کاشغر شهری محروم وبی پناه در آسیا - دکتر محمد خالقی مقدم
کاشغر شهری محروم وبی پناه در آسیا
از :دکتر محمد خالقی مقدم
مردم شناس اقوام آسیایی
- کاشغر شهر ترک نشین ومحروم در وسط خاک آسیا قرار دارد وبعلاوه در تقاطع جاده های تجاری منتهی به جاده ابریشم اویغورستان قرار دارد که توسط دولت چین کنترل شدید می شود ویا بخاطر کنترل تجاری اش ودر مسیر کاروانهای تجاری جهان است که به شهرمنقرض شونده نژادی تبدیل می شود و نا امن بگردد! وایا قتصاد شانگهای نجات بیابد! ولذا در سالهای گذشته وانواع دولتهایی که مایل به تجارت با دولت چین هستند ویا همفکر با دولت چین هستند ودر انقراض نژادترکهای اویغور آن شهر همدست شده اند ولذا اغلب این دولت ها ی همسایه چین واخلاق را کنار گذاشته اند وبخاطر نفع مادی خود وانواع قرار داد امنیتی وبا اقتصاد شانگهای بسته ا اند ویا بنامها ی انواع قراردادهای جنوب شرقی اسیا بسته اند ویابا اتحادیه شانگهای وآنکتاد وغیره بسته اند که اغلب دولت های آن نوع کشور های همجوار هم وبا سکنه کشور خود اختلاف دیدگاه دارند ویا اختلاف ایدئولوژیک دارند و یا مردم خودشان نیز اختلاف عقیده دارند ولی بخاطر اقتصاد منطقه عمل می کنند ویا بدلیل اهمیت جغرافیایی این منطقه وجاده های تجاری اش مجبور به تغییر تاکتیک ویا استقرار اشتغال زایی نژادی منطقه ای هستند که سکنه اویغور را از وسط آسیا حذف بکنند ویا اغلب در حزبهای فرمایشی خود ودارای آرای غیر مردمی هستند که ساختار دولت تشکیا داده اند وتا با همکاری منطقه ای خود به تغییر مذهب واخلاقیات ونژاد مردم کاشغر بپردازند که از بد شانسی در این نطقه نحس وشوم آسیا مستقر شده اند ومثلا دولت همجوار قرقیزستان یکی از آن همدست های چین است ویا دولت غیر مردمی وتک حزبی تاجیکستان ویا دولت قزاقستان که شهر آلمالیق اویغور نشین انان را مصادره کرده است ویا کشمیر پاکستان ویا دولت روسیه که روسای دولت هایشان وبا تقلب انتخاباتی بالا آمده اندکه بعد از "اصلاحات گورباچفدی آسیا" هم باز نهراسیده وبلکه کنترل مرزی ویا تجاری این منطقه را تشدید کرده اند که ضعف تئوریهای "سازمان تجارت جهانی " را نشان می دهد و" ویا ضعف افکار علمی صندوق بین المللی پول می باشد که چنین مکانیزمی را بوجود آورده ویا ویابدلیل ضعف اخلاقیاتت در مبادلات بانکی بین ملل آسیایی است ویا بدلیل تسلط دیدگاه های نزاد پرستانه بر دانشکده های مردم شناسی فرهنگی جوامع غربی می باشد که انر نشان می دهد که از راه بی اخلاقی گسترده و این نوع از "اتحادیه های اقتصادی بند تومانی ونژاد پرستانه "شکل گرفته است ویا اقتصاد کرونا زده آسیا احیا شده می گردد وتا دوباره رونق فوری بدهند ولی در باطن طرفدار تز اقتصادی سلطه طلبانه مسکو بر اسیا می باشند که تز اقتصادی ملحدانه را واز 150 سال قبل وتاکنون ودر اسیای مرکزی پیش می برد ویا ساختار اقتصادی عادلانه ملل آسیایی را بهم بریزد ویا در نظام تجارت مابین آنها را بهم بریزد! ودر مقاله بعدی ام به آن مکانیزمهای اقتصادی – سیاسی پوسیده آنها واشاره خواهم کرد وچرا که دولت تزار ویا دولت شوروی الحادی ویا به اصطلاح انقلابی سابق وبدنبالش دولت پوتین فرصت طلب ودر اراضی این کشور های غافل آسیای مرکزی سالهاست که چنگ اختاپوسی انداخته است ویا بنام اتحادیه نظامی چنگ انداخته است ویا از 150 سال قبل وتا کنون وانوع پادگان های نظامی مختلف ودر این نواحی حساس آسیا ی مرکزی زده اند که به غصب اراضی این نوع از اقوام آسیایی بدبخت منجر بشوند! ویا ساختارهای سیاسی واقتصادی ظالمانه را برآنهاتحمیل فکری ومطبوعاتی بکنند ولذا دوایر وزارتخانه های فرهنگ وهنر ومطبوعاتی ومعاونت سینمایی آنها ویا رسانه ها وانتشاراتی های این نوع دول مزبورهمسایه هم همدست هستند و هر روزهمقدار متنابهی پول به نویسندگان ویا کارگردانهای جیزه خوار می دهند که در رسانه های خود افکار عمومی سازی خود را بکنند ویا دین سازی جدید فرهنگی کرده واز راه آثار قلمی ویا هنری خود