مجوز غیرحقوقی بانک مرکزی به بانک‌های آسیب‌رسان به خانواده‌های ایرانی

مجوز غیرحقوقی بانک مرکزی به بانک‌های آسیب‌رسان به خانواده‌های ایرانی

از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه‌شناس حقوقی

مدت یک ماه است که بانک مرکزی ایران در رسانه‌ها و مطبوعات و مجلس ایران به بحث غیرقانونی بودن تعاونی‌های اعتباری چند استان ایران پرداخته است ولی اگر این نوع بحث‌ها نتواند به انحلال آن‌ها منجر بشود که در سرتاسر شهرهای ایران، ریشه دوانده‌اند و یا اساس همه شرکت‌های امروزی اشتغال‌زائی اغلب ایرانیان از همین قبیل است و لذا انحلال اشان به خاطر عدم رشد شورش‌های سیاسی ممکن نیست و آنگاه بانک مرکزی مجبور خواهد شد که بجای انحلال پدیده‌های مزبور به تغییر کارکرد بانک‌هائی بپردازد که به آن‌ها مجوز داده است و بیندیشد و این کار به خاطر شکایت میلیون‌ها خانواده‌های ایرانی و یا سرپرستان خانواده‌های ایرانی از عملکرد بانک‌ها حتمی است . و باعث خواهد شد که بانک‌های مزبور هم به یک نوع صندوق اعتباری – بانکی جدید تغییر بیابند . مگر اینکه دستگاه قضائی ایران، اعلام بکند که دیگر جامعه ایرانی مثل جوامع غربی و یا نظیر جوامع بلوک شرقی، اجبار به دادن مهریه خانوادگی ندارد و یا اجبار به دادن نفقه خانوادگی ندارد . و یا اجبار به دادن حق سرپرستی اولاد ندارند . و یا اجبار به دادن شهریه مدارس و پول اتوبوس بچه‌های خود ندارند . و یا بعد از مرگشان نیز حق ارث پدری فرزندانشان منتفی است و درنتیجه این نوع پدیده‌های حقوقی نظیر جوامع دیگر لغو بگردد. تا مکانیسم سابق بانک‌های ایران باقی بماند که بانک مرکزی به آن‌ها جواز بانک  شهری داده است و این در حالی است که بانک مرکزی ایران زمان رژیم پیشین، ریشه خانواده ایرانی را نسوزانده بود و لذا در آن دوره تاریخی، این‌همه طلاق خانواده‌ها و یا اعتیاد فرزندان خانواده‌ها نبود و یا ایجاد بیگانگی و توسط فضای مجازی در خانواده‌ها نبود و یا دزدی از خانواده و به خاطر اعتیاد فرزندان نبود و یا درگیری‌های لفظی خانوادگی وجود نداشت . ولی مجوز دادن بانک مرکزی به این تیپ از بانک‌های غیرمسئول و یا با اسناد بانکی فاقد اعتبار حقوقی و یا با آمیختن بانکداری غربی خود با عقود من‌درآوردی اسلامی و یا با آمیختن پدیده قرض‌الحسنه و جوایز همراه آن در بانک‌های مزبور با پدیده سود بانکی ... امروزه سی- چهل میلیون پدر و یا مادر سرپرست خانواده‌های ایرانی، از این نوع سیستم بانک‌های ایرانی به‌شدت ستم دیده‌اند و یا مدیریت خانواده‌های خود را ازدست‌داده‌اند و بدون آنکه نظام دینی اسلام، واجب بودن حق نفقه و یا حق عیال و اولاد و یا حق مهریه و حق ارث و یا حق هبه و بذل مال و یا حق دادن آب و برق و پول تلفن و یا حق شهریه مدارس و یا دکتر بچه‌هایشان را از  دوش آن‌ها بردارد و یا حق نفقه فرزندان بعد از طلاق را از آن‌ها سلب بکند و یا از ستم فرزندان معتاد به اعتیاد خود در خانه‌ها رهایی بیابند و یا کسی از آن‌ها در هنگام بیماری و علیلی و تمیز کردن خانه به این قبیل از سرپرستان خانواده‌ها کمک بکند و لذا مجبورند که به خاطر سیستم کنونی بانک‌های ایران، حساب‌های عابر بانک به فرزندان خود باز کنند و بدون آنکه نظیر ایام سابق حسابرسی از نحوه هزینه فرزندان و یا زنان خود داشته باشند، تا از مصرف کردن پول نفقه دادن خود درراه‌های تجملی و یا در هزینه‌های مواد مخدر و یا از شرکت فرزندشان در تشکل‌های شرکت‌های پولشویانه و با شگرد مزبور جلوگیری بکنند و لذا امروزه اسناد بانکی یک‌طرفه بانکها یا سپرده‌های بانکی، بلای عظیمی بر سر خانواده‌ها و سرپرستان خانواده‌ها آورده است و علاوه از آنکه نظام بانکداری ایرانیان با جوامع دیگر هم مسئله و مشکل‌ساز است و در حال حاضر ایران، معضل بانکداری معاصر ایرانیان . بلای عظیمی برای همه خانواده‌ها است ولی اغلب سی- چهل میلیون والدین ایرانی که اغلب شناخت اندکی از سیستم واقعی حقوق اسلامی دارند و  لذا از ترس دادگاه‌ها مجبور به دادن مهریه و یا نفقه و حق ارث و هبه‌ها و حق آبونمان منزل و غیره هستند و درحالی‌که نمی‌دانند که پرداخت این نوع اموال نفقه و یا حق عائله مندی یک نوع پدیده حقوقی – دوطرفه است و یا با مسئولیت – وظیفه متقابل است و اگر طرف فرزند وی  و یا کارمند بانک مقابل، از مسئولیت خود ابا بکند، دیگر وظیفه دینی و یا واجب بودن پرداخت آن‌ها برای پدران مزبور منتفی است و یا اگر بانک‌ها اسناد متقابل را به پدران همان خانواده‌ها ندهند دیگر باز کردن حساب بانکی یک‌طرفه و برای زنان و یا فرزندان آن‌ها یک نوع پدیده غلط حقوقی و یا غیر شرعی است و یا برخلاف متون دین و مفهوم "حق تکفل" و یا "حق عیال و اولاد" است . چراکه فرزندانی که درآمد مستقلی ندارند ولی با حساب بانکی مستقل خود هر نوع دلخواهانه هزینه کرده و یا حسابرسی به پدران خانواده‌ها هم نمی‌دهند و آن‌ها را جزو حقوق فمینیستی زنانه خود و یا جزو حق خالص اولادی خود می‌پندارند.

و لذا حساب‌های بانکی بدعت آور کنونی ایران که بانک مرکزی ایرانی به وجود آورده است مبانی دین اسلامی را به زیر سؤال برده است و یا باعث نابودی خانواده‌ها و باعث تلف شدن پول خانواده‌ها و یا باعث صرف شدن وقت فرزندان مزبور به فضای مجازی در خانواده‌ها  می شود و یا بجای درس خواندن باعث  احساس بی‌مسئولیتی در خانه‌ها می‌شود و یا باعث تلف شدن پول آن‌ها در دانشگاه‌ها و نظام درسی مدرسه و بی‌اعتنائی به پدر و مادر و متکی نشدن به آن‌ها شده است و . و یا آن‌ها را به‌سوی رفیق‌دوستی‌های خطرناک بیرون خانه می‌کشاند که مرکز تصمیم‌گیری‌های مزبور را با موبایل و یا تب لت خود از درون خانواده به بیرون خانواده کشانده است و لذا رعایت حقوق متقابل والدین – فرزندان را به هم زده است و یا رشد شرکت‌های هرمی خطرناک را در جامعه منجر شده است و درحالی‌که در جامعه گذاشته ایران، مهریه و یا نفقه و ارث و هبه و قرض خانوادگی و یا وقف خانوادگی و غیره اساس استحکام خانواده‌ها بوده ولی امروزه اساس بدبختی خانواده‌ها شده است .ولی پرسنل بانک مرکزی و یا وزیر اقتصاد هنوز نمی‌دانند که نظام بانکی جوامع دیگر نظیر عملکرد بنگاه ها معاملاتی است که در انواع معاملات پولی فقط باید دوطرفه عملکرد داشته و نقش واسطه بی طرف را بازی بکنند که فرضا یک بنگاه مزبور از خریدار منزل، پول لازم را گرفته و به فروشنده آن میدهد و متقابلا از فروشنده هم ملک مزبور را تحویل گرفته و پس از معاینات سالم بودن ملک مزبور، به خریدارش می دهد . و تنها بنگاه مزبور شاهد عادل معامله دو طرف است . ولی امروزه بانک‌های ایرانی به یک نوع مکانیسم یک‌طرفه وغیر عادل میان اقتصاد خانواده و اقتصاد شرکت‌های هرمی ایران تبدیل شده است و بدون آنکه از طرف مقابل هم سند حقوقی، بانکی نحوه مصرف قانونی آن سند و یاوجوه ها را گرفته باشد و به طرف پرداخت کننده های بانکی بدهد ویا به انواع فیش ها و سپرده‌های بانکی خود حقوق دوطرفه بدهد و لذا اغلب دریافت های وجوه بانکی آنان فاقد تضمین قضایی و نحوه هزینه شدن آن وجوه است و یا فاقد سند متقابل در اهداف آن پرداخت هاست و تنها امضاها و کد بانکی مزبور و یا مهر آن بانک مجوز دارد و لذا بانک مرکزی ایران یک سند یک‌طرفه در اختیار پرداخت کننده ها داده است و هیچ تضمینی ندارد که پول شهریه مزبور به چه صورت آموزش داده می‌شود که آیا صرف همان آموزش می‌شود؟ و یا صرف رشد مواد مخدر در مدارس؟ و یا وجه برق آیا به مصرف تعمیر و تعویض قطعات برق رسانی شهرها می‌شود؟ یا صرف امور غیر مربوطه می‌شود؟ و یا دریافت حق بیمه، آیا از سوی پزشکان، به آن بیمه دهنده می شود و یا نه ؟ و درنتیجه بانک‌های امروزی ایران دلال معاملات خوبی برای انواع معامله های پزشکی و یا آموزش و یا حمل و نقل و یا امور خیریه و غیره دو طرف بانکی نیستند و مسئولان بانک مرکزی ایران باید به این نوع صنعت تشکیلاتی خود و صنعت ساختاری و صنعت پولشویانه بانک‌های خود بیندیشد که خود مجوز به آن‌ها داده است و درنتیجه اگر بانک مرکزی ایران، احیانا به رفع عیوب خود نپردازند حداقل سی- چهل میلیون سرپرست خانواده‌های ایران هیچ کدام الزامی ندارند که هزینه‌های پرداختی شهریه و یا اتوبوس و یا درمان خود را از طریق حساب‌های بانکی مزبور بپردازند و مجبور خواهند بود که آن‌ها را مستقیما و یا بدون سیستم عابر بانک ها و یا کارتخوان بانکی و غیره خریداری کنند و یا صرفا به فروشندگان خدمات مستقیم بپردازند تا کنترل کیفیت خریدهای خود را در خانواده‌ها تضمین بکنند . و یا مجبورند که بجای پرداختهای متفرقه حق عائله مندی و حق عیال و اولاد یک ماهه خود به دختران و یا پسران و زنان خود از وزارت کار و تعاون و رفاه اجتماعی بخواهند که حساب برای آن‌ها باز بکند و یا نظیر اقدام به تاسیس صدها هزار موسسات مالی – اعتباری تعاون و در زیر مجموعه وزارتخانه خود این بار صندوق مالی – اعتباری عایله مندی را باز بکند و گرچه به این اعمال وزارت کار در سال های گذشته هم وزارت بهداری به آن ایراد داشت و هم مسئولان ارزی بانک مرکزی ناچار است که یک حساب بانکی جدید را باز بکند و یا "صندوق حق عیال و اولاد بانکی یک ماهه بهزیستی خانواده ها" و وابسته به وزارت کار وتعاون و رفاه اجتماعی را هم باز بکند که نزد همه بانک‌های موجود ایرانی است تا 40- 30 میلیون اولیاء خانواده‌ها "حق عیال و اولاد و خانواده‌های خود" را یکجا و بعد از اخذ حقوق ماهانه خود یکجا به حساب بانکی مزبور انتقال بدهند و تا اساس صندوق هزینه خانواده‌های ایرانی باشد که هر پدر خانواده ایرانی می تواند با محاسبه میزان لازم حقوق ماهانه خود و یا با مشورت با اعضای خانواده اش و پس از برداشت حق سهم خرید شخصی خود از آن پول حق اولاد خود و بقیه حقوق کارش را به صندوق تکفل اولاد و عیال وزارت کار در نزد بانک ها ریخته تا علاوه از صندوق بیمه ها و یا صندوق بازنشستگی، این بار صندوق تکفل یک ماهه خانواده‌ها هم در نزد بانک‌های ایران باز بشودو لذا همگی مشاغل ایران  به زیر مجموعه وزارت کار بروند که نظیر جوامع بلوک شرق، "ارشد وزارتخانه‌های ایرانی" بگردد که هم وزارت کار و اشتغال افراد است و یا نظام کارمندی و کارگری و جویای کار باشد و هم اساس بیمه دهنده های آن نوع کارها باشد و هم اساس تعاون باشد  و یا همکاری میان افراد ایرانی در درون خانواده‌ها و بنگاه ها و بیرون خانواده‌ها باشد و هم اساس رفاه اجتماعی و خدمات رسانی متقابل بهزیستی متقابل باشد و یا تندرستی و سالم زندگی کردن در خانواده‌ها باشد و یا اساس آسایش و آرامش درون خانواده‌ها باشد و یا اساس نگهداری معلولین و مستخدمان از پول خیریه ها باشد و لذا همگی به زیر مجموعه های این وزارتخانه برود و غیر از خود اولیا، بقیه زن و بچه‌های آن نوع سرپرستان خانواده هم مستقیما با وزارتخانه‌های دیگر معامله نکنند و یا تجارت نکرده باشند و یا خدمات خواهی نکرده باشند و بلکه با واسطه عادلانه این نوع وزارتخانه با خدمه وزارتخانه های دیگر ایران وارد معامله شوند و یا عقد قرارداد مالی بکنند ، تا بهزیستی و یا بهداشتی بودن خدمات کار خود را و یا عادلانه بودن خدمات دیگری خود را تامین بکنند و لذا بانک های مزبور از یک طرف حافظ و نگهدارنده حساب های بانکی موسسات اعتباری می شوند و از طرف دیگر، نگهدارنده حساب صندوق های حق و عیال و اولاد 40 میلیون سرپرست ایرانی می شوند که "صندوق ریزش پول" به همان بانک هاو  از طریق اولیاء خانواده ها می شود و دیگری "حساب برداشت و مصرف پول"، از سوی روسای موسسات مالی – اعتباری بنگاهی و از جیب اولیا در همان بانکها می شود و برای سالم بودن مکانیزم پول در بانک ها و تدبر و تعهد متقابل نیز وزارت کار و دادگستری هم تضمین لازم را بوجود می آورد . و یا از آسیب خانواده ها جلوگیری می کند و از سوی دیگر شهروندان مختلف با کارتخوان همان فرزندان و یا زنان خانواده های مزبور از "حساب صندوق حق عیال و اولاد بانک ها" پول برداشته و مستقیما به 50 میلیون ایرانی دیگر که جزو عیال و اولاد هستند جنس می فروشند و لذا آن نوع عیال و اولاد آنها هم برگه سند بانکی و سندکارتخوان های مغازه های مزبور و یا شرکت ها و یا درمانگاهها و یا مدارس را جمع آوری کرده به پدران خود و برای حسابرسی ماهانه و جهت هزینه خانوادگی خود تحویل می دهند تا احساس مسئولیت خانوادگی کرده باشند و همانطوری که پدرشان هزینه یک ماهه را نخست به حساب خانواده ها در نزد بانک ها ریخته و سند بانکی آن را در دست خودش نگه می دارد، فرزندانشان هم خرده خره فیش های کارت خوان بانکی خریدهای خانوادگی خود را از اعضای خانواده ها جمع آوری کرده تا حسابرسی و حسابداری و ذیحسابی خود خانواده اش در دست اولیای مزبور باشد و یا مواطب عدم تلف شدن هزینه ها و یا پول خانوادگی باشد و لذا حسابرسی و یا حسابداری شرکت های بیرون خانواده ها تنها با پرسنل بانک مرکزی می گردد و نه اینکه "حسابرسی خانواده ها"را هم به عهده بگیرند که جزو اختیارات آنها نمی باشد و یا حسابرسی آنها را بعهده روسای موسسات مالی – اعتباری مزبور بگذارند که به صورت شرکت های هرمی بی مسئولیت هستند و یا بدون حسابرسی لازم، هزینه عیال و اولاد و فرزندان و زنان آن نوع خانواده ها در شرکت های بیرون خانوادگی مزبور باشند و به بازی ریسک پولی تبدیل بگردد و در حالی که اقتصاد هر جامعه "دو نوع اقتصاد" می باشد که اولی "اقتصاد بیرون خانوادگی" و یا اقتصاد بنگاه ها است و دیگری "اقتصاد درون خانواده هاست "و یا اقتصاد شرکت های صنعتی بیرون نظام خانواده است و یا دومی اقتصاد درون خانواده هاست .و فرق این دو نوع اقتصاد هم آن است که در اقتصاد بنگاهی بیرون خانواده ها، پدر هر خانواده و یا رئیس هر بنگاه و دکان و مغازه به افراد غریبه جنس را بصورت بلاعوض نمی فروشند و  بلکه در ازایش پول لازم را دریافت می کنند ولی در "اقتصاد درون خانگی" همان پدر در ازای بخشش خانوادگی، پول از زن و بچه خود نمی گیرد.

و صرفا سالم زیستن در نظام خانواده ها و یا تنها، کمک متقابل به یکدیگر از وظایف خانگی است و یا در ایام پیری و مریض شدن، هدف نهایی اقتصاد درون خانواده هاست که امروزه وجود ندارد و لذا سندهای پرداختی امروزین بانک ها، سند برگشت متقابل خدمات دهی به خانواده ها را فاقد می باشد . و لذا باز کردن حساب های متفرقه هم برای زنان و بچه ها و یا زنان بی سرپرست و بدسرپرست خانواده برای مردان امروزه پدیده ی اشتباه می باشد، زیرا دین اسلام، وجوب نفقه را تنها بر مردها واجب کرده است و برای زنان و یا فرزندان واجب نکرده است که خودشان مستقل مالی باشند و یا دارای حساب بانکی مستقل از خانواده ها و مستقل از هزینه ی خانواده ها باشند و بقیه افراد شرکت های برق و یا شرکت آب و یا گاز و غیره نیز می بایست از همان حساب عائله مندی ماهانه مردان بردارند . و یا فروشندگان میوه و کفش و اتوبوس و یا مدرسه و درمانگاه هم باید مستقیما از حساب های پدر خانواده "حساب حق تکفل" را بردارند که با کد اداری واحد رفاه وزارت کار و اشتغال و رفاه اجتماعی می تواند انجام بگیرد که با تضمین دستگاه قضائی  و در نزد بانک ها برای مردان خانواده ها، حساب دومی و به نام حساب عائله مندی ماهانه و خرج خانوادگی باز بکنند و اول هر ماه که حقوقشان را از شرکت ها و یا از ادارات می گیرند، خودشان 70-80درصد آن حساب اولی خود را به حساب دوم خود (یعنی حساب عائله مندی خانواده ها و یا به حساب حق عیال و اولاد خود بریزند) تا با کارتخوان های مغازه ها، بقیه اعضای خانواده از آن حساب هزینه بکنند. و در نتیجه وزارت کار، دو حساب در بانک ها خواهد داشت که اولی حساب شرکت های اقتصادی بیرون خانوادگی است و به نام موسسات مالی- اعتباری است که تنها "ریزش پول به حساب" همان پدر خانواده صاحب شغل می باشد و دیگری حساب دوم رفاه اجتماعی یعنی"حساب برداشت مخارج خانوادگی پول"  است که به نام حساب عائله مندی ماهانه خانواده ها است که همه ماهه و به عنوان حساب خرج برداری ماهانه و در همان بانک باقی می ماند . و بهزیستی و دستگاه قضایی و خود آن بانک  هم حافظ این نوع سیستم هستند و در نتیجه این نوع سیستم را بانک مرکزی می بایست از نظر حقوقی بپذیرد زیرا بنگاه های امروزی ایران نظیر بنگاه های اقتصادی دوران رژیم پهلوی نیستند که صرفا شرکت های مسئولیت پذیر باشند و از این رو قبلا نیز در دفتر اسناد قوه قضائیه به سندیت قانونی شرکت رسیده بودند که نظیر شرکت های سهامی عام بودند و یا به صورت شرکت سهامی خاص بودند و یا شرکت با مسئولیت محدود و یا شرکت تضامنی و شرکاء بودند و یا شرکت های تعاونی مصرف و تولید و توزیع و توام با بازرسی زیرمجموعه تعاونی ها بودند که احیانا هیئت مدیره همان شرکت های تعاونی و با بازرسی خود آن اعضاء سرمایه های کوچک آنان را به اتلاف نکشانند و یا بی تدبیری خود از بین نبرند و یا در ثبت اسناد قضائی هم کفایت سرمایه و یا نظارت بر سرمایه گذاری ها و بر مبنای قانون تجارت تضمین می شد که در صورت ورشکستگی های شرکت خود سرمایه های آن افراد از بین برود ولی امروزه سیستم این نوع شرکت های معاصر، چنین مسئولیت هایی را نمی پذیرند چرا که بعد از سال 1372 شمسی و با "قانون تعدیل نیروی انسانی وزارتخانه ها" که در هیئت دولت آن روزگار تصویب شد و یا با پدیده ی خصوصی سازی که تصویب شد، اشتغال زائی ایرانیان با کارت بسیجی و به صورت موسسات مالی- اعتباری و فاقد نظارت از پائین به وجود آمد و لذا امروزه اغلب اشتغال آفرینی ایرانیان معاصر، نظیر اشتغال زائی و یا اشتغال یابی دوران گذشته و به صورت اشتغال یابی فردی نیست . و یا نظیر اقتصاد مغازه داری گذشته نیست و یا نظیر اقتصاد شاگرد- استادی ساده قدیمی نیست و یا نظیر اشتغال کارمندی دولتی سابق هم نیست و بلکه به صورت شرکت های تعاونی اعتباری است که سهام شرکت های بزرگ سابق و مثل سهام عدالت و غیره خصوصی سازی شده اند که در ایام اصلاحات ارضی نیز نمونه کوچک آن سهام سازی شده بودند ولی موفق نبودند . و یا این نوع خصوصی سازی، تنها سهام ها به صورت مشروط و به صورت سرمایه های ثابت به سرگروه ها سپرده می شوند و زیر گروه های شرکت مجبور به تشکل در زیر نظر وی هستند و بدون آنکه به مالکیت فردی آنها واگذار شده باشند و آنها هم با سلایق فردی خود زیرمجموعه های خود را برای شرکت انتخاب می کنند و ثبت این نوع شرکت ها هم در دایره ثبت اسناد دستگاه قضایی و به صورت ثبت کاغذی می شود و لذا فاقد اعتبارات حقوقی و در نظام سود شرکت هاست و یا در حق تصمیم گیری ها و برداشت پول از آن شرکت ها و غیره میباشند و به همین دلیل است که امروزه خیلی از افراد فاقد، بضاعت و تمکن مالی، صاحب شرکت شده اند و فرضا یک نفر با صد هزار تومان پول، صاحب شرکت می شود و دیگر پولش و یا خودش مسئولیتی در برابر سهام بزرگ آن شرکت ندارد و یا ضامن ورشکستگی شرکت مزبور و تلف کردن پول شرکت و سهام کوچک زیر مجموعه های خود نیست . و یا معنای مفید بودن کارکرد شرکت را هم نمی دانند، زیرا از پول خودشان سرمایه گذاری نکرده اند که احساس مسئولیت بکنند و بلکه از سرمایه های ثابت شرکت های دیگر است .

و بعلاوه دهها زیر مجموعه پرسنلشان  هم تنها از بودجه خانوادگی سرمایه ی کوچک،در آن شرکت  سپرده می گذارند و یا بدون نظارت سرپرستان خانواده های خود سرمایه های خود را به آن سرگروه ها می دهند که اشتباه بزرگی است و لذا مشکل شرکت های هرمی معاصر نیز در همین فقدان مسئولیت حقوقی آنها می باشد و لذا زیر مجموعه ها هم بدون اجازه اولیا و یا سرپرستان خانواده ها هر نوع ثروت جزئی خانوادگی را در زیر مجموعه ی آن شرکت به ریسک خطرپذیری می گذارد و یا صرفا تولیدات بیهوده دارد و یا کالاهای بی ثمر به وجود می آورند و یا سرمایه گذارهای غیرمفید و هزینه زا تولید می کنند که گاهی پول و سپرده ی بانکی فرزندان  خانواده محروم و یا بی تدبیر یک خانواده را، به خطر می اندازند که مقصر آن هم به عهده نظام بانکی امروزی است و یا بانک مرکزی و وزیر اقتصاد می باشد و در حالی که دین اسلام، نحوه مصرف وجوه دینی را طور دیگر طراحی کرده است تا پدران و به عنوان سرخرج کن خانواده ها و یا حسابرس اقتصاد خانواده باشند . و با قدرت تعقل خود، مانع هزینه های بیهوده ی خانوادگی شوند و به همین دلیل است که دین اسلام همه ی مخارج خانواده را، اعم از هزینه ی برق و هزینه ی آب و هزینه ی کفش و کیف و هزینه ی سرپرستی اولاد جدا شده از خانواده ها و یا هزینه ی مدرسه و بیمه و هزینه ی پزشک و تنقلات وی را تنها به گردن مردان خانواده ی صاحب شغل انداخته است و یا به گردن زنان صاحب حضانت از دادگاه ها که شغل مستقل هم داشته باشند انداخته است . و تا کنترل بودجه خانوادگی را به عهده خود بگیرند ولی امروزه برعکس شده است و نظام هزینه های خانوادگی آنان  به دلیل بی مسئولیتی، بخش رفاه وزارت کار و اجتماعی در نظام مدرسه ، ویا دانشگاه، به بهداشتی بودن آموزش آنها منجر نمی شود و یا در درمانگاه ها و داروخانه ها و به خدمات متقابل بیمه گیری اولیاء منجر نمی شود و یا در خرید کیف و کفش و پوشاک و هزینه ی تاکسی به خدمات متقابل اجناس با کیفیت و  برای خانواده ها منجر نمی شود . و لذا اغلب فرزندان و بعد از این همه از هزینه های خانوادگی فرد، دچار آسیب های اجتماعی و احیانا دچار مواد مخدر و خودفروشی و غیره می گردند . که نشان می دهد کارکرد وزارت رفاه  و تعاون و توسط پرسنل آن و به طور مناسب اداره نمی شود و یا اعضای خانواده ها و بدون تضمین متقابل در برابر خدمات  دهی پولی خانواده هستند و یا شوهران به دلیل، همین نوع مسائل در خانواده از فرزندان خود و در ایام پیری و علیلی ، خدمات نگهداری بهزیستی نمی گیرند و یا زنان بی سرپرست و بعد از اخذ پول ماهانه از ولی آن فرزند و در دادگاه،  او را در خیابان رها کرده و فقط هزینه های سرپرستی او را صرف خرید ملک و یا جواهرات برای خود می کنند . ولی نقش پرستاری او را رها کرده که نشان می دهد، سازمان بهزیستی معاصر، مفهوم بهزیستی این همه بچه های طلاق را هنوز درک فرهنگی و یا درک مذهبی نکرده است و یا تصورات غلطی از این کارکرد وزارت خانه خود دارند.

