مجمع تشخیص مصلحت نظام یا شورای فقاهت اموال شرکت های بسیجی ایرانیان از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامع
مجمع تشخیص مصلحت نظام یا شورای فقاهت اموال شرکت های بسیجی ایرانیان
از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس حقوقی
تا کنون کمتر کسی در مورد نقش تشکیلاتی و یا فلسفه وجود اداری مجمع تشخیص مصلحت نظام، معلومات رسانه ای در ایران دارد.
چرا که این نوع نهاد تشکیلاتی – در قانون اساسی ایران ، بالاترین نهاد نظارتی و یا برنامه ریزی و یا هماهنگ سازی شرکت های بسیجی ایرانیان معرفی شده است که تا به حال برخی از شرکت های بسیجی ایرانیان و برای سوء استفاده از اموالی که به دست آنها داه شده است، نخواستهاند که به فلسفه وجودی و یا به جایگاه قانونی این نوع نهاد حقوقی و یا دفتر حقوقی سپاه اعتنا بکنند که اموال خصوصی سازی شده رابه دست آنان دادهاند ولذا برای دامن زدن به سوء استفاده های شخصی خود از آن اموال شرکتی ، دائماً سعی دارند که در رسانه ها و یا در فضای مجازی خود، دیدگاه غلطی از این نوع نهاد ایرانی به مردم ایران ارائه بدهند.
در حالی که چند اصل قانون اساسی، مکانیزم اداری و یا وظایف تشکیلاتی آن را روشن می سازد، چرا که اصل 110 قانون اساسی که وظایف و یا اختیارات نهاد رهبری را تعریف می کند و یا اصل ولایت فقیه را روشن می سازد، این پدیده را نظیر هر پدیده حقوقی دیگر در علم حقوق مبتنی بر دو اصل 1- اختیارات 2- مسئولیت و تکلیف متقابل آن می داند. و به همین دلیل هم در قانون اساسی اختیارات صرف تعریف نشده است و بلکه مسئولیت بر اموال نیز ضمیمه آن نوع اختیارات شده است و لذاقانون اساسی پدیده ولایت فقیه را نظارت بر اموال و نهاد های اقتصادی هم تعریف می کند و از این رو آنرا تعریفی یک طرفه از واگذاری همان اموال به شرکت ها و یا نها ها و یا خصوصی سازی ها نکرده و یا در دادن آن نوع اموال به افراد ایرانی ویا شرکت های بسیجی ایرانی را تعریف حقوقی یک طرفه نمی کند که بعد از خصوصی سازی شدن آنها و یا بعد از اخذ آن نوع اموال نظارت فقهی و یا نظارت برنامه ریزی و یا نظارت سیاسی و یا نظارت رسانه ای بر آن نوع اموال خصوصی سازی شده را نداشته باشد و یا همه آن نوع وظایف را به عهده همان رؤسای کارخانجات و یا رؤسای ادارات و یا رؤسای بیمارستان ها و یا غیره بگذارد که تا بحال در نماز جمعه ها و یا در رسانه ملی آن را تعریف حقوقی یک طرفه و غلط کرده اند و بلکه اصل 110 قانون اساسی آن را یک نوع نهاد حقوقی – فقهی دو طرفه می داند و یا توأم با مسئولیت و وظایف حقوقی متقابل برای ملت ایران تعریف می کند و به همین دلیل است که در قانون اساسی ایران علاوه از دو اصل عالم بودن نسبت به متون اسلامی و یا عادل بودن که شرط فقیه شدن برای مراجع دیگر عادی قم تعریف شرعی شده است ، برای ولی فقیه سیاسی ایران علاوه از دو شرط مزبور و مندرج در اصل 109 قانون اساسی شرط سومی نیز تعریف حقوقی شده است که آن داشتن بینش سیاسی و یا داشتن استنباط های فقهی سیاسی از شرایط اداری کشور و بر اساس استنباط های قرآنی است که برای مراجع دیگر دینی فقط دو شرط عالم بودن و یا عادل بودن را شرط ضروری فقاهت آنها می داند ولی در مورد ولی فقیه سیاسی ایران و برای اداره کشور داری وی ، علاوه از دو خصلت مزبور در بند یک