شهرسازی وطرح جامع توسعه تهران، در دولت پهلوی دوم- (بخش هفتم)- دکتر محمد خالقی مقدم

شهرسازی تهران وطرح جامع توسعه آن، در دولت پهلوی دوم

(بخش هفتم)

دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس شهری

همانطوریکه درمقالات قبلی ام گفتم ،شهرسازی مدرن تهران که عمر 80 ساله از تاریخ 212 ساله پایتختی آن دارد وبعلاوه شالوده های مهم شهر سازی آن نیز در 37 ساله عصر پهلوی دوم ، ریخته شد که از حدود 3 الی 4 سال قبل از شهریور 1320 ش ، پایه های اساسی  ومهم شهرسازی 500 محله شهری تهران ریخته شدویااساس شهرک سازی های جدید تهران ، از آن تاریخ به بعد بود که ریخته شد که تحولات جدید خیابانکشی های مدرن تهران هم از سالهای 1316ش الی 1317ش اوج گرفته بود وقبل از آن تاریخ ، محلات تهران، تنها 5 محله سنتی بود که اغلب  خانه های آن محلات قدیمی تهران هم  ، خانه های خشت وگلی  ویابا کوچه های پراز پیچ وخم  وبافت فرسوده بود که یادگار شهر سازی دوران قاجاریه تهران بودو دوام 137 ساله آورده بود ، ولی از 80 سال قبل شروع به دگرگونی شهرسازی کرد ولذادر روال شهرسازی جدیدش ،اغلب  محلاتش نوسازی شدند ویا خیابانکشی هایش نوسازی شدند ویاخیابان مدرن گردیدند ویا ادارت سنتی تهران نوسازی شدند وبصورت وزارتخانه جدید تهران تجلی یافتند  ولی متاسفانه بعد از این همه از نوسازیهای جدید 80 ساله که نیاز به ترمیم ونوسازیهای جدید تر برخی از محلاتش را ضروری دوباره می سازد ،ولی هنوز آرشیو دقیقی از تاریخ نوسازی این همه از محلات جدید تهران  وجود نداردویا ازعمر مفید آن وجود ندارد ویا از تاریخ نوسازی انواع بیمارستان ها ویامدارس  ویاهنرستانهای تهران  ویا ازادارات ودانشگاهها و وخیابانها ومیادین  ووزشگاهها وتاسیسات شهری تهران  بوجود نیاورده ایم که تکلیف "شهرسازیهای آینده تهران " معلوم باشد ویا "اولویت های بازسازیهای نواحی مختلف آن واجزایش" معلوم ومشخص بگردد که جزو عیوب دانش ویادانشکده های راه وساختمان ویاشهرسازی معاصر ایرانیان می باشد  که دقتی به تاریخ  ساخت وساز این همه ساختمانهای  تهران وروش ترمیم آن ندارند  ویا اسنادی از آرشیو های ساخت وساز های آنها ودر آرشیو های شهر داریهای تهران وجود ندارد ویادر وزارت مسکن وشهرسازی  ویا در آرشیوهای معاونت عمرانی وزارت کشور ویا در آرشیو های دانشکده های مهندسی ساختمان  ویا شهرسازی تهران ونظیردانشگاه صنعتی شریف ویا علم وصنعت ویا خواجه نصیرطوسی ویا تربیت مدرس ویا فنی دانشگاه تهران  وغیره وجود نداردودر حالی که ادعای دانش نوین ساختمان سازی ویا سد سازی  وغیره را میکنند  و جای بسی تاسف دارد!وبا آنکه  اقشار وسیعی از همین مهندسان ایرانی ودر طی همین 80 ساله تاسیس رشته های مهندسی ایران و یااز تاریخ تاسیس دانشکده های  مهندسی ایران که می گذرد ودر هر مرحله زمانی هم، صدها فارغ التحصیل داده اند  که به ساخت وساز اینهمه ازساختمانهای شهرتهران ویاشهرهای دیگر ایرانی پرداخته اند  ویا به ساخت وساز انواع سدها وکانالهای آبی ویاخیابانها وجاده ها وپلهایش پرداخته اند ودر حالیکه برای ساخت وساز اینهمه از انبوه ساختمانهای ایران، ملایکه از آسمان  نیامده اند ویا اجنبی ها از کشور های دیگر آنها را برای ما نساخته اند  وبلکه در ساخت وساز اینهمه از انبوه ساختمانها ی تهران ، اقشار وسیعی از کارکنان بازنسشته شهرداری تهران دست اندر کار بودند  ویا پرسنل وزارت راه تهران دست اندر کار بودند ویا هیاتهای علمی دانشگاه ویافارغ التحصیلان دهها دانشکده مهندسی ایران ،دست اندر کار بودند ویا پرسنل صدها شرکت ساختمانی تهران، دست اندر کار بودند که به دلایل سیاسی ویا عیوب کاری خود ،هنوز آرشیوی  از تاریخ ساخت وسازهای خود  ویافعالیتهای مهندسی خود  ویاازعیوب ویا مزایای ساخت وساز های خود و"بعمد" مکتوب نکرده اند،تا تاریخ شهرسازی تهران پایتخت ، در هاله ای از ابهام نگه داشته شود که معلوم نباشد که محلات شهری تهران مزبور ، در چه زمانی ؟وِیابه وسیله چه شر کتهایی؟ ویا با چه مکانیزم اداری واقتصادی ، ساخته شده اند؟ ویا نقشه طراحی شهری آن ، چگونه بوده است ؟ وبهمین دلیل  هم نه تنها "اسنادعادی مهندسی "آنها در آرشیو های مهندسی ساخت وسازها ودانشکده های مزبورو بعمد مکتوب نشده اند وبلکه "اسنادسیاسی " تاریخ 80 ساله معاصر ایران هم بر همین روال اداری ،تفسیر تاریخی وتفسیر فرهنگی می شود که مبتنی بر 000000 7/1 اسناد ساواک می باشد  و ادعا میشود که از این دوران  پهلوی جمع آوری  ومدون کرده اند ولی طوری تفسیر فرهنگی ویاتفسیر تاریخی  می شوند  که "تاریخ اداری "ویا" تاریخ سیاسی"  ویا " تاریخ شهرسازی" و یا"تاریخ مدرسه سازی "  ویا"تاریخ بیمارستان سازی"  وغیره 80 ساله معاصر ایران و در هاله ای از ابهام وناشناختگی باقی بماند  وبا آنکه هزاران نفر ،امروزه در رشته تاریخ علمی ویا در در رشته مستند سازی  کار می کنند ویا بر روی مطالب رسانه ها ومطبوعات وموءسسات تحقیق تاریخ معاصرایران کار می کنند ویاتابلوی اداری آنرا گرفته اند ویا ارتزاق از این راه میکنند  ویا ادعاهای شفاهی ویاادعای مکتوب ویا "همکاری در این طریق "را میکنند  ولی با وجود این همه از تاسیس رشته های دانشگاهی ویاعصر مکتوب کردنها وعصر اسنادمکتوب ، هنوز ،از نظر تعقل تاریخی ویادیدن واقعیت های 80 ساله معاصرایران وحقایق شهرهای ایرانی ، هنوز نظیر اعراب بیسواد قرون اولیه اندیشیده ایم ویا تفکر میشود که تنها بعد از گذشت دویست سال از تاریخ فتح شهرهای ایرانی وبدست اعراب مزبور ، تازه کتابهای " فتوح البلدان بلاذری راو بعد از دو قرن نوشتند ویا تاریخ " الفتوح " ابن اعثم  نوشته شد ، که عبدالحسین زرین کوب هم به طنز آنرا " تاریخ دو قرن سکوت " می نامد  که در روال تاریخ نویسی مزبور هم به روش " روایت گویی " ویا" روایت نویسی " عمل شده بود وفرضا بلاذری در کتاب " فتوح البلدانش ویادر تدوین تاریخ فتح شهرهای ایرانی وبدست اعراب  وبعد از گذشت دویست واندی سال و  به روش روایت گویی  عمل می کند که فلانی از فلانی روایت کرده است واو هم از فلان کس روایت میکند وتا دویست سال قبل می کشاند که فرضا شهر ری  ایران در آن تاریخ چگونه تسخیر شد ؟ ویا شهراصفهان ویا نهاوند ویا شوشتر ودر چه تاریخ مزبورویا بوسیله چه کسانی فتح شده اند ؟ وکتاب "البلدان "ابن فقیه هم چنین است  ویاتدوین کتاب " الفتوح " ابن اعثم "  ویادهها کتاب این عصراعراب نیز چنین است که بهمین روش  وسبک کتاب نویسی  روایی  عمل می شود  ودر حالیکه دلیل بیسوادی همگانی است که بعد از گذشت دو سه قرن از وقوع حواد ث سیاسی ویا شهری ویاحوادث فرهنگی  ، آن واقعه تاریخی مکتوب وارائه نشود ویا ذکر آن هم تنها با ذکر دهها راوی  باشدویا روایت کننده از آن واقعه تاریخی باشد که دویست وسیصد سال از آن حادثه گذشته است ، واین با ر بدلیل بی  خبری همگانی ، به روش مزبور مکتوب بگردد ، وتاریخ نویسی 80 ساله معاصر ماهم نظیر تاریخ نویسی اعراب  اولیه است که با دو قرن سکوت بعد از "وقوع اولیه حادثه مزبور"  مکتوب میشود ولذادچار" چند دهه سکوت  شهرسازی ویا سد سازی "شده ایم  ولذا عیوب شهرسازیهای لرستان ویا خوزستان ویا گلستا ن ویا ما زند را ن و یا   سدسازیها ی مزبور را،تنها وبعد از سیلهای مزبوردرک می کنیم ویابعد ازگذشت دهها سال از عمر وتاریخ ساخت وسازها یما ن در مییا بیم  واین در حالی است که اعراب اولیه هم تاریخ شهرهای ایرانی را گشوده بودند و تنها بعد از گذشت دو سه قرن  ، تاریخ حوادث آن شهرها رانوشتند واین امر ، بدلیل آن بود که سوادلازم را نداشتند ودر حالی که ماها ادعای با سواد بودن  در عصر کنونی  رامی کنیم ویادر دهها رشته شهرسازی ومهندسی ساختمان ویا سدسازی ایران مدرک می دهیم ویا دکتری دادن در رشته علم تاریخ را مد اجتماعی کرده ایم  ویا درعلم رسانه ویادر علم خبر نگاری  ویا در تاسیس دانشکده های آن موضوعات راو در 80 سال معاصر داریم  ولی هنوز تاریخ مکتوب ویامستند محلات پایتخت تهران را نمی دانیم ویابا وجود دهها دانشکده مهندسی ساختمان تهران نداریم ؟!ویادر حالی است که ادعای انواع فن آوریها را میکنیم که ملل  جهان هنوز، به آنها دست نیافته اند  ولی زمانی که سیل، چند صد شهر ویا روستاهای مارا خراب کردوآنگاه در می مانیم که چرا چنین اتفاق افتاد؟

 آری سر نوشت ملت چاخانی که از کنار خیابانها " رساله دکتری  ویا فوق لیسانس" بخرند ، ویادر مورد معلومات نداشته خود، و در رسانه هایشان  قیل وقال زیاد بکنند ، بیشتر از این نمی شود !زیرا بقول شاعرمان: نظیر درخت میوه پر باری، است که هر چه بار میوه اش بیشتر بشود ،آنگاه از تواضع علمی اش ، شاخه هایش سنگین  ترشده وسرش را بیشتر پایین می آورد ولی طبل توخالی  که داخل اش پوک می باشد  واما بدلیل پوک بودنش از داخل ،و تنهاسر وصداهای زیاد تری می کند ویابا سروصدا های وحشتنا ک خودش ، که از پوسته خالی  خودش بر می خیزد،  حواس همگان  ویااز راه دورراجهانیان را بخود جلب مینماید!

ودر هر حال، اینجانب که حداقل ، 40 سال است که بر روی شهرسازی تهران ویادیگر شهر ها تحقیقات مستمر دارم  ودر این راستا هم، حداقل اسناد مکتوب 77 محله بزرگ شهری تهران را جمع آوری کرده ام که جزو مکتوبات صدها سیاح است که به تهران  آمده اندویا جزو مکتوبات نویسندگانی از گذشته است که از نزدیک  تهران ویامحله های شهری گذشته اش رادیده اند ویادر آثارشان چگونگی آنرا مکتوب  تاریخی کرده بودند  ولی در تجزیه وتحلیل درست این همه ازاسناد تاریخی پراکنده ویامکتوب باقی مانده ازآنان واز محلات تهران ،دچار مشکل بودم که در مقاله قبلی ام بنام "روش تحقیق ام در مورد تاریخ شهرسازی تهران"به آن نکات  معرفت شناسی اشاره کرده ام وتنها با مراجعه به "برخی اسناد سیاسی ایران"  بود  که مسایل برایم روشن شد که به آن اسناد سیاسی اشاره خواهم کرد واز جمله یکی از :این اسناد سیاسی ، محتویات برخی از صفحات کتاب " پاسخ به تاریخ"خود شاه سابق  می باشد که در صفحات 214 و215 و216 کتابش  آمده است وبه اسامی دهها " شرکت ساختمانی بزرگ تهران"  اشاره کرده است که در دوره 37 ساله سلطنتش ، زیر نظر " بنیاد پهلوی خوداو" بودند ویاساخت وساز بسیاری از محلات تهران را در دوره تاریخی مزبور بعهده آن شرکت ها بود ویابرخی ازاسناد سیاسی دیگر هم از این قبیل می باشند که به اسامی آنها هم اشاره خواهم کرد واز طریق این اسناد سیاسی بود که به خیلی از "نکات شهرسازی  گذشته تهران" پی بردم که  بسیاری از "مهندسان ایرانی "  وبخاطر عدم اطلاع مردم ایران ، واز معایب " شرکت های مشاوره ساختمانی اشان  آنها را پنهان کرده اند" ویادر ساخت وساز ها ی تهران وشهرهای دیگر ایران ، نقش خود را در این باره واز بقیه ایرانیان پوشانده اند که باعث شده است که امروزه ، تاریخ 80 ساله تهران مجهول بماند واین  نوع ،پوشاندن تاریخ شهرسازی تهران ،فلسفه ویاحکمت خاصی داشته است !ولیکن شاه وبعد از رفتن اش از ایران ، ویابرای روشن شدن اذهان  عمومی  ونکات نهفته به نوشتن  این نوع کتاب " پاسخ به تاریخ"  خودپرداخته است  ودر لابلای آن نکاتی را که هزاران مهندس ایرانی ویاشریک در ساخت وسازها ،واز بقیه پنهان کرده بودند، آشکارتر کرده است ویادر برخی از صفحاتش ، آن نکات پنهان عصر و  دوره تاریخی خودش را آشکارتر کرده است ،وهر چند بسیار خلاصه است واز جمله درص  226 همان کتاب ودر طی مطالب 7 سطر، به "برنامه های  خانه سازی بنیادپهلوی " در تهران اشاره میکند  واضافه می کند که فقط در سال 1357ش( سال آخر حکومتش) : ساختمان 6000واحد مسکونی در تهران  وتوسط این بنیاد پهلوی ودر حال ساخت وساز بود ند

ولازم به یاد آوری است که بگویم  صدها مهندس تهرانی ویا پرسنل بازنشسته شهرداری تهران ویا صدها کارمند وزارت شهرسازی ویا سازمان برنامه وبودجه تهران  ، این نوع پروژه های ساختمانی مستمر تهران را به پیش می بردند که اسنادی از مشارکت خودشان و در این نوع از  پروژ ه های ساختمانی بجای نگذاشته اند ویا بعمد بر جای نگذاشته اند که تاریخ شهرسازی معاصر تهران بر همگان مجهول بماندکه امروزه در دایره های اداری وعلمی وجود ندارد ویا"سند سیاسی دیگر" هم صفحات مختلف "کتاب فساد در رژیم پهلوی دوم" می باشد که در برخی از صفحاتش وبه برخی از نکات منفی ویا مثبت  پدیده ساختمان سازی تهران و در عصر پهلوی دوم ،بطور مجمل  وصرفابا ذکر نام شرکت  مزبوراشاره کرده است  واز جمله صفحات 120 و121 و124  و

   و  125  و  126  کتاب مزبور و یا صفحات 172 و  175 و177 و 178 کتاب" فساد در رژیم پهلوی" است که تنها به اسامی دهها شرکت دیگر ساختمان عصر پهلوی دوم اشاره میکند که مشغول ساخت وساز درشهر تهران ویا درشهرهای دیگر ایرانی بودند ،ویا در دوره تاریخی مزبور فعالیت می کردند، که گرچه کتاب مزبورهم ، توضیحات اضافی  ودرمورد شرکتهای ساختمانی مزبور هم نداده اند  وصرفا ذکر اسامی آنها می باشد ولی گویای بسیاری از نکات پنهان  ودر مورد ساخت وساز شهرسازی تهران معاصر میباشد ومثلادر ص125 کتاب مزبور از : "شرکت خانه سازی وتوسعه تهران بزرگ " نام می برد ویا در ص182 همان کتاب از "شرکت خانه ایران " نام می برد ویا در ص 177 از " شرکت سهامی مهندسی ونوسازی ایران مونیر" نام می برد ویا در ص 125 و177 از " شرکت شهر سازی وساختمانی فرح آباد تهران " نام می برد ویا در ص 176 از " شرکت عمران وآپارتمان سازی محله خوردین تهران" نام می برد ویا در ص 176 از "شرکت عمران وشهرسازی شمیران نوتهران " یاد میکند ویا در ص 126 و178 از " شرکت مهندسی وساختمانی ایرا" نام می برد ویا در ص 177 از " شرکت گسترش شمال شهیاد تهران " نامبرده است ویا در صفحات 125 و180 کتاب مزبور از " شرکت های ماشین آلات عمرانی" نام می برد که در تهران وبرای ساخت وساز آپارتمانها وادارات دولتی بکار گرفته میشدند ویا در ص 173 کتاب مزبور از " شرکت وام وپس انداز اکباتان تهران "نام می برد که وظیفه عمران ویاساخت وساز شهرک اکباتان تهران را بعهده خود داشت  ویا در ص 176 از " شرکت ساختمانی تکلار تهران " نام می برد ویا در ص 121 از " شرکت ساختمانی مهستان تهران" یاد میکند  که دو شرکت ساختمانی اخیرهم ، وظیفه اش ساخت وساز آپارتمانهای شهرک غرب تهران (و یا شهرک قدس کنونی ) را بعهده خودداشت ویا در ص 177 کتاب مزبور از " شرکت خانه سازی الهیه تهران " نام می برد ویا در ص 176 از " شرکت خانه سازی اسکان ایران " نام می برد ویا در ص 173 از " شرکت پس انداز مسکن کوروش "نام می برد ویا در ص 176 از "شرکت مهندسی وساختمانی لیمان محله کن تهران " نام می برد ویا در ص 177 کتاب مزبور از " شرکت مهندسی وساختمانی ایران نیهون " نام می برد  وبعلاوه به اسم شرکت " ایران نیهون تهران "هم ، کتاب " دو قلوی میر پنج " نیز اشاره کرده است که شرکت ساختمانی مزبور نیزمتعلق به اشرف پهلوی بود ،  وبعلاوه " سند سیاسی دیگر " هم کتاب نیمه پنهان اشرف پهلوی " می باشد که نشر دفتر پژوهشهای کیهان می باشد  و در ص 61 کتاب مزبور به " طرح خانه سازی کن " وتوسط اشرف پهلوی  اشاره می شود  ویا در ص 160 کتاب مزبور به " خانه سازیهای اراضی شرق تهران "  اشاره می شود ویابه خرید وفروش آنهاو بوسیله اشرف پهلوی وخانم خواجه نوری (رئیس دفترش) اشاره می کند ویادر صفحات 49 و170 کتاب مزبور ،و به" تپه های محله دروس تهران "و باغهای دروس تهران "و در دوره پهلوی اشاره دارد که نشان می دهد که هنوز محله دروس تهران ودر  دوره مزبور ، وبه آپارتمان سازی دچار نشده بود وبیشتر باغ ویاتپه بود ویا ص 17 کتاب "سرگذشت پر ماجرای محمود قربانی ویا کاباره دار میامی  تهران ودر خیابان پهلوی سابق " از مجموعه ساختمانهای ASP تهران یاد می کند که از گرانترین  آپارتمانهای  ساخته شده تهران ،ودر عصر پهلوی دوم بود و    هویدای نخست وزیر  نیز در یکی از آپارتمانهای آن ساکن بود ومهندس مراد پناه پور نیز صاحب آن آپارتمانها بود وبرخی از وزراء هم در خیابان وزراءبودند که بعدا بنام خالد اسلامبولی نامیده شد ویا"سندسیاسی دیگر هم  کتاب "بدون شرح و به روایت اسناد ساواک " می باشد  که در ص 147 کتاب مزبور ، به "ساخت وساز اشرف پهلوی ودر ده ولنجک تهران " اشاره دارد  ویا در ص 147 کتاب مزبور هم ، به دعاوی شاهپور محمود رضا و در "اراضی  واقع در ونک تهران "  ویا در " اراضی سه راه مهر آباد تهران " اشاره کرده است  ویا در ص 214 همان کتاب اخیر ودر سال 1347 ش وبه نقش شاهپور غلامرضا پهلوی ودر ساخت وساز " ساختمانهای خیابان کارون تهران " اشاره می کند  ویا در ص 175 همان کتاب و به " اراضی وحیدیه تهران  وبرخی ازاراضی خیابان پهلوی تهران اشاره داردویاتوسط معمار شیرازیان ،ودر دوره  پهلوی دوم اشاره دارد ویا"سند سیاسی دیگرهم " کتاب " زنان در بار و به روایت اسناد ساواک " است  که در ص 288 کتاب مزبور نیز به " شرکت ملی ساختمانی " اشاره دارد که یک نوع شرکت برج سازی خاصی بود که تعدادی از مهندسان دانشگاههای  بزرگ ایران ویاهیات علمی های آنها و  به همکاری با این شرکت ساختمانی می پرداختند  ومتعلق  به " عبدالعزیز فرمانفرمائیان "بود که از خانواده فرمانفرماها می باشد ودر تکمیل ساختمانهای کاخ سفید سعد آباد تهران نقش داشت  ویا در ساخت وساز آپارتمانهای برخی  ازمحلات تهران نقش داشت  وبعلاوه ص 267 جلد دوم کتاب " ظهور وسقوط سلطنت پهلوی "  می باشد  که از نقش مهندس فرمانفرائیان که پیمانکار ماهری بود واغلب ساختمانهای استادیوم صد هزار نفری تهران و یاسالن های متعدد ورزشی آنراو در عصر پهلوی دوم ساخته بود  ولی چونکه به نقل  همان کتاب ،و در نحوه ساخت وساز استادیوم ، از او شکایت شده بود ولذا صفی اصفیا (یارئیس سازمان برنامه)  هم دستور داده بود که یک مهندس فرانسوی به ایران  بیاید  وایرادات آنرا بر طرف بکند  ولیکن  وی به  خودشاه مراجعه می کند  وقول می دهد که ایرادات ساختمانی آنرا بر طرف بکند وبعلاوه صفحات 266 و267 کتاب مزبور هم از نقش مجید اعلم یاد می کند که مقاطعه کار صدها پروژ ه ساختمانی بود که در عصر پهلوی دوم ،آن نوع پروژه ها را از سازمان برنامه وبودجه سابق ایران  وکارمندانش می گرفت  ویا ص 233 همان  کتاب " ظهور وسقوط سلطنت پهلوی " نیز از " طرح خانه سازی کن تهران " یاد می کند  وبعلاوه در ص 232 کتابش هم می نویسد که : اشرف پهلوی وشرکت ساختمان سازی وی و برای خانه سازیهای خود در تهران و یا برای فروختن آنها به مردم تهران  ،و حدود 300 میلیون تومان وام از "بانک عمران تهران" وام گرفته بود و بعلاوه300 ملیون دیگر هم می خواست ودر آن موقع مدیر عامل بانک عمران  هم، مصطفی قلی رام بود  ویا آزرم نیز معاون بانک مزبور بود وبرخی ازشعباتش نیز در خیابان ایرانشهر تهران ونواحی دیگر واقع بود  ویاعلاوه از بانک رهنی  ، نقش مهمی در آپارتمان سازیهای شهر تهران ویانواحی دیگرایران بازی می کرد وبعلاوه ص 1094 کتاب "نخست وزیران ایران" دکتر باقر عاقلی  ، هم  از " سازمان خانه سازی " یاد میکند که در راس آن سعیدی فیروز آبادی بود  وبعد از سقوط دولت دکتر اقبال  ، مقرش ، محل کار جمشید آموزگار  می شود  وبعلاوه ص 220 کتاب "پاسخ به تاریخ"  هم از " شرکت خانه سازی ایران "  یاد می کند که متعلق به مهدی بوشهری بود ( که از خانواده معین التجار بوشهری تاجر عصر رضا شاه واحمد شاه بود) ویا کتاب مزبور هم  علاوه از ذکر دهها شرکت ساختمانی و  بّه ذکر" شرکت هتل های  ایران "  بنیاد پهلوی  هم اشاره می کند  که ساخت وساز ساختمان دهها هتل بزرگ تهران راو در عصر پهلوی دوم به عهده خود داشت  وبعلاوه کتاب " نقش وموقعیت تجار وصاحبان صنایع در عصر پهلوی " هم که چند جلد است ودر جلد متعلق به محمد رحیم ایروانی ویا درص 333 آن کتاب ، از "شرکت سرمایه گذاری وعمران مهر آباد تهران" یاد می کند که در سال 1336 ش ، کارخانه کفش ملی راو در جنوب مهرآباد تهران براه انداخته بود وبرای خانه سازی کارگران   خودو یاافراد عادی این ناحیه هم ، "شرکت عمران مهر آباد" را هم تاسیس  می کند وجلد دیگر این کتاب  هم که متعلق به خانواده لاجوردیهاست که از سر مایداران کاشان مقیم تهران بودند ویادر صفحات مختلف اش از اسامی "برخی شرکت های ساختمانی تهران وغیره " آنان یاد می کند ,واز جمله  در ص170 کتاب مزبور ،از "شرکت آپرین ساختمان " برادران لاجوردیها  یاد می کند ویا از " شرکت مهندسین مشاور دراووی ایران " آنهانام می برد! ویا در صفحات 168 و169 و170  و171 همان کتاب از " گروه ساختمانی آکام " برادران لاجوردی یاد می کند که در سال 1349 تاسیس کرده بودند  وشامل " شرکت آکام بتون "  ویا" تهران بتون "بود ویا" شرکت آکام مسکن " بود ویا" شرکت آکام چوب دربهای ساختمانی "  ویا" آکام فلز ساختمانی "بود ویا"شرکت صنایع شنی آکام" و" شرکت ماسه ساز کو"  بود ویاشرکتهای ساختمانی زمینه  ویا "شرکت ساختمانی نابر"  بودویا"گروه ساختمانی بهشهر " ویا " شرکت ساختمانی ومهندسی پاکرو "  بودکه در سال 1346 ش تاسیس کرده بودند ویا "شرکت ساختمانهای فولادی سولیران ویاساخت سوله ها"بود که تاسیس اش در سال 1343 ش بود ویا" شرکت سیمان غرب" که تاسیس اش در سال 1351ش بود وبوسیله این نوع از شرکتها، تعداد زیادی از محلات تهران  معاصر ساخته شدند ویاساخت ویلا های شمال ایران و در بهشهر ونوشهر ونور ومحمود آباد و نمک آبرود وکلاردشت وغیره بود ومثلا شرکت ساختمانی نابر آنها، 500 هزار متر اراضی بین نوشهر وبابلسر را خریداری کرده بود  ویا نقشه کشی وجاده سازی ویادرختکاری ولوله کشی وبرق کشی نموده بودوبه متمولین تهرانی  می فروخت ویا ویلا شهر را در شهرستان نورشمال ساخته و در سال 1354 ش به راه انداخته بودند  ویا "مسکن کارکنان بهشهر" را راه اندازی کردند ویا در سال 1349 ش " پروژه شهرک  دانشگاه تهران "  راو در کیلومتر 18 جاده قدیم کرج براه انداختند ویا ساخت وساز ساختمان بسیاری از ادارات آموزش وپرورش ومدارس تهران را بعهده گرفتند ویا ساخت وساز سالن های مرغداریها ودامداریها وانبارهای فولادی تهران وغیره راو با پرسنل  کارمندی " شرکت ایران سولیران " بعهده خود گرفتند  ویا"شرکت فایبر گلاس" و "صنایع شنی" و"بتون سازی ساختمانهای بزرگ تهران" را بعهده خود گرفتند ویا در زمینه مشاوره ساختمانی  وپیمانکاری ونصب وطراحی  ویانظارت فنی این نوع ساختمانها ،نقش بازی میکردند که مهندسین زیادی  وبرای این امور استخدام کرده بودند ویا در تهیه مصالح فلزی ومصالح ساختمانی بسیاری از محلات تهران ، پرسنل آنها نقش بازی می کرد ویا"دفاترمهندسین ساختمانی آنها" ودر خیابانهای مختلف تهران فراوان بودند  ویاکارمندان متعددی هم ،این نوع شرکت های ساختمانی  آنهارا اداره می کردند  ویا پیمانکاران ساختمانی متعدد ی  هم داشتند و نظیر رحمانی کیا ویا بدیعی ویا استپانی وخادم وغیره ّبا آنها همکاری می کردند ویا از خانواده آنها قاسم لاجوردی بود که "َشرکت نورستان" را در زمینه خرید وفروش سهام ویااجاره اراضی  شهرنوررا تاسیس کرد  ویا" شرکت ساختمانی امیر آباد" راو در سال 1353 ش تاسیس کردند  وبوسیله این  نوع شرکتهای ساختمانی بزرگ بود که سرتاسر تهران  ودر طی 37 سال عصر پهلوی دوم  وبصورت "کارگاه بزرگ ساختمانی "در آمده بود  که بالای چند میلیون ساختمان مسکونی  در آن دوره ساخته شدویا ساختمانهای اداری ویا آموزشی و یابیمارستانی و دانشگاهی ویاورزشی ویا خیابانکشی ها وکوچه بندیها بعمل آمد ویامیدان سازیها وفضای سبز سازی آنها را بعهده گرفتند که حدود 000/000/4 جمعیت مهاجر به تهران را منزل مسکونی بدهند ویامغازه تجاری  واتاق اداری  ودرساختمان وزارتخانه ها به آنهابدهند  ودر حالی  که جمعیت تهران  ودر هنگام ترک رضا شاه واز خاک ایران، تنها 550000نفر بود ویابا مهاجرت 4میلیون نفر ازاهل حرفه واز شهرستانهای مختلف ایران و درسرشماری سال 1355ش به حدود5/4میلیون بالغ شده بودند  ولی در طی این مدت  اندک هم  وبه همه آن جمعیت مهاجرتهران ، منزل اجاره ای ویا منزل ملکی مناسب داده شده بود واغلب، بدون منزل نبودند وبرای تحقق این نوع از شهرسازی  سریع هم ودر طی چند برنامه عمرانی  ایران ، مرحله بندی زمانی شده  بود ،تا پروژه های عمرانی تهران، برنامه ریزی  شده باشد ویابامصالح سازی مناسب و توام با ساختمان سازی تهران هماهنگی فنی  داشته باشد ویا تدارک  صنعتی لازم بشود که شامل ساخت 37 کوره آجر پزی جنوب تهران بودویا برنامه ریزی کوره های آجر پزی نزدیک به آن  شهر ودرجنب شال قزوین ویاتاکستان  بودویا تاسیس کارخانه سیمان تهران ویاغرب ویا سیمان آبیک ولوشان  بود ویا تاسیس کارخانه های گچ  گچسر ویاآهک چالوس ویاسمنان وقم و یا انارک یزد وغیره بود ویا تاسیس کارخانه های مصالح فلزی آن منازل بود که دراطراف ساوه ویاقزوین  وکرج ساخته شود ویاتاسیس صنایع آلمونیومی ودرب چوبی آنها بود که توام با" برنامه ریزی شهری تهران همگام "باشد   ویاتاخیر سرمایه گذاری صنعتی نداشته باشد که جمعیت مزبور در تهران ، بی مسکن بمانند  ومثلا به نقل همان صفحات 125 و175 کتاب " فساد در رژیم پهلوی " شرکت آجرَجنوب " را ساخته بودند ویا به نقل ص 120 همان کتاب  وبرای خیابانکشی های تهران تدارک برنامه ریزی مناسبی شده بود ویا در سازمان برنامه انجام داده بودندولذا رحیمعلی خرم را(و یا صاحب پارک خرم قدیم ویاپارک ارم کنونی تهران )را که متولد اطراف ساوه بود  ومدتی هم مقاطعه کار شهرداری تهران  شده بود وبرای توسعه  وسیع خیابانکشی های تهران وبّعنوان "مدیر عامل شرکت راه"  تعیین کرده بودند ، تا در شرکت تازه تاسیس خودش، به توسعه سریع امکانات  آسفالت کشی  خیابانها ویاپشت بامهابپردازد  ویا به توسعه ماشین آلات آسفالت خیابانها ویاکوچه های تهران بپردازد  ولذابا سود آن شرکت هایش هم وی ،پارک خرم تهران را ساخت ویاتاسیسات تفریحی درونی آنرا می سازد ویا برای تامین درب وپنجره آلمونیومی وفلزی ساختمانهای تهران ، اجازه تاسیس شرکت آلمونیو می را می دهندویااجازه ساخت لوله آبرسانی  منازل راو به نقل ص 126 کتاب "فساد در رژیم پهلوی" و به شمس پهلوی می دهند که" شرکت  آلوم شارس " را تاسیس بکند ویا "شرکت ساختمانی خطوط لوله ایران" را ویا " شرکت متال فورمز "را تاسیس بکند  ویا "شرکت مهندسی مهر شهر کرج"  را تاسیس بکند  وبه سکنه متمول کرج بفروشدکه ساخت وساز منازل شیک مهر شهر کرج هم و در دوره پهلوی  دوم ، حاصل  این نوع فعالیت شرکت مهندسی  مهر شهرکرج می باشد وبا در آمدش  ،پرسنل شرکت نیز" قصرشمس پهلوی " راو در همان مهر شهرکرج  می سازند و ویرانه آن  قصررااخیراو توسط میراث فرهنگی بازسازی کرده است  که بر اثر باد وباران تخریب می گشت وبعلاوه به نقل همین صفحه 126 کتاب مزبور، شمس پهلوی "چندین شرکت ساختمانی دیگر" هم تاسیس کرده بود که در ساخت وساز محلات تهران شرکت داشتند  واز جمله :"شرکت ساختمانی فیاتک "  بود ویا " شرکت ایرا"  وِیا" شرکت  ایرا سر"  بود ویا " شرکت ساختمانی سازندگان " ویا" شرکت آناهیتا" بود ویا"شرکت ساختمانی فرامین" ویا " شرکت ایران موبیل" وکاپاگ وغیره وغیره...بودند و بعلاوه به نقل ص 175 همان کتاب اخیر هم وبرای تامین  مصالح سیمانی صدها هزار ساختمان نوساز ویاساختمان بزرگ وسیمانی  تهران ودرعصر پهلوی ،تاسیس چندین کارخانه سیمان سازی بعمل میآید که با پول بنیاد پهلوی انجام بگیرد واز جمله به نقل ص175 همان کتاب :تاسیس کارخانه های سیمان تهران بود ویاساخت سیمان غرب ویا سیمان آبیک قزوین بودویا سیمان فارس وخوزستان وغیره بود ویابا برنامه ریزی صنعتی  پرسنل سازمان برنامه ویابا پول بنیاد پهلوی بود تا شهرسازی مرحله بندی شده تهران  فراهم آید ،ویا در موعد مقرر تحقق یابد  وبعلاوه هزینه تاسیس کارخانه های "شرکت آهک چالوس " ویا"شرکت گچ تهران " ویا"شرکت ایرانیت ساختمانها" ویا شرکت پلاست ایران( یعنی شرکت تولید لوازم ساختمانی )  ویا شرکت پارسوئد ( یعنی شرکت قطعات پیش ساخته ساختمانی )  ویا "شرکت پریفات "و یا "شرکت آجر جنوب -محمود رضا پهلوی "هم ویا شرکت معدنی سنگواره ویاشرکت آبسنگ   ودونا ونورکان هم که به تامین سنگ  ساختمانی  وسنگ کاری و روبناسازیهای ساختمانی تهران می پرداخت ،ولذا با پول بنیاد پهلوی باشد ویا ص176 و177 کتاب "فساد در رژیم پهلوی "  هم واز چندین شرکت ساختمانی محمود رضا پهلوی یاد میکند که تعدادی از مهندسین تهران  وبا آن شرکت ها همکاری می کردند  واز جمله "شرکت  ساختمانی میم جیم میم" بود ویا" "شرکت ساختمانی کلبه" ویا" شرکت خانه سازی وتوسعه تهران بزرگ "بود ویا"شرکت ساختمانی فرح آباد تهران"بود  وبعلاوه صفحات 177و178 و179 همان کتاب  هم به شرکت های ساختمانی شهرام پهلوی نیا ویا به شرکت های ساختمانی شهباز پهلبد اشاره دارد  که "شرکت سهامی مهندسی ونوسازی ایران "شهرام پهلوی نیاست ویا " دو شرکت ایران مونیر وایران نیهون وی  می باشد ویا شرکت خانه سازی الهیه شهرام پهلوی است ویا "شرکت ساختمانی سامان ایران " شهرام  می باشدکه اشاره دارد ویا چندین "شرکت ساختمانی کورش بنا" ویا"شرکت ساختمانی فرامین "  است   ویا"شرکت ایران موبیل  َشهباز پهلبد می باشد که از خاندان پهلوی  بود  وبعلاوه به شرکت های ساختمانی تمیشان  ویا"شرکت ساختمانی اینداستر " غلامرضا پهلوی اشاره دارد  ویا در ص 181  همان کتاب ،وبه" شرکت ماشین آلات را هسازی جان دیر" عبدالرضا پهلوی اشاره دارد ویا در ص 180، همان کتاب ، به "شرکت ماشین آلات عمرانی "محمود رضا پهلوی اشاره دارد  ویا در ص 182 همان ماخذ به "شرکت اجاره وفروش ماشین الات آریا لیزینگ بنیا د پهلوی "اشاره دارد ویادر ص 183 کتابش ، به سازمان عمرانی نمک آبرود  بنیاد پهلوی اشاره دارد  وهمچنین ص182 کتاب مزبور هم، به چندین شرکت مقاطعه کاری شفیق ها  اشاره دارد که جزو خانواده پهلوی شده بودند که شامل "شرکت معاملات رهنی سافیران " بودویا "شرکت سافریناس "ویا"شرکت مقاطعه کاری ایران ساسر"  شفیق بود ویا "شرکت خانه ایران " مهدی بوشهری بودکه برادرشوهر اشرف  پهلوی بود  ویا "شرکت مزون ودکور ساختمانی" بود که متعلق به نوه رضا شاه  بود ویا در ص 177  همان کتاب ،به "شرکت ساختمانی نشیران " کیوان پهلوی  اشاره دارد ویابه " گروه مهندسین مشاور لوترک "کیوان پهلوی که فرزند فاطمه پهلوی بود اشاره دارد و بعلاوه "شرکت های ساختمانی سازانکو" ویا " شرکت ساختمانی مهستان"  ویا "شرکت گسترش شمال شهیاد" نیز  متعلق به اشرف پهلوی بود  وخود شاه هم  در بنیاد پهلوی ،"شرکت های ساختمانی آتی ساز" وِیا"شرکت نوکار" ویا "شرکت گلزار "و"شرکت لتمان کن" ویا "شرکت خانه سازی اسکان ایران "ویا "شرکت ساختمانی مونتکس ایران "ویا "شرکت آربیتا" و"شرکت عمرانی تکلار"  وِیا "شرکت فرانکور"  ویاچند "شرکت عمرانی اراضی غرب تهران" وِیا "اراضی شمیران نو "ویا "شرکت عمران کیش" و یا " شرکت آپارتمان سازی  محله خوردین  تهران "وغیره را اداره می کرد واز سال 1334 ش  هم که آبرسانی تهرانی ویالوله کشی  آن به منازل شکل گرفت ویا از سال 1342ش هم که وزارت برق بوجود آمد ویاتاسیسات آب وبرق شهری عمومیت یافت  وچندین شرکت هم در همین راستا شکل گرفتند  ویاتاسیس" شرکت تولید لوازم الکتریکی منازل" ضرورت یافت که حاج برخورداری واز سر مایه داران یزدو ساکن درتهران ودر کارخانجات الکتریکی خودش ،وظیفه ساختن سیمهای منازل  راویا ساخت کلید وپریز ولامپ ومهتابی  منازل را بعهده خودش گرفته بود که همگی اجزاء مکمل شهرسازی نوین تهران تکمیل بگردد ویااز شهرسازی تهران عصر قاجار یه متمایز بگردد که صرفا 5 محله شهری سنتی داشت ویابا خانه های خشت وگلی  وتیر چوبی داشت ویابادربهای چوبی ویابا کوچه های پرپیچ وخم خودش ویابا چراغ نفتی وخانه های فاقد دکوراسیون  ویابدون لوله کشی آب وحمام اش که بود ویا با محله های فاقد ادارات پیچیده آن ، متمایز بگردد وهمه این  نوع عناصر اولیه ساختمانی شهرسازی تهران ویاباتعقل پرسنل سازمان برنامه ریزی  شهری  وبودجه بندی زمانی همان سازمان برنامه شکل می گرفت ویادر طی 37 سال شکل میگرفت  واز این  طریق ساختمانهای نوسازتهران زیاد شدند ویامحلاتش افزون شدند ویاجمعیت  وادارات  وسازمانهای شهری اش زیاد شدند  واز این راه شهر کنونی  تهران بوجود آمد که با ساختمانسازیهای دیمی  سابق تفاوت زیادی دارد

