "حاکمان شوشتر" وتنها ضابطان مالیاتی خوزستان باقی مانده بودند ویا تا سال هجری 1007هجری هم وباقی بودند که در اوایل دوره شاه عباس صفوی می باشد ویا در طی این 400 سال وهمچنان ونقش اتابکی مالیاتی همان خاندان شومله اوشار ودر خوزستان واز دست آنان گرفته نشده بود! وبعلاوه طوایف لرویا بختیاری مالیات دهنده هم وانرا قبول داشتند ویااقوام لرهای کهگیلویه ویا لر شول ( ویا لر ممسنی ) ویا اقوام اعراب خوزستان هم وآن نوع سیستم اداری راو پذیرفته بودندویا جامعه پذیر فرهنگی واجتماعی به آن روش اداری شده بودندولذا در دوره تاریخی مزبورو با پیشنهادهای نخست وزیران عاقل ایرانی و(اخذ انواع مالیاتهای اضافی وازهمان روستائیان بدبخت خوزستان ولرستانی وهمگی حذف شده بود ومثل اخذ جزیه عربی که حذف شده بود ویا اخذمالیاتی زکات اسلامی که حذف شده بود ویا حق سادات هم وحذف شده بود ویا حتی حق مالیات یامخانه ویا حق قبچوروتمغای مغولی وغیره هم واز همان مالیات دهندگان بدبخت ایرانی حذف شده بودوفقط مالیت زراعی خالص می گرفتند ویا از کشاورزان ودامداران خرده پای دهات خوزستان ولرستان وحذف شده بود) ودر نهایت همه روستا ئیان ایرانی به این روش مالیات گیری منصفانه ومعقول قومی دوره تاریخی مزبور وعادت پذیر شده بودند ویا سکنه همان 66هزار سکنه روستاها ی دیگر ایران هم ودر کشت وداشت وبرداشت زراعی وباغی خود وبه همان نوع از سیستم معقول مالیاتی وقوم پذیری فرهنگی شده بودند! ویا عادت کرده بودندتا کشاورزی انواع روستا ها ومتلاشی نشود! ولی متاسفانه با تشکیلات دهی اداری ومالیاتی جدید شاه عباس اول صفوی در ایران وبهم خورد! وآنگاه وهمان اقوام مختلف خوزستان وبجان همدیگر افتادند !که تئوری آنرا واز غربی ها گرفته بود ویا توسط مشاوران غربی اش والهام گرفته بود وبعلاوه با تئوری آخوند های جبل عامل لبنان هم وبهم آمیخته بودند که شاه عباس آنها را و بعنوان "حکام شرع "وبه شوشتر فرستاده بود وبعداهم با تقسیمات کشوری واستانی جدیدشان ومشکلات خوزستان بیشتر شد ویا با روشهای احمقانه 107 ساله حکومت قاجاریه نیز وبیشتر بهم خورد! وسپس هم وبا مدل مالیات گیری دیمی بعد از مشروطیت نیز و در آمیختنش با مدل غربی ترش و همگی باعث گردید که خیلی از اقوام ایرانی وبجان هم بیفتند ولی هنوز تا عصر نادرشاه افشار وهمان (نظام اتابکی خوزستان ولرستان)وهمچنان پا برجا بود و چرا که حفظ همان سیستم وهمچنان تا سال 1007 هجری ومتعلق به خاندان اتابک شومله اوشار ودر شوشتر بود وهرچند بعد از حکومت شاه عباس اول هم وهنوز کاملا فرو نپاشیده بود ولذا نادر شاه افشار ودرد وره خودش وآنرا ترمیم دوباره کرد وبعلاوه در 90 سال ابتدایی حکومت صفویه هم و وهمان روش وهمچنان دوام داشت وچراکه با سقوط اداره مالیات مرکزی ودر شهر هرات ویا درسال 616 هجری وهمان سیستم مالیات گیری قومی واتابکی مالیاتی در شوشتر باقی ماند ه بود ویا در شوشتر وهمچنان ادامه یافت وفقط محل دیوان مالیات مرکزی شهر هرات وعوض شده بود !