وتغییر فرهنگ در این نواحی آسیا بوجود آورده باشند ویا از این راه حقوق قومی ویا منطقه ای سکنه مزبور را وانکار کرده باشند ویا تغییر بافت فرهنگی وایدئولوزیکی جدید بدهند ! ومثلا اختلاف عمیقی که مردم حنفی مذهب قیرقزستان وبا رئیس جمهور "روس زده" دارد ویابا " پارلمان روس زده دارد ویا در 15 سال اخیرداشت ویا در چند قبل داشت ویا در آتش زدن کاخ ریاست جمهوری اش ودر پایتخت بیشکک قیزقیزستان داشت وهمچنین در در گیریهای داخلی تاجیکستان نیز چنین است که مجلس پوشالی اش مقداری از اراضی را غیر قانونی به چین فروخت ویا دولت پوشالی قزاقستان که با خشم وطغیان اقوام داخلی خودش روبروست ویا دولت نظامی پاکستان ویا افغانستان که باریکه "وخان "را وکنترل می کنند ویا در درگیری های خود ارتش چین وبا سکنه اویغورستان می کند که سکنه صد ها روستای اطراف کاشغررا وبه اردوگاهای اجباری کار می فرستد ویا سیاست پنهانی تغیر بافت نژادی شهر کاشغررا دنبال می کند ویاتغییر بافت جمهیتی شهر های دیگر اویغور نشین را نشان میدهد وبعلاوه نشان بی محتوا بودن این نوع از پیمان نامه های امنیتی ملل همجوار را هم بیان می کند ویا پوچ بودن تز اقتصادی "تجارت چین "وبا دولت قر قیزستان ویا تاجیکستان وپاکستان را وبخاطر باریکه وخان جنب کاشغر بیان می کند ! ویا در کنترل مسیر تجاری دره های عمیق جاده ابریشمبان می کند که تقاطع همه جاده های آسیایی و از شهر بدبخت کاشغر می گذرند واین امر بدبختی سکنه این منطقه را نشان می دهد که با حذف نژادی اشان وحداقل بتواندکه مسیر تجارت آ رام بگردد وتا به جوامع اروپایی کالا بفرستند ! ولی به قیمت تغییر بافت فرهنگی ونژادی دادن سکنه این منطقه ؟ویا بخاطر جاده ابریشم مزبوراست که تداومش امر محالیمی باشد که بیهوده وبه "تجارت چین" دلبسته اندوتا جمعیت فراوان چین وتولید کننده رفاه برای سکنه اروپائیان باشد ویاسکنه یک میلیارد واندی کارگری"ارزان " قیمت چین ورفاه اروپایی را وبرای آنان فراهم بیاورد ؟! ویا برای آنان واشتغال زایی واز راه نابودی نژادی کاشغری ها وارومچی ها بوجود بیآورد! ویا آنان را واز راه اقتصاد اوراسیایی مزبور و ثروتمند تر بکند ؟ویا از بحران بیکاری 16 ماهه کرونا زده نجات بدهد ؟ ودر حالیکه خبر ندارند که فقدان تعقل درسران "دولت چین "وفرمانداران دولتی اویغورستان این امر را بدتر کرده ولذا اقتصاد همه جهان را تهدید مینماید ! ودر این راه سرکوب شدید سکنه بدبخت ترک ایغورستان ویا مردم شهر کاشغر ویا ارومچی ویا سکنه 29 شهر ترک نشین این ناحیه مرکزی آسیا را هم وبه انقراض نژادی می کشاند! ویا توسط ارتش چین می کشاند !ولذا معضلات بزرگتر سرایت یابنده به نواحی همجوار را می آفریند ویا توسط پلیس لباس شخصی دولت چین ودرشهرهای اویغورستان می افریند؟ ولذا اقتصاد جهان را وکلاف سر در گم می کند! که در سالهای گذشته سیاست گذاری شده است ویا برای نابودی نژاد ترکان اویغور کاشغر اتفاق می افتد که تعدادی از نژاد های چینی هان ویا هویی چینی وغیره را و به شهرهای بومی آن اویغور ها کوچانیده اند ! وتا اقتصاد این شهر هارا را وازدست سکنه ترک وبومی این استان بیرون بیاورند ویا به به نژاد چینی ها بدهند که شهر کاشغر تغییر بافت نژادی بدهد؟وتا چهار راه نژادی ابریشم آنها امن بگردد که کاشغر در جدیدتقاطع شاهراههای تجارت کل اسیا مانع انست وبه این وسیله است که لباس شخصی های چینی را وبه شهرهای اورمچی ویا کاشغر وکوچ اداری ویا سازمانی داده اند !