زنجان و ابهر دوران سلجوقي و امير شيرگير

بررسي از: محمد خالقي‌مقدم (جامعه شناس)

·     ـ زنجان و ابهر دوران سلجوقي و امير شير گير(قسمت اول و دوم ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره هاي 149 و 150 ـ يكشنبه 17 آذر  1387 ـ ص 7 و پنجشنبه   5 دي 1387 ـ ص 3

ويژگي‌هاي هر شهر در زواياي پنهان تاريخ آن شهر نهفته است و ما اگر بخواهيم بافت قومي و يا نژادي و يا آداب رسوم و نحوه كالبد يك شهر را در حال حاضر بشناسيم نخست بايد اين ويژگي‌ها را در تحولات تاريخ گذشته‌اش جستجو بكنيم و شهر زنجان نيز از اين قاعده اجتماعي خارج نيست اما زماني كه اينجانب در دانشگاه تهران درس مي‌خواندم در مورد تاريخ و فرهنگ همه شهرها و مناطق مختلف ايران انواع منابع و ماخذ و پايان نامه مي‌يافتم ولي در مورد تاريخ و فرهنگ شهر خودم چيزي نمي‌جستم و از اين بابت افسوس مي‌خوردم و لذا بعد از تحصيلاتم در صدد برآمدم كه اين كاستي‌هاي تاريخ اجتماعي شهر خودم را جبران بكنم و لذا غير از پژوهش‌هاي متعددي كه در اين باره انجام داده‌ام، حداقل تابحال سيصد مقاله در مورد شهرم انتشار داده‌ام تا زواياي پنهان گذشته آن را بر همگان معلوم دارم و به جزاز مقاله شماره پيشين نشريه كه در مورد نحوه مهاجرت اقوام ترك كنوني زنجان از منطقه منقشلاق خوارزم به منطقه زنجان در دوره سلجوقيان است كه دوران شكل‌گيري شالوده‌هاي اجتماعي جديد اين شهر در تاريخ هزار ساله اخير آن است به زواياي ديگر تاريخ اين تكوين اجتماعي شهرم در اين شماره مي‌پردازم ...

ادامه نوشته

كاركرد اجتماعي دولت در حفظ مالكيت و امنيت مردم

بررسي از: دكتر محمد خالقي مقدم

· ـ كاركرد اجتماعي دولت در حفظ مالكيت و امنيت مردم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 114 ـ شنبه 5 آبان 1386 ـ ص 4

مالكيت و امنيت دو مقوله‌ي ضروري براي ادامه حيات انساني است و به همين دليل جامعه‌شناسان سياسي، مهمترين وظيفه و كاركرد دولتها را در حفظ حقوق شهروندي و نحوه تامين اجتماعي مالكيت و امنيت آنها مي‌دانند و به همين دليل مفهوم مالكيت و امنيت از همان دوران اوليه جوامع بشري مورد شناخت آنان و مورد بهره‌مندي توسط آنان بود ولي اولين كسي كه مفهوم مالكيت را به طور جامع و تئوريك تعريف كرد جان‌لاك مي‌باشد كه در اين باره مي‌نويسد: هر كس به طور طبيعي، مالك به حق شخص خودش، (يعني وجود فيزيكي خودش) مي‌باشد و از اين طريق مالك كار خود هست و حتي در جوامع بردگي و يا جوامع فئودالي هم انسانها حداقل مالك كار خود بودند و بنابراين موجود بشري، مالك خود و محصول فعاليت خود مي‌باشد تا وي را به زندگي اميدوار سازد و نيز به عقيده‌ي جان‌لاك  وظيفه حاكماني كه در هر كشور به مسند قدرت مي‌رسند حداقل تنظيم قوانيني است ...

ادامه نوشته

علت اجتماعي نياز به فعاليت فرهنگي، در جامعه جديد ايران

 

بررسي‌از: دكتر محمد خالقي مقدم (جامعه شناس)

·     ـ نياز به فعاليت فرهنگي،در جامعه جديد ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 108ـ چهارشنبه 7 شهريور 1386ـ ص 4