واین بار به شهر قزوین ونقل مکان کرده بود ولذا واسطه گری (همان دیوان استیفائ شوشتر)واز آنان نیزسلب نشد ویا همزمان با سقوط هرات هم وسقوط نکرد! وبلکه تنها اداره مرکزی مالیات گیری کل کشوروعوض شد ویا ازشهر هرات وتنها به "پایتخت قزوین صفویه "وانتقال یافته بود وتنها دفتر ودستک ویا کارمندان دفتری آن ادار ه مرکزی مالیات گیری وبه پایتخت قزوین صفویه رفته بود وبهمین دلیل هم واز آغاز حکومت شاه اسماعیل اول وتا عصر حکومت سه شاه بعدی صفویه هم و(همان حکمرانهای خوانین افشارشوشتر ) وهمچنان ودر شوشترو دوام داشتند که اسناد تاریخی مختلف هم به آن موضوع اشاره دارند ولی شاه عباس اول وآن سیستم را عوض کرد ویا با مشورت آخوند های جبل عامل لبنان دربارش وآنها را عوض کرد وتا مالیات شرعی واز خوزستانیها بگیرد ویا بوسیله همان آخوندها ی لبنانی واز مردم خوزستان بگیرد ولذا بعد از مدت 90 سال وهمان حکمرانهای "اتابکی خوانین افشار شوشتر ودزفول ورامهرمز ودورق را و عزل کرد ویا ازدست بقایای نواده های اتابک شومله اوشار شوشتر گرفت ونحوه مکانیزم عزل اشان هم وچنین است که فردی را به قلعه سلاسل شوشتر می فرستد واو هم با کشتن وقتل ناجوانمردانه همان "خان افشار "ودر همان قلعه شوشتر عملکرد ه که اغلب اسناد تاریخی مختلف وبه آن موضوع اشاره دارند ولی عدم عزل انان هم ودر مدت 90 ساله اولیه صفویه وفلسفه اش ان بود که خطا ی مالیاتی نداشتند ویا از ابتدای دولت صفویه وتا عصر شاه عباس نداشتند ویعنی از سال 916 الی 1007 هجری نداشتند ویا خطای مالیاتی نکرده بودند وبعلاوه همان "حکام افشار شوشتر ودزفول وهمگی ومردم سالاران قومی منطقه جنوب غربی ایران بودند وبهمین دلیل واز سوی 4 شاه اولیه صفویه هم در قزوین هم وهنوز عزل نشده بودند! چرا که دائما همان مالیات جمع آوری شده واز اقوام لرراوهمچنان می فرستادند ویا مالیات گیری از اقوام اعراب خوزستان ویا از قوم لرستان ایران را ومرتبا جمع آوری عادلانه کرده وسپس به قزوین صفویه می فرستادند (ویا بدون اخذ جزیه ویا بدون حق قبچور ویا بدون حق خان وغیره )وبه پایتخت قزوین می فرستادند ویا این بارو بجای فرستاده شدن به پایتخت هرات تیموریان واین بار وبه پایتخت قزوین صفویه وفرستاده می گردید وبهمین دلیل هم و در طی همان 90 سال اولیه صفویه هم وهمان خوانین افشار شوشتر ویا دزفول ورامهرمز ودورق خوزستان وباقی بودند ویا همگی وفادار به خاندان صفویه باقی مانده بودند وبهمین دلیل هم وازسوی شاهان اولیه صفوی هم وهیچ کدام نیز وعزل نشده بودند ! ویا در همان 90 سال اول وعزل نشده بودند! وتنها با مشاوره عناصر غربی واخوند های لبنان و شاه عباس اول صفوی وانها حذف کرد ومثلابخاطر مشورت شاه عباس وبا شیخ بهایی جبل عاملی لبنانی ویابا شیخ حر جبل عاملی ویا همان نویسنده کتاب (فقه وسایل الشیعه) همانها را عوض کرد که معتقد بودند و عدم جزیه گیری ازروستائیان صابئین خوزستان وامری حرام امی باشد وامروزه حدود 70 هزار نفر صابئون خوزستان ودرشهرهای اهواز وشوشتر وشوش زندگی می کنند ویا نگرفتن جزیه از زارعان زرتشتی خوزستان هم حرام است ویا از ارمنی های خوزستان ویا طبق فقه کتاب آنها ودرکتاب " وسایل الشیعه شیخ حر جبل عاملی وامری حرامی می باشد " وبعلاوه نفع شاهان بعدی صفوی هم وچنین پدیده ای را واقتضاء می کرد ولذا در این مورد وزرنگیهای خاص سلطنتی داشتند تا با فتوای همان علمای جبل عامل لبنانی عمل کرده واین بارا ز همان کشاورزان بدبخت خوزستانی وغیره ومالیات اضافی بگیرند ویااز روستائیان مختلف المذهب خوزستان وغیره نیز ومالیات اضافی گرفته وجیب خورا پر بکنند ! وبغیر ازاخذ مالیات زراعی ویا باغی از آها وحق جزیه هم از انها بگیرند ویا حق اقرباء هم وبگیرند ویا حق سادات وغیره هم بگیرند !