جلال آل احمد و خدمت و خیانت او به روشنفکران معاصر ایران-از :دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

جلال آل احمد و خدمت و خیانت او به روشنفکران معاصر ایران

از :دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

در مقابل دو کتاب غرب زدگی و خدمت و خیانت روشنفکران جلال آل احمد که به خود حق داده است تا در مورد دیگر هموطنان روشنفکر ایرانی خود کتاب بنویسد و یا به نقد سیاسی آنان بپردازد لذا دیگر هموطنان روشنفکر او نیز که اهل قلم اند این نوع حقوق شهروندی را دارند که در مقام دفاع فرهنگی از خود به نقد دو کتاب وی بپردازندچرا که همه ی آنان نظیر جلال آل احمد ، شهروندایرانی هستند و نیز نظیر او شناسنامه ی ایرانی دارند و نظیر وی قدرت قلم و قدرت پاسخگویی دارند و لذا می بایست نقاط ضعف و یا قوت کتاب وی را به مردم جامعه ایران بنویسند و در این راستا بعد از 33 سال سکوت و به خاطر فاجعه فرهنگی – علمی معاصر ایرانیان که نتیجه ی اثرات فرهنگی دو کتاب مزبور است مجبورم که سکوت را بشکنم و به نقل حقایقی از تاریخ سیاسی ایرانیان بپردازم چرا که بزرگترین ضربه از تحریر کتاب وی را دانشجویان سیاسی دانشگاه تهران و یا صنعتی شریف و دیگر دانشجویان باسواد ایرانی خورده اند که با جو آفرینی های طبقه ی عوام و سود جو و رند بعد از انقلاب که کتاب وی را دست آویز فرهنگی منافع شخصی خود کرده اند تا بدون  هرگونه درس خواندن واقعی و یا بدون لیاقت فرهنگی و ذاتی همه ی مناصب دانشگاهی و یا فرهنگی و یا انتشاراتی ایران را غصب فرهنگی بکنند و به حذف همه ی افراد لایق از موقعیت های شغلی و تأسیسات کارخانه ای و یا اداره جاتی  و یا آموزش و پرورش و غیره بپردازند  و لذا باعث  وخامت اقتصادی کنونی مردم ایران شده اند و یا باعث فرار تعداد زیادی از قشر متفکر و چند میلیونی از جامعه ی ایرانی گردیده اند را بیان کنم طبقه ای که جزو اقشار نالایق روستایی و یا جزو اقشار بازاری درس نخوان جامعه بودند و فقط با جوآفرینی و جو سازی های عوام فریبانه خود  تاریخ سرتاسر مشحون از افتخارات مبارزات سیاسی 30-40 ساله ی فارغ التحصیلان دانشگاه تهران و یا صنعتی شریف و یا اساتید آن را با مهملات فرهنگی و غیر مستند خود تخریب کرده اند و فقط ذهنیت طبقه ی عوام جامعه را آشفته ساخته اند و به آنها متذکر می شوم که در تاریخ 1400 ساله ی ایرانیان و یا جوامع دیگر جهان مد اجتماعی نبوده که این نوع طبقه ی روستایی درس نخوان به حیطه های فرهنگی حوزه ی سیاست و یا دانشگاه و آموزش و حتی تفسیر عوامانه مذهب راه یابند و حتی در صدر اول اسلام هم خلیفه دوم و  به نقل کتاب فتوح البلدان منع کرده بود که این نوع قشر بندی ها در اداره ی امور فرهنگی –سیاسی و اداری افراد مسلمان دخالت بکنند و به فرمانداران خود فوراً دستور داد که آنان را بردارند و یا در تاریخ 14 قرن ایرانیان نیز از دوره ی غزنوی ها که وزیر صاحب قلم بیهقی آن که از شهر بافرهنگ و مدنیت بیهق ایران بود و لذا قدرت قلم و نوشتن کتاب ادبی تاریخ بیهق را داشت و تا دوره ی خواجه نصیرالدین طوسی و دوره ی مغول ها که توسط جوینی ها و خواجه نصیر و خواجه رشید الدین همدانی  دیگر نویسندگان ایرانی مانع آن شده بودند که اقشاری که جزوطبقه ی عوام جامعه و یا روستایی آن بودند در حوزه ی اداره ویا  فرهنگ ایرانیان دخالت بکنند  و تا دوره ی افشاریه که میرزا مهدی استرآبادی وزیر باسواد و صاحب قلم کتاب جهان آرا و یا کتاب عالم آراء مروی و تا دوره ی قاجاریه که وزرای صاحب قلم آنان نظیر ساروی و قائم مقام فراهانی و امیرکبیر که این نوع حصار فرهنگی را بوجود آورده بودند تا دوره ی رضاخان که نویسنده ی کتاب خاطرات و خطرات هست و نظیر سعدی بود که جد اندر جد ، پدرانش صاحب فضل علمی بودند که دهها جلد نظیر کتاب روضه الصفای ناصری و یا سفارت نامه ی خوارزم و یا کتابهای دیگر را نوشته است و یا مسجد هدایت تهران را که آیت اله طالقانی  در آن نماز می خواند را بوجود آورده بودند واز خانواده ی وی نیز صادق هدایت بود که صاحب قلم بود و از این نوع اقشار به حساب می آمدند و بعد از این همه مدت در عدم حصارشکنی ها و با بدعت قلمی جلال آل احمد بوجود آمد و کسانی شکل گرفتند که به هیچ وجه قدرت نوشتن و غیره  راندارند و به غیر از سود بردن از سرقت اثار علمی دیگران و یا چاپ کردن آن به نام خودشان و یا سود بردن از چاپ انتشاراتی آنها و به ابتذال کشیدن فرهنگی ایرانیان چیزی در چنته ی فرهنگی خود ندارند  و این امر برای جلال آل احمد قابل بخشش نیست که به صنف هم قلم خود حمله کرده است و آن هم  دو کتابی که بوی شائبه ی سیاسی از نوشتن آن ها بر می آید چیزی که هنوز جلال در مورد آن صحبت نکرده است و لذا مجبورم که به خاطر ضربات سیاسی مزبور آن را مطرح بکنم وآن این است که مردم ایران امروزه باید جلال آل احمد را منهای این دو کتاب خود بپذیرند و یا در مورد علل سیاسی نوشتن این دو کتاب او کنکاش بیشتری کرده و یا دلایل پشت پرده ی تألیف آن را جستجوبکنند و نیز لازم به ذکر می دانم که جلال از بزرگترین نویسندگان ادبی ایران هم می باشد و نقد این دو کتاب وی به معنی نفی جایگاه بلند او در مقام نویسندگی و یا شاهکارهای دیگر ادبی او نیست چرا که جلال دارای 30-40 جلد کتاب قوی می باشد که  از بزرگترین شاهکارهای ادبی جامعه ی ایرانیان است و اصولاً با این آثار خود جایگاه او را به مقام سعدی دوم در جامعه ی معاصر ایران کشانده است و برخلاف تصور طبقه ی عوام که ذهنیت علمی از مفهوم کلمه ی دکترا ندارند که (به معنی دارای دکترین پیشرفته در حد و مرز دانش روز می باشد ) و یا از مفهوم علمی چهره ماندگار ندارند که در جامعه ی معاصر ما به مفهوم لجن کشیده شده است و لذا کیش شخصیت را معادل چهره ی ماندگار کرده اند ولی جلال آل احمد از نظر معیارهای دانشگاهی یک استاد تمام ادبیات معاصر ایران و یا چهره ماندگار واقعی تاریخ ادبی ایرانیان است که درجه ی دانشگاهی اش در حد فوق تخصص دکترای ادبیات  می باشد که هیچکدام از اساتید ادبیات ایران هم  نظیر دکتر زرین کوب و یا دیگران به پای او نخواهند رسید چرا که بعد از صادق هدایت که بنیانگذار داستان نویسی نوین ایرانیان می باشد ولی با سبک و سیاق سوژه های بدبینانه بود لیکن جلال همان سبک داستان نویسی جدید ایرانیان را اختراع مثبت کرد که با سوژه های متعدد و متنوع روش داستان نویسی جدید را به همه ی ایرانیان معاصر هم آموخته است و بعلاوه کتابهای وی در زمینه ی کتاب گزیده ی داستان ها و یا کتاب  داستان های سیاست و یا داستان های آسمانی و یا  داستان های زنان و داستان های کودکان و کتاب ادب و هنر بیگانه و یا کتاب سنگی بر گوری و یا کتاب مدیر مدرسه و یا نیما چشم جلال بودو یا گزارش نویسی های زیبای وی در زمینه ی سفرنامه ی آمریکا و یا سفرنامه ی روس و یا سفرنامه ی فرنگ و سفرنامه ی مکه وی (کتاب خسی در میقات) و یا کتاب تات نشین های بلوک زهرا و یا کتاب جزیره ی خارک درّ یتیم خلیج فارس وی زیبایی های عمیقی دارند که هنوز کسی نتوانسته است به پای وی در نویسندگی ایرانی برسد و در هر سطر و پاراگراف وی دهها جمله ی ادبی و زیبای کنایه آمیز و ایهام و طنز و غیره ی ادبی وجود دارد که مقام ادبی و داستان نویسی او را نه تنها در ایران و بلکه از همه ی داستان نویس های اروپایی هم بالاتر  برده است و جایگاهی بسیار بلندتر از برشت و یا برناردشاو و یا چخوف و یا داستایوسکی و غیره  را دارد که به پای وی نخواهند رسید و این امر خدمت او به روشنفکران معاصر ایرانیان هست که بنیانگذار ادبیات نوین ایرانیان می باشد که نظیر دیگر نویسندگان معاصر مثل فریدون توللی  و یا نیما یوشیج و یا نویسندگان سیاسی دیگر نظیر دکتر فریدون کشاورز و یا دکتر انور خامه ای و یا خلیل ملکی و دکتر نخشب  و یا شاملو و یا حتی یوسف افتخاری و دکتر بیگدلی (مؤلف تاریخ بیگدلی) و غیره است و یا  نظیر فردوسی که در عصر قدیم پایه گذار حماسه ی ادبی قدیم ایرانیان بود و آنان هم ادبیات ملی جدید  ایرانیان را پایه گذاری کرده اند و برخلاف طبقه ی عوام جامعه که شعار غرب زدگی و شرق زدگی آنان را از روی نادانی خودشان و برای غصب منصب های فرهنگی و علمی دیگران مد اجتماعی کرده اند و برعکس هیچکدام از این روشنفکران غرب زده و یا شرق زده نیستند و بلکه کاملاً خودشان را ادیب ملی می دانند و معنی اش هم آن است که اگر کسی کتابهایشان را خوب خوانده باشد و یا سواد خواندن آن را داشته باشد به خوبی در می یابد که آنان نظیر ابوعلی سینا و یا فردوسی و یا رازی هستند که به دلیل برتری فرهنگی ایرانیان همگی متعلق به جامعه  ی ملی ایرانیان می دانستند و تنفر عمیقی که از مشاهده ی فضای فرهنگی حاکم بر بلوک شوروی فرهنگی برایشان بوجود آمده بود و یا از نفهمی هایی که در  جامعه غرب می دیدند باعث شده بود که همه ی آثار آنان کاملاً جنبه ملی ایرانی داشته باشد و  لذا مظاهر فرهنگی جامعه ی غربی و یا جوامع بلوک شوروی را به سخره فرهنگی بگیرند که در متون کتابهایشان منعکس شده است که نظیر کتاب یوسف افتخاری است که نخست فریفته ی آنان شده بود ولی  بعد از مشاهده ی از نزدیک رفتار آنان و به عنوان حزب پاداشیست (به جای کلمه حزب کمونیست روسیه) از آنان یاد می کند تا دکتر بیگدلی که در کتابش از جهنم ورخویانسک یاد می کند تا دکتر انور خامه ای که کتاب قطورش حاکی از نفهمی های جامعه ی بلوک شرق می باشد تا کتاب خلیل ملکی و حتی بزرگ علوی که نخست فریب آنان را خورده بود ولی بعد از آن که با تدابیر دوسازمان امنیتی روسیه و ایران که هر دو در زیر نظر انگلیسی ها سازمان دهی شده بود و در هنگام گذر از مرز جنگلی آستارا به ایران و با گزارش های جاسوسی خود همان روس ها به قزاق های ایرانی رضا خان و به عنوان 53 نفر به زندان افتادند و لذا متون نوشته جات خود را تغییر دادند و یا به جای متون شرق گرایی متون آن را کتابهای ملی گرایی ایرانی کردند تا سروان بالیاقت نیروی هوایی دوران رضاخان ایران که سروان مرتضی زربخت می باشد و یا گزارش های علمی و ادبی وی که حاکی از روح ملی گرایی عمیق و دفاع از هموطنان خود می باشد که باعث دهها سال زندان وی در زندان  ابوغریب عراق و یا در جزیره ی خارک و یا زندان قصر و غیره شده بود و همه حاکی از روحیه ملی گرایه ی عمیق معاصر ایرانیان دارد که در آثار مکتوب جدید خود منعکس کرده اند و یا تأثیرات فرهنگی اش را هم در تدوین برخی آثار جلال آل احمد گذاشته است ولی به چه دلائل، جلال چرا دو کتاب غربزدگی و یا خدمت و خیانت خود را نوشته است هنوز مورد سوال است؟ چرا که از یکطرف جلال در زیر فشار غربی ها بودکه به  سازمان ساواک که ساخته ی آن ها بود دستور داده بودند  تا از استخدام و یا ادامه ی تحصیل وی جلوگیری کنند که از شگردهای سازمان های اطلاعاتی است تا دچار مضیقه ی مالی و یا شغلی شده و از طرف دیگر هم چرا باز در میان همه ی آثارش به تدوین کتاب جزیره ی خارک می پردازد جای سوال دارد؟ که به دعوت یک کمپانی نفتی ایران- انگلیس بود و یا علی رغم فشار مالی وی مسئله ویلای اسالم وی در شمال ایران و یا هزینه های مسافرتش به آمریکا و نیویورک و یا گزارش تهیه کردن  از آن هنوز جای سؤال سیاسی دارد که آیا به دستور آنان به تدوین این دو کتاب غربزدگی و خیانت روشنفکران پرداخته است یا نه؟ جای پرسش بسیاری از هموطنان روشنفکر آنان می باشد که مورد حمله ی قلمی وی قرار گرفته اند و البته این امر عیبی بر او نیست که زیر فشار مالی بود و لذا مجبور به تدوین برخی کتب باشد چرا که همه ی اساتید دانشگاه های ایران در رژیم گذشته هم از هزینه ی دولت پهلوی خانه و یا ماشین خریده بودند که در آن مشکلی نیست ولی سوال واقعی در مورد وی این است که چرا جلال در ا ین دو کتاب خودش  به حمله ی قلمی به هم صنف های خود پرداخته است که در کتابش به نام نون و القلم سعی می کند تا یک  نوع صداقت را برای اهل قلم بودن خود منعکس بکند و هر چند جلال با دکتر شریعتی هم تفاوت علمی و نویسندگی بسیار زیادی دارد زیرا که اصولاً دکتر شریعتی در معیارهای علمی نویسنده به حساب نمی آید زیرا که اغلب کتابهای وی به جز کتاب کویر و یا کتاب کم مایه ی وی به نام آثار تاریخی خراسان بقیه کتابهای دیگرش را خودش تدوین مکتوب نکرده است که یک نویسنده ی اهل کتابت به حساب بیاید و بلکه اغلب کتابهای وی بیشتر سخنرانی های دکلمه گونه ی احساسی است که با منابع و مستندات تاریخی و یا فقهی و حتی با متون  قرآنی و تاریخ شیعه هم نمی خواند و انتشار کتابهای وی را دانشجویان سیاسی دانشگاه تهران بوجود آورده  بودند که نوار سخنرانی های وی را کلمه به کلمه از ضبط صوت پیاده سازی کرده و مکتوب می کردند و به دلائل سیاسی  چاپ می کردند و یا در سرتاسر شهرهای ایران پخش می کردند تا از این راه قدرت تشکیلاتی نوپای خود را با انتشارکتابهای وی به وجود آورند ولی به ضعف های کتابهای وی نیز آشنایی داشتند و اصولاً برخلاف تصور طبقه ی عوام جامعه دکتر شریعتی تخصص اش جامعه شناسی نبود که امروزه همگان او را به این عنوان می شناسند و بلکه همان طوری که کتاب ایران میان دو انقلاب هم اسناد و سوابق تحصیلاتی وی را نشان داده بود رشته ی تحصیلی وی ادبیات و دکترای الهیات از پاریس است که اساتید آن نیز کمترین اطلاعاتی از متون قرآن و یا تاریخ شیعه نداشتند و به همین دلیل هم است که حتی واژه پردازی ها و یا مفهوم سازی های مذهبی دکتر شریعتی در کتابهای مختلفش و از جمله در کتاب ناکثین و مارقین و غیره ، با متون قرآنی هم نمی خواند و یا در مورد حوادث مدینه و یا حتی مسائلی که در مورد تاریخ سربداران گفته است و یا نکات کتاب آری این چنین بود ، در واقعیات تاریخ مصر وجود ندارد و بلکه اغلب متون احساسی و غیر مستند تاریخی هستند ولی کتابهای جلال آل احمدکاملاً برعکس می باشد که به متون تاریخی تکیه نمی کنند مگر دو کتاب غربزدگی و خدمت و خیانت او هم که می بایست مستند به مدارک تاریخی و استنادات لازم بود که متأسفانه چنین نیست و صرفاً با جمله های ادبی تدوین شده است.