انسانها، موجودات فرهنگي هستند و با سمبل‌هاي فرهنگي، فعاليتهاي روزانه و يا دائمي خود را سازمان‌دهي اجتماعي مي‌كنند و لذا هر فعل و انفعال و يا حركت اجتماعي آنان مي‌بايست مبتني بر يك معناي فرهنگي باشد و يا بايد بر هر كدام از فعاليتهاي آنها يك نوع توجيه فرهنگي حاكم بوده و براي خود آنان وجود داشته باشد تا به بروز دادن آن رفتار احساس علاقه بكنند و لذا بين فعاليتهاي روزانه آنان در مورد فعاليت درس خواندن و يا فعاليت ازدواج و يا فعاليت اشتغال و يا رفت و آمد و يا ساير مراودات اجتماعي و باور داشتهاي آنان از آن فعاليت يك نوع رابطه علت معلولي وجود داشته باشد تا آن باور داشت فرهنگي علت اجتماعي منجر به آن حركت اجتماعي آنان گردد و يا منجر به رفتار حركتي آنان گردد و به همين دليل هر نوع فعاليت انساني در يك جامعه از يك نوع “نظام فرهنگي آن جامعه” نشات مي‌گيرد و هر جامعه هم يك نوع “نظام فرهنگي متعلق به دوره خاص خود” دارد كه به همان دوران اجتماعي آن جامعه تعلق دارد و با نظام فرهنگي سابق همان جامعه تا حدودي تفاوت دارد تا باعث شود كه مردم آن جامعه رفتارهاي اقتصادي ـ صنعتي و يا خانوادگي متفاوت با جامعه پدرانشان نشان بدهند و بعلاوه اين نوع نظام فرهنگي، يك نوع جهان‌بيني براي فعاليت آن انسانها در آن دوره تاريخي به وجود آورد و...

ادامه نوشته

جامعه شناسي روستائي استان زنجان- طبقه‌بندي اجتماعي ـ اقتصادي روستاهاي استان زنجان

 بررسي از: دكتر محمد خالقي‌مقدم عضو هيئت علمي دانشگاه

·     ـ جامعه شناسي طبقه بندي اجتماعي ، اقتصادي روستاهاي استان زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 112 ـ شنبه 12 مهر 1386 ـ ص7 .

هر دهستان استان زنجان منطقه يا فضائي قابل زيست براي يك تعداد از سكنه آن دهستان و مجموعه‌اي از دهكده‌ها و مزارع و باغات و انهار و رودخانه‌ها و ساير مقتضيات طبيعي ـ اقتصادي است و چگونگي، پارامترهاي آن منطقه يك نوع سازمان‌بندي اجتماعي به سكنه آن مجموعه از دهات مي‌دهد و يا به افراد دهكده‌ها در آن فضا مي‌دهد، مثلا دهستان خرمدره استان زنجان، با 5/119 كيلومتر مربع از مساحت خود تنها 38/97 نفر در هر كيلومتر مربع تراكم نسبي جمعيت دارد (در سال 1375) در حاليكه دهستان تهم با 419 كيلومتر مربع (يعني بيشتر از 5/3 برابر مساحت دهستان خرمدره مزبور) 10 برابر بيشتر از دهستان تهم تراكم‌يابي جمعيت دارد (يعني 23/10 نفر در هر كيلومتر مربع و هر دو دهستان با 13 روستا) و اين امر بيانگر آنست كه پارامترهاي، طبيعي ـ اقتصادي دهستان خرمدره بهتر از پارامترهاي طبيعي ـ اقتصادي دهستان تهم است و به سكنه آن امكان زيست بيشتر مي‌دهد و همين امر ...

ادامه نوشته

علت اجتماعي نامگذاري آذربايجان

                (بخش اول)

ـ علت اجتماعي نامگذاري آذربايجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ

 نشريه موج‌بيداري ـ

شنبه 16 تيرماه ـ 1386 ـ ش 103 ص 4

 

لفظ آذربايجان يك نامگذاري جغرافيايي است و مصطلح شدن آن، علت اجتماعي خاصي دارد و در مدت دو هزار و سيصد سال است كه به ناحيه‌اي از قسمت شمال غربي درون منطقه‌اي از خاك ايران و به بخشي از مناطق خارج از خاك كنوني آن اطلاق مي‌شود. و اين اصطلاح در همه ادوار سياسي و دولت‌هاي قديم مختلف ايراني مورد استفاده آنان بوده و د رانواع كتب و اسناد و مدارك و نامه‌هاي اداري دولت‌هاي سابق ايران، تاكنون دائماً تكرار شده است. هر چند نواحي ديگر ايران هم، يك نوع نامگذاري تاريخي دارند ولي قدمت تاريخي اغلب آنها به اندازه قدمت تاريخي نامگذاري آذربايجان نيست و ماخؤذ از لفظ  ماد آتروپاتن يا آتروپاتگان است كه بعدا در زمان تسلط اعراب بر ايران به لفظ معرب آذربايجان تبديل شده است. و به اراضي و سرزمين اقوام و قبايل ماد كوچك اطلاق مي‌شد كه در برابر تسلط بيگانگان چون يونانيان و اسكندر بر ايران به احياء استقلال فرهنگي ـ سياسي خود بنام ماد كوچك يا مادهاي آتورپاتكان پرداختند...

