مقالات شناخت شهرهای ایرانی دکتر محمد خالقی مقدم ودر نشریات اینترنتی ویا نشریات کاغذی  ایرانشناسی  :

 این مقالات مربوط به شهرهای ایرانی شامل مقالات مختلفی است که در نشریات ایرانی چاپ شده ویا بصورت مقالات اینترنتی است ویا شامل پژوهش های چاپ نشده مربوط  به  شناخت موضوعات شهرهای ایرانی است وشامل   12 اثر پژوهشی آن  که مربوط به استان یزد می باشد که در کارتن ویژه ای طبقه بندی شده است و یا 20 اثردیگرش  در مورد استان گیلان و شهرهایش است ویا 43 اثر در مورد شهرهای استان مازندران ویا  استان گلستان است و نیز ۳۰ اثرش  در مورد استان های آذربایجان غربی و شرقی و اردبیل است ویا  15 اثرش در مورد شهرهای استان های مرکزی ایران است ونظیر استان قزوین و یا مرکزی ویا  قم و یا برخی از شهرهای استان اصفهان و تهران می باشد و به علاوه ۷۵ اثر دیگرش هم  در مورد جامعه شناسی شهری تهران (مادر شهر ایرانیان) است ومربوط  به جامعه شناسی محلات شهری  تهران و پدیده های اجتماعی آن می باشد و به علاوه 23 اثرش هم  در مورد استان های اصفهان و کرمان و بلوچستان را در بر می گیرد و یا 14 اثرش  در مورد شهرهای مهم استان های خوزستان و بوشهر و هرمزگان است ونیز 22 اثرش در مورد شهرهای مهم استان های غربی ایران است که شامل استان های همدان و کردستان و کرمانشاه و ایلام و لرستان و بختیاری و کهکیلویه است و به علاوه 17 اثرش هم  در مورد جامعه شناسی شهری و ویژگی های شهرسازی – تمدنی شهرهای مهم استان های خراسان و سمنان و برخی شهرهای جدا شده از آن است  ونیز نظیرشهرهای  مرو و هرات را در بر می گیرد. و بعلاوه  بالاترین شناخت شناسی استانی شناسی هم  مربوط به شناخت شهرهای استان زنجان می باشد که پایه گذار چنین دایره المعارفی بوده و جمعا ۱۳۰ اثر پژوهشی در مورد ویژگی های قومی و شهرشناسی و بناهای تاریخی و بازار و تحولات ادوار تاریخی و فرهنگ و پوشاک و زبان شناسی استان زنجان می باشد و بیش از 100 مقاله نیز در مورد استان زنجان از نویسنده این دایره المعارف و در موضوعات این استان و در انواع نشریات ایرانی انتشار یافته است که می توان به چگونگی آن ها در فهرست مقالات نویسنده در وبلاگ  http://drmkhm.blogfa.com/ دسترسی یافت. و از آن جا که استان مزبور از قدیم دارای کمبودهای دیگر در مورد تولیدات فرهنگی و شناخت شناسی تاریخی داشت لذا نویسنده مزبور به خاطر جبران این نوع کم کاریهای تاریخی و فرهنگی و به خاطر علاقه به زادگاهش واز میان ۱۰۰۰آثار ایران شناسی و 260 1مقاله خود، یک نهم آن را به استان زنجان اختصاص داده است که شامل جامعه شناسی شهری و مشاهیر تاریخی و بناهای تاریخی و جامعه شناسی روستایی و منطقه ای استان مزبور می گردد

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 وشامل مقالات وپژوهشهای چاپ شده ذیل  می باشد :

*-زنجان و ابهر دوران سلجوقي و امير شيرگير - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸

*-جامعه شناسي شهري زنجان قصرها و دارلحكومه‌ي عبدالله ميرزا قاجار در بافت شهري قديم زنجان - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸

*-ويژگي‌هاي معماري و شهرسازي قصرها و دارالحكومه‌ي قاجاريه در زنجان - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸

*شهرسازی و تحولات کالبدی زنجان در ادوار تاریخی-از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱

*قیصریه قره قویونلو زنجان-اولین قیصریه بازارهای شهرهای ایرانی -دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰
*مجموعه بازار قره قویونلو و مجموعه بازار قاجاریه در زنجان -دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰

*سهرورد (مقالات مربوط به فرهنگ و مدنیت سهرورد از دکترمحمد خالقی مقدم ) - دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۸
*-سجاس (فرهنگ و مدنیت )مقالات دکترمحمد خالقی مقدم ) - یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۸

.*آثار فرهنگی تمدن باستانی اصطخر(استخر)- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹

*شناخت اجتماعی معماران و استادان سازنده ابنیه تاریخی اصفهان-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹

*شهرسازی و شکل گیری محله عباس آباد اصفهان در دوره صفویه - دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶

*جامعه شناسي شهري اصفهان در دوره سلجوقي- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹

آبرسانی شهری سنتی اصفهان و تاثیرگذاری اش بر شهرهای دیگر ایران از : دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس - سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷

*جامعه شناسي شهري هرات در دوره تيموريان -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹
*جامعه شناسي شهري .همدان در دوره سلجوقي-.پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹

 

*تحولات اجتماعی – شهرسازی قریۀ امیرکبیر در تهران از مرحلۀ روستایی امیرآباد – تا محله شهری امیرآباد پژ - جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹
*مدنیت مردم تهران ، در محله ی شهری امیر آباد بروزاجتماعی مییابد! پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم- جام - پنجشنبه

*کاخ گلستان تهران و زیبایی های آن- پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲چهاردهم

*تهران- شهرسازی و ساختار کالبدی تهران در دوره دولت پهلوی -از دکتر: محمدخالقی مقدم - یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲

*کاخهای وزارت اقتصاد ایران وتاریخ ساخت وسازآنها درتهران)4)  از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس اقتصادی - دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۷

0 *تأثیر فرهنگی تحول مدارس قاجاریه تهران بر شهرنشینی تهران و ایرانیان پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹
*تأثیر الگوهای فرهنگی قاجاریه بر شهر سازی و مرفولوژی شهری تهران -دکتر محمد خالقی مقدم-- - دوشنبه دهم آبان ۱۳۸۹

*ساري و جامعه شناسي شهري آن از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴
*آمل و جامعه شناسي محلات شهري آن از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴
*بوشهر و جامعه شناسي تاريخي شهر از : دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴
*بندرعباس و جامعه شناسي شهري آن از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴

*جندی شاپور و شهرسازی آن - از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناسی شهری - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴

*تیسفون و شهر انبار دوره ساسانی و ساختار کالبد شهری آنها - از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - یکشنبه هجدهم

بهمن ۱۳۹۴

*اهواز و تاریخ دو هزار ساله آن - از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴

*خیابان انقلاب تهران و پیشینه شهرسازی آن در دوران احمد شاه از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شه - شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴

*بازار تهران و تحول مناطق شهری اطراف بازار تهران در 150 سال گذشته (شماره 2)- از : دکتر محمدخالقی مق - یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵
*بازار تهران و تحول شهرداری های تهران در 150 سال گذشته (3) از : دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس حقوق - یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵

*محلات و برنامه ریزی شهری برای بهبود اقتصادش از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۵
*خیابان ولی عصر تهران ، شهرسازی بزرگترین و زیباترین خیابان خاورمیانه -دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شن - سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۵

*طبس و جامعه شناسی تاریخی و کارکرد شهری آن از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری - یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۵
*شهرسازی زنجان و تحولاتش در دوره احمدشاه و دوره پهلوی از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - یکشنبه

چهارم مهر ۱۳۹۵

*شهرهای بندری خلیج فارس و استراتژی توسعه درون زای آنها در برنامه ششم ایران از: دکتر محمدخالقی مقدم- - دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۵

*دزفول واهمیت استراتژیک آن برای دولتهای گذشته ایران از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵
*یزد و تغییر ساختار اقتصادی و اشتغالش در دوره احمدشاه ودوره پهلوی از: دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شن - یکشنبه دوم آبان

نظام آبیاری شهر یزد در دوره ی تیموریان - پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲

*کرج و ضرورت توجه دولت به مشکلات و تنگناهای توسعه شهری آن از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری - شنبه

بیست و نهم آبان ۱۳۹۵

ر
*سیل وفنون شهرسازیهای قدیمی ایرانیان از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۸
*شهرسازی وطرح جامع توسعه تهران، در دولت پهلوی دوم- (بخش هفتم)- دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۷
*شهرسازی تهران ومکان یابی ادارات دولتی اش، در دوره پهلوی دوم - (بخش ششم) - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۷
*شهرسازی تهران و خیابان های مهمش در دولت پهلوی - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۷
*ساختار کالبدی تهران  وروش تحقیق شهرسازی آن ،در دولت پهلوی- از دکتر: محمدخالقی مقدم  - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷
*شهرسازی تهران و محلاتش در دوره پهلوی دوم-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷
 *شهرسازی تهران و وزارت خانه هایش در دوره رضا شاه- از :دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷
*املاک قاجاریه درشهر تهران وتاریخ ساخت وسازآنها-از :دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷

 

*زاهدان و برنامه ریزی روستاهای بلوچستان - از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری - دوشنبه ششم دی ۱۳۹۵

*شیراز و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی-از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری - سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶
*کرمان و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی-از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری - سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶

*اراک وتنگناهای شهرسازی اش (بخش اول) از : دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه هشتم تیر ۱۳۹۸
*اراک ومشکل اداره شهرهای زیر مجموعه اش - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه هشتم تیر ۱۳۹۸
*تشکیلات وزارت آموزش وپرورش در دوره رضا شاه وتحول اداری اش تا عصر کنونی (بخش سوم) از: دکتر محمد خالقی - چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۸
*دبیرستا نها ومدارس  شهر تهران، و از دارالفنون ،تا عصر رضاشاه (بخش اول) - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۸
*دبیرستانها و مدارس  شهر تهران، از دوره رضا شاه تا عصر کنونی (بخش دوم) - دکتر خالقی مقدم - سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت

*تهران پل پیروزی مسکو و پکن در قاره آسیا - دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۸

*تحولات معماری وشهرسازی میدان صاحب آباد تبریز - دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸

 

*تبریز و تاثیر فرهنگ آن بر تجارت اقوام آسیایی از : دکتر محمد خالقی مقدم تخصص : مردم شناس اقوام آسیا - سه شنبه دهم دی ۱۳۹۸
*تبریز ومرو دوشهر"تاثیر گذار" بر فرهنگ اقوام آسیایی  معاصر!  بخش (1) از: دکتر محمد خالقی مقدم تخصص - سه شنبه دهم دی ۱۳۹۸
*تبریز ومرو دوشهر"تاثیر گذار" بر فرهنگ اقوام آسیایی  معاصر!  بخش (2) از: دکتر محمد خالقی مقدم تخصص - سه شنبه دهم دی ۱۳۹۸

*بلدیه تهران در دوره رضا شاه پهلوی از دکتر محمد خالقی مقدم _ جامعه شناس شهری (بخش دوم) - چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۹
*بلدیه تهران وتاریخ آن، از دوره قاجاریه وتا سال  معاصر 1399شمسی- از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۹

     *  خیابان ومحله کاخ تهران وچگونگی شکل گیری آن _  از :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - سه شنبه یازدهم۱۳۸۸

*خیابان فلسطین تهران ومحله اعیان نشین آن در دوره احمدشاه قاجار


*مسجد تاريخي و مدرسه و حمام نصرالله‌خان افشار زنجان در دوره‌ قاجاريه - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸
*جامعه شناسي شهري زنجان در دوران زنديه(قسمت اول) - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸

*مسجد جامع جهانشاه قرا قویونلو ی زنجان کجاست؟ - چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۸۸
*آرامگاه تاريخي چلبي اوغلي در سلطانيه - چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۸۸

*مسجد تاريخي دوران قاجاريه زنجان (مسجد اسحاق ميرزاي زنجان) - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸

 

*جامعه شناسي شهري زنجان (قسمت دوم) - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸
جامعه‌شناسي شهري زنجان (بخش چهارم) - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸

*مقبره و خانقاه اخي فرج زنجاني كجاست؟ - پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۸

 

· *   زنجان تاريخ ديرينه و سرزمين ديدني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه ايران ـ شماره .....

·   ـ** استان زنجان تاريخ ديرينه و سرزمين ديدني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه ايران ـ شماره .....

·   * ـ زنجان در گذر زمان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه صبح امروز ـ شماره هاي ... 1 الي 5 سال 1375-·        يكشنبه 22اسفندودوشنبه4بهمن وغيره

 

· *ـ قلعه عليمردان خان در زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره

346

· *   جامعه و اقتصاد در شهر زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره198

 

 

·    ـ* ساختار اجتماعي ـ اقتصادي شهر زنجان در دورة اسلامي (بخش1) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 148

·    ـ ساختار اجتماعي ـ اقتصادي شهر زنجان در دورة اسلامي (بخش2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 149*

·    ـ* ساختار اجتماعي ـ اقتصادي شهر زنجان در دورة اسلامي (بخش3 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 150

·    ـ* شهر زنجان در دوران حكومت بني اميه و بني عباس (بخش1) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 180

·    ـ شهر زنجان در دوران حكومت بني اميه و بني عباس (بخش2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 181

·    *ـ وقايع قرن سوم تا چهارم هجري در زنجان (بخش1) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره ـ 193

·    ـ* وقايع قرن سوم تا چهارم هجري در زنجان (بخش2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره ـ 194

·   ـ* وقايع قرن سوم تا چهارم هجري در زنجان (بخش3) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره ـ 195

·  * * ـ شهر زنجان در دوره آل بويه (1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 200

·    ـ تحول كهندژ قديم ساساني شهر زنجان به شارستان جديد دوره اسلامي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ شماره  183

 

*شهر زنجان در دورة سلجوقيان (بخش1 ) ـ نشريه اميد زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ شماره 183


*قیدار(تاریخ واقوام -پژ وهشها) ازدکترمحمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸

*جامعه شناسی شهری رشت- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹
*قلعه های دختر در تمدن ایرانی - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹

 

*شناخت اجتماعی عمارت دمشقیه تبریز-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹
*شناخت اجتماعی ربع رشیدی تبریز-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹

 

*شناخت اجتماعی شنب غازان تبریز-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹
*الگوهای اقتباس فرهنگی در شهرسازی ایرانیان-از چهارباغ مشهد تا چهار باغ اصفهان-:پژوهش از : دکتر محمد خ - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹
*تحقیقات اجتماعی –اقتصادی دشت آزادگان- پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹
*جامعه شناسی توسعه منطقه ای دهستان های استان کرمانشاه-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹

*جامعه شناسي شهري شيرازدر دوره زنديه- .پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹
*جامعه شناسی شهری كرمان.-پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹
*جامعه شناسی شهری كاشان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹
*جامعه شناسی شهری بندر عباس -.پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹
*تخت جمشید الگوی فرهنگی شهرسازی ایرانیان برای جوامع دیگر- پژ.وهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹

*مشهدوخراسان (.مدنیت ،فرهنگ واقوام آن .) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم. - چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹

*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان خراسان شمالی - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان سیستان و بلوچستان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰

*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان همدان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان لرستان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان سمنان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان گرگان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان گیلان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت

*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان آذربایجان غربی - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان اردبیل - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان آذربایجان شرقی - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰

*مدنیت و جامعه شناسی شهری وقومی در استان ایلام - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
**مدنیت و جامعه شناسی شهری وقومی در استان چهارمحال و بختیاری - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰

*.مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان مازندران - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان اراک - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان قزوین- پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم.. - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان کردستان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان کرمانشاه - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان قم - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
*مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان کهگیلویه و بویر احمد - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم

*معماری و ویژگی های قصرهای ایرانی-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹
*معماری کاروانسراها و رباط های ایرانی-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹

*معماری وشهرسازی ایرانی(پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم) - سه شنبه سوم آذر ۱۳۸۸
*شهرسازی یزد(مقالات دکترمحمد خالقی مقدم-جامعه شناس) - سه شنبه سوم آذر ۱۳۸۸

خیابان ومحله کاخ تهران  ونحوه شگل گیری کاخ مرمرآن - دکتر محمد خالقی مقدم

خیابان ومحله کاخ تهران  ونحوه شگل گیری کاخ مرمرآن

                       ( بخش دوم )

          از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری

در مقاله قبلی ام ،چگونگی تحول بافت شهری سنتی محله کاخ جنوبی تهران را وبه بافت جدید شهرسازی آن ویا با کوچه کشی های منظم را شرح دادم واکنون  هم به چکونگی شکل گیری "کاخ مر مر" ودر این نقطه جغرافیایی تهران می پردازم

 سلیمان بهبودی که منشی مخصوص رضا شاه بوده ودر دفتر اداری این کاخ مرمر کار می کرده ولذا آشنایی کامل به تحولات آن سیستم دارد ودر برخی از صفحات خاطراتش  هم به تحولات تاریخی این  کاخ مرمر اشاره کرده است  ولی این اشارات وی بسیار اندک می باشد  وتنها برخی از ایام ویا ازمنه ،تحولات ساخت وساز این کاخ مرمر را پوشش می دهد ولی شرح کامل آنرا ندارد ولی همان مسایل نیز مستند پراکنده در کتاب می باشد  وبعلت آنکه  وی در این عصر زندگی می کرده وبعلاوه کارمندرسمی ویا  دفتری این کاخ هم بوده ولیکن  دیگر سکنه تهران  معاصر ودر جریان تحولات آن کانون قدرت جدید ایران نبودند واز این رو گزارشهای مختصر وی از این   کاخ ،قابلیت استنادی دارد ومثلا  سلیمان بهبودی در ص 294 کتاب خاطراتش می نویسد : محل کاخ مرمر وکاخ علیا حضرت ملکه پهلوی که حدود آن از جنوب به خیابان سپه واز شرق به خیابان پهلوی  واز شمال به بالای خیابان پاستور  واز غرب به خیابان کاخ وصل  می شد ودر  دفعات مختلف تاریخ  وبصورت  قطعات کوچک وبزرگ از فرمانفرما ونظام السلطنه ودیگر اطرافیان آنها خریداری شد وضمیمه اراضی دیگر کاخ مرمر گشت  و یا  به نقل سلیمان بهبودی ودر این ص خاطراتش که می نویسد : وآخرین قسمتی که خریداری وضمیمه شد کاخ مرمراولیه  است که عمارت مجللی نبود  ویا  نمای آجر معمولی داشت  واین عمارت را وپس از چند سال که در آن زندگی کردند "خراب "کرده وبجای آن" کاخ مرمر فعلی " را ساختند .

 ونیز می افزاید ،در عمارت قدیم ، یکی از اتاقها را که در قسمت تحتانی واقع بود ، تبدیل به " صندوق خانه "کرده  واطراف آن را قفسه بندی نمودم  وآنچه هدایاو در موقع تاجگذاری آورده بودند ودر آن جای نهادم  ومدتها  هم اعلیحضرت همایونی ، از وجود چنین محلی  بی اطلاع بود ند واتفاقا روزی متوجه در آهنی آن جا شدند ودستور دادند که باز کردم  واز اینکه چنین محل مناسبی وبرای نگهداری اشیاء  گرانبها وطلا آلات پیش بینی شده بود  وحتی " دفتر منظمی " هم داشت که تمام اشیائ وبا مشخصاتش ودر آن دفتر وارد (یا ثبت ) می شد ،خرسند شدند 

ونیز لازم  به ذکر است که محل مزبور، خزانه سلطنتی بود که اغلب شاهان داشتند وبعلاوه در دوره قاجاریه هم خزانه سلطنتی ودر محوطه کاخ گلستان "درون ارگ سلطنتی" واقع بود ووقتی رضا شاه در کاخ گلستان در سال 1304ش تاجگذاری نمود وبه همه آ ن  جواهرات سلطنتی شاهان گذشته ایران تسلط یافته بود واز جمله به کوه نور وغیره وزمانی که در اوایل سال 1305ش میخواست که محوطه انواع کاخهای سلطنتی قاجاریه راودر میدان ارگ تهران اوز دست حرمسراها وکارمندان قاجاریه بگیرد ویا با سیاست پس بگیرد ویا آنهارا از محوطه مزبور بیرون براند که در نقاط دیگر تهران خانه اجاره بکنند  واز این رو  محوطه فعالیت  دولتی خود را وبه یک منزلی آورد که فرمانفرما ودر جنب خیابان پاستور به او هدیه داده بود  ودر عین حال خانه جدید هم برای خودش در آن محوطه بسازد وخانواده اش را از خانه اجاره ای  میدان حسن آباد بدانجا بیاورد  واز ای رو محوطه اولیه وساده کاخ بعدی مرمر ، در این مکان نزدیک خیابان پاستور شکل گرفت و هدف "فرمانرما"  از هدیه دادن این محل به رضا خان  هم آن بود که بررونق واعتبار ارزش ملکی خانه های واراضی ملکی خود ودر اطراف خیابان پاستور بیفزاید تا در آینده اراضی باغی خود را ودر اطراف خیابان پاستور ویا در دروازه باغشاه خوب بفروشد ویا با قیمتهای ملکی بیشتری بفروشد وچرا  که از دوره احمد شاه اغلب باغات واراضی آن به ملکیت فرمافرما وخانواده اش در آمده بوده  ومنزل بزرگ وخان نشین فرمانفرما نیز در این محله اعیان نشین خیابان پاستور واقع بود  که 701 نوکر ومباشر در منزل خود داشت واز طریق آن پرسنل ارباب ورعیتی ، اغلب روستاهای خودش را ودر سرتاسر ایران اداره می کرد که وسعت آنها به اندازه کشور هلند وبلژیک بود ولذا محله خیابان پاستور  وبصورت " محله خان بزرگ ایران " در آمده بودو اعیان دیگر تهران نیز ودر همسایگی وی  زندگی می کردند ویا از او ملک خریده بودند وهدفش از کشاندن رضا خان به همسایگی منزل خود نیز تنها رونق بخشی به اراضی ملکی محله خود بود ونمی دانست که در نهایت به "ضرر خودش" تمام خواهد شد  ورضا خان هم وبعد از گرفتن قطعه ملکی مزبور از وی در اطراف خیابان پاستور جواهرات سطنتی سابق کاخ گلستان را به محوطه منزل خودآورد  ویا به محوطه  با درب آهنین کشانده بود که بعدا جواهرات مزبور وبعنوان پشتوانه چاپ پول ویا اسکناس وبه خزانه بانک ملی ودر خیابان فردوسی سپرده شد ویا بعد از شگل گیری بانک مرکزی در سال 1339ش به این بانک جدید ایران سپرده شد.

وبه نقل ص5 کتاب خاطرات سلیمان بهبودی رضا شاه  در روبروی باغ امیر کبیر  جنوب خیابان پاستور  وخانه کوچکی خریده بود ( ویعنی باغ کامران میرزا امیر کبیر که فرزند ناصرالدین شاه بود و قبلا مدرسه نظامی قاجاریه را ودر با غ امیریه خود  فرزند ناصر الدین شاه ایجاد کرده بود ولی در این ایام پیر ومریض بود وقصد داشت که برای معالجه به خارج برود  ورضاشاه هم این مدرسه نظام وی را وبعدا به دانشکده افسری تبدیل نمود   ور روبروی آن مدرسه نظام قاجاریه  نیز ، خانه اولیه وکوچک رضا شاه وبعد از کودتایش  قرار داشت که زمین اش را فرمانفرما به اوهدیه داده بود     واحتمالا در معبر کوچه ای بود که بعدا به خیابان سپه تبدیل گشت  که از "دروازه باغ شاه" تهران وتامیدان حسن آباد وتوپخانه  تهران ،معبر واگن اسبی در آن ،معیر واقع بودکه بعدا جمع گشت    وهنوز رضا شاه به ساختمان کاخ مر مر بالاتر از آن ناحیه ،نرفته بود.

ونیز  لازم به یآدآوری است که اراضی بالای خیابان سپه وتا خیابان آذربایجان شرقی ویا در شرق دروازه باغشاه واز اراضی شهری ویااز  منازل متعلق  با فرمانفرما ویا فرزندانش  بود که در مقاله قبلی ام به شرح کامل آن پرداختم ولی بعد از آتش سوزی عظیم منازلشان در سال 1315 ش  کل اراضی تحت مالکیت آنها به تصرف کامل رضا خان در آمد که بعدا در ناحیه بالای آن کاخ مرمر شکا گرفت ویا تاسیساتش را ساختند  وقسمتهای جنوی آن تا خیابان سپه نیز جزو اراضی کاخ مرمر ودر دوسوی خیابان پاستور بود که اراضی جنب خیابان  سپه آن را وجهت ساخت  کاخ سنای دوره پهلوی دوم اختصاص دادند که مهندس حیدر قلی خان غیابی شاملو ومهندس محسن فروغی  سازنده آن بود ویا با 250 کارگر وبنا وسالها در حاشیه خیابان سپه تهرانساختند ویا در روبروی دانشکده افسری مشغول ساخت  وساز این ساختمان سنا بودند ودر پشت آن نیز ساختمان نخست وزیری دوره پهلوی را ساختند که مدتی هویدا وآموزگار وغیره نیز  در آن ساختمان بودند  واز منازل اعیانی دوره احمد شاه وامروزه دیگر در این منطقه خبری نیست وفقط از آن دوره تاریخی ،تنها  کوچه "منشورالسلطان "مانده ویا در شرق میدان باغشاه باقی مانده است  وبعلاوه  مدتی هم نام "کوچه شعاع السلطنه" در این منطقه باقی بود که امروزه دیگر نیست  ولذا بافت محله سابق احمد شاهی آن محله نیز  عوض شده است   وآری  قبل از اینکه، رضا شاه وبه خانه کوچک حاشیه خیابان کاخ جنوبی وسپه بیاید ودرمحله دیگر زندگی می کرد  ویا در ایام میر پنجی خود ودر یکی از کوچه های میدان حسن آباد منزل اجاره ای داشت که برخی از فرزندانش ودر آن خانه حسن آباد  به دنیا آمده بودند   وبعلاوه به نقل ص 6 کتاب سلیمان بهبودی  وبعد از کودتایش  مدتی هم ودر خیابان سوم اسفند زندگی می کرد  ویا در خیابان سرگرد سخایی امروز( یعنی خ برج نوش سابق )زندگی می کرد که متعلق به "دیویزیون قزاقخانه" تهران بود وسپس به این خانه کوچک ویا جنب خیابان پهلوی وخیابان کاخ جنوبی انتقال یافت  ونیز به نقل منابع تاریخی  وآمدن وی به این خانه جدید ش  در سال 1303س  اتفاق افتاد  وبهمین دلیل  شکل گیری کاخ مرمر وی 13 سال طول کشید که در سال 1316ش تکمیل گشت  بعلاوه وی در ابتدای کودتایش ویک زمین ییلاقی ود ر تجریش خریده بود  که بنام "تپه علیخان "نامیده می شد  که بعدا بنام "کاخ سعد آباد" خوانده شد واز سال 1305 به بعد هم بین دو کاخ تابستانی وسعد آباد خود وکاخ زمستانی وکاخ مر مر دیگرش ، نیز خیابان طولانی وچنار دار پهلوی  را کشیده بود که قبلا بصورت یک "جاده سلطنتی اختصاصی "بود و امروزه بصورت یک "خیابان تجاری عمومی " درآمده است ویا بنام "خیابان ولی عصر" در آمده است  وبه نقل ص 32 کتاب سلیمان بهبودی ، خانه اولیه اش را معمار باشی صانعی برای وی ساخت واشیائ ضروری ونظیر فرش ومبل وروبخاری وتابلو را نیز در آن خانه نصب کردند  وفرمانفرما نیز  بخشی از "آب قنات کوثریه" خود راو به او داد که مظهرش ودر حیاط منزل وی  بود  که امروزه "موسسه پاستور نامیده "میشود  وبعلاوه  به نقل ص 173 خاطرات بهبودی  ودر جنوب غربی منزل وی ودر نبش خیابان کاخ ، عمارت کوچکی وبا تمام لوازم وبرای مهمانان ساخته شده بود که سردار عشایر را ودر همان جا منزل دادیم وبعلاوه برخی از روسای قبایل وعشایرایران  ودر آنجا به دیدار رضاخان می رفتند ( واز جمله رئیس قبیله قشقایی )  وبعلاوه  به نقل ص 192 خاطرات  بهبودی که می نویسد ودر مورخ 7 آبان 1303ش : منزل اولیه رضا شاه که در این مکان وجنب خیابان کاخ قرار داشت ،و چندان مجلل نبود وحتی در اوایل حکومتش ،از کاخ سازی برای خودش امتناع می کرد   ویا نقل بهبودی  چنین است : خاطرم می باشد  که حضرت اشرف (رضاشاه) ودر جنب خیابان فعلی کاخ، طویله ای داشتند وبوی بد زننده وحشرات آنجا، تولید زحمت کرده بود ولذا دستور فرمودند که طویله را خراب کردند  ومهندس ،نقشه ای وبرای ساختمان آنجاداد  ودر این نقشه هم ، شش اتاق ساده پیش بینی شده بود وطبق معمول ،در مقابل اتاقها ، ستون گچی وزیر اتاقها را وهم زیر زمین آجری در نظر گرفته بودند ولیکن ، روی هم رفته نقشه اش ،خیلی ساده بود  وقبل ازمسافرت اولش به آذر بایجان که خیلی هم طول کشید ومرا مامور کردندکه به محض حرکت ، ساختمانش را شروع بکنم وبنا به ساده ومعمولی بود که دوماهه تمام شد و روز اول وبعداز مراجعت  ، صرف دید وبازدید معمول شد وتشریفات بازدید که خاتمه یافت  وبرای ملاحظه ساختمان آمدند  ووقتی دیدند که تمام شده است  واز این که، کار به سرعت پایان گرفته است ومرا مورد مرحمت وتشویق قرار دادند!ولی ضمنا فرمودند : من نمی دانستم که عمارت وبه این صورت بیرون خواهدآمد واین عمارت برای زندگی من مناسب نیست !ودستور دادند که  روز بعدو با کمال سرعت ، جلو عمارت را با چوب شبیه نرده وآهن شیروانی ،بپوشان ورنگ سبز روی آن بزن وتا از دید اشخاص ،محفوظ بماند وتا مردم خیال نکنندکه   قصر خورنق ساخته ام !( ماخذ ص 192 خاطرت بهبودی )ونیز به نقل ص 199 خاطراتش ،سادگی بنای اولیه منزل مزبور  ودر این محله  شهرتهران ، طوری بود که لوله آهنی بخاری دفتر وی ودر این محل وطوری بود که به تیرهای چوبی سقف اتاقش، نزدیک بود ولذا در 4بهمن سال 1304 ش هم سقف چوبی اش آتش گرفت ونظامیانش خاموش کردند  ولیکن  اگر در اتاق مجاور وی مقداری اسلحه ومسلسل  وفشنگ وجود داشت واگر سرایدار متوجه نمی شد وحادثه عاقبت خوبی نداشت ولی البته به خیر گذشت !(ماخذ ص 199 کتاب مزبور)  و بعلاوه بهبودی ودر صفحات 241 و242 خاطراتش  می نویسد :رضا شاه در 20 تیر ماه 1304ش "عمارت سا لاریه" را واز فرزند فرمانفرما خرید که در شمال شرقی کاخ مرمرواقع  بود واز هر طرف ،به خیابان مربوط می شد ونیز چند "عمارت کوچک دیگر "نیز متعلق به افرادی بود مجاور سالاریه بودند  را نیزخریداری کردند وهمه را "ضمیمه سالاریه "کردند و"عمارت سالاریه" وقبلا در دوره قاجاریه متعلق به "سعد الملک مافی بود که از ایل مافی می باشد  ولی چونک مقروض شده بودو آنرا به پسر فرمانفرما (سالار لشکر) فروخته بودند   وبعلاوه کتاب بهبودی می اافزاید که : اندرونی عمارت سالاریه خیلی زیبا بود ونمای آنرا واز آجر معمولی ساخته بودند ولی سالنهای بزرگ ویا اتاق خواب تمام آئینه داشت  وبعد از آنکه رضا شاه آنرا واز پسر فرمانفرما خرید  وبعدا "سر در سنگی آن "ودر شمال غربی اش و وبا نقشه استاد جعفر خان ساخته شد که از معماران چیره دست واستیل ساز واهل کاشان بود،واستاد آقا علی حداد ودر کمال زیبایی آنرا ساخت  وکاشی های آنرا واستاد طاهرزاده بهزاد طراحی کرد  واستاد" حسین خاک نگار مقدم" کاشی ساز هم تهیه وتحویل کرد  وحضرت اشرف وبعد از تابستان که در مهر ماه بود وبه شهر تشریف آوردند ودر همین "عمارت سالاریه" منزل کردند ( ماخذ ص 241 و242 خاطرات بهبودی )و بعلاوه سلیمان بهبودی ،در همان ص 242 و243 کتاب خاطراتش  ومطلب دیگری را می نویسد ویا در مورد نظام آبیاری شهری تهران  وتامین آب مشروب منزل رضا شاه در آن دوره تاریخی  ذکر می کند که گویا ی برخی نکات  است  ومثلا فرمانفرما چونکه حاضر نبود که سهم بیشتری واز آب قنات کوثریه خودش را به رضا شاه ومنزل او بفروشد  ولذا رضا شاه هم ودر 22 مهر ماه سال 1304 ش در صدد بر می آید که برای تامین آب مشروب منزل خود وباغات اطراف آن ، واز قنات دیگر تهران استفاده بکند  وبهمین دلیل هم سرهنگ کریم آقا ، (شهر دار تهران) را ودر 22مهر ماه سال 1304 ش دعوت می کند وتا در موضوع نهر آب محوطه مزبور گفتگو بکنند  وبحث وی با شهر دار تهران هم وبه نقل سلیمان بهبودی ودر متن صفحات مزبور به شرح ذیل آمده است :  ورشته ای از قناتهای عشرت آباد واز شمیران به شهر می آمد که حضرت اشرف خریداری کردند  وبرای این قنات جدید، مجرایی از سه راه قلهک تهیه شد که پس از عبور از زمین های داودیه  وبهجت آباد  وبه خیابان کاخ تهران امتداد می یافت  واز غرب وارد کاخ می شد واین کار، مطابق رسم زمان بود که هریک از رجال شهر که در شهر پارک ویا باغ بزرگی داشتند ،  وقنات ملکی هم وبرای شرب آن باغ تهیه می کردند وموضوع مذاکره امیر لشکر سردار منتخب وبا سرهنگ کریم آقا  ( شهردار تهران) هم مربوط به نهر این قنات بود

 وبعلاوه بهبودی در ادامه مطلب ودر مورخ 22 مهر 1304 ش چنین ادامه می دهد : آمد ورفت ومذاکرات ودر اطراف عزل خاندان قاجار زیاد شده بود  وعده ای از روزنامه ها علیه وعده ای برله خاندان قاجار قلمفرسای می کنند  ونیز ادامه می دهد که... از وزارتخانه ها ،دسته دسته می آیند ودر محوطه باغ جلو عمارت ( رضا خان )که در آن تاریخ 1304 ش هنوز نخست وزیر احمد شاه بود ) وسخن رانی ها می کنند  وبیشتر شکایت  ، دسته جات هم از مسافرتهای شاه( احمد شاه) است که دایم در خارج ایران بسر می برد

 وبدنبال این حوادث می باشد  که در اواخر آذر ماه 1304 ش مجلس موسسان تشکیل می شود  وبا اصلاح اصل های 36 و37 و38 متمم قانون اساسی ایران  "خاندان قاجاریه "را از سلطنت عزل کرده  و"خاندان پهلوی "را وبه جای آنان نصب می کنند  وبدنبال این حادثه است که در 4 اردیبهشت سال 1305 ش رضا شاه هم  تاجگذاری کرده ولی برای اینکه ،انواع کاخهای شاهان قاجاریه را واز دست حرمسراهای متعدد آنان  بیرون آورد ویا از دست خدمه  ویا کارمندان قاجار وبا سیاست بگیرد  وتصمیم می گیرد  که نظام ادا ری ودیوانسالاری خود را وبه محوطه درون ارگ سلطنتی قاجار وکاخ گلستان وشمس العماره وعمارت بادگیر وعمارت برلیان وغیره نبرد و اداره حکومت آینده خود را ودر همان عمارت ساده اجری "باغ سالاریه"  ویا جنب خیابان پاستور تهران ،نگه دارد  ولذا طبق متن ص292 و293 کتاب خاطرات بهبودی که به عنوان منشی مخصوص رضا شاه بود  وبه ثبت وضبط برخی از جلسات دربار رضاشاه ودر دوره خاصی از حکومت او  اقدام می کند ویا در ص 292 و293 پرداخته ونیز به نقل :کتاب " شش سال در دربار پهلوی" که فرد دیگری  نوشته ودر اتاق "مخابرات رضا شاه" وبمدت 6سال مستقر بود    ومی نویسد :  شاه بعد از سال 1305 ش "وزارت دربار" خود را ودر همان عمارت سالاریه جنب پاستور دایر کرده ویا در ایام تابستان در کاخ "سعد آباد" تشکیل می دادکه اعضای پرسنل آن ودر صفحات خاص خاطرات بهبودی ذکر شده  است  ودر آن عمارت سالاریه "وزیر دربار" وجود داشت ویا رئیس دفتر مخصوص ویا رئیس تشریفات داخلی ورئیس تشریفات خارجه ویا رئیس محاسبات  دربار  ونیز نایب تشریفات  ویا مسئول رختدارخانه وصندوق خانه  ویا کالسکه چی باشی ومیرآخور  وریاست فراشخانه ویا رئیس خیام خانه ورئیس باغات سلطنتی ویا رئیس کتابخانه  ورئیس پیشخدمتها ویا رئیس اسلحه خانه وآجودان باشی وپیشکار ولیعهد ویا رئیس کابینه دربار  ونیز معاون دفتر مخصوص وغیره داشت که به تبعیت  از دربار شاهان قاجار وشاهان قبلی بود  ویا با ترکیب جدیدی از نظام اداری جدید که با پرسنل نخست وزیری وکابینه او وکار مندانش نیز ترکیب شده بود تا بتواندبعنوان "دربار " کار بکند که اختیارات "وزارت دربار" هم  از اختیارات " نخست وزیر کابینه "بیشتر بود ویا تا سال 1357ش بیشتر بود ولذا برای اداره این نوع از  "دیوانسالاری جدید شاهی" که نیاز به خدمه واتاق بیشتر داشت  دفاتر متعدد کاخ مر مر لازم بود وبعلاوه ترکیب آن نیز با منزل واستراحت گاه زن وبچه های متعدد رضاشاه عجین شده  وضرورت تاسیس وتکمیل عمارت سلطنتی وی را واز سال 1305 وتا سال 1313ش بیشتر نمود ولذا در سال 1313ش ضرورت شکل گیری کاخ مرمر ودر جنب عمارت سالاریه وی تصویب شد وبعلاوه در سال 1315ش وبا آتش سوزی  وسیع انواع منازل وتاسیسات فرمانفرما در این ناحیه سوخت  ویا در خیابان پاستورکه "خان بزرگ تهران" ودر همسایگی رضاخان زندگی می کرد  و به نقل ص 250 خاطرات دوجلدی  فرمانفرما  که فرزندانش انتشار داده اند و در عمارتهای اربابی خودش ودر آن محله پاستور تهران  وحدود 701 خدمه ویا مباشر وحسابدار وکالسکه چی وغیره داشت  وحاضر نبود که اراضی بیشتری وبه رضا شاه بدهد  ویا برای تکمیل کاخ مر مر خودش  ویا جهت توسعه قدرتش بدهد ولی همانطوریکه گفتم  وبا آتش سوزی مزبور که همه املاک وثروتش سوخت وخاکستر شد0 ماخذص 250 خاطرات فرمانفرما ) مجبور شد که اغلب اراضی اطراف خیابان پاستور را وبه قیمت متری 7 ریال وبه رضا شاه بفروشد  وبعلاوه آتش سوزی مزبور به دگرگونی بافت سنتی شهرنشینی محله اطراف خیابان کاخ وپهلوی جنوبی نیز منجر گشت  ویاخیابانکشی های جدید وکوچه کشی های جدید ویاهمسایه های جدید راودر این محله تهران را ،  بوجود آورد ونیز شهرداری تهران  نیز مجبور وبه عمران بیشتر این محله اعیان نشین جدید تهران گشت   وبعلاوه به نقل کتاب "خاطرات وخطرات " مخبرالسلطنه " که مدتی نخست وزیر رضا شاه بود  وبخاطر عمران محله " کاخ نشین رضا شاه ودر محله مزبور ودر "هیات دولت "به دردسر افتاده بود ولذا در ص 389 کتاب خاطرات وخطراتش می نویسد : آسفالت کاری محله خیابان کاخ تهران باعث زحمت دولت وی ودر سال1309ش شده است که شهرداری تهران به عهده گرفته بود   ودر اینص 389 یاداشتهایش می نویسد : بلدیه وطرق مورد اهتمام مخصوص شاه است ودر توسعه محله کاخ ، توجه فوق العاده دارد  ولذا ابنیه جدید وحضور عدیده ای در این ناحیه ( محله اعیان نشین جدید ) تهران ساخته می شود  وسنگلاخی سابق محله مزبور ، امروز مسئله است ( ماخذ ص 389 کتاب خاطرات وخطرات ) و بعلاوه به نقل ص 318 خاطرات سلیمان بهبودی که می نویسد : اولین خیابانی که آسفالت گشت ، وقسمتی از خیابان کاخ بود ، واز ابتدا وتا چهارراه پاستور  که حالا ، در سنگی می گویند ، وآسفالت این قسمت که به نصفه رسیده بود وبنده را احضار فرمودند وگفت : مملکتی که قیر وتمام لوازم آسفالت را دارد ، وخودش آسفالت نکند وبا خارجی قرار داد ببندد وهر طور که شده باید سعی کرد که پختن آسفالت را یاد بگیریم !که اگر لازم شد خودمان آسفالت بکنیم  واز آن پس ، همه روزه مدتی وبا مامورین " شرکت شرق" که مال روسها بود ومشغول آسفالت بودند برخورد می کردم  ویا در ص 319 می نویسد واز آن پس ، بلدیه می خواست که خیابان به خیابان آسفالت شود.

  وبعلاوه بهبودی ودر ص 318 کتابش می نویسد : شاه بعد از کشیدن خیابان پهلوی وبین دو قصر خود  ( یعنی خیابان پهلوی وخیابان کاخ را) چنار کاری کرده بود وگاهی در آن خیابان  وبا شهردار خود وآقا رفیع مشاوردربار وسرلشکر خدایار وبا اسب خود ودر زیر زیر سایه چنارها ی تهران راه می رفت ویا تا کاخ سعد آباد می رفتند   وگاهی ماشین اش را وبه آنجا می بردند ودر برگشت به کاخ مرمر هم وبا ماشین خود برمی گشت ( ماخذ  318 کتاب مزبور )  وبعلاوه عبدالله مستوفی نیز ودر ص 244 کتاب " شرح زندگانی من " و به درختکاری منظم خیابانهای پهلوی ویا کاخ تهران ودر دوره رضا شاه، اشاره می نماید   وهمچنین بهبودی  نیز در ص 320 کتابش می نویسد که :  وآسفالت شدن خیابان کاخ باعث گران شدن قیمت آن شد که اسبها در سنگفرش آن زمین نمی خوردند  وبعلاوه سلیمان بهبودی در ص 321 خاطراتش می نویسدکه  : قبل از ترقی زمین در تهران  ومخصوصا در اطراف خیابان کاخ  وشاه قطعه زمینی راو بیکی از مستخدمین خود وبنام حسن سیاه داده بود که  که پاصد متر بود  ودر خیابان مزبور ارزش بالائی یافته بود! ونیز به نقل منابع دیگر تاریخی  هم رضا شاه در اطراف خیابان کاخ تهران وزمینهای زیادی را به رجال درباری داد ویا به سران ارتش وخویشاوندان خود دادکه این محله را "اعیان نشین جدید" نمود  ویکی از آنها منزل چراغعی خان امیر اکرم وبرادر ناتنی شاه می باشد  که لله ولیعهد بود و نیز چهار راه امیر اکرم وی ودر خیابان پهلوی جنوبی مشهور است ویابه نقل ص 27 کتاب مزبور که می نویسد : ملکه توران قطعه زمینی ومجاور چهار راه فعلی پهلوی خریداری وساختمان شد ( ماخذ ص 27 خاطرات بهبودی ) ویا در ص 12 می نویسد  رضا شاه خانه ای را ودر خیابان پهلوی به سرهنگ بوذر جمهری داد   وبعلاوه  به نقل ص 315  کتاب مزبور _در شرقی کاخ مرمرنیز  به خیابان پهلوی باز می شد ونیز دربی هم ودر تقاطع چهار رراه خیابان سپه – پهلوی داشت  ونیزلازم به یادآوری است که در روبروی آن در ب شرقی کاخ مرمر نیز "شعبه درباری  شهربانی تهران "قرار داشت که امنیت چهارطرف کاخ وی با آ نها بود وبعلاوه  بیمارستان اختصاصی وبرای "خانواده  دربار "داشتند که در این خیابان واقع بود ونیز در ص 323 می نویسد که: در محوطه کاخ مرمر  ، کاجستانی از  درخت بود( ماخذ ص323)    وبعلاوه بهبودی در ص 322 کتاب خاطراتش  واز نحوه کارش در دفتر  کاخ مر مر یاد می کند ویا در برخی از صفحاتش واز جلسه های   هیات دولت در کاخ مر مر یاد می کند  ومثلا از جلسه هیات دولت محمد علی فروغی ودر این کاخ مر مر بحث می کند  ( ماخذ ص 397 )    ونیز وی در ص 323 خاطراتش می نویسد که : والا حضرت ولیعهد  ، دوره دبستان را ودر کلاس مخصوصی که در محوطه کاخ مرمر واقع بود طی می کردند  ویا محل کلاس عمارت دوطبقه بود که اتاقهای متعددی  داشت  ونزدیک این عمارت هم اتاقی بود که آنرا برای استراحت خود اختصاص داده بودم   وپس از صرف غذا ودوباره به اتاق کار خودم و در کاخ مرمر برمی گشتم   ونیز بهبودی ودر ص 336 خاطراتش می نویسد : عمارت محل کار اعلیحضرت همایونی هم ( رضا شاه ) جنب خیابان کاخ ، وجبهه شرقی بود که چند پنجره هم از آبدارخانه به خیابان باز می شد ویا در جهت غرب ،خانه ای بود که مدرسه تربیت در اجاره داشت وبعدا آن مدرسه را تعطیل کردند (ٌماخذ ص336)   ونیز در ص 339 ودر داخل کاخ، واز صندوق خانه  جواهرات سلطنتی یاد می کند که بعدا به خزانه بانک داده می شود.وبعلاوه  در ص 354 می نویسد که : سه طرف کاخ مر مر را وبرای توسعه اش واز فرزندان فرمانفرما ویااز  نظام السلطنه خریدند ویا قسمتی را هم از خانه های "استاد علیمحمد معمارباشی" خریدند وتا والا حضرتها واز محوطه کاخ مر مر برون آمده ودر محوطه مزبور وبرای خود "کاخ اختصاصی" بسازند ویا در ص 355 خاطراتش اضافه می کند که : والا حضرت ولیعهد ویا شاهدخت اشرف پهلوی ویا شاهدخت شمس پهلوی ودر خارج کاخ مر مر  وبه فکر وسلیقه خود عمارت بسازند ( ماخذ ص355 خاطرات بهبودی )  وگویا به نقل ص 355 این ماخذ نظام السلطنه و در شمال غربی میدان درب سنگی  کاخ مرمر عمارت دیگری داشت که آنرا هم خریده وضمیمه کاخ مرمر کرده بودند   وبعلاوه  به نقل ص 356 کتاب بهبودی که می نویسد :

                                           وبعد ها والا حضرت شاهدخت شمس وبه سلیقه خود عمارتی ساختند که مایل بودند گلکاری وتزئینات باغ هم خیلی  مجلل وزیبا باشد وحتی گلها واغلب وسایل تزئینات را که در ایران نیست واز خارج وارد بکنند  وشاه هم قبول کرد وبعلاوه ایشان طرح ونقشه مهندسان ومعماران ایرانی را نپسندید واز آقای "آندره گدار فرانسوی "خواست که برای آن نقشه تهیه بکند  وبعلاوه  ص 354 و355 خاطرات بهبودی که می نویسد : اعلیحضرت همایونی وپس از معامله به بنده فرمودند هر وقت عمارت نظام السلطنه را تحویل گرفتید واطلاع دهید که من هم ببینم !وسپس بهبودی اضافه می کند که شاه پس از ملاحظه تمام باغ  فرمودند که مهندس ویا معمار بیاورید  واین باغ را واز وسط دوقسمت نمائید  ویک قسمت را وبرای والا حضرت شمس وقسمت دیگر راهم  برای ولیعهد بدهید ( ماخذ 354 و355 خاطرات بهبودی )  وبعلاوه  سلیمان بهبودی ودر ص 368 کتابش می نویسد که شروع ساختمان جدید "کاخ مر مر " در سال 1313 شمسی شروع گشت  ودر سال 1316 ش تکمیل شد

 ونیز بهبودی در سابقه تاریخی ساخت کاخ مرمر چنین می نویسد که :   قبل از" ساختمان کاخ مرمر " ودر همین محل وعمارت دیگری از " کاخ مرمر کوچکتر " وجود داشت ولی با همین نقشه بود که بجای گنبد واز چوب  وشیشه سقفی وبرای  " روشنایی سر سرا"  استفاده شده بود  وسابقا به " کلاه فرنگی " معروف بود وعمارت بسیار زیبایی بود که مرحوم سعدالملک مافی ساخته بود وبعد سالار لشکر که فرزند فرمانفرماست واز سعالملک خریداری کرد وبعد هم ودر اواخر سال 1304 ش  که اعلیحضرت همایونی خریداری کردند وفرشها وقالیها ی بی اندازه نفیس وتابلو های عالی داشت  ومخصوصا در سرسرا ،عکسها ومناظر زیادی از شهرستانها بود که جلوه خاصی داشت  وبعدا ساخت وساز کاخ مر مر اصلی ودر سال 1313ش شروع شدکه به نقل ص 354 کتابش  وبعد از اتمام محوطه مزبور  وفضای کاخ مر مر که پس از خریدن کلیه خانه های اطراف شکل گرفت  ونیز بهبودی ودر ص 365 خاطراتش می افزاید ک در موقع "ساختمان کاخ مرمر" ، کلیه پرده ها از زریهایی به رنگهای مختلف بود  ویا مبلها از مخملهای زردار ولی ساده تهیه شده بود  که واقعا بسیار زیبابود  وکاخ با داشتن پرده زری ومبل مخمل ایران بسیار مجلل شده بود ( ماخذ ص365) ونیز بهبودی در ص 365 ادامه می دهدکه  : پس از آ نکه "کاخ مرمر " نزدیک به اتمام بود دستور فرمودند دفتر کارشان را که اضلاع آن به طول 8 وعرض 6متر بود وحتی سقف اتاق ومبلها ومیز تحریر وپشت وروی درها وچوب پرده ها از" خاتم " بسیار عالی تهیه گشت  که بخاطر آن مجبور شدیم " دوخانه " از خانه های مجاور ونزدیک کاخ راو بصورت " کارگاه ومدرسه خاتم " در آ وریم  که اغلب روزها وتا نزدیکی شب ، 150 نفر خاتم کار از شیراز واصفهان ودر ان گارگاه جمع شده بودند وتعدادی هم شاگرد داشتند که زیر نظر سه استادکار شیرازی بودند  وبرای " منبت کاری ویامشبک کاری " هم فقط دونفر  منبت کار در تهران بود  وبعدا عده ای از گلپایگان ورضائیه وبرای در های قصر سنگی وکاخ مر مر به تهران آورده شدند  ونیز " استاد سید علی " و استاد نوروز " " در ساختن مجسمه ها  وگلهای روی درها هنر نمایی کردند ونیز " آقای مختاری "از گلپایگان  ، "شبک بندی روی آئینه " ویا " اطراف ارسیها" راو به عهده گرفتند  ونیز شاه علاقه داشت که رنگ گنبد سقف  کاخ وبه رنگ " کرم " باشد که مدل سقف گنبد شیخ لطفالله در اصفهان باشد  که  " آقای ایزدی " آنرا وبه عهده گرفت  ونیز " تذهیب دیوارهای گنبد " را و" طاهر زاده بهزاد " به عهده گرفتند  ( ماخذ ص 366 )  ونیز در ص 367 کتابش از "اتاقهای کار  "و " اتاق خواب "  ویا" پذیرایی " ومهمانخانه " کاخ مر مر  یاد می کند ونیز از "عمارت شاهپور عبدالرضا" یاد می کند وبعلاوه  در همان ص اضافه می کند که هر روز شاه ، وحدود دو بعداز ظهر ،از کاخ مرمر خارج می شد  وقریب یکساعت به حسابداری می رفت  وبعلاوه  برخی از وقت های خود راهم  به پیاده روی در محوطه کاخ مرمر می پرداخت ونیز به نقل ص 370 خاطراتش ، گاهی هم سرکشی به ساختمانها ودرختکاری خیابان پاستور ویا خیابان کاخ اقدام می کرد     ونیز در ص 382 کتابش می نویسد :ه در وپنجره کاخ منبت کاری بود واز دونفر استاد منبت کاراستفاده شده بود  وبعلاوه در ص 383 از "دفتر کار خاتم کاری شده" شاه بحث می کند که به نقل " نشریه اطلاعات - هفتم _ذر 1323ش " ژنرال دوگل فرانسوی ودر تالار آئینه کاخ مرمر با پهلوی دوم دیدار کرده است وبعلاوه  برخی از شاهان ویا رئیس جمهورهاهم  ودر سالهای 1334 الی 1336ش  با پهلوی دوم ودر این کاخ ملاقات کرده اند ولی بدلیل قرار گرفتن اش ودر وسط شهر ویاناامنی تردد مقامات خارجی  وبویژه با ترور شاه ودر سال 1343 کاخ مر مر دیگر  ترجیح دادند که هزینه اضافی  کرده ومحل کاخ وملاقاتهای خود راعوض بکنند ویا  به نقاط کم جمعیت "کاخ نیاوران ویا کاخ سعد آباد "ببرند  وبعلاوه  رجال درباری وارتشیان نیز ومنازل خود را وبه نقاط ییلاقی تهران بردند ویا به محله های شمیرانات بردند ولذا "بافت شهرنشینی محله کاخ تهران "شروع به دگر گونی نمود

 وبعلاوه به نقل ص 83 کتاب " آن سوی دیوار کاخ سلطنتی " آقای خسرو معتضد که می نویسد : ، رضا شاه از سال 1316 ش وبه بعد در کاخ مرمر زندگی می کرد ونیز به نقل  ص 84 کتاب آ قای معتضد که نوشته است  : نمای خارجی کاخ مرمر اوز بهترین مرمر های معادن ایران تهیه شده بود و آقای سرهنگ ادیب السلطنه رادسر ومدتی مامور یزد بود که سنگهای استخراج شده آن ناحیه را به تهران بفرستد  وروی  ورودی آن نقش "والرین امپراطور روم" نشان داده می شود که به پای اسب شاهپور ساسانی افتاده است  ونیز راه پله های آن کاخ نیز از سنگ مرمر می باشد  وشکل   گنبد کاخ مرمر  نیز نظیر گنبد شیخ لطف الله است که در دوره استانداری رضا افشار   در اصفهان وسکنه این  شهر ساخته اند وبعلاوه  به نقل ص 55 کتاب آقای خسرومعتضد و در راهروهای  این کاخ تابلوهای  نقاشی بود که هوفمان نقاش آلمانی ترسیم کرده بود  که عمارات تخت جمشید وقصر آپادانا  وعمارت صد ستون خشایار شاه  دیده می شود وبعلاوه  لوحه هایی از دوره ساسانی در آن است  ونیز می افزاید که در قسمت جنوبی ساختمان " تالار بزرگ " ائینه " قرار دارد  ویا در ص86 می افزاید که در این کاخ بهترین فرشهای کرمان ویا چهل چراغ  وتابلوی نفیس نقاشی وجود دارد  ومثلا قیافه حکیمهای قدیمی وبا عمامه وعینک  ویا شیخ شیپور  ونیز در محوطه داخل ساختمان  هم اتاق ناهار خوری وجود دارد  ویا تالار بزرگ گچ بری شده  ونیز تذهیب کاری آنرا شاگردان مدرسه صنعتی تهران انجام داده بودند   ویا برخی مینیاتورها ونظیر عروسی خسرو  ویا شکار بهرام  وغیره را داشت  ویا تابلوی قیمتی "معشوقه فرعون "در آن بود ویا مجسمه های مرمر خوشتاریا بود   ونیز اتاق خواب شاه ویا دست شویی ویا حمام وتوالت فرنگی ویا ایرانی  ودرمحوطه  آن کاخ مرمر وجود داشت .

Articles of Medical Sociology by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

Articles of Medical Sociology by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

Articles of Medical Sociology by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

 The Role of Iranian Civilization in the Ophthalmological Knowledge of Human Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojabidari Journal - Wednesday, May 3, 2007 - No. 97

  The Role of Iranian Civilization in the Pharmaceutical Knowledge of Human Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojabidari Journal - Saturday, May 10, 2007 - No. 98 - Page 4

  The Role of Iranian Civilization in the Veterinary Knowledge of Human Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojabidari Journal - Saturday, June 26, 2007 - No. 99 - Page 4

  The Role of Iranian Civilization in the History of Anatomy and Surgery of Human Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Awakening - Saturday, June 3, 2007

 - The role of Iranian civilization in recognizing and treating various diseases of human society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Awakening - Saturday, June 17, 2007 - No. 101, page 4

 Unpublished research or summary in the blog

1- Jundishapur Hospital in the Sassanid civilization of Iran

2- The social phenomenon of hospitals in the Pahlavi period

3- Abu Ali Sina's medicine based on historical documents

4- Iranian medicine and pharmacy in the Qajar era

5- Socio-economic situation of hospitals and medical equipment and medicine in contemporary Iranian society

6- The phenomenon of health and the Ministry of Welfare of the Pahlavi government and its organizational transformation into the Ministry of Contemporary Health

 7- Hospitals and equipment and medicine system in contemporary Iranian society

8- The origin of the organization of the medical system and its historical developments in Iranian society

9- How the University of Medical Sciences was formed in the Pahlavi government

Sociology of medicine in Iran in the patriarchal period - Monday, December 23, 2009

The Role of Seljuk Turks in the Cultural Dissemination of the Social Institution of the Hospital - Monday, December 23, 2009

Social Evolution of Medical Phenomenon in Iranian Society of Teymourian Period - Monday, December 23, 2009

- Social transformation of Iranian physicians in the Qajar period - Monday, December 23, 2009

Sociology of Iranian Medicine in the Safavid Period - Monday, December 23, 2009

The Role of Social Development of Muscle Hospitals in the Civilization of Human Society - Monday, December 23, 2009

Qajar era hospitals in Iranian society - Wednesday, March 26, 2010

How does the Ministry of Health create political problems for the people of Iran? - From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sociologist - Wednesday, March 23, 2013

Social history of infectious and contagious diseases in the world by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

Social developments of coronary heart disease in 1399 in Iran - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam

The Great Encyclopedia of Asia and Iranology - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Author: Dr. Mohamma


The Great Encyclopedia of Asia and Iranology - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Author: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam

Great Encyclopedia of Asian and Iranology - doctor Mohammad creator front - Sunday eighteenth Bahman 1394

Author: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

  Many books and encyclopedias have  been written  about Iranology but the Persian blog ( http://drmkhm.blogfa.com/ ) is the  richest and largest  encyclopedia of  Iranian studies based  on  1,000 research works and 260 documented  and published research articles . the meaning of  the actual  words of  understanding of Iran (Ayranshnakhty Vayranshnasy) is the exact meaning of  the word  is used  all the knowledge contained in the Encyclopedia means understanding the scientific documented bases source Vmakhz methods of scientific research  and non-based class culture of Commons Vshfahyat them. And in the meaning of the  Iranian  word , it is based on the knowledge of all ethnic groups Vastanhay Iranian cities of educational institutions  and administrative  and social  and civil Vskvntgahy the inhabitants of the cities and regions of Iran  in the past and present of this great Encyclopedia pin  Iran  as a blog for students of Iranian universities abroad Vqshrhay The  community  blog is published

 It should be noted that the compilation of this encyclopedia was done by the efforts of the said author around the clock and at his own expense, and so far no university, institute or seminar has provided him with financial - administrative    assistance and only to serve The accumulation of knowledge of the Iranian people is for the growth of their knowledge. Although the author has so far published about 260 articles with great effort, but since most of it has not yet been published in the form of 1,000 research works  , he hopes that after his death, his family will publish his works in one of the libraries or Izan Authentic Documentation Center, which believes in respecting the rights of the author and his followers, should observe this observance of rights and make a cultural gift during a religious contract to be used as the cultural heritage of the Iranian people for the development of their cognition and in the category of manuscripts and prints.  The library did not survive.

How was the largest encyclopedia of Iranology formed?

This large encyclopedia of Iranians, which includes  1000 unpublished research works and 260 scientific articles published in Iranian journals, has expanded its epistemological scope to all aspects of Iranian knowledge. It was  founded  twenty years ago in Zanjan and today This is a thousand separate and independent researches on the cities and cultural and civilizational manifestations of Iranians and is being completed and includes 45 research works on the sociology of important Iranian cities or their urban neighborhoods or its urban facilities and 29 Another effect is on the social processes of these different provinces of Iran that the social processes of its cities and villages in the historical periods of Afshari, Zandieh and Qajar, which have undergone a process of social change? Or  73The work of the encyclopedia is about the Iranian architectural style about the old neighborhoods of cities, caravanserais, ligaments, historical monuments and old palaces of Iranians in the Sassanid, Timurid, Safavid and Qajar periods. In addition, 107 research works in this collection are related to Ethnology of Iranians, which includes 73 research works on ethnography and historical sociology of different Iranian ethnic groups, 34 of which are related to Asian ethnic groups and other continents, in addition to 900 works from the encyclopedia related to sociology. Economics of the Iranian people and 11 of its works are related to the medical sociology of the Iranian people, from Azdi hospitals to hospitals and pharmaceuticals and doctors of the Qajar period or Pahlavi period, and 14 works or a number of other articles about society. Is a political science of Iranians and 13 other works in this collection and a number of articles It is different about the rural sociology of Iranians and  75The research work is about the educational sociology of the old Iranian schools, 27 of which are related to the Iranian historical schools, such as the transformation of Yazd historical schools or Soltanieh historical schools or the architecture and developments of Madarshah school in Isfahan or Falahat school in Tehran or political science school. Etc., and 20 other works are about the emergence of new Iranian universities or are related to new education. In addition, in this encyclopedia collection, there are 40 other works on Iranian anthropology that include independent research It is about the culture of the Iranian press or the culture of calligraphy and compilation of Iranian books or the culture of music and painting or the clothes and food of the Iranians or the antiquities of the Iranians, such as the girl castles or the historical phenomenon of Farhad and Shirin or the ancient Iranian dams and Or castle castle, etc., and in addition to 41 research works from this collection, including administrative organizations -Is social, such as parties and groups or factories of the Qajar period or the Pahlavi period or cinemas and the phenomenon of art or mines and road construction of Iranians or newly established organizations or circles of Iranians after the Qajar period and a number of other related It is related to the socio-political relations of Iranians with different countries and nations of the world, such as Europe, Russia, the Ottoman Empire, Britain, the United States, etc. In addition, about 130 research works related to historical sociology from different periods of Iran The Sassanids are in different provinces of Iran or the Islamic period or the cultural-  historical monuments of the Seljuk period or the patriarchal periods and the Muzaffar family, the Timurids, the Qaraquyunlu, the Agh Quyunlu, the Safavids, the Afshari, the Zandi, the Qajar and the Pahlavi. Another collection of classifications of these research works in 54Cartoons are classified as subjects that include the knowledge of Iranian cities and  12 of its research works are related to Yazd province, which is classified in a special carton, or 20 works are about Gilan province and its cities, and 43 works are about cities. Mazandaran province and Golestan province and  30 works are about the provinces of West Azerbaijan, Sharafi and Ardabil and 15 works are about the cities of the central provinces of Iran such as Qazvin, Markazi and Qom and some cities of Isfahan and Tehran and in addition  75Another work is about the urban sociology of Tehran (the mother city of Iranians) and the sociology of urban neighborhoods and its social phenomena. In addition, it includes 23 works about the provinces of Isfahan, Kerman and Baluchistan, or 14 works about The important cities are the provinces of Khuzestan, Bushehr and Hormozgan, and 22 works are about the important cities of the western provinces of Iran, which include the provinces of Hamedan, Kurdistan, Kermanshah, Ilam, Lorestan, Bakhtiari and Kohkiluyeh, plus 17 works about urban sociology. And the features of urban planning - civilization include the important cities of Khorasan and Semnan provinces and some cities separated from it, such as Merv and Herat. Also, the highest provincial cognition is related to Zanjan province, which is the founder of such an encyclopedia and has a total of  130The research work is about ethnic characteristics, urbanism, historical monuments, bazaars, and developments in historical periods, culture, clothing, and linguistics of Zanjan province. It has been published in various Iranian publications, which can be accessed in the list of the author's articles in the blog   http://drmkhm.blogfa.com/ . And since the province has long had other shortcomings in terms of cultural production and historical epistemology, so the author to compensate for this kind of historical and cultural deficiencies and because of the interest in his hometown among  1000 works of Iranian studies and 260 articles , One ninth of it is allocated to Zanjan province, which includes urban sociology and historical celebrities and historical monuments and rural and regional sociology of the province.

 

فهرس المقالات حول الدراسات الصينية والدراسات الروسية للدكتور محمد خالقي مقدم في منشورات على الإنترنت

 

فهرس المقالات حول الدراسات الصينية والدراسات الروسية للدكتور محمد خالقي مقدم في منشورات على الإنترنت

فهرس المقالات حول الدراسات الصينية والدراسات الروسية للدكتور محمد خالقي مقدم في منشورات على الإنترنت

 

1- مقال - العولمة وانتقال الحضارة إلى آسيا - بقلم: د.محمد خالقي مقدم

(عملية التصنيع في الصين) الثلاثاء 25 نوفمبر 2010

2- جسر النصر مقلح - طهران - موسكو وبكين في آسيا - دكتور محمدخالقي - الاثنين آب 1398

3- مقال - آسيا واحتمال انهيار الإمبراطورية الصينية في هذه القارة العظيمة! من: د.محمد خالقي مقدم عالم اجتماع الأحد 26 أغسطس 2017

المادة 4 - آسيا واحتمال انهيار الإمبراطورية الصينية في هذه القارة العظيمة! بقلم: د. محمد خالقي مقدم -عالم اجتماع سياسي

(الجزء الثاني من المقال)

5- ورقة - اساءة استخدام البنوك المركزية الصينية وشركة النفط الروسية الايرانية في النظام المحاسبي للمراقبة الالكترونية للدكتور محمد الخالقی -الثلاثاء - العاشر من آذار 1395-

6- مقال - أنثروبولوجيا "الكازاخ الإثنيون" وسياسة القضاء على الدولار - والحكومة الروسية - د.محمد خالقي مقدم - الثلاثاء 16 ديسمبر 2016

7- مقال - أنثروبولوجيا "الجماعات العرقية الكازاخستانية" وأزمة طرق التجارة في آسيا - والحكومة الروسية - د.محمد خالقي مقدم - الثلاثاء 16 ديسمبر 2016

8. مقالح- الأنثروبولوجيا "طاجيك أسيا" والتخلف الناجم عن "أكتسادشانج · هاي الصين" (الجزء الأول) د.محمد الخالقی - صن التاسع عازار 1399

9. مقالح- الأنثروبولوجيا "طاجيك آسيا" والنظام السياسي في روسيا (الجزء الثاني) د.محمد الخالق الأمامي - الأحد التاسع عازار 1399

10- مقال - أنثروبولوجيا "الأويغور الأتراك الصينيين" وأزمة طريق الحرير للآسيويين - د.محمد خالقي مقدم - 1399

 11- مقال - "الأويغور الأتراك الآسيويين" وضحايا التجارة العالمية للصين (الجزء الثاني) - د.محمد خالقي مقدم - السبت 15 نوفمبر 2016

12- مقال- أنثروبولوجيا "قبائل الأويغور التركية الآسيوية" والصراع مع خاقان الصيني الجديد (الجزء الثالث) - د.محمد خالقي مقدم - السبت 24 نوفمبر 2016

13- مقال - الأعراق الآسيوية (البحوث الأنثروبولوجية التاريخية للدكتور محمد خالقي مقدم) - الثلاثاء 15 ديسمبر 2009

14- مقال - اقتصاد أحادي الجانب على طريق الحرير لإيران والصين - د.محمد خالقي مقدم - الأحد 12 نوفمبر 2012

15- كتاب - اتفاقية استراتيجية لمدة 25 عاما بين إيران والصين (بحث)

16- كتاب - التطورات السياسية في الصين حكومة وشعبا في السنوات الأخيرة (مجلدين من البحث).

17- كتاب ـ التاريخ الاجتماعي لبكين ومدينتها المحرمة (بحث)

18. مقالة- انثروبولوجيا "افذبك الاقارب" والتأثيرات الاسيوية ثقافة شديداز "العرقية الروسية" _ الطبيب محمد الخالقی - الجبهة - الاربعاء اكتوبر 1399

19- مقال- أنثروبولوجيا "القبائل الشيشانية" الآسيوية - والحكومة الروسية - د.محمد خالقي مقدم - الثلاثاء 20 أكتوبر 2016

20. الأنثروبولوجيا مقله- جديد "الملعب النسبي Qyz" طبيب الحكومة الآسيوية الروسية -محمد خالقی مقدم  - Friday Focus، سبتمبر 1399

21- مقال - أنثروبولوجيا "قبائل قيرغيزستان" السابقة في آسيا - والاستعمار الروسي - د.محمد خالقي مقدم - الجمعة 16 أكتوبر 2016

22. كتب كتاب الموسوعة الاسيوية الكبيرة Vayranshnasy - دكتور محمد الخالق الامامي - الاحد الثامن عشر بهمن 1394

23- كتاب - التطورات السياسية والاجتماعية في المجتمع الروسي في الماضي (مجلدان بحث).

 24- كتاب ـ تاريخ موسكو الاجتماعي (بحث).

 25- مقال – التبت والصین – محمد خالقی مقدم 

 26- مقال – آنتروبولوجیا  قبایل  قالموق والحکومه الروسیه _ د. محمد خالقی مقدم

Index of Articles on Chinese Studies and Russian Studies by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam in Onlin

 

Index of Articles on Chinese and Russian Studies by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam in Online Publications

1- Article - Globalization and the move of civilization to Asia - by: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

(China's industrialization process) Tuesday, November 25, 2010

2- Article - Tehran Victory Bridge between Moscow and Beijing in Asia - Dr. Mohammad Khaleghi - Monday, August 7, 2009

3- Article - Asia and the possibility of the collapse of the Chinese empire in this great continent! From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Sociologist Sunday, August 26, 2017

Article 4 - Asia and the possibility of the collapse of the Chinese Empire on this great continent! By: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Political sociologist

(Part II of the article)

Article 5 - Violations of the Central Bank of China and Russia in the Electronic Inspection System of the Accounting of the Iranian Oil Company by: Dr. Mohammad Khaleghi Tuesday - March 31, 2017

6- Article - Anthropology of "Ethnic Kazakhs" and the policy of eliminating the dollar - and the Russian government - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 16, 2016

7- Article - Anthropology of "Kazakh people" and the crisis of trade routes in Asia - and the Russian government - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday, December 16, 2016

8- Article - Anthropology of "Tajik ethnic groups of Asia" and underdevelopment caused by "China's Shanghai economy" (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi M. - Sunday, December 30, 2016

9- Article - Anthropology of "Tajik ethnic groups of Asia" and the political system of Russia - (Part II) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sunday, December 30, 2016

10- Article- Anthropology of "Chinese Uyghur Turks" and the Silk Road Crisis of Asians - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - 1399

11- Article - "Asian Uyghur Turks" and the Victim of China's World Trade (Part II) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Saturday, November 15, 2016

12- Article- Anthropology of "Asian Uyghur Turkic Tribes" and Conflict with New Chinese Khaqan (Part III) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, November 24, 2016

13- Article - Asian Ethnicities (Historical Anthropological Researches of Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam) - Tuesday, December 15, 2009

14- Article - One-sided economy on the Silk Road of Iran and China - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Sunday, November 12, 2012

15- Book - 25-year strategic agreement between Iran and China (research)

16- Book - Political developments of the Chinese government and people in recent years (two volumes of research)

17- Book - Social History of Beijing and its Forbidden City (Research)

18- Article - Anthropology of Asian "Uzbek Tribes" and Influence on the Culture of "Russian Tribes" - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wednesday, November 27, 2016

19- Article- Anthropology of Asian "Chechen tribes" - and the Russian government - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday, October 20, 2016

20- Article - New anthropology of "Qir Qiz ethnic groups" in Asia - and the Russian government - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Friday, October 25, 2016

21- Article - Anthropology of the past "Kyrgyz tribes" of Asia - and Russian colonization - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Friday, October 15, 2016

22- Book - The Great Encyclopedia of Asia and Iranology - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Sunday, February 6, 2016

23- Book - Political and social developments in Russian society in the past (two volumes of research)

24- Book - Social History of Moscow (Research)

25- Anthropology of Tibet and the Chinese government - Article by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

26- Anthropology of the Qalamoq people of Asia and the Russian government - Article by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

 

 

فهرست مقالات چین شناسی وروسیه شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در نشریات  اینترنتی - محمد خالقی مقدم

فهرست مقالات چین شناسی وروسیه شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در نشریات اینترنتی

1- مقاله - جهانی شدن و اسباب کشی تمدن به آسیا-از :دکتر محمد خالقی مقدم

( روند صنعتی شدن چین ) سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹

2- مقاله- تهران پل پیروزی مسکو و پکن در قاره آسیا - دکتر محمدخالقی - دوشنبه هفتم مرداد - ۱۳۹۸

3- مقاله- آسیا واحتمال فروپاشی امپراطوری چین در این قاره بزرگ! از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس یکشنبه ششم مرداد- 1398

4- مقاله- آسیا واحتمال فروپاشی امپراطوری چین در این قاره بزرگ! از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس سیاسی

(بخش دوم مقاله )

5-مقاله – تخلف بانکهای مرکزی چین و روس در نظام بازرسی الکترونیکی حسابداری شرکت نفت ایران از: دکتر محمد خالقی سه شنبه – دهم اسفند 1395-

6- مقاله- مردم شناسی "اقوام قزاقستان آسیا" وسیاست حذف دلار – ودولت روسیه -دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۹

7- مقاله- مردم شناسی "اقوام قزاقستان " وبحران جاده های تجاری آسیا - ودولت روسیه -دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۹

8- مقاله- مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و توسعه نیافتگی ناشی از"اقتصادشانگهای چین "(بخش اول) -دکتر محمد خالقی م - یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹

9- مقاله- مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و نظام سیاسی روسیه- (بخش دوم) -دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹

10- مقاله- مردم شناسی "اقوام ترک اویغور چین" وبحران جاده ابریشم آسیایی ها - دکتر محمد خالقی مقدم- 1399

11- مقاله - "اقوام ترک اویغور آسیا " و قربانی تجارت جهانی چین (بخش دوم ) - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹

12- مقاله- مردم شناسی "اقوام ترک اویغور آسیا" ودر گیری با خاقان های جدید چین (بخش سوم)-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹

13- مقاله- اقوام آسیایی (پژوهشهاي مردم شناسی تاریخی دكتر محمد خالقي مقدم ) - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸

14- مقاله- اقتصاد یکطرفه در راه ابریشم ایران وچین –دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱

15- کتاب - قرار داد استراتژیک 25 ساله ایران وچین ( پژوهش )

16- کتاب- تحولات سیاسی دولت ومردم چین در سالهای گذشته واخیر(دوجلد پژوهش )

17- کتاب- تاریخ اجتماعی شهر پکن وشهر ممنوعه آن( پژوهش)

18- مقاله- مردم شناسی"اقوام اوزبک " آسیایی و تاثیر پذیری شدیداز فرهنگ " اقوام روس" _ دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه هفتم آبان ۱۳۹۹

19- مقاله- مردم شناسی "اقوام چچن"آسیایی- ودولت روسیه- دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹

20- مقاله- مردم شناسی جدید"اقوام قیر قیز "آسیایی- ودولت روسیه- دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۹

21- مقاله- مردم شناسی گذشته " اقوام قیرقیز " آسیایی- واستعمار روسیه -دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه بیست و پنجم مهر 1399

22- کتاب- دایره المعارف بزرگ آسیا وایرانشناسی - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴

23- کتاب- تحولات سیاسی واجتماعی جامعه روسیه در ادوار گذشته (دوجلد پژوهش )

24- کتاب- تاریخ اجتماعی شهر مسکو ( پژوهش )

25- مردم شناسی تبت و دولت چین- مقاله دکتر محمد خالقی مقدم

26-مردم شناسی قوم قالموق آسیا و دولت روسیه- مقاله دکتر محمد خالقی مقدم

-تحولات فرهنگی وشهری چین وبعد از حمله مغولها27

-تاثیر کرونا برتحولات اقتصاد وسیاست چین،در سال 1400شمسی-28-

کاشغر واقوام ترک اویغورستان آسیا -29

تاثیر کرونا برتحولات اقتصاد وسیاست روسیه ،در سال 1400شمسی -30

تحولات آسیا وبعد از تسلط ارتش روسیه-31

مردم شناسی تاریخی اقوام باشگرد روسیه در آسیا-32

مردم شناسی "اقوام تاتار سیبری آسیا" و دولت روسیه ( بخش اول ) از :دکتر محمد خالقی مقدم یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۹

مردم شناسی "اقوام تاتار سیبری آسیا" و دولت روسیه ( بخش دوم) دکتر محمد خالقی مقدم–-34

-1399 یکشنبه بیست و ششم بهمن

مردم شناسی "اقوام تاتار سیبری " و6 حوزه تمدنی جدید آسیا (بخش سوم )- دکتر محمد خالقی مقدم

پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۹

مردم شناسی "اقوام تاتار آسیا" وشکل گیری شهر های جدید روسیه درآن - از دکتر محمد خالقی مقدم -دوشنبه بیست و پنجم اسفند 1399

Anthropology of Ethnic Conflicts in Contemporary China Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۱
مردم شناسی درگیری های قومی در چین معاصر - دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۱
Asian Tibetan people and their conflicts with the Chinese government From: Dr. Mohammad Khaleghi Mo - شنبه یکم مرداد ۱۴۰۱
اقوام تبت آسیایی ودرگیری هایش با دولت چین - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یکم مرداد ۱۴۰۱
China's Asian communes and their impact on economic globalization From: Dr. Mohammad Khaleghi Mogha - سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۱
کمونهای آسیایی چین وتاثیرش در جهانی شدن اقتصاد از :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۱
The globalization of the economy and the beginning of the transformation of the political function o - شنبه هجدهم تیر ۱۴۰۱
جهانی سازی اقتصاد وشروع دگرگونی کارکرد سیاسی دولتهای کنونی جهان ، ازدکتر محمد خالقی مقدم – تخصص : - شنبه هجدهم تیر ۱۴۰۱
Political chronicle of the Ukraine - Russia war During the years 1400 to 1401 (Volume I and Volume - سه شنبه سوم خرداد

Educational and professional biography of Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam -In various branches of pol

Academic and professional biography of Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam in various branches of political science

Educational and professional biography of Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam

In various branches of political science

 

1- Obtaining a diploma in 1974

2. Accepted a bachelor's degree in political sociology from the University of Tehran in 1974

3. Undergraduate studies at the University of Tehran - from 1974 to the first half of 1979

Number of credits spent at the University of Tehran - 144 credits

His published writings and dissertation in the undergraduate course of Tehran University

1. Political sociology of the Lebanese civil war

2. Political Sociology of Iranian Press and Culture in the Pahlavi Regime

Postgraduate education:

- Acceptance in the field of postgraduate studies in Iran in 1982 (in the first courses of the establishment of postgraduate studies in Iran)

- Number of credits passed in the course - Graduate: 72 credits

Duration of study: from 1982 to 1987

Duration of study: 4.5 consecutive years or 9 semesters

His published writings and dissertations in the postgraduate course include:

1. Reconstruction policy of war-torn Abadan and Khorramshahr

2. Reconstruction policy of Azadegan plain of Khuzestan

3. Socio-economic research of Azadegan plain and Hashem river

4. The policy of rebuilding war-torn Hoveyzeh

5. Historical-political sociology of Khorramshahr

6. The policy of rebuilding war-torn Hoveyzeh

7. The policy of rebuilding the war-torn Sweet Palace

8. Strategy for reconstruction of cities and villages in the war-torn region of the west of the country

 In addition, a number of his researches during his postgraduate years were published and reproduced by the War Reconstruction Headquarters or by the War Victims Foundation.

His specialized political education is in the Center for Strategic Research of Iran

Education: In the Center for Strategic Research of Iran, which was established in 1987 in Iran. His period of study in this center: two years and from 1987 to 1989, he studied in this center: a number of basic courses in strategic political science and Or Bodo's theoretical-field political research, in addition to his dissertation or two-year course in the Center for Strategic Research of Iran, is as follows:

1. His specialized thesis at the said research center was: Socio-political analysis of the cities of Balochistan

2. In addition, he has eleven political researches on political theories or their political application in Iran, which includes the following researches. Therefore, between 1987 and 1987, he conducted that kind of specialized political research in the mentioned center and now Documents are available and include the following theoretical-field research:

1. Sociology of power groups

2. Sociology of political mobility

3. Sociology of political processes

4. Sociology of political structuralism

5. Sociology of political change

6. Research methods in political sociology

7. Reliability and validity in political sociological research

8. Sociology of the interaction of a political institution with the economic institution of Iran

9. Modern technology and its impact on the political institutions of new societies

10. Applied Political Sociology in Contemporary Iranian Society

11. Functioning and political function of Asian governments

12. Political-military geopolitics of the Middle East

13. The political structure of the Pahlavi government

14. Or his dissertation and specialized thesis in 1989 include the following thesis:

Socio-political analysis of Baluchistan cities and also about the political sociology of Iranian universities and about the organization or planning of that type of Iranian universities. 14 volumes of research And he traveled as an educational supervisor that "administrative documents" of that type of his educational trips also exist or his research in this field also includes the following research.

Safavid or Qajar are each a volume or about the schools of the Pahlavi period that are available in the archive of his works and therefore are the first type of such research in Iranian society. And there is no other like it in other libraries and archives of Iran

In addition, from 1989 to the present and until 1397, he has about 1000 volumes of academic research in the field of domestic politics and has done in the field of "Contemporary Iranian Foreign Policy". The following are:

- Carrying out about 1000 volumes of his unpublished political research, which are in the reservoir of 59 cartons.

- Publishing about 1000 articles in various Iranian publications or publishing them on his specialized personal blog on the Internet, which has 146 thousand readers so far and in recent years.

- Published about 36 volumes of his political writings in the community.

It has a memory about the Caspian Sea, Dardovia about new dams or old dams, and it has an old and new irrigation system, and it remembers the pollution of the Iranian river system, which is a total of 19 volumes of research, and it remembers the environment of Iran and past earthquakes in Iran. The Qajar period has so far investigated them so that the crisis headquarters of the Ministry of Interior does not get confused about this type of public disaster or about forest fires and the dryness of contemporary Iranian wetlands, which are somehow related to the misconduct of the Ministry of Agriculture or personnel. It is an environmental organization or has a total of 8 documented researches on dust and wildlife extinction in Iran. Or about "Family Policies of Contemporary Iranian Society"

20 specialized branches of political research by Dr. Khaleghi Moghaddam in the last 29 years

These 20 branches of his political specialty - include research on "Iran's foreign policy" conducted through the Iranian Ministry of Foreign Affairs or contemporary "Iranian domestic policy" through the "Ministry of Interior" and governorates and governorships in 40 years. It has been done or it is about "banking policies and central banking" or about the emergence of the Imperial Bank of the Qajar period and its continuation until 1327, or about the establishment and operation of 27 different banks of the Pahlavi and modern periods, which are the views of Sepah Bank and Agricultural Bank, etc. Yader is about the current political function of the central bank, or about their "monetary and exchange rate policies" and "investment funds," or about the "domestic and foreign trade policy" of contemporary Iranians. Or about "press policies" or "publishing and media policies" The Ministry of Guidance is contemporary, or it is the Ministry of Housing in the case of "urban planning and wharfing, port construction, road construction and housing" policies, or it is in the case of "municipal policy" and "cultural heritage" in 40 years of contemporary construction. It is an old city or because of its difference from the "urban planning policies of the rulers of the past" it is an Iranian city and in the continuation of constructions and architectures it is the old historical governments of Iran such as the Seljuk government and so on. Or not? Or about the "ethnic policies" of Iran and how the policy of dealing with different ethnic groups in Iran and in 31 provinces of the country by the Ministry of Interior and the Ministry of Guidance or not? Or about "wrong health policies" or correct Ministry of Health or health services and Either in the absence of their services or in the case of "

And this 1000 volumes of research by Dr. Khaleghi Moghaddam in 20 branches of political science and "state science of governments" or about how their policies affect the management of people's affairs and or about the policy councils of the Islamic Republic of Iran on foreign policy or It examines its influence on "domestic politics" or on "the trade policy of contemporary Iranians and its differences from the trade policies of former Iranian governments."

 And the first part of that research also includes:

 The branches of "Iran's foreign policy" are contemporary, and in this type, "foreign policy research of the Iranian government" in relation to 198 countries of the world and in the works of Dr. Khaleghi Moghaddam is divided into five categories.

Some of the above-mentioned researches are about the foreign policy of the contemporary government of Iran and about "different Middle Eastern states" or its relation with raising the information of different deputies of the Iranian Ministry of Foreign Affairs and Iran's travel to the information of foreign policy of this type of state and cultural, economic and ethnic It is foreign and is divided into five categories in his works.

1. In the section "Iran's Middle East Foreign Policy", which includes 32 volumes of political research on his work on Middle Eastern countries, including 21 volumes of his political research and research on the political history of Yemen, the political history of Lebanon, or the political history of Iraq and Kuwait. The UAE, Qatar, etc., or 11 other volumes of political research related to "political developments or changes in this type of society" in the Middle East and in recent years, have profound effects on changing the foreign policy of those Middle Eastern countries and the Iranian government. It has Iran in previous years.

2. And in the Asian branch of the Ministry of Foreign Affairs of Iran, he has 37 volumes of research and has been done by him, which is related to research on the political history of Georgia and Azerbaijan, Baku, etc., or on the political history of Armenia or Kazakhstan or China and old and new Russia, etc. Some of his related research is related to the Asian ethnic groups of those countries, such as the recognition of the Kyrgyz or Turkmen or Uzbek ethnic groups, or it is related to the Tajiks of Tajikistan, or it is related to the Afghan ethnic groups or the Kalmuk and Asian Circassians. Etc.

3. Research of the European and American branch of the Iranian Ministry of Foreign Affairs: which includes 11 volumes or in the section on the political history of French or British societies and the Hungarian society, etc., or the other 14 volumes are related to "important European organizations It is either related to their corporations, or to political unions, political resolutions, universities, the press, or the European religious system, such as the scientific cognition of the Catholic or Protestant religions of European societies, and so on.

4. In the Oceania and Canada branch of the State Department, there are two volumes of research, including the political history of Australia, New Zealand and Canada.

5. And in the branch of African and Latin American Deputy, the State Department also includes 4 volumes of political and new research that are located within these two important continents and have established trade, political, or economic relations with contemporary Iran.

Part II:

It includes "political research" in the fields of "domestic politics" or "contemporary Iranian administrative policy" or the past or new policy of Iranian society, which includes about 35 researches or policy-making on "how The administration of the previous administrative organizations of Iran "or about the emergence of such departments in the past society of Iran and is the same as the reasons for its establishment during the Qajar government or the reasons for its political continuity or change to the contemporary era, which includes the political history of the organization The program is either the political history of Iran's customs, or the political history, or the political reasons for the emergence of the Ministry of Agriculture or the Ministry of Health, or the establishment of the Pahlavi Foundation and its change to the Foundation of the Oppressed, or the emergence of the Post and Telegraph Office, the Ministry of Labor and the Ministry of Labor, etc.

third part:

The research is in the field of contemporary Iranian economic policy, which includes 46 researches on the political origins of the Qajar period imperial bank, whether it is about the old system or the political background of the Ministry of Economy, or the old summary court or the old and new treasuries of Iran. Whether it is about their administrative transformation or their new privatization process, or about the employment of the Iranian people through those administrative mechanisms.

Section 4:

He has also had a number of works in the fields of "trade policy" of Iranians, past or present, or has researched about "foreign trade" and their types of foreign trade from the Qajar period to the present.

Section 5:

And in the branch of "industrial policy" or banking of contemporary Iran, which includes 25 volumes of research on the historical background of the emergence of Iranian factories from the Qajar period and still has a number of researches, either about different industries of Iran or about various "Iranian industrial companies" And is in 31 provinces of the country and have been common since the Qajar period, which include: textile industry or sugar industry past or new in Iran and are about the history of electrical factories or cement, etc. and about 10 other studies on the history of the banking system. It is new and old from the Qajar period to the present and has been created during the privatization process

Section 6:

The research is in the field of "educational and memorial policy", which includes the critique of educational and professional policies of various ministries of science or the Ministry of Health or Education. .

 

 

Section 7:

Political research on the branch of "media policy" and the press and culture of Iran, which is carried out through the "Ministry of Guidance" or the national media, or by the Department of Cultural Affairs, or by the Islamic Propaganda Organization or through the cultural consulate of Iranian embassies and abroad. Iran has been followed in the contemporary 40 years or in the historical past of Iran was followed in another way, which includes 32 researches on the media and press policies of the past society or the new society of contemporary Iranians.