اما امروزه ، عده ای این دو کتاب غربزدگی و خدمت و خیانت روشنفکران جلال را وسیله ای برای تاختن به روشنفکران دانشگاهی و کاملاً ملی ایرانیان ساخته اند و از راه این شیوه تفکر جلال آل احمد یک نوع مکتب سیاسی برای مشروعیت دهی به پدیده ی غصب انواع مناصب دانشگاهی و انتشاراتی و رسانه ی عده ای از افراد لایق ساخته اند و یا افرادی که با سوادتر از آنان هستند تا مانع کمک های فکری آنان به مردم ایران و از طریق انتشار قلمی شان بشوند و در تداوم این جریان نیز به تدوین کتب متعددی پرداختند که حملات جلال به روشنفکران را تداوم بعدی ببخشندکه نظیر کتابهای مبانی تمدن غرب دکتر داوری اردکانی و یا آثار دیگرش است و یا جدال های قلمی اش در نشریه ی کیهان فرهنگی است و یا آثار استادش دکتر فردید است که پیرو نیچه آلمانی و تئوریسین هیتلریسم بود  و یا هتاکی های مدرسان انجمن حجتیه به انواع دانشگاه های ایران و نحوه ی تأسیس آنها در انواع کتابهاست و بدون آن که سواد لازم آن را داشته باشند که به چه دلیلی بوجود آمده است!  و  همگی از این نوع شیوه تفکر الهام می گیرند که آن را به یک جریان سیاسی عفونی در جامعه ی معاصر ایران تبدیل کرده است تا از راه جریان سازی مزبور همه افراد اهل قلم دلسوز را از صحنه ی تألیف و تدوین و اشاعه ی فکر و اندیشه و تریبون علم آموزی خارج سازند و لذا کسی از ایرانیان نتواند از راه آثار قلمی آنان مشکلات خود را حل بکند و یا از راه مکانیسم اندیشه سازی آنان راه حل های عقلانی برای انواع مشکلات اقتصادی و صنعتی و دانشگاهی ایرانیان بوجود آورد و به همین دلیل هم مجبورم که بنویسم اتهام زنی جلال آل احمد برای غربزدگی روشنفکران یک اتهام زنی دروغی بود که به هیچوجه سندیت تاریخی ندارد و اصولاً جلال کمترین مطالعه را در زمینه ی تاریخ تحولات سازمان های ایران معاصر داشته است که در مورد امضاهای خائنانه که مربوط به عناصر دولتی است (نه روشنفکران) بحث می کند . و در حالیکه در پشت پرده ی تحولات دوران معاصر هم چیزهایی وجود دارد که جلال آل احمد اطلاعاتی از آنها ندارد و یا صرفاً نوشته های او یک نوع جنبه ادبی خالص دارد که با آن شیوه نمی توان گروه وسیعی از روشنفکران را محکوم نمود و برعکس اینجانب برای اثبات ادعایم، استنادات بسیار زیادی دارم که بگویم برعکس  تفکر جلال آل احمد، روشنفکران جامعه ی معاصر ایرانی به شدت ضد غربی و کاملاً ملی گرا بوده اند و از آن جمله می توان به محتوای آثار همان نویسندگان دوران معاصر مراجعه کرد  و یا مشاهده نمود که چگونه در هر سطر و پاراگراف کتاب آنها روحیه ی ملی گرایی و یا تنفر از ملل غرب و شرق و ایدئولوژی های مختلف آنان نهفته است که با انواع ترفندها به منافع ملت ایران ضربه می زدند و اسناد دیگرم نیز در مورد ادعای مزبورم محتوای 5 جلد مجموعه ی اسناد  ساواک از جنبش های دانشجویی دانشگاه ها و مدارس عالی ایران می باشد که در طول 42 سال تاریخ پیدایش دانشگاه ها در دولت پهلوی است و چنان غرور آمیز و مملو از روحیه ی ملی گرایی و ضد غربی است که  نشان می دهد محتوای کتاب جلال کاملاً دروغ می باشد و یا اسناد آن  از گرایشات ضد غربی  اساتید و یا دانشجویان روشنفکر این دانشگاه ها بحث می کند که بارها حتی دست و پای  استادان مزبور را شکسته بودند وهمین امر نیز باعث شده بود که دانشگاه های ایران به بزرگترین جنبش ضد غربی و در میان همه ی ملل جهان  در دوران معاصر تبدیل بگردد که نظایر آن در سایر کشورهای مختلف جهان دیده نمی شود و یا متن روزنامه ها  این نوع گرایش های ضد غربی را در دانشگاه های کره و یا ژاپن و یا کشورهای  عربی و یا کشورهای ترکیه و یا چین و روسیه و غیره گزارش نداده اند  و هرچند اینجانب هنوز نمی دانم که آیا گرایشات به شدت حادّ ضد غربی دانشگاه های ایران و در دوران رژیم پهلوی خوب بود و یا نه؟ که در این باره به نتیجه  ای نرسیده ام؟ زیرا این نوع گرایش های  به شدت ضد غربی آنان سرنوشت این نوع دانشجویان و یا اساتید آن را وخیم تر کرد و  لذا ضربات سختی خوردند و یا مجبور شدند که از ایران خارج شوند و لیکن نکته ای که بیان می کند این است که آنان نظیر آبا و اجداد فرهنگی خود به شدت روحیه ی کاملاً ملی  و یا اجنبی ستیزی دارند که نمی توان آنها  را با انگ های زدگی نظیر کلمه ی غرب زده جلال و یا شرق زده نامید که بیانگر یک نوع مفتونی و سحر شدگی آنان  در برابر فرهنگ دیگران باشد و اصولاً اگر در رژیم پیشین مردم عادی کوچه بازار ایران غربگرا می شدند برعکس محافل دانشگاهی آن و به دلیل آنکه  با سوادتر بودند  به شدت ضد غربی بودند و این نوع اسیر نشدن به فرهنگ های دیگران و یا مسحور آنان نشدن به تفکرات دیگران هم و یا ایدئولوژی های آنان نیز ناشی از یک نوع نبوغ نژادی ایرانیان می باشد که از ملل دیگر آنان را برتر می سازد که باعث شده است تا هیچوقت در طول 14 قرن تاریخ گذشته تفکرات جوامع دیگر را پدیده ی مهمی نبینند و بلکه با تعقل های خودشان  معیارهای فرهنگی بهتری بسازند که احساس می کنند برتر از معیارهای فرهنگی جوامع دیگر می باشد و یا پایبند معیارهای فرهنگی ملی خود گردند و از این رو تاریخ روشنفکری ایرانیان هم تأثیرپذیری اش از جوامع دیگر کمتر بوده  است و برعکس به تأثیرگذاری فرهنگی بر جوامع دیگر پرداخته اند که به دلیل هوش و نبوغ افزون آنان است  و اگر در مقطعی هم یک پدیده ی نوین و یا ایده ی نو و یا ایدئولوژی نوینی می دیدند صرفاً برای یادگیری  و یا شناخت مشخصات آن به آن پدیده نزدیک شده و بدون آن که مفتون و یا مسحور آن پدیده شوند و یا به اصطلاح جلال غربزده و شرقزده آن شوند صرفاً برای یادگیری آن بوده است و بعد از آن که با آن ایده هم آشنا شدند احساس می کردند که توانایی های ملی آنان برای ساختن ایده های بهتر بیشتر است و آن را کنار می گذاشتند و لذ ا این نوع واژه پردازی های جلال در مورد اسیر شدن ایرانیان به مظاهر غرب چندان مناسب شأن این نویسنده ایرانی نیست که تعدادی کتاب نوشته است و اصولاً تاریخ معاصر ایرانیان نشان داده است که به شدت در برابر تهاجم های فرهنگی  جوامع دیگرمقاومت کرده  و برخوردهای سخت فرهنگی داشته اند که تلاطم های سیاسی 40-50 ساله ی دانشگاه تهران حاکی از این نوع برخوردهای فرهنگی سخت آنان می باشد و اصولاً  ایرانیان مزبور صرفاً چیزی را می پذیرند که واقعاً معنا و مفهوم آن را بفهمند و کاملاً بشناسند و یا بعد از بومی سازی با منافع ملی خود به درونی سازی آن بپردازند  که مشکل تأسیس دانشگاه ها در جامعه ایران نیز از همین مسئله ی عدم درونی شدن ضروری مسائل فرهنگی آن نشأت می گرفت که در باره اش چندان  مطلب را طول نمی دهم.