ویا در دایره شهر سازی ویا اداره اشتغال زایی ویا نقشه کشی شهر داری اش گنجانیده اند که همه این نوع از تغییر بافت نژادی دادن شهرهای مرزی چین واز رووس برنامه نویسی منطقه ای حزب کمونیست چین می باشد که "عدالت محو نژاد ی "قوم ترک مرزنشین را در این منطقه آسیا بوجود بیاورد که ارمان تساوی طلبی طبقاتی حزب مزبور است که آن نوع از برنامه ریزی را تبلیغ می کند ! ولذا درتعقیب چنین مرام ایدئو لوژیکی مقدس آنهاست که از هر چند روزوقت یکبار واین نوع از لباس شخصی های کولونی های مهاجر چینی آنها ودر شهر های مزبوراست که مغازه های خود را وبه بهانه های مختلف بسته ویا برای حذف نژاد ترکان اویغور این شهر ها و"بهانه تراشی های سیاسی "مختلف بوجود آورده ویا در گیریهای خونین و با سکنه اصلی ترک زبان اویغور این نوع شهرهای ترکستان شرقی را بوجود می آورند! ویامشکلات اداری واقتصادی وخانوادگی فراوان وبرای اقوام بدبخت ترک زبان اویغور ترک مزبور فراهم می کنند ویا برای زیر دستان اداری اشان فراهم می کنند ! ویا درمسیر و معبر انواع تقاطع های جاده ابریشم آسیایی بوجود می آورند ؟!وآنهم در وسط خاک آسیا ست که میلیونها ترک زبان قاره آسیا را وعصبانی می کند !ویا سرکوب وبرای سکنه بدبختش ودروسط جغرافیایی مرکزی اتصال جاده های تجاری فراهم می کنند !ویا در مرکز اتصالات پنج قاره جهان فراهم می کنند !ونهایت بی عقلی آنهارا نشان می دهد که دیگران را از تجارت با آنها متنفر می کند !ویا بعلت فقدان تعقل سران دولت چین ویا دانشگاههای دولتی آن می باشد ویابدلیل بی مغزی مطبوعات چین می باشد ودر حالیکه سابقا هیچ کدام از سلسله های حکومتی گذشته چین چنین عمل نمی کرد ویا با همان سکنه کاشغر نکرده بودند !که در 50 سال اخیر اتفاق افتاده است ویا سکنه ترک کاشغررا وبه نفع نژاد مهاجر چینی این شهر وبه یک چندم جمعیت شهری وتقلیل مصنوعی داده شده اند ویا دولتهای سابق چین ودر برقرای ارتباط تجاری با همسایگان خود وباسکنه اویغور کاشغر واین طور برخورد نکرده بودند! وتا معبر راه ابریشم مزبور وباز بماند! ولذا این گونه از سیاست پردازی های تجاری احمقانه حکام نوکیسه چین و اقتصاد تجاری خود مردم چین را هم وبد نام می کند ویا با وجود جمعیت زیاد چین واز دستشان بیرون می آورد که "دولت معاصر چین" چنین عمل می کند ویا با آن شهرهای بدبخت ترک اویغورنشین وچنین رفتار احمقانه کرده وحذف فیزیکی را و در پیش گرفته اند ؟ ولذا "تز سازمان تجارت جهانی "را هم در خاک آسیا وبهم خواهد زد! که جنجال مطبوعاتی می کنند که هدف سازمانش وصرفا تجارت غیر نژاد پرستانه بشری می باشد ! ویا تجارت عادلانه ویا برابر وبرای همه اقوام آسیایی را طلب می کند ولی عملادروغ می گویند! وچراکه با استقرار دفاتر سازمانش ودر شهر شانگهای چین عمل کرده که دولتش شدیدا نژاد پرستانه عمل می کند!! واین امر دروغ بودن شعار تجارت جهانی خودش را بر ملاء وافشاء می کند که بخاطر رونق تجارت شهر شانگهای چینی وسکنه بدبخت شهر تآریخی "کاشغر" آسیایی را به انقراض نژادی منجر بگردانند!!که سوال استفهام آمیز همه کسانی می باشد که دنبال حقو ق بشر را ودرروند تجارت عادلانه بین ملل واقوام آسیایی وغیره را وبدنبال خودش تعقیب می کنند !!ولذا می پرسند که هدف "تاسیس سازمان تجارت جهانی بشری" کدام مرام است ؟ویا کدام ایدئولوژی را دنبال می کنند ؟ویا بنیان گذاران این نوع سازمان جهانی وچه نوع ایدئولوژی را دارند ؟که قوم ترک اویغور آسیا را قربانی می کنند؟ ویا پایتخت قدیمی اش کاشغراز بین می برند ودر حالیکه تجارت قدیمی آسیا تضادی با "فرهنگ وقومیت کاشغری ها "نداشت که تاریخ چند هزار ساله آسیایی دارد ویا دهها قرن وقبل از پیدایش" سازمان تجارت جهانی "وجود داشت ؟ویا در تقاطع جاده های مواصلاتی تجارت قدیمی همه اقوام آسیایی قرار داشت وقرنها منقرض نشده بود ودوام آورده بود؟ولی اکنون منقرض نژادی می شود ؟ویا بخاطر پیش برد اهداف سازمان تجارت جهانی شهر جدید التاسیس شانهگای چین ونابود می شود ؟ویا این نوع از شهر قدیمی تر خاک آسیا وباید که منقرض بشود ؟ویا بافت نژادی اش وعوض بگردد ؟ ویا اسمش از اسامی جغرافیایی جهان حذف بشود؟ وتا تجارت میان ملل آسیایی پا بگیرد؟ ویا با حذف فیزیکی این قوم تاریخی وبرقرار بشود ؟ومی پرسند که آیا تجارت بشری وبدون حذف فیزیکی آنان ومسیر نیست ؟