Section 8:

Political research on the branches of "artistic and cinematic politics" of the current government or in contrast to the artistic policies of the old governments of Iran, which includes 23 studies on "artistic policies" and the music and cinema policy and calligraphy of past and new rulers Iranians have been around since the early centuries.

Section 9:

Political research in the field of "urban politics" is the rulers of old and new cities in Iran and their policies on construction and maintenance of municipal facilities and road connections between old and modern Iranian cities, which is pursued by the Ministry of Housing and Contemporary Urban Planning. Or it is done by building permits of municipalities or by construction of cultural heritage and optimization of new villages and past cities of Iran and in the system of transformation of their construction and construction of urban neighborhoods is 1000 contemporary cities of Iran and is in the field of preserving their old architecture. It does not exist in other colleges of Iran and for example it is about the old history of Isfahan or Kerman or Amal neighborhoods etc. Some of them have been summarized in the author's personal blog and published on the internet and today it has about 146 thousand readers in recent years.

Section 10:

The research in the field of "Rural and Regional Policy of Iran" is contemporary. They have been registered in his personal blog or have been published in summary form.

Section 11:

Research in the field of "environmental or geographical policy" of contemporary Iran, which in this section includes a total of 18 volumes and includes contemporary forest fires in Iran, or how to control the drying of wetlands, or how to control geological damage or control urban floods, or control dust. Either the pollution of rivers or the air of cities should be pursued by the crisis headquarters of the Ministry of Interior or the governorate, or it should be pursued by the cultural media of the national media or the policy of pursuing Iran's environment.

Section Twelve:

In the field of "Iran's military policy", which includes 21 studies on military methods of war in previous Iranian governments, or on the systems of organizing their armies, or on weapons and military equipment, or on their military zoning system, and It is about their drugstores or about how the gendarmerie or the Kazakhs or the contemporary police force came into being, about the officer academies or the police academy and the contemporary military affairs and so on.

Section 13:

And in the field of "health policy" of the old or new society of Iran, there are a number of works that include 23 researches and the example is about how to find the Ministry of Health or about the separation of medical fields from the Ministry of Science or about the increase of their graduates or It is related to the policy of expanding pharmacies and offices in Iranian cities and its history is in the Qajar or Pahlavi period or about pre-revolutionary hospitals or their historical records in the old Qajar and Safavid governments and in the patriarchal government or in the Seljuk and government governments. It is Sassanid and so on.

Section Fourteen:

Research on the "religious politics" of contemporary and ancient Iran, which includes 28 volumes that have been researched on the "religious rights system" of relations between the Iranian society or on the religious rights of women and youth and their kinship and education or on the religious rights of neighborhood relations and contemporary shopping. In respecting the religious rights of other societies, how much have we acted on this kind of reciprocal religious rights and in our sales or in the process of our street slogans, etc.?

Section 15:

"Research in the field of" International Politics and International Law ", which is related to the Vice President for Legal Affairs and how they relate to the Hague Tribunal and other international institutions, such as: expression or UNCTAD or the United Nations or the Organization of the Islamic Conference or the search for our contradictions and among them. Political interpretation is a relationship with each other "or in a common political understanding or in the contradictions of our political interpretation and they are about the geopolitics of the Middle East, or in the political interpretation of the world order, or in the political interpretation of the Islamic world or in different ideological interpretations of different international policies. Is it a unit of political rights?

Section 16:

Correct and scholarly epistemology of Qashqai, Khalaj, Yashqaqi, Bayat, Afshar, Talashi, Graili, Vadasht Moghani, Khamseh, Fars, Kalhor, Sanjazi, Zanganeh, and many other Baluch, Kurdistan, Vakhaghari, Bakhtiari, and South Arab tribes. Dealing with those tribes includes "contemporary governance" or the correct media propaganda, or the correct management of the affairs of the governorates of the Ministry of Interior, in which the ethnic area of ​​the province is located, or in incidents caused by mismanagement. What about the ethnic issues of that region and the province, which requires scientific knowledge of those ethnic issues of the region and not relying unilaterally on the administrative order of the Ministry of Interior? Therefore, the author has an independent work on the scientific cognition of those tribes in the mentioned areas or on each of those tribes, which is still swimming in the departments of the people.

Section 17:

It includes research on the "sports policy" of young people and their recreational affairs, and inside stadiums, clubs and clubs, or in the correct way of running a club, or in political or administrative and financial dealings with them, it is done correctly or in contemporary years within the Ministry of Sports and Contemporary Youth.

Section 18:

Research on "Urban planning policies or architecture or urban road construction, in the Ministry of Urban Development or in the Housing Foundation or the Research Institute of the Ministry of Housing, but has no knowledge of this ministry, which has caused its lack of scientific knowledge, but ambitious claims of its staff or contractors of this type of Ministry of Urban Development. Which has caused or disturbed the uncontrolled development of contemporary cities, or caused irregular road casualties, or caused extensive financial damage to the property of the people of those cities and in the incorrect licensing that it has given to the Iranian engineering system and does not control them, or Through their signatures, people suffer financial losses that are contrary to the legal meaning of constitutional oversight, or are damaged by the production of earthquake-vulnerable housing, or have a negative impact on the uneconomic and unwise production of urban housing, or on the distribution of non-distribution. Balanced housing or urban housing that type of housing has a negative impactHas disrupted the mechanism of life of cities, or has disrupted the economy of cities, or has disrupted the traffic of cities, or has caused pollution in cities in various metropolises, or has created about 450 relatively large cities, or has caused water supply problems to those cities, and so on. They claim "comprehensive urban plan" or claim contractors with university education, but the construction of the building has been shortened or the preparation of "village master plans"They claim that they have built 66,000 first-time immigrant villages, and that Vazamulf has been forced to repair the issue without receiving fees from Iranian universities, or without receiving fees from the contractors' organizations, which have major contracts with that ministry, but instead of in-depth investigations. They simply copy the scientific works of others from the Internet and take the royalties from the organization for themselves, and therefore the author has been forced to at least protect the rights of vulnerable and injured Iranian citizens from the performance of these contractors or the performance of researchers of the said research center. To produce about 450 documentary research papers on contemporary Iranian urban planning, but for free and to copy them, put them on the Internet, and in short, type some of them from your own pocket, and spend them on the Internet to get the same engineers and astronomical contractors. Become literate or become masters of tyrannyLearn something with that ministry and what they have not learned in their urban planning colleges, but because they have a lot of claims or have not learned in urban geography, so they can read it for free on the internet to at least raise their literacy or So much for the fate of millions of poor urban dwellers with "contemporary urban misguided policies"Do not confuse or learn the difference between the policies of current city governors and past city governors, or by reading these works in the construction policy of neighborhoods, or in the construction of palaces, markets, markets and government buildings, or in understanding the difference between construction and new structures Or to know the new day with the market, or to have a deep understanding in the way of designing new urban neighborhoods and towns, or to understand the correct design of streets and squares, or to understand the restoration of that type of caravanserai or ligaments, or to revive the architecture of the same aristocratic houses. Understand the old that is restored by cultural heritage engineers and therefore must first raise their knowledge and then conclude a restoration contract or contract with that type of organization and therefore in line with this type of citizenship responsibility at least 75 research works It is about preserving cultural heritage architectures or about Viader architectural policiesIt has the old way of preserving the architecture of Golestan Palace, or it has about Kashan Fin Palace, or it has about Negarestan Palace and palaces of the Timurid period of Iran, or it has palaces and architectures of Seljuk period, or it has prepared it in Safavid or Qajar period, or about palaces, bazaars, mosques and temples. This type has historical periods or has prepared about the style of architectural arrangement or the beauties of the mentioned buildings or several volumes about the names of old architects or the names of engineers of the Seljuk period or about the names of architects of the Timurid or Safavid or Afshari or Qajar Has prepared or researched the names of skilled Pahlavi engineers who have built important buildings of this historical period and in addition has several volumes about road construction in the Qajar period or in the Pahlavi period or about new construction companies or factory names Viagch cement, tile or brick or in the case of tower construction companiesOr has prepared wharfs, dams and drilling companies, or in the case of urban water and sewage companies, or has them about their correct or incorrect performance, or has prepared contemporary urban construction, or in the policies of the mentioned urban or housing construction materials. Has prepared them

Section 19:

It is the Ministry of Agriculture of Iran, or since the Qajar period, it is about the agricultural policies of 66,000 Iranian villages, or it is about cultivating, harvesting, storing and selling that kind of agricultural products, or it is about livestock, agriculture, horticulture or orchards, or about desert zoning. Viakohestani or Dashti is that type of product, or it is about the policies of the producers of those products, or it is the manager, or the investor examines that type of products, or what they are looking for in their planting and harvesting policies, or the difference policy. Do they consider ten departments or do they consider their products in the old society or in the new society in the optimal management, and in contrast to the policy of the new administration of the contemporary Ministry of Agriculture, or in the privatization of companies and poultry farms or garden greenhouses? Or what is the difference with the agronomic policies of previous regimes? have ? Or do they have agricultural capital and management of the gods and stewards, or do they have past societies with agricultural and livestock contributions? Or what is the difference between the management policy of agro-industrial companies of the Pahlavi period? Or what is the difference with the policy of contemporary Iranian credit-agricultural cooperatives or what are the different motives for planting and harvesting? Or what are the problems in the affairs of silos, cold storages and processing industries of the mentioned rural products? And has reviewed at least 41 research papers on their correct or incorrect policies.

Section 20:

Research on the "politics of historical developments of governments" is ambiguous, some of which are about the change of Elamite civilization or the change of Babylonian and Vasasani civilization or the political change of Seljuk government to patriarchal government The organization of each of these governments and their political changes is the next regime, which includes a total of 85 research papers in this field. , Are sometimes introduced in "two subjects", but "often only" are classified in one research subject, and therefore in the end it includes only about 1000 political-administrative, ethnic, etc., whose thematic classification process or classification Their province can also be seen on his personal blog. 

خلاصه آمار سایت

بازدیدکنندگان در تاریخ 1399/10/08

بازدید امروز: 54

بازدید دیروز: 118
افراد آنلاین: 1
بازدید کل: 198563

 

Index of Iranian Studies and Ethnology Articles by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam in the last 30 ye

Index of Iranian Studies and Ethnology Articles by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam in the last 30 years of paper and online publications
and their registration date in the blog:Archive of blog content Archive . Search the original articles in the relevant months in the blog or click on the Read more button On the same page of  Iranology - Ethnology - Sociology of the people Specialized library of the endowment of Masoumeh Mohammadi (Jafari) in Zanjan! From: Dr. Mohammad - Sunday, December 27, 2016Specialized library of the endowment of Masoumeh Mohammadi (Jafari) in Zanjan! - the doctor Mohammad creator front - Sun VII Persian date Dey 1399Anthropology "relatives Kazakhstan Asia" policy Dropping dollar - doctor Mohammad creator front - Tuesday twenty-fifth Persian date Azar 1399Anthropology "peoples of Kazakhstan" crisis trade routes of Asia - doctor Mohammad creator Moghaddam - Tuesday, December 25, 2016Anthropology of the "Tajik ethnic groups of Asia" and the underdevelopment caused by the "Shanghai economy" (Part I) - Dr. Mohammad Khaleghi M. - Sunday, December 30, 2016Dr. Mohammad Khaleghi - Wednesday, December 7, 2009 Tabriz and the impact of its culture on the trade of Asian ethnic groups By: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Specialty: Anthropologist of Asian ethnicity - Tuesday, December 10, 2009 Tabriz and Merv Doshahr "Influential" on the culture of contemporary Asian ethnic groups! Part (1) From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Specialty - Tuesday, December 10, 2009 Tabriz and Merv Doshahr "Influential" on the culture of contemporary Asian ethnic groups! Section (2) From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Specialty - Tuesday, December 30, 2009 The Turkic tribes of Azerbaijan and being hit by Safavids and the Shahnameh of Iran Part 1 (1) Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Special - Thursday, December 26, 2009 Turkish tribes of Azerbaijan and being hit by Safavids and Shahnameh of Iranians Part 2 (2) Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Specialty - Thursday, December 26, 2009 Architectural and Urban Development Developments in Sahebad Abad Square, Tabriz - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Thursday, December 26, 2009 The Necessity of Preserving the Culture of "Turkish Ethnicity" In Azerbaijan by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Saturday, December 20, 2009 The Asian continent and the phenomenon of the destruction of its economy and populist movements in Europe! From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam Sociologist C - Monday, August 14, 2009 Tehran Victory Bridge between Moscow and Beijing in Asia - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday, August 7, 2009 Asia and the possibility of the collapse of the Chinese Empire in this great continent! By: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Political sociologist - Sunday, August 26, 2009 Asia and the possibility of the collapse of the Chinese Empire in this great continent! By: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam Political sociologist - Sunday, August 26, 2009 Iranian industrial universities, and the extent of their success in industrializing Iranian society? (2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - What happened on Wednesday, July 17, 2009 at Tarbiat Modares University? Failure of the doctoral education policy inside Iran !! - Dr. Khaleghi Moghadam - Wednesday, July 7, 2009 Arak and its urban planning bottlenecks (part one) from: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Urban Sociologist - Tuesday, July 13, 2017 Kerman and its urban development developments in the Pahlavi period - From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Urban Sociologist - Tuesday, July 13, 2017 Violation of the Chinese and Russian central banks in the electronic inspection system By: Dr. Mohammad Khaleghi - Tuesday, March 31, 2017 Violations of the Central Banks of China and Russia in the Electronic Inspection System of the Iranian Oil Company By: Dr. Mohammad Khaleghi - Tuesday, March 31, 2017 Court of Audit of the Expediency Council or Internet Interruption of Iranian Banks? From:Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Urban Sociologist - Sunday, February 7, 2016 Bandar Abbas and its Urban Sociology From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Urban Sociologist - Sunday, February 6, 2016 The property of the Pahlavi Foundation, the root of deep differences between contemporary Iranians and different communities from: Mohammad Khaleq - Sunday, February 7, 2016 What is the government jurisprudence of the Revolutionary Guards? - Sunday, February 7, 2016 The Revolutionary Guards Foundation and its Legal Difference with Other Iranian Foundations - By: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sociologist of Law - Sunday, February 7, 2016drmkhm - Saturday, February 7, 2016 [No Title] - Saturday, February 6, 2016 Ownership and grouping of work in companies Basiji Iranians - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, February 31, 2016 Borrowing Iranian Dreamers from Production to the International Monetary Fund - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Saturday, February 1, 2016 Privatization of Iranians or mortgaging of Iranian real estate and companies ?! - From : Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, February 23, 2016, How did the Iranians have a 2400 year old monarchy (not 2500 years old ?! Part 1- Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam) - Da student - Wednesday, December 6, 2015 (Part 2: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam) - Wednesday, December 6, 2015 USAA News Agency and Asian Program and Budget Organization - Wednesday, December 2, 2015 Syria Military Pact, a Necessity for Maintaining the Security of the United States of Asia (1) By: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Student - Wednesday, December 4, 2015 United States of Asia and its political-military geopolitics in the Syrian Pact (2) - Wednesday, December 4, 2015 Tehran - Urban planning and physical structure of Tehran during the Pahlavi government - By Dr. Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Thursday, December 31, 2011 The richest encyclopedia of Iranology in Iranian society in the Persian blog - Monday, December 28, 2011 How did the great encyclopedia of Iranology come about? And how it originated - From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, December 26, 2011 Sociology of Press and Social Communication - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, December 26, 2011 The Evolution of the Press in 18 Contemporary Iranian Years - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, December 26, 2011 Father's dining room is not sitting! Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, December 26, 2011 The need to change the press budget by the Management and Planning Organization from: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, December 26, 2011 The Role of the Press in Increasing the National Knowledge of Iranians - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, December 26, 2011 Environment of Iranian Cities - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday, December 22, 2011 Sassanid Irrigation and Urban Development Facilities in Iranian Society - Peugeot Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam's hashes - Tuesday, December 22, 2011. Press Festival in the country. And how the critical press originated. Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sunday, November 12, 2011 The destructive effect of seminars on the country's economy - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Saturday, November 4, 2011 History of writing and press in Iranian society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Thursday, November 12, 2011 Government and ways to deal with municipal sewage - from Dr. Majmad Khaleghi Moghadam - Saturday, November 28, 2011 Responsibility of departments in Iranian urban health and urban culture - Monday, October 16, 2011 The risk of conflict between nature and urban communities in Iran - Saturday, October 23, 2011 City councils and the impact of waste on the catastrophe of Iranian cities - Saturday And 3rd of October 2011 Design and construction of national heating technology at the expense of the government - Saturday, October 23, 2011 The effect of inexperienced architects on increasing the cost of fuel for Iranian homes - Wednesday, October 20, 2011 Environment and the need to electrify city buses - Wednesday, October 20, 2011 Work and life are not commuting! - چهارشنبه بیستم مهر 1390Civilization and Urban Sociology in Mazandaran Province - Research by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday, May 16, 2011 Civilization and Urban Sociology in Arak Province - Research by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Monday, May 26, 2011. Civilization and Organizational Sociology of the Iranians - Research by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Monday, May 16, 2011 Social Developments in Latin American, African, and Australian Societies during the Qajar Period - Research by Dr. Mohammad Khaleghi - Monday, May 26, 2011 Civilization and Urban Sociology in the Province Qazvin - Research of Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam ..Dr. Mohammad Khal - Tuesday, February 7, 2011 Social Developments - Urban Development of Amirkabir Village in Tehran from the Rural Stage of Amirabad - to the Urban Neighborhood of Amirabad Pej - Friday, February 6, 2011 The civilization of the people of Tehran is socially updated in the urban neighborhood of Amirabad! Research by: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Cup - Thursday, February 5, 2011 Comparing the Social Function of Tehran Academy of Arts and European Communities - By: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sociologist - Wednesday, December 12, 2010 Persian Blog (http://drmkhm.blogfa.com/ The richest encyclopedia of Iranology of the Iranian society - Monday, December 26, 2010 Tabriz and Azar Bayjan (its civilization and culture) - Research of Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Thursday, December 15, 2010 Articles of sociology and ethnography by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam in the Persian blog - Saturday, December 4, 2010 (.Civilization, .and its relatives.) -Research of Dr. Mohammad Khaleghi Moqarram - Wednesday, December 31, 2010 Shiraz and Fars (.Civilization, .and its relatives.) -Research of Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam. - Wednesday, December 31, 2010 Kermanshah. (.Civilization, economy and its ethnic groups.) -Research of Dr. Mohammad Khaleghi Moqarram. - چهارشنبه دهم آذر 1389 Hamedan (. Civilization, .and its relatives.) - چهارشنبه دهم آذر 1389 اصفهان. And its civilization (researches of Dr. Mohammad Khaleghi Moqarram) - Wednesday, December 31, 2010 Mashhad-Khorasan (.civilization, culture and its relatives.) -Research of Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam. - Wednesday, December 31, 2010 Tehran and its civilization (Research of Dr. Mohammad Khaleghi Moqarram) - Tuesday, December 30, 2010 Historical anthropology of Turkic tribes including Hamedan province - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday, December 30, 2010 Historical anthropology of Baharlu Turkic tribes of Hamadan Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 30, 2010 Historical Anthropology of the Turkic Tribes of Gharakoo Zalvi, Hamedan - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 30, 2010 Historical Anthropology of the Tribes. Turkish tribes of Saveh and Qom Gulf - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 30, 2010 Historical Anthropology of Qajar Tribes - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 30, 2010 Ethnicity and Culture in Merv Region - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday, December 30, 2010 Historical Anthropology of Tribes. Turkmen Iran and Asia - Research.: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 30, 2010 Historical Anthropology of the Turkic tribes of Azar Bayjan - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 30, 2010 Historical anthropology of the Turkic tribes of Azerbaijan - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Three Saturday, December 30, 2010 Historical Anthropology of Turkic Moghaddam Tribes Azar Bayjan - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday, December 30, 2010 Historical Anthropology of Javanshir Turkic Tribes of Azerbaijan - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday, December 30, 2010. Historical Anthropology of the Talesh Turks of Gilan - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Tuesday, December 30, 2010 Historical Anthropology of the Turks of IranDr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday, December 22, 2010 Businessmen and the social phenomenon of trade in the Qajar period - Research by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam. - Monday, December 22, 2010 Early Social Processes in the Industrialization of Iranian Society - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday, December 22, 2010 Summary of Economic Sociology of the Qajar Government Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam. - Monday, December 22, 2010 Historical Anthropology of the Asian Asians of Georgia - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday, December 22, 2010 Historical Anthropology of the Asian People of India - Research: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Monday, December 22, 2010 Moghaddam - Monday, December 22, 2010Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday, December 22, 2010 - Cultural Richness and Educational Quality of Iranian Universities - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wednesday, November 10, 2010 Plan to Establish Iranian Internet Universities - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wednesday, November 10, 2010 Efficiency of Iranian Universities - Strategies Review - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Wednesday, November 7, 2010 Do not sacrifice quality in higher education! -Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam- - Wednesday, November 10, 2010 How to plan educational time in universities? How? Institutions. Educational - Research, Dr. Mohammad Kha - Tuesday, November 7, 2010 Sociology of educational Qajar schools in Tehran.Aghajari Iran - Wednesday, October 29, 2009 Where is the Jahanshah Ghara Quyunlu Mosque in Zanjan? - Wednesday, October 29, 2009 Chalabi Oghli Historical Tomb in Soltanieh - Wednesday, October 29, 2009 Anthropology of the Airlians of Zanjan Zanjan - Saturday, June 20, 2009 Articles and Research on Urban and Rural Sociology and Iranian Urban Planning and Architecture Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday Research in Art Sociology and Sociology of Language Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sunday, May 17, 2009Articles and researches of educational sociology of Iranian universities and schools Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wednesday, May 23, 2009 Anthropological articles and researches of Iranian and Asian ethnic groups Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wednesday, May 23, 2009 Epistemological sociology of the role of Iranian civilization Medicine of Human Society (Part 6) - Tuesday, May 12, 2009 The Historical Mosque, School and Bath of Nasrullah Khan Afshar in Zanjan during the Qajar period - Tuesday, May 22, 2009 Urban Sociology of Zanjan during the Zandieh period (Part 1) - Tuesday May 2009 Rapid and Unbalanced Development in the New Iranian Society - Tuesday, May 22, 2009 Family Sociology What is the religious legitimacy of current Iranian marriages? - Tuesday, May 22, 2009 The role of Mohammad Ibn Maki Zanjani in the architecture of the double towers of Kharqan - Tuesday, May 22, 2009 The role of Iranian architects in the social evolution of architecture Continental Asia, in the Timurid Period - Tuesday, May 22, 2009 Political Sociology of the Qajar Government in Relation to the Turkic Peoples of Zanjan and Azerbaijan - Tuesday, May 22, 2009 Pathology in the New Iranian Society - Tuesday, May 22, 2009 Sociology of Language - Feh The Old Language of the People of Zanjan - Sunday, May 10, 2009 Introduction to Zanjan Celebrities - Ather al-Din Abhari, 7th Century Philosopher and Mathematician - Sunday, May 20, 2009 Introduction to Zanjan Celebrities - Rokn al-Din Sajasi Aref, 6th Century - Sunday Zanjan Province - Land of Afshar Tribes - Saturday, May 7, 2009 Where is the tomb and monastery of Akhi Faraj Zanjani? - Thursday, May 7, 2009 Institutionalization of parties, the solution to the problems of the Iranian people - Thursday, May 7, 2009 Social history of Guzeldareh Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Wednesday, May 6, 2009 Zanjan and Abhar Doran - On Wednesday, March 12, 2009, some Iranians left the country? - Wednesday, March 12, 2009 Cultural Attitude of Contemporary Iranian Society to Religion and Division of Labor - Wednesday, March 12, 2009 The Social Function of the Government in Preserving the Property and Security of the People - Wednesday, March 12, 2009 Privacy and Sufferings of the Iranian People - Wednesday March 22, 2009 The Cultural Impact of the University of Tehran on Changes in the Social Life of the Iranian People - Wednesday, March 12, 2009 The Rate of Cultural Acceptance and Social Harmony in Iranian Society - Tuesday, March 11, 2009 Why Do Iranians Need a Party in Political Activism? - پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 March 22, 2009 The level of cultural acceptability and social harmony in Iranian society - Tuesday, March 11, 2009 Why do the Iranian people need a party in political activity? - پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 March 22, 2009 The level of cultural acceptability and social harmony in Iranian society - Tuesday, March 11, 2009 Why do the Iranian people need a party in political activity? - پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387Architecture and Features of Iranian Caravanserais - Research by: Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Monday, December 11, 1278Government and Ways to Deal with Urban Wastewater Pollution - Monday, December 11, 1278   Anthropology of "Asian Kazakhs" and the policy of eliminating the dollar 25th of Azar 1399 Anthropology of "Tribes of Kazakhstan" and the Asian Trade Roads Crisis - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Tuesday 25th of December - Anthropology of "Tajik-Asian Tribes" and the Russian Political System (Part II) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sunday, December 30, 2016 
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۹ ساعت ۱:25 ب.ظ توسط Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam | Leave a commentIndex of Articles on Iranian Studies and Ethnology by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam (Part I)
List of Persian literature and ethnology doctor Mohammad creator priority in supplies and paper online last 30 years (the first part)historical sociology of the Iranian peopleArticles sociology doctor Mohammad creator front page Ayrany.vvblag Persian, Iranian Studies and the world of modern slavery Electronic - Mohammad Khaleghi Moghadam - Kayhan Magazine 12 - September - 1999 - Page 6 - Iranology - the need to change the pattern of curriculum planning in the university - Mohammad Khaleghi Moghadam - Quds Magazine April 20, 1998 - Page 8 -  Iranology - the role of Mohammad Ibn Maki Zanjani in Architecture on the Dual World of Kharqan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Mojojabidari Magazine Thursday, February 26, 2007 No. 87 Page 4 - Iranian Studies - Urban Sociology of Zanjan - Characteristics of Architecture and Urban Planning of Qajar Palaces and the Palace in Zanjan Part II - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Magazine Tuesday, November 14, 2006 - No. 81 - Page 4 Studies of urban sociology Zanjan in Zanjan third part mansions and the capital of the Qajar era Naseri Mohammad Creator prior to publication Mvjbydary Monday 6 Persian date Azar 1385 (82) Page 4 of Geology and bathroom Nasrullah Khan Afshar historic mosque and school in Zanjan Qajar period - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojabidari Magazine - Thursday, December 5, 2006 - No. 83 - Page 4 - Iranology - The role of Iranian architects in the social evolution of Asian architecture in the Timurid period - Page 4 - Iranology - The place of Sharia in today's marriages - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Awakening Saturday, February 5, 2006 No. 88 - Page 4 - Iranology - What is the religious legitimacy of current Iranian marriages? Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam, Mojabidari Magazine, Saturday, February 5, 2007 Iranology - Sexual and non-sexual incest in Iranian society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Wave Awakening - Saturday, March 26, 2007 - No. 91 - Page 4 Iranology - Engineering of cultural patterns of marriage in Iranian society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Wave Journal Saturday, Persian date Esfand 12 1385 No. 92 Page 4  Iranian Studies religious terminology sociology of law legal family formation and dissolution of the social institution of family life prior publications Mohammad creator Mvjbydary Saturday, Persian date Esfand 19 1385 93 Page 4 Iranology - From the Matriarchy of Ancient Society to the Feminism of Today's Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Mojabidari - Saturday, March 20, 2007 - No. 94 - Page 4 - Iranology - Matriarchal civilization in the Middle East and its cultural spread to the surrounding geographical areas - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojabidari Magazine - Saturday, April 15, 2007 - No. 95 - p.4 - Iranology - Political sociology of the Qajar government towards the Turkic tribes of Zanjan and Azerbaijan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojabidari Magazine - Saturday, December 30, 2006 - No. 85 - Page 4 - Iranology - Myth and culture in naming the twelve months of Iranians - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Mojabidari - Saturday, May 1, 2007 - No. 96 - Page 4 - Iranology - The role of Iranian civilization in the ophthalmological knowledge of human society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Mojojabidari - Wednesday, May 12, 2007 - No. 97 - Page 4 - Iranology - The Role of Iranian Civilization in the Pharmaceutical Knowledge of Human Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojabidari Journal - Saturday, May 12, 2007 - No. 98 - Page 4 - Iranology - The Role of Iranian Civilization in the Veterinary Knowledge of Human Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Mojojabidari Journal - Saturday 5 June 2007 - No. 99 - Page 4 Iranology - The role of Iranian civilization in the history of anatomy and surgery of human society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Awakening - Saturday, June 12, 2007 - No. 100 - Page 4 - Iranology - The role of Iranian civilization in recognizing and treating various diseases of human society - Dr. Mohammad creator prior to publication Mvjbydary Saturday, Persian date Khordad 27 1386 101 Page 4 of recognizing the role of Iranian civilization of human society in the development of medical books prior publications Mohammad creator Mvjbydary Saturday 9 July 1386 # 102 Page 4 of Geology cause Social Naming of Azerbaijan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Mojabidari - Saturday, July 7, 2007 - 103 p. 4 - Iranology - Azerbaijan in different historical periods - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Mojabidari, Tuesday, August 2, 2007 104 p. 4 Iranology - The New Society of Iran and the Sufferings of the People - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Wave Awakening Saturday, August 4, 2007 No. 105 Page 4 - Iranology - The Effect of Cultural Contradictions on the Sufferings of the Iranian People - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam 106 Page 4 - Iranology - Privacy of the Iranian people and the sufferings caused by it Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Awakening - September 1, 2007 No. 107 Page 4   · Iranology - Educational time planning in universities - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty member University - Hamshahri Journal - No. 945· Iranology - Efficiency of Iranian Universities - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Hamshahri Journal - No. 725· Iranology - Cultural Richness and Educational Quality of Universities - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty Member Hamshahri Magazine - No. 976· Iranology - Stages of formation and growth of the university in Iran - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - HamshahriMagazine - No. 134 · Iranology - Educational productivity in Iranian universities - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Hamshahri Magazine No. 688 and 689· Iranology - Disintegration and Connection in Political Structure - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Hamshahri Magazine - No. 974· Iranology - Power Groups and Political Structure - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member Hamshahri Journal - No. 973· Iranology - In higher education, we should not sacrifice quality for quantity - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Information Magazine - No. 20449· Iranology - Higher education requires careful planning - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Information Journal - No. 20448· Iranology - University Efficiency and Strategy Review - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Quds Journal - No. 2661· Iranology - A Look at the Educational Productivity of Iranian Universities - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Quds Journal No. 2667· Iranology - How to increase the efficiency of Iranian universities? Dr. KHALEGHI first faculty member of the University College of revolution 91 and 92· Iran of the necessity of Zanjan University faculty member Dr. Mohammad creator front (87) and 88 academic journal Revolution· Iranian Studies The Role of Intellectual Movements in University Revitalization - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Journal of Revolution University - No. 89 and 90· Iranian Studies - Internal Logic of Social Change - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Journal of Revolution University - No. 62· Iranology - Introduction to Zanjan University - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Educational Journal No. 2 Zanjan UniversityIranology - Evaluation of the comprehensive development plan of Zanjan University - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty member of the University - Educational Journal No. 3 of Zanjan University· Iranology - Study of the educational situation in Zanjan University - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty member No. 3, Zanjan University· Iranology - A brief report on the situation of higher education in Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty member - Educational Journal No. 4, Zanjan UniversityIranology - Zanjan University, to get to know the developing university better - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Educational Journal No. 5 of Zanjan University· Iranology - Turkish ethnic groups in Zanjan Province - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Peyk-e-Azar Magazine - No. 150· Iranology - The Impact of Afshar Turkic Music Culture on Iranian Music - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Peykazar Magazine - No. 9 and 10 October and November 2001· Iranology - Bayat Ethnic Music Turk - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Peyk Azar Magazine - No. 11· Iranology - Zanjan Province Ancient History and Landscape - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - Iran Magazine - No. .....· Iranology - Zanjan in the course of time - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Sobh-e-Amrooz - Issues ... 1 to 5 years 1375- · Sunday 22 March and Monday 4 Bahman etc.· Iranology - City Council, councils and people's needs - Zanjan Omid Magazine - No. 326· Iranology - What is the crime of the people of Zanjan? Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam, University Faculty Member, Amin Zanjan Magazine, No. 26· Iranology - What is going on at Zanjan University? - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 82· Iranology - The Impact of Zanjan Regional Music on Iranian Music Instruments - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 354Iranology - Irrigate Zanjan with cultural investments! - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 3· Iranology - To better understand the economic development processes of Zanjan Province - (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 5· Iranology - to better understand the economic development processes of Zanjan province - (Section 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Zanjan Omid Magazine - No. 6· Iranology - to better understand the economic development processes of Zanjan province - (Part 3) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 7· Iranology - Zanjan from the importance of the Silk Road to .... - Part 1 - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty - Zanjan Omid Magazine - No. 7Iranology - Zanjan from the importance of the Silk Road to ... - Part II - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 8  · Iranology - A look at the intellectual-cultural structure of Zanjan Province - Part 1 - Dr. Mohammad hope College faculty member leading creator Znjar 3· Iranian intellectual and cultural anthropology at the structure of the second part of the province Mohammad creator prior to publication faculty members hope Zanjan 4· Iranian Studies Get to know the economic structure of Zanjan province - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 2· Iranology - The identity of the indigenous culture of the people of Zanjan (1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Payam Zanjan Issue 140 · Iranian Studies - Indigenous Culture and Indigenous Interests of Zanjan People (2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty Member of the University - Payam Zanjan Journal - No. 141· Iranology - Culture and Economy in Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty Member University - Payam Zanjan Journal - No. 207· Iranology - Zanjan Province, Afshar Ethnic Land - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Payam Zanjan Journal - No. 341· Iranology - The Ancient Copper Industry in Zanjan (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Payam Zanjan Journal - No. 125· Iranology - The Ancient Copper Industry in Zanjan (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Payam Zanjan Journal - No. 126Iranology - A Comparative Study of Education in Zanjan Province with Other Provinces - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty Member - Scientific Journal - Education Research - No. 6· Iranology - Opinion Survey and Attitudes of Zanjan Students Towards Studying - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Scientific Journal - Education Research - No. 7· Iranology - Zanjan Traditional Market Structure and its Trade Unions (Section 5) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Journal Zanjan - No. 42· Iranology - The structure of Zanjan traditional market and its trade unions (Section 6) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 43· Iranology - The structure of Zanjan traditional market and its trade unions (Section 7) Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 44Iranology - The structure of Zanjan traditional market and its trade unions (Section 8) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 47· Iranology - The structure of Zanjan traditional market and its trade unions (Section 9) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 49· Iranology - Oligarchy Structure or Governing Families of Zanjan (Part 1) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 27· Iranology - Oligarchy Structure or Governing Families Zanjan (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 28· Iranology - Oligarchy structure or ruling families of Zanjan (Part 3) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 31Iranology - Oligarchy structure or ruling families of Zanjan (Section 4) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty member of the University - Omid Zanjan Journal - No. 34· Iranology - Oligarchy structure or ruling families of Zanjan (Section 5) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam University Faculty - Omid Zanjan Journal - No. 35· Iranology - Revolt in Zanjan during the reign of Mohammad Shah Qajar - Zanjan Omid Journal - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - No. 348· Iranology - Alimardan Khan Castle in Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 346· Iranology - How Zanjan Dwelling Entered the 21st Century (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 195Iranology - How Zanjan entered the 21st century (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 196  · Iranology - Zanjan from the era of agricultural livelihood to the era of industrial livelihood - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 197· Iranology - Society and Economics in Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 198· Iranology - Political Participation and Traditional Power ( Section 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 127· Iranology - Political Participation and Traditional Power (Section 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 128Iranology - Political Participation and Traditional Power (Section 3) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 129· Iranology - Political Participation and Traditional Power (Section 4) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty Member University - Omid Zanjan Journal - No. 130· Iranology - Characteristics of Political Movements (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 123· Iranology - Characteristics of Political Movements (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 124· Iranology - Characteristics of Political Movements (Section 3) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 125· Iranology - Brain Fax Machine - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 340· Iranology - Introduction to one of the scientific figures of Zanjan (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty member of the University - Omid Zanjan Journal - No. 22· Iranology - Introduction to one of the scientific figures of Zanjan (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 23· Iranology - Introduction to one of the scientific-research figures of Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - Abrar Journal - No. 1234· Iranology - Social Structure Of Economics of Zanjan in the Islamic Period (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Faculty Member of the University - Omid Zanjan Journal - No. 148· Iranology - Socio-Economic Structure of Zanjan in the Islamic Period (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Member University faculty - Omid Zanjan Journal - No. 149· Iranian Studies - Socio-Economic Structure of Zanjan City in the Islamic Period (Part 3) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Zanjan Omid Journal - No. 150· Iranian Studies - Zanjan City during the Umayyad and Bani Abbas Governments (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 180· Iranology - Zanjan during the rule of the Umayyads and Bani Abbas (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 181· Iranology - Events of the third to fourth century AH in Zanjan (Part 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty member of the University - Journal of Omid Zanjan - No. 193· Iranology - Events of the third to fourth century AH in Zanjan (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 194Iranology - Events of the third to fourth century AH in Zanjan (Section 3) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty member of the University - Omid Zanjan Journal - No. 195· Iranology - the city of Zanjan in the Al-Buwayh period (1) - Dr. Mohammad Khaleqi Omid Zanjan University faculty member prior to publication No. 200· Structural changes Kohandejh old Sassanid Iran Zanjan Islamic era Mohammad creator front Sharestan new faculty members number 183· Geology Zanjan Iran under the Seljuks (Part 1) - Omid Zanjan Journal - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - No. 183· Iranology - Zanjan during the Seljuk period (Part 2) - Omid Zanjan Journal - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - No. 184Iranology - Zanjan city during the Khwarezmshahian period and the Ismaili and Mongol sects - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Culture Quarterly - Journal of Zanjan Culture and Guidance Office - No. 3 and 4· Iranology - Zanjan in the Ilkhanid period (section 1) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 186· Iranology - Zanjan in the patriarchal period (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 187· Iran Geology - Zanjan in the Ilkhanid period (Part 3) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal - No. 188· Iranology - Zanjan city from Al-Jalair period to the Afshari period - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member Special Issue No. 2 - Journal of Zanjan Culture and Civilization· Iranology - Zanjan city in Zandieh period - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Special Issue 3 - Study of Zanjan culture and civilization· Iranology - Social - economic structure of Zanjan in the Qajar period (Part 1) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 1· Iranology - Social and Economic Structure of Zanjan in the Qajar Period (Part 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 2· Iranology - Zanjan In Opposition to the Qajar Regime - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal - No. 350· Iranology - Zanjan Traditional Market Structure and Its Trade Unions (Part 1) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Journal Zanjan No. 38Iranology - The structure of Zanjan traditional market and its trade unions (Part 2) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Omid Zanjan Journal No. 39· Iranology - The structure of Zanjan traditional market and its trade unions (Part 3) Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal No. 40· Iranology - Zanjan Traditional Market Structure and Its Trade Unions (Section 4) Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Omid Zanjan Journal No. 41· Iranology - Izz al-Din Zanjani, Seventh Century Scientist and Mathematician - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty Member - Awakening Magazine No. 62 Page 4 - Thursday 21 May 2006· Iranian Studies - Akhi Faraj Zanjani in the Al-Buwayh period, Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty University - Awakening Magazine - No. 53 - Page 5 Thursday, February 4, 2006· Studies of social cognition Kamal al-Din, Minister Zanjani Seljuk College faculty member Dr. Mohammad creator front vigilance No. 51 Page 6 Wednesday 28 January 1384· Athīr al-Dīn al-Abharī Iranian Studies, philosopher and mathematician century. 7th - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Awakening Magazine No. 64 - Page 3 - Thursday - June 25, 2006· Iranology - Social Cognition Shamsuddin Sajasi, Seljuk poet - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member Alborz Khorram Magazine, First Year, New Volume, No. 25, Wednesday, May 13, 2006· Iranology, Kamaluddin Zanjani, Ilkhanid Poet, Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam, University Faculty Member مرداد ـ 1385· Abu al-Najib Suhrawardi Iranian Studies, Professor Nezamiyyah Baghdad College faculty member Dr. Mohammad creator front vigilance No. 68 Thursday 15 June 1385 Page 4· Fhlvyat Azeri Iranian Studies, Language Old People Zanjan Mohammad creator front - University Faculty Member - Wave Awakening Journal - No. 69 Page 6 - Thursday, July 13, 2006· Iranology - Shahabuddin Suhrawardi, Asian philosopher and genius - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty - Awakening Wave Magazine - No. 60 - p 5- Thursday, April 20, 2006· Iranology - Abdullah Mirzaei Historical Mosque of Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty Member of the University - Journal of Awakening - No. 60 - Page 5 - Thursday, April 11, 2005· Studies of the social history of traditional market Zanjan University College faculty member Dr. Mohammad creator front vigilance No. 55 Page 4 Thursday 4 Esfand 1384· traditional market Geology Zanjan Iran in the Safavid era Mohammad creator front Faculty Member - Wave Awakening Magazine - No. 56 Page 4 - Thursday - March 2, 2006· Iranology - Zanjan Traditional Bazaar in the Qajar Period - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty - Awakening Wave Magazine - No. 57 Page 4 - Thursday March 9, 2006· Iranology - Sarjahan Seljuk Castle in Zanjan Province - Part 1 - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Wave Awakening Magazine - No. 49 - Page 6 - Wednesday - December 5, 2005Iranology - Sarjahan Seljuk Castle in Zanjan Province - Part 2 - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Awakening Magazine - No. 50 - Page 6 - Wednesday - December 12, 2005· Iranology - Ethnography in Zanjan Province - Afsharhay swallow Biglu faculty member Dr. Mohammad creator prior to publication of the fourth volume of Zanjan No. 195 Saturday, Persian date Bahman 15 1384 Page 3· Studies of historical anthropology in the province Mohammad creator front of the house front Faculty of the University - Zanjan Voice Magazine - Fourth Year - No. 193 Page 3 - Saturday - February 22, 2005· Iranian Studies - Zanjan Celebrities and Scientists in the Seljuk Period - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty - Awakening Magazine - No. 70 - Thursday, July 20, 2006Iranology - Zanjan celebrities and scientists in the Ilkhanid and Teymourian eras - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Wave Awakening - No. 75 p. 4 and No. 76 p. 4 - 2006· Iranology - Critique of culture and cultural acceptance Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Alborz Khoram Journal - No. 19 - First Year - New Course - Thursday, February 17, 2006 Page 5· Iranology - How to make Iranian universities online? Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Asia Magazine - dated 2/6/81· Iranology - How to turn Iranian universities into Internet universities? Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Asia Journal - Numbers 28, 29 and 30 dated August 2002Iranology - How to turn Iranian universities into Internet universities? Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Democracy Journal - Dated 7/9/81  · Iranology - How to turn Iranian universities into Internet universities? Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Nasim Azar Journal - Dated 7/9/81· Iranology - Social Function of Law - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Democracy Journal dated 5/7/82· Iranology Globalization and the move of civilization to Asia - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member - Journal of Democracy on 9/18/82· Iranology - Fight against corruption and rent-seeking Research - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University faculty member Journal of Support - June 2003 - Days 18, 20, 22 and 25 of June 2003Iranology - from Chaharbagh of Mashhad to Chaharbagh of Isfahan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Member of the faculty of the University - Khorasan June 2004· The cultural impact of Iranian architecture and urban planning in Persepolis on the architecture and urban planning of other nations - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Member Faculty Faculty - Bulletin Seminar of Zanjan University Faculty of Engineering - Department of Architecture - Saturday, December 3, 2005· Iranology - Architects and professors of Isfahan historic buildings - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty Member - Bulletin Seminar of Zanjan University Faculty of Engineering - Department of Architecture - March 26, 2007· Iranology - Qajar Qajar Historical Mosque in Zanjan - Ishaq Mirzaei Mosque in Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - Moj Bidari Journal - No. 78 - Saturday, October 13, 2006 - Page 4· Iranian Studies - Abdo Palaces and Palaces ... Mirza Qachar in the Old Urban Context of Zanjan - Part 1 - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - University Faculty Member - Wave Awakening - Page 79 - Saturday, November 4, 2006 Page 4· Iranology The need for cultural activity in the new society of Iran - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Awakening - No. 108 - Wednesday, September 28, 2007 Page 4· Iranology - The cultural impact of the University of Tehran on changes in the social life of Iran Shenas - Wave Awakening Magazine - No. 109 - Sunday, September 9, 2007 - Page 4.Iranology, Rural Sociology, Parameters Affecting the Economic Performance of Villages in Zanjan Province, Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam, University Faculty Member, Wave Awakening Magazine, No. 111, Wednesday, October 25, 2007, p. 4.Iranology - Sociology of social and economic classification of villages in Zanjan province - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Faculty member of the university - Journal of Awakening - No. 112 - Saturday, October 3, 2007 - Page 7.Iranology, rapid and unbalanced development in the new Iranian society, Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam, sociologist, Wave Awakening Magazine, No. 113, Saturday, October 12, 2007, p. 4.Iranology - The Social Function of the Government in Preserving the Property and Security of the People - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave Awakening Magazine - No. 114 - Saturday, November 26, 2007 - Page 4.Iranology - Pathology of the New Iranian Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave Awakening Magazine - No. 115 - Thursday, November 8, 2007 - Page 4.Iranology - Sociology of Zanjan during the Zandieh era - Part 1 - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Awakening - No. 116 - Saturday, November 17, 2007 - Page 3.· The question of the status of water network prior to publication Zanjan Mohammad creator vigilance No. 119 Saturday, Persian date Azar 24 1386 P. 4· Iran urban sociology and urban and social morphology of Zanjan during the second part Mohammad creator front Zand Journal No. 120 Wednesday 5 January 1386 awakening wave Page 7· Iran urban sociology and urban multitude of the city's ethnic composition of the Zand period prior to the publication of the third part, Dr. Mohammed creator awakening No. 122 Sunday, December 20, 2007 - Page 4· Iranology - Urban Sociology - Political and Social Processes of Zanjan City in the Early Zandieh Period - Part 4 - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave Awakening Magazine - No. 123 - Monday, February 6, 2007 - Page 3Iranology - Why did some Iranians leave? - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Journal of Awakening - No. 125 - Saturday, March 25, 2007 - Page 7· Iranology - The extent of cultural acceptance and social harmony in Iranian society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Awakening - No. 128 - Thursday, April 12, 2008 - Page 4· Iranology - Historical Sociology of Anguran Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - University Faculty Member - Wave Awakening - No. 129 - Thursday, May 12, 2008 - Page 4· Iranology - Do not cause a crisis in contemporary Iranian society! - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Awakening Wave No. 130 - Saturday, May 11, 2008 - Page 4· Iranology - Social Roots of Opposition to the Monarchy and the West in Iranian Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Journal of Wave Awakening - No. 126 Page 3Iranology - It is dangerous to lead the Iranian people towards a non-productive society! Mohammad Creator prior to publication sociologist wave of awakening No. 132 Monday 6 June 1387 P. 4· Studies of contemporary cultural attitudes to religion and the division of labor sociologist Dr. creator front vigilance Number Journal 133 Monday, Persian date Khordad 13 1387 P. 4· Iranian Studies Tarom social situation after the collapse of the Ismaili sect Mohammad creator front-monthly cultural, social Bayram No. 5 September 1386 P. 10· Iranian Studies Mosque Me? And Architectures of the Seljuk Turks - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Bayram Cultural and Social Monthly - First Year - Issue 8 - December 2007 - Page 4Iranology - Government and Productive Forces in Contemporary Iranian Society - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave Awakening - No. 134 - Monday, June 17, 2008 - Page 4· Iranology - The Impact of Labor and Capital on the Security of Contemporary Iranian Society - Dr. Mohammad Khaleghi College sociologist front vigilance No. 136 Saturday, 22 June 1387 Page 4· common understanding of effect of marriage on Iran Dr. Mohammad creator youth problems prior to publication sociologist wave of awakening No. 137 Monday 7 August 1387 Page 4· Iranology - Assassination of Nasser al-Din Shah by Sadegh Zanjani and its effect on the constitutional process - Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Sociologist - Wave Awakening Magazine - No. 138 - Thursday, August 8, 2008 - Page 4· Suhrawardi and famous historical sociology of Iran Mohammad Creator prior to publication sociologist wave of awakening No. 139 Thursday 7 September 1387 Page 3· Iranian Studies Armaghankhaneh borough Zangan in the war between Iran and Russia M. creator front-monthly cultural, social Bayram second year 11 May 1387 Page 8· Studies of social history Gvzldrh Zanjan Mohammad creator front-monthly cultural, social Bayram 12 and 13 Khordad 1387 Page 16· Iran Mohammad creator prior to publication vBulletin historical sociology vigilance No. 142 Wednesday 17 September 1387 Page 4· root morphology of Turkish tribes Iran Zanjan, Zanjan Mohammad creator of Mnqshlaq Khorezm to the front sociologist - Awakening Wave Magazine - No. 147 - Wednesday, November 20, 2008 - Page 3Iranology - Zanjan and Abhar during the Seljuk period and Amir Shirgir (Part 1 and 2) - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sociologist - Wave Awakening Magazine - Nos. 149 and 150 - Sunday, December 8, 2008 - Page 7 and Thursday, December 26, 2008 - Page 3· Iranology - Social harmony and future political parties of the Iranian people - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sociologist - Wave Awakening - No. 153 - Saturday, February 3, 2009 - Page 7· Iranology - Why the Iranian people in the political activity to the party Do they need - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sociologist - Wave Awakening Journal - No. 154 - Saturday, February 14, 2009 - Page 4· Iranology - Institutionalization of Parties, Solutions to the Problems of the Iranian People - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Sociologist - Awakening Wave Magazine - No. 157-26 March 2008 - p.4Iranology - The social history of the Oshanloo Afsharians of Zanjan - Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Bayram Cultural, Social Monthly - Year 2, Issue 17 - March 2009 - Page 5  Iranology - Familiarity with the famous people of Zanjan Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave Awakening Magazine - No. 66 - Saturday, June 1, 2006 - Page 4. Iranology - Chalabi Oghli Tomb and Monastery in Soltanieh - A Study of Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave Awakening Magazine No. 169 - Sunday, September 1, 2009 - Page 6  . Iranology - Where is the tomb and monastery of Akhi Faraj Zanjani? - Check the doctor Mohammad creator front - awakening Number Publication 158-4 Saturday, Persian date Farvardin 26, 1388 - Page 5    -Tayfh Kvrhsnlvy Afshar Qydarpzhvhsh the doctor Mohammad creator front-Journal awakening -Shmarh -200 - Tuesday.-25 November 1389 -ص 6Functionalist change of Tehran Qajar schools and anthropology of its educational institutions. Tuesday, November 1, 2011 Score 372 of the eighth year Page 4It is forbidden to endanger people's lives - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - New People Magazine - Tuesday, September 6, 2011 Score 2060 - Page 2 Theeffect of inexperienced architects on increasing costs Fuels of Iranian Homes - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Thursday, October 5, 2011 Grade 350 Year 8 Page 4 Therichest and largest encyclopedia of Iranology of the Iranian community - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Thursday, November 26 1390 score 368 eighth page 4The Danger of Conflict between Nature and Urban Communities in Iran - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Saturday, October 14, 2011 Score 357 8th year Page 4Iranian cities are work and living, not car traffic - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Zangan Magazine - Sunday, October 1, 2011 Score 346 8th year Page 4Responsibility of departments in the health of Iranian cities and urban culture - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Monday 25 October 2011 Score 359 8th year Page 4Necessity to review Entrepreneurship and Investment for the People of Iran - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Thursday, October 28, 2011 Score 344 8th year Page 2Design and manufacture of national heating technology at the expense of the government - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Tuesday 12 October 2011 Score 348 8th year Page 4Government and Ways to Deal with Urban Wastewater Pollution - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Thursday, November 13, 2011 Score 356 8th year Page 4Environment and the need to electrify city buses - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Monday, October 9, 2011 Score 353, Year 8, Page 4Councils and the Impact of Waste on the Disaster of Iranian Cities - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Monday, October 25, 2011 Score 341, Year 8, Page 4The Sabotage Impact of Seminars on the Economy - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Saturday, November 5, 2011 Grade 375, 8th year, Page 4History of Writing and Press in Iranian Society - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Wednesday, November 9, 2011 Grade 378, 8th year, Page 4 and Moj Bidari Magazine - Thursday, November 10, 2011 Score 221Press festival in the country, but a masterpiece of writing in Zanjan ?! - From Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Thursday, November 10, 2011, score 379, eighth year, page 4, and Wave Awakening Magazine - Thursday, November 10, 2011, score 221Comparison of the social function of Tehran Academy of Arts and European societies Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Wednesday, November 16, 2011 Score 383 8th year Page 4Comparison of the social function of Tehran Academy of Arts and European Communities (2) - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Thursday, November 17, 2011 Score 384 8th year Page 4Press and Legal Criticism of the Deputy Minister of Guidance - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Monday, November 21, 2011 Score 387 8th year Page 4Press and the way of organizing the Iranian people to become experts in the government and parliament (1) - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Tuesday, December 22, 2011 Score 388 8th page Page 4Press and the way of organizing the Iranian people to become experts Government and Parliament (2) - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Wednesday, December 23, 2011 Score 389 8th year Page 4Social processes of urban and rural relations in contemporary Iranian society - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave of Awakening - Sunday, July 10, 2011 Score 215 Page 6 TheNecessity of Changing the Press Budget by the Management and Planning Organization - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Sunday, December 27, 2011 No. 392 Year 8 Page 4 TheRole of the Press in Increasing Iranian National Knowledge - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Monday, December 28, 2011 No. 393, eighth year, page 4Press the table father's home does not sit - the doctor Mhmdkhalqy front - Journal Zangan - Saturday 5 December 391 eighth year 4social satire day 1 of the doctor Mhmdkhalqy front - Journal Zangan -Shnbh 5 December 1390 391 Year VIII Page 3social satire Day 2 - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Tuesday, December 29, 2011 No. 394, 8th year, page 3Social humor Day 3 - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Wednesday, December 30, 2011 No. 395, 8th year Page 3Social humor, Day 4 - From doctor Mhmdkhalqy front - Zangan -Pnj publication Saturday, Persian date Azar 10 months of 1390 Number Eight page 3 396 yearsof expertise in Mdahy- the doctor Mhmdkhalqy front - eighth year of publication Zangan -Shnbh 12 November 1390 No. 397 page 3weeper, poems mourning ruin Don't do it! - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Saturday, December 10, 2011 No. 399, 8th yearJob Creation through Horticultural Reform in Iranian Rural Communities (Part 1) - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Rural Sociologist - Zangan Magazine - Sunday, December 4, 2011 No. 398 Year 8 Page 4 Job Creation through Horticulture Reform in Iranian Rural Communities (Part II) ) - From Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Rural Sociologist - Zangan Magazine - Saturday, December 10, 2011 No. 399 8th year page 3Using expertise in eulogy - From Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Zangan Magazine - Saturday 12 December 2011 No. 397 8th year Page 3Press role In Increasing the National Knowledge of Iranians - by Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Wave Awakening Magazine - Saturday, December 3, 2011 No. 222 Page 4Development and Evolution of the Press in 18 Contemporary Iranian Years - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Wave Awakening Magazine - Saturday, December 3, 2011 No. 222 Page 6The Development and Evolution of the Press in 18 Contemporary Iranian Years - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Tuesday, December 29, 2011 No. 394, Eighth Page, 4 How thelargest encyclopedia of Iranology was formed in Zanjan? Wednesday, December 30, 2011 No. 395 8th year Page 4Job creation through the establishment of agricultural mechanization stations in rural Iran - By Dr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Zangan Magazine - Wednesday 23 December 2011 No. 398 8th year Page 4Socio-economic criticism of the emergence of farms And Industrial Poultry Farming of Iran)Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Rural Sociologist - Zangan Journal December 1, 2011 Grade 410 Year 8 Page 4Rural Employment of Iran and the Necessity of Transformation of Industrial Livestock and Poultry Farming - Part IIDr. Mohammad Khaleghi Moghadam - Rural Sociologist - Zangan Magazine Wednesday, December 21, 2011 Grade 409 8th Year Page 4 Iran-Bahrain Relations in Historical Periods Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam - Sociologist - Zangan Magazine Tuesday 6 December 2011 Grade 414 Eighth Year Page 4. TheImpact of Cultural Patterns Qajar on Urban Planning and Urban Morphology of Tehran - Dr. MohammadKhaleghi Moghaddam - - Blog - Monday, November 30, 2010
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۹ ساعت ۱:23 ب.ظ توسط Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam | Leave a comment
Index of Articles on Iranian Studies and Ethnology by Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam in recent 30-year paper and online publications
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۹ ساعت ۱:17 ب.ظ توسط Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam | Leave a commentSpecialized library of the endowment of Masoumeh Mohammadi (Jafari) in Zanjan! From: Dr.
 

فهرست مقالات ایران شناسی و قوم شناسی دکتر محمد خالقی مقدم (بخش دوم)


فهرست مقالات ایران شناسی و قوم شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در نشریات کاغذی و اینترنتی 30 ساله اخیر(بخش دوم)
وتاریخ ثبت آنها در وبلاگ:
آرشیو مطالب وبلاگ آرشیو .اصلی مقالات ذیل رادر ماههای مربوطه دروبلاگ جستجو کنید ویا  با کلیک برروی دگمه ادامه مطلب درهمین صفحه
 
 
 
 
 
ایران شناسی - قوم شناسی - جامعه شناسی
 
مردمSpecialized library of the endowment of Masoumeh Mohammadi (Jafari) in Zanjan!  From: Dr. Mohammad - یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۹
کتابخانه تخصصی موقوفه معصومه محمدی( جعفری) در زنجان ! -  از :دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۹
مردم شناسی "اقوام قزاقستان آسیا" وسیاست حذف دلار - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۹
مردم شناسی "اقوام قزاقستان " وبحران جاده های تجاری آسیا - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۹
مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و توسعه نیافتگی ناشی از"اقتصادشانگهای"(بخش اول) -دکتر محمد خالقی م - یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹
مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و نظام سیاسی روسیه(بخش دوم) -دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹ شناسی "اقوام ترک اویغور چین" وبحران جاده ابریشم آسیایی ها   - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹"اقوام ترک اویغور آسیا " و قربانی تجارت جهانی چین (بخش دوم ) - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹مردم شناسی "اقوام ترک اویغور آسیا" ودر گیری با خاقان های جدید چین (بخش سوم)-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۹مردم شناسی"اقوام اوزبک " آسیایی و تاثیر پذیری شدیداز فرهنگ " اقوام روس" _ دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه هفتم آبان ۱۳۹۹مردم شناسی "اقوام چچن"آسیایی- دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۹مردم شناسی جدید"اقوام قیر قیز "آسیایی-دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۹مردم شناسی گذشته " اقوام قیرقیز " آسیایی-دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۹       خیابان ومحله کاخ تهران وچگونگی شکل گیری آن _  از :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - سه شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۹بلدیه تهران در دوره رضا شاه پهلوی از دکتر محمد خالقی مقدم _ جامعه شناس شهری (بخش دوم) - چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۹بلدیه تهران وتاریخ آن، از دوره قاجاریه وتا سال  معاصر 1399شمسی- از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۹رسانه ملی ایران وضربه زدن به ارتش وناامنی منطقه خاورمیانه - دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۸شعارهای افراطی اجتماع تهران وخطر بمباران شهرهای ایران ! - دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۸تجمع بزرگ تهران وبهم ریختن ژئو پلیتیک  قاره آسیا! - دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۸راهپیمایی بزرگ تهران وسایر شهرها ، مشکلات امنیتی خاورمیانه و آسیا را می افزاید ! از :دکتر محمد خالقی - چهارشنبه هجدهم دی ۱۳۹۸تبریز و تاثیر فرهنگ آن بر تجارت اقوام آسیایی از : دکتر محمد خالقی مقدم تخصص : مردم شناس اقوام آسیا - سه شنبه دهم دی ۱۳۹۸تبریز ومرو دوشهر"تاثیر گذار" بر فرهنگ اقوام آسیایی  معاصر!  بخش (1) از: دکتر محمد خالقی مقدم تخصص - سه شنبه دهم دی ۱۳۹۸تبریز ومرو دوشهر"تاثیر گذار" بر فرهنگ اقوام آسیایی  معاصر!  بخش (2) از: دکتر محمد خالقی مقدم تخصص - سه شنبه دهم دی ۱۳۹۸اقوام ترک آذربایجان و ضربه خوردن از صفویه و شاهنامه ایرانیان بخش اول (1) دکتر محمد خالقی مقدم تخص - پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸اقوام ترک آذربایجان و ضربه خوردن از صفویه و شاهنامه ایرانیان بخش دوم(2) دکتر محمد خالقی مقدم تخصص - پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸تحولات معماری وشهرسازی میدان صاحب آباد تبریز - دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۸ضرورت حفظ فرهنگ "قومیت ترکان "درآذربایجان   از دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸قاره آسیا و پدیده نابودی اقتصادش وجنبشهای پوپولیستی اروپا! از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس سی - دوشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۸تهران پل پیروزی مسکو و پکن در قاره آسیا - دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۸آسیا واحتمال فروپاشی امپراطوری چین در این قاره بزرگ! از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس سیاسی - یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۸آسیا واحتمال فروپاشی امپراطوری چین در این قاره بزرگ! از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس سیاسی - یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۸دانشگاههای صنعتی ایران ، ومیزان موفقیتشان در صنعتی کردن جامعه ایران؟ (2) - دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۸در دانشگاه تربیت مدرس چه گذشت؟ شکست سیاست تربیت دکتری در داخل ایران!! - دکتر خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۸اراک وتنگناهای شهرسازی اش (بخش اول) از : دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه هشتم تیر ۱۳۹۸اراک ومشکل اداره شهرهای زیر مجموعه اش - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه هشتم تیر ۱۳۹۸تشکیلات وزارت آموزش وپرورش در دوره رضا شاه وتحول اداری اش تا عصر کنونی (بخش سوم) از: دکتر محمد خالقی - چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۸دبیرستا نها ومدارس  شهر تهران، و از دارالفنون ،تا عصر رضاشاه (بخش اول) - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۸دبیرستانها و مدارس  شهر تهران، از دوره رضا شاه تا عصر کنونی (بخش دوم) - دکتر خالقی مقدم - سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۸سیل وفنون شهرسازیهای قدیمی ایرانیان از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۸شهرسازی وطرح جامع توسعه تهران، در دولت پهلوی دوم- (بخش هفتم)- دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۷شهرسازی تهران ومکان یابی ادارات دولتی اش، در دوره پهلوی دوم - (بخش ششم) - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۷شهرسازی تهران و خیابان های مهمش در دولت پهلوی - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۷ساختار کالبدی تهران  وروش تحقیق شهرسازی آن ،در دولت پهلوی- از دکتر: محمدخالقی مقدم  - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷شهرسازی تهران و محلاتش در دوره پهلوی دوم-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷ شهرسازی تهران و وزارت خانه هایش در دوره رضا شاه- از :دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷املاک قاجاریه درشهر تهران وتاریخ ساخت وسازآنها-از :دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۷   وزارت اقتصاد وتحولات وزیران ویابرنامه هایش، در دوره پهلوی دوم (بخش8) از :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه سی ام بهمن ۱۳۹۷وزارت اقتصادایران وتحولات اداری آن در دوره پهلوی دوم (بخش7) از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس ا - یکشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۷وزارت اقتصاد معاصرایران وتحول آن از دیوان استیفاء عصرقاجاریه (بخش 6) از :دکتر محمد خالقی مقدم جام - پنجشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۷وزارتخانه اقتصاد ایران ونحوه شکل گیری وتغییرات آن (1)  از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس اقتصاد - دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۷وزارت اقتصاد ایران وعلل سیاسی پیدایش آن )2)  از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس اقتصادی - دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۷وزارت اقتصاد ایران وتحولات مالی آن دراواخرقاجاریه (3) از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس اقتصادی - دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۷وزارتخانه اقتصاد ایران و تحولات سازمانی آن در عصر رضا شاه بخش  (5)  از :دکتر محمد خالقی مقدم جا - دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۷کاخهای وزارت اقتصاد ایران وتاریخ ساخت وسازآنها )4)  از :دکتر محمد خالقی مقدم جامعه شناس اقتصادی - دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۷آبرسانی شهری سنتی اصفهان و تاثیرگذاری اش بر شهرهای دیگر ایران از : دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس - سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷
 
ژئوپلیتیک جدید خاورمیانه و تغییرات تجارت جهانی با کشورهای اروپا و آسیا پس از برجام- دکترمحمدخالقی مق - پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷بیوگرافی تحصیلی و تخصصی دکتر محمد خالقی مقدم در شاخه های مختلف علم سیاست - شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۷شهرسازی و شکل گیری محله عباس آباد اصفهان در دوره صفویه - دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶شهرسازی و شکل گیری محله عباس آباد اصفهان در دوره صفویه - دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶جنگ عراق و کویت، سرآغاز تغییر ژئوپلیتیک خاورمیانه - دکتر محمد خالقی مقدم- کارشناس سیاسی - چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶احتمال ورشکستگی همه بانک های ایران و تشکیل بانک بهزیستی ایرانیان - دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶مجوز غیرحقوقی بانک مرکزی به بانک‌های آسیب‌رسان به خانواده‌های ایرانی - دوشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۶شیراز و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی-از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری - سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶کرمان و تحولات شهرسازی آن در دوره پهلوی-از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری - سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶تخلف بانکهای مرکزی چین و روس در نظام بازرسی الکترونیکی حسابداری شرکت نفت ایران از: دکتر محمد خالقی - سه شنبه دهم اسفند ۱۳۹۵تخلف بانکهای مرکزی چین و روس در نظام بازرسی الکترونیکی حسابداری شرکت نفت ایران از: دکتر محمد خالقی - سه شنبه دهم اسفند ۱۳۹۵دیوان محاسبات مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا قطع اینترنت بانک های ایران ؟ از: دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۵ضرورت تغییر آبرسانی و فاضلاب روستاهای ایران - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۵روستاهای خراسان جنوبی و وظیفه دولت دراحیاء و بهسازی معیشت آنها (بخش 1) - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۵روستاهای خراسان جنوبی و وظیفه دولت دراحیاء و بهسازی معیشت آنها (بخش 2) - دکتر محمدخالقی مقدم - شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵زاهدان و برنامه ریزی روستاهای بلوچستان - از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری - دوشنبه ششم دی ۱۳۹۵معاونت فناوری ریاست جمهوری و مشکل سازماندهی کارگاه ها و آزمایشگاه های دانشگاه ها (بخش3)- دکتر محمدخا - سه شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۵معاونت فناوری ریاست جمهوری و رسانه ها و نیازسنجی تحقیقاتی کشور(بخش2) - دکتر محمدخالقی مقدم - یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵معاونت فنآوری ریاست جمهوری و مشکل آفرینی شرکت های دانش بنیان در دانشگاه ها - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هفتم آذر ۱۳۹۵کرج و ضرورت توجه دولت به مشکلات و تنگناهای توسعه شهری آن از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس شهری - شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵روستاهای حاشیه کویر ایران ووظیفه وزارت نیرو در اشتغال زائی آنها از:دکتر محمد خالقی مقدم –جامعه شناس - شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵مرکز تحقیقات استراتژیک ایران و سابقه تاریخی آن از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس آموزشی - شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۵درگیری سیاسی،بخاطر پایان نامه فروشی ها در اطراف دا نشگاه تهران گزارش از: دکتر محمد خالقی مقدم – جا - یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵دزفول واهمیت استراتژیک آن برای دولتهای گذشته ایران از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - چهارشنبه پنجم آبان ۱۳۹۵یزد و تغییر ساختار اقتصادی و اشتغالش در دوره احمدشاه ودوره پهلوی از: دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شن - یکشنبه دوم آبان ۱۳۹۵نقد برنامه ریزی منطقه ای و اشتغال زائی برای برنامه ششمایران از : دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شه - یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۵شهرهای بندری خلیج فارس و استراتژی توسعه درون زای آنها در برنامه ششم ایران از: دکتر محمدخالقی مقدم- - دوشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۵طبس و جامعه شناسی تاریخی و کارکرد شهری آن از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس شهری - یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۵شهرسازی زنجان و تحولاتش در دوره احمدشاه و دوره پهلوی از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - یکشنبه چهارم مهر ۱۳۹۵بحران برنامه‌ریزی و سازمان برنامه در ایران بعد از انقلاب از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۵شوراهای شهر و روستا و ضرورت انحلال آنها برای اصلاحات اجتماعی / از دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس ش - شنبه بیستم شهریور ۱۳۹۵روش تهیه خبر ورپرتاژاز شهرهای ایران وعیوب شهرداریها (1) از :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس ش - پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۵شهرداران سیستان وخراسان جنوبی ووظیفه اشان در خرابتر نشدن محیط زیست شهرهایشان (2) از : دکتر محمد - پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۵محلات و برنامه ریزی شهری برای بهبود اقتصادش از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۵خیابان ولی عصر تهران ، شهرسازی بزرگترین و زیباترین خیابان خاورمیانه -دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شن - سه شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۵فقه حوزه علمیه جدید دینی حسینیه ارشاد و تأثیرش بر انقلاب سیاسی 1357- از دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۵فقه حوزه علمیه جدید دینی حسینیه ارشاد و تأثیرش بر انقلاب سیاسی 1357 از دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه - سه شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۵فقه شرکت های بسیجی و دایره استفتاء فقه اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام از: دکتر محمد خالقی مقدم – جا - یکشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵مجمع تشخیص مصلحت نظام یا شورای فقاهت اموال شرکت های بسیجی ایرانیان از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامع - شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۵تحریم ها بدون شفاف سازی حقوقی شرکت های بسیجی ایرانیان حل نخواهد شد! از دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه - یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵بازار تهران و 4 دوره تحولات حقوقی آن در 150 سال گذشته(1) از : دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس حقوق - یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵بازار تهران و تحول مناطق شهری اطراف بازار تهران در 150 سال گذشته (شماره 2)- از : دکتر محمدخالقی مق - یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵بازار تهران و تحول شهرداری های تهران در 150 سال گذشته (3) از : دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس حقوق - یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵خیابان انقلاب تهران و پیشینه شهرسازی آن در دوران احمد شاه از: دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شه - شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴تهران شناسی -نمایشگاه پژوهشی 75 محله شهری تهران- دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴دایره المعارف بزرگ آسیا - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴خلیج فارس- جغرافیا و ژئوپلیتیک آن -از دکتر محمد خالقی مقدم - جامعه شناس - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴تهران- شهرسازی و ساختار کالبدی تهران در دوره دولت پهلوی -از دکتر: محمدخالقی مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴شافعی، حنبلی و فقه های دیگر اسلامی- از : دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴اهواز و تاریخ دو هزار ساله آن - از : دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس شهری - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴
لبنان و سوریه و تحولات تاریخی آنها - از : دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴تیسفون و شهر انبار دوره ساسانی و ساختار کالبد شهری آنها - از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴جندی شاپور و شهرسازی آن - از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناسی شهری - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴كمپاني هند شرقي و نحوه پيدايش آن از: دكتر محمد خالقي مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴كشتي سازي و نيروي دريائي در تمدن‌ جامعه بشري از: دكتر محمد خالقي مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴تحولات اجتماعي مذهب در اروپا و آمريكا و روسيه از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴ساري و جامعه شناسي شهري آن از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴آمل و جامعه شناسي محلات شهري آن از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴بوشهر و جامعه شناسي تاريخي شهر از : دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴بندرعباس و جامعه شناسي شهري آن از: دكتر محمد خالقي مقدم – جامعه شناس شهري - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴اموال بنياد پهلوي، ريشه اختلافات عميق ايرانيان معاصر با يكديگر و با جوامع مختلف از: دكتر محمد خالق - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴فقه حکومتی سپاه پاسداران چیست؟ - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴بنیاد سپاه پاسداران وتفاوت حقوقی اش با سایر بنیادهای ایرانیان -از:دکتر محمد خالقی مقدم-جامعه شناس حق - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴drmkhm - شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴[عنوان ندارد] - شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴مالكيت و گروه بنديهاي كار در شركتهاي بسيجي ايرانيان-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه دهم بهمن ۱۳۹۴قرض ايرانيان رويا پرداز توليدي به صندوق بين المللي پول- دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه دهم بهمن ۱۳۹۴خصوصی سازی ایرانیان و یا رهنی شدن املاک و مستغلات و شرکت های ایرانیان؟! - از : دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه سوم بهمن ۱۳۹۴ایرانیان، چگونه سلطنت 2400 ساله داشتند (نه 2500 ساله؟! قسمت 1- دکتر محمد خالقی مقدم )- دانشجوی دا - چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۴پادگانهای انگلیسی ایران و تاج بخشی ناصرالدین شاه صفوی و یا قاجاریه؟! (قسمت 2- دکتر محمد خالقی مقدم) - چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۴خبرگزاری ایالات متحده آسیا و سازمان برنامه و بودجه آسیایی - چهارشنبه دوم دی ۱۳۹۴پیمان نظامی سوریه، ضرورتی برای حفظ امنیت ایالات متحده آسیا (1)از: دکتر محمد خالقی مقدم – دانشجوی دان - چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴ایالات متحده آسیا و ژئوپولیتیک سیاسی – نظامی آن در پیمان سوریه(2) - چهارشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۴تهران- شهرسازی و ساختار کالبدی تهران در دوره دولت پهلوی -از دکتر: محمدخالقی مقدم - یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲خلیج فارس- جغرافیا و ژئوپلیتیک آن -از دکتر محمد خالقی مقدم - جامعه شناس - یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲دایره المعارف بزرگ آسیا - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲سازمان برنامه و رابطه انحلالش با محو هویت دولت(۳) از: دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲سازمان برنامه و رابطه‌اش با حزب در جوامع ايران و اروپا و كشورهاي اسيايي (2) از: دكترمحمد خالقي مقدم - یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲سازمان مدریت و برنامه و برنامه ريزي اجتماعي در ايران و سابقه آن در اروپا و جوامع آسيايي (1) از: دك - پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲تاریخ 72 ساله ی شرکت های آمریکایی در اقتصاد ایرانیان -از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲طبقه روشنفکران ایرانی و کمپانی های تجاری-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - پنجشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۲سقوط علمی- فرهنگی ایرانیان در صدساله ی اخیر-پژوهش از:دکتر محمدخالقی مقدم - سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲جلال آل احمد و خدمت و خیانت او به روشنفکران معاصر ایران-از :دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲فرار اساتید دانشگاه های ایران و سقوط علمی دانشگاه ها-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲دانشگاه تهران و تحولات سازمانی آن در ادوار گذشته-پژوهش از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - پنجشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۲دانشگاه های آمریکا و اروپا و نحوه ی پیدایش آنها- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲شکل گیری و معماری شهرهای آمریکایی در ادوار گذشته – پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲دانشگاه های ایران و نحوه ی شکل گیری آنها - پژوهش از:دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲مدیترانه و حوزه ی تمدنی و تحولات ژئوپولیتیکی آن در ادوار تاریخی- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲کاخ گلستان تهران و زیبایی های آن- پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲جامعه شناسی روستایی واژه ی روستا و رستاق در تاریخ ایران - پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲آبیاری مدرن و نحوه ی تأسیس اداره ی آبیاری در ایران- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲نظام آبیاری شهر یزد در دوره ی تیموریان - پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲سد سازی و نظام آبیاری ایرانیان در تمدن کشاورزی ساسانیان- پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲نظام آبیاری ایرانیان در تمدن جامعه گذشته - پژوهش از: دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲سد سازی و بند و مکانیسم تقسیم آب در تمدن کشاورزی – فئودالیته ایرانیان-از:دکترمحمدخالقی مقدم-جامعه شن - پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱سدسازی از ادوار تاریخی قدیمی ایرانیان تا سدهای جامعه معاصر-از :دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱وزارت کشاورزی ونحوه ی پیدایش آن در جامعه معاصر ایران-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱کارخانجات نساجی مدرن در جامعه معاصر ایران و پیشینه ی تاریخی آنها-از :دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱نحوه ی شکل گیری کارخانجات صنعتی در جامعه معاصر ایران-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱تجارت و ا قتصاد جدید در جامعه معاصر ایران-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱ادارات جدید ایران و نحوه ی تکوین سازمانی آنها-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱تحریف فیلم کلاه پهلوی از نظام شهرسازی و شهرنشینی ایرانیان در دوره ی پهلوی اول-از :دکتر محمدخالقی مق - دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱تأثیر شکل گیری اتاق تجارت ایران در دوره ی پهلوی اول بر روند دگرگونی جامعه ی ایران-از:دکتر محمد خالقی - یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۱رشته های تحصیلی دانشگاه های ایران و مشکل اشتغال دانشجویان ایرانی-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱دولت و سازمان های اداری در جامعه معاصر ایران- از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱طبقه متوسط و بوروکراسی اداری در جامعه معاصر ایران-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱وزارت بهداشت ، چگونه برای مردم ایران مشکلات سیاسی می آفریند؟-از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - چهارشنبه دوم اسفند ۱۳۹۱حرمت شرعی - حقوقی نرم افزارهای خاص کامپیوتری و موبایل برای خانواده ایرانی-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جا - سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱شهرسازی و تحولات کالبدی زنجان در ادوار تاریخی-از: دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱درگیری اجتماعی چند صنف جامعه ایرانی در پدیده کامپیوتر-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس حقوقی - دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۱عیوب و یا تکامل حرفه خبرنگاری در جامعه معاصرایران - از : دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۱مطبوعات و رسانه های ایران ، چگونه بر مشکلات سیاسی جامعه می افزایند؟-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه ش - پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱مطبوعات ایران و بی اعتنایی به مشکلات اقتصادی مردم-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱دانشگاه تهران و انضباط آموزشی آن در ادوار گذشته-از :دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - سه شنبه سوم بهمن ۱۳۹۱تأثیر حذف طبقه متوسط ایران بر پیدایش بحران های اقتصادی – صنعتی معاصر-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه ش - یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱تأثیر حذف طبقه متوسط ایران بر پیدایش بحران های اقتصادی – صنعتی معاصر-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه ش - یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱تفاوت اجتماعی "طبقه متوسط" و "طبقه مرفه" در جامعه ایران-از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - یکشنبه یکم بهمن ۱۳۹۱طبقه متوسط جدید ایران وتغییرات اجتماعی آینده ایران-از دکتر:محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱دولت وریسکهای خطرناک سرمایه گذاری تولیدی در جامعه معاصر ایران-از:دکترمحمدخالقی مقدم- جامعه شناس - یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۱دولت و نيروهاي توليدي در جامعه معاصر ايران - دكتر محمد خالقي مقدم - پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱نقش دولت، چرا سال به سال در جامعه ایران کمرنگ تر می شود؟-از :دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۱دولت و مدل توسعه اقتصادی جامعه معاصر ایران-از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۱دولت و ضرورت تطابق اش با اقتصادهای محلی و قومی مردم ایران- از:دکترمحمدخالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه دوم دی ۱۳۹۱شیوه فروپاشی فئودالیسم آسیایی در دولت پهلوی-از : دکتر محد خالقی مقدم – جامعه شناس - شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱آسیایی شدن سرمایه داری وتاخر فرهنگی آن - از دکتر محمد خالقی مقدم -جامعه شناس - پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱تقسیم کاردرون گروهی وبرون گروهی در شهرهای ایران وآُسیا-از:دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱گرانی در حوامع آسیایی وعلل جامعه شناخی آن-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱تقسیم کار و تکامل اجتماعی جوامع شهری ,وروستایی قدیم آسیایی-دکتر محمد خالقی مقدم –جامعه شناس - پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۱دولت های اسیایی-پژوهشهای دکتر خالقی مقدم - چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱مفهوم دولت وتحولات تئوریکی آن در قاره آسیا-از:دکتر محمدخالقی مقدم-جامعه شناس - دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱نخستین دولت قاره آسیا چگونه شکل گرفت ؟-از:دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس - یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱دولت و رابطه اش با کمون اولیه در جامعه های آسیایی(5) از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - جمعه دهم آذر ۱۳۹۱دولت جامعه های آسیایی و مفهوم فرهنگی کمون در آن(4)-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱کارکرد و فونکسیون دولت ها در جامعه های آسیایی معاصر (2)-از:دکتر محمدخالقی مقدم - چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱نهادحقوقی مالکیت و دولت درجوامع معاصر آسیایی -از:دکتر محمد خالقی مقدم-جامعه شناس - جمعه سوم آذر ۱۳۹۱تحولات دولت و مالکیت در حوامع قدیم وحدید آسیایی-از:دکتر محمد خالقی مقدم-جامعه شناس - جمعه سوم آذر ۱۳۹۱[عنوان ندارد] - جمعه سوم آذر ۱۳۹۱نهاد اقتصادی جامعه ایران و رابطه اش با دو نهاد حقوقی و مذهب-از:دکتر محمد خالقی مقدم-جامعه شناس - چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱تولید ملی ومعنی کلمه ما می توانیم واقعاً چیست؟-از:دکتر محمد خالقی مقدم-جامعه شناس - سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱گرانی در جامعه ایران وعلل جامعه شناخی آن-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱تولید ملی و بحران های سیاسی جهانی- از :دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱تولید ملی و تأثیرش بر تقابل فرهنگی میان دولت- ملتهای اروپایی – خاورمیانه ای(2)-از:دکتر محمد خالقی مق - چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۱تولید ملی و تأثیرپذیری اش از قالب بندی های حقوقی دولت های اسلامی – مسیحی(3)-از:دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱بحران سیاسی در فهم متضاد دولتها و ملتهای جهان از مفهوم تولید ملی-دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱اقتصاد یکطرفه در راه ابریشم ایران وچین –دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۱تئوری دولت رفاه و طبقه مرفه در دنیای معاصر- از :دکتر محمدخالقی مقدم-جامعه شناس - شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱صنعتی شدن جدید ایرانیان،به گروه خونی شهرهایشان نمی خورد!-از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه بیستم آبان ۱۳۹۱خانواده ودولت در حامعه قدیم وحدید ایران-دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱تفاوت احتماعی طبقه متوسط و طبقه مرفه در حامعه ایران-دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱نحوه دوام ساختار اقتصادی شهرهای کنونی ایران-دکتر محمد خالقی مقدم-جامعه شناس شهری - چهارشنبه دهم آبان ۱۳۹۱تقسیم کاردرون گروهی وبرون گروهی در شهرهای ایران- دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱فقدان تئوری دولت، عامل بحران در جوامع سرمایه‌داری مصاحبه با دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱تحولات تاریخی -اجتماعی جوامع عرب زبان خاورمیانه وآفزیقا -دکتر مخمر خالقی مقدم - دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۱تحول اجتماعی بی پایه ،ریشه گرانی در جامعه ایران - از:دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس - شنبه یکم مهر ۱۳۹۱نحوه شکل گیری شهرهای قرون اولیه اسلامی– پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱جغرافیا و تمدن بشری – پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱فهرست مقالات وبلاگ دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۱اقوام ترک - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱تخریب محیط زیست و خطر طوفان نوح جدید - از: دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۱بزرگترین وغنی ترین دایره المعارف ایرانشناسی و آسیا شناسی جامعه ایرانی در وبلاگ فارسی- اثر:دکتر محمد - یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۱استان سمنان - پژوهشهای دکتر محمدخالقی مقدم - شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱استان سیستان و بلوچستان پژوهشهای دکتر محمدخالقی مقدم - شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱خلیج فارس و شهرهایش پژوهشهای دکتر محمدخالقی مقدم - شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱استان مرکزی و شهرهایش پژوهشهای دکتر محمدخالقی مقدم - شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۱درخت کاری درتهران -مردمی ترین اقدام دولت ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۰قیصریه قره قویونلو زنجان-اولین قیصریه بازارهای شهرهای ایرانی -دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه ششم اسفند ۱۳۹۰مجموعه بازار قره قویونلو و مجموعه بازار قاجاریه در زنجان -دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰نقش رسانه ملی در آلودگی هوای تهران -دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰تهران عزیز – نجاتت می دهیم!-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یکم بهمن ۱۳۹۰قرآ ن وجامعه شناسي حقوقي مردم ايران –پژوهش هاي جامعه شناسي حقوقي دکتر محمد خالقي مقدم - یکشنبه هجدهم دی ۱۳۹۰روابط ایران و بحرین در ادوار تاریخی - دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰انتقاد اجتماعی – اقتصادی به پیدایش گاوداری ها و مرغداری های صنعتی ایران از :دکتر محمدخالقی مقدم- جا - شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۰اشتغال روستایی ایران و ضرورت دگرگونی گاوداری ها و مرغ داری های صنعتی بخش دوم-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۰اشتغال زایی از راه ایجاد ایستگاه های مکانیزاسیون کشاورزی روستاهای ایران-از :دکتر محمدخالقی مقدم- جام - دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰طنز اجتماعی سمینارها - شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰طنز اجتماعی نشریه دیواری - شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۰اشتغال زایی از راه اصلاح باغداری جامعه های روستایی ایران-از :دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰معنی و مفهوم فعالیت فرهنگی در ادارات - از :دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰غنی ترین دایره المعارف ایرانشناسی جامعه ایرانی در وبلاگ فارسی - دوشنبه هفتم آذر ۱۳۹۰دایره المعارف بزرگ ایران شناسی، چگونه شکل گرفت؟-دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس -قوم شناس فرهنگی - یکشنبه ششم آذر ۱۳۹۰دانشگاه تهران و نحوه پیدایش آن - از : دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰جامعه شناسی مطبوعات و ارتباطات اجتماعی - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰تکوین و تحول مطبوعات در 18 سال معاصر ایران- دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰مطبوعات سر سفره خانه پدري نشستن نيست! دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰ضرورت تغییر بودجه مطبوعات توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی از: دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰نقش مطبوعات در افزایش دانش ملی ایرانیان-دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه پنجم آذر ۱۳۹۰محیط زیست شهرهای ایرانی - از دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه یکم آذر ۱۳۹۰تأسیسات آبیاری و شهرسازی دوره ساسانی در جامعه ایران- پژو.هشهای دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه یکم آذر ۱۳۹۰. جشنواره مطبوعات در کشور. ونحوه پیدایش مطبوعات انتقادی-.دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۰تأثیر خرابکارانه سمینارها بر اقتصاد کشور- از دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰تاریخ نویسندگی و مطبوعات در جامعه ایران - دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۰دولت وراههای مقابله با فاضلاب شهری- از دکتر مجمد خالقی مقدم - شنبه هفتم آبان ۱۳۹۰مسئولیت ادارات در بهداشت شهرهای ایرانی و فرهنگ شهرنشینی - دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۰خطر درگیری طبیعت و جوامع شهری ایران با یکدیگر - شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰شوراهای شهر و تأثیر زباله بر فاجعه شهرهای ایرانی - شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰طراحی و ساخت فناوری بخاری ملی با هزینه دولت - شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰تاثیر معماران کم تجربه بر افزایش هزینه سوخت خانه های ایرانیان - چهارشنبه بیستم مهر ۱۳۹۰محیط زیست و ضرورت برقی کردن اتوبوس های شهری - چهارشنبه بیستم مهر ۱۳۹۰شهرهای ایرانی، محل کار و زندگی اند نه رفت و آمد ماشین! - چهارشنبه بیستم مهر ۱۳۹۰
ضرورت تجدید نظر در اشتغال زایی و سرمایه گذاری برای مردم ایران - چهارشنبه بیستم مهر ۱۳۹۰معماری کاروانسراها و رباط های ایرانی-پژوهش از : دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۰تقسیم کار و تکامل اجتماعی جوامع شهری ایران از :دکتر محمد خالقی مقدم –جامعه شناس - پنجشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۰پروسه های اجتماعی روابط شهر و روستا در جامعه معاصرایرانی از :دکتر محمد خالقی مقدم –جامعه شناس - چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰مقالات جامعه‌شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در نشریات ایرانی.ووبلاگ فارسی - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰جامعه شناسی خانواده وزنان ايراني دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰- پدیده های اجتماعی جوامع شهری و روستایی استان های مختلف ایران-- دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰حامعه شناسی روستاهای ایران(پژوهش‌هاومقالات دكتر محمد خالقي مقدم ) - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰تاریخ زنجان -(پژوهش‌هاومقالات دكتر محمد خالقي مقدم ) - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰جامعه شناسي نظامی ايران(پژوهش‌هاومقالات دكتر محمد خالقي مقدم ) - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰مناسبات اجتماعی میان دو جامعه ایرانی و جوامع دیگر ونحوه سازماندهی جامعه ی ایرانی دکتر محمد خالقی مقد - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰الگوهاي اقتباس فرهنگي درتمدن ايرانيان - (انسانشناسی فرهنگی) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰افشارشناسي دكتر محمدخالقي مقدم -سلسله آثار -(47 اثر علمي مربوط به ايل افشار ) - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰معماری و ویژگی های قصرهای ایرانی.-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰موسیقی ایرانی-پژوهشهای جامعه شناسی هنری دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰جامعه‌شناسي آموزشي ومدارس قدیمی ايران دكتر محمد خالقي مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰مقالات و پژوهشهای جامعه شناسی هنری و جامعه شناسی زبان دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰شهر سازي و معماري ايرانيان -پژوهشهای دكتر محمد خالقي مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰مردم شناسی تاریخی اقوام آسیا یی-پژوهشهاي دکترمحمد خالقي‌مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰مقالات و پژوهشهاي جامعه شناسي پزشكي دكتر محمد خالقي‌مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰مقالات و پژوهشهای جامعه شناسی عمومی .دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰مقالات وپژوهش های زنجان شناسی دکتر .محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰جامعه شناسی وانسانشناسی فرهنگی دوره سلجوقیان - دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰مقالات و پژوهشهای جامعه شناسی علم دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰جامعه معاصرایران(مقالات دکترمحمد خالقی مقدم-جامعه شناس) - سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰دانشگاههای ایران(پژوهش‌هاومقالات دكتر محمد خالقي مقدم ) - سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰جامعه شناسي سیاسی ايران(پژوهش‌هاومقالات دكتر محمد خالقي مقدم ) - سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰مردم شناسی تاریخی اقوام ایرانی -پژوهشهاي دكتر محمد خالقي مقدم ) - سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰جامعه شناسيي اقتصادی ايران(پژوهش‌هاومقالات دكتر محمد خالقي مقدم ) - سه شنبه هفتم تیر ۱۳۹۰سير و سياحت در زيبايي‌هاي طبيعت مازندران - ازدکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان خوزستان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰.مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان مازندران - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان اراک - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰. مدنیت و جامعه شناسی سازمانی واداری ایرانیان- پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰تحولات اجتماعی جوامع آمریکای لاتین وآفریقا و استرالیادر دوره قاجاریه- پژوهش های دکتر محمد خالقی مق - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان قزوین- پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم.. - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان کردستان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان کرمانشاه - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان قم - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان کهگیلویه و بویر احمد - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری وقومی در استان ایلام - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری وقومی در استان چهارمحال و بختیاری - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان تهران - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان اصفهان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان بوشهر - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان بندرعباس - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان کرمان- پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان آذربایجان غربی - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان اردبیل - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان آذربایجان شرقی - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰
جامعه شناسی شهری و قوم شناسی و اقوام کاشان از دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان همدان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان لرستان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان سمنان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان گرگان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان گیلان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان خراسان شمالی - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰مدنیت و جامعه شناسی شهری در استان سیستان و بلوچستان - پژوهش های دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰.نقدتاثیر سیاسی کارگردانها وتصویر برداران بر ادبیات حاکم بر فضای سیاسی ایران از :دکتر محمد خالقی مقد - دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹مطبوعات و نقد حقوقی معاونت حقوقی وزارت ارشاد -دکتر محمد خاتقی مقدم - جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۹نقد سیاسی مطبوعات ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۹.مطبوعات وشیوه سازماندهی مردم ایران برای تبدیل شدن به کارشناس دولت ومجلس-دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۹نحوه ارتباط مطبوعات ایران با بحران های فرهنگی جامعه پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم- جامعه شناس (قس - پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۹مصوبه شورای مصلحت نظام و جرائم فراوان اینترنتی در سایت های آموزشی دانشگاه ها پژوهش از :دکتر محمد خال - سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۹تحولات اجتماعی – شهرسازی قریۀ امیرکبیر در تهران از مرحلۀ روستایی امیرآباد – تا محله شهری امیرآباد پژ - جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹مدنیت مردم تهران ، در محله ی شهری امیر آباد بروزاجتماعی مییابد! پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم- جام - پنجشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۹مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون تهران و جوامع اروپایی -اثر :دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس - چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۹وبلاگ فارسی(http://drmkhm.blogfa.com/)غنی ترین دایره المعارف ایرانشناسی جامعه ایرانیان - دوشنبه ششم دی ۱۳۸۹تبریز وآذر بایجان( مدنیت وفرهنگ آن) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۹مقالات جامعه‌شناسی و قوم شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در وبلاگ فارسی - شنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۹کرمان. (.مدنیت ،.واقوام آن .) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقرم - چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹شیراز وفارس (.مدنیت ،.واقوام آن .) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم. - چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹کرمانشاه. (.مدنیت ،اقتصادواقوام آن.) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقرم. - چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹همدان (.مدنیت ،.واقوام آن .) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقرم. - چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹اصفهان. ومدنیت آن(پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقرم) - چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹مشهدوخراسان (.مدنیت ،فرهنگ واقوام آن .) -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم. - چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹تهران ومدنیت آن(پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقرم) - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترک شاملوی استان همدان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك بهارلوی همدان -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك قراكو زلوي همدان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام.لر فيلي - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك خلج ساوه وقم - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام قاجار - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹قوميت وفرهنگ درمنطقه مرو - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام.تركمن ايران وآسيا - پژوهش .:دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك شقاقي آذر بایجان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك قراپاپاق آذربايجان-- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك مقدم آذر بايجان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك جوانشير آذربايجان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹. مردم شناسی تاریخی اقوام ترك طالش گيلان- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك جلاير ايران - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك قشقايي - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام ترك بزچلوي استان مركزي- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹خوزستان(پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقرم) - سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام تیموری خراسان پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام نانکلی -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام مافی -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام بغایری خراسان -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام هزاره خراسان -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام کردخراسان شمالی - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹
مردم شناسی تاریخی اقوام گرایلی -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام کردزنگنه - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام کردکلهر پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹دارالفنون نخستین نهاد آموزشی مدرنیته جامعه ایرانی - دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹مدرسه علوم سیاسی دوره قاجاریه وکارکرداجتماعی آن--دکتر محمدخالقی مقدم - دوشنبه هشتم آذر ۱۳۸۹نوح وتمدن اقوام ترک- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - شنبه ششم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره قاجاريه- -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره صفويه .- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره آل جلاير،آل مظفر، قراقويونلو وآق قويو نلو- پژوهش :دکتر محمد خالقی مق - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره تيموريان - .پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره ايلخاني -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی آموزشي مدارس دوره سلجوقي - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی آموزشي مدارس الغ بيگ دردوره تيموريان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی اقتصادی ديوان استيفاء در دولت قاجاریه - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري تبريز در دوره افشاريه - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري اصفهان در دوره افشاريه - .پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري اصفهان در دوره قاجار.- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري تبريز در دوره قاجار- -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري هرات در دوره تيموريان -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري .همدان در دوره سلجوقي-.پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري اصفهان در دوره سلجوقي- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسي شهري شيرازدر دوره زنديه- .پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی شهری كرمان.-پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی شهری كاشان - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی شهری بندر عباس -.پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - جمعه پنجم آذر ۱۳۸۹تخت جمشید الگوی فرهنگی شهرسازی ایرانیان برای جوامع دیگر- پژ.وهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹معماری و ویژگی های قصرهای ایرانی-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹معماری کاروانسراها و رباط های ایرانی-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹کارکرد اجتماعی داروغه شهرهای ایرانی-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹اشاعه فرهنگی تألیف و ترجمه در جامعه ایرانی دوره قاجاریه-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹تاریخ اجتماعی علم نجوم در جامعه ایرانی-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹نقش اجتماعی تیمور در کوچاندن دانشمندان و صنعتگران ایرانی به سمرقند-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹معماری و معماران و مهندسان دوران قاجاریه-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹شناخت اجتماعی معماران و استادان سازنده ابنیه تاریخی اصفهان-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹شناخت اجتماعی عمارت دمشقیه تبریز-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹شناخت اجتماعی ربع رشیدی تبریز-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹شناخت اجتماعی شنب غازان تبریز-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹الگوهای اقتباس فرهنگی در شهرسازی ایرانیان-از چهارباغ مشهد تا چهار باغ اصفهان-:پژوهش از : دکتر محمد خ - سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹تحقیقات اجتماعی –اقتصادی دشت آزادگان- پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی توسعه منطقه ای دهستان های استان کرمانشاه-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی قوم بیات ترک ایران - پژوهش از:دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی شهری مشهد در دولت افشاریه -پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹.کارکرد اجتماعی یامخانه ها و پست های راهداری جامعه ایرانی در دوران مغول و تیموریان-پژوهش :دکتر محمد - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی اقتصادی اقطاع در جامعه ایرانی - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹تاجران و پدیده اجتماعی تجارت در دوره قاجاریه -پژوهش دکتر محمد خالقی مقدم. - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹پروسه های اجتماعی اولیه در صنعتی شدن جامعه ایرانی - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی اقتصادی خالصه جات دولت قاجاریه پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم . - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام آسیایی گرجستان- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی قوم آسیایی هند -پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی اقوام آسیایی روس - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹
تکوین اجتماعی محله های شهری تهران- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹جامعه شناسی شهری رشت- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹قلعه های دختر در تمدن ایرانی - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹.آثار فرهنگی تمدن باستانی اصطخر(استخر)- پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹اشاعه فرهنگی زاویه و خانقاه در قرن هفتم و هشتم ﻫ - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹اسطوره و تاریخ در مناسبات اجتماعی شیرین و فرهاد - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹الگوهای فرهنگی تمدن بابل و نمرود - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹تمدن عیلامی و حوزه های جغرافیایی اشاعه فرهنگی آن - پژوهش :دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یکم آذر ۱۳۸۹- غنای فرهنگی و کیفیت آموزشی دانشگاههای ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹طرح ایجاد دانشگاه های اینترنتی ایران -دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹کارایی دانشگاههای ایران - مرور راهبردها-دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹در آموزش عالی کیفیت را فدای کمیت نکنیم! -دکتر محمد خالقی مقدم- - چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹برنامه ریزی اوقات آموزشی در دانشگاهها ،چگونه؟دکترمحمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹مراحل تکوین و رشد دانشگاه در ایران - دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۹تغییر فونکسیونالیستی مدارس دوره قاجاریه تهران ومردم شناسی نهادهای.آموزشی آن - پژوهش ، دکتر محمد خا - سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹جامعه .شناسی آموزشی مدارس قاجاریه در شهر تهران. پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس - سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹0 تأثیر فرهنگی تحول مدارس قاجاریه تهران بر شهرنشینی تهران و ایرانیان پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۸۹آگهی - سه شنبه یازدهم آبان ۱۳۸۹تأثیر الگوهای فرهنگی قاجاریه بر شهر سازی و مرفولوژی شهری تهران -دکتر محمد خالقی مقدم-- - دوشنبه دهم آبان ۱۳۸۹طایفه کورحسنلوی افشار قیدار-پژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹جهانی شدن و اسباب کشی تمدن به آسیا-از :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹کارکرد اجتماعی قانون و ناکارآمدی ادارات-از :دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه چهارم آبان ۱۳۸۹قوم شناسی استان زنجان - افشارهای قورت بیگلو - پنجشنبه چهارم شهریور ۱۳۸۹مردم شناسی تاریخی قوم مقدم در استان زنجان - پنجشنبه چهارم شهریور ۱۳۸۹بیمارستان های عصر قاجاریه در در جامعه ایرانی - چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۸حامعه شناسی وانسانشناسی فرهنکی دوره سلجوقیان-دکتر محمد خالقی مقدم- - چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۸آگهی استان شناسی زنجان - شنبه پنجم دی ۱۳۸۸آگهی وبلاگ تخصصی - دوشنبه سی ام آذر ۱۳۸۸جامعه شناسی علم دکتر محمد خالقی مقدم(فهرست پژوهشها) - شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۸جامعه شناسي زبان(پژوهش‌هاي دكتر محمد خالقي مقدم ) - چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۸جامعه شناسي هنری (پژوهش‌هاي دكتر محمد خالقي مقدم ) - چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۸سلطانیه (معماری وشهرسازی وتاریخ -پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم) - چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۸جامعه شناسي نظامي( پژوهش‌هاي دكتر محمد خالقي مقدم ) - چهارشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۸مدارس قدیمی ايران( پژوهش‌هاي دكتر محمد خالقي مقدم ) - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸موسیقی جامعه ایرانی( پژوهشهاومقالات دکتر محمد خالقی مقدم ) - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸اقوام آسیایی (پژوهشهاي مردم شناسی تاریخی دكتر محمد خالقي مقدم ) - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸قیدار(تاریخ واقوام -پژ وهشها) ازدکترمحمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸روستاهاي استان زنجان ـ مقالات دكتر محمد خالقي مقدم ـ - سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸خرقان ـ مقالات دكتر محمد خالقي مقدم ـ - دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۸طارم (جامعه شناسی تاریخی منطقه طارم) - دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۸سهرورد (مقالات مربوط به فرهنگ و مدنیت سهرورد از دکترمحمد خالقی مقدم ) - دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۸فرهنگ شهر زنجان - دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۸سجاس (فرهنگ و مدنیت )مقالات دکترمحمد خالقی مقدم ) - یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۸اقتصاد شهر زنجان - شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۸۸مساجد تاریخی زنجان وآثار باستانی آن - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸شهرساز ی و پدیده های شهری زنجان - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸اقوام زنحان - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸بازا ر زنحان - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸آذربايجان در ادوار مختلف تاريخي (اقوام ترک آن وفرهنگ و مدنیت) - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸تاریخ ابهر - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸
آشنایی با مشاهیر زنجان - دوشنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۸معماری وشهرسازی ایرانی(پژوهشهای دکتر محمد خالقی مقدم) - سه شنبه سوم آذر ۱۳۸۸شهرسازی یزد(مقالات دکترمحمد خالقی مقدم-جامعه شناس) - سه شنبه سوم آذر ۱۳۸۸.مقالات جامعه شناسی پزشکی دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸جامعه شناسی خانواده وزنان دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸نقش تكوين اجتماعي بيمارستانهاي عضدي در تمدن جامعه بشري - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸جامعه شناسی پزشکی ایران در دوره ایلخانی - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸نقش تركان سلجوقي در اشاعه فرهنگي نهاد اجتماعي بيمارستان - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸تكامل اجتماعي پديده پزشكي در جامعه ايراني دوره تيموريان - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸-تحول اجتماعی پزشکان ایرانی در دوره قاجاریه - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸جامعه شناسی پزشکی ایرانی دردوره صفویه - دوشنبه دوم آذر ۱۳۸۸اگهی فارسی - دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۸آگهی روسی - دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۸آگهی انگلیسی - دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۸آگهی ایتالیایی - دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۸انگلیسی2 - دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۸آگهی ژاپنی - دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۸آگهی چینی - دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۸۸آگهی اسپانییایی - یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۸آگهی عربی - یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۸اگهی آلمانی - یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۸اگهی فرانسه 1 - یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۸اگهی ترکی استانبولی - یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۸اگهی ترکی - یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۸اگهی ترکی - یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۸آگهی انگلیسی × - پنجشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۸۸تاریخ اجتماعی گوزلدره زنجان - چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۸[عنوان ندارد] - سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۸اگهی فارسی1 - سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۸پدیده اجتماعی پهلوانی در جامعه ایرانی - سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۸کتاب زنجان سرزمین اقوام افشار اثر دکتر محمد خالقی مقدم - پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۸آشنايي با مشاهير زنجان ركن‌الدين سجاسي عارف قرن ششم - پنجشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۸مشاهير و دانشمندان زنجان در دوره سلجوقيان - سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۸ابوالنجيب سهروردي استاد نظاميه بغداد - سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۸شهاب‌الدين سهروردي فيلسوف و نابغه آسيا - سه شنبه چهاردهم مهر ۱۳۸۸مسجد تاريخي دوران قاجاريه زنجان (مسجد اسحاق ميرزاي زنجان) - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸اسطوره و فرهنگ در نامگذاري ماههاي دوازد‌هگانه‌ي ايرانيان - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸جامعه شناسي شهري زنجان قصرها و دارلحكومه‌ي عبدالله ميرزا قاجار در بافت شهري قديم زنجان - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸تمدن مادرسالاري در خاورميانه و اشاعه‌ي فرهنگي آن به حوزه‌هاي جغرافيايي اطراف - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸ويژگي‌هاي معماري و شهرسازي قصرها و دارالحكومه‌ي قاجاريه در زنجان - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸از مادر سالاري جامعه باستان، تا فمينيسم جامعه‌ي امروزي - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸ترمينولوژي مذهبي ـ حقوقي تكوين، دوام و انحلال خانواده - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸مهندسي الگوهاي فرهنگي ازدواج در جامعه ايراني - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸محارم جنسي و غير محارم در جامعه‌ي كنوني ايران - دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۸مردم شناسی تاریخی قوم ترک آغاجری ایران - چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۸۸مسجد جامع جهانشاه قرا قویونلو ی زنجان کجاست؟ - چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۸۸آرامگاه تاريخي چلبي اوغلي در سلطانيه - چهارشنبه هشتم مهر ۱۳۸۸مردم شناسی افشارهای ایرلوی زنجان - شنبه سی ام خرداد ۱۳۸۸مقالات و پژوهشهاي جامعه شناسي شهري و روستايي و شهر سازي و معماري ايرانيان دكتر محمد خالقي مقدم - دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸مقالات و پژوهشهای جامعه شناسی هنری و جامعه شناسی زبان دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۸
مقالات و پژوهش‌هاي جامعه‌شناسي آموزشي دانشگاه‌ها و مدارس ايران دكتر محمد خالقي مقدم - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۸مقالات و پژوهش‌هاي مردم شناسي اقوام ايراني و اقوام ترك واقوام آسیایی دكتر محمد خالقي مقدم - چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۸۸جامعه شناسي معرفتي نقش تمدن ايراني در تدوين كتب پزشكي جامعه بشري (بخش ششم) - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸مسجد تاريخي و مدرسه و حمام نصرالله‌خان افشار زنجان در دوره‌ قاجاريه - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸جامعه شناسي شهري زنجان در دوران زنديه(قسمت اول) - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸توسعه سريع و نامتوازن در جامعه جديد ايراني - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸جامعه‌شناسي حقوقي خانواده مشروعيت مذهبي ازدواج‌هاي كنوني ايران در چيست؟ - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸نقش محمد‌بن مكي زنجاني در معماريهاي برجهاي دوگانه خرقان - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸نقش معماران ايراني در تكامل اجتماعي معماريهاي قاره آسيا، در دوره تيموريان - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸جامعه‌شناسي سياسي دولت قاجار در قبال اقوام ترك زنجان و آذربايجان - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸آسيب شناسي در جامعه جديد ايران - سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۸جامعه‌شناسي زبان- فهلويات آذري، زبان قديم مردم زنجان - یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸آشنايي با مشاهير زنجان- اثيرالدين ابهري، فيلسوف و رياضيدان قرن هفتم - یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸آشنايي با مشاهير زنجان- ركن‌الدين سجاسي عارف قرن ششم - یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸تاريخ اجتماعي بازار سنتي زنجان - یکشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۸معرفي كتاب استان زنجان - سرزمین اقوام افشار - شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸مقبره و خانقاه اخي فرج زنجاني كجاست؟ - پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۸نهادينه شدن احزاب ، راه حل مشكلات مردم ايران - پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۸تاریخ اجتماعی گوزلدره زنجان - دکتر محمد خالقی مقدم - چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۸زنجان و ابهر دوران سلجوقي و امير شيرگير - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸كاركرد اجتماعي دولت در حفظ مالكيت و امنيت مردم - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸علت اجتماعي نياز به فعاليت فرهنگي، در جامعه جديد ايران - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸جامعه شناسي روستائي استان زنجان- طبقه‌بندي اجتماعي ـ اقتصادي روستاهاي استان زنجان - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸علت اجتماعي نامگذاري آذربايجان - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸پارامترهاي موثر بر كاركرد اقتصادي دهستان‌هاي استان زنجان - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸تاثير تضادهاي فرهنگي بر رنجهاي مردم ايران - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸آذربايجان در ادوار مختلف تاريخي - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸جامعه جديد ايران و رنجهاي مردم - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸جامعه‌شناسي تاريخي انگوران در تاريخ اجتماعي ايران - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸نگرش فرهنگي جامعه معاصر ايران به مذهب و تقسيم كار - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸جامعه شناسي شهري زنجان (قسمت دوم) - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸جامعه‌شناسي شهري زنجان (بخش چهارم) - دوشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۸وفاق اجتماعي و احزاب سياسي آينده مردم ايران - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷مقالات جامعه‌شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در نشریات ایرانی.ووبلاگ فارسی - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷تاريخ اجتماعي افشارهاي اوصانلوي زنجان - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷افشارشناسي دكتر محمدخالقي مقدم -سلسله آثار -(47 اثر علمي مربوط به ايل افشار ) - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ريشه اقوام ترك زنجان از منقشلاق خوارزم تا منطقه زنجان - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷جامعه‌شناسي تاريخي شهر سجاس - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷جامعه‌شناسي تاريخي سهرورد و مشاهير آن - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ترور ناصرالدين شاه توسط صادق زنجاني و تاثيرش بر روند مشروطيت - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷تاثير فهم عوامانه ازدواج بر مشكلات جوانان ايراني - دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷دولت و نيروهاي توليدي در جامعه معاصر ايران - چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷جامعه معاصر ايراني را دچار بحران نكنيم! - چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷چراعده ای از ايرانيان مقيم خارج شدند؟ - چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷نگرش فرهنگي جامعه معاصر ايران به مذهب و تقسيم كار - چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷كاركرد اجتماعي دولت در حفظ مالكيت و امنيت مردم - چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷حريم خصوصي مردم ايران و رنجهای ناشی از آن - چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷تاثير فرهنگي دانشگاه تهران در تغييرات زندگي اجتماعي مردم ايران - چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷ميزان فرهنگ‌پذيري و همنوايي اجتماعي در جامعه ايران - سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۸۷چرا مردم ايران در فعاليت سياسي به حزب نياز دارند؟ - پنجشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۷
معماری و ویژگی های کاروانسراهای ایرانی-پژوهش از : دکتر محمد خالقی مقدم - دوشنبه یازدهم دی ۱۲۷۸
دولت و راههای مقابله با آلودگی فاضلاب شهری - دوشنبه یازدهم دی ۱۲۷۸   
مردم شناسی "اقوام قزاقستان آسیا" وسیاست حذف دلار - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۹مردم شناسی "اقوام قزاقستان " وبحران جاده های تجاری آسیا - دکتر محمد خالقی مقدم - سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۹مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و توسعه نیافتگی ناشی از"اقتصادشانگهای"(بخش اول) -دکتر محمد خالقی م - یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و نظام سیاسی روسیه(بخش دوم) -دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۹
 