 فرار اساتید دانشگاه های ایران و سقوط علمی دانشگاه ها-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

    

فرار اساتید دانشگاه های ایران و سقوط علمی دانشگاه ها

از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

بعد از 33 سال سکوت مجبورم به واقعیت های تلخ سیاسی دانشگاه های ایران اشاره کنم که هنوز هم بزرگترین معضل سیاسی جامعه ی ایرانی می باشد که معلوم نیست چگونه حل بشود. چه از یک طرف دانشگاه محل تحصیل و آموزش است و مکان فعالیت های سیاسی و حزبی نیست و از سوی دیگر هم به خاطر غرور جریحه دار شده ملت ایران در برابر تجاوز سه کشور بیگانه و یا ارتش های آنان به خاک و پایتخت ملت ایران در سال 1320 هنوز 70 سال تاریخ سیاسی ملت ایران را دانشگاه های ایران تحت تأثیر فرهنگی- سیاسی خود قرار داده است که قبل از انقلاب به صورت تحت تأثیر جنبش سیاسی علنی دانشجویی بود و امروزه به صورت ناپیدا و پنهان می باشد ولی همچنان حل نشده است و نظیر حادثه ورود ارتش اعراب به ایران بود که منجر به پیدایش انواع جنبش های سیاسی- فرهنگی بعد از آن در سه قرن اول شد و بالاخره هم فرهنگ ملت ایران با آفریدن افراد با سوادی نظیر فردوسی و اسدی گرگانی و غیره که با سی سال زحمات شبانه روزی  خود و یا صرف اموال مزرعه خود زبان و ادبیات فارسی را احیا کرد و نگذاشت که نظیر 20 کشور کنونی عرب باشد که قبلاً از اقوام غیر عرب بودند ولی امروزه زبان عربی را پذیرفته اند ولی امروزه زبان و ادبیات ملت ایران و در سایه این نوع متفکران ملت ایران نظیر آنان به زبان و ادبیات عربی تبدیل نگردیده است و این امر نشان می دهد که ایرانیان با دهها سال  مبارزه و  تولید جنبش های سفید جامگان و سرخ جامگان و راوندیه و یعقوب لیث و غیره همچنان غیرت ملی و ادبیات ملی خود را حفظ کرده اند  و نظیر ملل دیگر بی فرهنگ نیستند که فرضاً جنبش دانشجویی در جوامع ژاپن و یا کشورهای عربی که وضعیتی نظیر ایران داشتندو مثل ایران نیست که با ورود یک ارتش به خاک آنان تحت تأثیر فرهنگی و منافع آنان نیز قرار بگیرند و لذا ادبیات نوین ملی گرایی جدید و شعارها و مناسک سازی خاصی که دانشجویان با استعداد ایرانی خاص خود و بعد از سال 1320 در دانشگاه ها آفریدند جایگزین ادبیات حماسی قدیمی ایرانیان شد که فردوسی و اسدی گرگانی  و غیره آنها را آفریده بودند و هنوز هم آمریکائیان واقفند که علی رغم اینکه اسناد و مدارک پشت پرده شان آن را نشان می دهد که با چه معضل بزرگی در دانشگاه های ایران روبرو بودند ولی حاضر به افشای علنی آن نبوده و به همین دلیل  سعی می کنند که با شگردهای فرهنگی دیگر مسئله ی مزبور را پنهان نمایند و این امر به نظر اینجانب معضلی است که خود مردم ایران و یا دانشجویان سیاسی ایران را هم دچار مشکل 70 ساله کرده است که هنوز نتوانسته اند راه حل فرهنگی سیاسی برای آن مشکل بیابند و برای توضیح مسئله باید بگویم که امروزه برای حل شدن این معضل بزرگ سیاسی مجبورشده اند که دانشگاه های ایران را برای برقراری آرامش سیاسی به سقوط فرهنگی و آموزشی بکشانند و از این راه هر چند معضل مزبور تا حدودی حل شده است ولی از یک طرف هم فقر آموزشی دانشگاه های مزبور باعث بسیاری از بدبختی ها و یا فقر اقتصادی ملت ایران و برای اداره ی علمی تأسیسات اقتصادی و یا کارخانجات و ادارات و شرکت های آن شده است که از راه تربیت متخصصان ماهر در دانشگاه ها امکان آن نوع اداره علمی وجود داشت و همین امر بر گرانیها ویا  افزایش هزینه ی تولیدی جامعه می افزاید که هنوز هم عامل آن سقوط آموزشی دانشگاه های ایران بعد از انقلاب می باشد.

  و لازم به ذکر است که  دانشگاه های ایران که مهم ترین معضل سیاسی رژیم پهلوی بود  و بالاخره هم این رژیم را به سقوط کشاند و یا هنوز هم حضور 4 میلیون و 800 هزار دانشجویی که امروزه با امیدهای فراوان و یا با بی خبری و خامی جوانی به دانشگاه ها راه یافته اند تا از راه تحصیل در آن ها به اشتغال آینده و یا امکان حرفه آینده نائل آیند ولی عملاً در محیط دانشگاه ها با دروس بیهوده و یا با اساتیدی روبرو می شوند که به دلایل سیاسی فوق الذکر از بقال های محل و یا لبوفروش های همان شهر انتخاب شده اند  و یا به دلایل امنیتی شدن محوطه دانشگاه ها و حضور هزاران مدار بسته در آن که نظیر حوادث دانشگاه های دوران پهلوی نشود باعث معضل دیگری شده است که نه تنها حتی هر نوع انتقاد معمولی ویا غیرسیاسی هم در محیط دانشگاه ها نشود که محل نشو و نمای علم و فرهنگ و اندیشه ورزی برای حرفه یابی تخصصی است و نه تنها امکان انتقاد سیاسی در جامعه و یا ارائه کرسی نظریه پردازی سیاسی برایشان وجود ندارد و حتی انتقاد معمولی و یا عادی راجع به کیفیت بد تدریس یک استاد در سر کلاس درس هم برایشان وجود ندارد و یا برخی حتی از ترس مدار بسته های مزبور که با ده بیست آیه قرآن مغایر است و اصولاً دانشگاه یک محیط معمولی است که امکان وقوع جرایم حاد در آن وجود ندارد و یا حتی نظیر مراکز حساس نظامی و یا مراکز حساس بانکی نیست که مدار بسته برای آن ضروری است ولی امروزه در دانشگاه های ایران بخاطر وجود آنها که با تفکرات و منافع غیر علمی کارمندان ناآگاه هم عجین شده است ، حتی دانشجویان دل و جرأت اعتراض به عملکرد غلط یک کارمندی که درب اتاقش را ساعتها بسته است و به پرونده ی آموزشی وی جواب نمی دهد را هم از همین دانشجویان گرفته است و یا مستأصل دهها آبدارچی مهاجر از روستا هستند که حکومت طبقه روستائیان را در دانشگاه ها بوجود آورده اند ، آنانی که متصدی رفت و روب سالن ها و رومیزها و دستشویی   و چیدن بقایای بشقاب های میوه از اتاق روسا هستند ولی چنان حکومت آمرانه ای بر دانشجویان ایرانی می کنند که حکام صاحب قدرت قاجار هم با مردم رعیت و بی سواد آن دوران این طور دورباش و کورباش نمی گفتند  و این امر چنان عقده های پنهانی تولید کرده و یا غرور جوانی آنان را جریحه دار می کند که اثراتش را به خاطر مخفی شدن جنبش دانشگاه ها به درون محفل هفتاد و چندمیلیون خانواده های خود خواهند کشاند که به دلیل فقر ثمره و نتایج آموزش بعد از  صرف آن همه از هزینه های خانواده گی خود و یا آینده نامعلوم شغلی - تحصیلشان که حتی جرأت اعتراض به سرفصل های درسی و دروس بیهوده ی آن را هم نداشتند باعث ناراضی کردن خود خانواده های آنان هم خواهد شد و من هنوز نمی دانم که چه راه حلی برای آن وجود دارد؟ چه از یکطرف به عنوان دانشجوی سیاسی قبلی دانشگاه تهران معتقدم که دانشگاه های ایران نباید همه ی مسائل دانشگاه را سیاسی بکنند که به ضرر آنان و یا اساتیدشان و تداوم فرهنگ ملت ایران منجر بشود و از طرف دیگر هم نمی دانم اگر انتقاد و یا اعتراضی هم در جوان یک مملکت نباشد که از قشر اندیشه ورز آن جامعه می باشد آیا جامعه ی ایرانی دچار نشو و نمای فرهنگی خواهد شد و یا نه و آیا آن کارمند و یا مسئول دانشگاه و یا پیشنهاد دهنده آن سرفصل بیهوده درسی بدون اعتراض و انتقاد وی متقاعد خواهد شد که نباید از پیشنهادهای خود سوء استفاده بکند و سوالی است که برای من بی جواب مانده است ؟