و یا مدیران مدارس هم و بعد از گرفتن شهریه از پدران همان خانواده و از طریق بانک ها، مسئولیتی در برابر آلوده شدن آنها به مواد مخدر و در محیط مدارس ندارند؟ و یا فرزندان های پدر به جای تربیت و آموزش صحیح به صورت بچه های بزهکار و با هزینه ی خود آن اولیای مدرسه، به درون خانه می آیند و لذا باعث مشکلات برای همان پدرها و مادرها می شوند و یا در اثر این نوع بینش بانک ها، همه ی فرزندان به پدران خود به عنوان "قلک خانوادگی" نگاه می کنند و احترامی به او و بعد از آن همه از صرف پول ماهیانه احساس نمی کنند.

و اینجانب به عنوان یک نویسنده ، امروزه برخی از اسناد بانکی دارم که فرضا بانک تجارت یک شهر و از برخی از اساتید دانشگاه که به حساب فرزندان خود سپرده ی بانکی ریخته بودند و با همان سپرده ی خودشان، فرزندانشان به مواد مخدر دچار شده اند . و یا دوستان دانشجویش به او مواد داده و سپس در اثر اضطرار بیولوژیکی، سندهای بانکی او را ازش گرفته و به صورت پول سپرده کلان به سرمایه شرکت های هرمی و دانشجویی خود در دانشگاه ها می رسانند که حداقل 60- 70 درصد دانشجویان امروزین دانشگاه ها و برای تامین هزینه های مخارج بالای دانشگاهی خود، به شرکت های هرمی متوسل شده اند . که بعضی از آنها، به صورت شرکت های دلالی و بازاریابی دانشجویی میباشند که باعث گران شدن اجناس جامعه می گردند و برخی دیگر نیز که به وسیله ی دانشجویان خطرناک اداره می شوند و به شبکه ی توزیع مواد مخدر در دانشگاه ها و با پول همان اولیای آن دانشجویان تبدیل می گردند . و از اشتباهات دیگر وزارت مخابرات هم آن است که در اختیار چنین گروه ها و یا اشخاص، سیم کارت دانشجویی و یا موبایل و تبلت و غیره قرار داده است که حتی شبکه های خطرناک مزبور با فرد آسیب دیده در درون خانواده ها و با دوستان خطرناک بیرون خانوادگی خود باعث دردسر آن خانواده ها می شوند و گاهی که از پدر خود اصرار برای اخذ پول های مختلف های دارند که مواد مخدر  بکشد ولی پدر قانع نمی شود لذا این بار از طریق موبایل دوستانش را در جریان گذاشته و قفل منزل همان پدر را می شکنند و یا با کلیدسازی و در ایام خالی بودن منزل وی وسایل آن منزل را دزدیده و یا صرف رواج مواد مخدر دانشجویی می کنند . و وزیر مخابرات هم می بایستی در مقابل این نوع سیم کارت های خطرناک پاسخگو باشد .

چرا که به جای دوستی خالصانه آنها تنها با یک دکمه تلفن، آن دوستی های دانشجویی به یک نوع تشکیلات آسیب رسان به خانواده ها تبدیل می گردد که از بزرگترین معضلات جامعه معاصر است و از سوی دیگر هم حراست وزارت بهزیستی هم حاضر نیست که درزیر نظر حفاظت اطلاعات دادگستری و مستقیما کنترل مداربسته خانواده ها را به عهده بگیرد تا پدران علیل خانواده ها و یا بیماران خاص و یا افراد مسن و مستمند و در کنترل آن مداربسته ها در آسایش باشند و یا در خانه ی اجاره ای و یا شخصی شان به یک نوع آسایشگاه خصوصی بهزیستی تبدیل بگردند . که حداقل خدمه ای که از بیرون می آید و به جای کمک به مداوای مریض مزبور در آن خانه، خود به فکر طمع کاری و دزدی از آن مریض نیفتند .و یا افراد در بالای سن کهولت، دچار انواع مشکلات نشوند و یا افراد متمول مریض که از فرزندان و خانواده ی خود خیری نمی بینند و بپذیرند که با موقوفه کردن منزل خود به خیریه های قانونی زیر نظر بهزیستی و تا آخر عمر از خدمات آن بهزیستی خصوصی کمک  لازم راگرفته و متولی موقوفه مزبور نیز تا پایان عمر خودشان باشند و بعد از وی نیز آن منزل به متولی شدن فرد مورد اعتماد دیگرش واگذار شود که در خیلی از کشورهای جهان چنین مکانیسمی وجود دارد، زیرا ارث پدری در خانواده ای که فرزندانش دچار آسیب و یا دچار مواد مخدر شده اند دیگر جواب نمی دهد .

و مشکل دیگر بانک های ایرانی مزبور آن است که در گشایش ارز ویا اعتبارات خارجی هم ناتوان هستند که نمی توانند با بانک های دیگر کشورهای جهان، به معامله ی بانکی مفید بپردازند و ریشه ی این معضل نیز خود بانک مرکزی ایران می باشد که نمی خواهد قرارداد و یا توافق نامه ی خودش را در معاهده ی الجزایر و برای دیگران روشن بسازد که چگونه دولت و مجلس گذشته ی ایران و یا مسئولان بانک های مرکزی ایران و در سال های 1359 و هم زمان با آزادی گروگان های آمریکایی از ایران، توافق نامه ی الجزایر را بسته اند و دیگر ادوار مجلس بعدی نیز آن را لغو نکرده اند و بسته شدن این قرارداد به خاطر این بود که بانک مرکزی ایران و برای مردم ایران ارز خارجی دلار را در معاملات خارجی بدست آورد و در آن دوره تاریخی توافق شد که اختلافات میان ایران و آمریکا، صرفا از نوع اختلافات سیاسی  باقی بماند ولی در مورد، اختلافات مالی و پولی و بانکی و دلار و ارز این نوع اختلافات و یا نحوه ی حل شدن آن به عهده ی دادگاه لاهه و یا پیمان نامه ی نظامی الجزایر باشد  و با واسطه گری بانک مرکزی الجزایر باشد . و همین امر نیز باعث تحول بانک مرکزی ایران نسبت به تشکیلات بانک مرکزی قبل از انقلاب ایران شده است که سیستمش از نوع دیگر بود و یا اساس قرارداد بانک مرکزی زمان شاه هم بر مبنای پیمان سنتو بود. و بعد از انقلاب، با پیمان نامه ی نظامی الجزایر  باشد و تحول ساختاری یافت .

لازم به ذکر است که قبلا مکانیسم، تضمین امنیت سفارت آمریکا در درون خاک ایران و یا فلسفه ی تاسیس بانک مرکزی رژیم پهلوی و در درون ایران که قراردادهایش ناامن نگردد و صرفاً بر اساس "قرارداد نظامی سنتو" بود که قبلا یک نوع پیمان نامه ی نظامی آسیایی بود و یا امنیت مرزهای ایران هم با دول همسایه اش نیز بر اساس همین پیمان نامه بود که در "پیمان سنتو" کشورهای همسایه ی عراق و ترکیه و پاکستان و افغانستان و غیره هم بودند ولی با حمله ی ایرانی ها به سفارت آمریکا که در مفهوم معاهدات بین المللی و به معنی تجاوز به خاک کشور دیگر می باشد و عملا ایرانیان، این پیمان نامه ی سنتو را لغو کردند و دیگر بعد از آن تاریخ نمی بایست، که  ایران بانک مرکزی می داشت که از طریق آن دلار از کشورهای دیگر بگیرد ولی نیازمندی های اقتصادی مردم ایران در ایام جنگ و یا در خریدهای خارجی و یا در خریدهای اجناس از خارج مانع آن بود که ایران بانک مرکزی نداشته باشد و لذا بعد از 444 روز، از گروگان گیری آمریکایی ها در ایران، مجلس ایران پذیرفت که برای تامین هزینه های جنگ که به دلار احتیاج داشت "پیمان نامه ی الجزایر" را این بارو با واسطه ی بانک مرکزی الجزایر با بانک جهانی ببندد.و عملاً بعد از این پیمان نامه، ساختار اداری وزارت اقتصاد و بانک مرکزی و سیستم بانک های ایران دگرگون شد که هنوز بانک مرکزی ایران نمی خواهد آن را علنی بکند و یا بعدا مداربسته ها به درون بانک ها کشیده شد که قبلا اسناد بانکی آنها، صرفا با "اسناد کاغذی" بود و نه با "اسناد الکترونیکی" . و اگر در گذشته تاریخ اساس ساواک و اساس تشکیلات ارتش شاه بر مبنای پیمان سنتو بود تا دو ارگان مزبور بتوانند اسلحه و یا سیستم مخابرات بگیرند ولی بعد از انقلاب ایران اساس این دو ارگان ایرانی، بر مبنای پیمان الجزایر گذاشته شد و به سه ارگان (ارتش، اطلاعات، بانک مرکزی) تبدیل شد که امروزه به جای ارتش، مفهوم سپاه پاسداران نامیده شده است که برمبنای پیمان الجزایر می باشد و تفاوتش با دوران رژیم شاه آن است که ارتش و ساواک در اقتصاد گذشته ایران دخالت نمی کردند ولی بسیج امروزی و علی رغم، متون قانون اساسی که صرفا نظامی تعریف شده است ولی در اقتصاد ایران نیز مسئولیت پذیرفته است . ولی این نوع شرکت های امروزی و به دلیل هزینه زا بودن و یا کم بازدهی و یا مخارج زیاد و گران کردن هزینه ی تولید در داخل کشور و یا به دلیل عدم رقابت پذیری با محصولات خارجی در کشورهای دیگر جهان، که ارزان تر تولید می شوند و یا با مکانیسم دلار سه هزار و هفتصد تومانی هستند  که بانک مرکزی اعلام کرده است و لذا خیلی از مشکلات عمیق برای نظام تولیدی جامعه و یا برای موسسات مالی- اعتباری بوجود می آورد و بعلاوه بر مشکلات خانواده های ایرانی نیز افزوده است و یا هزینه های آنها را بالا برده است که باید به اصلاحات اساسی درآن راستا کشیده شود، زیرا سیستم بانکداری کنونی، که بانک مرکزی ایران به راه انداخته است، معجون عجیب و غریبی از سیستم بانکداری غربی و در ترکیب نامانوس با بانکداری اسلامی است که قبلا به نام عقود اسلامی و مضاربه ای نامیده می شد و صرفا در امور زراعت و باغداری و یا در تعاونی های دسته جمعی زراعتی آنان بود ولی در جامعه ی صنعتی و خریدهای خارجی با ارز و دلار جواب نخواهد داد .   

شیراز و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی-از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری

شیراز و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی

از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری

هسته اولیه شیراز متعلق به ایامی است که اعراب شهر شیراز را گشودند و تا زمانی که در سال 255 هجری یعقوب لیث و سپس در سال 265  هجری عمرولیث شیراز را گشود و مسجد جامع عتیق را در این شهر پایه گذاری کرد و مدت 22 سال در این شهر حکومت کردند و سپس خاندان آل بویه و یا عمادالدوله و عضدالدوله دوباره شیراز را از اعراب پس گرفتند که برگشته بودند  و لذا از سال 320 هجری تا سال 448 هجری خاندان آل بویه بر شیراز حکومت کردند و آنگاه ترکان سلجوقی بودند که در سال 448 هجری به شیراز آمدند و این شهر توسط قاورد برادر زاده طغرل سلجوقی تسخیر شد و اتابکان سلجوقی تا زمان ابش خاتون به شیراز حکومت کردند که دختر اتابک سعد بود که در سال 662 هجری می باشد و جمعا 28 امیر ترکان سلجوقی و به مدت 214 سال از حاکمان شهر شیراز بودند و سپس نوبت دولت های بعدی رسید و تا آنکه در دوره پهلوی هسته اولیه شهر شیراز از شالوده شهرسازی سنتی دگرگون شد و نظام جدید شهرسازی و یا خیابان کشی ها و یا مهندسی منازل و تاسیسات شهری در شیراز بوجود آمد و در حالی که بافت و کالبد شیراز سنتی در حول و حوش محلات قدیمی آن شهر، متمرکز بود که شامل محلات اطراف شاهچراغ و بازار سنتی شیراز بود و لذا "بافت شیراز" در این ادوار طولانی تاریخ چندان تحولی نداشت ولی از دوران پهلوی اول به بعد این تحول ساختاری در شیراز اتفاق افتاد که بیش از صد محله جدید الاحداث و یا شهرک های جدید در شیراز معاصر بوجود آمده اند .

و نیز لازم به یادآوری است که هسته اولیه شهر شیراز و کالبد قدیمی آن تنها در جنوب رودخانه خشک کنونی شیراز و قرن ها مستقر شده بود که قلعه قدیمی آن شهر و دروازه هایش، تنها در جنوب این رودخانه واقع شده بود. و به آن سوی رودخانه مزبور امتداد نمی یافت ولی امروزه بافت شهری شیراز، به قسمت های شمالی تر این رودخانه شیراز گسترش یافته است . و تنها عدم تجزیه و تحلیل تاریخی شیراز است که همگان را در مورد وضعیت گذشته شیراز به اشتباه می اندازد و یا در مورد کالبد قدیمی آن شهر به اشتباه می اندازد . و مانع آن می شود که مشاهده کنندگان شهری مزبور، تفاوت محله باهلیه اعراب شیراز را در ناحیه محله سردزک شیراز و در تفاوت اش با سوق الامیر ساخته آل بویه را خوب ندانند و یا تفاوت آنرا با چهار سوق سنقری شیراز را در این محله تاریخی درک شهری  نکنند و یا تفاوت آنها را با چهار سوق کریم خانی شیراز در دوره زندیه بخوبی ندانند که به نقل ص 372- 390 کتاب رستم التواریخ آنرا در محله مرکزی شیراز چهار بازار کریم خانی هم می نامید و امروزه هم نقش ارگ کریم خانی را که وسط شیراز واقع شده است ودر بافت جدید شهری شیراز درک فرهنگی  نکنند و لذا عدم تجزیه و تحلیل تاریخی باعث می شود که امروزه کسی معنای تاریخی پل شاه میرعلی حمزه و یا معنای قنطره العلیا یعنی پل بالای شیراز را در 1200 سال قبل نداند که بر روی رودخانه خشک شیراز بود و یا بروی رودخانه بهاری شیراز تاسیس شده بود  و محله ورودی به قلعه قدیمی شیراز از روی این قنظره العلیا به قول اعراب اتفاق می افتاد . و در حالی که امروزه حداقل بالای 12 پل جدید الاحداث و یا تعداد زیادی از شهرک های جدید الاحداث در دو سوی این رودخانه خشک شیراز بهم وصل می کند که شامل پل های باغ صفا و پل حر و پل پارکنیگ و پل دروازه اصفهان است و یا پل کارندیش و پل پیرنیا و پل بلوار فضیلت و پل حاج پرویزی و پل سه راه نصر و پل ساحل غربی و پل شهید مطهری و پل چمران و غیره می باشند . و اگر چنانچه شیراز دوره زندیه که پایتخت کشور ایران بود تنها 11 محله کوچک داشت که آن محله ها نیز انواع کوچه های پیچ در پیچ داشتند که صرفا مسیر کاروان های با بار شتر و غیره بودند ولی امروزه شیراز کنونی که تنها مرکز یکی از 31 استان ایران شده است اما با افزایش بالای 110 الی 120 محله شهری بزرگ و یا شهرک مجلل دارد .

و همانطوری که از مفاد مستندات کتاب فارسنامه ناصری و در ص 906 کتابش استفاده می شود که کریم خان زند تنها 6 دروازه شیراز و 11 محله آنرا ساماندهی شهری در دوره خودکرده بود و اما امروزه این هسته اولیه شیراز دوره زندیه تنها محدوده کوچکی از شیراز بزرگ است و تنها در وسط شهر شیراز بزرگ است که تنها در محدوده میدان غدیر کنونی می باشد (یعنی دروازه دولت سابق شیراز) و در ارتباطش با 5 دروازه نزدیک به آن دروازه قرار داشت که این دروازه دولت هم (به میدان غدیر کنونی شیراز ) و بوسیله خیابان بلوار زینبیه شیراز به دروازه سعدی شیراز و در نزدیکی اش و بوسیله دیوار قلعه شیراز وصل می شد که قنات فهندژ نیز در نزدیک آن دروازه سعدی قدیم شیراز بود . و از قنات مزبور سکنه قدیمی شیراز هم استفاده می کردند و سپس در ایام معاصر با خیابان جدید الاحداثی به نام خیابان کشاورزی است که به بستر خندق سابق و دیوار قلعه شیراز کشیده شده است و به دروازه اصفهان  ودر شمال شیراز وصل می شد که در قرون اولیه اسلامی، بجای  نام دروازه اصفهان به آن دروازه استخر هم می گفتند و سپس همین میدان دروازه اصفهان کنونی باروند خیابان کشی فردوسی خودش که در دوره پهلوی اتفاق افتاد و نصفه خیابان مزبور جایگزین دیوار قلعه شیراز شده بود ، در حاشیه جنوبی بستر رودخانه خشک شیراز امتداد داشت و به طرف جنوب غربی شیراز انحنا می یافت و با خیابان کشی توحید کنونی به دروازه با غشاه قدیمی شیراز (یعنی در محدوده چهار راه زند کنونی شیراز) وصل می شد و سپس از مسیر چهارراه مشیر کنونی شیراز و مسیر خیابان کشی قآنی شمالی شیراز که در دوره دولت پهلوی، خیابان کشی شد و به دروازه کازرون دوره زندیه شیراز منتهی می شد که آرامگاه سیبویه مرحوم نیز در بیرون همین دروازه مزبور قرن ها قرار داشت و امروزه داخل شهر شیراز شده است و آنگاه قلعه کشی قدیم شیراز دوره زندیه، از طریق خیابان کشی جدید بلوار سیبویه معاصر بود که محلات قدیمی سنگ سیاه شیراز و یا محله سردزک قدیمی شیراز و محله لب آب قدیمی شیراز در درون این دیوار قلعه جنوبی شیراز اتفاق افتاد و "به دروازه شاه داعی" وصل می شد که امروزه این دروازه قدیمی شیراز را هم میدان شاه داعی شیراز می نامند و در ایام سابق به "آن دروازه سلم شیراز" و یا درب سلم شیراز هم می گفتند که محله دباغخانه شیراز قدیمی هم در جنوب این دروازه سلم بود ( و یا در جنوب دروازه شاه داعی) قرار داشت تا بوی متعفن دباغی در درون فضای شهر شیراز نپیچد و نام دروازه مزبور هم به نام ابوذکریا سلم بن عبدالله از اعراب قدیمی این شهر اخذ شده است و بعلاوه عنوان کوچه اتابکی و یا کوچه خندق هم در جنب این میدان شاه داعی که از قدیم باقی مانده است. حاکی از آنست که در دوران سلجوقی هم از محلات اتابکان سلجوقی شیراز بشمار می رفته است و سپس این دروازه سلم قدیمی با تداوم بلوار سیبویه کنونی، به فلکه خاتون شیراز معاصر وصل می شود که قبلا نام "دروازه خاتون" نامیده می شد و فلسفه اش آن بود که آبش خاتون و امامزاده کلثوم نیز در قبرستان بیرون این دروازه خاتون شیراز دفن شده بودند و محله بالای این دروازه خاتون هم به نام محله باغ قتلغ می نامیدند که احتمالا نام جد بزرگش می باشد که اتابک قتلغ خان ابوبکر بنی سعد بود . که پایه این محله شهری را در شیرازقدیم و بعد از حمله مغول پایه گذاری کرده بود و یا آن را محله بالا کفت شیراز و محله باغ نو هم می گفتند و آرامگاه شیخ روز بهان در خیابان لطف علی خان زند که در دوره پهلوی کشیده شد . در ایام قدیم در این محله شهری شیراز بود ولی در دوره پهلوی ساخت و سازهای شهری معبر کوچه های محله بالا کفت شیراز رااز معبر کوچه های "محله قدیمی بیات های شیراز" را شکافت و بعلاوه باعث تفکیک شهری آن دو محله از "محله اسحق بیک قدیمی شیراز" و در آن سوی خیابان کشی جدید لطف علی خان زند شد که در دوره پهلوی اتفاق افتاد و مثلا کوچه کجور شیراز در مسیر تقاطع این خیابان کشی حومه دوره پهلوی به دو قسمت کوچه بالائی و کوچه پایینی کجور و در دو سوی خیابان کشی لطف علی خان زند تقسیم شد و یا ادامه کوچه بازار چه فیلی های شیراز و یا کوچه بازار چه حاج سید علی دوره زندیه شیراز به دو قسمت تقسیم شهری شد و سپس به طرف جلوتر یعنی دروازه خاتون شرق قلعه کشی شیراز و دروازه قصابخانه دوره زندیه قرار داشت که آن را در ایام قدیم  شیراز هم دروازه فسا می گفتند و "یا دروازه کوار" هم می گفتند که به شهرهای فسا و کوار در جنوب شرقی شیراز وصل می شد. و در قسمت بالاتر "این دروازه قصابخانه شیراز" هم محله صابونی های شیراز قرار داشت و در مابین دو خیابان کشی جدید الاحداث شیراز دوره دولت پهلوی که به نام لطفی خان زند و یا خیابان کریم خان زند نامیده می شودکه به موازات هم و از غرب شیراز به طرف شرق شیراز، خیابان کشی کرده بودند ودر وسطش محله بازار سنتی شیراز باقی ماند که بصورت محله مستطیل شکل می باشد و امروزه آن را "محله بازار شیراز" می گویند که شامل چند بازار مختلف است که از جمله بازار مسگرهای شیراز است و یا بازار فیلی ها و بازارچه کسری و در ناحیه جنوبی  تر ،آن بازار حاجی و بازار مرغ قدیمی شیراز بودکه امروزه وجود ندارد و یا کوچه صنف کوره پزهای شیراز و یا بازارچه حاجی رجب و یاکوچه حاجی میرزا کریم صراف ویا کوچه حاج سید کاظم صراف و غیره هستند و یا بازار وکیل هم در این ناحیه شهری شیراز است که بوسیله خیابان کشی کریم خان زندیه دوره پهلوی به دو قسمت بازار وکیل شمالی و بازار وکیل جنوبی تقسیم می شود و بازار وکیل جنوبی آن به میدان حضرتی در روبروی شاهچراغ وصل می شود و بازار شمالی وکیل هم در آن سوی خیابان کریم خان زند به دروازه اصفهان ویا پل علی بن حمزه که بر روی رودخانه خشک است وصل می شدو یا به مقبره آرامگاه بن حنیف در انتهای بازار وکیل شمالی وصل می گردد که آن را بازار نو وکیل هم می گویند و در قدیم بعنوان بازار سلطانی دوره زندیه هم می گفتند و در دو سوی این بازار وکیل نو نیز(در آن سوی خیابان کریم خان زند هم )  بقایای محله قدیمی شیادان شیراز قرار دارد و یا بقایای محله درب شاهزادۀ و یا محله میدان شاه قرار دارد و یا بقایای محله موردستان شیراز قرار داشت . که محله و کوچه های کج و معوج آن باقی مانده است ولی برخی خانه سازی های قدیمی آن محلات امروزه ،ساختمان سازی های جدید و یا آجر و آهنی امروزی تبدیل شده اند.

و بعلاوه باید افزود که در ناحیه غرب ارگ کریم خانی امروزی شیراز هم، "دروازه باغشاه شیراز" قرار داشت که در جنوب آن دروازه هم "محله یهودی های شیراز" قرار داشت  و نیز "محله ارمنی نشین های شیراز" هم در جنوب آن ناحیه بود که در چهار راه مشیر کنونی شیراز وصل می شد که در ایام قدیم به این چهارراه مشیر "دروازه بیضا" می گفتند و احتمالا کریم خان زند آن را دروازه بیضا به نقل فارسنامه ناصری مسدود کرده بود و به نظر می رسد که آب قنات خیرات شیراز هم از این دروازه بیضا وارد شیراز می شد که امروزه "چهار راه خیرات شیراز" نامیده می شود.