فهرست مقالات ایران شناسی و قوم شناسی دکتر محمد خالقی مقدم (بخش اول)


فهرست مقالات ایران شناسی و قوم شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در نشریات کاغذی و اینترنتی 30 ساله اخیر (بخش اول)
جامعه شناسی تاریخی مردم ایران
مقالات جامعه‌شناسی دکتر محمد خالقی مقدم در نشریات ایرانی.ووبلاگ فارسی
,ـ ايران شناسي ـ جهان و برده داري مدرن الكترونيكي ـ محمد خالقي مقدم ـ نشريه كيهان 12ـ  شهريور ـ سال 1378 ـ ص 6
 ـ ايران شناسي ـ لزوم تغيير الگوي برنامه‌ريزي درسي در دانشگاه ـ محمد خالقي مقدم ـ نشريه قدس 31 فروردين 1377 ـ ص 8
  ـ ايران شناسي ـ نقش محمد بن مكي زنجاني در معماري بر جهان دوگانه خرقان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري پنجشنبه 5 بهمن 1385 شماره 87 ص 4
 
ـايران شناسي ـ  جامعه شناسي شهري زنجان ـ ويژگي‌ معماري و شهرسازي قصرها و دارالحكومه قاجاريه در زنجان بخش دوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ سه‌شنبه 23 آبان ماه 1385 ـ شماره 81 ـ ص 4
 
ـايران شناسي ـ  جامعه‌شناسي شهري زنجان ـ بخش سوم قصرها و دارالحكومه قاجاريه در زنجان عهد ناصري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ دوشنبه 6 آذر 1385 شماره 82 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ مسجد تاريخي و مدرسه و حمام نصرالله خان افشار زنجان در دوره قاجاريه ـ دكتر محمدخالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ پنجشنبه 14 آذر 1385 ـ شماره 83 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ نقش معماران ايراني در تكامل اجتماعي معماريهاي قاره آسيا در دوره تيموريان دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ پنجشنبه 21 دي 1385 شماره 86 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ جايگاه شريعت در ازدواج‌هاي امروزين  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري شنبه 14 بهمن 1385 شماره 88 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ مشروعيت مذهبي ازدواج‌هاي كنوني ايراني در چيست؟ ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 14 بهمن 1385 ـ شماره 88 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ محارم جنسي و غير محارم جنسي در جامعه‌ ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 5 اسفند 1385 ـ شماره 91 ـ ص 4
 
ايران شناسي ـ مهندسي الگوهاي فرهنگي ازدواج در جامعه ايراني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 12 اسفند 1385 ـ شماره 92 ـ ص 4
 
 ـايران شناسي ـ  جامعه‌شناسي حقوقي خانواده ـ ترمينو‌لوژي مذهبي ـ حقوقي ـ شكل‌گيري دوام و انحلال نهاد اجتماعي خانواده ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 19 اسفند 1385 ـ شماره 93 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ از مادر سالاري جامعه باستان تا فمنيسم جامعه امروزي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 29 اسفند 1385 ـ شماره 94 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ تمدن مادرسالاري در خاورميانه و اشاعه فرهنگي آن به حوزه‌هاي جغرافيايي اطراف ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 25 فروردين 1386 ـ شماره 95 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ جامعه شناسي سياسي دولت قاجار در قبال اقوام ترك زنجان و آذربايجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 9 دي 1385 ـ شماره 85  ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ اسطوره و فرهنگ در نامگذاري ماههاي دوازده‌گانه ايرانيان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 1 ارديبهشت 1386 ـ شماره 96 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ نقش تمدن ايراني در دانش چشم‌پزشكي جامعه بشري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ چهارشنبه 12 ارديبهشت 1386 ـ شماره 97 ـ ص 4
 
ـايران شناسي ـ  نقش تمدن ايراني در دانش داروسازي جامعه بشري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 22 ارديبهشت 1386 ـ شماره 98 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ نقش تمدن ايراني در دانش دامپزشكي جامعه بشري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 5 خرداد 1386 ـ شماره 99 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ نقش تمدن ايراني در علم تشريح و جراحي جامعه بشري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 12 خرداد 1386 ـ شماره 100 ـ ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ نقش تمدن ايراني در شناخت و معالجه انواع بيماريهاي جامعه بشري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 27 خرداد 1386ـ شماره 101 ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ نقش تمدن ايراني در تدوين كتب پزشكي جامعه بشري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 9 تير 1386 شماره 102 ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ علت اجتماعي نامگذاري آذربايجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 16 تيرماه ـ 1386 ـ ش 103 ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ آذربايجان در ادوار مختلف تاريخي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري، سه‌شنبه 2 مرداد 1386 ش 104 ص 4
 
ـايران شناسي ـ  جامعه جديد ايران و رنجهاي مردم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري شنبه 13 مرداد 1386 شماره 105 ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ تاثير تضادهاي فرهنگي بر رنجهاي مردم ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ شنبه 20 مرداد 1386 شماره 106 ص 4
 
ـ ايران شناسي ـ حريم خصوصي مردم ايران و رنجهاي ناشي از آن دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج‌بيداري ـ 1 شهريور 1386 شماره 107 ص 4  
 
·    ايران شناسي ـ برنامه ريزي اوقات آموزشي در دانشگاهها ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه همشهري ـ شماره 945
·    ايران شناسي ـ كارآيي دانشگاههاي ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه همشهري ـ شماره 725
·    ايران شناسي ـ غناي فرهنگي و كيفيت آموزشي دانشگاهها ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه همشهري ـ شماره 976
·    ايران شناسي ـ مراحل تكوين و رشد دانشگاه در ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه همشهري ـ شماره 134
·    ايران شناسي ـ بهره وري آموزشي در دانشگاههاي ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه همشهري ـ شماره 688 و 689
·   ايران شناسي ـ  گسستگي و پيوستگي در ساختار سياسي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه همشهري ـ شماره 974
·    ايران شناسي ـ گروههاي قدرت و ساختار سياسي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه همشهري ـ شماره 973
·    ايران شناسي ـ در آموزش عالي، كيفيت را فداي كميّت نكنيم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اطلاعات ـ ش 20449
·    ايران شناسي ـ آموزش عالي نيازمند برنامه ريزي دقيق ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اطلاعات ـ شماره 20448
·ايران شناسي ـ     كارآيي دانشگاهها و مرور راهبردها ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه قدس ـ شماره 2661
·    ايران شناسي ـ نگاهي به بهروه وري آموزشي دانشگاههاي ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه قدس ـ شماره 2667
·    ايران شناسي ـ چگونه كارآيي دانشگاههاي ايران را افزايش دهيم؟ ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه دانشگاه انقلاب ـ شماره 91 و 92
·    ايران شناسي ـ ضرورت توسعه دانشگاه زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه دانشگاه انقلاب ـ شماره 87  و 88
·    ايران شناسي ـ نقش جنبشهاي فكري در تجديد حيات دانشگاه ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه دانشگاه انقلاب ـ شماره 89 و 90
·    ايران شناسي ـ منطق دروني تغييرات اجتماعي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه دانشگاه انقلاب ـ شماره 62
·    ايران شناسي ـ آشنايي با دانشگاه زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه آموزشي شماره 2 دانشگاه زنجان
·    ايران شناسي ـ ارزيابي طرح جامع توسعه دانشگاه زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه آموزشي شماره 3 دانشگاه زنجان
·    ايران شناسي ـ بررسي وضعيت آموزشي در دانشگاه زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه آموزشي شماره 3 دانشگاه زنجان
·    ايران شناسي ـ گزارش توجيهي از وضعيت آموزش عالي در زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه آموزشي شماره 4 دانشگاه زنجان
·    ايران شناسي ـ دانشگاه زنجان، دانشگاه در حال توسعه را بهتر بشناسيم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه آموزشي شماره 5 دانشگاه زنجان
·    ايران شناسي ـ اقوام ترك استان زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيك آذر ـ شماره 150
·    ايران شناسي ـ تأثير فرهنگ موسيقي اقوام افشار ترك بر روي موسيقي ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيك آذر ـ شماره 9 و 10 مهر و آبان 1380
·    ايران شناسي ـ موسيقي اقوام بيات ترك ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيك آذر ـ شماره 11
·    ايران شناسي ـ استان زنجان تاريخ ديرينه و سرزمين ديدني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه ايران ـ شماره .....
·    ايران شناسي ـ زنجان در گذر زمان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه صبح امروز ـ شماره هاي ... 1 الي 5 سال 1375-·        يكشنبه 22اسفندودوشنبه4بهمن وغيره
·    ايران شناسي ـ شوراي شهر، شوراياريها و نيازهاي مردم ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 326
·    ايران شناسي ـ مردم زنجان چه جرمي دارند ؟ ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه امين زنجان ـ شماره 26
·    ايران شناسي ـ در دانشگاه زنجان چه ميگذرد ؟ ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 82
·    ايران شناسي ـ تأثير موسيقي منطقه اي زنجان بر روي دستگاههاي موسيقي ايراني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 354
·    ايران شناسي ـ با سرمايه گذاريهاي فرهنگي زنجان را سيراب كنيد ! ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 3
·    ايران شناسي ـ پروسه هاي توسعه اقتصادي استان زنجان را بهتر بشناسيم ـ (بخش 1) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 5
·    ايران شناسي ـ پروسه هاي توسعه اقتصادي استان زنجان را بهتر بشناسيم ـ (بخش 2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 6
·    ايران شناسي ـ پروسه هاي توسعه اقتصادي استان زنجان را بهتر بشناسيم ـ (بخش 3) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 7
·    ايران شناسي ـ زنجان از اهميت جاده ابريشم تا .... ـ بخش اول ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان         ـ شماره 7
·    ايران شناسي ـ زنجان از اهميت جاده ابريشم تا ... ـ بخش دوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان              ـ شماره 8  
·    ايران شناسي ـ نگاهي به ساختارفكري ـ فرهنگي  استان زنجان ـ بخش اول ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجار ـ شماره 3
·    ايران شناسي ـ نگاهي به ساختار فكري ـ فرهنگي استان زنجان ـ بخش دوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 4
·    ايران شناسي ـ ساختار اقتصادي استان زنجان را بشناسيم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 2
·    ايران شناسي ـ هويت فرهنگ بومي مردم زنجان (1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيام زنجان ـ شماره 140 
·    ايران شناسي ـ فرهنگ بومي و منافع بومي مردم زنجان (2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيام زنجان ـ شماره 141
·    ايران شناسي ـ فرهنگ و اقتصاد در شهر زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيام زنجان ـ شماره 207
·    ايران شناسي ـ استان زنجان، سرزمين اقوام افشار ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيام زنجان ـ شماره 341
·    ايران شناسي ـ ديرينه صنعت مس در زنجان (بخش1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيام زنجان ـ شماره 125
·    ايران شناسي ـ ديرينه صنعت مس در زنجان ( بخش 2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه پيام زنجان ـ شماره 126
·    ايران شناسي ـ بررسي مقايسه اي آموزش و پرورش استان زنجان با ساير استانها ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه علمي ـ پژوهشي آموزش و پرورش ـ شماره 6
·    ايران شناسي ـ عقيده سنجي و طرز نگرش دانش آموزان زنجان نسبت به درس خواندن ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه علمي ـ پژوهشي آموزش و پرورش ـ شماره 7
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن ( بخش5 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 42
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش6 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 43
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش7 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 44
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش8 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 47
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش9 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 49
·    ايران شناسي ـ ساختار اوليگارشي يا خاندانهاي حكومتگر زنجان (بخش1) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 27
·    ايران شناسي ـ ساختار اوليگارشي يا خاندانهاي حكومتگر زنجان (بخش2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 28
·    ايران شناسي ـ ساختار اوليگارشي يا خاندانهاي حكومتگر زنجان (بخش3) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 31
·    ايران شناسي ـ ساختار اوليگارشي يا خاندانهاي حكومتگر زنجان (بخش4) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 34
·    ايران شناسي ـ ساختار اوليگارشي يا خاندانهاي حكومتگر زنجان (بخش5) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 35
·    ايران شناسي ـ شورش در زنجان در دوره محمدشاه قاجار ـ نشريه اميد زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ شماره 348
·    ايران شناسي ـ قلعه عليمردان خان در زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 346
·    ايران شناسي ـ نحوه ورود سكنه زنجان به قرن بيست و يك (بخش1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 195
·    ايران شناسي ـ نحوه ورود سكنه زنجان به قرن بيست و يك (بخش2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 196  
·    ايران شناسي ـ زنجان از عصر معيشت كشاورزي تا عصر معيشت صنعتي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 197
·    ايران شناسي ـ جامعه و اقتصاد در شهر زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 198
·    ايران شناسي ـ مشاركت سياسي و قدرت سنتي (بخش1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 127
·    ايران شناسي ـ مشاركت سياسي و قدرت سنتي (بخش2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 128
·    ايران شناسي ـ مشاركت سياسي و قدرت سنتي (بخش3 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 129
·    ايران شناسي ـ مشاركت سياسي و قدرت سنتي (بخش4 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 130
·    ايران شناسي ـ ويژگي جنبشهاي سياسي (بخش1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 123
·    ايران شناسي ـ ويژگي جنبشهاي سياسي (بخش2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 124
·    ايران شناسي ـ ويژگي جنبشهاي سياسي (بخش3 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 125
·    ايران شناسي ـ دستگاه فاكس مغزي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 340
·    ايران شناسي ـ آشنايي با يكي از چهره هاي علمي زنجان (بخش1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 22
·    ايران شناسي ـ آشنايي با يكي از چهره هاي علمي زنجان (بخش2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 23
·    ايران شناسي ـ آشنايي با يكي از چهره هاي علمي ـ پژوهشي زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه ابرار ـ شماره 1234
·    ايران شناسي ـ ساختار اجتماعي ـ اقتصادي شهر زنجان در دورة اسلامي (بخش1) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 148
·    ايران شناسي ـ ساختار اجتماعي ـ اقتصادي شهر زنجان در دورة اسلامي (بخش2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 149
·    ايران شناسي ـ ساختار اجتماعي ـ اقتصادي شهر زنجان در دورة اسلامي (بخش3 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 150
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان در دوران حكومت بني اميه و بني عباس (بخش1) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 180
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان در دوران حكومت بني اميه و بني عباس (بخش2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 181
·    ايران شناسي ـ وقايع قرن سوم تا چهارم هجري در زنجان (بخش1) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره ـ 193
·    ايران شناسي ـ وقايع قرن سوم تا چهارم هجري در زنجان (بخش2) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره ـ 194
·    ايران شناسي ـ وقايع قرن سوم تا چهارم هجري در زنجان (بخش3) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره ـ 195
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان در دوره آل بويه (1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 200
·    ايران شناسي ـ تحول كهندژ قديم ساساني شهر زنجان به شارستان جديد دوره اسلامي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ شماره 183
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان در دورة سلجوقيان (بخش1 ) ـ نشريه اميد زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ شماره 183
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان در دورة سلجوقيان (بخش2 ) ـ نشريه اميد زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ شماره 184
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان در دوره خوارزمشاهيان و فرقة اسماعيليه و مغول ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ فصلنامة فرهنگ ـ نشريه ادارة فرهنگ و ارشاد زنجان ـ شماره ـ 3 و 4
·    ايران شناسي ـ زنجان در دورة ايلخاني (بخش 1 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 186
·    ايران شناسي ـ زنجان در دورة ايلخاني (بخش 2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 187
·    ايران شناسي ـ زنجان در دورة ايلخاني (بخش 3 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان ـ شماره 188
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان از دورة آل جلاير تا دوره افشاريه ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ ويژه نامه شماره 2 ـ نشريه بررسي فرهنگ و تمدن زنجان
·    ايران شناسي ـ شهر زنجان در دوره زنديه ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ ويژه نامه شماره 3 ـ بررسي فرهنگ و تمدن زنجان
·    ايران شناسي ـ ساختار اجتماعي ـ اقتصادي زنجان در دورة قاجاريه (بخش 1 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 1
·    ايران شناسي ـ ساختار اجتماعي ـ اقتصادي زنجان در دورة قاجاريه (بخش 2 ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ            نشريه اميد زنجان ـ شماره 2
·    ايران شناسي ـ زنجان در تقابل با رژيم قاجاريه ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه اميد زنجان ـ شماره 350
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش 1 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ        نشريه اميد زنجان شماره 38
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش 2 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان شماره 39
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش 3 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان شماره 40
·    ايران شناسي ـ ساختار بازار سنتي زنجان و تشكيلات صنفي آن (بخش 4 ) دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه اميد زنجان شماره 41
·    ايران شناسي ـ عزالدين زنجاني، دانشمند و رياضي دان قرن هفتم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه موج بيداري شماره 62 ص 4 ـ پنجشنبه 21 ارديبهشت ـ 1385
·    ايران شناسي ـ اخي فرج زنجاني در دوره آل بويه، دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 53 ـ ص 5 پنجشنبه 13 بهمن 1384
·    ايران شناسي ـ شناخت اجتماعي كمال الدين، وزير زنجاني دوره سلجوقي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 51 ص 6 ـ چهارشنبه 28 دي ـ 1384
·    ايران شناسي ـ اثيرالدين ابهري ، فيلسوف و رياضي دان قرن هفتم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري شماره 64 ـ ص 3 ـ پنجشنبه ـ پنج خرداد ـ 1385
·    ايران شناسي ـ شناخت اجتماعي شمس الدين سجاسي، شاعر دوره سلجوقي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه البرز خرم ـ سال اول ـ دوره جديد ـ شماره 25 ـ چهارشنبه 13 ـ ارديبهشت 1385
·    ايران شناسي ـ كمال الدين زنجاني ـ شاعر دوره ايلخاني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 72 ـ دوشنبه 23 مرداد ـ 1385
·    ايران شناسي ـ ابوالنجيب سهروردي، استاد نظاميه بغداد ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 68 ـ پنجشنبه 15 تير 1385 ص 4
·    ايران شناسي ـ فهلويات آذري، زبان قديم مردم زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 69 ص 6 ـ پنجشنبه 22 تير 1385
·    ايران شناسي ـ شهاب الدين سهروردي، فيلسوف و نابغة آسيا ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 60 ـ ص 5 ـ پنجشنبه ـ 31 فروردين ـ 1385
·    ايران شناسي ـ مسجد تاريخي عبدالله ميرزاي زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 60 ـ ص 5 ـ پنجشنبه 21 فروردين 1384
·    ايران شناسي ـ تاريخ اجتماعي بازار سنتي زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 55 ص 4 ـ پنجشنبه ـ 4 اسفند 1384
·    ايران شناسي ـ بازار سنتي زنجان در دوره صفويه ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 56 ص 4 ـ پنجشنبه ـ 11 اسفند 1384
·    ايران شناسي ـ بازار سنتي زنجان در دوره قاجاريه ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 57 ص 4 ـ پنجشنبه ـ 18 اسفند 1384
·    ايران شناسي ـ قلعه سرجهان سلجوقي در استان زنجان ـ بخش اول ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 49 ـ ص 6 ـ چهارشنبه ـ 14 دي ـ 1384
·    ايران شناسي ـ قلعه سرجهان سلجوقي در استان زنجان ـ بخش دوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 50 ـ ص 6 ـ چهارشنبه ـ 21 دي ـ 1384
·    ايران شناسي ـ قوم شناسي در استان زنجان ـ افشارهاي قورت بيگلو ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه صداي زنجان ـ سال چهارم ـ شماره 195 ـ شنبه ـ 15 بهمن 1384 ص 3
·    ايران شناسي ـ مردم شناسي تاريخي قوم مقدم در استان زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه صداي زنجان ـ سال چهارم ـ شماره 193 ص 3 ـ شنبه ـ اول بهمن 1384
·    ايران شناسي ـ مشاهير و دانشمندان زنجان در دورة سلجوقيان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 70 ـ پنجشنبه 29 تير ـ 1385
·    ايران شناسي ـ مشاهير و دانشمندان زنجان در دورة ايلخاني و تيموريان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 75 ص 4  و شماره 76 ص 4 ـ سال 1385
·    ايران شناسي ـ نقد فرهنگ و فرهنگ پذيري ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه البرز خرم ـ شماره 19 ـ سال اول ـ دوره جديد ـ پنجشنبه 27 بهمن سال 1384 ص 5
·    ايران شناسي ـ چگونه دانشگاههاي ايران را اينترنتي بكنيم؟ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه آسيا ـ مورخ 2/6/81
·    ايران شناسي ـ چگونه دانشگاههاي ايران را به دانشگاه اينترنتي تبديل كنيم؟ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه آسيا ـ شماره هاي 28 و 29 و 30 مورخ مرداد 1381
·    ايران شناسي ـ چگونه دانشگاههاي ايران را به دانشگاه اينترنتي تبديل كنيم؟ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه مردم سالاري ـ مورخ 9/7/81  
·    ايران شناسي ـ چگونه دانشگاههاي ايران را به دانشگاه اينترنتي تبديل بكنيم؟ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه نسيم آذر ـ مورخ 9/7/81
·    ايران شناسي ـ كاركرد اجتماعي قانون ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه مردم سالاري مورخ 7/5/82
·    ايران شناسي ـ جهاني شدن و اسباب كشي تمدن به آسيا ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه مردم سالاري تاريخ 18/9/82
·    ايران شناسي ـ مبارزه با فساد و رانت خواري پژوهشي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه حمايت ـ خرداد سال 1382 ـ  روزهاي 18 و 20 و 22 و 25 خرداد ماه 1382
·    ايران شناسي ـ از چهارباغ مشهد تا چهارباغ اصفهان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه خراسان خرداد 1383
·    تأثير فرهنگي معماري و شهرسازي ايرانيان در تخت جمشيد بر روي معماريها و شهرسازيهاي ساير ملل جهان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ بولتن سمينار دانشكده فني دانشگاه زنجان ـ گروه معماري ـ شنبه سوم ـ ديماه ـ سال 1384
·    ايران شناسي ـ معماران و استادان سازنده ابنيه تاريخي اصفهان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ بولتن سمينار دانشكده فني دانشگاه زنجان ـ گروه معماري ـ پنجم اسفند 1385
·    ايران شناسي ـ مسجد تاريخي دوران قاجاريه زنجان ـ مسجد اسحاق ميرزاي زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 78 ـ شنبه 22 مهر 1385 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ قصرها و دارالحكومه عبدا...ميرزا قاچار در بافت شهري قديم زنجان ـ بخش اول ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ نشريه موج بيداري ـ ص 79 ـ شنبه 13 آبان ماه ـ 1385 ص 4
·    ايران شناسي ـ نياز به فعاليت فرهنگي،در جامعه جديد ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 108ـ چهارشنبه 7 شهريور 1386ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ تأثير فرهنگي دانشگاه تهران ،در تغييرات زندگي اجتماعي مردم ايران - دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 109ـ يكشنبه 18 شهريور 1386 ـ  ص4.
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي روستائي پارامتر هاي مؤثر بر كاركرد اقتصادي روستاهاي  استان زنجان ـ   دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 111ـ چهارشنبه 4 مهر ـ1386 ص 4 .
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي طبقه بندي اجتماعي ، اقتصادي روستاهاي استان زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 112 ـ شنبه 12 مهر 1386 ـ ص7 .
·    ايران شناسي ـ توسعه سريع و نامتوازن در جامعه جديد ايراني  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 113 ـ شنبه 21 مهر 1386 ـ ص4.
·    ايران شناسي ـ كاركرد اجتماعي دولت در حفظ مالكيت و امنيت مردم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 114 ـ شنبه 5 آبان 1386 ـ ص 4 .
·    ايران شناسي ـ آسيب شناسي جامعه جديد ايراني  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 115 ـ پنجشنبه 17 آبان 1386 ـ ص4.
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي زنجان در دوران زنديه ـ قسمت اول ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 116 ـ شنبه 26 آبان 1386 ـ ص3.
·    سوال از وضيعت شبكه آبرساني زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره  119 شنبه 24 آذر 1386ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي شهري و بافت شهري و مرفولوژي اجتماعي زنجان در دوره زنديه ـ بخش دوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 120  ـ چهارشنبه 5 دي 1386 ـ ص 7
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي شهري وجمعيت شهري و بافت نژادي شهر زنجان در دوره زنديه ـ بخش سوم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 122  ـ يكشنبه 30 دي 1386 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي شهري ـ پروسه هاي سياسي ، اجتماعي شهر زنجان در اوايل دوره زنديه ـ بخش چهارم ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 123  ـ دوشنبه 15 بهمن 1386 ـ ص 3
·    ايران شناسي ـ چرا عده اي از ايرانيان مقيم خارج شدند؟ ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 125  ـ شنبه 4 اسفند 1386 ـ ص 7
·    ايران شناسي ـ ميزان فرهنگ پذيري و همنوائي اجتماعي در جامعه ايراني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 128 ـ پنجشنبه 22 فروردين 1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي تاريخي انگوران زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ عضو هيئت علمي دانشگاه ـ  نشريه موج بيداري ـ  شماره 129ـ پنجشنبه 12 ارديبهشت 1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ جامعه معاصر ايراني را دچار بحران نكنيم! ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ  نشريه موج بيداري شماره 130 ـ شنبه 21 ارديبهشت 1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ ريشه هاي اجتماعي مخالفت با سلطنت و غرب در جامعه ايراني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 126 شنبه 11 اسفند 1386 ـ ص 3
·    ايران شناسي ـ سوق دادن مردم ايران بسوي جامعه غير توليدي خطرناك است ! ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 132 ـدوشنبه 6 خرداد 1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ نگرش فرهنگي  جامعه معاصر ايران به مذهب و تقسيم كار  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ  نشريه موج بيداري ـ شماره 133ـ دوشنبه 13 خرداد 1387ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ وضعيت اجتماعي طارم بعد از فرو پاشي فرقه اسماعيليه ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ماهنامه فرهنگي ،اجتماعي بايرام ـ  شماره 5  ـ سال اول ـ مهر  1386  ـ ص 10
·    ايران شناسي ـ مسجد جامع سجاس و معماريهاي تركان سلجوقي ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ماهنامه فرهنگي ،اجتماعي بايرام ـ سال اول ـ شماره 8 ـ دي  1386  ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ دولت و نيرو هاي توليدي در جامعه معاصر ايران  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 134 ـ  دوشنبه 27 خرداد 1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ تاثير كار و سرمايه در امنيت جامعه معاصر ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ  نشريه موج بيداري  ـ شماره هاي136 ـ شنبه 22 تير 1387ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ تاثير فهم عوامانه ازدواج  بر مشكلات جوانان ايراني ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس  ـ  نشريه موج بيداري  ـ شماره هاي137 ـ دوشنبه 7 مرداد 1387ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ ترور ناصرالدين شاه توسط صادق زنجاني و تاثير آن بر روند مشروطيت ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 138 ـ پنجشنبه 17 مرداد 1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي تاريخي سهرورد و مشاهير آن ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 139 ـ پنجشنبه 7 شهريور 1387 ـ ص 3
·    ايران شناسي ـ قصبه ارمغانخانه زنگان در جنگ هاي ايران و روس  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ماهنامه فرهنگي ،اجتماعي بايرام ـ سال دوم ـ شماره 11  ـ ارديبهشت 1387 ـ ص 8
·    ايران شناسي ـ تاريخ اجتماعي گوزلدره زنجان  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ماهنامه فرهنگي ،اجتماعي بايرام ـ شماره 12 و 13 ـ خرداد  1387 ـ ص 16
·    ايران شناسي ـ جامعه شناسي تاريخي شهر سجاس ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 142  ـ چهارشنبه 17شهريور 1387 ـ ص4
·    ايران شناسي ـ ريشه اقوام ترك زنجان ، از منقشلاق خوارزم تا منطقه زنجان  ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ  شماره 147  ـ چهارشنبه 29 آبان 1387 ـ ص 3
·    ايران شناسي ـ زنجان و ابهر دوران سلجوقي و امير شير گير(قسمت اول و دوم ) ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره هاي 149 و 150 ـ يكشنبه 17 آذر  1387 ـ ص 7 و پنجشنبه   5 دي 1387 ـ ص 3
·    ايران شناسي ـ وفاق اجتماعي و احزاب سياسي آينده مردم ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 153 ـ شنبه 12 بهمن 1387 ـ ص 7
·    ايران شناسي ـ چرا مردم ايران در فعاليت سياسي به حزب نياز دارند؟ ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 154 ـ شنبه 23 بهمن 1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ نهادينه شدن احزاب ، راه حل مشكلات مردم ايران ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ جامعه شناس ـ نشريه موج بيداري ـ شماره 157 ـ 26  اسفند   1387 ـ ص 4
·    ايران شناسي ـ تاريخ اجتماعي افشارهاي اوصانلوي زنجان ـ دكتر محمد خالقي مقدم ـ ماهنامه فرهنگي ،اجتماعي بايرام ـ سال دوم ، شماره 17 ـ  اسفند  1387 ـ ص 5
 
 ایران شناسی - آشنایی با مشاهیر زنجان - رکن الدین سجاسی عارف قرن ششم - بررسی از : دکتر محمد خالقی مقدم - نشریه موج بیداری - شماره ۶۶ - ۵شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ - صفحه ۴
. ایران شناسی - آرامگاه و خانقاه تاریخی چلبی اوغلی در سلطانیه - بررسی از دکتر محمد خالقی مقدم - نشریه موج بیداری شماره ۱۶۹ - یکشنبه اول شهریور ۱۳۸۸ - صفحه ۶
 
 . ایران شناسی - مقبره و خانقاه  اخی فرج زنجانی کجاست ؟ - بررسی از دکتر محمد خالقی مقدم - نشریه موج بیداری شماره ۱۵۸ - ۴ شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ - صفحه۵  
 
 
-طایفه کورحسنلوی افشار قیدارپژوهش از :دکتر محمد خالقی مقدم-نشریه موج بیداری  -شماره -۲۰۰--سه شنبه .-۲۵ آبان ماه ۱۳۸۹ -ص 6
تغییر فونکسیونالیستی مدارس دوره قاجاریه  تهران ومردم شناسی نهادهای.آموزشی آن - پژوهش ، دکتر محمد خالقی مقدم – جامعه شناس-وبلاگ مورخ-سه شنبه هجدهم آبان 1389
مدرسه علوم سیاسی دوره قاجاریه و کارکرد اجتماعی آن- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – سه شنبه 10 آبان ماه 1390 نمره 372 سال هشتم صفحه 4
به خطر انداختن جان مردم ، امری حرام است- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه مردم نو – سه شنبه 15 شهریور ماه 1390 نمره 2060 -  صفحه 2
تأثیر معماران کم تجربه بر افزایش هزینه سوخت خانه های ایرانیان- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – پنج شنبه 14 مهر ماه 1390 نمره 350 سال هشتم صفحه 4
غنی ترین و بزرگترین دایره المعارف ایرانشناسی جامعه ایرانیان- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – پنج شنبه 5 آبان ماه 1390 نمره 368 سال هشتم صفحه 4
خطر درگیری طبیعت و جوامع شهری ایران با یکدیگر- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –شنبه 23 مهر ماه 1390 نمره 357 سال هشتم صفحه 4
شهرهای ایرانی ،محل کار و زندگی اند نه رفت و آمد ماشین- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – یکشنبه 10 مهر ماه 1390 نمره 346 سال هشتم صفحه 4
مسوولیت اداره ها در بهداشت شهرهای ایرانی و فرهنگی شهرنشینی- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – دو شنبه 25 مهر ماه 1390 نمره 359 سال هشتم صفحه 4
ضرورت تجدید نظر در کارآفرینی و سرمایه گذاری برای مردم ایران- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – پنج شنبه 7 مهر ماه 1390 نمره 344 سال هشتم صفحه 2
طراحی و ساخت فناوری بخاری ملی با هزینه دولت- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – سه شنبه 12 مهر ماه 1390 نمره 348 سال هشتم صفحه 4
دولت و راه های مقابله با آلودگی فاضلاب شهری- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – پنج شنبه 21 آبان ماه 1390 نمره 356 سال هشتم صفحه 4
محیط زیست و ضرورت برقی کردن اتوبوس های شهری- از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – دو شنبه 18 مهر ماه 1390 نمره 353 سال هشتم صفحه 4
شوراها و تأثیر زباله بر فاجعه شهرهای ایرانی - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان – دوشنبه 4 مهر ماه 1390 نمره 341 سال هشتم صفحه 4
تأثیر خرابکارانه سمینارها بر اقتصاد کشور - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –شنبه 14 آبان ماه 1390 نمره 375 سال هشتم صفحه 4
تاریخ نویسندگی و مطبوعات در جامعه ایران - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –چهارشنبه 18 آبان ماه 1390 نمره 378 سال هشتم صفحه 4 و نشریه موج بیداری – پنج شنبه 19 آبان ماه 1390نمره 221
جشنواره مطبوعات در کشور ، ولی شاهکار نویسندگی در زنجان ؟! - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان  –پنج شنبه 19 آبان ماه 1390 نمره 379 سال هشتم صفحه 4 و نشریه موج بیداری – پنج شنبه 19 آبان ماه 1390 نمره 221
مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون تهران و جوامع اروپایی (1) - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –چهارشنبه 25 آبان ماه 1390 نمره 383 سال هشتم صفحه 4
مقایسه کارکرد اجتماعی دارالفنون تهران و جوامع اروپایی (2) - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –پنج شنبه 26 آبان ماه 1390 نمره 384 سال هشتم صفحه 4
مطبوعات و نقد حقوقی معاونت وزارت ارشاد - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –دو شنبه 30 آبان ماه 1390 نمره 387 سال هشتم صفحه 4
مطبوعات و شیوه سازماندهی مردم ایران برای تبدیل شدن به کارشناس دولت و مجلس(1) - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –سه شنبه یکم آذر ماه 1390 نمره 388 سال هشتم صفحه 4
مطبوعات و شیوه سازماندهی مردم ایران برای تبدیل شدن به کارشناس دولت و مجلس(2) - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه زنگان –چهار شنبه 2 آذر ماه 1390 نمره 389 سال هشتم صفحه 4
پروسه های اجتماعی روابط شهر و روستا در جامعه معاصر ایرانی - از دکتر محمد خالقی مقدم – نشریه موج بیداری – یکشنبه 19 تیر ماه 1390 نمره 215 صفحه 6
ضرورت تغییر بودجه مطبوعات توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی – از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – یکشنبه 6 آذر ماه 1390 شماره 392 سال هشتم صفحه4
نقش مطبوعات در افزایش دانش ملی ایرانیان – از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – دوشنبه 7 آذر ماه 1390  شماره 393 سال هشتم صفحه4
مطبوعات سر سفره خانه پدری نشستن نیست!– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – شنبه 5 آذر ماه 391 سال هشتم صفحه4
طنز اجتماعی روز 1– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان –شنبه 5 آذر ماه 1390 شماره 391 سال هشتم صفحه3
طنز اجتماعی روز2 – از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – سه شنبه 8 آذر ماه 1390 شماره 394 سال هشتم صفحه3
طنز اجتماعی روز3 – از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – چهار شنبه 9 آذر ماه 1390 شماره 395 سال هشتم صفحه3
طنز اجتماعی روز 4– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان –پنج شنبه 10 آذر ماه 1390 شماره 396 سال هشتم صفحه3
استفاده از تخصص در مداحی– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان –شنبه 12 آذر ماه 1390 شماره 397 سال هشتم صفحه3
نوحه خوان ها ،اشعار نوحه را خراب نکنند!– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان –شنبه 19 آذر ماه 1390 شماره 399 سال هشتم صفحه3
اشتغال زایی از راه اصلاح باغداری جامعه های روستایی ایران (بخش نخست)– از دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس روستایی– نشریه زنگان –یکشنبه 13 آذر ماه 1390 شماره 398 سال هشتم صفحه4
 
اشتغال زایی از راه اصلاح باغداری جامعه های روستایی ایران (بخش دوم)– از دکتر محمدخالقی مقدم – جامعه شناس روستایی– نشریه زنگان –شنبه 19 آذر ماه 1390 شماره 399 سال هشتم صفحه3
استفاده از تخصص در مداحی– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان –شنبه 12 آذر ماه 1390 شماره 397 سال هشتم صفحه3
نقش مطبوعات در افزایش دانش ملی ایرانیان– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه موج بیداری –شنبه 12 آذر ماه 1390 شماره 222 صفحه4
تکوین و تحول مطبوعات در 18 سال معاصر ایران– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه موج بیداری –شنبه 12 آذر ماه 1390 شماره 222 صفحه6
تکوین و تحول مطبوعات در 18 سال معاصر ایران– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – سه شنبه 8 آذر ماه 1390 شماره 394 سال هشتم صفحه4
بزرگترین دایره المعارف ایران شناسی ، چگونه در زنجان شکل گرفت؟– از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – چهار شنبه 9 آذر ماه 1390 شماره 395 سال هشتم صفحه4
اشتغال زایی از راه ایجاد ایستگاه های مکانیزاسیون کشاورزی روستاهای ایران - از دکتر محمدخالقی مقدم – نشریه زنگان – چهار شنبه 23 آذر ماه 1390 شماره 398 سال هشتم صفحه4
انتقاد اجتماعی – اقتصادی به پیدایش گاوداری ها و مرغداری های صنعتی ایران)
دکتر محمدخالقی مقدم- جامعه شناس روستایی - نشریه زنگان 1 دی 1390 نمره 410 سال هشتم صفحه 4
اشتغال روستایی ایران و ضرورت دگرگونی گاوداری ها و مرغ داری های صنعتی - بخش دوم
دکترمحمد خالقی مقدم – جامعه شناس روستایی -  نشریه زنگان چهارشنبه 30 آذر 1390 نمره 409 سال هشتم صفحه 4
 روابط ایران و بحرین در ادوار تاریخی دکترمحمد خالقی مقدم – جامعه شناس  -  نشریه زنگان سه شنبه ۶دی 1390 نمره 4۱۴ سال هشتم صفحه 4
.تأثیر الگوهای فرهنگی قاجاریه بر شهر سازی و مرفولوژی شهری تهران -دکتر محمد
خالقی مقدم-- - وبلاگ - دوشنبه دهم آبان 1389

دایره المعارف بزرگ آسیا  وایرانشناسی - دکتر محمد خالقی مقدم -  اثر:دکتر محمد خالقی مقدم

دایره المعارف بزرگ آسیا  وایرانشناسی - دکتر محمد خالقی مقدم - یکشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۴

اثر:دکتر محمد خالقی مقدم

 درمورد ایرانشناسی ،کتابها و دایره المعارفهای زیادی  نوشته شده است  ولی وبلاگ فارسی(http://drmkhm.blogfa.com/)  .غنی ترین  وبزرگترین دایره المعارف  ایرانشناسی جامعه ایرانیان است که مبتنی  بر ۱۰۰۰ اثرپژوهشی و۲۶۰ مقاله پژوهشی مستند  وچاپ شده است وبه معنای  واقعی کلمه آن شناخت ایرانی(ایرانشناختی وایرانشناسی)است و به مفهوم دقیق  این دو کلمه بکار میرود که همه شناخت های مندرج دراین دایره المعارف به معنی شناخت های علمی ومستند ومبتنی بر منبع وماخذ وروش تحقیق علمی وغیر مبتنی بر فرهنگ طبقه عوام وشفاهیات آنان است ودر معنی کلمه ایرانی آن هم مبتنی بر شناخت همه اقوام  وشهرها واستانهای ایرانی ونهادهای آموزشی  واداری  واجتماعی  ومدنی وسکونتگاهی ساکنان این شهرها ومناطق ایران در گذشته وحال است وخلاصه ای از این دایره المعارف بزرگ ایرانی بصورت یک وبلاگ تخصصی برای دانشجویان دانشگاههای ایرانی وخارج از کشور وقشرهای دیگر  جامعه ایرانی در وبلاگ انتشار یافته است

 لازم به ذکر است که تدوین این دایره المعارف توسط تلاش شبانه روزی نویسنده مزبور وبا هزینه های شخصی وی انجام گرفته است و تابحال هیچ دانشگاه و یا موسسه و یا سمیناری به وی در این زمینه کمک مالی اداری نکرده است و صرفا در جهت خدمت به انباشت دانش مردم ایران برای رشد شناخت آنها می باشد . و با انکه نویسنده مزبور تا کنون 260 حدود مقاله آن را با تلاشهای زیاد انتشار داده است ولی چون هنوز بخش اعظم آن بصورت   ۱۰۰۰اثرپژوهشی انتشار نیافته  است امیدوار است که بعد از درگذشت وی خانواده اش آثار انتشار نیاقته وی را به یکی ازکتابخانه ها و یا مرکز اسناد معتبر ایزان که قائل به رعایت حقوق مولف باشد و و رثه اش هم ناظر به این رعایت حقوق گردد و در طی یک قرارداد شرعی هدیه فرهنگی بکند تا به عنوان میراث فرهنگی مردم ایران برای رشد شناخت شناسی آنان و در رده کتابهای خطی وچاپ  نشده کتابخانه مزبور باقی بماند.

بزرگترین دایره المعارف ایران شناسی، چگونه شکل گرفت؟

این دایره المعارف بزرگ ایرانیان که شامل ۱۰۰۰اثر پژوهشی چاپ نشده و 260 مقاله علمی چاپ شده در نشریات ایرانیست و به همه موارد شناخت ایرانیان گستره شناخت شناسی خود را گسترش داده است و از بیست و  چند سال پیش در شهر زنجان پایه گذاری شد و امروزه این هزاراثر پژوهشی جداگانه و  مستقل در مورد شهرها و مظاهر فرهنگی و تمدنی ایرانیان بوده و در حال تکمیل شدن است و شامل ۴45 اثر پژوهشی در مورد جامعه شناسی شهرهای مهم ایرانی و یا محلات شهری آنان است و یا تاسیسات شهری اش می باشد و 29 اثر دیگر آن در مورد پروسه های اجتماعی همین استان های مختلف ایران است که پروسه های اجتماعی شهرها و روستاهایش در ادوار تاریخی افشاریه، زندیه و قاجاریه است که چه روند تحول اجتماعی را طی کرده اند؟ و یا ۷۳ اثر از دایره المعارف مزبور در مورد شیوه معماری ایرانیان در مورد محلات قدیمی شهرها و کاروانسراها و رباطها و بناهای تاریخی و قصرهای قدیمی ایرانیان است که در دوره های ساسانی و تیموری و صفوی و قاجاریه است و به علاوه 107 اثر پژوهشی این مجموعه، مربوط به قوم شناسی ایرانیان است که شامل 73 اثر پژوهشی در مورد قوم شناسی و جامعه شناسی تاریخی اقوام مختلف ایرانی می باشد و 34 اثر آن مربوط به اقوام آسیایی و قاره های دیگر جهان می باشد و به علاوه ۹۰۰اثر از دایره المعارف مزبور مربوط به جامعه شناسی اقتصادی مردم ایران بوده و 11 اثر آن مربوط به جامعه شناسی پزشکی مردم ایران است که از بیمارستان های عضدی گرفته تا بیمارستان سازی و شیوه دواسازی و پزشکان دوره قاجاریه و یا بیمارستان های دوره پهلوی است و 14 اثر و یا تعدادی مقاله دیگر در مورد جامعه شناسی سیاسی ایرانیان می باشد و 13 اثر دیگر این مجموعه و تعدادی مقاله های  مختلف هم در مورد جامعه شناسی روستایی ایرانیان است و ۷۵ اثر پژوهشی در مورد جامعه شناسی آموزشی مدارس قدیمی ایرانیان است که 27 اثر آن مربوط به مدارس تاریخی ایرانیان بوده نظیر تحول مدارس تاریخی یزد و یا مدارس تاریخی سلطانیه و یا معماری و تحولات مدرسه مادرشاه اصفهان و یا مدرسه فلاحت تهران و یا مدرسه علوم سیاسی و غیره می باشد و 20 اثر دیگر هم در مورد نحوه پیدایش دانشگاه های جدید ایران است و یا مربوط به آموزش و پرورش جدید می باشد و به علاوه در این مجموعه دایره المعارف، 40 اثر دیگر در مورد انسان شناسی ایرانیان است که شامل پژوهش های مستقلی در مورد فرهنگ مطبوعات ایرانیان و یا فرهنگ خطاطی و تدوین کتب ایرانیان و یا فرهنگ موسیقی و نقاشی و یا پوشاک و خوراک ایرانیان و یا آثار باستانی ایرانیان است، نظیر قلعه های دختر و یا پدیده تاریخی فرهاد و شیرین و یا سدسازی های باستانی ایرانیان و یا قلعه استخر و غیره می باشد و به علاوه 41 اثر پژوهشی از این مجموعه، شامل سازمان های اداری اجتماعی ایرانیان است، نظیر احزاب و گروه ها و یا کارخانجات دوره قاجاریه و یا دوره پهلوی و یا سینماها و پدیده هنر و یا معادن و راهسازی ایرانیان و یا سازمان ها و یا دوایر جدیدالتاسیس ایرانیان که بعد از دوره قاجاریه است و تعدادی دیگر نیز مربوط به روابط اجتماعی - سیاسی ایرانیان با دول و ملل مختلف جهان است نظیر اروپا و روسیه و عثمانی و انگلیس و آمریکا و غیره می باشد و به علاوه حدود 130 اثر پژوهشی مزبور مربوط به جامعه شناسی تاریخی از ادوار مختلف ایرانیان نظیر آثار تمدنی و کشاورزی دوره ساسانیان در استان های مختلف ایران و یا دوره اسلامی است و یا آثار فرهنگی -  تاریخی دوره سلجوقیان و یا دوره های ایلخانی و آل مظفر و تیموریان و قراقویونلو و آق قویونلو و صفویه و افشاریه و زندیه و قاجاریه و پهلوی می باشد و به علاوه در مجموعه طبقه بندی دیگر از این آثار پژوهشی که در ۵۴کارتن طبقه بندی موضوعی شده اند که شامل شناخت موضوعات شهرهای ایرانی است و  12 اثر پژوهشی آن مربوط به استان یزد می باشد که در کارتن ویژه ای طبقه بندی شده است و یا 20 اثر در مورد استان گیلان و شهرهایش است و 43 اثر در مورد شهرهای استان مازندران و استان گلستان است و ۳۰ اثر در مورد استان های آذربایجان غربی و شرفی و اردبیل است و 15 اثر در مورد شهرهای استان های مرکزی ایران نظیر استان قزوین و مرکزی و قم و برخی از شهرهای استان اصفهان و تهران می باشد و به علاوه ۷۵ اثر دیگر در مورد جامعه شناسی شهری تهران (مادر شهر ایرانیان) و جامعه شناسی محلات شهری و پدیده های اجتماعی آن می باشد و به علاوه 23 اثر در مورد استان های اصفهان و کرمان و بلوچستان را در بر می گیرد و یا 14 اثر در مورد شهرهای مهم استان های خوزستان و بوشهر و هرمزگان است و 22 اثر در مورد شهرهای مهم استان های غربی ایران است که شامل استان های همدان و کردستان و کرمانشاه و ایلام و لرستان و بختیاری و کهکیلویه است و به علاوه 17 اثر در مورد جامعه شناسی شهری و ویژگی های شهرسازی تمدنی شهرهای مهم استان های خراسان و سمنان و برخی شهرهای جدا شده از آن است نظیر مرو و هرات را در بر می گیرد. و نیز بالاترین شناخت شناسی استانی مربوط به استان زنجان می باشد که پایه گذار چنین دایره المعارفی بوده و جمعا ۱۳۰ اثر پژوهشی در مورد ویژگی های قومی و شهرشناسی و بناهای تاریخی و بازار و تحولات ادوار تاریخی و فرهنگ و پوشاک و زبان شناسی استان زنجان می باشد و بیش از 100 مقاله نیز در مورد استان زنجان از نویسنده این دایره المعارف و در موضوعات این استان و در انواع نشریات ایرانی انتشار یافته است که می توان به چگونگی آن ها در فهرست مقالات نویسنده در وبلاگ  http://drmkhm.blogfa.com/ دسترسی یافت. و از آن جا که استان مزبور از قدیم دارای کمبودهای دیگر در مورد تولیدات فرهنگی و شناخت شناسی تاریخی داشت لذا نویسنده مزبور به خاطر جبران این نوع کم کاریهای تاریخی و فرهنگی و به خاطر علاقه به زادگاهش از میان ۱۰۰۰آثار ایران شناسی و 260 مقاله خود، یک نهم آن را به استان زنجان اختصاص داده است که شامل جامعه شناسی شهری و مشاهیر تاریخی و بناهای تاریخی و جامعه شناسی روستایی و منطقه ای استان مزبور می گردد.

 

Specialized library of the endowment of Masoumeh Mohammadi (Jafari) in Zanjan!   From: Dr. Mohammad

Specialized library of the endowment of Masoumeh Mohammadi (Jafari) in Zanjan!

 From: Dr. Mohammad Khaleghi Moghaddam

 

The library of the late and enlightened Lady Masoumeh Mohammadi, which was established in Zanjan in 2001, is one of the richest libraries in Iran, which does not exist in other cities or universities in Iran. He had set up a "Mohammadi hosiery machine factory" around Zanjan for some time, and he remembered that the death of his young wife was from Karaj, or that he had paid for the establishment and operation of it, or as a "remnant of the righteous."The payment of Veta caused the cultural growth of the people of the city or he remembered the death of his young wife and many residents of Zanjan or the students or members of the library or users of the library read a lament for the deceased who had several small children. He died or had left a memento after his death in order to forgive the young and failed wife who had been deprived of the "benefits of this worldly life" due to the oppression of others, and for this reason he also ordered the family members to pay for the establishment of that endowed library. He issued it in his hometown of Zanjan.

He was also heard as a "professional craftsman" and was invited to come to Zanjan. There was no one who knew the administrative meanings or responsibilities well, and it was just the "governor general" that there was no "industrial town" in this province, and only because "Zanjan is his hometown and native place" and their false promises He agreed to sell his numerous turning shops or mansions or buildings, etc. and come to Zanjan! Either the skilled workers or the honest workers leave their various shops in Tehran and come to the "new industrial town of Zanjan" who did not know the skills of a farmer! Or with the promise that we will give you such a large piece of land in Zanjan to build a bigger factory! Or we give you a bigger factory license! Or we give you multiple turning machines to buy from abroad! Which were just promises to reap! Or we give electricity for three industrial phases! Or industrial water or a large loan ٌ that is, from the city banks or from the "Provincial Industry and Mining Bank" and we give it to you! Or the promises of another harvest like this !!! He did not take into account the promises of the officials of Zanjan province that the city was born, so he sold all his property or house or shops or machines in Tehran and came to Zanjan and started drawing checks. A new guarantee was used to buy new machines or to spend other expenses of the larger factory, ie the construction of "Mohammadi Sock Weaving Machine Factory" In addition, in his absence from Iran, the staff of the same factory went bankrupt and abused the young age of his daughters, or because they did not have an experienced lawyer for them and the same third of the wealth brought to Tehran, took Asghar Agha with him or raised him in Zanjan, who now claims Asghar Agha. He owes them too! Therefore, they made the most of the abuse and negligence of the provincial officials, and the hands of the girls who lost their property were not locked up! And at the end of his life, when he was older and could no longer work, he was forced to return to Iran, but he also lost his home in Tehran, so he had to live in his daughter's house in Karaj for several years, and until recently. He died in Karaj and next to the tomb of his young wife and in "Karaj Monastery" He calmed down and in addition to all his job creation and for the residents of Zanjan, he was accompanied by the silence of the residents of Zanjan or he was accompanied by his funeral and for this reason I have to break his silence and mention his other cultural services or his rise in Zanjan! Cultural services of Masoumeh Khanum, a young woman in Zanjan or a resident of Zanjan. They have not done such a service to the people of Zanjan! Which had profound cultural and civil effects in this town of Zanjan, or his cultural and cultural works are much more useful than the works of "Haj Barkhodar Cultural Charity in Yazd" which the people of Yazd praise! Or more useful than "Works of Dr. Mahmoud Afshar Cultural Endowment"

For example, I have to say that in the same days when all the assets of Mr. Asghar Mohammadi Zanjani were lost or due to ignorance, the officials of Zanjan province were ruined and their family wealth was in Tehran for decades but was lost! Or lost by their semi-prosperous family. He moved out of Tehran and his children lived in hardship, or they perished under the slogan of "democratization" and "like development outside of the center and better than Tehran itself!" They were in Zanjan and either got hundreds of Zanjan buyers to be employed or provided jobs for themselves and their families for a long time thanks to the property of this Zanjan charity and also today thanks to their "charity" which is inhabited by tens of thousands of people in Zanjan Culture Alley.They get the necessary share that they have enjoyed a semi-respectable settlement, and if the endowment property had not been donated to them, or to the inhabitants of this large town of Zanjan, and today this company in Zanjan would still be half-ruined, or today there is news of 22,000 green trees in There was no news of Zanjan culture dormitory! Or today there was no news of other cultural institutions in this town or effective monuments and in this big city of Zanjan there was no one who commonly thinks that it originated from the deaths of Zanjan city councils and vice versa The cultural result of the "anonymous cultural endowment of Masoumeh Khanum Mohammadi"It is in Farhang dormitory that gave its necessary effects and while the only painting of his endowment library to the people of Zanjan lasted only 5 years in this town, but it was later removed and while it is still 19 years that the people living in it and the various benefits of this endowment are Masoumeh Khanum They taste it in their town and it is not the result of the actions of the municipality or Zanjan city council or the province's cultural guidance office, but its people still know who "Masoumeh Khanum and this good lady" are and who they are. And while they should know Soghar Agha and after that The event of his own economic collapse made him feel that it was no longer possible to reinvest him inside Iran or that he had been fired, so he had to make a living for himself and his family, and only as a "technically skilled technician."To work or to do simple work only in foreign industries and on the other hand he regretted the mistake or he was ashamed and upset with his children that he had been hit by the mistake or his wife died prematurely because he had several children and they too And more than they were affected by the loss of their own father, and they were more saddened by the death of their mother, or in their youth, when a woman from a factory owner had become an Iranian!For this reason, Asghar Agha, and to alleviate the mental pain of his children, or to alleviate his conscience, and to act with God or on the Day of Judgment, he decided to act like the factory owners of Yazd, Kashan, Kerman, etc., and therefore ordered the establishment of a cultural endowment library. He gave one of the deprived neighborhoods of Zanjan to provide its technical activity or to reward it and make the soul of a deceased woman happy, or to provide cultural assistance to the deprived children of a neighborhood of Zanjan so that they can grow by reading the book or using those books. Pray for the life of the deceased woman! His self-sacrifice has led to the development of these children, so he gave it to his two adult daughters and ordered them to take part of his financial income abroad during his working days and abroad, and to spend the construction of the library. To live in this town or to equip an "endowment library" in this town or with the name of "his late wife""In one of the deprived neighborhoods of Zanjan, or with the cultural support of his niece in Zanjan, spend endowments that he was a member of the faculty of the University of Tehran, and therefore in line with this goal, in 2001, the library of Asghar Agha was dedicated to Farhang dormitory or" The foundations of the establishment of the specialized library of the endowed woman were laid in the cultural dormitory of Zanjan, or at the beginning of Rose 14 street, this dormitory of the dormitory took a job and gradually grew or flourished!And 5 years was all effective, so thousands of students or thousands of students came to this town of Zanjan or other towns and used the types of books on loan from the endowment library or used the cultural and artistic services located next to the endowment library. They benefited a lot from their membership card in this library and finally led to more settlements in their neighborhood or led to more green space for their families in this town, which is 19 years old today.

 And while it is the other way around, Dinari has not paid for this type of cultural activities in the mentioned neighborhood, or they do not have financial documents and in this case, and they can not claim in any way! Or even in planting 22,000 trees in the dormitory of Farhang and the staff of Zanjan Municipality, which has now become one of the busiest neighborhoods in Zanjan and has only issued an "administrative permit" for the cultural activity of the neighborhood and in the relevant days and the city council. Neither the Cultural Guidance Office nor the Endowment Office of Zanjan) and the reason for obtaining the administrative license from the city council. And there was no such thing as a city council in Iran or it did not exist or before that date and in the organizational chart of Iranian municipalities and a phenomenon called "cultural deputy of the municipality" It did not exist and it was only after this date that it emerged and in addition to the laws of city councils and legal clauses related to cultural activities in urban areas were included but due to the new establishment of councils did not work or none of the council members knew the true meaning What are those cultural rules in their duties? Or what is in an urban neighborhood? In addition, it was in these days that Asghar Agha's family or children had decided to donate money or take the financial burden of establishing their beloved mother's endowment library, or in this deprived neighborhood of Zanjan and take care of their own finances and their mother would receive the final reward!

 Yes, it was during these days in 2001 that the family of the late Masoumeh Khanum decided to contact the members of the first term of Zanjan City Council and their elected mayor through me, who was their relative, and asked for permission to establish the Masoumeh Khanum Endowment Library or other members of the city council. They demanded, and at the same time they did not make any financial commitment in this regard, but they felt that the activity could be effective in the growth of the neighborhood, and in addition, they could benefit from the mentioned cultural activities in this neighborhood of Zanjan and for their own propaganda. Take it! Therefore, they issued an administrative permit. Therefore, today some people think that this type of cultural activity in Zanjan neighborhood or in the interpretations of Tehranians and "neighborhood council activities" is provided by the municipal budget, which has a deputy council in the municipality of Tehran. That is a very wrong idea!

 While with the financial support of the family of the late Masoumeh Khanum Mohammadi, these cultural activities were formed in the cultural dormitory of Zanjan, which was a good factory owner in Zanjan and his senior daughters and with the money sent from abroad, the endowment library was formed in the dormitory of Zanjan or It was established in 2001 that for some time it had been called the "Library of Koi Farhang Youth Council" and had taken over the library's administrative seal, so most of the membership cards were stamped.It happened that the children of all neighborhoods came to Farhang dormitory and became members, and the current public library was not there at that time. They no longer benefited from such membership cards, which ordinary libraries do not have! Therefore, it was in line with this financial aid of their father that the two eldest daughters of Asghar Agha helped to establish this endowment library, the title of which belonged to their late mother.  Or dozens of Zanjan city managers came to the place and saw them up close, but still did not ask what budget it came from? Or from what financial source was it financed? And while Khair Mohammadi's family had rented the place and location of the library for several years, or paid for the purchase of heaters and burned it, and paid for the gas, electricity, and telephone of the library in those days, or paid for 350,000 art class ads or several thousand placards. They paid or paid regularly for the mentioned fruits and sweets and tea of ​​the young people, or paid for the invitations of dozens of provincial managers to the mentioned place during those days, but such works are not seen in the library of Haj Ahmad Mahdavi in ​​Zanjan. Be in that neighborhood! Or it is not seen in Haj Barkhordar library in Yazd that today his people have not removed his family name from the mentioned place and still!

 Zanjan was invited to visit the art exhibition, or during the week or during the month, when a large number of students were welcomed, or by various school principals or teachers, and came by school minibus to visit the endowment exhibition. Or did they enjoy watching the painting taboos of other school children that the phenomenon had amazed the director general of education in Zanjan and just understood what it means to have healthy student entertainment? Cholera "What's the difference with student delinquency?" "The first is the title of a ruined village called Aliabad, which is located outside the town, and the second is the title of" cultural residents "of this city, who were mostly teachers, or the title of the alleys of this town and the titles." Rosegaz, "Atlasi flower", etc., and if they did not write such a painting, if the endowment actions of the library of the endowment were not mentioned, or it was not done 19 years ago with the money donated by the endowment of Mohammadi, Rather, it remained in its former semi-ruined condition or was confiscated in the conditions before 2001, and shows such issues and differences as the "Mrs. Mohammadi Endowment Library" and other public libraries of the country's guidance office in different cities of Iran, which show the necessary function. Do not have! To give permission to others or not to have an administrative claim!

 And yes, after a few years of the continuous activity of this library, the endowment of the Youth Council of Koi Farhang passed, while in those days it was managed only with the donated money of "Khair Mohammadi family" and during that period the city council and in any way present to There was no financial support for them, and in addition, the Khair Mohammadi family was no longer able to continue their financial assistance. In addition, the main building of the endowment library was completed, which the Mohammadi family had bought or built to establish the permanent location of the library. Therefore, the board of trustees of the endowment library also decided on that date that it was a "rented place".The library should be moved from 14th Street to the main and permanent building of the library or moved to a few streets away, so that all their miscellaneous expenses can be removed from the place and the burden of the esteemed Mohammadi family. They moved it and brought it to the main building, which was completed, or it had 6 "book storage rooms" and it had 120 meters with "two reading rooms" or it had a toilet and a bathroom, so in the middle of the second term, the city councils moved furniture and shelves and tables. They either transferred books, paintings, chairs, furniture and library furniture with a rented place to the purchased unit of the Mohammadi family, so that they could spend their time under the title of "Specialized Endowment Library" or from the domain of the public library. Expenditure "They gave up, which was expensive, and that is why they bought books from 12,000 volumes, separated the Mohammadi family from the city of Tehran, and kept only 7,000 specialized books in the specialized place, which were often in the field of political science. Either the books were related to ethnography, or the books were related to Asian countries, or the history books, or international law, etc., and 5,000 volumes of other books were given to other libraries in Zanjan, which were used for general purposes or lessons, such as books for children and youth. It was a public book and was donated to several public libraries in the city, including the library of Zanjan University or the library of the Children and Adolescents Education Center. "The main dormitory was built by Farhang and some books were sent to the library."The Education Research Council "donated and in addition, in previous years, Asghar Agha Mohammadi and his two daughters had donated money to them, or with the money of his paternal endowment and a number of books and bookstores in front of the University of Tehran, or from various ministries, or donated from a stall. Tehran Book Fair members bought a series of donated books or bought them for the last reward of their late wife and donated them by their university niece to the "Library of Zanjan Education Research Council" to increase the richness of the library to provide ordinary supplies and purchasers to the office. Education was not able to do that or they did not know that kind of rich and rich books and content outside the city of Zanjan and that was the reason why for years the small library of "Zanjan Education Research Council"Busiar was richer than the large libraries of Zanjan University or richer than the library of Azad University or Payame Noor or Zanjan Program Organization or Red Crescent and for this reason most students of this type of large universities came to Zanjan and asked for books or in search of their desired book. They often left the expensive or empty libraries of this type of large government centers and came only to the small library of the Zanjan Education Research Council, which was located in front of the Zanjan Dar al-Quran, so they disturbed the traffic of the department or provided it for them. This is also the reason why in recent years, the staff of that department also preferred to change the location of the library of the said Research Council or move it from the office building to a remote school room. For this reason, this semi-rich library in Zanjan and I do not know the National Library. Iran has been closed for the past few yearsTherefore, it has no client.

 Finally, it should be noted that now in the main place of the library of Masoumeh Khanum, which was bought by the daughters of the deceased, there are about 7,000 rich specialized books and in addition there are 1200 volumes of Iranian studies research books or there are various ethnographic books by a number of researchers or Professional writers and only to the library of the endowment of the late Ms. Mohammadi and "private endowment"They have said that there are no books in any Iranian library and the like, and they are worried about their plagiarism by agents of Iranian public libraries who do not meet the criteria of fiduciary duty, and books that do not even exist in the library of Tehran University or in the library of Astan Quds or in the library. There is no national and document center of Iran or it does not even exist in the library of the parliament and it only belongs to the book repository of this good Iranian lady and because she is known for her trustworthiness and non-commercialization of endowment affairs and for this purpose she honestly writes many dissertations or endings. The letter sellers have come to the University of Tehran or referred to the "Board of Trustees of Masoumeh Mohammadi Specialized Library" and asked them to buy any of these valuable research books of V-Ray Library or to buy each one for more than 10 million Tomans!And to sell to master's or doctoral students of Iranian universities but they did not show up or the answer of the board of trustees of the endowment was that we are not allowed to set aside the religious orders of the main endowments or violate the real and legal purpose of these endowments or like many The current managers or employees of the libraries should act and violate the copyright or sharia law, or turn the endowment unit into an independent business unit for ourselves and hand it over to irresponsible people, and that is why our correspondence with the library during the last 14 years. We did not hand over our books to the institution that is not willing to lend books, or to the University of Tehran, which has become a commercial practice, or even to the National Library B, which we corresponded with but did not reach a conclusion, and if they were genuine, we were willing to 7000 volumes of printed books or 1200 volumes of handwritten researches or 700 volumesCD book (  cd) Leave the repository of the library of the late Mohammadi to the archive repository of this type of large libraries in Iran and get rid of its cost, or save ourselves from the insignificant cost of maintaining this type of rare book that is in place or needs to be repaired or prevent We need environmental vulnerabilities, the cost of which is problematic for us, and we hope that the reference section of the Astan Quds Library will accept these religious conditions, or that Ayatollah Marashi Library in Qom will implement them, or at least one will be resolved by the Board of Trustees Ms. Masoumeh should be saved so that while observing the sharia rights of the books of the endowment and the heavy costs of its maintenance, Weber does not fall on the board of trustees of this endowment! Minister's "Ms. Mohammadi Specialized Library" And in this way, all kinds of different problems are produced for hard-working Iranian writers! For 19 years now, Ms. Mohammadi's endowment library in Zanjan has been suffering from severe financial damage due to its "endowment beliefs"!

کتابخانه تخصصی موقوفه معصومه محمدی( جعفری) در زنجان ! -  از :دکتر محمد خالقی مقدم

کتابخانه تخصصی موقوفه معصومه محمدی( جعفری) در زنجان !

 از :دکتر محمد خالقی مقدم

 

کتابخانه مرحومه ومغفوره بانو معصومه محمدی که سابقه تاسیس آن در زنجان وبه سال  1380شمسی برمی گردد که یکی از غنی ترین کتابخانه های ایران می باشد  که نظیر آن در سایر شهر ها ویا دانشگاههای ایران وجود ندارد واز پول موقوفه همسرش اصغر آقا محمدی ومتولد شهر زنجان شکل گرفت که مدتی در اطراف زنجان " کارخانه تولید ماشین های جوراب بافی محمدی " را تاسیس  کرده بود  وبه یاد بود مرگ همسر جوان  واهل کرج خود بود  و یا هزینه تاسیس وراه اندازی  آن را پرداخت  ویا بعنوان " باقیات  صالحات "  پرداخت وتا باعث رشد فرهنگی اهالی شهر بشود  ویا به یاد بود وفات همسر جوانش  انجام داد وتا خیلی از اهالی شهرزنجان  ویا قشر دانشجو ویا اعضای عضو کتابخانه مزبور  ویا استفاده کنندگان   از آن کتابخانه  مزبور وفاتحه  ای برای آن مرحومه بخوانند که چند بچه کوچک هم داشت که فوت کرد ویا بعد از وفاتش واز خود به یادگار  گذاشته بود وتا باعث آمرزش اخروی  آن همسر جوان وناکام بشود که با ظلم بقیه از "مزایای حیات  این دنیوی  هم  "محروم شده بود  وبهمین دلیل   هم  ودستور پرداخت هزینه تاسیس آن کتابخانه وقفی را ّوبه اعضای  خانواده اش را ودر شهر زادگاهش زنجان صادر کرد  .