ادامه نوشته

پارامترهاي موثر بر كاركرد اقتصادي دهستان‌هاي استان زنجان

معرفي يك اثر پژوهشي:

 

مجري طرح: دكتر محمد خالقي‌مقدم

ناظر: ابراهيم زاد توت آغاج

دستگاه اجرايي: دانشگاه زنجان

ناشر: سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان زنجان

تاريخ انتشار: بهار 1386

تيراژ: محدود

پژوهش مزبور براساس آزمون 3 فرضيه مطرح شده ميان كاركرد اقتصادي هر دهستان و ابعاد وسعت يا بزرگي يا تعداد منابع اقتصادي آن دهستان و يا امكانات معيشت‌دهي بالا و يا پايين و يا متوسط آن دهستان و يا تباين كاركردهاي اقتصادي و يا تشابه كاركردهاي اقتصادي آن دهستان است كه از طريق تحليل پيوستگي‌ها و يا استقلال آن دو پارامترها به تشكيل جداول نمايشي دوطرفه منجر شد كه در آن جداول توزيع‌هاي مشاهده شده و توزيع‌هاي نظري از طريق يافتن درجه آزادي و مقدار حدي  x2 براي ضريب اطمينان 95 درصد به دست آمد تا معني‌دار بودن اين نوع فرضيه‌هاي ميان دو پارامتر مزبور سنجيده شود. كه نتيجه اين پژوهش و جداول آن كه در 215 صفحه انعكاس يافته است چنين است:...

ادامه نوشته

تاثير تضادهاي  فرهنگي بر رنجهاي مردم ايران

 

 

ـ ـ تاثير تضادهاي فرهنگي بر رنجهاي مردم ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 20 مرداد 1386 شماره 106 ص 4

 

جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان، انسانهاي جوامع مختلف را، موجوداتي سمبل ساز و نماد‌ساز فرهنگي مي‌دانند كه از طريق ساخت‌ و ساز نمادهاي فرهنگي و يا ساخت‌ و ساز الگوهاي فرهنگي، به برقراري ارتباط اجتماعي با يكديگر مي‌پردازند و كاركرد اجتماعي اين نوع ”نمادهاي فرهنگي” و يا “سمبل‌هاي فرهنگي” و يا “الگوهاي فرهنگي‌ هم” در همبستگي اجتماعي دو يا چند نفر اهالي يك شهر و يا اعضاي يك اداره و يا در همبستگي اهالي يك محله است و يا در “درون يك خانواده” و يا در يك كارخانه و يا موسسه اقتصادي و يا در اشل بزرگتر در همبستگي  اقوام مختلف يك كشور و يا در همبستگي اعضاي مذاهب مختلف يك كشور است و يا با اعضاي مذهبي كشورهاي همجوار نقش اساسي دارد و مي‌تواند در همكاري كردن اجتماعي آن گروه‌ها با يكديگر و يا در عدم همكاري اجتماعي و احياناً ستيزه اجتماعي آنها با يكديگر نقش اساسي بازي كند و به همين دليل الگوهاي فرهنگي شمشير دموكلس دو لبه هستند كه همكاري و يا برعكس ستيز را به وجود مي‌آورند...