آری، محدوده محلات قدیمی شیراز دوره زندیه در دورن این دروازه ها قرار داشت که قبل از دوره زندیه 9 دروازه را شامل می شد ولی کریم خان آنها را کم کرد و به نقل ص 906 فارس نامه ناصری وبرای حفظ امنیت بیشتر شهر شیراز 3 دروازه آن را مسدود کرده بود و تنها 6 دروازه را باقی نگهداشت و مثلا به نقل ص 906 فارسنامه ناصری دروازه بیضا و دروازه فسا و دروازه قصابخانه یا گوسفند سابق را بست که به مزرعه سختویه شیراز وصل می شد و محلات مختلف آن شهر شیراز را جمع و جور کرد و به 11 محله شهری محدود کرد تا هر محله شیراز را یک کدخدای محله و یا محله بان اداره بکند .ودر این محلات قدیمی شیراز هم محلات اصناف  پالانگران و محله سراجان و محله مرغ فروش ها و بازار صنف مسگرها و بازار کلاه دوزان و بازار صنف شمشیر گران و بازار چکمه دوزها در بافت بازار سنتی شیراز کنونی ،صنف های مستقل و مجزا داشتند و یااز اقوام مختلف شهری واز جمله در محله بیات ها بودکه در دوره افشاریه ساکن بودند و یا محله نوری ها در دوره قاجاریه بودند و یا محله گود عربان یعنی اعراب خمسه اطراف شیراز بود و یا محله یهودی ها و محله ارمنی های شیراز و غیره ساکن بودند و بعلاوه در دوره قاجاریه هم محله قوام و در محله اسحق بیگ شیراز شکل گرفت که قومیت های مزبور در آن محله ها ساکن بودند و امروزه در این محله اسحق بیگ قدیمی نارنجستان قوام و یا خانه بهجت الملوک قوام و یا مسجد نصیرالملک قوام قرار دارد که در پشت مدرسه خان دوره صفویه می باشد و این محله هم در جنوب گود قنات بود که در انتهای خیابان لطف علی خان زند قرار دارد و در انتهای این خیابان لطف علی خان زند نیز امروزه به میدان غدیر وصل می شود که در گذشته تاریخ به آن "دروازه دولت سابق شیراز" می گفتند و این خیابان امروزه بوسیله بلوار جدید الاحداث جدید به گورستان قدیم یهودیان شیراز وصل می شود که امروزه در ناحیه بلوار مدرس شیراز قرار گرفته است .

آری با توجه به نکات تاریخی یادآوری شده، بافت قدیمی شیراز و دروازه های آن در ابتدای شروع دولت پهلوی، شروع به دگرگونی ساختار شهری کرد و اما نکته ای که در مورد شیراز وجود دارد که با شهرهای دیگر ایران فرق دارد آنست که از هم پاشیدن قلعه های اغلب شهرهای ایران تنها از دوره رضاخانی شروع شده بود ولی دروازه های شیراز بعد از دوره زندیه و بوسیله حاکمان قاجاریه شیراز فروپاشیده بود و تنها بقایای قلعه های آن در اطراف شهر باقی مانده بود . ولی سرتاسر بقایای دیوار قلعه کشی شیراز هم در دوره قاجاریه تنها در جنوب رودخانه خشک شیراز بقایایش باقی مانده بود، زیرا مستندات تاریخی نشان می دهد که در خارج از این دیوارهای فروپاشیده قلعه شیراز محلاتی در شیراز دوره قاجاریه نبود و اولین دروازه شیراز هم که در دوره زندیه مشکل آفرین برای دولت قاجاریه بود همان چیزی است که ص 59 ناسخ التواریخ به آن مسئله اشاره دارد واین کتاب می نویسد که چگونه حاج ابراهیم کلانتر یعنی(نخست وزیر زندیه) در دوره لطف علی زند و برای جلوگیری از ورود لطف علی خان زند به درون قلعه شیراز که به وی خیانت کرد این دروازه شهر شیراز را بست تا مانع آمدن شاه جوان زند به درون شیراز شود و لذا حکومت زندیه فرو بپاشد و حاج ابراهیم کلانتر شیرازی در ازای این خدمتش به آقا محمدخان قاجار مدتی نخست وزیر آقا محمدخان قاجار و سپس نخست وزیر فتحعلی شاه شد و ثروت کلانی بدست آورد و از اعقابش خاندان قوام می باشند که به نقل منابع تاریخ، دهها کرور ثروت اندوخته بودند و یا املاک زیادی را در دوره قاجاریه و پهلوی در اختیار خود در شیراز داشتند و ماخذ تاریخی دیگرهم در مورد قلعه شیراز و در ص 7485 روزنامه خاطرات عین السلطنه آمده است که در سال 1305 شمسی وی به شیراز سفر کرده بود و تقریبا همان ایامی است که در تهران رضاشاه تاجگذاری می کند و یا دولت احمدشاه را در سال 1305 شمسی عملا منقرض می کند و در همین ایام هم عین السلطنه که خود از خانواده های متنفذ قاجاریه است و از نزدیک شیراز سال 1305 شمسی و یا در ابتدای دولت پهلوی را مشاهده اجتماعی کرده است و لذاگزارش مستند اجتماعی از این شهر و بافت سنتی آن شهر ودر اوائل دوره پهلوی بدست می دهد و از این رو در ص 7485 جلد نهم خاطراتش در مورد حصار شیراز و در این دوره تاریخی سال 1305 می نویسد که: شیراز سور و بارو ندارد و دروازه ندارد یعنی حصار محکمی داشته و کریم خان به استحکام آن افزود ولی به قوه این حصار، از بس که بعد از کریم خان، شیرازی ها ، یاغیگری کردند، آقامحمدخان قاجار پس از تسخیرش حکم به انهدام آن نمود.

و این سند تاریخی نشان می دهد که در دوره قاجاریه، شیراز برخلاف شهرهای دیگر ایران، فاقد دروازه شهری بود و تنها حکام قاجار در درون قلعه ارگ کریم خانی و در درون شهر شیراز زندگی می کردند و حکام قاجاریه امنیت نظامی در دورن آن قلعه داخلی شیراز داشتند و در اسناد تاریخی دوره قاجاریه این ارگ کریم خانی درون شیراز و در وسط خیابان کنونی کریم خان زند راو یا در وسط شهر شیراز کنونی  راهم (با عنوان نارین قلعه شیراز) می نامیدند که به معنی لغوی قلعه دارای آتشبار نظامی می باشد که کتاب الماثر و آلاثار دوره قاجاریه، به این قلعه ارگ کریم خانی دوره قاجاریه اطلاق می کند. ولی بقیه سکنه شهر شیراز در دوره حکومت قاجاریه از حملات مختلف به شیراز  وبه دلیل فقدان بارو مصون نبودند و به همین دلیل وقتی در جنگ جهانی اول که انگلیسی ها، فوج های نظامی هندی ها و یا افسران انگلیسی ها را وارد شیراز می نمودند و تنها اقوام پراکنده اطراف شیراز یعنی اقوام قشقائی ها مقابل آنها و آن هم  تنهادر تنگه ها و جاده های اطراف شیراز در مقابل آنها مقاومت نمودند و یا در ناحیه جنوب شیرازبود و یا در ناحیه کازرون و فیروز آباد و غیره بود که ص 236 کتاب عملیات در ایران به آن پدیده اشاره کرده است و لذا شهر شیراز در آن دوره تاریخی به آسانی به تسخیر پلیس جنوب ارتش انگلیسی ها  درآمد و یا با 2700 نفر سرباز هندی و 14 افسر انگلیسی و 6 توپخانه درآمد که حدود 10 سال قبل از آغاز حکومت رضاشاه در ایران بود.

و از این رو دو سال بعد از وقوع جنگ جهانی اول، تا سال 1305 شمسی، اداره شیراز در دست ژنرال سایکس و سایر میجرهای  انگلیسی و افواج هندی بود که در شهر شیراز برای تجارت خود کاروانسرای مولتانی ها را ساخته بودند و یا بانک شاهنشاهی انگلیسی را بوجود آوردند ویا به نقل ص 139 کتاب گاهشمار روابط ایران و انگلیس و یاکتاب عملیات در ایران ،فرگوسن در این دوره تاریخی مدیر بانک شاهنشاهی در شیراز و در سال 1916 میلادی بود و یا حاج علی اکبر شیرازی هم مقیم منچستر انگلیسی بود (ماخذ ص 139) و نیز آنها دهها تاجر شیرازی را شکل دادند که با پول بانک شاهنشاهی و یا  باتجارت خارجی، معاملات بزرگی را از راه بندر بوشهر و تجارتخانه های جدید در شهر شیراز بوجود آورده بودند و یا اداره مالیات جدید شیراز را با مدیریت استاس بوجود آوردند و یا اداره گمرک جدید تجاری شیراز را شکل دادند که صفحات 294 و 17 و 111 و 251 کتاب "مستخدمین بلژیکی در خدمت دولت ایران" به آن موضوع اشاره دارد  و یا اساس کمپانی میسور شیراز و کمپانی آفیس پرشنگلف شیراز را بوجود آوردند که به نقل ص 254 کتاب خاطرات و اسناد حسینقلی خان نظام السلطنه مافی (ج دوم و سوم) آنرا شکل دادند و یا به نقل صفحات 125 و 126 کتاب ایران در جنگ جهانی اول، حدود 27 تاجر عمده در شهر شیراز و در سال 1333 هجری فعال بودند و یا در همکاری با بانک شاهنشاهی شیراز بودند ویا با وام های آن بانک، توانستند که تجارت عمده دریائی از راه بندر بوشهر را بدست بگیرند و یا فرضا ثروت بیکران مشیرالملک بوجود آمد که کاروانسرای معروف مشیر شیراز را ساخته بود و یا چهارراه مشیر شیراز و یا خیابان مشیر و مسجد مشیر شیراز را که متعلق به اوست و یا خانواده قوام که از نواده های حاج ابراهیم کلانتری شیراز بود از دوره اجدادشان ثروت انبوه و دهها کروری در شیراز اندوخته بودند و با آن ثروت هم تجارت مهمی را از راه بوشهر بدست می آوردند و یا حتی در نزدیکی برازجان و یا مرودشت شیراز و غیره کاروانسرای قوام ساخته بودند و لذا از شیراز به شهرهای دیگر ایران ،کالا صادر می کردند و از این طریق هم املاک زیادی را در شیراز خریده بودند و فرضا مالک قریه اکبر آباد شیراز یامالک باغ محمدیه (و مالک نارنجستان قوام در سعدیه شیراز یا مالک باغ ارم و باغ عفیف آباد و خانه بهجت الملک قوام و غیره بودند و همه حاکی از ) ثروت بیکران این خانواده شیرازی بود و یا میرزا حسینعلی خان نصیرالملک پسر سوم حاجی قوام الملک از حکام فارس در دوره قاجاریه بودند یک خانه تاریخی و مسجد نصیرالملک وی در شهر شیراز مشهور است و یا به نقل روزنامه خاطرات سیدمحمد کمره ای (افرادی نظیر حاج محمدباقر تاجر شیرازی و معدل شیرازی که خیابان معدل شیرازی نیز بنام آنان است و ص 653 و 729 کتاب خاطرات سید محمد کمره ای به آنها اشاره دارد یا فرضا حاج محمد خلیل شیرازی و سید یعقوب انوار شیرازی است (ماخذ ص 111 و 121 خاطرات سید محمد کمره ای ) که امروزه بیمارستان خلیلی و یا باغ خلیلی و یا خیابان خلیلی در شیراز از همین امر حکایت می کند . و یا به نقل صفحات 115 و 116 کتاب خاطرات سدیدالسلطنه حاج محمد رحیم خان شیرازی است و یا فرضا تاسیس کمپانی فارس در سال 1276 هجری و توسط عبدالرحیم شیرازی در این شهر است که ص 72 کتاب "موقعیت تجار و اصناف و صنایع ایران در عصر پهلوی" از آن  یاد می کند و یا حاج محمد مهدی دهدشتی در شیراز است که به نقل صفحات 167 و 171 و 144 کتاب و ماخذ خاطرات حسین قلی خان نظام السلطنه مافی و جلد دوم نقل می کندکه باغ دهدشتی وی در شیراز معروف بود و یا شرکت زیکاد در شیراز است که در سال 1916 م در معامله با انگلیسی ها تحریم شد و لذا ص 117 گاهشمار روابط ایران و انگلیس به آن مسئله اشاره دارد و یا خواجه آوانس تاجر مسیحی است که از بوشهر به شیراز کالا می آورد و نیز ص 251 کتاب خاطرات حسین قلی خان نظام السلطنه و جلد دوم و سوم اش به آن موضوع اشاره دارد و حاجی میرزا شفیع ملک التجار شیراز است که به نقل ص 254 ماخذ مذکور می باشد و یا حاجی میرزا بزرگ تاجر و یا حاجی محمد صادق بازار مرغی شیراز است و یا حاج شیخ ابوالقاسم تاجر و پسر عموی امام جمعه شیراز بود که ص 231 خاطرات نظام السلطنه ما فی به آن موضوع اشاره دارد و بعلاوه به نقل ص 237 کتاب اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه ،گمرک شهرهای کازرون و ممسنی و نیریز و اصطهبانات نیز با نصیرالملک بود و یا به نقل ص 83 کتاب "از طبابت تا تجارت " که می نویسد: تجارتخانه جهانیان و در فاصله سال های 1324 – 1334 هجری که توسط پنج برادر پارسی، در هند تاسیس شده بود و از بندر بوشهر و تحت حفاظت انگلسی ها، و یا پلیس جنوب، کالا وارد می کرد و از طریق شیراز به پخش آن کالا ها در سراسر کشور اقدام می نمود و افراد این تجارتخانه هم از نظر سیستم اداری – اروپایی، انگلیسی ها بودند و گزارش روزانه می نوشتند و یا پروتکل می کردند و لباس های متحدالشکل می پوشیدند و اسم رمز داشتند ویا به نقل ص 7484 کتاب خاطرات عین السلطنه تمام اعیان شیراز در این ایام انگلیسی می دانستند و یا در بمبئ درس خوانده بودند (ماخذ ص 7484 خاطرات عین السلطنه) و نیز به نقل ص 223 خاطرات و اسناد حسین قلی خان نظام السلطنه در شیراز این دوره تاریخی، حاجی سید اسداله و حاجی میرزا هاشم چهارسوقی شیرازی از تجار این دوره تاریخی شیراز بودند و با بانک شاهنشاهی همکاری می کردند و نیز به نقل ص 775 ،کتاب خاطرات اعتمادالسلطنه ،حاجی حسین شیرازی صراف در این دوره تاریخی می زیست . و یا به نقل صفحات 138 و 141 کتاب "دیده ها و شنیده ها" که مربوط به دوره تاریخی احمدشاه است ، نمایندگان مجلس شیراز در دوره احمدشاه، سید محمد رضوی و یا حاجی مهذب الدوله و یا حاجی شیخ یوسف بود و بعلاوه در ایام بعدی پهلوی دوم نیز تجار دیگری از شیراز بودند که به سرمایه گذاری در شهر شیراز پرداختند و از جمله خاندان نمازی است که بیمارستان و مدرسه ساخت و بعلاوه به نقل ص 430 کتاب "ناگفته های روزگار پهلوی" که تالیف عبدالرضا انصاری است و نیز یکی از نیکوکاران شیراز و به نام "صاحب دیوان" بود که یک قطعه زمین بزرگ در شیراز داشت و به مساحت یکصد هزار متر در کناره جاده شهر به مرودشت در اختیار "سازمان شاهنشاهی" گذاشت و مقرر گردید که با همکاری دانشگاه معروف به ام آی تی و بوستون آمریکا طرح تاسیس یک آموزشگاه الکترونیک و برای فعالیت الکترونیک در شیراز دایر بگردد که امروزه صنایع الکترونیک شیراز نامیده می شود و یا به نقل ص 447 کتاب "ناگفته های روزگار پهلوی" بنیاد نمازی شیراز است که لوله کشی شهر شیراز و یا بیمارستان مجهز نمازی را در این شهر دایر نمود و بعلاوه مدرسه نمازی در خیابان پیروزی شیراز از نخستین مدارس شیراز و در جنب میدان ارگ کریم خانی وی است و یا به نقل ص 7452 خاطرات عین السلطنه محمدحسین فرمانفرما (یعنی پسر فرمانفرما) داماد محمدحسین نمازی میلیونر فارس بود که منزلش در باغ نواب و نزدیک مسجد بردی شیراز می باشد و خود فرمانفرما نیز به مدت 5 سال در این دوره تاریخی و در اواخر دوره قاجاریه حاکم شیراز شده بود و با پلیس جنوب انگلیس هم همکاری می کرد و در دوره حکومتش بر شیراز هم خیابان فرمانیه شیراز را و بصورت یک خیابان کشی خاکی بوجود آورد که به آن پدیده اشاره خواهیم کرد . و یا ص 83 "کتاب از طبابت تا تجارت" که از حاجی علی محمد میرزا و یاحاجی میرزا عبدالجواد در شیراز و یا از سرای گمرک بازار شیراز در ص 83 خود بحث می کند.

و یا ص 63 کتاب "خاطرات قائم مقام الملک" رفیع از تجارتخانه آوا غبیانس در شیراز بحث می کند که به صادرات پوست به روسیه در این دوره تاریخی و در شیراز می پرداخت و یا به نقل ص 69 "کتاب پیشگامان رشد" که از تجارتخانه میرزا کاظم شیرازی و در دوره رضاشاه بحث می کند و نیز ص 7466 کتاب "خاطرات عین السلطنه" از حاجی میرزا احمد لاری، تاجر شیراز در این دوره تاریخی بحث می کند و نیز در ص 7457 کتابش از شیخ عبدالرسول بزاز شیرازی بحث می کند و یا در ص 7461 از حاجی فخر الملک شیرازی یاد می­کندکه بعدا فخرآباد شیراز و یا خیابان فخرآباد شیراز که در دروازه کارزون شیراز قرار دارد و بنام اوست .

و در هر صورت انگلیسی ها که در ابتدای جنگ جهانی اول شیراز را با لشکر پلیس جنوب خود تسخیر کرده بودند و تا در ازای قراردادهای رویتر که با ناصرالدین شاه در لندن بسته بودند و یا در ازای بدهکاری های مالی مظفرالدین شاه که از بانک شاهنشاهی و استقراضی آنها استقراض کرده بود و لذا درآمد گمرک های جنوب ایران را به آنها اختصاص داده بود. ولی نظیر کشورگشایی اقوام گذشته تاریخی و بعد از تسخیر یک منطقه خاص به باقی ماندن در آن ناحیه جغرافیایی مایل نبودند و بلکه هدف آن انگلیسی ها، صرفا نفوذ اقتصادی در ایران بود و یا دگرگونی ساختارهای تجاری آن بود و به محض آنکه در طی 24 سال دوران حکومت احمدشاه توانستندکه زیربناهای اقتصادی ایران و در این مناطق را دگرگون بکنند  و دیگر تصمیم گرفتند که پلیس جنوب خود را در شهر شیراز و کرمان و غیره منحل کرده و قوای انگلیسی خود را از بوشهر و شیراز خارج ساخته و زمام امور شهرهای جدید تجاری جنوب ایران را بدست خود ارتش رضاشاه بدهند . که از قومیت ایرانی برخوردار بودند و فقط ساختارهای  تجاری جدید را در این نوع مناطق نگهدارند و لذا شیراز در این دوره تاریخی دیگر یک شهر متعلق به دوران تمدن کشاورزی قدیمی نبود و بلکه ساختار اقتصاد شهری آن ، تغییر و تحول یافته بود و از سال 1305 شمسی هم در دوره رضاشاه هم این ساختار اقتصادی شیراز بیشتر تحول یافت و همراه خودش ساختار شهرسازی شیراز و یا تاسیسات شهری آن را هم دگرگون کرد و یاکالبد بافت شهری آن را دگرگون نمود و لذا شهرسازی جدید شیراز، حاصل این نوع تحولات اقتصادی ساختار شهری است. و در هر حال خیابان بلوار کریم خان زند شیراز که در دوره پهلوی اول طراحی شهری شد و از زیباترین و مهمترین و قشنگ ترین خیابان های شیراز است و از نظر وسعت و یا زیبایی هم نظیر خیابان چهار باغ اصفهان زیباست ولی اینکه چرا امروزه این خیابان شیراز به نام کریم خان زند نامیده شده است و یا اینکه سابقه تاریخ شهری آن چیست ؟ جای سوال زیادی دارد؟ و آیا هسته اولیه آن در دوره کریم خان زند بود؟ و یا بصورت یک خیابان خاکی در شیراز آن دوره تاریخی گذاشته شده بود و یا نه ؟ سوالاتی است که در اذهان عمومی وجود دارد ؟ ولی آنچه در منابع تاریخی و مستندات تاریخی بر می آید. این است که خیابان امروزه در دو سوی میدان ارگ کریم خان زند و در ناحیه شرق و غرب این ارگ شیراز ساخته شده است . مربوط به دوره زندیه نیست و بلکه بخش غربی آن خیابان بصورت یک جاده خاکی متعلق به دوره قاجاریه است که از دروازه باغشاه (یعنی از میدان زند کنونی شیراز) می گذشته است و ممکن است  که بصورت باغ شاهی قاجاریه تا میدان جلوی بیمارستان نمازی شیراز بود که کنار رودخانه خشک شیراز قرار داشت و ادامه جاده خاکی شهر بود . و بخش شرقی این خیابان کریم خان زند در آن سوی ارگ کریم خان هم که از کوچه های کج و معوج محلات قدیمی شیراز به طرف شرق می گذشته است . ولی اسناد تاریخی در مورد ساخت و ساز آن مسیر در دوره زندیه وجود ندارد و لذا ممکن است که کریم خان زند تنها کوچه های باریک آن محلات قدیمی شیراز را به طرف دروازه سعدی را تعریض کرده باشد تا به خاطر حرکت از قصرش و یا از ارگ کریم خان زند به شرق خارج شهر و از طریق دروازه سعدی و به طرف کوهپایه های ییلاقی شمال شیراز از این کوچه تعریض شده شیراز باشد و از این معبر محلات شرقی شیراز بگذرد ولی عریض کردن معبر عبور شاه از محل ارگ کریم خانی به طرف دروازه باغشاه شیراز  در غرب شهر هم (یعنی میدان زند کنونی) ممکن است که در خود دوره زندیه انجام گرفته باشد تا شاه زند بتواند حداقل در ناحیه غربی بیرون قلعه شیراز یک نوع خیابان خاکی کوتاه ولی وسیع و نظیر چهار باغ اصفهان دوره صفویه و برای خودش بسازد و مابقی این خیابان عریض درختکاری شده را در بیرون دروازه غربی باغشاه و شیراز تا کنار رودخانه خشک شیراز و رودخانه بهاره شیراز تا محل کنونی بیمارستان نمازی شیراز کنونی ادامه داده که در حاشیه رودخانه خنک شیراز است ولی بعدا در دوره قاجاریه حاکمان دوره محمدشاه قاجار در غرب قلعه شیراز این پروژه جاده خاکی را تکمیل کردند و در هر حال روزنامه خاطرات عین السلطنه در ص 7450 کتابش در سال 1305 شمسی و در آغاز دوره سلطنت رضاشاه ودر مورد بلوار غربی کریم خان زند شیراز می نویسد :

یک خیابان عریض و عالی از دروازه باغشاه روبه غرب می رود که هر قدر می خواهد امتداد بدهند، صحراست و ممکن است که این خیابان موسوم به کنسول خانه و باغشاه و بالاخره پهلوی و یا سپه خواهد شد و اطراف این "آونیو" باغ و عمارت بدیع و کنسول گریهاست (ماخذ ص 7450 همان کتاب) و بعلاوه عین السلطنه در ص 7458 خاطراتش و از گزارشات اجتماعی مربوط به سال 1305 شمسی و در مورد این بلوارغربی کریم خان شیراز چنین می نویسد : از دروازه باغشاه (حالا دروازه ندارد) بیرون رفتم، و تا نزدیک آسیای سه تایی که آن سال آنجا خیلی به تفرج رفته ام، و از آنجا کنار باغ ارم نصیرالملک و باغ تخت که فعلا ویرانه است رفتم (ص 7458 همان ماخذ)

و همانطوریکه گفتیم انتهای بلوار کریم خان زند شیراز به طرف حاشیه رودخانه خشک شیراز منتهی می شود که در محل کنونی جلوی میدان بیمارستان نمازی است و قبلا ممکن بود که آب رودخانه بهاری همین رودخانه شیراز را و جهت تامین آب آسیای سه تائی شیراز مذکور می آوردند که عین السلطنه آنرا ذکر می کند و بعلاوه صفحات 17 و 175 و 248 و 254 کتاب "بافت قدیمی شیراز" هم از نهر اعظم شیراز و یا در صفحات 6 و 14 خود به رودخانه بهاره شیراز استناد دارد و نیز در صفحات 248 و 249 کتابش به آب شش پیر شیراز " و چشمه شش پیر"  اشاره دارد و کتاب روضه الصفای دوره قاجاریه هم به آب شش پیر در این دوره تاریخی اشاره دارد و ممکن است که از آب های مزبور در آبیاری باغات خیابان خاکی مزبور استفاده می کردند و یا در بیرون دروازه باغشاه شیراز و آسیاب سه تائی آن تامین آبرسانی می کردندو بعلاوه در ناحیه انتهای غربی بلوار کریم خان زند کنونی و تقاطع بیمارستان نمازی کنونی که به رودخانه خشک شیراز منتهی می گردید پلی قدیمی وجود داشته باشد که بر روی رودخانه خشک مزبور زده بودند که امروزه به بلوار دانشجو مشهور است و یا بلوار دانشگاه و کوی دانشگاه دانشکده علوم پزشکی شیراز منتهی می شود که از روی آن پل قدیمی و در انتهای بلوار کریم خان زند می گذرند و در آن طرف رودخانه شیراز نیز که کوی دانشگاه است باغ ارم نیز وجود دارد که عین السلطنه از آن باغ یاد می کند و لذا "باغ ارم مزبور" امروزه در ساحل بلوار غربی رودخانه خشک شیراز است و وصل به کوی عظیم شیراز می باشد و بعلاوه اسناد تاریخی گذشته نشان می دهد که این باغ در ادوار قدیم زندیه و قاجاریه  خارج از شهر شیراز بوده و قبلا باغ ارم را جانی خان  ایلخان قشقایی و برای مزرعه گندم خود و در خارج از شیراز ساخته بود و سپس محمد خان ایلخانی بناهائی برای آن افزود و آنگاه حاجی نصیرالملک در دوره قاجاریه، این باغ خارج شهر شیراز را از قشقائی ها خرید و عمارت مجلل آن را ساخت که وسیله حاجی محمدحسین معمار بنا نهاده شده بود و عین السلطنه در اوائل دوره ی رضاشاه آن را از نزدیک دیده است که از رونق افتاده بود و بعلاوه عین السلطنه در ص 7447 خاطراتش گزارش های مستند دیگری از وضعیت گذشته بلوار کنونی کریم خان زند و در اوائل دوره پهلوی می نویسد که :

فقط بیرون دروازه باغشاه (شیراز) آبادتر شده و خیابان خوبی کشیده اند و دیوارهای باغ را برداشته اند و نرده کشیده اند و احتمالا این نرده کشی های باغ ها توسط بلدیه شیراز انجام می گیرد که در اواخر دوره قاجاریه این نوع تاسیس بلدیه شهرها در برخی از شهرها رواج یافته بود .