ودر این باره باید یاد آور گردید  که  اصغرآقا  محمدی وبعد از سالهای 1330 ش و یا بعد از فوت پدرش وازدواج خواهر بزرگش در شهر زنجان  ، به تهران رفت ویا جهت تامین معاش مادرش وخواهر کوچکش ویا دوبرادرش ، وآنها را باخود به تهران برد ودر یک کارگاه تراشکاری تهران  مشغول بکار شد ولیکن چونکه استعداد فراوان  داشت ویا هوش فراوان وتوام با ابتکار وخلاقیت ووپشتکار داشت  ولذاموفق به اختراع " اولین ماشین جوراب بافی صنعتی " ایران ودر کارگاه تراشکاری  خود " ودر زمان ژریم پیشین گردید که ماشین مزبور قطعات  بسیار ریزداشت  وبابا  سوزنهای فراوان  که داشت  وآنرا در زمان قبل از انقلاب وبه ثبت  صنعتی رساند که  با مارک " تولیدی کارگاه محمدی " در بدنه ماشین اش تولید می شد ویا در فاصله سالهای 1340 ش الی 1357 در شهر تهران تولید می شد که اکنون برگه "امتیاز صنعتی" آ ن  و در اختیار دختر بزرگ آن مرحوم است  وبغیر از وی ، کسی در ایران ونمی توانست  که آنرا بسازد وبعلاوه سازنده "ماشین تورهای چراغ زنبوری "در ایران هم  بود ویا وی می باشد  که اختراع چنین ماشین های ظریف ویا حساس  مهارت خاص می طلبد وبا با قطعات بسیار پیچیده  اش ودر یک کار گاه ایرانی وفقط از عهده قدرت ابتکار وی بر می آمد  ویا از "قدرت ابزار سازی "و"طراحی صنعتی" وی و"مهارت تراشکاری فوق العاده وی "نشات می گرفت  وبقیه تراشکاران  ایرانی نمی توانستند ونظیر تراشکاران ارمنی تهران ویا تراشکاران اهل قزوین که در خیابان دروازه قزوین رژیم سابق بودند و فقط قدرت ساخت وتراشکاری قطعات بزرگ وزمخت ماشین های سواری وغیره را داشتند ولی از عهده "تراشکاری چنین ماشنهای حساس "بر نمی آمدند  ولی متاسفانه امروزه بر اثر ضعف دیدگاه در "وزارت صنایع ومعادن ایران "وچنین امتیاز "اختراع اولین" واز  " دختران وی سلب " شده  است ویا امتیازش به دیگران داده شده است ! ودر حالی که چنین  "ماشین  های  جوراب بافی " وفبل از انقلاب  در ایران ساخته نمی شد ویا اغلب جورابهای ایرانیان هم  از خارج وارد می گشت  ویا مردم ایران ونقاط مختلف شهری وروستائی آن وفقط جورابهای پشمی ویا پنبه ای وبا  "دومیله "خانگی دست بافت می پوشیدند  وبعلاوه در ایام سابق  جورابهای نازک ویا "ریز بافت زنانه"  نبود ویا "ریز بفت مردانه " نبود ویا ریز بافت ویا با نقش ونگار های مختلف ماشینی نبود  ویا با طرحهای هندسی امروزین  ونظیر "جوراب  استارلایت " وغیره در ایران  وجود نداشت  و"اولین بار "وی خلاقیت آنرا  بوجود آورد  و یا اولین بار ،اصغر آقا محمدی وبرخی از ماشین های تراشکارای ماهرانه خود را ودر اتاقهای یک خانه قدیمی تهران مستقر کرد که با فاصله نزدیک کارگاه وی به خیابان خیام تهران بود که متصل می شد و از ناحیه شرقی  کوچه مزبور هم به مغازه صد ها دکان "جوراب فروشی  " بازار عباس آباد تهران وصل می شد که صرفا " بازارجوراب فروش ها ی" تهران  نامیده می شدند   وبعلاوه وی چونکه  سفارشهای زیاد  وبرای ساخت وساز ماشین مزبور را داشت  ولذا چنیدن دهنه مغازه تراشکاری هم و قبل از انقلاب ودر اطراف دروازه قزوین خرید ومشغول کار شد ویا "ماشین های پیچیده تراشکاری "را واز خارج کشور وارد کرده ودر مغازه های خود  مستقر نمود  ویا کارگران خود را ودر این نوع از مغازه های تراشکاری  خود گماشت که خیابان قزوین تهران وپاتوق مغازه های تراشکاری صنعتی قبل از انقلاب بودند و تا بتواند که انواع سفارشات مشتریان تهرانی ویا شهرستانی را جوابگو باشد ویا در " تامین ماشین جوراب بافی  مورد نیازشان تامین بکند وضمنا در ایام سابق وساختمانی هم ودر شهر تهران وبرای سکونت خود وفرزندانش خرید ویا با یک خانم کرجی و" بنام " "معصومه خانم " ازدواج نمود  که اهل کرج بود  وهم اکنون نیز خانواده زنش ویا فامیل هایش ساکن کرج می باشند  وببعلاوه ازاریان تهران  هم بار ها ودستش را می بوسیدند وتا نوبت ساخت ماشین جوراب بافی آنها را وجلوتر از بقیه سفارش دهندگان ،بیندازد  ویا مرتبا اصغر اقا ،اصغر اقا !به وی می گفتند  !  ولی بعد از انقلاب که اداره صنایع ومعادن ویا استاندار ی زنجان که تازه تاسیس شده بودوبعلاوه  وصف "صنعتگری حرفه ای "وی را هم شنیده بودند از وی دعوت کردند که به زنجان بیاید ودر حالی که در زنجان قبل از انقلاب ویا قبل از سال 1353 ش وچیزی بنام  "اداره صنایع ومعادن نداشت که نظام اداری مفید سرمایه گذاری صنعتی را بداندویا  "استانداری "وجود نداشت که معانی اداری ویا مسئولیت آنرا را خوب  شناخته باشند وصرفا " فرمانداری کل "بود که هیچ "شهرک صنعتی "  هم در این استان وجود نداشت  وصرفا به این دلیل که " زنجان شهر مادری وزادگاه بومی " وی می باشد  وبه وعده های دروغین آنها تن داد  که مغازه های تراشکاری متعدد ویا عمارت ویا ساختمان وغیره خود را بفروشد وبه زنجان بیاید ! ویا کارگران ماهر ویا امین مغازه های متعدد تهرانی خود را مرخص بکند  وبه " شهرک جدید صنعتی زنجان " بیایید که مهارت گارگری بلد نبودند !ویا با وعده ان چنانی که چنان زمین بزرگ وبه تو در زنجان می دهیم که کارخانه بزرگتر بسازی !ویا جواز کارخانه بزرگتر را وبتو می دهیم !ویا دستگاههای تراشکاری متعدد را وبه تو می دهیم که از خارج بخری !که تنها وعده های سر خرمن بودند ! ویا برق سه فاز صنعتی می دهیم !ویا آب صنعتی ویا وام درشت ٌویعنی از بانکهای شهر ویااز  "بانک صنعت ومعدن استان "وبه تو می دهیم !  ویا وعده های سر خرمن دیگر اینطوری !!!ووی نیز  حساب نکرده عقلش را بوه وعده های مسئولان استان زنجان داد  که شهر زاد گاهش بود  ولذا همه اموال ویا منزل ویا مغازه ها ویا ماشین آلاتش را در تهران فروخته وبه زنجان آمد و  مشغول کشیدن چکهای تضمینی جدید وبرای  خرید ماشین آلات جدید شد و یا صرف سایر مخارج کارخانه بزرگتر شد  ویعنی ساخت وساز " کارخانه  ماشین سازی جوراب بافی  محمدی " در زنجان شد  وبهمین دلیل وچندین سال بعد از انقلاب نیز ومشغول تکمیل کارخانه جدیدش در زنجان گردیده بود   ولی بی خبر از وی وتعدادی از پرسنل حسابداری ویا مسئولان خرید ش ویا سفارش گیرندگان ویا کارگران جدیدش در زنجان واز مسامحه مسئولان استان  نیز سوء استفاده لازم را کرده ودر تبانی با یکدیگر وبخش اعظم سرمایه سابق وی را تلف کردند ویا احیانا سرمایه چند دهه قبلی وی را بالا کشیدند وفقط چکهای تضمینی جدیدش ودر دست وی باقی گذاشتند  وهمین عمل وباعث ور شکستگی وی در آمدن به زنجان گردید  ویا حد اقل دو سوم ثروت چند دهه تهرانی وی وادر این راستا  از چنگش بیرون آمد  واین "شوک اقتصادی "  نیز خانواده جوان وی را داغون نمود  وزیرا که ژن جوانش واز  غصه آن  سکته نمود  ووفات یافت ویا پسرش نیز ودر چند سال بعد دچار بیماری شد ووفات نمود ویا دو دختر اولیه اش ودر ایام نوجوانی  خود به خانه بخت رفتند و بعلاوه خود اصغر آقا  هم ناچار گشت  که جهت یافتن کار جدید ویا در کارخانجات جوراب بافی ترکیه ویا اروپای شرقی وعازم خارج بشود   وبعلاوه سرنوشت دختر سوم خود را نیز وبه خواهرش بدهد وزیراکه بعد از ان واقعه  ، وی تنها  وبرای امرار معاش خودش  ویا برای معاش برخی از بقایای خانواده اش وتنها  می توانست که کارگر ساده باشد ویا چندین  سال ودر کارخانجات متعدد ترکیه ویا در کشورهای اروپایی وبعنوان یک "کار شناس فنی ماهر" عمل بکند ویا مشغول تعمیر ویا مشغول سرویس ماشین ها بشود ویا مشغول نگهداری  ماشین آلات ترکیه ایها  وغیره بشود ولا غیر ! وبعلاوه در غیاب وی  از ایران نیز  وپرسنل همان کارخانه ورشکسته وی وبا سوء استفاده از ضغر سن دخترانش ویا بدلیل عدم داشتن وکیل مجرب  برای آنها و همان یک سوم بقیه ثروت تهران آورده اصغر اقا را همبالا کشیدند  ویا در زنجان بالا کشیدند که اکنون مدعی اصغر آقا به انها هم بدهکار باقی مانده است ! ولذا نهایت سو ء استفاده را واز غفلت مسئولان  استان نمودند  ودست دختران مال باخته او هم وبه جائی بند نبود  ! و در اواخر عمرش هم که  سن وی بالاتر رفته بود  و دیگر قدرت کار نداشت ومجبور شد که به ایران برگردد  ولی در تهران هم منزلش را از دست داده بود ولذا ناچارا وچندین  سال ودر منزل دخترش در در کرج زندگی می کرد وتا اینکه ودر همین اواخرو در کرج فوت نمود ودر کنار آرامگاه زن جوانش ودر"آرامستان  کرج " آرام گرفت  وبعلاوه عاقبت آن همه اشتغال افرینی اش وبرای سکنه زنجان نیز وبا سکوت سکنه زنجان همراه بود ویا در مراسم تدفین وی همراه بود  و بهمین دلیل ناچارم که سکوت خود را شکسته وبه سایر خدمات فرهنگی ویا خیزیه آفرینی  وی در زنجان اشاره کنم !ویا به خدمات فرهنگی معصومه خانم وزن جوانش  به شهر زنجان ویا به سکنه زنجان اشاره بکنم که غیر ازخدمت بزرگ تاسیس کارخانه محمدی در زنجان و  موقوفه کتابخانه تخصصی معصومه خانم همسر وی در "کوی  فرهنگ زنجان " نیز از باقیات وصالحات دیگر وی می باشد که خیرین دیگر استان چنین خدمتی به اهالی زنجان نکرده اند ! که اثرات عمیق فرهنگی وعمرانی خیریه ای در این شهرک زنجان در پی داشت  ویا آثارفرهنگی خیریه وی  بسیار مفید تر از آثار  " خیریه فرهنگی حاج برخودار در یزد " است  که مردم یزد آنرا می ستایند ! ویا مفید تر  از " آثار موقوفه فرهنگی دکتر محمود افشار " در تهران می باشد  که با خیریه مزبور ش و تعدادی از " کتب دانشگاه تهران " چاپ  نمود  ویا  حتی در خود  زنجان  نیز مفید از موقوفه یک تاجر همدانی ودر ساخت وساز صرف کتابخانه مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان می باشد  ویا حتی مفید تر آز آثار " کتابخانه عمومی حاج احمد مهدوی ودر جنب شهرک آزادگان  زنجان می باشد که تنها چند ننفر دانش امور  کتاب معمولی از کتابخانه وی امانت می گیرند ویا حتی از  " هنرستان موقوفه هنرستان حاج احمد مهدوی در شهر ک الهیه زنجان نیز اثر بخش تر فرهنگی بود که در نزد مردم زنجان معروف شده است   ولذا  با اطلاع رسانی مطبوعات زنجان  وبخش بزرگی از سکنه زنجان  هم ودر مراسم تسلیت فوت آقای مهدوی شرکت نمو دند ولی در مورد فوت این دو مرحوم خیریه گذار به شهر زنجان همه سکوت کرده ویا در مراسم مدفون شدنشان در شهر کرج واغلب مطبوعات زنجان  هم سکوت کردند ودر حالیکه  خدمات اقتصادی – فرهنگی زیاد تر از دیگران وبه شهر زنجان نموده بودند ! ولی هنوز کسی در مورد آن خدمات مفید آنان به زنجان مطلع نگردیده است  که ذیلا بعضی از انها را مجبورم که بیان بکنم !

ومثلا  باید بیان بکنم که در همان ایامی که تمام سرمایه آقای  اصغر محمدی زنجانی  تلف شد ویا بر اثر ندانم کاریهای  مسئولان استان زنجان  وبرباد رفت که ثروت خانوادگی چندین دهه  زحمتکشانه آنها ودر شهر تهران  بود ولی بر باد رفت !ویا از دست خانواده نیمه مرفه آنان ودر تهران خارج گشت وبچه هایش با سختی زندگی کردند  ویا با شعار عوام فریبانه " ونظیر وتوسعه خارج از مرکز وبهتر از  خود تهران می باشد  تلف گردیدند  !ویا نصیب اشتغال افرینی هزاران کار گر ساختمانی  زنجانی گردید  که صرفا ساده مشغول ساخت وساز کارخانه جدید وی در زنجان بودند و ویا نصیب صدها خدماتچی خرید کننده زنجانی گردید که شاغل بشوند  ویا  از برکت اموال این خیر زنجانی  ومدتها اشتغال زائی وبرای خود وخانواده اشان فراهم کردند و   همچنین امروزه نیز  از برکت "خیریه افرینی " انهاست که  سکنه دهها هزار نفری کوی فرهنگ زنجان  " نصیب لازم را می برند که از شهرک نشینی نیمه آبرومند برخوردار شده اند و اگر اموال موقوفه " اهدایی آنان  نبود ویا به سکنه این شهرک بزرگ  زنجان نبود واامروزه این شرک زنجان همچنان نیمه ویران باقی مانده بود ویا امروزه خبری از 22 هزار درخت سر سبز در کوی فرهنگ زنجان خبری نبود !ویا امروزه خبری از سایر موسسات فرهنگی در این شهرک نبود ویا آثار موثر آبادی ودر این  شهر ک بزرگ زنجان به چشم نمی امد که عوامانه همگان  فکر میکنند که از جان فشانی های شوراهای شهر زنجان نشات گرفته است   وبلکه برعکس همگی ونتیجه فرهنگی " موقوفه فرهنگی گمنام معصومه خانم محمدی " ودر کوی فرهنگ می باشد که اثرات لازم خود را بخشید ودر حالیکه تنها  تابلو کتابخان موقوفه وی به اهالی زنجان وفقط  5 سال تابلو در این شهرک دوام آورد  ولی بعدآ برداشته شد ودر حالیکه  هنوز 19 سال است که هنوز مردمان ساکنش  ومزایای مختلف این موقوفه معصومه خانم را ودر شهرک  خود می چشند و نتیجه عملکرد شهر داری ویا شورای شهر زنجان ویا اداره ارشاد فرهنگی استان نمی باشد  ولی هنوز مردمش می دانند که "معصومه خانم و این بّانوی  خیر " وچه کسی می باشد ؟ودر حالیک باید بدانندا صغر آقا وبعد از آن واقعه ضربه خوردن اقتصادی  خودش واحساس می کرد که دیگر امکان سرمایه گذاری مجددش ودر داخل ایران وجود ندارد ویا از وی  منتفی شده است ولذا ناچار است که برای ادامه امرار معاش خودش وخانواده باقی مانده اش  وفقط بعنوان یک " تکنیسین ماهر فنی "  عمل کند ویا فقط در صنایع خارجی کارگری ساده بکند    واز طرف دیگر هم وبابت اشتباه مزبور پشیمان بود ویا در نزد فرزندانش شرمنده وناراحت بود که با اشتباه مزبور وباعت ضربه خوردن  به فرزندان ویا فوت زود هنگام زنش  شده بود که چند فرزند واز وی داشت وآنها هم وبیش از انکه متاثر از مال باختگی پدر خودشان  باشند وبیشتر غمگین مرگ مادر شان بودند ویا در ایام جوانی وی  بودند که نصیبی از زن یک کارخانه دار ایرانی شدن ونبرده بود ! وبهمین دلیل  اصغر اقا وبرای تسکین آلام روحی فرزندان خود  و  یا برای تسکین وجدان خود ودر نزد خداوند ویا در روز قیامت عمل کند ولذا تصمیم گرفت که نظیر کارخانه داران یزد ویا کاشان ویا کرمان وغیره عمل بکند  واز این رو سفارش تاسیس یک کتابخانه موقوفه فرهنگی ودر یکی از محلات محروم زنجان را داد که از فعلیت فنی اش تامین بکند  ویا ثواب آنرا ونصیب شادی روح زن  فوت کرده خود بسازد ویا به بچه های محروم یک محله زنجان کمک فرهنگی بکند وتا با کتابخوانی مزبور ویا با استفاده مفید  از آن کتابها رشد بکنند  ونهایتا دعا به جان "زن فوت کرده وی بنمایند  !که ایثارش  باعث ترقی آن بچه های مزبور شده است  ولذا به دو دختر بالغ خود وسفارش داد که در ایام شغلش و در خارج کشور وبخشی از در آمد مالی وی در خارج را برداشته وصرف ساخت وساز کتابخانه این شهرک بکنند و یا صرف تجهیر یک "کتابخانه موقوفه" در این شهرک بکنند ویا با نام "زن مرحومه اش "ودر یکی از محلات محروم زنجان بکنند ویا با همگاری فرهنگی خواهر زاده اش در زنجان صرف موقوفاتی بکنند که عضو هیات علمی دانشگاه تهران بود  ولذا در راستای همین هدف بود که در سال 1380 شمسی این کتابخانه وقفی اصغر اقا در کوی فرهنگ پایه گذاری شد ویا "پایه های  تاسیس کتابخانه تخصصی موقوفه  مصومه خانم "  در کوی فرهنگ زنجان  ریخته شد ویا در ابتدای خیابان  رز 14این شهرک کوی  فرهنگ شگل گرفت و بتدریج  هم رشد نمود  ویا شکوفا گشت !  و5 سال تمام هم موثر بود ولذا هزاران دانش آموزشهر  ویا هزاران دانشجوی این شهرک زنجان ویا شهرک های دیگر می امدند واز انواع کتابهای امانتی آن کتابخانه موقوفه  استفاده مفید را می کردند ویا از خدمات فرهنگی وهنری جنبی مستقر در کنار این کتابخانه موقوفه  بهره می بردند  وبا از کارت عضویت خود در این کتابخانه بهره های زیاد می بردند ونهایتا هم منجر به آبادی بیشتر محله  اشان شد ویا منجر به فضای سبز بیشتر خانواده های خود ودر این شهرک گردید  که امروزه 19سال از آن تاریخ می گذرد .

 وآری آصغر آقای مرحوم وبا پولی که از در آمد فنی کار گری خود ودر کارخانجات جوراب بافی ترکیه ویا اروپایی در می اورد ومی فرستاد وبا با واسطه دو دختر خود وبه  "شورای جوانان کوی فرهنگ کمک مالی می فرستاد  ، ولذا مرتبا کتابخانه مزبور هم واز نظر کتابها ی خود وغنی تر می گشتند    ویا تجهیزاتش بیشتر می گردید  ویا انواع فعالیهای جنبی  هنری وادبی آن بیشتر می گشت  که دههامدیر شهر ویا مردمش شاهد آن می باشد  ولی هنوز هیچ کس نمی پرسید که بودجه این کتابخانه مزبور از کجا تامین می شد !ویا بودجه نهاد فرهنگی محله خودشان که دائما فعال بود واز کدام منبع مالی تغذیه می نمود  که چنین فعالیتهای گسترده فرهنگی مردمی داشت  ! ولذا امروزه همه ساده لوحانه باور کرده اند  که بودجه آنرا  وشورای شهر زنجان ویا شهرداری زنجان می داد ! ودر حالیکه برعکس است ودیناری بابت این نوع از فعالیتها ی فرهنگی محله مزبور نپرداخته است  ویا اسناد مالی واداری ودر این مورد ندارند وبهیچ وجه هم نمی توانند  که ادعا بکنند !  ویا حتی در کاشت 22 هزار درخت کوی فرهنگ نیز وپرسنل شهرداری زنجان ،نقش نداشتند که اکنون یکی از محلات پر درخت وسر سبز زنجان شده است   وتنها "مجوز اداری "فعالیت فرهنگی محله مزبور  را ودر ایام مربوطه مزبور و شورای شهر صادر کرده نموده  و(نه اداره ارشاد فرهنگی ویا اداره اوقاف زنجان ) وعلت اخذ مجوز اداری مزبور هم از نهاد شورای شهر مزبور  آنست در ایام مزبور شوراها راه افتاد  ویا در  سال 1380 ش  بود که مقارن با تاسیس  شوراهای شهرها در سرتاسر ایران محسوب می شد  ولی قبل از آن تاریخ وچیزی بنام شورای شهر در ایران  نبود ویا وجود نداشت  ویا قبل از آ ن تاریخ ودر چارت تشکیلاتی شهرداریهای ایران  هم وپدیده ای وبنام " معاونت فرهنگی شهرداری "  وجود نداشت وتنها بعد از این تاریخ  است که بوجود آمد  وبعلاوه در قوانین شوراهای شهر نیز وبندهای قانونی  نیز ومربوط به فعالیت های فرهنگی در محلات شهری گنجانیده شده بود ولیکن  بدلیل جدیداتاسیسی شوراها عمل نمی کرد ویا  هیچ کدام از اعضای شوراهای مزبور  نمی دانستند که معنای واقعی آن مقررات فرهنگی در وضایفشان چیست ؟ویا در یک محله شهری چیست ؟ وبعلاوه در این ایام  هم بود که خانواده ویا فرزندان آصغر اقا تصمیم گرفته بودند که  کمک مالی بکنند ویا شارز مالی تاسیس کتابخانه موقوفه مادر دلبندشان را بعده بگیرند ویا در این محله محروم زنجان وبه عهده مالی خود شان بگیرند وثواب اخروی آنرا مادرشان ببرد !

 وآری در این ایام سال 1380ش بود  که خانواده مرحوم ومغفور معصومه خانم تصمیم گرفت  وبااز طریق اینجانب که خویشاوندشان بودم وبا  اعضای اولین دوره شورای شهر زنجان وشهردارمنخب آنان   تماس گرفت واجازه تاسیس کتابخانه موقوفه معصومه خانم را خواستند  ویا اجازه سایر فعالیتهای جنبی آنرا واز اعضای شورای شهر طلبیدند  وآنها هم ودر عین حال که هیچ گونه تعهد مالی را ودر این رابطه را بعهده  خود نگرفتند ولی احساس می کردند که فعالیت مزبور می تواند در رشد محله موثر باشد وبعلاوه می توانند که از فعالیتهای فرهنگی مزبور ودر این محله زنجان  هم ونفع تبلیغاتی وبرای خود ببرند !  ولذا اجازه اداری انرا صادر کردند  ولذا امروزه برخی ها تصور  می کنند این نوع از فعالیت فرهنگی محله  زنجان ویا در تعابیر تهرانی ها و" فعالیت های شورایاری محله ها وبا بودجه مالی شهرداریهاتامین می شود که که معاونت  شورا یاریها در شهرداری تهران وجود دارد ودر حالی  که تصور بسیار غلطی می باشد  !

 ودر حالیکه  با پشتیبانی مالی خانواده مرحوم معصومه خانم محمدی ،بود که این فعایتهای فرهنگی در کوی فرهنگ زنجان شکل گرفت که یک کارخانه دار خیر شهر زنجان بود  ویادختران ارشدش وبا    پولهای ارسالی  وی  از خارج  بود که کتابخانه موقوفه مزبور در کوی فرهنگ زنجان  شکل گرفت ویا در سال 1380 بوجود آمد که مدتی به نام " کتابخانه شورای جوانان کوی فرهنگ " ومهر اداری کتابخانه گرفته بود ولذا بر روی اغلب کارتهای عضویت  هم آن مهر ها زده می شد زده می شد که بچه های همه محلات کوی فرهنگ  می امدند وعضو می شدند وکتابخانه عمومی کنونی  در ان موقع نبود وتنها با نامه نگاریهای جوانانش سازمان برنام ه مجبور شد که انر راه برای قرائت خانه محله تاسیس کند  ویا بچه های خارج آن محله هم می آمدند واز مزایای دیگر چنین کارت عضویت بهره مند می بردند که کتابخانه های معمولی ان مزایا را ندارند !. ولذا در راستای این کمک مالی پدرشان بود که دو دختر بزرگ اصغر اقا وبرای پا گرفتن این کتابخانه موقوفه کمک کردند که عنوانش متعلق به مادر مرحومشان بود ولذا  کمکهای مالی زیادی وبه آن  نهاد نمودند  واز جمله خرید 120 صندلی  برای کتابخانه مزبور بود ویا خرید قفسه های کتاب  بود ویا خرید انواع میز ها یش بود ویا خرید 12 هزار جلد کتاب غنی وبرای کتابخانه وقفی مادرشان بود ویا خرید 200 تابلوی هنری وبرای کتابخانه مزبور بود که اغلب اعضای شورای شهر زنجان ویا شهرداران آن دوره تاریخی  می آمدند به مکان مزبور وآن تجهیزات را می دیدند  وبرروی آن صندلی ها  نشسته وبا بقیه حضار صحبت می کردند !ویا  دهها مدیر شهر زنجان به مکان مزبور امده واز نزدیک آنها را دیده بودند ولی  همچنان نمی پرسیدند که از کدام بودجه آمده ؟ویا از چه منبع مالی تامین شده است ؟   ودر حالیکه  خانواده خیر محمدی وچندین سال اجاره مکان ومحل کتابخانه مزبور را پرداخته بودند  ویا هزینه خرید بخاریها وسوخت انرا داده بودند وسوخت گاز واب وبرق وتلفن کتابخانه مزبور را در ایام مزبور پرداختند ویا هزینه 350هزار آگهی کلاسهای هنری ویا چند هزار پلاکارد آگهی تبلیغاتی کتابخانه مزبور را داده بودندویا  در ایام مزبور ومرتبا می پرداختند ویا هزینه میوه وشیرنی وچای جوانان مزبور را می دادند ویا هزینه پذبرائی دعوتشات واز دهها مدیر استان  وبه مکان مزبور را ودر ایام مزبور می  پرداختند که چنین کارهاهای در کتابخانه حاج احمد مهدوی زنجان دیده نمی شود که موثر عمرانی در محله مزبور بشود ! ویا در کتابخانه حاج برخوردار در یزد دیده نمی شود که امروزه مردمش تابلو فامیل  وی را واز مکان مزبور وهنوز حذف نکرده اند! ویا در فلان موقوفه کتابخانه مرکز تحصیلات تکمیلی زنجان  هم دیده نمی شود که هزینه اش را ویک تاجر همدانی پرداخته است  وبرعکس در همه آ نها  وعنوان اسامی آنان وبر تابلوی کتابخانه موقوفه اشان هم دیده می شود ویا  بر سردرب همان کتابخانه مزبور آویخته شده است ومگر نام " کتابخانه موقوفه "معصومه خانم خیر "در زنجان که ثروت شوهری ویا فرزندان خود را صرف اهالی زنجان کرد وقبلا هم ثروت خانوادگی خود را وبخاطر اشتغال زایی سکنه زنجان واز دست داده بودن  واین در حالی است مسئولان اداره ارشاد  اجازه نصب تابلوی را از این خیرین زنجانی سلب کرده است ویا اجازه آنرا ودر 15 سال اخیر به خانواده خیر وی نداده اند که معتقدند در آن صورت باید که حتما  اجازه عزل ونصب مدیر موقوفه مزبور را هم آنها بدهند ویا اجازه تصمیم گیری در مورد کتب موقوقه   هم با انان است   ویا  متعلق به مدیر کل کتابخانه های استان زنجان  می باشد ودر حالی که اموال کتابخانه مزبور  واموال دولتی نمی باشد که انها تصمیم بگیرند  ویا  مدیران استان و"نظام شرعی وقف "را ود ر اداره حقوق نشر کتب مزبور کنار گذاشته وتصمیم گیری شخصی بکنند   ویا دخل وتصرف مدیریتی ودر اموال  موقوفه وی را انجام بدهند که مورد نظر انهاست ودر حالیکه این نوع مدیران کتابخانه ای  و کوچکترین آشنائی وبا احکام شرع ویا قران وحدیث ورساله در مورد حقوق وقف ندارند که سرنوشت کتب وقفی مزبور بدست مدیریتی انان سپرده شود  ویا کارمندانش وبرای تراقی اداری خود وبتوانند که کپی برداری واز کتب وقفی مزبور بکنند ویا حقوق مولف ومصنف  را کنار نهاده ویا به دیگران اجازه استفاده اختصاصی از اموال وکتب وقفی مزبور را بدهند !

 وآری در ایام چند سالی که این کتابخانه وقفی معصومه خانم ودر کوی فرهنگ زنجان فعال بود ویا تابلو ی خیر مربوطه را داشت وبا با اجازه شورای شهر دوره اول دایر شده بود وهر روزه هزاران دانش آموز ویا دانشجو   می امدند وبهره می بردند ویا از محلات مختلف زنجان  هم می امدند واز کتابخانه مرحومه معصومه خانم مزبور کوتاب امانتی می گرفتند ومی بردند   ویا هر هفته روزهای جمعه حداقل 120 شهروند زنجانی  می امدند وایا ز نقاط مختلف شهر ودر کتابخانه مزبور جمع شده وشعر های سروده شخصی خود را در مکان مزبور می خواندند ویا به سمع دیگران می رسانیدند  ویا در فصول مختلف دانش اموزان با ذوق زنجانی می امدند واثار نقاشی خود را می دادند ویا آثار هنری خود ویا آثار تجسمی خود را وبه کتابخانه موقوفی مزبور آورده وبرای نمایش به بقیه سکنه شهر می دادند ویا در 200 تابلو ی کتابخانه مزبور نصب کرده وبدنبال آن نیز اگهی تبلیغاتی دعوت بعمل می امد  ویا بوسیله پوستر واز بقیه دانش اموزان  دببرستان های زنجان دعوت بعمل می امد  که از نمایشگاه هنری  مزبور دیدار بعمل آورند ویا در هفته مزبور ویا در ماه مزبور دیدار بعمل اورند  که گاهی تعداد ریادی از دانش اموزان  استقبال می کردند ویا انواع مدیرمدرسه  ویا معلم وبا مینی بوس مدرسه می امدند  واز نمایشگاه موقوفه مزبور دیدار می کردند وایا ز مشاهده آ ن  تاباوهای نقاشی بچه های مدرسه دیگر  لذت می بردند که پدیده مزبور مورد حیرت مدیر کل های آموزش وپرورش زنجان شده بود  وتازه  می فهمیدند که معنی تفریحات سالم دانش آموزی چیست ؟ وبا " چه فرقی با بزهکاریهای دانش آموزی " دارد که از برکت موقوفه متعلق به معصوم خانم در محله مزبور بود که امروزه تابلویش را بر داشته اند ویا انواع دانش اموزان محله شهری مزبور می امدند و در کانون فرهنگی مزبور گرد امده واز یک معلم گلدوزی ویا نقاشی هنری ویا خطاطی  هنر می آموختند  ویا باعث ورزش محله می شد ومثلا  گاهی یک  سر بازی کن فوتبال محله می امد واز کتابخانه مزبور  ویک توپ امانتی می گرفت  ودر محله اش مشغول بازی می شد  ویا  در محله خود وبا دوستانش بازی فوتبال چند ساعته می کرد وسپس توپ مزبور را برمی گردانید  وبهمین دلیل بود که شهر داری تهران هم سعی کرد که با نامگذاری "شورایاری محلات تهران " واین نوع الگوی فرنگی از شهر زنجان اقتباس فرهنگی کرده ویا  این نوع الگوی فرهنگی را بتواند در محلات تهران هم پیاده بکند ولی هنوز موفق به این عمل نگردیده است  که "کتابخانه معصومه خانم مرحومه" ودر ژنجان "مداجتماعی " کرده بود  وبعلاوه دو دختر ارشد آن مرحومه نیز  که به حق "بانوان خیر ایران "می باشند  وبا پول پدری خود وهزینه 44 کامیون بارکشی  درخت را دادند   ویا هزینه اگهی در ختکاری را وبه شورای کتابخانه مزبور دادند وتا در 15 اسفند چند سال  مزبور ومتوالیا 22 هزار نهال درختکاری در این شهرک بعمل آید ویا  از "اداره جنگلبانی" جاده تبریز – زنجان اخذ شده وبا 44 کامیون مزبور وحمل گردیده وبه مکان مزبور بیاورند  وآنها هم بگیرند وببرند در جلوی منزل پدری خود بکارند ویا در دهها محله کوی فرهنگ بگارند وبهمین دلیل  گاهی در ایام اسفند ماه و جلوی کتابخانه مزبور وپر  از نهالهای درخت می شد  و دانش آموزان عضو  هم آنها را تحویل گرفته وبه منزل پدری خود می بردند وبعلاوه  نهرکشی ویا آبیاری دائمی آسان  وبرای آنها  ودر همان مکان آموزش می دادند وبهمی دلیل پرسنل شهر داری زنجان ودر مورد  درختکاری کوی فرهنگ  زنجان هیچ نقشی نداشت  وبعلاوه تاثیردیگر  کتابخانه امزبور  آن مرحومه بود که طوماری تهیه شد  که دانش آموزان عضو تهیه کرده ودر طی آن مشکل محله خود را به نشریات ایران نوشتند ویا عکس الودگی های فاضلاب عبوریو از وسطه محله خود را وبه نشریات ایران  فرستادند وبوی عفن کانال  محله ما همه را آزار می دهد ویا بوی عفونتش و هر راننده عبوری از مسیر مزبور را می آزرد وبا عمل مزبور  شهرداری زنجان را مجبور کردند که در پوش های بتونی بزرگ بیاورد وبر روی این کانال درازوطولانی  محله جنوب کوی فرهنگ بگذارد ویا گاهی هم وبرای حفظ محیط زیست محله خود واز همگان دعوت عمومی بعمل می آوردند ویا از بقیه برای تمیز کردن دسته جمعی محله ویا شتشوی آلودگی محله کوی فرهنگ دعوت می شد ویا نامه نیازهای خود را به دوایر مختلف می نوشتند که خدمات محله ای بگیرند   ومثلا مدیران سازمان برنامه ویا اداره ارشاد ویا اداره پست خواستند که کتابخانه عمومی کوی فرهنگ دوم را در محله مزبور تاسیس بکند  ویا کلانتری محله مزبور را ودرخیابان وسطی کوی فرهنگ تاسیس بکند  که بعدا به شهرک الهیه رفت ویا باجه اداره پست ودر کوی فرهنگ تاسیس بکند ویا از شهر داری مصرا  خواستند که چندین  پارک و  ودر شهرک بزرگ انان بسازد که قبلا وجود نداشت ویا  از سال 1377  والی 1380 ودر شهرک سازی مزبور وفاقد هر نوع پارک بود ویا از شهر داری خواستند که برخی از خیابانهایی این شهرک را آسفالت بکند که بعد از گذشت   14سال  از عمر تاسیس  این شهرک وای هنوز اغلب خیابانهایش  خاکی بود ند ویا نامه دسته جمعی  نوشتند وبه هیات دولت فرستادند  واز  وزیر نیرو خواستند که تیر های چراغ برق محله آنان را مجهز   وبه چراغ روشنائی بکند که هنوز نداشت  و اسناد نامه نگاریهای شورای کتابخانه مزبوری وهنوز در آرشیو آنان  وجود دارد  ویا با نامه نگاریهای متعدد خود وبه شهر داری زنجان باعث شدند که بنگاههای  معاملات شهری کوی فرهنگ ودر همدستی با دایره نقشه شهرداری عمل خلاف نکنند ویا  منازل تفکیکی اولیه کوی فرهنگ را تغییر ندهند  وبا با تقسیم  بی رویه وبه قطعات کوچک زاغه نشینی تبدیل نکرده  ویا در نقشه اولیه این شهرک بزرگ  دست کاری بعمل نیاورند ویا با نامه نگاریهای دسته جمعی به اداره اتوبوس رانی  نوشتند ویا به اداره  تا کسی  رانی شهری نوشتند ویا به دایره تابلوهای نویسی های متعد د شهردار فشار آوردند که نام وعنوان " علی آباد را حذف کرده و از بالای تابلو اتوبوس ویا تاکسی  ها برداشته وبجای آن وعنوان "کوی فرهنگ " را بگذارد که اولی عنوان یک دهکده ویران می باشد که بنام  علی اباد ودر بیرون شهرک مزبور قرار دارد  ودومی "لقب ساکنان فرهنگی "این شهر ک می باشد  که اغلب از قشر معلمان بودند ویا عنوان  کوچه های این شهرک را وبا عناوین "گل رزگ و"گل اطلسی" وغیره وتابلو نویسی بکنند واگر این  قبیل از اقدامات رهنگی  کتابخانه موقوفه مزبور نبود ویا در 19 سا ل  قبل نبود که با پولهای اهدائی موقوفه محمدی انجام می شد ودیگر امروزه کوی فرهنگ زنجان یک محله آباد نبود  ویا محله سرسبز نبود  وبلکه در وضع نیمه ویران سابق باقی مانده بود ویا در شرایط  قبل از سال 1380 شبسر میبرد واین قبیل از مسایل  وتفاوت "کتابخانه موقوفه خانم محمدی "را وبا سایر کتابخانه ها عمومی اداره ارشاد کشور را ودر شهر های مختلف  ایران نشان می دهد که کارکرد لازم را ندارند ! که به بقیه مجوز ادای بدهند ویا ندهند که ادعای  اداری آنرا دارند !

 وآری بعد از چند سال که از فعالیت مستمر این کتابخانه موقوفه شورای جوانان کوی فرهنگ که می گذشت ودر حالی که در ایام مزبور وصرفا با پولهای اهدائی "خانواده خیر محمدی "  بود که اداره می شد ودر مدت مزبور هم شورای شهر و بهیچ وجه وحاضر به کمک مالی به انها نبود وبعلاوه دیگر خانواده خیر محمدی هم وقادر به تداوم کمک مالی خود  نبودند  وبعلاوه ساختمان اصلی  کتابخانه موقوفه هم تکمیل شده بود که خانواده محمدیها  وبرای استقرار مکان دائمی کتابخانه مزبور خریده بود ویا ساخته بودند ودر این دوره برای تغییر مکان کتابخانه  تکمیل شده بود  ولذا هیات امنائ کتابخانه موقوفه مزبور  هم ودر ان تاریخ  تصمیم گرفتند که "محل اجاره ای " کتابخانه مزبور را واز خیابان 14 وبه ساختمان اصلی ودائمی کتابخانه مزبور بکوچانند ویا در چند خیابان آنطرفتر منتقل بکنند  وتا انواع هزینه های متفرقه اشا ن ودر مکان مزبور واز دوش خانواده محترم محمدی برداشته شود  ولذا تابلوی کتابخانه مزبور را اوز سر درب منزل اجاره  ای خیابان 14 کندند واسباب کشی  کرده وبه ساختمان اصلی آوردند  که تکمیل شده بود ویا 6 "اتاق مخزن کتاب" داشت وبا "دو سالن قرائت خانه "120 متری  داشت وایا نباری ودستشویی داشت و لذا در اواسط دوره دوم شوراهای شهر اسباب کشی کرده وقفسه هاویا میز ها و یا کتابها وتابلوها و یا صندلی ها واسباب واثاثیه کتابخانه با محل اجاره ای را وبه واحد مکانی خریداری شده خانواده محمدی انتقال دادند وتا این با ر وتحت عنوان خود " کتابخانه تخصصی موقوفه " عمل تخصصی خدمات رسانی علمی صرف بکنند ویا از " دامنه کتابخانه عمومی وپر خرج سابق " خود را دست بردارند که مخارج زیاد داشت   وبهمین دلیل هم بود که از 12 هزار جلد کتاب خریداری کرده  خانواده محمدی واز شهر تهران  وانها را تفکیک کرده وتنها 7 هزار کتاب تخصصی را در مکان تخصصی مزبور نگه داشتند  که کتب مزبور اغلب در شاخه علوم سیاسی بود ویاکتب مربوط به قوم شناسی بود ویا کتب مربوط به کشور های آسیایی بود ویا کتب تاریخی ویا حقوق بین الملل وغیره بود  و5 هزار  جلد کتاب دیگر  آنرا وبه کتابخانه های دیگر زنجان دادند که مصرف عمومی ویا درسی صرف داشت ومثلا  در مورد کتاب کودکان وجوانان بود ویا کتب عمومی بود وبه چند کتابخانه عمومی شهر اهدا کردند واز جمله به کتابخانه دانشگاه زنجان دادند ویا به کتابخانه کانون پرورش کودکان ونوجوانان  دادند وبرخی را نیز وبه  "کتابخانه عمومی "وتازه تاسیس کوی فرهنگ دادند که با همت آنان  ساخته شده بود ویا سازمان برنامه ودر میدان اصلی کوی فرهنگ ساخته بود وبرخی کتب را نیز وبه کتابخانه "شورای تحقیقات آموزش وپرورش" هدیه دادند  وبعلاوه در سالهای قبل نیز ودو دختر خیر اصغر آقا محمدی  کمک مالی به انها کرده بود ویا با پول موقوفه پدری خود وتعدادی کتاب واز کتابفروشی های جلوی دانشگاه تهران ویا از وزراتخانه های مختلف خریده واهدا کرده بود ویا از دکه های نمایشگاه کتاب تهران ویک سری کتاب اهدائی  خریده ویا برای ثواب اخروی همسر مرحومی خود خریده بودن  وتوسط خواهر زاده دانشگاهی خود وبه "کتابخانه شورای تحقیقات آموزش پرورش زنجان "اهداء کرده بودند  که غنای کتابخانه مزبور را بالا ببرند  که تدارکات چی های  معمولی وخریدکننده های  اداره آموزش وپرورش ا قادر به ان کار نبودند ویا آن  نوع کتابهای غنی وپر محتوی وخارج از شهر زنجان را نمی شناختند را وبهمین دلیل  هم بود که سالها کتابخانه کوچک "شورای تحقیقات آموزش وپرورش زنجان " بوسیار غنی تر از کتابخانه های  بزرگ دانشگاه زنجان بود ویاغنی تر از کتابخانه  دانشگاه آزاد  ویا پیام  نور ویا سازمان برنامه ویا هلال احمر زنجان بود وبهمین دلیل واغلب دانشجویان این نوع دانشگاههای بزرگ  زنجان  می امدند واز آنجا کتاب می طلبیدند ویا در جستجوی کتاب مورد نظر خود  واغلب کتابخانه های پرخرج ویا بی محتوای این  نوع مراکز دولتی بزرگ را رها کرده وتنها به سراغ کتابخانه کوچک شورای تحقیقات آموزش وپرورش زنجان  می آمدند که در روبروی دارالقران زنجان قرار داشت  ولذا مزاحمت در رفت وامد اداره مزبور بعمل آورده ویا برای انان فراهم می کردند وشاید هم بهمین دلیل هم بود که در سالهای گذشته وپرسنل آن اداره هم  هم ترجیح دادند که محل کتابخانه شورای تحقیقات  مزبور را عوض کنندویا  از ساختمان اداری وبه یک اتاق یک مدرسه دور افتاده ببرند وبهمین دلیل هم  این کتابخانه نیمه غنی زنجان  هم وبدلیل ندانم کاری کتابخانه ملی ایران ودر چند سال گذشته وبه تعطیلی کشیده شده است   ولذا مراجعه کننده ندارد .

 ودر پایان لازم به یاد آوری است که اکنون در مکان اصلی کتابخانه معصومه خانم که خریداری شده دختران ان مرحومه می باشد  وحدود 7 هزاز کتاب تخصصی غنی وجود دارد وبعلاوه 1200 جلد کتاب پزوهشی ایرانشناسی  دارد ویا انواع کتب قوم شناسی وجود دارد که تعدادی از پژوهشگران ویا نویسندگان حرفه ای وصرفا به کتابخانه موقوفه معصومه خانم محمدی مرحوم و"وقف اختصاصی" کرده اند که در هیچ کتابخانه ایران ونظایر آن کتب وجود ندارد ونگران سرقت علمی انها توسط عوامل کتابخانه های عمومی ایران هستند که معیارهای امانت داری را نمی کنند و کتبی که حتی در کتابخانه دانشگاه تهران  وجود ندارد ویا در کتابخانه آستان قدس  وجود ندارد ویا در کتابخانه ملی ومرکز اسناد ایرا ن وجود ندارد ویا حتی در کتابخانه مجلس وجود ندارد وصرفا متعلق به مخزن کتب این خانم خیر ایرانی می باشد وبدلیل آنکه مشهور به امانت داری وغیر تجاری کردن امور موقوفات است ودر راستای این هدف صادقانه خود وبارها انواع پایان نامه نویسان  ویا پایان  نامه فروشان جلوی دانشگاه تهران آمده اند ویا    به "هیات امنائ کتابخانه تخصصی معصومه  محمدی مراجعه کرده اند و خواهان آن  شده اند که  هر کدام از این کتب پزوهشی ذیقیمت کتابخانه وی ری را بخرند  ویا هرکدام را وبه قیمت بالای 10 میلیون تومان بخرند وببرند ! وبه دانشجویان فوق لیسانس ویا دکتری دانشگاهای ایران بفروشند ولی  انها حاضر نشده اند ویا جواب هیات امنای موقوفه مزبور آن بوده  که ما اجازه  انرا نداریم که دستورات شرعی وقف کنندگان اصلی  را کنار بگذاریم ویا منظور واقعی وشرعی وقفکنندگان مزبور  را زیر پا بگذاریم ویا نظیر بسیاری از مدیران ویا کارمندان کنونی کتابخانه ها عمل کرده و حقوق تالیف ویا حقوقی شرعی را  زیر پا بگذاریم ویا واحد موقوفه مزبور را ودر سپردن ان بدست افراد بی مسئولیت وبه واحد تجاری صرف وبرای خودمان تبدیل بسازیم   وبهمین دلیل بوده که در طی 14 سال اخیر مکاتباتمان با کتابخانه مجلس  کتابهایمان به ان نهاد تحویل ندادیم که حاضر به امانت داری کتب نیست ویا به دانشگاه تهران  ندادیم که روالش تجاری شده است ویا حتی به کتابخانه ملی ب که مکاتبه کردیم ولی به نتیجه نرسیده است و  در صورتیکه  امانت داری واقعی  می کردند  حاضر بودیم که همه 7000جلدی کتابهای چاپی ویا 1200جلد پزوهشهای  دست نوشته ویا 700جلد کتاب سی دی(  c d ) مخزن کتاخانه مرحومه محمدی را وبه مخزن آرشیو  این نوع از کتابخانه های  بزرگ ایران بسپاریم  واز هزینه ان خلاص بشویم  ویا خودمان را واز هزینه نسنگین نگهداری این  نوع از کتب نایاب نجات بدهیم که جاگیر می باشد  ویا به ترمیم احتیاج دارد ویا به جلوگیری از آسیب پذیری های محیطی احتیاج دارد که تامین مخارجش برایمان  مشکل ساز می باشد    وامید واریم که بخش مرجع کتابخانه آستان قدس  این شرایط مذهبی را بپذیرد ویا کتابخانه آیت الله مرعشی در قم انرا عملی کند  ویا حد اقل یک را حل شرعی وبرای ما هیات امنائ کتابخانه موقوفه معصومه خانم پیدا بکند که نجات یابیم که در عین رعایت  حقوق شرعی کتب وقفی  مزبور وهزینه های  سنگین نهگداری سنگین آن نیز وبر دوش هیات امنائ  این موقوفه نیفتد ! وزیرا که "کتابخانه تخصصی خانم محمدی " وبرخی اسناد معتبر دارد که براحتی قابل انتقال به کتابخانه های دولتی نیست وفرضا  فرضا کتاب منحصر به فردی دارد که در کتابخانه دانشکده نساجی دانشگاه امیر کبیر هم وجود ندارد که بودجه دولتی بزرگ دارد وفرضا یکی از آنها "و کتاب مستند " تاریخ کارخانجات نساجی ایران واز عصر قاجاریه می باشد ولی تا کنون " اغلب  استادان ویا حتی دانشجویان دکتری ان دانشکده دولتی " هم وچنین کتاب مستندی را نمی شناسند که تنها در آرشیو مخزن "کتابخانه اختصاصی معصومه خانم "وجود دارد ویا ،فرضا کتب دیگر که مربوط به "تاریخ مزارع کشاوزریا یران  ویا  باغات ایران واز عصر قاجاریه وتا کنون " می باشد که در کتابخانه های تخصصی وزارت کشاورزی ویا در دانشکده کشا وزریتهران  هم وجود ندارد که دکتری ها زیاد تربیت می کند  واختصا صا متعلق به آرشیو کتابخانه آن مرحومه است ویا فرضا " کتاب تاریخ قوم بیات ایران "ویا" ایل خلج قم " که صرفا در "آرشیو کتابخانه آن مرحومه "موجود می باشد  ولی در انواع کتابخانه های قوم شناسی وجود ندارد ویا در مخازن کتب مردم شناسی  دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران  هم نیست ویا در دانشگاه تبریز وشیراز هم وجود ندارد  ودر نهایت "هیات امنائ کتابخانه موقوفه" مزبور  وبا این شرایط فرهنگی جاری کشور مستاصل مانده اند ولی امید وارند که محافل مذهبی  راه حلی بیابند که  آنها  از پارادوکس تحمل  هزینه های  سنگین نجات یابند  ویا بخاطر نهگداری آنها  دچار انواع مشکلات نشوند ونهایتا مجبور به زیر پا گذاشتن شرع وتجاری عمل کردن  عمل خود بشوند که تابحال مقاومت کرده اند ویا در مورد " کتب موقوفه مزبور " این شیوه رایج جامعه معاصر را نمی پسندند  وزیرا که امروزه ومسئولان کتابخانه ملی ایران و انواع معیار های نگهدارانه توام با امانت یک کتاب راو در یک مخزن عمومی  کشور نابود کرده اند ویا در مورد "حقوق نشرآزاد " و  "  حقوق نشر وقفی "  طراحی غلط  کرده اند  واز این رو حقوقی تالیفی اغلب  نویسندگان ایران وزیر پا گذاشته می شود وتا علاوه از تحمل رحمات نویسندگی بر دوش آنان وتحمل هزینه  های سنگین نگهداری  را هم قبول بکنند ویا هزینه همان  نوشته ها وتحقیقات هم وبر همان نویسندگان  مزبور تحمیل بشود   وبا این شیوه تفکر است حفظ امانت در کتابخانه های دولتی ایران و به خطر افتاده است  ودر حالی که در تقسیم کار اجتماعی  وظیفه یک " کتابدار " ویا وظیفه " یک مدیر کتابخانه " وبا  وظیفه  یک " نویسنده کتاب " ،فرق دار وزیرا که اولی تنها کتابدار ونویسند ه آن کتاب نمی باشد  وبهمی دلیل وبرای ایفای درست وظیفه اداری اش باید انواع فنون حفظ امانت دارانه  یک کتاب را بشناسد تا استخدام شود ویا  به نفع نویسنده خاص آن کتاب  در یک مخزن عمومی عمل کند  بکند ویا در یک کتابخانه عمومی عمل کند   والا نمی  شود که به او " لفظ :"کتابدار " گفت  ویا لفظ " حفظ کننده کتاب " اطلاق نمود  ونویسنده یک کتاب هم ونباید که علاوه از زحمات نوشتن یک کتاب وهزینه های سنگین نگهداری ک یک کتاب  را در زندگی اجتماعی خود تحمل کند ویا در حفظ کتابش از انواع صدمات فنی ویا مالی ویا کپی رایت غیر مجاز تحمل بکند   ولی متاسفانه  امروزه ویا در سالهای اخیر و مدیران کتابخانه های بزرک ایران ونظیر مجلس ویا کتابخانه ملی ویا دانشگاه تهران واین نوع وظایف واقعی شغل خود را ررعایت نمی کنند  وبهمین دلیل است هزینه سنگین  ویا دوگانه تالیف ویا جاوگیری از سرقت ادبی کتب مزبور هم به گردن آنها افتاده  ویا  وهر دو بر دوش نویسندگان ایرانی انداخته  شده است ودر این باره هیچ کدام از کتابدارهای کتابخانه های مختلف دولتی ایران احساس مسئولیت در پست سازمانی خود نمی کنند  که معلول نگرش غلط مسئولان ومدیران کتابخانه ملی ایران ونسبت  به عدم فرق اداره " یک کتابخانه دولتی " وبا  با یک " کتابخانه وقفی " می باشد   که معضل بزرگ کتابخانه ها ی موجود ایرا ن است  !  ودر این راه انواع مشکلات  مختلف وبرای نویسندگان زحمتکش ایران تولید می شود !  واکنون  19 سال است کتابخانه موقوفه خانم محمدی در زنجان دچار این مشکل هست    که صدمات مالی شدید وبخاطر "اعتقادات موقوفه ای "خود می خورد !

مردم شناسی "اقوام قزاقستان آسیا" وسیاست حذف دلار - دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناسی "اقوام قزاقستان آسیا" وسیاست حذف دلار

( بخش اول )

از: دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناس اقوام آسیائی

در نشریه ایران مورخ 12/9/1399ش درج شده بود که پس از قزاقستان ، ونخست وزیر روسیه هم و خواهان کنار گذاشتن دلار واز مبادلات تجاری کشورهای عضو سازمان شانگهای شده است  وبعلاوه در این گزارش خبری آمده است که آقای "جومارت توکایف "رئیس جمهور قزاقستان وبا اشاره به پتانسیل های بالای کشورهای عضواین سازمان شَانگهای ودیگران را هم وبه همکاری آسیایی خودشان  طلبیده است وبعلاوه مطلب  مزبوراضافه می کند که  "سازمان شانگهای" در سال 2001و ابتدا بین سران 6 کشور روسیه وچین وقزاقستان وقیرقز ستان  وتاجیکستان وازبکستان ایجاد شد ولی توضیح نمی دهد که "سازمان شانگهای " مزبور و در آغاز تاسیس اش ودر بیست سال قبل،وچنین , ادعاهای اقتصادی امروزین سال 2021م میلادی را نداشت که "سیاست حذف دلار" را شعار خودش بکند  ویابرای معاملات مغازه ها ویاصنایع دیگران  ویا جهت رونق معادن  آنها و حداقل 5 میلیارد سکنه آسیایی و"شعار حذف دلار" راسر بدهد!ودر حالیکه حداقل 80 سال می باشد که  اساس نظام بانکی جهانبا دلار ریخته شده ویا کسب وکارها ویا معامله سکنه مابین 213 کشور دنیا رادلار (وچه غلط ویا چه صحیح؟)  تشکیل می دهد ؟ویا بر اساس نظام ارزدلاراست ویا ارزیابی چنج پول دلار است ؟  ویا صرافی های  مبتنی بر مقیاس سنجی ارز دلار گذاشته شده است ؟ واگر در پایه ریزی  نظام بانکی  جهان واشتباه شده بود ویا در کاربرد صرافی های مابین دول جهانی اشتباه جهانی انجام گرفته است ؟ومی بایست  که از همان موقع سالهای  1919 ویا 1920 ش  انجام نمی گرفت ویا  می بایست که در همان موقع ، وبه اشتباه خود پی می بردند و"دلار" را در معاملات مابین دول جهان  ویادر مابین آسیائی ها ، رواج نمی دادند ؟ونه اینکه در سال 2021  م اتفاق بیفتدوبرخی از کشورهای متعلق به دنیای کمونیست وبه ان نتیجه گیری برسند وبقیه ملل جهان را هم وبه شعار دهیهای  خودشان  دعوت بکنند ؟ که نظام معیشت ویاکسب وکار همه آسیاییها راو به خطر خواهد انداخت ! ولذانمی توانند که با شعار دهیهای تنها سه کشور آسیائی چینی ویاقزاقستانی ویاروسیه و "نظام معیشت خود " را بهم بریزند  ویا زندگی خودشان را خراب بکنند ! ودر حالیکه همان مردم آسیاو" تاریخ مستند آسیا " را خوب خوانده اند ومی دانند که بقدرت رسیدن همان سه کشور مزبورچگونه بود ویا پیدایش جغرافیای خاکی  همان سه کشور مزبورودر "قاره آسیا " وچگونه پیدا شد ؟!ویا پیدایش  همان سه پول ملی" یوان چین" ویا "روبل روسی" ویا " تنکه قزاقستان " چیست ؟و چراکه باتسلط غاصبانه این سه کشورزور گو  و بر اراضی اقوام همسایه های بدبخت آسیایی  خودشان بود ؟ویا در تسلط ظالمانه بر اراضی اروپای شرقی  ومردم بدبختش بود ؟ویا در تحمیل مرام وعقیده الحادی خودویااقتصاد اشتراکی  خودشان وبرآنها بود ویا در تحمیل فساد نظام خانواده ها و بر سکنه آسیا بود ویا در 80 سال اخیرهم وبا زور تفنگ  وزبانهای قومی آسیایی ها راو از آنها گرفته اند ویابزور، زبان اغلب این کشور ها وبه "زبان تحمیلی روسی" درآ ورده اند ، که در دهها کشور آسیایی  است ویا در اروپای شرقی وبه زور تفنگ هایشان  ودر کتب مدارس  ویا در سینما ها  ومطبوعات جیره خوارشان رواج می دهند ؟ ویادر تبانی پشت پرده  بود که سران همان سه کشور زور گو  وبعد از جنگ جهانی دوم  وبوسیله  دو کشور انگلیس وامریکا بقدرت رسیدند ؟ویا در همان ایام "جهانی سازی شدن دلار"  بود!   ویا درایام شکل گیری  اغلب " نظامها ی بانکهای متعدد جهان "  بود ویا توسط همان دوکشور انگلیس وآمریکا بود که در همان  قرار داد"برتون وودز " 80 سال سابق ودر دنیا رواج عمومی یافت ویا با دول مختلف جهان قرار دادمی بستند؟ ویا در "تبانی پنهانی" وبا سران دو کشور انگلیس وامریکا بود که  یک قرارداداستعماری دیگربسته شد  که اراضی جغرافیایی کنونی چین ویا قزاقستان وروسیه  ودر وسعت های بزرگترکنونی وبصورت سرطان جغرافیایی در خاک اسیا بروید وبعلاوه اراضی بقیه ملل همسایه اش راو مثل "تمساح" ببلعد که اکنون نان" میراث خواری " مزبور را می خورند !که بزرگترین خاک کشور های آسیایی را وبه ضرر بقیه آسیائی ها بوجودآورده اند؟  ویا با غصب اراضی اقوام بدبخت دیگر آسیایی هاست، که وسعت کنونی  اراضی کشور خودشان  را زیادتر کرده اند! و یادر اسناد نقشه های جغرافیایی جهان ویادردروس دانشکده های تحمیلی خودوآنرا به بقیه قبولانده اند ! که وسعت اراضی مزبورو از پدر بزر گ سه رئیس جمهور "زور گوی مزبور  وبه آنها ،ارث رسیده است !   ولی فراموش کرده اند که چگونه سران دو دولت انگلیس ویا آمریکاو بعداز جنگ جهانی دوم  وسکنه 213 کشور جهان را کنار گذاشتند وتنها "سران زد وبند چی" دوکشور چین وروسیه را وارد "شورای امنیت"سازمان ملل جهانی کردند که محلش در "نیویورک" خاک امریکامی باشد که ترویج جهانی ویابانکی دلارهم می کند  ویا در "خیابان وال استریت" همین شهرانجام می گیرد ویااز 80پیش وتا کنون  ، انجام می گیرد  ویا درجنب همان خیابان وال استریت که مروج دلاراست و کاخ بلند سازمان ملل هم قرار  دارد که امریکایی ها وبا پول دلارهای خود و آن کاخ  بلند راساخته اندویا در شهر خودشان ساخته اند و(نه درخاک  چین ویادر شهر شانگهای چین ؟) ویا درشهر های  روسیه که هزاران کیلو متر  و با خاک واراضی سازمان ملل فاصله دارد ؟ ویا درخاک قزاقستان نیست که رئیس جمهور ش وچنین شعارهای عوام فریبانه  راسرمیدهد! ویابرای نابودی بقیه کسب وکارهای مردم بدبخت 5 میلیاردی آسیا ،سر می دهد!! که فقط رئیس جمهوریک کشورجهان می باشد و (نه ریاست  83 ملت آسیایی )که تصورش را  می پندارد؟! ولی با شعار دهی های فریبکارانه خودش  وخویشتن را هم ،رئیس جمهور 83 قوم بزرگ  آسیا هم  جا می زند!؟ ولذا از عوض آنان  نیز  ، سخن می گوید؟ ودرحالیکه تاریخ 80 ساله تشکیل کشور قزاقستان خودشان را نخوانده اند ،ویا از یادش رفته است  که چگونه تشکیل شد ؟ ویا چرا تشکیل شد ؟ ویا با چه شگردی وبه این وسعت کنونی ودر خاک آسیا تشکیل گردید؟ ویا حداقل در 80 سال اخیر وچگونه خاک این کشور و به دستور سران دولت روسیه وبه "تبعید گاه بزرگ آسیایی ها " تبدیل شده است ؟ویا حداقل به تبعید گاه 100 قوم بدبخت آسیایی تبدیل کرده اند ؟که از ترس همان 100 قوم تبعیدی آسیایی  هم وهراس دارندکه اغلب در 8 والی 9 استان جنوبی این کشورمستقر می باشند!  واغلب نیز از "زندانیان سیاسی سیاسی "ملل مختلف آسیا می باشند !  ویا درشهرهای بزرگتر آن کشور وبطزر بدی زندگی می کنند ؟وشکوائیه خود را هم ودر اینترنت گذاشته اند ! ونیز اغلب  نیز  مسلمانان حنفی مذهب ملل مختلف می باشند!  ویا در صد بیشتری از جمعیت   556000/ 18نفره قزاقستان کنونی را تشکیل می دهند !واغلب آنان نیز معتقدند که " کشور قزاقستان  امروزی وبه معنای واقعی کلمه وجود نداردویا در خاک آسیا  وجود ندارد !ویادر 80 سال اخیر وجود ندارد! وبلکه "تبعید گاه  بزرگ روسیه" می باشد!و حتی "دولت مدعی قومیت قزاق" ونماینده حقوقی ویاحقیقی قزاق ها هم نمی باشدکه نصف جمعیت کشور است   وتا منافع آنان را پاس بدارد! وبلکه به دستور مقامات کرملین عمل کرده وبه4 / 53 درصد شاخه های اقوام مختلف قزاق هم ظلم می کنند که در این کشور اسیر روسها گردیده اند! وفقط  نام این  قوم را وبرعنوان  این کشورنهاده اند ویا به آن دلیل  گذاشته اند   که برای فریب افکار عمومی باشد !ونیز  بنام این 4/53 درصد قوم قزاق وانواع ظلمها و به اقوام دیگر آسیای مرکزی هم بکنند! ویا برخلاف میل  84 قوم دیگر آسیایی عمل بکنند! که استالین وناراضی های اقوام دیگر راوبه آن کشور تبعید کرد ! ویا به میزان 98" گروه سیاسی "وبه این کشورقزاقستان  تبعید کرده است !وهمگی هم ،از اقوام بدبخت اینگوش ویاچچن بوده ! ویا از اقوام بالخار ها وتارانچی ها  ویا از اقوام کاراچای ها ویا اسلاوها ویاتاتارهای کنار دریاچه آزوف  هستند ویا از اقوام کالموک ها ی تبعیدی ویا از قوم اوکراینی های تبعیدی بوده  ویااز  اقوام نا راضی میان مرز کره شمالی وروسیه می باشند  که بدلیل دشواری کنترلشان وبه قزاقستان تبعید شده اند ویا ازاقوام ناراضی ترک های آذربایجانی های باکو هستند که به آنجا  تبعیدشده اند !!

ومثلا اولین گروه تبعیدی های آذربایجان شورویبه انجا ودر سال ۱۹۳۴ م،بود  ویا به‌دلیل مخالفت با اصلاحات اقتصادی کمونیستی بود ویا به دلیل  مصادره اموال و زمین‌هایشان وبه فرمان استالین و به آن کشور کوچانده شدند!.و دو موج تبعید ی دیگرهم  واز کشور آذربایجان شوروی وبه قزاقستان ودر سال‌های ۱۹۹۴ و ۱۹۵۲ م اتفاق افتاد که محل زندگی کنونی اغلب  آن‌هاو در قزاقستان،امروزی و در استانهای  آلماتی، ویا در استان جامبولی، ویا در شهر های تالدی،وشهر قورغان ویادر شهر  جیمکنت  قزاقستان  معاصر می باشند .

 که  صد ها هزار نفر  هستند ویا تبعیدی های آذر بایجان ایران  می باشند که از شهر های مشکین شهر وبیله سوار  و تبریز وغیره می باشند که امروزه در شهر "مرکه "قزاقستان  می باشند ویا در دهها روستای اطراف آن زندگی می کنند وعلت تبعیدشان نیز آن بود  که بعد از غایله آذر بایجان ایران که بعد از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد و ارتش شوروی وآذر بایجان ایران را اشغال کرده بود ویا بعد از  فروکش کردن غایله مزبور وافرادی که گول خورده بودند وبه شهر باکو وغیره فرار میکنند  ولی بعدا استالین واز ترس آنکه آنها ودرخاک آذر بایجان شوروی  هم وشورش براه نیندازند ولذا اغلب آنان راو به کشور قزاقستان تبعید می نماید  ! واکنون آذربایجانی های مزبور و حدود 350 هزار نفر می باشند  که در شهر مرکه قزاقستان ویادر روستاهای اطراف جیم کنت  وتالدی و غیره زندگی می کنند ویا تبعیدی های قوم اویغور هستند که 4/2 جمعیت می باشند  ویا تعداد دیگری از تبعیدیهای قیر قیز ویا ناراضی های اوزبک هستندودو گروه مزبورهم و3درصدجمعیت می باشند ویا ناراضی های اوکراینی هستند  که 7/3 می باشند ویا ناراضی های آلمان شرقی که 5/2 بودندوبرخی خارج شدند  ویاعده ای دیگر  از ناراضی های ترکمن ویا تاجیک ویا ازتاتارها  ویاچرکسهای قفقاز روسیه بودند  ویا از کره ای  ها وغیره می باشند ولذا این "تبعیدی های سیاسی" و بعد از عصر فروپاشی شوروی ودر سال 1991 م به بعد ودر  برابر تبلیغات نظام الحادی وضد دینی سران حکومت قزاقستان  ایستادند و حدود 400 مسجد را وبعد ازعصر  فروپاشی شوروی ودر این کشور دایر کرده ا ند!ویا برخی از آنها مسیحی های اروپای شرقی هستند وبه اندازه5/2 جمعیتش وناراضی های  کاتولیک بوده ویا از پروتستانها ی تبعیدی واز اروپای شرقی در این کشورمی باشند  وبا روسهای ارتدکس مذهب وحاکم بر قزاقستان تضاددینی  دارند ! و تا مغایرت فرهنگ ویا قومیت خودشان  را ونسبت به حکومت کنونی قزاقستان و نشان بدهند که حکومتش وصرفا منافع قوم روس را پاس می دارد ویا در این کشور پاسداری می کنند!که کمتر از 30 در صدجمعیتش می باشند ویا "کولونی استعماری 130 ساله " ودر این کشور تشکیل داده اند ویا از دوره تزار ها ودر این کشور بوجود آورده اند ! که اغلب اسلاو های ارتدکس مذهب  بوده ودر شهر های کوچک ویا در شهرهای شمالی قزاقستان  می باشند  ویا در شهر های تازه ساز این کشور  ساکن شده اند ! ویا بصورت قوم مخلوط با اقوام دیگر زندگی می کنند   ویا در شهرهای شمالی دریای خزرساکن شده اند  ویادر طراف دریاچه آرال ودر 80 سال گذشته ساکن شده اند که اسناد تاریخی آن را نشان می دهد! ودر حالیکه   اسناد  "سفرنامه ابن بطوطه" ویا متون کتاب "ظفر نامه یزدی" ویا "سفرنامه ابوالحسن خان ایلچی به روسیه "چیز دیگر می گوید ویا صدها کتاب دیگر تاریخی وچیز دیگر را نشان می دهند ومی نویسند که اغلب این شهر ها وقبل از  130 سال پیش  و اغلب متعلق به اقوام دیگرتاتاربود ویا متعلق به کالموک ها  ویا قراقالپاق ویا قنقرات  بوده  ولی استالین ویابقیه سردمداران روسیه و در 80 سال اخیرو این  "جمعیت کولونی روسی را" ودر حاشیه شمالی خزرساکن کرد ویا در نواحی دیگر قزاقستان ساکن کردند ویا "جمهوری خود مختار کالموک "رابرانداخته ویا در این ناحیه منحل کرده وبه سیبری تبعید کردند و تا "توسعه ارضی " خود را داده ویا در خاک آسیا بیشتر بکنندولذا  جمعیت 4 /  53 درصدی "قوم قزاق کشور"مزبور هم واغلب " قوم " اولوس جوجی مغول " می باشند ( ونه قزاق ) که از دوره چنگیز خان و به دشت قبچاق مزبور آمده بودند وتا اواخر عصر قاجاریه ودر دشت قبچاق مزبور و"زندگی دامدارانه "داشتند  ویاآلاچیق نشین بودند وخودشان را هم "قوم جوجی نژاد" می دانستند (ونه قوم قزاق که روس ها وبر عنوان آن قوم ونامگذاری  اخیر کرده اند! ویا در 130سال اخیرکرده اند ویا به دلایل متعد دپشت پرده سیاسی  نا مگذاری مزبور راکرده اند! وتا بهره برداریهای مختلف واز این " لقب قزاق " بکنند !  وتاز ه  این " قوم جوجی نژاد 4/53درصدی جمعیت مزبورهم  ویا سایر اقوام تبعیدی آسیایی ها هم  ودراین  کشور وبه تیول این 30 درصد "قوم روس تبار های " کولونی نشین "داده شده اند و تا به استثمار آنها بپردازند! و اغلب آنان هم  واز ،زندانیان سیاسی کشور های مختلف اتحادیه جماهیر شوروی سابق بودند  که از  کشورهای مختلف  جمع آوری شده اند  وبه قزاقستان آورده اند ! ویا در این کشور هم وبه تیول روسها داده شده اند ! که قبل از جنگ جهانی دوم و"قوم روسها"ودر این کشور خاکی نداشتند وبلکه در همه منابع تاریخی "دشت قبچاق"  آسیا نامیده می شد که فقط "اقوام شرقی متعددکوچرو"  داشت ویا در آن دشت بزرگ آسیائی مستقربودند ولی قوم روسها  وزمینی در این کشور نداشتند  که کتاب "سفرنامه تحف بخارا" نیزو به آن اشاره دارد ولی بعد از "کولونی سازی استعماری"  خود و" نام "آنراقزاقستان نامیدند که به معنی (نظامیان وفادار به شخص "تزارروسی "می باشد) ولقب "قومی سابق آنان" نبود وبعد از آن تاریخ هم وبقیه آسیائی ها هم وبدلیل بیسوادی تاریخی خود تکرار کرده اند ویابدلیل فقر سواد   جغرافیایی خود واین لفظ استعماری را تکرار کرده اند!؟ ونیز"روسهای مهاجم به خاک آسیا " وحتی در شهرهای شمالی مرزهای قزاقستان هم ویا در شهر های دیگر این کشور هم واسامی قدیمی شرقی را عوض کرده اند واسامی روسی بر انها گذاشته اند    ویا اسامی شهرهای آسیائی سابق دشت قبچاق را تغییر نام داده والفاظ روسی نموده اند  ویا اغلب آنها را ودر 80 سال اخیر ونام روسی گذاشته اند که از زرنگی آنها نشات می گیرد !وتا به همه دنیا  بباورانند که  از قدیم الایام "قوم روس" وساکن "دشت قبچاق آسیائی "می باشد   که امروزه ونام اغلب شهر هایش وشهر روسی است  ویا برای تحریف علم جغرافیایی جهانی است  که با "اسامی روسی" نام گذاری کرده اند! وچرا که اسناد تاریخی آسیا که نویسدگان کثیر دارد وبرعکس آنرا  نشان می دهد  که در میان سرخ پوستان امریکای لاتین  هم واین همه از مورخ تاریخی ویا دانشمند آسیئی  وجود نداشت که اسپانیولی های استعمار گراروپایی  واراضی آن سرخ پوست ها و در امریکای لاتین  گرفتند ویا مذهب وزبان آنها را به مذهب وزبان وفرهنگ اسپانیا در آوردند که "استعمار گران روسی"  هم می خواهند که با سکنه باسواد" آسیای بزرگ " نیز  وهمان گونه رفتار  بکنند !ومثلا  به نقل ص 817 کتاب "ظفر نامه یزدی" که کتاب تاریخی معتبر ومتعلق به دوره تیموریان می باشد  ونوشته است که "اراضی خارج قزاقستان" هم وتا بالای شهر مسکو نیز ومتعلق به "قوم شرقی مغولها "ویانژاد جوجی بوده که آنرا "اردوی زرین "می نامیدند  ونیز در این ص کتاب مزبور آمده است که  حتی اراضی نزدیک به شهر مسکو روسیه هم که با مرز قزاقستان هم وکیلومترهافاصله دارد  و متعلق به "اقوام اولوس جوجی "شرقی بوده که از شاخه های  اقوام جوجی  بودند ویا از اقوام " باتوخان "وفرزند جوجی  ونواده چنگیزخان مغول بودند  ومثلا به نقل ص817 مزبورکه " ظفر نامه یزدی " می نویسد و کاتب دولتی تیموریان بوده ومی نویسد که  اقوام  ویا "طوایف اطراف مسکو" که در سال797هجری که  تسلیم تیمور لنگ شدند که داماد "خاندان جغتائی بود" ویا"جد چندمش" نیز وبه "جغتا" می رسید وبعد از استقرا ر210ساله آنها ودراراضی  اطراف مسکو وبه تابعیت قومی تیموریان خودشان را در آورده وآنگاه تیمور اجازه دوباره استقرا رشان و در اطراف مسکو می دهد  ویا درشهر مسکو را ودوباره به آنان می دهد  که تادوره قاجاریه دوام داشت ودر تاریخ مزبور هم  آمده است ویا بعد از غلبه تیمورلنگ و بر"توقتمش خان"مغول  در ناحیه مزبور است (که نوه بیست وسوم  جوجی بود ویا  23 امین فرزند جوجی) و پسر چنگیزخان  بودودر اراضی اطراف مسکو وچراگاه ملکی داشتند  ویا از سال 621 هجری ودر آن ناحیه بودند وتا سال 798نواده های جوجی وبر اراضی  بالای قزاقستان  حاکم بودند ویا حتی بر  شهر مسکو هم  حاکم بودندکه منظم التواریخ می نویسد ویا به آن اشاره دارد  ویا همه  شهرها ویا همه دهاتش  وبرخلاف امروز واسامی شهری مغولی داشتند  وتنها در سال مزبوربود که  توقتمش خان ونواده جوجی وبعد از شکست از تیمورلنگ  تسلیم وی گردید که طوایف جنگجوی زیادی ودر زیر نظرش بود وسفرنامه کلاویخو وبه جنگ خونین آن دوگروه وقوم جوجی ویاجغتایی ودر ایام تیمورلنگ  اشاره دارد ولی  تیمور لنگ  ودوباره همان اراضی اطراف مسکورا  ویا  دشت قبچاق را وبه همان  نواده های تسلیم شده اولوس جوجی خان  پس داد  ولذا  به نقل صفحات 189 الی 182 همان کتاب  ظفرنامه  واستمرار حکومت نوه های بعدی جوجی هم وتا دوره "نوادگان  سی ودوم جوجی "نیز وبا اولوس جوجی بود که مقارن تدوین کتاب ظفرنامه یزدی  می باشد ویا در" دربار دولتی پسرش شاهرخ  "  است که بوسیله شرف الدین علی یزدی نوشته می شود  که "مورخ رسمی دولت تیموریان "بود  و واز اساتید کنونی دانشگاه های مسکو وغیره هم بیشتر به تاریخ اقوام ویا اراضی زیر نظر تیموریان آشنا بود  ویا به اراضی نواده های چنگیزخان در انشهر علم داشت  ویا در اراضی اطراف مسکوآگاهی داشت  که تا جزیره ساخالین شمال ژاپن استقرارداشتند  که امروزه هم وحتی بخشی از آن مغولان  ودرخود  شهر پکن هستند  ویا در شهرهای شمال وغرب پکن هم  ساکن هستند و قوم بزرگی در شمال شرقی آسیا هستند که  شهر خان بالیغ  و(یا پکن کنونی ) وساخته نوه چنگیز می باشد  واغلب هم "اقوام مغولی خلخی" بوده ویا دین  بودایی لامایی نیز  دارند که با دین چینی ها ومغایرت دارد ولی ظاهرا چینی ها زرنگی کرده ودر سال 1921 به بعد ویا پس از تشکیل دولت کمونیستی خودو بخش کوچکی از اراضی اقوام مغول را واز خاک چین  خود تفکیک کرده وظاهرا به عنوان " دولت حزب کمونیست مغولستان "وبه مرکزیت شهر" اولان باتور"  به آنها  دادند وتا صدایشان در نیاید که کشور با جمعیت اندک تلقی بشوند وبقیه اراضی اشان  را وخودش ویا استالین   وتا شهر مسکو وبرای خودشان برداشتند  که امروزه جزو اراضی روس گریده است که تنها یک قوم اروپای شرقی می باشد  وتا سران روسیه وبه دریاهای گرم و در بالای ژاپن وصل بشوند ویا ناوگان دریائی ودر آبهای گرم جهان داشته باشند  ودر حالیکه تا تاریخ  سال 1921م واغلب این نوع از اراضی سرد سیری شمال شرقی آسیا متعلق به مغولها بود  ویااراضی غیر مساعد ویا  وبا آبادیها ی کوچک وپراکنده  اش ومتعلق به اقوام پراکنده مغول بوده که امروزه روس ها معتقندند که اراضی مزبور واز اراضی پطر کبیر است ولذا اراضی این  قوم بی خبر از اسناد تاریخی را وجزواراضی خودشان کرده اند ویا معتقدند که  از جد بزرگ "پطر کبیر" وبه "پوتین "ارث رسیده است ومتاسفانه شرکتهای خارجی مستقر در خاک آسیا هم ودر 80 سال اخیر وهمه این نوع از ادعای دروغین آنها را وباور کرده است  و بهمین دلیل  با آنها معامله می کنند ویا تکنولوژی نوین  به آنها می دهند!  ویا در چین سرمایه گذاری خارجی می کنند! ولی  سکنه واقعی  قاره آسیایی ها را ودر" سازمان تجارت جهانی خود" وبه رسمیت نمی شناسند! که احتمالا بخاطر این عملکرد غلط خوددر خاک آسیا و به درد سر خواهند افتاد! ودر حالیکه اسنادتاریخی  آسیا می گوید که  طوایف  مختلف وگوناگون قبیله ای مغولها واز چندین هزار سال قبل  وتاکنون در شمال شرقی اسیا بوده ودر بالای قزاقستان زندگی می کردند  وتا سال621هجری ودر آن اراضی شمال دشت قبچاق بودندکه صدها کتاب مستند عصر ایخانی ویا تیموری انها را می نویسد ویاص 45کتاب ظفرنامه ویا صفحات مختلف کتابهای جامع التواریخ وآنها را 8طایفه بزرگ ویا 8 شعبه اقوام تاتار شمال شرقی اسیا می داند ولی تنها در اراضی شمال دشت قبچاق بودند که استپ های نواحی سرد سیری  اسیا بود ولی به نقل ظفر نامه یزدی دشت قبچاق که زمین مساعد ورودخانه های فراوان برای چراگاه داشت در دست فرزندان اوغز خان ترک بود ونظیر ترکان اوغز قنقلی وِیا قارلق ویا اویغور ویاخلج ویاقبچاق ترک زبان و"نواده های اوغز خان ترک "بودند   که گاهی با تاتار های شمال دشت قبچاق  اختلاف ارضی موقتی می یافتند (ماخذ ص 50 الی 58 کتاب ظفرنامه یزدی )ولی با اشتباه حاکم شهر اترارکه در  قزاقستان کنونی می باشد  وقبلا در سال مزبور وبه قتل تاجران مغولی ودر شهر اترار قزاقستان  اقدام نمود که قبلا همگی ترک نشین بودند  ولذا در سال 621وقسمتی از اراضی دشت قبچاق هم واز دست ترکان مزبور خارج گشت  وتا دوره قاجاریه وبدست نوادگان جوجی افتاده بود  وتازه اویغور ها ی ترک زبان  اویغورستان چین هم  ودر آن ایام ویا "قوم قیرقیز ها ی قیرقیزستان  روسیه نیز ودر دشت قبچاق مزبورمانده بودند و یا  با نواده های جوجی  ساخته بودند  ولذا قرنها واز مراتع قشلاقی آن دشت آسیایی و،استفاده  مرتعی می کردند ویا زندگی مسالمت آمیزو با نوادگان جوجی ودر دشت قبچاق داشتند که روسها ویا چینی ها نیزآنرا وبهم زدند  ویا  آن کار راهم و با سه "قوم اویغور" ویا"قوم قیرقیز "ویا" قوم تاجیک آسیا نکردند  وبلکه دائما آنها را سرکوب کرده ویا در 80 سال اخیروزیر سلطه غیر قانونی خود  برده اند ! وبعلاوه کتاب ظفرنامه که در دوره زمامداری شاهرخ تیموری ودرشهر هرات افغانستان نوشته شده است  ودر این باره می نویسد که : اقتدار 32 نوه جوجی ودر دشت قبچاق ویا دراراضی  اطراف مسکو ویا در جنوب وناحیه قفقاز هم  همچنان وجود داشت  ولی بعد از فروپاشی حکومت تیموریان بود ویادراوایل  قرن دهم هجری که اوزبکها ودر ماورالنهر وسمرقندوبخارا وحکومت اوزبکستان وترکمنستان کنونی خود را تشکیل دادند ویا پایه گذاری کردند ولی هنوز دشت قبچاق واطراف مسکو همچنان در دست اقوام جوجی بود ویا قسمتی هم در دست طوایف اویغور وقیر قیزها  باقی مانده بودند  که آنرا ناحیه "جته ویا دشت قبچاق بزرگ" می نامیدند وتا انکه  بعد از 220 سال که از آن تاریخ گذشته بود و نادر شاه ایرانی که از قوم افشار ترک ایرانی شده بود ولی اجداد ترکش قبلادر کنار دریاچه آرال بود وخود شر  واز  قبیله ترک "آوشار" ویا "اوچار" بود که در ترکی به معنی پرواز کننده است وسابفا در منطقه منقشلاق غرب دریاچه آرال قزاقستان زندگی می کرد ند  ولی در دوره هلاکوخان ودر برابر تهاجم مغولان وبه عنوان آوارگان جنگی وبه ایران آمده بودند وهمان نادر شاه وبعد از احیائ قومیت ایرانی واز دست افغانی ها و منطقه اوزبکستان ویاترکمنستان ویا تاجیکستان را هم می گیرد  که با نادر شاه جنگ براه انداخته بودند ولی به نقل کتاب عالم آرای نادری وحکومت "باسلوخان" وازبقایای  نواده های جوجی را نگه می دارد ودر "دشت قبچاق "منقرض نکرد وبلکه به سردارجنگی اش  توصیه کرده بود که در مقابل مخالفان حکومت " باسلوخان" وبه او کمک نظامی بکنند( ماخذ ص1145 الی 1159 کتاب عالم آرای نادری) واین مطالب و در کتاب ,عا لم آرای نادری  دوره تاریخی وی نیز ذکر شده است و لذا قبایل مغولی مزبورو تا سال 1954 وهمچنان در دشت قبچاق بودند که تزارهای  روسی وبا کمکهای تسلیحات مدرن توپخانه ای ویاباکمک  تفنگهای  جدیدشان  که از کمپانی مسکوی انگلیس گرفته بودند  وبردشت قبچاق واقوام کوچروش تسلط می یابند  ویا براراضی آسیای مرکزی تسلط  نظامی ودر دوره ناصرالدن شاه قاجار ایرانی می یابند  واراضی مزبور را واز چنگ اقوام گوناگون شرقی آسیا بیرون اورده وبنام "اراضی روسیه تزاری نامیدند  وبعلاوه در جنگ دوم جهانی نیز که ژاپنی ها قدرت طلبی می کردند ولذا ناوگان آمریکائی ها راو در "پرل هاربر"و نزدیک دریای زاپنی خود و مورد حمله خود قرار دادند ویا به متصرفات انگلیسی ها ودر جنوب شرقی اسیا چنگ انداختند  وبا اعمال مزبور ویا همزمان با هیتلرو به امریکا وانگلیس اعلان جنگ دادند  وباضافه آنکه جهت توسعه ارضی خود وسرتاسر خاک چین را وهمان ژاپنی ها ی مزبور اشغال نمودند  که تا نزدیکی های شرقی دشت دشت قبچاق امتداد داشت ولذا  آنها هم  ومتحد هیتلر گردیده بودند  که مسکو را چندین  مدت وارتش المان  ودر محاصره خودداشت یاودر آن تاریخ داشت وژاپنی ها نیزو درآن تاریخ می خواستند  که اتحاد "اقوام مغولی  شما ل" کشور چین  وغرب مسکو را بخود جلب بکنند  ویا در اعلان جنگی که کرده بودند ویا دراتحاد با  هیتلر وبه امریکا وانگلیس داده بودند ولذ در صدد بودند که حمایت اقوام مغولی شمال چین را جلب بکنند ویا مغولهای نواحی سیبری شرقی راکه در ناحیه ساخالین شمال کشور ژاپن  بود وامروزه بدست روسها افتاده است  ویااتحاد  اقوام مغولی مزبوررا ودر اطراف شهر های کنونی کامسومولسک شمال چین را جلب کنند  ویا مغولهایی در اطراف کوههای خینقان بزوک شمال پکن بودند ویامغولهای که در اطراف دریاچه بایکال بودندوامروزه روسها معتقدند که جزو اراضی آنهاست  ویا اتحاد مغولهای در شمال "شهر اولان باتور" ومرکز مغولستان کوچک شده اکنونی را جلب کنند   بودند  ویا اتحاد اقوام مغولی که در اراضی شمال کشور قزاقستان کنونی بودند را وبطرف خودشان  جلب بکنند ویا حمایت مغولهای جوجی دشت قبچاق  قزاقستان کنونی را وبخود جلب بکنندو یا متحد ژاپنی ها بکنند واز ناحیه شرقیوشهر  مسکو را بگیرند  که  ص 717همان  کتاب ظفر نامه واز آن طوایف مغولی اطراف شرقی مسکو یاد می کند وتا با همدستی آنها واز  ناحیه شرقی  آسیا هم ژاپنی ها نیز  و به شهر مسکو حمله بکنند  ودوتایی وبا همدستی آلمانی ها وشهر مسکو را بگیرند ودر مقابشل استالین نیز و برای عدم سقوط شهرش ودر برابرژاپنی ها وآلمانی ها وازناحیه شرق ویا از ناحیه غرب که آلمانی ها تاخته بودند و از غرب به روسیه تاخته بودند  ولذا استالین هم با ارتش امریکا ویا با ارتش انگلیس همدست شد  ویا در جنگ دوم جهانی متحد شد ویا در سال تاسیس بانک جهانی ودر " برتون وودز " متحد تاکتیکی گشت و تاشهرش  مسکوباقی بماند  واز دو طرفش  سقوط نکند ولذا در همان ایام جنگ جهانی دوم وشهربدبخت  تهران را و"پل پیروزی خود" قرار دادند  ویا در قرار داد با روسای دولتهای امریکا وانگلیس عمل کرد که در تهران حضور یافته بودند وفقط 145 هزار خود روجنگی وغیره واز سران دو دولت امریکا وانگلیس گرفت که با قوای نظامی آلمانی وژابنی واز دوطرف بجنگند  ویا مقادیر زیادی اسلحه ویامهمات  فراوان واز انها گرفت وبعلاوه غلات روستاهای ایرانی را هم غارت کردند وتا آذوقه رسانی وبه ارتش خود بکنند  ولذا مردم ایران  وچندین سال ودر قحطی بودند ویابا کمکهای اعطایی آن دودولت غربی بود که امروزه هم به انها فحش می دهند ویا با کمک غلات ایران بود ویا با مستهلک کردن  راه آهن ایران بود که چندین سال بارکشی ویا سلاح کشی وبه روسها می کرد ند واز سوی غرب ومسکو وخاک 20 کشور اروپای شرقی را گرفت وتا برلین ویا آلمان شرقی اشغال نمودند  ونیز از ناحیه شرقی  هم و سرتاسر اراضی طوایف مغولها راواز چنگ انها در آوردند  و تا دریای اوختسک ودر  بالای ژاپن "اشغالگری استعماری  از مغولها "کردند   که اکنون همه آن اراضی اشغالی خود را وبنام اراضی "خاک روسیه" و در جغرافیای جهانی ثبت کرده اند که بزرگترین خاک را ودرخاک  آسیا بوجود آورده است  وتا سال 1991 میلادی هم و  براغلب اراضی 15 کشور اروپای شرقی هم چنگ انداخت ویا تا آلمان شرقی چنگ انداخته بودند که اقوام اروپای شرقی وبا آنان مبازره پنهانی می کردند وزیرا  سکنه کشورها اروپای شرقی وبدلیل سواد بالاترخود شان  وسعی کردند که دردوره گورباچف وکشور اشغال شده خود را واز چنگ ودندان  روسهای استعمارگر نجات داده وپس بگیرند  وفقط روسیه سفید وبه مرکزیت شهر" مینسک" مانده است که از قوم دیگراروپای شرقی  می باشد  ولی اغلب مردم  آن کشور هم   و چندین ماه می باشد که در تظاهرات خیابانی وبرعلیه روسیه ونوکرش در این کشور هستند   ولذا به نقل مطبوعات جهان و به دست نشانده پوتین ودر خاک کشور خودشان و واژه "برو گم شو" را می گویند! ویا چندین کشور اشغالی روس هم ودر آسیای مرکزی ونظیر تاجیکستان ویا قیرقیز ستان است که سالهاوسال  وبا روسیه درگیرسیاسی می باشند  ویا تعدادی نیزو در ناحیه قفقاز روسیه  بوده که نظیر چچن ها ویاگرجستانی ها  ویا ارمنستان ویا آذربایجان باکو  می باشند  که با "اقوام روسی "مخالفت نیمه علنی می کنند  وفقط اقوم بدبخت مغولهای شرق مسکوهستند که بدلیل پراکندگی جغرافیایی مجبور به تحمل سلطه روسها هستند  که  تا  جزیره ساخالین بالای ژابن وقومهای کوچک وپراکنده از 8 شاخه تاتار هاهستند  که اراضی اش و متعلق به اقوام کم سواد ویا متفرق مغول است  ولی چونکه متعدد وپراکنده    می باشند ولذا  پراکندگی ویا فقر سوادشان و تابحال نگذاشته است که تاریخ ویا قومیت دیرینه خود رابفهمند که اراضی اشان و تا نزدیکی های  مسکوبود  ولذا امروزه ،اراضی کنونی کشور روسیه وبیشترمتعلق به "قوم مغول آسیایی "می باشد وجزواراضی" اقوام روسیه" نیست  وتنها اراضی خارج مسکو وتا ناحیه پطزربورگ و در پائین کشور  فنلاندمتعلق به انها بود  که در منطقه سردسیر اروپای شرقی قرار داشت  ویا  متعلق به "اراضی قدیمی قوم روس "می باشد که ابن فضلان وآنرا دیده است وبعلاوه خودشان هم وجزو اقوام آسیائیی نمی باشند   که امروزه ادعای دروغین وبه جهان می کنند وبلکه از وایکینک ها اروپایی می باشند  ولی با جعل اسناد گوناگون  تاریخی وخودشان را آسیایی جا می زنند  ویا شرقی می دانند ولی درطی  80 سال اخیر هم وهمه اقوام اروپای شرقی ویا"اقوام  آسیایی "ارا آزرده واز  این "قوم مردم آزار" صدمات فراوان  دیده اند وامروزه هم واز جمعیت 150 میلیونی روسیه وتنها 3/16 درصدجمعیت روسیه واز  نژاد قوم روس  ارتدکس می باشد  ولی بقیه جمعیتش واز نژاد های تاتار ویا چواش ویا چچن ویا کالموک ویا اقوام گرجستانی  ساکن مسکومی باشد   ویا از اقوام ارمنستانی ویا اوکراینی ویا چرکس ویا مولداوی ویا استونی وغیره می باشند  که تاریخ دانها ویا جغرافیا شناسان جهان ویا مردم شناسان به آن  مسئله وقوف علمی نیافته اند !ولذا شهر مسکو نیز  وشهر هزار قومیت ها  بوده وبعلاوه از دوره چنگیز وتا اواسط عصر قاجاریه هم ویک شهر مغولی بوده  که چهار محله قدیمی مغول نشین ودر شهر مسکو قرار داشته ویا به نقل مخبرالسلطنه که در سفرنامه اش وبه این شهرسفر کرده ومی نویسد  که  یکی از محلات مغول نشین مسکو نیز  ومحله کرملین کنونی می باشد  که واژه مغولی می باشد  ولفظ روسی نیست وزیرا مخبرالسلطنه  و در دوره مظفرالدین شاه واز مسکو وتا ژاپن سفر کرده بود  ولذا در ص  13کتاب سفرنامه اش وبه این چهار محله قدیمی مغول نشین شهر مسکو اشاره کرده ویا به تحولات کالبدی شهری عصر قاجاریه آن اشاره می کند  ویا در همان زمان هم وپایتخت تزار های روسی ومسکو نبوده وتنها شهر اروپایی پطرزبورگ وپایتخت آنان بوده وبعلاوه عبداله مستوفی ونویسنده کتاب "شرح زندگانی من"  که قبل انقلاب اکتبر1917م وبه آن شهر سفر کرده  است و به همان مسئله مزبورودر کتابش  اشاره دارد  ولی در دوره های بعدی انقلاب اکتبرو شهر پطرزبورگ اروپایی را رها کرده وجهت سلطه گری  گسترده بر اراضی آسیائی  وپایتختشان واز شهر  پطرزبورگ اروپایی  به شهر مسکو آوردند  وسپس شروع به " آسیا خواری " گسترده نمودند 