و دو اصل 109 قانون اساسی بند سومی هم به عنوان شرط بینش سیاسی اداره کشور گنجانیده است که آن بند سوم هم مربوط به 11 وظیفه دیگر وی در اصل 110قانون اساسی می داند که بتواند با آن خصلت سیاسی خود استنباط های لازم فقهی خود به کنترل سیاسی پادگان ها ایران که در زیر نظر وی است بپردازد و یا به کنترل سیاست داخلی و ، با سیاست خارجی بپردازد که زمام آن را به دست گرفته است و یا به کنترل رسانه ملی و مطبوعات و فضای مجازی بپردازد که بحران آفرینی های سیاسی غیر شرعی و برای متلاشی کردن نظام جمهوری اسلامی نکنند و یا به کنترل نظارتی پروژه های عمرانی و صنعتی صدها شرکت صنعتی ایرانیان بپردازد و یا به کنترل برنامه ریزی های اشتغال زایی دهها استان کشور بپردازد و یا با آن بینش سیاسی و فقهی خود و مستنبط از اصول قرآنی بتواند به کنترل و برنامه ریزی و هماهنگ سازی دینی سه قوای مجریه و مقننه و قضائیه با یکدیگر بپردازد که در اصل 110 قانون اساسی ، هماهنگی آنها به عهده انحصاری وی گذاشته شده است و یا به کنترل و هماهنگ سازی نظام انتخابات مجلس و دولت بپردازد که از وظایف ویژه وی شمرده شده است و یا به کنترل چند ارگان وزارت اطلاعات و حفاظت اطلاعات و نیروی انتظامی و نهاد ارتش و قوای سه گانه آن بپردازد و یا به کنترل مالی و اداری و حقوقی نهاد های قانون گذاری مجلس و دولت و شوراهای شهر بپردازد که با یکدیگر ساز نا هماهنگ اداری نزنند و یا به کنترل مالی مراکز حسابداری بانک ها و مؤسسات مالی بپردازد و با تکیه به اصول استنباطی خود از قرآن در مورد عقود اسلامی و فقه اسلامی این نوع شرکت های مالی و بانکی را اداره بکند و یا به اداره فقهی ذیحسابی دوایر اداری و بیمارستان ها بپردازد و یا به اداره اصول فقهی روابط میان استاد و دانشجو و نظام برنامه ریزی درسی و مدیریت درسی آنها بپردازد و چنین استنباط های فقهی هم در رساله های شرعیه و اجوبه شرعی مراجع دیگر به عنوان مستحدثات فقهی آنان تا به حال وجود نداشته است که بتوانند با آن سؤال و جواب فقهی خود به اداره فقهی یک دایره ذیحسابی و یا بیمارستان جواب شرعی بدهند که حق شرعی و با تکیه به متون قرآن با چه کسی در آن بیمارستان می باشد؟ و به همین دلیل است که در رسالات آنان صرفاً به اصول مقدمات و یا مقارنات نماز پرداخته شده است و اصول دیگر فقهی جدید در آن رساله ها وجود ندارد ویا مواردی صرفاً در مورد قواعد شرعی وضو گرفتن است و یا شکیات نماز و یا در مورد آداب نماز میت و نماز آیات و یا قلیل بودن و یا کر بودن آب وضو و غیره است و لذا رساله های مزبور فاقد جواب شرعی در مورد اصول فقهی مربوط دیوان محاسبات است که باید از مدیران مسلمان ادارات ایرانی و در حسابداری ها و یا در نظام حسابداری اسلامی محاسبه شرعی بطلبند و یا بر اساس قوانین استنباط قرآنی و فقهی نظام درسی دانشگاه ها را با متون استنباطی قرآن هماهنگ سازند که سوره بقره و آیات حقوقی ان خیلی از آن اعمال را حرام شرعی می داند که فرضاً معاون آموزشی دانشگاه ها و یا مدیر گروه آموزشی حق شرعی دانشجو را در ثبت و ضبط اداری آن نوع نمره دانشجویی و بر اساس متون قرآنی سوره بقره ضایع نکند و با توجه به این نوع از مستحدثات جدید دینی بود که بعد از تشکیل حکومت اسلامی ایران ، اصل ولایت فقیه سیاسی و اصل 110 قانون اساسی به وجود