و بعلاوه به نقل 7447 کتاب عین السلطنه، نظمیه شیراز هم در همین دوره تاریخی شیراز و در دست محمودخان آیرم بود و عین السلطنه درباره شخصیت آیرم در نظمیه شیراز می نویسد : خودش شاهی است و در مقام خود به ظاهر مطیع شاه مرکز است و لازم به یادآوری است که آیرم در اداره آگاهی شهربانی بود و احتمالا در این سال ها بجای پلیس جنوب انگلیس امنیت شیراز را در نظمیه شیراز و در اداره آگاهی آن بدست گرفته بود و نیز در اسناد دیگر کتاب عین السلطنه هم که در ص 7462 ذکر کرده است از پیشینه تاریخی بلوار کریم خان زند در دوره قاجاریه و بعنوان خیابان پنجاه ذرعی شیراز یاد می کند و می نویسد :

امروز ما پیاده به گردش رفتیم و این خیابان غربی که از دروازه باغشاه (بعنوان کنونی زند شیراز) شروع شده و بالای کنسول گری انگلیس تمام می شود و خیلی عریض و عالی است . که در طهران نیست و افسوس که رئیس بلدیه (شیراز) اینجا وسط آن را نهر کشیده و درخت کاشته و می خواهد که گل کاری بکند و ادامه می دهد که عرض خیابان از پنجاه ذرع علاوه است و کارخانه چراغ برقی هم قوام داشته، آورده اند و شب چراغ برق دارد و بعلاوه عین السلطنه در مورد سابقه ی تاریخی این خیابان عریض خاکی شیراز، که امروزه بلوار کریم خان زند نامیده می شود و در صفحات 7474 و 7475 خاطراتش توضیحات دیگری هم می دهد و می نویسد که :

این خیابان که از دروازه باغشاه به غرب دارد آباد می شود و به نقل از فارسنامه می نویسد که در سال 1264 هجری و در دوره محمدشاه قاجار بود که نظام الدوله حاکم شیراز آبش را از شش پر آورد و احتمالا چشمه شش پر منشأش در اطراف شیراز است و وقتی این خیابان را احداث کردند و دو طرف آن را حکم کردند که اعیان (شیراز) باغ ساخته و دیوار آن را با سنگ و آهک بالا آوردند که الان آثار آن موجود است و در وسط چهار خیابان حوضی ساخت و دو ستون آن را جلوی کنسول گری انگلیس گذاشت و پنج هزار نفر از اعیان و کسبه و تجار شهر (شیراز) را دعوت کرد و ساعت ورود آب شش پر به خیابان مزبور تصویر محمدشاه قاجار را نصب کرد و سلام منعقد شد و سپس افواج و توپخانه به استقبال آب رفته و آب را با طمطراق وارد حوض شهرکردند و همه را ناهار داده و تا عصر مشغول عیش و عشرت بودند و امروزه ما می بینیم که تازگی این خیابان دارد آباد می شود (یعنی در ایام و دوره سلطنت رضاشاه) و لذا باغاتی اطراف آن ساخته اند که قدیم تر از همه باغ شیخ الاسلام است ، و معروف به باغ شیخ که تلگرافچیان انگلیس سی و پنج سال است که خریده اند و مسکن دارند و چنانچه نوشته شده، بیست و هفت سال پیش که من اینجا(در شیراز) بودم ،سوای این باغ، تنها یک باغ آباد بود . و فتح الملک مرحوم هم باغی ساخت که الان کنسول گری روس شیراز است و امروزه هفت، هشت باغ دیگر و کنسول گری انگلیس در آن دایر است ولیکن روبه آبادی می رود و اگر سوانحی مثل آن عهد روی ندهد و در ص 7450 هم گزارش خود را در مورد این خیابان عریض شیراز تکمیل می کند و می نویسد که در آن سفر دوره تاریخی سفرم به شیراز و در این محل، فقط فتح الملک مشغول ساخت باغ بود که فعلا کنسول گری روس است و در طی این 90 سال معاصر امروزه بخش غربی بلوار کریم خان زند شیراز دارای تاسیسات مهم شهری شیراز می باشد که شامل بیمارستان شهید بهشتی و یا بیمارستان فقیهی شیراز، دانشکده مهندسی شیراز و پاسگاه نیروی انتظامی و چند هتل مهم شیراز است که نظیر هتل کوثر و یا هتل کریم خان زند و یا هتل ارم و هتل آپادانا و یا هتل پارک و یا ساختمان مجلل شهرداری شیراز و یا مکان ساختمان دادگستری شیراز و اداره گذرنامه شیراز و یا ساختمان مرکز برق شیراز و یا مرکز مخابرات شیراز و یا ساختمان سازمان ثبت اسناد و استانداری شیراز است و یا ساختمان دانشگاه علوم پزشکی و چند بانک مهم شیراز و غیره است که در این خیابان بزرگ غربی کریم خان قرار دارند و ناحیه بلوار کریم خان زند در بخش شرقی شیراز هم و بعنوان ادامه ارگ کریم خان هم دارای تاسیسات شهری مهم دیگری است که شامل سرای روغنی و در جنب بلوار شرقی خیابان کریم خان زند است و یا ساختمان بانک ملی و ساختمان بانک سپه و بانک ملت و غیره هستند که در دوره پهلوی ساخته شده اند.

و نیز عین السلطنه در کتاب خاطرات سال 1305 خود، از شهر شیراز و در مورد چند خیابان جدید الاحداث شیراز این دوره و در ابتدای عصر رضا خانی که بلدیه شیراز در نظر داشت که در  اطراف میدان ارگ کریم خانی بسازند خبر می دهد که آن مکانها را خراب کرده اند ولی پول نرسیده و لذا خرابه افتاده است و احتمالا منظورش خیابان های پیروزی کنونی شیراز می باشد و یا خیابان طالقانی کنونی شیراز و یا خیابان فرهنگ کنونی است که در اطراف میدان ارگ کریم خان بوده و بلدیه آن دوره تاریخی شیراز، خراب کرده بود تا ادارات جدید را در آن خیابان های اطراف میدان ارگ بسازند ولی به دلیل نداشتن پول ساخت و سازهای آن خیابانها، در سال 1305 هنوز انجام نشده بودکه نظیر ساخت و ساز ساختمان های مهم اداری کنونی شیراز است که نظیر ساختمانهای شهرداری شیراز و یا ساختمان دادگستری و اداره دارائی و اداره فرهنگ و معارف و اداره گذرنامه و بانک ملی و سپه و موزه در شیراز بود و یا ساختمان دبیرستان شاهپور و دبیرستان نمازی و موزه شیراز و گمرک شیراز که در این ناحیه است و امروزه عکس تاریخی از میدان ارگ و در سال 1320 شمسی دیده می شود که در دوره تاریخی مزبور به آن میدان توپخانه می گفتند و بعدا بخش شرقی بلوار کریم خان زند را با شکافتن محله های شرقی شیراز و به نام محله درب شاهزاده و محله شیادان شیراز و محله میدان شاه شیراز در شمال ارگ کریم خان کنونی و یا محله موردستان در غرب آن ارک کریم خانی را دگرگون کردند و خیابان شرقی کریم خان زند را از قلعه کریم خان زند تا دروازه سعدی شیراز و میدان ولی عصر کنونی شیراز و در امتداد خیابان کشی اش ساخت و ساز کردند.

و نیز شمال میدان ارگ هم که امروزه خیابان هجرت نامیده می شود و قبلا به نام محله میدان شاه نامیده می شد و قبلا وجود نداشت و به نقل ص 311 کتاب "حقوق بگیران انگلیس در ایران" که می نویسد، تکیه حاجی میرزا آقاسی در دوره محمدشاه قاجار و در محله میدان شاه شیراز مزبور را ساخته بودند و از باغ تخت شیراز هم تا رودخانه خشک شیرازکه قبلا در دوره پهلوی، خیابان باغ تخت شیراز می نامیدند و گذری نداشت ولی بعد از انقلاب هم پل پارکینگ را بر روی این رودخانه ساختند و این میدان محله شاه را هم به نام بلوار هجرت و به ارگ کریم خان از شمال شهر وصل کردند .

و در خارج محله قدیمی موردستان شیراز هم ساختمانهای شهری و در اواخر دوره قاجاریه ،و در ابتدای حکومت رضاشاه در سال 1305 وجود نداشت زیرا گزارش عین السلطنه در مورد بیرون این محله موردستان شیراز کاملا گویاست و در ص 7485 خاطرات عین السلطنه، در سال 1305 شمسی در این باره آمده است .

در این دوره تاریخی اوائل حکومت رضاشاه، شمال دروازه باغشاه شیراز (یعنی میدان زند کنونی شهر شیراز) که صحرای سبزی بود که بیرون محله موردستان شیراز است و ساختمان مسکونی در آن نیست. و نوشته عین السلطنه در این باره چنین است: از دروازه باغشاه تا دروازه اصفهان (بیرون قلعه قدیمی شیراز) جمعیت، زن و مرد پر است و تا پاسی از شب رفته توی سبزه ها مشغولند (ماخذ ص 7485 خاطرات عین السلطنه) و بعلاوه در جنوب غربی میدان ارگ نیز "محله یهودی های شیراز" قرار داشت و محله ارمنی نشین نیز در جنوب دروازه باغشاه قرار داشت که به "دروازه بیضا" منتهی می شد که کریم خان زند آن را بسته بود و امروزه به نام چهار راه مشیر نامیده می شود که به خیابان لطف علی خان زند کنونی وصل می شود که قبلا بخشی از باغ مشیر در آن ناحیه جغرافیایی و در خارج شهر شیراز قرار داشت و اما از آن چند خیابان خراب شده که بلدیه شیراز در دوره رویت عین السلطنه، آنها را خراب کرده بودند ولی به دلیل نداشتن بودجه آن را نساخته بودند و بعدا در دوره پهلوی خیابان پیروزی شیراز ساخته شد که دبیرستان نمازی در ابتدای این خیابان پیروزی  قرار دارد که وصل به ساختمان دادگستری شیراز می باشد و نیز لازم به یادآوری است که نخستین مدرسه شیراز در سال 1323 هجری و در دوره مظفرالدین شاه و توسط شعاع السلطنه حاکم شیراز ایجاد می گردد که ص 850 کتاب مرآت الوقایع مظفری به آن مسئله اشاره دارد و دیگری مدرسه مسیونری شیراز است و چهارمین مدرسه شیراز هم مدرسه شاهپور است که در خیابان پهلوی شیراز ساخته شده بود که بعدا خیابان طالقانی نامیده می شد و یا در خیابان پشتی  میدان ارگ کریم خان است که در فاصله کوتاه میان خیابان لطفعلی خان زند و خیابان کریم خان زندو در شرق میدان ارگ کریم خان قرار دارد و در دوره پهلوی "اداره دارائی شیراز" هم یعنی (اداره مالیه دوره رضاشاه) هم در این خیابان ساخته شد و درباره این اداره دارائی هم که جنب دبیرستان شاهپور بود که در دوره رضاشاه ساخته شد و نیز اداره فرهنگ و معارف شیراز و یا کتابخانه ملی شیراز نیز در بالای آن ادارات دوره ی رضا خانی و در خیابان مزبور ساخته شد و بعلاوۀ باغ نظر شیراز هم که قبلا عمارت باغ فرنگی کریم خان بود و نیز در جنب این خیابان است که وصل به ارگ کریم خانی می باشد و در این عمارت کلاه فرنگی هم قبلا کریم خان زند از سفرای کشورهای دیگر پذیرائی می کرد ولی بعدا موزه شیراز شد و در آن سوی خیابان پهلوی هم حمام وکیل واقع بود و یا میدان جلوی مسجد جامع وکیل قرار دارد و بعلاوه از نخستین اداراتی که در دوره رضاشاه و در جنب میدان ارگ ساخته شد "بلدیه شیراز" است که قبلا در اواخر قاجاریه در جای دیگر بود ولی در دوره رضاشاه و در جنب میدان ارگ شیراز ساخته شد و در طرف دیگرش ساختمان دادگستری مجلل شیراز می باشد و در ناحیه سوم میدان ارگ نیز هتل پارک شیراز است و در جانب چهارم اش نیز موزه شیراز است که همان عمارت کلاه فرنگی سابق عصر زندیه است و بعلاوه ساختمان اداره گذرنامه هم که در دوره رضاشاه ساخته شده بود که احتمالا قبلا نظمیه شیراز بود و نیز ساختمان بانک ملی و یا بانک سپه و در بخش شرقی ارگ کریم خانی و بلوار کریم خان زند ساخته گردیدند و در کنار آن هم در دو دهنه ورودی بازار وکیل جنوبی و بازار نو وکیل در بلوار کریم خان زند شرقی شیراز قرار دارد نیز "سرای روغنی شیراز" هم در جنب آن خیابان است و احتمالا قبلاً گمرک قدیم شیراز در این ناحیه جغرافیایی بود که از آن مکان گمرک و در منابع تاریخی ایران، در محله درب شاهزاده شیراز یاد شده است (ماخذ ص فارسنامه ناصری). و نیز بازارچه حاج سید علی و کوچه کجوری ها و یا بازارچه فیلی ها و گود قنات هاست که بوسیله خیابان کشی جدید بلوار کریم خان زند شرقی هم از یکدیگر و در شیراز تفکیک شهری شدند که محله شیادان قدیمی شیراز و یا محله درب شاهزاه را از محله بافت قدیمی جدا می کرد و نیز محله بازار مرغ قدیمی شیراز را ویران کردند و امروزه سه راه احمدی را بجایش ساخته اند و یا امتداد خیابان بلوار کریم خان شرقی هم به دروازه سعدی شیراز و میدان ولی عصر کنونی شیراز متصل می گردد و یا خیابان جدید لطفعلی خان زند نیز در دوره پهلوی ساخته شد و به موازات خیابان کریم خان زند ساخته شد و از غرب شهر و بطرف شرق شهر خیابان کشی شد که در شرق شیراز هم به میدان غدیر یعنی ( به دروازه دولت سابق شیراز) منتهی می گردد و در غرب شیراز هم همین خیابان لطف علی خان به خیابان قصرالدشت منتهی می گشت و یا خیابان حافظ کنونی شیراز نیز از دروازه قرآن و تا دروازه اصفهان و در کناره رودخانه خشک شیراز بود و در اوائل حکومت رضاشاه تنها خیابان خاکی سنگلاخی بود که کتاب خاطرات عین السلطنه به آن جاده خاکی اشاره دارد و در این باره و در ص 7458 خاطراتش می نویسد : از آنجا تا زیر قرآن (یعنی دروازه قرآن شیراز) از خیابان بزرگی که متروکه است و مثل همان بیست و هفت سال قبل، مملو از سنگ قلوه است که پای اسب و چرخ درشکه در می رود و به شهر آمده و از خیابان فرمانیه (شیراز) وارد شهر شده و همینطور عین السلطنه در مورد دروازه قرآن هم و در ص 7450 خاطراتش می افزاید : خیابانی که از زیر قرآن مستقیما روبه جنوب و بطرف دروازه اصفهان می آمد، بکلی متروک شده و حق هم همین بود زیرا قسمت عمده آن قبرستان است و خیابانی از زیر (دروازه) قرآن کشیده شده و اول رو به غرب و بعد جنوبی تر و تا دم دروازه باغشاه، که فرمانیه می گویند.  و منظور عین السلطنه هم از این خیابان خاکی مزبور که غربی و سپس جنوبی شده و در دوره اوائل حکومت رضاشاه و به نام بخش شمالی بلوار هجرت کنونی می باشد که فرمانفرما در مدت 5 سال حکومتش بر شیراز و در دوره حکومت احمدشاه آن را کشیده بود و به آن "خیابان فرمانیه" می گفت که دومین خیابان خاکی دوره قاجاریه در شیراز می باشد که فرمانفرما سعی کرده بود که بجای جاده سنگلاخی خیابان حافظ کنونی شیراز و تنها از طریق جاده باغ تخت که امروزه بلوار هجرت نامیده می شود راهی به دروازه باغشاه غرب شیراز بکشد .

و بعلاوه دروازه قرآن  هم برخلاف عنوانش، قبلاً یکی از دروازه های سنتی شیراز نبود و بلکه چونکه در تنگه باریک میان دو کوهستان و در ورودی به جلگه شیراز و از جاده اصفهان و مرودشت به شهر شیراز واقع بود و آن ناحیه را باجگاه شیراز هم می گفتند که مالیات دولتی را در آن ناحیه باجگاه و تنگه مانند شیراز و از مسافران جاده می گرفتند و احتمالا آن را شاهان دیلمی بوجود آورده بودند که از قلعه های اصلی شهر شیراز فاصله داشت که در زیر رودخانه خشک شیراز واقع بودند و یا چند کیلومتر فاصله جاده خاکی – سنگلاخی از دروازه قرآن داشتند که در دوره رضاشاه این جاده سنگلاخی و قبرستان گونه را دیوارکشی کردند و به نام خیابان حافظ نامیدند و بعداً قرآن 17 منی و یا دست نوشته ابراهیم سلطان پسر تیمور لنگ را که حاکم شیراز بود را در این دروازه قرآن گذاشته بودند و در دوره قاجاریه هم اعتماد التجار بازرگان شیرازی هم بنای این دروازه جدید قرآن را در تنگه کوهستانی مزبور ساخته بود که به دلیل سنگلاخی بودن جاده مستقیم آن تا شهر شیراز، فرمانفرما در مدت 4-5 سال حکومتش بر شیراز، جاده دیگری از دروازه قرآن به دروازه غربی شیراز می کشد که آن را خیابان فرمانیه می خواندند که فعلا در دوره پهلوی، به نام خیابان باغ اناری خوانده می شد و سپس به طرف جنوبی ترش را خیابان نادر و در دوره پهلوی می نامیدند و امروزه امتداد این خیابان را بلوار آزادی شیراز می گویند و به میدان امام حسین کنونی  و در تقاطع بلوار کریم خان غربی وصل می شود که در دوره قاجاریه بعد از دروازه باغشاه قرار داشت و بجای میدان امام حسین کنونی به آن دروازه شادی الله عصر قاجار می گفتند و احتمالا در دوره نادرشاه هم باغ نادری وی در این معبر ساخته شده بود که باعث شد تا در دوره پهلوی هم نام خیابان مزبور را "خیابان نادر" نامیده بودند.

و بعلاوه عین السلطنه در 7476 خاطراتش  و در مورد خیابان کنونی بابا کوهی شیراز و امتدادش به نام باغ تخت  و باغ اناری و خیابان نادر قدیمی شیراز (که امروزه خیابان بلوار آزادی و انقلاب کنونی است) که به فلکه شادی دوره پهلوی در خیابان کریم خان زند وصل می شد و می نویسد که :

جمعه دهم شوال – باباکوهی رفتیم و بقدری منظره شهر (شیراز) از اینجا قشنگ است که به وصف نمی آید و از اینجا باغ نادری و آسیاب سه تایی را گردش کرده و به مغرب شهر آمدیم. (ماخذ ص 7476) و وی می افزاید: که در بالای این دروازه شادی الله عصر قاجار شیراز، نیز قبرستان اعیان شیراز قرار داشت که امروزه پارک آزادی شیراز نامیده می شود و لذا نقل کتاب عین السلطنه در این باره و در اوائل دوره پهلوی اول چنین است :

دیروز با جناب از دروازه شادی الله بیرون رفته، قبرستان بزرگ شیراز را که مزار بسی اشخاص بزرگ است را زیارت کرده و همانطور از بیرون شهر گردش کنان آمدیم تا دروازه باغشاه شیراز (ماخذ ص 7470 خاطرات عین السلطنه).

 

و بعلاوه در دوره دولت پهلوی، خیابان های مشیر شرقی و خیابان مشیر نو و مشیر غربی و در ناحیه باغ مشیر ساخته شد که در بیرون دروازه کازرون شیراز و در جنوب غربی شیراز به جاده بیرونی شهر وصل می شد و بعلاوه در دوره پهلوی خیابان قآنی شمالی از چهار راه مشیر شیراز بطرف دروازه کازرون قدیمی شیراز ساخته شد و نیز خیابان های منوچهری شیراز و یا خیابان وصال شیرازی و یا خیابان فردوسی و یا خیابان ساحل رودخانه ساخته شد و نیز خیابان معدّل شیرازی در دوره پهلوی طراحی شهری گردید و لازم به یادآوری است که معدل در اوائل دوره قاجاریه، امیر لشکر بود و یا لطفعلی معدل نیز از زمین داران شیراز در این دوران بود و بعداً در دوره مصدق نیز معدل از نمایندگان شیراز بود و نیز خیابان هدایت نیز در این دوره تاریخی پهلوی ساخته شد که به نام هدایت حاکم شیراز دوره قاجاریه است و یا بنام کمال هدایت از خانواده وی می باشد که مدتی استاندار شیراز در دوره پهلوی بود و بعلاوه در دوره پهلوی، خیابان پیرنیا نیز در شیراز کشیده شد که دو استاندار به نام های پیرنیا در شیراز حاکم بودند و بعلاوه در دوره پهلوی خیابان گلستان شیراز (یا بلوار گلستان کنونی در شمال رودخانه خشک شیراز ساخته شد) که امروزه کوی کارمندان دولت است و در بالای این بلوار ساخته شده است و نیز دروازه سعدی قدیمی شیراز، بصورت خیابان کشاورز و به طرف دروازه اصفهان شیراز کشیده شده است که در بستر خندق قلعه قدیمی شیراز و در جنوبی رودخانه خشک شیراز ساخته شده است.

 

و بعلاوه در دوره پهلوی خیابان قآنی نو و در امتداد خیابان قآنی شمالی شیراز و در جنوب دروازه کازرون شیراز و در تقاطع خیابان فرودگاه قدیم شیراز ساخته شد و نیز خیابان فرهنگ شیراز ساخته شد که منشعب از خیابان نادر بود(خیابان انقلاب کنونی شیراز) بود و یا خیابان هنگ آموزشی شیراز و در امتداد آن ساخته شد که امروزه بلوار استقلال نامیده می شود و یا خیابان زرهی است و یا چهارراه هوا برد شیراز در آن ناحیه است که در دوره پهلوی ساخته شد، و امروزه موزه نظامی فارس و یا باغ عفیف آباد شیراز هم در شمال آن مکان قرار دارد و نیز در دوره پهلوی شرکت سهامی نساجی فارس در دروازه قرآن شیراز ساخته شد و بعلاوه جاده هفت تن و جاده آرامگاه سعدی در دره پهلوی طراحی شهری و خیابان کشی شد و بعلاوه بخشی از خیابان قصرالدشت شیراز نیز  در غرب شهر شیراز و در دوره پهلوی طراحی شهری گردید .