آری بعد از تسلیم شدن توقتمش خان  مغول وبه تیمور لنگ واقوام دیگر طوایف مغولی اطراف مسکو هم تسلیم تیمور لنگ گشتند  وحتی چها رمحله مغولی مسکوتسلیم شد که تولی وپسر جوجیو در مسکو پایه گذاری کرده بود  واز جمله محله مغول نشین کرملین مسکو بود که  تسلیم تیمور لنگ شد وزیرا ص 817 ظفر نامه یزدی وبه آن مسئله تسلیم مسکوو بدست تیمور لنگ اشاره دارد که چگونه تیمور لنگ ودر سال 797هجری ووارد مسکو گردید  ونیز در همان ص 817کتاب ظفرنامه یزدی نیز واقوام اطراف مسکو را شاخه های مختلف مغولی واز " اقوام قبونچی قراول "  ذکرکرده است  ویااز  "قوم کوربوقا" ویا از " قوم پرلان"  یااز  قوم "یور کون"  ویا از قوم " کلچی " اطراف مسکومی داند وهمگی  تسلیم تیمورلنگ می گردند  وحتی سکنه مغولی آن شهرمسکو  هم  وخودشان  را تسلیم تیمور لنگ می کنند   ویاتیمورلنگ و امرای سرکش دیگرآن  شهر را هم منکوب می کند وکتب دیگر عصر تیموری به ان مسئله اشاره دارد  ویا  کتب عصر ایلخانی هم وبه وجود مغولها در شهر مسکو اشاره دارند   ولی امروزه روسها واراضی مغولی مزبوررا تسخیر کرده اند و شهرهای روس نشین "نیژ نی تاگیل" ویا "نیز نی نوگورود"  ویاشهر  "چلیابنیسک " ویا شر "اومسک" ویا "نوووکوزنتسک " را ودر اراضی مغولهای  مزبور  ساخته اند  وبعلاوه تیمور لنگ در این دوره تاریخی ومناطق دیگر قفقازرا تسخیر می کند  که از اقوام چرکس ویا چچن وتاتارقبلی بودند که از دوره چنگیز خان وبه منطقه کوهها ی قفقاز آمده بودند وقبلا نیز   اراضی قفقازو متعلق به قوم روس نبوده وبلکه اراضی متعلق به اقوام "ترک خزران" بود ویا  اراضی ابخاز ها ارمنی بود وجزو اراضی روسها ، محسوب نمی شد  واقوام چچن ویا چرکس ویا تاتار قفقازهم  واز دوره چنگیزخان  ودر ان اراضی قفقاز مستقربودند ولی  روسها تنها در دوره قاجاریه واراضی مزبورتسخیر کردند  ویااراضی اطراف دریای خزر را تسخیر کرده واقوام روس را به انجا ها کوچانیدند ومثلا به نقل کتاب سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه و ارتش روسیه ودر دوره قاجاریه از چنگ چچن ها ویا چرکس ها ویا داغستانی های مغولی  بیرون آوردند وجزو "خاک تزارهای  روسی" کرد ند  ودر حالیکه آنها  هم واز دوره "تولی خان ویا نواده چنگیزو در ناحیه  قفقازمزبور  زندگی می کردند ولی 200 سال بعد ودر دوره مزبورو همگی تسلیم تیمور لنک شدند  ویا ص 213 همان کتاب  ظفر نامه یزدی واز "چیچن خان"  نام می برد که سردسته قوم چچن  مغول می باشد که از "اولوس جغتای مغولها " بودند که سران روس واراضی آن چچن ها را نیزگرفتند ویا  در 130 سال اخیرگرفته اند  ویا  در کوههای قفقازروسیه  واز دست آنان بیرون آورده اند  ویا در سالهای7- 1994م وشهر مرکزی چچنها را وبنام "شهر گروزنی آنها "را وبا تانکهاویران نمودند ویا تعداد زیادی از آنان راهم و به قزاقستان معاصر ویا به المان وغیره  تبعید نموده اند  ویا اراضی قوم کالموک های مغولی  رااز چنگ آنها در آوردند  که در حاشیه شمالی دریای خزربود و از دست این قوم گرفته وخود آنهاراو به قزاقستان وسیبری تبعید نمودند ومکانهایشان را وبه روسها دادند  ومثلا  سند تاریخی ص 180 "ظفر  نامه یزدی" ویا اسناد سفرنامه ابن بطوطه  وبیان می کند که  چگونه شهر "سرای " کنار دریای خزر ویا شهر "بندرآستارا خان " ودر شمال دریاچه خزر را و"ّباتوخان وپسر جوجی  ساخته است ویا در  سال  654 هجری  ساخته ویا برای سکونت اقوام کالموک وقراقالپاق ویا سایر اقوام مغول  ساخته ویا در شمال غربی دریای خزر  پایه گذاری کرده بود  ولی "اقوام اروپای تبار روس ها "ودر   سالهای اولیه حکومت  قاجاریه وبندر ویا ناوگان تجاری ودر کنار این دریاچه بزرگ  خزر آسیا ئی نداشتند که سفر نامه میرزا ابوالحسن خان به روسیه آنرا ذکر کرده است ویا کتب دیگرهم  آن  را بیان می کنند  وبهمین دلیل هم  و53 در صد جمعیت قزاق این کشورقزاقستان معاصر هم جوجی نژاد بوده  ویا 17 در صد ویا بلاتر اقوام تبعید ی به قزاقستان  وبا  آنان مخالفند که اغلب از طوایف مختلف مغول ویا ترک وقیرقیز  هستند  ویا از طوایف اویغور ترک ویا قوم قیرقیزبوده  ویا از قوم ترک آذربایجانی هستند  ویا از اقوام کاتولیک های اروپای شرقی می باشند  که روسها واز زرنگی  خودشان ونام آنها را" قوم قزاق "نامیده بود که معلوم نباشد که از چه قومی تشکیل شده اند ؟که در اسناد تاریخی  مختلف وچنین قومی در آسیا قبلا وجود نداشت وبعلاوه این اقوام سابق دشت قبچاق هم  واز نارضایتی زندگی  خود ودر این کشورمی نالند ! ویا در انواع نشریات اینترنتی ،شکایت دارند وحتی آلمانی ها هم که برای مدیریت صنایع خصوصی سازی شده آنها امده بودند ویا به قزاقستان معاصر آمده بودند واز آن کشور رفتند و معتقدند که بعد از سال 1920م  ویا بعد از جنگ جهانی دوم وچیزی بنام "قزاقستان" ودر خاک "آسیا وجود ندارد وبلکه این 30 در صد روس تبار منطقه مزبورهستند که حاکم واقعی قزاقستان بوده  ولی برای فریب تاریخ نویسان ویا جغرافیا دانها آن " لفظ قوم قزاق" را آفریده اند ویا برای فریب مردم عوام وکوچه بازار آسیا ست که  این واژه را اختراع کرده اند که "تیول بزرگ قوم روس " باشند  ولذا بجای نامگذاری فریبنده مزبور  " کشور قزاقستان " وواژه " قبچاقستان را می پسندند  ودر حالیکه بهتر بود که  " کشور "تبعید گاه بزرگ اقوام متعدد آسیایی " می نامیدند ویا بعد از  سال 1921 م نامگذاری میشد  وچرا که برخلاف "اقوام دیگر جهان" که حد اقل نقش کوچکی  ودر  اداره کشور "مسمای وبنام  قوم خود" دارند ویا در یک کشور   دارند ولی هیچ کدام از سکنه 70 درصدی قوم قزاق ویا اقوام دیگر ساکن ودر این کشورآن  حق را  ندارند ویا  بجز از "روس تبار ها" واقوام دیگر نقشی دراداره این کشورندارند!  ویا در طی 150 سال اخیر نداشته اند!  وچرا که هدف ارتش تزار واز تسخیر خاک قراقستان ودر دوره قاجاریه وتنها تسلط بر دریای خزربود ویا تسلط بر جاده های  تجاری وخاکی قزاقستان بود وتا از طریق آن جاده ها ویا  دریاچه برزگ آسیاءی  وراههای آبی اش  واراضی وخاک بقیه اقوام را نیزتسخیر بکنند ویا  به زیر سلطه خود دربیآورند ویا خاک چند ین کشوردیگر آسیای مرکزی را هم وتسخیر بکنند ! ویا ازطریق پایگاههای  نظامی کشور قزاقستان وراههای تجاری ملل همجوار راو تحت کنترل  خودشان بگیرند ! ویا از طریق  برده گرفتن نظامی همان قوم " قزاق ها " ودر لشکر کشی های دوران تزاری خود  ویادر  فرستادن آنها وبه جنگهای جوامع مختلف جهان و بقیه ملل آسیایی راهم  وتابع خود بسازند ویا  بوسیله آن برده های نظامی قزاق نام گرفته و مستعمرات  خود را در خاک آسیا گسترش داده ویا زیاد بکنند  که واحد های نظامی "بریگارد قزاق های دوران قاجار" ایران که در شهر های متعدد بود ویادگار آ ن مسئله می باشد  ویا" ارتش قزاق" تحت نظر لیاخوف روسی ودرگلوله باران مجلس ایران  وهمگی حاکی از این مسئله سلطه خواهی است ویا فلسفه وجودی قزاقهای  نظامی ودر کشور های دیگرآسیا چنین است  ویا نقش آنان ودر جنگهای اول ویا جنگ دوم جهانی و فقط سوء استفاده از نام " قومیت " آنان می باشد  که "سفرنامه میرزا ابوالحسن خان به روسیه "ودر ص  170 و171 کتابش وبه وجود 60 هزاز نظامی قزاق ودر گارد شخصی تزارها اشاره میکند  که چند زرع واز بقیه بلند قد تر بودند ویا در سال 1905 هموتزارها  به جنگ ژاپنی ها برده بودند   ویا سیاست  تبدیل کردن خاک قومی آنان وبه "تبعید گاه بزرگ اقوام آسیائی های ناراضی" بود ویا محل تبعید گاه  زندانی های سیاسی ملل متعدد آسیا یی بود ویا  درطول  80 سال اخیربود  ویا در تبدیل کردن خاک این کشور وبه مکان استقرار صنایع نظامی روس بود   که به نقل اسناد تاریخی واستالین بعد از خاتمه جنگ دوم جهانی وپیچ ومهره های کارخانه های نظامی هیتلر راودر خاک المان شرقی باز کرد ویا  از صنایع نظامی آلمان شرقی واتریش وپروس وغیره باز کرده  وبه آنجا آورد ویا برای اینکه احساس امنیت واز استقرار آنها ودر خوداطراف  مسکونمی کرد  ویا در داخل خاک روسیه احساس امنیت وبرایشان نمی کرد که مبادا مورد حمله ملل اروپایی واقع بشود؟ ویا مورد حمله اروپای شرقی قرار بگیرند؟ ولذا ترجیح دادند که سیاست بازی کرده وآنها را صرفا ودر خاک قزاقستان مستقر بسازند که ظاهرا قوم مستقل شمرده می شدندولی در دست روسها بود   ویا با بزرگ کردن نام " قوم قزاق "ویا " کشور " قزاقستان " بود که آن  صنایع نظامی سرقتی را واز هیتلر آلمان بدزدند وبه خاک قزاقستان وتحت تیول خودشان  بیاورند که ارتش هیتلرو با آن صایع نظامی سنگین خود  وحداقل 20 کشوراروپای شرقی  را گرفته بود ویا تا شهر مسکو تسخیر کرده بود ولی این بارو در خاک قزاقستان وبنام "صنایع نظامی استراتژیک " قزاقستان  نامگذاری گردیده بودند که اکنون دهها "مجتمع نظامی سنگین قزاقستان" نامیه می شوند که به اسامی آنها اشاره نمی کنم  ویاحداقل نظیر " پایگاه بایکونور " قزاقستان است که مهمترین سایت آزمایشات هسته ی روسها ودر خاک قزاقستان می باشد   ولی این  نوع از سیاستهای چند قومی کردن خاک قزاقستان واز اقوام تبعیدی وعاقبت خوشی ندارد  ولذااقوام  تحت ظلم روسها ودر این کشور و درآستانه فروپاشی  از هم قرار دارند که روسها مجبور شده اند که به وقوع احتمالی آن ودر قزاقستان اعتراف بکنند !

ومثلا متن نوشته ذیل واز خودم نمی باشد  وبلکه از نشریه می باشد  که خود پوتین  هم ودر آن نشریه وبه وخطر "یوگسلاوی شدن دوم قزاقستان "اشاره داردکه ذیلا ودر چند سطر وبرای مستند کردن گفته هایم ذکر می نمایم ولازم به ذکر میباشد  که خاک کنونی قزاقستان ویا با وسعت دوبرا برخاک پاکستان می باشد  ولی با جمعیت  بسیار اندکتر 18 میلیونی می باشد   ویا باباشهرهای پراکنده ودر چهارده استان قزاقستان  ویابیشترمی باشد که حداقل پنج استان آن کشور و بنامهای استانهای  قزاقستان شمالی  نامیده می شود ویاقزاقستان جنوبی ویا قزاقستان غربی ویا قزاقستان شرقی ویا غیره نامیده می شوند که100 قومیت متضادالفرهنگو در آن استانهامی باشند   ویابا 40 نوع مذهب ویا بادهها نوع اززبان  رایج در استانهای آنکشور وجود دارد وهیچ کدام نیز وبزبان روسی تحمیلی دولتی صحبت نمی کنند وبلکه به زبانهایقومی خود صحبت می کنند  

ومثلا به زبان‌های  اوکراینی،ویا زبان تاتاری، ویا قرقیزی، ویا اویغوری، ویا ازبکی، وترکی آذربایجانی،  وباشقیری، وفارسی  ویا تاجیکی، ویا زبان آلمانی، ویا زبان کره‌ای، وزبان ترکمنی، وزبان ارمنی و ویا زبان مغولی  سخن می گویند که تنها تعدادی از مهم‌ترین زبان‌هایی می باشد  که بزرگ‌ترین اقلیت‌های قومی این کشور وبه آن‌ها سخن می‌گویند.

ویا مدتی است که اسامی شهر هایشان را و روسها وبه "زبان روسی "  اسم گذاری کرده اند ولی همان  اقوام وبا همان اسامی قومی سابق خودش ، آنها تلفظ می کنند ومثلا شهر الماتی را همان شهر" المااتا  ویا شهر درختان سیب می دانند که در جنوبش کوههای پربرف تیان شان اویغورستان قرار دارد   ویا حداقل 5/2 "درصد از جمعیت اویغور های ناراضی چین ه ودر این استان جنوب شرقی قزاقستان  زندگی می کنند  ویا همیشه در حوادث تاریخی قزاقستان نقش داشته اند  که در اغلب کتب تاریخی وبه آنها اشاره شده  است  ویا شهر جامبول ویا مرکزاستان زامبیل را هم وهمان "شهر طراز"سابق می خوانندویا شهر "اترار" می خوانند که مرکز این استان پرجمعیت می باشد  ونیز اولین برخورد مغولان وبا ارتش خوارزمشاهی  هم ودر این شهر اتفاق افتاد که درآن شهرو حداقل 20 هزار سرباز"غایر خان "ویا حاکم خوارزمشاهی  کشته شدند وسپس مغولها شهر "اترا ر"را گرفتند ویا استان پرجمعیت " قزاقستان جنوبی " وبه مرکزیت شهر "جیمکنت میباشد که با500/000/ 2" نفر جمعیت که بدلیل بافت خاص قومی اش ویا مذهبی اش  ویا زبانی اش ودل خوشی  از حکومت وابسته به روسهای  قزاقستان ندارند ویا استان جنوبی دیگرش وبنام آستان " قزیل اورتا " است ودر کنا ره های رود سیحون می باشد   که از قدیم مرتع های چراگاهی ترکها بود  ویا محل گذر گاهی اقوام غزبود ویا  به استان منقشلاق می رفتند وبه مرکزیت "شهر آق تاو " درقزاقستان می باشدکه اقوام متعدد دارد    و یا ساکنان  استان آتیرائو ودر کنار دریاچه خزراست  که حکومت وابسته به روسهای قزاقستان ونام شهر مرکزی آنرا وبا واژه روسی  "کورِیِف" نامگذاری کرده اند   ولی با این واژه سازی های تصنعی زبانشناختی خودشان ونمی توان  گفت که نظام قومیت های  این کشوریکدست است  ویا بامذاهب  متعددسکنه  اش ویابا  فرهنگهای گوناگونش  که دارد  ویا با نظام های رفتاری واعتقادی وافکار وعقاید  گوناگونش واین ملیت بظاهر خاموش را وآتش زیر خاکستر نموده است   که تئوریسن های بیسواد ویا بی مغز دانشگاههای مسکو واین قبیل از مدل کشور سازیها درست کرده اند ویا این نوع از تعیین مرزهایش را وبه لنین ویا به استالین یاد دادند  که هیچ گونه اطلاعی از مردم شناسی  کشورها نداشتند ویا از علم از فرهنگها نداشتند که در قرن نوزدهم پیدا شده بود  ویا از علم جغرافیایی اقوام آسیایی نداشتند    که تازه بعد از 70 سال از :کشور داری دیمی بلوک شرق خود ،وتازه گورباچف ویا یلتسین  ویاتنگ شیائو پیگ چین وبه نواقص عمیق سیاسی ان پی برده اند ند ویا تازه  به "کشور داری دیمی خود ودرخاک  آسیا یی[برده اند وآنهم بعد ازگذشت  70 سال ویابعد از خراب کردن زندگی همه مردم آسیا بود که سرنوشت سکنه این  قاره بزرگ  جهان که بدست این "دوسه نابغه تاریخ بشری "سپرده  شده بود!؟ ولذا در سال 1991 م وحداقل 80 و90 کشورآسیایی واروپای شرقی  واز اتحاد جماهیر شوروی جدا شند ویا برخ ها هم "اتحاد یه چین کمونیست زرد پوست ها "جدا شد ند  ویا حزب های کمونیست فرمایشی آنها ویاسران آنها وبه زباله دان تاریخ ودر خاک آسیا افتادند !ولی امروزه وبرخی از بقایایش و در چند کشورمزبور ویا  با شعار "اتحادیه فرمایشی شانگهای ویا"اوراسیا "دیده می شوند  ولی امروزه تنها  پنج وشش کشور ودر خاک آسیا بیشتر نیستند  ولی هنوز  بلند گوها ی تبلیغات گری بزرگی دارند وبهمین دلیل  و بعد از گذشت 30 سال و از آن تاریخ 1991سال  م ویا از تاریخ فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وتازه آقای پوتین ومتوجه  "و خامت تفکرات تئوریکی اش"  شده است ویا در مورد "فدراسیون من درآوردی روسیه خودش " ویا "اقتصاد اوراسیایی  آن" شده است ویا معضل قومیت ها ی متعد دومتعارض را ودر  6کشور زیر مجموعه اش میبیند ! ویا وخامت تفکرات اقتصادی اشان را ودر مورد نظام خصوصی سازی جدیدشان ویا در مورد نظام اشتراکی قدیمی مزرعه های آسیایی اشان  را دیده که به امکان یوگسلاوی شدن دوم ان اذعان می کند ولی همچنان در طی  70 سال گذشته وانواع بدبختی ها را وبه ملل بیچاره آسیا تحمیل کرده اند  ویا با تفکرات بی مغزانه ا شان تحمیل کرده اند ومثلا در مورد "اتحادیه شانگهای" ویا با "تز" ومدل من در آوردی  "اقتصاد اوراسیایی " خودشان که تحمیل می کنند ولذا مطلب ذیل را واز نشریه ای ذکر می کنم که پوتین هم ودر آن نشریه وبه وخامت اوضاع قزاقستان ،اعتراف کرده است :

خطر تجزیه:

نوشتار اصلی:در  استان قزاقستان شمالی:

ولادیمیر پوتین ودر یک کنفرانس مطبوعاتی ودر مورد قزاقستان گفته‌است که قزاقستان هیچ وقت یک کشور نبوده‌است و تنها بعد از فروپاشی شوروی تأسیس شده‌است که موجب ناراحتی نور سلطان نظربایف، شده‌است. وکارشناسان این بیانات را ودر واکنش به حمایت نظربایف واز عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا دانسته‌اند. وپوتین نیز در سپتامبر سال ۲۰۱۴ میلادی ودر دیدار دانشجویان ودر پاسخ به این پرسش که «آیا رشد روحیات ملی‌گرایی در قزاقستان ومنجر به تکرار سناریوی اوکراین نخواهد شد ؟وزیرا فعلاً نورسلطان نظربایف نقش عامل بازدارندگی را بازی می‌کند»، وبه توصیف شخصیت نظربایف پرداخت ولی با بیاناتی موجب آشفتگی افکار عمومی قزاق‌ها شد. وپوتین گفت که :نظربایف کار شگفت‌انگیزی کرده‌است و در قلمروی کشورش ودولتی بنا نهاده‌است که هرگز در طول تاریخ صاحب دولت (حاکمیت) نبوده‌است. ودر واقع او به صورت تلویحی گفت که قزاقستان وهیچ‌گاه به عنوان یک کشور وجود خارجی نداشته‌است. و"ملی گرایان قزاق" واز دیدگاه روسیه مبنی برنداشتن دولت و حاکمیت در طول تاریخ ،ناراحت شده و به آن واکنش نشان دادند. وحدود یک چهارم ساکنان قزاقستان و نیمی از جمعیت قزاقستان شمالی را "روس تبارها "تشکیل می‌دهند. وقزاقستان بعد از روسیه وبیشترین تعداد گویش وران زبان روسی را دارد.[۲۸][۲۹][۳۰]

 ولذا در این راستا وشهر "آق‌تپه "که در نزدیکی مرز روسیه می باشد و محل نخستین حمله انتحاری در قزاقستان در سال ۲۰۱۱ شد.[۲۶]  ویا به گفته مقامات قزاق واز این کشور حدود ۳۰۰ نفر بوه سوریه و عراق رفته و در صف گروه‌های افراطیها  و به‌خصوص  به داعش پیوسته‌اند.

ونیز در پی  اعتراضات کشاورزان قزاقستانی ویا به سرمایه‌گذاران چینی وقرارداداجاره 25 سله زمین‌های آن‌ها وشورش شد ولی این اعتراض‌ها ودر ماه مه ۲۰۱۶ سرکوب گردید  و شماری نیز بازداشت شدند

ویک بارنیز در قزاقستان اعتراضات عمده‌ای برگزار شد که در سال ۲۰۱۱ بود که کارگران صنعت نفت اعتصاب کردند. ودر آن مقطع  نیز ،پلیس وبا شلیک به معترضان ۱۴ نفر از آن‌ها را کشت.[۲۷]

وبعلاوه  تحریم‌های دوجانبه روسیه و غرب نیز وبه سقوط روبل روسی و یا به بحران اقتصادی روسیه منجر شده که تأثیراتی جدی وبر جماهیر دیگر سابق شوروی، واز جمله بر قزاقستان، گذاشته‌است.[۴۳]

  بعلاوه ودومین اشتباه سیاسی قزاقستان آن  بوده که شا لوده بندی ارتش خود را وبرمبنای تفکرات تئوریکی دو کشور روس وچین گذاشته است که در گزینش نظامیان خود ویا در اکادمی های دانشگاهی ومطبوعاتی خود ش ودرطی  100سال اخیر و سه ملاک را در نظر ٌمی گیرند که شامل گزینش نظامیانی می باشد که مغز کوچکتر از بقیه داشته ولی بازوان ستبر تر داشته باشند وتایا درجه کیلویی بیشتربیابند ویا  شاخه  دروس اکادمیک دانشکده های نظامی این چند کشور را وصرفا از منظر نظامی گری صرف ببیند ! ولذا مردم شناسی نظامیان مزبور وبشکلی انجام می شود که بحرانهای اقتصادی ویا سیاسی حاد جامعه خود را تولید می کند وآنها نمی بینند ! ولذا مطلب ذیل را و اینجانب از "متن کتاب خاطرات یک قزاق  " می گویم که دوست نزدیک رضا خان بود ویا در ذکر آموزش های نظامی دهها ساله اش که دیده  بود وانها را  نوشته است ومی گوید که  بما در آموزش ها ی ارتش قزاقی گفته بودند که وقتی رفتی بیک بازار وبا لگد خودت واگر  زدی  وبه زیر طبق چوبی یک میوه فروش بدبخت بازار ودر ان صورت درجه می گیری !ویا اگر در ایفای وظیفه نظامی خودت واگر معیارهای هم وطنی را رعایت کنی ویا معیارهای هم دینی ویا همشهری را رعایت بکنی !ودر آن صورت  است که به تودرجه نظامی قزاقی داده نمی شود ! ودیگری هم واز متن " کتاب خاطرات سروان مرتضی زربخت " می باشد که سیستم اموزشی نظامیان روس ویا چین مشاهده کرده است ویا مدل نظامی کشور های زیر مجموعه آنان را ذکر می کند   که درخاطراتش نوشته است  ومثلا "سروان زربخت مزبور" که  علی رغم کوچک بودن درجه نظامی اش ولی در آموزش نظامی  رشته  خلبانی دوره رضا شاه پهلوی  خودش  مهارتهای بزرگی یافته بود و لی  در هما نایام " جزو " حزب توده ایران  "شده بود ولذا در غایله آذربایجان ایران شرکت کرد وبرخی از هواپیما ها واز پادگان دوشان تپه تهران و با همکاری دوستانش دزدیده وبه تبریزدموکرات گشته   برده بودند ویا در سالهای1320الی -1325برده بودند ولی ارتش اشغا ل گرشوروی ودر آن خطه آذربایجان ایران وبا  آموزش های  دیمی خودش که داده بود ویا با درجه های کیلویی که به  ارتش مردمی ویا خلقی آذربایجان ایران که داده بود  ولذا  آن "بقال های نظامی" "شهر تبریزرا درجه کیلوئیی داده ویا یا نظامیان محلات میانه که نظامیان ستبر بازو" وکم دانش بودند وتا از آنها " ژنرال های خلقی" بسازند ولذا در همه صحنه های جنگی مزبور ودر   کوه ها ویادره ها ی قافلانکوه ایران وفقط نظامیان گول خورده ایران بودند که باختند  ویا فقط نظامیان گول خورده ایران ویاپیوسته به جرگه آنان ضرر کردند ویا سالهای سال و در کوهستانهای پربرف غرب  ایرا ن وسرگردان شدند   ویا به زندان ابوغریب عراق افتادند ویا در هوای تفتیده و تبعید"گاه   جزیره خارک  ایران ،وزندگی ویا جوانی خودشان را باختند ! ولذا به نظراینجانب وخواندن این نوع از خاطرات افراد نظامی مزبور وازدیدن  همه فیلمها  ویا سریالها ی سازیمختلف واجب تر است  ویا از خواندن داستانهای رمانی صد ساله اخیرواجب تر می باشد  ویا از شنیدن  صحبت صدها نظامی که در دانشکده های نظامی خود وفقط راجع به معجزه موشک  ها وغیره بحث می کنند ! ویا در مورد دروس صرف نظامی ودر مورد  خمپاره ویا ناو جنگی بحث می شود  ویادر مورد معجزه زیر دریایی  که تدریس می شود !ومتاسفانه این نوع مدح وثنا ها ویا رجز خوانی های رسانه ای  ویا در مورد اندازه ویا قدوقواره  موشکها  ویا در مورد قدرت وساخت بومی آن  موشکها  در مطبوعات هم منعکس می شود ونهایتا  قدرت خود ستایی نظامیان را وبشدت بالا میبرد که از عالم حقایق جهان پرت بشوند  ویا به خود اجازه بدهند که در دنیای سیاست هم اظهار نظر بکنند ویا در مورد اقتصاد مردم هم واظهار نظرجسورانه بکنند که هیچگونه مطالعه ای ودر ان مورد ندارند ویا تحقیق ویا پرسشگری ودر مورد آن مطالب ندارند !ولذا این نوع از مدل تفکرات نظامی گرانه و از رهاوردهای  تفکرات مدل چینی وروسی  می باشد   که اقتصاد ویا معیشت ویا کسب وکار همه سکنه 5 میلیاردی جمعیت آسیا را خراب تر کرده است  وبهمین دلیل  هم واظهار نظر ریاست جمهور قزاقستان ودر مورد"سیاست حذف دلار"  واز این قبل مطالب می باشد ویادر مورد اقتصاد شانگهای ویا اقتصاد اوراسیا یی واز این قبل تفکرات هور قلیایی می باشد  که مطبوعات چاپلوس و"یا " بادمجان دور بشقاب چین "  آسیا نیز وآنرا لعاب کاری بیشتر می کنند  وزندگی اقتصادی مردم را خراب می کنند وبعلاوه نظامیان چاپلوس چین ویا کره شمالی ویا پایگاه بایکونور قزاقستان هم وبا شلیک یک موشک بلند قد ترخودشان و آن نوع از سخنان اقتصاد شانگهایی ویا "اقتصااوراسیایی" را تایئد می کنند ودر حالیکه در دورس دانشکده های نظامی خود وآن نوع از مانورموشک  ودر مقابله با دلار را نخوانده اند ! ولی نظامیان چین ویا روس ویا قزاقستان  وبا برگذاری مانور های مختلف مزبور ودر برابرتحریمهای اقتصادی  جهان  وکاری انجام می دهند  که به  تخصص ویابه حرفه نظامی انها  مربوط نمی شود ومثلا با بر گذاری یک مانور دریایی ودر بین تایوان وچین واین نوع از بن بست اقتصادی چین بوجود می آورند ؟ ودر حالیکه نتیجه بر عکس  می دد  ولذا به این نوع از  نظامیان سطحی نگر چین ویا روس می گویم که این نوع از اظهارات  رسانه ای  آنها ویا با بینش نظامیگرایانه صرف و در مورد "اقتصاد اوراسیا "ویا در مورد ا"قتصاد شانگهای" ویا در  مدل جنگ سرد موشکهای بالستیک  واقتصاد جهان  وچزی نیست  که با مدل نظامیان دوبلوک جهان حل بشود! وبر عکس هرچه نظامیان ودر مورد مسایل اقتصادی ویا در مورد سیاست جوامع آسیایی واظهار نظر مطبوعاتی بکنند ولذا باعث وحشت شرکتها بزرگ اقتصادی ویا فن آورانه  جهان می شودکه سرمایه های خود را واز یک کشورو به کشور دیگرجهان ببرند که  هراس آور ی نکنند   ومثلا همانطوریکه  بعد از ظهور کرونا وبسیاری از شرکتهای بین المللی مزبور وسرمایه ویا حرفه ویا مهندسان ماهرزیر  خود را از شهر های چین خارج کردندوبه ویتنام وتایلند بردند وتا کارگران چینی وچوب سخنان گزافه نظامیان خود را بخورند  ولی متاسفانه نظامیان مزبور واخبار اقتصادی جهان را  نمی خواهنند که بدانند که ا چگونه اظهارات مطبوعاتی دلهره آورنظامیان آنان   وچقدر به جابجائی سرمایه های خارجی منجر شده است ؟ویا چقدر به ورشکستکی خیلی ازآنها منجر شده است ؟ویا در کدام کشورها  شده است ؟ وتا عادت بکنند که فقط درمورد مسایل نظامی صرف  خود سخن مطبوعاتی بگویند ؟

مردم شناسی "اقوام قزاقستان " وبحران  جاده های تجاری آسیا - دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناسی "اقوام قزاقستان " وبحران

جاده های تجاری آسیا

( بخش دوم )

از: دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناس اقوام آسیایی

 

 سومین مشکل دیگر نظامیان قزاقستان هم آنست که در درک "جغرافیای تجارت "جوامع مختلف  قاره آسیا ، و فاقد هر گونه دانش می باشند   وبهمین دلیل  هم این نوع ازکشورهای ماجرا جوی نظامی وبیش از همه کشورهای دیگرجهان و در خطر بحران اقتصادی قرارخواهند گرفت   ولی اگر این نوع  دیگاه را نمی داشتند ودر آن صورت  می توانستند  که  از روسیه بخواهند که "مجتمع های نظامی" خودش را واز این کشور ببرد ویا پایگاههای نظامی خود رابیرون ببرد  که بوسیله آنها و قصد کنترل تجارت دیگر دول آسیایی را دارند! ویا  از خاک قزاقستان خارج ساخته که جاده های تجاری مهم دارد  ویاآن تاسیسات نظامی را ودر خود خاک روسیه مستقر بسازد! ویا اقوام تبعیدی وزندانی های سیاسی دوره استالین ودر خاک قزاقستان را وبه خود مسکو وشهر های دیگر آن بکوچاند !وتا آشتی با قوم قزاق خود نیز کرده  باشد !ویا از تبدیل شدن کشورش و به یوگسلاوی دوم نیز نجات بیابد! ویا نظام سکولاررا  هم ودر قانون اساسی خود را حذف بکند وتا مورد پذیرش اغلب "اقوام مسلمان دیگر اسیائی " بشودوتا اقتصادش نجات یابد ولی   اگر این  نوع از تصمیمات  راچنانچه نتواند  که به روسیه بقبولاند وباید مطمئن باشد که چنان بلائی وبر سر اقتصاد کشورش خواهد آورد که فقط خودش ضرر بکند !وچرا که با استقرار  سایت های فراوان موشکی خود  ودراین کشور ویا در جنب  راههای تجاری کشورش که کامیونهای تجاری کشورهای همسایه ش می بایست از آن جاده ها بگذرند ویا راه تجارت اروپا به چین وغیره است وتنها اقتصاد کشور خودش را  هم به خطر انذاخته است ویا تجارت شهرهای خاورمیانه به چین را هم به خطر انداخته است که کلیه جاده های شوسه ویا ریلی ویا بناد ر راه دریائی خزرکشور قزاقستان را  وبرروی کالاهای کلیه ملل جهان بسته نموده است  وآنها هم مجبورمی گردند  که گزینه دیگر انتخاب بکنند که در آن صورت وضررش را وفقط مردم قزاقستان خواهد چشید  وزیرا بقیه ملل جهان  ودر آن صورت مجبور خواهند شد که برای زنده ماندن سکنه خودشان ویا جهت عدم نابودی صنایع اشان و فقط راه تجارت دریاها ویا اقیانوسهارا  انتخاب بکنند ویا با کشتی ها بزرگ وبصورت امن تر وارزانترتجارت انجام بدهند! وچرا که امروزه تکنولوزی جهان فرق کرده است وعصر  قرون وسطی هم نمی باشد  که جاده های تجاری آسیا وفقط جاده خاکی باشد که همه مجبور به عبور کالاهای تجاری خود واز آن جاده ای قزاقستان بگردند  و یا تجارتشان با کاروان شتر باشد وتا به جاده ابریشم چینی ها احتیاج پیدا کنند که از خاک آن قزاقستان می گذرد وبعلاوه مردم کشور های مختلف جهان  ویا بانکهای جهانی ویا شرکتهای بزرگ جهانی وراه حل دیگری پیدا نکنن ویا تصورش نکنندوزیرا  مدیران شرکت های جهانی ویا مدیران بانکهای جهانی  ومثل خودشان بیسواد ویا بیمغز نمی باشند   که راه حل نیابند ولذا متقابلا آنها هم و برای فروش محصولات خود ویا جهت سرمایگذاری خارجی ودر یک کشور کاری خواهند کرد  که کلیه محصولات  کارخانجاتشان وفقط از جاده های خاکی قزاقستان نگذرد ویااز  ریلی خطرناک ونظامی شده قزاقستاننگزرد  ویااز چهار کشور کوهستانی همسایه اش نگذرد که جاده های کوهستانی اش وزیر کنترل پادگانهای نظامی روسیه ودر این کشور می باشد ویا از چهار بیابان خطر ناک وسط خاک اسیا نگذرد  که آنرا چینی ها و"جاده ابریشم  آسیا" می نامند واگر  نظامیان دو کشور روسیه ویا چین بخواهند که با نظامی کردن این چهار ناحیه کوهستانی آسیا که در چنگ آنانست ویا از جاده های بیابانی  وسط خاک آسیا و سوءاستفاده تجاری بکنند که انحصارا در اختیار نظامیان روس ویا نظامیان چین می باشد  وتا از از بقیه ملل جهان و" باج بگیری تجاری بکنند! ودر آن صورت باید  و"مسئولان سازمان تجارت جهانی" هم به فکر دیگر بیفتند وچرا که با  منافع ویا  تصمیم گیری مدیران کارخانجات تولید جهانی  مغایرت خواهد یافت که تولید کالا می کنند وباید از طریق یک جاده دریایی وبدست دیگران برسد  ودر آن صورتهم وکارخانه داران مزبور و از خریداران خود خواهند خواست که برای بردن آن کالاها وراه خاکی خطر ناک قزاقستان وچهار کشور زیر سلطه چین وروسیه را کنار بنهند وِتحویل آن کالا ها را فقط وبا تردد دریاها ویااقیانوسها بپذیرند  ویا  تضمین خریدارانه بدهند ودر آن صورت  نیز، فاتحه "اقتصاد شانگهای "  وهم فاتحه " اقتصاد وراسیا" خوانده خواهد شد که قزاقستانی ها وطرفدار آن نوع اقتصاد هستند  وبعلاوه  فاتحه موشکهای بالیستیک چین ویا روس ویا کره شمالی ویا قزاقستان  هم خواند ه خواهد شد  وبعلاوه  اظهار  نقش نظامیانشان  هم و دردنیای سیاست ویا در دنیای اقتصاد از بین خواهد رفت  وچرا که نظامیان روس ویا چین نمی خواهند که به ظلم وستم کشور چهار ملت بدبخت کوهستان نشین وسط اسیا خاتمه بدهند که قربانی جاده ابریشم چین شده اند ویابه ظلم وستم  چند قوم بدبخت بیابان نشین وسط آسیا هم  خاتمه بدهند که واویغورها وتبتی ها هستند و نظیر آنان  وقربانی جاده های تجاری وسط آسیا شده اند وبهمین دلیل  ظلم وستم 100 الی 150 ساله استعمار روس وچین  بر ان چند کشور کوهستانی آسیا  ویا قتل عام اشان وبوسیله نظامیان مزبور، انجام می شود ویا بوسیله دهها  پایگاه هوائی روسیه ودر خاک آن کشور وکنترل کننده  جاده های این چند ناحیه کوهستانی بلند وسط  آسیا  انجام می گیزد که در انحصار چین ویا روس قرار دارد  ولذا بخاطر آن جاده های خاکی وسط آسیا و قتل عام سکنه آن دره های عمیق  انجام می گیرد  ویا قتل عام سکنه بیابان نشین های  وسط آسیا انجام می کیرد ویا بخاطر جاده های این 7 ناحیه جغرافیایی خشن وسط آسیا وآنها  "تیول چین ویا روس ودر وسط خاک آسیا شده اند  وتا باجگیری تجاری واز رهگذران کالا دار  ها ودر آن جاده ها بشود ویا از حمل کنندگان کالاهای شهرهای آسیایی ّبشود  ویا از کالاهای اروپایی بّکنند ؟ ویا معامله گران آن کالاها و با یکدیگر انجام بشود   که قربانی راه تجارت ابریشم جاده خاکی شده اند که در جنب هر گامش یک سایت موشکی چین ویا روس  خوابیده است وعبارتند" از:

 

 

1-جاده کوهستانهای بلند تاجیکستان که وسط آسیامی باشد  ودر 150 سال اخیرو مردمش را , اسیر نظامیان تزار روسیه نموده است

2- جاده های کوهستانهای بلند قیر قیزستان که وسط خاک آسیا بوده  وچسبیده به جاده های قزاقستان است که عینا 150 سال می باشد  که قربانی نظامیان تزاران روسیه ویا حکام جدید روسیه شده اند ویابخاطر آن  جاده ها و بارها توسط ارتش روسیه قتل عام شده اند ویا بخاطر عبور کالای تجاری ملل دیگر جهان وازمسیر  خاک آنها و دیگران سود برده وفقط آنها قتل عام می شوند

3- جاده های کوهستانی بلند افغانستان که نظیر  کوههای بلند هندوکش می باشد  ویا بخش کوچک کوهستانهای کشمیرودر  جنب آن  که مسیر تجاری آسیاست وبخاطر تسلط چین وروس بر این کشورو حداقل 40 سال  می باشد که  قتل عام می شوند ولذا کشور ناامن یافته اند

4 مسیر جاده های دشت قزاقستان ویا دشت قبچاق آسیا که انبار زرادخانه های بزرگ هسته ای جهان شده ودر عین حال و به میزان 13 هزار و 700 کیلومتر راه آهن دارد ویا این کشور و حدود 9 هزار و 18 کیلومتر جاده های تجاری وحمل و نقل  دارد ودرعین حال راه های تجاری آبی دریاچه خزر هم در اختیار آنان قرار گرفته بعلاوه بخاطر وجود این جاده های حساس قزاقستان که است اقتصاد پکن ویا شانگهای شاخوشانه به کشورهای جهان می کشد که کالای پکن و از مسیر قطار مسکو  وبه اروپای شرقی وصل بشود  ولذا در سالهای گذشته وبخاط حساسیت این جاده ها  و انواع  قتلهای  مرموز ویا مخفیانه و در این نواحی مرکزی   آسیا ،اتفاق افتاده  است ویا در دوره استالین وهزاران نفر  زندانی سیاسی ویا تبعیدی های  100  قوم آسیا و در دشت نیمه هموار ویابادخیزدشت قزاقستان وسط آسیا جمع اوری گردیده اند ند که جاده هایقزاقستان مزبور  وچسبده به آ ن  کوهستانهای بلند آن چند کشور همسایه وتحت سلطه روسیه می باشد  که لنین ویا استا لین و نام این تبعید گاه بزرگ دشت قبچاق را وبرای بد نام کردن قوم قزاق وکشور قزاقستان گذاشته بود و تا انحصار عبور ومرورواز  جاده های اروپا وبه آسیا  را در این نقطه در دستان خود داشته باشد ویا با قربانی شدن این 14 میلیون زندانیان  سیاسی دشت قبچااق که غیر روسی می باشند انجام می گیرد   وتا بخاطر نیاز همه ملل مختلف جهان وبه آن راههای قزاقستان  واز همه ملل جهان باج راهداری توسط روسیه گرفته شود والا جاده های تجاری خود خاک روسیه همگی مهمل بوده ویا بن بست می باشند  ودیناری ارزش ندارند وبعلاوه قبلا و همه ا قوا م قزاق دشت قبچاق  وبا اقوام دیگرکوچرو  در این دشت بزرگ آسیا زندگی می کردند ویا قرنها درگذشته ودر  صلح وصفا با هم بسر می بردند  ولی امروزه و بخاطر جاده های حساس اش که در جنب انها سایت های هسته ای مهمخوابیده است  وبا همه جهان در گیرسیاسی شده اند  ودر حالیکه قبلا ،مغولها ودر کناره این جاده های تجاری دشت قبچاق  واز هیچ کاروان تجاری باج تجاری نمی گرفتند ویا از محمولات تجاری اقوام دیگر آسیائی ونظیر امروز" باجگیری امنیتی نمی کردند  ویا در پایگاه بایکونوردشت قبچاق دوره چنگیز ویا دوره تیمورو شمشیر کشی وبرای ترساندن  کاروان های تجاری اقوام بدبخت وغیر مسلح ودر  کنارجاده بایکونوردشت قبچاق نمی کردند که امروزه قزاقستان نام گرفته است  وبا آنکه آنها ودر  عصر قبایلی وجامعه عشیرتی بودند ولی ،فرهنگ وشعور امن ماندن یک جاده تجاری  را می دانستند ویاامن بودن  راه ابریشم را می دانستند که اسناد تاریخی آسیا ومملو از این نوع فرهنگ آنان می باشد  ولی نظامیان نوکیسه روسیه ویا تئوریسن های دانشگاه مسکو وامروزه واز داشتن چنین فرهنگی ودر قرن 21 مبرا بوده ویادر مسیر سازمان تجارت جهانی مبرا می باشند   ولذا مذاکرات دیپلوماتیک  با آنان فایده ای ندارد ویا در سازمان ملل ویا در "سازمان تجارت جهانی" و واین قبیل از مذاکرات وآنها را با فرهنگ نخواهد نمود  که ناامن کردن جاده های تجاری 83 ملت  آسیا را وبرای نفعشان نخواهند  ویا  بنفع قوم روس تفسیر نکنند !

 5-جاده های تجاری کوههای بلند تیانشان ویا صحرای مخوف تکله مکان ایغورستان ترک چین که12 میلیون قوم ایغور وبخاطر تسلط چینی های بر ان جاده ها ویا در مسیر اقتصاد شانگهای 70 سال است که اویغورها وتوسط ارتش چین قتل عام ویا نسل کشی می شوندو تاچینی ها واز طریق جاده مزبور سود تجاری ببرند ویا جاده ابریشم خاکی آنان  باز بماند که چسبیده به سه کشور کوهستانی قیر قیزستانی ویاتاجیکستان وایافغانستان وچهارمی نیزتبعیدیهای دشت قبچاق است که قزاقستان نام گرفته است

6- جاده های تجاری حاشیه صحرای گبی مغولستان که چسبیده به راه آهن چین می باشد  که آنرا جاده ابریشم آسیامی خوانند  ویا جاده خاکی پکن وبه اورومچی اویغورستان است که بخاطر  آن جاده اشان وبا قوم اویغورها ویا مغولهای داخل خاکشان  می جنگد که در  مسیر گذرگاه  پکن وبه مسکو می باشد   ویا بخاطر جاده ابریشم خاکی چین واین اقوام مسیر راه آهن پکن وبه مسکووسالهاست که  دچار انواع مشکلات شده  ویا توسط ارتش چین ویا توسط پاسداران اقتصاد شانگهای قتل عام می شوند

7- جاده های تجاری تبت چین که در  بیابانی گرم وخشک ودر جنوب غربی  چین می باشد ودر وسط آسیا بوده ویا چسبیده به چند جاده کوهستانهای بزرگ آسیاست   ویا  شهرهای وروستاهای بدبختش ودر جنوب "صحرای تکله مکان اویغورها " ویا"صحرای گبی  مغولها "واقع شده است  که سکنه بدبخت آن بیابان مرکزی آسیا هم  وبخاطر جاده های تجاری چین  وحداقل 70 سال می باشد که  قتل عام می شوند  ویا توسط ارتش چین می شوند وتا اقتصاد شانگهای رونق بگیرد ولذا  در وسط خاک آسیا ومعیشت سختی را ودر این بیابان خشن  دارند  وبعلاوه تابع مذهب دالائی لاما بوده که چینی با آن مخالفند  و بعلاوه چین  هم وازطریق تبت و راههای تجاری تبت ومسیر راههای  تجاری 1/1 میلیارد جمعیت بدبخت  هند راهم  بسته است ویا مسیر کاسب کاران هند را وبه اقتصاد سایر شهرهای آسیایی را بسته است وتااز آنا ن نیزو "باجگیری تجاری " بکنند که با شعار "تجارت آزاد سازمان تجارت جهانی" ودر آسیا مغایر می باشد  ولی صحراهای  تبتی که .چسبیده به آن چند ناحیه کوهستانهای بلند قاره آسیا می باشد   ویا چسبیده به صحراهای مخوف تکله مکان ویا صحرای گبی می باشد  ومسیر جاده ابریشم چین را بوجود می آورد  ویا مسیر راههای تجاری چین وبه مسکو ویا به اروپا ویا به نقاط دیگر جهان وازآن  جاده های سه صحرای مخوف می گذرد ویا از مسیر کوهستانهای بلند وخطرناک همسایه اش می گذرد که در وسط آسیا قرار گرفته اند وجاده های مزبور ودر طول 70 سال گذشته هیچ خیر ویا خاصیتی برایشان نداشته ویابجزاز  بدبختی ویا نسل کشی وبرای آنان ببار نیاورده  است

آری ،توصیف دقیق جغرافیایی "جاده خاکی جاده ابریشم آسیا " ودر فهمیدن  این7 نکته فوق الذکر می باشد  ولی چونکه اغلب مردم جهان و معلومات اندکی ودر مورد جاده ابریشم مزبور دارند ویاچیزی از "مفهوم جاده ابریشم "نشنیده اند ولذا صرفا با آب وتاب فراوان واین لفظ را   بر زبان می آورند  ویا در تابلو کسب کارخود می چسبانند  ویا بر روی جلد دفتر مدرسه خود می چسبانند ولی نمی دانند که جاده ابریشم خاکی مزبور  ودر 150 ساله اخیر وچه مصیبتهای  بزرگی را وبر سر این چند قوم بدبخت کوهستانهای بلند آسیا نیآورده آست ؟ویا چه بر سر  سکنه بدبخت صحراهای مخوف وسط آسیا نیآورده  است ؟ویا چه بر سر اقتصاد همه ملل آسیایی نیآورده است ؟ ویا چگونه آنها را وآلت دست مطامع شخصی رهبران دوکشور چین وروسیه نموده است؟که طبق یبوست ویا رطوبت طبع اشان در مورد اقتصاد جهان عمل کرده ویا چگونه وطبق مزاج نظامیان این دو کشورجهان  و هر روزه ،اقتصاد کارخانجات ویا اقتصاد مغازه های انواع کشورجهان ودچارانواع اسهال کاریها نمی شود  ؟ ولذا چاره کارشان آن می باشد  که همه مدیران صنایع کشورهای مختلف تولید کننده جهان ویا همه مدیرا ن بانکی  جهان که گشایش دهنده ارزکشور های مختلف جهان می باشند   وبرای نجات جان و این چند قوم بدبخت آسیا یی واز خیر وبرکت " جاده ابریشم خاکی " آسیا بگذرند وبلکه با سر دادن "شعار جاده ابریشم دریائی "وبه "سازمان حقوق بشر" کمک بکنند ویا جهت نجات جان آنها کمک بکنند  ویا به "بنیادهای دمکراسی در آسیا "بپیوندند  ویا با شعار مزبورو به نسل کشی وقتل عام آنها خاتمه داده  شود ویا به  تبعید شدنشان وتوسط نظامیان زورگوی این دو کشور خاتمه  داده شود  وتا آنها بفهمند که آسیای بزرگ وبرای اداره اقتصاد جمعیت کثیر خود وصرفا به عقل وشعور فرهنگی احتیاج دارد وداشتن موشک اتمی بالیستک وآفریننده "فرهنگ " نمی باشد  ویا آفریننده تعقل وبرای مردم آن کشور نمی باشد! وزیرا مردم آسیا وبه اندازهای  جمعیت بزرگ ویا عاقل دارد ویابا اسلحه های کوچک  که دارد که جمعیت هیچ قاره جهان وقادر به مقابله با آنان نمی باشد  ولو آنکه همگی سکنه آن قاره ها ی کوچک جهان هم  ،  وموشک اتمی داشته باشند

 

وبعلاوه در توضیح لغت " قزاق " و"قزاقستان" وباید بگویم  که لغت مزبورو یک واژه" قوم شناسی" ویا "مردم شناسی" ونظیر اسامی سایر قومیت های جهان نمی باشد  وبلکه  نویسندگان ومقامات فرهنگی قزاقستان ودر معرفی ملیت وقومیت واقعی سکنه این کشور ومردم جهان را به اشتباه انداخته اند ویا  80 سال است که " لغت " قزاقستان " را و وارد قاموس لغات جغرافیایی جهان کرده اند ویا در اینترنت هم وجهت شناساندن فلسفه نامگذاری کشور خودشان  آنرا ذکر کرده اند ویا با نام آن  "قومیت موهوم قزاق " سخن می گویندولی لفظ قزاقو برای بقیه مردم جهان روشن نمی باشد   وبلکه یک واژه سیاسی فریب کارانه  شده است ولذا روسها ودر توضیح "لغت قزاق" می نویسند که لفظ "قزاق " وبمعنی کوچنده می باشد   وبهمین دلیل هم وحکومت ویا دولت خود را هم و"دولت  قزاقستان " اسمگذاری کرده اند ودر حالی که از نظر قوم شناسی ویا مردم شناسی سیاسی و باید دانست که قبلا  همه اقوام موجود این کشور  ویا در کشور های دیگرجهان هم  وقبلا  صفت کوچندگی رمه دارانه وجود داشت ولی هیچ کدام از اقوام دیگر آسیا ونظیر "دست نشاندگان مسکو ودر آن کشور" وملیت ویاقومیت  خاص خودشان وبا صفت "کوچندگی " ثبت نکرده اند ویا به ثبت سازمان ملل نرسانده اند که ملیت مجهول الهویه محسوب بگردند؟  ومگر مقامات حزب کمونیست قزاقستان که 80 سال  می باشد که این "فعل" را  انجام داده اند  ویا نام جغرفیایی دشت قبچاق آسیا را که اقوام کوچنده زیادی داشت را تغییر داده وآنگاه برای اهداف پنهانی خود ویا بخاطرمنافع  یک اقلیت کوچک روسهای  اشغال گروعنوان این دشت بزرگ آسیایی را لغت تراشی کرده  وآنرا با وآژه مجهول ( قزاق  + " ستان) نامیده   اند  ودر حالیکه  در آسیا ویا اروپا  "ملیت  ها" و"قومیت های  واقعی "وجود دارند و نظیر قوم هندی ودر هندوستان ویا  قوم افغان ودر افغانستان  وجود دارند ویا قوم بلغارستان ویا قوم مجارستان وغیره که قومیت واقعی  در تاریخ دارند ودر حالیکه عنوان آن کشور قزاقستان و لفظ توخالی جغرافیایی آسیایی می باشد  ولی قومیتش مشخص نیست که "قزاق" از چه قبیله ویا قومی می باشد ؟ ودر حالیکه  در منابع تاریخی و قومیت خاصی وبنام "قوم هندی" ویا "قوم افغان  وجود دارند  ویا قوم مجار ویا قوم بلغار ودر اسناد تاریخی آمده است که در ادوار گذشته هم وقوم کوچنده بودند ولی "قومیت قزاقستان" ودر هیچ منبع تاریخی وجود ندارد  ! وصرفا لفظ اختراعی و"من درآوردی" است که مقامات گمارده مسکو واختراع کرده اند وقومیت سکنه این کشور را برملا نمی کند ویا در مورد جغرافیای  اقوام متعدد این کشور نام گذاری کرده اند که 80 سال می باشد  که نشر  این لفظ مبهم واتوسط  مقامات حزب کمونیست این کشور انجام گرفته ویا آنان ودر سی وچهل سال قبل از انقلاب اکتبر نیزآنان  عده ایرا  وتحت عنوان "قزاق " وبعنوان "برده های نظامی" تزار اروپانشین وارد ارتش روسیه کرده بودند ولذا این لفظ را در فرهنگ سیاسی جهان جا انداخته اند ومتن عبارت روشنگرانه اشان ودر مورد فلسفه نامگذاری کشور قزاقستان "چنین است که در عبارت ذیل نوشته و در اینترنت هم گذاشته اند  ومثلانوشته اند که : "

 واژهٔ قزاقستان واز دو بخش «قزاق» و پسوند فارسی «ستان» تشکیل شده‌است، که به معنای «سرزمین قزاق‌ها» است. واژه قزاق نیز ،خود به معنی «کوچنده» و از ریشه ترکی «قَز» است که معنای کوچیدن می‌دهد و به زندگی کوچ‌نشینی قزاق‌ها اشاره دارد.[۵]  وبعلاوه  " ستان " وبه معنی محل جغرافیایی زیست یک قوم ویا ملیت می باشد  که در آن    جغرافیا زندگی می کنند  ووسعت ومساحت ویا جغرافیای خاص دارد ودر مورد آن هم توضیح تاریخی نداده اند ولذا اینجانب مجبورم که از منابع تاریخی مختلف وچگونگی آنرا جستجو نموده  ویاذکر بنمایم   وبا ید  بگویم  که ا مروزه مساحت کشور قزاقستان وبمیزان  00 9/724/2 کیلومتر وسعت می باشد     که از آن مقدار هم ودشت قزاق مورد ادعای آنان ویا مساحت دشت قبچاق  سابق  اشان وبامساحت804500 کیلومترمربع می باشدکه دشت نیمه هموار است   ویا یک ‌سوم کشور را دربرمی‌گیرد وبعلاوه به دشتهای دیگر اشغال شده تزارهای روس ودر عصر قاجریه ایران هم وصل کرده اند و لذا بزرگ‌ترین منطقه خشک استپی جهان می باشد  وبعلاوه علفزارها ویا  شنزارهای گسترده شاخصه این دشت می باشد که دشت هموار ورودخانه های متعدد دارد و سابقا محل چرای "اقوام غز" بوده  که به آن "دشت قبچا ق" می گفتند که به معنی "درخت توخالی" بود وبعدا شاخه های مختلف اقوام متعلق به قوم "اولوس جوجی" نیز ودر این دشت  مستقر شدند وتا دامداری کوچروانه بکنند  که سه "اردوی قومی کوچک" ویا "اردوی میانه" ویا اردوی بزرگ" ویا با لفظ(اولو)ودر آن دشت داشتند  ودر قالب ان اردوهای متحرک خود  ودامداری متحرک می کردند  ولذا  تا جنک جهانی اول ویا جنگ دوم جهانی وسکونتگاهای دایمی ودر آن دشت قبچاق وجود نداشت وسکنه اش تنها ودر آلاچیق ها زندگی می کردند  ولی ارتش تراز ها ونظام قومی  آنها را برانداخت ویا قدرت سران انها را متلاشی نمود وبعلاوه ارتش روسیه که قبلا در شهر" پاولودار" قزاقستان ریشه روسی دوانیده بود وسپس در سال 1952 هم وپادگان شهر "قراقندی" قزاقستان را ودر آن دشت قبچاق زدند ویا در سال 1854 پادگان نظامی خود را ودر شهر "الما اتی" پایه گذاری کردند که احتمالا سکونتگاه مرکزی اویغورهای دشت قبچاق بود وزیراکه  روستاهایشان ودر اطراف آن شهر می باشد  ویا درجنوب شهر الماتی  نیز وبه بلندی های پربرف کوهستان تیان شان وصل می شود  که چراگاه ییلاقی اویغورها می باشد وبعلاوه اولین پادگان روسی مهم خود را ودر شهر آلماتی تاسیس می کنند  که مدتی پایتخت قزاقستان شده بود که اخیر از انجا به شَهر جدیداتاسیس "آستانه "بردند   وبعلاوه بعد از پادگان الماتی وسپس در سالهای بعدی هم وپادگان "شهر بیشکک" را بنیان نهادند ویا درنواحی  غربی تر  شهر الماتی تاسیس کردند که مرکزکشور  قیزقیزستان بکنند  وبعلاوه شهر" بیشکک " هم  که شهر روس ساز است وودر جنوبش کوههای بلند قیرقیزستان قرار داشت  ویا در سالهای بعدی هم  و"شهر بیشکک" را وبدلایل سیاسی وازنواحی  مرز جنوبی قزاقستان جدا نمودند وهمان دشت کوچک منفک شده  خود را وبعنوان پایتخت کشور کوهستانی قیرقیزستان  اعلام نمودند که تنها ناحیه هموارکشور  قیر قیزستان وهمان دشت باریکه بیشکک می باشد ویا درلب مرز قزاقستان است وبعلاوه پادگان روسی هم وبرای کنترل کوهستانهایش تاسیس کردند  ونیز در همان ایام هم  و"ژنرال چرنایف روسی" ودر ناحیه غربی تر  شهر بیشکک هم  و"قریه تاشکند" را تسخیر می کند  ویا پادگان سوم ومهم دیگر روسها ودر تاشکند می سازند ویا "قصبه تاشکند" را واز دست وچنگ  "اقوام اق یلاواوزبک" بیرون  آورده وبعلاوه پادگان روسی تاشکند را نیز ودر آ ن شهر زدند وبعدا نیزآنرا وبجای سمرقند وبخارا وپایتخت کشور جدید التاسیس اوزبکستان نمودند( رجوع به مقاله اینجانب ودر مورد اوزبکستان)   ویا از تاجیکستان هم وشهر کوچک خجند را انتخاب نمودند  که در مسیر سه شهر الماتی ویا بیشکک ویا تاشکند  واقع بود وبعدا "خجند "رانیز وبه دلایل سیاسی از واوزبکستان جدا کرده وبه کشورتازه تاسیس  "تاجیکستان "می دهند  ویا در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم نیز وقریه دوشنبه بازار تاجیکستا ن پایتخت آن کشور می نمایند  که مدتی آنرا شهر "استالین اباد" می نامیدند  وآری این مناطق تسخیر شده آسیا وتوسط ارتش روسیه و چندین  شهر پادگان روسی مهم داشت  که بموازت همدیگربودند   ویا در مسیر یک خط جاده ای ویا در جنب ولبه مرزهای جنوبی دشت قزاقستان واقع بودند ویا در مرز جنوبی دشت قبچاق بودند که بعدا روسها ونام "دشت قبچاق آسیا یی"راتغییر داده ونام کشور "قزاقستان" را وبرعنوان آن  دشت مرغوب وبزرگ اسیایی ها گذاشتند وکلمه "قبچاق"هم  وبه معنی درخت توخالی می باشد  که اسم ترکی "فرزند ناتنی اغوزخان" محسوب میشدکهکتاب  ظفرنامه یزدی ودر دوره تیمریان به آن اشاره کرده است  وقرنها در کتب تاریخی   وبه سه کوهستان بلند جنوب دشت قبچاق وصل می شد ودر مرزجنوبی قزاقستان قرار گرفته بوند    که درپائین دست  آن دشت بزرگ هم و سه شهر "الماتی "ویا "بیشکک" ویا "تاشکند "واقع بودند ونخست کوهستانهای بلند  وپربرف "تیان شان "اویغورستان ودر ابتدای جنوبی ان دشت بزرگ واقع بود وسپس  کوههای بلند وپربرف قیرقیرقیزستان بود که قرار داشت  که آب دره های پربرفش  وبه دشت قبچاق می ریزد  ویا سومی نیز کوهستان بلند الای تاجیکستان می باشد  ولذا در شمال کوهستانهای مزبورهم  ودشت بزرگ قبچاق گسترده می باشد   که قبل از تسلط روسها وبر دشت قبچاق مزبور و"اقوام ایغور" کوهستانهای تیان شان ویا "اقوام قیر قیز ستان"واز مراتع کوهستانی ییلاقی خود، پایئن   آمده ودر دشت قبچاق شرقی ومرتع داری قشلاقی می کردند که امروزه قزاقستان نامیده می شود  ویا دو "قوم ترک اویغور"ویا "قوم قیز قیز" هم وبرای مراتع قشلاقی خود وبه اطراف "رودخانه چو"قزاقستان آمده  ویا به مرتع اطراف دریاچه بالخاش ودر دشت قبچاق شرقی می آمدند که آبهای دریاچه مزبورهم  ویا روخانه های چو وغیره ودر دشت قبچاق شرقی هم از کوهستانهای تیان شان اویغوربه دشت قبچاق شرقی می ریزد   ویا از کوههای بلند قیرقیزستان پائین  آمده وبه دشت قزاقستان می ریزد  ولی بعدا سیاست روسها ایجاب میکرد که برای جلوگیری از آمدن اقوام کوهستانی اویغورها  ویا قیر قیزها  ویا اوزبکها و به مراتع قشلاقی خودشان و در دشت قبچاق شرقی و اقدام دیگری بکنند ویا در آمدن آنها وبه مراتع قشلاقی کناره های دریاچه ارال ویا دریاچه خزر  ومرزکشی های جنوبی کشوری قزاقستان را بوجود آورند ویا سه ناحیه ترکستان شرق اویغور را وبه مرکزیت ارومچی را وبه چین کمونیست بدهند که در پشت کوه تیان شان بود ویا کشور قیرقیزستان را بوجود آورند  وبه مرکزیت "بیشکک "باشد ویا کشور اوزبکستان جدید کمونیستی را به مرکزیت" تاشکند" را  بوجود آورند ویابعد از انقلاب اکتبر 1917 هم  حزب های کمونیست را ودر این چند کشور آسیای مرکزی  کاشتند  و تاپای آن "قومهای کوهستانی "را  و از آمدن به مراتع قشلاقی دشت قبچاق ویا قزاقستان امروزین  قطع بکنند  وآنها را اجبار  به یکجا نشین  شدن ودر کوهستانها سردمزبور  نمودند   وبا این  عمل خود شان  ولبه مرزهای جنوبی دشت قزاقستان را ساختند که برای تدارکات نظامی وسه پادگان روسی تاشکند ویا بیشکک ویا الماتی  هم وریل گذاری  راه آهن را بوجود آورده  ویا  در جنب همان مرزهای جنوبی دشت قبچاق و راه آهن کشیدند ویا در پایین پای  کوههای بلند تیان شان ویا کوههای قیرقیزستان ویا کوهستانهای بلند  الای تاجیکستان و راه آهن کشیدند ویا آنرا واز دو والی سه مسیر ریلی قزاقستان وبه ایستگاه راه اهن مسکو وصل کردند ویا  به اروپا می رود  ونیز در در راستای این سیاست تصاحب ارضی خودشان  که در دشت قبچاق تصاحب بعمل اورند وتا روسها در قاره آسیا به دشت بزرگ ومساعد دستیابی داشته باشند  که  خود روسیه و فاقداین نوع از  اراضی مناسب بودن ودر اطراف مسکونیز نداشتند  ولذا بیرون آوردن اراضی این دشت بزرگ  واز سیاست های آنان بود ویا از چنگ چند قوم بزرگ کوهستانهای آسیای مرکری وهدف نهایی آنها بود وبعلاوه چهار مرزکشی  دشت مزبور را هم بوجود آوردند ویا در "هیات دولت روسیه" وآنرا  وبنام "کشور قزاقستان" ،تصویب کردند  ویا برای فریب جغرافیائی مردم جهان وآنرا وبنام کشور جدید قزاقستان نامیدند که قبلا دشت قبچاق نامیده می شدویا "اقوام قزاق "هم ووجود خارجی در این دشت  نداشت وبلکه طوایف مختلف قوم جوجی نژاد در آن دشت زیاد تر بقیه اقوام بودندویا در کنار اقوام دیگر و در مراتع خاص قوم خودشان ویا در مرتع قشلاقی  خاص خودشان  وکوچ روی داشتند ونیز برای دستیابی به دریای خزر یا واقیانوسهای گرم از طریقبندر ها وراهای آبی  آن دریاچه بزگ آسا  و"جمهوری خود مختارقوم  کالموک "را منحل کرده واراضی را به "دولت قزاقستان "سپردند  وتا  در ساحل دریای  خزرهم  وبندرتجاری  داشته باشند ویا سکونتگاههای کالموک ها ودر شمال دریاچه خزر منحل کرده وآنها را به نواحی مختلف  سیبری تبعید نمودند   ونیز "ایالت خودمختار قنقرات "را تقسیم نموده که قبلاوبه  اوزبکستان داده بودند  ولی بعدا و قسمتی از ان ایالت راودر کناره های دریای  خزر وازکشور  اوزبکستان گرفته وبه قزاقستان دادندونیز بهانه اشان آن بود که "قوم  قنقرات" ویا "قرا قالپاق "و با اوزبکها اختلاف عمیق دارند ولذا اراضی غربی دریاچه آرال را هم واز دست  اقوام قراقالپاق ویاقوم قنقرات خارج ساخته وبه قزاقستان دادند  وبعلاوه  دشت  شمال شرقی دریای خزر را وبه نام اراضی موهومی قومیت قزاق  وبه چند استان "قزاقستان شمالی" ویا "قزاقستان غربی" وغیره که بیشتر روس نشین شده بودند وتقسیم نموده واداره همه را وبه شهر "الماتی" وپایتخت سابق قزاقستان  سپردند  وغیر از ساحل  شمال شرقی دریاچه خزر ودر شمال غربی دریاچه خزر هم وبامنحل شدن   " جمهوری خود مختار کالموک"  وروسها بنادر "استاراخان" ویا "بند رمخاچ قلعه "وغیره را تصاحب کردند  ونیز قوم چچنها ویا قوم لگزی ها ودر داغستان غرب دریاچه خزر را قلع وقمع کرده وبه تبعید فرستادند وتا بندر "استاراخان" ویا "بندر مخاچ قلعه "شمال دریای ی خزر ومتعلق به "قوم روس "بشود که اسنا دتاریخی  گذشته آن ناحیه می گویدکه : بندر استاراخان  راو "باتوخان "ویا "اوزبک خان" و"نواده های جوجی" بنا نهاده بودند  وبعلاوه اقوام دیگر "شاخه اولوس جوجی "هم وساکن این شهر ها بودند ویا "سفرنامه ابن بطوطه" هم وآنرا تائید می کند  ولذا "روسها "ودر کنار دریاچه خزر واصلا خاکی  نداشتندکه امروزه ادعا می کنند ! ویا جمعیتی نداشتند  که  "قوم روس " باشد ونداشتند که امروزه مدعی آن می باشند  ؟  ونیز دردرون  "دشت قبچاق "هم اوانواع "قومیت های مختلف "زندگی می کردند  که بقایای قوم جوجی ودر آن دشت بزرگ ونظیر امروز ومنکر مراتع ویا  اراضی قوم قنقرات  ویا قوم کالموک ویا اقوام دیگر نبودند !  ویا منکر اراضی "قوم قرا قالپاق" ودر در اطراف شرقی دریای خزر نبودند  که امروزه وبنام "قومیت قزاق" واز اقوام کناره دریای خزر سلب مالکیت کرده اند ویا منکر اراضی مرتعی "اویغورها" و"قیر قیز ها "نبود ند  ودر حالیکه خود قوم قزاق هم وچنین ادعاهای ارضی و براملاک اقوام دیگردشت قبچاق  نداشتند  ولی اختراع کلمه قزاقستان وبرای سکنه در دشت قبچاق نداشتند وبلکه به مراتع ایلی خاص خود در ان دشت قانع بودند ولی امروه واین نوع  مشکلات عمیق راوبرای انان بوجود آورده است؟ ویا  در جهت منفعت شخصی روسها عمل  نموده اند   وبعلاوه   برای قطع ارتباط قومی همان  اقوام قزاق مذکور با اقوام خویشاوند مغولشان در ان سوی مرز شرقی دشت  ویادر ان سوی  دشت قبچاق که کوههای آلتائی و"دشت گبی مغولها "شروع می شود ومرزکشی شرقی قزاقستان را نیزو مرزشرقی دشت قبچاق شکل می دهند  وتا آن کوهستان التایی مغولها نیزواز "اقوام جوجی" دشت مزبور جدا بشود که هنوز قبر های  چنگیزخان  ویا برخی فرزندان ویا خانواده اش ودر آن کوهستان آلتائی شرق دشت قبچاق واقع می باشد  ولی با  مرزکشیهای  تصنعی شرقی دشت قزاقستان  جدا می گردد   ویا برای قطع ارتباط آن مغولان وبا مراتع قشلاقی نیمه گرم دشت قبچاق و(استالین وبا مائو )همدستی نمودند  و اراضی مغولها را نیز وبه دو "مغولستان داخلی ویا خرجی " وبه رهبری چین کمونیست دادند  و"مغولستان خارجی" هم به مرکزیت "شهر اولان باتور "وبعد از انقلاب اکتبر  ودر تحت مدیریت استالین قرار دادند   ولذا مرز شرقی قزاقستان نیزو چنین شکل می گیرد  ویا  قبلا نیز مرزهای شمالی قزاقستان وجود نداشت وزیرا اسناد تاریخی و آنرا نشان نمی دهد که شهر های روسی ودر بالای مرزشمالی قزاقستان وجود داشته باشد  ویا تا اواسط دوره قاجاریه وجود نداشت وبلکه همانطوریکه اسناد ظفرنامه یزدی هم  نشان می دهد ویا اسناد سایر کتب تاریخی نشان می دهند و بیابانهای سرد سیر مرزشمالی دشت قبچاق ومتعلق به 8 شعبه طوایف تاتار ها ی شمال شرقی آسیا  بود که ظفرنامه وغیره به آن اشاره دارند ولی امروزه همگی ودر تسلط روسهامی باشد   وبرخی از اراضی اش وتاشهر  مسکو ومتعلق به اقوام اولوس جوجی بود ولی بعدا ودر "دولت کمونیستی روسیه" وبا سیاستهای مختلف خود کاری کرد که پایتختی خود را وازشهر  پطرز بورگ  وبه شهر مسکو بیاورند  که قبلا سکنه اش واغلب از  "اقوام غیر روسی ویا مغول " بودند ویا به نقل مخبرالسلطنه ودر دوره کاترین کبیر تنها چها محله مغول نشین داشت   وسپس اقوام روسی را از اروپای شمال غربی کوچ داده  وبه آن شهر ونواحی پائین تر آوردند  ویا از اطراف فنلاند کوچانده ودر اراضی بالای مرز قزاقستان اسکان دادند ویا  در 100 ساله اخیرو شهر های کوچک در آن ناحیه شمالی مرز قزاقستا ن برای روسها ساختند  ولذا قوم روسی که قبلا آسیایی نبودند  ولی بعداو با نیرنگ وزرنگی تمام وکم کم "توسعه ارضی" وبه قوم خود دادند   وتا اراضی زیادی را و درقلب  قاره آسیا وبخودشان  اختصاص بدهند  بعلاوه  برای  غصب اراضی اقوام دیگر هم  ومرز  جغرافیایی  آسیا واروپا را  تحریف نمودند  واز مرزهای اروپای شرقی  که شمال غربی رود ولگا بود وبه نواحی داخلی تر قاره آسیا کشاندند  ویا در جهت منافع قومی خود ومرز جدائی آن دو قاره آروپا وآسیا و رود اورال قزاقستان ومرز دوقاره  جنجال سازی نمودند   ویا  برای فریب جغرافیدانهای دنیا نیزو مرز اروپا واسیا را در ناحیه رودخانه قزاقستان وبنام اطراف رود ارال قلم داد می کنند که در خاک قزاقستان ویا در دشت قبچاق شرقی است ؟ واحتمالامرز اروپا و تا شهر شانگها  ی  آسیا نیز کشیده می شو که اراضی تصرفی کنونی روسیه  ودر بالای  ان شهر شانگهای چین قرار دارد ولابد معتقدند که شانگهای نیز  وجزو خاک آسیا نمی باشد  وبلکه جزو خاک اروپا یی آنان می باشد ولذا مخترع واژه " اوراسیا" می باشند که مدیریت اراضی آسیا  وبه مدیریت مسکو روسی باشد  که معلوم نیست که روسها ونظیر شتر گاو پلنگ   از کدام بشری هستند  وآیا یک "قوم اروپائی "می باشند  ویا "قوم آسیایی" می باشند ؟ ولذا خود را در قاره اسیا ومدیر کشور" اوراسیا یی می پندارند  " که هم اروپا را ببلعند وهم آسیا را ببلعند ! وزیرا کلمه "اوراسیا"یک <ازه دو پهلوست وهم اقوام اروپایی ویا همه اقوام اسیایی  را شامل می شود  ! ولابدمالکیت    همه  صدوبیست  کشور خاک آسیا ویا خاک اروپا وهمگی متعلق به شخص پوتین می باشد    ولذا با تز "اقتصاد اوراسیایی" و به فریب همه ملل اسیا ویااروپا مبپردازند!  وبهمین دلیل هم وتز  دم زدن از اقتصاد اوراسیا ویا حذف دلار وازخاک  آسیا توسط وزیر خارجه روسها ویا رئیس قوم مجهول الهویه قزاقها وتز بلعیدن همه کشورهای قاره آسیا وتوسط دار دسته نظامی پوتین می باشد  ودر حالیکه  امروزه وهمه اقوام آسیایی ومشکل  اساسی وعمیق صدساله وبا قوم روس دارند که هیچ کشور جهان وآنها را قبول سیاسی  ندارند ویاقبول  فرهنکی ندارند ویا قبول زبانی ویا مذهبی ویا تجاری ندارند و وزیرا که سر همه ملل جهان وکلاه گذاشته اند   وبعلاوه اقوام تبعیدی قزاقستان هم ومشکل عمیق وبا نظامیان مسکو دارند که اسناد تاریخی  آنرا نشان می دهد وبهمین دلیل هم واز ترس اقوام تبعیدی وبه کشور قزاقستان ودر سال 1997 ومجبور شدند که پایتخت را واز شهر الماتی وبه شهر "استانه "ببرند ویا تعدادی از اقوام روس را دوباره کوچانده ودر شهر های شمالی قزاقستان   ساکن بکنند  ولی عملا این نوع از "سیاستهای  "قاره خواری آسیا و"برای "اقوام روس" وعاقبت خوشی ندارد  وهمانطوریکه اسکندر مقدونی اروپایی که همان دشت قبچاق آسیا را تصرف کرده بود  ووتوسط  اقوام آسیئئ از قاره اسیا بیرون رانده شد  و اکنون نیز نوبت روسها می باشد  وهمانطوریکه  صنایع نظامی سرقت شده را وازخاک  المان شرقی وبرای حفاظت قومیت وخود وبه دشت قزاقستان کشاندند ویا بعد از  جنگ جهانی دوم کشاندند  ویا بنام جعلی" صنایع نظامی قومیت قزاق" کشاندند  ودر آن دشت قبچاق مستقر کرده اند وتا ریاست اشان محفوظ بمانند!  ولی همانطوریکه قبلا اقوام سکائی آسیایی ونظامیان اسکند ر مقدونی اروپایی را واز "دشت قبچاق "آسیائی بیرون انداختند ویا از "دشت تبت وهندوستان" بیرون انداختند  وروسها هم مطمئن باشند که  ا"قوام متعد د قوم مغول "نیز چنین کاری را انجام خواهند داد که  در نواحی مختلف آسیا زیاد می باشند  ولی در این صد سال اخیر وبدلیل فقر سوادشان وهنوز  غافل مانده اند وبهمین دلیل هم واغلب اراضی قومی خود راودر خاک بزرگ روسیه از  دست داده اند !ولی می توانند که با بالا بردن دانش اجتماعی وجغرافیایی خود و،"قوم وایکینک روس اروپایئ" را واز خاک آسیا بیرون بیاندزند ویا اراضی غصبی شده خود را وتادریای سیاه واز وایکینگ های روسی  پس بگیرند! ویا تا جنب کشور فنلاند پس خواهند گرفت !ویا نظیر دوره چنگیزخان و شهر (خان بالیغ  ویا پکن چین کنونی ) را که متعلق به مغولها بود واز دست قوم الحادی طرفداران مائو خارج خواهند ساخت !ومردم بدبخت چین را نیزنجات خواهند داد! ویا  از شر طرفدان مائو، خلاص خواهند نمود وبعلاوه موشکهای بالستیک این دو قوم اجنبی در خاک آسیا هم ونفعی به حال آنان نخواهد داشت وزیرا بقیه اقوام آسیایی هم به آن اخراج ها "رضایت قلبی"  خواهند داشت ، وزیراکه  همه آسیایی ها وتاریخ را خواند ه ا ند واز این رو مغولها را و"جزواقوام آسیا ئی "می دانند ولی روسها را "اجنبی اشغالگر خاک آسیا "می شناسند وبعلاوه اسناد فراوان تاریخ آسیا هم و آن موضوع را  نشان می دهد ویا انواع اسناد جغرافیائی در ان مورد است  که سرتاسر خاک کنونی روسیه ویا در خاک آسیا ومتعلق به شاخه های مختلف قوم مغول ویا تاتار های متعدد آسیایی می باشد وحتی شهر مسکو نیز وقرنها شهر مغولان بوده که اسناد آن زیاد می باشد   وقزاقها ی دشت قبچاق کنونی هم ویک شاخه کوچک از این قبایل بزرگ آسیایی می باشند  واسناد تاریخی  هم آنرا نشان می دهد وبعلاوه  همان مغولان ویا تیموریان جغتایی آسیایی  هم ودر طول حکومت سیصد ساله خود ودر خاک آسیا وبه "سایر اقوام آسیایی "آن نوع ظلم  ها را نکردند که روسهای اجنبی ودر خاک آسیا  کردند ویا در طی 70 سال اخیرکردتد ویا  به همه "اقوام غیر مغولی آسیایی " هم وآن نوع از ظلمها را  کرده اند؟ وآری نظامیان تزارپطروگراد نشین اروپایئ و واز فقر سوادملل آسیایی ونهایت سوء استفاده را کرده است   ودر  جهت " آسیا خواری خود  واز  فقر سواد ایلیاتی قوم جوجی دشت قبچاق و نهایت سوء استفاده را کرده وبرای چنگ اندازی استعماری خود وبه اراضی مردم آسیای مرکزی واز آنان کمک می گیرند که راضی به ان عمل نیستند !ویا در ظلم به ملل دیگر آسیا ؟و بهمین دلیل است که روسها و با سیاست بازی خود وعنوان  این دشت آسیا ئی را وازعنوان "دشت قبچاق "به" دشت قزاق ها" تغییر واژه  جغرافیایی داد ه ان ند  که تا آن موقع  تاریخ وچنین اسمی ودر عناوین طوایف مغولی وساکن دشت قبچاق وجود نداشت  وصرفا ساخته وپرداخته دروغین استاد های دانشگاههای وابسته به تزار های روسیه می باشد  ولیکن برعکس و در همه اسناد تاریخی قاره آسیا ونام اصلی این دشت آسیا وتا  اواسط دوره قاجاریه وبنام "دشت قبچاق "ذکر شده  است که صد ها مورخ دوره های تاریخی مختلف آنرا  نوشته اند وبعلاوه در هما ن دشت قبچاق به آن بزرگی هم که نوشته شده است و در هیچ جاو رود خانه "اورال دشت قبچاق "را ومرز اروپا و آسیا ننوشته اند واین امرهم  از بیسوادی توام با زرنگی حیله گرانه دانشگاههای مسکو می باشد  که چنین "عنوان جعلی جغرافیایئ "را بوجود آورده اندوتا مردم دنیا را ودر روند  "آسیا خواری "خود فریب بدهند ودرثالث در آن دشت بزرگ قبچاق هم که دو برابر خاک ترکیه می باشد   ویا بزرگترین دشت نیمه مرغوب آسیامی باشد   وفقط قوم قزاق سکونت نداشتند  که با زرنگیهای  تمام وعنوان ونام اقوام دیگر باسواد آن دشت قبچاق را خط زده اند ند وتنها آن دشت به آن بزرگی را  وبا اقوام گوناگونش را فقط  "مسکن قومیت قزاق" خوانده اند که تنها  نصف ان کشور هستند که از  جعیت 18 میلیونی اش  محسوب می شوند  ویا اسناد نشان می دهد  دولت 70ساله  نماینده واقعی آنان نبوده وصرفا منافع قوم کوچک روسها  را ودر این کشور بزرگ پاسداری کرده اند  ودر حالیکه  قبلا  در آن دشت بزرگ ومسکن ومراتع قشلاقی دهها قوم دیگر آسیائی هم وجود داشته  ویا خود همان قزاق های ی جوجی نزاد هم واراضی قومی دیگر قبایل  را ودر این دشت قبچاق  انکار نمی کردند و رابعا در داخل همان دشت قبچاق آسیایئ هم وتا صد سال قبل وقومیتی بنام "قوم روس" وجود نداشت که اکنون کوچ کرده و30 درصد جمعیت دشت قبچاق اسیایئ را  تشکیل می دهن د ویا "کلنی نشین های استعمای روسها " را تشکیل داده اند!   ولی  خودشان را "اروپایی تبار" می دانند!  ویا در صد سال اخیر هم واغلب اسامی سکونت گاهی این منطقه را "روسی" کرده ویا به طریقه استعماری خودشان واز "الفاظ اقوام آسیایی" وبه "الفاظ روسی"  تبدیل کرده اند  وتا به همه جغرافیا دانها  بگویند که از چند هزار سال قبل آسیا وچنین اسامی شهری روسی ودر دشت  مزبور وجود داشت   وبعلاوه با تکیه به زور تفنگ  نیز  و"زبان وادبیات قومی دهها کشور اقوام آسیای مرکزی را تغییر داده اند ویا زبان زورکی ودولتی  همه آنها راوبه "زبان روسی "تبدیل بکنند !  وغلطی که استعمار گران اسپانیانی هم نکردند ویا  با اقوام بیسواد امریکای لاتین هم نکردند!  ولی  قوم وحشی روس وبا مردم با سواد آسیا ودر 70 سال اخیر انجام داده اند ! ودرحالیکه  به نقل ابن فضلان وروسها در قرن چهارم نیز ودر توحش کامل بسر می بردند  ویا زبان وخط نوشتاری  هم نداشتند! ولی  آسیائی ها  واز چند هزار سال قبل و زبان وادبیات نوشتاری داشتند که قبل از عصر رویت آنان و توسط  ابن فضلان می باشد ویا از  چند هزار سال واقوام با سواد آسیائی وهزارا ن نویسنده ویا مورخ  داشتند ویا هزاران ادیب ویا دانشمند ومعلم زبان ودر میان خود داشتندکه زبان آسیایی به آنها یاد داده اند  ونظیر فردوسی ویا سعدی وحافظ ایرانی ویا ناصر خسروومولوی تاجیکستانی ویا رودکی وخوارزمی وبیرونی اوزبکستانی  ویا سعدی وحافظ وفردوسی هم به آنها هم یاد داده اند  که از زبان وادبیات خود"پاسداری وطن پرستانه" بکنند ! ولذا به انتقام این عمل دور از خرد روسها ودر دهها کشور اسیایی  ودر آینده نزدیک  هم  وهمه آسیائها همدست شده وبه انقراض خط وزبان روسی واز همه کشورهای اسیایی خواهند پرداخت وتا چنین غلطی  ودر میان "آسیائیان متمدن" نکنند  !ویا همان کاری که دوهزار سال قبل کردند ویا با بیرون انداختن بقایای دولت اسکندرو از خاک آسیا ویونانی زدایی هم و اززبان فرهنگ وادبیات خود نیز انجام دادند   ولذا با همت 5 میلیارد جمعیت غیور آسیا  ودر آینده نزدیک و"زبان روسی "را ودر دانشکده های زبانشناسی آسیا یی ها  ویا در آموزشگاههای تدریس شهر ها یشان  ویا در مطبوعات جوامع آسیایی وبه زباله دان تاریخی خواهند انداخت که فقط زبان قومی همان اقلیت روس تبارها باشد که در میان 213 ملت جهان جائی نیابد  وتا بدانند که بازی کردن با  "زبان وفرهنگ مردم متمدن آسیا" وآنان را به عصر حجربر می گرداند  ویا حداقل به عصر همان ابن فضلان برخواهد گردانید  وبعلاوه  هدف استعماری دیگرشان نیز واز این   نامیدن دشت قبچاق وبنام کشور قزاقستان آن بود که از فقر سواد ویا فقر مادی اقوام بدبخت جوجی نژاد نهایت سوء استفاده را بکنند وآنها را وهمانطوریکه کتاب سفر نامه ابوالحسن خان ایلچی نوشته است ودر "ارتش تزارهای اروپایی "وبعنوان "غلامان نظامی قزاق " استخدام بکنند ! ویابعنوان "برده های نظامی قزاق وقوی هیکل "ویا بعنوان گارد شخصی تزار های اروپایی استخدام کرده باشند و به جنگهای مختلف بفرستند که بجای روسها ودر جنگ اول ودوم جهانی کشته بشوند !وزیرا  لفظ کشور قزاقها  انان را "شیر" می نمود تا شجاعتشان را تنها در خدمت تزارهای روسی قرار بدهند  ویا تشجیع می نمود که بعنوان گلادیاتورها جدید  بجنگند ویا برای تزار اروپایی بجنگند که این بار وبجای "برده داری شهر روم اروپا" که قبلا "امپراطورهای  سزارِی "بودند واین بار "تزارها ی پطرو گراد نشین اروپایی" بودند که انها را "برده نظامی "خود کرده بودند  ولی امروزه نوادگان همان قزاق ها ی بدبخت واکنون با سواد شده اند ولذا نمی خواهند که بنام استحمار گرانه وکشورآنها و قزاقستان نام بگیرد ویا دوست دارند که کشور خود و "کشور نژاد جوجی" بنامند ویا در سازمان ملل ثبت بکنند  و در این راه اقوام با سواد دیگر آسیا هم وبرای کمک به آنها خواهند کوشید !که نام کشور جوجی را وبا عنوان فریبنده قزاقستان ودر مکالمات  خودشان عوض بکنند ! واحتمالا بچه های مدارس آسیایی هم و در آینده نزدیک ودیگر واژه قزاقستان را واز مکتوبات خود حذف خواهند کرد وتا 30 درصد سکنه فریب کارروس زبان ودر  کشور مزبور واز " نوادگان جوجی "در آن   کشوردست بردارند ویا  حساس خطر بکنند  که زندگی در میان مغولهای آسیایی وممکن است که برایشان درد سر ساز باشد وبعلاوه باید بدانند که آنها وخویشاوندان قومی فراوان و در کشور های دیگر آسیایی هم دارند که بدلیل فقدان معلومات تاریخی خود وهنوز به آن پی نبرده اند! ولذا همان اقلیت اشغال گر روس وخودشان ترجیح بدهند  که محترمانه از این کشور اشغال شده  خودشان خارج شده  وبه همان مسکو بروند  ویا 12 حزب فرمایشی وبعد از عصر فروپاشی کمونیسم را  که بشکل دیگر در آورده اند را ونیز در این کشور منحل بکنند! ویا در کتب جغرافیایی دانشکاههای مسکو هم یاد بگیرند  که مرزتفکیک قاره آسیا واز قاره اروپا رود اورال ویا دریاچه ارال کشور قزاقستان ننویسند!  که در کتابهای چند هزار ساله تاریخ آسیا وچنین ادعاهایی واهی ودر مورد دریاچه ارال دشت قبچاق وجود  نداشت که  قبلا دریاچه خوارزم آسیایی  خوانده می شد ویا تاریخ نویسان آنرا نوشته اند وزیرا که آن دریاچه ازآب  دو وسه سه رودخانه بزرگ وسط خاک آسیا پر می شد  وبنامهای جیحون وسیحون  مرو رود وغیره پر میشد که همگی از شهر خوارزم می گذشتند  وخوارزمی وبیرونی وفارابی وغیره هم وساکنان  همین شهرخوارزم بودند  وآب ان دریاچه بزرگ قزاقستان واز رود کم آب وکوچک اورال پر نمی شد که روسها  آنرا "دریاچه آرال" نامیده اند!  ولابد  امروزه هم  وبا تقلب کاری اساتید دانشگاه مسکو وشهر خوارزم نیز  وجزو خاک ارواپایی ها  جا زده می شود که دریاچه اورال در بالای شهر خوارزم است !  وبعلاوه در این تحریف اسامی جغرافیایی اسیایی  وروسها  آنها وهمه اساتید دانشگاه های دنیا را وافراد جاهل ونا آگاه تصور میکنند که چنین شجاعانه تحریف اسامی جغرافیایی می کنند  وبعلاوه ملل دیگر آسیایی هم وهمان سیاستی نادر شاه را ودر مورد حاکمان جدید "جوجی نژاد "دشت قبچاق بکار خواهند برد که به آنها کمک بکنند و تا مر دم بیچاره وناتوان این دشت قبچاق آسیا یی  را واز ظلم حکومتی روسها برهانند  ویا زندانیان سیاسی ملل دیگر ودر خاک مزبوررا رها بکنند   و یا از چنگال 30 در صد روس تبارهای  زالوصفت رهایی یابند  ولذا این نوع از کمکهای فکری ویا رسانه ا ی بّه آنها ویا کمکهای  فنی سکنه با سواد آسیا وبه آنها و در رفع استضعاف آنان وموثر خواهد شد که کمک های نادر شاه هم به "باسلوخان " وحاکم دشت قبچاق  واز این نوع سیاست نشات می گرفت  که در صفحات  1145 کتاب ,عالم آرا نادری آمده است ومی نویسد که لشکر کشی سردار نادرشاه وبه دشت قبچاق وبرای برانداختن حکومت نواده چنگیز خان ودر این دشت قبچاق نبود وبلکه برعکس به سردارنظامی  خود وسفارش کرده بود که با اقوام دیگری که پایه های حکومت باسلوخان را ودر دشت قبچاق می لرزانند مبارزه بکند که بنا به دستور "خورشید خانم وملکه روس "( احتمالا کاترین بوده ) وآنها هم  می لزرانیدند ویانادر شاه به سردار ش توصیه کرد که مخالفان باسلوخان را  سر جای خودشان بنشاند وآن  سردار نادر شاه ایرانی هم وبا جنگهای خود ودیگران را مطیع باسلوخان ونواده چنگیزخان و در دشت قبچاق نمود  وتا  روسها  طمع کاری نکرده ویا به خاک آسیا طمع نداشته باشند  که در صفحات مختلف جلد سوم کتاب عالم آرای نادر ی وبه کمکهای نادر وسرداروی اشاره شده است ویا به کمکهای نظامیانش و به وی اشاره شده است وامروزه  هم سکنه با سواد آسیا هم  می توانند که  همان سیاست عاقلانه نادر شاه را ودر مورد اقوام جوجی نژاد بکنند که فاقد دیدگاه اداری ودر دشت قبچاق میباشند  ولذا دیگران باید که تفکرات غیر عاقلانه خود را ودر مورد آنان  کنار بگذارند که استدلال بکنند روسها ی اروپایی تبارهستند  ولذا  از اعقاب ایل های مغولی   بهتر می باشند !  ویا  فرضا  800قبل ودر گشودن آسیا وبه خانواده چنگیز خان کمک کردهاند  ویا  همکاری نظامی با وی کردهان ند  ولذا امروزه هم وبایدنواده های ارتش آن دوران  وبدست  روسها بسوزند! ویا  باید که بدست روسها  مجازات بشوند ؟  ویا خوشحال از بدبختیهای  آن نوادگان 800 سال قبل   باشند!؟  ودر این مسیر و برای اینکه وبه بدبختی ها ویا به بیچارگی آنها اشاره بکنم وچند سطر از مکتوبات "سفرنامه تحف بخارا " را ذکر می کنم که در سفر نامه "میرزا سراج الدین" آمده است  که در اواخر عصر قاجارو به ناحیه دشت قبچاق رفته بود ولی  امروزه وروسها آنرا قزاقستان نامیده اند ویا وی از نزدیک وشهر های الماتی ویا جیم کنت وغیره را ودر عهد اشغال گری روسها دیده است ودر این باره  درص 49 کتاب خاطراتش نوشته است ومی گوید که :بسیار دلم بحال این ملت سوخته  وزیرا اغلب آنان وحمال ومزدور شده بودند وروسهای تازه آمده ، وملک آنان را تصرف نموده بودند وبه بنده بعضی از روسهای آنجا گفتند که ما در وقت آمدن از روسیه ، وهمه فقیر بودیم وچیزی نداشتیم ولی حالیه وهمه اشان متمول شده اند ویا عمارتهای خوب ساخته اند ویا انبارهایشان پر از غله است ویا گله گله رمه دارند (متن از  ماخذ ص 49 همان سفر نامه تحف بخارا می باشد!)   