ویا شهر مظلومی که بزرگترین دستاوردهای فرهنگی را به شهر های دیگر اسیا فراهم کرده بود واگر امروزه اغلب سکنه آسیا وبه زبان ترکی صحبت می کنند وهمگی مدیون "فرهنگ افرینی زبان شناسانه کاشغریان می باشد "که در میان اقوام متعدد ترکیه رواج یافته ویا در دو آذربایجان ایران ویا خارج کشوراست ویا در زبان ترکی اقوام ترک ترکمنستان ویا قیر قیزستان ویا ازبکستان اثر کرده است ویا زبان ترکان کوهستانها قفقاز واطراف در یاچه آزوف ویا دریاچه خزراست ویا در زبان ترکان قراقستان ویا مغولستان ویا شمال چین ویا تاتارستان روسیه وبه مرکزیت شهر "کازان"است ویا ادر میان سکنه فغانستان است که وبه گویشهای متعدد ترکی سخن می گویند ویا کتابت دارند وهمگی ملول کاتبان باسواد اویغور ترک کاشغر است که روزگاری در شهر قراقروم وسمرقند وهرات وکارمند اداری مکتوبات بودند ویا به مدت 300 سال ودیوانهای اداری حکومت مغولان وتیموریان را وکاتبان اویغوری کاشغر اداره می کردند ولذا باعث شدند که زبان وادبیات ترک اویغور ی وبعنوان بزگترین زبان قاره اسیا بگردد وهمگی از کاتبان باسواد اویغور شهرمتمدن کاشغر نشات می گیرد وکه به کتابت وخط اویغور انان وچندین کتاب عجایب المقدور ویا در کتاب فتوحا ت مغول اشاره کرده اند ویادر ص 8 کتاب تاریخ مبارک غازانی ویا در کتاب تاریخ خلد برین آمده است ویا در کتاب ظفر نامه یزدی ودر صفحات 92 و66 و13 وغیره آن کتاب اشاره شده است که د رعصری که اغلب ملل اسیایی وهیچ کدامشان خط وزبان منظم ویا تدوین شده نداشتند وبا حروف خاص قومی نداشتند ولی اقوام با فرهنگ و یا متمدان کاشغراویغور داشتند که در چهار راه کاروانهای تجاری قاره اسیا سکونت گزیده بودند ومجهز به آن خط وکتابت پیشرفه اویغوری بودند که از طریق مسافران کاروانهای تجاری متحرک وبه نقاط وشهرهای مختلف آسیا وانتقال واژه ای ویا فرهنگی می یافت ولذا باعث تسهیل تجارت ویا اهداف تجاری اجناس ملل مختلف جهان می شد که اکنون بدلیل فقر موسسات دانشکده های زبانشناسی جهان وبه ملتی منقرض شوند ه تبدیل می گردند ویا جهت تامین پول توجیبی چینی ها شده اند که صرفا خط وزبان تصویری چیمنی دارند که مختص اقوام غیر پیشرفته جهان می باشد که جز شکل کشدن تصویر خورشید بلد نیستند ویا کشیدن شکل تصویری گاو ودرمکتوبات مدرن و کتابتهای دانشکده های جدید شان ومعلوماتی ندارند ویا هیچ نوع معارف توام با حروف بشری را نمی شناسند واستدراک ندارند ولی در صدد انقراض نزاد وزبان وفرهنگ کاشغری ها هستند ویا اکنون و در سایه فنون الکترونیکی عاریتی غربی ها وادعای تمدنی زیاد می کنند وخواهان حذف فیزیکی ویا کالبدی وتاریخی ونژادی شهر متمدن کاشغرآسیا می باشند ودر حالیکه شهر ی به مشهوری شهر کاشغردر قاره اسیا وجود نداشت ولی امروزه زبان واسامی ترکی شهر هایشان را ازدست می دهند ولذا اسامی بسیاری از شهرهای انها وشده است ودر حالیکه قبلا اسامی شهر های چینی ودر کتب متعدد تاریخی وکمتر درج شده بود ویا سابقه تمدنی کاشغر در قاره آسیا را نداشتند ویا کمتر از شهر شانگهای شده است که تاریخ شهر نشینی جدید تر دارد ؟ولذا همه منابع تاریخی وبه نام "کاشغر" ودر اغلب کتب تاریخی آسیا واشاره کرده اند که کمتر شهری واین قدر مکتوب واژه ای ودر منابع مستند تاریخی شده است که به اسناد برخی از آنها واشاره خواهم کرد! ویا اغلب ملل آسیا وریشه قومی وتبار خود را از روی کتابت " محمود کاشغری ودیگر دانشمندان شهر کاشغر می شناختند که کتاب " فرهنگ لغات الترک ] آنها را معرفی کرده است وتنها در چندی قرن بعد است که اقتباس فرهنگی از آن گردیده وفرهنگ نامه معین نوشته شده است ویا لغت نامه دهخدابوجود امده است ویا فرهنگ نامه کتاب حییم انگلیسی معاصر نوشته است ؟ ویا دانشمندانی ونظیر "سعد الدین کاشغری "است که صفحات 205 و212 کتاب "ماثرالملوک" دوره تیموریان به وی اشاره کرده است ! بعلاوه تاریخ برخی از طوایف مغول هم در کاشغرنوشته شده وبه ایندگان باقی مانده است ویا ابتدا "به زبان اویغوری نوشته شده است که احتمالاکتاب جوینی ویا کتاب ظفر نامه یزدی ویا شامی از زبان اویغوری کاشمری وبه زبان فارسی تغییر ترجمه ای داده اند ! وبعلاوه "واژه کاشغر" وبرای همه تاریخ نویسان آشنا بوده که این همه در منابع تاریخی ذکر شده است وبعلاوه واژه "شهر کاشغر "در کتاب های عصر ساسانی هم ذکر است وتا انکه در پانزده قبل ویا دوره بعد از دوره اسلامی ولشکر قتیبه اعراب وتا نزدیکی های کاشغر رسیدند وبهمین دلیل است که اولین کتاب تاریخ نویسی اسلامی ونظیر "کتاب طبری "اوز گردنه میان دو شهر فرغانه وکاشغر یاد می کند !ویا ذکر می شود که در زمان منصور عباسی وشاه فرغانه ودر"شهر کاشغر" می زیست ویا از شاه ترکان مزبور وبنام یبغو ترکان خرلق یاد می شود ویا شاه "طرخان ترک "ویا "قره خان ترک" نام می بردند که تا حوالی تبت اقتدار داشت وبعد از انقراض شاهان قره خانی در "شهر کاشغر" و"شاهان قراختاءی "درپایتختی کاشغر سر کار آمدند وبعدا هم ود رکتابهای یعقوبی ویا در کتاب تاریخی بیهقی وکتاب تاریخ بخارا ی نرشخی ویا در کتاب مختصر الدول ویا در کتاب سیرت مینکبرنی هم ذکر شده و به شهر کاشغر اشاره کرده اند ویا به اقوام ترک اویغور وترکان خرلق ویا قنقلی ویا کیماک ویره آ طراف آن شهر هم اشاره کرده اند ونیز به سلسله های حکومتی ترکان قره خانی ویا قراختائیان حاکم بر این شهر ودهها شهر دیگر ترک نشین ااطرافش اشاره کرده اند ولذا در دوره قرون اول اسلامی وکتاب تاریخی "کامل ابن اثیر" به اسلام اوردن قوم ترک کثیر العده اشاره کرده وبه میزان 200000چادرخانواربزرگ ودر سال 349 هجری اشاره می کند ونیز تعداد دیگری هم هنوز مانوی مانده بودندکه در منابع دیگر تاریخی ذکر شده است وهمچنین اقای ابوالتوح عبدالغفار و"تاریخ کاشغر "را در سال 486 تدوین کرده است که تاریخ ادوار بعدی را در متن کتابش هنوز ندارد ! وبعدا نیز و فردی بنام " میرزا شمس بخارایی " وکتاب تاریخ کاشغروخجند وبخارشاء" را نوشت وبعدا منابع دیگر تاریخی می نویسند که در سال 407 هجری وشهر کاشغرو پایتخت "قدر خان ترک قره خانی " بود ونیز کتاب "عتبی" و هم واز "طغان خان کاشغری" در ایام مزبور یاد می کند وبعلاوه در کاشغر ضرب سکه کرده بود وبا سلطان محمود غزنوی در گیر نظامی بود که اقتدار ایران وافغانستان را در دست خود داشت ونیز به نقل "کتاب بیهقی" در سال 420 هجری سلطان مسعود غزنوی ورسولی به" شهر کاشغر" مر کز حکومت انان می فرستد و"رسولان دربار غزنوی "وبه نقل بیهقی ودر سال 422 هجری هم ودرشهر کاشغر بودند که بارو درالحکومه وبازار ومحله های فراوان داشت ووکشاورزی اش در کنار رودخانه پر اب ان پر رونق بود وحجره های بازارش محل بار انداز کاروانهای فراوان تجاری ابریشم ویا شاخ گوزن ویا عود ختن بود ودرپایان زمان سلطه غزنویان وخاندان قرا خطاءی ترک هم وبجای قره خانیان در کاشغر سر وکار امدند که با سلجوقیان فامیل شده بودند واز طرف ملکشاه حکومت بخارا وغیره را هم بدست گرفته بودند ومدرسه وبازار وعمارت در بخارا ساخته بودند که تاریخ بخارای نرشخی به "عمرانهای آنها "در این شهربخارا وسمرقند وفرغانه اشاره دارد که از دوایر اداری کاشغر اداره می شدند وبعدا نیز در جنگ با سلطان سنجر در دشت قطوان بر لشکر کثیر او غلبه یافتند وانوری شاعر دربار سلطان سنجر هم در همان جنگ کشته شد وسلطان سنجر اسیر همان ترکان غز ویا اویغور شد که انهار را "ترکان جکیل می گفتند ولذا قدرت خان کاشغر با قدرت سلطان سنجر سلجوقی ویا سلطان محمود غزنوی برابری می کرد که امپراطوریهای بزرگ داشتند وکتاب ابن اثیر در سال 559 ه واز"قلیچ طمغاج خان کاشغری" یاد می کند ویا در دوره خوازرمشاهیان نیز"قدرت خان های برزگ کاشغر" ودیوانهای اداری این شهر با قدرت "سلاطین خوارزمشاهی "برابری می کردولی بعدا بدلیل اختلافات درون قومی واراضی اشان ابتدا مسخر سلطان محمد خوارزمشاه وچند سال بعد مسخر مغولان گردید ودر این سال 606 ه و"ایدی قوت پادشاه اویغور ها "شده بود که چادر نشین های متحرک اویغور ها را ادره می کرد ونیز به نقل کتاب جهانگشای جوینی و"شاوکم "نیزو "شحنه اویغور ها "بود ودر این موقعو پسر