 

و بعلاوه لازم به یادآوری است که در جنب دروازه قرآن شیراز، تپه ها و یا برخی از کوه های شمالی شیراز قرار دارد که هوای خوبی دارند و لذا از قرون گذشته تاریخ و در بیرون شهر سنتی شیراز که در شمالی رودخانه خشک قرار داشت و این مکان ها، ناحیه ییلاقی بیرون شهر بودند و یا باغ های خرم و در کنار این کوهپایه های شیراز قرار داشتند که تفرج گاه سکنه قدیمی شیراز و در ایام تعطیلات شهری بودند و به همین دلیل هم سعدی در این ناحیه ییلاقی بیرون شهر، خانقاه خودش را ساخته بود که این بطوطه از آن در کتابش سخن می گوید و لذا مقبره اش نیز در این کوهپایه های سعدیه شیراز قرار دارد که آب گوارای رکن آباد را دربر داشت و نیز در دو سوی دروازه قرآن و یا در شمال شهر شیراز هم آرامگاه شاه شجاع حاکم آل مظفر شیراز و در دوره زندگی حافظ بود و یا آرامگاه خواجوی کرمانی و در آن ناحیه قرار دارد و نیز در آن ناحیه مقبره باباکوهی شیراز قرار گرفته است و یا در تپه های جنوب دروازه قران هم مقبره تکیه چهل تنان شیراز است و یا بقعه هفت تنان و یا آرامگاه شاه داعی قرار دارد که پایین تر از آنها هم مقبره حافظ است و در جنوب باغ جهان نما قرار گرفته است و نیز مسجد چاه مرتضی است و بعلاوه قلعه ییلاقی کریم خان هم در آن ناحیه بوده است و همگی نشان می دهد که بقاع اغلب مشاهیر شیراز و در تپه های شمالی شیراز و بیرون از شهر بوده است و نیز به نقل ص 1273 کتاب یادداشت سیاسی ایران، خیابان حافظ کنونی شیراز که عین السلطنه از آن جاده و بعنوان جاده خاکی متروک و سنگلاخی یاد می کند و بر اساس گزارش اسناد ص 1273 کتاب یادداشت های سیاسی ایران و بعد از سال 1312 شمسی ساخته شد که رضاشاه یک دیواره دراز و در دو طرف این جاده سنگلاخی دروازه قرآن و بطرف آرامگاه شاه علی بن حمزه و در جنب دروازه اصفهان کنونی وسط شیراز می کشد که گورستان های دوطرفه شیراز را استتار بکند و یا ورودی شیراز را بهتر بکند و لذا از باغ حافظ تا بقعه شاهزاده علی بن حمزه امتداد می یابد (مآخذ 1273 یادداشت های سیاسی ایران- جلد نهم) و بعداً بیمارستان سینا و یا شرکت ملی نفت و یا سازمان برنامه و ساختمان ورزشگاه حافظیه و کتابخانه مرکزی شیراز و یا ساختمان دانشکده ادبیات شیراز و یا اداره سیلوی شیراز و یا آزمایشگاه خاک شیراز هم در دو طرف این خیابان خاکی – سنگلاخی و در دوره پهلوی ساخته می شود و یا تاسیس کارخانه روغن نباتی نرگس در شیراز دوره پهلوی هم در پشت این ناحیه و در شیراز دوره پهلوی ساخته می شود که جلد پنجم کتاب معماران تباهی به ساخت این کارخانه روغن نباتی نرگس و یا کارخانه صنعتی آلومینیوم شیراز و کارخانجات مخابرات و شرکت ملی نفت و یا به ساخت آموزشگاه عزیزاله نوائی در شیراز اشاره دارد و یا به ساخت بیمارستان حافظ در ص 151- 144 کتاب معماران تباهی عصر پهلوی اشاره دارد  . و بعلاوه ص 7450 کتاب خاطرات عین السلطنه به ساخت خیابان مشیر در اوایل دوره پهلوی اشاره دارد و می نویسد که : این خیابان متصل به خیابانی که به کل مشیر و دروازه کازرون است می رود که این محل هم مشغول آباد شدن است و مغازه و دکان و گاراژهای مفصل در آن مشغول ساختن هستند و یا کتاب خاطرات مخبرالسلطنه هم به کل مشیر در دوره رضاشاه اشاره دارد که محل تجمع الواط شده بود و بعلاوه همانطوری که گفته شد بخشی از خیابان کشی قصرالدشت شیراز نیز در دوره پهلوی بوجود آمد. که امروزه طولانی ترین خیابان شیراز می باشد و به موازات حاشیه غربی رودخانه خشک شیراز است و از میدان معالی آباد شیراز شروع شده و تا چهارراه خیرات شیراز، این خیابان قصرالدشت شیراز ادامه دارد و یا امتدادش نیز به خیابان لطفعلی خان زند وصل می شود و از آنجا که منابع تاریخی مختلف نشان می دهد که آب و هوای نواحی غربی شهر شیراز و نسبت به سایر نقاط جغرافیایی اش بهتر بود و لذا عین السلطنه هم در اوائل حکومت پهلوی گزارش خبری از این ناحیه غربی شیراز دارد و می نویسد که باغ های اربابی متمولین شهر شیراز در این ناحیه قصرالدشت قرار داشت که مسجد بردی (قصرودشت) در آن ناحیه غرب شیراز بود و ادامه می دهد که : این ناحیه بیرون شهر چهار فرسخ باغ و اشجار و فواکه دارد که میوه خانه شیراز است و جهات دیگر جغرافیایی شیراز، باغات ندارد و همگی زراعت است که گندم و جو و خشخاش در سه ناحیه شیراز می کارند که از آب رودخانه فصلی و از آب قناتهاست و یا از آب چاه ها که به توسط چهارپا می کشند سیراب می شوند، ولی اغلب باغ های شیراز در ناحیه شمال غربی شیراز و در حواشی رودخانه خشک مستقر بود که احتمالا مسیر خیابان قصرالدشت کنونی قبلا کوچه باغ درازی بود که دیوارهای این باغات اعیانی شیراز را بهم وصل می کرد . ولی امروزه قطعه قطعه شده اند و بصورت خیابان دراز و طولانی قصرالدشت شیراز درآمده است، زیرا فارسنامه ناصری، در جلد دوم خود و یا در ص 1237 کتابش و در مورد وضعیت جغرافیایی شهری این ناحیه غربی شیراز می نویسد : در ناحیه قریه مسجد بردی شیراز و توابع آن که فرسخی میانه شمال و مغرب شیراز است، آنچه در سال 1301 هجری بر شمرده اند . 440 واندی درب باغ به شمار آمد . و تمامی این باغستان ها، نزدیک به فرسخی درازا و نیم فرسخ بیشتر پهنا دارد و شرب تابعه مرتب آنها نیز از آب نهر اعظم و چشمه جوشک و قنات حاجی شمش و قنات های دیگر است (ص 1237 فارسنامه ناصری) و عین السلطنه نیز در گزارش اجتماعی خود به این باغ های شیراز اشاره می کند که غالب باغ های حواشی شهر شیراز هم برج برای تفنگچی دارد که از آن حفاظت می کنند. و بعلاوه ص 1237 فارسنامه ناصری می افزاید که در دامنه کوه دراک و در غرب شیراز به مسافت دو فرسخ تاک دایمی کاشته اند که این باغ های متعدد کوچه باغ قصرالدشت بعداً اراضی اش تقسیم بندی شده و محلات کنونی شهر شیراز و در غرب شهر شیراز را بوجود آوردند و یکی از آنها هم محله عفیف آباد است و بعلاوه بقایای باغ عفیف آباد در غرب خیابان قصرالدشت است که در سال 1280 هجری میرزا علی محمد خان قوام الملک شیرازی و از اعقاب حاج ابراهیم کلانتر آن را خریده و قنات لیمک را در ناحیه قصرالدشت احیا کرد و بوسیله چند شتر گلو به محله دروازه کازرون شیراز آب آنرا رسانده و نیز نصف تمام مجاری آب این قنات را فی سبیل الله وقف به محلات سردزک و محله لب آب و محله بالا کفت شیراز کرده و در هر هفته سه روز و نیمی این خیرات جاریه در این محلات شیراز ساری و جاری است (ماخذ ص 1235 فارسنامه ناصری) و نیز می افزاید در کنار آب آن قنات، درختان سرو و صنوبر و چنار و بید کاشته شده بود و بعلاوه باغ گلشن شیراز نیز در غرب ناحیه قصرالدشت بود که امروزه به شهرک گلشن شیراز معروف است و یا به شهرک ایمان و شهرک عصر جدید شیراز تبدیل شده است و نیز در غرب قصرالدشت، امروزی محلات مهدی آباد و سنگ آباد و کوی قنات و کوی آزادی و کوی تلخه دشک بوجود آمده است که ممکن است مهدی آباد بقایای باغ حاج مهدی دهدشتی باشد که به وی اشاره گردید و یا باغ حاج احمد تاجر لاری نیز در این ناحیه بود (ص 7451 خاطرات عین السلطنه) و بعلاوه عین السلطنه در ص 7467 خاطراتش از باغ عطاء الله و نیز از باغ ماژورهال کنسول آمریکا در شیراز یاد می کند و بعلاوه در ص 7450 خاطراتش از باغ فتح الممالک در شیراز یاد می کند و نیز باغ حوض که در غرب قصرالدشت بوده و متعلق به میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک بوده و با نام باغ بهجت آباد که در آن باغ میوه و گل و خیابان های سپیدار و چنار کاشته بودند و امروزه بلوار باغ حوض نامیده می شود که از کارخانه آلومینیوم شیراز به بلوار استقلال وصل می شود و نیز باغ نومشیر در این ناحیه قرار داشت که امروزه در ناحیه خیابان مشیرنو واقع است و نیز به نقل ص 520 کتاب آثار العجم در سمت غربی مایل به شمال اراضی اش یکصد پیمان بود و یا باغ جنت شیراز که مشیرالملک در سال 1260 هجری در غرب شیراز و در غرب قصرالدشت خریده بود و انواع درختان سرو در آن کاشته بود . و بعلاوه سرجوب ارمنی ها و در محله ارمنی های غرب شیراز از آب مشروب این نوع ناحیه غربی شیراز تامین می شد و بعلاوه قنات های حسین آباد و رضا آباد و رکن آباد و قنات زنگی و سعدی و علی مرادخانی و کاظم آباد و گود مریم و لیمک و محمدطاهرخانی و قنات ناصری و قنات حاجی شمس و قنات خیرات بزرگ و کوچک و قنات حاجی میرزا علیرضا و نهراعظم، آبیاری این نوع باغات و سکنه شیراز را تامین می کردند که امروزه و بعد از سالهای 1340 شمسی به آبرسانی شهری و یا لوله کشی شهری تبدیل شده اند . و نیز در گذشته، حاکم های مهم شیراز نیز باغات زیبائی در شیراز داشتند که نظیر باغ تخت قراچه سلجوقی و باغ قتلغ و باغ اتابک سلجوقی و باغ نادری و باغ نظر وکیل زند و باغ شاه قاجار و غیره بودند و هنوز هم در محله های قدیمی شیراز، باغ کلانتر و یا باغ سالار به گوش می خورد ولی امروزه این باغات قدیمی شیراز و دهات اطراف شیراز، اغلب به شهرک های جدید الاحداث تبدیل شده اند و نظیر قریه جعفرآباد است که از بین رفته است و در مکان جغرافیایی باغ جهان نمای شیراز بود و یا قریه کشن (گلشن شیراز) و یا قریه مله رونی ها و قریه منصور آباد و سهل آباد و حسین آباد و مهدی آباد و عادل آباد و معالی آباد و شمس آباد و قریه قلعه قبله و قلعه کوتاهی و قلعه بیگلم شیراز، همگی به ساختمان های محلات جدید شهری شیراز تبدیل شده اند و یا باغات و مزرعه هایش بصورت آپارتمان های شهری در آمده اند و مسافت بزرگی از جلگه شیراز را در برمی گیرند که حتی دشت های متفرق اطراف 14 الی 15 کوه اطراف شیراز را از این تنگه های مختلف عبور گاهی اش به محوطه شهری شیراز تبدیل کرده است که شامل تنگ آب خان و تنگ الله اکبر و تنگ بزرگ و تنگ دالون و تنگ قره پیری و تنگ سعدی و غیره هستند که از طریق خیابان کشی های متعدد میان آنها، محلات جدید شیراز به همدیگر پیوسته اند و امروزه شالوده شهرسازی جدید شیراز را دگرگون کرده است و اگر در دوره قاجاریه ، "خیابان خاکی" به نام خیابان فرمانیه و خیابان پنجاه زرعی داشت ولی امروزه به دهها خیابان کشی جدید و یا بلوارهای جدید تبدیل شده است و یا میدان های قدیمی آن شهر، به چهارراه های جدید شیراز تبدیل شده اند که قبلا در بافت سنتی شیراز و به نام میدان ارگ بود و یا میدان شاه و یا میدان طویله و یا میدان علاف ها و میدان مال فروش ها و میدان نعل بندان و یا میدان نقاره خانه و میدان مشق و میدان توپخانه شیراز نامیده می شدند و بعلاوه در تحولات شهرسازی جدید شیراز هم کاروانسراهای قدیمی شیراز که هم مکان انبار بار بود و یا مکان اقامت مسافر بود و یا حیوانات بارکش آنها و توام با یکدیگر بود، ولی امروزه از همدیگر تفکیک مکانی شده اند و به دهها هتل و یا مسافرخانه و محل اقامت مسافر و یا به دهها گاراژ و ترمینال و اقامت ماشین بار و یا کالا تبدیل شده اند و یا به دهها پاساژ محل فروش کالا در شیراز جدید تبدیل شده اند . و در حالی که در گذشته تنها چند کاروانسرای شیخ نصر بوشهری بود و یا کاروانسرای فیل و یا کاروانسرای وکیل و یا کاروانسرای دقاق ها و در محله بازار مرغ شیراز بود و یا کاروانسرای آقابالاخان در محله اسحق بیگ شیراز بود و یا کاروانسرای روغنی و کاروانسرای مشیرالملک و گمرک در محله درب شاهزاده بود ولی امروزه با تحولات شهرسازی جدید شیراز و یا با تحولات ماشین آلات محل بارها جدا شده اند و در دوره رضاشاه و به نقل ص 7489 عین السلطنه گاراژ عبداله خان در شیراز بوجود آمد و در اوائل حکومت رضاشاه در شیراز دایر می گردد که چند ماشین مسافربری فورد خریده بود و از شیراز به اصفهان مسافر با ماشین می برد . و بعد از انقلاب نیز راه آهن به شهر شیراز کشیده شد و قبل از انقلاب نیز فرودگاه بین المللی در شهر شیراز بوجود آمد که مسافران داخلی و یا خارجی را جابجا می کرد و اگر در دوره زندیه کاروانسرای شیخ نصر بوشهری در بازار مرغ شیراز بود یا به نقل ص 1226 فارسنامه ناصری کاروانسرای گمرک در محله درب شاهزاده بازار و جنب ارگ کریم خانی بود که در سال 1180 هجری ساخته شده بود و یا کاروانسرای روغنی و جنب آن بود که امروزه به نام سرای روغنی هنوز وجود دارد و در دوره زندیه هم وجود داشت و یا کاروانسرای وکیل و در خارج دروازه اصفهان و محل انبار کالاهای وارداتی از خلیج فارس و بوشهر به شهر شیراز بود و یا گمرک شیراز بود و به نقل ص 83 کتاب "از طبابت تا تجارت" محل تخلیه بار و کالا در دوه قاجاریه و یا در گمرک شیراز بود و یا در همان دوره تاریخی، حاجی قوام الملک و مشیرالملک و غیره و در همکاری با بانک شاهنشاهی فعالیت تجاری می کردند و یا دهها کمپانی در شیراز شکل گرفته بودند و در دوره پهلوی گمرک واقع در بازار سنتی شیراز بود و بعداً به چهارراه گمرک در خیابان مشیر تبدیل شد.

 

و در هر حال در اواخر دوره قاجاریه که انگلیسی ها دیدند که ایرانی ها به خرید اجناس خارجی عادت فرهنگی لازم کرده اند و لذا صلاح خود دیدند که سربازان هندی و یا افسران انگلیسی خود را که به نام پلیس جنوب و در شیراز نگه داشته بودند را از شیراز و یا از کرمان و بوشهر و بندرعباس و زاهدان خارج ساخته و لذا پادگان های شیراز را بدست نیروهای بومی و ارتش رضاشاه بدهند و در حالی که دوره قبل از جنگ جهانی هم، فوجهای نظامی زیر نظرحکام قاجار شیراز، از نظامیان مربوط به فوج نظامی فراهان بودند و یا فوج نظامی خلج و فوج نظامی زرند ساوه را تشکیل می دادند ولی این بار به مدت ده سال امنیت تجارت استان فارس در دست نیروهای نظامی پلیس جنوب بود و لذا رضاشاه همراه با رفتن نیروهای هندی و یا انگلیسی از شیراز و علاوه از تقویت پادگان ها و ارتش خود در استان فارس به دگرگون ساختن ساختار شهری و یا ساختار اداری و یا محلات شهری شیراز جدید پرداخت که به بخشی از آن پدیده اشاره کرده ام و در ابتدای حکومتش نیز چونکه تیپ نظامی مهمی در شیراز وجود نداشت (به نقل ص 70 کتاب یادداشت های سیاسی ایران جلد نهم) ابتدا تعدادی از نیروهای سواره نظام پیاده نظام تهران را به شهر شیراز انتقال داد و یا در پادگان های شیراز مستقر نمود و نیز به نقل ص 131 همین ماخذ تاریخی در این دوره تاریخی، امیرلشکر حبیب اله شیبانی از سوی رضاشاه، فرماندار نظامی شیراز تعیین شد و یا به نقل ص 134 همین ماخذ: حدود 700 نیروی نظامی را از شیراز به فرماندهی سرهنگ محمدحسین خان پوررستگار به بوشهر فرستاد که توانستند 900  قبضه سلاح را از عشایر تنگستانی جمع آوری بکنند و یا به نقل ص 544 همین ماخذ رضاشاه در سال 11- 1310 شمسی، سرهنگ ابراهیم خان زند را بعنوان فرمانده تیپ شیراز منصوب کرد و نیز به نقل ص 1237 همین ماخذ تاریخی، در سال 1312 شمسی قرار شد که تیپ مستقل شیراز به لشکر تبدیل بشود و پادگان های جدیدی در دست ساخت باشد . و بعلاوه به نقل ص 1242 همین ماخذ قرار شد که ایجاد آشیانه هوایی شیراز در اندازه فرودگاه تهران، در شیراز هم ساخته شود و از همان موقع هم هوا برد شیراز پایه گذاری شود و نیز به نقل ص 1278 همین ماخذ خط پروازی میان شیراز و اصفهان تهران برقرار گردید و بعلاوه آموزش نظامی در پنج مدرسه نظامی ایران و از جمله در شهر شیراز و برای برقراری امنیت تجاری رواج یافت و بعد از آنکه در سال 1312 شمسی تیپ فارس به لشکر ارتقا یافت و نیروهای مستقر در بوشهر و دیگر بنادر خلیج فارس هم تحت امر لشکر فارس قرار گرفت و بعلاوه به نقل ص 5 جلد نهم کتاب مزبور 1390 گارد نظامی، میدان های نفتی جنوب فارس را به عهده گرفت و یا به نقل ص 1378 همین ماخذ و در سال 1312 شمسی و برای امنیت، ارتباطات تلفن شیراز را به فساولارو و جهرم و نیریز و داراب کشیدند (ص 65 همان مآخذ) و بعلاوه رضاشاه در این دوره تاریخی 1500 نظامی از شیراز به بهبهان و برای امنیت این منطقه ارسال کرد و بعلاوه از آن جا که در اوائل حکومت وی، تقسیمات کشور و در اوائل حکومتش به 7 استانداری تقسیم شده بود ولی در سال 1317- 1316 شیراز به مرکزیت یکی از 28 استانداری ایران تبدیل شد و بعلاوه به نقل ص 682 جلد دهم همین ماخذ حدود 3 هزار نیروی نظامی از لشکر هفتم فارس هنوز در خارج از شیراز و در حال آماده باش بودند و نیز به نقل ص 933 و 934 همین مآخذ: رضاشاه سرتیپ محمدحسین عمیدی را بجای سرتیپ ابراهیم زند، فرمانده لشکر هفتم فارس نمود و بعلاوه به نقل ص 936 نیروهائی را برای برقراری امنیت و در نزدیکی شهر لار که توسط عشایر خمسه فارس ناامن می شدند فرستاد و نیز به نقل ص 937 همین مآخذ، حدود 1500 نیروی نظامی از شیراز به ناحیه اردکان اعزام نمود و از آنجا که شیراز و در مرکزیت استان فارس دارای اقوام کوچ رو متعددی بود که نظیر اقوام قشقائی و یا لرهای کهگیلویه و یا عشایر خمسه عرب و یا دشتستانی بودند که راه های بازرگانی فارس را ناامن می کردند و لذا رضاشاه، علاوه از شهرسازی شیراز، مجبور به تقویت پادگان های شیراز و در طول حکومتش بود و احتمالا دو، سه سفر هم به شهر شیراز داشت و از جمله یکبار برای بازدیدش از 6 کشتی بود که خریداری کرده بود و می خواست که به بوشهر برود .  و چند روز در شیراز ماند و یک بار در سال 1316 که در شیراز زلزله آمد و بعلاوه سرهنگ کریم هدایت در دولت وی از تیپ هفتم شیراز به درجه سرتیپی ارتقا یافت و نیز برای جلوگیری از راهزنی های اقوام به فرستادن دو ستون نظامی و دو هنگ و یک گردان از شیراز به اهواز کرد و یا به منطقه شولستان اعزام کرد (ماخذ ص 1113 جلد دهم یادداشت های سیاسی ایران) و بعلاوه در سلطنت خود محمد درگاهی افسرآگاهی را به شهر شیراز فرستاد (ص 1192 همان ماخذ) و نیز وی به ساخت انواع جاده سازیها و یا ساخت پل های راه شیراز – بوشهر و یا جاده شیراز اهواز و یا جاده کشی اصفهان – شیراز و یا جاده کشی شیراز و طول خسرو و یا به احداث جاده شیراز و بندرعباس اقدام نمود و در طول حکومتش و جهت کنترل اقوام به دستگیری کاظم خان بهارلو و یا علی خان قشقایی کرد و یا عشایر تنگستان و بویر احمدی  و شولستانی را زیر کنترل خود گرفت تا راهزنی های تجاری را در راه های فارس به راه نیندازند.

 

و از اقدامات سیاسی رضاشاه در طول حکومتش آن بود که به نقل ص 84 کتاب "یادداشت های سیاسی ایران"جلد نهم) رضاشاه مظفر اعلم (سردار انتصار) را در سال های 1309 شمسی و از استانداری فارس احضار و فرج اله خان بهرامی را که قبلا فرماندار اصفهان بود به استانداری فارس گماشت (ماخذ ص 84 یادداشت های سیاسی ایران) جلد اول و نیز به نقل ص 657-170 همین ماخذ در سال 11-1310 شمسی، میرزا حسنعلی خان کمال هدایت فرزند مخبرالدوله و برادر زاده میرزا مهدی خان هدایت را به استانداری فارس گماشت و شاید در دوره وی می باشد که خیابان هدایت شیراز کشیده شده است و یا به نقل ص 1273 همین ماخذ دیوارکشی از دروازه قرآن تا دروازه اصفهان شیراز هم انجام شد تا ورودی شهر شیراز کشیده شده است و یا به نقل ص 1273 همین ماخذ دیوارکشی از دروازه قرآن تا دروازه اصفهان هم انجام شد تا ورودی شهر شیراز توسط گورستان های دوطرفش استتار گردد و به علاوه به نقل صفحات 1156 الی 1163 کتاب "بازیگران عصر پهلوی" و تالیف محمود طلوعی استانداران فارس و در طول حکومت پهلوی عبارت بودند: از امان الله اردلان و ابوالحسن پیرنیا و یا باقر پیرنیا (موسس خیابان پیرنیا در شیراز) و یا فضل اله زاهدی و بعنوان حاکم نظامی فارس و یا سرلشکر شیبانی و یا عبدالحسین صدری و شوکت الملک علم و محمدحسین عمیدی و عماد السلطنه فاطمی و یا مهدی فرخ و یا صبار فرمانفرمائیان و سرلشکر محمدحسین فیروز و صارم الدوله مسعود و یا عبدالحسین مسعود انصاری و یا  عباسعلی منیعی و محمد نخجوان و سپهبد ورهرام و علی هیئت و منوچهر آزمون و نصر اصفهانی و ابراهیم همایونفر و حسنعلی هدایت و منوچهر پیروز بودند و بعلاوه کتاب "انجمن ها و مجامع مذهبی ایران در عصر پهلوی" در ص 29  32 و 24 – 364 و 367 خود از نظم استانداری فارس در دوره رضاشاه در شیراز بحث می کند و یا در ص 24 از اداره بهداری  و یا اداره فرهنگ و شرکت سیمان فارس در شیراز عهد پهلوی بحث می کند و نیز کتاب مدارس ایران در خارج و در دوره رضاشاه، از قوامی رئیس شهربانی شیراز بحث می کند و یا ص 62 کتاب خاطرات قائم المقام الملک نیز در دوره رضاشاه از تجارتخانه نیکلا آواغبیانس در شیراز بحث می کند و یا کتاب خاطرات و خطرات مخبر السلطنه هدایت هم در ص 277 کتابش از اوباش شیراز که در ناحیه کل مشیر شیراز جمع می شدند بحث می کند و بعلاوه ص 1472 و 160 کتاب یادداشت های سیاسی ایران از کارخانه بافندگی شیراز که در دوره رضاشاه در شیراز تاسیس شده بود بحث به میان می آورد. و نیز کتاب اسنادی از انجمن های بلدی و تجار و اصناف دوره پهلوی و در ص 218 و 225 از نظمیه شیراز و در دوره رضاشاه و یا در ص 217 و 218 و 220 و غیره از شهرداری شیراز و در دوره رضاشاه بحث می کند.

 