وبعلاوه سیاست پشت پرده دیگر ،نامیدن دشت قبچاق آسیایی وب لفظ  کشور قزاقستان وبرای استثمار وبرده کردن آنان بود  ویا جهت مزدور کردن این قوم بدبخت آسیایی بود ویا در راستای تبدیل کردن خاک آنها وجهت تسخیر اراضی اقوام دیگر اوزبکستان ویا قیر قیزستان بود ویا در تصرف خاک تاجیکستان وترکمنستان واویغورستان وداغستان وقفقاز وگرجستان وارمنستان ویا آذر بایجان شوروی بود  ویا در گرفتن تبریز ودهها شهر آذر ربایجان ایران بود وتا آبادی ترکمن چای وشهر میانه ایران  آمدند  ولی روسها وامروزه با نوشتن صدها کتاب فریبکارانه وسعی کرده اند که نویسندگان ایرانی را بفریبند ویا  خل وضع تصور بکنند  که قبول ا بکنند که  آمریکایی ها ،امپریالسم واستعمار گر بوده ولی روسها وفقط طرفدار طبقه ضعیف می باشند   ویا دوست همه ملل آسیایی می باشند ویا به خاک هیچ کشوری  چشم طمع ندارند ولی متاسفانه این نوع از تبلیغات چندش آور آنها نیز امروزه   اثر کرده ولذا امروزه وبرخی از ایرانیان آنرا باور کرده ویا خودشان را ودر دهان گرگ شرقی روسیه انداخته اند! وبعلاوه سیاست پشت پرده دیگر نامیدن دشت قبچاق آسیائی وبنام فریب کارانه کشور قزاقستان آن بود که   در  سال 1930 موقعیت پایگاههای  مختلف نظامی خود را ودر این کشور تثبیت بنمایند   وبهمین دلیل هم  در سال 1936 هم  قزاقستان راوبعنوان یکی از جمهوریهای جماهیر شوروی اعلام نمودند 

 ونیزاز نظر چگونگی جغرافیای شهر ها ویاعوارض ژئو گرفی  دشت قبچاق هم  باید بیفزایم که   دوصحرای "مویوم قوم " ودر جنوب شرقی این کشور بوده  ویا دیگری هم وبنام "قزل قوم "است  ویا بمعنی "شنزار زردرنگ " ودرساحل رودخانه  سیحون جنوب غربی قزاقستان می باشد  که رودخانه های متعدد وطولانی دشت قبچاق وعلفزارهای کناره های آنها را وبرای دامداری کوچرواقوام آسیائی مناسب می نماید  وبعلاوه هوای آن دشت قبچاق نیز گرم وخشک بوده وفقط در کناره های دریاچه اورال ویا دریاچه خزرمرطوب است که  دشت مزبور را و" استان منقشلاق" نامیده اند  واراضی مرتعی معتدل ومرطوب دارد  که در قرن چهارم ومراتع قشلاقی قوم کیماک ویا مراتع قوم ترک قرلق ویا قنقلی ویا قوم اویغور ترک زبان را بوجود می آورد  و ابن فضلان هم وبرخی از آنان را ودر دوره مزبورودر این ناحیه دیده بود ونیز به نقل ص 50 ظفرنامه یزدی وهمه اراضی مزبور وتا سال 616 هجری ومتعلق به اقوام ترک زبان مزبور بود که خودشان را واز نسل اوغوز خان ترک می دانستند و"قبچاق" هم ودر حوالی "ماماق" دشت مزبور وفرزند خوا نده همان قوام اوغز ها محسوب میگردید   ولی بعد از آمدن اقوام مغول وبه دشت مزبور وترکها وبعداز جنگ "اترار "شکست خورده وبه نواحی ایران ویا بهترکیه وغیره کوچیدند ودر عوض شاخه هایی از "اولوس جوجی" ودر آن مراتع مستقر گشتند  که مرتع زارهای مناسب داشت   

وبعلاوه  در ناحیه جنوبی آن دشت قبچاق هم .وچند شهر تاریخی" طراز" ویا "اسفیجاب" ویا "جیمکنت "وجود داشت  که اقوام قدیمی دشت بچاق وبه بازارهای  آن شهرها  امده ومحصولات خود را وبا اقوام دیگر داد وستد می کردند وبه اسامی این شهرها ویا به محصولات ویا به قلعه ویا به حکام ویا بازار ومشاهیرش  ودر کتب مختلف اشاره شده است که از ذکر آنها خود داری می کنم

ویا رودها ی زیادی ود ردشت قبچاق مزبور جاری می باشند  که یکی از آنها و" رودخانه اورال است ویاویا  رود امبی این دشت بزرگ می باشد که  به در یاچه آرال می ریزد و امروزه قزاقستان ونصفش را وبا وبا اوزبکستان شریک می باشد وبعلاوه دیگری  رودخانه سیحون می باشد  که بازو به دریاچه آرال می ریزد وبعلاوه سه روخانه "ایرتیتش "ویا "یشم "و"توبول "است  واز نواحی مرکزی دشت قبچاق حرکت کرده واز مرز شمالی قزاستان خارج گشته  وبه طرف اقیانوس منجمد شمالی میرود  وبعلاوه  چند شاخه رودخانه هم از کوههای "تیان شان" وبه پائین آمده وبه دریاچه نیمه بزرگ بالخاش قزاقستان می ریزد  وهمچنین و  رود خانه "چو" نیز واز کوههای قیرقیزستان پایین آمده وتا اواسط خاک قزاقستان جاری می  شود وبعلاوه  دو رودخانه "مورا "ورودخانه "ایلی" است که  دردشت قبچاق  قزاقستان جاری است  وبعلاوه در دشت مزبورهم وانواع  دریاچه های  کوچک قرار دارند که این دشت را وبرای طوایف آسییی مقبول می کرد ومثلا "دریاچه  آلا کول" ویا" دریاچه بالخاش" که در ان دشت قرار دارند"  ویادریاچه تنگیز" ویا "دریاچه سلتنگیز" ویا "دریاچه زایسان "  و" دریاچه ارال"ویاچند هزار "برکه آب" کوچک دارد که وآبشخور گوسفندان قبایل سابق این دشت بود واغلب از اب کوهستانهای بلند آسیا  آمده وبه به انها می ریخت وبرخی هم از   آبهای سیلابهای پرمی گشت  ولذا مراتع جنبی انها وهمیشه در دشت قبچاق و مورد نظرد قبایل دامدار کوچرو بود  وتنها در یک صد ساله اخیر است  که کوچروی ودر آن  دشت ممنوع شده  ولذا سکونت گاهای دائمی ویا شهرهای نیمه بزرگ در آن  دشت پدید آمده اند وشامل شهرهای ذیل می باشند :

شهرهای اصلی قزاقستان عبارتند واز آستانه،ویا  آلماتی، ویاقراغندی، ویاچیمکند، وآتیرائو ویا اسکمن. وشهرهای بزرگ قزاقستان به ترتیب آلماتی وبا حدود ۲ میلیون نفرجمعیت ،ویا آستانه و قراغندی وبا حدود ۷۰۰ هزار نفر هستند. وبه جز از شهرهای نام‌برده می‌توان که به شهرهای آکتاو(۲۶۲٬۰۰۰نفر)، وشهر پاولودار(۳۲۹٬۰۰۰)، وشهر پتروپاولسک(۲۰۱٬۰۰۰) وشهر  اوست کامنگورسک(۳۱۹٬۰۰۰) نیز اشاره کرد.ونیز شهر طرازو با 350 هزار نفر  ویا شهرهای کوریف وکومسومولسکی وبندر شوچنکوقزاقستان ودر کنار دریاچه خزر می باشد وشهرهای شومیشکول وایزندی اش ودر کنار دریاچه آرال است  ویا دوبندر صادرات نفتی وبنام بّندر آتیرائو ویا بندر آق تاو دارد  ونیز شهر مرکه ان وبا 120 هزار نفر شیعیان تبعیدی آذربایجان ودر استان جامبول می باشد  ونیزشش شهر سرد سیر قزاقستان وبنامهای کاچیری ویا پتروپاولوفسک ویا قوستانای ویا توبول والکا واورالسک ودر استانهای قزاقستان شمالی  است ویا استان قوستانای واستان قزاقستان غربی ووصل به مرز روسیه است که 6846 کیلومتر می باشد  که احتمالا اغلب از نژاد اسلاومی باشند ونیزمرزش وبا اویغورستان چین وحدود 1533 کیلومتر می باشد  ویامرزش وباکشور  قیرقیزستان 1051 کیلومتر وقیرقیز ها نیز  در فاصله بیشکک وتا الماتی ساکن هستند ویا مرزش وبا اوزبکستان که 2203 کیلومتر وبایاترکمنستان 379 کیلومتر می باشد  ونیز ساحل دریای خزر آن هم وحدود  1894کیلومتر می باشد   ویا در 19 نقطه قزاقستان چاههای نفت  داشته وسه لوله نفت هم وبه کشور روسیه دارد ویا یک مسیر نفت  هم به باکو-تفلیس جیحان دارد  وبعلاوه استان‌های قزاقستان هم و 14 واحد می باشند  وهمچنین  71نیروگاه برق داشته ویا تعدادی نیز معدن داشته ویا محصولات مختلف غلات و یانیشکر وپنبه وتنباکو  وافتاب گردان ویا کتان ویا باغات متعدددر روستاهایش دارد  دارد ودر مورد پایتخت قدیم وجدید قزاقستان هم هم باید بگویم که :مطلب ذیل ودر مورد شهر "آستانه "را واز یک نشریه این کشور ذکر می کنم :

         

وامروزه آستانه  ویا شهر نور سلطان، سابق وپایتخت کنونی قزاقستان  می باشد وشهری است  که بسیار سرد و بادخیز می باشد  که دمای هوا در زمستان در آن وبه منفی ۴۰ درجه می‌رسد. وگروه‌هایی از ملی‌گرایان روس ودر روسیه و داخل قزاقستان دعوی الحاق مجدد شمال قزاقستان وبه روسیه را داشتند، و این یکی از انگیزه‌های رئیس‌جمهوری قزاقستان وبرای انتقال پایتخت وبه شهری در مرکز کشور و یا در نزدیکی به روسیه بود و این امر باعث شد که شمار زیادی از قزاق‌ها وبه این شهر منتقل شوند و تا این دعوی به خودی خود خاموش شود.[۳]

ولذا در ششم ژوئن ۱۹۹۶ میلادی «نورسلطان نظربایف» ورئیس‌جمهوری قزاقستان ودرحالی فرمان انتقال پایتخت را واز "آلماتی" وبه شهر "آستانه" (که بعدها وبه نور سلطان تغییر نام یافت) وصادر کرد که بسیاری از کارشناسان و مقامات دولتی وآن را وغیرعملی و ناممکن می‌دانستند. وزیرا کمبود اعتبار مالی، ویا هوای سرد و یا بادهای شدید آستانه  واز سبب‌های عمده این نوع عدم اطمینان بود. ولی رئیس‌جمهوری قزاقستان، وقرار گرفتن آلماتی در منطقه زلزله خیز را ویا  نبود زمینه‌های جغرافیایی وبرای رشد مرکز کشور را واز دلایل انتقال پایتخت  دانسته ویا از آلماتی  وبه آستانه را توصیف کرده و گفته بود که با انتقال پایتخت به آستانه، ومرکز کشور توسعه خواهد یافت. وروشنفکران قزاق وعلت پایه ای انتقال پایتخت را این گونه عنوان کرده‌اند که نورسلطان نظربایف می‌خواهد که در تاریخ قزاقستان ونقش پتر بزرگ در روسیه را داشته باشد. وهمچنان که پتر بزرگ وبا بنیاد «سن پترزبورگ» ونام خود را جاودانی کرد،و نظربایف هم می‌خواهد که با ساخت پایتخت جدید، ونام خود را جاودانی بکند. ودر آغاز پیشنهادهایی شده بود که پایتخت جدید را «نورسلطان» نامگذاری بکنند، ولی نظربایف ونام «آستانه» را وبرای آن برگزید. ونظربایف تأکید کرده بود که نورسلطان پایتخت اورآسیا است و به همین  دلیل  هم ودر معماری آن دو سبک شرقی و غربی وبا هم آمیخته‌شد . وچرا که با افزایش قیمت نفت ودر بازار جهانی، وبه قزاقستان امکان آنرا داد وتا با فراخوانی از بهترین معماران جهان، وشهر نورسلطان را نوسازی  بکنند. ولذا در طی ۱۰سال، وجمعیت نورسلطان از حدود ۳۰۰هزار نفر وبه حدود ۷۰۰هزار نفر افزایش پیدا کرد. ولذاساختمان‌سازی ودر پایتخت جدید قزاقستان وبا سرعت ادامه دارد، وصدها شرکت داخلی و یا خارجی، ویا ده‌ها هزار کارگر قزاق، وترک، وازبک، وروس، وتاجیک، وقرقیز و چینی ودر ساخت بیش از ۶۵۰مجموعه مسکونی، اداری و تفریحی در این شهر مشغول گشتند . ویکی از عیوب  شهر آستانه  و هوای نامساعد آنست و به ویژه بادهایی می باشد  که تقریباً همه‌روزه می‌وزد، ولذا  برای  جلوگیری از این بادها، ودر چند سال قبل ودرختکاری در ۴۰هزار هکتار از اطراف شهر آغاز شده‌است. وقبلا اسم این شهر "آق مولا "بود هکه اکنون نام استان مرکزی قزاقستان می باشد 

بعلاوه باید بیفزایم که نامگذاری شهر استانه وبنام "نور سلطان نظر بایف "آنست که وی از سال 1960 میلادی وعضو فعال ووفا دار حزب کمونیست قزاقستان بود و این گونه از افراد وفادار به روسیه وهمیشه از سوی مسکو تعیین می شدند  ومثلا وی قبلا وبعنوا ن دبیر  ویا رئیس شورای نهاد های قدرتمند قزاقستان  بود ویا عمل می کرد وفرضا از سال 1979 الی 1984 ودبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست قزاقستان بود  ویاسپس 5سال  هم ورئیس شورای وزیران دولت قزاقستان شد   وبغلاوه دو باره واز سال 1984 والی 1989  نیز ودوباره دبیر کل حزب کمونیست این کشور شد وبعلاوه دوسال بعدی هم ورئیس شورای عالی قزاقستان گردید  واز سال 1990 به بعد هم ورئیس جمهور این کشور گردیدومدتها هم واین پستش ادامه داشت  وفروپاشی حزب کمونیست  هم وهیچ تاثیری در تغییر وضعیت اجتماعی سکنه بدبخت این  کشور تولید نکرده است  وصرفا فریبکاری دیگری وبرای سکنه این کشور می باشد ویا برای ملل دیگر است  که آنها فرضا خصوصی سازی را پذیرفته اند ؟ویا چند حزبی شده  اند ؟ویا مستقل از مسکو عمل می کنند  ! ودر حالیکه تنها  نظام تک حزبی کمونیست سابق این کشور تغییر عنوان فریبکارانه داده است ولی  فقط نامش را عوض کرده است  وفرضا در سال 1999 وحزب کمونست سابق قزاقستان وعنوانش را عوض کرد واین بار نامش را و" حزب اتان قزاقستان " گذاشت  ولذا دوبار ه نظر بایف ویا دبیر کل حزب کمونیست سابق قزاقستان را و در همان سال وبه ریاست جمهور قزاقستان گمارد   ویا از 12 حزب فرمایشی قزاقستان ودوباره 5 حزب دیگر ش هم وبه "حزب اتان "پیوستند وبقیه هم فقط تبلیغ چی های سیاست آن حزب دولتی مسکو گماشته می باشند  ولذا احزاب وروسای جمهور کشورهای دیگر اسیای مرکزی هم وچنین وضعی را دارند  واز این رو پدیده انتخابات مردمی وپدیده های  بی معنا ومفهوم ودر این نوع از کشور های وابسته به روس می باشند  وبهمین دلیل هم   ونهادهای سیاسی قدیمی مردمی "قوریلتای مغولی "سابق آسیا مردمی تر از این گونه احزاب فرمایشی هستند که اقوام آسیایی واز آنها محروم شده اند  ویا در توجه به خواسته های اقتصادی وسیاسی وحقوقی اعضای ایلی اش ویک پدیده کاملا مردمی بودند  که مردم آسیا وقدر آنرا ندانستند ولذا به نهادهای سیاسی پست فطرتانه ومدل روسی  گرفتار شده اند که 70 سال می باشد  که زندگی همه مردم آسیا را به لجن کشیده است ویا حتی ظالمانه ترین حکومتهای سلطنتی 70 سال قبل هم ودر میان اقوام آسیایی وبسیار مردمی تر ویاجوانمردانه تر از حکومتهای انقلابی ویا خلقی قلابی معاصر بودند  ویا از جمهوریهای توام با انتخابات قلابی مدل روسی  می باشند که سکنه این قاره بدبخت وبزرگ آسیا  وسالهاست که تفکرات سیاسی ظالمانه "قوم وحشی روس را می کشند ویا بعنوان الگوی برتر سیاسی "پذیرفته اند ویا الگوی برداری فرهنگی و برای اداره کشور خود کرده اند  ویا بعنوان "الگوی برتر نظام مردمی" ویا مردم سالارانه ودر جوامع سیاسی پذیرفته اند! ویا در  70 سال اخیر کشور های خود نموده اند ویا مطبوعات مزدور  ویا رسانه های جیره خوار هم  وآن مدل را  وجنجال عوام فریبانه می کنند وتا حقوق  ومزد بیشتر بگیرند  واگر همه مردم آسیا وبه طاعون دچار می شدند وپس بهتر بود که به فرهنگ آفرینی سیاسی احمقانه وضد مردمی قوم وحشی روس دچار بشوند ونهایتا هم فلاکتش را بچشد ویا همه مردم اسیا را بد بخت بکند ! ونیز اگر کسی کتاب ابن فضلان را نخوانده باشد ونمی تواند که به درجه وحشی بودن این قوم پی ببرد که اقوام اعماق جنگل های وسط آفریقا هم وبه چنان توحشی دچار نیستند که امروزه خودشان وسردمدار اقتصاد اوراسیا می دانند وتا همه ملتها را وبی فرهنگ در امور اقتصاد می خوانند  وتاصرفا بدنبال خود بکشانند ! ومتاسفانه مطبوعات ایران هم وآنرا جنجال می کنند!

 وهمچنین  در مورد سابقه تاریخی "پایتخت قدیمی" قزاقستان  هم که شهر "آلماتی "باشد وباید بنویسم  که این شهر ودر سال 1854 م وبعنوان پادگان روسی ودر جنوب شرقی دشت قبچاق شکل گرفت ویا در پائین کوههای پر برف تیان شان انتخاب شد وسپس سعی کردند که آنرا شهر سازی مدل روسی بسازند ویا برخی از کلیساهای ارتدکس دولتی روسی را هم ودر شهر الماتی بسازند وتا سال 1997 میلادی واین شهر  همچنان پایتخت قزاقستان باقی مانده بود   وتا انکه  6سال وبعداز فروپاشی حزب کمونیست قزاقستان بود که این کشور هم ونظیر دیگر کشور های بلوک شرق وبه فلاکت اقتصادی افتاده بود ولذا اقوام مخالف دولت ودر این شهر بزرگ  زیاد می شدند واز این رو قشر حاکم روس  احساس خطر کرده واز این رو سعی کردند که با صرف میلیارد ها پول نفت وپایتخت دیگری  بسازند ویا در نواحی شمالی تر که اقوام اسلاوروسی مهاجر ودر آن ناحیه  زیاد بود ندبسازند  ولذا درجهت کولو نی  نسازی  روس تباری خود  وشهر روسی  دیگری وبنام شهر "آستانه "ساختند  که مدتی انرا نورسلطان می نامیدند  وبرخی هم می گویند که عنوان شهر "الماتی" وبخاطر وجود "درختان سیب "این شهر می باشد  که در زبان ترکی اویغور ی واین شهر "الما خیز "است ویا بمعنی واژه"سیب "ترکی می باشد  وعده ا  ی  هم معتقدند که از لفظ " اولیا اتا"اخذ شده است که مدفن اش ودر این شهر بود وکتاب سُفرنامه تحف بخارا هم ودر ص 48 کتاش وبه آن لفظ اشاره می کند ونیز این شهر وتا سالهای اخیر ودارای 5/1 الی 2 میلیون جمعیت شده بود  ونیز دارای چند کلیسا واز جمله دو کلیسای جامع زنکوف وکلیسای جامع سنت نیکلاس می باشد  ویا دارای "پارک پانفیلف" ویا "پارک مرکزی گورکی" است  ویا دارای موزه شهر ویا دارای کتابخانه دولتی ویا تئاتر شهر   ویا استادیوم ورزشی ویا بناهای اداری ویادارای  هتلهای بزرگ ویا کارخانه اسلحه اژدر سازی می باشد    وهمچنین  دارای پا دگان نظامی   ودانشگاه دولی آبای الماتی  وفرودگاه وایستگاه راه آهن می باشد  ویا دارای مرکز خرید رامستور  ویا بازار زلیونی ویا  بازار شرق وسبزه بازار و ویاباراخولدا است و بعلاوه  برخی از کارخانجات صنعتی هم ودر اطراف شهر الماتی مستقر می باشند

 ودر پایان ودر مورد  "اقتصاد اوراسیایی"   مورد ادعای روسای قزاقستان هم  بایدبنویسم   که این شعارهای اقتصادی وفقط از سوی روسای روس تبار این کشور سر داده می شود  که بنیان گذار این نوع واژه ودر جهان میباشند   ولی برای بقیه کشورها ی جهان ومفهومش مشخص نمی باشد  که "اقتصاد اوراسیایی "آنها وچه نوع معجونی می باشد  ؟ وبعلاوه از ترکیب دو واژ ه " " اورال اروپاپی  وخاک اسیایی می باشد که هر دوفقط در خاک قزاقستان می باشد  که هم اروپایی می باشند وهم اسیایی تلقی می شوند  که تنها یک استانشان ومتعلق به خاک اروپاست ولی 13  استان دیگرشان را هم وجزو خاک آسیا تلقی می کنند  ولذا نظیر شتر گاو وپلنگ می باشند وتوضیح هم نمی دهند که منظورشان واز اقتصاداوراسیائی چیست ؟ویا نظیر همان اقتصاد اشتراکی "مال" و"زن "هفتاد سا ل قبلی آنهامی باشد  ویا فرق دارد ؟که فرهنگش واز خاک این کشور ویا کشور روسیه به سایر نقاط آسیا سرایت فرهنگی بیماری گونه دادند    وامروزه از کاربرد این کلمه ومنظورشان  چیست وهنوز معلوم نیست  ؟ ومتاسفانه برخی  روزنامه های عوام ایران وآنرا رواج می دهند ! ویا از "اقتصاد شانگهای" صحبت می کنند ومعلوم نیست که چرا میلیونها شهر دیگر آسیا یی وبایدکه از شهر شانگهای تبعیت بکنند ؟که تنها یکی از شهرهای آسیامی باشد  ؟ ومگر مزیتش چیست که بقیه شهر های آسیایی وباید که  تیول این شهر چینی باشند ؟ وآیا شهر دیگری ودر قاره آسیا  وغیر از این شهر چینی وجود ندارد  ؟که روسای حکومت قزاقستان واز  آن دم می زنند ویا بحث از حذف دلارمی کنند ؟ ویااز  "اقتصاد تهاتری" وبا آن جاده های خطرناکشان می کنند وبعلاوه بدون انکه بوه عواقب شوم تاثیر گذاری آن پدیده فکر بکنند ؟ویا درتاثیرش وبرمختل کردن  دادوستد بشری فکر بکنند ؟ویا در آثارش ودر تعطیلی مشاغل جهان بیاندیشند؟ وصرفا از بخارمعده برای تحریک عوام فریبانه اقوام آسیایی بی خبرسخن می گویند ! وبعلاوه  "نعناع داغ تبلیغات" خود را هم زیاد کرده  ویا مبالغه گونه می افزایند که همه 34 کشور اروپایی هم ویا  83کشور آسیایی هم وطرفدار این تز اقتصادی آنان می باشند   ویا اضافه می کنند که بعنوان مثال و20 سال قبل و6 کشور وبه این تز اقتصادی شانگهای پیوسته اند ومثلا نظیر روسیه ویاچین ویا قزاقستان خودشان ویاازبکستان وتاجیکستان وقیر قیز ستان را ذکر می کنند  ولی یادشان رفته است که  از اعضای  اصلی  شانگهای وقوم قیر قیز ها ویا قوم تاجیک ها وبشدت با این قرارداد استثماری مخالفند   ویابارها وبخاطر این قرار داد استعماری وکاخ ریاست جموری این دو کشور را اشغال کرده اند  ویا آتش زده اند؟ وبعلاوه روسای جمهور دوکشور ازبکستان هم وهمان دبیر کل های حزب کمونیست سابق ودست نشانده مسکو می باشند که چهل سال است که بر این دوکشور حکومت می کنند ویا با عناوین قدیم وجدید حزبی حکومت می کنند !ونیز اضافه می کنند که دو کشور هندوستان ویا پاکستان هم ودر سال 2017 وبه آن اقتصاد شانگهای پیوسته اند! ودر حالیکه اشاره نمی کنند که از سال 1954 که چین وخاک تبت را اشغال کرد وبا هندیها  دشمن دشمن تجاری شد  وتا راه تجاری 1/1 میلیارد مردم فقیر هند را وبه دیگر کشورها را ببندد ویا  راه تجارت قوم آسیایی هند وبه همه شهر های دیگر آسیایی ببندد ولذا از همان موقع هم  وهندی ها واقتصاد شانگهای را ودشمن کسب وکار خود می پندارند  ویا بارها  وبخاطر آن ودر مرزها یشان و با چین در گیر شده اند !واز جمله در 4 ماه قبل بود که وقوع یافت ولی حکومت قزاقستان وبدلیل بیسوادی مفرط خود وآن  اخبار را نمی خوانند!وبعلاوه پیوستن پاکستان هم وبخاطر طمع کاری  می باشد  که چین وامتیازی را وبه دولت پاکستان داده  است وتا راه ابریشم را وباز نگه بدارد ولی  موفق نخواهدشد وزیرا که بخاطر مسئله مزبور وبا اقوام همسایه هایش ودر گیر خواهد شد  ویا با سکنه بومی  چند کشور همجوارش وبخاطر  باج غیر قانونی مزبور در گیر خواهد شد وبعلاوه بحران داخلی پاکستان را هم بیشتر خواهد نمود  وبعلاوه ناظر شدن دولت افغانستان هم ودر "اتحادیه شانگهای" ونظیر پاکستان می باشد  وچراکه  خود پایتخت افغانستان هم و در اختیار دولت افغانستان نمی باشد  و تا چه برسد به اینکه جاده های تجاری کوهستانی افغانستان را وبخواهد که بخاطر نفع اقتصادی روسیه ویاچین پاسداری کند  ودر حالیکه وهمان طالبان مخالفت دولت  وبر 60 درصد استانهای این کشور مسلط می باشد  ویا در سالهای 1366 ش که دولت کمونستی روسیه در آن کشور قدرت تام داشت ولی طالبان مزبور  همان  وحداقل 22 هزار سرباز روسیه را کشته بود  وتا چه به رسد به امروز که بر جاده های تجاری اغلب استانهای افغانستان ومسلط می باشد!   واز  34 کشور اروپایی هم وفقط بلاروس را ذکر می کنند که میان  34 کشور اوراسیایی اروپا وفقط رئیس جمهور بلاروس  ناظر اتحادیه شانگهای شده است؟   و اوهم ودهها ماه می باشد  که مورد نفرت مردمش است و با شعار های برو گم شو مردم بلا روس روبروگردیده ولی با حمایت پوتین واز رو نمی رود؟1 ولذا از اعضای اتچادیه اروپایی اسیایی ( اوراسیا) هم وفقط رئیس جمهور چین ویا روسیه باقی  مانده اندکه  طرفدار اتحادیه شانگهای چین خود می باشند   ولی سکنه  اویغورستان چین هم ویا سکنه هنگ کنگ ویا مغولستان ویا تبت وتایوان چین هم وبه آنها جواب منفی می دهند  وبعلاوه ویتنام نیز وبخاطر حمله چین وبه  خاکش بود که در سال 1987اتفاق افتاد  وبا چینوشانگهای  اختلاف نظر داشته ولذا پذیرای آن گردید  که شرکت اپل از چین خارج شده وصنعتش را واز خاک چین وبه خاک ویتنام ببرد  وقزاقستان هم چنان   بلایی وبرسر کارونهای تجاری عبوری واز خاک خود آورده است که  در عصر امپراطوری سلجوقیان در دشت قبچاق نبود ویا در عصر ساساسانیان ویا هخامنشیان نیز وچنین بی فرهنگی تجاری در راههای تجاری  آن عصر  دیده نمی شد وفقط نظام فرهنگی روس و این  نوع از طرز تفکر تجاری را به قاره اسا آورده است که در تمدنهای دیکر جهان هم ودیده نمی شود !ولذا  برای امنیتی کردن جاده های قزاقستان  وجهت باج بگیری از سایر ملل آسیایی  ویااز  اروپایی وحیله گرانه دوباره قزار داد 20 ساله استفاده روسیه را واز "پایگاه بایکونور قزاقستان "بسته است  ویا اجیای دوباره  20 الی 30مجتمع نظامی بزرگ اسلحه سازی هسته ای را وبا قزاقستان  بسته است ! که در جنب تمامی راههای تجاری خاکی ویا ریلی ویا دریایی خزر قرار دارد  وتا  انحصارا آن راهها ودر اختیار روسیه باشد ویا بر تجارت ملل همسایه اش ومسلط  باشد و پایگاه بایکونور وغیره زمانی موجه بود که قبل از سال 1991 بود ودر آن تاریخ وقزاقستان وبا هیچ کشور جهان که اقتصاد آزاد وخصوصی سازی داشت ومعامله نمی کرد ولی امروزه توجیه ندارد    ودر حالیکه این کشور هنوزهم وخاکش را وبه کانون وتجمع مخوفترین تسلیحات نظامی تبدیل کرده  ویا به صنایع  هسته ای تبدیل کرده است که  بزرگترین زراد خانه جهان ودر آن کشور قرار دارد  که در خاک امریکا هم واین مقدار  زرادخانه وجود نداد  ویا در  ایا لتهایش واین چنین تسلیحات هسته ای وجود ندارد ک در خاک قزاقستان وجود دارد !  ولذا ملل آسیا هم مجبورند که برای بقای معیشت وزندگی بخور نمیر زندگی خود ورا ه حلهای بانکی ویا دریائی جدید را دنبال بکنندویا در تجارت خود  و این بار " تحول الکترونیکی و یا تحول راه دریائی بدهند ویا حتی به ساحل بی درد سری دسترسی بیابند  که از  از راه دریا ئی مزبور وبدون  اتکا به اقتصاد شانگهای وبه شهرهای خود آذوقه وکالا برسانند  ویا از راه خاکی هیچ کدام از 6 عضو شانگهای ویا ناظران آن نگذرند وپوتین وهمتای چینی اش وبمانند و با موشکهای بالستیک  اشان!  ودر حالیکه قبلا  وحکومت قزاقستان توبه کرده بود ویا بعد از سال 1991 وتا 1996 م ویک نیمه عقل پیدا کرده بودند که اسناد تاریخی این کشور وآنرا  نشان می دهد ومثلا در این سالها  وحکومت قزاقستان تصمیم می گیرد  که خودش را واز زیر سلطه مسکونشینان ومقداری نجات بدهد  ولذا برای گرفتن کمک مالی از آمریکا  وحاضر می گردد که در سال 1994 میلادی  وبیش از نیم تن از اورانیوم خود را و به امریکا منتقل بکنند  ویا در سال 1995 پذیرفتند که تدریجا "181 سایت "آزمایشات هسته ای  کشور خود را وتعطیل کرده و یا پذیرفتند که تا آخرین کلا هک  هسته ای را و از کشور خودشان ،خارج بسازند وتا بتوانند که از اروپا ویا امریکا وکمک مالی وبرای اقتصاد ویرانشان بگیرند  ویا در سال 1992 وبا اروپا پیمان نظامی بستند که برای دوام تجارت با آن اروپایی ها وصرفا به نگهداری نیروهای  مسلح معمولی اکتفا بکنند  ولی  سلاحهای خطر ناک وغیر متعارف را ودر نیروهای مسلح خود بکار نگیرند ! وهمچنین در سال 1993 وبا آزانس توسعه بین الملل امریکا وقرار داد بستند که 273 ملیون دلاری که از امریکا می گیرندو صرف امور نظامی نکرده وبلکه صرفا مصرف  امور خصوصی سازی بکنند ویا صرف اصلاح بن بست های تجاری خود بکنند  ویا صرف حل بحران محیط زیست خود بکنند ویا در سال 1993 م هم واز امریکا وبیش از 5 میلیارد کمک مالی می گیرند  که صرف تاسیسات نفتی ویا گازی 493 حوزه نفتی وگازی تازه کشف کرده خود بکنند و یا صرف اصلاح 71 نیروگاه برق رسانی خود بکنند که 70 در صدنیروگاههای وزارت نیروی قزاقستان وتجهیزات کهنه داشت  ویا متکی به سوخت ذغال سنگ بود که آلودگی محیط زیستی زیادبوجود می اورد ویا  در شهر الماتی وسایر شهر ها یش تولید آلودگی می کرد   ویا صرف نوسازی تکنولوزی معادن خود بکنن د که  در 1225 معدن قزاقستان  وتنها تکنولوزی عهد کهنه استالینی وجود داشت  ولذا گارکرا ن زیادی را وبه کشتن می داد !ویا صرف بازسازی مخابرات وابرسانی زراعت خود بکنند !وبعلاوه با ژاپن وآلمان نیز وچنین قرار دادهای اقتصادی را بستند ولی بعد از گرفتن پولهای مزبور ونوبت به کلاه گذاشتن وبر سر این چند کشور هم فراهم شدولذا  همانطوریکه خودشان ودر مطبوعات اینترنتی اقرار کرده اندوپول همان چاههای نفت تازه تاسیس خود را وصرف قدرت طلبی کرده ویا صرف نژاد پرستی روسها کردند ومثلا از سال 1997 به بعدو تصمیم گرفتند که برای اینکه واز شر اقوام مختلف آسیایی خلاص  بشوند که در شهر 5/1 میلیونی الماتی جمع شده بودند  ولذا پایتخت دیگری وبرای خودشان بسازند که پولی برای ساخت وسازش  نداشتند وتا  از شر اقوام اویغور ویا قیر قیز ویا آذربایجانی تبعیدی نجات بیابند ویا از شرچچن ها ویا بالخار ها وکالموک ها نجات یابند   ولذا تصمیم گرفتند که پول نفت وگاز چاههای بازسازی شده خود را وبجای پرداخت دیون خارجی خود ومصرف ساخت وساز وزارتخانه ها ی شهر جدید ساز آستانه بکنند ویا صرف ادارات ونهادهاومحله های  شهر آستانه بکنند !ویا صرف محله های شهری روس نشین نوحی دیگر آن  کشور بکنند  و یا صرف محله های دیگر روس نشین ودر شهرهای شمالی قزاقستان بکنند  که میلیاردها پول نفت خودشان  را ودر این راه تلف کردند که در "نشریات اینترنتی  خود  " و به این نوع از تلف کردن پول نفت  اشان  اشاره کرده اند! ودر حالیکه  به ملل دیگر هم بدهکار بودند وازجمله به ایرا ن  که قرارداد ش راوبا وزارت شهرسازی ایران بسته بودندولی صرف ولخرجیهای ساخت  وساز شهر آستانه کردند  که آنرا شهر نورسلطان می نامیدند ویا از بی مغری خود نیز  ودر ناحیه باد خیز وخشن قزاقستان آن شهر جدید ساخته بودند  ولذا همه کمکهای خارجی دیگران را وبرباد دادند !ویا با بستن قراداد 20 ساله مجدد وبا روسیه و دوباره سایت هسته ای بایکونور را وبه انها دادند ویا دیگر تاسیسات هسته ای ویاصنایع نظامی سنگین را دایر کردند  که با روسیه قرار داد بسته بودند! ولذا امروزه ملل اروپایی در گذر دادن مال التجاره کشور خود واز خاک آنها عاجز مانده اند وباید باج کلانی وبه  آنها بدهند وتا اجازه عبور واز  دریای خزررا ه  یابند ویا به نقاط دیگر آسیا یی  جنس بدهند ! ویا از طریق چند خط آهن ریلی بدهند که آنرا جاده ابریشم آسیا می نامند ؟ 1  وامروزه جاده های تجاری خطرناکی دارند که در کنار سایت های انبوه موشکی  آنها قرار دارد.

مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و توسعه نیافتگی ناشی از"اقتصادشانگهای"(بخش اول)  -دکتر محمد خالقی م

مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و توسعه نیافتگی ناشی از"اقتصادشانگهای"

(بخش اول)

از :دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناس اقوام آسیایی

 

حدود 150 سال است که قوم تاجیک کوهستانهای بلند آسیا ، ومستعمره  قوم روس  شده اند که ارتش تزارروس واراضی کوهستانهای آنان را اشغال کرده ویک حکومت  دست نشانده در این کشور وبرای خود بوجودآورده ودر حالیکه در این سالها  وهمه اقوام بشری وبه نوعی "توسعه یافتگی صنعتی وتجاری " نایل می آیند و لی سکنه بدبخت این کوهستانهای سرد وبلند وسط آسیا هنوز آواره مانده اند ونظیرکوههای بلند پامیراست ویا نظیرکوهستان آلای ویاساری کول ویاقراتار ویاکوهستان زرافشان وغیره می باشدواز برکت تانکهای روسی  واز هر نوع توسعه یافتگی رفاهی محروم مانده اند وهربار شورش ها وِآشوبهای مردمی استقلال طلبانه آنها و با سر کوب "ادوات نظامی روسها" روبرو می شود که به اسناد تاریخی این نوع قیامهایشان اشاره خواهم کرد ویا در برهه های تاریخی 150 سال اخیر  اشاره خواهم کرد ولی هنوز از نکبت دست نشاندگی روسها ،نجات نیافته بودند که که روسها "هم پاله گی چینی ها" راپیدا کرده ودر مستعمره نگهداشتن آنها وبا خود همدست نمودند  ولذا با بخشیدن بخشی از اراضی کوهستانی تاجیکستان وبه چینی ها و  یا جهت باز ماندن " راه تجارت ابریشم چینی ها "  وبه درون تجارت سایر ملل آسیایی  ها عمل کرده واز مسیر کوهستانهای بلند وسط آسیا که تنها راه ممکن "تجارت خاکی چینی ها "می باشدویابا اقوام دیگرآسیایی بود  ونتیجتابر مصیبت 150 ساله آنان افزودند وقضیه چنین است که بعد از فرایند فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ویانابودی اقتصادی روستاهای چین، دردوره مائو، که شگرد مزارع اشتراکی خود را رها کردند وتا به خصوصی سازی وجهانی سازی تجارت دو دولت روس وچین برسند واین بخشش اراضی متعلق به "قوم تاجیک ها" اتفاق افتاد ویاجهت همتای چینی اشان ضروری بودکه قبلاهم "مسلک کمونیسم" با یکدیگر بودند ولذامی توانستند اراضی ملل مسلمان  آسیا ئی را وبا همکاری همدیگرو "مصادره انقلابی" بکنند که از "مرام اشتراکی اشان "نشات می گرفت  ونام آنرا بگذارند که " اقتصاد شانگهای  ویاجهت نجات "تجارت آسیایی هاکه غصب اراضی این چند "قوم بد بخت  وسط  آسیا "لازم است ویامانع تجارت  آسیاییها با یکدیگر می شود ولذا در مرام اشتراکی اشان وامری "حلال ومباح "بحساب می آمد  وجریان آن چنین می باشد  که در اسناد تاریخی دیگر هم ذکر شده است  ودر این باره باید افزود:

 که  چین   وتاجکستان در گذشته تاریخ و مرزمشترکی وبه مقدار 414 کیلومترداشتندولی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991م که گور باچف مجبور شده بودو بخاطر کشته شدن 22 هزار نظامی روسیه خودودرخاک افغانستان آنرا ترک کند ویابدست مجاهدان افغانی ، وارتش تا دندان مسلح روس  خودرا واز خاک افغانستان خارج بسازد  ولذاسکنه مسلمان حنفی مذهب تاجیکستان هم وبرحزب کمونیست تاجیکستان ویا برکاخ ریاست جمهوری  آنان  هم شوریدند وچندین سال جنگ ودر گیری بود ویا درخاک  تاجیکستان هم ادامه داشت که با ارتش روسهامی جنگیدند  ویا با عوامل هوادار روسها ودر داخل خاک تاجیکستان جنگ بود که از گروه کوچک اوزبکها بودند ویا  در شمال مرز 1206 کیلومتری افغانستان وتاجیکستان شروع شده بود که ممکن بود به کوهستانهای بلند حنفی نشین قیر قیزستان در شمال تاجیکستان  هم کشیده شود که نظیرتاجکیستان 150 سال به اشغال ارتش روس در آمده بود  وقیر قیز ها هم و درشمال کوههای   آلان تاجیکستان  بشورند ویا در870 کیلومتر مرز کوهستانی وبا اقوام شورشی تاجیک هاهمدست  شوند وزیرا آنان هم ودر ایام سلطه روسها وبردهات کوهستانی اشان وبارها وبرعلیه روسها شوریده بودند ویا به درون اقوام حنفی مذهب ترکمنستان هم بکشد ویا به اوزبکستان وقیر قیزستان وترکستان شرقی هم کشیده شود ویا حتی مغولستان را هم وبه وسوسه بیاندازد  ونتیجتاممکن بود که امپراطوری روس ها را متلاشی بکند ویابه کلی واژ گون بنماید ولذا روسها در صدد بر آمدند که به هر قیمت شده است  نگذارند که وضع تاجیکستان کوهستانی وبه وضع افغانستان تبدیل بگردد واز این رو ارتش روس وازبکستان را وارد خاک تاجیکستان نمودند  ولذا بعد از 5 سال در گیری خونین در تاجیکستان توانستند که از سال 1992 الی 1997 م اتفاق افتادوتوانستند که کنترل اوضاع را بدست  خود بگیرند  ویا احزاب مخالف تاجیکستان را منحل کرده و50 هزار نفر را کشته ویا60 هزارنفر تاجیک را به افغانستان فراری بدهند  ویا با جابجایی 800 هزار نفر از سکنه دهات وشهر های تاجیکستان که به ویرانی کشاندند ویابا تخریب  کارخانه ها ومزارع اش که ویران کردند واز این طریق  وبه شورش ضد روسی مزبور خاتمه داده شود ویابا چند بار دستکاری در قانون اساسی تاجیکستان عمل شودویا سازماندهی دوباره دولتش ویا  مجلس تابع روسها ، وکاری بکنند  که در این کشور 7 الی 8 میلیونی تاجیکستان ومدتی سکوت بر قرار بشود   وبعلاوه سفارتخانه های تاجیک ها را ودر میان ملل مختلف تعطیل کرده ویا هماهنگی آنهار ا ودر تجارت ویا داد وستد با اقوام آسیایی دیگرویابااروپایی ها را بهم زده  ویابدست سفارتخانه های خوددولت  روس ویادر بین  ملل مختلف بدهند وبه همین دلیل عملا استقلال دهی گورباچف ویلتسین وپوتین راکه به آنها وعده داده شده بود وعملا پوچ بکنند ویااز سال 1991 م به بعد  یک امر تشریفاتی وتزیینی بگردانند و تا صرفا با تحمیل فقر وبدبختی بر آنها وبر 68 قصبه شهری وصدها روستاهای سردویخ زده حاکم باشند ویا دره های عمیق کوهستانهای بلند وسط آسیاحاکم باشندوفقط حاصل 400 معدن غنی وبزرگ تاجیکستان ببرند که مسکومی برد  ویاحاصلش برق 19 سدی می باشدکه در این کشور زده شده است و یا از  37 نیرو گاه برق آبی کوهستانهای بلند وپر آب تاجیکستان وبهره برداری می شود که از نظر میزان تولید برقش وسومین کشور جهان شده است ولی بضرر سکنه اش بهره برداری میگردد وبه کشورهای مختلف جهان بفروشند که نظیر اوزبکستان ویاقزاقستان  است ویا نظیر شهرهای سردوسببری روسیه می باشد   ویا چهارجاده ای که در دوران حزب کمونیزم ودر این کشور محنت زده کشیده اند وتا کامیونهای روسی، معدنهایش را ببرند  ویا به عنوان جاده های جدید ابریشم آسیا ودر اختیار چین وهم مسلکشان قرار داده شود  وهمگی معنی حقوق بشری توسعه چینی وروسی را می دهد ویادر تمدن جدید آسیایی ها رانشان می دهد  که از مفهوم جاده کشی تجاری دارند ویا می فهمند ویااز مفهوم  سد سازی صنعتی وتکنولوزی آن می فهمند ویا در این نقطه محروم جهان می فهمندکه حداقل 9 قله بلند کوهستانهای پامیر آن  است ویادرایالت بدخشان تاجیکستان واقع  است  وآن ناحیه محروم ودهات وقصبه هایش راوبه "بام بلند دنیا" تبدیل کرده است که قله های پر برف ویایخچالی اش وحداقل مابین 6096 الی 7495 متری می باشد  که حداقل947 رودخانه پرآب ویاآبشار گونه اش از آن  قله ها سرازیر می شود ویا مصرف 19 سد روسی ها می شود ویاآب  دریاچه های  یخچالی 1300 گانه اش و هیچ خیر ویا خاصیتی وبرای سکنه این اقوام محروم آسیایی نداشته وفقط سرماویا بدبختی داردویاهزینه سوخت زمستانی زیادراوبرای سکنه محروم آن دیاربه بار می آورد وسودش را دیگران می برند ومثلا دریاچه یخچالی" قرا کول" تاجیکستانی اش ودر ارتفاع 4000متری می باشد وبزرگترین دریاچه یخچالی است ویابا 380 کیلومتر مربع وعمق 240 متری و در وسط ایالت بدخشان قرار دارد ویا "دریاچه سارز "تاجیکستان وبا عمق 500متری اش که آبریزی منجر به تولید برق می کند ویا "دریاچه  مارگواز" ودر دره رودخانه شینگ ویا " دریاچه قلی قالان " ودر دره رودخانه آرتوش ویا "دریاچه زار قول " ودر دل کوههای بلندپامیرکه کسی نمی داند که کجاست ؟ ویا " دریاچه اسکندر قول"آن  ودر وسط کوههای زر افشان که دو سوم قصبه های تاجیک نشین ودر کنار این نوع از دریاچه های یخچالی  آسیا قرار دارند وروسها هم وبه عمد گاز ترکمنستان وبه قصبه های تاجیکستان را وازمسیر  خاک اوزبکستان گذرانیده اند که اختلافهای عمیق وبا قوم تاجیک دارند ولذا  سکنه این کشوروجور این نوع ار سرمای آسیا وصعب العبوری کوهستانهایشان را  می کشند که  93 درصدخاک کشورشان هم  وکوهستانی می باشد وفقط 7درصد اراضی زراعی  اشان راوبرای معیشت آنان باقی گذاشته اند  وآنهارا هم روسهاو با کوچاندن اقوام روسی ویااوکراینی ویااوزبک وبلاروس وبه اراضی تاجیکستان ودر دولت استالین وغیره   واز دست قوم بدبخت تاجیک  گرفته بودند  وحتی شهر های نوین ومهاجرساز خود راو در دل خاک این قوم آسیایی را بنام شهر استالین آباد( ویعنی شهردوشنبه کنونی  که پایتخت تاجیک ها باشد  )  نامیده ویا "بخش نوین شهر خجند " را( که  لنین آباد)نام نهاده بودند  و حداقل مدت درازچهل سال و بدین عنوان ها نامیده می شد ند ویا حتی قله های بلند تاجیکستان  آسیا را و بنام( قله لنین) نامیده بودندکه 6974 متر ارتفاع دارد ولی سکنه محروم تاجیک ودر سالهای اخیر ونام آنرا (قله ابن سینا) نهاده اند  که از قوم خودشان می باشد ویا دیگری را در کوهستانهای بلند وسرتاسرش کوههای  آلای شمال تاجیکستان  می باشدوبه ارتفاع 7174 متر است و رود خانه زرافشان تاجیکستان هم واز آنها نشآت می گیرد وبعدا ازخاکش خارج می شود وروس ها قبلا وبنام( قله انقلاب اکتبر) نامیده بودند ولی  سکنه اش وبعدا  نام بومی (قله استقلال را  )وبه آن قله ،نامگذاری کرده اند ویا جاده تجاری جدید روسی را واز "گردنه قیزیل آرت "کوهستان آلای تاجیکستان مزبور گذرانیده وبه جاده های قیر قیزستان اشغالی خود وصل کرده بودند  که چندین پایگاه نظامی نیروی هوایی روسها ودر خاک قیر قیزستان ویاتاجیکستان دارند واین مسیر جاده های تجاری جدید آنان را می پایند ویا قله دیگری که در ناحیه جاده ابریشم قدیم تاجیکستان  است  ویادر جنب کوهستان ساری کول تاجیکستان  است ویاچسبیده به کوههای بلند قرا قوروم کشمیر پاکستان می باشد ویابا 6726 متری ارتفاع  است وروسها وبنام" قله کارل مارکس " نامیده بودند  که زاد گاهش ودر آلمان اروپایی می باشد (ونه درخاک آسیا )  ویا قله های دیگرش ویا  جنب آنرا  ویابا 6094 مترارتفاع را  وبنام " قله مایاکارسکی" نامیده بودند ویادیگری راودر همین ناحیه بدخشان تاجیکستان را وبا 7105 متر ارتفاع وبنام " قله کورژ ینو سکی " نامیده بودند  ویا دیگری را وقله " آکادمی " نامگذاری کرده بودند که معادن غنی این کوهستانها را شکافته وببرند ولی اخیرا وسکنه بومی تاجیکستان وبلند ترین قله پامیر تاجیکستان را وبنام " قله اسماعیل  سامانی " نامیده اند که امیری ازخود  اقوام تاجیک بود وپایه گذار "دولت سامانی ها" بود  ویا پایه گذار "زبان فارسی دری " در قرون اولیه اسلامی بودوبعلاوه وقتی که در سال 1991م وبا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ودر میدانهای مختلف اروپای شرقی ویا درجوامع دیگر آسیایی تظاهرات خیابانی می کردند ویا مجسمه های لنین واستالین را واز میدان شهرهای خود پائین میآوردند وبرعکس مجسمه های " مشاهیر ملی وبومی " خود راو بجای انان می کاشتند وتاجیک های محروم نیزو از آنها یاد گرفتند ولذادر آوریل 1992 م وازآقای "مقصود اکرم اوف "ویا "شهر دار دوشنبه پایتخت "تاجیکستان  خواستند ویااجازه آنرا خواستند که بپذیرد که "مجسمه فردوسی "فارسی سراینده "را وبجای "مجسمه لنین " ویا در یکی از میادین "شهر دوشنبه" تاجیکستان فارسی زبان نصب  بکنند  واو هم با پذیرش خود ،معزول گشت   واستدلالشان آن بود که زبان نوشتاری جمعیت 6719567 نفره تاجیکهای آن دوره تاریخی  فارسی  می باشد  ویا حداقل 12 قرن است که زبان نوشتاری وکتبی فارسی را "یدک قومی" می کشند  که به زبان فارسی سلیس است وفردوسی هم ویکی از احیا گرهای زبان فارسی آنهاست ولذا لنین کار اشتباه فرهنگی کرده است که دستور داده وبه زور تفنگ وزبان وادبیات فارسی آنهارا کنار بگذارند  وزبان روسی خود لنین را بپذیرند ویاد ر مدارس واداراتشان و " کتابت قوم روسی آنها را رواج بدهند  که یک نوع" نژاد  پرستی قوم روس "راونسبت به اقوام دیگر آسیایی ، نشان می دهد! وبعلاوه چرا مسئولان دوشنبه وعلیرغم وعده  های"استقلال دهی گور باچف  عمل می کنند ؟ویا به ضررخلقهای تحت ستم آسیا" عمل می کنند؟ که گورباچف وآن وعده را ودر سال 1991م  وبه آسیاییها داده بود ولی دست نشانده هایشان و در مارس سال 1992 م وآقای "جوان اوف "را وبخاطر آن نکته ،عزل کردند  که اهل بدخشان تاجیکستان بود  ویا از وزارت کشورآسیایی  بر می دارند وفردی "وابسته به قوم روس " را وبه جای او می گذارند  ؟ولذا به تظاهرات تاجیک هادر خیابانهای دوشنبه منجر گشت  که حدود دوماه طول کشید ولی جواب سران حزب کمونیست تاجیکستان ، تنها گلوله بود که گمارده مسکو بودند ویا آن بود که دار ودسته اقوام غیرتاجیک راکوچ داده وبیاورند ویا برخی از سکنه اوزبک شهرهای خجند ویا شهر کولاب  تاجیکستان راکه اقلیت بودند  وبه شهر دوشنبه پایتخت آن  کشور بیاورند  وبه کشتار 150 تن از قوم تاجیک بپردازند ؟! ولذا در گیریهای  خونین قومی را ودر تاجیکستان براه انداختند ویااز سال 1992 م شروع شد و5 سال ادامه داشت ودر آن در گیریهاو سکنه تاجیک دوشنبه نیز ریخته وکاخ ریاست جمهوری پایتخت را تسخیر کردند وبه این حا دثه  که آقای هاشمی رفسنجانی نیزدر متن خاطراتش  اشاره کرده است که وی چندین سال ،وریاست جمهوری ایران را بعهده داشت ویا بعد از فروپاشی کمونیزم  ووی مراودات سیاسی ویا جلسات مختلف وباسران دولت تاجیکستان داشت  ویا با ریاست مجلس ویا سفیر آنان در ایران داشت ولی در مورد حادثه مورخ 16/2 / 1371 شمسی تاجیکستان ودر ص 666کتاب "کارنامه وخاطرات  هاشمی رفسنجانی "خود چنین می نویسد :کاخ ریاست جمهوری تاجیکستان ودر این روز وبه تصرف مخالفان در آمد واین امر در ساعت سی دقیقه بامداد امروزاست که به تصرف هواداران ائتلاف احزاب مخالف دولت در آمد وپیش از ورود هواداران احزاب مخالف دولت وبه داخل کاخ ، وژنرال بهرام رحمان اوف فرمانده نیروهای گارد محافظ کاخ ،و همبستگی خود را وبا مردم اعلام کرده بودوبعلاوه به گفته رهبران احزاب مخالف دولت ،و رادیو تاجیکستان نیز وبه تصرف نیروهای مخالف در آمد  ویا هفت ماه بعد آقای هاشمی رفسنجانی ودوباره در ص 678 همان کتاب خاطراتش می نویسد  که مربوط به خاطرات روز 14 / 9 /1371 می باشد وچنین ادامه می دهد : ودر گیریهای تاجیکستان وتا کنون وبیش از 50 هزار کشته برجای گذاشته است   ویا در ص 406 خاطرات  مربوط به سال 1373 خودش واز "نهضت اسلامی تاجیکستان " ومبارزات آنان می نویسد ولیکن باید بگویم که مقامات کرملین و نگران از دست دادن تاجیکستان ومعادن ومزایای آن بودند  ولذاهمه احزاب شکل گرفته تاجیکستان را منحل کردند ویابعد از استقلال دادنهای خود ،منحل کردند ! وتنها "نظام تک حزبی" دوران کمونیزم خود را باقی گذاشتند  ولی این بارو در قالب وعنوان دیگر ی وبنام "حزب دموکراتیک خلق تاجیکستان"  رادوباره احیاء کردند وبرعکس بسیاری از سران احزاب مخالف را وزندانی ویا قلع وقمع کردند  ویا ورود کتاب ویانوشته ویا نشریه آگاهی بخش راو به درون کشور تاجیکستان را ممنوع کردند ولذا بعد از سال 1997 م وتا کنون وتاجیکستان را وبا این "وضع پلیسی خود "اداره می کنند وبهمین دلیل ، نشریه ایران ودر شماره 20 مهرسال 6 139 خود ودر باره وضع سیاسی موجود  تاجیکستان وچنین می نویسد : سفر محی الدین کبیری ورهبر فعلی "حزب نهضت اسلامی تاجیکستان "وبه ایران ودر دیماه سال1394 ش وبرای نشست در کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی مشکل شده و از جمله موارد دلخوری واعتراض دولت تاجیکستان بود وطرفداران کبیری وتا چند سال پیش و"حدود یک سوم "قدرت اجرائی این کشور را در دست داشتند ولی "حزب نهضت" واینک قریب به سه سال است که توسط مراجع رسمی تاجیکستان وغیر قانونی اعلام شده است ویابسیاری از فعالین آن زندانی شده اند! ... وبعلاوه باید بیفزایم که قبلا ایران در تاجیکستان سرمایه گذاری می کرد ویا قبلا با "بازار مشهد" هم ودادوستد قوی داشتند  ویا دانشگاههای ایران هم و قبلا وعده احیای دانشگاههای تاجیکستان ویا دانشکده های پزشکی آنرا ، داده بود که متوقف شدند واکنون تنها چند دانشگاه قدیمی این کشور ومتعلق به "معاریف دوران کمونیستی" سابق  است ویاآموزش دهی جوانان این کشور را ویا دبیرستانهایش را دارند وبعلاوه نوسازی علمی هم نشده اند وبعلاوه همانطوریکه ذکر خواهم کرد ووضعیت احزاب سیاسی دیگر تاجیکستان معاصر نیزچنین می باشد  !ویا  به همین  منوال می باشد که"مدل  توسعه دهی "سکونت گاههای شهری وروستای این کشور واقوام تاجیک را بدست خود دارند  ولذا آنهارا وبا این شیوه از تفکر قرون وسطائی خود اداره کرده  ویادر دل کوهستانهای صعب العبور آسیا و به" توسعه نیافتگی عمیق " دچار کرده اند ؟!  وآری آبهای جاری ویا آبشارهای 947 رودخانه تاجیکسان  وباعث بدبختی آنهاست که همگی ودرجنب ویا در  پشت کوههای بلند همالیا ی آسیا قرار گرفته ا ندولذا کسی  از مفهوم جاده ابریشم خاک انها سر درنمی آوردکه چیست ؟  وفقط آب شرب شهری ویا آب زراعی ویا آبرسانی صنعتی  شهرهای مختلف وسط آسیا را تامین می کنند  ولی خیرویا خاصیتی برای خودشان ندارند ویا  جز سرماویا یخبندان شدید وبرای سکنه محروم این نقطه آسیا ندارند؟!/ویاحتی معادن غنی اش  ویاجاده های تجاری بی نظیرش ،ندارند ؟!ویا 1300 دریاچه آبی  اش ندارند !ویا هیچ خیری ویا خاصیتی وبرای سکنه محروم قوم تاجیک ندارندکه کشور مستقلی در سازمان ملل شمرده می شوند !؟ و فقط توربین های 19 سد ویا37 نیروگاه روسها را می چرخانند ویا کارگران کوهستانی بدبخت معادن آنها هستند !  ویا فقط آبیاری زراعی چند کشورهمسایه اشان  راوبا سخت کوشی توام با سرمای خود را  تامین می کنند و اقوام همسایه ای که همدست ارتش روسیه شده اند وفقط به تاجیکها می تازند! ویا آبهای رودخانه های پر آب  سیحون وجیحون ومرغاب وزرافشان وغیره آسیای مرکزی آنها را می برند وبه قومیت اشان  نیز بد وبیراه می گویند!  ودر حالیکه 60 در صد آبیاری زراعی کشور هایشان را  و ازناحیه  این کشورمحروم  اخذ می کنند ! ویاباعث برکت ماهیگیری ویاتفریح وبندر نشینهای  سواحل دریاچه بزرگ دوم آسیا می شود که "دریاچه آرال" نامیده می شود  که درخاک  چند کشورهمسایه اش است ونظیر سکنه کنار دریاچه قزاقستان ویا اوزبکستان وروسها ست وهمگی از کوهستانهای بلند آنها آمده ودر این کشورها ذخیره آبی شده وبعلاوه معیشت آنها را می سازد ویا از ماهیگیریها ویا شیلات وگردشگری آن آبها ا ستفاده مادی می کنند؟!/که تنها منبع تامین آبش وکوههای صعب العبور تاجیکستان آسیا می باشد  ویا بصورت رودخانه تاریم ایالت سین کیانگ چین در می آید  وفقط اراضی زراعی چینی هارا مشروب می نماید ؟!!  ولذا در مفهوم "جهانی سازی تجارت آسیایی چینی وروسی خود"  ومفهوم نا عادلانه ای  از شهر سازی مدرن آسیا دارند وراههای تجارت آن شهر ها دارند؟ ویا از مفهوم "توسعه منطقه ای نابرابر" وبرای آنان بوجود می آورد؟!ویا درذهنیت "توسعه دهی سیاسی "خود واز مفهوم "توسعه آسیائی " دارند ؟ ویا از مفهوم  " حزب سازی برای این ملتهای آسیائی " دارند  ویا در ذهنیت خود واز مفهوم کشور چند حزبی نوین می فهمند که تاجیکستان را وبه آن وضع انداخته اند ؟ویا از مفهوم تاسیس نهاد های جدید سیاسی ونظامی  جهان نوین می فهمند!؟.. وآری ماحصل این  نوع آز استقلال دادنها ، ویا"توسعه خصوصی سازی" گورباچفی چنین می باشد   ! به آنها وفقط ویران کردن آبادیها ویا قصبه های محرومش را فراهم کرده است  ویا ویرانی صنایع نیم بند دوره اشتراکی تاجیکستان را به همراه آورده است !    ویا بعد از ختم کردن درگیریهای تاجیکستان و در سال 1997 تاجیکستان ببار آورده است ! ویابا انتخابات فرمایشی سالهای 1998 و1999 وغیر ه ببار آورده  است ویا در نهایت هم  ونوبت به قرار داد فروش اراضی تاجیکستان وبه چین راهم فراهم کرده  است ویا   در در قرارداد سال   2011 م فراهم کرده است  وبهمین دلیل هم  و در باره این موضوع و دراسنادتاریخی  تاریخی معاصر چنین آمده است که :

در ماه ژانویه سال ۲۰۱۱ مجلس نمایندگان تاجیکستان وپروتکل تعیین خطوط مرزی میان تاجیکستان و چین را تصویب کرد که طبق این سند  و۱٫۱ هزار کیلومتر مربع (حدود یک درصد) از خاک تاجیکستان در ولایت بدخشان این کشور، به کشور چین داده شد.[۴۰]

 ولازم به یاد آوری است که " اقوام تاجیک آسیایی "وقبلا یکی از اقوام کوچرو کوهستانهای پامیر وبدخشان آسیابودند که تابستانها وبرای ییلاق به کوهستانهای بلند مزبور می رفتند وزمستانها نیز وبرای معیشت قشلاقی خود،  وبه کناره های شاخه های مختلف رودخانه جیحون ومثلا در اطراف بلخ ویا بیکند بخارا می آمدند  ونظیر اقوام بختیاری ایران بودندکه تابستانها وبه قله های بلند وسرد زرد کوه استان بختیاری می روند وزمستانها به کناره های گرمسیری رود خانه کارون دراستان  خوزستان می آ مدند واقوام کوچرو ناحیه بدخشان آسیا نیز  ودر دوره هخامنشی وچنین بودند  ولذا دومنطقه ئیلاقی وقشلاقی مکمل همدیگر آنان بود وجزو یکی از ساتراپ نشین های هخامنشی ها شمرده می شد  وبهمین دلیل هم  مذهب زرتشتی ویا زبان فارسی باستانی را واز طریق "موبدان بلخ"وازآنان  اخذ فرهنگی کرده بودند که معیشت اشان را آسان می نمود  ویا  زندگی  در دامنه کوهستانهای سرد را وبرایشان  قابل پذیرش می کرد ! وبهمین دلیل هم ودر  دوره ساسانی  ها نیز چنین تساهلی برای آنان فراهم بود که برخی تاجیک ها و به مذهب مانی ومزدیسنا  گرویدند  وهمچنین وبعد از ظهور اسلام ودر دوره مامون عباسی وفرزندان "سامان خدات " که در دوره ساسانی ها ویکی از خاندان های صاحب زمین تاجیک بود ویا صاحب ملک ودر ناحیه تاجیکستان وشمال بلخ بود واز سوی خلیفه عباسی وبه فرمانداری شهرهای سمرقند  وبخارا وفرغانه گماشته شدند که فرزندان "اسد سامانی" شمرده می شدند واز قوم آنان وبه قدرت رسیدند   ویا به نقل کتاب " تاریخ بخارای نرشخی " ویکی از آنها وبنام "امیر اسماعیل سامانی"  وپایه گذار "دولت سامانی ها" شدکه در فاصله سال‌های ۲۶۱ تا ۳۸۹ قمری بود واقوام تاجیکستان ودر دولت آنان وبخشی از قلمرو سامانیان بود وبهمین دلیل واز طریق دولت وی و از مذهب زرتشتی عدول کرده وبه مذهب اسلام حنفی پیوستند که با "منافع توسعه  منطقه ای اشان "ناسازگار نبود وبهمین دلیل و به نقل کتاب بخارای نرشخی وعلمای حنفی ودر دربارسامانی ها  نیز نفوذ زیادی  ودر اراضی کوهستانی ویا جلگه ای  آنان یافتند که اکنون همگی سکنه این کوهستانهای بلند آسیا وفقط حنفی مذهب دارند ولی سایر مذاهب دین اسلام ویا ادیان دیگرو در آن کوهستانهای  بلندآسیا  اندک می باشد   وبعلاوه در دولت سامانی ها هم وافرادی نظیر رودکی ویا اسعدی گرگانی وجیهانی وبه "تقویت زبان فارسی دری " ودر برابر " زبان عربی " ودر منطقه کوهستانی آنها پرداختند که اعراب مهاجم به شهرهای ماوراءالنهر وزبان فارسی باستانی آنها را  از بین می بردند  ویا با تلفظ روزمره وکتابتهای اداری خود وبه زبان عربی خودصحبت کرده  ولذا از بین می بردند ولی دانشمندانشان برعکس نمودند  ولذا "احیائ زبان فارسی دری  جدید " نیز از در بار سامانیها ی تاجیک زبان شروع گشت  ویا توسط کاتبها وشعرای آن دربار سامانی هاشروع گشت واقوام سابق تاجیک هم  وآن زبان جدید فارسی را بسرعت پذیرفتند  ویا بازاریان کوهستانهای تاجیک هم که برای فروش محصولات دامی خود می آمدند که به "کاروانسراهای بیکند بخارا" می آمدندوتا تجارت بکنند وبعلاوه تاریخ نرشخی  هم وبه آن  موضوع  ودر کتابش اشاره کرده است  ولذا قوم کوهستانیمزبور  وبر اثرمکالمات ومراودات تجاری خود وبا تاجران بیکند بخارا واین زبان فارسی دری جدید راو به درون اقوام کوهستان نشین  های پامیر وبدخشان وزرافشان والای خود کشاندند  ویا رواج یافت ولذا امروزه زبان مشترک ایرانیان ویا اهالی تاجیکستان شده است ویا زبان مشترک با شمال افغانستان شده است ویا زبان بخشی از سکنه هندرا هم  فارسی دری کرده است که منشا همه آنها وتنها " زبان فارسی دری بخارا" می باشد  که مروج اش یک امیر تاجیک زبان سامانی می باشد     وبعلاوه اقوام چهارگانه فارسی زبان آسیا  هم و همگی میراث عیدنوروز ویا جشن مهرگان و یا چهارشنبه سوری وغیره را گرامی می دارند که "میراث فرهنگ فارسی باستان "آنهامی باشد   وهمچنین مولف " سفرنامه تحف بخارا "  وآنها را " اقوام سارت وبا تلفظ فارسی بخارایی بومی " می داند که بعد از تسلط ارتش تزار روسها  وبر شهر های آسیایی مرکزی وزبان نوشتاری آنها  کنار گذاشته شد ویا در 150 سال تسلط روسهاست  ولذا زبان مزبور ومورد خشم روسها بود ویا در صدد بودند که زبان مزبور را واز بین ببرند وتنها" زبان وادبیات روسی" وِا "کتابت روسی را" ودر آسیای مرکزی وجایگزین آن زبان فارسی  بکنند که تاکنون در این امر وهنوز موفق نبوده اند ! وهرچند تغییر خط وزبان تاجیکها را انجام داده اند ویا به خط وزبان روسی  در آورده اند ویا در سالهای 1829 و1940  م ودر این کشور قانونی دولتی کرده اند  وچراکه  همگان  راملزم کرده اند  که در نظام اداری ویا در تدریس مدرسه ها ویا در نظام کتابت قضایی وفقط خط وزبان روسی را بپذیرند ولی  چونکه فرهنگ تحمیلی می باشد  ولذا چندان موفقیت نداشته است  وبهمین دلیل  هم و نقل قول نویسندگان تغییر خط ویاکتابت تاجیکستان ویاخط نوشتار قوم قیر قیزستان ویاقوم ترکمنستان ویاکشورهای دیگر آسیای مرکزی  چنین می باشد  ویا در این باره  چنین است ویا دروادار کردن آنها وبه کتابت روسی  تحمیلی خود چنین مورد ذیل می باشد  :

یکی از دلایل دور شدن فارسی تاجیکی واز زبان فارسی ودر دیگر کشورهای فارسی‌زبان واستفاده از خط سیریلیک وبرای نگارش این زبان است.و در زمان حکومت شوروی ،ابتدا خط فارسی وبه لاتین و سپس سیریلیک (روسی) تغییر داده شد و مردم تاجیکستان هم واز ارتباط با سایر همزبانان خود ناتوان شدند. والبته تلاش‌هایی در تاجیکستان وبرای بازگشت به خط فارسی وجود دارد واما اراده  سیاسی مقامات حاکم براین کشور وبر عدم بازگشت به خط فارسی استوار می باشد  ولیکن بعد از حوادث خونین فاصله سالهای 1992 الی 1997تاجیکستان هم  احیائ زبان فارسی ودر میان سکنه تاجیکستان قوت گرفته است ولی هنوز در کتابت های اداری کشور مزبور مانع کاربرد آن می شوند واحزاب سیاسی هم نشریه روسی زبان پخش می کنند وتنها در تلفظ شفاهی مردم ویا در گفتگو با یکدیگرو شیفتگان زیاد پیدا کرده است ! 

وآری در" استان بظاهرخود مختار کوهستانی بدخشان تاجیکستان  امروزین" ، وطرفداران فارسی دری بخارایی وزیاد می باشند  ولی با  گویش‌های گوناگون فارسی تلفظ می کنند ،ونظیر  گویش‌هایی همچون روشنی، ویا شُغنانی، ویا اشکاشمی ویا وَخی. است ولی روسها بعد از تسلط خود برخاک تاجیکستان سعی کرده اند که علاوه از تسلط دادن زبان روسی وبرزبان فارسی تاجیکی وزبان ترکی جغتائی ازبکی را هم ودر میا ن آنان  رواج بدهند ویا در نشریات احزاب ورادیو یی وابسته به اوزبکها ویا روسی گرایی خود رواج بدهند وبعلاوه در  در شهر های شمال شرقی بدخشان  تاجیکستان را هم تقویت بکنند تا "یک پارچگی تاجیک ها "از بین ببرند  وبهمین دلیل وبه کوچاندن تعداد زیادی از ازبکها وجغتایی های ترک زبان وبه این کشورتلاش کردند  وبویژه در دوره تسلط کمونیستها ویااستالین سعی شد که      تعداد زیادی از     اوزبک زبانها  و به تا جیکستان تزریق بشوند که اطاعت بیشتر از روسها را نشان می دهند  وگرچه اوزبک ها ویا جغتائیها واز اقوام مغولی می باشند  که در" مقاله مربوط به اوزبکهای اینجانب" آمده است وتنها در دوره چنگیز خان وبه شهرهای ما وراء ا لنهر آمدند ولی شاهان مغول ویا تیموری وحتی شیبانیان اوزبک  هم سعی نکردند که "بافت قومی  "شهرهای تاجیک نشین را بهم بزنند وتنها آنها را تاجیک ویا تازیک  می نامیدند که با "ترکی جغتائئ آن مغولان "تفاوت زبانی دارند  ویا حتی مقاومت شدید "تیمور ملک "وسردارقوم  تاجیکها ودر برابر ارتش مغول که  مورد تحسین روضه الصفا وغیره بود و باعث نشد که مغولها وبا تاجیکها شهر خجند ویا زرافشان وغیره در گیرفرهنگی  بشوند ولذا چندین قرن آنها را ودر شهر های تاجیک نشین  خود تحمل کردند ویا در" قرای تاجیک نشین خود"وبا "مغولهای حاکم "براسیا  مسئله نداشتند وتنها قبل از حکومت ناصرالدین شاه ایران بود که  یکی از حکام منقیت -اوزبکی بخارا وبه ناحیه زرافشان تاجیکها تاخت وبخشی از اقوام اوزبک را ودر دهات آنجا نشاند ویا "قوم منقیت خویشاوند خود را "ودر ناحیه روستایی خجندمزبور سکونت داد ویا برخی ها راو در شهرهای درواز ویا قره تکین ساکن کرده  وروسها نیز از وی یاد گرفتند ولذا همانطوریکه در" مقاله اوزبکستان خود" نوشته ام ودر دوره ناصرالدین شاه وژنرا ل چرنایف روسی وغیره هم وبه عمد شهرهای مهم بخارا ویا سمرقند فارسی زبان تاجیکی ویا سارتی را وبرای پایتختی اوزبکستان انتخاب نکرده ودر" قریه قدیمی تاشکند" قرار داد که از" قوم آق یلواوزبکها" بودند  ولی  اقوام وکارمندان باسواد شهرهای قدیمی ماوراء النهر فارسی زبان سارت کنار گذاشت   وبلکه آبادی کوچک وویران  چاچ ویا تاشکند را ودر نزدیکی خجند وبرای "پایتختی اوزبکستان " انتخاب کرد    ویا در مرز دوکشور وبرای مکان پایتختی اوزبکستان  ویا پادگان مرکزی روسها انتخاب کرد ویادر نظر گرفت که اقوام اوزبک آق یلاوو در آبادیقدیمی  تاشکند مزبور بودند  وبعد ا نیز اقوام وسزبازان اوزبک را وارد ارتش روسی خود نموده وبتدریج تعدادی از آنان را نیز و به شهرهای خجند واوراتپه وآلتین توپکال تاجیکستان وارد نمود ویا در ناحیه بازارپنجشنبه خجند وارد کرده وبه شهرک سازی جدید وبرای اوزبکها پرداخته واقوام اوزبک وروسی خجند جدید رابوجود آورد وبعدا نیز آن خجند راوبنام " شهر روسی " لنین اباد"  نامیدند   ویا توسعه صنعتی خجند جدید راهم و در دوره استالین  دادند ویا  بیشتر از شهر های دیگر تاجیکستان نمودند  ویا پایگاه هوائی روسها را ودر همان خجند جدید قرار دادند که اختلاف افکنی بکنند  ولذا امروزه شهر خجندو دومین شهر بزرگ تاجیکستان شده است ویا مدتی وزرای دولت تاجیکستان را و برای اختلاف افکنیو از آن شهر خجند  انتخاب می کردند  ویا جلوتر  از دوشنبه پایتخت قرار داده بودند   ولذا امروزه خجند مزبوروازاین  نظردارای  152600 جمعیت ودر سال 2000 مشده است ولی هنوز  68 قصبه شهری تاجیک ها وکوچک مانده اند! ویا تعداد  دیگری از  اوزبکهای  تاجیکستان را هم وبه استان ختلان تاجیکستان کوچانده  اند وعمدا در سالهای اخیر نیز و شهر "کولاب "اوزبک نشین را وعلاوه از مقاومت همگانی ومرکز استان ختلان  تاجیک نشین قرار داده اند  که در  دوره فروپاشی حکومت تیموریان  فقطتاجیک نشین بودند  ولی بعدا وبا شکل گیری حکومت اوزبکهای شیبانی وتعدادی از اقوام اوزبک و دراراضی  پیرامونی شهر کولاب تاجیکستان ساکن شده و تنها رمه داری خارج شهر می کردند که کتاب عالم آرای نادری واز آنها نام برده است   ولی امروزه روسها وسومین شهر بزرگ تاجیکستان نموده اند  که تنها 85300 نفر جمعیت دارد ویا  روسها ودر درگیریهای داخلی تاجیکستان واز اوزبک های کولابی مزبور و استفاده های  زیادی  نموده اند  ویابا اهالی شهرهای تاجیک زبان شهرهای غرم ویا تاجیک آباد وفاروخ  وشهرهای دیگر بدخشان غیره در گیر کردند که اعضای" حزب نهضت اسلامی تاجیکستان "واز  آن  شهرهای کوچک 68 گانه کوهستانی می باشد  ودر حالیکه ص 702 ویا ص177کتاب" ترکستان نامه بارتولد" ودر این باره می نویسد که :قبلا مرکز استان ختلان تاجیکستانو در ادوار قدیم شهر"پرخار "بود که تخت گاه امیر ختلان تاجیک شمرده می شد ولی  امروزه روسها ومرکزیت استان ختلان تاجیک را وبه شهر کولاب اوزبک نشین ودر شمال شهر"پرخار" داده اندوآنها هم وتوسط روسها مسلح شدند  وتا در مسایل سیاسی داخلی واز اوزبکها ی مزبور بهره برداری سیاسی بکنند ودر حالیکه  ص 702 کتاب بارتولدوبرخلافش را  نشان می دهد که در سال 552 هجری نیز امیر استان ختلان مزبور وازنژاد  تاجیکها بود وبنام "امیر ابوشجاع فرخشاه "وامیر ختلان محسوب می شد که از تاجیک های فارس زبان بود وسند تاریخی لازم آنرا  نشان می دهد که اوزبکهای اطراف کولاب ودر دوره حکومت شیبانی ها اوزبک وبه مرتع تپه ی آن  شهر آمده بودندکه "نیاز بیگ اوزبک "رئیس طایفه ایلی اشان بود  ولذا  اسناد مربوط به تاریخ عالم آرای نادری دولت افشاریه 250 ساله هم وآنرا نشان می دهد  که  در ص 1096کتابش واز" طوایف اوزبک کلاب" تاجیکستان سخن می گوید  ومثلا کتاب عالم آرای نادری ودر ص 1095 کتابش می نویسد که در دولت نادری وحاکم قصبه کلاب ،" نیاز بیگ اوزبک "بود وِیا حاکم "قصبه حصا"رشمال دوشنبه  "محمد امین بیگ" بود وهر دونیز و به تحریک "میرزا قل منقیت آرالی" تحریک شده که به مرتعهای بلخ کناره جیحون آمده بود وبر "حاکم منطقه ای نادرشاه " در بلخ شوریدند که باعث شد تا نادر شاه  هم وبه منطقه مزبور لشکر بکشد  واحتمالا "مقر حاکم گمارده نادرشاه"هم و در یکی از قلعه های نظامی اطراف ویرانه های بلخ قدیمی بود که توسط چنگیز ویران گشته بود  ولذا مقر حاکم   نادر شاه که در اطراف ویرانه های بلخ افغانستان بود که به او گزارش ناامنی منطقه اش را داده بود ویادر سواحل جنوبی شاخه فرعی رود جیحون ودراطراف بلخ ولبه مرز شمالی افغانستان بود ولازم به یاد آوری است که چنگیز خان شهر بلخ قدیمی را ویران کرد وشهر مزار شریف  افغانستان روئیده است  که می گویند که در ویرانه های بلخ قدیمی روییده است ویک اشتباه جغرافیایی می باشد   ودرحالیکه در  دوره نادرشاه و "میززا قل آرالی" که احتمالا از شاخه" منقیت اوزبک آرالی ب"ود ودر مراتع ویرانه های اطراف بلخ قدیم و کناررود  جیحون افغانستان و20 هزار خانوار اوزبک دامدار ایلیاتی خود را وبه مراتع کناره جنوبی جیحون آورده ویا در لبه مرز شمالی افغانستان آورده بودکه عالم آرای نادری  وبه 20 هزار خانوار اوزبک ،تپه های اطرف بلخ میرزا قل آرالی اشاره دارد  و  احتمالا "دوخان کوچک اوزبک "آن تپه های اطراف  کلاب وحصار را هم ودر آن  سوی رودخانه اب پنج جیحون وبا خود همدست کرده بود که بر نادر شاه وحاکم منطقهای اش بشورند که  ص 1096  عالم آرای  نادری وبه آن موضوع طوایف اوزبک ودو سوی مرز شمالی افغانستان اشاره دارد واحتمالا اقوام اوزبک استان ختلان کنونی تاجیکستان هم واز بقایای آنست وبعلاوه به نقل کتاب عالم آرای نادری واز طوایف" یوز" و"منک" و"قنقرات" اوزبکها بودند  ولی در دوره استالین وحزب کمونیست تاجیکستان  احیاء شدند ویا به نقل مورخین متعدد وبرای بهم زدن نظام قومیت تاجیکها و  به استان ختلان تاجیکیستان کوچانده شدند ویا تعداد از آن اوزبکهارا ودر مرزشمالی افغانستان افزایش دادند ولذا امروزه برخی از آنها ودردرون  شهر کلاب  ،اسکان شهری یافته وتوسط حزب کمونیست مسلح شده اند و واندک ینیز  به  شهرقرغان تپه ( وبا 60000 جمعیت  وبعنوان چهارمین شهر نیمه بزرگ تاجیکستان رفته بودند که باعث شدتا  سکنه شهر قرغان تپه وبا کولابی ها در گیر بشوند ) واندکی هم درشهر کوچک" کالنین آباد "تاجیکستان زنگی می کنند وبقیه شهرهای کوچک استان ختلان واز نزاد ،تاجیک های فارس زبان می باشند   ولذا امروزه وبا تدابیر روسها واوزبکهای مهاجر ب خاک تاجیکستان بیشتر شده اند ویا بعمد در مناصب دولتی نیز شرکت داده می شوند ولذا تعدادشان را وبه مرز 25 در صد جمعیت کل تاجیکستان رساند اند ویا 10 درصد  دیگرجمعیتش هم ومهاجرین روسی ویااوکراینی وغیره می باشند  وبقیه 65 در صد جمعیت کنونی تاجیکستان که 5 الی 6 میلیون می گردند وهنوز تاجیکهای فارس زبان می باشند که جمعیت قومی تاجیک ها ودر استان بسیار بزرگبدخشان  ویا در استان بظاهر خود مختاروکوهستانی بدخشان بشتر می باشد  که اغلب معادنش در آن استان است  ویا راههای تجاری آسیا ودر خاک قومی آنها می باشد ولی امروزه "قوم مغلوب تاجیک "شده اند  وبدخشانی ها ی پامیری  نیز خالصا تاجیک زبان هستند که حدود 5میلیون تاجیک می باشند  که در 68 قصبه کوهستانی شهری ویا در دهات کوهستانی  منطقه مزبور زندگی می کنندبعلاوه  نژ اد تاجیکها ی مزبور ودر سه استان دیگر هم پراکنده می باشند ومثلا در استان مرکزی تاجیکستان وبه مرکزیت شهر  دوشنبه پایتخت هستند  که کارگران تاجیک رفتگرهستند  ویا کارگران  ساختمانی طبقه پائین هستند ویادر استان ختلان جنوب غربی وکشاورز هستند ویا در استان زرافشان وخجندشمال غربی تاجیکستان وبعنوان روستائیان کشاورزی  تاجیک  هستند  ولی در یک ترکیب نژادی مخلوط با اقوام دیگر زندگی می کنند  که روسها به این سه استان کوچانیده اند  ولذادرنواحی غربی و اقوام مختلفی هستند که کمونیست ها ودر ایام اقتدار خود وبه شهرهای تاجیکستان کوچانیده اند وشامل 10 درصد جمعیت تاجیکستان را تشکیل می دهند که حداقل 5/3 آنان وکارمندان نظامی واداری "روس تبار" می باشند که اغلب به شهر دوشنبه کوچانیده شده اند وبقیه اش نیز ویا از اقوام اوکراینی هستند ویا از اقوام کناره های رودولگا ی روسیه  می باشند  ویا از اقوام ارمنی ویا آلمانی واروپای شرقی  ویا ژاپنی  هستند که با قشر پایین وکارگری تاجیکهای شهردوشنبه  جمعیت 591900نفره تاجیکستان  آمیخته شده وبافت کشور تاجیکستان را  تشکیل می دهند که نظیر پایتخت 6 کشور آسیای مرکزی  می باشد که جمعیت مخلوط قومی دارد ویا در ترکیب ناهمگون " شهر سازی روسی " جای گرفته اند  که بعد از تسلط ژنرالهای تزار روسیه وبر آسیای مرکزی واین نوع از شهرهای مختلط الاقوام  ساخته شده اند وشهرهای قومی سابق اقوام آسیای مرکزی چنین نبودند ویا صرفا عمرشهرسازی آنها وکمتر واز 150 ساله می باشد ویا نظام اداری ومذهبی ورفتارهای سازمانی اش نیز با تنه اصلی اقوام پیرامونی کشور نمی سازد  وبعلاوه مذهب سکنه پایتخت تاجیکیستان  ویا بقیه پایتخت های روسی ساز آسیای مرکزی واغلب از مذهب مسیحیت ارتدکس روسی است ویااز مذهب  ارمنی ویا لائیک کمونیزم بوده ولی مذهب بقیه 85 در صدیپیرامونی  تاجیکها ویا ازبکها ویا قیرقیز ها ویا ترکمن ها واویغورها وافغانها ومغولها وقزاقها وچچن وچرکس وکاموک ها سنی  های حنفی مذهب  بوده وبعلاوه مذهب 5 درصد تاجیک ها نیز شیعه اسماعیلی  می باشد  که در استان ختلان تاجیک کشاورز هستند ونظیر ناصر خسرو قبادیانی وبه مذهب اسماعیلی گرایش دارند ویک درصد سکنه اش نیز  شیعه اثنی عشری هستند که اغلب شیعیان اسماعیلی  مذهب همو در استان ختلان هستند  ویا در جنب مرز افغانستان زندگی می کنند واحتمالابرخی اسناد تاریخی نشان می دهد که مذهب روستاهای اطراف مزار شریف ویا آبادی امام صاحب افغانستان هم وشیعه اسماعیلی می باشد  ولی روس ها امروزه و برای اقوام اوزبک  مزبور ورادیوتاسیس کرده اند  ویا نشریه مخصوص حزبی  داده اند ولی مذاهب دیگرمنطقه ونظیر کشاورزان  تاجیکها  ویا قرقیزها  ویا شیعه اسماعیلی ها ی منطقه  هم و از هر گونه فعالیت مذهبی ممنوع می باشند  ویا "اداره قاضیات تاجیکستان" و یا "ازبکستان "وتمامی امور دینی مسلمانان تاجیکستان وبقیه را کنترل می کنند که از سال 1988م  به بعد هم وشدت آن بیشتر شده است ولذا این نوع کنترل ها  مورد نفرت 90 درصد اقوام مختلف مسلمان تاجیکستان  ویا اویغور ویا قیرقیزها  می باشدویادر دوره حزب کمونیست تاجیکستان ورواج الحاد گرایی کمونیستهای شهر دوشنبه ونفرت  خانوادگی آنان را  بر می انگیزد  ومخصوصا وقتی  که بعد از درگیریهای 1992  الی 1997م و مسلمانان  مزبور واز شرکت در امور سیاسی کشور خودشان منع شدند که  کینه زیادی را ودر دل مسلمانان تاجیک ویا قرقیز  ویا اویغور وافغانی همسایه  این کشورها  تولید کرده است

  وبعلاوه "هنری فیلد "  ودر ص 742 کتاب "مردم شناسی جسمانی"اقوام تاجیک پامیرها "ودر باره آنها چنین می نویسد : پامیریها  ، موقهوه ای وگاهی روشن وهمیشه انبوه وموجدار ویا مجعد  وریش قهوه ای ویا روشن وبا پوست سرخ وسفید ویا گندمگون وقد بلند تر از متوسط 66/1 707/1وشاخص سر 85 ویا بیشترمی باشند  ونیزصورت دراز ویا شکل بینی  ها  ،برجسته عقابی  و" گلچا ها  " وخالص ترین پامیریها هستند و"چوته ها "و"بندیه  ها "واز نژاد پامیری ها  هستند  وهمچنین در ص 797 کتابش می نویسد که  : گلچاها خالص ترین مردمان پامیری می باشند   ویا درص 747 کتابش واز" تاجیکهای آریان " استان هرات نام می برد  ونیز در ص 747 ادامه می دهد : تاجیکهای دشت مخلوطتر وسفید تر از تاجیکهای کوهستانی یا گلچا ها هستند  ونیز در ص 745 کتابش می نویسد : تاجیکها بلند قد ودارای مو مشکی وچشم سیاه هستند وسر آنها وبه درازی سر ایرانیان می باشد  ولی استخوان پیشانی آنها بزرگتر است وهمین امر، صورت آنها را بیضی شکل تر از صورت ایرانیان غربی می سازد وچشم ودهان وبینی منظم دارند  ویادر ص  کتابش 766 وآنها را "سارتهای بین سیحون وجیحون" می داند  ونیز در ص 746 کتاب مردم شناسی اش می نویسد : شاخص سر تاجیک ها ودر شهر های مختلف از این قرار است : فرغانه 5/85 ودر ناحیه زر افشان ./84 ودر ناحیه سمرقند ./83می باشد

وبعلاوه در اسناد دیگر "مردم شناسی فرهنگی "هم آمده است  که تاجیکها واز نظر "مردم نگاری قومی" و دارای جشن های ازدواج منحصر به فردخودشان  می باشند که 7 روز به طول می انجامد.و در اولین روز مراسم، عروس و داماد ازدواج های خود راو اعلام کرده و به مدت سه روز ضیافت های جداگانه ای وبا خانواده های خود برگزار می کنند. ویادر طول 5 روز اول این مراسم، وعروس مزبور وهمچنان در منزل پدری خود می ماند و تنها در روز ششم وبه همراه اعضای خانواده خودو به خانه ی داماد رفته و شب را در آنجا می گذرانند که همین موضوع پایان مراسم را اعلام می کند.