  ونیزلازم به یاد آوری است که " نخستین سند تاریخی " دیگرکه مربوط به "شهر سازی مدرن تهران "  ودر عصر پهلوی دوم می باشد، ومربوط به سند ص 459 کتاب " خاطرات وخطرات " مخبرالسلطنه می باشد  که در تاریخ 12 مهر ماه 1326 شمسی مکتوب کرده است  ودر همین ص می نویسد که : قانون ایجاد 400 خانه  وبرای رفاه مستخدمین ،  در دوره پانزدهم مجلس شورای ملی  ودر تاریخ 12 مهرماه 1326 ش ودر دولت احمد قوام  شکل میگیرد  واما  قبل از تاریخ شکل گیری وزارت آبادانی مسکن که در سال 1342 ش بوجود آمد ، شکل ویانحوه خانه سازی محلات تهران  طور دیگری بود ویابطور پراکنده وعمومی ساخته میشد ویابا پیمانکاریهای متعدد ویا بااخذ وام از بانک رهنی وبانکهای متفرقه بود  ولی بعد از شکل گیری بنیاد پهلوی ویااز سال 1339ش به بعدوریاست آن ،توسط شریف امامی ویابا شکل گیری وزارت آبادانی ومسکن در سه سال بعد، واین بار، شکل دیگری بخود می گیرد  وبهمین دلیل هم  ودرص 418 و419 کتاب " ظهور وسقوط سلطنت پهلوی  که می نویسد : " شرکت ساختمانی تکین ساز "مهندس شریف امامی ومهدی بوشهری ودونفر دیگرشریکشان وبا سرمایه 700 هزار تومانی و در این سالها شکل می گیرد که وی از" بانک توسعه صنعتی "هم وام میگیرد تا در ساختمان سازیهای تهران شرکت بکند  ویاص 419 همین کتاب نشان می دهد که مهندس شریف امامی  که قبلا در "شَرکت ساختمانی سیون "  که کاخ سنای تهران  را می ساخت  وقبلا پیمانکار ساختمانی آن بود ولی بعدا وبا با تاسیس این   نوع از شرکت جدیدش ویا بااخذ وام از "بانک توسعه صنعتی "که خود مدیر عاملش بود ، این نوع فعا لیت ساختمانی خود را تشدید می کند  وبعلاوه خانواده لاجوردیها هم که چندین شرکت ساختمانی  رازده بودند  ونیزخودشان هم در" هیات  مدیره بانک ایران وژاپن "سهیم بودند نقش بیشتری بازی کردند ویابا وامهای متعدد این بانک ، خانه سازیهای شرکت های ساختمانی  متعددخود را گسترش می دهند  وبعلاوه در سالهای 1339ش که بانک رفاه کارگران بوجودآمد ویابا وامهای آن بانک کارگران  هم،چندین مجتمع ساختمانی  نظیر400 دستگاه ویا100دستگاه ودر جنوب نازی آباد ویا درخیابان پیروزی ویا درسلیمانیه تهران  ویا در نزدیکی شهرری وقلعه سلیمان وغیره وبرای قشرکارگران  تهران  خانه سازی می شود که امروزه "شرکت  خانه سازی تامین اجتماعی "ویاوزارت کار از تتمه آن نوع  پروژه ها می باشد  ویابرای طبقه متوسط حرفه ای شهرها  نیز پیمانکاران بساز وبفروش تهران عمل می کردند که قبلا از بانک رهنی وام می گرفتند وبعد ازاخذ نقشه پروانه گروهی خود ، واز شهرداریهای نواحی مختلف تهران  ویاباساخت وساز سریع آنها ، این بار منازل مزبور راو در بنگاههای  فروش املاک تهران و به معرض فروش می گذاشتند  ویاخانه های با وام رهنی مزبورراو همراه بانقل و انتقال قسط بانکی آنها ، وبه همه خریداران آنها ودر محلات مختلف  تهران انتقال  ملکی _بانکی می دادند وبه این طریق بود که ،محلات مختلف ویامتعدد تهران و در اسرع وقت  خودساخته شدند ویاواگذار گردیدند که به مکانیزم شکل گیری محلات متعدد تهران ویاوزارتخانه هایش ودر مقاله قبلی خودم اشاره مفصل کرده ام

ونیز لازم به یاد آوری است که شکل گیری "بانک رهنی ایران(ویا بانک مسکن کنونی)هم و در سال 1317 ش ویعنی دو، سه سال قبل از خروج رضا شاه از ایران بود ویاباآغاز شهرسازی مدرن تهران بودویادرابتدای 80 سال قبل شهرسازی مدرن تهران  بود ویادر 25 دیماه 1317 اتفاق افتاد که با مشارکت وزارت دارایی ایران بود، که بانک ملی ،حدود 200 میلیون ریال سرمایه اولیه و به این بانک جدید ایران می دهد که پا بگیرد و یابا تسهیلات وام رهنی خود وبرای خرید ویا برای احداث وتکمیل مسکن  ویابرای جعاله آن مسکن  وبه شرکت های ساختمان سازی حقوقی ویا به اشخاص منفرد  وام  منزل بدهد وبه شرط آنکه قبلا نقشه مصوب شهرداری لازم رابگیرند ویابرای همان خانه سازی خود بگیرند ویا مدتی سپرده بانکی ودرنزد آن بانک بگذارند که تعدادی از شهرک های جدید ایران  هم ودر دولت پهلوی واز این طریق ساخته شد ند ولی بعدا بانکهای عمران ویابانک توسعه صنعتی ویابانک ایران وژاپن ویابانک رفاه کارگران وبانک پارس وغیره هم و به این نوع از مکانیزم خانه سازی  انبوه ودر دوره پهلوی  دوم پیوستند ویامحلات جدید ونوساز تهران را ساختند ویا در خارج از تهران  هم سرمایه گذاری کردند که باعث شکل گیری سازمان عمران کیش شد ویاباعث شکل گیری سازمان عمران جیرفت ویا سازمان عمران ماهیدشت ودشت ذهاب شدویاسازمان عمران نور ویانمک آبرود ویابهشهر  ویا سازمان عمران ساوه  ونورستان ومهر شهر کرج شد ویاشهرک های جدید دیگر شهرهای  ایرانی شکل گرفتند که قبلا خانه های خشت وگلی ایرانی داشتند ونیز با شکل گیری کارخانجات جدید ایران هم  ویا باتاسیس شهرکهای صنعتی آن نواحی هم که بعد از سال 1334ش اتفاق افتادکه وزارت صنعت ومعدن در ایرا ن شکل گرفت ویاکارگران آن  نوع کارخانه جات زیاد تر شدند ولذابانک رفاه کارگران هم پدید آمد ویادر سال 1339 ش  وبرای تامین رفاه آن کارگران بوجود آمد  ویکی از امور رفاهی کارگران نیز تامین مسکن آنها بود ولذا  "شرکت خانه سازی وزارت کار " هم شکل گرفت  واز این رو وبه نقل ص  216 کتاب " موقعیت تجار وصاحبان صنایع عصر پهلوی " در سال 1349 ش  "شرکت صنعتی بهشهر" وبه همراهی کارخانه ارج تهران( یایخچال سازی مهندس سیروس ارجمند در تهران ) ویا کارخانه سپنتا و به ساخت  آپارتمانهای کارگری ودر منطقه قلعه سلیمان تهران اقدام کردند تا کارگرانشان بی منزل نمانند ولذا به نقل آن کتا ب ، ساختمانهای 4 طبقه که هر یک 28 دستگاه آپارتمان دو اطاقه بودویابا مساحت 78 متر مربعی بودکه ساختند وبه کارگران مزبور و تا زمانی که اشتغال در کارخانه مزبور داشتند می دادند ،و آنها می توانستند که از آن منازل  سازمانی استفاده بکنند ویامنازل سازمانی کارگران شرکت نفت آبادان ویامحله کارگری اهواز  ویامسجد سلیمان  هم و بعداز سال 1331 ش هم از همین  سبک وسیاق بود که شکل گرفت  ویا ساخت "منازل سازمانی افسران"  ویانیروی هوایی در مهر آباد تهران ویافرح آباد ویاافسریه تهران  ودر دوره پهلوی دوم هم بهمین سبک بود ویا ساخت وساز برخی  ازمجتمع های مسکونی بهجت آباد ویاساختمانهای میدان ونک ویا خیابان ژاله تهران وغیره و برای کارمندان عالی رتبه کشور ویا ساخت وساز منازل خوابگاهی دانشجویان تهران ودر امیر آباد ویا صنعتی شریف وغیره  ویا ساخت وساز منازل حیاط دار کوچک  ودرمحله نازی آباد تهران ودر سال 1334 ش بودویا ساخت وساز منازل کوچک محله جوادیه تهران وخزانه فلاح  ویا شهناز جنوبی ویابیسم نجف آبادبود که برای طبقات کم در آمدشهری ساخته میشد ویا ساخت وساز آپارتمانهای محله نارمک  تهران (و در اراضی دیه نرمق )بود ویا درمحله در دشت ووحیدیه ومجیدیه تهران ویا درتهران پارس وتهران نوو برای طبقات متوسط  در آمدی ویا برای کارمندان اداری  کشور بودویا ساخت وسا ز محلات اعیان نشین تهران ونظیر :محلات دزآشیب وچیذر وفرمانیه وزعفرانیه وسلطنت آباد  وقیطریه وداودیه وزرگنده وغیره بود که برای طبقات پر در آمدشهری کارخانه داران ویاتاجران مهم بازار تهران  ساخته میشدویابرای انبارداران مهم شهر ویا صاحبان شرکتها ساخته می شد که در تهران دفتر تجاری زده بودند  ویادر آمد کافی وبرای خرید ملک ویا اجاره سنگین  در آن محلات  شمال شهررا داشتند و بهمین  سبک وسیاق بود ولذادر" طرح ریزی جامع شهر سازی تهران" محلات مختلف تهران و به طبقات گوناگون شغلی ویاگوناگون در آمدی تقسیم شده ویااختصاص زمین شهری داده شده بودند ویابرای هر محله شهری هم ، انواع فضاهای آموزشی ویا فضای اداری ویانظامی تدارک دیده شده بودویا فضای درمانگاهی وورزشی  وآبرسانی ومخابراتی وفضای سبزوغیره اختصاص داده شده بود که ساخته بشوند  ویا در طرح اولیه شهر سازی تهران هم وبرای آن نوع از طراحی شهری  تهران ،اندیشه لازم شده بود ویا مرحله بندی  زمانی  شده بود که در چه تاریخ تکمیل بگردد ؟ویااجرایی شدن محله سازی اش  هم چگونه باشد؟ویا از چه نوع  بودجه بندی اولویت دار بهره مند بشود  ویابرای میزان گسترش جمعیت محله اش ویا برای مهاجر پذیری محله مزبور  وتغییر مکانی افراد ، اندیشه لازم شده بود  ویابرای میزان آماده سازی مصالح اش ؟ویا برای ساخت وسازساختمانهای  هر محله مزبور ویا برای میزان وامهای اعتباری ساخت وساز آن محله ها که ازکدام وجوه بانکی استفاده بکنند طراحی شهر سازی  لازم شده بود که به آن  نوع مکانیزم عاقلانه شهری " طرح جامع شهرسازی تهران "  می گفتند  ولذاطرح خانه سازی مسکونی بی هدف  ویابدون برنامه  ودیمی نبود ویا از طریق چند مرحله  زمان بندی عمرانی  بود که محاسبه شده، بود که می بایست  هدف مزبور تحقق یابد ویابوسیله چه شرکتهای ساختمانی تحقق یابد ویا ساخته بشوند؟ ویا با چه نیروی انسانی تربیت شده ودرطی  چه سالهای برنامه ریزی شده می بایست  که ساخته بشوند وهمگی برنامه ریزی شده بود  ولذادر همین راستا هم  تاسیس دانشکده های مهندسی  شکل گرفت ویاهنرستانهای فنی تهران مهیا سازی  گردیدند  که بتوانند الگوی شهرسازی مدرن تهران را ویا بقیه شهرهای ایران را و با پرسنل سازی عاقلانه خود تامین بکنند ولذادر "تئوری شهرسازی تهران " تقریبا کامل طراحی شهری شده بود  ولی در عمل ،چگونه از آب در آورده می شد ؟ به میزان پختگی  ویادر س خوانی و صحیح مهندس  شدن تربیت یافتگان ایرانی بستگی داشت ؟ویابه عدم خامی شهرداران ویا به سلامت عملکرد مدیران ویاشهرداران ویادست اند ر کاران اجرایی - دولتی مربوط میشد؟ وبعلاوه برای تخمین توسعه شهری تهران ویامحلات سازی جدیدش هم هم چهار مرحله آمارگیری طراحی شده بود تا با تخمین های دیمی مکانیزم توسعه اش بهم نریزد ویا "سازمانهای خاص" ّ وبرای آن طراحی  شهری بوجود آورده بودند که قبلااین نوع ازنهاد هاو در شهرسازیهای ایرانیان وجود نداشت  ویا" ُسازمان  برنامه ریزی خاص" ویا"سازمان بودجه ریزی شهری خاص "  ویا "سازمان نقشه برداری شهری خاص" ویا"تربیت  فنی پرسنل خاص آن پروژه های شهری " بود که قبلا وجود نداشتند  ویا کمک گرفتن از "مشاورین شهری خاص " بودکه در شهرسازیهای قدیمی ایرانیان نبود ویاچنین سازمانهایی ویا تربیت پرسنل خاص آنها، معمول اداری ویافرهنگی سابق نبود ویاتاسیس دانشگاههایی که شهر سازان ویامهندسان آن نوع پروژه هاودر آن  مکانها،خوب درس بخوانند ویا پروژه مورد عمل خودرا خوب بشناسند  وبهمین دلیل  هم ودر طی 37 سال مزبور، سرمایه گذاریهای زیادی  وبرای تربیت پرسنل دانشکده فنی بعمل آمد ویا برای تربیت مهندسان شریف ویاامیر کبیر وعلم وصنعت وهزینه شده بود تا با درس خواندن خوبشان ویابانخریدن رساله دکتری خود از کنار خیابان ، سیل های اتفاقی آن  نوع محلات شهری  رانبرند ویا بعد از آنهمه از سرمایه گذاریهای شهری و بر اثر زلزله  ویاترکیدن گاز وآتش سوزی وغیره نلرزندویا نظیر ساختمان پلاسکو فرو نریزند  ویا دچار انواع درد سر های شهری نشوند  ویا بامحاسبه برنامه ریزی شهری خوب بعمل آورده شود  والا شهرسازی دیمی  ویا با دانش خریدنی از کنارخیابانها ویابادزدیدن از اینترنت  ،به این همه از سرمایهگذاری های دانشگاهی  نیاز نداشت ویابه تاسیس رشته های متعددعلمی نیاز نداشت ؟ ویا به تاسیس  انواع سازمانهای تخصصی شهرسازی  ویادفاتر اداری آن نیاز نداشت ؟ ویا به مهیا سازی مقدماتی آن شهر ریزی بهینه نیازنداشت؟ وبهمین دلیل هم مشکل امروزین شهر تهران، ودرفرایند "طرح اولیه شهرسازی تهران" نیست ویادر "طرح جامع شهرسازی تهران نیست" وبلکه در انسانهایی است که می خواهند که آن طرح شهری را به مرحله اجرا در بیاورند ویا "تداوم شهری " بدهند ویادرست محاسبه بکنندولذاکتاب " قبله عالمم" روانشناسی اجتماعی خوبی از مهندسان ویامجریان شهرهای ایرانی بعمل آورده است که شاید خیلی ها از ارزیابی روحیه آنان وبوسیله همین نویسنده کتاب  مزبورخوششان نیاید وبگویند که چونکه مولفش غربی است وپس ارزیابی اش نیز غلط می باشد!

 ودر هر حال، در پایان حکومت رضا شاه ، جمعیت  شهرتهران وبه حدود 540087 نفر رسیده بود که از آمار گیری سال 1318ش دوره رضا شاه، نشات می گرفت  ویادر ابتدای سلطنت وی  ویابا خلع سلطنت از قاجاریه هم و درسال 1304- 1305 ش ،جمعیت شهر تهران تنها 250000 نفر بود وبعلاوه در 137 سال قبل هم که پدر بزرگشان (یعنی آغا محمد خان قاجار که تهران را به پایتختی خود انتخاب کرده بود)شهر مهمی نبود و تنها15 هزار نفر جمعیت داشت وبعلاوه شهرسازی وشهرنشینی تهران دوره قاجاریه هم ودر طول 137 حکومت آنا ن برشهر تهران ،تنها، از 15 هزار نفر به 250 هزار نفر جمعیت ومعدودی ساختمان معمولی رسیده بود وتنها پنج محله سنتی داشت ویابا خانه های خشت وگلی وکوچه های پراز پیچ وخم داشت  ودر طول سلطنت 15 ساله رضا شاه بر تهران هم ویااز سال 1305 ش والی 1320 شمسی  نیز شهر سازی تهران تنها "دوران گذار تاریخی  خود"را طی می کرد ولذا مهاجرین کمی از شهرهای ایرانی  بخودپذیرفته بود واز این رو  ودر طی 15 سال حکومت پهلوی اول نیز،از 250000 نفر جمعیت ، وتنها به 540087 نفر جمعیت ارتقا ء یافته بود که هنوز بافت شهری قومی – قبیله ای  سابق راداشت  ولی از سال 1320 ش به بعدبودکه هم بافت جمعیتی وهم بافت  قومی ویاقشربندیهای شهری تهران عوض شد وهم بافت مسکونی – شهرسازی تهران رو به دگر گونی نهاد که برای آن اهداف ، می بایست که برنامه ریزی  شهری لازم بعمل می آمد  ویا مسکن وادارات لازم و برای این هدفها، ساخته میشد ویا منابع در آمدی لازم وبرای آن نوع از ساخت وسازها می بایست  که فراهم میگشت  که چنین اتفاقاتی ودر شهر سازی  تهران  وبعد از سال 1317ش بعمل آمد  ودر نتیجه ،جمعیت تهران و در فاصله 15 ساله بعدی ( یعنی از سال  1320ش الی 1335 ش سه برابر شد ویااز 540087 نفرجمعیت و به512082/ 1  نفرجمعیت رسید  ولذا سه برابر منزل مسکونی ویا مغازه کار  ویا اتاق اداری نیاز داشت  ویابرنامه ریزی عمران شهری لازم داشت  ویا عمران صنعتی ویاعمران بهداشتی ویا آموزشی  لازم رانیاز داشت ومقدمات آنهم واز سال 1327ش شروع شده بود  که آنرا " برنامه اول هفت ساله کشور " می نامیدند  ولذا به نقل کتاب "خاطرات وخطرات" مخبر السلطنه،  اولین منزل سازی دولتی تهران ، و در این سال شروع شد که مصوب مجلس گشت تا 400 منزل مسکونی وبرای مستخدمین دولتی ساخته بشود که به آن  نکته قبلا اشاره کردم   ودر پایان برنامه هفت ساله هم ودر سال 1334ش ویابا آغاز برنامه ریزی دوم عمرانی  نیز وبرای تامین همین هدف شهری ، نیاز به تاسیس " مرکز آمارگیری "بود ویانیاز به"نهاد سازمان برنامه وبودجه ریزی لازم" بود ویا" نیاز به تاسیس سازمان نقشه برداری شهری بود  وتاطراحی علمی محله های شهری تهران وغیره"  واز این طریق  علمی بوجود آید  ویابرای ساخت وساز علمی ومهندسی همان محله های شهری  تهران هم و در آغاز برنامه اول عمرانی کشور متخصص تربیت بشود ولذابا مصوب  کردن مجلس ودر سال 1327 ش تاسیس دانشگاههای مراکز استانها ضروری شد ویا توسعه وگسترش رشته های مهندسی دانشگاه تهران لازم شد ویاتربیت مهندسان ماهر وبرای محله سازیهای نوین  ایران لازم شدویابا پول نفت ویاباولویت  سرمایه گذاری نفتی ودر این سالها لازم شد ودر این باره مجلس مصوباتی را ودر سال 1327ش بعمل آورد  ویادر این راستا،رشته های فنی دانشگاه تهران ویاامکاناتش که با وقوع جنگ جهانی متوقف شده بود واز نو آغاز گردید  که متاسفانه این  نوع فلسفه آموزشی راو بعداز گذشت 70 سال ،هنوزمسئولان این دانشگاه ویا دانشگاههای دیگر تهران بخوبی درک نکرده اند ولذا پشت نرده های سبز رنگ این دانشگاه وغیره را به میدان سید اسماعیل پایان نامه فروشی تبدیل کرده اند  که باعث آبرو ریزی ملت ایران میشود !  ویا در آغاز همان برنامه عمرانی اول وبرای تامین مصالح ساختمانی محلات جدید تهران  ویاشهرهای نوساز جدید ایرانی ،تدابیر لازم بعمل آمد ویا تخصیص بودجه به ساخت وساز انواع کارخانجات سیمان داده شدویابه صنایع گچ ویاآهک و آجر وایرانیت  وتیر آ هن ویادرب آلمونیومی ویا چهارچوب فلزی وپروفیل منزل داده شد ویابرای ساخت وساز صنایع شیر آلات آشپز خانه هاویاحمام منزل  داده شدویا برای  ساخت لوله های فلزی آبرسانی منزل  داده شدویابرای سیم سازی منزل ویاساخت لامپ ویاکلید وپریزسازی داده شدویابرای تربیت نیروی ماهر انسانی  آنها ویابرای ساخت وساز آنها ،در رشته برق داده شد ویا  در همان آغاز برنامه عمرانی اول کشور ویا در سال 1327 ش دیده شده بود تا نوسازی ویامدرن سازی محلات جدید تهران دیمی نباشد ویابرای ساخت وسازمسکن آنهمه از اضافه جمعیت شهرهاودرشهر تهران ،ودر  عالم خواب وخیال دنبال نشود ویاباتوهمات ودست خالی از مصالح مناسب  نباشدویا غیرعاقلانه وغیر واقع بینانه طراحی نشود ولذاشهرسازی مدرن تهران،  وبا این نوع ازمبانی عقلانی خود ویا نیاز به تربیت مدیران شهری باسواد  ویاتحصیلکرده وآشنا به مفهوم جدید شهر داری بود ویا  اشنا به مفهوم شهرسازی ویامدیریت عاقلانه آن تاسیسات  شهری بود که هدف  سازی شده بود تا شهر مزبور راواز سوانح شهری طراحی اولیه شده دور نگه بدارند ولذا"طرح جامع توسعه شهری تهران "ودر اساس خودکامل "بود ویادر طراحی اولیه اش نقص چندانی نداشت  وبعدا وزارتخانه مناسب شهرسازی ویا آبادانی ومسکن ویا آب وبرق شهری را هم برایش بوجود آوردند ویانهاد مخابرات شهری راویامحیط زیست شهری را هم ودر تحقق دقیق همین  نوع مفهوم شهرسازی نوین  تهران بود ویادر طی37 ساله عصر پهلوی دوم می بایست که شکل داده میشد ویا برای تحقق محله های نوساز شهری تهران وشکل گیری سریع آن ودر عین حال مدرنش ،حدود 80 الی 100 شرکت بزرگ ساختمانی را "مجوز اداری "دادند  تا با قدرت مالی زیاد خود ویا باجوازیابی اخذ وام از بانکهای بزرگ ویا باامکان برگردان دوباره آن وامهای ساختمانی، امکان ساخت وساز چند میلیونی منازل ویامغازه ویامحل اداری  ویادانشگاه وبیمارستان ویامدرسه وغیره را در شهر تهران فراهم بیاورند ویابطور سریع بسازند  وگرچه مدیریت این نوع از شرکت های ساختمانی بزرگ وبامسئولیت اعضای  خانواده پهلوی ویابنیاد پهلوی بود که به آن نکته اشاره کردم ولی در پشت پرده حضور آنان ودر راس مدیریت این  نوع شرکتهای ساختمانی تهران ، (نه بدلیل  طاغوتی بودن آن نوع  شرکت های ساختمانی  وغیره بود)که فرهنگ عمومی ،این گونه تلقی  های فرهنگی  رادارد وبلکه دلیل حضور آنان ودر راس ساختار قدرت  آن نوع شرکت  ها ، یکنوع تضمین دادن به اخذ وامهای ساختمانی بانکهابود ویاتضمین پس دادن دوباره آن وامها بودویاتضمین بکار گیری سرعت آمیز امکانات ساختمانی ویاامکانات اداری ونیروهابود ویادر جهت ساخت وسازسریع چند میلیونی منزلهای نوساز مسکونی بود که از عهده اداری پیمانکاران متعدد بر نمی آمد ویا از عهده کسانی بر نمی آمد که جایگاهی در نظام قدرت نداشتند ویادردستور دهی  کشورنداشتند ویادر صورت قرار گرفتن در راس مدیریت  مزبورهم ویا در راس پیمانکاری این  نوع شرکتهای ساختمانی هم، نمی توانستند  که در طی زمان بندی 37 ساله  مزبور ،وچندین میلیون منزل مسکونی بسازندویاساختمان مغازه ویاساختمان اداره ویاخیابان وکوچه رابسازند ویادر تهران بزرگ وبرای 4 میلیون نفرجمعیت مهاجر به تهران ، رابسازند  ویا تحرک سازمانهای اداری لازم رابرای این هدف فراهم آورند ویا صنایع ساختمانی لازم راو برای تحقق آن نوع شهرسازی  لازم ودر طی این مدت کوتاه ، فراهم بیاورند .