زیرا به نظر من فعالیت سیاسی در دانشگاه های دوران پهلوی به خاطر جریحه دار شدن غرور جوانی دانشجویان ایرانی بود و از طرف دیگر نیز به ضرر آنان تمام شد و یا باعث شد که تعداد زیادی از اساتیدشان از دانشگاه های ایران خارج شده و یا به کشورهای دیگر بروند و یا خود آنان نیز در نظام استخدامی کارخانه ها و نظام مهندسی و یا مدارس و ادارات به نفع اقشار عادی و تحصیل نکرده وکم لیاقت ترکه رقیب شغلی آنان بودند حذف شوند؟ و یا صدمات زیادی هم از این راه ببینند ولی از طرف دیگر هم نظام فرهنگی و آموزشی ایران نیز به سقوط آموزشی کشیده شود چه پنج دانشگاه مهم ایران که در دولت پهلوی و ساخته شده توسط آمریکائیان بود و از نظر طراحی آموزشی هم از مدل های پیشرفته ی آموزشی دانشگاه های آمریکایی تبعیت علمی می کرد ولی عملاً دانشجویان آن چون عرق ملی داشتند و در همان دانشگاه ها شروع به مخالفت با سازندگان همان دانشگاه ها کردند و به روایت اسناد ساواک به مخالفت عمیق با همان آمریکایی ها پرداختند و کاملاً برخلاف تبلیغات امروزین عده ای عوام فریب و عافیت طلب بعد از انقلاب است که در مورد غربزدگی آنان کتاب نوشته و یا از مبانی تمدن غربی آنان دم زده و تحریک های فراوانی در جامعه بوجود آوردند تا اقشار نالایق از راه شعارهای مزبور به مناصب آموزشی راه یابند و لذا انگ فراماسون بودن دانشگاهیان را به همه ی عوام جامعه تلقین کردند و در صورتی که کاملاً بر عکس بود و یک نوع هویت عمیق ایرانی و ملی داشتند که اسناد و مدارک مبارزات 30-40 ساله دانشگاه ها آن را نشان می دهد و دوست داشتند که دانش غربی را در خدمت ملت ایران قرار دهند ولی شاید در شگردها و روشهایشان و به دلیل جوانی و خامیشان که محیط دانشگاه هارا سیاسی کردند دچار اشتباه شده باشند و افراد این پنج دانشکده عبارت بودند از دانشجویان جوان دانشکده ی افسری دوران پهلوی که نصف آنان به دلیل جریحه دار شدن غرور ملی شان در برابر ورود ارتش سه کشور به ایران که به دلیل آن که سران فراماسونشان آنها  را در هنگام ورود سه ارتش خارجی به ایران خلع سلاح کرده بودند و لذانتوانستنددر همان موقع به دفاع نظامی از کشور خود بپردازند که به استخدام این امر مهم در آمده بودندو این امر وجدان جوان و غرور ملی آنان را به شدت جریحه دار کرد و عملاً به مبارزات  سیاسی کشیده شدند تا وظیفه ی ملی خودشان را به خاطر استخدام نظامی گری خود از راه مبارزات سیاسی به منصه ی ظهور آورند و همین امر باعث زندانی شدن و یا اعدام تعداد زیادی از آنان شد و یا روی آوردن آنان به ادبیات نوین و نویسندگی جدید در زندان ها و غیره شد و گروه دیگر هم دانشجویان دانشکده ی نیروی هوایی دولت پهلوی بودند که اغلب در دانشکده های آمریکایی تحصیل کرده بودند و با روش های جدید راندن هواپیماهای فانتوم ها و  غیره آشنا شده بودند و یا در دانشکده ی نیرو هوایی ایران هم مدل آموزشی آنان یک سیستم پیشرفته ی آمریکایی بود که با استعداد و نبوغ ایرانی آنها عجین شده بود و لذا در جریان روز 22 بهمن نیز پرسنل نیرو هوایی مزبور بود که بقیه ی پادگان های ایران را به تسخیر درآورد و طبقه ی عادی و عوام و کوچه بازار تهران به هیچ وجه در این امر دخالت نداشتند که کارگردان های رسانه ی ملی و یا دیگران با فیلم های غیر مستند خود آن را تحریف تاریخی می کنند و یا جزو افتخارات طبقه ی عوام جامعه  قلمداد می کنند چه اینجانب که دانشجوی سیاسی دانشگاه تهران بودم و از نزدیک وقایع 21 و 22 بهمن را به خوبی مشاهده علمی- دانشگاهی می کردم می دیدم که چگونه در روز 21 بهمن که پرسنل و افسران جوان دانشکده های نیرو ی هوایی که غرورملی داشتند و با گارد شاهنشاهی هم به خاطر اهداف انقلابی خود در درون پادگان درگیر شده بودند و لذا جانشان در خطر بود و از این روبرخی از دانشجویان دانشگاه های ایران هم که مخفیانه اسلحه داشتند  از بالای پادگان های فرح آباد آنان در تهران،  تعدادی اسلحه به آنان تحویل دادند که با همان اسلحه ها هم آنان به مخزن های اسلحه خانه های نیرو ی هوایی و یا دژ بانی آن حمله کرده و لذا قفل آن را شکسته و برای اینکه دچار مشکلات بعدی  بیشتری نشوند بهمین دلیل تعدادزیادی از آن اسلحه ها را از بالای دیوارها به مردم عادی تهران پخش می کردند که اصولاً نمی دانستند اسلحه چیست و یا کاربرد آن کدام است و یا برای چه هدفهایی باید از آن استفاده کرد که این امر به نظر من یک اشتباه استراتژیک بزرگی بود که آنان انجام دادند زیرا  اسلحه های وسیعی در دست مردم ایران و طبقه ی عوام کوچه بازار پخش شد  ومضرات زیادی داشت که گاهی تعداد زیادی از آن اسلحه ها را فروختند و یا به دلیل پخش شدن وسیع همان اسلحه ها در مناطق مختلف ایران 7 -8 سال انواع جنگ های داخلی و خارجی  بر مردم ایران عارض گردید چه اصولاً در دانش پدیده ی انقلاب های جهان، نمی بایستی مردم عادی به اسلحه دسترسی داشته باشند که از آن مبادا در جهت منافع شخصی و یا  غرض ورزی های شخصی خود استفاده بکنند ولی متأسفانه در انقلاب ایران چنین واقعه ای اتفاق افتاد زیرا همانطوری که گزارش کتاب سرکنسول آمریکا در ایران هم نشان می دهد از میان یک میلیون و پانصدهزار اسلحه ای که در پادگان های ایران بودند و امام خمینی دستور داده بودکه آنها را برگردانند و براساس همان مستندات تنها سیصدهزار واحد آن بازگشت داده شده بود و لذا گزارش مزبور نشان می دهد که یک میلیون و دویست هزار اسلحه ی غارت شده ی پادگان ها در دست طبقه ی عوام و سودجو افتاده بود که آنها را فروخته بودند و بهمین دلیل به سرتاسر  مناطق ایران پخش گردید و اینجانب که به عنوان یک دانشجوی سیاسی دانشگاه پیامدهای وقایع مزبور را به خوبی درک می کردم نگران وخیم تر شدن وضع مردم ایران بعد از آن حادثه بودم و به همین دلیل هم هر روز اخبار روزنامه هارا مطالعه می کردم ویا پیامدهای آن را می دیدم که چگونه در روزنامه های چندماه بعد از آن واقعه اخبار تلخ دیده می شد که تعدادی مینی بوس  و یا اتوبوس در گردنه های گوران و کرند کرمانشاه توسط دزدان گردنه زن که به خرید اسلحه های مزبور پرداخته بودند نگهداری شده و اموال مسافران آن غارت می شد و یا گاهی دیگر در جاده میان مهاباد و بوکان و یا نواحی دیگر ویا در حمله به پادگان های دیگر همین نوع حوادث اتفاق می افتاد و در هر حال واقعه ی مزبور اثرات خود را گذاشته بود زیرا این مردم عادی نبودند که انقلاب را بوجودآورده بودند و بلکه دانشجویان جوان و خام ولی با استعداد دانشکده های نیروی هوایی بودند که باعث خلع سلاح پادگان های تهران و یا پخش اسلحه های آن در میان مردم شدند و اینجانب در همان شب در پشت پادگان نیروی هوایی هم دیدم که چگونه افسران جوان نیرو ی هوایی  مزبور که آشنایی لازم به فنون رزمی و تاکتیک عملیات و کمین و یا گروه پشتیبان و غیره را  داشتند چگونه با آشنایی های نظامی خود برخی کمپرسی های آجر را متوقف کرده و در پشت فرمان آن نشسته و کمپرسی آهنی آن را بلند کرده و عقب عقب به طرف چندکلانتری  این محوطه می رفتند که گلوله ی پاسبان ها از پشت بام کلانتری به آنها آسیبی نمی زد و همه گلوله ها به کمپرسی بلند شده آهنی می خورد که نظیر سپرآهنی  جان آنان را در پشت ماشین و یا گروه کمین همراه آن حفظ می کرد و لذا عقب عقب می رفتند و از این راه باعث تسخیر کلانتری ها شدند و یا در مورد پادگان های دیگر نیز چنین است و بعلاوه اینجانب که روز 22 بهمن به کارخانه مهمات و اسلحه سازی ژ3 در سه راه ژاله سر زده بودم مات و متحیر مانده بودم که چگونه این طبقه عوام تهران که جعبه جعبه انواع قطعات تفکیک شده ژ3 را غارت می کنند؟ و یا به چه دردشان می آید  که فرضاً در همان جعبه تعداد زیادی گلنگدن خالی و یا شعله پوش خالی وجود داشتند  ولی بعدها تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه تهران به من گفتند که  ما دیدیم که در فلان نقطه تهران ، تعدادی از مردم شهر اسلحه ژ3 را به 5000 تومان می فروختند و احتمالاً با فروش چند تا از آنها می خواستند که یک پیکان 17000 تومانی بخرند و پولدارتر شوند و باضافه اینجانب به خوبی می دیدم که چگونه همان کسانی که فیلمسازها  و کارگردان های ناشی رسانه ملی آنان را طبقه انقلابی ایران می نامند چگونه در حمله به منازل افراد رژیم پهلوی و یا غارت منازل آنان عمل می کردند که اغلب آن اموال به بیت المال برنگشت و به عنوان مال مصادره ای انقلابی برای آنان به حساب می آمد که نظیر تکه پاره شدن فرش بهارستان در حمله ی اعراب بود و یا حتی متعجب بودم که چگونه برخی دانشجویانی که ادعای فرهنگ بالاتری نسبت به مردم کوچه و بازار دارند و  در مکان خوابگاه دانشجویان متأهل اینجانب تعدادزیادی از مبلمان ها ویا میز و صندلی هتل های غارت شده را به عنوان غنایم انقلابی  بین خود تقسیم می کردند و این امر تنفر عمیقی را در اینجانب نسبت به خودم بوجود آورد که در چه فضای فرهنگی  بسرمی برم  و یا گاهی می دیدم که تعدادزیادی از مردم ماشین های جیپ پادگان ها و یا ماشین های ادارات را برداشته بودند و سوار می شدند و یکی از آنها جوانی بود که هر روز زنش را با ماشین مزبور به دانشکده می برد و این امر حسادت کینه ای در زن اینجانب ایجاد کرد که دوست وی بود و من مثل او وی را با ماشین غارت شده  به دانشکده نمی رساندم  و به همین دلیل  وقتی جنگ ایران و عراق اتفاق افتاد برای جنگ مزبور دولت ایران مجبور شد که تعداد زیادی انواع ماشین های تویوتا و یا اسلحه های جدید برای امور جنگ ایران و عراق بخرند که باز از اشتباهات سیاسی شدن محیط های آموزشی می باشد و از سوی دیگر خیلی از آن اموالی که توسط همان مردم عادی کوچه و بازار به یغما رفته بود به بیت المال برنگشت که چندان پدیده ی جالبی در تاریخ سیاسی ایران نیست چرا که حتی نادر در جنگها و غارت اموال مخالفان را به این روش هم منع کرده بود که عالم آرا به آن اشاره دارد  و یا  سه دانشگاه مهم دیگری هم که با مدل سیستم آموزشی دانشگاه های آمریکایی طراحی آموزشی شده بودند دانشگاه تهران و یا صنعتی شریف و در اواخر صنعتی اصفهان بودند  که باعث انقلاب ایران شدند ولی خود آن نوع سیاسی شدن هم همانطوری که گفتم به ضرر همان دانشجویان و یا اساتیدشان ویا  تبلیغات برعکس زیادی در مورد غربی بودن آنان گردید که چنین چیزی وجود نداشت و از سوی دیگر هم مبارزات سیاسی مزبور به دلیل خامی جوانی و غیره آنان  که نمی بایست محیط های دانشگاه ها که آموزشی است سیاسی می کردند باعث  این وضع گردید و اینجانب به یاد دارم که محیط دانشگاه تهران که در فاصله ی سالهای 1353 الی 57 همه ی کلاسهایش به کانون های بحث سیاسی تبدیل شده بود  و یا در انواع خیابان ها تظاهرات دانشجویی دیده می شد و فرضاً اسناد ساواک فقط سی و سه درگیری خیابانی را در دولت پهلوی در خیابان امیرآباد تهران گزارش کرده است و  در خیابان های دیگر نیز چنین بود و یا به نقل اسناد ساواک در سال 1350 حداقل 140 استاد دانشگاه صنعتی شریف که تحصیلکرده ی دانشگاه های ماساچوست آمریکا بودند کتک خوردند و برخلاف تبلیغات امروزین عده ای عوام فریب در مورد غربزدگی و یا فراماسون بودن دانشگاهیان  است چرا که بیانیه ای که همان 140 استاد جوان و به نقل صفحه ی 581 کتاب جنبش های دانشجویی که از اسناد ساواک است صادر کرده بودند و در آن بیانیه حمله ی گارد به دانشگاه مزبور محکوم کرده بودند که نویسندگان کتاب مبانی تمدن غربی حتی یک سیلی هم از آنان نخورده بود و یا حتی جرأت حرف زدن در آن دوران را نداشت ولی آنان در طی همان حادثه  حداقل به دلیل اشتباه گرفته شدن  استاد و دانشجو با یکدیگر را حداقل چند دست و پای استادان توسط گارد  شکسته شده بود  و از این رو خروج آنان از محیط دانشگاه ها ی ایران به دلیل طاغوتی بودن و یا وابستگی به رژیم پهلوی نبود که امروزه برخی ها در کتابهایشان آنها را ادعامیکنند و بلکه به دلیل معضلاتی بود که تعدادزیادی از دانشجویان با درس نخوان و تنبل که در 3 ترم تحصیلی هم در همه 60 واحد مشروط می شدند زیرا علم هندسه و یا مکانیک نمی دانستند که برای یک دانشجوی مهندسی مزبور لازم هست و لذا دائماً درس نخوانی خود را با سیاسی کردن مسئله ی مزبور به شورای انقلاب فرهنگی فشار وارد می آوردند که آئین نامه جدیدی را وضع بکندکه  در آن قانون ها دانشجویان مشروط و یا اخراج آنان لغو شود و یا آئین نامه هایی که حقوق کپی رایت را رعایت کند ندیده گرفته شود و یا آئین نامه هایی که امتیازات مخفی آموزشی به آنها داده شود که در لابه لای محاسبه ی نمرات سیستم کنکور و به نفع طبقه درس نخوان جامعه گنجانده شود که در متون قرآن هم این نوع امتیازات برای شهدای جنگ احد و بدر نزول قرآنی نشده است و من هنوز نمی دانم از چه مبانی دینی و یا احادیث دینی اخذ شده بودند؟وهمین حوادث حداقل باعث خروج تعداد زیادی از اساتید دانشگاه های صنعتی شریف و اصفهان و تهران از ایران در سالهای 1367 شد که عده ای افراطیون با شعارهای افراطی و نوشتن کتابهای واهی  و متهم کردن آنان به طاغوتی بودن و غیره باعث خروج آنان از ایران شدند و در حالی که حضور 10 ساله ی آنان در دانشگاه های ایران هم نشان می داد که پرونده ای برای تسویه ی سیاسی آنان وجود نداشت که تا آن تاریخ در دانشگاه های ایران باقی مانده بودند.

دانشگاه تهران و تحولات سازمانی آن در ادوار گذشته-پژوهش از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

دانشگاه تهران و تحولات سازمانی آن در ادوار گذشته

پژوهش از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس

رعایت حقوق مؤلف الزام قانونی – شرعی است

طراحی  تأسیس دانشگاه تهران در سال 1310 اتفاق افتاد که اساتید دانشگاه کلمبیای آمریکا  و رئیس مؤسسه ی بین المللی آن از دکتر عیسی صدیق و برای مطالعه ی یکساله وی در این دانشگاه دعوت بعمل آورد و در این مدت نیز اساتید دانشگاه کلمبیا و با همکاری وی یکنوع طراحی از شیوه ی تأسیس دانشکده ها و یا رشته ها و یا شیوه ی آموزش دانشگاهی را تهیه کردند که دکتر صدیق هم وقتی به ایران آمد آن طرح را به رضاشاه ارائه داد . و در دانشگاه کلمبیا این طرح دانشگاه تهران به وسیله دو تن از اساتید آنجا یعنی دکتر کارتر و دکتر لمبرت به وی ارائه شده بود .

تأسیس دانشگاه تهران در 15 بهمن 1313 شمسی و در دوره رضاخان تصویب شد ولی عملاً در سال 1315 ش دایر گردید و بعد از رفتن رضاخان از ایران در سال 1322 عملاً اداره آن به صورت هیأت امنایی و به صورت نهاد مستقل از وزارت علوم درآمد که رؤسایش توسط هیأت امنا انتخاب و توسط شاه تأیید می شد و از ابتدای دانشگاه تهران تا سال 1357 حدود 10 ریاست به خود دیده است که شامل :

دکتر مرآت بود که از سال 1313 الی 1322 ریاست دانشگاه تهران را داشت  و افتتاح دانشگاه تهران در دوره ی وی اتفاق افتاده بود و سنگ یادبودی هم از وی در محوطه دانشگاه تهران وجود داشت و دیگری دکتر علی اکبرسیاسی بود که از سال 1322 الی 1333 یعنی بعد از تصویب قانون استقلال دانشگاه ها و از میان سه نفر انتخاب و با تأیید شاه به ریاست دانشگاه تهران رسید و دیگری دکتر منوچهر اقبال بود که از سال 1333  به بعد ریاست دانشگاه تهران را داشت و بعلاوه در دانشکده پزشکی هم دست اندرکار بود و یا بیمارستان دکتر اقبال در شهر تهران از یادگار های وی بود و دیگری دکتر احمد فرهاد بود که بعد از وی به ریاست دانشگاه تهران رسید و پنجمی دکتر جهانشاه صالح است که از سال 1342 الی 1345 به ریاست دانشگاه تهران رسید و یا بیمارستان جهانشاه صالح نیز در تهران از آثار وی است و بعد از وی دکتر بینا بود که در سال 1345 رئیس دانشگاه تهران شد و پس از دکتربینا، دکتر حفیظی و آنگاه دکتر عالیخانی از سال 1349 رئیس دانشگاه تهران گردید و آنگاه دکترهوشنگ نهاوندی بود و در اواخر هم دکتر قاسم معتمدی به ریاست دانشگاه تهران رسید.