ادامه نوشته

آذربايجان در ادوار مختلف تاريخي

 

ـ  ـ آذربايجان در ادوار مختلف تاريخي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري، سه‌شنبه 2 مرداد 1386 ش 104 ص 4

همانطوريكه در شماره‌ي پشين نشريه ذكر كرده‌م، لفظ آذربايجان از نام آتروپات سردار ماد كوچك اخذ شده است و يونانيان اين منطقه را آتروپاتنه مي‌گفتند و در بيزانس روم آن را آذرابيغانن مي‌گفتند و در زبان ارمني قديم به اين منطقه اتره‌پتكن مي‌گفتند و در زبان سرياني هم آن را آذربايغان مي‌گفتند كه در همه‌ي السنه‌ي قديمي يك نام مشهور به شمار مي‌رفت و خود كلمه‌ي آذربايجان هم كه معرب شده‌ي آتروپاتكان است از سه عنصر لغوي تشكيل مي‌شود كه شامل اجزاء آتور يا آذر به معني آتش و پت به معني نگهبان و گان به معني قيد جا و مكان مي‌باشد و جمعاً منطقه‌‌ي بود كه اقوام ماد كوچك كه از اقوام قديمي ترك بودند در آن سكني داشتند و به نام سردار خود منطقه‌ي نگهبانان آتش مي‌گفتند و مركز آذربايجان قديم هم  شهر تخت سليمان بود كه در ازمنه‌ي قديمي تنها به آن شهر فرائورتا يا فرا اسپا مي‌گفتند كه نام يكي از بنيان گذران دولت مادي بود و تنها در دوره‌ي مغولان كه نويسندگان يهودي در اطراف مغولان  بودند اين منطقه را تخت سليمان و كوه آن را كه كوه اسوند ناميده مي‌شد كوه بلقيس نامبدند...

ادامه نوشته

جامعه جديد ايران و رنجهاي مردم

 

 

  ـ  جامعه جديد ايران و رنجهاي مردم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري شنبه 13 مرداد 1386 شماره 105 ص 4

در حالي كه در محافل دانشگاهي، لغت تغييرات اجتماعي و براي اخذ صنار و سي شاهي حق التدريس در حد لفظ پراكني تو خالي رواج دارد و بدون آنكه دانشجويان ايراني، تفهيم شوند كه منظور از اين كلمه چيست؟ در صحنه‌ عملي جامعه ايراني، زندگي 75 ميليون انسان ايراني دچار انواع و اقسام تغييرات اجتماعي شده است و رنجهاي فراوان از اين نوع تغيير رويه‌ي زندگي اجتماعي خود احساس مي‌كنند و شايد هم در هيچ دوره‌ي تاريخي از ادوار گذشته ايران، زندگي اجتماعي مردم ايران، اين همه دچار تغيير و تحول نشده بود كه امروزه به چشم خود مي‌بينند و مظاهر ملموس آماري و مظاهر ملموس اجتماعي اين نوع تغييرات اجتماعي هم عبارتند از: تغييرات وسيع در رشد تحصيل كردگان ايراني، در فاصله‌ زماني اندك و يا تغييرات وسيع بيكاران جامعه و يا تغييرات وسيع در رشد جوانان ازدواج نكرده ...

ادامه نوشته

جامعه‌شناسي تاريخي انگوران در تاريخ اجتماعي ايران

 

 

 

·  

 ـ جامعه شناسي تاريخي انگوران زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ 

نشريه موج بيداري ـ  شماره 129ـ پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 ـ ص 4

چكيده:

جامعه‌شناسي تاريخي انگوران به دو دسته تقسيم مي‌شود نخست شناخت وضع موجود اين منطقه انگوران كه شامل دهات اطراف انگوران و قصبه مركزي آن كه برروي همديگر يك دهستان به نام دهستان انگوران را تشكيل مي‌دهند و در جنوب غربي زنجان قرار دارند و مبتني بر مشاهدات اجتماعي و عيني خود مشاهده‌گر از تجربه‌هاي امروزين اين منطقه شهري است و ديگري جامعه‌ شناسي تاريخي اين قصبه در دوران گذشته است كه در آن به جاي تكيه به مشاهدات اجتماعي خود مشاهده‌گر به مشاهدات تاريخي مورخان تاريخي و غيره استناد مي‌شود كه از اين منطقه مشاهده داشته و يا مشاهدات خود را در ضمن متون تاريخي ابراز نموده‌اند. ...