 آری  در پایان برنامه هفت ساله اول ،ضروری بود که برای نیاز سنجی سکنه مهاجر به تهران  ویا برای تشخیص انواع قشرهای حرفه ای تهران ویابا در آمدهای گوناگونشان نیاز سنجی شود که به چه نوع منزل نیاز دارند؟ ویابا چه میزان قدرت خرید نیاز دارند؟ ویا به چه تعدادمساحت فضای مسکونی نیاز دارند ؟ ویادر کدام محله ای شهری نیاز دارند  ؟ولذا  ابتدامرکز آمار کشور  ویاسه مرحله آمارگیری آنرا ودر فاصله زمانی ، بیست ساله مسکن سازی عصر پهلوی دوم را بوجود آوردند که از سال 1335ش الی 1355ش بود  ویابا ارزیابی علمی  لازم بود که درک نمودند که جمعیت 512082 / 1نفری شهر تهران ودر فاصله برنامه دوم ویاسوم خود ویادر سال 1345 ش چگونه به مرز 719730 /2نفرجمعیت تهران خواهد رسید  وبه همین دلیل هم میزان منزل جدید درتهران را نیازسنجی کردند ویا به چند مدارس جدید محله ای نیاز می باشد؟ ویابه درمانگاه محله ای ویاکلانتری محله نیاز دارند؟ ویا به ورزشگاه محله ای نیاز دارند ؟ ویابه اتوسرانی محله ای ویا تاسیات مخابراتی  ویاآبرسانی شهری وآتش نشانی محله ای نیاز دارند؟ ویا به فضای سبز محله ای   وغیره نیاز دارند که در شهرسازیها ی جدید تهران،و به این نوع  ازخدمات جدید محله شهری نیاز بود ولیکن در شهرهای سابق ایران  ،احساس نیاز نمی شد  وفرهنگ شهری اشان از نوع دیگر بود وبهمین  دلیل هم وبا آمارگیری مزبورودر سال 1335 ش به بعد مجبور شدندکه برای تامین همان هدفها ی شهری  خود، نظام اداری ویاوزارتخانه های کشوررا دگرگون بکنند ویانظام شهرسازی تهران راعوض بکنندویا از سال 1342 ش وبا مکانیزم جدید دگرگون بکنند،تا جوابگوی آن همه از نیازها ی جدید شهروندان تهرانی باشند  ولذا از سال 1342ش به بعد،ناچارا وزارت خانه آبادانی ومسکن  رابوجود آوردند  ویا وزارت آب وبرق را بوجود آوردند ویا وزارتخانه های فرهنگی وآموزشی ویابهداشتی کشور را متعدد کردند ویامکانیزم وام دهی ساختمانی بانکها را دگرگون نمودند ویاشرکت های ساختمانی جدید راو با مدیریت خوداعضای بنیاد پهلوی شکل دادند که در ساختار قدرت ، جایگاه اول داشت و  تا مسکن سازی سکنه تهران را ودر فاصله  زمانی ده ساله 1345ش الی 1355 شکل بگیرد که دو برابر میشدندتا کشور ، دچار انواع  بحران سازیهای سیاسی نشود  ، وچرا که در فاصله دهساله مزبور ،جمعیت تهران از 719730/2نفر دوبرابر میشد ویابا تخمین های علمی جمعیت شناسان باسواد سازمان برنامه آن روزگار،و به حدود 539223/4 نفر میرسید که تخمین علمی مزبور هم ازیک نوع الگوی علمی سنجش هرم سنی جمعیت زاد ولد پذیر تهران نشات می گرفت وباضافه تخمین علمی میزان مهاجر پذیری دهساله بود که به شهر تهر ان  می آمدندویا بخاطر انواع مکانیزم های اداری پایتخت ویاکارکرددانشگاهی وصنعتی وغیره شهرتهران بود که بخاطر پایتختی اداری ویااقتصادی اش  ، جمعیت  اش افزون میشد ویابهمان میزان افزایش جمعیت هم ،نیازهای اداری ویاآموزشی  اش افزون می شدویانیازهای درمانگاهی محله های تهران هم افزونتر می شدند ولذا می بایست  که مکانیزم اداری تهران دگرگون بشود وبعلاوه ساختمان سازیهای تهران هم می بایست که با سرعت بیشتری شکل بگیرند ولذادر پایان سال 1355ش  هم اندازه این نوع تخمین علمی جمعیت تهران واز قبل وباتفاوت عددی بسیار اندک تحقق یافته بود  که "برنامه ریزی شهری تهران"و براساس آن"رقم آماری" تنظیم داده میشد  وبعلاوه در ابتدای برنامه عمرانی  دوم ایران هم  وبرای توسعه شهری تهران ویاانواع شهرهای ایرانی واز جمله برای " برنامه ریزی جامع توسعه شهری تهران"  "گروه مشاوره ستیران " شکل گرفت (وتاهماهنگی توسعه انواع شهرهای ایران را با یکدیگر  )ودر آمایش سرزمینی آنها با یکدیگر تعقیب بنماید ،ودر این  راه لازم بود که علاوه از تاسیس " مرکز آمارگیری ایران " ویاآمارگیریهای دهساله ومکرر آن اداره،و برای "تجزیه وتحلیل علمی توسعه انواع شهرهای ایرانی " ویادر سال 1334ش ، نیاز به سازمان دیگری  بود که بنام " سازمان نقشه برداری" نامیده میشد  که با تولدش بتواند ،( نقشه کشی محلات شهری گوناگون تهران و یاشهرهای دیگر ایران رابرآورده بکند)ویا با روش های سنجش علمی زمین شهری ، "طراحی شهری منطقی" بکند  ویاتنگناهای شهری  توسعه آتی آن  شهر رابسنجدواز قبل، بداند که چیست ؟ ویامیزان سیل گیر ی محلات مزبورراویامیزان شیب محلات همجوارش را نسبت به یکدیگربسنجد که خطر یک محله و به محله دیگرشهر، سرایت نکند ویااندازه حفاری کانالهای مناسب میان آن محلات مزبور رابسنجد ویادر ساخت وساز ها بگنجاند ویادرجوب کشی ها ویا خیابانکشی های مناسب میان آن محلات شهری را واز قبل تشخیص  علمی  بدهد ویا 

 انواع تنگناهای شهری آن محلات شهری رابداندویامشکل کوچه بندیها وخیابانکشی های جدید ش را ویادر هنگام بروز" سوانح متعدد شهری " را بداندکه برای "علم شهرسازی جدید" لازم بود   ولذابرای این  نوع از اهداف  شهری" سازمان نقشه برداری ایران " شکل گرفت ویابا کمک گرفتن از هواپیماهای نظامی  بوجود آمد ویا با تربیت پرسنلی که دررشته نقشه برداری تخصصی تحصیل  بکنندومهارت لازم را در این رشته بیابند ولذا اولین نقشه های شهری ایران را این  نوع نهاد تهیه می کند و هر چند  درمرحله ابتدایی وبدلیل نقص تحصیلی پرسنلش ،نواقصی هم داشت  ولیکن اولین عکس های هوایی از شهرهای ایرانی ویاسیستم توپوگرافی آنشهرها ویاتشخیص معبر ها ومیزان توسعه پذیری پیرامونی آن شهر ها،و تنها با سنجش این نوع ازمکانیزم جدید شهری بودکه ممکن میشد وبا آنکه امروزه ، از عمر تاسیس این  نوع نهاد ایران،64 سال میگذرد  وقبلا نیز جزو جغرافیای ارتش بود که رزم آرا ،از مطالب جمع آوری کرده نظامیان قبلی خود،کتابهای " فرهنگ  آبادیای  کشور " را نوشته بود  که چندان زحمتی برای آن کتاب نکشیده بودوبلکه متعلق به افرادنظامی سابق بود  وبعدا نیز دیگران  همان مطالب راو بنام خود چاپ میکنند تا اسمی  هم نظیر وی در کرده باشند  وهمین شگردهایی شخصی بود که باعث شده است که در طی 64 سال گذشته ایران ،این نوع رشته نقشه برداری شهری ایران  ، پیشرفت چندانی نکرده باشد  ولذاآسیب پذیریهای شهرسازیهای معاصر هم وبویژه   در سیل پذیریهای اخیرایران ویادر زلزله های شهری سالهای  قبل ،همگی نشان می دهد که ماها این  نوع رشته علمی راو بخاطر هوا وهوسهای شخصی خودمان خراب کرده ایم که باعث اتلاف میلیاردها سرمایه گذاری شهری می شود وص 332 الی 334 کتاب "زنان در بار و به روایت اسناد ساواک "( فرح پهلوی ) نشان می دهد که در سال 1355 ش ،ریاست سازمان نقشه برداری ایران وبا " سر لشکر حسین نوربخش " بود  که برای تهیه نقشه یک پانصدم از محوطه سازی کلاردشت ویابرای ساخت وسازکاخ کلار دشت فرح پهلوی  یک گروهی راو به ریاست مهندسین مشاور سردار افخمی و به منطقه مزبور فرستاده بود که با سرپرستی آقای عربعلی محمدی بود که عوارض طبیعی زمین  ویا مستحدثات ویا محوطه سازی ویاانبوهی درختان مزاحم جنگل رابسنجد ویابرای محوطه سازی وکاخ سازی وی تهیه بکند ویاجهت کاربری زمین ویا جهت تهیه نقشه توپوگرافیک اطراف  آن شهر کلاردشت ، تهیه بکند  ویا ترانسپارانت و اوزالید های لازم را تهیه بکند واین  نوع روش نقشه بردای وبرای تهیه نقشه های طرح جامع توسعه شهرهای دیگر ایران هم این روال مد اجتماعی شد ویااضافه شدن شهرک های جدید ایران و به محوطه سابق و قدیمی  همان  شهر، همچنان  نظیر گذشته  در جامعه ما عمل میشود  که با تجزیه وتحلیل شهری خام وغیر تخصصی آنها و به دایره ، وزارت شهرسازی داده میشود  وآنها هم، به مهندسانی  می دادندکه صرفا دنبال پول بودند  ویابه عیب وایرادهای نحوه تهیه آن نقشه هاتوجه نداشتند ویا به علمی بودن میزان تجزیه وتحلیل شهری آن  نقشه ها ، کاری نداشتند ولذا فوراهم در شهرسازیهای  معاصر ایران و به مرحله اجراییات شهری گذاشته می شد  وبعلاوه راههای رفع عیوب آن نقشه ها ویانواقص آن نقشه کشی های شهری معاصر راهم ،وبا استثمار دانشجویان فوق لیسانس ویادکتری بود که استادش و بااخذ حق الزحمه مشاوره برای شخص خودشان دنبال آن بود  ونتیجه چنین نقشه کشی های عمران شهری هم از قبل  معلوم می باشد ، زیرا،بدلیل بی تفاوت بودن همان دانشجویان ، وبه نحوه استثمار کنندگان علمی خود ودر رشته های شهرسازی  ایران ویادر رشته های راه وساختمان ایران وراه سازی ویاپل سازی وجدول سازی  ایران، صرفا سمبل کردن همان نقشه های شهری معاصر ویاپیرامونش را هدف خود قرار داده که صدمات شهری معاصرهم نتیجه این نوع ازامور می باشد

وبعلاوه به نقل ص 324 کتاب دکتر مزینی که در کتابش ذکر کرده است ویا در دوره پهلوی دوم ، مسئولان  بخش طراحی شهری ویا برنامه ریزی شهری  تهران ویا شهرهای دیگر ایران  با آمریکاییها بود یادر سازمان برنامه وبودجه رژیم سابق ،  با "دکتر تورسن ومهندس گیبسن " وغیره بود  که مشاوره علمی به مهندسان ایرانی  می دادندویادر شهرسازیهای ایران می دادند  وخود آنها هم با اساتید " مکتب جامعه شناسی  دانشگاه شیکاگو " ویابااساتید شهر سازی دانشگاههای آمریکایی در ارتباط تلفنی –مشاوره ای بودند  ونیز به نقل دوجلدی کتاب " اصل چهار ترومن " که نوشته است : تعدادی مستشار آمریکایی هم در سازمان برنامه ایران وجود داشت که برخی از آنهاهم در زمینه شهرسازی تهران نظریه می دادند ولی ، با وقوع انقلاب ،58 هزار مستشار رشته های مختلف ،از ایران رفتند  واین نوع "سندهای سیاسی" هم نشان می دهد که که نظر نهایی را در شهرسازی تهران عصر پهلوی ویا بعد از تهیه مقدمات آن طراحی  های شهری ، همان مستشاران شهرسازی آمریکایی میدادند  ویاپس از تایید نهایی آنها  ، پلان های شهری تهیه شده در سازمان برنامه را ویا در دوایر وزارت آبادانی ومسکن را،به دایره معاونت عمرانی وزارت کشور می دادند  وآنها هم به دوایر شهرداریهای محلات شهری  می دادندوآنهاهم به مهندسان  مجری ساختمان  پول پرست ایرانی می دادند که به اخذ تخصص در رشته مزبور کاری نداشتند وصرفا به خود ویابه تخصص خود وبعنوان  ماشینهای امضا ء وامضاء فروشی  در ساختمان سازی  نگاه می کردند ولذابرای گرفتن پولشان ، نقدی هم به طرح ها  نداشتند   و به خاطر همین مکانیزم روانشناسی اجتماعی  بود که کتاب قبله عالم به آن  نوع از  روحیه اجتماعی  آنهااشاره کرده است  وبخاطر نقش معیوب آمیز خود در ساخت وساز ها اسناد مشاَرکت خود را در آن پروژه  ها قایم کرده اندولذا  در شهرسازی 37 ساله عصر پهلوی  ، تاریخ شهرسازی تهران ویادر دوره های معاصر ایران ، همچنان مجهول مانده است !

 واین زمانی است که وقتی رضا شاه ،در سال 1320 ش از ایران میرفت  ، محدوده شهری تهران ،بسیار کوچک بود ویابه محدوده دروازه های شمالی تهران ،در خیابان انقلاب کنونی منتهی می شد که "در وازه های دولت تهران " ویا "دروازه پیچ شمیران" ویا"در وازه یوسف آباد  " واقع در چهار راه کالج تهران ودر مسیراین خیابان بود  ولذابیرون از خیابان طالقانی تهران باغات ویا اراضی زراعی  تهران بودند  وتنها در محله قلهک ویامیدان تجریش دوره رضا شاه، مقدار اندکی ساخت وساز شده بود وبقیه محلات کنونی شمال شهر تهران ، اغلب خالی از جمعیت ویامحله شهری بود  ویادر جنوب تهران نیز بعد از خیابان مولوی ودروازه های جنوبی تهران ودر درون این خیابان مولوی،چنین وضعی  راداشت ویادر غرب شهر نیز ،بعد از دروازه قزوین ،خالی از سکنه شهری بود ویادر شرق  تهران نیز وبعد از میدان فوزیه(یا امام حسین کنونی ) ومیدان ژاله جنوب آن ناحیه(یعنی میدان 17 شهریور )  که در وازه فرح آباد ویاجاده خاکی آن بود وبعدا500 محله شهری وبعداز ان تاریخ شکل گرفت  ویادر خارج از این محوطه قدیمی شهر تهران شکل گرفت ویابعد از تاریخ مذکور، ساخت وساز شهری جدیدتهران بوجود آمد ویا شهرک های جدید تهران  بوجود آمد ویا مجتمع های ساختمانی آن شکل گرفته است  ویا منازل سازمانی ویاتاسیسات شهری همراهش پا گرفته است که در مقاله قبلی ام به آن نکات شهری  ،مفصلا اشاره کرده ام  واز جمله ساخت وساز شهرکهای جدید ساز تهران است که بوسیله شرکت های ساختمانی بزرگ عصر پهلوی دوم ساخت وساز شده اند که نظیر شهرک های آپادانا ویاشهرک اکباتان غرب میدان آزادی کنونی می باشد ویا شهرک کیا شهر وشهر ک  غرب است که امروزه بنام (شهرک قدس )نامیده می شود ودر اواخر عصر پهلوی و بوسیله شرکتهای ساختمانی مهستان ویا شرکت تکلار وغیره بنیاد پهلوی ساخته شدند  ولی طراحی شهری  ویاخدمات محله ای آن شهرک ،  یک نوع طراحی  شهری کامل بود ولذابعدا الگوی تقلید شهرک سازیهای 172 شهرک سازی تهران وبعد از انقلاب ایران ،قرار گرفت  که مجموعه عناصر شهری ویا طراحی محله ای آن شهرکها ، به کامل بودن  طراحی شهرک قدس نمی رسد  ، زیراکه در طراحی شهری ویا ساخت وساز شهرک اکباتان ویاشهرک قدس تهران ،انواع تدابیر شهرک سازیها دیده شده بود که بعد از انقلاب نیز ودر تداوم  همان طراحی  اولیه، شهرسازی اش  تکمیل می گردد  ومثلا شهرک غرب تهران، دارای مجتمع های ساختمانی متعد د وبرای سکونت  تهرانی هامیباشد که نظیر : مجتمع های آپارتمانی مسکونی مهستان  است ویا ساختمانهای مسکونی شرکت تکلار است ویا مجتمع مسکونی هرمزان  ویا مجتمع مسکونی گلریزان   ویا مجتمع مسکونی شباهنگ است ویا مجتمع مسکونی حافظ ویا مجتمع مسکونی نظامی ویا مجتمع مسکونی سعدی ویا مجتمع مسکونی خیام است ویا مجتمع مسکونی سینا ویا مجتمع مسکونی سبزاست ویا مجتمع مسکونی  صدا وسیماست  ویا مجتمع مسکونی نسترن وویا مجتمع مسکونی سوسن ویا مجتمع مسکونی آپادانا وپاسار گاد  وزنبق  وغیره است وبعلاوه برای خدمات دهی محله ای  همان سکنه ساختمانهای  مسکونی مزبور هم ،طراحی شهری مکمل دیگری دارد که نظیر ساخت چند پارک محله همجوار آنهاست ولذااز نظر شهرسازی طراحی کامل می باشد که نظیر پارک فدک ویا پارک اذان ویا پارک ایران زمین  وغیره میباشد ویادر طراحی  اولیه شهری اش ، چندین بازارچه محلی ویامرکز خرید محله دیده شده بود ونظیر : بازارچه شهرک ویا مرکز تجاری گلستان ویامرکز تجاری واداری ایران زمین  یا تاسیس کلانتری محله  است ونظیر کلانتری 134 شهرک قدس ویا بیمارستان  بهمن محله شهرک قدس  یاداروخانه و هلال احمرایران زمین  آن شهرک است ویاطراحی  چند واحد ورزشی محله است و نظیر" مجموعه ورزشی ایران زمین   شهرک ویا "باشگاه گلستان"  ویا" باشگاه تنیس قدس " ویا "استخر ونک پارک " است ویاطراحی  چند مسجد محله است و نظیر مسجد النبی ویامسجد الزهرا شهرک است و یا مرکز مخابرات شهرک قدس  ویا دفتر پستی شهید دستگیری شهرک  است ویاطراحی شهرداری ناحیه 7 آن محله است  ویا طراحی شهری دهها مدرسه ویادبیرستان ویادانشگاه محله است ، که برای آموزش دیدن فرزندان سکنه همان مجتمع های مسکونی متعددشهرک ساخته شده اند که نظیر: مدارس دخترانه ویاپسرانه رادمی باشد ویامدرسه مریم  است ویامدرسه پوریا ویامدرسه دانشمنداست ویا مدرسه آزادی  ومدرسه سروش آزادی  ویامدرسه رهنما  ویافجر دانش است ویامدرسه دکتر حسابی ویامدرسه ایران زمین ویامدرسه های دهخدا ومدرسه هدی ویامدرسه بهزادی ویا مدرسه کیهان  ویامدرسه خرداد ویامدرسه کوثر ویا دانشگاه آزاد اسلامی شهرک غرب است ویادانشکده انفورماتیک تهران است ویا مجتمع آموزشی رعد شهرک قدس است ویا کانون پرورش فکری محله است  ویا فرهنگسرای ابن سینا ویاتالار آن  است ویا انبا ر تدارکاتی محله است ویا طراحی شعبات انواع بانکهای تجارت ویاکشاورزی ویاملی ومسکن وملت  وغیره میباشد که برای خدمات رسانی بانکی به سکنه همان محله شهرک قدس ساخته شده اند  ویا طراحی انواع خیابانکشی ها ویاکوچه بندیها  ویامیدان سازیها ویاپارک جنگلی اطرافش است که از این  شهرک ،یک مجموعه کامل طرح شهری ،پدید می آورد  ولذابعد از انقلاب  هم این نوع الگوی شهرک سازی  مزبور و مورد تقلیداغلب  مهندسان بعد از انقلاب قرار گرفت ودر شهرکهای دیگر تهران  وبا نواقصی ،آن نوع مدل شهری راپیاده کردند ویادرساخت وسازخود پیاده کردند وازجمله در ساخت وسازشهرک های نفت تهران  ویادر ساخت شهرک آسمان ویا شهرک فرهنگیان ویاشهرک پرواز  ویا درساختن 172 شهرک جدید التاسیس  دیگربعد از انقلاب ، ویا در  ساخت وساز مجتمع های مسکونی ویامنازل سازمانی وبرج های مسکونی تهران وتا حدودی پیاده سازی کردند که امروزه  تهران معاصر وبا تراکم جمعیت زیاد خود ویابا بیش از 500 محله شهری خود ویابا تاسیسات زیادش ،حاصل این  نوع از تدابیرشهری می باشد .

شهرسازی تهران ومکان یابی ادارات دولتی اش، در دوره پهلوی دوم - (بخش ششم) - دکتر محمد خالقی مقدم

شهرسازی تهران ومکان یابی ادارات دولتی اش، در دوره پهلوی دوم

(بخش ششم)

دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس شهری

در شهر سازی 125 ساله دولت قاجاریه در تهران، تنها پنج ویا شش محله شهری سنتی در تهران وجود داشت ، که شامل محله سنگلج ویا محله چاله میدان تهران بود ویا محله عودلاجان ویا محله دولت ویامحله بازار وارگ سلطنتی قاجاریه بود ولذاتهران ،جمعیت اندکی داشت وتنها،حدود 15 هزار نفر ودر هنگام تسلط آغا محمد خان قاجار برشهر تهران بود ودر پایان دولت قاجاریه نیز وبعد از گذشت 137 سال از حکومت آنان ،بر شهرتهران پایتخت ویادرپایان دولت احمد شاه قاجارکه درپاییز سال 1304ش بودکه خلع سلطنت از قاجاریه شد ، و به حدود 250000 نفر جمعیت رسیده بود ولذاشهر تهران ودر عصر آنان ،جمعیت اندکی داشت وبعلاوه خانه های خشت وگلی ویاکوچه های پیچ در پیچ ومالرو ومحدود ودر داخل قلعه شهرداشت ویابا دروازه های  دوازده گانه اش  بود ونظیر امروز، 500 محله شهری بزرگ ویا باانواع شهرک های نوساز نداشت که از عمر پایتختی آن 212 سال میگذردویابا خیابانکشی های جدید ویااتوبانها  وتاسیسات دیگر شهری  مدرنش که همگی در طی 80 سال اخیر بوجود آمده اند وبعلاوه در طی11 ساله عمرشهرسازی عصر رضا شاه هم (که از سال1305ش الی 1316ش می باشد)ویادردوران گذر شهرسازی تهران که محسوب  میگرددو دروازه ها وقلعه ها ویاکوچه های پیچ در پیچ وخانه های خشت وگلی 5 محله قدیمی تهران خراب شدند، ویادر حال فروپاشی ونوسازی گردیدند ونیز ساخت وسازساختمانهای 9وزارتخانه جدید ایران ویا خیابانکشی های جدید تهران آغاز گردیدندویا در حال متولد شدن بودند وبقیه وزارتخانه های تهران هم ودر دوره پهلوی دوم بوجود آمدند ویابعد از سال 1320 شمسی شکل گرفتندودر طراحی شهری تهران، مکانهای مناسب برای آنها در نظر گرفته بودند ودر نتیجه، سه ویا چهار ساله حکومت رضاشاه وباضافه37 ساله حکومت پهلوی دوم فرایند شهرسازی نوین تهران  می باشد، وفرایندی بس تعیین کننده در شهرسازی می باشند  که "چهارچوبهای ساختاری شهر تهران" ،ودر این دوره تاریخی شهرسازی تهران شکل گرفته است وبعلاوه دوران" چهل ساله شهرسازی اخیر تهران" هم که "دوران جمهوری اسلامی"  می باشدو شهر تهران بزرگتر شده است وبعلاوه مشخصات شهر سازی اش هم با "دوران شهرسازی 37 ساله عصر پهلوی" دوم ، تفاوتهایی راهم داردوجمعا 80 سال را تشکیل میدهند.

وبعلاوه لازم به یاد آوری است که از حدود سالهای 1316ش به بعد، 5الی 6 محله قدیمی تهران عصر قاجاریه متلاشی شد وجایش را به محلات شهری نوسازتهران دادند ویامحلات دیگری نیز درخارج ازقلعه های فرو ریخته تهران بوجود آمدندو به آن "محلات جدید ساز" اضافه شدند ویا (9دیوان اداری قدیمی عصر قاجار) که نظیر امروز ساختمان وزارتخانه مستقلی ویادر خارج از درون ارگ سلطنتی قاجاریه نداشتند  وآنگاه از درون ارگ سلطنتی قاجاریه بیرون آمده وبرای خدمات دهی به سکنه 500 محله جدید ساز تهران ،ویا به حدود 34 وزارتخانه ویاسازمان بزرگ اداری  تبدیل شدندویا در عصر دولت جمشید آموزگار رسیدند که پایان عصر پهلوی می باشد  ودر آن دوره پایانی دولت پهلوی هم، تهران دارای 21 وزارتخانه ویا13 سازمان اداری گردیده بود ویادارای انواع ادارات کل استانی بود وبعلاوه هر کدام از آنها نیز دارای دهها ساختمان بزرگ ویازیر مجموعه اداری بود ویادر خیابانهای مختلف تهران داشت که "فونکسیون های اداری خاص شهری" داشتند  وبعلاوه در عصر جمهوری اسلامی هم ، حدود 172 شهرک جدید سازبوجود آمدند و به چند شهرک اواخر دوران پهلوی دوم اضافه شدند  ویادر این دوره تاریخی ، ساخت وسازهای محلات نیمه تمام تهران ویادراواخر دوره پهلوی  تهران ،پر شدند  واز این رو،جمعیت تهران افزونتر گردید وبعلاوه، از سال 1305 ش بافت قبیله ای ونژادی عصر قاجاریه تهران هم تغییر یافت که قبلا تنها 250 هزارنفر سکنه  تهران ، "هم قبیله ایلی قاجار"  بودندویااقوام وتجار همبسته ّبا ایل آنان بودند ولذادر تهران ،ساکن شده بودندولی این بار تغییر نژادی وفرهنگی یافتند وبعدها ، دهها میلیون  مهاجرین به شهر تهران  آمدندویاازاقشار حرفه ای شهرهای بزرگ ایران ،سرازیر شده وبه تهران آمدند ومثلا صدها تن از تجار مهم بازار تبریزبودند ویاازاورمیه وخوی وزنجان بودندکه با فرقه دموکرات آذر بایجان ودر طی 5سال حکومت آنان برشهرهای آذر بایجان نمی توانستند کار بکنند ولذابه تهران آمده ودر "اتاق تجارت تهران "تشکل یافتند ویا اغلب تاجران شهرهای بزرگ یزد ویاکاشان واصفهان ومشهد وکرمان وشیراز وهمدان بودند که به تهران مهاجرت کرده ودرشهرک صنعتی  جاده قدیم کرج – تهران  سرمایه گذاری صنعتی کردند و اغلب صنایع کنونی ایران ،مولود مهاجرت آنان است  ویادر جنوب تهران ویا در جاده دماوند تهران تاسیسات صنعتی اولیه تهران را شکل دادندویا صدها بنگاه انباداری مهم تهران بودویا گاراژ های مهم باربری ویامسافربری این شهر را شکل دادند  ویا دفاتر مرکزی صدها شرکت خودرا ،که درشهرستانهابود ولی دفترهای فروش اش را در خیابانهای مهم تهران قرار داده بودند  ویا افراد متمول بازاری صدها شهر ایران بودندکه بدنبال سرمایه گذاری جدید به تهران آمدندوبه ساخت وساز محلات جدید شهری تهران پرداختند که قبلا اراضی اش ، بیابانهای بیرون قلعه تهران بود ومنزل مسکونی نداشت و یااز روستاهای مختلف ایران بودند که بدلیل زحمتکشی خود ویاآشنایی با حرفه خاص وبعنوان کارگر حرفه ای بودند که به تهران مهاجرت کرده ودر 34 کوره آجرپزی تهران  مشغول کار شده ویا در گاوداریهای صنعتی جنوب تهران ویادر مرغداریها وشیر پاستوریزه جدید التاسیس ویادرسیلوی جدیدتهران مشغول کار شدند ویا در کارخانه های داروگر ویخچال ارج وآزمایش که قبلا نبود  ویا در کارخانه چیت سازی ویاسیمان تهران  وغرب ویا در کارخانه های دارو سازیهای دکتر عبیدی ویاداروپخش ویاچاپخانه های بزرگ  وکفش ملی جنوب مهر آبادتهران مشغول کارشدند ویا کارگران حرفه ای مهاجر به شهر تهران بودند که درهزاران کارگاه جدید  تولیدکفش ویاتولیدجوراب ویاتولید پیراهن وکت شلوار ویا تولیدسماوربرقی بازار تهران  مشغول کار شدندویادرکوچه های اطرافش  وساختمان پلاسکو وخیابان شاه قدیم تهران ساکن شدند  ویا صدها تراشکار وجوشکار ماهر از شهر های قزوین وغیره بودند ودر کارگاههای تراشکاری اطراف میدان قزوین ویادرسه راه آذری تهران مشغول کار شدندویا صدها معمار ویابنا ویاگچکارماهر شهرهای یزد ویااصفهان وکاشان ونایین وغیره بودند که به تهران مهاجرت کرده وبه ساخت وساز ساختمانهای جدیدسازتهران ویا محلات تازه ساز تهران کمک  کردندویا هزاران قشر با استعداد وجویای تحصیل شهرهای مختلف ایرانی بودند که بعد از تحصیل در دانشگاههای  بزرگ تهران ویاتازه تاسیس تهران که، انواع دروس اداری ویافنی راخوانده بودند وبعد از فارغ التحصیلی  خودشان هم ،به شهرهای خود بر نگشته وبلکه در در 34 وزارتخانه ویاسازمان اداری  جدید التاسیس عصر پهلوی تهران ،استخدام شدند ویا در 500محله شهری تهران ویادر شهرک های جدید ساز تهران  ساکن شدندواز این رو ،در طی 80 سال اخیر این شهر، اسکان یافته اندو" چند گانگی فرهنگی" ویاخرده فرهنگی این شهر بزرگ ایرانی را بوجود آورده اند ولذانسل کنونی تهران و یا جمعیت تهران امروزی، ازهمان نژاد 250000 نفر تهرانی اواخر عصر قاجاریه نمی باشند وبلکه اغلب ، نسل های دوم ویا سوم مهاجرینی هستند که از شهرهای بزرگ ایران  آمده بودند ودر این شهرساکن شده اندوبویژه بعد از سالهای1320 ش جمع شده بودند واز سکنه قدیمی تهران، فقط " لهجه تهرانی "سابق را حفظ کرده اند ونیزدر مقاله دیگرم اشاره خواهم کرد که چگونه، در طی این مدت 37 سال  معاصر  و برای  اسکان حدود چهار میلیون ایرانی مهاجربه شهر تهران، "برنامه ریزی شهری آگاهانه"  شده بود تا "کارکرد پایتخت صنعتی ویااداری ویادانشگاهی وتجاری  وهنری ایرانیان را همچنان حفظ بکند ولذا از سایر شهرهای ایرانی به تهران ،سر ریزی جمعیتی آگاهانه بعمل آمد ویابرای ساخت وساز منزل آنها ویاجهت اسکان آنهاهم ودر صدها محله جدید ساز تهران بعمل آمدویا برای ساخت وساز صدها ساختمان بزرگ وزارتخانه ای تهران بعمل آمد ،ولذا "مسئله شهر سازی جدید تهران "شکل گرفت ویابرای ساختمان سازی اداره های تهران ویابرای ساختمان سازی سازمانهایشان ویابیمارستانها ویادانشگاهها ویاکلانتریها وپادگانها ویا پارکها واستادیومها ومیدانهای تهران  ویابزرگراهها ویاخیابانکشیهای جدیدش وغیره  ،طوری "برنامه ریزی شهری" شد که سرتاسر تهران ودر دوره تاریخی مزبور و بصورت یک "کارگاه بزرگ ساختمانی "در آمده بود  ویادر طی 37 سال مزبوردر آمده بود که صدها هزار بنا ویا گچکار ویا لوله کش ماهرشهرهای بزرگ ایران ، به تهران آمدند ویااز قشرهای حرفه ای مهاجر به شهر تهران بودند،واین نوع محلات جدیدساز تهران را ساختند ویابصورت "یک طرح جامع شهرسازی تهران "عمل میکردند که هنوز مورد دقت اجتماعی قرار نگرفته است  وبعلاوه در "دولت پهلوی" ساختمان 94 سفارتخانه کشورهای مختلف دنیاو درفرایند خیابانکشی های جدید تهران  ، ساخته گردیدند  ونیز همانطوریکه در مقاله  دیگرم ذکر کرده ام وبنام "املاک قاجاریه در شهر تهران " می باشد وگفته ام که در اطراف قلعه قدیمی تهران ، زمین های هموار زیادی وجود داشت ویادر حاشیه و اطراف بیرونی آن  قلعه تهران بود، ویا دراطراف پنج محله قدیمی تهران ،ویامنازل خشت سازتهران بودویادر عصر قاجاریه،اراضی حدود 60 الی 70 قریه زراعی  وجود داشت که متعلق به "خوانین قاجار" بود و دراراضی  آن دهات اطراف تهران نیز، به زراعت ویا باغداری می پرداختندویادر عصر 125 ساله دولت قاجاریه می پرداختند ولیکن بدلیل بدهکاری همان خوانین قاجار و به برخی از تاجران قدیمی تهران ویابه صرافهای آن شهر ،و بعدااراضی زراعی خود را فروخته بودند ویا بعداز خلع سلطنت از قاجاریه ،از آنها مصادره گردیده بود ولذابعد از سالهای 1320 ش شمسی وجهت ساخت وساز مسکن آن 4 میلیون  ایرانی مهاجر به شهر تهران واگذاری زمین شهری شد ویاجهت ساخت وسازساختمانهای آنها هم ودرفرایند "طرح جامع توسعه تهران"  بعمل آمدویادر طی چندهمان برنامه عمرانی مختلف توسعه شهری تهران هم که بعمل آمدویابرنامه ریزی شهری شده بود وبعلاوه دهها کارخانه سیمان سازی ویامصالح ساختمانی آن منازل را سرمایه گذاری کردند تا مهاجرین  مزبورویاسر ریز اضافه جمعیت استانها، ، ودرشهرتهران وبدون منزل مسکونی باقی نمانند واز این رودر راستای تکمیلی این نوع "برنامه ریزی جامع توسعه شهری تهران "ویادر طی چند برنامه ریزی شهری –عمرانی تکمیلی اول تاپنجم برنامه توسعه همه جانبه ایران ، انواع کارخانه های گچ ویا کارخانه کاشی ویاسرامیک ویاانواع کوره های آجر پزی  اطراف تهران ویاتاکستان وشال همجوارش را ویا صنایع لوله کشی منزل ویانورد ویاتیر آهن  ساوه وغیره رابوجود آوردندویاکارگاههای مصالح درب وپنجره آهنی ویاآلمونیومی را ساختندودر اطراف تهران  ویا درمکانهای نزدیک به تهران بوجود آوردند که "جزو طرح جامع توسعه برنامه ریزی شده"مسکن سازی شهر تهران بود ویادر طی چند طرح توسعه شهری آن ادوار تاریخی  مرحله بندی شده بود ومی بایست که شکل می گرفتند ویاسرمایه گذاری میشدند ویاساخته میشدند که " مکمل شهرسازی تهران باشند ویامکمل ساختمانسازیهای شهری آن باشند و به آن مواردتوسعه جامع تهران ،و در مقاله بعدی ام اشاره خواهم کرد ویادر دوره 37 ساله مزبور، چند محله خشت ساز قدیمی عصر قاجاریه تهران هم اغلب تخریب گردیدند وبار دیگر نوسازی شدندوبعلاوه کوچه های پرپیچ وخم ویامالرو قدیمی آن شهرداغون شدویا کاروانسرا های قدیمی تهران وبه پاساژ  ها ومجتمع های تجاری جدید تبدیل گردیدند ویا به هتل های مسافرتی ویا به انبارهای جدیدکالا تبدیل شدندویابه ساختمان گاراژ های اتوبوس مسافرتی ویاگاراژکامیون باربری تبدیل شدند (وبجای ّ ّگاریخانه های اسب ویاقاطر عصر قاجاریه وقدیمی تهران)به "مکانهای شهری جدید تهران" تبدیل وضعیت دادند  ویابجای کوچه های مالروقدیمی تهران ودر "عصر شهر سازی قاجاریه تهران" ،واین بار ،خیابانکشی های جدید وشطرنجی تهران بودند ویااتوبانهایش بوجود آمدندکه امروزه اسامی اغلب آنها عوض شده است ویانامگذاریهای جدید یافته اند که حدود 385 خیابانکشی تهران عصر پهلوی دوم می باشد ویا 16 بلوار بزرگ 30 متری میباشند ویا 32 بزرگراه تهران می باشند ویا پیدایش حد اقل 48 میدان بزرگ تهران می باشدویا تعدادی چهار راه وسه راه جدیدتهران می باشد ویاصدها خیابان کوچک 8متری است ویاخیابانهای 10 متری محلات جدید سازتهران می باشند  ویاساخت وساز . صدها کوچه جدیدساز و متصل به خیابانهای مزبورهستند ویاساخت وساز حداقل 66 هتل و یا 16 پارک مهم تهران است  ویا ساخت وسازاستادیوم های ورزشی  آزادی ویاامجدیه ویا سالن تاج و یادهها ورزشگاه محله ها ویا استخر ها وغیره تهران می باشند ویا ساخت وساز 67 سینمای جدیدتهران ودر محلات تازه سازتهران بودند ویا ساخت وسازانواع مساجد محله های تهران هستندویاساخت وساز صدها هنرستان ودبیرستان ویامدرسه ابتدایی ودر هر محله جدید سازتهران هستند که در "طرح جامع توسعه شهر تهران" می بایست ساخته می شدند ویا ساخت وساز  دهها بیمارستان هرمحله است ویاداروخانه ها ودرمانگاهها ویامجتمع ساختمان پزشکان ویاآسایشگاههای تهران هستند  و در محلات مختلف شهری جدید تهران ساخته شدند ویا در دوره تاریخی  مزبوربوجود آمدند واز این رو" الگوی شهرسازی تهران ، الگوی بقیه شهرهای ایرانی  گردید ، زیرا که شهرهای مختلف ایران ، هنوز به مرحله جدید " توسعه شهری نرسیده بودند ویا فونکسیونهای" تاسیسات  اداری" هر محله رانمی دانستند ویا "خدمات دهی محله ای "را نمی دانستند واز این رو"شهر سازی تهران" ،الگویی برایشان شد ویا ساخت وساز کلانتریهای محله های تهران بودکه امنیت آن محله را بعهده بگیرد ویاشهرداریهای محله ای ومنطقه ای تهران ویااداره آموزش وپرورش محله ای تهران بود ویابرای انواع فونکسیونهای "امنیت محله "ویا"آموزش  سکنه هر محله "ویا"عمران ونگهداری هرمحله" بود ویاجهت ساخت وساز انواع مسیلها وکانالهای آبروتهران بودکه سکنه محلاتش از سیل گیریهای شدید مصون نگه داشته شوند ونظیر شهرسازی کنونی شیرازویا پل دختر ویانورآباد ویاایلام ومرندودامغان وصدها شهرک این نوع شهرها غیره نباشد که بدلیل شهرسازیهای دیمی ویاغیر حساب شده ، انواع سیلابهای شهری شکل بگیرند ویابا معلومات فارغ التحصیلان فله ای دانشگاههاشکل بگیرد که فرضا آب باران پشت بام خانه های ایزوگام شده وناو داندار صدها هزار خانه شهرکهای جدید سازشیرازویاآب باران صدها کوچه آسفالت شده شیرازودر عرض 20 دقیقه واز محلات مختلف جمع شده ودر خیابان سراشیبی دروازه قران جمع بشودویادر شهرسازی جدید نورآباد ومرند وغیره جمع بشودوصدها نفر انسان ویا ماشین را ببرد ویا در جاده سازی راه آهن وشوسه استان گلستان ویاپلهای زیر گذر مناسب نزنند ولذاآبهای سر ریزشده دهها رودخانه فرعی گرگانرود ویااترک ویا آبرو های سیلابی آن رود اترک ویا کرخه بسته بشود ویا400 روستای منطقه مزبور ویابرخی شهرهایش در محاصره سیل قرار بگیرندواز این رو"معنی ومفهوم شهرسازی علمی"راندانند ویابا وجود "وزارت شهرسازی ایران" وطرحهای جامع شهری نفهمند وبعلاوه ساخت وساز پاساژهای خرید لباس ویالوازم خانگی تهران ودر دولت پهلوی ویاساخت وسازمیدانهای خرید میوه وتره بار جدید محلات شهری تهران هم ، خوب طراحی شهری شده بودند ویا"مکان یابی  انبارها ی عمومی" ویاآذوقه شهری  ویاسیلوی تهران ویاکشتارگاه تهران ویاکارخانه آرد ویاساختمان دخانیات تهران ویااداره کل غله تهران ومیدان تره بارویاساختمان شیر پاستوریزه تهران هم طوری بودند که در "طرح جامع ساخت وساز جدیدشهری تهران" عصر پهلوی دوم ، بخوبی "طراحی شهری" شده بودند ویا "مکان یابی شهری"مناسب شده بودند وبعلاوه "مکان یابی مرا کز صنعتی کارگران ویاکارگاهها"و در اطراف تهران بودندکه "مکان شهری خاص "به آنهااختصاص داده شده بودویا در اراضی شهری اطراف تهران ،داده شده بود  ویا "مکان یابی شهری دفاتر شرکتهای بزرگ صنعتی ایران "ودر خیابانهای مهم تهران بودند ویا "مکان یابی خوب دفاتر فروش "بلیط هواپیماها ودر خیابانهای در دسترس عامه تهران بود وبعلاوه "مکانیابی  انشعاب ریل های قطار" وبه صدها شهر ایرانی بودکه به اندازه یک محله شهری بزرگ طراحی شهری شده بود، واراضی لازم زمین شهری مزبور رابه آن ریلگذاریها هاداده بودند ویا به تاسیسات اداری اطراف راه آهن تهران داده بودندکه در آینده دچار مشکل نشوند ویا به فرودگاه اطرافش ودر مهر آبادداده بودندکه زمین لازم را کم نیاورندویاکارکردآینده شهری اش را از دست ندهد ویادر جنوبش  ، زمین شهری را تنهابه "تاسیسات صنعتی تهران ویا به انبارهای عمومی" تهران اختصاص داده بودند که بااوجگیری ویافرود آمدن هواپیماها، سکنه اش را اذیت وآزارنکندوبعلاوه"مکان یابی تاسیس گاراژ های کامیون باربری" و در فاصله میدان شوش وتا میدان راه آهن بودکه کالاهای صدها شهر ایرانی به آن گاراژهای عمومی تهران می آمد ویا ساخت وسازانواع گاراژ  های  اتوبوسرانی ایران پیما ویا تی بی تی ویاراهپیما ویامیهن تور وتوکلی وغیره بود ویا ساخت وساز دهها تصفیه خانه آب تهران ودر اطراف پارک لاله تهران ویاخیابان زردتشت وغیره بودویا دردهها محله دیگرتهران که از سال1334 ش ودر محلات مختلف تهران شروع شده بودند واز آب سد کرج استفاده میشد ویابه خیابانها وکوچه ها ومنازل تهران ودر دوره مزبور لوله کشی آبرسانی میگشت  ویا "تاسیسات محله ای" صدها تلفن خانه تهران  ویا"تاسیسات مخابراتی "و درشهر تهران بود ویابعد از    سال 1334ش بود که قبل از آن تاریخ، تهران، فقط وزارت پست وتلگراف راداشت که در میدان توپخانه واقع بودو وزارتخانه ای از عصر رضا شاه باقی مانده بود ولی تلفن شهری ،فقط  به خانواده های سلطنتی ویابه برخی ازوزراء واعیان واشراف تهران داده شده بودو اغلب منازل تهران ومحلاتش ،وقبلا فاقداین نوع  تلفن شهری بود وبعد تلفن دار شدند ویا توسعه "چند نیروگاه برق تهران "ودر ناحیه آلستوم وغیره بود  ویاایجادپست های برق  محله ای ودر محلات مختلف تهران بود ویانصب تیر های چراغ برق ودرخیابانها وکوچه های تهران و در دوره تاریخی مزبور بودویانصب کنتور برق ودر همان منازل بود که قبلابرق نداشتند وبعد از تاسیس "وزارت  آب وبرق " و در سال 1342ش در تهران تشدید شد وامروزه ساختمان وزارت نیرو ودر خیابان برزیل تهران ویاچهار ساختمان وزارتی  اش در نقاط دیگرتهران واقع شده است ویا ساختمان دهها اداره برق منطقه ای تهران وآب  وفاضلاب تهران واز آن دوره تاریخی به بعد، شکل گرفت واز این رواغلب مردم محلات تهران ،به برقکشی منزل  دست یافتندویابه استفاده از آن برق ودر یخچال خانگی دست یافتندویا در استفاده ازبرق پنکه وکولر وتلویزیون ولوازم آشپزخانه و در دوره پهلوی دوم نایل آمدند وقبل از آن دوره تاریخی ،پدیده "برق رسانی محله ای" همگانی شهری نبود وبعلاوه "مکانیابی شهری مناطق دانشگاهی تهران "بود که زمین شهری لازم به آن  "فضاهای آموزشی " تهران اختصاص دادند ویا در برخی از محلات خوب تهران ، اختصاص دادند ویابرای تاسیس دانشگاه تهران ودانشکده های بیرونی اش زمین شهری دادند ویابرای ساخت وسازخوابگاههایش دادندویا برای ساخت وساز دانشگاههای صنعتی شریف ویاامیر کبیر وعلم وصنعت ودانشسرا ی عالی زمین شهری دادندویا برای ساخت وساز ساختمانهای دانشگاه الزهراءودر ونک  ویادانشگاه ملی ،در جنوب ولنجک زمین شهری دادندویا برای ساخت وسازانواع مدارس عالی مخابرات  ویامدرسه عالی بانکداری ویابازرگانی ویاهواپیمایی وخارجه وغیره زمین دادند که قشر دانشجو ویا استاد ویاکارمندان دانشگاهی مهاجر به شهر تهران ودراراضی محلات مزبور،اسکان بیابند وتعداد این نوع از قشرهای دانشگاهی هم به چند صد هزارنفر و درتهران عصر پهلوی دوم رسانده شدندکه ساکن محلات مزبور باشند ویا نظامیانی  بودندکه در منازل مسکونی اطراف مهر آباد ویافرح آباد وافسریه منزل داده شدند  ویا "مکانیابی اداری" و شهرسازی ساختمانهای 34 وزارتخانه ویاسازمانها ی اداری  ودر خیابانهای مهم تهران بود که علاوه از " فونکسیون خدمات دهی شهری " به محلات جدید ساز تهران ،وباضافه "فونکسیون خدمات دهی کشوری " هم در تهران بوجود آورندوبعلاوه به سکنه بقیه شهرهای ایران هم خدمات اداری واز مکان شهری مزبوربدهند واز این رو طرح جامع شهری تهران و با طرح جامع شهرهای دیگر ایران "تفاوت فونکسیون شهری ویاتفاوت  نقش شهر سازی " داشت  وبهمین دلیل تاسیس آن نوع ازساختمانهای وزارتخانه ای تهران ویا دراراضی شهری تهران وبعنوان پایتخت ایران ،یکنوع"خدمات دهی اداری به صدها شهر ایرانی را بعهده گرفته بود وبهمین دلیل هم ودرطراحی "فضاهای شهری تهران "وِیادر"تخصیص فضاها" وبه "فونکسیونهای مختلف شهری"اش وِیابه "خدمات دهی بیرون شهری اش" ویا "خدمات دهی منطقه ای" ویا به"خدمات دهی کشوری اش" توجه علمی لازم شده بود که این نوع ویژگی"طرح جامع شهر تهران "را بوجود می آورد ویا اختصاص زمین شهری به همان وزارتخانه ها وسازمانهای اداری بود که این نوع "مکان یابی هایی وزارتخانه ای" هم مناسب باشد وبعلاوه انواع آنهاهم، بخوبی لحاظ کارشناسی شده بودکه ترمیم بعدی رانخواهند ویا تاسیس آتی لازم نداشته باشند ویاآینده نگری مکانی آنهامناسب باشد ویابا مشکل مکان یابی شهری آینده  وِیاتوسعه آتی اش روبرو نشوند ویابا تنگناهای دیگرشهری ودور از دسترسی عامه،روبرو نشوند  که در مقاله دیگرم به آن  مسئله اشاره خواهم کرد که این  نوع "مکان یابی فضاهای شهری تهران"  بسیار عالی طراحی شهری شده بودند که هنوزهم ، بعد از گذشت 80 سال هم از عمر طراحی شهری اولیه آن مکانها ، همچنان ، احتیاج به جابجایی بسیاری از آنهانیست ومثلادر تنگنای زمین راه آهن وغیره تهران احساس نمی شود ویا بخاطر ندیدن عیوب توسعه آتی شهرسازی اش وجود ندارد  ویا در ارتباط مناسب دومحله شهری وجود نداردوچراکه از طریق بزرگراههای بزرگ ویا مهم مابین دومحله مزبور حل شده است که اساتید شهرسازی دانشکده های معاصرایران، هنوزهم به این نوع از مزایای طراحی  خوب شهرسازی تهران پی نبرده اند  ود ر حالی که از عمرشهرسازی مدرن تهران 80 سال میگذرد ویااز عمر تاسیس " وزارتخانه آبادانی ومسکن وشهرسازی " ایران ،وتنها 55 سال میگذرد ویااز عمر تاسیس چهار گرایش شهرسازی دانشکده های ایران، تنها 37 سال میگذرد ، ولی این  نوع از"مدل شهرسازی تهران"که جلوتر از دوتای بعدی است وواقعا جالب می باشد  وبهمین دلیل هم، امروزه میبایست ،که بجای اندیشه تغییر پایتختی تهران  ، باید که نخست به فکر رفع عیوبی پرداخت که از دیدگاه غلط شهرسازی مهندسان جدید ایران نشات میگیرد،ویا عارض تهران  معاصرشده است  وبعلاوه باید  رفع عیب را در خودخاک تهران جستجو نکرد وبلکه در فقدان معلومات کسانی دید که به ساماندهی غلط این شهر بزرگ ایرانی میپردازند ویا بخطر ضعف معلوماتشان از مفهوم شهر وشهرسازی  است که، تنگناهای زیادی را برای این شهربزرگ ایران فراهم آورده اند

 واینجانب در مقا لات دیگرم اشاره کردم که چگونه ساختمان 9 وزارتخانه تهران و در اواخر حکومت رضاشاه و دربیرون ازارگ سلطنتی قاجاریه شکل گرفت وبعد از رفتن رضاشاه از ایران هم ساختمانهای دیگروزارتخانه ها هم بوجود آمدندومثلابعد از شهریور 1320 ش ،چهار وزارتخانه جدیدایران و در هیات دولت بوجود آمد که احتیاج به ساختمان وزارتخانه ای جدیدویا در شهر تهران داشت که شامل وزارت بهداری بود و در دوره رضا شاه وزارتخانه مزبور نبود واکنون ساختمان "وزارتخانه بهداشت وامور پزشکی "ودر دونقطه تهران قرار دارد و به مدیریت صدها بیمارستان تهران ویادرمانگاه محله ها می پردازد ویابه مدیریت آزمایشگاهها ویاداروخانه های محلات مختلف تهران وایران می پردازند ویادیگری هم ساختمان "وزارت کشاورزی " و" وزارت راه "بود که در دوره رضا شاه، تنها یک "اداره کل "بودند وبعداساختمان معظم به آنها دادند ودر اواخر عصر پهلوی هم ساختمانش تکمیل شد ویادر بلوار آلیزابت(ساختمان وزارت کشاورز کنونی ) بوجود آمدکه دفاترش با چوب انواع جنگلهای ایران تزیین شده بود ویاساختمانهای شیلات ویاچندین زیر مجموعه اداری دیگرش بود ویامراکز تحقیقات دیگرش که در خیابانهای مختلف تهران قراردارند وچهارمی نیز " وزارت اقتصاد ملی "بود که در سال 1335 ش به دووزارتخانه جدید" وزارت صنعت ومعدن " و"وزارت بازرگانی " تقسیم شدند  واکنون نیز هر کدام از آنها،وبه چندین ساختمان وزاتخانه ای ویادفاتر شرکتهای مختلف صنعتی تبدیل شده اند ویابه "ادارات تجاری" ویا "اتاق بازرگانی" و درخیابانهای مختلف تهران تبدیل شده اندو ومثل دفترشرکت مس سرچشمه در تهران می باشد ویا دفتر ذوب آهن وفولاد ویاشهرکهای صنعتی دیگردر تهران است ویا "دفتر پژوهشهای بازرگانی" وغیره می باشد وبعلاوه در سال 1325 ش وبا شکل گیری وزارت کار وامور اجتماعی ، دو ساختمان معظم وزارت کار وتامین اجتماعی هم ویاساختمان سازمان آموزش حرفه ای وغیره نیزو در بلوار تازه تاسیس آیزنهاورتهران (ویا خ آزادی کنونی ) شکل گرفتند که بلوار تازه تاسیس آزادی راو بخاطر رفت وآمد آسان  وراحت کامیونهای سربازان آمریکایی ساخته بودندوبعد از واقعه شهریور ش1320بودودر آن خیابان آزادی ونوسازتهران که از فرودگاه مهر آباد شروع می شد وتامیدان 24 اسفند(یعنی میدان انقلاب کنونی )ادامه داشت  واز آنجا هم و تا اردوگاه نظامیان آمریکایی وبه کوی دانشگاه تهران می رفت که چهار سال نظامیان آمریکایی و در تپه های امیر آباد مستقر بودند وبعلاوه در سال 1335 ش ،وعلاوه از شکل گیری چند ساختمان  وزارت صنعت ومعدن وبازرگانی در شهرتهران،پدیده دیگر ،تاسیس دفاتر شهرکهای صنعتی دیگر ایران در شهرتهران بود ویا تاسیس  ساختمان سازمان برنامه وبودجه در سال 1335در تهران بود که اول در خیابان کاخ بود وبعدا به میدان بهارستان آوردند ویاساختمان اداره آمار ویااداره نقشه برداری ویاسازمان امور استخدامی،ویاسازمان بازنشستگی کشوری بود که نیاز به تاسیس ساختمان آنها هم ودر شهر تهران ، ودر این سالها پدید آمد که ساختمان برخی از آنها، ودر میدان بهارستان بودویادرخیابان فاطمی  ویا درخیابان ورشوتهران بودویادر سال 1342ش ،دو وزارتخانه جدید التاسیس دیگر هم بوجود آمدند که یکی وزارت" آبادانی ومسکن " بود که دو ساختمان آن وزارتخانه، ودر یکی از خیابانهای فرعی میدان ونک شکل گرفت  ودیگری  هم" وزارت آب  وبرق "بود که در سال 1342ش شکل گرفت که به اداره نیروگاهها  ویاتاسیسات آب وبرق وفاضلاب دههامحله تهران  وشهرستانها می پرداخت ویاقبلا اداره کل راه سازی بود که در دوره رضا شاه، تنها یک "اداره کل "بود وبعدا با تاسیس فرودگاهها ویاباگسترش راه آهن ویااسکله های بندری  ایران ویا تاسیس گاراژهای شهری، ّبه "وزارت راه وترابری "تبدیل شده بودندوبعد از انقلاب  هم دو وزارت مسکن  ووزارت راه ادغام شدند ودیگری هم ، ساختمان اداره شهربانی تهران ویا اداره آگاهی  عصر رضا شاه بود که در میدان مشق تهران ساخته شده بود ویابرای "امنیت محله ها"شکل گرفته بودند وبعلاوه دانشکده پلیس ویازندان قصر ویا زندان اوین وپلیس راهنمایی وغیره را هم اداره میکردندوبعدا به دهها کلانتری محلات تهران تبدیل شدندویا "بلدیه آن عصررضا شاهی تهران"  بود که بعدانیز به تعداد زیادی  از"شهرداریهای منطقه ای تهران " تبدیل شدند که به اداره آتش نشانی انواع محلات تهران بپردازندویابه "اداره فضاهای سبز خیابانها" ویامیدانهای تهران بپردازند ویا به اداره فضای سبز16 پارک مهم تهران عصر پهلوی میپرداختند ویا به "اداره تاکسی رانی "ویااتوبوس رانی  شهری انواع محلات تهران  ویاتاسیسات تعمیر گاهی وپرسنلی آن می پرداختند که باتصویب قانون اتوبوسرانی سال 1334 ش مجلس هم ،تعداد این نوع ازتاسیسات شهری اتوبوس رانی محلات تهران زیاد شدند ویا در محلات مختلف تهران زیاد شدند و قبل از آن تاریخ ،محلات مزبورتهران ،فاقد این نوع از "سیستم خدمات محله ای" بود وخدمات محله شهرهای سابق ایران بسیار ساده بودند واین نوع از خدمات رسانی شهری را نداشتند وبعدا با اتوبوسهای قرمز رنگ ودماغه دارتهران ویادر سالهای بعدی هم با اتوبوسهای دوطبقه سبز رنگ تهران تکمیل شدند که از معاونت عمرانی وزارت کشور بودجه می گرفتند  ودر اواخر عصر پهلوی  نیز وبا منحل شدن حزب رستاخیز  که ساختمان مجللی و برای آن حزب رستاخیز ودر خیابان دکتر فاطمی ساخته بودند  ولی بعدابه وزارت کشور داده شد  وبعلاوه ساختمان مجلس سناهم وبعد از سال 1327 ش شکل گرفت ویاساختمان نخست وزیری و در خیابان پاستوربود ویاساختمان دیوان محاسبا ت ویابازرسی کل کشوربود ویا ساختمان بنیاد پهلوی و در خیابان ولی عصر ویامرکز فرهنگی جنوب آن ناحیه بود ویا تئاتر شهر ودهها ساختمان دیگر ودرجنب خیابان پهلوی سابق تهران ساخته شدند ویا ساختمان انواع موزه های هنری ویاموزه فرش  ویا تالارهای فرهنگی ونظیرتالار وحدت ویاتالارسنگلج ویا ساختمان نمایشگاه پارک وی تهران ویاشهر بازی بود ویا دههاساختمان بانک ملی تهران ویابانک سپه ویابانک کشاورزی ویارهنی ویاعمران وشهریار وداریوش و غیره در شهر تهران بودند ویا ساختمان برخی از پاساژهای مهم تجاری تهران ونظیر ساختمان پلاسکو در تهران بود ویاساختمان آلمونیوم ودههاپاساژ تجاری و در خیابانهای شاه سابق ویا ولی عصر ومیدان محسنی ویامیدان نبوت نارمک وغیره بودندواز این دست ساختمان سازیها ی تجاری عصر پهلوی دوم می باشند ونیز ساختمان میدان شهیاد تهران می باشد که در سال 1346ش شکل گرفت ودر ساخت وسازش لاجوردیها ،و سرمایه دار کاشانی به آن کمک مالی کردند ویاساختمان پارک خرم ویادهکده اولمپیک بود   وبعلاوه ساختمانهای "وزارت فرهنگ ومعارف واوقاف " ایران بودکه از دوره قاجار وتا سال 1339ش تنها یک وزارتخانه واحد داشت ولی در سال 1339 ش وبه دو وزارتخانه مختلف تقسیم گردیدند ویادر سال 1342ش هم وبرای اداره بهتر دههادانشگاه تازه تاسیس تهران ویا برای  اداره صدها دبیرستان  وهنرستان تازه تاسیس  محلات  مختلف تهران ویاشهرهای مختلف  ایران شکل گرفتندویا برای اداره 68سینمای محلات مختلف تهران بودکه تازه ساز بودندویابرای اداره انواع چاپخانه ها وکتابخانه ها وتئا تر شهر وتالارهای فرهنگی تهران بود  که در سالهای مزبور افزایش یافته بودند واین نوع ازوزارتخانه ها ی جدید، بوجود آمدند ولذابعد از سال 1342ش،" وزارت  فرهنگ ومعارف سابق  ایران "، وبه چند وزارتخانه دیگر، تقسیم شدند ونظیر "وزارت آموزش وپرورش "بودویا"وزارت علوم وآموزش ,عالی بود"( که قبلا ساختمایش در خیابانهای ویلای شمالی ویاایرانشهر  ویاانقلاب مستقربود ویا ساختمان سازمان سنجش دانشجویان وکنکور درخیابان آبان بودولی ساختمان برخی از آنهاو در سالهای اخیر به شمال شهر تهران انتقال یافته است   )  وبعلاوه به "وزارتخانه اطلاعات وجهانگردی"و در پیچ شمیران تهران تقسیم گردید  ویا به "وزارت فرهنگ وهنر" تبدیل شد که ساختمانش در میدان بهارستان وچند جای دیگر تهران بود وبعد از انقلاب نیز وزارت آموزش عالی  کشور، دوباره به دووزارتخانه آموزش پزشکی ویا"آموزش عالی عمومی وصنعتی" تقسیم شد وبعلاوه اداره اوقاف  همان "وزارت فرهنگ  ومعارف واوقاف "قدیمی ایران نیزو در سال 1342ش به دو "سازمان اوقاف" ویا"سازمان جلب سیاحان"  تقسیم شد که اکنون ساختمانهای جدید آنهاهم و در خیابان آزادی تهران واقع است وبنام " سازمان حج واوقاف " میباشدویا"سازمان  میراث فرهنگی وجهانگردی"  می باشند وبعلاوه" سازمان تربیت بدنی هم که در ُسال 1342ش ّوجود آمده بود  وورزشگاههای مختلف  محلات  تهران را اداره میکرد وبعد از انقلاب ایران بّه "وزارت ورزش " تبدیل شد ویا"سازمان اصلاحات ارضی "هم که همگام با اصلاحات ارضی سال 1342ش کشوربوجود آمده بود ودر سال 1346ش ودردوره دولت دوم دولت هویدا ّبه" وزارت عمران وتعاون روستایی " تبدیل گشت وبعد از انقلاب نیز " وزارت تعاون مزبور وبا وزارت کار ادغام شدند ویاساختمانهای شرکت نفت  وپتروشیمی  ویاادارات گاز محلات تهران بود که قبل از انقلاب ودر خیابان آیت الله طالقانی ونقاط دیگر تهران  ، ساختمانهایش ساخته شده بودند وبه ساختمانهای " وزارت نفت" بعد از انقلاب ،تبدیل گشت ویا ساختمانهای "ُسازمان هلال احمر" ویا"سازمان انتقال خون وِا "سازمان محیط زیست " و"هواشناسی"  و"سازمان آتش نشانی "بود که در حوادث وسوانح مختلف شهری ، به مردم محلات مختلف تهران کمک امدادی ویاخونی وِیاجلوگیری از آلودگی وآتش سوزی بکنند ویا"سازمان صنایع دستی "واقع در خیابان ویلا بودویا ساختمان "سازمان بنادر وکشتی رانی " ویا سازمان نقشه برداری و هواشناسی  ویا"سازمان خبر گزاری" و"سازمان رادیو وتلویزیون" بودکه ساختمانهایش در سالهای -1339 -1338ش ودرتپه های بلوار شاهنشاهی ( ملت کنونی )شکل گرفت ویا درکنار خیابان ولی عصر شکل گرفته بود  ویا ساختمان "سازمان هواپیمایی کشوری"بود که ارتباط هوایی تهران راوبا بقیه شهرهای ایران وجهان بر قرار بکندویاساختمان مدیریت صنعتی  ویا دولتی غیره وغیره  بودوهمگی طوری بودند که در دولت جمشید آموزگار ویادر اواخر عهد پهلوی دوم ویادر همان سال 1356ش  که جمشید آموزگار سر کار میآید ولذاساختمانهای 34 وزارتخانه بزرگ تهران ویاسازمان بزرگ اداری ایران  شکل گرفته بودندویا ساختمان ادارات کل آنهاو در شهر تهران  آنقدر زیاد شده بودند که حجم وسیعی از فضای شهری تهران را تشکیل می دادند واز این رو ،"فضاهای مسکونی تهران "وتنها مقداری خاصی از زمین های شهری بود وبقیه اش به "ساخت وساز " فضاهای اموزشی  اختصاص یافته بودویابه "فضاهای نظامی" ویا فضاهای اداری ویا تجاری ویادانشگاهی وغیره اختصاص داده شده بودندویابرای رتق وفتق امور سکنه  همان محلات تهران هم طراحی شهرسازی شده ویابرای خدمات دهی به شهرهای دیگر ایران شکل گرفته بودندویا بوجود آمده بودندوبعدا بسیار زیاد شده بودندو امروزه هم به صورت  ساختمان های متعدد18 وزارتخانه ایران می باشند که در تهران مستقر هستند ویاساختمان تعدادی دیگر از سازمانهای دولتی پایتخت می باشند  وبعلاوه بعد از سال 1342ش  ویابا تکامل نیروی هوایی ویانیروی دریایی ایران ویانیروی زرهی ارتش  ایران  ووزارت جنگ هم، تحولاتی ،در مکان یابی  شهری  انواع پادگانها وارتش تهران پدید آمد

 وهمچنین ، دراواخر سال 1342ش وبعد از پیدایش "وزارت  آبادانی ومسکن"هم که دکترهوشنگ نهاوند ی  وبعنوان اولین وزیر مسکن وشهرسازی ایران انتخاب شد و در کابینه حسنعلی منصور بود ویادر کابینه هویدا ویادر سال 1346 هم وی همچنان وزیرمسکن باقی ماندولذا"دفاتراداری "ویا"دفاتر برنامه ریزی شهرسازی "آن وزارتخانه  هم و دردوساختمانهای اطراف میدان ونک شکل گرفتند ومنجر به شکل گیری 80 الی 100 شرکت ساختمان سازی  ویاعمرانی بزرگ تهران شدند که اغلب ساخت وسازهای تهران آن روزگار ویامحلاتش و بعد از آن عصرمی باشد ویابوسیله این نوع 80 ویا 100شرکت بزرگ ساختمان سازی  انجام شده است ویادرانواع کابینه های بعدی هویدا،وافراد دیگری ونظیر غلامرضا نیک پی  وزیر مسکن وآبادانی شد ویادکتر محمد یگانه ویا دکتر کورس آموزگار ویا مهندس همایون جابر انصاری وزیر آبادانی ومسکن شدند  وبعلاوه"مرکز تحقیقات مسکن" هم و در همان تاریخ بوجود آمده بود و اکنون در نقطه تقاطع بزرگراه آیت الله حکیم وشیخ فضل الله  تهران می باشد وبعلاوه در دولت جمشید آموزگار "فیروز توفیق " وزیر مسکن وشهرسازی شد ودر عین حال عضو شورای عالی شهرسازی ومعماری کشور بود واین "رویه اداری"  همچنان ادامه داشت ودر دولت شریف امامی نیز"مهندس پرویز آوینی " وزیر مسکن شد و در دولت ازهاری هم که شخص نظامی بود و"سپهبد امیر حسین ربیعی " را ،واز نظامیان گذاشتند ودر دولت کوتاه مدت بختیار هم  جواد خادم، وزیر مسکن وشهرسازی شد که به انقلاب برخوردکرد وبعلاوه ، مکانیزم شهرسازی  دوره37 ساله عصر پهلوی دوم نیز به "دو دوره متفاوت شهرسازی" قبل از دوره پیدایش " وزارت مسکن وشهرسازی بعداز آن ، تقسیم می شود "که از سال 1320ش الی 1342ش محلات تهران میباشد ویا مرحله دوم شهرسازی تهران نیز و بعد از شکل گیری این  نوع وزارتخانه مسکن وشهرسازی بوجود آمد واز سال 1342 ش الی 1357ش می باشد ولذا "شهرسازی عصر پهلوی دوم" به دو دوره متوالی شهرسازی تقسیم می شود که برخی تفاوتهاو در "برنامه ریزی شهری " آنهاوجود دارد ویابا یکدیگر دارند ویادر دوره های مزبور می باشد که ساختمان سازیهای مجموعه های  " شهرک اکباتان " ویا" شهرک غرب ( قدس کنونی) بوجود آمد ویا شهرک هجرت ( کیاشهر )  ویا آپارتمان سازیهای  کوی نصر کنونی ( گیشا )بوجود آمد ویاآپارتمانهای  صادقیه وطرشت ویا کوی سیزده آبان جنوب شهر را ساختند  ویا ساخت وساز چند برج ساختمانی ودر خیابان ژاله ویامیدان ونک  تهران بودویا مجتمع ساختمانهای بهجت آباد ویا ساخت وساز چهار صد دستگاه وهزار دستگاه خیابان پیروزی تهران بود ویا قبل آن تاریخ ، هم ساخت وساز خانه های کوچک وحیاط دار "نازی آباد تهران "ودر سال 1334ش شکل گرفت و یا خانه سازیهای سریالی  وکوچک محلات شهری خیابانهای جیحون کنونی ویاخیابان کارون وسلسبیل وهاشمی ودامپزشکی  وآذربایجان ومنطقه جی وکمیل بود که شکل گرفتند ویا با خیابانکشی های 8 و10متری جدید بوجود آمدویا در حد فاصله بلوار جدید التاسیس آیزنهاورتهران ومابین ساختمان دخانیات تهران شکل گرفتند ویادر بیرون از دروازه قزوین تهران وبعداز رفتن رضاشاه از ایران بودویا خانه سازیهای کوچک محله"فلاح خزانه تهران" بودویا "خانه سازی های کوچک جوادیه تهران "بود ویا خانه های کوچک محله شهناز جنوبی بود(یعنی پایین خ 17 شهریور)بود وبرای طبقات کم در آمدتهران ساخته شده بودند ویا "خانه سازیهای سریالی" وبا 98 میدان سرسبز"محله نارمک تهران"  بود وبرای طبقات متوسط ویاکارمندی تهران ساخته شدندویابعد از دوره دکتر مصدق  ساخته شده بودندویا "خانه سازیهای سریالی" ودر"محله در دشت تهران "ویامحله وحیدیه تهران بود (یعنی محله ارامنه تهران ) ویا "محله تهران پارس "بودوبعد از سالهای 1342ش  اتفاق افتادویا خانه های "تهران نو"  ویا "آپارتمانها  کوی کن" ویا" شمیران نو" و یا " آپارتمانهای فرح آباد تهران " بود ویا " "آپارتمانهای محله خوردین تهران" ویا "سلطنت آباد " ویافرمانیه وزعفرانیه واختیاریه وقیطریه تهران ویاپونک  والهیه تهران  وغیره بود که برای "طبقات متمول تهران" ویا برای بازاریان وکارخانه داران مهاجر به تهران  ساخته بودند که بوسیله 100 شرکت بزرگ آپارتمان سازی بودویا وابسته به بنیاد پهلوی بود که شکل گرفتند وبعد از انقلاب نیز این  نوع ازسبک شهرک سازی تهران،ومورد تقلیدبقیه مهندسان تهران قرار گرفت ومنجر به شکل گیری 172 شهرک جدید ونوساز تهران شد  که نظیر انواع شهرک والفجر تهران  می باشدویا شهرک حکیمیه تهران ویا شهرک فرهنگیان  است ویانظیر شهرک امید ویاشهرک گلستان ویا شهرک شهید بهشتی و غیره می باشد که مدلی از شهرک سازیهای آن عصرپهلوی  می باشند ویا ساخت وساز "کوی سازمان برنامه "ویا "کوی زینبیه" ویا "کوی کیهان " وغیره می باشند ویا ساخت وسازهای "بلوکهای ساختمانی مختلف تهران"ویا" مجتمع های ساختمانی مختلف "تهران معاصر می باشد ویا "برجهای ُساختمانی  وتجاری " جدیداست  ویا ساخت وساز دهها هتل تهران  است که بوسیله شرکت هتل سازی بنیاد پهلوی ساخته میشدند ویا ساخت وساز محله مهر آبادتهران وبوسیله "شرکت  سرمایه گذاری وعمران مهر آباد"بود که ایروانی وصاحب 800 شعبه کفش ملی  ایران می ساخت  و تهران را بیک کلانشهر بزرگ قاره آسیا تبدیل کرده است ومدلی از شهرسازی تهران و در عصر حاضر می باشد ولیکن تاریخ ویاعلل شکل گیری این نوع از محلات  تهران ،هنوزهم در  آرشیو های دانشکده های شهرسازی وساختمان سازی دانشگاههای ایران وجود ندارند که به دایر کردن این  نوع از رشته های شهرسازی ومعماری  پرداخته اند.