لذا تأسیس دانشگاه تهران هرچند در سال 1315 تکمیل شده بود ولی عملاً سیستم های آموزشی آن بقایایی از سیستم آموزشی مدرسه های دوران قاجار بود که تا همین سال 1315 در تهران تداوم داشتند و از جمله مدرسه ی حقوق دوره ی قاجاریه بود

و یا مدرسه طب دوره ی قاجاریه و یا مدرسه ی علوم معقول و منقول مدرسه سپهسالار دوره ی قاجاریه و یا مدرسه ی هنرستان عالی موسیقی و مدرسه ی صنایع مستظرفه ی دوره ی قاجاریه و دانشسرای عالی بود که در سال 1313 در تهران تأسیس شده بود و الگوی تأسیس آن هم از الگوی آموزشی دارالمعلمین استانبول و مسکو و باکو و بغداد اخذ شده بود و  برای تربیت معلمان مدارس و دبیرستان های نوپای ایران مهم ترین عنصر آموزشی اولیه به حساب می آمد و لذا از ادغام این نوع مؤسسات و مدارس دوران قاجاریه سیستم آموزشی دانشگاه تهران پا گرفت و به تدریج پرسنل این کادرها هم از ساختمان ها و بناهای خارج از دانشگاه تهران اسباب کشی کرده و به محوطه ی درون دانشگاه تهران آمدند ولی عملاً تشکیلات آموزشی آن سالها بعد بود که به صورت تشکیلات مدرن دانشکده ای و یا رشته های تحصیلی مدرن و الگوی آموزشی جدید در آمد و تا مدتی هم همچنان الگوی آموزشی آن از الگوی آموزشی مدارس قدیمی دوران قاجاریه تبعیت می کرد و برخی از معلمان و اساتید فرانسوی و یا اروپایی هم در میان آنان بودند و لذا نخستین دانشکده های  دانشگاه تهران دانشکده ی حقوق و فنی دانشگاه تهران بود که به تبعیت از دانشکده ی حقوق پاریس طراحی آموزشی شد و یا طراحی دانشکده فنی آن هم که در سال 1315 با تفکیک از مدرسه صنایع مستظرفه به وجود آمده بود از الگوی آموزشی دانشکده های فنی پاریس و دانشکده ی فنی بروکسل تبعیت می کرد و یا تأسیس دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران که تا مدتی به صورت مدرسه ی طب دوره ی قاجاریه بود عملاً در سال 1319 اتفاق افتاد و هر چند با مصوبه 8 مرداد 1313 مدرسه طب جزو دانشگاه تهران شده بود ولی عملاً در 12 آبان سال 1319 و به موجب ماده ی اصلاحی قانون مصوب تأسیس دانشگاه چند بیمارستان شهر تهران و برای کارآموزی به مدرسه ی طب مزبور الحاق شد و تصویب شد که عملاً مدرسه ی طب مزبور از آن تاریخ بصورت دانشکده ی پزشکی و دانشجویان آن هم به صورت پزشک نامیده شوند و هر چند در اوایل نیز ریاست آن با یک شخص فرانسوی بود و در ابتدای تأسیس اش هم از الگوی آموزشی  دانشگاه طب پاریس تبعیت می کرد ولی عملاً در سالهای بعد سیستم آموزشی و یا طراحی سرفصل های درسی آن یک نوع مدل آموزشی دانشگاه های آمریکایی گردید و از الگوی آموزشی دانشگاه های کرنل و هاروارد تبعیت می کرد و یا دانشجویان آن نیز بالاترین امتیاز را می بایست در کنکور دانشگاه ها بدست می آوردند و به تدریج هم بیمارستانهای دیگری نظیر بیمارستان هزار تختخوابی و سینا و فارابی و غیره و غیره جزو زیر مجوعه ی دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران قرار گرفت .

 و نیز دانشکده ی معماری و هنرهای زیبای دانشگاه تهران که شکل ساختمان اش هم با ساختمان های دیگر دانشگاه تهران فرق دارد عملاً در سال 1319 – 1320 اتفاق افتاد که براساس مصوبه هفتاد ونهمین جلسه ی شورای دانشگاه تهران تأسیس این دانشکده به سایر دانشکده های دانشگاه تهران اضافه شده بود و دانشکده ی هنرهای زیبا هم در سال 1319 به صورت یک هنرکده ی هنرهای زیبا بود که قبلا در مسجد مروی بازارچه ی مروی تهران قرار داشت و سپس در سال 1323 شمسی به صورت دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران درآمد و بعلاوه باید یادآوری کنم که شکل طراحی ساختمان های مختلف دانشگاه تهران  از جمله دانشکده ی فنی و حقوق و پزشکی و غیره همگی با یکدیگر تفاوت شکل ساختار درونی و بیرونی داشت که بر زیبایی های آن می افزاید و یا تأسیس دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران که در محوطه ی بیرونی دانشگاه تهران بود و درخیابان منتهی به میدان آزادی قرار دارد در سال 1323 اتفاق افتاد که در این سال که هنوز آمریکایی ها در تهران بودند عملاً دانشکده ی دامپزشکی دانشگاه تهران از وزارت کشاورزی جدا شد و به موجب مصوبه هیأت وزیران به دانشگاه تهران پیوست و نیز تأسیس دانشکده ی کشاورزی آن نیز در همین سالهایی بودکه تهران در اشغال متفقین بود و با مصوبه 13 اسفند 1324 که قبلاً به صورت مدرسه عالی کشاورزی کرج در دوره ی رضاخان بود از وزارت کشاورزی تفکیک شده و عملاً ضمیمه دانشگاه تهران گردید و نیز الگوی آموزشی آن نیز که تا این دوران بقایایی از الگوی آموزشی مدرسه ی فلاحت دوران مظفرالدین شاه بود از الگوی آموزشی دانشکده ی کشاورزی یوتای آمریکا  و یا مرکز تحقیقات باغبانی مالینگ وست مالینگ و یا دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکا تبعیت کرد و نیز پردیس آن نیز تأسیس شد و در محوطه ای که قبلاً کاخ سلیمانیه ی دوران قاجار بود وجایش را به  مدرسه ی فلاحت قاجاریه داده بود و عملاً در این سالها به دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی تبدیل گردید و نیز خوابگاه آن نیز در همان محوطه و جدا از کوی خوابگاه امیرآباد تهران بود و یا تأسیس دانشکده ی داروسازی دانشگاه تهران در سال 1325 اتفاق افتاد که به موجب تبصره ی قانون استخدام معلمان خارجی رشته ی داروسازی از رشته ی پزشکی دانشگاه تهران جدا شد و عملاً به خاطر اهمیت آن به صورت دانشکده ی مستقل دارو سازی در آمد که در جنب همان دانشکده ی پزشکی قرار دارد و نیز در همین سال 1325 ش دانشکده دندانپزشکی هم به موجب همین قانون استخدام معلمان خارجی  از شعب رشته ی پزشکی تفکیک شد و به صورت دانشکده ی مستقل درآمد و یا تأسیس کوی امیرآباد دانشگاه تهران در سال 1324 که ساختمانهایش از آمریکایی ها خریداری شد و به صورت خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران درآمد و اولیه ترین ساختمان های خوابگاه مزبور هم تعدادی تأسیسات و یا خوابگاه و سالن کوچک سینما و قبرستان و پادگان آمریکایی ها و چند ساختمان یو شکل بود که آمریکایی ها بعد از اشغال تهران آن پادگان نظامی را در تپه های بلند امیرآباد که اشرافیت نظامی بر اطراف و یا جاده ها داشت به اشغال خود در آورده بودند و پادگان نظامی خود را در آن تأسیس کرده بودند و در سال 1323 هم سه سران دولتهای آمریکا و انگلیس و شوروی در همین خوابگاه دانشگاه تهران که پادگان امن آمریکایی ها بود گرد آمده و یا تهران را پل پیروزی خود نامیدند  و بعد از آنکه ساختمان های مزبور را آمریکایی ها به دولت ایران فروختند و یا دانشجویان در آن مستقر شدند عملاً تأسیسات جدید خوابگاه امیر آباد در سال 1328 بوجود آمد و اشرف پهلوی کلنگ تأسیس برخی از خوابگاه های جدید را بر زمین زد و در سالهای بعد خیرین یزدی و کاشانی هم  دو ساختمان کاشان و ساختمان یزد خوابگاه تهران را به دانشجویان همشهری خود هدیه کردند و بعدها نیز چندین خوابگاه جدید 14-15 الی 21 در آن تأسیس شد و عملاً 2 رستوران و یک خوابگاه دانشجویان خارجی هم در آن محوطه تا سال 1357 بوجود آمد و یا تأسیس دانشکده ی علوم دانشگاه تهران عملاً در سال 1332 ش بود که در همین سال دانشکده ی علوم دانشگاه تهران از دانشسرای عالی که جزو مجموعه ی دانشگاه تهران بود تفکیک شده و به صورت دانشکده ی مستقل علوم دانشگاه تهران درآمد و در همین سال 1332 نیز دانشکده ی ادبیات نیز از دانشسرای عالی دانشگاه تهران جدا شد و به صورت دانشکده ی مستقل دانشگاه تهران در آمد و یا تأسیس کتابخانه ی ادبیات نیز در سال 1340 اتفاق افتاده است که کتاب رهبران مشروطه به آن اشاره کرده است  و بعلاوه در این سال دانشسرای عالی و دو دانشکده ی دیگر که مجموعاً و به صورت تفکیک شده از هم جزو دانشگاه تهران بودند و در سال 1338 هم دانشسرای عالی از دانشگاه تهران تفکیک شد و به صورت یک دانشگاه مستقل در آمد و به خیابان جنب دروازه دولت تهران رفت و بعلاوه تأسیس دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران هم در سال 1340 از دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران تفکیک شد و به صورت دانشکده مستقل در آمد و یا ساختمان دانشکده ی مزبور که قبلاً در میدان بهارستان و در محلی بود که قبلاً باغ نگارستان دوره ی قاجاریه را تشکیل می داد و در پشت ساختمان برنامه و بودجه هم قرار داشت و یا مؤسسه تحقیقات اجتماعی هم به صورت یک ساختمان مستقل و وابسته به این دانشکده در همین مجموعه قرار داشت، عملاً در سال های بعدی به سه راه جلال آل احمد و جنب پل گیشا انتقال داده شد و نیز تأسیس دانشکده ی علوم اداری دانشگاه تهران در سال 1342 الی 1344 اتفاق افتاد که در این سال، مؤسسه ی علوم اداری و بازرگانی که قبلاً براساس اصل چهار ترومن تأسیس شده بود  و مدتها هم جزو دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران بود و در همین فاصله ی سالهای 42 تا 44  بود که از  دانشکده ی حقوق تفکیک شد و به صورت دانشکده ی مستقل مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران در آمد که اکنون نیز ساختمان آن در جنب پل گیشا قرار دارد و نیز در سال 1348 و در بازدیدی که حبیب لاجوردی از دانشگاه هاروارد آمریکا داشت و با کمک این دانشگاه مرکز مطالعات مدیریت ایران شکل گرفت و نیز شکل آموزشی دانشکده ی علوم اداری نیز از الگوی آموزشی دانشگاه هاروارد تبعیت کرد زیرا به دلیل پیدایش ادارات جدیدی در  ایران که در همین سالها ، نیاز آنان به مدیران با سواد و تحصیلکرده جدید بود که با مدیریت های دوران قاجار و عصر کشاورزی می بایست تفاوت دیدگاه مدیریتی می داشتند و بعلاوه براساس برآورد برنامه ی چهارم عمرانی  هم در ایران نیاز به تربیت 17600 مدیر و با تحصیلات مدرن بود که باعث پیدایش این مرکز مدیریت جدید ایران شد و با تأسیس رشته های مدیریت صنعتی و مدیریت اداری و مدیریت بازرگانی آن گردید و بعلاوه در همین سالها و به دلیل پیدایش کارخانجات جدیدتر در ایران که نیاز به مهندسین تحصیلکرده تر و با شناخت فنی بیشتر نسبت به ابزارآلات مدرن داشت عملاً سیستم آموزشی دانشکده فنی دانشگاه تهران از مدل آموزشی دانشگاه ماساچوست آمریکا تبعیت کرد و نیز در سال 1342 الی 44 نیز دانشکده ی علوم تربیتی دانشگاه تهران و به موجب پیشنهاد و تصویب شورای مرکزی دانشگاه ها به وجود آمد  و مدتی نیز ساختمان آن درآن سوی پل گیشا قرار داشت و بعلاوه دانشکده ی اقتصاد دانشگاه تهران هم  در سال 1340  از دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران جدا شد و ساختمانش به تقاطع خیابان امیرآباد شمالی – سه راه جلال آل احمد انتقال یافت و مدرسه علوم سیاسی دوره قاجاریه که 35 سال عمر داشت و در سال 1313 شمسی ضمیمه ی مدرسه ی حقوق دوره ی قاجاری گردید و سپس به صورت دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران درآمد و یا سیستم آموزشی آن نیز از الگوی آموزشی دانشگاه علوم سیاسی – اقتصادی دانشگاه لندن تبعیت می کرد و بعلاوه تأسیس دانشکده ی الهیات نیز که قبلاً جزو مدرسه ی عالی سپهسالار بود و به نام دانشکده ی معقول و منقول بود که تا مدتها در خیابان بهارستان و در درون مدرسه ی سپهسالار قرار داشت و بعداً به صورت دانشکده ی مستقل در آمد و نیز ساختمان آن از مدرسه سپهسالار تفکیک شد و به خیابان دکتر مفتح انتقال یافت و بعدها نیز مؤسسه ی زبان های خارجی دانشگاه تهران که قبلاً به صورت مؤسسه ی آموزشی وابسته به دانشکده ادبیات بود و برمبنای اسناد تاریخی سال 1351 هنوز در این سال  نامش مدرسه ی زبان خارجه و مؤسسه ی زبان خارجه نامیده می شد بعدها به صورت دانشکده ی مستقل زبان های خارجه در آمد و بعد از انقلاب نیز چند دانشکده دیگر به مجموعه ی دانشکده های دانشگاه تهران افزوده شد  و از جمله ی آنها دانشکده برق دانشگاه تهران است که از دانشکده ی فنی آن تفکیک گردید و یا ساختمان های جدیدی هم در خوابگاه و یا محوطه های دیگر به آن افزوده شد و لذا در پایان سال 1357 دانشگاه تهران دارای 15 دانشکده و چند مؤسسه و یا ساختمان کوی دانشگاه بود و یا دبیرخانه ی مرکزی و مرکز بهداشت دانشگاه تهران و سازمان ورزشی دانشگاه تهران بود و  بعلاوه تا قبل از انقلاب هم چند مؤسسه ی آموزشی تحقیقاتی هم در دانشگاه تهران وجود داشت و از جمله آنها مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی وابسته به دانشکده ی علوم اجتماعی و نیز مؤسسه تحقیقات بهداشتی وابسته به دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران و مؤسسه ژئوفیزیک وابسته به دانشکده ی علوم دانشگاه تهران بود که در بالای ساختمان امیرآباد قرار داشت و نیز مؤسسه ی فیزیوتراپی وابسته به دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران بود و یا مؤسسه ی مالاریا لوژی دانشگاه تهران بود و یا مؤسسه مطالعات عالی بین المللی وابسته به دانشکده ی حقوق و مؤسسه ی روزنامه نگاری و مؤسسه ی اعتباری دانشگاه تهران بود و یا سازمان کوی دانشگاه تهران و پردیس کوی خوابگاه کرج و سازمان انتشارات دانشگاه تهران بودکه چاپخانه ی مستقلی در روبروی کوی امیرآباد تهران داشت  و نیز چند کتابفروشی وابسته به دانشگاه تهران بودکه در خیابان شاهرضای قدیم تهران قرار داشتند و نیز انتشاراتی های دانشکده ها که جزوه ی دانشجویان را با قراداد با شرکت زیراکس بسته بودند و به صورت مجانی به دانشجویان تحویل می دادند و نیز سالن ورزشی دانشگاه تهران که چند سالن در جنب دانشگاه و روبروی خوابگاه داشت و تعدادی رستوران ها و بوفه های دانشجویی بود که در خیابان جنب دانشگاه تهران و کوی دانشگاه تهران و یا در درون دانشکده ها قرار داشتند و بعلاوه کتابخانه ی مرکزی دانشگاه تهران بود که در چند طبقه قرار داشت و یا طبقات فوقانی آن به مخزن کتاب اختصاص داشت  و در طبقات پایین آن هم فقط محل ارباب رجوع بود که با کمترین پله ها می توانستند انواع کتابها را از مخزن کتاب داران طبقات مختلف، تحویل آسان گرفته و با سیستم مکش لوله بادی آن تقاضای کتاب را از راه آسانسور کتاب مورد درخواست وی را تحویل بدهند که بهترین سیستم طراحی کتابخانه در سطح  ایران بود و در حالی که طراحی کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دیگر ایران که بعدها ایجاد شدند با اصول کارشناسی معماری و علمی نبود که باعث مشکلات زیادی برای کتابداران و تحویل گیرندگان کتابها می شود و بعلاوه چندین سالن کتابخانه ی خطی و یا محوطه ی مطالعه ی اساتید و تالار گردهمایی و غیره نیز در محوطه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران قرار داشت و بعلاوه  در محوطه ی دانشگاه تهران تعدادی کتابخانه های مختلف دانشکده های ادبیات و علوم و حقوق و فنی و غیره هم تأسیس شده بودند و نیز غنی ترین سیستم تحویل کتاب را به دانشجویان می دادند و کتابخانه ای نیز در کوی امیرآباد وجود داشت که  تا ساعت 12 شب باز بود تا دانشجویانی که تا صبح ها مطالعه می کردند و یا چراغهایشان روشن بود بتوانند کتاب شبانه بگیرند و بعلاوه در همین محوطه ی کوی امیر آباد هم تعدادی حمام دسته جمعی و یا نانوایی و سالن سینما و دو رستوان  غذاخوری و آرایشگری دانشجویی  و یا ساختمان بهداشت کوی دانشگاه و چند مجموعه دیگر قرار داشتند و بعلاوه از نظر سالن اجتماعات نیز تالار فردوسی دانشگاه تهران و یا چند تالار دیگر آن مکان ها، محل گردهمایی ها و سخنرانی ها  و سمینارها بود.