خان کاشغر واسیر گور خان ترک شده بود وبعلاوه سلطان محمد خوارزمشاه هم واز فرصت استفاده کرده ولشکر به "کاشغر "می فرستد که در گیریهای قومی انان را تشدید کرد که سقوط وویرانی همزمان خوارزم وکاشغر را بوجود اورد که کتاب سیرت مینکبرنی به ان اشاره دارد ونهایتا اقتدارش بدست مغولان افتاد ودر این ایام تاریخی وسعدی شاعر ایرانی هم وز کاشغر دیدار کرده است ودر این موقع شهر دیگر ترکان اویغور ودر آن سوی کوهستان بلند وپربرف "تیان شان هم که چراگاهایش متعلق به قوم ترک اویغور بود وودر دامنه شمالی اش که شهر اویغور نشین وبنام شهر آلمالیق ویا "شهر سیب ها " در دست کوچلک خان ترک بودکه مرکزیت دشت قبچاق اویغور ها رابعهده داشت ویا دهها رودخانه پر اب وجاری شونده از کوهستان بلند تیان شان اسیا ومراتع دامداری اویغور ها را در دشت بزرگ قبچاق گرمسیرآنها وابیاری می نمود وتا انکه در سال 608 مغولان به شهر "آلمالیق اویغور ها" ومرکز دشت قبچاق وپایتخت اولیه قزاقستان حمله کردندکه از 150 سال قبل روسها پادگانی در المالیق زده اند ومغولان ودر حمله به المالیق وسر کوچلک خان را بریده وبا خود بردند وسپس مغولان از طریق سرزمین کولجین وبه کاشغرستان رخنه کردندکه دشت دیگر جنوبی تیان شان بود وودر این دشت هم وشهرهای دیگر اویغور ها را تسخیر کرده وبرخی بنام شهر بلا ساغون ویا "غو بالیغ" بود ونیز "ماء بالیغ "وطراز وفرکنت وقامول وتورفان وختن وغیره نیز تسخیر شدند که واژه های ترکی شهر های آسیایی هستند ولی در دوره منگوقان وپسر چنگیز وقوبیلای قان وحاکم مغولی چین وسرزمین اویغورستان را مستقل از "اراضی نژاد چینی ها "اداره می کردند و توسط "مسعود بیگ مسلمان" بود که وزیر مستقل مغولهابود که (شهر پکن ویا خان بالیغ) را نیز بعد از تسخیر چین ساخته بودند ودیوانهای اداره امور مسلمانان اراضی تسخیر کرده مغولها را بدست مسعودبیگ مسلمان داده بودند و که "مدرسه مسعودیه کاشغر " را هم ساخته بود ودر دوره نوه جغتای نیز و"اداره شهر کاشغر" ویا تئابعشومستقل از امور چین به خاندان جغتای سپرده شده بود !که در منابع تاریخی ذکر شده است ونیز در دوره تیموریان هم و"اداره کاشغر با سمرقند وهرات بود که پایتخت تیموریان ماءورالنهر بود وخاندان شاهی چینی سونگ ویا مینگ هیچ وقت بر این شهر تسلط نداشتند وتا اینکه انگلیسی ها وبا تسلط بر آسیا و"اداره کاشغر" وشهر های دیگر اویغورستان را وقبل از جنگ اول جهانی وبدست پکن ویا چینی ها ویا مائو دادند ونهایتا هم نام "ترکستان شرقی" ویا "اویغورستان " را تغییر داده وبرای اینکه اعلام بکنند از قدیم اجزو خاک چین بود وجزو یالت مستقل "چین وماچین "نبوده وبلکه جزو "اراضی داخلی چین" است ولذا نام " سین کیانگ چینی راو بر این استان بزرگ گذاشتند ویا در فاصله دو کوهستان تیان شان وصحرای بزرگ تکله ما کان اویغور ها گذاشتند که جاده های ابریشم واز وسط اراضی عشایری انها می گذشت وواز گذشته با مسافران تجاری برخورد متمدنانه داشتند ویا چینی ها واسامی 29 شهر ترک نشین آنانرا عوض کرده ونژاد هایچینی هان ویا هونوی وغیره چینی را وبه شهر های ترک نشین آنان کوچانیده ویا اقامت اجباری در شهر های مزبور دادند وتا به تغییر بافت نژادی این استان ترک نشین بپردازند ویا به تغییر فرهنگ وزبان ونژاد متفاوت انان بپردازند ولذا از دوره سلطه مائو کمونیست وشهر های کاشغر ویا ارومچی وتورفان وختن وغیره دچار بدبختی شده ویا دچار تغییر نژادی اجباری داده اند وتا بازارهای جهانی وبه کالاهای چینی ودسترسی جاده خاکی بیابندولذا "کاشغر تاریخی "قربانی این نوع از موقعیت خاص جغرافیایی اش خودشده است که در وسط اسیا قرار داردوشهر بین المللی اعلام نمی شود که همگان از مرکزیت تجاری آن در آسیا ونفع بین المللی ببرند ویا در جاده تجارت چینی ها وبا ملل مختلف جهان قرار داده شده است که آنرا تجارت جهانی می نامندکه بر ویرانه کردن "شهرکاشغر قدیمی" تجارت بکنند ویا با تغییر نژاد سکنه اش واستوار کرده اند !!