و بعد از حمله متفقین به ایران و یا بعد از رفتن رضاشاه از ایران هم، حدود 4-5 سال اوضاع فارس و شهر شیراز آشفته بود و یا راهزنی ها و ناامنی های مختلف در جاده های فارس ادامه داشت و یا به نقل ص 989 یادداشت های سیاسی ایران بعد از جنگ دوم جهانی، صفار فاطمی فرماندار شیراز شد و نیز در سال 1929 میلادی الی 1932 میلادی، لطفعلی معدل که از زمینداران شیراز بود شهردار شیراز گردید و در همان ایام نیز خیابان معدل شیراز را کشید و نیز به نقل ص 1029 و 1030 کتاب یادداشت های سیاسی ایران که مربوط به اسناد سال های 1221 شمسی الی 1324 شمسی می باشد و در این دوره تاریخی استاندار فارس اختیار به تیمسار خسرو داد که فرمانده ژاندارمری بود داد تا امنیت راه های فارس را برقرار بکند و نیز تیمسار شاه بختی مسئول تامین امنیت استان فارس شد تا ناصر قشقائی را تسلیم بکند و بعلاوه در این ایام، سرتیپ علی اکبر سیه پوش، بجای سرتیپ دوم محمدحسین فیروز به سمت فرماندهی لشکر فارس تعیین شد  و یا سرهنگ غلامعلی باسطی فرمانده گردان 16 (لشکر فارس) گردید و نیز در این دوره، به دلیل ناامنی های بعد از حمله متفقین به ایران، تیمسار جهان بانی وارد شهر شیراز شد و بعلاوه در این ایام به نقل ص 1473 یادداشت های سیاسی ایران- جلد دوازدهم، و بعنوان فرماندار شیراز و یا معاون استاندار فارس گردید و نیز به نقل ص 361 جلد چهاردهم یادداشت های سیاسی ایران، تیمسار فرمانفرمائیان در دوره دکتر مصدق و دوره ی ملی شدن نفت استاندار فارس گردید و بعد از آنکه بعد از حوادث سال 1332 که اوضاع فارس از ناامنی خارج شد و با پول اصل چهار ترومن، سازمان برنامه در جنب باغ جهان نمای شیراز شکل گرفت و نیز با پول اصل چهار ترومن، ساخت و سازها در شیراز افزایش یافت و از جمله به نقل صفحات 359 و 360 اسنادی از اصل چهار ترومن، در این دوره تاریخی و بعد از سال 1332 خیابان های قصرالدشت و خیابان مشیر  و خیابان کشی نادر و خیابان حضرتی و فلکه نوابی شیراز ساخته شد و یا اقدامات عمرانی شهرداری شیراز افزایش یافت و لذا خیابان کشی ها و یا زیرسازی ها و یا جدول سازی های خیابان کارخانه برق شیراز و یا خیابان حضرتی شیراز ساخته شد و یا آسفالت راه شیراز به آرامگاه سعدی و یا احداث فرودگاه شیراز تکمیل شد و یا تکمیل پل های شاهپور شیراز انجام شد و بعلاوه زیرسازی راه آسفالت مرودشت به شیراز تکمیل شد و یا به تعمیرات سد شیراز پرداخته شد و نیز در این دوره تاریخی و با پول اصل چهار ترومن، ساختمان دادگستری شیراز و یا دادسرای آن تکمیل گردید و یا اداره دارائی شیراز که در دوره رضاشاه نیمه تمام بود تکمیل گردید و یا تکمیل ساختمان اداره پست و تلگراف و یا اداره فرهنگ و اداره ثبت اسناد شیراز تکمیل گردید و بعلاوه ساختمان های کلانتری 1 و 2 و ساختمان شهرداری و یا پادگان لشکر شش شیراز تکمیل شد و یا ساختمان استانداری شیراز و یا اداره راه و شوسه و فرودگاه شیراز تکمیل شد و یا کارخانه برق شیراز ارتقا یافت که در در سال 1305 شمسی تنها قوام السلطنه در سه راه برق شیراز، اولین کارخانه برق را دایر کرده بود و بعلاوه در این دوره تاریخی و با پول. اصل چهار ترومن، کارخانه پارچه بافی شیراز تکمیل شد و یا کارخانه آلومینیوم شیراز بوجود آمد و نیز در این دوره تاریخی، ساختمان های دانشگاه شیراز و از جمله دانشکده پزشکی آن ساخته شد و تکمیل گردید و در سال های بعد هم دانشکده های مختلفش که در نقاط مختلف شیراز پراکنده هستند بوجود آمد که نظیر دانشگاه های سایر استان ها در یک سایت جغرافیایی واحد المرکز متمرکز نیستند و بعلاوه با پول اصل چهار ترومن، دانشسرای مقدماتی شیراز و یا دانشسرای کشاورزی شیراز و یا هنرستان پسرانه و هنرستان دخترانه شیراز و یا موزه پارسی شیراز و یا مدرسه قریه گلشن شیراز و مدرسه قریه فلات شیراز شکل گرفتند و یا با پول اصل چهار ترومن مرکز بهداشت شیراز و یا آسایشگاه معلولین شیراز ساخته شد و به نقل ص 361 کتاب اسناد اصل چهار ترومن شکل گرفت و نیز احداث کشتارگاه شیراز و مرکز دامپروری شیراز و یا اداره دامپروری باجگاه شیراز  و یا اتحادیه فلاحتی شیراز شکل گرفت و یا به نقل صفحات 372 و 374 همین مآخذ ساخته گردید و نیز به نقل همین منبع تاریخی و با پول اصل چهار ترومن و به نقل ص 359 کتاب مزبور، کارخانه سیمان فارس ساخته شد و بعد از آن تاریخ هم ساخت و سازها در شیراز افزایش یافت و نیز به نقل ص 54 کتاب مفاسد خاندان پهلوی، هتل اینترنشنال شیراز و هتل تخت جمشید شیراز و دیگر هتل ها در شیراز ساخته شد که قبلا فقط مهمانسرای سعدی در شیراز وجود داشت ولی امروزه حدود 44 هتل و یا مهمانسرای درجه یک و دهها مهمان پذیر معمولی در شهر شیراز وجود دارند و یا 22 رستوران مهم و دهها سالن پذیرائی و یا 11 دفتر مسافرت زمینی و دهها دفتر فروش هواپیمایی در شهر شیراز دایر شده اند و یا به نقل کتاب "معماران تباهی" جلد 5 که از تاسیس کارخانجات مخابرات و شرکت ملی نفت و کارخانه صنعتی آلومنیوم و کارخانه روغن نباتی نرگس شیراز در این دوره تاریخی بحث می کند و بعلاوه اگر زمانی در سال های بعد از 1332 شمسی و به نقل ص 344 اسنادی از جنبش دانشجویی ایران، سینما کاپری در شیراز دوره پهلوی ساخته شده بود ولی امروزه سینما بهمن و یا سینما آسیا و سینما ایران و سینما پیام و سینما حافظ و سعدی و فلسطین در شیراز وجود دارند و نیز 13 موزه و 21 بوستان و یا شهربازی و یا تعداد زیادی مجتمع فرهنگسرا در شیراز وجود دارند و نیز اگر به نقل ص 151-  144 کتاب معماران تباهی جلد 5 اگر فرضاً در دوره پهلوی بیمارستان حافظ در شیراز ساخته شد و یا به نقل ص 46 و 472 کتاب اسنادی از جنبش دانشجویی ایران دوره پهلوی، بیمارستان سعدی در شهر شیراز ساخته شد و یا بیمارستان نمازی و بیمارستان ابن سینا در شیراز ساخته شد ولی امروزه حدود 38 بیمارستان مجهز و یا درمانگاه مهم در شهر شیراز وجود دارند که شامل بیمارستان مرکزی و بیمارستان نمازی و بیمارستان قلب کوثر و شهید فقیهی و شهید چمران و بیمارستان خلیلی و بیمارستان زینبیه و بیمارستان ارتش و بیمارستان علی اصغر و بیمارستان شهر و بیمارستان دکتر ارشدی و بیمارستان دنا و بیمارستان قلب الزهرا و بیمارستان شهید بهشتی و بیمارستان مسلمین  و مرکز پزشکی کودکان و مرکز پزشکی شهید حجازی و بیمارستان اردیبهشت و بیمارستان رسول الله و بیمارستان خدادوست و بیمارستان جنت و بیمارستان مشیر و بیمارستان حجت و بیمارستان گهر و بیمارستان میرزا کوچک خان و مرکز درمانی شفا و درمانگاه اقبال  و درمانگاه گلشن و مرکز بهداشتی سلطانی و مرکز معلولین شیراز و درمانگاه محمد رسول الله و بقیه اله و سپهر و امام و آتنافه و نادر و کاظمی و دهها داروخانه مهم در شهر شیراز وجود دارند و اگر روزی در روزگار پهلوی اول، کارخانه بافندگی در شهر شیراز ساخته شد ولی امروزه سکنه شیراز در دهها کارخانه و یا شرکت صنعتی فعالیت می کنند که مشاغل 50-40 کارخانه داروئی و یا نفت و گاز و یا تولید مواد غذایی و یا صنایع سنگین و یا الکترونیک هستند و نیز شیراز امروزی بالای 22 ورزشگاه  و یا سالن ورزشی دارد و یا حدود 14-13 دانشگاه و مدرسه عالی داشته و یا دانشکده ها دانشگاه علوم پزشکی شیراز از سال 1324 شمسی به بعد تاسیس شدند و بعلاوه اگر روزی در ایام قدیم شیراز، دارای 11 محله قدیمی بود ولی امروزه شیراز، دارای 52 شهرک جدید الاحداث است و نیز 20 کوی مختلف دارد که متعلق به کارکنان و کارمندان مختلف اداری بود، که نظیر کوی خلبانان و یا کوی دانشگاه و کوی قضات و کوی گاز و کوی عرفان و کوی عظیم و کوی کارمندان سیلو و کوی کارمندان آبادانی و مسکن و کوی کارمندان استانداری و کوی کارمندان دولت و غیره هستند و بعلاوه امروزه شیراز دارای 12 مجتمع مسکونی محله ای دارد و یا 28 محله جدید الاحداث دارد که قبلاً از آبادی های اطراف شیراز بودند ولی اکنون بصورت محله شهری درآمده اند که نظیر عادل آباد و یا حجت آباد و غیره می باشند و بعلاوه تعدادی منازل مسکونی همجوار هم و یا در مناطق همجوار درون شهری دارد و در دولت پهلوی هم در وسط شهر ساخته شد و از نظر فضاهای آموزشی هم اگر روزی در سال 1323 ، اولین مدرسه ملی در زمان شعاع السلطنه ساخته شد و سپس دبیرستان های نمازی در سال 1292 شمسی و سپس مدرسه انجمن مسیونری در سال 1310 و به نقل ص 165- 750 یادداشت های سیاسی ایران - جلد دهم ساخته شد و آنگاه در سال 1314 دبیرستان شاهپور در خیابان طالقانی امروزی شیراز بوجود آمد که با حضور علی اصغر حکمت بود که مدتی مدیرکل اداره معارف شیراز بود و سپس وزیر فرهنگ رضاشاه گردید و نیز به نقل ص 271 کتاب تاریخ روزنامه نگاری ایران که در دوره رضاشاه به دبیرستان های ناظمیه شیراز و دبیرستان شاهپور شیراز و دبیرستان ملی ابن سینای شیراز و در دوره رضاشاه اشاره می کند و یا کتاب وزیران معارف و فرهنگ ایران در ص 427 کتاب خود به مدرسه شریعت شیراز اشاره می کند و در ص 304 کتاب مزبور به مدرسه صنعتی شیراز در دوره پهلوی اشاره دارد و یا کتاب اسنادی از مطبوعات ایران و دولت کودتا و در صفحات 369 خود به دبیرستان ابن سینای شیراز و یا به دبستان کلیمی های شیراز اشاره می کند و یا کتاب سازمان های یهودی در ایران و در ص 393 خود به دبیرستان کوثر شیراز و دبستان مخصوص کلیمی های شیراز و در دوره پهلوی اشاره می کند و یا کتاب معماران تباهی در ص 147 خود به آموزشگاه حرفه ای عزیزاله نوائی شیراز اشاره کرده است و بعلاوه کتاب "پیشگامان رشد" در ص 71 خود به دبیرستان مهر آئین شیراز و مدرسه باقریه شیراز و یا دبیرستان شاهپور شیراز در دوره پهلوی اشاره دارد و یا کتاب "زنان دربار" به روایت اسناد ساواک در ص 158 خود به دبیرستان نمازی شیراز و دبیرستان شاهپور شیراز و دبستان حیات شیراز در دوره پهلوی اشاره کرده است و بعلاوه کتاب اسناد اصل چهار ترومن نیز در ص 386 خود به دبستان نمونه شیراز و دانشسرای مقدماتی شیراز و دانشسرای کشاورزی شیراز اشاره کره است و یا در ص 320 کتاب اسنادی از جنبش دانشجویی ایران در جلد 4 و 5 خود به دانشسرای کشاورزی شیراز اشاره کرده است و یا کتاب "بافت قدیمی شیراز" و در ص 190 خود به دبستان مزینی شیراز و در ص 191 خود به هنرستان صنعتی شیراز اشاره دارد . ولی امروزه در شیراز و در اغلب محلاتش تعداد زیادی مدرسه و یا دبیرستان دایر شده است و بعلاوه امروزه، شیراز دارای 8 هنرستان می باشد که شامل هنرستان علم و صنعت و یا هنرستان فنی شهدا و هنرستان طالقانی و یا هنرستان هنرهای زیبا و یا هنرستان چاپ شیراز و یا هنرستان دخترانه انصاری لاری در شیراز و یا هنرستان حرفه ای افسران و یا دانشگاه صنعتی مالک اشتر شیراز و یا مرکز آموزش فنی و مهندسی شیراز و دانشکده صنعت والکترونیک شیراز است و اگر شیراز در گذشته تاریخ، یک شهر کوچک  صنعتی بود، ولی امروزه به یک کلان شهر بزرگ تبدیل شده است که چندین میلیون نفر جمعیت شهری دارد و بالای 120 محله جدیدالاحداث دارد و یا اغلب سکنه آن از اقوام قشقائی و لرهای کهگیلویه و عشایر و ایلات خمسه فارس و یا از مهاجرین سایرین شهرهای فارس و دیگر نقاط ایران هستند و دیگر خاندان های قدیمی آن شهر، نظیر نوری ها و یا بیات ها و خاندان فال اسیری و مشیر و قوام و ذوالقدر و زند این شهر دیگر در اقلیت قرار گرفته اند .   

 

 

کرمان و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی-از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری

کرمان و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی

از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری

در آغاز دوره پهلوی، کرمان دارای شش دروازه شهری بود که برای شهرسازی جدید کرمان، قلعه شهر و دروازه هایش فرو ریختند و به این شش دروازه کرمان در دوره قاجاریه، کتاب جغرافیای کرمان و در ص 104 خود و سفرنامه چریکف و سفرنامه ژنرال سایکس و غیره اشاره کرده اند و هر چند در دولت های قدیمی ایران شهر کرمان دارای دروازه های متعدد بود که آن دولت های سابق ساخته بودند ولی از بین رفته بود و تنها در دوره قاجاریه شش دروازه توسط حاکمان شهر کرمان، بازسازی شده بودند که شامل دروازه مسجد در شرق کرمان بود که چونکه در جنب مسجد جامع مظفری و در میدان کنونی مشتاقیه کرمان بود و به جاده زاهدان وصل می شد لذا  به آن دروازه مسجد کرمان هم می گفتند و دومی در بالاتر از آن ناحیه قرار داشت که به نام "دروازه ناصری" نامیده می شد که در دوره ناصرالدین شاه ساخته شده بود و سومی در شمال کرمان قرار داشت و دروازه گبری بود که در محله زرتشتیان کرمان قرار داشت که به دروازه خراسان هم مشهور بود که از راه کویر و آبادی زرند وصل می شد و دیگری "دروازه سلطانی" در غرب کرمان بود که به جاده یزد وصل می شد و از دوره شاهرخ باقی مانده بود و دیگری "دروازه باغ" بود که به آن دروازه ارگ هم می گفتند و دلیلش آن بود که در جنب میدان ارگ گنجعلیخانی بود و دیگری در جنوب شهرکرمان بود که به نام "دروازه رق آباد" (ریگ آباد و مزرعه ریگ اباد) نامیده می شد که به  جاده جوپار کرمان وصل می شد و حصار کرمان که حدود ده کیلومتر بود و محلات قدیمی کرمان هم و بجز چوپان محله کرمان و غیره در دوره قاجاریه در دورن این قلعه قدیمی شهر و درون دروازه هایش قرار داشتند و بنابر مستندات تاریخی مختلف اغلب این دروازه های کرمان و قلعه های ششگانه آن در دوره قاجاریه و از جمله دروازه ارگ کرمان و توسط ابراهیم خان ظهیرالدوله حکمران کرمان و در سال 1225 هجری و یا در دوره فتحعلیشاه ساخته شده بود و یا به نقل منابع تاریخی دروازه مسجدجامع کرمان هم ودر نزدیکی میدان مشتاقیه کنونی کرمان بود و یا دروازه ناصری بالاتر از آن ناحیه را اسماعیل خان وکیل الملک قاجاریه ساخته بود که حاکم کرمان بود و در سال 1280 هجری بازسازی می نماید . و بعلاوه وی "دروازه خراسان کرمان" را هم در این دوره تاریخی تعمیر می یابد و همچنین فرد دریچارد در سفرنامه اش به کرمان و در دوره تاریخی مزبور و در ص 249 کتابش می نویسد که 5 کیلومتر از خرابه های شهر قدیم کرمان خارج از شهر جدید واقع شده است و بعلاوه وی در خاطراتش به "کاروانسرای هندی کرمان" و به عمارت کنسول گری انگلیس در کرمان اشاره می کند و همچنین در مورد این خرابه های قدیمی کرمان هم باید اشاره کرد که در دوره ساسانی دژ نظامی ساسانی و در بالای کوه غار صفای کرمان و به نام "قلعه شاه اردشیر" بود و گذری تنگه ای داشت که به "قله کوه قلعه دختر کرمان" وصل می شد که متعلق به حاکمان ساسانی بود و ژنرال سایکس هم به آنها اشاره کرده است و یا آتشکده کرمان و محله زردتشیان کرمان و باغ زریسف زردتشتیان نیز در دامنه این قلعه دختر قرار دارد و وقتی سلجوقیان کرمان را گشودند و در آن دوره تاریخی "محله ترک آباد کرمان " را بناگذاری کردند و به نقل ص 1588 مرآه البلدان مسجد ملک کرمان از بناهای قا ورد بن جغری بیگ سلجوقی می باشد و یا به نقل ص 22 تاریخ افضل در عصر ارسلانشاه سلجوقی ششمین نوه قا ورد ابن شهر کمال توسعه یافت و زنش "کاروانسرای کوی یزدی های کرمان"  را بناگذاری کرد و مدرسه ملک محمد و نیز مقبره خواجه اتابک و خواجه نظر و گنبد سبز و مدرسه ترکان خاتون نبیره قارود از آثار این دوره تاریخی سلجوقی و خوارزمشاهی بوده که امروزه آثار این "محله ترک آباد دوره سلجوقی کرمان" در دو طرف خیابان شهید چمران کرمان و بالای خیابان دکتر شریعتی قرار دارد ودر اوائل دوره پهلوی هم که قلعه شهر خراب شد و نیز بلدیه کرمان در سال 1310 شمسی قلعه گبری کرمان را خراب کرد و بجای آن قلعه قدیمی، خیابان ولیعهد  و یا خیابان  ابوحامد را در شمالی ترین بخش این محله سلجوقی کرمان ساختند و وقتی آل مظفر هم کرمان را گشود مسجد جامع مظفری خود را در نزدیکی دروازه شرقی کرمان ساخت که دروازه پررفت و آمد به شهرهای دیگر کرمان بود . و مدرسه جمال عمری کرمان و بازار مظفری (بازار میوه فروشان کنونی جنب مساجد جامع کرمان و احتمالا بازار جنب آن و مسجد پامنار این ناحیه از آثار دوره آل مظفر کرمان است که در محدوده میدان مشتاقیه می باشد) و وقتی صفویه هم به کرمان دست یافتند . قرار شد که زرتشتیان در خارج از قلعه کرمان باشند لذا افغانی ها هم در پایان دوره صفویه آن محله زردتشتی ها را در حمله به کرمان ویران کردند و بعلاوه صفویه این بار بجای ناحیه شرقی شهر کرمان که بازار آل مظفر بود . ناحیه غربی کرمان را به مرکزیت بازارکرمان انتخاب کردند  و "گنجعلیخان زیک"،  میدان ارگ صفوی و بازار ارگ و حمام گنجعلیخان را در دروازه غربی کرمان ساخت .و سلطان محمد معمار یزدی هم بناهای آن را در سال1007 هجری طراحی شهری کرد و کاروانسرای گلشن کرمان هم در دوره صفویه و حکومت گنجعلیخان و از محل موقوفات گنجعلیخان بوجودآمدویابا سعی عبدالباقی تاجر کاشانی بودکه در کرمان صفویه ساخته شد و هرچند در دوره افشاریه و زندیه هم تحولاتی در شهرسازی کرمان دیده نمی شود و فقط "نظر علی خان زند" باغ نظر خود را در ارگ ساسانی خارج شهر کرمان ساخت ویا  تخت دریا قلی بیک هم در همان ناحیه متعلق به عصر افشاریه است ولی بعدا حاکمان قاجار فاصله میان "بازار شرقی کرمان" را که متعلق به آل مظفر بود و "بازار غربی کرمان" را که متعلق به دوره عصر صفویه بود از وسط به همدیگر وصل کردند و لذا ابراهیم خان ظهیرالدوله حاکم قاجار در این ناحیه، حمام و قیصریه خود را در عصر قاجاریه ساخت و یا مکان توپخانه و قورخانه خود را در باغ گلشن این ناحیه مرکزی قرار داد . و سردار محمد حسین قاجار و نایب الحکومه قاجار و یا ابوالقاسم خان گروسی سردار هم در دوره قاجاریه هم عمارات و بناهایی در این ناحیه مرکزی بازار کرمان ساختند و تا اینکه در ایام بعدی و در ایام حکومت ناصرالدین شاه ، هم اسماعیل خان وکیل الملک در سال 1280 هجری کاروانسرای وکیل و یا مسجد وکیل  خود را در این ناحیه مرکزی بازار کرمان ساخت و یا دروازه های کرمان و قلعه های آن را بازسازی نمود و لذا بازار شاهی اولیه دوره فتحلیشاه قاجار کرمان که در محله ترک آباد سلجوقی کرمان بود، و رواج داده شده بود را تعطیل کردند که به نام کوچه فتحلیشاهی امروزی است که به خیابان ابوحامد و شهید چمران امروزی کرمان وصل  می شود .

لذا در اواسط عصر قاجاریه، این  نوع بازار جدید قاجاریه و در وسط دو بازار صفویه و آل مظفر شکل گرفت و یا کاروانسراهای متعدد آن در این مکان و در دوره قاجاریه شکل گرفت که در وسط بازار گنجعلیخانی قرار داشت و موسوم به حمام و قیصریه و مدرسه ابراهیم خانی قاجاریه است و سپس کاروانسرای وکیل الملک می باشد که در فاصله سال های 1277 الی 1284 هجری بود که حاکم کرمان آن ها را ساخته بود و در هر حال به نقل ژنرال سایکس : در ابتدای جنگ اول جهانی و در این دوره تاریخی در درون این 6 دروازه کرمان، تنها 5 محله خواجه خضر بود ویا محله قطب اباد و یا محله میدان قلعه و یا محله شاه عادل کرمان و یا سه محله فرعی دیگر هم بود که شامل : محله گبری و یا محله کوچه ماهانی و بعلاوه محله معیرجوب مویدی نیز در ناحیه غربی میدان ارک و یا در خارج قلعه کرمان بود . که عمارات ایالتی و تلگرافخانه و اداره قشون هم در حوالی آن ناحیه قرار داشت ویا باغ نسبتا وسیع عمارت استانداری را تشکیل می داد (ماخذ ص 225 سفرنامه ژنرال سایکس) و احتمالا ناحیه مزبور کرمان همان است که حسنعلی خان سردار، باغ ناصری هفت در کرمان را نهاده بود وتاسیسات آن را به قلعه قدیمی کرمان اضافه کرده بود و امروزه ساختمان قدیمی فرمانداری کرمان هم در این ناحیه است و نیز ساختمان مایکرویو (عمارت قدیم تلگرافخانه کرمان) و یا اداره گذرنامه ویا اداره ثبت احوال دوره رضاشاه در این محوطه ی باغ ناصری است ویا اداره فرهنگ و معارف آن دوره تاریخی کرمان و یا اداره مالیه (دارائی) و اداره عدلیه کرمان ( یعنی دادگستری دوره رضاشاهی واقع بود) و یا ساختمان قشون دوره رضاشاهی بود که دردو طرف خیابان قدس است و شامل مهمانسرای امروزی ارتش کرمان و یا بیمارستان آن ارتش و یا موزه نظامی کنونی (و باشگاه افسران قدیم) و یا واحد مهمات و اسلحه خانه ارتش و یا دژبان لشکر شرق ایران در آن ناحیه باغ ناصری قدیم قرار دارد بعلاوه ساختمان بلدیه قدیم  و یا شهرداری امروزه کرمان نیز در تقاطع خیابان های سپه و قره نی کنونی است که مدتی هم در دوره احمدشاه نیز به مقر پلیس جنوب ایران اختصاص یافت که به ریاست ژنرال سایکس بود و در پشت این ناحیه باغ ناصری نیز در دوره رضاشاه باغ ملی بوجود آمد و نیز کارخانه نساجی خورشید هم در آن ناحیه شکل گرفت که امروزه به کتابخانه ملی کرمان تبدیل شده است ویا در پشت آن ناحیه هم ساختمان استادیوم ورزشی سلیمی کیا و یخدان مویدی  قرار گرفته است که در حاشیه شهر کرمان دوره قاجاریه می باشد و به نقل سفرنامه خانیکوف، چوپان محله کرمان هم در همین خارج شهر و در غرب قلعه کرمان بود و نیز به فصل 16کتاب مرآه الوقایع مظفری که در دوره مظفرالدین شاه به محله خیابان کرمان نیز اشاره دارد .

در هر حال کتاب الماثرو آلاثار دوره ناصری مستندات بیشتری از وضعیت ساختار شهری کرمان در دوره ناصرالدین شاه دارد و یا بدست می دهد که در سال 1268 هجری (یعنی در سال پنجم جلوس ناصرالدین شاه) قبلا احداث قناتی در کرمان اتفاق افتاد که کافی برای تمام شهر، در آن دوره تاریخی بود (ماخذ ص 92 الماثر و آلاثار) و نیز به نقل ص 94 کتاب مزبور، تعمیر برج و باره شهر کرمان بدست محمد حسن خان حکمران کرمان و در سال 1268 هجری بود . و نیز احداث باغ ناصری در سمت دروازه ارک شهر دار الامان کرمان بدست محمد خان سردار حاکم آن ولایت و در سال 1268 هجری بود و احتمالا امروزه این باغ ناصریه قطعه قطعه شده و در دو طرف خیابان عدالت کنونی کرمان که مقابل میدان ارک گنجعلیخان است و به مقر فرمانداری کنونی کرمان ویا به مکان ساختمان عدلیه و مالیه و پست و تلگراف و یا مایکروویو و اداره ثبت احوال و اداره فرهنگ و معارف و اداره گذرنامه و یا نظمیه سابق کرمان تبدیل شده است و در دوره ناصری فقط باغ ناصری نامیده می شد و در جنب دروازه ارگ دوره صفویه واقع بود و نیز به نقل ص 100 همین کتاب الماثر و الاثار در دوره ناصرالدین شاه، محمد اسماعیل خان وکیل الملک کرمان رباطات و حمامات و کاروانسراهای معتبر در کرمان و در سنه 1279 (و سال شانزدهم جلوی همایونی) ساخت و نیز به نقل ص 101 همین کتاب المآثر و الآثار، در سال هفدهم جلوس همایونی، هم اسماعیل خان وکیل الملک  حاکم کرمان بنای بازار جدید قاجاریه را گذاشت و یا جامع معتبر و وسیع را در کرمان براه انداخت که به احتمال زیاد در همان فاصله میان بازار آل مظفری و بازار آل صفویه بود که بوسیله بازار قاجاریه مزبور خود پر کرد و لذا بازار گنجعلیخان را از غرب شهر کرمان به بازار مظفری در شرق آن شهر وصل نمود که امروزه بعنوان بازار وکیل الملک و کاروانسرای وکیل است و یا مسجد آقاعلی و غیره در حنب بازار مظفری و در بازار سنتی کرمان است و از میدان ارگ گنجعلی خانی و بطرف جنوب شهرکرمان هم کوچه بازاری کشیده می شود که "کاروانسرای هندی ها" در آن محل بود یا "کاروانسرای کوزه گران" و کاروانسرای حاجی مهدی بود و در امتداد کوچه بازارقدیمی آن ناحیه قرار داشت که به "بازار قلعه محمود" و یا بلوار قلعه در محله عادلشاه قدیمی کرمان وصل می شد و از محلاتی است که احتمالا قدمتش به دوره تیموریان و آل مظفر و غیره می رسدکه تاریخ حسنی و در دوره قراقویونلو معمولا در مورد این محله بحث کرده است و در دوره پهلوی هم خیابان ششم بهمن و یا خیابان امام خمینی کنونی کرمان، آن محله دوره آل مظفری و قراقویونلو و تیموری را به دو بخش شمالی- جنوبی تقسیم کرد و هم اکنون نیز مسجد عادلشاه  نیز در این محله کرمان است و به دروازه ریگ آباد کرمان وصل می شود که نزدیک مزرعه های ریگ آباد شهر بود که به جاده شهرهای راین و رابر و جیرفت و گلبافت کرمان وصل می شود و این دروازه ریگ آباد را هم در سال 1314  شمسی بلدیه کرمان و در دوره رضاشاهی خراب کرد و احتمالا امروزه در جنب میدان علی ابن ابیطالب کنونی قرار دارد که بعدا خیابان رضاشاه کبیر را در محل قلعه مزبور بنا می کنند که امروزه به نام خیابان آیت اله مدرس وخیابان مطهری نامیده می شود و بعلاوه اسماعیل خان نوری وکیل الملک و به نقل ص 104 در خارج شهر کرمان هم که متعلق به باغ نظر خان زند بود این باغ نظر زندیه را دوباره احیاء کرد و نیز مسجد ملک کرمان را تعمیر کرد که قبلا ملک قاورد سلجوقی ساخته بود ولی ویران شده بود و توسط شهاب الملک حکمران کرمان تعمیر می شود (مآخذ ص 1588 مرآت البلدان) و نیز در این دوره قاجاریه وی مدرسه مظفری راکه تلی از خاک شده بود تعمیر می کند و یا به نقل ص 111 الماثر و آلاثار تعمیر عمارت کرده و یا باغ گلشن کرمان را در بازار مزبور و توسط نصره الدوله فرمانفرما، و درسال 1300 هجری تعمیرش انجام گرفت و نیز به نقل ص 675 همین کتاب الماثر و آلاثار، شبستان مسجد جامع مظفری که تلی از خاک شده بود و یا باغ بزرگ ریگ آباد خارج شهر کرمان  را هم ساخته ویا کاروانسرای هندی بازار را در دوره ناصرالدین شاه احیا کرد. (ماخذ 675 الماثر و آلاثار)

و هر چند در دوره فتحلیشاه که بازارچه سنتی قبلی و در روبروی خیابان بازار قدمگاه و در ناحیه محله ترک آباد سلجوقی امروزی در آن سوی خیابان جدید دکتر شریعتی می باشد پایه گذاری کرده بود ولی چون بعدا متروک شده بود و تا زمان ناصرالدین شاه کرمان دارای حاکمان قاجاری متعدد بود که به اسامی آنها اشاره نمی شود ولی یقینا از سال 1313 هجری به بعد تحولات زیادی درشالوده شهری کرمان بوجود آمد که وقتی ناصرالدین شاه، عبدالحسین میرزا فرمانفرما را به حکومت کرمان گماشت تا امنیت بیشتر کرمان و بلوچستان را بوجود آورد که ضمیمه ایالت کرمان در دوره قاجاریه شده بود و وی به تقویت فرقه شیخیه در کرمان و ماهان پرداخت و یا باغ زیبای شاهزاده را در بقعه ماهان کرمان پایه گذاری کرد و نیز به نقل ص 125 و ص 227 کتاب زندگی نامه عبدالحسین میرزا فرمانفرما، وی کارخانه صابون سازی را در شهرکرمان و کارخانه قالی بافی را در شهرکرمان پایه گذاری کرد ویا اصلاحات اقتصادی و نوآوری هایی در شغل قالی بافی سکنه کرمان بوجود آورد که به اشتغال سکنه این شهر و صدور آن به خارج کشور منجر شد و نیز شال بافی کرمان هم که از قدیم در کرمان معروف بود و با شال های کشمیری برابری می کرد را تقویت نمود و در اواخر دوره حکومت ناصری و حکومت مظفرالدین شاه هم محصولات ارسالی به ایران و از طریق هندوستان و کمپان هند شرقی افزایش می یابد . و نیز در این دوره تاریخی است که ژنرال سایکس که ازطرف انگلیسی ها مامور امنیت بلوچستان پاکستان می شود و یا مسئول ناحیه مرزی ایران و خلیج فارس است و لذا با فرمانفرما در شهر کرمان آشنا می شود که علاوه از حکومت کرمان، اداره بلوچستان ایران را هم از طرف شاهان قاجار به عهده اش گرفته بود و نیز در این دوره تاریخی شاهان قاجار املاک زیادی در استان کرمان و بعنوان املاک خالصه در اختیار خود داشتند که به فرمانفرما سپرده بودند و به نقل ص 103 کتاب خاطرات فرمانفرما محمد ولی میرزا پسر سوم فرمانفرما هم اداره املاک کرمان را بدست داشت و لذا فرمانفرما برای برقراری امنیت کرمان و املاک زیادش، اقوام شقاقی آذربایجان را بجای فوجهای قدیمی کرمان به این شهر کرمان آورده و یا سلیمان میرزا را فرمانده سپاه کرمان کرده و یا بیوک خان سرهنگ را مسئول قورخانه کرمان نمود. و یا ثریا فرمانفرما فرزندش مرکز معلولین کرمان را پایه گذاری کرد و نیز محمود خان کرمانی را بعنوان حکیم باشی کرمان نمود و یا اولین مریض خانه کرمان را با 200 تخت ساخت که به نقل ص 115 کتاب مرآه الوقایع مظفری، نواب الایاله در غیبت فرمانفرما ، بهجت الملک بود و وی را بجای خود در کرمان نصب کرده بود و لذا او هم در داخل ارگ کرمان این نوع مریض خانه کرمان را و برای فقرای کرمان ساخت و نیزبه نقل ص 207 خاطرات ژنرال سایکس در سال 1894 کنسول گری انگلیسی در کرمان ساخته شد و یا ژنرال سایکس بعنوان نخستین کنسول انگلیس در کرمان منصوب شد و از آن به بعد بود که نفوذ تجارتخانه های انگلیسی در کرمان زیادتر می شود و یا گمرک و تلگرافخانه انگلیسی در کرمان ساخته می شود و یا انجمن مرسلین کرمان و به نقل ص 238 کتاب خاطرات ژنرال سایکس در کرمان ساخته می شود که با مسیو هنری کارلس بود و یا مستر بلاکت کشیش مسیحی که به همراه ژنرال سایکس به کرمان آمده بود (ص 362) و یا به نقل ص 240 همان مآخذ،گمرک شهر کرمان در کرمان ساخته می شود و نیز به نقل ص 240 همان کتاب، رعایای بریتانیا در کرمان اکثرا هندوها بودند که در کاروانسرای هندوهای کرمان ساکن بودند که به بازار چهار سوق کرمان وصل می شد و پایه گذاری کردند (ماخذ ص 240 خاطرات ژنرال سایکس) و یا به نقل ص 114 کتاب جغرافیای کرمان وزیری ، در کاروانسرای حاجی سید جواد امام جمعه کرمان این دوره تاریخی کرمان اکثرا تجار هنود (هندی ها) بودند و یا در کاروانسرای حاجی آقاعلی کرمان ، تجار مجوسیه و یهودیان کرمان بودند که با انگلیسی ها تجارت می کردند و یا در کاروانسرای چهارسوق کرمان اکثرا تجار مجوس کرمان بودند و یا در تیمچه بازار وکیل الملک کرمان هم که معروف به تیمچه روس ها بود (مآخذ ص 114 کتاب  جغرافیای کرمان وزیری) که توسط بانک استقراضی روسیه و در دوره اواخر حکومت ناصرالدین شاه اداره می شد و همگی تجارت شهر را بدست گرفته بودند . و حق گمرک را در قرارداد با شاهان قاجاریه از آن ها می گرفتند و نیز در این دوره تاریخی رابطه فرمانفرما و ژنرال سایکس به شدت گرم گرفته بود، زیرا به نقل ص 137 کتاب گاهشمار روابط ایران و انگلیس در سال 1916 میلادی سرپرسی سایکس درخواست کرد که تعدادی اسلحه و یا مهمات در اختیار فرمانفرما، حاکم کرمان قرار داده شود و نیز وی  در راس نیروهایش به قوای فرمانفرما پیوست که بر ضد آلمانی ها وارد عمل در کرمان شود و لازم به ذکر است که در این دوره تاریخی، سوگمایر آلمانی و به همراه 16 نفر آلمانی در جنگ جهانی اول وارد کرمان شده بود و می خواستند که مردم کرمان را در جنگ اول جهانی، بر علیه فرمانفرما و ژنرال  سایکس انگلیسی بشورانند که با مقاومت آن دو نفر روبرو شدند و نیز در این دوره تاریخی انجمن مسیونری در کرمان تاسیس شد و یا فرقه شیخیه نیز به ریاست پسر حاج محمد کریم خان وآقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی کرمانی و دیگر افراد و در دوره بعد از مشروطیت و در کرمان تقویت شد که صفحات 52 و 53 و 854 ، 939 کتاب مرآه الوقایع مظفری به تاسیس فرقه آنها در شهرکرمان دوره قاجاریه اشاره می کند . و بعلاوه زرتشتیان نیز که در این دوره تاریخی از تعصب حکام قاجار ستم می دیدند و لذا روابط گرمی با انگلیسی ها در کرمان بوجود آورده  بودند و از جمله به نقل ص 114 کتاب گاهشمار روابط ایران و انگلیس در این دوره تاریخی 100 زرتشتی کرمان به کنسول گری انگلیس در کرمان پناه بردند. (ماخذ ص 114) که برخی آن زرتشتیان از متمولین کرمان بودندو جکسون در سفرنامه اش به ایران ازاین نوع زردتشتیان ایران در سفرنامه اش حمایت می کند.

و نیز به نقل ص 365 کتاب مرآه الوقایع مظفری، در این دوره تاریخی، یعنی در سال 1897 میلادی میزان واردات ایرانیان از خلیج فارس و از طریق شهر کرمان هم افزایش یافته بود که نفوذ ژنرال سایکس را در شهر کرمان افزایش می داد و به شهرهای داخلی ایران می کشاند و از جمله ص 367 کتاب مرآه الوقایع مظفری در مورد وقایع سال 1297 میلادی می نویسد که مال التجاره که در این تاریخ، از خارجه به خلیج فارس می آمد . 36 کرور و سیصد و هشتاد و دو هزار و دویست و هفتاد روپیه بود . و از آن جمله 24 کرور و سیصد و هشتاد و دو هزار روپیه از انگلیس بود . و علاوه از هندوستان شش کرور و سیصد و سی شش هزار و یکصد روپیه بحساب آمده است (ماخذ ص 365 مرات الوقایع مظفری ) و در همین ایام بود که بعد از وقوع جنگ اول جهانی و در فاصله شروع حکومت احمدشاه که در دوران کودکی اش اتفاق افتاد و تا سال 1305 شمسی که 24 سال حکومت وی در دوران اواخر قاجاریه در ایران بود. اوج اقتدار پلیس جنوب در شهر کرمان بود و یا دوایر و پادگان های آنها در ایران  تاسیس شد که اکثرا از سربازان هندی بودند و در شهر کرمان هم مستقر بودند و کتاب عملیات در ایران، به آن وقایع کرمان در دوره مزبور اشاره دارد .

و همانطوری که گفتیم به نقل کتاب منتخب التواریخ در قاجاریه و بعد از رفتن فرمانفرما از شهر کرمان که بعد از مرگ ناصرالدین شاه ودر سال 1313 هجری اتفاق افتاد و سپس در دوره ی بهجت الملک در سال 1314 هجری در کرمان و سپس در دوره ی حسنعلی خان امیر نظام در سال 1317 هجری و آنگاه در دوره ی آصف الدوله در سال 1317 هجری و سپس در دوره ی حسام الملک زین العابدین خان قره گزلو در کرمان و سپس در دوره ی سالار الملک پسر امیر نظام گروسی و در سال های 18- 1317 و سپس  در حکومت علاء الملک محمودخان میرزا در سال 1319 که حاکم کرمان در دوره مظفر الدین شاه و غیره شده بود  و نیز در دوره عزیزالله ظفر السلطنه در سال 1320 هجری و سپس در دوره ی  رکن الدوله علیقی میرزا در سال 1324 هجری که حاکم کرمان شد لذا او با آشوب های وسیعی روبرو بود که در دوره ظفر السلطنه و رکن الدوله علینقی میرزا و بر اثر درگیری های فرقه شیخیه کرمان که زیاد شده بودند و با طرفداران مذهب رسمی شیعه در کرمان در گیر شده بودند و حوادث مشروطیت نیز آن را تشدید می نمود و لذا اوضاع کرمان روز به روز  آشفته تر می شد که ناچار شدند برای بار دیگر فرمانفرما را به حکومت کرمان بفرستند.

و در این دوره تاریخی و به نقل ص 228 کتاب ژنرال سایکس ، جمعیت کرمان 50 هزار نفر بود . و فقر و فاقه در آن شهر بشدت زیاد شده بود ولی  شغل قالی بافی که فرمانفرما پایه گذاری کرده بود و در کرمان رواج خوب یافته بود و شرکت های خارجی هم به آن دامن می زدند و تا حدودی فقر آنان را حل می کرد . لذا سفرنامه ژنرال سایکس در صفحات 233 و 234 کتابش می نویسد که : قالی کرمان در این دوره تاریخی به بازار قاهره و انگلستان می رفت و یا به نقل همین صفحات در کرمان این دوره تاریخی، 1000 الی 3000 دستگاه قالی بافی دایر شده بود که در زیر خانه های خشتی گنبد دار مخروبه آن شهر به این شغل می پرداختند و لذا در دوره رضاشاه این نوع شغل قالی بافی کرمان به اوج شکوفائی خود رسیده بود . که استاندار کرمان در دوره رضا شاه در سال 1320 شمسی از میزان زیاد این شغل در خود شهر کرمان و در اشتغال شهرهای حومه اش یاد می کند که باعث شده بود که قالی کرمان را به آمریکا هم صادر بکنند. (ماخذ: کتاب  ایالات و ولایات دوره پهلوی) و نیز به نقل ص 302 "کتاب زیر آفتاب سوزان" در دوره آشفته احمدشاهی، سردار ظفر، حاکم کرمان در دوره مزبور بود و نیز به نقل ص 261 کتاب،  یک سال در میان  ایرانیان که از نایب چاپار کرمان و باغ ملاسروش کرمان یاد می کند و بعلاوه در کتاب عملیات در ایران وکتاب پیش بسوی شرق و کتاب جنگ جهانی در ایران هم از حوادث کرمان این دوره یاد می کنند و نیز ص 102 "کتاب دیده ها و شنیده ها" در عصر احمدشاه خود نیز در ص 102 از شاهزاده امیراعظم در حکومت کرمان یاد می کند و نیز در همین دوره تاریخی احمدشاه و بر اساس مفاد ص 7227 کتاب خاطرات عین السلطنه که از  عزالممالک بعنوان پیشکار مالیه کرمان و در دوره قاجاریه یاد می کنند که از نخستین ادارات مالیه شهرهای ایرانی بود و یا به نقل ص 188 کتاب، زمانه و کارنامه عباس میرزا فرمانفرما از اداره قشونی کرمان یاد می شود و بعلاوه کتاب "خاطرات سید محمد کمره ای" نیز در این دوره تاریخی، از آصف الدوله کرمان و یا رفعت الملک بعنوان وکیل های کرمان در  همان مجلس شورای ملی دوره نخست وزیری وثوق الدوله در ایام حکومت احمدشاه یاد می کند .که با همدستی آن نوع وکلای مجلس قرارداد رویتر را تثبیت کرده بود.

و با آغاز حکومت رضاشاه هم قلعه قدیمی کرمان و درپایان دوره قاجاریه ،یعنی در سال 1307 شمسی و برای شهرسازی جدید و جهت ورود ماشین سواری و خیابان کشی های جدید به آن معابر فرو ریخت و لذا دروازه گبری کرمان به این دوره تاریخی در شمال این شهر و در دوره رضاشاه و برای شهرسازی جدید کرمان فرو ریخت و  در سال 1310 ش و به دستور بلدیه کرمان تخریب گردید و یا دروازه ریگ آباد هم در جنوب کرمان و در سال 1314 ش توسط بلدیه کرمان تخریب گردید و نیز خیابان کشی های دوره پهلوی اول در کرمان شکل گرفتند.

و بعلاوه در دوره رضاشاه، کتاب خاطرات سلیمان بهبودی و در ص 113 خود از استاندار شدن تیمورتاش در کرمان و به مدتی یاد می کند و بعلاوه در ص 412-411 کتاب مزبور هم از اقامت سه روزه رضاشاه در شهر کرمان و در اواخر حکومتش یاد می شود که به جزیره موریس تبعید می شد و یا در سال 1320 شمسی یاد می کند که در باغ ابوالقاسم کرمان، رضا شاه اقامت می کند و بعلاوه می نویسد که سرهنگ جلوه رئیس بهداری کرمان و در این تاریخ به ملاقات رضاشاه می رود و بعلاوه بر اساس مستندات ص 412 کتابش از سرهنگ موسوی و بعنوان رئیس ستاد لشکر کرمان در سال 1320 شمسی یاد می کند و نیز در ص 174 و 196 کتابش از میرزا شهاب نماینده مجلس کرمان در دوره رضاشاه یاد می شود و بعلاوه "کتاب سی سال با رضاشاه در قزاقخانه" هم در ص 270 خود از مهذب الدوله کاظمی استاندار کرمان و در دوره رضاشاه یاد می کند و نیز در ص 261 کتاب مزبور از باغ سروشیان زرتشتی و کیانیان زرتشتی کرمان یاد می کند که از متمولین کرمان ، در دوره رضاشاه بودند و یا در ص 256، از تیپ نظامی کرمان و در ص 259- 260 کتابش، از نظام وظیفه در کرمان یاد می شود و یا در ص 261 از پست خانه کرمان در دوره رضاشاه یاد می شود و نیز در همین ص 261 کتاب مزبور می نویسد که عمارت و باغ سابق تلگرافخانه ، محل سکونت انگلیسی ها در کرمان بود .

و بعلاوه "کتاب مدارس ایرانی در خارج" نیز در دوره پهلوی هم در سال 1306 الی 1307 شمسی است که از وجود پنج مدرسه ملی دخترانه در کرمان در دوره رضاشاه یادی می کنند و یا  در ص 241 کتاب مزبور یاد می کند که 286 نفر دانش آموز دختر داشت و بعلاوه یک مدرسه خارجی هم در کرمان بود که 106 شاگرد دختر داشت . و نیز ص 709 کتاب یادداشت های سیاسی ایران، جلد نهم نیز در سال 1309 الی 1312 شمسی از مدرسه دخترانه جامعه مسیونری کرمان یاد می کند و یا "کتاب تاریخ روزنامه نگاری ایران" هم در دوره مزبور و در ص 277 خود از دو دبیرستان جم کرمان و یا دبیرستان پهلوی کرمان یاد می کند و یا "کتاب انجمن ها و مجامع مذهبی در دوره پهلوی اول" هم در ص 212 خود از مدرسه صدر کرمان در این دوره تاریخی و از مدرسه جامعه تعلیمات اسلامی کرمان در این دوره تاریخی یاد می کند.

و نیز  کتاب "ایالات و ولایات عصر رضاشاه " در فاصله سال های 1300 الی 1320 شمسی هم و در ص 87 خود از رضا افشار  و در سال 1310 شمسی و بعنوان والی ایالت کرمان یاد می کند که تقاضا از دربارپهلوی  داشت که یک رئیس بلدیه لایق و یا مهندسی باسواد به شهر کرمان بفرستند که بتواند به شهرسازی بافت کهنه و یا ویران کرمان و باقی مانده از دوره قاجاریه بپردازد و نیز در این صفحه کتاب مزبور می نویسد که بدون کوبیدن شهر ویا تبدیل این آشیانه حیوانات، کرمان آباد نمی شود،زیرا جمعیت کرمان فوق العاده فقیر و بیچاره هستند . و یا در مورد آب آشامیدنی شهر کرمان هم پیشنهاد دارد که از سد قدیمی هلاکو استفاده شود که در مزرعه سعیدی بالای شهر کرمان است و یا در ص 117 کتاب ایالات هم می نویسد که باید آب های زمستانه آنها را جمع آوری کنند و به کرمان آورده شود و نیز از آب رودخانه دهنه غار کرمان استفاده شود که به کویر می رود و یا در مورد فضای سبز شهر کرمان هم می نویسد که باید به احیای فضای سبز کرمان پرداخته شود و لذا در ص 120 کتاب مزبور می نویسد که اگر درختکاری مناسب در شهر کرمان انجام نشود هوای شهر کرمان گرد و خاک و فاسد و غیرقابل تحمل می گردد.

و یا در مورد فقر سکنه و تجارت سکنه اش و نیز در مورد خالصجات دولتی کرمان، در سال 1310 شمسی یاد می کند و از تجارتخانه کیانیان کرمان و از قاسم آقا معین التجار کرمان در ص 118 و از سروشیان و کیانیان و بعنوان متمولین شهرکرمان در کتاب مزبور یاد می کند . و نیز از تبدیل کارخانه های قالی بافی کرمان یاد می کند که متعلق به شرکت های خارجی است و در ص 125 آنرا یادآوری می کند و یا در ص 126 کتابش از ضرورت تاسیس یک کارخانه نخ ریسی در شهرکرمان و برای نخ های قالی بافی یاد می کند و نیز از ضرورت تشکیل یک شرکت سهامی از تجار کرمان و در ص 127 کتاب مزبور یاد می کند و لذا از دربار پهلوی تقاضای ارسال چند نفر گیلانی و برای پدیده کاشت درخت توت در شهر کرمان دارد و یا جهت استفاده از برگ های آن درخت توت در صنعت ابریشم بافی تقاضا دارد . و همزمان با تحولات شهرسازی کرمان در دوره رضاشاه هم درختکاری وسیع در شهرکرمان رواج می یابد که خوشبختانه امروزه شهر کرمان  و به دلیل داشتن منابع آبی لازم و از نظر فضای سبز مشکل شهری ندارد . زیرا از همان موقع هم فضای سبز شهری کرمان خوب مورد توجه قرار می گیرد زیرا "کتاب سی سال با رضاشاه در قزاقخانه" در ص 260 خود می نویسد که در این دوره تاریخی خرید چندین هزار درخت و جهت فضای سبز خیابان های کرمان انجام گرفت. و چونکه کوچه های کج و موج کرمان هم فقط برای گذر کاروان های شتر مناسب بودند ولی برای تردد ماشین ویا وسایل نقلیه جدید جواب نمی دادند لذا از سال 1307شمسی هم خیابان های جدیدی در کرمان شکل گرفت و توسط بلدیه دوره رضاشاهی در شهرکرمان انجام گرفت که از جمله تاسیس میدان مشتاقیه در ابتدای  خیابان شاهپور بود که  شروع شد و در این دوره تاریخی کشیده شد که امروزه به نام خیابان دکتر شریعتی نامیده می شود و نیز ادامه آن خیابان هم بنام خیابان پهلوی نامیده شد و بعلاوه از میدان مشتاقیه بطرف جنوب شهر کرمان و دروازه ریگ آباد هم خیابان شاه کرمان کشیده شد که امروزه به نام خیابان میرزای کرمانی نامیده می شود و یا دروازه ریگ آباد در سال 1314 ش و توسط کارکنان بلدیه کرمان تخریب شده و یا در مسیر خندق و قلعه قدیمی جنوب شهر کرمان، خیابان رضاشاه کبیر کرمان نیز در سال 1310 شمسی کشیده شد و یا دروازه گبری و خراسان آن شهر تخریب شد و یا خیابان ولیعصر و خیابان ابوحامد در مسیرخندق و قلعه های شمالی کرمان شکل گرفتند و در دو ناحیه غرب کرمان نیز دروازه سلطانی خراب شد که احتمالا در ناحیه اطراف یخدان مؤیدی بود و تخریب شد و یا دروازه ارگ نیز که در جنب میدان ارگ گنجعلی خانی بود و یا جنب باغ ناصری هفت دری بود قطعه قطعه شده و خیابان کاظمی در آن ناحیه کشیده شد که خیابان دوره پهلوی بود و امروزه به نام خیابان قدس نامیده می شود و در دوره استانداری مهذب الدوله کاظمی کشیده شده است و بعلاوه چندین ادارات مهم دوره رضاخانی، نظیر ساختمان های اداری مالیه و یا اداره عدلیه و یا اداره معارف کرمان و یا اداره نظمیه و اداره حکومتی (فرمانداری کنونی خیابان عدالت) و یا اداره پست خانه و تلگرافخانه و یا اداره ثبت احوال در اراضی این باغ وسیع دوره ناصری و در غرب شهر کرمان شکل می گیرند و یا در ادوار بعدی هم بخشی دیگر از ادارات مهم کرمان و در محوطه بالای این خیابان های قدیمی فلسطین و قدس و متصل به محوطه میان میدان شورا و میدان عاشورای کنونی انتقال می یابد که نظیر اداره برق منطقه ای کنونی کرمان است و یا ساختمان سازمان صنایع و معادن کرمان است و یا ساختمان دانشگاه صنعت آب و برق شهید عباسپور کنونی کرمان است و یا مصلای کرمان و کانون های فرهنگی رشد و ایرانمش و اندیشه اسلامی و غیره کنونی هستند و بعلاوه خیابان ناصریه کرمان هم که احتمالاً به دروازه ناصری دوره قاجاریه وصل می شدند و از میدان مشتاقیه کرمان به طرف شمال کرمان و در دوره پهلوی کشیده شده بود که امروزه بنام خیابان شهید باهنر نامیده می شود و نیز در دوره پهلوی خیابان تهران کرمان و در ادامه خیابان پهلوی آن شهر ادامه می یابد که به فلکه آریامهر کرمان منتهی می شد و امروزه به نام میدان آزادی است و در امتداد خیابان دکتر بهشتی نامیده می شود و نیز در دوره پهلوی، خیابان های سلاخ خانه و خیابان فردوسی کرمان هم کشیده می شود که ادامه آن بطرف شمال غرب کرمان و به نام خیابان ارجمند و یا خیابان شهید رجائی امروزی نامیده می شود .

و نیز در دوره پهلوی خیابان ششم بهمن و تا میدان ششم بهمن کشیده می شود که امروزه به نام میدان شهدای انتظامی نامیده می شود و در امتداد آن هم خیابان سعدی بود که تا باغ نشاط کرمان ادامه داشت. و به این باغ نشاط کرمان و در برخی از سفرنامه ها و منابع تاریخی اشاره شده است و نیز خیابان خواجوی کرمان است که از جنوب کرمان تا محل سازمان برنامه و بودجه کرمان کشیده می شود و بعلاوه خیابان سرباز است که امروزه به نام بلوار سرباز نامیده می شود در دوره پهلوی کشیده شد و بطرف جاده زاهدان و بم می رود و در جنب این بلوار هم مجتمع صنایع غذائی و کارخانه آرد صاحب الزمان و شرکت سهامی سردخانه کرمان قرار دارد و یا خیابان شهاب الدین سهروردی در دوره پهلوی و از میدان ششم بهمن آنروزگار بطرف مزرعه ریگ آباد ادامه می یابد و در جنوب خیابان خواجه نیز در دوره پهلوی، خانه سازی های منظم شهری ساخته می شود و یا کوچه های شطرنجی شکل گرفتند و در بالای خیابان کاظمی و یا فلسطین امروزی نیز این نوع خانه سازی ها بوجود می آید و یا با ساخت محله مهدیه کرمان و یا محله خانوک کرمان نیز که از آثار شهرسازی دوره پهلوی می باشند و نیز در شهرسازی دوره پهلوی هم جریان آب شرب شهری کرمان و در روند قنات های قدیمی کرمان دگرگون شدند که به نقل صفحات مختلف کتاب جغرافیای کرمان احمدعلی خان وزیری، قبلاً قنات های غسان و قنات فاطی و قنات گرم و قنات محله و قنات محمدی و قنات پیرئ و قنات سالک و قنات حسنی و قنات ده پاکار و قنات سعید آباد و قنات کوثریه و قنات مستوره و قنات مویدی بودند که آبیاری شهری کرمان قدیم توسط آنها انجام می شد ولی بعداً مصرفی آب شرب شهری و آب قنات های کرمان دگرگون شدند و بلدیه کرمان آب رسانی آن را دگرگون نمود و به ویژه بعد از سال های 1340 اقدام به لوله کشی شهری کرد و امروزه تاسیسات جدید تصفیه خانه آب کرمان و در میدان پژوهش کرمان و یا در ایستگاه پمپاژ تصفیه خانه کرمان و جنوب کرمان از آن جمله هستند.

و همچنانکه رضا افشار که حاکم قبلی کرمان در دوره رضاشاه بود و گزارشی از اقتصاد قدیمی کرمان و قالی بافی و خالصجات کرمان در دوره مزبور بدست می دهد و یا از فقر و فاقه کرمان در این دوره تاریخی بحث می کند و یا به دلیل تنگناهای شغلی سکنه کرمان بحث می کند.

کتاب انجمن های بلدی ، تجار و اصناف دوره پهلوی هم در فاصله سال های 1300 الی 1320 شمسی هم از 1700 دستگاه قالی بافی کرمان در دوره مزبور یاد می کند که به مرور زمان به مشکل دچار شده و تعطیل می شدند و تنها 35 نفر آنان که باقی مانده اند و به دربار نامه می نویسند که در ص 146 همین کتاب آمده است و یا در ص 235 کتاب انجمن های بلدی و تجار و اصناف دوره پهلوی اول روزنامه "هیات اتحادیه اصناف کرمان "یادشده است که در موردخیابان جدید الاحداث کرمان یاد می کند که در سال 1306 شمسی در کرمان کشیده شده است و نیز در ص 350 همین کتاب از ضرورت اعزام متخصصین گمرکی و اجازه صدور قالی های انبار شده در بندرعباس ودزدآب( زاهدان .قدیمی) تاکنون 5 ماه است که نتیجه از صادرات آن گرفته نشده است و به دربار رضاشاه نامه نوشته بودند و تقاضای آن را داشتند که زیادتر از این محموله های مزبور را در گمرک نگه ندارند .

و نیز در همین ص تقاضای اعزام متخصصین گمرکی را کرده بودند و یا در ص 131 همین کتاب انجمن اتحادیه اصناف کرمان تقاضای ابقای معین الشریعه معاون عدلیه کرمان را در مقام مزبور را کرده بودند تا مشکل آنان را حل بکند و امروزه هم مرکز اتحادیه فرشبافان کرمان، در بلوار باستانی پاریزی کرمان و به نام شرکت سهامی فرش ایران هنوز باقی است  و بعلاوه در اسناد این دوره تاریخی از. فردی به نام دین یار زردشتی در دوره رضاشاه یاد شده است که انحصار خریدطلای کرمان را در اختیار خود و در حدودسال 1310 شمسی داشت و یا در ص 188 کتاب مزبور از اداره ارزاق کرمان و در ص 1208 از اداره نظمیه کرمان در دوره رضاشاه یاد شده است.

و بعلاوه در مورد اقتصاد شهر کرمان گزارش کریت هاکس است که در سال 1311 و در بازدید ازشهر کرمان می نویسد که در کرمان فقط یک درشکه و چند ماشین بسیار فرسوده وجود داشت که تنها دو درصد از جمعیت 50 هزار  نفری کرمان از نظر فقر نکبت بار و جهل در امان بودند و ما از کنار توده های متعفن زباله و گداهای ژنده پوش بی شماری گذشته و یا کتاب "موقعیت تجار و صاحبان صنایع ایران در عصر پهلوی "هم در ص 39 خود می نویسد :بسیاری از کارگاه های کرمان مربوط به یک تاجر است و تمام شهر درگیر فعالیت قالی بافی است که به آمریکا صادر می شود و بعلاوه ص 51 همین ماخذ از ارباب کی خسرو شاهرخ که از زرتشتیان متمول کرمان در این دوره تاریخی است یاد می کند و همین ماخذ نیز در ص 32 کتابش می نویسد اقتصاد کرمان در دست حدود 300 نفر هندی است که این تجار، پول های کلانی قرض می دهند و صرافانی صاحب نفوذ و متمول بودند و آنها دوستانی در بمبئی و سند و پنجاب و بلوچستان و نیز کاروانسرای مستقل در کرمان داشتند . و نیز در ص 32 همین ماخذ ذکر می کند که دفتر مرکزی تجار هند و در تابستان در شهر کرمان بود  ودر زمستان نیز در شهر بندرعباس  بودو نیز شعبانی در سایر شهرهای استان کرمان داشتند . ودر همین دوره تاریخی است که خانواده کیانیان کرمان که زرتشتی بودند و از مالکین باغات پسته کرمان بودند و به نقل ص 57 همین کتاب در این دوره تاریخی ودر عصر رضا شاهی ،خانواده های آگاه و امین و مرشد و برخوردار که با هم خویشاوندی داشتند و در کرمان سالهای 1315 الی 1317 شمسی ،دو شرکت تجاری زدند و به فعالیت در مورد خشکبار وکتیراوکیسه  و پسته ،به تجارت  میپرداختند . و نیز از این دوره تاریخی به بعد است که پسته کاری در باغات اطراف کرمان و در شهرهای زرند و رفسنجان و غیره رواج می یابد و یا خانواده آگاه ،نهال کاری آنها را در روستاهای کرمان رواج فرهنگی می دهند و نیز به نقل ص 65 کتاب مزبور، غلامرضا آگاه در آذر ماه 1314 شمسی به کرمان می رودو شعبه ای از تجارتخانه اش را در آنجا دایر می کند و نیز به نقل ص 66 همین کتاب موقعیت تجار و صاحبان صنایع ایران عصر پهلوی است که می نویسد: غلامرضا آگاه ،سال ها در دوره رضاخان رئیس انجمن شهر کرمان و نایب رئیس اتاق بازرگانی کرمان بود و بعلاوه به نقل ص 66 همین کتاب علی آگاه هم مدیر عامل کارخانه سیمان  کرمان در دوره پهلوی بود و نیز به نقل ص 252 همین کتاب، این نوع کارخانه سیمان کرمان در سال 1341 شمسی و با نقش حاج محمدتقی برخوردار در جنب کرمان دایر گردید  ودر آن کارخانه سیمان، خانواده آگاه و امین و ابوالقاسم سهام دار بودند و از جمله کارخانجات دایر شده کرمان در دوره رضاشاه کارخانه خورشید کرمان است که یک نوع کارخانه نساجی بود که در حاشیه شهر کرمان و در خیابان خورشید آن  شهر بود و یا در جنب استادیوم ورزشی. که امروزه سلیمی کیا خوانده می شود  ویا با400 نفرکارگر این کارخانه نساجی ایجاد گردید و به این کارخانه خورشید دوره رضاشاه در ص 292 و 101 کتاب "موقعیت تجار و صاحبان صنایع عصر پهلوی "اشاره شد  ه است و نیز ص 104 کتاب مزبور در این باره می نویسد :که کارخانه خورشید در سال 1314- 1313 در شهر کرمان و با سرمایه 270 هزار تومان تاسیس گردید و به نقل ص 116 همین ماخذ :احمد یزدان پناه و ابوالقاسم هرندی و محمود رفسنجانی ومحمد ارجمند کرمانی و کیخسرو کیانیان و مهدی حکیم زاده و محمد علی تدین و دکتر علی ایرانی ،از موسسان آن بودند و یا ماشین آلات آن در سال 1315 وارد شده و در سال 1316 شروع به کار گردید و در سال 1339  هم کارخانه خورشید کرمان  وبه علت بدهکاری زیادش و عدم پرداخت پول هایش متوقف گردید و امروزه ساختمان قدیمی آن کارخانه به کتابخانه شهر کرمان تبدیل شده است که بیمارستان ارجمند نیز در پشت محوطه آن قرار دارد و در ادوار بعدی دوره پهلوی هم "کارخانه ریسندگی و بافندگی ماهوت به پوشش کرمان" و  درشهرک قائم کرمان و یا کارخانه نساجی بافته های کرمان و کارخانه کرمان ریس در خیابان آیت الله صدوقی جایگزین آنها شده است و بعلاوه به نقل ص 104 کتاب "موقعیت تجار و صاحبان صنایع "در سال 1317 شمسی، شرکت سهامی کتیرای کرمان و با سرمایه 720 هزار ریالی در کرمان تاسیس گردید که آقایان آگاه و ابوالقاسم هرندی و شهریار و داودی آن را تاسیس کردند و در سال 1316 شمسی و در زمینه تجارت پنبه و خشکبار و کتیرا و چای عمل می کردند و لازم به ذکر است که به نقل ص 121 "کتاب گذشته چراغ راه آینده "،در دوره رضاشاه تیپ نظامی کرمان و به لشکر تبدیل شد که سرتیپ سیاهپوش ،ریاست آنرا بعهده داشت که امروزه بقایای پادگان دوره رضاشاه مزبور،به مهمانسرای ارتش و یا  به دژبانی لشکر جنوب شرق ایران و موزه نظامی که قبلا باشگاه افسران بود تبدیل شده و یا به اسلحه خانه و مهمات ارتش و یا به بیمارستان ارتش  ودر دو طرف خیابان قره نی و سپه کرمان تبدیل شده اند و بعد از وقوع جنگ جهانی دوم هم در سال 1325 شمسی و به نقل ص 393 کتاب "گذشته چراغ راه آینده "سردار فاخر حکمت ،استاندار کرمان  دردوره دولت قوام السلطنه شد و نیز با پایان جنگ دوم جهانی و آغاز طرح اصل چهار ترومن ،سازمان برنامه و بودجه در کرمان شکل گرفت. که بر مبنای ص 168 اسناد اصل چهار ترومن ،احداث راه کرمان به بندر عباس در سال 1331 شمسی و با پول های اصل چهار ترومن سرمایه گذاری شده بود و نیز به نقل ص 385 همین ماخذ اعزام هنرآموزان کرمان  به دانشسرای کشاورزی شیراز با پول اصل چهار ترومن ،انجام گرفت و یا به نقل ص 666 همین ماخذ ،تکمیل نساجی دستی کرمان با پول اصل 4 ترومن بود و یا تاسیس مرکز برق کرمان با پول اصل 4 انجام گرفت که ص 67 کتاب مزبور به آن مسائل اشاره دارد و نیز به نقل ص 487 کتاب اسنادی از مطبوعات ایران و دولت کودتا در سال های 34- 1333 تربتی فرماندار کرمان و در این دوره تاریخی بود و نیز به نقل ص 442 کتاب خاطرات قائم مقام الملک رفیع ،سرگرد سخائی ریاست شهربانی کرمان را در دوره مصدق به عهده داشت و نیز به نقل همین کتاب سرتیپ امان پور فرمانده لشکر کرمان در این دوره دکتر مصدق بود و یا حزب زحمت کشان دکتر بقایی نیز در کرمان ودر این دوره تاریخی  ،دفتر داشت و نیز به نقل ص 15 "کتاب حزب ایران نوین به روایت اسناد ساواک "(ج5) در دوره مزبور شیرخوارگاه فرح کرمان و یا اداره عمران کرمان و یا رادیو کرمان شکل گرفتند و نیز به نقل ص 231 و 219 کتاب "تکنوکراسی. و سیاست گذاری اقتصادی ایران در دوره پهلوی "که از بیمارستان کرمان در این دوره تاریخی یاد می کند و یا از شرکت سهامی صنایع کرمان یاد می کند و لازم به یادآوری است که غیر از بیمارستان دوره مظفری کرمان که ذکر شد وبعلاوه ص 219 کتاب جغرافیای کرمان نیز به بیمارستان مرسلین کرمان نیز در همین دوره تاریخی اشاره دارد  وبعدا بیمارستان های شفا و ارجمند ونوریه و غیره در کرمان شکل گرفتند که امروزه بالای سی – چهل بیمارستان و یا درمانگاه و مرکز اورژانس ،در کرمان وجود دارند که نظیر بیمارستان راضیه فیروز و یا بیمارستان سیدالشهدا و بیمارستان فوق تخصصی کبد  وریه و بیمارستان آیت اله کاشانی و بیمارستان حضرت فاطمه و بیمارستان الزهرا و شهید بهشتی و بیمارستان مهران و دهها کلینیک  دیگر بود        و بعلاوه در کرمان دوره پهلوی دوم ،تعدادی از متمولین پیدا شدند که به نقل کتاب معماران تباهی _جلد 5 –در این دوره افرادی در کرمان بودند که به سرمایه گذاری در تاسیسات تجاری و اقتصادی کرمان  میپرداختند که از آن جمله :خانواده ناصر ونظیر محمدناصر و  یامحمودناصر و یا خانواده ابراهیمی  بودندو یا منوچهر شهریاری و یا خانواده عامری ها و نظیر امان الله عامری و یا محمد فرزان عامری و یا محمود عامری بودند و یا خانواده ضیاء ابراهیمی بودند و(نظیر عیسی و احمد) و یا خانواده ارجمند  بودند و(نظیر احمد ارجمند کرمانی و یاعلی ارجمند و منوچهر ارجمند)  که امروزه بیمارستان ارجمند  کرمان متعلق به آنهاست.

و یا خانواده صنعتی  بودند و(نظیر محمد صنعتی که امروزه "بنیاد فرهنگی حاج علی اکبر صنعتی "در خیابان دکتر بهشتی کرمان و یا موزه هنرهای صنعتی معاصر از آن جمله است) و نیز خانواده اژدری ها ست که محمدحسین اژدری ،مدیر شرکت صنایع پشم کرمان بود و یا عباس اژدری  که مدیرعامل بازرگانی کرمان بود و یا خانواده سالار کلانتری بودند و (نظیر عزت اله سالار و یا حسین سالار و غیره )  وبعلاوه به نقل ص 104 کتاب" رجال عصر پهلوی و به روایت اسناد ساواک "بنیاد ارشام کرمان  بودو یا نهادهای اقتصادی که در کرمان ایجاد کرده بود و بعلاوه خانواده دیلمقانی و غیره بود که موسسه خیریه دیلمقانی  کرمان را ایجاد کرده بودند و یا به نقل ص 451 کتاب "ناگفته های روزگار پهلوی "که نقل می کند :آقای افضلی پور که تاجر کرمان ساکن تهران بود و در این دوره تاریخی ،تقاضای تاسیس دانشگاه کرمان را می کند و امروزه دانشگاه شهید باهنر کرمان (افضلی پور)  وبیمارستان افضلی پور و در بلوار دانشگاه کرمان و یا شهرک افضلی پور در بزرگ راه یادگار امام  ودر شمال غربی کرمان از آثار خیریه اوست و نیز به نقل صفحات 1156 الی 1163 کتاب" بازیگران عصر پهلوی محمود طلوعی" در دوره پهلوی ،استاندارانی نظیر :هرمز احمدی و  یافتح اله معتمدی و مصطفی درخشش و محمدعلی وارسته و محمود جم و مهدی فتوح و ابوالحسن پیرنیا و سردار فاخر حکمت و محمد مهدی شاهرخ و عبدالوهاب اقبال و عزت اله تیرانداز و رضا افشار و هوشنگ منتصری. و علی سهیلی وسعیدی فیروز آبادی ،از استانداران دوره پهلوی ،در کرمان بودند و نیز در دوره پهلوی ،قاسم رضائی در صنعت مس سرچشمه که دفتر آن در کرمان قرار داشت سرمایه گذاری کرده بود.

وهرچند امروزه ،تا حدودی مشکلات اقتصادی مردم کرمان و به دلیل پیدایش این نوع صنایع و تجارت  جدیددر کرمان حل شده است ولی هنوز به دلیل مهاجرت بی رویه از روستاها به شهر کرمان ،هنوز برخی محلات شهری کرمان ،و نظیرتوکل آباد وسلسبیل و یاسرآسیاب هنوز متعلق به قشر کارگری صنایع است و یا مشاغل کرمان امروزه به اندازه رشد جمعیتش تحول نیافته است و لذا مسافرکشی  هادر خیابان ها یش تا حدودی کمبود هزینه خانوار آنها را بزور برطرف می کند . ولی خانه های خشت و گلی کرمان و به مروز زمان و به ویژه در اطراف بازار در حال بازسازی است و یا مناطق مسکونی جدید در آن شهر در حال شکل گیری است .

و بعلاوه از دوران پهلوی دوم، دبیرستان ها و دبستان و هنرستان های کرمان روبه ازدیاد گذاشت و امروزه در اغلب شهرک های و محلات شهر کرمان چند مدرسه و دبیرستان وجود دارد و بعلاوه امروزه کرمان دارای 6 هنرستان و یک مرکز آموزش عالی فنی و حرفه ای است که شامل هنرستان حرفه ای شماره 2 کرمان  است و یا مرکز آموزش فنی و حرفه ای کرمان ویا فنی و حرفه ای الزهرا کرمان است و یا هنرستان و آموزشکده کشاورزی رضوان کرمان  است و یا هنرستان علوم و فنون و علوم ورزشی جهان پهلوان تختی  است و یا مرکز آموزش عالی فنی و حرفه ای حضرت فاطمه است و نیز حدود 38 الی 40 دانشگاه و دانشکده و مرکز آموزش عالی و موسسه آموزشی عالی غیر انتفاعی دارد که نشان می دهد اقبال مردم کرمان به آموختن در محلات مختلف آن زیاد ترشده است که نظیر دانشگاه شهید باهنر (افضلی پور) است و یا دانشگاه علوم پزشکی کرمان  است و یا دانشگاه آزاد اسلامی و یا پیام نور ودانشگاه جامع علمی و کاربردی و دانشگاه تحصیلات تکمیلی کرمان است و یا دانشگاه تربیت بدنی و علوم ورزشی است و یا مرکز تربیت معلم خواجه نصیر و دخترانه کرمان است و  یادانشگاه صنعت آ ب و برق عباسپور کرمان و موسسه آموزش عالی بعثت کرمان  است و یا موسسه آموزش عالی مهر کرمان و عرفان و یا فرهیختگان و یابهمنیار و مرکز آموزش علمی – کاربردی بلدالامین است و یامرکز آموزش و پژوهشی شرکت مخابرات و  یامجتمع آموزش عالی تربیت دبیر فنی شهید چمران کرمان و غیره می باشد .

و بعلاوه امروزه در اغلب محلات کرمان حداقل 43 سالن ورزشی و یا استادیوم ورزشی و یا مجموعه ورزشی – فرهنگی و یا باشگاه ورزشی و یا مجموعه بین المللی سوار کاری و یا سالن والبیبال و یا دوچرخه سواری وجود دارد که مهمتیرین آن ،استادیوم 30 هزار نفری کرمان و یا استادیوم سلیمی کیا و غیره است.

و بعلاوه از نظر اقتصادی هم 90 سال قبل مردم کرمان که برای اشتغال زایی خود مجبور به قالی بافی و یا شال بافی بودند  ولی امروزه تعداد زیادی کارخانجات در شهرک صنعتی کرمان و یا در محلات  مختلف آن شکل گرفته است که بخشی از ساکنان کرمان به اشتغال در آن صنایع می پردازند و نظیر کا رخانه ریسندگی و بافندگی ماهوت بهپوش کرمان در شهرک قائم است و یا کارخانه نساجی و بافته های کرمان در جنوب غربی شهر است و یا کارخانه کرمان ریس و یا صنایع پشم کرمان در خیابان شهدا است و یا کارگاه قالی شویی کرمان و یا شرکت تابان کرمان و یا بصورت صنایع غذایی است که نظیر انبار شرکت یک و یک است و یا محصولات غذایی نوبیاد و یا مرغداری توکلی و یا کارخانه نان ماشینی و یا کارخانه آرد و بسته بندی خرما و شرکت پسته میرزائی و صاحب الزمانی و یا سردخانه کرمان و یا به صورت صنایع سنگین است که نظیر صنایع لیفت تراک کرمان است و یا شرکت پمپ کار کرمان و یا صنایع الکتروپمپ و کارخانه تکنوآلیاژ و صنایع تولید لوله و پروفیل و شرکت تولید ورق کرکره و یا شرکت جهان موتور کوثر و و یا لاستیک سازی می باشد و یا شرکت قاسم ایران و یا چند کارخانه سنگ بری است و یا شرکت معادن ذغال سنگ کرمان و یا ذوب آهن کرمان است و یا شرکت های چاپ و بسته بندی و کاشی سازی و یا کارخانه بتون آماده است و یا شرکت پخش هجرت و یا داروپخش و مخابرات و شرکت برق و غیره است که در زمینه کشاورزی هم شرکت پسته میرزائی و تعاونی پسته رفسنجان و بسته بندی خرما و یا پشتیبانی امور دام و شیر پاستوریزه شرکت سهامی خدمات حمایتی کشاورزی است و یا مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان و غیره است و بعلاوه چونکه کرمان در مرکز ارتباطات جاده ای میان مرزهای جنوب شرقی و جنوبی ایران است و با تجارت 31 استان دیگر ایران رابطه دارد و لذا امروزه تعداد زیادی شرکت باربری در اطراف جاده شهید آیت اله صدوقی کرمان مستقر شده اند که نظیر باربری آزادی و ایمان و تیزگامان و راه پیما و سعادت و حمل و نقل بهار و حقیقت و یا میهن بار نوید و یا امین و یا بصورت شرکت حمل و نقل بین المللی خلیج فارس و یا شرکت حمل و نقل بین المللی گندم و آرد ایران و یا شرکت حمل و نقل مکران و یا حمل و نقل دارو  دادوند ترابر و  یا شرکت حمل و نقل بین المللی آبادان و یا حمل و نقل بین المللی سوسنگرد و یا ترمینال باربری کامیون داران و یا ترمنیال پسته خندان و غیره است و نیز کرمان امروزه دارای راه آهن بوده و نیز 9-8 دفتر فروش هواپیمائی در خیابان های مختلف کرمان فعال هستند.

 

و بعلاوه از زمانی که کالبد شهرسازی کرمان از درون قلعه قدیمی و دروازه های ششگانه کرمان و 10-9 محلات ستنی آن بیرون آمده است و لذا امروزه کرمان دیگر دارای انواع شهرک های جدیدالاحداث می باشد و حداقل 34 شهرک جدیدالاحداث در کرمان شکل گرفته است که نظیر شهرک بزرگ الغدیر و یا شهرک افضلی پور و یا رضوان و باهنر و ایرانشهر و جماران است و نیز حداقل دارای 9 محله جدیدالاحداث و به نام کوی می باشد که به کارکنان ادارات و شرکت های مختلف تعلق دارد که نظیر کوی استانداری و کوی ذوب آهن و سازمان برنامه و فرهنگیان و شرکت نفت و سرجنگلداری و کارکنان بهزیستی و کوی استادان دانشگاه و کوی ارغوان و شهرک بانک صادرات و غیره است و در هر شهرک هم تعدادی سالن ورزشی و یا پارک و دبیرستان و درمانگاه و مجتمع فرهنگی و آموزش عالی دیده می شود .

و نیز در بخش غربی کرمان، تعداد زیادی مسکن مهر در حال ساخته شدن است و یا حداقل بالای 20 مجتمع مسکونی در کرمان بوجود آمده است که نظیر مجتمع مسکونی پاسارگاد و الهیه و ثارالله و سپهر و پارسیان و کارکنان مس سرچشمه و مجتمع مسکونی صبا و بعثت و سپیده و شهید باهنر و نوسازی مدارس و بهاران و یاس و فردوسی و امام حسین و پردیس و امام سجاد و خانه صبا و صدا و سیما و مجتمع مسکونی شرکت روغن نباتی و مجتمع مسکونی زیتون و غیره هستند و بعلاوه امروزه حاقل 25 محله جدید شهری نیز در کرمان شکل گرفته اند که نظیر اکبرآباد و یا طاهر آباد و (یا شرف آباد و قائم آباد و حاجی آباد و شهرک ولی عصر) و یا توکل آباد و یا محله مهدیه و خانوک و سرسبیل و سلسبیل و زیتون و شهرک ایرانمش فاز 1 و 2 و یا محله حکیم و محله باستانی پاریزی و یا محله پارادایس و محله با قدرت و یا شهرک رضوان و شهرک طباطبایی و شهرک امام رضا و صیاد شیرازی و پیروزی و یا میثم و الفجر و ابوذر و اروند شهر و شهرک مطهری و غیر هستند و از سوی دیگر در گذشته هم زرتشتیان کرمان محله ای داشتند که درپای کوه قلعه دختر کرمان بود و به آن محله گبران می گفتند که امروزه یخدان زریسف و آتشکده کرمان در اطراف این ناحیه و در جنوب میدان مشتاقیه قرار دارد و نیز در کرمان، کلیسایی به نام کلیسای پرنده مقدس، و در کرمان امروزی در جنب بیمارستان ارجمند دیده می شود و کاروانسراهای قدیمی کرمان هم که محل فرود آمدن کاروان های تجاری بود و امروزه تحول یافته­اند و به پاساژها و مهمانسراها و هتل ها و آژانس های مسافرتی و یا به ترمینال درون شهری و برون شهری تبدیل شده اند و از آثار قدیمی کرمان هم، یخدان زریسف و یخدان مؤیدی وگنبد جبلیه قبه سبز و مقبره مشتاقیه ومجموعه گنجعلیخانی و مسجد جامع مظفری و مقبره خواجه اتابک و مسجد ملک و مدرسه ابراهیم خانی و مدرسه حیاتی و چند موزه دیگر است که امروزه به نام موزه های جنگ و موزه سکه و موزه دیرین شناسی و موزه مردم شناسی شهید باهنر و موزه زرتشتیان و موزه مطبوعات و هنرهای معاصر صنعتی است که در کرمان امروزی دیده می شود و نیز تعدادی مجموعه فرهنگی و یا فرهنگنسراها و کانون های تربیتی – فرهنگی دیگر است و بعلاوه در هر محله هم تعدادی پارک وفضای سبز وجود دارد .