در پایان لازم به ذکر است که دانشگاه تهران که قبلاً سیستم آموزشی اش از مدل آموزشی دانشگاه های اروپایی و از جمله سیستم آموزشی دانشگاه پاریس و سوربون تبعیت می کرد و یا در اوایل هم تعدادی از اساتید آن از فارغ التحصیلان کشورهای  اروپایی و فرانسوی بودند ولی بعد از سالهای 1340 ش سیستم آموزشی آن کاملاً سیستم آموزشی پیشرفته ی آمریکایی شد که با کنکورهای سخت و اخذ واحدهای درسی متعدد همراه بود و چند واحد پایان نامه و بعد از گذراندن همه واحدها و یا با محاسبه ی گذراندن دروس بر مبنای ترم های تحصیلی لازم و گذراندن موفق هر درس نیز در طول 17 جلسه آموزشی 2 ساعته بود ونیز داشتن تعدادی متخصص آموزشی متعدد در هر رشته ی تحصیلی بود ویا  طراحی 144 واحد درسی آن بر مبنای دروس ضروری و تخصصی و عمومی برای هر رشته بود که برخلاف امروز بود که کاملاً دروس آن با رشته ی تخصصی دانشجوی مزبور همخوانی داشت و یا در هر رشته 20-30 استاد متخصص داشت که یک درس خاص دانشجویان را تغذیه ی آموزشی  می کردند و هر استاد نیز مجبور به دادن تنها درسی بود که صرفاً در آن شاخه درسی تخصص و تحصیلکردگی لازم داشت و بعلاوه تقسیم بندی دروس هم بر مبنای واحدهای مهاد و کهاد و یا طبقه بندی نمره های دروس هم بر مبنای نمرات الف ، ب ، ج و د بود و این سیستم آموزشی که با سیستم های من در آوردی آموزشی دانشگاه های باکو و یا تحصیلات دیمی دانشگاه های لندن فرق  داشت که اصلاً واحد درسی ندارند و یا با سیستم کهنه ی دانشگاه های اروپایی تفاوت های چشم گیر آموزشی داشت و بعلاوه این سیستم آموزشی پیشرفته هم با استعداد  و توانایی های دانشجویان با سواد ایرانی  عجین می شد و لذا پدیده ای از دانشگاه تهران بیرون آورده بود که نسبت به سیستم های آموزشی خود دانشگاه های آمریکا برتری آموزشی - علمی می یافت و اینجانب در طول ایامی که در این دانشگاه تحصیل می کردم به خوبی می دیدم که چگونه دانشجویانی که با کنکورهای سخت و یا گذراندن واحدهای تخصصی و مطالعات شبانه و پرسشگری علمی واقعی در کلاس ها حاضر می شدند و یا با مطالعات و خرید انواع کتب متعدد  از کتابفروشی های ارزان و یا با اخذ کتاب از کتابخانه ها چگونه نسبت به دانشجویان آمریکایی و اروپایی و تا قبل از انقلاب فاصله ی آموزشی  عمیقی می یافتند ویا  اخذ نمرات آموزشی آنان نیز به هیچوجه رفاقتی ویا از راه دوستی ها و حب و بغض ها نبود و همین امرنیز  باعث برتری سیستم آموزشی دانشگاه تهران نسبت به سیستم دانشگاه های اروپایی و آمریکایی می شد که عملاً الگوی آموزشی اش را از آنها گرفته بود.

 

دانشگاه های آمریکا و اروپا و نحوه ی پیدایش آنها- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

دانشگاه های آمریکا و اروپا و نحوه ی پیدایش آنها

 پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

گرچه اروپاییان تأسیس مدرسه را از ایرانیان یاد گرفته اند و بویژه از سلجوقیان و مدارس نظامیه آنان اخذ فرهنگی کرده اند ولی تحولاتی را در شکل گیری و یا در شیوه ی اداره و یا در دروس و رشته های آن بوجود آوردند که دانشگاه های  کنونی آمریکا و اروپا محصول این نوع تحولات فرهنگی آنان می باشد و اروپاییان اولین بار تحولات آموزش عالی خود را در دوره ی صفویه آغاز کردند که فیگو ئروا سیاح اروپایی در دوره ی صفویه و در کتاب سفرنامه ی خود از برخی کالج های تحول یافته ایشان در این دوره ی صفویه یاد می کند که در کتابش آمده است و نظیر کالج سن توماس و کالج سه پادشاه ذکر می کند و به تدریج در دوره های زندیه و قاجاریه دانشگاه های اروپایی و آمریکایی تحولات اجتماعی – آموزشی بیشتری یافتند و منجر به تأسیس کالج ها و انیستیتو های پیشرفته ای شدند که برخی از متنفذان قاجاریه و یا ملل دیگرجهان در آنها به درس خواندن می پرداختند و از جمله این نوع کالج ها و یا دانشگاه های اروپایی نظیر کالج آکسفورد و کالج کمبریج و دیگر کالج هایی است که پژوهشگر در تاریخ شکل گیری کالج های اروپایی در کتابش اسامی آنها را تدوین کرده است و به تدریج که مهاجرت به آمریکا و کانادا شروع شد منجر به تأسیس کالج ها و دانشگاه های آمریکایی کردند که در سیستم آموزشی خود پیشرفته تر از سیستم آموزشی کالج ها و دانشگاه های اروپایی بود و منجر به تأسیس دانشگاه آمریکایی هاروارد و یا دانشگاه کلمبیا  و دانشگاه ایالتی میشیگان و دانشگاه ییل و دانشگاه ماساچوست و دهها دانشگاه دیگری شدند که پژوهشگر در آثارش به تاریخ تکوین و یا تکامل آموزشی آنها اشاره کرده است و دردوره ی قاجاریه و بویژه در دوره ی پهلوی هم تعدادی از دانشگاه های آمریکایی و از طریق بنیادها ، بورسیه های مختلفی را به متخصصان جوامع آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین می دادند که در دانشگاه های آمریکایی تحصیل بکنند و بعلاوه در دوره ی قاجاریه و یا پهلوی مدل آموزشی و طراحی درسی و نوع رشته های تحصیلی و مدل اداری مراکز دانشگاهی ایران اغلب یک نوع اقتباس فرهنگی از این نوع دانشگاه های اروپایی – آمریکایی بود که هنوز در جامعه ایران به سابقه ی تاریخی آنها اشاره نشده است و از جمله در دوره ی رضاشاه که در سال 1313 به تأسیس دانشسرای عالی تهران پرداخت یک نوع اخذ فرهنگی از مدل فرهنگی – آموزشی دارالمعلمین مسکو و استانبول و باکو و بغداد بود که قبل از شهر تهران در این شهرها دایر شده بودند و یا زمانی که فرقه ی دموکرات آذربایجان و  بعد از سال  1320 می خواستند که پایه گذاری دانشگاه تبریز را بکنند مدل فرهنگی رشته های تحصیلی و یا شیوه ی اداره ی آن را از دانشگاه کیروف آباد و باکوی آذربایجان شوروی اخذ فرهنگی کردند و یا در تأسیس  دانشکده ی کشاورزی دانشگاه تهران و بعد از سال 1324 از مدل آموزشی دانشکده کشاورزی یوتای آمریکا اخذ شد و یا در تأسیس رشته ی باغبانی آن از دانشکده ی باغبانی مالینگ وست مالینگ آمریکا و یا دانشگاه ایالتی میشیگان اخذ فرهنگی شد که قبلاً در دوره ی قاجاریه مدرسه ی فلاحت بود که در شهر کرج و تا سال مزبور به این شیوه ی آموزشی دوره ی قاجاریه اداره می شد و یا در تأسیس دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران در سال 1319 بود که قبلاًٌ بقایای یک نوع مدرسه ی طب دوره ی قاجاریه بود و از مدل آموزشی – فرهنگی دانشکده ی پزشکی کورنل و هاروارد آمریکا  و یا دانشکده ی پزشکی پاریس اخذ فرهنگی شد و یا در تأسیس دانشکده های افسری  ایران و یا در تأسیس دانشکده ی پلیس ایران در دوره  ی پهلوی هم  از دانشکده های توپخانه ی آمریکا و یا دانشکده ی توپخانه ی فرانسه و دانشکده ی توپخانه سن پطرزبورگ  اخذ فرهنگی شد و در سالهای بعد هم که فانتوم های  اف 5 و اف 4 به ایران آمد و برای آموزش خلبانان ، آن ها را به دانشکده های نیروی هوایی آمریکا می فرستادند و یا تأسیس دانشکده ی نیروی هوایی ایران نیز از مدل فرهنگی مزبور اخذ شده بود و بعلاوه در تأسیس دانشکده ی حقوق ایران هم در سال 1315  که قبلاً از بقایای مدرسه ی حقوق دوره ی قاجاریه تبعیت آموزشی می کرد  از مدل دانشکده ی حقوق فرانسه و یا دانشکده ی حقوق آمریکایی یونیور سیتی واشنگتن اخذ فرهنگی شد و یا در تأسیس دانشکده ی فنی دانشگاه تهران در این سالها که از بقایای مدرسه ی صناعت دوره ی قاجاریه الهام آموزشی می گرفت  از الگوی آموزشی – تحصیلی دانشکده های فنی فرانسه و دانشکده ی فنی بروکسل اخذ فرهنگی شد و بعدها که در فاصله ی سالهای 1330 الی 1340 تعداد و یا تأسیس کارخانه های ایران هم زیاد شدند و مجبور به اخذ مهندسان بیشتری بودند و لذا مجبور شدند که مدل آموزشی دانشکده های فنی دانشگاه تهران را از مدل دانشکده ی فنی بین المللی دانشگاه ماساچوست آمریکا و غیره اخذ فرهنگی بکنند و یا بسیاری از اساتید دانشگاه صنعتی شریف ویا صنعتی اصفهان نیز که در اواخر دولت پهلوی تأسیس شده بودند اغلب از فارغ التحصیلان دانشگاه ماساچوست آمریکا بودند که بعد از انقلاب و به دلیل معضل آموزشی دانشجویان مشروطی دانشگاه مزیور که علم هندسه و علم مکانیک را نمی دانستند و مسئله مزبور را دائماً سیاسی می کردند مجبور شدند که از ایران خارج شوند و یا در تأسیس مرکز مطالعات  مدیریت ایران و یا دانشکده ی  علوم اداری ایران هم از مدل دروس علوم اداری دانشگاه هاروارد اخذ فرهنگی شده بود و یا در تأسیس دانشکده ی علوم اجتماعی ایران هم  از مدل های آموزشی دانشگاه های آمریکایی الهام گرفت که در سالهای قبل قاجاریه و غیره انواع مؤسسات مطالعات اقوام ایرانی راه انداخته بودند  و نظیر آموزشگاه آمریکایی مطالعات هند و ایران بود و یا در تأسیس علوم جغرافیای پیشرفته هم از مؤسسه ی تفحصات جغرافیایی دانشگاه هاروارد الهام آموزشی می گرفت و یا در تأسیس دانشگاه صنعتی امیرکبیرتهران در دولت پهلوی  از مدل آموزشی پلی تکنیک فرانسه الهام می گرفت و یا نفیسی ریاست آن که قبلاً معاون آموزش حرفه ای وزارت آموزش و پرورش در دولت پهلوی بود و بعلاوه در بالای  میدان بهارستان هم انستیتو تکنولوژی تهران را تأسیس کرده بود از مدل انستیتو تکنولوژی فرانسه الهام گرفته بود .