و بعلاوه کتاب برهان قاطع ودر باره "شهر کاشغر"ودر کتابش می نویسد که شهری است از ترکستان و منسوب به خوبان وخوش صورتان است واز نظر زیبایی نژادی هم انرا نوشته شده است ویا ص 661 کتاب " دره نادری " ودر باره وصف سکنه کاشمر و "شهر ترک نشین ختن "اویغورستان آمده است ومی نویسد " شهر خال چینی وزلف ماچینی " می باشند وبدلیل انست که در اسیای مرکزی هستند ودر ناحیه معتدله آسیااسکان دارند که نژاد سفید پوست اسیا وبدوراز دوناحیه قطبی واستوایی آسیایی زندگی می کنند که رنگ پوست را دگر گونه می کند وبهمین دلیل هم ومغولان نیز وشهر دیگراویغور ها ویا شهر بلا ساغون "نزدیک کاشغر" را شهر خوب می نامیدند که شهر ویا پایتخت دیگر "قدر خان ترک "بود ویا شهر خوبرویان می نامیدند وهمچنین مارکوپلونیز در دوره مغولان واز شهر تاریخی کاشغر گذشته ودر چند سطر آنرا وصف جغرافیایی – کشاورزی می کند ویا کتاب ظفرنامه یزدی هم واز "شهر اق سو" یاد می کند ومی نویسد که سه قلعه وبر جانب کاشغر است که به یکدیگر راه دارند ! وتا آنکه بعد از تسلط مغولان بر شهر کاشغر ویا بر شهر های دیگر ترک نشین اطرافش وکتابهای جامع التواریخ ویا جهانگشای جوینی نوشته می شود که در آن کتابها وبه "حوادث کاشغر" اشاره دارند ویا کتاب "تاریخ فناکتی" و"تاریخ مبارک غازانی" ویا "کتاب وصاف الحضره" ویا کتاب "تاریخ اوالجایتو "نیز که در دوره مغولان نوشته شده اند ودر صفحات مختلفش واز حوادث شهر کاشغر یاد کرده اند ونیز کتاب جامع التواریخ واز 10 رودخانه مهم متعلق به قوم اویغور ودر وسط خاک آسیا یاد می کند ومی نویسد که در کنار سه رودخانه اولین و9 قوم اویغور و زندگی می کنند ونیز در کنار چهارمی نیز 5 قوم اویغور دیگر زندگی می کنند وهمچنین کتاب "تاریخ فتوحات مغول"نیز در صفحات مختلفش به "کاشغر ا"شاره دارد ویا در ص 244 آن کتاب به"الفبای اویغوری "شاره می کند ویا کتاب " سفیران پاپ به دربار مغولان" ویا سفر نامه مارکوپلو نیز در دوره مزبور وبه "شهر تاریخی کاشغر" اشاره دارند که انبوه از کاروانسراهای بار انداز تجارت ابریشم اسیایی وعود ختن اهوان بود واین شهر بین المللی وسط آسیا را مورد توجه همگان کرده بود وبعلاوه کتاب تاریخ قرون میانه خانم لمبتون نیز ودر صفحات 62 و286 کتابش به "کاشغر "اشاره می کند ولی جالب ترین منبع تاریخی وتنها کتاب " تاریخ جهان آرا"ست که در صفحات 143 و163 و164 و203 کتابش وبه "شهر کاشغر" اشاره کرده ونیز در صفحات 163 و164 کتاب مزبور وشرح مفصلی از اسامی شاهان حاکم برشهر کاشغر ذکر کرده است که منبع درامدشان واز مالیات بار اندازهای تجارت ابریشم کاروانسراهای کاشغر بودودر ازایش امنیت گذرگاهای تجاری ابریشم را ودر دره هایمخوف تیان شان وصحرای طوفانی تکله ماکان تامین می کردند ونیز خانم لمبتون ودر ص 330کتابش وبه "نظام الدین محمد بن سلیمان کاشغری "اشاره دارد ولی اکنون سرنوشت همه این شهرهای بدبخت اویغور نشین که روزگاری در انها دارالحکومه های شاهان بزرگ ویا خاقان های بزرگ ترک استقرار داشت وبعلاوه خاقان های ترک ماچینی آن دارالحکومه های کاشغر وبا قدرت خاقان های چینی ،دره یانگ تسه چین وبرابری در نظام قدرت می کرد ویا برابری با قدرت شاهان ساسانی می کرد ویا برابری با قدرت شاها ن غزنین ویا سلجوقی ویا خوارزمشاهی وغیره می کرده که اغلب منابع تاریخی به آن موضوع اشاره دارند ولی امروزه بدست فرمانداران کمونیست چین افتاده است وعصر زوال خود را طی می کند ودر این مورد متن کتاب جامع التواریخ ویا تاریخ فناکتی ویا خلد برین ویا کتاب جهان ارا وتاریخ بخارا وتاریخ میرزا شمس بخارایی نیز ودر صفحات مختلفش به قدرت شاهان قره خانی ویا قراختایی کاشغرویا گوگ ترک های قبل از اسلام انها اشاره دارند که اغلب شاهان ساسانی ودر ایام ضعف اقتدار خود وبه انها پناهنده می شدند