ادامه نوشته

نگرش فرهنگي جامعه معاصر ايران به مذهب و تقسيم كار

 

·     ـ نگرش فرهنگي  جامعه معاصر ايران به مذهب و تقسيم كار  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 133ـ دوشنبه 13 خرداد 1387ـ ص 4

آنچه امروزه براي مردم ايران به شدت نياز است حركت به سوي يك جامعه توليدي و با كوشش بسيار و تلاش زياد مي‌باشد و يا افزودن بر فعاليتهايمان به عنوان مردم مسلمان در روند توليدات جامعه است تا بتوانيم بر اساس ادعاهاي ديني خود كه دائماً كرده‌ايم به همان ميزان هم كمبودهاي كنوني جامعه خودمان را با تلاش و كوشش زياد حل بكنيم، چرا كه يك جامعه ديني مثل ما كه به الگوهاي ديني اعتقاد دارد ولي به همان ميزان نيز به كار و كوشش و تلاش توليدي براي حل مشكلات زندگي خود نياز دارد و يا به كار براي حل مشكلات زندگي ديگران نياز دارد كه به آن كارگر و يا كارمند به عنوان افراد مسلمان چشم دوخته‌اند و به همين دليل يك جامعه ديني تنها از طريق مجهز شدن به اعتقادات صرفاً شناخت شناسانه‌ي ديني نمي‌تواند خودكفايي اقتصادي و يا سياسي و يا صنعتي و يا خانوادگي و غيره پيدا بكند و بلكه به همان ميزان كه به اعتقادات الگوهاي ديني نياز دارد به همان اندازه نيز به مزرعه كار و كارخانه كار و اداره كار و دادوستد وسيع كار و غيره نياز دارد كه به همين خاطر است كه يك جامعه به انواع ادارات و دواير اقتصادي كار مزبور مجهز مي‌شود تا با كار و كوشش هماهنگ و همساز آن گروه كار مردم‌اش  امكان زندگي در آن جامعه برايشان فراهم آيد و لذا اعتقادات ديني تنها بخش سازمان دهنده روابط كار آن مردم در يك نظام اداري است و يا در يك نظام اقتصادي و يا سياسي و يا فرهنگي و علمي و غيره مي‌تواند باشد ولي متاسفانه ما هنوز نگرش‌هايمان نسبت به دين و يا به الگوهاي ديني طوري است كه ما را چندان به كار و كوشش و فعالييت توليدي منطقي نمي‌كشاند و اين امر بيش از آنكه عيبي در الگوهاي ديني ما باشد بيشتر به علت عيب نگرش ما و مكتوبات نويسندگان ما نسبت به دين و الگوهاي ديني است كه باعث مي‌شود با آن الگوهاي ديني كه از طريق كتب معاصر آموخته‌ايم چندان اهل كار و كوشش نباشيم و اما اغلب الگوهاي ديني كه بر نصح يك آيه قرآني و يا روايات ديني مبتني است فلسفه اجتماعي خاصي دارد كه صرفاً نمي‌خواهد اعتقادات شناخت شناسانه ما را فقط تقويت بكند و بلكه مي‌خواهد كه در پراكسس اجتماعي زندگي ما در درون خانواده و يا در محل بازار كار و يا در دواير كار و يا در زمان مراوده‌هاي اجتماعي ما با يكديگر آن الگوهاي ديني را به كار بگيريم و نه اينكه مثل افلاطون و ارسطو فقط به سخنراني‌هاي مذهبي و يا فلسفه‌بافي‌هاي  مذهبي در انواع جلسات و يا پشت تريبون‌هاي تلويزيون بنشينيم و يا به فروش كتب ديني خود در دانشگاهها و مدارس به عنوان رواج عقيده ديني بيانديشيم كه با انجام اين نوع فعاليت‌هاي ديني در مرحله عمل، جامعه ما مشكلاتش را حل خواهد كرد و اصولاً  اغلب دستورات ديني براي عمل كردن است و نه براي حرف زدن و سخنراني و به همين دليل سعدي هم مي‌گويد

 

ادامه نوشته

جامعه شناسي شهري زنجان (قسمت دوم)

 ـ جامعه شناسي شهري و بافت شهري و مرفولوژي اجتماعي زنجان در دوره زنديه ـ بخش دوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 120  ـ چهارشنبه 5 دي 1386 ـ ص 7

در بررسي بافت شهري قديم زنجان و عناصر كالبد شهري آن در دوريه زنديه به بررسي پديده‌هاي ذيل مي‌پردازيم:

ـ دروازه‌ها و محلات شهري زنجان در دوره زنديه:

زنجان از قديم شش دروازه داشت كه در نقاط مختلف با روي شهر، راه‌هاي ارتباطي اين شهر و بازار آن را شهرهاي ديگر وصل مي‌كرد و اين شش دروازه زنجان عبارت بودند از: دروازه قزوين (يا دروازه شرقي زنجان) و دروازه جنوبي شهر و يا دروازه گروس و يا دروازه كردستان آن كه بعدا مردم به آن دروازه قلتوق مي‌گفتند (نام يك آبادي جنوبي زنجان) و يا دروازه غربي شهر و يا دروازه تبريز آن در غرب ناحيه بازار بود و نيز دروازه همدان در جنوب غربي زنجان و در پشت مسجديري پايين زنجان  بود و يا دروازه ارك و يا دروازه اردبيل آن در شمال غربي شهر و نيز دروازه رشت در ناحيه شمالي زنجان بود كه منابع تاريخي دوره زنديه از اين شش دروازه به سه دروازه آن اشاره كرده‌اند و از جمله در كتاب دارالعرفان خمسه به دروازه‌هاي قزوين و دروازه تبريز و دروازه كردستان يا گروس در چند جا اشاره شده است و چون حاكم زنجان در دوره زنديه يعني ذوالفقار خان افشار از قريه قلتوق زنجان بود لذا دروازه كردستان را به خاطر وي به نام دروازه قلتوق مي‌ناميدند و به همين دليل كتاب خاطرات ناصرالدين شاه هم در صفحه 276 خود ذكر مي‌كند كه از قريه قلتوق كه مسقط‌الراس ذوالفقارخان اسعد‌الدوله بود يخ به زنجان مي‌آوردند و بعلاوه محلات قديمي زنجان در دوره زنديه و بنا به منابع تاريخي عبارت بودند از: اشاقه محله و يوخاري محله و محله حسينيه و محله حق‌وردي يا (محله حقيون يا محله حقي‌لر) كه طرافداران حكومت نادرشاه به رياست نواده‌اش سندباد ميرزا افشار بودند و نيز محله ديوانگان زنجان به رياست دلي حميد و يا حميد ديوانه و يا دلي ايوب يا ايوب ديوانه و يا محله كوي جنوب بازار بود كه علي‌خان افشار آن را ساخته بود و به دروازه كردستان منتهي مي‌شد و در صفحات مخلتف دارالعرفان خمسه به اين محلات زنجان در دوره زنديه اشاره شده است.به

ادامه نوشته

جامعه‌شناسي شهري زنجان (بخش چهارم)

·   ـ جامعه شناسي شهري ـ پروسه هاي سياسي ، اجتماعي شهر زنجان در اوايل دوره زنديه ـ بخش چهارم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 123  ـ دوشنبه 15 بهمن 1386 ـ ص 3

 

در جامعه شناسي شهري زنجان، هدف شناخت پروسه‌هاي سياسي تعامل اجتماعي سكنه‌ي شهر و اقشار مختلف آن با يكديگر و يا با اقوام ديگر ايراني و غيرايراني و شهرهاي مختلف آنان است نظير: برخورد اجتماعي آنان با اقوام اوزبك، افغان، عثماني، دولت قاجاريه و يا دولت زنديه و غيره و نيز نقشي كه در اين دوره تاريخي سكنه‌ زنجان و منطقه خمسه در سياست كلي كشور بازي مي‌كنند بخشي از جامعه‌شناسي سياسي شهر زنجان مي‌باشد كه از اين نظر، زنجان در اين دوره زنديه، ويژگي‌هاي اجتماعي خاصي دارد كه قابل تامل جامعه‌شناختي است زيرا با اينكه در دوره زنديه زنجان يك شهر كوچك منطقه‌اي است ولي به دليل آنكه مركز خان‌نشين طوايف قدرتمند افشار است كه در چندين دولت قبلي نقش داشتند لذا در دوره زنديه نيز همچنان نقش تاريخي بازي مي‌كنند و به همين دليل پروسه‌هاي سياسي تند اين شهر در طي 46 ساله دوره زنديه صدمات زيادي به اين شهر مي‌زند و نيز باعث مرگ و مير زيادي از اهالي شهر شده و يا مورد حملات مختلف اقوام ديگر قرار مي‌گيرد و يا خود را آماده حملات به مناطق ديگر مي‌كند و به همين دليل در طي 46 ساله مزبور دائماً با لشكركشي‌هاي مختلف به سوي خود و يا از سوي خود به سوي نواحي ديگر مصادف است و به عبارت ديگر اوضاع سياسي ـ اجتماعي آن در طي 46 ساله مزبور پر تب و تاب اجتماعي است و پروسه‌هاي تند سياسي را مي‌گذراند كه نظير آن در شهرهاي ديگر ايراني كمتر ديده مي‌شود.

ادامه نوشته