 

 

 

 

شکل گیری و معماری شهرهای آمریکایی در ادوار گذشته – پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

شکل گیری و معماری شهرهای آمریکایی در ادوار گذشته

پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

شکل گیری شهرها و شیوه ی معماری شهرهای آمریکایی مسئله ای است که شاید خود متخصصان آمریکایی هم بر روی آن مطالعه نکرده باشند ولی نویسندگان و سیاحان باهوش ایرانی در ادوار گذشته به آن دقت کرده و بویژه در دوره ی قاجاریه  و دوره ی پهلوی نکاتی را به طور پراکنده در سفرنامه ها و یا کتب تاریخی خود ذکر کرده اند که چگونگی معماری و یا طراحی شهری و یا تنوع مؤسسات شهری این نوع شهرهای آمریکا و اروپائی  را نشان می دهد و لذا دکتر محمدخالقی مقدم در راستای پژوهش های خود سعی کرده است که این نوع اسناد و مدارک تاریخی را جمع آوری کرده و یا چگونگی مدل شهرسازی جوامع آمریکایی را از روی مشاهدات عینی مشاهده گران ایرانی گذشته بازسازی فرهنگی بکند و حاصل پژوهش های ذیل در این راستا است و به شرح ذیل می باشد که عناوین آن در فهرست پائین آمده است و شامل :

1-    شکل گیری معماری شهرهای آمریکایی در ادوار گذشته

2-    شکل گیری دانشگاه های آمریکا و اروپا و نحوه ی تأسیس آنها

3-    شیوه ی معماری شهرهای انگلستان و فرانسه دردوره ی قاجاریه

4-    تحولات اجتماعی جامعه ی کانادا و قطب شمال در دوره ی قاجاریه

5-     تحولات اجتماعی جوامع آمریکای لاتین دردوره ی قاجاریه

6-    دریای مدیترانه و تحولات سیاسی- اجتماعی آن در تمدن بشری

7-    شناخت اجتماعی مسعودی از حوزه ی تمدنی – جغرافیایی مدیترانه

8-     شناخت اجتماعی مسعودی از اقیانوس شناسی و  دریاها

9-    تحولات اجتماعی جوامع استرالیایی و زلاندنو در دوران قاجاریه

10- کشتی سازی و نیروی دریایی در تمدن بشری

دانشگاه های ایران و نحوه ی شکل گیری آنها - پژوهش از:دکتر محمدخالقی مقدم

پژوهش های ذیل از دکتر محمدخالقی مقدم می باشدکه یک متخصص آموزش عالی و مدارس قدیمی ایرانیان می باشد و حداقل 50 جلد در مورد مدارس قدیمی و جدید ایرانیان نوشته است نظیر مدارس نظامیه و مستنصریه و مدارس دوره ی ایلخانی و مدارس دوره ی تیموریان و یا صفویه و قاجاریه و دارالفنون و مدرسه ی فلاحت و مدارس دوره ی پهلوی کتاب تدوین کرده و یا دهها جلد در مورد دانشگاه های ایران پژوهش نموده است و خلاصه ی عناوین پژوهش های وی در فهرست ذیل آمده است:

1-    دانشگاه های آمریکا و اروپا و نحوه ی پیدایش آنها

2-    دانشگاه تبریز و  نحوه ی پیدایش و تکوین آن

3-    دانشسرای عالی و نحوه ی پیدایش آن  و دانشسراهای مقدماتی ایران

4-    فلسفه ی تأسیس هنرستان ها و انستیتوهای تکنولوژی در جامعه ی ایران

5-    دانشگاه ها و مدارس عالی ایران و نحوه ی شکل گیری آن ها در دولت پهلوی

6-    دانشگاه تهران و تحولات سازمانی آن در ادوار گذشته

7-    دانشگاه های صنعتی شریف و امیرکبیر و علم و صنعت و خواجه نصیر طوسی

و نحوه ی تکوین سازمانی آنها

8-    دانشگاه های شیراز و اصفهان و اهواز و مشهد و شهید بهشتی و نحوه ی تکوین سازمانی آنها

9-    دانشکده های پزشکی ایران و نحوه ی شکل گیری آنهادر دولت پهلوی

10- دامپزشکی و نحوه ی پیدایش اداره و دانشکده ی آن در جامعه ی ایران

11- بیوگرافی اجتماعی رؤسای دانشگاه تهران در دولت پهلوی

12- بیوگرافی اجتماعی وزارت علوم و آموزش عالی از سال 1313 الی 1357

13- تأثیرات اجتماعی جنبش های دانشجویی دانشگاه ها بر جامعه ی ایران

14- حوادث سیاسی کوی دانشگاه تهران از سال 1320 الی 1357

15- حوادث پدیده ی 16 آذر در دانشگاه تهران در دولت پهلوی

۱۶- پیدایش ادبیات نوین ایرانیان در درون دانشگاه ها بعد از شهریور ۱۳۲۰

۱۷- مؤسسات مردم شناسی آمریکایی و اروپایی و مطالعات اقوام ایرانی

۱۸- تحولات مدارس ایران و آموزش و پرورش در دوره ی دولت پهلوی

۱۹- دانشکده های افسری و پلیس و نحوه  تأسیس آن ها در دولت پهلوی

۲۰- دانشگاه تهران و نحوه پیدایش آن - از : دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پنجم آذر 1390

 

و در مورد جامعه‌شناسي آموزشي مدارس ايراني پژوهش‌هاي ذيل از آقاي دكترمحمد خالقي مقدم وجود دارد كه هنوز چاپ نشده است.

1-    جامعه‌شناسي مدارس ايراني در دوره سلجوقيان

2-    جامعه شناسي آموزشي مدرسه نظاميه بغداد

3-    جامعه شناسي آموزشي مدرسه مستنصريه

4-    جامعه‌ شناسي آموزشي مدارس ايراني در دوره ايلخاني

5-    جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني دوره تيموريان

6-    جامعه شناسي آموزشي مدارس اولغ‌بيك سمرقند و بخارا

7-    جامعه شناسي آموزشي مدارس غياثيه هرات و خرگرد

8-    جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني آل مظفر و آل جلاير و آق قويونلو و قراقويونلو

9-    جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني دوره صفويه

10-جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني دوره قاجاريه

11- جامعه شناسي آموزشي مدرسه‌ دارالفنون ايران

12- جامعه شناسي آموزشي مدارس مصر و شام و مغرب و عثماني

۱۳- مدارس نظاميه ايران، نخستين نهاد اجتماعي علم در ميان اقوام آسيائي

۱۴- تاثير نهاد سياسي دولت سلجوقي در كاركرد اجتماعي نهاد علم و مدارس نظاميه ايرانيان

۱۵- جامعه شناسي آموزشي مقايسه آموزش و پرورش استان زنجان با ساير استانها (4 جلد)

16- بررسي تنگناهاي آموزش و پرورش استان زنجان

17- برنامه‌ريزي نيروي انساني آموزش و پرورش استان زنجان

18- نقش آموزش و پرورش در توسعه نيروي انساني استان زنجان

19-مدرسه علوم سیاسی در دوره قاجار یه وفازغ التحصیلان آن(موجود در وبلاگ)

 20-جامعه شناسی آ موزشی مدارس تبریز در دوره  قاجاریه

  21-شیوه معماری وتحولات مدرسه مادر شاه اصفهان.

22-اشاعه فرهنگی مدرسه سازی در جامعه ایرانیان در دوره قاجاریه

 23-مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون وجوامع اروپایی(موجود در وبلاگ)

دارالفنون نخستین نهاد آموزشی مدرنیته جامعه ایرانی - دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر 1389 (موجود در وبلاگ)

۲۴ -جامعه شناسی آموزشی مدارس تاریخی شیراز

.مدرسه علوم سیاسی دوره قاجاریه وکارکرداجتماعی آن--دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر  

1389

 25-جامعه شناسی آموزشی مدرسه فلاحت دوره قاجاریه

جامعه .شناسی آموزشی مدارس قاجاریه در شهر تهران. پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس - سه شنبه هجدهم آبان 1389

مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون تهران و جوامع اروپایی -اثر :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس - چهارشنبه بیست و دوم دی


1389

مقالات و پژوهش‌هاي جامعه‌شناسي آموزشي دانشگاه‌ها و مدارس ايران دكتر محمد خالقي مقدم - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388

 
- غنای فرهنگی و کیفیت آموزشی دانشگاههای ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
طرح ایجاد دانشگاه های اینترنتی ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
کارایی دانشگاههای ایران - مرور راهبردها-دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
در آموزش عالی کیفیت را فدای کمیت نکنیم! -دکتر محمد خالقی مقدم- - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
برنامه ریزی اوقات آموزشی در دانشگاهها ،چگونه؟دکترمحمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
مراحل تکوین و رشد دانشگاه در ایران - دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389

دارالفنون نخستین نهاد آموزشی  مدرنیته جامعه ایرانی

تغییر فونکسیونالیستی مدارس دوره قاجاریه  تهران ومردم شناسی نهادهای.آموزشی آن

جامعه شناسی آموزشی مدارس قاجاریه  در شهر تهران.

جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره قاجاريه.

جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره صفويه.

جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره آل جلاير،آل مظفر، قراقويونلو وآق قويو نلو.

جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره تيموريان.

جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره ايلخاني..

جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره سلجوقي..

جامعه شناسی آموزشي مدارس الغ بيگ دردوره تيموريان.

جامعه‌شناسي آموزشي ومدارس قدیمی ايران.

مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون تهران و جوامع اروپایی..

مدرسه علوم سیاسی دوره قاجاریه  وکارکرداجتماعی آن.

اين پژوهش‌ها شامل تعدادي پژوهش و برخي مقالات چاپ شده در نشريات ايراني است كه شامل موارد ذيل است:

1-    گسترش كمي دانشگاههاي ايران و تاثير آن بر كيفيت آموزشي

2-    تكوين و تحول و تنگناهاي دانشگاههاي ايران

3-    ساختارهاي توسعه نيافتگي در دانشگاههاي ايران  

4-    بهره وري آموزشي در دانشگاه‌هاي ايران

5-    مكانيسم تحول دانشگاه‌هاي ايران

 

6-    بررسي علاقمندي دانشجويان نسبت به رشته تحصيلي خود در دانشگاه‌هاي ايران

7-    مدرنيته كردن دانشگاه‌هاي ايران

8-    نقش علم و دانشگاه در توسعه اقتصادي – اجتماعي جامعه ايران

9-    عقيده سنجي و طرز نگرش دانشجويان دانشگاه‌ها نسبت به درس خواندن

10-           مباني تمدني ما ايرانيان در مورد نهاد دانشگاه‌ و علم

11-           چگونه دانشگاه‌هاي ايران را اينترنتي كنيم؟

12- نقش دانشگاه‌ها در استقلال اقتصادي كشور

و مقالات ايشان در اين زمينه به شرح ذيل است:

 

 

 

 

و در مورد جامعه‌شناسي آموزشي مدارس ايراني پژوهش‌هاي ذيل از آقاي دكترمحمد خالقي مقدم وجود دارد كه هنوز چاپ نشده است.