وبعلاوه   مدت زمان ماه عسل آنها هم طولانی است  که 40 روز طول می کشد  ودر تمام این 40 روزوعروس در خانه ی والدین داماد می ماند و تا عروس و دامادمزبور و در ابتدای زندگی مشترک خود وتحت حمایت آنها قرار بگیرند.

وهمچنین از نظر "مردم شناسی فرهنگی مراسمها "  وعید نوروز،  ویاایام مختلف فصول سال  نیز در تاجیکستان جشن گرفته می شود. ومثلا در این روزها  دیده می شود  ، که تمامی مردم  تاجیک  وآن عیدها  را جشن می گیرند ویاتنقلات مورد نظر عید  را آماده می کنند وبه گونه ای که روی سفره های پذیرایی  ویا روی کرسی های خانگی  ضیافتشان وجا برای سوزن انداختن پیدا نمی شود.

- وبعلاوه "تعطیلات گل لاله " را هم دارند که به یاد خون سیاوشمی باشد    ویا "غذاهای قومی خاص"خود را  می خورند ویا شال کمر" برودروی دوزی شده " را می پوشند ویا کلاه مردان تاجیک  هم وشبیه بشکه ای کوچک می باشد  که با پوست بره ی سیاه تهیه می شود .ویا  لبه ی پایینی آن  کلاه خود را هم ولوله می کنند وتا خز زیر آن کلاه  هم دیده بشود ودخترانشان هم ولباس "گلدوزی شده خاص خود را  می پوشند که لباس قومی آنان را بوجود می اورد ویا از نظر" مردم شناسی  پوشاک وخوراک وعروسی ها"  آنها را تشکیل می دهد .

 وهمچنین ودر مورد سابقه تاریخی "شکل گیری شهر دوشنبه " هم  باید بگویم که چنین شهری ودر منطقه تاجیکستان وقبلا وجود نداشت  وصرفا درچند کیلومتری جنوب غربی  قصبه حصار تاجیکستان ویک روستایی وجود داشت که " روستای دوشنبه بازار "خوانده می شد و  وقتی اقوام کوچرو تاجیک و به نواحی قشلاقی کناره های آمودریای  جیحون می رفتند ودر آن روستا ی مزبور ویک  بازار هفتگی وبنام  " بازاردوشنبه "وبرای  اقوام تاجیک  خود داشتند که در روزهای دوشنبه دایر می گشت  ویادر ساحل" رود خانه کافر نهان "مسیر ایلیاتی آنها واقع بود   وارتش روسیه  هم ووقتی  که می خواست که به دستور ولنین ومنطقه تاجیکستان را واز ازبکستان تفکیک بکند وبه ان روستا وارد شد ویا مرکزیتی وبرای  این جغرافیای قوم قدیمی تاجیکها  انتخاب بکنند وبه این روستای دوشنبه بازارآنها آمده  ویا در 21 فوریه 1921 م رسیدند ولذا اراضی آنرا ومناسب  برای  پادگان خود یافتند ویا برای مرکزیت ارتش ویا نظام اداری روس ها یافتند ولذا  در ناحیه کم ارتفاع جنوب غربی تاجیکستان  انتخاب کردند  وبعدا به ساخت وساز آن  ناحیه پرداخته ویا بعد از سال 1921میلادی پرداختند ویا از سال 1926 الی 1961 آنرا "استالین آباد " تاجیکستان می نامیدند که بعدا مجبورگشتند  که نام "دوشنبه "را وبر  این شهر 125 کیلومتری بگذارند ویا با چهار ناحیه شهری  اسم گذاری  بکنند  ویاآنرا ودر طی 60 سال وبا مدل شهر سازی روسی ساختند که از سال 1921 الی 1991 م دوره گورباچف می باشد ودر دوره استالین نیز وتعداد زیادی از کارمندان اداری روس تبارها  ویا نظامیان ویا اقوام دیگر اوکراینی ویا اروپای شرقی راوبه شهر مزبور کوچاندند ودر شهرکهای جدید دوشنبه ساکن کردند که در سال 1998 م  وحدود 591900نفرجمعیت داشت که برای اموررفتگری ویا کارگری نظام شهری ویامحله ای نیزتاجیکهای طبقه پائین را استخدام کردند   ویا جهت ساخت وسازساختمانی اش  نیز وطبقات پائین جامعه تاجیک را جذب کرده بودند  ونیز دارای مقر کاخ ریاست جمهوری می باشد   ویا  دارای ساختمان مجلساست  ویا دارای مقر حزب کمونیست بود ویا دارای مقر کمیسر های پلیس ویا ایستگاه راه آهن ویا فرودگاه ویا ساختمانهای وزارتخانه ها ویا ساختمان شرکتهای بزرگ می باشد  ویا دارای ساختمان شهرداری ویا اداره قاضیات یا محله های شهری متعدد دارد ویا دارای چندین هتل بین المللی ویاچند دانشگاه دولتی است ویادارای موزه هنر ویا اپرا ویا مکان تئاتر آینه است ویا دارای بازار فروش سبزی ومیوه وبازار برکت است ونیز مدرسه قدیمی حاجی یعقوب که در ابادی قدیمی روستا ی دوشنبه مزبوروبه شهر افتاده است   ویا با خیابانهای وسیع ویا میدانهای بزرگ وبا دو پادگان نیروی هوائی ویا نیروی زمینی دوشنبه است  ونیز مقر فرماندهی ارتش هم ودر این شهر می باشد   ولی بافت اداری سیاسی پایتختش وبا تنه اصلی قومیت تاجیکها و تضاد فرهنگی  عمیق دارد ویا با قصبه های شهریو تحت مدیریتش وشکاف عمیق اجتماعی  دارد ولذا "مدل سیاسی واداری اش "وسال به سال رشد اقتصادی بقیه قصبه های این کشور را کاهش داده  است ویا فقر سکنه آنرا افزایش می دهد

 ونیز در مورد "مردم شناسی زبانی وقومی" آنان هم باید بگویم که همانطوریکه گفتم و "لفظ تاجیک "عنوانی می باشد  که "ترکان جغتایی مغولان "وبه آنها عنوان داده بودند  که به "زبان غیر ترکی" آنها سخن می گویند ویا تاجیک ویا فارسی بخارایی تلفظ می کنند ووروسها نیز وبعد از آنکه می خواستند که منطقه کوهستانی بدخشان را واز ناحیه ازبکستان منفک بکنند  ویا آنرا به مدیریت شهر تازه ساز "دوشنبه " بدهند ویا در سال 1921میلادی اداره بکنند ولذا در این دوره تاریخی وطرفداران قومیت تاجیک ها هم وبه آنها پیشنهاد دادند  که " منطقه کوهستانی قومی " آنها را و" تاجیکستان " بنامند  ولی قبل از آن تاریخ وفقط لفظ "تاجیک "وبه اسامی  قومی منفرد آنها  گفته می شد  ویا صرفا در منابع تاریخی اطلاق می گشت  وبعلاوه سرزمین کوهستانی آنها هم وطوری در خاک آسیا بلند وصعب العبور بود که کسی از تاریخ دانها ویا سیاحان از شهر ها ی قدیمی  آنها نگذشته بود ویا دهات مسکونی آنا نرا نمی شناخت ویا آز منطقه آنها عبور نکرده بود  ولذا تنها با نام مجهول بدخشان وختلان  وغیره  آشنا بودند  که  نامگذاری می شدند ولی کسی نمی دانست که بدخشان  کجاست ؟ویا ختلان وچه جور مکانی می باشد  ؟که تاریخ دانها وآنها را بنویسند  واز این رو وبرخلاف نقاط دیگر خاک آسیا که شهر ها ویادهات مشهوری  دارند  ویا جغرافیای طبیعی اش وطوری بود که  در مسیر جاده های قابل عبور کاروان رو بود وبهمین دلیل هم و در منابع تاریخی مکرر ذکر شده اند ولی  اشاره به شهر هاوسکونت گاههای  قدیمی تاجیکستان  وبدلیل صعب العبوری آن وکمتر در منابع تاریخی ذکر شده است  وتنها در کتاب عالم آرای نادری وبه شهرهای "حصار" و"کولاب" و"خزار" "وقوادیان ویا قبادیان" آنها اشاره می شود که ناصر خسرو قبادیانی  همم واز ناحیه مزبور بود  ویا به "رود وخش" و"رود کافر نهان "منطقه آنها اشاره می کند ویا کتاب حدودالعالم ودرقرن سوم هجری ویا در  ص 110 کتابش ویا تاریخ نرشخی هم ودر صفحات 204 و205 کتابش وتنها به شهر" وشگرد "ویا "ویشکرت "تاجیکستان قدیمی اشاره می کند که امروزه در منطقه جنوب غربی تاجیکستان  واقع  است وهم مرز با ازبکستان می باشد   ویا در حوالی کوه کم ارتفاع بابا طاغ است که در مرزغربی  این دو کشور تاجیکستان  وازبکستان می باشد ویا در نزدیک شهر ترمذ ازبکستان می باشد  که در دوره سامانیها وغزنویها وبه این ناحیه کوهستان کم ارتفاع وکوه بابا طاغ " تاجیکستان امروزین هم  و "منطقه چغانیان "ویا "صغانیان "  می گفتند  وکتاب المسالک والممالیک  نیز وتنها این منطقه کم ارتفاع تاجیکستان را می شناسد ویا در کتابش می نویسد که شهر ویشگرد واز جمله صغانیان  است  ونیزیاقوت حموی هم  ودر کتابش می نویسد که شهر کوچک" شومان "واز شهر های صغانیان " می باشد   وگردیزی نیز ودر کتابش  واز شهر های" واشجرد وشومان وقوادیان "تاجیکستان نام برده است  که در نزدیکی چغانیان می باشد  ومی نویسد که زعفران در آن ناحیه بعمل می آید وبه نقاط دیگر می برند  ولی کتابهای تاریخی  مزبورهم  وغیر از این چند شهر کم ارتفاع ویاغربی ترین  ناحیه تاجیکستان  وچیز دیگری از آنها  نمی شناسند ویا به سکونت گاههای مناطق بسیار مرتفع بدخشان وختلان  اشاره ندارند ویا به کوهستانهای پامیر تاجیکستانی آنها و آشنایی لازم ندارند   وهمچنین کتاب" نزهت القلوب "حمدالله مستوفی نیز  ودر ذیل کلمه "قوادیان " واز" قصبات نویده وواشجرد وشومان " انها نام می برد که از توابع غریی آنست  وهمچنین  صفحات 25 و26 کتاب بخارای نرشخی  نیز واز "هزا رربا ط بیکند بخارا "یاد می کند که هر رباط آن وبه بازرگانان یک دیه تاجیک ویا غز ترک تعلق داشت  که درآن رباط خود وزمستانها آمده ودادوستدتجاری با بقیه  می کردند    ونیز در صفحه 26 کتابش از ابگیر قراکول تاجیکستان یاد می کند ویا کتاب "المسالک والممالیک" نیز واز" بحیره ودریاچه عظیم سامجن "آنها یاد می کند  ولی  مورخین مزبورهم  واز شهر های تاجیک آنها  ویا از جغرافیای آنها وتنها اسامی محدود مزبور را می شناختند ولی هیچ گونه شناختی عمیق واز شهر های  تاجیکی دیگرشان نداشتند  ونظیر شهر  فاروخ ویامرغاب ویاشهر غرم ویاقصبه راشت قلعه  وغیره تاجیکها نداشتند که در دل کوهستانهای بلند است  ویاازوضعیت   نواحی جغرافیایی کوهستانهای بلند بدخشان تاجیکستان خبر نداشتند .وبعلاوه اقوام تاجیک  چند میلیونی کوهستانهای بلند تاجیکستان هم و تنها در سالهای اخیر یکجا  نشین شده اند ویا مجبور به سکونت اجباری ودر 68 قصبه شهری کوهستانی شده اند  ویا در 401دهستان کوهستانی تاجیکستان  شده اند  ولی قبل از تشکیل کشور کمونیستی تاجیکستان ومنطقه اصلی زندگی ویا معیشت آنان  درنواحی گرم  ازبکستان بودکه از انها جدا شد  ویا در ناحیه گرم بلخ افغانستان  بود  وهر دونیز یک منطقه جغرافیایی واحد بودندکه در کناره جیحون قرار گرفته بودند   وقبایل چند میلیونی تاجیکهای  مزبورهم  وتابستانها وجهت چرای دامهای خود وبه کوههای بلند پامیر وآلای وساری کول وزرافشان می رفتندکه مراتع بهاریسرسبز  زیادی داشت  و لی  امروزه ودر فصول پایز وزمتانهای سخت وکسی  اطلاع از وضعیت ااقتصادی معیشتی معاصرویاگذشته آنان ندارد  ولی در ایام گذشته وپائیزها  وزمستانها وبه کناره های گرمسیری  امودریای جیحون اطراف بلخ می آمدند  ویا به کناره های شعبه دیگر جیحون ودر ناحیه بیکند بخارا می آمدند که بعد از انقلاب اکتبر شکل معیشتی دیگرگرفت ویا به زندگی انها تحمیل گشت ویا ازرسال 1921 م به بعد ویا سال تاسیس  شهر دوشنبه تاجیکستان  بود که سال شکل گیری مرزهای آن  کشوربود  ویا مرزیابی با چهار کشور  چین وافغانستان واوزبکستان وقیر قیزستان رقم زده شد  ویا کوچروی دامدارانه آنان  قطعگردید  ویا  بعد از سال 1921میلادی  متوقف شد ومجبور به اسکان اجباری دردل  کوهستانهای سردسیر تاجیکستان  شدند  ویا مجبور به زندگی اقتصاد اشتراکی شدند  ودر حالیکه بعد از آن تاریخ وتنها 7درصد اراضی تاجیکستان وفقط اراضی قابل کشاورزی بود که در کناره جیحون بود وبقیه اش ودر زمین های  کوهستانی ویا در در باریکه دره های عمیق بود ویا در اطراف دهکده های تاجیک نشین آنان  واقع بود که در دوره اشتراکی مزبور و مجبور بودند که در آن 7درصد زمین قابل کشت خود وفقط پنبه وتوتون بکارند  ویا فقط برای "دولت اشتراکی مسکو" بکارند و یا در خانه هایشان   نیز وزنانشان قالیچه دست بافت تاجیک ببافند وبعلاوه  تراکتور ویا کمباین اختصاص داده شده وبه آنان هم اندک بود ویا  نسبت به سایر کشور ها  واز سوی" دولت مسکو" بسیار اندک بود   وتازه بهانه روسها آن بود که در کاشت پنبه وتوتون دهات تاجیک نشین  مزبور وشوره زایی  زمین هایشان هم مسئله ساز است  ویا بدلیل شیب زیاد اراضی کشاورزی اشان وشوره پساب ان زراعتشان زیاد است وبه شعبات دورودخانه جیحون وسیحون می ریزد ونهایتا باعث شور شدن دریاچه آرال آنها می گردد  واین امر را هم وبرای آنان نمی پسندیدند  واز راههای تجارت جدید هم ونظیر بقیه ملل جهان در آمد نداشتند که در خاک تاجیکستان آنها  کشیده بودند وفقط خود دولت روس ویا دولت چین محق بودند  که بهره مادی ببرند ! وبهمین دلیل  هم وامروزه کسی از مردم جهان واز وضعیت اقتصادی معیشتی سکونتگاهای معاصر این قوم 7 میلیونی آسیائی تاجیک  خبر  ندارد  ویا در رسانه ها ومطبوعات جهان ومنطقه جغرافیایی آنان را ودر خاک آسیا نمی شناسند  ویا وضع اجتماعی افغانستان وبدلیل کوهستانهای کم ارتفاعترش  ویا به دلیل کثرت دشتهای هموارترش  وبهتر از آنان می باشد ولی همانطوریکه قبلا گفتم  وبه نقل محتوای کتاب بخارای نرشخی وقبل از اسلام که دین اقوام تاجیک مزبور زرتشتی بود وطور دیگر بود ودر اراضی کوهستانی مزبوروانها کشت زارهای دیمی داشتند که در اوایل پائیزهم واراضی دیم زار مزبور را  شخم زده وبه نواحی گرمسیر کناره جیحون ویا به شعباتش کوچ می کردند وبعلاوه مالکیت اراضی دیمی وضیاع کشاورزی آنان  هم ومتعلق به مغان زرتشتی بود که در کوشک های کوهستانی بدخشان معبد زده بودند  وبه نقل ص 43 کتاب" تاریخ بخارای نرشخی " و" سامان خدات " وجد ویا نیای دولت سامانی ها  هم در دوره حکومت ساسانی های زرتشتی ویکی از مغان کوشک معبد ناحیه ختلان  بود وویا نواده موبدمعبد بدخشان تاجیکستان قدیم بودند  وبعدا مامون عباسی ودر پایتختی شهر مرو وجنب شهر آنها نیز  وفرمانداری برخی از شهرهای سمرقند ویا بخارای محل گرمسیری  وغیره اشان  را و به نواده های  سامان خدات می دهد  که از دهقان زاده های صاحب ملک ودر"ناحیه ختلان" بودند  ویکی از آنها  هم وبنام " امیر اسماعیل سامانی " بود  ولذا با سازماندهی ارتش  جدید ویا نظام کارمندی جدیدش  ومنجر به شکل گیری دولت سامانی ها می شود  ویا "زبان دری فارسی بخارایی "را بوجود می آورد وبهمین دلیل هم  وتاجیک ها وبخاطر وی  ونام بلند ترین کوهستان تاجیکستان را و" قله اسماعیل سامانی نهاده اند  وتا اینکه  در قرن چهرم وعمر دولتشان بسرمی اید  وچرا که  در سال 389 هجری و"امیران ترک قره خانی" شرق تاجیکستان وبا ب"قایای دولت سامانی ها "اختلاف می یابند  وسلطان محمود غزنوی ترک نیز  که در شهر غزنین افغانستان وپایتخت داشت واز اختلافات آن  دو" دولت سامانی" ویا "دولت قره خانی های  ترک" وبهره برداری سیاسی کرده واراضی ماوراءالنهر وبخاراوخوارزم را اشغال می نماید  ولذا حکومت سامانی ها خاتمه می یابد  که تاریخ بیهقی وغیره وبه آن موضوع اشاره دارند ولی حکومت غزنویها نیز وبوسیله غزهای ترک سلجوقی  خاتمه می یابد  ویا در دو وسه دهه بعدو منقرض گشته  وسلجوقیان در خود ایران تشکیل حکومت می دهند  وحکومت شهرهای ماوراءالنهر و وبخارا وفرغانه وکوهستانهای تاجیکستان و غیر ه را هم بدست " امیران ترک قرا ختائئ می دهند  که غیر ازخانواده قراخانی های می باشند  وبلکه خویشاوندان وفامیل الب ارسلان ویا ملکشاه سلجوقی بودند   وهمچنین کتاب "ظهیر نامه سلجوقی" ودر ص 45 کتابش واز "قوم تاجیک های دوره سلجوقی یاد می کند  وبعلاوه به نقل کتب دیگر تاریخی سلجوقیان وحکومت خوارزم را  نیزو بدست یکی از غلامان نظامی سلجوقیان می دهند که بعدا حکومت خوارزمشاهیان را پایه گذاری کرده وبعدا  آنها هم وشهرهای درون ایرانی راتسخیر کرده  واز دست حکام بعدی سلجوقی در می آورند وحکومت خوارزمشاهیان را گستردهتر  می کنند  وهمچنین تلاش می کنند  که شهر های ماوراءالنهر ویا تاجیکستان کوهستانی را هم واز دست "حکام قرا ختائی" بیرون بیآورند که با "حادثه قتل تاجران مغولی "ویا در شهر اترارروبرو شده  ولذا با چنگیز خان مغول در گیرمی  شوند وبهمین دلیل و با حملات سالهای 617 والی 619 هجری مغولان و اقتدارخوارزمشاهیان  منطقه ماوراء النه پاشیده شده ویا نفوذش نیز ودر کوههای تاجیکستان واز هم فرومی پاشد وبعلاوه شهرهای بلخ ویا بخارای گرمسیری تاجیکان نیز  وبدست ارتش مغولها  ویران میگردد

 وتاریخ در این باره می گوید که ،با حمله مغولها ،و "اقوام تاجیکها" دودسته می گردند    وبرخی از آنها وبه سر دستگی "تیمور ملک "ودر شهر خجند تاجیکستان وشجاعانه با مغولها میجنگد  که داستان حماسه اش ومورد ضرب المثل تاجیک ها وکتب تاریخی می باشد  وبرخی نیزو به ارتش مغولها پیوسته ویادر گشودن سایر شهر های آسیایی پیوستند  ولذا کتاب "ظفر نامه یزدی" وبه "هر دو دسته تاجیک " ودر کتاب تاریخی خود اشاره دارند  ومثلا ص 118 ظفرنامه یزدی می نویسد که 50 هزار از "مفردان تاجیکی " که هر کدام رستمی بودند  وبه لشکر خوارزمشاه پیوستند وتا با ارتش مغولان مقابله بکنند وبرعکس ودر صفحات 149 و150 کتاب ظفر نامه نیز  واز چهار امیر تاجیک یاد می شود  که در ارتش تولی پسر چنگیزبسر می برند  ویا در حمله به شهرهای نیشابور وهرات شرکت داشتند ونیز در 13 مورد هم وکتاب ظفرنامه یزدی وفقط از زبان ویا خصوصیات فردی تاجیکها ودر دوره تاریخی خود سخن می گویدوکتاب جهانگشای جوینی نیز ودر 19 مورد واز "مسایل تاجیک ها" ودر دوره مغولان  سخن می گوید که بدلیل عدم اطاله کلام  خودم وبه آنها نمی پردازم و"تاریخ اولجایتو" نیز ودر ص 195 کتابش واز " تاجیک " ها سخن می گوید وهمچنین کتاب" تاریخ مبارک غازانی "نیز در 19 مورد وبه اقوام تاجیک در دوره مغولها پرداخته  است واز جمله در ص 212 کتابش  واز " امرای تازیک ویا تاجیک " در دوره مزبور مطلب می نویسد ویا در ص 310 کتابش واز " لشکرهای تازیک " می نویسد ویا در صفحات 269 و172 کتابش واز " رعیت تازیک " و"شیوه های تازیک " می نویسد ویا در ص852 کتاب" روضه الصفا" نیز  از حمله چنگیز به ناحیه بدخشان وبلخ تاجیکستان سخن می گوید وکتاب " جامع التواریخ نیز ومفصلا در مورد آنها سخن گفته  است واز جمله در ص 610 کتابش و از "ولایت تازیک" ها بحث به میان آورده  است وکتاب نزهه القلوب حمدالله مستوفی وابن حوقل نیز واز برخی شهرهای "ویشگرد وشومان "تاجیکها ودر دوره مزبور یاد می کنند .

واما در دوره "حکومت تیموریان" که حدود 150 سال طول میکشد و"اقوام تاجیک " مزبور ومشکلی با دولت تیموریان نداشتند ودولت تیموریان  نیزو فقط اطاعت  از آنها می خواستند  که اطاعت سیاسی بکنند ویا مالیات خود را بدهند ولی در ازایش  ودر" اداره امور منطقه خود" آزاد باشند  ویادر"اداره  اقوام خود" وآزاد باشند  وکتاب "سفرنامه کلاویخو " نیز  درصفحات 39 و201 کتابش ودر دوره تیموریان از " مسایل اقوام تاجیک " در دوره مزبور بحث می کند ویا کتاب " ظفرنامه شامی " نیزو در صفحت 42 و54 و282 و292 کتاب تاریخ دوره تیموری واز " تاجیک های مزبور" یاد می کند  وبعلاوه صفحات 189 و928 و1138 کتاب روضه الصفا  نیز واز تاجیکها ی دوره مزبور یاد می کند وهمچنین  صفحات مختلف کتاب " جامع التواریخ حسنی " ویا "تاریخ طبرستان ورویان " ویا جلد اول "تاریخ خلد برین "ویا کتاب "ظفر نامه یزدی " ویا "جغرافیای حافظ ابرو"ویا "زبده التواریخ " ویا "مجمل فصیحی "ویا "کتاب الماثرالملوک" واز "مسایل تاجیکها " ودر دوره تیموریان بحث می کنند ومثلا در ص 1103 کتاب مجمل فصیحی واز  آمدن "شاهان بدخشان "به دربار شاهرخ تیموری ویا درسال 825 هجریسخن گفته  ویا در پایتخت هرات واحترام دیدن  آنها واز وی یاد می شود  . ونیز در دوره "آق قویونلو " هم و کتاب عالم ارای امینی ودر صفحات 24 و165  کتابش واز تاجیک ها سخن می گوید

بهمین دلیل باید گفت که در طول حکومت 300 ساله مغولان وتیموریان ، واقوام تاجیک مشکلی با آنان  نداشتند وزیرا مغولان وتیموریان وبرای اداره امور شهری ومنطقه ای واداری خودویا  دراداره همه شهرهای آسیایی  خود واز کاتبان باسواد اداری ومالیاتی ایرانیان استفاده میکردند که کار بلد بودند وبا "تدبیر وخرد اداری" خود وتنشهای میان مردم آن منطقه قومی ویا شهری را وبا "حکام مغول وتیموری" حل می نمودندویا  به حداقل می رساندند که سرتاسر کتابهای تاریخی دوره 300ساله مزبوروپر از این گونه مسایل است  ویا به آن مسئله "تسامح قومی توام با تدبیر" اشاره دارند ویا در شهر های آسیائی اشاره دارند که امروزه "دموکراسی میان اقوام "می گویند که مطبوعات ویارسانه های جهان و رکن چهارم برقرار کننده آن "دموکراسی میان قومی" است که هنوز به پختگی لازم نرسیده است   

 وبعلاوه اسناد کتب دوره تیموری وبویژه کتاب دوجلدی "ظفر نامه یزدی "هم  نشان می دهد که در ارتش تیموریان وشاخه های مختلف اقوام جغتایی وجود داشتند که همراه مغولان وتیموریان  آمده بودند ودرمنطقه کم جمعیت افغانستان ساکن شده بودند ودر حالیکه قبلا زبان اغلب آنان زبان ترکی جغتایی بود ولی براثر مساعی کاتبان اداری فارسی زبان  مقیم دربارهای مغول ویا تیموریان وزبانن ویا نظام فرهنگ اداری اشان عوض شد که کتابهای "الماثرالملوک "در مورد آنان می نویسد ویا کتاب "حبیب السیر"  دوره مزبور وبه آن کاتبان اداری ایرانی اشاره دارند وبعلاوه" صدها مدرسه آموزشی" ودرشهر  هرات افغانستان ویا در شهرهای دیگر وبا پول تیموریان ساخته بودند وکم کم "زبان ترکی جغتایی "اغلب افغانها ی جغتایی نیزعوض گشت ویا  در دوره سیصد ساله مزبور عوض گشت  وبتدریج فارسی دری را یاد گرفتند ولذا این تصورساده لوحانه راو در ایرانیان معاصر بوجود آورده است که افغانی ها واز نژاد ایرانی دوره هخامنشیان می باشند  ودر حالیکه کتاب ظفرنامه یزدی وغیره وبخوبی بیان می کند که چگونه زبان اغلب آنان واز شاخه های مختلف جغتایی بودند وبهمین دلیل هم ودر طول حکومت 100ساله تیموریا ن در خاک افغانستان ویا درپایتختی  شهر هرات افغانستان وهیچ کدام از اقوام این کشورافغانستان ونظیر امروز و تعارض ویا ضدیت با دربارتیموریان هرات  نداشتند  ویا تعارض باکارمندان اداری فارسی زبان آن شهر  نداشتند که در 40 سال اخیر وهمان مردم افغان وبا "دولت کابل نشینان "یافته اند  ومثلا ص 607 کتاب ظفرنامه یزدی واز "قوم بیسود نزدیک کابل " یاد می کند که جزونیروهای الوس جغتایی بودند که در نزدیکی کابل مستقر شده بودند  ویا در صفحات 261 و270 و326 و329 و343 کتابش واز " قوم یسوران " یاد می کند که از نیروهای اولوس جغتایی بودند  ویا در صفحات 424 و606 و605 کتابش از "قوم بورلدای "یاد می کند که از نیروهای اولوس جغتایی بودند وهمچنین در صفحات 882 و884 و976 و542 و865 و979 و980 کتابش واز "قوم اوغانی"این منطقه یاد می کند که جزو اولوس جغتایی بودند وامروزه تغییر تلفظ داده است  و" قوم افغانی " خوانده می شود ویا در صفحات 516 و525 کتابش واز" قوم جون قربانی"آنها یاد می کند  ویا در صفحات 332 و337 و339 و345  و349  و350 و354 و358 و361 و369 کتابش واز "قوم قروناس " یاد می کند که از نیروهای اولوس جغتایی بودند ویا در ص 368 کتابش از" قوم هزاره غانچی" ویا در ص 343 از " قوم هزاره جلایر "یاد می کند که امروزه "قوم هزاره افغانها "راتشکیل می دهند  ویا در ص 252 کتابش واز "قوم اپردی " ویا در ص 252 از " قوم ارلات "یاد می کند که ازنیروهای اولوس جغتایی بودند  ویا در صفحات دیگرش نیز واز "قوم اویرات" و یا "تایجوت" و"تنقوت" و"دوغلات " و"سلجوت"  و"سلدوز "و"کرائیت "و"نکودری افغانستان  "ویا ناایمان متعلق به جغتایی ها" یاد می شود  و"سفر نامه کلاویخو "نیز که در گذر از شهر مشهد ویا در رفتن به سمرقند واز ناحیه افغانستان مزبورگذشته واز اقوام جغتایی مسیر حرکت خودش یاد می کند   وهمچنین اقوام مزبور وحدود 150 سال مطیع کامل خانواده تیموریان بودند وخود تیمورنیز از "قوم برلاس" بوده ولی تنه اصلی ارتش نظامی وی بیشتر از "اولوس جغتایی"  ها می باشد   وبعد از فروپاشی حکومت تیموریان ودر شهر هرات  هم " اقوام اوزبک شیبانی " که شاخه دیگری از قوم مغول بودندکه "منقیت" وِیا "منک" ویا "یوز" و"قنقرات" وی"قراقالپاق" وغیره نا  میده می شدند ودر اوزبکستان سر کار می ایند  که قبلا اراضی اشان و متعلق به "دولت  تیموریان "بود واینجانب در "مقاله ام مربوط به اوزبکستان "  خودم وبه چگونگی "شکل گیری قوم اوزبک" وبعد از تیموریان اشاره کرده ام  ولذا شکل گیری حکومت اوزبکان ودر ماوراء النهر و همزمان باشکل گیری دولت صفویه در ایران می باشد که از اقوام ترک ایرانی افشار ویا قاجار وشاملو واستاجلو وذوالقدر وتکلو وروملو تشکیل می شدند  ولذا دولت تیموریان ودر خاک افغانستان فروپاشیده   برخی از اراضی تاجیک ها هم ود در شمال غربی تاجیکستان ویا درناحیه ختلان  تاجیکستان ویا درقسمتی از اراضی جغتائئ ها ودر شمال افغانستان نیز مورد تاخت وتاز اوزبکها قرار می گیرد   ویا قسمتی از شهرهای خراسان ایران نیز و به تصرف اوزبکهای شیبک خانی در می آید ولی اقوام 7گانه ایرانی ها وسعی می کنند که با جنگ واراضی خود را واز اوزبکها پس بگیرند ولی بخشی از اراضی غرب تاجیکستان ویا شمال افغانستان ودر دست اوزبکها باقی می ماند که در کتاب "مسخرالبلاد که"مربوط به تاریخ شیبانیان  است وبه آن موضوع اشاره کرده است ولی اقوام جغتائی جنوب افغانستان نیز و تا اواخر دوره صفویه  هم و  راضی به حکومت آنان نبودند ولذا خویشتن را ودر پناهندگی دولت صفویه قرار می دهند که قرابت فرهنگی بیشتر با آنان یافته بودند  وبهمین دلیل در طول  220 سال  وگماشتن حکومت شهر هرات ویا نواحی جنوبی شهرهای جغتایی نشین  مقیم افغانستان وبا شهر اصفهان بود  ولی در اواخر دوره صفویه"و اوغانی های غلزایی" قند هار وشهر اصفهان را تسخیر می کنند  ولی با جنگهای نادر شاه افشار ترک  واز ایران بیرون رانده می شوند  وتنها بعد از ترور نادرشاه درفتح آباد  قوچان  بود که اردوی نظامی اش پراکنده شد واحمد خان ابدالی ودر هرات افغانستان وادعای تشکیل کشور مستقل افغانستان را می کند  که مورد حمایت انگلیسی ها هم قرار می گیرد  ولی قبل از ان تاریخ وچیزی بنام "ملیت ویا دولت افغانستان "مطرح نبوده وبلکه اقوام پراکنده جغتائی بودند که "تابع امپراطوریهای قدرتمند آسیا "بودند  وبه مسایل " اقوام تاجیک " همسایه شمالی خود هم کاری نداشتند وغیر از کتاب مسخر البلاد ودر مورد اوزبکها و24حدود  کتاب تاریخی دوره صفویه نیز و به اوزبکها ی دوره مزبور ورابطه اش با تاجیکها وایرانی ها اشاره کرده است که بخاطر عدم اطاله کلام خودم وبه اسامی این نوع از کتب عصر صفویه نمی پردازم  وهمچنین بعد از "دولت اوزبکهای شیبانی "ویا "دولت اوزبک هشتر خانی" ودر این  کشور تشکیل می شود   وهمچنین اقوام مختلف اوزبکها ی مزبور ودر پایان دولت صفویه وبا نادر شاه افشار  در گیر می شوند  ونادر شاه هم ودر جنگ با آنها وبیشتر کشورهای آسیای  مرکزی را تسخیر می کند  که به جنگ اقوام اوزبک ناحیه ختلان وکولاب وحصار تاجیکستان وبا نادر شاه ودر کتاب " عالم ارای نادری "اشاره کردم و لذا "ذکر مجدد آنرا" ودیگر لازم نمی بینم   وصفحات 36 و39 و40 کتاب جهانگشای نادری عصر دولت افشاریه نیز ویا  چند صفحه کتابهای "گیتی گشا"ویا کتاب" گلشن مراد "عصر زندیه هم  به برخی "مسایل تاجیک ها "می پردازند

 

      وبعلاوه  به مسایل "قوم تاجیک آسیا"ودر اوایل عصر قاجاریه وچند سفرنامه اروپایی  ویا ایرانی  هم اشاره کرده اند که نظیر صفحات 235 و236 و244 و263 "سفرنامه وامبری "می باشد   ویا صفحات 162 و200 و223 "سفرنامه زیر آفتاب سوزان" است ویا ص 282 "سفرنامه مخبرالسلطنه "است ویا برخی از صفحات "سفرنامه اوژن اوبن " ویا ص 247 "کتاب ایران وقضیه ایران" است ویا ص 174 " تذکره مقیم خانی " است  ویا ص 338 کتاب " جنگ انگلیس وعثمانی در بین النهرین "است  ویا ص 59 " رسایل اعتمادالسلطنه  ویا ص 24 مکاتبات نصرت الدوله   است ویا ص 69 گزارشهای سیاسی علاء الملک  است  وبعلاوه برخی از صفحات کتابهای معروف عصر قاجاریه نیز اشاره به آن  کرده اند  و نظیر مکتوبات کتاب های تاریخ محمدی  ویا اکسیرالتواریخ ویا ناسخ التواریخ ویا فارسنامه ناصری است ویا برخی از متون  کتاب مرات البلدان ومرات الوقایع مظفری  ویا تاریخ بختیاری  ویا تاریخ ماثر سلطانیه  ویا تاریخ ذواقرنین   است که به مفهوم تاجیک ویا قومیت آنان پرداخته است  واز دوره دوم حکومت ناصرالدین شاه قاجار هم وتاجیکستان وبا پنج کشور دیگرهمسایه اش ودر  آسیای مرکزی وبه تصرف ارتش تزار روسیه در می آید که هنوز هم تتمه آن مسئله ادامه دارد

 

 وبعلاوه در دوره دولت پهلوی ایران نیز  که همزمان با شکل گیری حزب کمونیست تاجیکستان  می باشد ویا همزمان با پیدایش پایتخت دوشنبه آن ا ست  وصفحات  182 الی ص 184 ویا ص190 الی 194 کتاب سیستان جی پی تیت ومربوط به  اسامی اقوام تاجیک و یارفتار آنهاودر تاجیکستان ویا در میان تاجیکهای  سیستان ویا در خارخ از کشور اشاره دارد   ویا صفحات 26 و72و25 و27  کتاب "خاطرات یوسف افتخاری " که مربوط به تاجیکهاست ویا ص27 خاطرات  وی که مربوط به شهر دوشنبه پایتخت آنهامی باشد  که آنرا "استالین آباد "نامیده بودند ودر دوره پهلوی تدوین شده است  ویا صفحات 142 و187  190 و195 829 کتاب  " حزب توده ایران واز شکل گیری تا فروپاشی که مربوط به شهر دوشنبه تاجیکستان نوشته شده است  ویا مطالب دیگری که در آن کتاب وراجع به "تاجیکستان عصر کمونیزم "نوشته شده است  ویا صفحات 828 و882 کتاب "چهل سال در صحنه "دکتر عبده ودر مورد تاجیکستان عصر پهلوی می باشد  که وی نیز  در وزارت خارجه عصر پهلوی کار می کرد  ویا ص 216کتاب  گزارشهای محرمانه شهربانی عصر پهلوی می باشد  

 وبعلاوه در دوره دولت جمهوری اسلامی ایران نیز  ومکتوبات  5 جلدی خاطرات   ویا کارنامه آقای هاشمی رفسنجانی  می باشد  که ریاست جمهور ایران بوده  ویا مکتوباتی در مورد حوادث ویا شخصیت های تاجیکستان  دارد ویا مربوط به سال های 1371 الی 1375 می باشد  که حوادث بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ودر تاجیکستان را بیان می کند ویا برخی  از در گیری های داخلی آنانرا  نشان می دهد ویا برخی از گزارشهای نشریات ومطبوعات ایرانی  است که در مورد حوادث تاجیکستان است که در سالهای اخیر ذکر کرده اند

 

 

 

مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و نظام سیاسی روسیه(بخش دوم)  -دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناسی "اقوام تاجیک آسیا" و نظام سیاسی روسیه

(بخش دوم)

از :دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناس اقوام آسیایی

 

ودر مورد فلسفه تسخیر 6الی 7کشور آسیای مرکزی وتوسط ارتش تزار ها وباید بگویم که بدلیل تهاجم ناپلئون وعثمانی ها وبه کشور های غربی بود  وآنها  هم متقابلا به تزار ها توپخانه وتفنگ مدرن دادند که در جنگ کریمه پیروز بشود  وسپس ارتش تزاری خود راو برای گشودن کشورهای اسیای مرکزی مهیا کرده ومی فرستد که اغلب این کشور ها ی آسیای مرکزی ودر عصر حکومت ناصرالدین شاه وبه تسخیر روسها در می آیند  که باعث "قرار داد آخال ترکمنستان" می شود  ویا باعث" قرار داد پاریس شده "که هرات جزوافغانستان تحت تابعیت انگلیسی ها بگردد  ونیز در این ایام ،ارتش تزارها  وخاک اوزبکستان وقیرقیزستان وقزاقستان وترکمنستان وحتی مغولستان را تسخیر می کنند .ویادر شمال غربی ایران هم داغستان وگرجستان وارمنستان وآذربایجان وقره باغ را مسخر می کنند  واراضی خود را درخاک آسیا وسعت می دهند 

وهمچنین  در سال۱۸۶۶ میلادی وارتش تزار روس‌ها و شهرهای خجند و اوراتپه و قلعه ناو تاجیکستان را تسخیر می کنند  و نیزدر سال ۱۸۶۸ میلادی و بخش علیای رود زرافشان  تاجیکستان واز جمله شهر "پنجکنت  تاجیکستان "را می گیرند ، ونیز در سال۱۸۶۹ میلادی  وبه امیر بخارا، می گویند که آنها را ضمیمه خاک خودش بکند ! که امیر اوزبکی منقیتی  بود ویا دست نشانده روسهاودر ازبکستان شده بود که شهرهای  حصار و کولاب  تاجیکستان راکه قبلا  وبوسیله اقوام اوزبک ها واز خاک تاجیکها کنده بودند  را وبه قلمرو خود ضمیمه بکند  وبا این اشغالهای نظامی بود  که شمال غربی کشورتاجیکستان  راوبه کشور روسیه تزاری خود ملحق کردند  ویا  برخی شهرهای جنوب  غربی  آن راو به امارت بخارا ملحق می نمایند  که دست نشانده آنها بود   و"هنری موزر" وسیاح اروپائی ویامولف " سفرنامه ترکستان وایران" واین امیر دست نشانده روسها را  ودر مسافرت خود ش وبه "شهر بخارا" واز نزدیک دیده بود ولذا در صفحات 92 و94 و95 کتابش واز ملاقات با او یاد می کند  ولی هنوز بخش بزرگی از استان بدخشان وختلان که تاجیک نشین بودند وهنوز باقی مانده بودند  ولذا  ناچارا در سال ۱۸۹۲ میلادی و نیروهای روسی وارد کوهستانهای پامیر شرقی تاجیکستان می گردند  . وبعلاوه  در سال ۱۸۹۵ میلادی و"هیئت مشترک انگلستان و روسیه "مرز آسیای مرکزی را، واز جمله در پامیر، تاجیکستان راتعیین می کنند . وعلت این مرز  گذاری تاجیکستان  هم وآن بود  که انگلیس   و روسیه  قر ارگذاشته بودند که ارتش روسیه نباید  که به محدوده خاک  هندوستان دست درازی بکند که در همسایگی تاجیکستان واقع بود وزیرا تجارتش در اختیار کمپانی هند شرقی قرار داشت  وافغانستان هم مرز گشوده شدن آن  کشور تلقی می گشت   ولذا مرز جنوبی تاجیکستان وبا افغانستان وخط قرمز ان دو کشوربزرگ  قرار گرفت  ومرزی که سرتاسرش  وبطرف غرب آسیاست  وتنها  مسیر رود خانه  پر آب پامیر می باشد ودره اش مرز همسایگی سه  کشور است  که شاخه اصلی رودخانه جیحون را بوجود می آورد  واز دره عمیق جنوبی مابین کوههای بلند پامیر تاجیکستان  می گذرد ودر جنوبی تر دره مزبور  وکوههاای بلند قرا قروم کشمیراست  وبعدانیزو کوههای بلند هندوکش افغانستان است وبطرف غرب آسیا حرکت می کند  وسپس به دومین دریاچه بزرگ آسیا می پیونددویعنی به  "دریاچه آرال" می ریزد   وبعلاوه دره های عمیق پامیرهم  که رود مهم جیحون ودر آن دره عمیق جاری است ودر ناحیه شرقی خودش و به کوهستانهای بلند قرا قروم وهمالیای کشمیرهندوستان وصل می شود که در آن تاریخ هنوز کشمیرمزبور  تقسیم نشده بود ولذا "خط قرمز دوم" دو قدرت روسیه وانگلیس محسوب می شد  ویا بخاطر مرزمشترکش وبا هندوستان بود ونیزمسیر  دره شرقی پامیرهم  وشاخه کوههای  ساری کول  تاجیکستان است وبصورت دره نیمه عمیقی می باشد  که آب رودخانه اش به صحرای تکله مکان سین گیانک چین میریزد ورود خانه  تاریم چین نیزودر آن دره مرزشرقی تا جیکستان جاری که مرز مشترک با چین است  ورودخانه تاریم نیز واز ارتفاعات آن سه کوهستان بلند آسیا حرکت کرده وبه صحرای بزرگ تکله مکان چین می ریزد  ولذا مرز کوهستانی  دوکشور تاجیکستان وچین را بوجود می آورد  ویا به مسافت 414 کیلومتر را بوجود می آورد وجاده قدیم ابریشم آسیا وبطرف چین نیزواز کناره جاده خاکی اطراف دورودخانه آمو دریای جیحون وبطرف غرب آسیامی گذرد   وسپس ادامه اش درمسیردره رودخانه تاریم ویاریکند تکله مکان چین آسیا می باشد وهر دومرز جنوبی ویاشرقی تاجیکستان را بوجود می اورند  که جاده اش وبصورت "جاده استراتژیک "ال  شکل  گونه"می باشد ودر دو طرف کوهستان بلند پامیر تاجیکستان قرار گرفته اند  که به آن بام بلند دنیا می گویند  ومعیشت سکنه تاجیکها وقربانی این نوع از  کوهستانهای بلند آسیا ویا دره  های عمیق آنست   ویا بخاطر جاده تجارتی مهم وطولانی زیر این کوهستان می باشد   که چندین  کشور بزرگ آسیاودر مورد آن ،آختلاف  نظر دارند  ونظیر چین ویاهند وروس وانگلستان می باشند  ویا در مورد ماهیت ونحوه بهره برداری از جاده مزبورو دره اش اختلاف عمیق داشتند که بصورت "کمر بند بدبختی" بود ویا حلقه ای به دور سکنه کوهستان نشین تاجیکها زده شده بود  ورفع اختلافهای مزبور هم و در دست آن سکنه بدبخت تاجیک نبود که حل بشودویا بتوانند که حل بکنند ؟! وبعلاوه ناحیه شمالی کوهستانهای پامیر هم و  رشته کوهستان بلند دیگریمی باشد   و بنام " کوهستان سراسری" آلای "تاجیکستان نامیده می شود که بصورت یک دیواره بلندهمسایگی است  ودو قوم متفاوت الزبان ویا متفاوت النژاد  "را از هم جدا می کند ویعنی دو  قوم قیر قیز " ویا "قوم تاجیک "وهمسایه دوسوی این کوههای آلای هستند   وبطول مرزی 870 کیلومتری  آن دورا جدا می کند  ویادر مرز غربی  اش نیزو با اوزبکهای همسایه و اختلافات عمیق قومی ویا اختلاف شهری ویااختلاف سیاسی وزبانی وآبرسانی ومرزی دیرینه دارند که روسها از آن زخمهای  کهنه اشان   بهره برداری می کنند  ولذا امروزه 7 میلیون "قوم تاجیک آسیا "ودر درون این مرزهای خطرناک  وچهار طرف خودش ویا با کشورهای دیگر  گیر افتاده  است وزیرا خیلی ها دوست دارند که این قوم آسیایی را ودر درون این چهار دیواره کوهستانی خودش وبه بالای پشت بام سرد دنیا بکشانندویا "معیشت بشری" را واز دست آنها بگیرند ! ویا تنگناهای سختی را  ودر 68 قصبه شهری وسط دره های این کوهستان بلند آسیا وبرای آنان بوجود آورند  که از امکانات اولیه شهری هم  محروم است ویااز امکانات  جاده ای مناسب ویا تدارک رسانی  وتجارتی مناسب هم محروم اند   وکسی هم ودر رسانه های جهان و مطلع نمی باشد  که چگونه زندگی می کنند ؟ ویا چرا به آن وضع آفتاده اند ؟وطوری که به نقل مطبوعات خودشان و رفتن از "شهر دوشنبه "وبه "شهر خاروخ "تاجیکستان وبا هواپیما هم ممکن نمی باشد  وزیرا که در وسط آنها وانواع کوهستانهای صخره ای وخطر ناک وجود دارد !

وهمانطوریکه گفتم وتاجیکستان  فقط 5 الی 6 شهر بزرگ دارد که جمعیت آنها بالای 50000نفر می باشد وبقیه جمعیت چند میلیونی تاجیکستان وفقط در "قصبه های محروم شهری " است که زندگی می کنند که علاوه از عدم امکانات شهری وفقط چند هزار نفردر سکونت گاه مزبور  ساکن شده اند  ویا اراضی اندکی هم ودر اطراف آنها وبرای زراعت ویا باغداریشان  وجود دارد وزیرا 93 در صد خاک این کشور کوهستانیمی باشد  و آنهم در وسط دره های عمیق  ویا سرد کوهستانهای پامیرقرار دارد ویا در وسط کوهستان آلای ویا کوههای زرافشان وساری کول ویا کوهستان قراتار می باشد  که ارتفاع قله های آنهاوبین 5/5 الی 5/7هزار متر می باشد  وبرخی از آنها هم دور استان کوهستانی بدخشان  قرارگرفته اند  ویادر کناره رودخانه مرغاب است که ابتدای رودخانه آمودریا ویا جیحون می باشد  ودر کناره این رودخانه آمو دریا نیز وچندین  قصبه تاجیک نشین کوچک وجود دارد که نظیر قصبه های شهری مرغاب است  ویاقصبه "توختامیش" ویا "قزل رباط "می باشد وسپس رود خانه مرغاب مزبور وبطرف غرب منحرف شده ودر دره مابین دوکوهستان بلند پامیر تاجیکستان ومابین قله های بلند قرا قروم کشمیر پاکستان  حرکت می کند که مرز دوکشورمی باشد  وطوریکه رودخانه خروشان مزبور و چند صد کیلومتر طی مسیر می کند که در این معبر کوهستانی وبنام رودخانه پامیر نامیده می شود وبعلاوه در کناره دره های عمیق مزبور هم و 4 قصبه شهری دیگر هم واقع است ونظیر قصبه های   "جارتی گومبز" است ویا"شهرکوچک لنگر" است ویاشهر" شیخارو" ویا"شهرکوچک اشکاشم" قرار دارد وسپس مرز تاجیکستان وافغانستان شروع شده وبصورت یک دره هذلولی ورو به شمال شروع شده که مسیر رود خانه مزبور را بوجود می آورد  وکوههای بلند هندوکش افغانستان  نیز ودر جنوب "دره هذلولی مزبور" وبه درون وسط خاک تاجیکستان کشانده می شوند که درازی رودخانه پامیرهم  ویا در این دره هذلولی  شکل پیچ وتاب می خورد ویابنام " رودخانه آب پنج " تغییر عنوان می دهد ودرایام  قدیم وبه آب رودخانه اب پنج " مزبورنیز  و"رود خانه تقز دره " می گفتند  ویعنی آب رود خانه  ایکه "نه دره "عمیق دارد وبه آن  گفتند که در مجرای دره هذلولی شکل  مرز افغانستان وتاجیکستان پیچ می خورد وبعلاوه درمسیر  آن دره عمیق طولانی هم  و 9 قصبه کوچک شهری دیگر تاجیکستان و  مستقر می باشند  که بنام "قصبه های راشت قلعه"  می باشد  ویا شهرکوچک " خاروغ " است ویا شهرکوچک "روشان" وشهر "برتنگ" وقصبه "وانچ "ویا قصبه "کورون" ویا" قلعه خمب"  ویا شهر کوچک "خواهان "ویا شهر "ینگی قلعه "می باشد  واز آبادی ینگی قلعه تاجیکستان  به بعد و رود خانه مزبور وباز تغییر نام داده واین بار بزرگتر شده وبنام "آمو دریا ویا جیحون نامیده می شود وسپس در تنها دشت قابل کشاورزی تاجیکستان حرکت می کند که دشت مزبورهم  بزرگ نیست ویا درناحیه  جنوب غربی این کشورقرار دارد  وسپس بطرف مرزسه کشور ازبکستان وافغانستان وتاجیکستان حرکت می کند که در مثلث مرزهای سه گانه " هم وشهر ترمذ "  ازبکستان واقع شده است  ورودخانه جیحون  وبعد از گذشتن از مرز خودش واز جنوب شهر ترمذاوزبکستان هم می گذ رد وسپس  دشتهای وسیع اوزبکستان را آبیاری می کند که مزارع بزرگ پنبه زار آسیا را در خاک اوزبکستان معاصر بوجود می آورد ولی در دشت کوچک جنوب غربی تاجیکستان وتنها 8 قصبه ویا شهر نیمه بزرگ کشاورزی دارد که قبلا منطقه قشلاقی اقوام تاجیک بود که برای گرمسیر ی خود وبه کناره های 4همان  قصبه  های بالای جیجون می آمدند که قابل زراعت   بود که شهر های کوچک کشاورزی خیز "پرخار" تاجیکستان  نظیر آن می باشد  که در کناره جیحون است و یا "شهر پیانج "  ویا " شهر دوستی" ویا " "شهرایواج " تاجیکستان  می باشد   وبصورت چهار شهر کوچک ودر حاشیه شمالی جیحون  قرار دارند وقبلا تاجیک ها واین دشت کوچک گرمسیری خودرا  ویا دشت آبرفتی وقابل زراعت وبا کانال های منشعب از جیحون را و" ختلان تاجیکستان "می نا میدند که "امیر نشین ختلانش " ودر شهر کوچک و تاریخی "پرخار" می نشست   که در منابع تاریخی عنوانش ذکر شده است ومنطقه سرد سیری ویا کوهستانی تاجیک ها هم ودر " ایالت بزرگ بدخشان "می باشد  که معدنهای فراوان "لعل بدخشانش " معروف بود  ولی امروزه روسها وحداقل 400 معدن بزرگ در آن ناحیه  دارند ونظیر معدن اورانیوم ویا معادن مس ویا طلا ویا نقره وآلمونیوم ویا قلع وسرب ونیکل وآنتیموان ویا مولیبدن وزغال  وتنگستن ومنگنز ویا فسفر وفلوراید وجیوه ویا کوارتز ومرمراست  ودردل این  کوهستانهای معظم مزبور زده اند ویا اخیرا هم معدن گازو در استان ختلان کشف کرده اند که چین ودرآن سرمایه گذاری کرده است 

 آری همانطوریکه گفتم "استان کوچک ختلان تاجیکستان و منطقه کشاورزی خیزونیمه گرمسیری تاجیکستان بود که تا قبل از فروپاشی دولت تیموریان در شهر هرات افغانستان  واز ان استفاده لازم را می کردندولی امروزه به معضل افتاده است وبعلاوه قبلا هم استان مزبور و  استان خالصا تاجیک نشین بود که چهار شهر کوچک زراعت خیزو در کناره های  جیحون داشت  وبقیه  جمعیت ایلی ودر چادرهای ایلی وآلاچیق ها ومدتی درایام زمستان در آن دشت زندگی می کردند  وبعلاوه در دشت کوچک مزبورهم و دورودخانه" وخش "ویا "کافرنهان" تاجیکستان هم جاری بود که هردو نیز و بطور عمودی وبه جیحون می ریختند ودر کناره های ساحلی هرکدام از آنها نیزودشت کوچک مزبوربود  که ختلان نامیده می شد وقبلا  4 الی5 قصبه کشاورزی خیز"تاجیک نشین قدیمی "در آن بود ولی بعداو برخی از انها وبدست اوزبکها می افتد  وروسها نیزو در 70 سال گذشته وآنرا تشدید کرده اند وتا فشار بیشتری و بر" قومیت تاجیک ها" بیاورند   ویکی از این رود خانه های دشت ختلان مزبورهم و رودخانه " وخش  تاجیکستان " می باشد  که از دشت کوچک مزبور می گذرد و  در نزدیکی" قصبه ایواج تاجیکستان "وبه جیحون می ریزد که به رود خانه وخش تاجیکهاو صفحات 1098 و1129 و1132 کتاب عالم آرای نادری اشاره کرده است   ویا به رودخانه دیگرهمان دشت ختلان  ویا منطق قوادیان نیزوبنام رودخانه کافر نهان  تاجیکستان"  می باشد  و ص 1132  " کتاب عالم آرای نادری پرداخته است  وبه آن اشاره می کند  که در کناره های آن دورودخانه نیز  و لشکر نادرشاه و با قوای اوزبکهای  مهاجم به خاک قبادیان وختلان درگیرمی شوند که قصد داشتند تا علاوه از تصاحب دشتهای مزبورو با "حاکم گماشته شده " نادر شاه ودر بلخ نیزدر گیر بشوندکه منجر به در گیری قوای نادر شاه وبا اوزبکهای مزبورمی شود  که به درگیری آ نان و با ارتش نادر شاه و صفحات مختلف عالم آرا ی نادری ویا کتاب  جهانگشای نادری اشاره کرده است  ولی نادر شاه  در جنگ مزبور ییروز می گردد وقوای اوزبک را واز ان ناحیه ویا شمال افغانستان وشهر بلخ میراند ولی احتمالا در دوره ناصرالدین شاه ویادر جنگ هرات ویا بعد از دوره مزبور وبا مساعدتهای  ارتش تزار ها وتعدادشان در استان ختلانبیشتر می شود  ویا قبادیان زیادمی شود  که شعرفارسی  وسفرنامه فارسی نوشته  ناصر خسرو وزاده شده "آبادی قلعه میر" قبادیان دشت مزبور و نشان می دهد که منطقه مزبورو متعلق به "اوزبکهای با زبان ترکی جغتائی "نبوده وبلکه منطقه کاملا فارسی زبان بوده که ناصر خسرو وفرزند این ناحیه آسیا وچنین فارسی سلیس را نوشته است  ونیز امروزه منطقه ویرانه های شهر بلخ معلوم نیست که در کجای شمال افغانستان قرار دارد؟ که عده ای  معتقدند  که شهر مزار شریفافغانستان  و جای بلخ قدیمی را گرفته است  ولی مکان جغرافیایی "شهرمزارشریف"و با مرزآبی جیحون – افغانستان وفاصله معتنابه دارد وبعلاوه مزار شریف و درپائین  پشت کوهها یی قرار گرفته که در پشت دیگرش ومرز  ابی افغانستان است ویا مجرای جیحون می باشد  وبعلاوه مکان جغرافیائی اش وبا مرزموجود تاجیکستان وافغا نستان هم   قرین نمی باشد    ویا با ناحیه قبادیان   تاجیکستان فاصله معتنابه داردکه با بلخ فاصله اندک داشت  واحتمالا بقایای بلخ قدیم وبعد از شکل گیری مرزهای کنونی شمال افغانستان محو شده   که مرزبندی اش ومتعلق به یک صد سال اخیر می باشد  وقبلا بلخ قدیم ودر ساحل جنوبی آمودریا ی جیحون بوده که در آن سوی جیحون  نیز وخاک تاجیکستان قرار داشت و نیزدو" شهر کوچک پیانج" ویا شهر کوچک "دوستی تاجیکستان"در آن سویش  واقع بود  ولی در ساحل جنوبی جیحون نیز  وامروزه تنها دو آبادی نزدیک بهم " امام صاحب" ویا"قزل قلعه"  افغانستان قرار دارد واحتمالابجای بلخ روئیده اند   ودر پائین دست و پشت کوههای جنوبی  آن دوروستای افغانستان کنونی  نیزو "شهر قندوز" افغانستان قرار دارد که فاصله جاده ای چندین  شهر ی و با "شهر مزار شریف" دارد

 ودر هرحال رودخانه "وخش دشت ختلان "تاجیکستان نیز  و از کوهستانهای بلند آلای  شمال تاجیکستان نشات می گیرد  ونیز از کوههای قراتار وسط تاجیکستان نشات گرفته وبه طرف جنوب می آید ودر مسیرعبورش  نیز  واز کناره های چند شهر کشاورزی خیز دشت ختلان می گذرد   وسپس در نزدیکی "آبادی ایواج"جنوب غربی تاجیکستان ویا مرز سه کشور و به جیحون می ریزد وخروشانی آن رودخانه  وخش تاجیکستان نیز  و در اظهارات ص 1132 کتاب عالم آرای نادری  ومورد تعجب ارتش نادر شاه قرار گرفته است   وبعلاوه "رودخانه وخش" مزبورهم و از کناره های چند شهرنیمه کوچک" نورک " تاجیکستان می گذرد که اراضی بزرگی ندارند وبلکه چون جریانش ودر مسیر دره ای می باشد  واراضی کشاورزی معتنابه ندارد  ونیز از کناره شهر"کوچک  دنغره " گذشته  وسپس از کناره شهر" کالنین آباد " ودر مسیر در تپه های دشت کوچک مزبور گذشته وسپس وارد شهر" قرغان تپه" می شود که سومین شهر بزرگ تاجیکستانها می باشد  ویا دارای 59100 نفر جمعیت بوده مدتی هم مرکز ختلان بوده که از آن گرفتند وقبل از آن نیز  وشهرقدیمی  پرخار "و مرکز استان ختلان بود    وسپس "رودوخش "واز کناره "شهر کشاورزی خیز " دوستی"  هم گذشته و ووارد رودخانه  جیحون می گردد  ودیگری هم "رودخانه کافر نهان"  می باشد  که از کوههای زر افشان نشات می گیرد که در شمال شهر دوشنبه واقع است ووقتی از دره مجرایش خارج می گرددد ووارد اراضی پست وکشاورزیخیز " قصبه اورجون کیدزه آباد " شده وسپس قسمتی از آنرا سیراب کرده وآنگاه  از جنوب شهر دوشنبه ویا از جنوب ایستگاه راه آهن آن شهر هم  گذشته وبموازات مسیر رود وخش   ورو به پائین حرکت می کند وداخل رودخانه جیحون می شود وقبلا اراضی "قصبه حصارودرشمال شرقی شهردوشنبه را هم مشروب می نمورد که امروزهاراضی قریه حصار و احتمالاجزو  شهر دوشنبه شدهاست  که  جمعیت 600000 نفره دارد ولی قبلا "ابادی حصار" ودر چند کیلومتری شمال شرقی آن  قریه بود  که کتاب عالم آرا ئ نادری و از آن آبادی شرق دوشنبه کنونی وبعنوان " حصار زرافشان "نام می برد  ویا در صفحات 1019 و1020 کتابش یاد می کند  وسپس "رودخانه کفرنهان" مزبور ودرجنوب شهر  قرقان تپه واز وسط دره گونه دو تپه اطراف ان شهر  خارج شده ووارد دشت کوچک وهموار کشاورزی خیز جنوب غربی  تاجیکستان می شود  وسپس در مسافت اندک واراضی سه قصبه کشاورزی خیزمزبور  را آبیاری می کند که نظیر قصبه " چوربورگ" است ویا اراضی کشاورزی "قصبه شارتوز"ویا "قصبه ایواج " می باشد وآنها را آبیاری کرده وسپس در انتهای مرز تاجیکستان ووارد رود بزرگ جیحون می شود  وبلا فاصله از مرز این کشور خارج می گردد وجمعا اراضی این 12 قصبه کشاوزری خیز دشت کوچک مزبورهم  وفقط 7درصد خاک تاجیکستان را در بر می گیرد  که در آنها نیز قبلا  وبه سبک اوزبکستان وپنبه ویا توتون می کاشتند وزنانشان نیز و قالی بافی می کردندوالبته قوم تاجیک در استان شمال غربی با مرکزیت خجند  نیز و مقداراندکی  اراضی پست  ویا کشاوررزی خیز دارد  که در  سه طرف  "شهر خجند تاجیکستان "می باشد  که شهر مزبورهم  و  با 152600 نفر از جمعیت خودش  ودومین شهر بزرگ تاجیکستان محسوب می شود ولی روسها وتعداد زیادی ازقوم اوزبک رابه آن شهر خجند معاصر  کوچانیده اند وبعلاوه وچونکه  اراضی کشاورزی اطراف آن شهر  نیز اندک می باشد وهمچنین زمین هایش  به استقرار دوسوم صنایع تاجیکستان اختصاص دارد ونیز  به مهمترین ایستگاه راه اهن منطقه تبدیل شده است ولذا ویژگی کشاورزی خود را از دست داده است  وبعلاوه اراضی کشاورزی  اش نیز  متکی به آبرسانی رود خانه سیحون می باشد  که در عمق پائین تر  حرکت می کند   ولذا اقتصاد 9 قصبه شهری اطراف شهر  خجند نیز   ویا معیشت اصلی  سکنه خود ر ا ومتکی به اقتصاد کشاورزی نکرده  است وبلکه صرفا متکی به اقتصاد جاده ای ویاصعتی اطراف خجند قرار داده است ویا به صنعت حمل ونقل ریلی آن کالاهامتکی شده  است که به تاشکند پایتخت اوزبکستان می برند  ویا تاشکند درفاصله   نزدیکش می باشد  ویا به ایستگاه قطارمرکز  قیرقیزستان می رود  ویا به مرکز قزاقستان ویاترکمنستان وپکن چین وصلمی باشد   ویا به راه اهن مسکوروسیه رفته ویابرعکس متکی اقتصادی  شده است ولذا سکنه 9قصبه اطراف خجندهم  واز این طریق ها و امرار معاش می کنند که شامل قصبه های  "آلتین توپکان" ویا"بوستان" شمال شهرخجند است  و یا اهالی قصبه های "کانیپادام و" ایسفارا " و" وواروخ" شرق شهر خجنداست  که در مسیر ریلی ویاشوسه ای جاده شهر  خجند وبه نقاط شرقی آسیا می باشند و یا در مسیر چهارقصبه جنوب غربی شهر خجنداست  که عینا ودر مسیر ریلی وشوسه ای  خجند به تاشکند وسمرقند وغیره قرار گرفته است  که شامل قصبه های " بکاباد" ویا " ظفر اباد " واورا تپه " ویا " شاخریستان " است 

 وبعلاوه اقتصاد  11   قصبه ا طراف دره  رودخانه زرافشان تاجیکستان نیز مطلوب نیست که در مسیر رود خانه زرافشان است و  به خاک اوزبکستان می ریزد و قبلا در اراضی دره ها ی  رود خانه  زرافشان نیز ومقدار اندکی زمین باغداری شیب دار وجود داشت  ولی اکنون وکفاف معیشت آنها را نمی دهد  ولذا با مشکلات عمیق معیشتی بسر می برند  وبعلاوه  روسها ودر طی 71 سال اخیرنیز  وجهت  حمل ونقل سنگهای معدنی   کوهستانهای بلند  بدخشان  و ، چهار جاده خطرناک  در این کشور زده اندکه تعداد زیادی از قصبات تاجیکستان ودر معبر جاده های خطر ناک مزبورواقع است وبرخی از سکنه اش نیز  وبعنوان "کارگر معدنی" ودر آنها کار می کنند وجاده های مزبورهم  واز دل  کوهستانهای تاجیکستان گذرانیده شده که  از وسط چهار معبر دره ای کوههای بلند مزبورمی گذرد  وپیچ  در پیچ و را ه وبه بالا باز کرده وکامیونهایش نیز وسنگهای  معدنی  خود را ویا کالای تجارتی خود را وبه چهار سوی شهرهای آسیا می برند ویا  جاده های کوهستانی تاجیکستان ودر وسط خاک آسیا وتنها "معبر انتقال آن کالاهاست  وامروزه "اقتصاد آسیا "وبه آن معبر های خطرناک   نیاز دارد وتا  اقتصاد خاورمیانه وبه اقتصاد شهرهای پرجمعیت چین وصل بشود ویا "اقتصاد مسکو" واروپای شرقی واز طریق مسیر مزبور برقر اربگردد که کوهستانهای بلند تاجیکستان و یا جاده های کوهستانی بلند  قیر قیزستان ویاصحرای خشن تکله ماکان اویغورستان چین وچسبیده به آن دوکشورمی باشد و این "معبر های مخوف جاده ابریشم جدید آسیا "را می سازند ودر جریان این جاده سازی 71 ساله چهار معبر خطرناک مزبورهم و 38الی 43 قصبه محروم کوهستانی تاجیک نشین  بوجود آمده اند که "کارگر معدنی" بوده ویا "خدمات رسان جاده ای" هستند ویاسکونتگاهای مزبورهم و  در مسیر جاده های سرد  مزبور شکل گرفته اند که فاقد خدمات شهری لازم  می باشند وشامل قصبه های معبر" خاروغ "است وآنگاه "قصبه راشت قلعه" است و سپس  سکنه قصبه "نیموس" است  ویا "روبوت" و"لنگر"و"شیخارو"و"جارتی گومبز" است که  در معیر دره عمیق رودخانه پامیر قرار دارند  که ازجاده اش واز  تاش کورگان وکاشغر چین وبه پکن می رود ویا معبر دیگرهم وراه  خاروغ تاجیکستان و به قصبه " ویر"است  ویابه "قصبه  وانکالا "وآنگاه  به "ساسیک کول "ویابه  "جارتیر ابوت" در مسیر دره رودخانه آب پنج می باشد  وسپس ادامه اش  نیز  از قصبه های    "مرغاب " و"تشتچکتی"  و"رانگ کول" گذشته واز کوهستان ساری کول تاجیکستان هم عبور کرده وسپس وارد دره کاشغر می شود  وسپس وارد صحرای تکله ماکان چین می شود ومعبر سوم نیز ومعبر قصبه " روشان " و""برتنگ "ودر مسیر دره" رودخانه برتنگ" تاجیکستان است که از قصبه های "شادود" و"کودره " و"آق بایتال" واطراف دریاچه یخچالی" قرا کول "گذشته واز طریق قصبه "مارکانسو"تاجیکستان واز مرز قیرقیزستان وبه دو شعبه  جاده تقسیم شده ویکی از طریق شهر اورومچی تیان شان سین گیانگ  چین وبه پکن رفته ودیگری هم و از مسیر  جاده های کوهستانی قیرقیزستان وبه پایتخت بیشکک قیر قیزستان رفته ویا سپس به الماتی ویاآستانه پایتخت قزاقستان رفته  ویا به مسکووپطرزبورگ ویا به اروپا می رود ومعبر چهارم نیز ومحموله هایی دارد که با قطارو از شهرهای خاورمیانه ویااز ترکیه می آید  وبه ایستگاه راه آهن شهر  دوشنبه  تاجیکستان ویا به انبارهایش در  آن جاده ابریشم  فرستاده می شودوسپس  از  معبرجاده ای  دره "رودخانه وخش" حرکت کرده که در  مابین دوکوهستان قرا تار ویا  کوهستان  زرافشان تاجیکستان قرار دارد و  عبور داده شده وازمسیر جاده  قصبه های" اوکتیا برسکی" و"اورجون کید زه" و  قصبه های "کومسومال "ویا از مسیر "نوآباد" و"اوبی گرم" ویا شهر "غرم" و"تاجیک اباد" و"جرگه تال" و"قرامیق" معبر رودخانه وخش حرکت کرده   واز کوه های آلای شمال تاجیکستان گذشته  ووارد خاک قیرقیزستان شده  وسپس از آن کشورنیز و به جاده سین گیانگ چین وایستگاه قطار ارومچی – پکن می رود  وشعبه دیگری وازمعبر چهارم مزبورنیز جدا می شود  واز قصبه  نوآباد تاجیکستان جدا شده ومعادن قصبه های" دالنی" و"وانچ "و"رووان" و"پاشمیگار "و"سنگوار " و"کرون" و"قلعه خمب" تاجیکستان راحمل می کند  ویا از وسط کوهستان قرا تار گذرانیده ووارد معبر چهارم تاجیکستان می کند وتنها معبر پنجم تاجیکستان می باشد  که چندان خطرناک محسوب نمی شود  ویا جاده شوسه  شمال شهر دوشنبه راو از کنار مرز غربی این کشورگذرانیده  واز قصبه های" ورزب "و"انزاب" و"زرافشان"  و"دار دار" و"آینی"  و" اورمتان " و" پنجکنت "گذشته   ویا جاده شمال شهر دوشنبه را وازوسط کوه زرافشان گذرانیده وبه شهر های خجند وسمرقند وتاشکند اوزبکستان وصل می کند وسپس بخش دیگرش نیز  ودر کناره رود خانه زر افشان  است واز قصبه های " رارز" ویا "قصبه  پاستیقوف "  و" مچا" و" شباخ " و" دخیسو"می گذرد وبه پای  قله کوهستان آلای ودر شمال تاجیکستان می رسد که رودخانه زرافشان مزبور هم  از آن قله  نشات می گیرد  وقصبه های کناره رودخانه زرافشان نیزو فاقد نظام معیشت لازم می باشند

 

 ولذا این  نوع نازظام معیشت سخت تاجیکها  وباعث شده است که تاجیکها ودر طول 150 سال اخیر ونتوانندکه نظام حکومتی روسها رابپذیرند ویا ّبه آسانی  بپذیرند ومثلا  در سال ۱۹۱۶ میلادی ومردم آسیای مرکزی، واز جمله اهالی خجند و یادیگر بخش‌های تاجیکستان شمالی،شورش کردند  وشورش انها وبه سبب فرمان تزار روسیه وبرای سربازگیری بود  و، بر او شوریدند.وزیرا تزار روسیه ،وتعداد زیادی از اقوام قزاق ویا اوزبک ویاترکمن ویا تاجیک ویاکالموک وچچن ویا قیرقیزرا ودر ارتش خود استخدام کرده بود وبه مناطق درگیر جنگ جهانی اول می فرستاد 

وآنگاه که  انقلاب روسیه ودر سال ۱۹۱۷ میلادی وقوع یافت ،ویا  در پطرزبورگ ومسکوکه در پایان جنگ جهانی اول وقوع یافت  ورهبران روسیه جدیدهم ومی خواستند که مرام حزب کمونیست مورد نظر خودراو در کشورهای تحت اشغال ارتش تزاری و با خشونت های خود و رواج بدهند ولذادرآوریل ۱۹۱۸ میلادی واین مرام سیاسی خود را ودر ازبکستان وشمال تاجیکستان  اعلام کردند که بخشی از جمهوری خودمختار شوروی محسوب می شدند .ولی حکومت دست نشانده تزارها وبه زیر بار "مرام جدید سیاسی مسکونشینان "نمی رفت   ولذا  در ۲ سپتامبر ۱۹۲۰،و ارتش شوروی وشهر بخارا ویامحل حکومت امیر دست نشانده روس را تصرف می کند   وتا  بساط آخرین  فرمانروای "منقیتیان  اوزبک "را برچینند. ودر نتیجه "عالم‌خان " مزبور ویا "آخرین امیر منقیت اوزبک بخارا "نیز وبه نواحی کوهستانهای "پامیر  شرقی "تاجیکستان می گریزد وتا نیروی نظامی  جمع آوری کرده وبه جنگ بپردازد ولذا  ارتش سرخ  هم وبرای مقابله با اوودرصدد گردآوری سپاه برمی آید ویا در تعقیب او ودر  فوریه  سال۱۹۲۱ میلادی ونیروهای ارتش سرخ شوروی خود را و به روستای دوشنبه می رساند  که محل بازار هفتگی دوشنبه بازارهای "اقوام کوچرو تاجیک "بود ویادر کنار رود خانه کافر نهان وجنوب غربی قصبه حصار تاجیکستان بود و آنجا رامکان مناسبی وبرای پادگان ارتش سرخ خود تشخیص می دهند  ولذا در سالهای بعدی  ِآنرا "توسعه شهری" داده ویا نام آنرا هم واز سال 1926 الی 1961 میلادی  وبنام" استالین آباد تاجیکستان " نام گذاری می کنند  ویا شهر سازی اش  نیز ونظیرشهر بیشکک قیرقیزستان می باشد  که محل پادگان سابق روسها بود ویا نظیر شهر"عشق آباد ترکمنستان "بود که قبلا " ابادی پالتوراسک " نامیده می شد ودر فاصله سالهای 1919 الی 1927 شکل گرفته بود  ویا نظیر پایتخت های دیگر آسیای مرکزی بود که ضمیمه شوروی شده بودند ، ولذادر ۱۴ اکتبر همان سال  1921میلادی وبرای کم کردن ادعای  امیر بخارا ودر ناحیه مزبور هم .و در همان تاریخ نیز  ،وناحیه " پامیر  شرقی "را و با نام «جمهوریت اجتماعی ناحیه مختار تاجیکستان وجدااز اوزبکستان شوروی " نام نهادند وتا دعوی جنگ طلبی امیر اوزبک بخارا راودر ناحیه مزبور کم بکنند  و چونکه  هیچ شهرمهمی ودر تاجیکستان ویا با وجود "قبایل کوچرو" اش  وجود نداشت ،ولذا  آبادی مهاجرنشین دوشنبه راوبه پایتختی  آن برمی گزینند. ویا جمهوری سوسیالیستی خودمختار تاجیکستان شوروی  را هم وابتدا به "دوازده ناحیه " و "پنج ولایت "تقسیم می نمایند  

وبعلاوه در ژانویه  ۱۹۲۵ میلادی نیز و"ولایت پامیر" تاجیکستان را وبه عنوان بخشی از "جمهوری خودمختار تاجیکستان و"ضمیمه آن پادگان خود می گردانند  . ولی "قیام باسما چیان" تا جیکستان وتا سال۱۹۲۶ میلادی ویابا  شدت تمام ادامه می یابد . ونیزدر همان ایام بود که رضا شاه نیز در سال1305 وبا تغییر سلطنت وبه قدرت شاهی  ایران رسیده بود  وبعلاوه در همان سالهاست که یوسف ا فتخاری ودیگر سرا ن حزب توده ایران نیز  ودر شوروی ویادر بلوک اقماری آن  کشور بسر می بردند  ولذا گزارش یوسف افتخاری نیز ودر کتاب خاطراتش واز شهر "دوشنبه تاجیکستان " است  ویا مربوط به آن دوران  رضا شاهی می باشد  وبعلاوه  ارتش سرخ روس  هم وجهت خنثی سازی "قیام باسماچیان تاجیکستان " ودر۱۶ اکتبر ۱۹۲۹ میلادی  وتصمیم می گیرد که با "اختلاف اندازی قومیتی ودر میان "جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان "وعمل بکند وتا دست از قیامشان بردارند واز این رو   "ولایت خجند،" را که قومیت اوزبک اش وبیشتر از "اقوام تاجیک " بودورشداقتصادی  بیشتر می دهد  ،وهمچنین شهر مزبور را  از حیطه مدیریت حزب کمونیست اوزبکستان خارج ساخته وبرای اختلاف اندازی قومی وبه تاجیکستان می دهند  که معادل سال ش1308 ایرانیان می باشد وبرعکس  جلگه های کشاورزی مرغوب تاجیک نشین را هم وبه اوزبکستان می دهند  وتا تنگنای معیشتی پیدابکنند  وبا این نوع از  اختلاف اندازی های قومی بود که " قانون اساسی " تاجیکستان و تصویب شد ویا در سال۱۳۱۰ خورشیدی ویا بسال ۱۹۳۱ میلادی تصویب کردند

وهمچنین  در دوره تاریخی مزبورنیز   ، ومزارع اشتراکی تاجیکستان را وتنها در دشت کوچک ختلان تاجیکستان قرار می دهند دکه در تقاطع سه رودخانه وخش ویاانتهای رود کافرنهان ویا آمودریا بود ولی تنها 7در صد خاک تاجیک هادر بر می گرفت وبه این طریق هم وکلخوزهایش راراه اندازی می کنند     و لی استقرارصنایع سبک و سنگین تاجیکستان را وبه ناحیه خجندمی برند   وتا با قومیت بیشتر اوزبک خودعمل بکند و بعلاوه  سطح زندگی مردم تاجیک  هم پایین بماند. وهمچنین  در این دوره  تاریخی نیز  ومبارزه با مذهب تاجیک هاویابا  تعطیلی مساجد ویا مدارس دینی قصبه های کوچک تاجیکستان آغاز می گردد  ویا جهت از بین بردن فرهنگ وتمدن سابق اقوام تاجیک بود  وبعلاوه در   سال ۱۳۰۶ خورشیدی ویا بسال ۱۹۲۷ میلادی بود که"تغییر تدریجی خط فارسی " را آغاز می کنند   وابتدا  آنرا وبه الفبای لاتینی تبدیل می نمایند   و سپس درسال ۱۳۰۸ خورشیدی ویا درسال ۱۹۲۹ میلادی وخط لاتینی را در مدارس رسمیت عملی می دهند   وآنگاه  درسال ۱۳۱۹ خورشیدی ویا بسال ۱۹۴۰ میلادی معادلش و"الفبای سیریلیک روسی" را وجایگزین آن می کنند وبعلاوه در دهه  اول حکومت ارتش سرخ شوروی  وبر  تاجیکستان نیز وبسیاری از کسانی را که جزو "حاکمیت حزب کمونست تاجیکستان " شده بودند راواز خارج کشور وارد کرده که نظیر  دبیر کل حزب بود  ویا نظیر روسای کمیسر ها بود  ویا نظیر سران ادارات بود واز سوی مسکو تعیین می شدند  ویا همه کارمندان اداری شهرهای دوشنبه وخجند وقرغان تپه را و از قوم روسها وبه آن شهرها کوچانیده وکارها راو بدست آنها دادند  ولذا  سکنه تاجیکستان ناراضی شده ولذا با  قیام باسماچیان  همراهی می نمایند  ویا برخی ها نیز  ودر مبارزه  مسلحانه  با آنها شرکت می کنند  ،ولی با فشار استالین وهمه اهالی ناراضی ومجبور می شوند  که  به شمال افغانستان فرار بکنند . که مقارن  حکومت ظاهر شاه در افغانستان می باشد  و این نوع از فرار ها ودر  فاصله  ۱۳۰۶ وتا ۱۳۱۰ خورشیدی ویا درسالهای ۱۹۲۷ والی ۱۹۳۱ میلادی اتفاق می افتد   واستالین هم  وبا متهم‌کردن سران حزب کمونیست تاجیکستان  وبه مداهنه با ملی‌گرایان  مزبور  ویا بهخیانت به مرام کمونیستی ویا به سازش پنهانی و با شاه افغانی ووابسته به بریتانیا وبسیاری از آن سران حزب کمونیست تاجیکستان را متهم کرده ویا تصفیه ویابرکنارمی کند  و این تصفیه را وتا ۱۳۱۴ خورشیدی ویا تاسال ۱۹۳۵ میلادی  ادامه می دهد و مثلا حدود ۶۶٪ از رهبران برجسته  حزب کمونیست تاجیکستان را ودر آن دوره تاریخی تصفیه کرده که تنها در اواخر دهه  ۱۹۳۰ میلادی وبه مقامات حزبی کشور مزبور رسیده‌بودند،ولی همگی   انها برکنار شده  ویا دادگاهی می گردند  که در سال ۱۳۱۶ خورشیدی بود که معادل سال ۱۹۳۷ میلادی  می باشد وبرای  دادگاهی نمودن آنان هم وپرونده سازی می شود   ، ومثلا رئیس‌جمهور سابق تاجیکستان ویا دبیر شورای مرکزی آن کشور ویا  رئیس کنگره  خلق واز "حزب کمونیست تاجیکستان" اخراج  می کنند  و با چند رهبر دیگر ش هم وا عدام کردند  .ولذا  در دوره  سرکوب‌های دهه  ۱۳۱۰ خورشیدی که معادل سال ۱۹۳۰  میلادی می باشد وتقریباً تمامی مقامات تاجیک ودر حکومت تاجیکستان وجای خود را به روس‌تبارها می دهند وبعلاوه تعداد اقوام روس را ودرادارات تاجیکستان وبه میزان  5/3 درصد جمعیت بومی آن   می رساندند وبعلاوه  اوکراینی ها ویا قبایل اطراف ولگا را نیزو بدانجا می فرستند د ومیزان  میزان اوزبکها را ودرکشور  تاجیکستان افزایش می دهند وهمچنین  در دوره  تاریخی مزبوروجهت اختلاف اندازی قومی  و قدرت اداری را در دست خجندی‌ها ی اوزبک قرار داده و یادر دست متحدان کولابی آن‌ها قرار میدهند .که در مواقع مهم وحیاتی کشور وبه اختلاف ودر گیری با تاجیک ها بپردازند ولی این نوع از تبعیض ویا خفقان شدید دوره استالین وخروشچف  باعث میشود  که مردم بومی تاجیک واز انان متفر بشوند  وتا اینکه  ازسال 1961 به بعد مجبور می شوند د که عنوان استالین اباد راو از شهر دوشنبه ویا لنین آباد را وازشهر خجند وحذف بکنند   وبهمین دلیل  هم  ودر  دهه  ۱۳۵۰ خورشیدی ویا بسال۱۹۷۰ میلادی ویا در دوره برزنف وبتدریج ،باورهای اسلامی ودر میان مردم تاجیکستان رشد بیشتری می یابد ،و از جمله در سال ۱۳۵۷ خورشیدی است  ویا بسال ۱۹۷۸ میلادی که مقارن انقلاب ایران می باشد  و شورشی  هم وبر ضد روس‌ها ودر این کشور تاجیکستان بر‌پا می شود  که ۱۳ هزار نفرتاجیک  زبان  در آن  شورش شرکت می کنند  و بعلاوه پس از شکل گیری حزب کمونیست افغانستان ویا در دوره ببرک کارمل وغیره نیز که با مخالفت مردمش همراه می شود   ووارتش سرخ شوروی راوبه افغانستان اعزام می کنند   ولی با شروع جنگ مجاهدان افغانی که به سال 1366شمسی می باشد   وافغانی ها نیز به در گیری با ارتش سرخ می پردازند  وحدود 23 هزار سرباز روسی هم ودر جریان مزبور کشته می گردند  ودر این جریان هم و شماری از مردم تاجیکستان  وبه مخالفت با حضور ارتش سرخ ودر خاک افغانستان  می پردازند  ولی در مقابل واز سوی سران حزب کمونیست تاجیکستان   وهمگی بازداشت می گردند 