شهرسازی تهران و خیابان های مهمش در دولت پهلوی - دکتر محمد خالقی مقدم

شهرسازی تهران و خیابان های مهمش در دولت پهلوی 

(بخش پنجم)

دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس شهری

 

خیابان انقلاب تهران و پیشینه شهرسازی آن در دوران احمد شاه از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شه - شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴

خیابان ولی عصر تهران ، شهرسازی بزرگترین و زیباترین خیابان خاورمیانه -دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شن - سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۵

 

 

 

خیابان سپه تهران و ساخت وسازآ ن در دوره رضا شاه

از دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری

در دوره رضاشاه،"خیابان سپه" را کشیدند که از توپخانه شروع میشود وتامحوطه باغشاه ادامه داشت  ابتدا ساختمان بلدیه درآغازآن خیابان بود که امروزه پاساژهای فروش لوازم صوتی شده اند  ودر آن طرف خیابان نیز، موزه علی اکبر صنعتی قرار داشت وسپس ساختمان( بانک سپه )قرار دارد وسپس ساختمان اداره پست عصر رضا شاهی واقع شده بود ویادر روبرویش ، ساختمان قورخانه جدید قرار داشت که امروزه محل ایستگاه مترو شده است ویادر آنطرفترش ساختمان قورخانه قدیم عصر قاجار بود که بعدا به نشریه اطلاعات دادندودر محل سابق تکیه کوچه افشارهابود ویا در بالای  محله سنگلج  ویاجنوب خیابان سپه هم اداره برق جدید وزارت فواید رادر آن ناحیه ساختندو یاآن طرفترش هم بازارچه حسن آباد ویامیدان حسن آباداست که متعلق به حسن مستوفی بود ویادر روبرویش اراضی ثقه الملک بودکه در دوره احمد شاه( مریض خانه دولتی  احمد شاهی بودکه در آن  اراضی ساخته بودند ودر عصر ضا شاه نیز به" مریض خانه نوزادان" تبدیل شد وامروزه هم بنام (بیمارستان ابن سینا)نامیده می شود ویامسجد مجدالدوله عصر قاجار در کنار آنست ودر جنب شرقی آن نیز ساختمان "موزه آثار باستان"  میباشد ویا" ساختمان مرکز مرمت آثار"را در خیابان سپه ساختند ولذاجنب دروازه باغ ملی افتاده است ویادر آن سوی میدان حسن آبادهم ،که امتداد خیابان سپه می باشد و اراضی صنیع الملک بود  ودرامتداد غربی همان خیابان سپه" نیزساختمان ثبت احوال" عصر رضا شاه را ساختندو قانون اخذ شناسنامه برای همگان ،در سال 1310 ش تصویب شدویا بعدا چاپخانه اداره فرهنگ وچاپ کتب درسی را که در آن ناحیه شهری بود ودر روبرویش نیز "فروشگاه سپه" ویا"دواخانه سپه" راساختند که (فروشگاه اتکای نظامیان) بود  ویا مغازه هایی که لباس نظامی می دوختند  ودر چهار راه سپه پهلوی نیز درب کاخ مر مر خود رضا شاه قرار داشت که عبداالحسین میرزافرمانفرما قاجارآن اراضی را به رضا شاه داده بود تا اراضی دیگرش را درشهر تهران حفظ بکندویا در مناطق دیگرایران، نجات بدهد که بزرگترین مالک ایران بود ورضا شاه هم کاخ مرمر خود را در آن اراضی ساخت ویا بخشی از آنرا به "موسسه پاستور" داد که کاخ نخست وزیری عصر پهلوی در آن خیابان پاستور بود ویادر جنوب آن نیزو بعد از سال 1327 ش ویاباتاسیس مجلس سنا ،کاخ سنا را هم ودرپایین همان خیابان پاستور ویادرجنب "خیابان سپه" ساختند وآن سوی "خیابان سپه" هم متعلق به اراضی کامران میرزاقاجار بودکه امیر نظام عصر قاجاری بود و "مدرسه نظام عصر ناصری "راو در اراضی امیریه خودویادرحاشیه جنوب خیابان سپه ساخته بود وبعدا رضا شاه ،آن "مدرسه نظام عصر قاجاریه" را به "دانشکده افسری" ویابه"باشگاه افسران "وغیره، درحاشیه خیابان سپه تبدیل کرد  وبه نقل کتاب افسران توده ای  که سروان مرتضی زربخت نوشته است و در آنجا درس خوانده بود ومینویسد که رضا شاه آن خیابان سپه را سنگ فرش کرده بود وتا باغشاه امتداد داشت که امروزه میدان حر نامیده میشود ودر عصر قاجارهم( باغشاه بیرون قلعه بود) وبرج چند طبقه در آن باغ بود که گاهی شاهان قاجار، سان نظامی در آن مکان میدیدند ورضا شاه هم آنرا به پادگان نظامی خود تبدیل کرد ویالشکرهای خود را در تهران ویادرآن باغشاه ویادر چند پادگان حشمتیه وغیره جا داد ویادرپادگان جمشیدیه ویا در پادگان عباس آبادکه متعلق به خانواده میرزا آقاسی بود ویا درپادگان عشرت آباد که محل سابق کاخ عشرت آبادناصری بود ویا در کاخ دوشان تپه وقلعه مرغی گنجاند واز این روبرخی از قصرهای قاجاریه را به پادگان نظامی عصرخودتبدیل کرد وتادر زیرنظرساختمان وزارت جنگ خودشباشد ویا زیر نظرلشکر نویسهای وزارت جنگ خودو درمحوطه باغ ملی باشد، تاآن  پادگانهای جدید وپرسنل اش را اداره بکند وتحول دیگری بود که در سیستم اداری "دیوان لشکر عصرقاجار " اتفاق افتاد.

ساختار کالبدی تهران  وروش تحقیق شهرسازی آن ،در دولت پهلوی-  از دکتر: محمدخالقی مقدم 

ساختار کالبدی تهران  وروش تحقیق شهرسازی آن ،در دولت پهلوی

             از دکتر: محمدخالقی مقدم 

                جامعه شناس شهری

                 ( بخش چهارم)

تهران، امروزه پایتخت ایرانیان و بزرگترین شهر ایرانیان معاصر می باشد و از حدود دویست و اندی سال عمر شهرسازی و شهرنشینی آن بخش عمده عمرش      ( یعنی 57 سال) در دوره پهلوی سپری شده است که تحولات کالبد شهری زیادی دیده است. ولی تا به حال 80 میلیون ایرانی معاصر هنوز یک شناخت معمولی و یا شناخت علمی از سیستم شهرسازی آن ندارند. و یا در دانشگاههای ایران کسانی که دکترای جامعه شناسی شهری و یا جغرافیای شهری می گیرند یا مدرک تاریخ و معماری وشهرسازی را می گیرند و آن را به خوبی نمی شناسند و دلیل این فقر، شناخت علمی هم آنست که شناخت یک شهر کوچک ایرانی هم برای پژوهشگران واقعا دانشگاهی هم پدیده مشکلی است ، چه رسد به شناخت یک شهر بسیار بزرگ ایرانی و یا پرجمعیت ایران و یاپر از محلات گوناگون و باوسعت زیاد وشهری نظیر تهران که حتی شناختش برای جمعیت هایی که اغلب هم از شهرهای کوچک دیگر ایران به آن مهاجرت کرده اند سخت است. و از این رو، پژوهش مزبور در مورد نظم شهرسازی و یا تحولات شهری تهران . برای اینجانب هم سخت ترین فعالیت نسبت به سایر پژوهشهایم بود. ولی احساس می کردم که اگر اینجانب هم سعی در جمع آوری و یا تدوین و طبقه بندی علمی دقیق آن نکنم، و یا به شناخت ساختار کالبدی شهری این شهر بزرگ ایرانیان نکنم. دیگران نخواهندتوانست و  نتیجتا تاریخ و هویت یک شهر بزرگ ایرانی گم خواهد شد. و از این رو با شگردهای سخت پژوهشی ام و یا با سخت کوشی های زیاد در ممارست و باپشتکار شبانه روزی زیاد و با مشاهده گریهای علمی و عینی ام از محلات مختلف آن و یا با جمع آوری دهها هزار سند تاریخی از آن که در لابه لای اسناد گوناگون گم شده بودند. سعی کردم که به تدوین تاریخ این شهر بزرگ ایرانی و در عمده ترین دوره تحولات کالید شهری آن بپردازم. اما مواجه با قلت منابع مدون آن گردیدم . و یا با نبودن نوشته جات و کتب تدوین شده عمیق مواجه بودم و لذا در راستای این پژوهش ام، علاوه از 16 سال مشاهده  گری تجربی - دانشگاهی ام و در ایام تحصیل در دانشگاه تهران ام،  و بعدا نیز 30 سال ممارست در مطالعات علمی و پژوهشی تاریخی ام بر روی 75 محله شهری تهران پایه گزاری شد و یا برای درک تحولات ساختار کالبدی تهران در دوره مزبور، مجبور شدم که هزاران سند از اسناد ساواک و یا اسناد محرمانه شهربانی قدیم ایران را جستجو بکنم و یا به مطالعه اسناد و گزارش نویسی های افراد سیاسی گذشته بپردازم که نسبت به اقشار عادی مردم هوش و فراست زیادی در درک و تدوین برخی از جزئیات  شهری تهران داشتند و یا دقت در ثبت وقایعی تاریخی داشتند که مشاهده می کردند و یابعمل آورده بودند و یا گردش آنان در ایام زندگی خود در درون شهر تهران هم نسبت به طبقه عوام با گزارشهای دقیقتر همراه بود. و بعلاوه پشتوانه دیگر این پژوهش اخیرم مهارت و تجربیات عمیق شهری ام بود که در تدوین تاریخ نویسی یا شناسنامه دار کردن علمی تاریخ و فرهنگ شهرها داشتم ویا در مورد حدودتاریخ 450 شهر ایرانی و دهها شهر جوامع دیگر بکار برده بودم که فهرست آنها در دایرة المعارف ایرانشناسی و آسیاشناسی اینجانب وجود دارد. و  حاصل آن نوع تجربه اندوزیهایم در مورد شناخت علمی تاریخ آن شهرهای دیگر ایرانی را در روش شناخت تاریخ معاصر شهر تهران بکار بردم. و لذا توانستم به دیدگاههای عمیق تئوریکی برسم ویا در علم جامعه شناسی شهری از تجربیات گذشته ام  به آ ن نائل آیم که بتوانم قوانین و یا نظام شهرسازی ایرانیان را درک علمی بکنم و یا  اسلوب و قاعده های تاریخی- جغرافیایی تکوین شهری و یا تحولات شهرها را درک علمی بکنم که مکتب جامعه شناسی شهری شیکاگو هم بدلیل نداشتن این نوع پشتوانه تجربیات عملی هم در حوزه جامعه شناسی  خودتنها شناخت لفظ جامعه شناسی شهری را یدک می کشد و  یاشناخت عمیق از مفهوم جامعه شناس شهری و قوانین اساسی آن ندارد. و نیز اگر فردوسی ایرانی توانست با صرف همه هزینه زندگی شخصی خود  ودر 30سال زحمت بتواند تاریخ و فرهنگ و زبان عجم و ایرانیان را زنده بکند و یا علامه دهخدا توانست، با صرف مشقتهای زیاد به جمع آوری فرهنگ تاریخی  ۱۰۰ حلدی ازواژه های فارسی بپردازد که نظیرش در سایر کشورها و جوامع آن وجود ندارد. اینجانب نیز مجبور شدم که برای عدم محو هویت تاریخی یک شهر بزرگ ایرانی ام و یا  عدم محوتاریخ پایتخت آنان، به مطالعه شبانه روزی بپردازم تا تاریخ  و تحولات یک شهر بزرگ ایرانی گم نشود و یا هویت شهرسازی آنان به نابودی کشیده نشود. که در آینده کسی نداند که این شهر ایرانی و یا محلات گوناگون آن چگونه  شکل گرفته است؟ و یا در چه تاریخ و به وسیله چه مکانیزمی به وجود آمده است؟ چرا که هرچند امروزه در اکثر دانشگاهها رشته تاریخ و جامعه شناسی شکل گرفته است و یا تاریخ برخی شهرها هم تدوین شده اند ولی اکثرا آثاری هستند که چندان غنی نمی باشند و بجز از کتب دوران قدیمی ایرانیان که اغلب به وسیله خانهای صاحب ملک نوشته شده بودند که به خاطر اداره ملکشان آن حوزه جغرافیایی را به خوبی می شناختند و یا به وسیله کاتبهای باسواد اداری مکتوب شده بودند که آن را می شناختند ولی اغلب تاریخ نویسیهای معاصر و یا پایان نامه های آن به معنای واقعا علمی نیست و بلکه یک نوع معلومات شخصی آن نوع نویسنده از رویت هایش و یا شنیده هایش می باشد که آن هم محدود به ایام زندگی خودش در آن شهر است و یک نوع معلومات شخصی نویسنده بوده و ایام دیگر تاریخ آن شهر را هم دربر نمی گیردو یا نظیر اخذشناسنامه انسانی هنوز شهرهای ایرانی دارای شناسنامه تاریخی نشده اند که جزئیات هر مقطع تحولش ثبت تاریخی شده باشد و از این نظر یک نوع تاریخ نویسی غیرعلمی و یا طرح جامع شهرسازی بیهوده برای آن مهندس نوپایی است که صرفا می خواهد با ژست های مزبور به فلان پول پیمانکاری دست بیابد و از این رو اینجانب مجبور شدم که در تدوین تاریخ شهرسازی تهران به 75 پژوهش مستقل بپردازم كه درمورد شناخت جامعه شناسي محلات شهر تهران بود و هنوز در هيچ رشته دانشگاهي و يا پايان نامه هاي آن وجود ندارد و نظير پژوهش جامعه شناسي محله شهري عباس آباد تهران بود و يا شناخت محله لاله زار تهران بود و يا شناخت محل كامرانيه تهران و تاريخ آن محله بود و يا شناخت محله مهر‌آباد تهران و تاريخش بود و يا شناخت محله اميريه تهران و يا  شناخت محله طرشت تهران بود كه هركدام ار محله های مزبوز از نظر وسعت خود به اندازه يك شهر ايراني است  و يا شناخت ده‌ها قصر دوران قاجاريه بود .نظير شناخت كاخ گلستان و يا كاخ نگارستان و يا كاخ بهارستان و  ثبت تحولات تاريخي آنها بود كه متأسفانه پرسنل ميراث فرهنگي  با ادعاهاي گوناگونی كه در رسانه ها و مطبوعات از حفظ ميراث فرهنگي ايرانيان مي‌كنندولی هنوز كوچكترين اهتمامی  در اين زمينه نكرده‌اند و يا دانشجويان علوم اجتماعي و يا شهر‌سازي کشور و يا  رشته جغرافي و یا رشته تاريخ به جز از شناخت لفظ  جامعه شناسي شهري و يا آموختن لفظ توخالي شهر‌سازي از اساتيد خود و يا  راهنمایی استادان خود در پايان نامه هايشان چيزي ياد نمي گيرند

آري انگيزه ام در اين تجربه تاريخ نويسي جامعه شناسي شهر تهران و يا ممارست در آن و یاتحمل زحمات تدوين آن ُشهرانگيزه عدم گم شدن تاريخ و هويت شهري پایتخت وطنم بود زيرا مي ديدم كه اگر اين جانب هم با اين همه از تجريبات فراوان خود و يابا قدرت مطالعه ام  به اين امر اقدام نكنم ، پديده‌ي تجاري شدن علم در دانشگاه های ایران و یا بيرون آمدن حدود  30- 40 هزار دكتراي نا آموخته از دانشگاه هاي ايران و با آن قلت معلوماتي كه در دانشگاه هاي كشور وجود دارد، قادر به شناخت  آن شهر ويا درك تحولات شهر‌سازي اين شهر بزرگ ايراني نخواهندشد و نتيجتاً تاريخ شهر  بزرگ تهران گم خواهد گشت و نظير شهرهاي گذشته ايرانيان نخواهد شد كه از بركت تاريخ نويسهاي باسواد ایرانیان و از برکت كاتب هاي اداري با سواد قديمي ایرانیان شناخته شده‌تر بودند و لذا شناخت تاريخ يك شهر بزرگ ايراني معاصر، گم خواهد شد به ويژه اينكه اكثر انتشاراتی ها ويا چاپخانه‌ها و يا مميز تشخيص های كتب علمي هم از اشخاص بازاري شده اند كه فقط به خاطر پول به چاپخانه روي آورده اند و لذافرق بين كتب مفيد و غير مفيد را نمي دانند و اين پديده  هم يك نوع مظلوميت براي شهر تهران بود كه شهر بزرگ ايراني شده است و یاحتي ده ها شهر دار گذشته‌ي آن هم در دوران پهلوي وبه خاطر مكانيسم اداري- سياسي خاص،اش كوچكترين مكتوباتي از عملكرد اداري خود برجاي نگذاشته اند که فرضاً در دوره شهرداري آنان ويا در دوره كارمندي عالي رتبه ي آنان در اداره شهرداري تهران كدام محله شهري شكل گرفته است؟ و يا كدام خيابان و يا ميادين كشيده شده است؟ و يا تأسيسات شهري‌اش چگونه تحول پيدا كرده است؟ تا براساس آن متون مكتوب مزبور، اشخاص مختلف بتوانند به تاريخ محله مزبور پي ببرند كه اکنون در محله تهران زندگي مي كنند و يا از راه آن آثار مكتوب معلوم بشود كه محله شهري مزبور در چه زماني شكل گرفته است؟  و يا چگونه دگرگون شده است؟ و يا شاكله ساختمان‌ها و تأسيسات شهري اش چگونه دگرگون شده است؟ و از اين رواهتمام و زحمتكشي‌هاي اين جانب هم بخاطر آن بود كه نگذارم هويت تاريخي محلات تهران از بين برود و يا تحولات شهري عمده آن و يا كالبدي آن  گم بشود و يا ايرانيان از لفظ شهرسازي و جامعه شناسي شهري فقط لفظ خشك و توخالي آن را ياد بگيرند ويا ندانند كه مفهوم جغرافياي شهري واقعی چيست؟ و لذا اين نوع زحمات شبانه روزي ام هر چند مفيد بود ولي هنوز يك اقدام شخصي مي باشد ، چرا كه  بقاي تاريخ و يا هويت شهري تهران به اهتمام ديگر ايرانيان نيز بستگي دارد تا آنان نيز با آموختنها و یايا خواندن آثار مفيد و يا سعي در نشر و پخش و ارائه آن در كتابخانه ها مانع گم شدن تاريخ شهر خود  بشوند و یا مانع محو هويت مكان زيست خود بشوند و يا با گرايش به آثار مفيد حاصل زحمات مفيد ديگران را قدر بدانند چرا تاريخ هر شهر يك نوع خودآگاهي همگاني نسبت به محله نشيمن خود مي‌‌باشد و اين پديده براي ملتي كه بيشترين دانشگاه‌ها و يا رشته‌هاي علمي را داير كرده است و یا دائما در رسانه‌هايش و مطبوعاتش برتري خود را اعلام مي‌كنند بسيار زشت است.

و در نهايت لازم به يادآوري مي‌دانم كه اين پژوهش اخيرم در سه جلد تدوين شده است كه جلد اول ودوم آن مربوط به دوره رضا شاه مي‌باشد و ساختار تحولات شهرسازي  دوره‌ي رضاشاه و يا نحوه تحولات معماري خانه‌هاي اعياني قديم تهرانيان در دروه ي رضاشاه را در برمي گيرد و جلد سوم آن نیز مربوط به تاريخ شكل گيري مدارس تهران و تاريخ بيمارستانها و سينماها و مؤسسات اداري و ورزشگاه ها و پاساژها و هتل ها و تحول خيابانها و ميادين و يا محله هاي شهري دوران پهلوي دوم مي باشد، چيزي كه پرسنل وزارت آموزش و پرورش هم كوچكترين شناختي به آن مدارس تهراني ندارند كه خود آن را اداره مي كنند و يا پرسنل وزارت بهداشت هم اشرافي بر تاريخ بيمارستانهايش ندارند كه تحت مديريتشان مي باشد و... 

شهرسازی تهران و محلاتش در دوره پهلوی دوم-دکتر محمد خالقی مقدم

شهرسازی تهران و محلاتش در دوره پهلوی دوم

(بخش سوم)

دکتر محمد خالقی مقدم

جامعه شناس شهری

امروزه شهرسازی تهران وبابیش از 500محله شهری وشهرکهای آن ، یکی از چند شهر بزرگ قاره آسیا می باشد که 212 سال از عمر پایتختی آن ،در سه رژیم سیاسی مختلف ،میگذرد ویااز عمر شهرسازی مدرن آن حدود 80 سال میگذرد که از  سال 1317- 1316ش شروع شد که از مرحله خیابانکشی های جدید آن ویا تاسیس وزارتخانه هایش آغازشد و لذاشهرسازی تهران، در هریک ازرژیمهای سیاسی سه گانه مزبور ،با یکدیگر متفاوت است ،ویاشهر سازی 37ساله دوره پهلوی دوم تهران  ودر وسط سه دوره تاریخی مزبور، بسیار مهم است که درک ساختارشهری 125 ساله دوره قاجاریه تهران  ویادرک ساختار شهری 40ساله تهران عصر جمهوری اسلامی ،و بدون درک شهرسازی دوره 37ساله عصر پهلوی دوم ممکن نیست ، وامابدلیل وقوع انقلاب  وبدبینی به رژیم پهلوی ویا بدلیل تاسیس سطحی رشته شهرسازی وسرفصلهای درسی اش  در دانشگاههای  ایران ، که توام با پایان نامه فروشی کنار خیابان هامی باشد  مانع اساسی توجه  به مکانیزم شهرسازی تهران ودر دوره 37 ساله مزبور شده است ودر نتیجه ،در طی 80 سال معاصرایران ،کمترین کتاب  مستند ویا مقاله علمی و در مورد شهرسازی 37ساله تهران معاصر مزبور تدوین شده است ویابا تغییر اسامی خیابانها وبزرگراهها ومحلات تهران معاصر ،مشکل مزبورهم بیشتر تشدید گشته است و از این رو، نگاه به شهرسازی تهران معاصرو با نگرش عوامانه  روبرو شده ولذا عیوب شهر سازی  تهران ویا نحوه دگرگونی محلات تهران ،همگی از یاد رفته اند ویا تفاوت ماهوی شهرسازی تهران ودر سه دوره تاریخی مزبور از یکدیگر، فراموش شده است  ونتیجتا تفکرات عوامانه بر فضای شهرسازی تهران حاکم است ویا برساخت وساز آنها حاکم شده است ویا بر فضای اداری 161 ساختمان شهرداری های نواحی مختلف تهران  حاکم شده است ویابر کارمندان جدیدش حاکم شده  که به مسایل خدمات دهی مهندسی تهران توجه دقیق نکنند ویا برخدمات دهی اداری _ محله ای تهران  توجه دقیق نکرده و صرفابا نگرش عوامانه آنها را بنگرند واز سوی دیگرهم فضایی عوامانه ای بر دفاتراداری  وزارت راه وشهر سازی و در دوساختمان اطراف میدان ونک حاکم بگرددکه تنها 55 سال قبل دایر گشت ویادر سال 1342 ش شکل گرفتند تا مسایل شهرسازی تهران وشهرهای دیگر ایران را بااصول علمی همراه بکنند ویا بر فضای اداری  مرکز تحقیقات راه ومسکن وشهرسازی این وزارتخانه حاکم بگردد که در تقاطع دو بزرگراه ایت الله حکیم وشخ فضل الله  تهران می باشد ویاهدف تاسیس این مرکز تحقیقات مسکن را ندانند  ودر حالیکه هدف از تاسیس  اش  در درون وزارت شهرسازی هم ویا در 55 سال قبل آن بود که این وزارتخانه را از شکل "وزارت مسکن وساختمان سازی صرف " بیرون آورد  ویابا تاسیس "معاونت شهر سازی ومعماری شهری " این وزارتخانه   ودفاتر اداری هم سویش ، نقش بلدیه های تهران  را در مسکن سازی شهری کم بکند ویادر شکل دادن به ساخت وسازهای بی هدف تهران را دگرگون بکند ویا نقش پیمانکاران ساختمانی را دگرگون بکند که مستقل عمل می کردند  وبهمین دلیل  هم با تاسیس دفاتر اداری " دبیر خانه شورای عالی شهرسازی ومعماری ایران " در دل وزارتخانه مزبورشکل گرفت ویا با تاسیس"دفتر طراحی های شهری باارزش"  ویادفتر تشخیص " بافت های شهری با ارزش " در ساخت وساز های شهری  ویا" دفتر پایش برنامه های شهری" ویا " دفتر تجاری سازی ساخت وسازهای مفیدشهری "  ویا" دفتر اقتصاد مسکن آن محله ها" ویا" دفترجذب سرمایه وتجهیز منابع شهری "  ویا " دفتر مدیریت حقوق شهر وندان در آن محله ها"  ویا" دفتر مهندسی ساختمان ومقررات ملی آن ،در محله های شهری مزبور"نقش سابق معاونت عمرانی وزارت کشور ویا شهر داریها رادگرگون بکند ویا ساخت وسازهای بی هدف شهری آنهارادگرگون بکند، وبهمین دلیل هم بود که در 55 سال قبل ودر عصر شهرسازی دوره پهلوی دوم ،این نوع " وزارتخانه شهرسازی ودفاترآن " شکل گرفتند ویا " سازمان ملی زمین ومسکن " انحصارا  در اختیار این وزارتخانه قرار گرفت تا هر کسی دلبخواهانه ویاسرخود،  در مورد " کاربریهای شهری مورد دلخواه خودعمل بکند ویادر یک ناحیه شهری وبدون ارتباط با کاربریهای دیگرشهری" تصمیم نگیرند ویا " سازمان مجری ساختمانها وتاسیسات عمومی دولتی " انحصارا در اختیار این  نوع وزارتخانه قرار بگیرد  ، تاحتما نیازهای محله های یک شهر که بّه کدام یک از  تاسیسات اداری ویاشهری خاص  باشدرا ، صرفا باکارشناسی های شهرسازی لازم این نوع نهادوزارتخانه، تشخیص داده شود( ونه ادارات دیگر) ویا حمل ونقل عمومی شهری ونظارت مهندسی شهری  که هنوزهم مورد اختلاف وزارت کشور با این نهاد می باشد  ویا " شرکت عمران شهرهای جدیدایران" در اختیار این نهاد باشد  وبعلاوه " عمران وبهسازی شهری ویابازسازی محلات قدیمی شهری" هم در اختیار انحصاری این  نوع وزارتخانه  قرار بگیرد که شوراهای شهری معاصر ایران ، هنوز به فلسفه اداری آن پی نبرده اند  و یابا مصوبات بی هدف شهری خود،این نوع سیستم معقول شهری را بهم می ریزندویافلسفه تاسیس " شرکت آزمایشگاه فنی ومکانیک خاک " ووسایل آزمایشگاهی اش  می باشد  که طور دیگر استفاده می شودویا  " تجهیزات شرکت سهامی خدمات فنی وآبادانی شهرهاست که هر چند متعلق به این وزارتخانه است ویا " تجهیزات شرکت سهامی تولیدی ایمنی جاده ها ویاخیابانکشیهای  از نوع شهری است"  ویا " شرکت سهامی تاسیسات ساختمانی شهرها ( تتیس)  ویا"کار خانه های  خانه سازی  ایران " مربوط به آنست که  انحصارا در اختیار دفاتر این نوع وزارتخانه باید قرار بگیرد  تا" نظام شهرسازی علمی" ویا"ایمنی ساخت وساز محلات شهری"  وبا کنترلش ، از بین نرود ویااز سال 1342ش به بعد ، مورد سوء استفاده اشخاص ویاگروههای متنفذ شهری قرار نگیرد که به سکنه شهر آسیب بزنند ولی  متاسفانه امروزه ، این نوع تجهیزات آزمایشگاهی  مکانیک خاک ویاابزارهای ایمنی سنجی ساختمانها ویاخیابانها  که به آزمایشگاههاوکارگاههای  دانشکده های راه وساختمان دانشگاه تهران  داده شده ویابه صنعتی شریف ویا به امیر کبیر ویا علم وصنعت وآزاد ودانشگاههای شهرستانها وغیره و بطور امانی داده شده اند تا در آموزشهای دانشجویان از آن ابزار ها بهره لازم را بگیرند،ولی مورد سوء استفاده مادی ویافنی کادر وزارت علوم ویادوایرمرکز رشد دانشگاهها قرار  میگیرند ویابه بهانه  رابطه " دانشگاه وصنعت " ویا "صنعت ساختمان شهری" ، کاربرد عملیاتی  وماهویی همان ابزار های امانتی در دانشگاهها وبرای حفظ ایمنی آینده شهرها ندیده گرفته میشود ویادر "بهینه شدن محلات شهری" ویادر "نقشه کشی  بهینه آن "ندیده گرفته میشود که "اهداف اولیه تاسیس "این نوع شرکتهای وابسته به وزارت شهرسازی بودند ویافلسفه خرید آن  نوع ابزارها ویا ماشین آلات وثبت اش در ثبت اسناد شهری مزبور بودند ویادر زیر مجموعه وزارت شهرسازی بّودند(و نه زیر مجموعه وزارت علوم ویا وزارت کشور ویاشوراهای شهری )ویا  بخاطر رعایت شدن حتمی، این نوع اصول علمی شهرسازی همگانی بوده ویابه نفع آتی شهر وندان آن شهرها و"آینده محله هایش "بوده است که برنامه ریزی غیر اصولی  شهرسازی  نشود ویا در تهران ویا در دیگر شهر ها ی ایران این نوع عیوب شهری انجام نشود  ویا باعث بهم ریختن  اصول شهرسازی 500 محله تهران نشود ویاباعث عیوب مختلف محلات آن شهر وآینده اش نشودکه بعد از آنهمه از سرمایه گذاریهای معتنابه شهری، دیگر قابل رفع عیب شهری مزبورهم ممکن نگردد  ولی متاسفانه مهندسان ایرانی و در طی 80 سال اخیر ایران ،هنوز نخواسته اندکه به فلسفه آن اهداف پی ببرندکه ازهنگامی که رشته های مهندسی ویامعماری و در دودانشکده فنی ویامعماری دانشگاه تهران دایر شده است وسپس به تاسیس دانشکده های راه وساختمان صنعتی شریف وامیر کبیر وعلم صنعت ودانشگاههای آزاد هم کشیده شد ویابه تاسیس "رشته های معماری" در دانشگاه شهید بهشتی وهنر  ویادانشگاههای  آزاد ایران وغیره هم سرایت یافت وسپس " کانون مهندسان  ایران " را برای خود تاسیس کردند ویا " انجمن مهندسین ناظر " را ویا" شرکت های مشاوره ساختمانی " را زدند  ولی هنوز نخواسته اند که به تفاوت ماهوی " ساختمان سازی " وبا مفهوم " شهرسازی در ایران را"و در طی 80 سال معاصر ایران  ، درک عمیق بکنند  ودر حالیکه هیچکدام در مورد شهرسازی تخصص تحصیلی ندارند  ولی با دخالت خود در "مسکن سازیهای گروهی واجتماعی" ،تنها نظام شهرسازی معاصر ایران را خراب میکنند ویاحتی سرفصلهای درسی ویامحتویات  رشته های شهرسازی دانشگاه تهران ویاشهید بهشتی ویامرمت آثار وغیره آنها ،که درطيِ 40 سال اخیر، در شورای عالی برنامه ریزی درسی تدوین شده و برخی از افرادمهندس وبا تعقل شخصی خود، آن نوع دروس  ومحتوایش را طراحی کرده اند ویادر آن رشته، دکتری ویا فوق لیسانس داده میشود ولی بدلیل بیگانه بودن با واقعیات شهرهای ایرانی ، اغلب  مهملات بیهوده ای می باشند که ربطی با شناخت  شهرهای ایرانی ندارند ویامحتوای طراحی شهری عالمانه وآینده سنجی آنها را ندارند و بلکه یک رشته ازمفاهیم محاسباتی ویافنی وریاضی می باشد که صرفا به درد محاسبات فنی یک ساختمان مجرد ازشهربوده ویا مجرد اندیشانه از کالبد واقع بینانه شهرهای ایران  می باشد که جز رعایت چند اصل ریاضی ویانقشه کشی فنی و بر روی یک کاغذ،ودر سرتاسر دورس آنان وسر فصلهایش ،دیگر توجهی به واقعیت ها ویاتنگناهای شهری در آنها دیده نمی شودولذا سوء استفاده شده وبعلت دانستن همان چند فرمول محاسباتی ویا نقشه کشی وبر روی یک کالک  کاغذی ،تنها به تدریس همانها نپرداخته ویابه اخذ حق التدریس همان دروس، در دانشگاهها قناعت نکرده وبلکه مرتبا با زدن  انواع شرکت های ساختمان سازی برای خود ودر خارج از فضای دانشگاهها ویابا مراجعات  مکرر به پرسنل نا آگاه شهرداریها ویا شوراهای شهر ویابامراجعه مکرر به پرسنل سازمان برنامه  ،اغلب در فضای عملیاتی ساخت وسازهای شهرهای  ایران ودر سالهای معاصر دخالت کرده اند  ویاگاهی هم طرحها یی را داده اند که نظام قانونی خیابانکشی های اغلب شهرها را بهم زده است ویا "بافت محلات شهری را"دگرگون نموده است ویا "رابطه اورگانیگ دو محله شهری "را بهم ریخته است ویا "رابطه محله شهری و"خدمات دهی درون محله" را  بهم ریخته است  ویا "طرحها وپلانهای شهری  اشان "بدون دانستن تاریخ شکل گیری همان محله شهری  میباشد ؟ ویا "فلسفه شکل گیری همان  محله" را نمی دانند؟ وبهمین دلیل است که با آنکه در طی 80 سال معاصر ایران و حدود 500 محله شهری ویا شهرک بزرگ در تهران بوجود آمده است ویادر مقاطع تاریخی مختلف تهران  شکل گرفته است  ، برخی دارای عیوب آینده نگری می باشد وبعلاوه در شکل گیری هر محله مزبور تهران ، هم گروه بزرگی ازهمان مهندسان مزبور ویاآرشتیکت ها پولهای کلانی گرفته اند تا اسناد وپلان های شهری مزبور را فراهم بکنند که بزرگی شهر تهران  ویاتعدد محلات تهران ، همگی  حکایت از پولهای کلانی میکند که مهندسان ایرانی  مزبور ،و بابت طراحی ویا ساخت وساز آنها گرفته اند  ولی هنوز در همه آرشیوهای آنها ویا در انواع شهرداریهای تهران ویا درانواع آرشیو دفاتر وزارت مسکن وشهرسازی ویا در آرشیوکتابخانه های دانشکده های شهرسازی ومهندسی  ایران واین نوع دانشکده های 80 ساله ایران ، هنوز یک سنداز تاریخ آن محله وجود ندارد که فرضا فلان محله تهران ،در چه تاریخ  شکل گرفته است ؟ویا توسط چه گروه مهندسی  شکل گرفته است؟ ویا با چه فلسفه شهرسازی شکل گرفته است ؟ ویا عیوب شهرسازی آن چیست ؟ وچگونه باید آن عیوب را در آینده رفع نمود؟که گروه دیگری ازمهندسان  آینده حداقل تجربه عملی از مطالعه آنها آموخته باشند ویادر ساخت وساز محلات شهرهای  دیگر ایران بکار برند؟ ویادر"ساخت وسازواستحکام وکاربرد" ساختمان دولتی آن شهرباید بکار گیرند ،تا آن  نوع عیوب یاد شده سابق را دیگر تکرار نکنند؟ ویا سانحه آفرینی آن نوع مسیل ها ویاتنگناهای گذرگاهی شهری نباشد؟ ویا فلسفه تاسیس  وزارت شهرسازی ومعماری شهری  ودفاترش را بهم نریزند ؟ویامردم را به عواقب نظریات غیر کارشناسی خود در شهر مزبور دچار نکنند؟  که اهمیت در ک تاریخ شکل گیری محلات مختلف تهران و درطول دوره 37 ساله عصر پهلوی دوم هم بهمین دلایل می باشد ویابه دلیل ، تفاوتش با ماهیت شهرسازی عصر 125 ساله قاجاریه تهران است ویا باماهیت شهرسازی 40 ساله جمهوری اسلامی  که دارد؟و یا با ماهیت شهرسازی10 ویا 11 ساله دوران گذر شهرسازی  تهران عصر رضا شاه که دارد( و از سال 1305 الی 1316ش بود) و بهمین دلایل می باشد  که برای درک این نوع مسائل، به اسناد زیادی مراجعه کردم که در دفاتری نظیر " مرکز مطالعات وبرنامه ریزی شهر تهران " وجود نداشت که واقع در تقاطع  ابوسعید ووحدت اسلامی تهران است و در حالیکه وجود این مرکز مزبور وپرسنلش و بهمین دلایل تاسیس شده است! ویا دو دفتر " مرکز مطالعه وبرنامه ریزی تهران " واقع در اطراف پارک نیاوران تهران " وغیره  وغیره نیزچنین است  ولی این نوع اسنادتهران ،وجود ندارد ویا در دفاتر وکتابخانه های دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران وکارگاههای شهرسازی آن، این امور راندیدم که چهل سال است که چهار گرایش شهرسازی را طراحی کرده اند ویاآموزش می دهند وفارغ التحصیل می دهند و  بدون اینکه بدانند که مفهوم  شهرسازی  چیست ؟  یا کتب بی محتوایی که برخی از دانشکده های دیگرتهران و برای آموزش دانشجویانشان ترجمه کرده اند! ویا میلیونها پول بی زبانی که دانشجویان ویا اساتید دانشکده معماری وشهرسازی شهید بهشتی ودر35 سال قبل از دولت می گرفتند که به "طراحی شهری" ویا"بازسازی شهرهای جنگزده" ایران بپردازند  واینجانب که حدود یکسال و برای تدوین رساله تحصیلات تکمیلی خودم  در میان آنها بودم ویا در مورد بازسازی خرمشهر ویا آبادان ویادشت آزادگان ،در کارگاههای دانشکده معماری شهید بهشتی  وقت مزبور راگذاشته ام ،ولی ندیدم که هیچکدام از اساتیدمزبور ویا دانشجویانش و برای شناخت شهرهای جنگ زده مزبور وقت  خود رابگذارند وصرفا به قرار دادهای مالی آن طرحها می اندیشیدندویا صدها مهندس مرمت آثار میراث فرهنگی  که تابلوهای دیمی ومن در آوردی درمورد تاریخ وِیافلسفه شکل گیری برخی از  ساختمانهای تاریخی تهران وغیره زده اند و یا برکنار دربش چسبانیده اند ویا در دانشکده های راه وساختمان تهران، هنوز نقش شرکت های ساختمان سازی مهم ایران ودر شکل گیری ساختمانهای شهری تهران نامعلوم است ؟ویانقش شرکتهای عمرانی ویا سدسازی عصر پهلوی  ایران وغیره هنوز وجود ندارد؟ که ادعای شناخت سازه ها در آن مورد می کنند!  ولذاتصورشان آنست که این همه از ساختمانها در تهران وغیره لابد خود بخودی  از زمین روییده است؟! و یاکسی ویا گروهی ویا شرکتی ویا هدف گروهی ودر " فرایند سازه" آنهمه از ساخت وسازها نبوده است ؟! وبهمین دلیل است که امروزه، کسی هنوزتاریخ ساخت وسازهای فراوان 80 ساله معاصر ایران را نمی داند! ویا تاریخ ساخت وساز 37 ساله  صدها محله تهران عصر پهلوی دوم را نمیداند! ویا اسنادی از آنهاو در آرشیوهای این همه از دانشکده های مهندسی ویامعماری ایران  وجود ندارد که اعضایشان در آن ساخت وسازها دخالت کرده اندویابا عمر 80 ساله این  نوع دانشکده ها وجود ندارد که بیشتر از  همه بدرد شناخت شناسی آنهاویاتدریس مطلوبشان می خورد! ولذا تاریخ  شهرسازی تهران  وبا وجود آن همه از صرف پولهای کلان ، هنوزمجهول مانده است . وادعای شهر سازی وساختمان سازی علمی آنها همچنان بر سر دربهایشان چسبیده است  که کسی جز آنها، سر از این نوع مسایل در نمی آورد ، زیرا ادعای تخصص مهم مزبور را وزارت علوم ویاکنکور 40 ساله سازمان سنجش دکتر توکلی به آنها  داده است  ولذا کسی نمی تواند که در مورد علمی بودن آن تابلوهاویا رتبه کارشناسی ویا دکتری بودن  آنها ویاعلمی بودن سوالات کنکورش ، چون وچراو در سطح ایران بکند؟! 

 شهرسازی تهران و وزارت خانه هایش در دوره رضا شاه- از :دکتر محمد خالقی مقدم

 شهرسازی تهران و وزارت خانه هایش در دوره رضا شاه

(بخش دوم)
 از :دکتر محمد خالقی مقدم
جامعه شناس شهری
                   


قبلا گفتم که هسته اولیه پیدایش وزارت مالیه که در سال 1285 شمسی پدید آمدولی پرسنل اداری اش در ساختمانهای آجری داخل مجموعه ارگ سلطنتی قاجاریه بودند ودر محدوده میدان ارگ کنونی تهران فعالیت میکردند وبرای اولین بار معماری وساخت ساز ونقشه کشی این  نوع از کاخهای عظیم وزارت اقتصاد نیزدر سال 1317 شمسی ودر دوره رضا شاه شروع شد که در اواخر کابینه محمود جم بودویا در ایام دو کابینه متین دفتری ورجبعلی منصور نیز دنبال گشت ، که در هر دو کابینه مزبور هم، سر تیپ رضا قلی امیر خسروی  وزیر مالیه  این کابینه ها بودواین دو کابینه هم در تاریخهای سوم آبان 1318 ش و9 تیر ماه 1319 تشکیل شدند ولازم به ذکر است که سرتیپ رضا قلی امیر خسروی ، قبلا رییس بانک ملی شده بودودر این مدت 1305 الی1317ش تاسیس اش هم در آمد بانک ملی سی برابرشده بود وچونکه در این سال ، امیر خسروی وبعنوان وزیر اقتصاد به مجلس معرفی شد  ولذابعد از حکم وزارتش نیز، کارهای اجرایی ساخت وساز ساختمانهای وزارت  اقتصاد راآغاز کرد که در بالای میدان ارگ تهران ، واقع بود و امروزه ، قسمتی از آن ارگ قدیم تهران، به کاخ سازمان سرمایه گذاری خارجی وزارت اقتصاد کنونی تبدیل شده است  وقسمتی دیگر هم متعلق  به کاخ سازمان مالیاتی کشور می باشد ویابه سازمانهای دیگر وابسته به وزارت اقتصاد می باشند  که در پشت نرده های سه خیابان داور وصور اسرافیل وناصر خسرو قرار دارند ودرجنوب آن  ناحیه نیز کاخ گلستان ویاشمس العماره وتخت مرمر واقع است و اراضی زیر بنایی وزارت اقتصاد را از مجموعه سلطنتی ارگ قاجاریه جدا کردند ولی هنوز کسی نمی داند که این مجموعه ساختمانها ، در چه تاریخ ویا بوسیله چه کسانی طراحی  شده ویا ساخت وساز شده اند ؟و یاخیابانهای سه گانه مزبور که قبلا بصورت دیوارهای گلی ارگ سلطنتی قاجاریه بودند که که از  دوران کریم خان زند وتا آن سالها ادامه داشت چگونه ساخته شد؟ ودر حالی که نظیر مجموعه ارگ شیراز بودند ودر محوطه ارگ سلطنتی تهران هم که بقایای دوره زندیه است ، انواع کاخهای گلستان، ویا کاخ شمس العماره ویا کاخ عمارت بادگیر  ویاتالار عاج ویاتالار الماس وتخت مر مرقرارداشت  ویا انواع موزه های سلطنتی وانواع حرمسرا هاداشت ویاانبار غله خالصه جات  ویا8 دیوان اداری قدیمی ایران وپرسنلش در جنب آن کاخها بود وبعبارت دیگر دولت قاجاریه ودر میان دولت های سابق ایران بیشترین کاخها ویاحرمسرا ها را در درون این محوطه تهران  ویا درنقاط دیگر تهران  بوجود آورده بودکه اغلب در تهران مستقر بودندولی هنوز کسی به آن دقت  اجتماعی نکرده است  ودر جنوب  همین دیواره های گلی این ارگ تهران نیزخیابان بوذر جمهری نبود(و یا خیابان 15 خرداد کنونی )قبلا وجود نداشت که کریم آقا خان بوذر جمهری  که شهردار تهران آن عصر رضا شاه بود وآنرا کشید  ویا روبروی آنرا که خیابان ابوسعید شده است وبلکه بجای این خیابان ، تنها یک کوچه باریکی بود که دیواره گلی ارگ محوطه سلطنتی را از سبزه میدان جدا می کردویا از درب قیصریه آن جدا میکرد که بنام (" کوچه درب صندوق دار") بود ودر جنوب آن نیز ازچهارراه گلو بندک کنونی وتا میدان اعدام قاجاریه وقاپوق (میدان محمدیه کنونی ) خیابان کنونی خیام قبلا وجود نداشت وبلکه در دوران رضا شاه کشیدند که امروزه اغلب مغازه هایش  متعلق به چرخ خیاطی صنعتی فروشی است  ویا پارک شهر بالای آن ناحیه هم نبودوبلکه خانه های قدیمی وکوچه های محله سنگلج  ویا ناحیه آب پخش کن همان محله سنگلج تهران بودند ولذاپارک شهر مزبور نیز در فاصله سالهای 1317 الی 1320 ش ویادر مساحتی به اندازه 25 هکتار ساخته شدونیز سه خیابان داور وصور اسرافیل وناصر خسروهم قبلاوجود نداشت که از سه طرف نرده های کاخهای وزارت آقتصاد کنونی درمحاصره آنها است  ولذابا کشیده شدن  خیابان صور اسرافیل که فاصله میان مجموعه قدیمی  این محله انداخت ویا مجموعه ساختمانهای دارالفنون ومدرسه مادرشاه ودرب اندرون را از بقیه تفکیک کردکه احتمالا به حرمسراها  وصل می شد  ویا ساختمان قدیمی تلگرافخانه قاجاریه راکه وصل به ساختمانهای جدید وچند طبقه وزارت مخابرات است وقبلا جزو مجموعه ارگ بود ویا مسجد کنونی امام حسن مجتبی راواز بقیه محوطه ارگ سلطنتی قاجاریه جداشدند که قبلا یکی بودند  وخیابان باب همایون کنونی هم که خیابان وسطی عمارتهای  ارگ سلطنتی بودند ودر دوره رضا شاه کشیده شد وامروزه هم اغلب به مغازه های کت وشلوار فروشی تبدیل شده اند ودر آن طرف دیگر خیابان مزبورهم قورخانه قاجاریه ویاقزاق خانه آنان  ویاکوچه ناصرالدن میرزاویا کوچه افخمی بودکه از بقیه مجموعه ارگ قاجاریه جدا شدکه امروزه درب مترو تهران ودرآن محل سابق قورخانه می باشد ودر روبرویش نیز ساختمان روزنامه اطلاعات عصر رضا شاه ساخته شدکه قبلا اراضی قورخانه کهنه بود ویادرآن سوی  دیگرش نیز ساختمان جدیدویاچند طبقه مخابرات  واقع است وبعداز تصویب قانون همگانی شدن تلفن ودر سال 1333 -1334ش  ویادر پشت ساختمان تلگرافخانه قاجاریه ساخته شد ویادرجنب اداره پست عصر رضا شاهی ساخته شده بود که در پشت آن هم خیابان باب همایون شاهی واقع است  ویک نوع درب شاهی بود که از آن درب همایونی  ویادروازه شاهی ،خاندان سلطنتی قاجاریه ازدرون ارگ سلطنتی خود خارج شده ومحل گذر شاه ویاکالسکه های خانواده اشان وبطرف کاخهای تابستانی وییلاقی خودبودکه  دردامنه های کوه پایه های توچال ویاپلنگ چال وغیره  پربرف واقع بودند که تا اواسط تابستان برف داشت وخنکی ایجاد می کردو نظیر کاخ سلطنتی جهان نمای فتعلیشاه، در قریه نیاوران تهران بودکه بخاطر رویش نی های بلندش وبر اثر جوشش آب در سطح زمین  بود که به آن قریه ییلاقی( نی آوران )می گفتند ویا نظیر آن در باغ منظریه ودر دامنه کوه بود ویا قصر اقدسیه زن ناصر الدین شاه بود ویاآجودانیه ویا قصر کامرانیه متعلق به پسر ناصرالدین شاه بود ویا قصر صاحبقرانیه  ناصرالدین شاه بود ویا قصر دیگر سلطنتی اش  ودر محله کنونی سلطنت آباد تهران بودویا قصر های خانواده عبدالحسین میرزا قاجار ودر محله وقریه سابق فرمانیه تهران بود ویا "قصر قجر" فتحعلیشاه ودرجاده قدیمی شیمران بودکه رضا شاه آنرا با معماری مارکف روسی به زندان قصر تبدیل نمود  ویا قصر محمدیه و متعلق به محمد شاه بودکه در محمود آباد کنونی شمیران قرار داشت ویا قصر عباسقلی میرزا آقاسی بود که در محله عباس آباد کنونی بودکه اراضی اش متعلق به میرزا آقاسی بود ویا اراضی داودیه تهران بودو متعلق به داود خان پسرآقاخان نوری بود ویا باغ فردوس که متعلق به معیرالممالک بودویا قصریوسف میرزا مستوفی الممالک درقریه ونک ویایوسف آبادبودویاقصر اتابک امین السلطان ودر زرگنده تهران بود که به سفارت ییلاقی روسیه داده شدودر کنارش نیز شر شردایمی رودخانه آب زرگنده شنیده میشدویا خانه ییلاقی امیر کبیر ودر تپه های امیر آباد کنونی بودویاقلعه وخانه ییلاقی جلال الدوله میرزاقاجار و در محله جلالیه کنونی بودوآب کرج به آنجا آورده میشد وبعد از سال 1334 نیز تاسیسات آب تهران را در آن ناحیه کشیدند ویا قصر احتشام میرزا در احتشامیه بود ویا قصر بهجت آباد واز زنان قاجاریه ودر بیرون قلعه تهران  قرار داشت و یا مالکیت (قریه ییلاقی دروس)بودکه توسط خاندان رضاقلی هدایت ومخبر السلطنه اداره میشدومسجدویاقنات هم در قریه خود ساخته بودندوصادق  هدایت نیز درهمان خانواده به دنیا آمدویاقریه شمس آباد ومجیدیه تهران بودکه مالک اش عبدالمجید میزا عین الدوله بود ویا محله نظام آبادوسبلان بودکه توسط نظام الدوله اداره میشد  ویا قصر ناصر الدین شاه وعشرتکده او در قریه عشرت آباد تهران بود ویا قصر دیگرش ودر باغ پر از گل لاله زار تهران بود ودر کنار آن نیز باغ محمد خان   سپهسالارواقع بودویا باغ میرزا حسین  خان سپهسالارو در میدان بهارستان  واقع بودویادر بالای آن نیز قصر نگارستان محمد شاه بود که قایم مقام فراهانی رادرآنجاخفه کردودربالای سازمان برنامه کنونی واقع بود ویا قصر وعمارت امین الدوله ودر باغ امین الدوله ویادر کنارمحله ومسجد فخرآباد کنونی واقع بود که زنش فخرالدوله دختر مظفرالدین شاه بود ویادر بیرون دروازه وقلعه شرقی تهران هم که نرسیده به میدان ژاله قدیمی ویامیدان 17 شهریور کنونی است واز میان یخچالهای طبیعی تهران می گذشت ویا ازجاده خاکی بیرون شهر میگذشت ودر آن سویش قصر فرح آباد احمد شاه قرارداشت ویا در آن سوترش نیزقصر دوشان تپه ویاقصر فیروزه ناصر الدین شاه بود ویاقصر جاجرود وقصر شهرستانک وی قرار داشت وبعلاوه در بالای درب همایونی هم که قسمت شمالی ارگ سلطنتی  تهران بود ودر دوره ناصری خانه ویامنزل مسکونی وجود نداشت وگر چه ناصرالدین شاه و در عصر خودش قلعه تهران راو در بالای  ارگ سلطنتی قاجاریه خود توسعه داد ودیواره قلعه دومی  به دور آن ودر عصر خودش کشید،ویادر ناحیه شمالی شهرتهران کشید که در اسناد تاریخی آمده است و  سه دروازه یوسف آباد (در ناحیه چهارراه حافظ کنونی ) را در آن قرار داد ویا در وازه دولت راو یا(در وازه شمیران )آن دیواره قلعه جدید را که در مسیر خیابان کنونی انقلاب واقع بود ودر عصر وی خندق شمالی تهران ویادیواره شمالی شهر رادرآن ناحیه کشیدند ولی تا زمان رضاخان ،و بین دیواره اول ودیواره دوم که بالای باب همایون بود وتادومین دیواره اش در ناحیه مزبور (یعنی تادر وازه دولت  ویاتا در وازه شمیران وغیره)هنوزمحله مسکونی ویا منزل چندانی وجود نداشت ولذادر محل کنونی خیابان فردوسی باغ بزرگ علاءالدوله قاجارواقع بودکه حاکم تهران در عصر ناصری بود ویا باغ میرشکارودر پشت آن نیز(باغ ملی)واقع بود که مشق نظامی  در آن باغ ملی میکردند ویادر آنسویش  (باغ لاله زارناصری )واقع بود که امروزه محله لاله زار تهران نامیده میشود ویا (باغ آقا وجی سپهسالار) ویا باغ نگارستان  ویاباغ بهارستان  ویاباغ امین الدوله که دربالای آن ناحیه بودو همگی ملک اختصاصی بودندولذاامکان ساخت وساز وجود نداشت  ویادر بالای باغ علاءالدوله نیز باغ ویا پارک اتابک امین السلطان واقع بود که بعدا آنرا تک تکه کرده وسفارتخانه های انگلیس  ویاروس وفرانسه وایتالیارادر آن ناحیه ساختند ویا به سفارتهای عثمانی (ترکیه کنونیویاآلمان (ودرکنار کوچه برلین تهران)دادند که مسجد امین السلطان نیزهنوز در کنار آن است ویاسفارت ینگی دنیا(آمریکا) نیز در خیابان ارباب جمشیدودر جنوب دروازه دولت واقع بود  واینها 8 سفارتخانه عصر ناصری بودند که در داخل قلعه تهران قرار داشتندوبا( دیوان وزارت خارجه) مستقر در داخل ارگ  تهران همکاری میکردند ویا( وزارت داخله ویا کشور هم) به معنی امروزی آن نبودکه برای صدها شهر ایرانی ،فرماندار ویابخشدار مستقل از "ایل قاجار" تعیین بکند  وبلکه وزیر مسئولی بود که تعدادی پرسنل ویااحکام نویس ویاطغرا نویس در درون ارگ سلطنتی داشت وبا نظرخود شاه و برا ی 15 ایالت بزرگ ایران ویابرای 19 ایالت کوچک ایران حاکم می گماشت وآنهم تنها از میان ایل قاجار بود که حاکم آن شهر ها و یاسررشته دار های اداری آن تعیین می شدند ویا( وزارت مالیه) هم به معنی امروزین  آن نبود که تشکیلات ویاپرسنل مستقل از خواسته های دربار داشته باشد ویا بودجه ریزی کشوری را با نظریات کمسیونهای مجلس اداره بکند وبلکه یک نوع "دیوان استیفاِی قدیمی "ایرانی بود ویاپرسنل خاص و"مرام اداری  خاص "در درون دربار قاجار داشت که از دولتهای قدیمی ایرانیان اقتباس فرهنگی کرده بودند ولذاآیین نامه ویابخشنامه ویامرام نامه کارمندی وغیره آنها هم نظیرامروز نبود ویا ساختمانهای اداری ویاتشکیلاتی بیرون از دربارهم نداشتند وبعلاوه وضعیت وزارت فرهنگ ومعارف عصر قاجار ویا وزارت پست وتلگراف آن دوره ویا وزارت طرق وشوارع ویا وزارت تجارت وفواید عامه اش نیز چنین وضعی داشت که تعدادی پرسنل اداری ودر درون دربار داشتند ویا(وزارت عدلیه) نیز چنین بود که گرچه حکام شرعی ودر شهرها ومناطق خارج از دربار آنرا اداره میکردند ولی چونکه از گذشته  جامعه ایران به (روش زمین داری وفئودالیسم بزرگاداره میشد ، لذاصدور احکام آن دادگاهها ی محلی هم طوری نبودکه اراضی ملکی 66 هزار روستای ایرانی واز چنگال مالکان آن نواحی وبا احکام مزبور خارج بشود ویا بعد ازمرگ همان خوانین محلی دهات هم وبر مبنای نص آیات مربوط به مفاهیم ارث درقرآن ،اراضی  ویااموالش  ودر بین فرزندان متعددش وزنش تقسیم بشود ویا به عنوان مهریه اش بردارد ودر نتیجه آن احکام قضایی صادره، بزرگ مالکی ویازمین داری از بین برود ویاصدوراحکام عدلیه ویا مربوط به تجارتخانه هایا وتاجران بازارهای ایران نیز چنین بود ویا مالکیت کاروانسرا های تجاری شهرها نیزویا روش تقسیم ملکی آنها ویااحکام مربوط به تجارت خارجی ویا احکام آوردن جنس از گمرک نیز، واز دوره ناصر الدین شاه به بعد چنین شد و به (محکمه اتاق تجارت ) دربار قاجار  سپرده شده بود که به 15 نفر از تجار معروف تهران  داده شدکه بنامهای  معین التجار ویا ناظم التجار وملک التجار وغیره بودند ،و احکام شرعی خاص وبرای امورتجاری بازاریان تهران راویاشهرستانها راصادر بکنند ویا برای هم صنفی های تجاری خود ویااصناف بازاری بعد ازعصر ناصری راصادر بکنند واز آن به بعدهم کلمه ملک التجار  ویارییس  صنف ورییس اتحادیه  ویا کاروانسراملک التجار  ویاکتابخانه ملک ویاباغ ملک مشهدویا انواع ملکهای آنان ودر شهرهای مختلف ایرانی رواج یافت  وقبل از دوره ناصری ،هنوزتجارت ایرانیان به چنین روشی  اداره نمیشد ولی بر خلاف  تصور عوامانه ای که حاجی بازاری فاقد  سوادو از مفهوم اتاق تجارت دارند ویا ازاتاق بازرگانی بوجودآورده اند وبه مفهوم شرعی آن  هم توجه نمی کنند ، و کلمه مزبور، تنها اتاق تجارت  صرف وخشک وخالی نیست وبلکه( محکمه اتاق تجارت )بود که از زرنگی خود ، واژه" محکمه "آنراپاک کرده اند ، تا به زیر سوال نروند ولذااین نوع محکمه تجارت ویامحکمه اراضی  بزرگ  مالکی  ایران را از دوره ناصر الدین شاه به بعد وتا اواخر حکومت احمد شاه ودر سال 1304ش، بودواسمش را گذاشته بودند (وزارت  عدلیه  قاجاریه ) که گرچه ساختمانی مستقل از در بار ارگ تهران  نداشت ویا در دار الحکومه شهر ها نداشت ولی در 50 الی 60 سال مزبورهم همیشه وزیر عدلیه ویاپرسنل خاص و برای برای وزارت عدلیه مزبور تعیین میشد که اسامی اش در منابع تاریخی وجود دارد  ودر دولتهای سابق ایران ، پدیده ای بنام "وزارت  عدلیه "وجود نداشت  واینها 8 یا 9 (وزارتخانه عصر قجری تهران )بودند که گرچه ساختمانی مستقل از دربار ارگ تهران نداشتند ولی به ارث اداری  به دولت رضا شاه رسیده بودند     واز این روتابعداز دوره احمد شاه وسقوط وی در سال1305ش بود که نیاز به ساختمان جدیدعدلیه در شهر تهران داشتند وچونکه منازل مسکونی  متعددودر این نواحی شمالی باب همایون  تهران هم ساخته نشده بود ویادر بیرون قلعه دوم تهران نیزساخته نشده بود وصرفا باغ وباغات وکوچه های گذر گاهی آن بود که به دروازه ها ختم میشد ویاجاده اتصالی به قصرهای دیگرشان هم از" در وازه شمیران "شروع میشد که"جاده قدیم شمیران "( دکتر شریعتی کنونیمی گفتند وهمین جاده بود که کاخهای تابستانی داخل قلعه شهر را به کاخهای تابستانی بیرون شهروصل میکرد ویادر دامنه کوههای ییلاقی تهران وصل میکرد که یک نوع جاده سلطنتی بود که ناصر الدین شاه دستور داده بود تااز فرنگ گلهای رز ویاگل های دیگر آورده شود ودردایره باغبانی سلطنتی خودآنها راپرورش داده ودر دو طرف جاده شمیران کاشته بودند ومعمولا برای حفظ امنیت گذر خانواده های اعیانی قاجاریه هم ویاسران دیگرش نیز معمولا افراد عادی را به آن جاده راه نمیدادند ومگر بومیان قریه های شمالی تهران راکه میوه به شهر می آوردند  وبعلاوه در بیرون قلعه تهران نیز حدود 60-70 آبادی ییلاقی وجود داشت که از آباد ترین دهات ایران بودند که از آب فراوان چشمه سار های کوه بلند توچال ودره هایش بهرمند میشدند ویا از قناتهای کنده شده و بوسیله خوانین آبیاری میشدند واغلب اراضی زراعی اش هم متعلق به کاشت گندم ویاجوبود ویا باغات توت شمیرانی  وگردو وزرد آلو وگیلاس  بودویا درختان چنار بلند بودند ومالکیت آنها هم از 127 سال قبل بدست سران ایل قاجار افتاده بودکه خان برزگ انواع دیگرخوانین ایران بودند که 66 هزار روستای دیگرایران رادر آن عصر اداره میکردند( رجوع به مقاله اینجانب ودر مورد املاک قاجاریه در تهران شود) ولی بعدا  اراضی این دهات مزبور از چنگال خوانین قاجار خارج شد ویابدلیل بدهی زیادشان به بانکها ویا به تجارتخانه ها وصراف های شهری ورشکست شده بودند ولذادر سال 1305 ش نیز ساختاراداری وشهری وسیاسی وتجاری حکومت 127 ساله  آنان دگر گون شد ویابا تسخیر کاخهای گلستان وشمس العماره ویاعمارت بادگیر وغیره آنان  ودر مجموعه مزبورویابابیرون کردن خانواده ها وحرمسراهایشان  وکارمندان اداری اشان ودر 9 دیوان اداری متعلق به دوره قاجاریه ودر همان مجموعه ارگ سلطنتی ،دیگر ساختار شهری ویاساختار اداری ویاساختارتجاری ونظامی ومسکونی تهران از بین رفت ویااز سال 1305 به بعد روبه دگرگونی نهاد ولذامحلات جدیدوامروزی تهران روئید ویاهمزمان با فروپاشی کاخهای قاجاریه ودر سال5- 1304 – به بعد ساختار مالکیت همان سُران ایل قاجار نیز فروپاشید ویاساختارکوچه های قدیمی وپیچ در پیچ آن نیز فرو پاشید ویاساختار دروازه ها ومحلات ومیادین قدیمی تهران ویامعماری قدیمی آن نیز فروپاشید ویاساختار تجاری قدیمی وتجارتخانه های سنتی تهران ویاتاجرانش نیز فروپاشید که در کاروانسراهای قدیمی بازار ویاشهربودند ویا نظام اتحادیه های آنان نیز فروپاشید ولذاتجارتخانه های جهانیان ویاارباب جمشید ویا ارباب مهدی ویاتومانیانس ویاحاج امین الضرب ویاحاج حسین ملک ویا حاج عباسقلی تبریری( پدر مهندس بازرگان ) ویامعین التجار بوشهری فرو پاشیدکه خانه ودفترش در لاله زار بود ویا دیگر تاجران کاروانسرا دار بازار تهران ویاحجره هایش وبدلیل بدهی زیاد به بانکهای استقراضی روس ویابانک شاهی انگلیس بود که دراواخر قاجاریه از ایران رفتند ویابا رفتن خود نیز باعث ورشکستگی همان بازاریان سنتی تهران شدند که ناصر الدین شاه اولین اتاق تجارت ایران را ودر درون ارگ سلطنتی  خود بوجود آورده بودویا محکمه تجارت تهران را ودر داخل همان ارگ بوجود آورده بود ویابا حکم دادن اداری به 15 تاجرتهران وبعنوان ملک التجار ویاناظم التجارومعین التجار دولتی وبرای آنان فضای بازتجاری بوجودآورده بود که پایه اش در دیوانخانه تجارت وفواید عامه عصر قاجاری بودوبعلاوه مکان استقرارش نیز درکنار کاخ گلستان خودش بود که به رتق وفتق دولتی همان تجارتخانه های عصرخودش می پرداخت ویاتجارت خارجی بازار تهران را اداره می کردند  ولی با سقوط همان ارگ سلطنتی قاجاریه وناصری  ویا9 دیوان اداری جنب آنها واز جمله اتاق تجارت عصر ناصری هم فرو پاشیدویا در سال 1305 ش  تجارت دولتی آنها بود که فروپاشید واز این رو رضا شاه مجبور شد که برای ترمیم تجارت قدیم ایران، بانک ملی را درهمان سال دایر بکندکه سال 1305 ش آغازش بود ویا شعبات بانک کشاورزی آنرا ودر سال 1312ش پایه گذاری کند ویا بانک رهنی را ودرسال 1318ش بنا بنهد ویابانک سپه راهم چند سال قبل از آن  بوجود آورده بود ویا ساختار وزارت فواید وتجارت عامه  عصر قاجاریه راو در سال 1309 و1310ش  عوض بکند ویااداره کل تجارت ویا قوانین تجارت را در آن سال پایه گذاری کردکه "اتحادیه های تجاری جدید" در بازار تهران  شکل بگیردویا شکل گیری "پاساژهای تجاری جدیدتهران "بود که بجای کاروانسراهای تجاری قدیمی عمل میکردندو حاصل این امر آنست که ساختا ر تجاری -شهری تهران را بکلی تغییر داد ویابا پول تجارتهای  مزبوربود که ساختارشهری خرید منزل ویامسکن ومحلات در تهران را عوض کرد وبعلاوه آغاز آن  هم زمانی بود که در 9 آبان 1304 ش ،انواع کاخهای درون مجموعه ارگ سلطنتی واز دست محمد حسن میرزا قاجار ویافررند احمد شاه بیرون کشیدندودر حالی که پدرش در مسافرت طولانی فرنگ بود ولذابه او گفتند که 6ساعته از تهران خارج بشود ویا به زنان مختلف قاجار ودرانواع حرمسراها ویاخدمه کثیر آنان نیز گفته شد که محوطه کاخهای درون ارگ را ترک بکنند وبرای اسکان به نقاط دیگر تهران اسباب کشی بکنند ویابا قطع تلگرافخانه درون ارگ سلطنتی تهران وبه تلگرافخانه اداری انواع  شهرهای مختلف ایران  بود که با در بارارتباط تلگرافی داشتند ویااز طریق سیمهای آن بود که کاراداری  خود رامیکردند وبا این کارها هم به کارمندان همان 9 دیوانخانه اطراف کاخها هم گفته شد که دیگر "عصر کارمندی عصر قجر" پایان یافته است  وبعد هانیز که حدود 10 الی 12 سال طول کشیدتا ساختمانهای اداری این 8 دیوان اداری عصر قاجار را نیزاز درون ارگ ، به بیرون همان ارگ و درخارج محوطه ارگ سلطنتی قاجار یه انتقال بدهند ویابه نقاط دیگر تهران ببرند،ویا ساختمانهایی برای آنها بسازند که یکی از آنهاهم ساختمان دیوان مالیه عصر قاجار بود که با فروپاشی مجموعه سابق آن پدید آمد که همزمان با تخریب محوطه شهری مزبوربود ویا باخیابانکشی های داور ویاصور اسرافیل وناصر خسرو وخیام وبوذرجمهری تهران بود ویا باساخت پارک شهرجنب آن بودوبعلاوه اراضی انبار غله خالصه ویامنزل محمد قاسم خان قاجار ویاتاسیسات پشت آن محوطه راو برای ایجاد محوطه کاخهای وزارت دارایی در نظر گرفتند ویاجهت ساخت وسازوزارت  اقتصادجدیدو در سال 1317 ش در نظر گرفتند ویادر روبروی آن محوطه نیز که دراراضی شمالی همان ارگ سلطنتی بود و تخریب کرده بودند ودرناحیه دیگر هم به ساخت وساز ساختمان های 500 اتاقه وتالار های کاخهای  وزارت عدلیه ایران اختصاص دادند ویا به ساخت ساختمان اداره کل دادگستری ومجتمع قضایی خانواده ویاساختمان رادیو ایر ان  اختصاص دادندکه در سال 1319ش  همین رادیوافتتاح شد ویامسجد ارگ کنار آن را  ساختند ودر اراضی ارگ سلطنتی قاجاریه بود ویابا خیابانکشی های مزبوربود که این اراضی شهری تهران به پنج قطعهاز اراضی مجزا ء  از همدیگر، تفکیک شهری  شدند  که یک قسمتش  مربوط به ساختمانهای همجوار دارالفنون قاجاریه بودکه به آن سوی خیابانکشی جدیدصور اسرافیل افتاد ودیگری هم  اراضی ساختمانهای همجوارقورخانه قاجاری و یادر آن سوی باب همایون بود  وبخش سوم نیز وجودچند ساختمان متعلق  به وزارت عدلیه بود ویابا الاهه عدالت بر دیواره اش ویا ساختمان رادیو ایران ودر ناحیه غربی خیابان داور بود که از طرف دیگرش هم به خیابانکشی جدید خیام شمالی ویادربهایشان باز میشد ویادر زیر خیابان صور اسرافیل  هم قسمتی از اراضی را به ساخت وساز ویا تاسیس کاخهای وزارت اقتصاد  ودفاترویا سازمانهای متعدد آن اختصاص دادند که در چند طبقه طراحی ویانقشه کشی شده بود تا جوابگوی انواع دفاتر متعدد آن اداره باشد ویا برای انواع شهرستانها واستانها باشد ویا به محل بایگانی اسناد مالی  گوناگون آنها تبدیل بگردد  ویا به اتاق مدیران ویاکارمندان  وسازمانهای  متعدد مالیه اختصاص بیابد ویا به کارمندان گمرگ وسرمایه گذاری خارجی  داده شودویابه دایره نظارت بر چاپ پول وبانکها تبدیل بشود ولذا طوری وسیع طراحی شده بود که مکان اداری کم نیاورند ویادر بخش چهارم مجموعه اراضی مزبور هم بقایای کاخهای گلستان ویاشمس العماره وعمارت بادگیر ویاتالار الماس ویا تالارعاج وغیره را تفکیک ارضی کرده ونگه داشتند تابرای بیان میراث فرهنگی عصر قاجاریه باقی بماند ویابخش پنجم آن مجموعه را نیزو در جنوب این عمارتهای سلطنتی تفکیک ارضی کردند که تا درب خیابان صندوق دار ادامه مییافت که امروزه خیابان 15 خرداد نامیده می شود ویاخیابان بوذر جمهری سابق وتقاطع سبزه میدان است  ولذ چند قطعه ساختمانهای اداری عصر رضا شاهی را هم در آن ناحیه پنجم اراضی مزبور ساختند که ساختمان (اداره کل تجارت )سال 1309شّ بود که بوجود آمد ولی هنوز وزارتخانه نشده بود ویاساختمانش هم د ربیرون همان محوطه، ولی در کنارهمان درب کاخ گلستان بود و امروزه تغییر کالبدساختمانی داده است ویا محل ساختمان کلانتری 113 بازار است که در کنار آن می باشد ویا در کنارش ساختمان بانک ملی بازار عصر رضا شاهی قرار دارد ویاتکیه دولت هم در پشت آن واقع شده است که قبلا جزوارگ ناصری بود  ویاکوچه جنب آن واز طرف شرق نیز به خیابان ناصر خسرو وشمس  العماره وصل میشود و بعلاوه سبزه میدان ودرب قیصریه ویادر ب مسجد شاهی قاجاریه هم که در آنسوی خیابانکشی جدید واقع شده است ویاتقاطع دارالحکومه قاجاریه وبازار بود که قبلا با دیواره گلی جدا کننده از همدیگرتفکیک می یافت وبعد از سال 1305ش نیز با خیابانکشی جدید وسبزه میدان بود که تفکیک میشدویا با تاسیس بانک ملی واداره دارایی جنب آن بود که تفاوت سبک شهرسازیهای عصر قاجاریه را با سبک شهرسازی عصر پهلوی  رانشان می دهد که در شهرهای تهران وقزوین وسمنان وشیراز وزنجان وکرمان وغیره نیزعینا تکرار شده اند که در آنها دارالحکومه قاجاری ویامسجد شاه قاجاری  واقع بودویامکان قیصریه حکومتی ویاحمام حکومتی وکاروانسرای حکومتی وغیره ودر کنار همدیگرواقع شده بودند واز عصر سلجوقی هم  این مجموعه در شهرهای ایران تکرار میشدند  وتا عصر رضا شاه که تنها اجزائ اداری دارالحکومه هاعوض شدندو به ساختمان ادارات کل مالیه ویاعدلیه ونظمیه آن شهر ها تبدیل شدند ویابه ساختمان وزارت داخلهآن شهرها ودرکنار همان مجموعه بازارشهر تبدیل شدند  ویابه ساختمان بانکهای دولتی و نظیربانک ملی وسپه بودند که در کنارهمان مجموعه بازار ودر شهرهای یاد شده بوجود آمدند