آمد و یا بند سوم اصل 109 قانون اساسی به وجود آمد و بعلاوه یازده نوع اختیار سیاسی هم به ولی فقیه سیاسی مزبور داده شد که مقلدین دینی ایرانیان در همه پرسی قانون اساسی خود آن را به عنوان مقلدین شرعی به عهده سایر فقهای معمولی ایرانیان نداده اند و از آنجا که انتخاب مرجع تقلید نیز از نظر شرعی به عهده شرعی همان مقلدین ایرانی می باشد لذا مردم ایران تصمیم گرفتند که در عمل به فقه سیاسی از ولی فقیه ویژه ای تبعیت بکنند که اصول فقهی لازم را را در یازده وظیفه تشکیلاتی مهم ادارات ایرانی پیاده بکند که در اصل 110قانون اساسی به آن وظایف اشاره شده است ولی از آنجا که هر اصل حقوقی و یا هر اصل حقوق شرعی ، علاوه از حق شرعی برای یک نفر متقابلاً یک مسئولیت شرعی هم برای نفر دیگر می باشد و لذا هر پدیده حقوقی دو طرفه بوده و مبتنی بر دو اصل وظیفه و تکلیف متقابل می باشد که آیه اوفوا بالعقود قرآن هم تکلیف دو طرفه آنان را به همدیگر در آن نوع آیه قرآنی اعلام کرده است و یا وجوب دو طرفه عقد حقوقی و یا عقد شرطی و یا عقد شرعی متقابل آنان به یکدیگر را واجب دینی می داند و به همین دلیل است که محتوای اصل 110 قانون اساسی میتنی بر محتوای دو طرفه اختیارات فقیه و مسئولیت متقابل ملت ایران در برابر آن اصل 110 می باشد و لذا تنها اختیارات مربوط به آن یازده مورد خاص به عهده شخص ولی فقیه بوده و مسئولیت خواهی از ملت هم در برابر آن یازده نوع وظیفه مزبور به عهده شخصی وی نبوده و بلکه وی و قانون اساسی اسلامی ایران آن نوع مسئولیت خواهی از ملت ایران را به عهده مجمع تشخیص مصلحت نظام گذاشته است و لذا رعایت دستورات و مصوبات مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بر اساس همان محتوای قانون اساسی و با استناد به اصل های 111 و 112 قانون اساسی و یا مسئولیت خواهی مالی و اداری و سیاسی از کل ملت ایران به عهده مشاوران همان ولی فقیه سیاسی گذاشته شده است. و لذا دوباره همان یازده مسئولیت خواهی مزبور و بر مبنای محتوای اصل 111 قانون اساسی نیز از وظایف همان اعضای مصلحت نظام می باشد که با دو سوم رأی گیری قانونی آنان ، بر همه ملت ایران واجب شرعی – قانونی می گردد.
و به همین دلیل است که قانون اساسی ایران کلیه مقامات رده پایین کشور و یا کلیه مسائل مالی شرکت ها و یا مسائل نظامی ارتش ویا کلانتری ها را در برابر مشاوران وی مسئول حقوقی می داند و به همین دلیل است که مسئولیت مالی ویا مسئولیت حقوقی و مسئولیت برنامه ریزی و مسئولیت سیاسی و مسئولیت نظامی در برابر نهاد های واگذاری اختیارات اداری از بالا به پایین و یا در نظام برگشت اداری خود نیز از پایین به بالا به عهده اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد. و به همین دلیل است که قانون اساسی ایران اختیارات یازده گانه مهم رهبری را در اصل 110 قانون اساسی با جمله بندی حقوقی پس از مشورت با شورای مصلحت نظام این نوع تکالیف یازده گانه را از اختیارات ولی فقیه دانسته است. ولی آن را تنها اختیارات منفرد وی و یا اختیارات مشورت نشده حقوقی ولایت فقیه نمی داند که یک نوع استنباط شرعی از آیه و امرهم شورا بینهم می باشد که مؤسسان قانون اساسی هم با تکیه به آن نوع نص آیه قرآنی این نوع اصل های 111و 112 قانون اساسی را مکمل اصل 110 قانون اساسی کرده اند .