وهمچنین دوره تیموریان هم وکتابهای "سفرنامه کلاویخو" ویا "سفر نامه ماهوان " ویا منابع تاریخی ظفرنامه یزدی به کاشغر اشاره دارد ویا جلد اول کتاب خلد برین ویا کتاب مکارم الاخلاق دوره تیموریان ویا کتاب ماثر الملوک این دوره تاریخی هم وبه "حوادث کاشغر"اشاره دارد وویا به نقش دین مانی ودر دوره ماقبل اسلام آوردن آنان اشاره دارند ویا کتاب روضه الصفاهم ودر 13 صفحه مختلف خود ش وبه کاشغر اشاره دارد وبعلاوه کتاب "عجایب المقدور" هم ویا "کتاب مجمل فصیحی"ویا " کتاب" ظفر نامه شامی" وکتاب مطلع السعدین ویا "کتاب میر زا شمس بخارایی" نیز اشاره به "کاشغر" دارند که نشان می دهد مورد توجه همه مورخان عصر تیموری هم بوده است وبعلاوه کتاب حبیب السیر عصر تیموری هم و به "سلطان بیگ کاشغری"ودر ص 94 جلد چهارم کتابش اشاره دارد ویا کتاب"تاریخ عالم ارای امینی "نیز در دوره آق قویونلو وبه شهر کاشغر اشاره دارد ونیز در دوره صفویه هم و کتاب احسن التواریخ حسن بیگ روملو ودر 10 مورد وبه حوادث کاشغر اشاره کرده که در وسط راه تجارت شاهان صفویه وبا شاهان چین واقع شده بود ونیز به "شهر تورفان جنب شهر کاشغر اشاره دارد که قبلا از مراکز دین مانوی قبل از اسلام آوردن آنان بوده است که اشاره دارد ونیز کتابهای عالم آرای عباسی ویا کتاب "خلاصه التواریخ " دوره صفویه ویا کتاب "خلد برین جلد دوم "ویا کتاب جهان ارای عباسی ویا کتاب "مسخر البلاد" عصر صفویه نیز وبه "کاشغر "اشاره دارند ودر عصر دولت افشاریه نیز کتاب " عالم ارای نادری وبه 11 مورد حوادث مربوط به شهر کاشغر اشاره دارد ویا در ص 911 همان کتاب مزبور وبه " ار قانون چی پادشاه کاشغر "اشاره می کند ونیز در کتاب "دره نادری" عصر افشاریه هم ودر صفحات 471 و513 به "کاشغر "اشاره شده که نادرشاه افشار وبه این مناطق مرکزی اسیای مرکزی ولشکر کشی کرده بود ونیز در دوره قاجاریه هم و کتاب مراه البلدان نیز ودر صفحات مختلفش وبه "کاشغر" اشاره دارد واز جمله در ص 1791 به "یعقوب بیگ امیر کاشغر" اشاره دارد ویا کتاب سفارت خوارزم رضا قلی خان هدایت هم ودر دوره قاجاریه نیز ودر ص 108 کتابش وبه "خواجه سعد الدین کاشغری" اشاره دارد ویا صفحات 225 و227 و248و226 کتاب ناسخ التواریخ عصر قاجاریه هم وبه خواجه یوسف کاشغری وپسر محمد امین خواجه ویا نوه آق خواجه اشاره دارد ونیز در صفحه 225 ناسخ التواریخ هم واز شهر قامل ویا شهر ختن "مملکت کاشغر "یاد می شود ونیز کتاب منتظم ناصری ویا کتاب" مرات الوقایع مظفری"ویا "سفرنامه مخبر السلطنه "ویا "سفر نامه خراسان وسیستان" دوره تاریخی قاجاریه ویا "سفرنامه خانیکوف" در صفحات 21 و93 کتابش واز "کاشغر" یاد کرده اند وتا اینکه بعد از جنگ جهانی اول ودر اواسط حکومت احمد شاه قاجار ویا در دوره پهلوی اول ودوم و
وسرنوشت سیاسی – تجاری شهر کاشغر وشهر های دیگر اویغور نشین دگرگون شده واراضی اویغور نشین انها تجزیه سیاسی شده وبخشی از اراضی انان در دشت جنوبی تیان شان به دولت کمونیستی چین واگذار شده وبخشی دیگر هم در شمال کوهستان ییلاقی تیان شان اویغور ها هم وبه دست فرمانداران دولت کمونیستی قزاقستان داده شدند که امروزه در دو سوی کوههای تیان شان اویغورستان قرار گرفته اند ولذا اکنون وضع سکنه ترک اویغور ودر "شهر مظلوم کاشغر "و اسفناک می باشد که قربانی جاده تجارتی ابریشم شده اند که در وسط خاک اسیا قرار گرفته است واز جاده های این شهر وبه چهار ناحیه آسیا واتصال تجاری می یابند !
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۶:۱۳ ب.ظ توسط دکتر محمد خالقی مقدم
|
این وبلاگ شامل :