 وبعد از فروپاشی ارگ سلطنتی قاجاریه هم این نوع اراضی دارالحکومه تهران نیز به پنج قطعه ازاراضی شهری جدا از همدیگر و یاد شده تقسیم شدندویا باتخریب خانه های گلی وکهنه محله سنگلج در آن سوی ارگ قاجاریه بود ویاتبدیل آن به پارک شهر 25 هکتاری  بودکه احتمالا به سکنه اش خانه هایی، را در محلات دیگر تهران داده اند، تا به فضای پارک شهر کنونی  تبدیل بشودویا به چند ساختمان اداری دور تادورش ودر عصر رضا شاه  تبدیل بگرددویانوبت به تخریب وبازسازی شهری چند باغ بزرگ تهران هم شد که در شمال درب باب همایونی وهمین ارگ قاجاریه واقع بودند که مکان جدید دیوانخانه های لشکر ویالشکرنویسهای قدیمی درون مجموعه سلطنتی بود که به آن محوطه باغهای بیرون قلعه ارگ بردند که قبلا( محوطه وسیع وزارت جنگ )عصر رضا شاهی رادر درون آن باغها ساخته بودند  وامروزه به پردیس دانشگاه هنر تبدیل شده است ویا به محوطه پایین خیابان سوم اسفند بردند که امروزه بنام خیابان سرهنگ سخایی نامیده میشود  ویادر اراضی بایر باغی آ ن ناحیه هم که درب شمالی وزارت جنگ رضاخانی بود وبه آن خیابان سوم اسفنددادند  ویادر خیابان جدید الاحداث سوم اسفندهم که درروبروی  وزارت جنگ بود بعضی از تاسیسات شهری جدیدراو نظیر "هنرستان دختران یتیم تهران"وغیره  را ساختندکه امروزه عناوین آنهاعوض شده است  ویا هنرستان پسرانه دیگریرا که درجنب غربی  اش وخیابان سی تیر می باشدو در زیر نظر وزارت فرهنگ ومعارف عصر رضاشاهی اداره بشود    ویادر جنب درب وایوان جنوبی آ ن  "وزارت جنگ "هم به میدان مشق باغ ملی باز می شد وساختمان های چند وزارتخانه ویا متعلقات اداری آنها را ساختندکه از طریق خیابان ملل متحد کنونی به همدیگر اتصال فیزیکی مییابند ودر اراضی زیر محوطه وزارت جنگ ساخته شده بودند ویا به درب دروازه جنوبی تردیگری باز میشدکه بنام "درب باغ ملی" نامیده میشود وساختمان آن وزارتخانه های جدید راهم به" خیابان سپه " وصل میکند  ودرایام قدیم ،اراضی باغی آن  ناحیه راباغ ملی تهران میگفتند که مردم تهران آزاد بودند که جمعه ها ویادر سیزده بدر هاوغیره  به زیر درختان آن باغ ملی خود بروند   ویادر آن اراضی باغ ملی هم تفرج بکنند واین بار ساختمانهای وزارت امور خارجه ویا ساختمان جدیدوزارت جنگ  ویا ساختمان وزارت پست عصر رضاشاهی  ویا کتابخانه ملی ویا موزه ملی وغیره را در محوطه آن باغها ساختند ویاکارمندان سابق 9دیوانخانه عصرقجری رابه آن محوطه، بردند که قبلادرساختمانهای  خشت وگلی ویا نیمه آجری کهنه درون ارگ قاجاریه بودند که نظیر وزارت خارجه ویاوزارت داخله ویاپست وتلگراف درون مجموعه ارگ سلطنتی بودند واین باربه محل ساختمانهای جدید وزارتخانه های مزبور برده شدندو یا به اطراف میدان مشق سابق وباغات آن  بردندویابه اراضی باغ ملی قاجاریه انتقال دادند ونیز در محوطه همان باغ ملی  هم "ساختمان ثبت اسناد واملاک جدید را" ساختندکه قانون اش رادرسال 1310 تصویب کرده بودندویادرزیر نظر وزارت عدلیه جدید بود ودر دولتهای سابق ایران  هم چنین نهاد سازمانی ویا روزنامه رسمی دادگستری نبودو بعلاوه ساختمانش هم در دو طبقه آجری بود ویابا سبک معماری عصر رضا شاهی بود که در محوطه مزبور بنیان گذاری  شده بود وشعبات آنرا به شهرستانها ومعاملات آن کشاندند ویادر جنب آن  محوطه نیز ساختمانهای شهربانی کل کشور ویاساختمان اداره آگاهی آن دوران را ساختند که در زیر نظر وزارت داخله بود وبا اداره نظمیه عصر قجری ،تفاوت تشکیلاتی داشت ویاساختمانهای بلدیه ویا  ساختمان ثبت احوال وابسته به وزارت داخله را نیز در مکانهای دیگر تهران ساختند که (مدل اداری آنها)ویا سبک تعیین فرمانداران ویا استانداران آنهم در وزارت داخله  ، نظیرعصر قجری نبود وبلکه در عصر رضا شاه شکل دیگری گرفت  ویابا همان سبک معماری عصر رضا شاهی  هم ساخته شدندویادرهمان محوطه باغ ملی وغرب خیابان ملل متحدهم ساختمانهای متعدد وابسته به وزارت فرهنگ  ومعارف وصنایع مستظرفه را ساختندکه قبلا در داخل  خودمجموعه ارگ سلطنتی مستقربود ویادر بخش دار التالیف وترجمه ونشر وچاپ ویانشریه دربار ویاتالار نقاشی دارالفنون مستقر بود و جزودارالسلطنه ودر بار وکارمندان آن بحساب می آمد ویاجزو بخش آموزشی آن بود که ساختمانش  درداخل خودارگ سلطنتی بود ولی بعد از سال1305ش وبافروپاشی کالبدی همان مجموعه ارگ سلطنتی مزبورو به خارج از این مجموعه ،انتقال اداری داده شدند که بخش آموزشی وزارت فرهنگ سابق راکه به اداره مدارس تهران ویاشهرهای مختلف ایران اهتمام داشت رابه ساختمان کاخ ظل السلطان بردند (که برادر ناصرالدین شاه بود ویاکاخ بزرگی  در جنب بهارستان وخیابان ملت آن ،داشت و تا مدتها هم مکان وزارت آموزش وپرورش جدید،ودر آن ناحیه واقع بود وامروزه نیز موزه شده است وبخش دیگروظایفش راهمدر آن دوره تاریخی،و به چند ساختمان جدیدالاحداث محوطه باغ ملی بردند ویادر عصر رضا شاه انتقال یافت  که شامل ساختمان کتابخانه ملی بودویاساختمان موزه ملی بود ویاساختمان کتابخانه کنونی ملک ودر جنب آن بود ویا ساختمان آجری "مرمت آثار باستانی" ودر جنب سر درب باغ ملی بودکه به خیابان سپه باز میشود ویا"ساختمان فرهنگستان ایران" بود که در سال 1314 ش تاسیس شده بود ویا ساختمان چاپ کتابهای درسی را هم به خیابان سپه بردند وبعلاوه معماری اغلب آن بنا های   مزبور  هم  ّبا آ ندره گدارفرانسوی ویاپوپ بود که مدتی در دانشکده معماری دانشگاه تهران استخدام شده بودندویا سبک بنای  موزه ایران باستان را بشکل طاق کسری ساسانی طراحی کرده بودند ویا برخی از بناها را بسبک معماری هخامنشی واز تخت جمشید اقتباس کرده بودند واین سبک معماری هم، در چهارراههای حسن آباد ویامخبر الدوله ویاشاهپوردیده میشود ویا در ساختمان مجلس قدیم وکتابخانه قدیمی آن دیده میشود ویا درشکل بلدیه تهران ویا دربافت ساختمانی ثبت احوال وثبت اسنادتهران دیده میشود ویا در شکل وشمایل دانشکده افسری تهران وگراند هتل تهران دیده می شود ویادرنمای مهمانخانه های عصر رضا شاهی  ونظیر مهمانخانه دربند وشهرری ویادر مهمانخانه های خیابان فردوسی وناصر خسرو وجود داشت ویا در شکل گاراژهای آن دوران تهران بود ویا درشکل ساختمانی بانک ملی ویابانک سپه ورهنی تهران بود ویادر شکل ادارات محلی وشهرستانی عصر رضاشاهی دیده میشود ویا در شکل خانه های اعیانی آ ن دوران خیابان شاهرضا وپهلوی وخیابان کاخ دیده میشودویا  در شکل معماری اغلب خیابانها وگذرگا ههادیده می شودو یا در سبک ساختمانهای راه آهن تهران وشهرهای دیگرایران دیده میشود ویا در سبک معماری دانشکده های دانشگاه تهران  ودانشسرایعالی دیده میشودویا در شکل مدارس ودبیرستانهای عصر رضا شاهی دیده میشود که شبیه دبیرستان فیروز بهرام زردتشتیان تهران است ویا شبیه شکل کالج البرزتهران است که بعدا دانشگاه امیر کبیر راو دراراضی آن ساختندویا در شکل دبیرستان سعدی وفردوسی تهران است که ساخته شده سالهای 1319 و1320ش می باشند ویا در شکل هنرستانهای تهران وشهرهای دیگر ایران دیده میشود ویا در شکل بیمارستانهای عصر رضا شاهی ونظیر500 تختخوابی وجود داشت ویابیمارستان امیراعلم ونجمیه تهران ویابیمارستان شهرستانها دیده میشود ویا در شکل هنرستانهای موسیقی ویافنی ویا هنری این عصر دیده میشود و جلال آل  احمد نیز،به طنز ،آنرا سبک معماری هیتلری میخواند که در سال 1313ش در آلمان قدرت گرفت ورضا شاه هم به او گرایش داشت ولذا 2500نفر از مهندسان آلمانی ویاچکسلواکی رادر ایران آن روزگار استخدام کردهبود که کار های مهندسی ویاعمرانی را در ایران انجام میدادند واز این روسبک معماری کاه گلی ویاخشتی ایرانیان سابق را عوض کردند  ویادر بخش دیگرش هم با تخریب (باغ علاء الدوله وباغ میرشکار )در خیابان فردوسی بودکه ساختمانهای بانک رهنی را در خیابان فردوسی  ودر بقایای آن باغ علاء الدوله ساختند  ویا ساختمان بانک ملی ویاچاپخانه بانک ملی ویابیمارستان بانک ملی ویاورزشگاه بانک ملی ویاموزه جواهرات سلطنتی  این بانک راکه مدتی پشتوانه چاپ پولش بوداز اراضی آن باغ علاء الدوله  وباغ میرشکاربیرون آوردند  ومدتی نیز رئیس ویامعاون وپرسنل بانک ملی هم از آلمانیها بودند ویادر روبروی همان بانک ملی فردوسی نیز سفارت آلمان وکوچه برلین قرار داشت وخانه خیلی از آنها هم در همان محوطه اطراف کوچه برلین بود که تامخبرالدوله ادامه داشت وبخاطر وجود همان آلمانی ها ویاگرایش رضا شاه به آنها، بود که متفقین  به ایران حمله کردند ویا چندمهمانخانه وصرافی که در همان خیابان فردوسی ودر اراضی باغ علاء الدوله  ویادر اطراف آن بانکهاساختند وهمگی از آثار شهر سازی دوره رضا شاه می باشند
همچنین ، در دوره مزبور نیز،"خیابان سپه" را کشیدند که از توپخانه شروع میشود وتامحوطه باغشاه ادامه داشت  ابتدا ساختمان بلدیه درآغازآن خیابان بود که امروزه پاساژهای فروش لوازم صوتی شده اند  ودر آن طرف خیابان نیز، موزه علی اکبر صنعتی قرار داشت وسپس ساختمان( بانک سپه )قرار دارد وسپس ساختمان اداره پست عصر رضا شاهی واقع شده بود ویادر روبرویش ، ساختمان قورخانه جدید قرار داشت که امروزه محل ایستگاه مترو شده است ویادر آنطرفترش ساختمان قورخانه قدیم عصر قاجار بود که بعدا به نشریه اطلاعات دادندودر محل سابق تکیه کوچه افشارهابود ویا در بالای  محله سنگلج  ویاجنوب خیابان سپه هم اداره برق جدید وزارت فواید رادر آن ناحیه ساختندو یاآن طرفترش هم بازارچه حسن آباد ویامیدان حسن آباداست که متعلق به حسن مستوفی بود ویادر روبرویش اراضی ثقه الملک بودکه در دوره احمد شاه( مریض خانه دولتی  احمد شاهی بودکه در آن  اراضی ساخته بودند ودر عصر ضا شاه نیز به" مریض خانه نوزادان" تبدیل شد وامروزه هم بنام (بیمارستان ابن سینا)نامیده می شود ویامسجد مجدالدوله عصر قاجار در کنار آنست ودر جنب شرقی آن نیز ساختمان "موزه آثار باستانمیباشد ویا" ساختمان مرکز مرمت آثار"را در خیابان سپه ساختند ولذاجنب دروازه باغ ملی افتاده است ویادر آن سوی میدان حسن آبادهم ،که امتداد خیابان سپه می باشد و اراضی صنیع الملک بود  ودرامتداد غربی همان خیابان سپه" نیزساختمان ثبت احوال" عصر رضا شاه را ساختندو قانون اخذ شناسنامه برای همگان ،در سال 1310 ش تصویب شدویا بعدا چاپخانه اداره فرهنگ وچاپ کتب درسی را که در آن ناحیه شهری بود ودر روبرویش نیز "فروشگاه سپه" ویا"دواخانه سپه" راساختند که (فروشگاه اتکای نظامیان) بود  ویا مغازه هایی که لباس نظامی می دوختند  ودر چهار راه سپه –پهلوی نیز درب کاخ مر مر خود رضا شاه قرار داشت که عبداالحسین میرزافرمانفرما قاجارآن اراضی را به رضا شاه داده بود تا اراضی دیگرش را درشهر تهران حفظ بکندویا در مناطق دیگرایران، نجات بدهد که بزرگترین مالک ایران بود ورضا شاه هم کاخ مرمر خود را در آن اراضی ساخت ویا بخشی از آنرا به "موسسه پاستور" داد که کاخ نخست وزیری عصر پهلوی در آن خیابان پاستور بود ویادر جنوب آن نیزو بعد از سال 1327 ش ویاباتاسیس مجلس سنا ،کاخ سنا را هم ودرپایین همان خیابان پاستور ویادرجنب "خیابان سپه" ساختند وآن سوی "خیابان سپه" هم متعلق به اراضی کامران میرزاقاجار بودکه امیر نظام عصر قاجاری بود و "مدرسه نظام عصر ناصری "راو در اراضی امیریه خودویادرحاشیه جنوب خیابان سپه ساخته بود وبعدا رضا شاه ،آن "مدرسه نظام عصر قاجاریه" را به "دانشکده افسری" ویابه"باشگاه افسران "وغیره، درحاشیه خیابان سپه تبدیل کرد  وبه نقل کتاب افسران توده ای  که سروان مرتضی زربخت نوشته است و در آنجا درس خوانده بود ومینویسد که رضا شاه آن خیابان سپه را سنگ فرش کرده بود وتا باغشاه امتداد داشت که امروزه میدان حر نامیده میشود ودر عصر قاجارهم( باغشاه بیرون قلعه بود) وبرج چند طبقه در آن باغ بود که گاهی شاهان قاجار، سان نظامی در آن مکان میدیدند ورضا شاه هم آنرا به پادگان نظامی خود تبدیل کرد ویالشکرهای خود را در تهران ویادرآن باغشاه ویادر چند پادگان حشمتیه وغیره جا داد ویادرپادگان جمشیدیه ویا در پادگان عباس آبادکه متعلق به خانواده میرزا آقاسی بود ویا درپادگان عشرت آباد که محل سابق کاخ عشرت آبادناصری بود ویا در کاخ دوشان تپه وقلعه مرغی گنجاند واز این روبرخی از قصرهای قاجاریه را به پادگان نظامی عصرخودتبدیل کرد وتادر زیرنظرساختمان وزارت جنگ خودشباشد ویا زیر نظرلشکر نویسهای وزارت جنگ خودو درمحوطه باغ ملی باشد، تاآن  پادگانهای جدید وپرسنل اش را اداره بکند وتحول دیگریبود که در سیستم اداری "دیوان لشکر عصرقاجار " اتفاق افتاد ویابرخی دیگر از قصرهای آنان راهم نظیر (کاخ قصر قجرفتحعلیشاه ) به زندان قصر تهران تبدیل نمود که با معماری مارکوف روسی بود وخودش نیزبه دو قصر بیرون ارگ سلطنتی قاجاریه اکتفاء نمود  ووزارت دربارش را از کاخ گلستان وغیره بیرون بردو دردرون کاخ مر مر  ویاکاخ سعدآبادشمیران خودمستقر کرد که اراضی وزمین قصر اولش را از فرمانفرما گرفته بود واراضی قصر ییلاقی سعد آباد خود را هم در تپه های سعید آباد شمیران واز علیخان والی ودرسال 1301ش ودرهنگام وزیر جنگ بودنش خریده بود ونام آنرا از سعید آباد به واژه سعدآبادتبدیل کرده بود وبخاطر درب زعفرانی ناحیه غربی اش نیزبعدا محله مزبور را "محله زعفرانیه شمیران" نامگذاری کردند وسبک زندگی اش را در آنهاهم ودر کتاب "شش سال در دربار پهلوی "ویا درکتاب سلیمان بهبودی" وغیره نوشته اند  ویارضاشاه ،اراضی تپه ماهور میان دوقصرشمالی وجنوبی خود راو بعد از سال 1305ش به خیابانکشی پهلوی  سایه دار وبا چنارها بلند تبدیل کرد که بعد ازانقلاب ،وبنام "خیابان ولی عصر "نامیده میشود ومقاله های اینجانب در اینترنت و در مورد خیابان ولی عصر ویادر موردخیابان شاهرضاِی تهران ،نحوه ویا تاریخ شهرسازی آنرا نشان می دهد که بدلیل فقدان افراد باسواد در دربار پهلوی، ناشناخته مانده است که نظیرکاتبان قدیمی  ایران،قدرت کتابت داشته باشند ویا مسایل شهر تهران رابنویسند  ویا ثبت وضبط بکنندوغیره وهمگی باعث شده است که در طول 90 سال گذشته  ، عده ای در دانشکده های شهرسازی ویادر رشته تاریخ وغیره ایران ، مهملاتی راو در مورد شهرسازی ویادر موردادارات  تهران بنویسند ویابنام جزوه درسی اشاعه بدهند که واقعیت در اسناد معتبر تاریخی نداردولذا ناشناخته مانده است ونیز رضا شاه برای وصل کردن دوقصرتابستانی وزمستانی خود به راه آهن تهران ویاامکان سفروسرکشی اش ، به شهرهای ایران ، ودر سال 1306ش ساختمان راه آهن را پایه گذاری کرد واز چهارراه چراغعلی خان امیر اکرم تهران که برادرناتنی شاه  بود ویالله فرزندش بود ،اراضی باغهای امیریه ویامنیریه را تا راه آهن شکافت که جزواراضی فرزندناصرالدین شاه بود ویاجزو اراضی وباغات زن ناصرالدین شاه بودندکه در محله های امیریه ویامنیریه جنوب کاخ مرمر خودش بود و تا ساختمان راه آهن  اراضی باغات موکاری بود ند ویا اراضی  اقدسیه ویامهر آباد تهران هم وبه عنوان مهریه برخی از آنان بود ویارضا شاه برای ساختن خیابان شاهپورهم ( یا خیابان حافظ  وحدت اسلامی کنونی )نیزدیواره های گلی ویاخندق غربی تهران راخراب کردویا درغرب پارک اتابک نیزویادرمحل دروازه یوسف آبادسابق تهران که واقع در چهارراه کالج(یا حافظ) بود را خراب کرده ویا اجازه خراب کردنش را به بلدیه تهران داد ولذامعبر خیابان  حافظ کنونی را شکافت وسپس دیواره غربی محله سنگلج راتا چها راه شاهپور –مولوی شکافت ویاخیابانکشی مزبور را درعصرخود کشید که در وازه قزوین عصر ناصری ،در غرب آن دیواره قرار گرفت  ویا در جنوب قلعه ناصری تهران نیزو با کشیدن "خیابان مولوی تهران"،دیواره جنوبی قلعه تهران را خراب کردویا دروازه های جنوبی تهران راخراب کرد ونظیر دروازه میدان محمدیه و یا دروازه غار بودکه به "در وازه ساوه" مشهور بودویا "دروازه شاه عبدالعظیم تهران "را ازبین بردکه درانتهای شرقی خیابان مولوی افتاد وازاین رو "در وازه های جنوبی تهران" هم از بین رفتند،و تاامکان توسعه بیرون شهری تهران ویادر جنوب تهران ،فراهم بیاید ویا"خیابان سعدی تهران "را نیز با تعریض کوچه باریک لختی آن ناحیه باغات بوجود آوردکه  از "در وازه دولتشروع میشد وتاخیابان اکباتان ودر جنب توپخانه مزبوربودو بنام "خیابان سعدی "بوجود آورد ویا چهارراه مخبر الدوله راکه دروسط آن انداخت که به ساختمان مجلس راه تعریض شده داشته باشد و درحالی که گذشته تهران و بخاطر باریک بودن کوچه باغهای مزبور ویابدلیل فاقد مسکونی بودن آن کوچه باغها ،به "خیابان لختی" مشهور بود  وچونکه باعث لخت کردن عابران و در آن کوچه باغهای فاقد سکنه میشد واز این رو مدتی  به خیابان سعدی ، "خیابان لختیهم می گفتند ونیز با کشیدن خیابا ن دیگر از"دروازه شمیران وتا سرچشمه " سه دروازه شمالی یوسف آباد ویادروازه دولت ویادروازه شمیران و در شمال قلعه تهران رانیز از بین برد ویابعد از سال1305ش اتفاق افتاد وبعلاوه بعد از رفتن رضا شاه از ایران هم که در سال 1320ش اتفاق افتاد، میدان فوزیه ( یامیدان امام حسین ع کنونی )را که قبلا بنام عروس مصری اش ساخته بود ولی میدانی بود که به جنوب شهرراه نداشت وبعدابا کشیده شدن خیابان شهباز جنوبی وبطرف میدان 17 شهریورراه افتاد ویامیدان خراسان و راه آن را، با خیابانکشی مزبور ودر دوره پهلوی دوم بازکردند واز این رو دروازه خراسان ویادر وازه دولاب شرق تهران نیز از بین رفت وشهرتهران به محلات اطرافش وصل شد و بعد از آن نامگذاریهاهم ، اغلب خیابانکشی های شهرهای دیگر ایران ،نیزعوض شدند که در شهرهای مشهد ویاتبریز وکرمان وغیره بودند و یابااسامی خیابان پهلوی ویاچند شاعر مشهور ایرانی نامیده میشدند ونظیرخیابان سعدی بود ویانظیر خیابان حافظ ویافردوسی ویا خیابان خیام ومولوی تهران بود و در شهرهای دیگر نیز "مد اجتماعی" شد که بهمین نامها باشدویا در وازه ها ویاقلعه های قدیمی آن شهرهارا و بعد از قاجاریه فرو بریزندویاساختمان ادارات کل مالیه ویاعدلیه آن شهرها ویاادارات کل داخله ویافرهنگ ویااداره شوارع وطرق وفواید عامه وتجارت آن شهرهارا نیز درخیابانکشی های جدید آن شهر ها ساخت وساز بکنند ونه (در داخل ساختمان دار الحکومه های ان مراکز استانها) ویاساختمان اداره صحیه ویابلدیه آن شهرها که قبلا در درون دارالحکومه های  همان شهرهای مزبور ادغام شده بودند واین بار به ساختمانهای خیابانکشی های جدید آن شهرها انتقال شهرسازی داده شدند 
وبعلاوه در دوره رضا شاه ،اداره بلدیه تهران  هم شکل عمیق تری یافت که در دوره ناصرالدین شاه تنهادر داخل دربارش شکل گرفته بود وساختمان مستقلی نداشت ویا در آن دوره، زیر نظر وزیر داخله نبود وبلکه زیر نظر خود شاه بود تا وزیرداخله ویاروسای بلدیه آنشهر با رای اعتماد مجلس ،عوض بشوندویا بمانند ؟ ویااداره صحیه آن بلدیه نیز مدتی اداره بیمارستانهای عصر رضا شاه را به عهده گرفته بود ندولی وزیربهداری ویاساختمان وزارتخانه بهداری نداشتند که در سال 1320 ش اولین بار وزارت بهداری  بوجود آمد واز این رو، دردوره رضا شاه وزارتخانه  بهداری مزبور نبود وتنها اداره صحیه وخیریه در دولت سید ضیاء بوجود آمد و یادر سال1300ش پایه گذاری شدوبعلاوه در زیر نظر بلدیه بوجود آمد ونیز در سال1305ش هم با تصویب قانون مربوط به بهداری ها ،اداره بیمارستانهای معدود همان عصر رضاشاه نیز در زیر نظر معاون فنی وزارت داخله قرار گرفت که دربخشی از ساختمان بلدیه تهران مستقر بود ویادربرخی از دفاتر آن بلدیه مستقر بود و 15 سال هم بهمین روش اداری عمل می شد که بیمارستان امیر اعلم  عصر رضاشاه را اداره میکردند ویا بیمارستان 500 تختخوابی پهلوی رااداره میکردند که وابسته به پزشکی دانشگاه تهران بود ویا "مریض خانه دولتی ونوزادان خیابان سپه را اداره می کردند ویا بیمارستان بانک ملی را ویا بیمارستان نظامیان و در دروازه یوسف آباد را ویا بیمارستان ودر مانگاه فیروز آبادی شهر ری رااداره می کردند ویا بیمارستان وزیری راویا بیمارستان متعلق به نجمیه ویانجم السلطنه را که مادر دکتر مصدق بود وتا آنکه در سال 1320 شمسی ،وزارت بهداری  بوجود آمدودر کنار 9 وزارتخانه دیگرعصر رضا شاهی قرار گرفت ولی  هنوز هزینه همه آن مراکز درمانی راتنها " وزارت دارایی عصر رضا شاهی" میداد که قرار بود به خاطر رشد نیاز های اقتصادی شهرهای ایران ساخته شود ویا برای ساخت وساز ساختمانهای جدیدش و یا خیابانکشی های جدید آن شهرها ویا تاسیس کارخانجات جدید وحفظ اسناد مالی وسرمایه گذاری اش ویا بایگانی کردن آن اسناد مالی ساخته شود، نیاز به اتاقهای جدیدوزارت دارایی داشت  ویانیاز به پرسنل جدید، برای آن وزارتخانه داشت که در عصر وزارت مالیه قاجار ودر داخل ارگ سلطنتی، برآوردن چنین نیاز های گوناگون ممکن نبود ،ولذا ساختمان بزرگ وجدیدی برای آن وزارتخانه دارایی در نظر گرفتندکه ساخته شودواز این رو در اواخر عصر رضا شاه ساخته شد وهر چندنام آنرا ،در سال 1314 ش وازکلمه "وزارت مالیه "به لفظ فارسی "وزارت دارایی" تغییر واژه داده بودند ولی هنوز طراحی ویانقشه کشی ساختمانهایش بوجود نیامده بودوناچارا در سال 1317 ش بوجود آمد و به شرح ذیل شکل گرفت :
وبهمین دلیل است که درصفحات 497 و604 کتاب خاطرات محمد علی فروغی وبه کوشش محمد افشین ذکر مختصری از طراحان معماری ویامجریان ساختمانی آن وزارتخانه نام برده شده است  و کتاب مزبور مینویسد: در 6 اسفند 1317ش فرزندش ،مهندس محسن فروغی که در فرانسه9سال ،در س معماری  ویا درس ریاضی خوانده بود ودر دانشکده فنی وشهرسازی دانشگاه تهران هم ودر سال 1316ش استخدام شده بود وبهمراهی "مهندس دوبرول فرانسوی" ،نقشه های معماری ویاطراحی ساختمانهای وزارت دارایی رابوجود می آورند وکتاب مزبورمی نویسد که: در ششم اسفندماه سال 1317ش آن نقشه های ساختمانی وزارت دارایی جدید رامیکشیدند  ویا در ص 605 خاطراتش ،از مهندس گوبلو فرانسوی یاد میکند که همکار مهندس دوبرول بودویا در ص609 کتابش از "مهندس آندره گدار" یاد میکند ویا در ص 604 کتابش ودرموردوقایع روزانه 10 بهمن سال 1319 ش می نویسد که : امروزبنای "عمارت وزارت دارایی" گذاشته شد ویادر آن صفحه هم می نویسد و از مسیو" مهندس رنار فرانسوی" یاد میکندویا در ص 346 کتابش هم از" مسیودوسی فرانسوی" ودر وزارت اقتصادیاد می کند ویا از"مسیو اورلی"، در آنجا یاد می کندویا از"یارولیمک ورفیقش "در وزارت اقتصاد یاد میکندویااز" مسیو اسن وکارلبر گ" در وزات اقتصاد یاد میکندویا از "ماژر موشل" وزارت اقتصادیاد میکندو بعلاوه خود" مهندس محسن فروغی پسرش هم ،در کتاب "خاطرات ذکاءالملک  پدرخود"واز نحوه ویاتاریخ شکل گیری همان وزارت اقتصادیاد میکند ویااز ساخت وسازساختمانهای بانک ملی ودر عصر رضا شاه یاد کرده است  ولذا در شرح زندگانی خودش ، می نویسد که ،چهل سال بعد از تاریخ استخدامش  در دانشگاه تهران ، با بانک ملی ایران ،همکاری درزمینه "مشاوره ساختمانی "می کرده است  ویادر جای دیگرهم از "مهندس احمد علی ابتهاج" که فامیل ابوالحس ابتهاج ویارییس  بانک ملی بود، یاد میکند ویا ازدیگر همکارانش در دانشکده فنی وشهر سازی تهران یاد می کند ویادر طراحی وساخت وساز بناهای مزبور یاد میکند  واحتمالا با "مهندس فردوس" هم همکاری داشته که در" شهرداری تهران" همان عصر بود ویادردایره ساختمانی بلدیه تهران ودر کشیدن خیابانهای جدید داور ویاصور اسرا فیل وناصر خسرواطراف همان "وزارت دارایی "نیز نقش داشت ، همکاری داشته است ویادرص  46کتابش مینویسد که تمامی ساختمانهای بانک ملی تهران ونظیر بانک ملی بازار وفردوسی ویابانک مرکزی  از کارهای او بوده است واضافه میکند که در سال 1318 ش که سرتیپ امیر خسروی به "وزارت دارایی" منصوب شده بود و اورا به همکاری در "وزارت دارایی" فرامی خواند  وقرار می شود که نصف وقت خود را در وزارت دارایی گذرانیده ونصف دیگرش را هم در بخش "مشاوره ساختمانی بانک ملی "بگذراند ویادر ص 47 کتاب خاطراتش مینویسد که : در وزارت دارایی  برای امیر خسروی برنامه بسیار بزرگی تدارک دیدم که همین "ساختمانهای متعددوزارت دارایی" ،در خیابان ناصر خسرو است  وادامه می دهد که آنروز که به وزارت دارایی رفتم ، عده زیادی از آشنایان را، در آنجا دیدم  که از جمله آقایان الهیارصالح ویاعباسقلی گلشاییان که دومعاون وزارت دارایی بودند ویا عبدالحسین هژیر  ویادکتر علی امینی ویدالله عضدی وهاشم صهبا که مدیر کل های وزارت دارایی آن روزگار بودند یا در ص 52 کتابش هم از معمار روسی ساختمانهای شهربانی تهران ودر عصر رضا شاه انتقاد می کند وشاه هم اورا  وادار می کند که هفته ای چند بار از ساختمانهای دولتی عصر خودش بازدیدکرده وگزارش های لازم رابه او بدهدویادر جای دیگرهم مینویسد که طراحی ومعماری خانه مجلل دکتر مصدق را نیز، در خیابان کاخ  بعهده خود داشته  است ویادر منبع تاریخی دیگر آمده است که مهندس محسن فروغی  مهندس ،ناظر ساخت وساز کاخ سنا هم بوده است
 ولازم به ذکر است که وی و بهمراه 100 نفر ایرانی دیگر ویادر سال 1307 ش به اروپا اعزام می شوند که مهندس بازرگان هم در مدرسه عمویش ابوالحسن فروغی  شاگرد مدرسه ای ویاهمدوره درسی او بوده ویادر فرانسه نیز همدوره درسی بازرگان  بود ولی  مهندس بازرگان که در اخذ شناسنامه سال 1310 ش  که همه ایرانیان مجبور به اخذ آن شناسنامه بودندولی فامیل پدرش را که حاج عباسقلی تبریزی بود واحتمالا از کلمه تبریزی خوشش نمی آمد که برای نام فامیلی خود انتخاب بکند  ولذابجای آن نام " "بازرگان" را برای خود انتخاب کرده است که شغل پدرش بود ویا به نقل ص 13کتاب  آقای سعید برزین که در دانشکده علوم سیاسی اکسترانگلیس که درسال 1374 چاپ کرده است ودرص 13می نویسد که پدربازرگان مدتی" ریاست هیئت تجارت " و "اتاق تجارت " تهران را بعهده داشته و تا اینکه رضا شاه هر دو را برچید  واضافه میکند که میزان ثروتش را نمیدانیم ...یابه نقل صفحات دیگر همان کتاب سعید برزین در مدرسه سانترال فرانسه درس خوانده که احتما لا یک نوع کالج بوده ودانشکده نمی باشد واز صفحات دیگرش  نیز مستفاد میشود که بجای دروس مهندسی ویا ریاضی،وغیره در نزد کاتولیک های فرانسه هم الهیات می خواند که کتاب" مذهب در اروپا" بازرگان حاصل آن دوره است ویاتدوین کتابهای دیگرش نیز در همین راستاست وبعلاوه بعد از چهار سال به ایران برمیگردد  ولی مهندس فروغی در کتابش ذکر کرده است که در فرانسه ،تنها ،سه سال ریاضیات خوانده است ویاچند سال هم معماری خوانده بود وجمعا 9سال در فرانسه دکتری گرفته بود ویا در پروژه های  ساختمانی فرانسه هم کارآموزی می کرده است ویا در سال 1316ش به ایران بر میگردد  وهر دونفر نیز در دانشکده فنی استخدام شده بودندوبعلاوه در ص 44 و45 کتاب مهندس فروغی که مینویسد : در دانشکده فنی دانشگاه تهران آن روزگار، فقط یک نفراستاد وجودداشت که دکتر محمود حسابی بود وبقیه کادرش سمت دبیری داشتند وغلامحسین رهنما هم رئیس همان دانشکده فنی دانشگاه تهران بود   ولی معاونت دانشکده مزبور گاهی با "مهندس بازرگان" بود وگاهی هم با" مهندس عبدالله ریاضی "که او همدوره درسی وی در خارج کشور بودویا با منوچر اقبال ومهندس احمد زنگنه ویامهندس محمد تقی ریاحی ویامهندس هوشنگ سمیعی ویامهندس احمد حامی ویامهندس احمد رضوی ویامهندس فریور وغیره هم در فرانسه هم دوره درسی بودندو جزوآن 100 نفر اعزامی به خارج ودر عصر رضاشاه بودندوبعلاوه گزارشگر نحوه درس خواندن آنهادر خارج هم با اسماعیل مرات بود ویادر دوره وزارت محمد علی فروغی ووزارت علی اصغر حکمت  در دانشگاه تهران استخدام شده بود که اعتقادی به مذهب نداشتند ویاکشف حجاب هم کرده بودند  ونیز اضافه میکند که در دانشکده فنی آن روزگارهم تنها چهار رشته طرق ویامکانیک و برق ومعدن  وجود داشت که تنها 50 نفردر آن درس می خواندند،ومنابع دیگر تاریخی هم نشان می دهد که تاسیس هیاتهای مذهبی که قبلا در دوره رضا شاه ممنوع بود ولی بعدا باکنترل مامورین امنیتی بعداز سال 1320 ش آزاد شدو محمد علی فروغی هم در همان سال1320 ش دوباره نخست وزیررژیم پهلوی دوم شده بود ولی ،مسجد هدایت را که متعلق  به خانواده معلوم الحال هدایت بود و یا صادق هدایت نیز از همان قماش می باشد که از در آمد املاکشان آن را ساخته بودند ،و چگونه وبه چه دلیل ،به بازرگان ویا به سحابی همدرس اش در خارج دادند که هنوز، برای هزاران فارغ التحصیلان دانشگاههای معاصرایران ، جای سوال است ؟ویا چگونه اجازه شرکت سهامی انتشار رابه وی دادند که بخشی از انتشارات فرانکلین بود ودر سال 1337 در اختیار اسدالله علم بود وبه هرکسی هم آن اجازه را نمی دادندولی به بازرگان وسحابی ودکتر یزدی ودوستانش دادند ویاسوالات دیگری که صفحات117 الی178 "کتاب مداخلات نشریه کیهان" ازآنان ویاهمکارانشان کرده است و بماند که میگوییم آنها، لابدغرض ورزی سیاسی با وی داشته اند ؟ 
وبعلاوه باید افزود که مهندس محسن فروغی  وبهمراهی مهندسان دیگرایرانی و بعدا "کانون مهندسان ایران" را پایه گذاری میکنند ویابه طراحی ساختمانها و یانظارت وپیمانکاری بر آنها رادر عصر پهلوی بوجود می آورند ودر این راستانیز بخشی از آن مهندسان هم به مقامهای مهم در دولت پهلوی نایل میآیند که نظیرهمان مهندس عبدالله ریاضی بود که مدت 15 سال رییس مجلس رژیم پهلوی ودر اواخر عصر پهلوی دوم شد ویا منوچهر اقبال بود که نخست وزیرشاه شد ویا یا مهندس محمد تقی ریاحی بود که به مقامات نظامی رسید ویا مهندس فروغی بود ودر کابینه مهندس شریف امامی وبعنوان وزیر فرهنگ وهنر شدهبود که تنها چند ماه قبل از نخست وزیری بازرگان بود، ولی مهندس بازرگان که آبش با آنها ودر کانون مهندسین ایران و,بعد از رضا شاه ، در یک جوب نمی رفت ،وتنها بدنبال نشر کتب مذهبی بودویادر شرکت سهامی انتشار ویادرانتشارات قلم ونهضت آزادی بود وبعلاوه اجازه فعالیت نهضت آزادی ویا اجازه چاپ ونشرش راهم وزارت کشوررژیم پهلوی ودولت علی امینی وغیره درعصر پهلوی دوم  به آنهاداده بود ویابه دکتر میناچی وغیره داده بود که به دیگران  چنین  اجازه ای رانمی دادندودر حالیکه رشته تخصصی اش هم در این قبیل از موارد نبود وبلکه همین امرهم، باعث فریب بسیاری از دانشجویان دانشگاههاشد ویابه انواع درد سرها افتادند  ولی هنوز خانواده اش ویانهضت آزادی آنان و در مورد حرفه تخصصی اش ویادر موردجواز فعالیتش  در امور نشرویادر مورد علل پستش در عصر رضا شاه وغیره هنوز چیزی به ایرانیان نمی گویندو یادر مورد فعالیت فرهنگی طرفدارانش در خارج کشورویادرمورد کانون های فرهنگی خارج از ایران هم چیزی نمی نویسند ویا در مورد جلسات چهار شنبه ممیزی فرهنگی آنها ؟ولذافقدان منابع مستند از وقایع شهرسازی ویااداری ایران دوره رضا شاه هم امروزه باعث شده است که در دانشکده های شهرسازی ویا فنی ایران هم همه مسایل این دوران، وبا دیدگاههای عوامانه ودر طی 90 سال معاصر بیان بشود.