و با تکیه به این اصول قرآنی و متون محتوای قانون اساسی است که اعضای شورای مصلحت نظام اسلامی ایران که از سوی ولی فقیه گماشته می شوند و به عنوان مشاوران حقوقی و فقهی وی در اداره امور کشور شمرده شده و به عنوان شورای فقهی اداره سیاسی کشور تلقی می گردند و اعضای آن نیز به عنوان مشاوران فقهی و مشاوران سیاسی و مشاوران نظامی و مشاوران حقوق اداری ولی فقیه می باشند تا به کنترل آن نوع یازده وظیفه تشکیلاتی وی را در اداره کشور بپردازند و پس از مشورت های دینی لازم با وی به عمل آورند و با آن نوع مشورت های فقهی و سیاسی است که وی می تواند به بحران های مالی و سیاسی پایان بدهد و یا به بحران روابط درونی – بیرونی ملت ایران با ملل دیگر جهان و با تکیه به استنباط های قرآنی بپردازد و به همین دلیل قانون اساسی است که یازده وظیفه حقوقی برای رهبری فقهی کشور بر می شمارد و همان طور که گفتم این نوع یازده وظیفه فقهی هم در بند های 111و112 قانون اساسی و بر مبنای آیات مربوط به شورا و مشاوره اسلامی و یا بر مبنای آیه شاورهم فی الامر و غیره یک نوع مشاوره فقهی - سیاسی کشور داری است و به همین دلیل است که در آن شورا ی مزبورفرضاً دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که سایت اینترنتی تابناک را در اختیار خود دارد به عنوان مشاور نظامی – امنیتی ولی فقیه ایران به حساب آمده است و یا دکتر علی آکبر ولایتی که سابقه ممتد تجربی در اداره وزارت امور خارجه دارد و یا در سیاست خارجی و یا در فقه سیاسی نسبت به سایر تحصیل کرده های جدید تر ایرانی خود در مدارس دینی دارد و به عنوان مشاور سیاسی وی در همان مجمع مصلحت فقهی قلمداد شده است تا در مورد تنظیم سیاست های داخلی و خارجی به وی مشورت لازم را بدهد و یا آیت الله دکتر حسن روحانی به عنوان مشاور حقوقی – فقهی وی در امور اداری کشور دانسته شده و یا رئیس قوه قضائیه هم ، به عنوان مشاور قضائی وی در همان مجمع تلقی می شود و یا آیت الله محمدی گلپایگانی و به عنوان رابط فقهی وی با همان شورای مصلحت و یا رابط تشکیلاتی مربوط به پیوند اصل 110 قانون اساسی با اصل های 111 و112 قانون اساسی تلقی می شود و یا بقیه روحانیون مهم سیاسی همان مجمع هم و یا رؤسای مذهبی مجلس و دیگر افراد نظامی مذهبی مزبور آن هم به عنوان مشاوران مهم مالی- اداری وی و یا به عنوان مشاوران قانون گذاری و یا مشاوران باز پرسی قانون اساسی هستند و یا مربوط به مشاوره اصل مربوط به پدیده شورای نگهبان تلقی می شوند و یا مشاوران وی در نحوه بر خورد با موافقان و مخالفان اقتصادی و سیاسی و فرهنگی جامعه تلقی می گردند و یا