وتا خزانه خود شان راو پر بکنند وبهمین دلیل هم وپایتخت خود را واز قزوین وبه اصفهان انتقال داده بودند ویا سیستم تقسیمات کشوری واداری وقومی معقول سابق خوزستان را عوض کردند وهمچنین سیستم اتابکی نظامی ویا سیستم اتابکی مالیاتی معقول اداری سابق خوزستان راهم وبهم زدند! وبرعکس آخوند های جبل عامل را وهمه کاره نمودند! ومثل "شیخ عبدالله جبل عاملی" وپسرش را به شوشتر فرستاده بودند وبعلاوه بجای ارتش مردمی اقوام سابق ایرانی واین بار و"ارتش دیکتاتوری غلامان شخصی "خود شاه عباس را وبوجود آورده بودند که پول بیشتری می گرفت ! ونیز تقسیمات اداری عادلانه سابق ویا روش اداری سابق خوزستان راهم وبهم زدند ! ویا بهره مندی آنان واز خزانه مرکزی ویا نحوه جمع آوری عمومی مالیات راهم و بهم زدند! ویا حذف "خرانه عمومی "سابق نخست وزیران دولت وبه نفع "خزانه خالصه سلطنتی "صفویه را بوجود اوردند ! وبعلاوه تشکیلات اداری ونظامی وبودجه ریزی معقول سابق منطقه ویا روش مردم سالارانه سابق خوزستان راهم وبهم زدند ! وهنوز هم و مدت 300 سال بعدی تر نیز واین نوع روشهای اداری احمقانه وهنوز ادامه دارد ویا بخاطر ادامه همان تشکیلات اداری وقومی ناعادلانه که هنوز ادامه دارد وهمگی با پیشنهادهای شاه عباس اول بود ومشکلات زیادی برهزینه سازی متعدد وبیهوده سازمان برنامه وبودجه 31 استان کشور ویا بر خزانه خوزستان تحمیل می شود ویا بر بودجه ریری ناعادلانه استانها می افزاید ویا برتولید قشر های فاسد ورانت خوار ومفت خور جامعه می افزاید! وبعلاوه بر مالیات گیری ناعادلانه واضافی مردم مولد وفقیر استانهای ایران نیز ومی افزاید ! ولذا توزیع ثروت ناعادلانه اقوام مختلف وهنوز ادامه دارد! وبعلاوه از نظر علوم اداری ویا علم مدیریت سیاسی هم وهنوز مورد نقد وبررسی واقع نشده است ؟ ودر حالیکه وضع رفاه اقوام قدیمی وچنین نبود ویا نظیر امروز ودشمن خونی با قوم همسایه خود نیافته بودند ویا , در گذشته ایرانی نداشتند ! وبعلاوه قومیت ورفاه سکنه استانها هم وبهم ریخته است ! ویا قبلا چنین مخاصمه آمیز نبود! وزیرا منطق عاقلانه ای وبین قومیهای همسایه وجود داشت ولی امروزه بهم ریخته است ! ویا بعد از دوره شاه عباس وبهم ریخته است ! ویا "سیستم اجتماعی مسالمت آمیز بین اقوام هم و"با یکدیگرو بهم خورده است !وبهمین دلیل وتا کنون نیز وکسی در صدد اصلاح این نوع "سیستم معیوب اجتماعی ودر شهرهای خوزستان نیست "ویا در برقراری "حکمرانی عاقلانه ومسالمت آمیز" بین اقوام ایرانی نیست !ویا در روابط بین 7 قوم مختلف ساکن خورستان نیست !ویا برای بودجه ریزی عادلانه خوزستان ویا برای قومیت های استان مزبور نیست ویا در سازمان برنامه وبودجه استان خوزستان نیست ؟ولذارفاه قوم بزرگ ترک خوزستان بهم ریخته ویا رفاه لر ها ی چهارگانه خوزستان ویا رفاه کرد زنگنه خوزستان وهمگی آسیب دیده است ویا رفاه مهاجران کارمند ویا کارگران مهاجر از 30 استان دیگر وبه خوزستان وهمگی آسیب دیده اند ولذا از تامین آسایش برخوردار نیستند وهمگی آسیب زیادودر شهرهای خوزستان می بینندونظیر بیکار شده ها ی شرکت نیشکر هفت تپه خوزستان هستند ویا مثل کارگران شرکت نفت وفولاد ماهشهر ویا آبادان واهوازهستند ویا مثل بازنشستگان شهر شوش ویا آسیب دیدگان آلودگی هوا وگرد وغباردراهواز هستند ویا مثل قربانیهای خاموشی برق ودرشهر گرم اهواز ویا دهات خوزستانی هستند که آب اشامیدنی تصفیه شده ندارند

مابقی مقاله را در بخش دوم بخوانید.