و امروزه، علاوه از کاخ های مرکزی وزارت اقتصاد و دارائی در میدان ارک تهران، این وزارتخانه بزرگ ایران، در خیابان­های مختلف تهران، دارای 7 اداره ی امور اقتصادی و دارائی می باشد و بعلاوه یک اداره کل مربوط به این امور را دارد و نیز دارای ساختمان 9 اداره گمرک جنوب و یا گمرک مهرآباد و غرب و یا حکیمیه شرق تهران و یا شهریار و غیره می باشد و نیز دارای سه اداره ی مالیات مستقیم و یا مالیات غیر مستقیم و پنج اداره ی مالیات شرق و غرب و غیره در نقاط مختلف تهران را دارد و یا ساختمان بورس و یا ساختمان مرکز تحقیقات پولی و بانکی و یا چند سازمان اقتصاد اسلامی وابسته به بازار را دارد.
 

 

املاک قاجاریه درشهر تهران وتاریخ ساخت وسازآنها-از :دکتر محمد خالقی مقدم

 

املاک قاجاریه درشهر تهران وتاریخ ساخت وسازآنها

از :دکتر محمد خالقی مقدم

 

جامعه شناس شهری

(بخش اول)

 

و زمانی که سید ضیا ء طباطبایی و با تعدادی ازنظامیان ونفر برها به تهران می آید وبه کاخ احمد شاه و درناحیه فرح آباد تهران می رود وآنگاه سید ضیاءاز جیبش حکم نخست وزیری خودش را در می آورد وبه شاه می دهد تا احمد شاه هم آنرا امضاء بکند وبا همان حکم  هم تعداد زیادی از خاندان قاجاریه ویااعیان واشراف آنها دستگیر می شوند ویابه زندان عشرت آباد فرستاده میشوند که قبلا کاخ عشرتکده ناصرالدین شاه در آن مکان بود وبادستگیر شدن همان 100 نفرهم ، فاتحه "سران ایل قاجار"  خوانده می شود و بعدافاتحه خود خانواده سلطنتی احمد شاه هم ویاحرمسرای شاهی نیز خوانده میشودکه در درون کاخهای مجموعه "ارگ سلطنتی میدان ارگ " مستقربودندو در 4 -5سال بعدویادرسال 1304ش اتفاق میافتد که آنهارا از درون کاخهای سلطنتی بیرون می اندازند وقبلاهم فاتحه در آمد های اقتصادی سران قاجار خوانده شده بود که در 125 سال قبل بر مالکیت 60-70 قریه آبادویاییلاقی اطراف تهران  تسلط یافته بودندکه از آباد ترین دهات ایران بودند که در دامنه کوههای بلندوپربرف توچال ویاکلک چال وپلنگ چال واقع بودند وبعلاوه دره های پر آب ویاقناتهای فراوان آنهارا، سیراب میکردندو این خوانین ایل قاجار حدود125 سال، مالکیت  این قریه های سر سبز وپر از باغ میوه دشت ویاجلگه تهران را دراختیار خود داشتند  و لی با بدهی زیادی  که آن خوانین  یافته بودندویابه دیگران فروخته بودند ولذا امروزه بصورت محله های دیگر شهری تهران در آمده اند

ویامالکیت آنها و بنام اقشار وگروهای خرده پای شهری تهران شده است ولی هنوز نام خوانین قاجارمزبور ،برروی این محلات باقی است ویا تابحال براسامی این محله های تهران باقی است  وبهتر است که برای عبرت تاریخ هم همچنان وبنام آنها باقی بماندتا درس عبرت تاریخ بشود  ونظیر آثارشهری دوره پهلوی نشود که نامشان را عوض کردند واملاکی که در آخر حکومت قاجاریه وبدلیل عیاشی هایشان بدهیهای زیادی ببار آوردند ولذا  آنهارا به بانکها ویا به تجارتخانه ها ویابه صراف های تهران فروختند ولذااملاک ودهات ییلاقی اطراف تهران ،از چنگ آنها  ویاخانواده بعدی اشان خارج گشت وامروزه دیگر بصورت اراضی شهری کوچک  وتقسیم شده در آمده اند ویابه سکنه کنونی تهران فروخته شده اند  ونظیر اراضی کنونی نیاوران تهران  است که بصورت (قریه نی آوران تهران قبلی بود) و نی های بلندی داشت ویابدلیل جوشش آب در آن نقطه شهری بود که نی های بزرگ میروییدولذا قصر جهان نمای فتحعیشاه، در آن ناحیه ساخته میشود ویا قصر دیگرش و بنام (قصر قجر)و درجاده شمیران قرار دارد که رضا شاه آنرا در دوره خودش  وبصورت "زندان قصر" در میآورد  ویا آبادی  محمود آباد کنونی تهران  است که قبلا محمد آباد بود و "قصر محمدیه" محمدشاه در آن محله قرار داشت وبعدا به مالکیت محمودخان احتشام السلطنه در آمد وبنام وی ،قریه محمود آباد نام گرفت ویادیگری" قصر نگارستان" است که در بالای سازمان برنامه کنونی قرار داشت وقائم مقام  فراهانی در آنجا کشته شدواراضی سیف الدوله که در اراضی خودخانقاهی برای صفی علیشاه ساخت  ودر جانب دیگر آن باغ سپهسالار( آقا وجیه) بود    ویادر بالای آن ناحیه محله،فخر آبادتهران است  که مسجد فخرالدوله قاجاروباغ امین الدوله در آن ناحیه قرارداشت و یا املاک بهارستان است که تامیدان ژاله تهران امتداد می یابد ومتعلق به میرزاحسین  خان سپهسالارصدر اعظم ناصرالدین شاه بود ویا نظامیه تهران است که متعلق به میرزا کاظم خان نظام الملک  وزیر لشکر بود ویااقدسیه تهران است  که متعلق  به  زن نا صرالدین شاه بود ویاکامرانیه تهران  وامیریه تهران است که متعلق به کامران میرزاو امیر نظام شاه ویاپسر ناصرالدینشاه بود ویا منیریه تهران واملاکش در گلوبندک  است که زن ویا دختر ناصرالدین  شاه بود  ومنطقه پل امیر بهادر تهران که سپهسالار مظفر الدین شاه بودویا قصر برادرناصرالدین شاه که ظل السلطان  است و درجنب میدان بهارستان واقع بود و بعد ا به وزارتخانه فرهنگ ومعارف ایران داده شدوامروزه موزه شده است ویا"محله فرمانیه تهران "است که متعلق به نصرت الدوله پسر عبدالحسین  میرزافرمانفرما قاجاربودوقسمتی از فرمانیه نیز متعلق به آصف السلطنه داماد مظفرالدین شاه بود ویا اراضی ملکی عبدالحسین فرمانفرما در اطراف باغشاه واقع بود که رضاشاه از او مصادره کرد ودانشکده افسری ویاکاخ مرمررا در آن ناحیه ساخت ویامحل سابق نخست وزیری را درآن ناحیه ودر خیابان پاستور ساخت ویا املاک پسرش نصرت الدوله فیروز ودر خیابان نصرت تهران واقع بود ویا املاک جلال الدوله درمحله جلالیه تهران  است که پسر ظل السلطان بود ویابالاتر از آن ناحیه هم ، قریه امیرآباد تهران است که متعلق به میرزاتقی خان امیر کبیر بود ویامحله یوسف آباد وونک وفره زادتهران است که متعلق به میرزا یوسف مستوفی الممالک بود ویا محلات "عباس آبادتهران" است که متعلق به عباسقلی خان میرزاآقاسی ووزیر محمد شاه قاجار بود  ویا"محله داودیه" تهران است که متعلق به داود خان، پسر میرزا آقا خان نوری بود ویامحله حسن آباداست که متعلق به حسن خان مستوفی بود ویامحله عیش آباد و عشرت آباداست که قصرناصرالدین شاه در آن ناحیه واقع بود ویامحلات "سلطنت آباد" ودوشان تپه وقصر فیروزه وفرح آباد وصاحبقرانیه تهران است که قصرهای متعددناصرالدن شاه در آنها ساخته شده بودند  وبعلاوه محله سلطنت آباد که قصر مهم ناصر الدین شاه در آن ناحیه ،قرار داشت وامروزه بنام محله پاسداران نامیده میشود ویا محله احتشامیه است که متعلق به احتشام الملک بود ودیگری  هم در جنوب تهران وبنام مشیریه بود ویا یامحله سعادت آباد تهران  واوین است که متعلق به سید ضیاء نخست وزیر احمد شاه بود ویا "اراضی سلیمانیه(خیابان آهنگ سابق) وقریه اصفهانک که متعلق به عضدالملک بود وآنرا به پسرش سلیمان خان دادوبنام وی سلیمانیه نام گرفت  ویا"تهران نو" ودر جنوب شرقی تهران است که متعلق به وثوق الدوله بود وِیااراضی "محله دروس "است که متعلق به مخبرالسلطنه بودکه تازمان پهلوی دوم باغ واراضی زراعی بود ویااراضی ولی آباد تهران ومحله مابین قلهک ومیدان تجریش شمیران  است که متعلق به محمد ولی خان سپهسالار وزیر احمد شاه بود وبرای ساخت وساز وفروش آنها هم  بالای هزارنفر محاسب ویامشاور وفروشنده داشت ویااراضی محله زرگنده  وپارک اتابک  تهران است که متعلق به امین السلطان بود وبه سفارتهای روسیه داده شدند ویامحله قلهک است که متعلق به باغ تابستانی سفارت انگلیس بود ویا اراضی محله باغ فیض است که متعلق به معیراالممالک بود ویا بهجت آباداست که متعلق به بهجت السلطنه دختر مستوفی الممالک بود ویا" مهر آباد" تهران است که بعنوان مهریه یکی از زنان قاجار بود و دوست محمد خان معیرالممالک  ، آن ملک راوبعنوان مهریه زنش ،(عصمت الدوله )انداخت ولذا آنرا" مهر آباد" مینامند و یاقریه سوهانک است که متعلق به عصمت الدوله دختر ناصر الدین شاه بود ویا محله جمشیدیه تهران  است که متعلق به ارباب جمشید تاجر دوره قاجایه بود ویا "محله کن تهران" است که متعلق به حاکم تهران وازافراد دیگری از این خاندانها بود و یا "باغ علاء الدوله قاجار" و"باغ میرشکار"است  که بعدا در دوره رضاشاه تقسیم شده وبه خیابان فردوسی تهران و در سال 1313ش تبدیل می گردد  ویابانک ملی وبیمارستان آن بانک ویا چاپخانه اش ویابانک رهنی  هم در این مکان ساخته می شوندو بعلاوه "محله لاله زار" تهران است که باغ لاله پراز گل در تهران بود و قصر ناصرالدین شاه در آن ناحیه قرار داشت ودر کنارش  هم" باغ سپهسالار" بود وآنطرفترش نیز باغ مخبر الدوله هدایت  ووزیر پست وتلگراف عصراحمد شاه بود که اکنون چهارراه مخبرالدوله ومسجد هدایت در آن ناحیه می باشد و بعداز رفتن رضا شاه از ایران ، به آیت الله طالقانی ومهندس بازرگان داده شد که کانون اسلام را برای آموزش دانشجویان آن دوره تاریخی ودر مسجد مزبور برقراربکنندویا آبادی کاشانک تهران است که متعلق به فاطمه انیس الدوله زن ناصرالدین شاه بود وبعلاوه قیطریه که آباد کرده امین السلطان بود.ونیزقصر قاجار تهران است که قبلا قصر فتحعلیشاه بود وبعدا در سال 1308ش رضا شاه آن را به "زندان قصر" تبدیل کرد ویاقزل قلعه تهران است که قبلا محل انبار مهمات وسلاحهای نظامی قاجاریه بود ویا فرح آباداست که مظفر الدین شاه، قصری در آن ناحیه ساخته بود واکنون به نیروی هوایی داده اند وبعلاوه قریه قاسم آباد تهران که متعلق به موتمن السلطان بود ویاقریه های شمس آباد ومبارک آباد ونیمی از قریه لویزان  است که ، متعلق به میرزا نصرالله خان نائینی وزیر محمد علیشاه بود ویا قریه فیروز آبادتهران است که متعلق به مهدی ظل السلطنه ،پسر کامران میرزا بودو نیز ،قریه علی آباد در شرق راه آهن تهران است ، که متعلق به مهدی قلی خان مجدالدوله ،دایی ناصرالدین شاه بودکه در جنب خزانه بخارایی بود ویاباغ خزانه که متعلق به غلامحسین صراف وازکارکنان خزانه مبارکه شاه بود ونیزباغ بزرگ مختارالسلطنه است  که امروزه در در شرق راه آهن  می باشد وبه نام خیابان مختاری  نامیده میشود ویا باغ فردوس دوره قاجاریه است که در جنوب میدان مولوی ودروازه عبدالعظیم بودو در سال 1310ش وهمزمان با تخریب دروازه مزبور وتوسط بلدیه تهران، به باغ فردوس تبدیل گشت ویاقریه های دولت آباد وفیروز بهرام ونعمت آباد  ومفت آباد  وهاشم آباد در شرق جاده خراسان است  ویایاخچی آباد وقلعه مرغی وسفنارد وغیره هم که متعلق به خوانین قاجاریه بود ویا" قریه یافت آباد" که به حاجی میرزا آقاسی (وزیر محمد شاه) متعلق  بودوبه چند ناحیه شادآباد وترک آبادوسعید آباد وابراهیم آباد وغیره تقسیم میشود ویا "قریه خوانی آباد" ( خانی آبادنو) متعلق به عز الدوله دختر ناصر الدین شاه بود که به خاطر آن اختلاف با وزیر دفتر یافت  ویا" قریه ناز آبادتهران" که ناصرالدین شاه به مهریه امین اقدس زنش کرده بود ودر سال 1334 ش  هم تقسیم بندی شهری شده وبه محله نازی آباد کنونی تبدیل گشت ویا محله جوادیه تهران که متعلق به آقا میرزا جواد امام جمعه عصر قاجاریه بود ویا قریه اکبر آباد امامزاده معصوم تهران ویادو قریه جی علیا وقریه جی سفلی می باشد ویاقریه بریانک تهران( یا قریه بیرونک)وهفت چناران که در غرب  وشمال غربی دخانیات تهران واقع بود وبعداز سالهای 1320ش هم مدتی اراضی سبزی کاری وصیفی کاری بود وهنوزساخت وسازشهری نشده بود  وقریه های جی وبریانک  هم در دوره ناصر الدین شاه ،به امین همایون  تعلق داشت  ویاقریه طرشت تهران که متعلق به مجیرالسلطنه بود ویاقریه نجف آباد بی سیم ودر شرق میدان شوش تهران که ، توسط حاج میرزا آقاسی خریده شد وبه محمد شاه هدیه داده شد ومدتها ،جزو املاک خالصه قاجاریه بود که چونکه در دوره رضا شاه بیسیم تهران در آن ناحیه زده شد ، آنرا نجف آباد بیسیم  میخواندند ودر جنوب آن ناحیه هم، مسگر آباد و غنی آباد قرار داشت ویا در شمال تهران "قریه ولنجک"  است که به پسر ظل السلطان تعلق داشت وبعدا اشرف پهلوی روی آن دست گذاشت و یا" قریه مهدی آباد" به مشیر خلوت تعلق داشت ویا"قریه کاظم آباد" متعلق به میرزا کاظم، فرزند آقا خان نوری بود و ونیز "قریه اسد آباد" ودر نزدیکی زعفرانیه تهران ، که متعلق به حسینعلی خان معیرالممالک بودویا قریه مراد آباد تهران  و بعلاوه" قریه خور آذین" تهران که متعلق به عزت الدوله همسر امین الدوله بود وبعدا به میرزا جعفر حکیم الهی فروخته شد  ولذا بعدا بنام وی" محله الهیه "  تجریش نامیده می شود که اغلب اراضی تپه ای آن ، باغات موکاری بودند که رود خانه پر آب تجریش  از وسط تپه های آن ، میگذشت  ویاباغات موکاری آنرا آباد میکرد ودر قریه زرگنده هم ،سه باغ بزرگی بود که یکی را به سفارت ییلاقی روسیه دادند ودوتای دیگرهم ، متعلق به امین الدوله ویا وامین دفتر بود  ودر کنار پل رومی نیز، باغ بزرگی را به سفارت ییلاقی عثمانی وروم شرقی قدیمی دادند که" پل رومی" به دلیل آنست وبعدا ،مدیر شرکت نفت نیز قسمتی از آنرا خرید  ویا آبادی امامزاده قاسم تهران است که به محمد کاظم ملک التجار عصر قاجار تعلق داشت  و یا "قریه چیذر" که متعلق به به شعاع السلطنه،پسر مظفرالدین شاه بود ویا" قریه دز آشوب تهران" که باغ حاج بهاء لشکر  وباغ حاج فخر الملک وباغ حاجی عز الممالک  وباغ حسین قلی خان قاجار در آن ناحیه قرار داشت  ویادو آبادی رستم آبادبالا  وپایین  تهران که متعلق به مشیر الدوله بودو در آن دوره تاریخی به شاه واعیان قاجاریه در املاک خود ، مهمانی میداد و یا"محله اختیاریه" تهران که متعلق به صاحب اختیار بود وبهمین دلیل  هم آنرا بنام وی اختیاریه می نامیدند ویا "آبادی ازگل تهران" که متعلق به یکی از دختران ناصرالدین شاه بود  ودر "قریه دار آباد" مظفر الدین شاه" قصری را ساخته بود ولذاآنرا شاه آباد نامیده بود ولی بعدا مردمش ، دوباره آنرا دار آباد اسمگذاری کردند ویاصاحبقرانیه تهران که متعلق به قصر ناصر الدین شاه بود ویا"آجودانیه" که متعلق به آقا رضا خان اقبال السلطنه، وزیر قور خانه قاجاریه بود و یا"منظریه تهران "که حسام السلطنه ،از صاحب دیوان خریده بودویا "قریه سوهانک "که متعلق به خازن الدوله زن فتحعلی شاه بود  ونیز "محله احتسابیه" که متعلق به تقی خان احتساب الملک بود که محتسب ویامسئول بلدیه عصر ناصری بود ومزارع انگور در قریه خود داشت  ویا"قریه چالهرز" که به سپه سالار تنکابنی تعلق داشت  و نیز " قریه پونک" که متعلق به مستوفی الممالک بود وبعدا به حاجی بهاء الدوله فروختند  و نیز "سعد آباد تجریش" یا سعید آبادکه متعلق به علی خان والی بود  و بعلاوه "قریه جعفر آباد" جنب آن  که متعلق به عبدالحسین میرزا فرمانفرما بود وبه صنعتی زاده فروخت ویاقریه جمال آباد تهران که ، متعلق به حاجی محمد ناصر خان ظهیر الدوله  بودو یادربند که از املاک ظل السلطان بود  وبعلاوه محله زعفرانیه تهران که متعلق به زعفران باجی بود و کنیزک محمد شاه بود وشاه هم این قریه را به او بخشیده بود  وبعلاوه  ناصر الدین شاه قصر زیبای دیگری ودر آبادی  سرخه حصار تهران داشت ویا حصار بوعلی که کامران میرزا خریده بود ویا حسین آباد وقریه وجیهیه که صد راعظم خریده بود ویا حشمتیه که بعدا به اراضی پادگان ودر دوره رضا شاه تبدیل شد ونیز"آبادی شیان" که بوسیله برخی از معلمین تهران خریده شده و به منازل مسکونی تبدیل گشت ویا"محله ضرابخانه" که متعلق به حاجی محمد حسن امین الضرب بود  ویا "قریه مهران"  که در جنب ضرابخانه بود و در دوره ساسانی، متعلق به مهران حاکم شهر ری بود و در سال های 1340ش به بعد، تفکیک شهری شد وخیابان خواجه عبدالله انصاری هم در این قریه ساخته شده است ویاقریه های مجیدیه تهران ویاشمس آباد ومبارک آباد که متعلق به عبدالمجید میرزا عین الدوله بود ویاباغ صبا که متعلق به فتحعلی خان صبا  بود که ملک الشعرای دوره فتحعلیشاه بود ویا(ده نرمق )که بعد از دوره مصدق آنرا(محله نارمک) نامیدند ویاآپارتمانهای بالای 90 میدان را در آن ناحیه ساختند ویا"محله در دشت" جنب آن را ویا "محله وحیدیه" را که به ارامنه تهران اختصاص دادند  ویامجید آبادتهران (و یا تهران پارس کنونی  )که متعلق به محمدخان حاجب الدوله بودکه بعد از سالهای 1342ش تقسیم بندی شهری شده وبه محله های مسکونی شهری تبدیل گشت ویا "قریه مهدی آباد" جنب آن که مشیر خلوت خریده بود  وچسبیده به اراضی امانیه بود ویا اراضی حکیمیه را که میرزا علینقی حکیم الممالک پیشخدمت باشی خریده بود  و آنراآباد کرده بود  ودر خیابان دماوند تهران قرار دارد