فرضاً رئیس مجلس وکارشناسان دیوان محاسبات زیر نظر وی به عنوان مشاوران نظارتی وی بر کلیه پروژه های صنعتی و اداری و بیمارستانی تلقی می گردند که باید از آن مجمع و به عنوان نظارت بر سیاست های کلی حاکم بر نظام عمل کرده و در نظارت مالی بر دفاتر فنی ادارات و یا نظام مهندسی ها و در نظام مهندسی کشاورزی کنترل پروژه ها و غیره باید جوابگو شرعی باشند و یا کارشناسان پخته و آگاه سازمان برنامه استان ها هم از طریق همان نقش رئیس جمهوری که علاوه از پست ریاست جمهوری، مجبورقانون اساسی شده اند که مشاور رهبر هم باشند و در مقابل اعضای مجمع و حق قانونی آنان در محتوای اصل های 110 و111 قانون اساسی عمل بکنند و در برابر عمل برنامه ریزی استانی خود به عنوان مشاور برنامه ریزی ولی فقیه در مقابل همان شورای مجمع مصلحت باید پاسخگو باشند و یا کارشناسان سازمان برنامه و بودجه مزبور استان ها حداقل اسناد بالادستی سطحی و یا غیر کارشناسانه به آن مجمع ارائه ندهند و لذا همان کارشناسان در برابر برنامه ریزی های غلط اداری خود در سطح استان های ایرانی باید مسئولیت پاسخگویی قانونی را بدهند ویا جواب قضائی لازم را بدهند. ولی تا بحال رسانه های سطحی ایرانی فقط دیوان محاسبات مجلس و یا کارشناسان سازمان برنامه را تنها در مقابل هیأت دولت ویا در مقابل نمایندگان مجلس مسئول دانسته و به مقام مسئولیت خواهی همان مجمع مصلحت نظام اعتنایی ندارند ویا این پدیده حقوقی مهم ایرانی را تفسیر سازی رسانه ای غلط می کنند و یا وظایف هماهنگ سازی سیاسی بین سه قوه مجریه و مقننه و قضائیه آنها را تفسیر غلط کرده و لذا حق حل و فصل آن را بر خلاف قانون اساسی ایران از وظایف حقوقی همان اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام ندانسته و بر عکس با تفسیر های غلط رسانه ای و مطبوعاتی و فضای مجازی خود و یا رسانه ملی خود باعث به هم ریختن نظم سیاسی کشور می شوند. و یا آن را بر خلاف محتوای قانون اساسی تفسیر کرده و به جای آنکه جز حقوق سیاسی اعضای مجمع مصلحت بدانند جزء حقوق مطبوعاتی خود می دانند که در رده های پایین تر مسئولیت کشوری قرار دارند و به همین دلیل است که شورای نظارت صدا وسیما هم نتواسته است به وظیفه لازم رسانه ای خود در به هم نریختن هماهنگی سه قوای کشور عمل بکند و یا بر خلاف مسئولیتش در برابر تصمیمات قانونی دو سوم اعضای همان شورای مصلحت نظام دائماً به اختلاف افکنی های میان سه قوه مجریه و مقننه و قضائیه می پردازد و یا به اختلاف افکنی های سیاسی میان ملت ایران با جوامع دیگرو از طریق تهیه و تنظیم محتوا های خبری بی مسئولانه خود می پردازد.