1-    جامعه‌شناسي مدارس ايراني در دوره سلجوقيان

2-    جامعه شناسي آموزشي مدرسه نظاميه بغداد

3-    جامعه شناسي آموزشي مدرسه مستنصريه

4-    جامعه‌ شناسي آموزشي مدارس ايراني در دوره ايلخاني

5-    جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني دوره تيموريان

6-    جامعه شناسي آموزشي مدارس اولغ‌بيك سمرقند و بخارا

7-    جامعه شناسي آموزشي مدارس غياثيه هرات و خرگرد

8-    جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني آل مظفر و آل جلاير و آق قويونلو و قراقويونلو

9-    جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني دوره صفويه

10-جامعه شناسي آموزشي مدارس ايراني دوره قاجاريه

11- جامعه شناسي آموزشي مدرسه‌ دارالفنون ايران

12- جامعه شناسي آموزشي مدارس مصر و شام و مغرب و عثماني

13- جامعه شناسي آموزشي مقايسه آموزش و پرورش استان زنجان با ساير استانها (4 جلد)

14- مدارس نظاميه ايران، نخستين نهاد اجتماعي علم در ميان اقوام آسيائي

15- تاثير نهاد سياسي دولت سلجوقي در كاركرد اجتماعي نهاد علم و مدارس نظاميه ايرانيان

16- بررسي تنگناهاي آموزش و پرورش استان زنجان

17- برنامه‌ريزي نيروي انساني آموزش و پرورش استان زنجان

 

18- نقش آموزش و پرورش در توسعه نيروي انساني استان زنجان

19-مدرسه علوم سیاسی در دوره قاجار یه وفازغ التحصیلان آن

20- دارالفنون  مدرنیته کردن نهاد آموزشی  جامعه ایرانی

 

 21-جامعه شناسی آموزشی مدرسه فلاحت در دوره قاجاریه

 22-اشاعه فرهنگی مدرسه سازی در جامعه ایرانیان در دوره قاجاریه

 23جامعه شناسی آ موزشی مدارس تبریز در دوره  قاجاریه

 شیوه معماری وتحولات مدرسه مادر شاه اصفهان

...

 مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون تهران و جوامع اروپایی -اثر :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس - چهارشنبه بیست و دوم دی 1389

  جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره قاجاريه- -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر 1389
جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره صفويه .- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر 1389
جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره آل جلاير،آل مظفر، قراقويونلو وآق قويو نلو- پژوهش :دکتر محمد خالقی مق - جمعه پنجم آذر 1389
جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره تيموريان - .پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر 1389
جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره ايلخاني -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر 1389
جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره سلجوقي - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر 1389
جامعه شناسی آموزشي مدارس الغ بيگ دردوره تيموريان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر 1389

 - غنای فرهنگی و کیفیت آموزشی دانشگاههای ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
طرح ایجاد دانشگاه های اینترنتی ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
کارایی دانشگاههای ایران - مرور راهبردها-دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
در آموزش عالی کیفیت را فدای کمیت نکنیم! -دکتر محمد خالقی مقدم- - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
برنامه ریزی اوقات آموزشی در دانشگاهها ،چگونه؟دکترمحمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
مراحل تکوین و رشد دانشگاه در ایران - دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
تغییر فونکسیونالیستی مدارس دوره قاجاریه تهران ومردم شناسی نهادهای.آموزشی آن - پژوهش ، دکتر محمد خا - سه شنبه هجدهم آبان 1389
جامعه .شناسی آموزشی مدارس قاجاریه در شهر تهران. پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس - سه شنبه هجدهم آبان 1389
0 تأثیر فرهنگی تحول مدارس قاجاریه تهران بر شهرنشینی تهران و ایرانیان پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه هجدهم آبان 1389
آگهی - سه شنبه یازدهم آبان 1389

 تاثير فرهنگي دانشگاه تهران در تغييرات زندگي اجتماعي مردم ايران - چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387


 

مدیترانه و حوزه ی تمدنی و تحولات ژئوپولیتیکی آن در ادوار تاریخی- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

مدیترانه و حوزه ی تمدنی و تحولات ژئوپولیتیکی آن در ادوار تاریخی

 پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

دریای مدیترانه ، حوزه تمدنی – جغرافیایی ویژه ای در جامعه ی بشری، نسبت به سایر دریاها و اقیانوس ها دارد چرا که از قدیم مرکز فرهنگی و برخوردهای فرهنگی اقوام و ملل مختلف جهان در این حوزه ی تمدنی اتفاق افتاده و تأثیرات فرهنگی زیادی بر روی ملل کنونی جهان گذاشته است چرا که ظهور و بروز  قدرت های بزرگ  و یا سقوط آنها اغلب در حواشی این دریای جهان اتفاق افتاده است  که هنوز مورد پژوهش جامعه شناختی – سیاسی قرار نگرفته است  و در سه حاشیه ی ساحلی این دریا انواع سکنه ی جهانی از نوع مذاهب مسیحی و مسلمان و یهودی زندگی می کنند و یا انواع نژادها و اقوام ترک  و عرب و اروپایی و عبری  و مالتی ویا  با زبان های مختلف یونانی و عبری و عربی و ترکی و فرانسوی و اسپانیایی و غیره به اختلاط فرهنگی می پردازند و یا داد و ستد فرهنگی و داد و ستد مالی  و غیره می پردازند و لذا حوزه ی فرهنگی - تمدنی خاصی را نسبت به دریاهای دیگر بوجود آورده اند که تنوع قومی و فرهنگی در حواشی آن دریاها و اقیانوس های دیگر جهان  نسبت به حوزه ی تمدنی مدیترانه کمتر است و لذا نخستین بار مسعودی نویسنده ی مروج الذهب پژوهش نیمه مدونی در مورد حوزه ی تمدنی مدیترانه تدوین کرده بودکه  در فاصله ی سالهای 320 تا 350 هجری می باشد  و پژوهشگر هم به خاطر احترام به این دیدگاه جغرافیدان باسواد شرقی به پژوهش های دیگری در حوزه ی تمدنی مدیترانه و در ادوار تاریخی سلجوقیان و ایلخانان و تیموریان و صفویان و قاجاریه و دوره ی پهلوی کشیده شد  و یا به انواع مطالعه ی جزایر حوزه ی مدیترانه و یا انواع خلیج ها و دماغه ها و یا بندرها و یا رودخانه هایی پرداخت که  به دریای مزبور  ریخته می شوند و یا به تنوع زبان شناختی و یا تنوع قومی و تنوع مذهبی سکنه ی بندرهای اطراف این دریای بزرگ جهانی وحوادث سیاسی – اجتماعی حوزه ی این دریای بزرگ کشیده شد که پژوهشهای  مزبور حاصل این نوع تلاش هاست ولی متأسفانه تاکنون امکان چاپ و یا تکثیر آن را بسیاری از دانشگاه های بزرگی که در اطراف این دریا قرار دارند هنوز به عهده نگرفته اند.

 

کاخ گلستان تهران و زیبایی های آن- پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم

کاخ گلستان تهران و زیبایی های آن

پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم

ما ایرانیان عادت فرهنگی داده شدیم که همیشه مفاخر ملی خود را از منظر دیدگاه سیاحان اروپایی ببینیم که آن را در یک خط و یا چند خط به ما معرفی کرده اند  و در حالی که کاخ گلستان تهران و یا زیبایی های آن چیزی بیشتر از این مفاهیم است، چرا که در  این کاخ ایرانی اجزا و عناصر معماری ویا  تالارها و قسمت های مختلفی وجود دارند که اغلب سیاحان اروپایی در دوره ی قاجاریه و یا پهلوی آن را ندیده بودند ویا  اجازه ی ورود به آن محوطه ها را هم نداشتند و یا فلسفه ی تأسیس آن محوطه ها و یا تالارها و یا تاریخ تأسیس آن هارا نمی دانستند ولذا اینجانب در دو پژوهشی مستقلی که بر روی میدان ارگ تهران  و دیگری بر روی کاخ گلستان و مجموعه اجزاء وابسته به آن انجام داده بودم متوجه بسیاری از نکاتی شدم که هنوز  اغلب ایرانیان و از طریق رسانه ی ملی و یا از طریق بروشورهای میراث فرهنگی تهران و غیره به آن دسترسی نیافته اند و  این بافت معماری ایرانیان و یا تحولات تالارها و اجزا و عناصر تاریخی آن  چیزی است که در دوران قاجاریه شکل گرفته بود و تحولات زیادی را در بافت معماری مزبور  انجام داده است و تنها کاتبان باسواد اداره ی ایرانی بودند و یا افراد متنفذ باسوادی که به دربار قاجار می رفتند و می توانستند آن پدیده های معماری را  به خوبی رؤیت کرده و یا مشاهدات قابل رویت خود را در اسناد تاریخی ومتن نویسندگی خود مکتوب تاریخی بکنند و لذا ایرانیان از این نظر واقعاً در فن نویسندگی هایشان شایستگی های لازم را نشان داده اند و کاتبان باسوادی که برای امور اداری خود دائماً به قسمت های مختلف کاخ گلستان و اجزا و عناصر مجموعه های وابسته به آن رفت و آمد می کردند ویا  از نزدیک تمام این اجزا و عناصر معماری را روزانه مشاهده کرده  و یا گاهی مشاهدات خود را  هم در لابه لای نوشته جات مختلف خود مکتوب می کردند ولی متأسفانه هنوز ما نخواسته ایم که این نوع مکتوبات افراد مزبور ایرانی را در دانشگاه ها ویا در میراث فرهنگی جمع آوری بکنیم و دائماً هم برای ابراز وجهه ی شخصی خود به گزارشات اروپاییان تکیه می کنیم و  لازم به ذکر است که شدت علاقه به این نوع مکتوب نویسی های ایرانیان وگزارشات آنان  از بافت های شهری و کاخ های ایرانی باعث شد که اینجانب در مورد دهها کاخ قاجاریه در شهر تهران نظیر کاخ نگارستان و یا کاخ محمدیه و یا کاخ شهرستانک و کاخ جاجرود و کاخ قصر قجر و کاخ نیاوران دوره ی قاجاریه و کاخ صاحبقرانیه دوره ی قاجاریه و کاخ قصرفیروزه و کاخ عشرت آباد و کاخ فرح آباد تهران و کاخ سلطنت آباد تهران و یا دیگر عمارت های اعیانی شهر تهران پژوهش مستقلی بکنم ولی زیباترین و جالبترین کاخ های  ایرانی در دوره ی قاجاریه مربوط به کاخ گلستان تهران است که برتری های زیادی نسبت به کاخ های دوره  صفویه در شهر اصفهان دارد و یا به کاخ های دوره ی تیموریان دارد ولی هنوز خودباختگی فرهنگی ما مانع آن شده است که به زیبایی های معماری آن توجه لازم در پایتخت ایرانی خود توجه بکنیم.

 

 

جامعه شناسی روستایی واژه ی روستا و رستاق در تاریخ ایران - پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

جامعه شناسی روستایی واژه ی روستا و رستاق در تاریخ ایران

پژوهش از : دکتر محمدخالقی مقدم

امروزه حدود 60 هزار روستا در خاک ایران وجود دارند و بعلاوه در انواع دروس دانشگاهی ایران هم دروسی به نام درس جامعه شناسی روستایی و یا درس برنامه ریزی روستایی و در دانشکده های علوم اجتماعی ویا در دانشکده های جغرافیا و کشاورزی تدریس می شوند ولی هنوز هیچ کس نمی داند که واژه ی روستا از کجا نشأت گرفته است ؟ و به چه مفهومی می باشد ؟

و این مسئله هم همیشه مورد کنجکاوی اینجانب بود که در دانشگاه تهران درس جامعه شناسی  می خواندم و کسی هم در ایام تحصیلم به سؤال اینجانب جواب مناسبی نداشت و لذا ناچار به مطالعه ی میدانی و درباره ی واژه ی روستا شدم و لذا در مطالعات تاریخی خود به اسناد و مدارک زیادی برخوردم که درباره ی واژه ی دهات کنونی ایران می باشد ویا  هسته ی اولیه ی کلمه ی روستا  و روستایی می باشد و آن کلمه ی رستاق است که هنوز هم اسامی تعداد زیادی از مناطق مرکزی ایران ویا نام دهات مختلف  استان ها  با نام رستاق نامیده می شوند و یا در منطقه ی مازندران و در ناحیه ی مابین لار و نور و چالوس دهستان ها و دهاتی به نام کلارستاق و دیگر عناوین دیده می شود ویا در شهرستان گرگان دهستان سدن رستاق وجود دارد و یا صدها نام رستاق دیگری که پژوهشگر در استان های مختلف ایران آن  ها را پژوهش کرده است و همگی در دو مجموعه ی پژوهش ذیل ذکر شده اند :

1-    جامعه شناسی پدیده ی رستاق در نواحی مرکزی ایران

2-    جامعه شناسی روستایی و تحولات پدیده ی رستاق به روستا در استان های مازندران و گرگان

و امید است  که دروس دانشگاهی ما نیز امروزه الهام گرفته از متون میدانی باشد که مبتنی بر تحقیقات میدانی از جامعه ی ایرانی و یا تحولات روستایی آن باشد  که هنوز مردم ایران در این مورد نتوانسته اند از ضعف دروس دانشگاهی عصر حاضر چیزهایی را یاد بگیرند و مثلاً بدانند که چرا در دوره ی ساسانی نام روستاها را با واژه رستاق می نامیدند و یا به جای کلمه دهستان از کلمه ی طسوج استفاده می کردند که هنوز آبادی طسوج آذربایجان شرقی  از بقایای آن مفهوم می باشد و یا بسیاری از دهاتی که هنوز نام باستانی رستاق خود را هنوز در نواحی مرکزی ایران حفظ کرده اند.

آبیاری مدرن و نحوه ی تأسیس اداره ی آبیاری در ایران- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

نظام آبیاری شهر یزد در دوره ی تیموریان - پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

سد سازی و نظام آبیاری ایرانیان در تمدن کشاورزی ساسانیان- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم

نظام آبیاری ایرانیان در تمدن جامعه گذشته - پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم