مسجد تاريخي و مدرسه و حمام نصراللهخان افشار زنجان در دوره قاجاريه
پيشينهي بحث:
پيشينهي بحث در مورد مسجد تاريخي نصراللهخان زنجان و سازندهي آن تا حدودي در كتب دوران قاجاريه ديده ميشود زيرا خود بنا هم در اين دوره تاريخي است و در زمان سلطنت فتحعليشاه قاجار ساخته شده است و از آن جمله كتب ميتوان به كتاب مراتالبلدان و سفرنامهي ابوالحسن خان ايلجي و كتاب ناسخالتواريخ و ديگر كتب اين دوره اشاره كرده و نيز به برخي ديگر از سفرنامهها و يا به برخي از اسناد و مدارك تاريخي وقفنامههاي خطي كه در آن دوره تاريخي نوشته شدهاند و دست به دست در بايگانيها به نسل امروزي رسيدهاند. كه با كمي پژوهش و درآوردن آنها از درون بايگانيهاي اداري ميتواند بسياري از حقايق تاريخي را در مورد اين مسجد و مشخصات وقف كننده و املاك وقف شده اين مسجد و يا تاريخ وقف آن و يا ساير پديدههاي لازم را در مورد اين مسجد و مدرسه به ماها بشناساند و يا گاهي مراجعه به برخي از اسناد اداري كه در دورهي پهلوي و غيره بين آموزش و پرورش و يا ادارهي كشاورزي و ادارهي اوقاف گذشته زنجان در مورد اين مسجد و املاكش بود و اختلافاتي كه در اين مورد بين روستايان و يا در مورد اجاره بهاء و غيره وجود داشت تا حدودي مشخصات اين تاسيسات شهري را از روي آن اسناد اداري گذشته استنباط تاريخي كرد و لذا مراجعه به اين اسناد و مدارك اداري يا وقفي و يا سفرنامهها و كتب تاريخي همگي نشان ميدهد كه مسجد نصرالله خان فعلي زنجان تنها يك مسجد كنوني نيست كه باقيمانده است بلكه تاسيسات جنبي ديگري نيز داشت كه شامل حمام و مدرسه و دولتخانهي نصرالله خان افشار در كنار آن بود كه به علل تاريخي برخي از آنها در همان دوران قاجاريه و در فرآيند گلوله باران شدن يازدهماههي شهر زنجان در برابر ارتش قاجار ويران شده است و لذا امروزه آنها را نميبينيم ولي اسناد تاريخي آنها را به ماها گزارش ميدهند.
روش تحقيق:
روش تحقيق در اين پژوهش هم يك نوع كاوش در اسناد و مدارك تاريخي است و بعلاوه تكيه به مشاهدات اجتماعي در مورد اين بناي شهري است ولي چون كه مسجد مزبور در دوران گذشته ساخته شده است و ما مردم امروزي شهر زنجان در آن دوره تاريخي وجود نداشتيم كه از نزديك به مشاهدهي ساخته شدن و يا شخص سازندهي آن بنا بپردازيم، و در نتيجه مجبوريم كه به جاي مشاهدات اجتماعي شخصي خود به مشاهدات اجتماعي افراد آن دوره تاريخي تكيه بكنيم كه آنها را از نزديك ديدهاند و يا مشاهدات خود را در سفرنامههايي مثل سفرنامهي ايلچي و يا در كتاب مراتالبلدان و يا ناسخالتواريخ و يا در وقف نامههايي كه در تنظيم آنها دست داشتهاند و براي ما نسل امروزي باقي گذاشتهاند. و ما فقط ميتوانيم از روي متون اين اسناد تاريخي به وضعيت گذشتهي اين مسجد تاريخي زنجان و سال بنا و يا تاسيسات جنبي ديگر آن پي ببريم.
بحث و نتيجهگيري:
اولين سند تاريخي در مورد اين مسجد قديمي زنجان در ص 2012 كتاب مراتالبلدان و در جلد 4 آن ذكر شده است كه يك كتاب متعلق به دوره قاجاريه است و در آن مكتوب شده است كه مسجد ديگري (در زنجان) مسجد مدرسهي مرحوم نصراللهخان، نايب شهر است كه در 56 سال قبل بنا كرده و موقوفاتي دارد و منظورش از جمله 56 سال قبل يعني از تاريخ تدوين كتاب مزبور است و با توجه به اين نوشته وي و متن وقفنامههاي مندرج در آرشيو اوقاف زنجان و غيره كه مراتالبلدان هم به موقوفات مزبور اشاره كرده است سال بناي مسجد مزبور و وقفنامهي آن در سال 1226 هجري است كه مصادف با دورهي حكومت فتحعليشاه و دو سال بعد از نصب عبدالله ميرزا قاجار فرزند فتحعليشاه به حكومت زنجان است و در آن دوره به دلايل سياسي و جهت آرام كردن ايل افشار عبدالله ميرزا نصراللهخان افشار مزبور را نايب خود در شهر ميكند و نيز در آرشيو وقفنامهي مزبور به مدرسه و حمام و دو دكان در جنب آن و در نزديكي دولتخانهي خود نصراللهخان اشاره شده است و لازم به يادآوردي است كه ص 10 سفرنامهي ميرزا ابوالحسن ايلچي كه در اين دوره به زنجان آماده است به وي اشاره كرده است و مينويسد كه در اين سفر به همراه نصرالله خان افشار از زنجان تا ارمغان خانه رفته است و همين سند تاريخي هم نشان ميدهد كه نصرالله خان نيز از خوانين افشار زنجان بود كه مراتالبلدان به نايب شهري بودن وي اشاره نموده است و نيز لازم به يادآوري است كه ايل قاجار دشمني بسيار شديدي با ايل افشار ترك زنجان داشت و به همين دليل آقا محمد خان قاجار، عليخان افشار خمسهي و سپس عبدالله خان اصانلو افشار زنجان را به نقل كتاب اكسيرالتواريخ و كتب ديگر سركوب كرده بود و نيز به نقل سفرنامهي ژوبر مردم زنجان و طوايف اطرافش از ايل افشار بودهاند و در صفحات بعدياش اشاره ميكند كه آقامحمدخان قاجار خانافشاري ابهر را كه به نقل ژوبر فرانسوي مانند پدر براي مردم ابهر بود را نيز كور كرده بود و ليكن بايد افزود فتحعليشاه به دلايل سياسي در ايام جنگ ايران و روس به نيروهاي نظامي اقوام افشار زنجان و ابهر و غيره نياز داشت و لذا در اين جنگ از فرجاللهخان افشار و پسرش اماناللهخان افشار استفاده كرد و نيز از عليمردانخان افشار (صاحب قلعهي عليمردانخان زنجان و پسر عباسقليخان افشار استفاده كرد كه خود وي نيز مسجدي در همين دوره قاجاريه در زنجان ساخته بود و به نقل ناسخالتورايخ و منتظم ناصري عباس قليخان سركردهي جماعت افشار زنجان بود و به همين لحاظ نيز فتحعلي شاه به دلايل سياسي دخترش خورشيد خانم را كه خواهر عبدالله ميرزا بود را نيز به عقد ازدواج وي درآورده بود و امانالله خان افشار را نيز قبل از فرزندش عبدالله ميرزا مدتي حاكم زنجان كرده بود ولي پس از تثبيت موقعيت سياسي خودش در سلطنت در سال 1224 هجري امانالله خان افشار را از حكومت زنجان برميدارد و به جايش عبدالله ميرزا فرزندش را ميگمارد و عبدالله ميرزا قاجار هم براي آرام كردن ايل افشار خمسه، نصرالله خان افشار را به همان دلايل سياسي تا مدتي نايب شهر زنجان ميكند كه در مسايل جنگهاي ايران و روس كه ميرزا ابوالحسنخان ايلچ به زنجان آمده بود ابوالحسنخان به همراه وي از زنجان تا قريه ارمغان خانه در شمال غربي زنجان ميرود و بعلاوه اسناد وقفنامهها نشان ميدهد كه نصرالله خان به عنوان يك خان افشار خمسه بخشي از املاك زراعي خود را وقف مسجد و مدرسهي آن ميكند و احتمالاً مسجد خود را به تبعيت از ساخت مسجد عباسقليخان افشار زنجان ميسازد. و