آری اعضای مجمع تشخیص مصلحت اسلامی ایرانیان ، متشکل از تعدادی از اعضا می باشند که به عنوان مشاوران امنیتی – نظامی هستند و یا به عنوان مشاور سیاسی و یا به عنوان مشاور قضائی و مشاور برنامه ریزی و مشاور نظارتی و مشاور مالی و مشاور قانون گذاری هستند و یا به عنوان مشاور عزل و نصب و درجه دادن و درجه گرفتن می باشند که از آن طریق و شگردهای سیاسی مزبور بتوانند مصلحت نظام اسلامی ایران را نگه دارند و نگذارند افراد بی مبالات حقوقی ویا بی مبالات مالی به اخذ درجه های مالی بی مسئولانه نایل آیند و یا با عنوان مشاوران فقهی برنامه ریزی استان ها می باشند که مانع حیف و میل اموال شرکت ها بگردند و یا مانع تفسیرهای خبری رسانه ای اختلاف افکنانه بگردند و یا نظارت بر اموال خصوصی سازی شده را به عمل نیاورده و تفسیر های شخصی از آن اختیارات مشاوران شورای مصلحت نظام به عمل آورند و آنان را به جای آنکه یک نوع مشاوران تشکیلاتی ولی فقیه تلقی بکنند تنها یک نوع مشاوران شخصی وی تلقی بکنند که عدم رعایت مصوبات آنان هم ضرری به اداره کشور نمی رساند و بلکه رهبری کشور هم به جای مشورت با آنان باید با همان رده های پایین کشوری و در مطبوعات و یا درنظام ادارات ایرانی تصمیم بگیرد و تا به حال هم این نوع تفسیرهای غلط را به مردم ایران از اصل های 111و112 قانون اساسی داده اند تا درمقابل اموال خصوصی سازی شرکت های خود پاسخگویی مسئولانه به اعضای مجمع مصلحت نظام ندهند و یا تنهاخود را مسئول همان اموال شرکت های خود بدانند که در حیف و میل همان اموال هم جزء شخص خودشان هیچ کسی حق سؤال و جواب از آنها را ندارد و لذا با چسباندن عکس ولی فقیه در مغازه ها و شرکت های خود به هیچ سیستم دیوان محاسبات کشور در مجلس و یا به شورای مصلحت نظام جواب قانونی ندهند که اموال شرکت های بسیجی خصوصی سازی شده خود را چگونه اداره می کنند؟ و این در حالی است که به خاطر ایفای این نوع یازده وظیفه مهمی که به عهده مجمع تشخیص مصلحت نظام گذاشته شده است مکانیزم اداری تشخیص های آنان در سطح کشور ایران هم تنها متکی به مدار بسته های شرکت ها و ادارات نمی باشد و بلکه علاوه از آن نظارت مدار بسته ها، یک گروه متخصص ویا با سواد هم و به عنوان محققان مرکز تحقیقات استراتژیک مجبورند که در سطح کشور از همان شرکت های بسیجی و نحوه حیف و میل اموال آنان تحقیقات به عمل آورند که این وظیفه تحقیقاتی را اعضای همان مجمع مصلحت نظام به عهده همان محققان مرکز تحقیقات استراتژیک گذاشته اند تا اعمال و رفتار های اداری و یا مالی و یا برنامه ریزی ایرانیان را که به عنوان بسیجی اموالی را از خزانه دولت گرفته اند را تحقیق بکنند که با کدام اصول فقهی و یا شرعی اداره می کنند؟ و آن نوع تحقیقات خود را به همان اعضای مجمع مصلحت نظام گزارش بدهندو یا رفتار غیر شرعی آن نوع کارمند اداری را زیر نظر تحقیقاتی خود بگیرند و یا رفتار غیر شرعی یک پرسنل بانکی را گزارش بدهند که چگونه رفاقتی وام داده است ویا باعث تلف شدن اموال بانکی می گردند.