بعلاوه مراجعه به اسناد و مدارك تاريخي وقفنامههاي آرشيو اداره اوقاف زنجان نشان ميدهد كه علاوه از اولين وقف نامه كه مربوط به سال 1226است وقفنامههاي ديگري نيز مربوط به سالهاي 1239 هجري و بعداً در سال 1244 هجري نيز به اين مسجد و مدرسه آن اهدا شده است و از جمله در وقفنامه سال 1226 هجري 6 شعير از هر كدام از روستاهاي هليلآباد و آقداغ و ناچار و چورهناب حومه زنجان به مسجد مزبور وقف كرده است و نيز لازم به ذكر است كه هر ششدانگ يك روستا در جامعه گذشته 96 شعير ناميده ميشد و 16 شعير هم يك دانگ محسوب ميشد و نصراللهخان افشار از هر كدام از روستاهاي مزبور خود فقط 6 شعير از 96شعير آن را وقف امورات مسجد و مدرسهي مزبور كرده بود و مابقي را در اختيار خود داشت و بعلاوه وي در23 شعبان سال 1239 هجري با مكتوب كردن وقفنامهي ديگري دو باب دكان واقع بين حمام و دولتخانهي خود را كه در جنب اين مسجد بود وقف مسجد مزبور و مدرسهي آن ميِكند و آوردن امام جماعت به مسجد مزبور را به آقا فتحالله ميسپارد تا هر كسي را كه عادل و سزاوار باشد به عنوان امام جماعت به مسجد مزبور بياورد و يا اوقاف آن را جهت تعمير مسجد و دادن حقوق مدرسين و شهريه طلاب و به قدر وسع اموال موقفهي آن بنمايد و در اين وقفنامه به دو دكان واقع بين مدرسه و نيز به حمامي در جنب آن اشاره مكتوب شده است كه با جمع توابع و لواحق و ضمايم وقف تعليم و تدريس مدرسين آن بشود و بعلاوه در طي وقفنامهي ديگري دو دانگ از ششدانگ روستاي چراغ حصاري سهرورد نيز وقف مسجد مزبور ميكند و در مورد اين قريه و بقيه املاك آن روستا در ص 2182 كتاب مراتالبلدان آورده است كه چراغ حصاري قريهي است از قراي سهرورد، از محال زنجان، و قديمالنسق ملكي ميرزا علي مستوفي پيشكار خمسه است و در متن وقف نامهي دو دانگي چراغ حصاري نصرالله خان هم آمده است كه چراغ حصاري منمحال سهرورد، با جميع توابع و لواحق و منظماتفيالتلال والجبال والعيون و الانحار و اشجار دهكده و بيوتات و علفزار دو دانگ از ششدانگ آن وقف مسجد نصراللهخان ميشود كه در وجه مخارج مدرسه و مسجد و خرج تعميرات و به مقتضاي مصلحت و صواب ديد متولي عزاليه و نيز در متن وقفنامه هزينه حمام را صرف وجوهات امام مسجد و مؤذن و مخارج مسجد و مدرس مدرسه و صرف مباحثه و خرج ساير مباشران و كاركنان بشود كه ضرور در كار باشند و جهت وجه گذران طلاب به اقل مايضع به هر كس مصلحت بداند و بعلاوه در مورد وقفنامه روستاي هليل آباد جهت مسجد نصرالله خان در تاريخ 4/6/1242 كه مصادف با دورهي اصلاحات ارضي در ايران است در ادارهي ثبت زنجان سند وقفنامهي وجود دارد كه در آن تعداد 26 نفر از روستاي هليلآباد از اين نوع زمين زراعي وقفي ميتوانستند استفاده كنند و در مورد روستاي گليجه منمحال ايجرود زنجان نيز سند اوقاف ديگري در ادارهي ثبت زنجان وجود دارد كه در آن وقفنامه آماده است كه سه دانگ از روستاي گليجه منمحال ناحيه ايجرود را عبدالله ميرزا دارا (يعني حاكم خمسه) در شوال سال 1244 هجري وقف مسجد نصرالله خان زنجان ميكند و توليت آن را به مقتدادي اهل اسلام آقا فتحالله ميدهد تا منفعت آن را صرف تعمير مسجد و خرج طلاب مدرسه و خدام آن بنمايد و بعلاوه در آرشيو اوقاف روستاي شيخموسي هم جزو موقوفات مسحد نصراللهخان بود و بعلاوه از اسناد اداري آموزش و پرورش كه بين اين اداره و اوقاف رد و بدل شده است نشان ميدهد كه آموزش و پرورش به تنظيم اجاره نامهاي با اوقاف زنجان در مورد محلي كه در آن در رژيم سابق مدرسهاي ساخته شده بود ميپردازد كه زمين آن متعلق به مسجد مزبور بود و اين سند اداري مربوط به سال 1376 شمسي است و يك نوع موافقتنامهي مالالجارهي وقفي در مورد مدرسه راهنمايي شهادت و دبستان شهيد طهماسبي آن و كانون پرورشي بابالحوايجع آموزش و پرورش بود. و اسناد مدارك مزبور همگي بيان ميكنند كه مسجد مزبور داراي مدرسهي نيز بوده و حمامي نيز در جنب آن قرار داشته كه در جنب دولتخانهي نصراللهخان افشار قرار داشت و بعلاوه در كنار آن دو باب دكان نيز وجود داشته و به همراه تعدادي از قراي متعلق به خان مزبور به مسجد نصراللهخان و مدرسه آن هم وقف شده است ولي اغلب فسمتهاي آن در جريان درگيريهاي بين اهالي زنجان و دارالحكومه قاجاريه در زنجان در دورهي ناصرالدين شاه تخريب شدهاند زيرا اسناد تاريخي مختلف و صفخات 1061 و 1066 كتاب ناسخالتواريخ از حضور عليقليخان پسر نصرالله خان مزبور در واقعه شورش مزبور ياد ميكند و در ص 1066 ناسخالتواريخ آمده است كه پسر نصراللهخان باعث مرگ فرخخان ميشود كه از سران نظامي قاجار بود و به نوشتهي كتاب مزبور عليقليخان فرزند نصراللهخان از در حيلت با وي در آمده و باعث مرگ وي ميشود و به همين دليل هم احتمالاً خود عليقليخان هم در شورش مزبور كشته شده و يا بعداً به انتقام خون اين فرد سردار نظامي كشته ميشود و بعد از وي نيز احتمالاً زمين دولت خانهي شخصي نصراللهخان و حمامش و غيره كه در واقعه مزبور تخريب شده بود جزو اراضي مجهولالمالك ميگردند زيرا به نقل اهالي محل در محل كنوني مدرسه شهادت آموزش و پرورش سابقاً حمامي وجود داشت كه به نقل همان اهالي محل بر سر زنان واقع در حمام مزبور فرو ريخته است و نيز به نقل همان گفته ميشود كه به دلايل حرمت درآوردن زنان از زير خاك به دليل برهنه بودن در هنگام شستشوي حمام، خاك برداري آنهم جايز شرعي نيست و لذا احتمالاً مدتي به همان وضعيت مخروبهي از تل خاك باقي مانده بود و به نقل برخي ديگر از افراد اين تلهاي مخروبه در زمان اولين شهردار زنجان و به وسيلهي وي و به صورت برده شدن تلههاي خاك در توبرههاي خران از سطح محله مزبور خارج ميشود و در اواخر رژيم پهلوي نيز در اراضي خرابشده آن حمام مدرسهاي ساخته ميشود كه امروزه به نام مدرسه شهادت و مدارس ديگر آموزش و پرورش ناميده ميشود و با اداره اوقاف نيز وقفنامهي با آنها تنظيم كردهاند و به نقل اهالي محل سابقاً محل همان حمام نصرالله خان بود و نيز از قبل از انقلاب مسجد كنوني نصراللهخان تكيه هم به نام تكيه عزاداري داشت و در محل مدرسه كنوني هم مسجد نصراللهخان با ساخت قديمي آن وجود داشت كه بعد از انقلاب توسط امام جمعه سابق زنجان و نايب امامجمعه آن يعني آقاي سيد مجتبي به جاي مدرسه قديمي محوطهي مدرسه ديني جديد نصرالله خان ساخته ميشود كه 10 مدرس و تعدادي طلاب در آن مشغول تعليم و تدريس هستند و ساليانه مبلغي نيز از موقوفات زنجان به اين مدرسه داده ميشود. و در سالهاي اخير با كشيده شدن خيابان زينبيه اين مسجد و محوطهي آن در جنب خيابان قرار گرفته و در پشت آن نيز محوطهي قرار داشت كه احتمالاً دولتخانهي وي بود و تخريب شده است و جزوي از مجموعهي طرح سبزهميدان بزرگ زنجان قرار ميگيرد و در مقابل مدرسه مزبور نيز فضاي سبزي قرار دارد كه سابقاً محل جمع شدن دستههاي عزداري تكيه مزبور بود و امروزه دكل مخابرات در آن قرار گرفته است.
تذكر: براساس قوانين مختلف حقوق مؤلف و مسايل شرعي، رعايت حقوق مؤلف و نشريه بر همه افراد و ادارات الزام شرعي و قانوني است.
این وبلاگ شامل :