و به همین دلیل است که از 27 سال قبل که اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام مسئولیت خواهی از یازده وظیفه تشکیلاتی و فقهی لازم را در مشاوره با رهبری به عهده گرفته است و برای آنکه میدانست جهت مشاوره دادن به این نوع مشاوره تشکیلاتی سخت به نظام رهبری کشور ، تنها خودشان کافی نیستند و بلکه به یک پرسنل متخصص و در زیر نظر خودشان نیاز دارند تا با تکیه به آن ابزارهای تحقیقاتی بتوانند نظام مسئولیت های یازده گانه خود را در امور اداری و امور مالی کشور ایفا کرده ویا در امور قضائی و امور نظارتی و برنامه ریزی و امور رسانه ای و غیره ایفا بکنند و لذا این نوع مرکز تحقیقات استراتژیک را در زیر نظر همین مجمع مصلحت دایر کرده اند و به عده ای از افراد کارشناسان پخته سیاسی ویا به کارشناسان پخته نظامی و یا به کارشناسان پخته مالی و یا دیوان محاسباتی حکم داده ویا به برنامه ریزان پخته و در زیر نظر اداری خود حکم استخدامی تحقیقاتی لازم را داده اند تا به وسیله تحقیقات آنان بتوانند در اعمال و یا رفتارهای شرکت های خصوصی سازی کرده خود انواع تحقیقات نظارتی را بکنند و یا انواع تحقیقات برنامه ریزی و یا نظارت سیاسی را به عمل بیاورند و لذا پرسنل این نوع مرکز هم همه ساله انواع تحقیقات کارشناسی شده خود را در مورد شرکت های ایرانی ویا در مورد نحوه رفتار شرعی و یا فقهی آن پرسنل را در برخورد با همان اموال عمومی ویا در مورد بیت المال عمومی به همان اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام گزارش تحقیقاتی می کنند و به همین دلیل است که مرکز تحقیقات استراتژیک این مجمع که در 27 سال قبل شکل گرفته است که در آن دوره اولیه شکل گیری خود نیز تنها با 8الی9 عضو با سواد از اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران تشکیل شده بودند و برای اولین بار هم ساختمانش در یکی از ساختمان های محله قیطریه تهران بود و بعداً نیز به جذب هیأت های علمی پژوهشی پخته دانشگاهی نیز پرداخت و تا به حال نیز وظیفه تحقیقاتی خود را در مورد نظام اداری و شرکت های ایرانی و مسائل مالی ایرانیان انجام داده اند که بر حسب روند وظایف تحقیقاتی خود ، محتوای تحقیقاتی آنها می بایست همگی و به نحوی مربوط به همان یازده وظیفه تشکیلاتی شورای مصلحت نظام می باشد که باید در چارچوب آن وظایف حقوقی عمل کرده ، و تحقیقات سیاسی و یا تحقیقات مالی و یا نظارتی و یا بین المللی را در آن موارد بکنند و به همان اعضای مجمع و به عنوان زیر شاخه های کارشناسی مزبور مشورت تحقیقاتی بدهند تا آن اعضای مجمع نیز که حق قانونی مشاوره رهبری با آنهاست و در نهاد مزبور حضور دارند و به عنوان سرکارشناس مسائل مزبور هستند ، آن نوع مشاوره های حقوقی ویا سیاسی را به نظام رهبری کشور در آن موارد یازده گانه را بدهند تا نظام دیوان سالاری ایرانی دچار خدشه های اداری نگردد ویا به صورت دیمی و غیرکارشناسانه اداره نشود و به همین دلیل است که مرکز تحقیقات استراتژیک ایران، مهمترین مرکز تحقیقات ایرانی می باشد که وظایف مهمی را در تحقیقات ایرانی به عهده گرفته است که هنوز دانشگاه ها و یا مؤسسات تحقیق ایرانی مجهز به آن نوع مهارت های تحقیقی لازم نیستند و لذا جایگاه تحقیقاتی آن مرکز بالاتر از مرکز تحقیقات مجلس و یا مرکز تحقیقات مربوط به ریاست جمهوری است و یا حتی از نظر کارشناسی هم از سایر مراکز تحقیقات استراتژیک کشورهای دیگر جهان هم جلو تر زده است و به دلیل آنکه پشتکار علمی و یا هوش ایرانی بالاتر است و لذا تحقیقات سیاسی – اجتماعی آنان هم که تنها 27 سال است که از عمر آن مرکز می گذرد و یا دایر شده است ولی مهمتر از تحقیقات اندیشکده ها و مرکز تحقیقات استراتژیک خود آمریکا شده است که از عمر آن 60سال است که می گذرد و یا فرضاً در سال 1956 دایر شده بود و یا مهمتر از مراکز تحقیقات استراتژیک دیگر کشور های اروپایی شده است و یا از مرکز تحقیقات استراتژیک روسیه هم بالاتر زده است که رئیس آن رشیداوف و غیره است.
ولی متأسفانه مردم ایران بعد از انقلاب و به دلیل زرنگی های مالی خود و یا به دلیل روی آوردن به شرکت های هرمی و شرکت های با سود های باد آورده خلاف می کند ویا به دلیل فقر سواد فرهنگی پرسنل همان شرکت ها که صرفاً می خواهند با صرف انواع پول و یا تبلیغات در مورد شرکت های خود غوغا سالاری بکنند و یا مانع نظارت های قانونی و حقوقی در مورد روال اداری آن شرکت ها بشوند و لذا مانع آن شده اند که تحقیقات مرکز استراتژیک بتواند به حل مشکلات اقتصادی کشور هم کمک بکند و هر چند محققان این مرکز در طی این مدت 27 سال اخیر با پختگی های تحقیقاتی خود توانسته اند که به بسیاری از بحران های سیاسی داخلی ایران غلبه بکنند و یا به بحران های سیاسی منطقه ای و کاهش منطقه ای آنها کمک بکنند که وضعیت ایران هم نیز نظیر ملت های افغانستان و یا عراق و یا سوریه نشود که از نظر بحران آفرینی های گروهی تفاوتی با آن ملل تا به حال نداشته اند و تا به حال هم فقط به دلیل کارشناسی های سیاسی همان مرکز از بحران های داخلی نجات یافته است ولی تا به حال در مورد بحران اقتصادی و رکود اقتصادی ملت ایران نمی تواند به یک راه حل و نتیجه متقن برسد، زیرا روحیه پول پرستی شدید ایرانیان معاصر و یا روحیه قدرت طلبی آنان که مجهز به تعداد زیادی از کارت های بسیجی بی حساب و کتاب شده اند و یا به دلیل خصوصی سازی های وسیعی که در ایران انجام گرفته است و هر کدام از آنان هم دوست دارند که همان اموال همان شرکت های خصوصی سازی شده بود را وبه هزاران روش اداری متفرقه ویا متفاوت از همدیگر اداره بکنند و یا در درون همان گروه بندی های تشکیلاتی بسیجی نا منظم و غیره عمل کرده و غیر پاسخگو به انواع نظم های سیاسی ویا نظم های نظامی ویا نظم های تشکیلاتی باشند و آنها را به هم بریزند و یا پاسخگوی مجمع تشخیص مصلحت نظام در آن موارد نباشند و لذا هر کدام از آنان هم شرکت های خودشان را با روش ها و سلیقه های شخصی و اداری خاص خود اداره بکنند تا نظام دیوان سالاری بعد از انقلاب را به هم ریخته و یا هنوز نمی خواهند که به محتوای قانون اساسی تن بدهند که در آن نوع بند ها قانون اساسی بدانند که مسئولیت با چه کسی و یا چه ارگانی است؟ و در حالی که نمی دانند از نظر مسئولیت خواهی آرای، قانونی اعضای مصلحت نظام بالاتر از مصوبات مجلس و یا دولت و شوراهای شهر می باشد و این نوع گرایش های آنان به عدم نظارت پذیری مالی مجمع مصلحت بر اموال شرکت های آنان به ضرر آنان است و به تحریم های بیشتر مالی وبانکی و غیره منجر خواهد شد که نمی خواهند به زیر نظارت دیوان محاسبات مجلس و یا به زیر نظارت دفتر حقوقی سپاه بروند ویابه زیر نظارت مالی مشاوران نظارتی آن نوع مجمع تشخیص مصلحت نظام بروند. و لذا تلاش بیهوده ای را انجام می دهند که فقط عاقبت اقتصادی شرکت های خود را به ناکامی می کشانند چرا که ملت های مختلف جهان و در نظام سرمایه گذاری داخلیشان با ملت ایران فقط نهاد دیوان محاسبات مجلس و یا نهاد مشاور نظارتی مجمع تشخیص مصلحت نظام را به رسمیت می شناسند و لذا مدیران شرکت ها و یا بانک ها ویا کارخانجات ایرانی از نظر آنان صاحب حقوق سیاسی و یا صاحب حقوق مالی نیستند که با آنان طرف حساب بشوند.
این وبلاگ شامل :