 وتا آنکه با روی کارآمدن گور باچف که در سال ۱۳۶۴ خورشیدی است ویا بسال۱۹۸۵ میلادی اتفاق می افتد   که ایرانیان در جنگ با قوای عراقی ها می باشند  وگورباچف  نیز  شعار پروستاریکا  ویا اصلاح طلبی ومبارزه با فساد را سر می دهد  ولی هنوز اداره امور دینی 5/6 میلیون مسلمان تاجیک ها وهنوز  در دست اداره امور دینی قاضیات شهر تاشکند اوزبکستان  باقی بود  ویا تاجیک ها وهنوزو فاقد خط وزبان نوشتاری  خودشان بودند  ویا نمی توانستند که نظیر ملل دیگراروپای شرقی عمل بکنند ویا  مجسمه فردوسی وشاعر فارس زبان را ودر پایتخت کشور فارسی زبان  خود نصب بکنند  وبعلاوه برخلاف شعار ضد فساد دهی گورباچف  عمل می شد وزیرا هنوز ، رحمان نبی‌اف ودر سر کار بود که از ۱۳۶۱ خورشیدیبه بعد  ویا بسال۱۹۸۲ میلادی و دبیر اول حزب کمونیست تاجیکستان بود،وبا آنکه  به فساد مالی ویا قوم  وخویش بازی هم متهم بود ولی برنمی داشتند  وتا آنکه با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ودر سال 1991 ویا با آغاز قیام ملل اروپای شرقی ومردم تاجیکستان نیز  وبه خیابانها می آیند   وتقاضای اصلاح طلبی سیاسی می کنند  وتا آنکه مدتی رحمان نبی اوف وجای خود را به "قهار محکم اوف" می دهد . ودر این دوره تاریخی   ومقداری  از شدت سانسور کاسته می شود  و یا مقداری از آزادی بیان وبه‌ویژه در مطبوعات  تاجیکستان برقرار میشود  ولی سران سابق حزب کمونیست سعی میکنند که  با ایجاد جنگ داخلی ودر  میان اوزبکها وتاجیک ها و اختلاف آنان را زیاد بکنند ویاوضع سیاسی سابق را برگردانند که حادثه  در گیری سالهای 1992و الی 1997 تاجیکستان وبخاطر آن مسئله می باشد

 ودر این باره باید افزود که  در بهمن ماه ۱۳۶۸ خورشیدی ویا درفوریه ۱۹۹۰ میلادی که جنگ ایران وعراق  خاتمه یافته بود ویاخصوصی سازی هم ودر ایران اعلام شده بود ودر تاجیکستان نیز   واعتراض ها وبه مالکیت دولتی حزب کمونیست شروع می گردد   ودر  شهر دوشنبه، تاجیکستان نیز  مردم اعتراضمی کنند  و در نتیجه درگیری آنان و بانیرو‌های پلیس وعده‌ای زخمی می گردندویا کشته می شوند . ومردم دوشنبه  نیز  ودر تظاهرات خود وخواستار اصلاحات اقتصادی و سیاسی،تاجیکستان می شوند  وهمچنین خواستار  بازگشایی مساجد و یااحیای فرهنگ ملی تاجیک ها  می شوند   . وبعلاوه  در نوامبر ۱۹۹۰ میلادی که قهار محکم اوف و به ریاست جمهوری تاجیکستان  برگزیده شده بود ولی چونکه و با کودتای نظامیان  روسیه وبر ضد گورباچف مخالفت نکرده‌بود، ولذا در 31اوت  1990م وبه‌دنبال تظاهرات گسترده مردم دوشنبه و مجبور به استعفا می گردد. وبدنبالش و در نهم سپتامبر و"شورای عالی تاجیکستان" وبه پدیده "استقلال تاجیکستان"  از شوروی وظاهرا تن می دهد . و یا در این دوره تاریخی و"قدرالدین اصلان اوف،" ورئیس شورای عالی شده و همچنین کفیل ریاست جمهوری،می شود  ویا در این پست خود و ،فعالیت حزب کمونیست تاجیکستان را ممنوع  می کند  ویا  دارایی آنان را ملی اعلام می کند ،ویاچند حزبی در کشور را وعده می دهد  ولیکن  اعضای شورای عالی تاجیکستان ــ که اکثرا کمونیستهای  افراطی  بودند ــ واصلان او ف مزبور را وبخاطر مواضع اش برکنار نموده  ودوباره رحمان  نبی‌اف را وجانشین وی می گرداند  که تاکنون ومدت زیادی ورئیس جمهور این کشور شده است ولی ظاهرا با عنوان دیگراست  که همان نظام تک  حزبی را  ادامه می دهد  و بعلاوه شورای مزبور هم   وادامه دوباره  فعالیت حزب کمونیست را اعلام می کند  ویا با تکیه به قدرت ارتش  تاکید می کند  ولی در ششم اکتبر همان سال وشورای عالی  مزبور ودر نتیجه فشارزیاد  مخالفانش، ومدتی  فعالیت حزب کمونیست خود را وبه حال تعلیق درمی آور د ومجبور می شود که  "فعالیت حزب نهضت اسلامی" تاجیکستان وغیره را وآزاد اعلام بکند د  . ولذا رحمان نبی‌اف  مزبور ودوباره و پس از آن  واقعه تاریخی  واز کفالت ریاست جمهوری مزبور استعفا می دهد  وتا  در آینده نزدیک و زمینه سازی  برگزاری انتخاباتش فراهم بشود  ویا با "عنوان حزب دیگر " فراهم بشود.  ولذا در همین راستاست که انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان وسرانجام در ۲۴ نوامبر ۱۹۹۱ برگزار می گردد  و رحمان نبی‌اف را در انتخابات فرمایشی مزبور وبا ۵۷٪ آرائ ودوباره از صندوقهای  رای گیری بیرون می آورند .ولی  رقیب وی، که "دولت خدانظراوف " می باشد و از پشتیبانی احزاب اصلی مخالف کمونیست‌هاویانهضت اسلامی تاجیکستان  هم برخوردار بود،وتنها  ۳۴٪ آرا را وبه دست می اورد  ، ولی مردم تاجیکستان  ویا  مخالفان دولت وصحت برگزاری انتخابات را به زیر سوال می برند   ولذا به تظاهرات خیابانی خود می پردازند  ولی روسها هم وجهت از دست ندادن خاک تاجیکستان   وقرار داد امنیتی  عضویت  تاجیکستان ودر جامعه کشور‌های مستقل مشترک‌المنافع آسیای مرکزیرا برقرار می کنند  وبا روس ها را می بندند  ونتیجتا بقای خود را درخاک تاجیکستان حفظ کرده واین بار ودر "فرم جدید اجتماعی" فراهم می کنند   .وبدنبال این واقعه نیز رحمان نبی اوف که قبلا در سال ش و1361دبیر کل حزب کمونیست تاجیکستان بودوبعدا با تکیه به قرار داد امنیتی مزبور و این بار هم ودر چهارم ژانویه ۱۹۹۲ وبه "حزب کمونیست تاجیکستان "ودوباره اجازه فعالیت  مجدد می دهد . واما در مارس ۱۹۹۲م و در شهر دوشنبه تاجیکستان و اعتراض های مردمی زیاد می گردد  وبعلاوه به خاطر برکناری "نوجوانف،" وتوسط وی و ، از وزارت کشوراست  که از اهالی بومی بدخشان تاجکستان بود ، وتظاهرات ضدحکومتی خود راو بیشتر می کنند  وبعلاوه وقتی  که در آوریل ۱۹۹۲م و به دستگیری مقصود اکرام‌اف، شهردار دوشنبه می پردازد  که اجازه نصب مجسمه فردوسی را وبه جای مجسمه لنین وبه مردم شهر داده بود، ولذا تظاهرات مردم تاجیک هم  وبرعلیه وی  شدت بیش‌ترمی یابد  . ویا مردم تظاهر کننده و تقریباً بمدت دو ماه ودرخیابانهای  شهر دوشنبه باقی می مانند. ودولت  نیز وبا آوردن هواداران اوزبک خود واز شهر های کولاب و خجند وبرعکس عمل می نماید  ــ که اهالی ان دو شهرنیز  واز دوره شوروی وحامی حزب کمونیست بودند ــ ولذا تظاهرات دیگری را  ودرشهر  دوشنبه مزبور ترتیب می دهند  و پس از ۵۱ روز از شروع تظاهرات  مزبور و یابا کشته‌شدن حدود ۱۵۰ تن،در خیابانها یش که اقای هاشمی رفسنجانی نیز ودر کتاب خاطراتش ذکر کرده است  ویابه حوادث مزبور اشاره کرده  است و مذاکرات مخالفان خیابانی وبا رحمان نبی‌اف آغاز می گردد   و حکومت مصالحه ملی اعلام می گردد  ویا در یازدهم مه ۱۹۹۲ م اعلام می شود   ودولت در آن جریان به مردم می گوید که  از ۲۴ وزیر کابینه دولت  ومخالفان بپذیرند که تنها  هشت وزیر دولت داشته باشند وبقیه را خود دولت تعیین بکند. وابتدا تصور می شد که  با پیشنهاد مزبور ودر پایتخت دوشنبه  ومصالحه ملی برقرار میشود ، ولی در همان ماه ونیرو‌های اوزبک کولابی که طرفدار حزب کمونیسم بودند وضمن مخالفت با حکومت مصالحه ملی ویا در مخالفت با خلع سلاح خود،وبا هواداران احزاب اسلامی و احزاب دموکراتیک تاجیکستان ودر گیر می شود  ولذا جنگ داخلی تاجیکستان آغاز می گردد که مدتی ادامه پیدا کرد  واحزاب تازه تاسیس شده تاجیکستان هم ودر دوره مزبور منحل می گردند  وبعلاوه اعضای فعال آنها هم و زندانی شده  که در ادامه مطلبم و به آن موضوع  اشاره خواهم کرد  

ودر این راستا ویا در ماه مه ۱۹۹۲ وافراد  جبهه خلق واز شهر کولاب که توسط دولت مسلح شده بودند و به فرماندهی سنگک صفراوف و به سکنه شهر قرغان تپه،حمله می کنند  که  پایگاه اصلی احزاب اسلامی و دموکراتیک، بود ومعتقد بودند که آنها واز گروه‌های اسلامی افغانستان،کمک می گیرند  ویا از افرادی نظیر   گلبدین حکمتیارافغانی ، اسلحه می‌گیرند و یادر پایگاه‌های افغانستانی ها  آموزش می‌بینند. ـ.ویا  مسلح می‌شوند . ولذااین نوع از شبه‌نظامیان کولابی اوزبک ودر اواخر اوت 1992م وصد‌ها تن از تاجیک  ها را در شهر قرغان تپه می کشند . ولذا تظاهرکنندگان مخالف حکومت نیز  جمع گشته  ودر شهر دوشنبه وبا ورود به کاخ ریاست جمهوری و۳۵ تن از مقامات حکومتی را وگروگان می گیرند .که اقای هاشمی رفسنجانی ودر خاطرات روز 16 اردیبهشت سال1371 خورشیدی خود وبه آن موضوع اشاره کرده است  ودر نتیجه فشار مخالفان، ورحمان نبی‌اف  مزبور ودر هفتم سپتامبر سال مربوطه ودوباره مجبور به استعفا می گردد  و بجایش اکبرشاه اسکندراف، ورئیس شورای عالی، می گردد ویا کفالت ریاست جمهوری را وبعهده خود  می گیرد  ( ماخذ ص 350 خاطرات سال1371 ش آقای هاشمی رفسنجانی ونیز به نقل همان ص خاطرات ونیز در سال مزبورو ذاکر وزیر اوف وزیر معارف تاجیکستان بود وبعلاوه  آقای هاشمی رفسنجانی ودر صفحات 395 و469 خاطراتش واز حوادث شهردوشنبه تاجیکستان می نویسد ودر این راستا  اسکندر اوف  نیز وبه دستور مسکو وجهت غلبه بر مخالفان تاجیک خود  و عبدالملک عبداللّه جانف را واز شهر خجند و به نخست‌وزیری خود برمی گزیند وتا "درگیری اوزبکها  وتاجیکها را بیشتر بکند ".و نتیجتا  در ۲۷ سپتامبر هم مسلحان کولابی نیز  و با تصرف شهر قرغان تپه وموجب فرار هزاران تن می شوند (ویا تا نیمه نوامبر ۰۰۰و، ۱۲۶ تن) وبه شهر دوشنبه میآیند  .ونیز اقای هاشمی ودر 7ماه بعداز آن واقعه ودر خاطرات روز  14 آذر ماه 1371 ش خودش ویا در ص 678 کتابش می نویسد که : در گیریهای تاجیکستان وتابحال بیش از 50 هزار تن کشته داده است ولی افراد دیگر هم وتعداد آن تلفات را وتا صد هزار تن نوشته اند  وهمچنین  آقای هاشمی رفسنجانی ودر ص 705 کتاب خاطراتش واز تحرکات اوزبکهای شمال غرب تاجیکستان می نویسد که شهر خجند در ان ناحیه است  ومطلب می نویسد ویا  در سال 1375 ش یاد می کند که در سال مزبور و"رجب علی صفر اوف " واز طرف روسیه ورئیس مجلس تاجیکستان شده بود ویا آقای خلبک نظر اوف هم ووزیر امور خارجه تاجیکستان شده بود ولذا در گیریهای دوقومیت مزبورهم  همچنان ادامه می یابد 

وآری اسکندراف وبرای دامن زدن به درگیریهای قومی تاجیکستان  ،ونشست شورای عالی تاجیکستان را  درشهر  خجند برقرار می کند   وهر چند خودش وبظاهر در  نوامبرسال  ۱۹۹۲م استعفا می دهد  ولی در نشست فوق‌العاده  شورای عالی، خودش کاری می کند که  که کمونیست‌ها آن شورا وتصمیمگیری کلیدی را وبعهده داشته باشند ،ویا سیاستی بخرج می دهد  که   امامعلی رحمانف واز شهر کولاب اوزبک ها  وبه ریاست کشور برسد ویا  عبدالملک عبداللّه جانف نیز واز شهر خجند رقیب شده وبه نخست‌وزیری برگزیده شود . ولذا در حکومت جدید، و8 وزیر وابسته  به احزاب اسلامی و احزاب دموکراتیک تاجیکستان حذف می شوند ویا  مناصب وزارتی خود را واز دست می دهند  و برعکس   وزرای جدید کابینه جدید نیز همگی  از "کولابی" ها انتخاب می شوند  وهمان کولابی که کتاب عالم آرای نادری ودر ص 1094 و1099. کتابش واز قومیت اوزبک آن شهریاد کرده  است  ویا در دوره نادری یاد می کند  که بعد از حکومت شیبانی ها وبر شهر تاجیک نشین قبلی ختلان غلبه یافته بودند  ولی شورای عالی حزب کمونیست تاجیکستان وبا ادغام دوشهرکولاب و قرغان تپه"  ودر یک "ولایت واحد" واین بار "ولایت جدید ختلان "را و به محوریت شهر کولاب اوزبکی  ایجاد می کند  و تا اطمینان بیابند که جنوب غربی کشور را هم ونیرو‌های کولابی مسلح و طرفدار کمونیسم اداره می‌کنند.

وهمچنین به انها اجازه داده شد  که در دسامبر ۱۹۹۲ ،و شهر دوشنبه را تصرف بکنند  ویا  صد‌ها تن از شبه‌نظامیان هوادار گروه‌های اسلامی و دموکراتیک را در آن شهر بکشد  و یا به قشر کارگری وضعیف  پایتخت ظلم کرده ویا به ساکن های دیگر تاجیک زبان استان  جنوب غربی کشورهم  ظلم بکنند که مرکزیت استانی آنانراوبا "سیاست"  بدست آورده بودند به‌ویژه نسبت به مردم قصبه های غَرم ویا تاجیک آباد وغیره ظلم بکنند که  جزو پایگاه‌های اصلی نیرو‌های اسلامی و دموکراتیک بودند و یا به اهالی بدخشان، قساوت به خرج دهند که زیر بار حکومت جدید نمی رفتند وبرای اینکه در در گیرهای داخلی هم و قدرت حکومتی خود را نبازند ولذا  در همان سال  وبه درخواست "امامعلی رحمان اوف "ونیرو‌های ارتش روسیه وارتش  ازبکستان  را وارد تاجیکستان می کنند   وتا در سرکوب نیرو‌های تاجیک و به حکومت جدید آنان  کمک بکنند . ویابا کمک آنان بود که  تا ماه مارس ۱۹۹۳ وشورشها  خوابانیده می شود   و از جمله زمام اداره شهر غرم ویا نواحی شرقی پامیر را  به دست می گیرند  . ودر نتیجه  این نوع از جنگ داخلی قومیت ها بود که بعد از 7 ماه وحدود پنجاه هزار تن ویا بیشتر کشته می شوند ویابرخی از کارمندان  روس‌ هم ، وتاجیکستان را ترک می کنند ولی اوزبکها جایگزین  انان می شوند   و یا در داخل کشور تاجیکستان هم وحدود هشتصد هزار تن جابجا میگردند   که به نقل بعضی ها واین امر بزرگترین جابجایی جمعیت ودر آسیای مرکزی واز زمان اشتراکی کردن اراضی بود  ویا بعد از در دهه ۱۹۳۰ بود. وضمناً چند شهرتاجیکستان  خراب شده ویا شمار زیادی از روستا ها یش ویا  کشتزار ها یش و یاکارخانه  های این کشورهم  تخریب میشوند وبعلاوه در دسامبر ۱۹۹۲ وتا ژانویه ۱۹۹۳م، وحدود شصت هزار تن ودر پی حملات کولابی‌ها وبه کشور افغانستان می گریزند و، از جمله قاضی اکبر تورجان‌زاده می باشد  که به نقل سکنه اش وبالاترین مقام مذهبی تاجیکستان را بعهده داشت  ولی دولت وی را متهم کرده بود  که می خواهد در تاجیکستان حکومت اسلامی برقرار بکند وبا فرار ش به افغانستان ودر  فوریه سال ۱۹۹۳ وفتح‌اللّه شریف‌زاده وبه جای وی ومفتی جدید تاجیکستان می گردد  ولی به او نیز رحم نمی کنند   ولذا در ژانویه سال ۱۹۹۶ وبه دست افراد ناشناس کشته می شود .. وهمچنین   در ژوئن ۱۹۹۳ ودیوان عالی تاجیکستان ورسماً فعالیت حزب نهضت اسلامی تاجیکستان،را ممنوع کرده ویا فعالیت سازمان لعل بدخشان، ویا سازمان رستاخیز و یا حزب دموکراتیک تاجیکستان را وغیرقانونی اعلام می کند و عملاً تنها حزب کمونیست تاجیکستان را قانونی می اند   ویا این با روبا تغییر عنوان دیگرو برای آن . "نامگذاری حزبی جدید "می کنند

وهمچنین  در این دوره تاریخی ودولت تاجیکستان وبرای غلبه بر مخالفان خودش ونظام سابق ارتش خویش را دگرگون می کند  ویا مدیریت ارتش ملی خود را وبدست لشکر 201 زرهی روسیه می دهند   وآنها هم ودر سال 1993 م  ویکی از افسران روسی خود را وبنام سرهنگ "الکساندر شیشلیانیکف  " را  وبه "مقام وزارت دفاع تاجیکستان " میرسانند  وبعلاوه  با رشد جنگهای داخلی مزبور وسازمان ملل هم دخالت کرده ومذاکرات صلح ودر آوریل ۱۹۹۴ در شهر مسکو وتحت نظارت سازمان ملل و در حضور نمایندگانی از ایران، پاکستان، روسیه و ایالات متحده آمریکا آغاز می گردد ولی در مذاکرت صلح مزبور وطوری مذاکرات وهدایت شده مهندسی می شود  که دوبار ه مخالفان دولت تاجیکستان حذف شده ویا در جریان انتخابات بعدی وحذف بشوند ولی اعضای دولت قبلی واین با ر وتحت عنوان حزب جدیدخلق تاجیکستان و احیاء بشوند ویا به قدرت  سابق برگردند ولذا ساختا رسیاسی – اداری جدید  حکومت 26 ساله اخیر تاجیکستان وهمه آنرا نشان می دهد وچراکه

در انتخابات ریاست جمهوری ششم نوامبر ۱۹۹۴،مزبور وسازماندهی ویا مهندسی انتخابات مزبورو طور ی انجام می شود که  رحمانف ودوباره وبا ۵۸٪ آراء و بر تنها رقیب خودش و عبداللّه جانف، پیروزشود که ۳۵٪ آرا را کسب کرده بود ، ویا دوباره پیروز  بگردد ونیز ترتیبی می دهند که  در همین انتخابات ۹۰٪ رأی دهندگان  هم ویک نوع قانون اساسی جدید را ویا مورد تأیید مسکو را وبه تصویب برسانند . ولذا پس از مذاکرات طولانی نمایندگان حکومت وبا مخالفان دست چین شده ، وآنهم درشهرهای  مسکو،ویا  در کابل،  آلماتی،  عشق‌آباد، و بیشکک، و مشهد و تهران، وسرانجام سیدعبداللّه نوری رهبر حزب نهضت اسلامی و امامعلی رحمانف، سازش‌نامه عمومی استقرار صلح امضاءرا می کنند و یا سازگاری ملی را ودر ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷و در شهر مسکو امضا می کنند  و بدین طریق ورسماً به جنگ داخلی پنج ساله تاجیکستان پایان داده می شود   . ودر نتیجه "پیمان نامه صلح مزبو"ر که دو بار تکرار تاریخی می شود  ، و هریک از طرفین وسیزده کرسی به دست خواهند آورد  و همچنین ۳۰٪ از مناصب حکومتی ودر سطح ملی و منطقه‌ای وبه نفع مخالفان بیطرف سوق داده میشود ولی باز اوزبکان داخل کشور  دبه در آورده ودر اوایل نوامبر ۱۹۹۸ ونیرو‌های شورشی ارتش، تاجیکستان وبه رهبری محمود خدای بِردی اف، وبه خجندشهر  حمله توام با سیاست می کنند  ویا اعلام می کنند که می خواهند وآن ناحیه را  تفکیک بکنند  ولی تنها صحنه سازی بود  ولذا بعداز پنج روزو از مقاومت مزبور  ،دست برمی دارند  وخدای بردی اف  مزبور وبه ازبکستان می گریزد . ورحمانف،نیز ودر توجیه غایله مزبور  و عبداللّه جانف ونخست‌وزیر سابق،را محکوم کرده  و بعلاوه دوستوف معاون پیشین رئیس‌جمهور، را ..و محرک این غائله ساختگی  اعلام می کند . وبعلاوه  اسلام کریموف، ورئیس‌جمهور ازبکستان، را وبه دست داشتن در این توطئه متهم می سازد   ویا با این سیاست ومخالفین دوباره از حکومت تاجیکستان حذف می شوند.ودر تعاقب این امر نیز  و یا در اواخر سال ۱۹۹۹م مجلس عالی تاجیکستان وبه طرح‌های رحمانف ومبنی بر اصلاحات جدید  ودر "قانون اساسی  جدید تر"تاجیکستان . رای مثبت می دهد  ونتیجه این  نوع از اصلاحات قانون اساسی هم وباز  تمدید دوره ریاست جمهوری وی می شود واز پنج سال و به هفت سال افزایش می یابد و یا با قانونی کردن احزاب سیاسی فرمایشی  ودوباره تک حزبی سابق احیائ می شود  ،واین بار  قانون اساسی جدید تر راهم و در همه‌پرسی ۲۶ سپتامبر ۱۹۹۹و به تصویب ظاهری مردم می رسانند  ولی عملا طوری مهندسی میشود که در انتخابات ریاست جمهوری جدید ویادر ششم نوامبر سال۱۹۹۹ ، ودوباره رحمانف مزبور ودر رقابت با تنها رقیبش، ویعنی در رقابت با "دولت عثمان،" وبه پیروزی  مجدددر تاجیکستان دست بیابد وحزب نهضت اسلامی نیز وبه رهبری محی الدین کبیری  ویا سایر احزاب دموکراتیک تاجیکستان هم وعملا از دخالت در امور کشور منع بشوند که مطالب نشریه ایران وبه آن  موضوع پرداخته بود

وامادر مورد ساختار سیاسی دولت تاجیکستان وبعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وباید گفت که هرچند این کشور ونظیر دیگر کشورها ی آسیای مرکزی که وابسته به مسکو می باشند   وخودشان را وکشورهای دموکراتیک چند حزبی اعلام می کنند ولی نظام احزاب آنها فرمایشی بوده  وعملا ساختار دولت تمرکز گرارا دارند  ویامبتنی بر یک حزب فرمایشی می باشند  که با نظام تک حزبی کمونیست سابق آسیای مرکزی وتفاوت چندانی نکرده اند وفقط عنوان تک حزبی حاکم برآن ، و"تغییر عنوان "داده است  ومثلادر کشور تاجیکستان 60 سال قبل وحزب کمونیست  حاکم سیاسی بود   ولی بعد از سال 1991 ویا بافروپاشی ظاهری اتحاد جماهیر شوروی  وظاهرا 13 حزب وگروه سیاسی ودر این کشور بوجود می آید ولی امروزه عملا همگی منحل می باشند   وتنها "حزب حاکم دموکراتیک خلق تاجیکستان "وبه رهبری همان "رحمان اوف »می باشد که جایگزین تک حزبی کمونیست سابق تاجیکستان شده است ویا در تبانی با یکی ودو حزب فرمایشی دیگر واین کشوررا اداره می کنند  وعملا سایر احزاب را منحل کرده اند ویا غیر قانونی اعلام کرده اند ویا سران آنهارا به زندان فرستاده اند  وعناوین13 حزب جدیدالتاسیس تاجیکستان  مزبور وبعد از سال 1991 میلادی به شرح ذیل بودند :

1 حزب دمکراتیک خلق تاجیکستان – که در سال 1994 وبرای ترفند زدن وبه مخالفان خودش بوجود آمد ویا در سال 1997 وبا اضافه کرده واژه "دموکراتیک "برعنوان سابق حزبی خود  وبه رهبری امام علی رحمان اوف وبا چند دستکاری در قانون اساسی این کشور وبصورت حزب حاکم در آمده وعملا جایگزین حزب کمونست سابق تاجیکستان شده است ونشریه دولتی خاصی وبه زبان روسی واوزبکی دارد وزبان فارسی تاجیکی را به رسمیت نمی شناسد

2-حزب کمونیست  تاجیکستان – که همان ادامه حزب سابق این کشور می باشد که هر چند وبعد از فروپاشی عده ای سعی کردندکه  آنرا منحل اعلام بکنند  ویا دارائی اش را مصادره بکنند ولی نتوانستند  وعده ای دیگرهم  وآنرا همچنان نگهداشتند وتنها وظایفش را به حزب خلق دموکراتیک محول کردند  وحزب مزبور هم ونشریه خاص خود ش را دارد ویا در سالهای 1994 1995 از ریاست جمهوری امامعلی رحمان اوف دفاع می کند  

3- حزب سوسیالیست تاجیکستان _  که در سال 1996 م شکل گرفت ودر سال 1999 " شیر علی کین جایف "ریاست آنرا داشت وامروزه نشریه ای ندارد ونیز تا کنون در انتخابات مجلس ویا ریاست جمهوری تاجیکستان حضور فعالی نداشته است

4-حزب دموکراتیک تاجیکستان که در سال 1999 وبه ریاست " محمد روزی اسکندر اوف" شکل گرفت  ونشریه عدالت را دارد ولی طرفدارانش اندک می باشند  

5- حزب عدالت خواه تاجیکستان _ که در سال 1996 وبه ریاست " عبدالرحمان کریم اوف " بوجود آمد  ودر سال 1999 نیز " صفی الدین تورایف "را وبعنوان کاندید ریاست جمهوری خود معرفی می کند که مورد قبول کمیسیون انتخابات قرار نمی گیرد    ولذا هیچ نماینده ای را در دولت ویا مجلس ندارد ونشریه ای هم منتشر نمی کند 

6- حزب نهضت اسلامی تاجیکستان _ که در سال 1991 م وبعنوان یک حزب مخالف بوجودمی آید  وریاست آن و در سال 1991 م وبا " محمد شریف همت زاده ّبود  وبعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وآقای " دولت خدای نظر اوف "  را وبعنوان کاندیدای خود معرفی می کند  ولی با ترفند دولت تاجیکستان و تنها 31 در صد رایرا بدست  آورده وموفق نمی شود  وبعدا ودر مذاکرات صلح بعدی نیز وشرکت کرده وبازو بعد از جنگ داخلی نیز و" دولت عثمان اوف " را ودر سال 1999 م ودو باره معرفی حزبی خودش اعلام  می کند  ولی بازو با ترفند حزب حاکم وتنها 7/2 درصد رای را بدست میآورد وبعدا نیز منحل گشته  اعلام می گردد  ونیز در سالهای اخیر واقای محی الدین کبیری وریاست آنرا بعهده دارد

7-حزب لعل بدخشان  - که بدلیل آرمانش  وکنار گذاشته شدویا در درگیریهای داخلی تاجیکستان نیزو تعدادی از اعضایش کشته می شوند

 8- حزب رستاخیز تاجیکستان – که جزو جریانات مخالف دولت بود وبعد از فروپاشی شوروی شکل گرفته بود ولی  بعدا منحل شده اعلام می گردد 

9- حزب باز سازی اقتصادی وسیاسی تاجیکستان –

10- حزب عدالت وتوسعه تاجیکستان

 11 – حزب شهر وندی تاجیکستان 

12- حزب وطن پرستی ووحدت تاجیکستان

13 –حزب وحدت خلق تاجیکستان

رحمان اوف نیز که قبلا در سال 1361 ش ودبیر کل حزب کمونیست تاجیکستان بود ولی  در سال ۱۳۷۳،وبا تغییر عناوین دیگر وهمان  رحمان اوف مزبور است  وبه مقام ریاست جمهوری انتخاب میگردد  ویا  پس از پایان دوره پنج ساله، اش و دوباره در سال ۱۳۷۸ وبه مدت هفت سال دیگر وبه این مقام برگزیده می شود .

ویا در سال ۱۳۸۲،نیز  در یک همه‌پرسی، ۹۳٪ مردم به اصلاح قانون اساسی مورد نظر وی (وبرای ممکن‌شدن انتخاب دوباره رحمان اوف ) ورأی مثبت می دهند که مخالفین منکراصالت  آن می باشند  ولی . دولت  او می‌گوید که ۹۶٪ مردم تاجیک ودر این همه‌پرسی وهمه شرکت  واقعی داشته‌اند. ویا درنوروز ۱۳۸۶ ه‍. خ. (۲۰۰۷ م) هم وامامعلی رحمانف خواستار آنمی شود  که او را امامعلی رحمان بخوانند. واز آنجا که امکان تمدید دوره ریاست جمهوری ودر کنار ده‌ها اصلاحیه دیگر به رأی گذاشته شد،ه بود ولی اغلب  منتقدان دولت  وی می گویند  که رأی مردم وبه او وبا آگاهی کامل انجام نشده است

 ودر پایان  مقاله ، لازم به یاد آوری است که قانون  اساسی کنونی تاجیکستان وکپی برداری از قانون اساسی جدید روسیه می باشد ویا با عنوان فرمایشی چند حزبی است ولی قانون اساسی جدید  آن طوری طراحی شده است که قدرت تمرکز گرایانه داشته باشد  وعناصر سه قوه ودر یک سیستم متمرکز ودر هم ادغام شده است  ورئیس جمهور ش  نیز مناصب متعدد را ودر دست خود دارد  وبعلاوه ارتش نیز ودر اختیار اوست  وبعلاوه ارتش این کشور نیز و قرار داد امنیتی کشور های مشترک المنافع آسیای مرکزی را  وبا روسیه بسته است ونیزتکنولوزی نظامی تاجیکستان هم  و در اختیا ر روسیه می باشد  وتمامی ادوات نظامی آنرا وروسیه تهیه می کند  ویا ادوات نیروی زمینی تاجیکستان هم ومتعلق به لشکر 201 زرهی روسیه است ویا تانکهای نظامی این کشور ویا نفر بر ها وموشکها وجنگنده های میگ ویاسوخوی آن  نیزو متعلق به روسیه است واین کشور 3 پایگاه نظامی ودر شهرهای دوشنبه ویا قرغان تپه وکولاب دارد وبعلاوه چهار پایگاه هوائی هم ودر شهرهای دوشنبه وپرخار وکولاب وخجند دارد وهمچنین  در سال 1994 میلادی و روسیه پیمان نظامی محافظت از مرزهای کشورهای مشترک المنافع قزاقستان وازبکستان وقیرقیزستان وتاجیکستان را بسته است .

 

 

 

 

 

 

 

مردم شناسی "اقوام ترک اویغور چین"  وبحران جاده ابریشم آسیایی ها   - دکتر محمد خالقی مقدم

مردم شناسی "اقوام ترک اویغور چین"

وبحران جاده ابریشم آسیایی ها
  
   ( بخش اول)

از : دکتر محمد خالقی مقدم

_مردم شناس اقوام آسیایی

وهنوزمردم دنیا، واز بحران اقتصادی وبیکاریهای ناشی از "کرونای چینی "نجات نیافته اند که 9 ماه می باشد  که اقتصاد جهان راو به بحران کشانده است  ویا صدها شرکت بزرگ جهانی راودر کشورهای بزرگ وبه ورشکستگی کشانده است  ویا شرکت های هواپیمایی ورشکست شده وبعلاوه  مسافرت وجهانگردی به کشورهای مختلف  هم متوقف شده است  ولی "تز یک جاده ویک کمربند"دولت کمونیستی  دولت چین ودر "منطقه ترک نشین اویغورستان چین  وامروزه"غوغای دیگری می باشد که چینی ها مکمل کرونای چینی خودکرده اند و تا اقتصادوتولیدوتجارت نیم بند کنونی راهم مختل بکنند وآنهم با دامن زدن به بحران قوم کشی اهالی سین کیانگ  که چهارراه ارتباطات تجارت قاره آسیامی باشد   ویامکان انشعاب جاده های تجاری ملل گوناگون ودر این استان است   که آنرا" جاده ابریشم انحصاری چین می نامند  "  وبخاطراستراتژیک بودن جاده های این استان وبرای بقای تجارت چین وبا ملل دیگر آسیاست که  این راه ابریشم بلای جان اویغور ها شده است  ولذا چینی ها   ، به تداوم "قوم کشی ترکهای اویغور استان سین  کیانگ خود" ادامه  می دهند  وبعلاوه عدم اعتراض به آنراهم و یک "مسئله داخلی چین " می دانند که دخالت  ملل دیگر آسیا ودر این مورد  بیهوده می باشد   وبعلاوه در جنوب استان سین کیانگ اویغور نشین واستان تبت هم در وسط خاک آسیا غائله دیگر دارد  ودر آنجا هم به سرکوب سکنه شهر "لها سا" وشهرهای دیگرش ادامه می دهد که مرکز استان تبت چین بوده واقوام ساکن در شهر هایش  پیرو مذهب دالایی لاما می باشند که رهبر مذهبی آنان  بوده  وبدلیل اینکه سیاستهای استعماری چین راوبه ضرر سکنه شهرهای "استان تبت چین " خود می دانست  ویا به ضرر توسعه منطقه ای آنان می دانست ،وتبعید شد وعلت تبعید  رهبرشان هم ودر سال 1957 میلادی  ویا 8سال بعد از قدرتگیری "دوایراداری" حزب کمونیست چین ودرشهرهای  استان تبت بود که  به هند تبعید گردید و این امر اختلافات اهالی تبت را وبا سربازان چینی زیادتر  کرده است  وگاهی ارتش چین   هم ریخته  وشورش شهر "لهاسای تبت"  ویا مرکز استان را سرکوب می کنند   ومتقابلا در آوریل سال1989 نیز  و"سکنه تبت "هم ودر هند رفته وتمامی شیشه های سفارت چین در هند را می شکنند    واحتمالاامروزه هم درگیریهایهای مرزی  ارتش میان دوکشور هندوستان ویا چین هم وبه همین دالایل بر می گردد  که به کشته شدن 50 سرباز هندی  وبدست سربازان چینی ودر تابستان سال جاری منجر گشت  ویا در مرزهای تبت چین وهندوستان ودر یکی ودو ماه اخیرافتاده است ولی هنوز ، مطبوعات جهان وبه فلسفه پشت پرده این نوع از زد وخوردمرزی آنان  نپرداختند وبعلاوه  نظیر این دیدگاه بدبینانه و به سیاستهای اقتصادی دولت مرکزی چین را هم وسکنه ماکائو ویا هنگ گنگ دارند که 7 ماه تمام بود که در خیابانهای هنگ گنگ وتظاهرات می کردند ومعتقد بودند که سیاستهای اقتصادی دولت مرکزی چین وبضرر آنهاست  وبعلاوه  برنامه ریزی های سانترالسیم  گونه اقتصادی کنگره حزب  کمونیست  چین را محکوم می کردند که به برنامه ریزی منطقه ای وبیکاری سکنه استان  آنها توجه ندارندولذا باعث ورشکستکی شرکتهای هنگ گنگ شده اند ویا باعث بیکاری جوانانش می شوند که سال200می باشدکه هنگ گنگ ، منطقه آزادتجاری چین اعلام شده است  ولی پکن نشینان  هنوز مخالف آن هستند وبرعکس سکنه هنگ کنگ ،  نحوه زندگی زندگی خودشان را ویامکانیزم فروش  مغازه ها ویاحرفه هایشان  ویا شکل گیری شرکت هایشان را  وبر اساس  تئوری اقتصاد "منطقه آزاد تجاری پایه گذاری کرده اند  که اکنون پکن نشینان وبرعکس عمل می کنند   وهمین طوروضع "کشور تایوان چین" هم به همین منوال می باشد  که بدلیل عقاید سیاسی اشان وزیر فشار پکن قرار دارند  ، وعلتش آنست که سکنه تایوان و  بجای تز"دولت کمونیستی " پکن وبرعکس طرفدار دولت  جمهموری  خواه شدند   و72 سال قبل این کار را کدند که دولت پکن کمونیستی شدواخیراهم  انتخابات خود را هم وبراین اساس تثبیت کرده اند  ودر زمان مائو هم وجزو، مخالفان سیاسی مائو بودند ویامخالف " تز کمونیستی او"بودند وهمزمان با قدرت گیری دولت اقتدار گرای مائو در اراضی خاکی چین هم ویا در پکن  وآن مخالفان وی نیزو به "جزیره تایوان" فرار کرده ودر آنجا وبرای خود " دولت جمهوریخواه تشکیل دادند ویا از سازمان ملل وپرچم استقلال وبرای خود گرفتند ولی اکنون چین معتقد است که  ارتش چین وباید به سرنگونی "دولت آنان "بپردازد ولی کرسی نشینان پکن معتقدند که پس گرفتن جزیره تایوان  واز مخالفان سیاسی خودش و به ملل دیگر جهان مربوط نمی باشد  ویک مسئله داخلی آنان می باشد ومردم دنیا هم وبرای استفاده از محصولات فراوان چینی ونباید که در این گونه از موارد ،دخالت بکند  و همین معضل سیاسی راهم دولت  چین وباسکنه  استان مغولستان داخلی خود رادارد و با آنان نیز واختلافات مذهبی واقتصادی قدیمی دارد ومغولستان خارجی همسایه شمالی چین نیز که روابط خویشاوندی باسکنه مغولستان داخلی دارد وبهمین موضع گیری کشیده خواهد شد   وبعلاوه با کشور همسایه اش ژاپن نیز اختلاف دارد دارد که بعد از شروع اصلاحات اقتصادی تنگ شیائو پینگ ودر چین ویا با اقدام وی  به خصوصی سازی در چین که طرفداران مائو وارتش ،مخالف آن تز اقتصادی  وی بودند ولی دولت ژاپن ،اعتماد به دولت آنان نمود وبا آنکه سالها روابطشان قطع بود ولی مجددا روابط سیاسی برقرار   نمودند  ولذا در فاصله سالهای 1979 م و الی  1984میلادی وسه فقره وام خارجی کلان ژاپن وبه آنها داده شد که صرف ساخت راه آهن جدید چین کرده که در دوران حکومت سی وچند ساله مائو وبه عقب مانده ترین کشور جهان تبدیل شده بودند  ویا صرف  کارهای عمرانی ویا توسعه تاسیسات شهری کرده ویاصرف  ساخت کارخانه شیمیایی ویا توسعه کشاورزی بکنندولی وقتی "دولت تنگ شیائو پینگ "واز تز اصلاحات اقتصادی خود دست برداشت و50 هزار دانشجویان  دانشگاه شانگهای وپکن راسرکوب کرد که  مدتها اعتصاب غذا می کردند ویا شعارهایی برعلیه دولت کمونیستی میدادند ویا در میدان تین آن مین پکن وجلوی تانکهای ارتش چین می ایستادندودولت چین هم ان دآنشجویان را کشت  ومثلا  50 هزار دانشجوی دانشگاههای شانگهای ویا دانشجویان علم وتکنولوزی چین ویا دانشجویان شهر های "حذفی "ویا "دخان "وشن جن "ویا "معلمان دبیرستانهای چین" که با آنها هم فکری می کردند ولی جوابشان فقط  فقط اعدام ویا فرستادن به اردوگاههای  اجبای کار بود    ولذا دولت ژاپن نیز ترسیده وعقب نشینی نمود وروابطشان مجددا سردتر  گردید    وامروزه هم ودر  تابستان 1399 ش ومطبوعات نوشته بودند که هر روزه تعدادی از جنگنده های چینی وبه هوا برمی خیزند  ویا در نزدیکی های مرزژاپن می روند ویا هرروزه مانورنظامی  می دهندویا سلب آسایش واز نیروی هوایی ژاپن می کنند  وآنان را هم ودائمادر حالت آماده باش نگه می دارندولذا خسته اشان کرده اند  وچین همین نوع از اختلافات مرزی را ویااختلاف سیاسی ویانفت دریایی راو باکشور  ویتنام دارد که در مورد حل آنهاوبا گورباچف مذاکره کرده بودند  که در "ویتنام"  وروسیه مزبور  پایگاه نظامی داشت  وی همین نوع از اختلاف راوچین با کشورهای همسایه آسیای مرکزی خود دارد که بخاطر ناامن نشدن مرزهای شمال غربی چین وبا آنان  تدابیرامنیتی بسته است  ویا انواع "پیمان نامه های امنیتی بسته"اند و تا دو جانبه وشورشهای دو سوی مرزهای شمال غربی چین را کنترل بکنند وتا سکنه دوسوی مرزهای مزبور نیزهمدستی نکرده ومرزهای اسیای مرکزی چین را ناامن نکنند!   ویابا سکنه خویشاوندشان در چین ویا با یکدیگر ودر دوسوی مرزچین  ویابا  سکنه هم دین ویا اهل سنت حنفی دوسوی مرزهمدست شده  وپدیده هم دینی ویا هم نژاد با یکدیگرنشان دهند   ویا در دوسوی مرزهای مزبور تحریک انجامبگیرد   وبعلاوه دولت چین ودشمنی عمیقی نیز با دین بودایی ودر سالهای اخیر نشان داده است  که روحانیون دولتی معابدش را وادار کرده با کا گ- ب چین همکاری کرده وتعالیم بودا را کنار بگذارند  ویاروحانیون بودایی نیز و علی رغم اعلام ارتداددولت چین وبا دولت مزبور  همکاری بکنند ویا دولت آنان را ومشروع نشان بدهند وتا به بقیه سکنه مسلمان آسیای مرکزی زور بگویند واز این رو و برای آنکه "تز سیاسی" برخورد تمدنهای هانینگتون ودر زد وخورد مذهبی "دین بودا ودین اسلام" ودر این ناحیه آسیای مرکزی اتفاق نیفتد ولذا بعد از فروپاشی دولت های کمونیستی آسیای مرکزی وبه دین اسلا م حنفی سابق خود برگشتند واین امر باعث ترس دولت چین شده و در سال 1991 میلادی به بعد واین نوعاز قرار دادهای امنیتی را وبا دول همسایه اش بست  ویابا دولتهای قزاقستان وقیر قیزستان وروسیه بسته شد واخیر هم با دولت پا در هوای افغانستان بسته است  که به شرطی وبه دولت ورشکسته کابل دولت چین کمک مالی خواهد کرد که اویغورهای ترک فراری وبه خاک افغانستان راوهمان دولت کابل به دولت چین تحویل دهد  ویا به عنوان تجزیه طلب تحویل دهد ویا دولت پاکستان همم نگذارد که اویغورهای ترک سین کیانگ چین ودر باریکه نازک کوههای مابین مشترک افغانستان وپاکستان وچین ومنطقه وجاده تجاری آنان  راناامن کرده  ویا آن اویغور های ترک ودر دهلیز باریک مزبور  وپایگاه نظامی بسته  وآنان هم ودر ازای کشتار اویغور های شهر ارومچی سین کیانگ ویا نواحی مختلف چین و متقابلا کوشش کرده  تا جاده مزبور نا امن شود ویا دولت  چین وبا دولت عراق وسوریه قرار داد بست که در ازای کمک مالی ومانع اموزشهای نظامی ترکان مصیبت زده اویغورو در پایگاه ابوکمال عراق  بشود  ویا از جبهت النصره ادلب سوریه آموزش نظامی بگیرد   ولذا دولت چین وجهت مهار راههای تجاری آسیای مرکزی ویا جهت کنترل تجارت اقتصاد جاده های تجاری آسیای مرکزی ودر دست خود وتزی  بنام "تز یِک جاده ویک کمربند آسیایی را دنبال می کند ونام آنرا چند جانبه گرایی آسیای ها گذاشته است که مردم آسیا واز اهداف پشت پرده آن سر در نمی آورند    ولذا این نوع از قرار دادهای امنیتی با همسایگان و یابا دولتهای مزبور بسته شده ویا با دولتهایی که بقایای دولتهای حزبهای کمونیستی سابق آسیای مرکزی می باشند  ولی امروزه  رنگ عوض کرده اند ویا "پایگاه مردمی "ندارند ویا در میان مردم کشور خودشان را ندارندویا   بخاطرآنکه اغلب مردم کوچه وبازار کشورهایی قیر قزستان سنی حنفی هستند ویاسکنه تاجیکستان ویا نصف مردم قزاقستان ومخالف آنها هستند ویا نصف مردم قزاقستان حنفی مذهب قزاق می باشند  ونصف دیگرشان  هم وجزو اقوام روسی کوچ داده شده به قزاقستان هستند  ویا بخشی از سکنه قزاقستان هم وجزو اقوام اوکراینی مهاجر  هستند که استالین وجهت دست یابی به اراضی اقوام قزاق وآنها را به کشور قزاقستان کوچانید ویا تعدادی کارمند روسی راهم وبه کشور قیر قیزستان اشغال شده وتوسط ارتش روس کوچانید   واز این رو  سکنه بومی این کشورها ویااقوام  اصلی این نوع کشور های آسیا مرکزی ومیانه خوشی وبا احزاب فرمایشی این نوع از دولت های جوامع بعد از عصر فروپاشی شوروی ندارندکه چین با آنها قرار داد ببندد ویا مردم حنفی افغانستان ویا مردم پاکستان که همگی مذهب سنی حنفیدارند  ویا  ویااویغور های شهر های منطقه سین کیانگ  وهمخونی وهمدردی  با اقوام اویغور ساکن پکن ویا شانگهای داخل چین دارند ویا با تاجرهای مسلمان شهر های چین دارند وبا تاجرهای مسلمان مالزی واندونزی وفلیپین همسایه چینی های خود دارند وبا آنها  همکاری می کنند  وبعلاوه و برای آنکه واز مردم حنفی مذهب "ایغورستان چین "حومایت نشودولذا  با همکاری کشور های دیگر  وجاده های تجاری منتهی به جاده ابریشم اویغورستان را کنترل بکنند  و یا کاروانهای تجاری وبه شهرهای چین را کنترل بکنند وتا  نا امن نگردد  ولذا در سالهای گذشته وبااغلب این دولت ها ی همسایه چین و قرار داد امنیتی شانگهای وغیره بسته اند   ویا بنامها ی انواع قراردادهای جنوب شرقی آسیا ویا اتحادیه شانگهای وغیره بسته شد  که اغلب آنها و با سکنه خودو یا مردمشان نیز اختلاف عقیده  اقتصادی ویا اشتغال زایی منطقه ای دارند ویا اغلب در حزبهای فرمایشی  خود ودارای آرای مردمی نیستند  ویانظیر دولت قرقیزستان و با تقلب انتخاباتی بالا آمده اندکه بعد از "اصلاحات گورباچفی آسیا"   نهراسیده وکنترل مرزی ویا تجاری بشود  که ضعف تئوریهای "سازمان تجارت جهانی " را نشان می دهد و" ویا ضعف افکار علمی صندوق بین المللی پول  ویا مبادلات بانکی بین ملل آسیایی را نشان می دهد که از راه این نوع از "اتحادیه های اقتصادی بند تومانی " واقتصاد کرونا زده آسیا احیا شده  ویا دوباره  رونق فوری بگیرد   ولی در باطن طرفدار تز اقتصادی مسکو بشوند  که تز اقتصادی پوسیده دیگری داردکه ساختار اقتصادی ملل آسیایی  را بهم می زند  ویا نظام تجارت مابین آنها را عقب می دارد ودر مقاله بعدی ام به آن مکانیزمهای اقتصادی سیاسی پوسیده آنها اشاره خواهم کرد    وچرا که دولت تزار ویا دولت  شوروی وبه اصطلاح انقلابی سابق ودولت پوتین  ودر اراضی این کشور های غافل آسیای مرکزی و از 150 سال قبل وتا کنون وپادگان نظامی  زده است که به غصب اراضی این اقوام آسیایی ها منجر می شود  ویا ساختارهای سیاسی واقتصادی پوسیده را برآنهاتحمیل فکری ومطبوعاتی میکند   ومثلا اختلاف عمیقی که مردم حنفی  مذهب قیرقزستان وبا رئیس جمهور "روس زده" دارد  ویابا  " پارلمان روس زده دارد  ویا در 15 سال اخیرداشت  ویا در یکماه قبل داشت  ویا در آتش زدن کاخ ریاست جمهوری اش ودر پایتخت بیشکک قیزقیزستان  داشت  ونشان بی محتوا بودن  این نوع از پیمان نامه های امنیتی  واقتصادی "تجارت چین "وبا دولت قر قیزستان است  ویا از دره های عمیق جاده ابریشم قیر قیزستان را نشان می دهد که بتوانندآرام  و به جوامع اروپایی کالا ببرند  ولذا بیهوده وبه  تجارت چین دلبسته اندوتا جمعیت فراوان چین ویاسکنه  یک میلیارد واندی کارگری"ارزان " چین ورفاه اروپایی را وبرای آنان فراهم بکند ؟! ویا برای آنان اشتغال به بار بیاورد  ویا آنان را واز راه اقتصاد اوراسیایی بزرگ واز بحران بیکاری 9 ماهه کرونا نجات بدهند  ودر حالیک خبر ندارند که فقدان تعقل درسران دولت چین واقتصاد همه جهان را تهدید مینماید   ویا سرکوب  شدید سکنه بدبخت ترک ایغورستان هم وتوسط ارتش چین معضل می آفریند ویا توسط پلیس لباس شخصی دولت چین ودرشهرهای اویغورستان ومعضل می آفریند که در سالهای گذشته به شهرهای بومی آنان کوچانیده اند  واقتصاد این شهر هارا را واز سکنه اصلی این استان گرفته اند وبه خویشتن داده اند  ویا به این لباس شخصی های شهرهای اورمچی ویا کاشغر وغیره داده اند که از هر چند روزوقت  یکبارومغازه های خود را بسته ویا  در گیری خونین و با سکنه اصلی این شهرهای ترکستان شرقی بوجود می آورند ویامشکلات اداری واقتصادی وخانوادگی فراوان وبرای اقوام بدبخت ترک زبان اویغور ترک  فراهم می کنند ویا برای زیر دستانشان  ودر معبر انواع تقاطع های جاده ابریشم آسیایی فراهم می کنند   وآنهم در وسط خاک آسیا که میلیونها ترک زبان قاره آسیا را عصبانی خواهد کرد   ویا سرکوب وبرای سکنه بدبختش ودروسط  جغرافیای مرکزی اتصال جاده های تجاری ویا  پنج قاره جهان ونهایت بی عقلی آنهاست ویا نهایت  فقدان تعقل سران دولت چین ویا دانشگاههای دولتی آن است ویابی مغزی  مطبوعات  چین را نشان می دهد ودر حالیکه  سابقا  هیچ کدام از  سلسله های حکومتی گذشته چین وباسکنه اویغور واین طور برخورد نکرد معبر راه ابریشم مزبور وباز بماند ولذا این گونه معامله نکردند وتا اقتصاد تجاری مردم بدبخت چین هم خراب نشده ویا با جمعیت زیاد چین واز دستشان بیرون نرود که "دولت معاصر چین" وبا آنها چنین می کند ؟ ولذا  "تز سازمان تجارت جهانی "را بهم خواهد زد واز این رو   "تز یک جاده ویک کمر بند امنیتی آسیایی شی جینگ پینگ  پا نخواهد گرفت که می خواهد وبا قوم کشی آنها و"تز سازمان اقتصادی شانگهای چین "را پیش ببرد! ویا محصولاتش راو به همه ملل جهان بفرستد ویا از طریق جاده آنها صادر بکندویا یکجانبه گرایی اقتصادی آمریکایی ها بهم بزند ویا درسرکوب ونسل کشی آنهابجوید   واز شدت جهل جغرافیایی خودش ویا دانشگاهیان دولتی وزیر نظرخودش  واین پروژه وی نخواهد گرفت ویا  به توقف کل "نظام تولیدجهان " منجر خواهد گشت!   ویا به توقف تجارت ودر میان ملل مختلف  جهان منجر خواهد شد که امروزه و در"تقسیم کار جهانی صنعتی " به یکدیکر وابستگی عمیقتر از گذشته  یافته اند ولی با این نوع از تفکرات مالخولیایی "سران سرکوبگر دولت چین" وبهیج وجه امکان ندارد وچرا که آنان ودر تفکرات اقتصاد قرون  وسطایی چین بسر می برند  ومعتقد شده اند که  هر ملت ودر تولید ملی خودش ویا در تجارت خودش نباید که خود  کفا باشد وبلکه باید وابستگی کامل به اقتصاد چین داشته باشد وتا اشتغال جمعیت انبوه چین شاغل بمانند  ویا رفاهشان فراهم بشود    ولذا در پیاده کردن این تز اقتصادی واعمال غیر عاقلانه خودشان  در سیاست خارجی وداخلی خود افراط انجام می دهند که  تولید ملی همه جوامع جهان  را بهم خواهد ریخت !ویاتجارت همه ملل جهان را وبا یکدیگر و بهم خواهد ریخت !ودر حالی که  جهانیان امروزه و به همدلی وتعقل بیشتر نیاز دارند ویا در تصمیمات اقتصادی وتجاری نیاز دارن د ویا در عدم شعار دهیهای  جاهلانه، نیاز دارند وبعلاوه سرمایه گذاریهای  شرکتهای بزرگ جهانی را هم در این کشور بزرگ بهم خواهد ریخت ومثلاسرمایه گذاری وسیعی  که  گوگل ویا ماکروسافت ویا اینتل را ودر صنایع الکترونیکی این کشور کرده بود  وآنها را  پشیمان خواهد کرد که چرا در خاک چین ریسک کرده وبدون تعقل سرمایه گذاری نموده اند؟ و یاصاحبان صنایع دیگر  پشیمان خواهند شد ؟وچرا که "مفهوم صنعتی  تولید" و تنها داشتن کارگر ارزان قیمت نمی باشد  وبلکه امکان فروش آن  هم مطرح است ! ویا گذر دادن تجاری آن از یک جاده هم لازم است  ویا فقدان مسئله آن کالا  واز خاک ملل دیگر جهان هم  لازم است   که در جغرافیای خاک خود ومذهب وفهم فرهنگی دیگر حمل ونقل می شود  ویاجزو خاک خودشان نیست  ویا جزو  سرزمین حزب کمونیست چین نیست ویا جزو سرزمین گا- گ ب ،چین نمی باشد   ولی رئیس جمهورمعاصرچین  ویا ارتش آنان ویا سازمانها ی امنیتی چین وبا تفکرات باقی مانده از دوران مائو  واین مسایل را نمی فهمند  وچرا که ارتش چین ومدیرا ن اداری اش و رهبر خودشان را ودر اقتصاد دورن چین ویادر فهم اقتصاد  بقیه ملل جهان وتنها با تفکرات خام ویا ناپخته یک "فوق دیپلم کتابداری" چین اداره می کنندکه چیزی در مورد اقتصاد دولتی نمی دانست  ویا نظام امنیت تجارت را در یک کشور  نمی دانند که چیست ؟ ویا از نظر فهم نظامی نمی دانند که چیست؟ ویا چه وظایف قانونی بعهده آنهاست؟ ویا چه وظایفی در مورد انتشار عقاید اقتصادی  دارند ؟ویا در نشر مطبوعاتی  ودانشگاهی ویا در فهم مدرن وظایف نظامیان دارند که  به وظایف حقوقی واداری ارتشیان چین مربوط نمی شود  ولی با عضویت احمقانه اشان ودر حزب کمونیست  چین واین نوع ازآموزشهای عقیدتی را اخذ غیر عقلانی کرده ویا  جامعه پذیر شده وسپس درجه نظامی گرفته اند  که ارتش چین را وبیک ارتش قرون وسطایی جهان عقب رانده است  که اقتصاد مردم بدبخت چین رافلج بکند وهمچنان  در دوره سی وچند ساله حکومت مائو هم فلج کرد واز تفکرات اقتصاد دولتی وی تبعیت کرده وبه روستاهای عقب انده وفقر زده جهان کشاندند  واکنون هم انتظار دارند که     تفکرات عقب مانده اقتصادی خود  را وبه بقیه ملل جهان هم بقبولاند ویا 202 ملت جهان وتفکرات عاقلانه خویش را ازمفهوم اقتصاد رها کرده وبرعکس واز تفکرات اقتصادی مائو تبعیت بکنند وتا رفاه به جامعه فرانسه بیاید؟  ویارفاه به  ایران ویابه اندونزی ویا به اتریش وغیره بیاوردکه تفکرات احمقانه ای می باشد  که ارتش  چین 72 سال است که آن را یدک می کشد ولذا  رژه رفتن احمانه در برابر مائو ویا عکس او وسرکوب  واعدام مخالفان عقیدتی او وتنها تفکرات عقب مانده اقتصاد مائو راقبول دارد ویا آنها را  کریسمائئ وآسمانی کرده ولذا  کسی در چین ویا در خارج چین وحق زیر سوال بردن عقاید سیاسی ویا اقتصادی وی را ندارند والا با اعدام و حبس وشکنجه واخراج گا گ- ب ای آنان روبرو می شوند   وکاری که با صدها هزار دانشجوی دانشگاههای چین کردند ویابا  نویسندگان اهل نظر مطبوعات ویابا  دبیران باسواد دبیرستانهای چین  کردند  ومثلا آنها را واز درس دادن درمدرسه ودر  72 سال گذشته برکنار کرده وبه کار اجباری ودر مزرعه ها وادار به کار زراعت کردند که دست از عقایدش بر دارد  وترفندی که در تفکرات ارتشیان جوامع دیگر جهان وجود ندارد وبجز ازچین وروسیهکه  نهادینه شده است و می خواهندکه  به تفکرات بقیه ملل جهان نیز بقبولانند  وهمین نوع از تفکرات پوچ در باره وظایف یک فرد نظامی و عدم فرقِ  یک ارتش اید ئولوژیک وبا فرق یک " ارتش حرفه ای  را بوجود می آورد  که مردم اهم ز ترس آنان حرفه ها ویا مشاغل مفید را انتخاب نکنند وبلکه مدل اقتصاد چینی را وبه  72 سال گذشته  برگردانند ویا  احمقانه ترین تفکرات اقتصاد بشری تبدیل بکنند وعیب این شیوه تفکر نظامیان  در درون سران حزب کمونیست چین هم ودر 72 سال گذشته نیز همیشه مورد  بحث بوده  وآنرا مانع اصلی رشد اقتصادی بهینه چین  می دیدند  که بخاطر ارتش ایدئولوژیک بودن ویا ارتش خلقی بودن آنانست! ولذا معتقد بودند که اگر  معیارهای ارتش ایدئو لوژیک چین کنارگذاشته نشود ویا معیارهای ارتش حرفه ای را یاد نگیرند ویا فهم فرهنگی آنرا و در حفظ وحدت اقتصادی شهرهای یک جامعه را یاد نگیرند اقتصاد چین دچار مشکل می شود ویااگر به فرهنگ نظامی حرفه ای  فرهنگ پذیر ویا جامعه پذیر نشوند واقتصاد مردم انبوه چین  ویافقر ومحرومیت  چینی ها  حل نخواهد شد! وبعلاوه به وحدت اقتصادی وهمکاری اقتصادی با ملل همجوارهم منجر نشده  ویا با بقیه ملل قاره ها نیز  نایل نخواهند آمد ولی هر وقت که بحث این نوع از  عیوب  ارتش  بمیان می آمد ویا عیب سیستم سیاسی ونظامی چین ودر بحث های درون حزبی سران چین مطرح می گشت  ومی خواستند  که به میان بقیه افراد جامعه هم بکشانند  وفورا با تصفیه آن افراد بحث کننده حزب کمونیست چین  روبرومی شد ویا اعضای ارتش چین ویا اعضای دولت ومدیران شهرها تصفیه می شدند وهمین امر ،مدیریت دیوانسالاری واداری ویا نظامی ویا تجاری وبرنامه ریزی منطقه های شرکتهای معاصر چین را به قرون وسطی عقب می راند  ولی چینی ها ودر ادعای تمدن معاصر چینی خودگزافه گو هستند و به ملل دیگر جهان  ودر مورد جمهوریت نظام خود دروغ می گویند ونام این نوع از سیستم سیاسی آنان و" خاقانیسم قرون وسطاِیی " است  واز طریق مطبوعات  چاپلوس ودستمال بدست خود ویا چاپلوس صفت خود " وارونه نشان داده شده و"دموکراسی مردمی" نامیده شده ویا  "اقتصاد دولتی  " واقتصاد مدرن " و"اقتصاد فقر زدایی کننده  طبقاتی" جار زده می شود  ویا سازماندهی ارتش آن کشور نیز نظامیان برتر نامیده می شوند  که این نوع از تئوریهای اقتصادی سران دولت سابق خود را  وبه زور تفنگ وبه یک میلیارد وسیصد میلیون انسان محتاج تحمیل می کنند  وآنان که به لقمه ای نان احتیاج دارند  واگر هم قبول نکنند باید از گرسنگی بمیرند ویااگر در پذیرش آن شیوه مدیریت شهری  واداری وفنی حکام گمارده شده بر شهرهای معاصرچین ،شک کنند  ویا چون وچرا بکنند ویا عیب جزیی به آن سیستم اداری چین بشمارندوفوراسر وکار آنان با اوردوگاههای کار اجباری خواهد بود  ونحوه سازماندهی اداری ویا شرکتی ویادانشگاهی تمدن معاصر چین  وچنین پدیده ای می باشد ویا براساس چنین تئوری اقتصادی وفرهنگی وازشیوه  "معیشت بشری"نهاده شده است  ویا " شیوه معاش مفید اقتصادی"  را نمی پذیرد  ویا" نهاد سازیهای اداری " 72 ساله گذشته را کنار نمی نهد   وبلکه وبرای   همه بشریت هم وبعنوان سوغات پیشرفته فرهنگ وتمدن چین عرضه میشودوعده ای هم به آن " ایده سازیها" (به، به) ویا ( چه، چه )می گویند!     ولذا منطق واستدلال ویا دانشگاه وآموزش  ویا مدرسه رفتن ودر جامعه معاصر چین بی معنامی باشد !وتئوری احمقانه ای که "نهالش " واز طریق طرز "اندیشه روسها" وارد تمدن آسیایی ها شد ولی کاشت وآبیاری ویا بزرگ کردنش و برای بشریت وتوسط "مدیران تمدن سازچینی " انجام می گیرد که امروزه معلم وآموزگار بشر شده اند  که انواع نظامهای اداری ویا نظامی ومدیریت شهری وخانودگی وصنعتی 5 میلیارد " بشر آسیایی " خود را از آنان بگیرند ودر جوامع خودشان  هم اشاعه بدهند!  وکسی هم نمی تواند که از آنها  بپرسد که " این مدل اداری وشرکت های خود را وازکجا آورده اید؟!که در دروس دانشگاهی وعلوم مدیریت اداری 200 ساله اخیر  بشری وجود ندارد؟ و چرا فکر می کنید که مائو پیشرفته تر از کنفسیوس اندیشه می کرد  که چنین نهادهای عظیم اداری ونظامی را وبرای سکنه کثیر چینی ها نساخته بود  ولی مائو  توانست ؟ ویا در کدام یک از دروس تحصیلات فوق دیپلم کتابداری مائو  وجود داشت  که "روش برخورد بهینهو با اقوام گوناگون  جهان وچنین باید باشد، که اکنون ،ارتش معاصر چین وبه آن رهنمود هایش  عمل می نمایند ؟ ویا به چه دلیل فلسسفی  وبه رهنمودها فوق بشری او عمل می کنند  ومثلا دبیر برخی از دبیرستانها چین راو از شغل  تدریس نهی کرده وبه شغل زراعت در روستا هابفرستند ؟ ویااین "مد ل اجتماعی "ساخته شده  چین معاصرو در کدامیک از تمدنهای گذشته ویا جدید بشری وجود داردکه چینی ها رواج می دهند ؟وحداقل یک مورد را وبعنوان مثال وبجزاز خود  چین معاصر وبرای ما بشمارند!  ویا چرا چهار تانک جنگی چینی را راو به سراغ یک دانشجوی چینی وتنهامی فرستند که عکس وتصورآن صحنه  ودر میدان تیان مین پکن هنوز  وجود دارد؟ودانشجویی که حاضر بود که به زیر هر چهار تانک برود ولی حداقل استدلالش را ودرمورد عیوب دانشگاههای پکن به نظامیان بگویدویا به چه دلیل عقلانیت سیاسی انتخاب رئیس جمهور وبه روش انقلاب فرانسه را در چین کنار گذاشته اند ومدل دیکتاتوری را "دموکراسی چینی" نشان می دهند ؟  ورای دادن به رئیس جمهور راودر پای صندوق رای راو " دموکراسی غربی فاسد  "نامیده ولی انتخاب رئیس جمهور چین وبه روش حزبی را رواج می دهند  که مبتنی بر انتخاب آگاهانه وتعقل آمیز  افراد چینی نمی باشد  وبلکه تنها شرطش ورود به حزب کمونیست  وجامعه پذیری وحرف شنوی تام ودر برابردستورات مافوق حزبی خودشان است ودر ازای "رانت اداری "گرفتن می باشد  و بعلاوه اینکهبا عضویت حزبی مزبور و حق پیشنهاد دادن اداری ویا حتی اقتصادی ویا منطقه ای را هم ندارند ویادر ازای همان   مزایای پنهانی  وپرسش تعقلی را  واز خود دور کرده اند؟   ویاموکول کرد ن تمامیت آن پیشنهادها ویا نقدها ویا قضاوتهای منصفانه  وبه کسی که قبلابه او  وبعنوان رئیسش  نگاه می کند ،ویا محرمانه برایش  تعیین کرده اندویا حضور یافتن در جلو دور بین ودروغ  گفتن به بقیه ودرمورد  تصمیمات اداری وشرکتی مافوقان حزبی خودشان  می باشد  ویوسف افتخاری که مدتی فریب این قبیل از افراد را  خورده بود وجزو کمونیست های ایران شده بود وبهمین لحاظ  هم ودهها سال ودر میان انواع کشورهای کمونیست آسیایی زندگی کرده بود  وهمه تجربه های خودش را   ویا خاطراتش را ودرمورد انواع سازمانهای اداری بلوک شرق جمع بندی کرده ویادر مورد وضع کلانتریها ویا دانشگاهها ویا محافل مطبوعاتی وروشنفکری ونظامی این نوع از جوامع آسیایی کمونیستی جمع بندی کرده ودر یک جمله خلاصه کرده است  وآنرا در کتاب خاطراتش نوشته است ودر این باره می گوید که : من در طول سی  الی 40 سال زندگی ام ودر میان آنهاو فقط یک چیز را در میان انها دیدم وآن هم مفهوم  " حزب پاداش ایسم " است که به آن خووخصلت عادت فرهنگی کرده اندوحزب کمونست در میان آنان نیست   وبهمین دلیل است که چین هم  مفهوم سیاسی  ریاست جمهوری ویا حزب ویاطبقه کارگر ویاانقلاب ویا انقلاب فرهنگی را وازگونه کرده واصلا  نمی شناسند که چه پدیده ای می باشند؟  وبعلاوه این نوع از مفاهیم ویا توجه به آن مفاهیم نیز و در تمدن چند هزار ساله قدیمی چینی ها هم قبلا نبوده  ویادر طول 72 سال گذشته هم نبوده  وهنوز هم نمی دانند   وفقط "لباس نوین فرانسوی پوشاندن "وبه نهادهای قرون وسطایی تمدن چینی ها می باشد که به خورد نویسندگان جوامع دیگر داده اند  ویا مطبوعات احمق چینی هاویا چاپخانه هایش انجام داده اند  که می خواهند   به افراد تحصیل کرده جوامع دیگربقبولانند که باسوادتر از بقیه می باشند   ومتاسفاتا بحال هم  از بی خبری این نوع از جوامع از وضع داخلی وعدم درزاطلاعات  واخبارکشور  خود وبه کشورهای دیگرجهان   وضربه به کشورهای دیگر هم زده اند که  کمترین کتابهای جهان  را در مورد چین نوشته شده اند فقط با مادوکیف چینی آشنا می شوند    ولذا تابحال  قالب های بشری را خراب  کرده اند  وبعلاوه این  معضل بی خبری هم امروزه بیشتر  شده  است وعلتش  آنست که اکثر مردم آسیا وتمدن ویانظام اداری ویافرهنگ معاصر چین را وفقط از روی مداد چینی خود می شناسند ویا از گزارشگری خام  یک خبرنگار جوان وجویای کارمی شناسد که نمیداندکشور چین کجاست ؟  ویااز  سخن گفتن یک حاجی بازاری "وراج وپرحرف " در تلویزیون می شناسد که از وادارت ویاصادراتش به "چین "داد سخن می دهند  ولذا از این راه ها  "ذهنیت فرهنگی اقوام متمدن تر  آ سیا را هم  خراب می کنند ویا نظام فرهنگی خانواده های ایرانی را بهم می زنند!! ویا الگو گیر ی از نظام اداری احمقانه چین معاصر رارواج داده ویا  بر "معیوب سازی نظام اداری ایرانیان" هم توصیه می کنند وبدون آنکه در این گونه از "وراجی های رسانه ای  خود" کتاب ویامقاله ویاگزارش مستند هم بخوانند ویا از فرهنگ گذشته ویا جدید چین وروس مطلع باشند  وسپس صحبت بکنند  که با اقوام دیگر آسیایی وچگونه رفتار کرده اند؟ویا چگونه ودر تخریب فرهنگ آسیایی ها می کوشندویا در وراجی های خود وبه  مطالب افراد صاحب نظری ومثل ابن بطوطه ویا مارکوپلوتوجه بکنند که مدتها در این کشور بودند ویا به نظرات یوسف افتخاری ویانویسنده های مورخ باسوادی نظیر مولف کتاب ظفر نامه یزدی ویا نویسنده عالم آرای نادری توجه کنند  ویا به گزارش مایا وانگ وپژوهشگر حقوق بشر ودرامور  چین سازمان ملل  توجه بکنند وبدانند  که چین قدیمی چه بوده؟ ویا اکنون ودر قرن 21 هم وتمدن چه چیزی ازآب  بیرون آمده است ؟ویا چه فرقی باایام  سابق کرده است ؟ ومثلا منظورچینی ها را  واز تانک بردن بر روی دانشجویان دانشگاهای پکن وشانگهای وشهرهای دیگر را بفمند؟  که به جوامع دیگر همسرایت می دهند وتا  چنین رفتارهایی راو با قشر دانشجویان  بکنند وفرضا رئیس دانشگاه تهران هم ویاریاست  صنعتی شریف هم و با دانشجویان این دانشگاه وچنین معامله ای را بکنند ؟ ویا پرسنل سازمان برنامه ایران هم ودر برخورد با عمران وتوسعه منطقه ای استانهای ایران  ونظیر رفتار مسئولان برنامه ریزی منطقه ای استان  سین کیانک چین عمل بکنند؟ ودر آن صورت نتیجه بهتر می گیرند ؟  وبهمین دلیل  می باشد که  این جانب   وبرای عبرت گرفتن این نوع از "وراجان تلویزیونی " جوامع مختلف وبخشی از گزارش مایا وانگ وبه سازمان عفو بین الملل راودر موردفرهنگ چینی ها را   ذکرمی کنم که درمورد ابتذال جاسوسی چینی هاست که در مورد  خانواده های اویغوری بدبخت وزیر دستان  اداری ترکستان شرقی چین خود انجام می دهند  ویا چه کارهایی ودر قرن 21ا ودر مورد آنان انجام می دهند؟ که شبیه فرهنگ جاسوسی آنان در 8 قرن قبل  می باشد  که ابن بطوطه ودر کتابش  واز آنها ذکر کرده است ویا مارکوپلو که به شهرهای خاقان قدیمی چین رفته بود ونظیر همین نوع از جاسوسی فرزند از پدر ویا یک خویشاوند واز خویشاوند دیگررا ذکر می کند  ویا سایر ابتذالهای خانودگی را که دیده است ومثلا در سفرنامه مارکوپلوه وبه نظام فرهنگی ابتذال خانواده های چینی ودر شهرهای "ایالت تانگوت" و "شهرکامول" چینی وغیره اشاره می کند  که در صفحات 60 الی 69 سفرنامه اش آورده است  ودر حالیکه ماها تصور  می کنیم که افراد بی فرهنگ آسیا فقط مغولها می باشند  ولی مغولهای آن دوران هم وبا این قبیل از امور مخالف بودند ونمی خواستند که مسایل مزبور وجزو فرهنگ قبیله آی آنان بشود!  وبه همین دلیل مارکوپلو  ذکر می کند که : منگوقاآن  مغول هم با این قبیل از رفتار های چینی ها مخالف بود.  ومتاسفانه همان مغولان وامروزه در زیر دست حکومت پکن افتاده اند که تعدادی از آنان در شهر پکن زندگی میکنند وتعدادی دیگرهم و در شهرهای شمالی تر پکن که استان مغولستان چین می باشد وبرخی نیز تحت کنترل روسها  ومغولستان خارجی آسیارا تشکیل می دهند ومتاسفانه تحت "سیستم امنیتی "این دو کشور ونمی توانندکه  به  فرهنگ آفرینی چینها اعتراض بکنند   ولی آن رفتارها را ودر فرهنگ خانوادگی وقبیله ای  خود  زشت می شماردند که در گزارش مارکوپلو آمده است ، ولی چینی های معاصر واز برکت رواج مداد چینی خود ویاشیکی  موبایل هواوی چینی خود واین نوع از فرهنگ قبیله ای قرون وسطایی خود را هم "جهانی سازی" می کنند وبه فرزندان اقوام دیگر آسیایی هم "سرایت فرهنگی" می دهندکه چطور با موبایل های هواوی دوربین دار خود چکار ها که نکنند ؟ ویا  چطور از روابط جنسی محرمانه پدر ومادر خود هم " جاسوسی جنسی " بکنند ودر شبکه های اجتماعی  نوین بگذارن د وتا از این راه پول کفش وکیف چینی خود را در بیاورند   وبلایی است که مایا وانگ فکر می کند که حقوق بشر وفقط در میان اقوام اویغور زیر پا گذاشته می شود که به محتوا ی گزارش او در مورد نقض حقوق اویغور ها  اشاره دارد  وتوجه ندارد که چینی ها وبا بی فرهنگی خود ،و"حقوق بشر"جوامع دیگر راهم زیر پا گذاشته اند  که باعث بهم خوردن اغلب زناشویی های جوامع دیگر می شوند! ویا در ساخت وساز احمقانه این نوع از موبایل های دوربین دارخود و به  فرهنگ جوامع مسلمان ومسیحی  هم ضربه زده اند ویا بدلیل بی سوادی عمیق خود توجه ندارند که قران وحداقل  در 15ایه سوره نسا ء( یعنی سوره زن ) ویا سوره طلاق وغیره خود وفرهنگ حقوقی نظام ازدواج حد اقل 53 کشور مسلمان  آسیایی ویا آفریقایی راتعیین وترسیم کرده است  ویا در توافق حقوقی دفترخانه ازدواج رسمی  تعیین کرده است که رعایت نظام حقوقی طرفین را بکنند ویا افراد کنترل کننده جامعه هم به ان توجه کنند  وهمین طور غیر از معیارهای دین اسلام و فرهنگ مسحیت اروپایی هم وخریدوفروش دوربینهای هواوی چین را منع شرعی  می کند ویا در انجیل  ونظیر قران منع شده است  ولی در فرهنگ چین وروس که معتقدند ایدئدلوژی تشکیل دولت ویا ارتش اشان وباید از نظام الحادی از نشات بگیرد ولذا رعایت فرهنگ قران ویا انجیل ویا اوستا وحتی  دین هندی و دالایی لاما هم لازم نیست ویا  ارزش ندارد وزیرا به نظر مائو چینی وقدرت دولتشان وتنها از لوله تفنگ بیرون می آید واحمقانه تر از عنصر فرهنگی ساخت وساز موبایل های "هواوی چینی" مزبور  وواژه" ارتش  خلقی چین " است وبخاطر آنکه همه سران ارتش آنها درجه کیلویی گرفته اند وسواد وفهم درک نظامی آنر ا ندارند که فرق "ارتش حرفه ای"و " ارتش ایدئولوژیک  وخلقی" را بفهمند که ساخت وساز اولی برای حفظ وحدت جغرافیایی یک کشورمی باشد  ویا جهت جمع کردن مذاهب گوناگون یک کشوروزیر ستادنظامی مرکزی یک ارتش است  که میل به جدایی آنان از هم کم بشود ویا با تدبیر حل بشود د ویا انواع  طرزفکرهای گوناگون بتوانند که در یک کشور ودر کنار هم زندگی بکنند ویا  سکنه استانای مختلف المذهب ومختلف الاقوام یک کشور هم  ودر درون یک جغرافیای واحد یک کشور"حفظ مدبرانه" بشوند   ولذا حرفه ای ماندن وبی طرف ماندن "ساختار ارتش" واز تنشهای  مذاهب آن جامعه ویااز  فرقه های گوناگون آن کشور واین نوع وحدت اقوام کشور مزبور را  حفظ بکند  وبرعکس " معنای ارتش خلقی چین "آنست که مبنای تشکیل ارتش چین  ویا درجه گرفتن آنان واساس دیگری داشته باشد  ویا  دفاع جانانه از "مرام ایدئولوژی الحادی فرقه کمونیزم" آن کشورباشد  ویا بضرر مذاهب واقوام مختلف العقیده ان کشورباشد   ویاسرکوب هر فرد ویا هر جمع باشد  که حکومت آن ایدئولوژی را وبر دوایر سیاسی واقتصادی کشور چین رااستدلالی  نمی پذیرد ولذا همین نوع از عنوان تابلوهای  پادگانهایشان وآنها را به درگیری با  7 الی 8 اید ئولوژی ومذاهب گوناگون داخل کشور چین خواهد کشاند ودر خارج کشور هم با اید ئولوژی اسلام حنفی چندین کشور همسایه اش در گیری فرقه ای خواهد شد  وزیرا  مذاهب آسمانی ومذهب کنونی چینهای راوطبق متون قران و "روش الحادی" می بیند   وجهاد با آنرا واجب  شرعی برای خود ویا خویشاوندانش دانسته که در کوهستانهای  ودره های عمیق آسیای مرکزی  ویا سه مرزکوهستانی چین ودر دست پیروان اسلام حنفی ویا لامائیسم است  ودره های جنب پاسگاهای نظامی مرزی چین ودر  دست آنهاست وانشعابات تمامی جاده های راه ابریشم شهرهای آسیائی از کوهستانهای بلند مزبور وادره های عمیق ویا صحرای مخوف تکله ماکان  وصحرای گبی وتساید ام  آنها می گذرد وبعلاوه  کوههای بلندپامیرتاجیکستان که انرا بام دنیا می خوانند ویا کوهستانهای بلندبا قله های 7500متری تیان شان قرقیزستان وترکستان شرقی  ویا کوههای بلند قراقروم کشمیرمسلمان حنفی پاکستان ویا کوههای بلندودره  هندو کش طالبان افغانستان ویا کوههای مرتفع التون شان وکونلون ترکستان شرقی ودر دست این اقوام مسلمان حنفی کوهستان نشین است که همه جاده های مسیر جاده ابریشم ملل اروپایی به آسیا ویا به   تجارتخانه های اتحادیه شانگهای  ویا کامیونهای تجارت جهانی اشان مجبورند که از کوهستانها ودره های بلندترین قله های پنج قاره جهان است ویا دهکده های این اقوام مخالف باچین وبا  ایدئولوژی لا مائیسممبارز  ودر استانهای تبت ویا نپال وبوتان وبا ارتفاعات همالیا وقله اورست 8848 متری اش ودر دستان  آنان می باشد   واز دهلیز این کوهستانهاست که  کالای اروپایی باید  به شهر شانگهای  چین ویاب شهر  شانتون ویا پکن وهنگ گنگ برود و تا 3/1میلیارد کارگر چینی شاغل بشوند؟ ود رحالیکه وبعد از پیدایش "تز خصوصی سازی"  ویا "تجارت با ملل مختلف جهان " و هنوز دولت الحادی چین ویا پلیس سیاسی چین  وهنوز عقایدش را در مورد کشتار این نوع از  مرز نشینان کثیر وکوهستانی خودو عوض نکرده است ویا هنوزو بعد از سال1980 م واقدام به قوم کشی این اقوام مسلمان وخویشاوند با یکدگر می کندتا با کشتار انها وجاده های ابریشم مزبور را واز دست آنها بگیردویا اقتصاد پولشویانه خود را وبا کمک پوتین و به کشورهای اروپایی ویا  به شهرهای دیگر آسیایی وصل بکند ودر حالی که خویشاوندان قومی آنان  ودر کوهستان هستند  ویا همگی  از دین حنفی مسلمان تبعیت می کنند  ویا همگی  در مرزهای نزدیک بهم وهمجوارکوهستانهای چند  کشورافراطی همسایه زندگی می کنندونظیر لشکر طیبه   کشمیر پاکستان ویا طالبان افغانستان ویا اویغور ترکستان شرقی ویا افراطی های حنفی مذهب پامیر تاجیکستان ویا قرقیز های افراطی وحنفی مذهب وضد روسی  هستند که در دره های تیان شان قیرقیرستان می باشند و 150 سال است که    با روسها می جنگند  ویا بخاطر اشغال سرزمین آنها می جنگندویا افراطی های تبت که در دره های کوه اورست همالیا قرار دارن د که چسبیده به کوهستانهای پنج قوم مسلمان جنگجوی خویشاوند وهمخون وهمجوار می باشند  وفدائیان لامائیسم تبت نیز  با پلیس سیاسی چین بشدت مخالف می باشند  ومعتقدند  که چین وبعد از جنگ جهانی دوم وکشور آنان را اشغال کرده اند  وبخشی از جاده مسیر تجارت ابریشم چینیی ها وبه دول جنوبی اسیا و ازمعبر  اراضی افراطی های تبت ودر اسیای مرکزی می گذزد ولذا کار احمقانه ارتش چین ودر قوم کشی افراد کناره های جاده ابریشم  وبرانگیختن عناد قومی آنان می باشد که از تجزیه وتحلیل بی مغزانه آن دست برنمی دارند  وبعلاوه این اقوام مخالف چین هم  ودر کشورهای متفرق قرار دارند  ولذا باید با نسل کشی کامل آنان تجارت جهانی خود را پیش ببردکه ممکن نمی باشد   ولذا  جنایت کردن توام با قساوت آنان ودر 31 سال گذشته هم و کم کم اثرات خود رانشان می دهد  ویا در نابود کردن تجارت جهانی آنان واز طریق جاده های کوهستانی جاده ابریشم آسیایی نشان می دهد ککه وزیران تجارت جهانی وبی خبر از جغرافیای جاده ابریشموچیزی در مورد آن نمی پرسند  ویا وزیران امور خارجه وبی خبر از جغرافیای سیاسی آسیا واز معضل آفرینی آن غافلند ویا  در جلسات میوه وشیرینی و با خبری ودر اتحادیه شانگهای جمع می شوند  ونمی دانند که کلیه جاده های ابریشم آسیابه بحران کشانده می شود  ویا با سیاست احمقانه پلیس چینی بسته می شود وکشورهای مختلف  جهان وبرای تجارت چند جانبه گرایانه خود وفقط باید کالای خود را وبا هواپیما واز بالای کوههای 7500الی 8500متری اورست ویا تیان شان ویا پامیر وقراقروم وهندوکش وبه خاک چسن بفرستند  ازویا از سوماتری  اندونزی وتایلند  به اروپا ببرند ویاکالای آلمانی  وبلژیکی واز راه پل هوایی  به شانگهای چین برود و عیب بزرگ جاده ابریشم آسیا  آنست که  از وسط از دره های عمیق این کوهستانهای بزرگ می گذرد که در پنج قاره جهان نظیر ندارد و به درد تجارت جهانی  نمی خورد ویاجهت  حرکت کالایی کامیونها ودردره های  آن نمی خورد که وزرای خارجه جهان و برای باز ماندنش و به ملاقاتهای همدیگر می روند وبلکه برای تجارت جهانی آینده می بایست که  پیشرفته تر فکر می کردند وقبل از تاسیس اتحادیه شانگهای واوراسیای خود  وبه فکر جاده کشی هوایی می افتادند ویا به تاسیس "هوا بری تجاری "می پرداختند  وچراکه جاده ابریشم وبدرد تجارت 800 سال قبل می خورد که عصر شتر وقاطر بود که وزرای راه وترابری 200 کشور جهان به آن نیاندیشیده اندویا بدون اندیشه می خواهند که تجارت جهانی چند جانبه گرایانه خود را و بایکدیگر واز طریق این کوهستانهای بلند آسیا،براه اندازندکه با کشتار قومی توام با زرنگی ارتش چین  می باشد که از اقوام بدبخت این گونه کوهستانهای بلند آسیا بعمل می اورد  تا جاده مزبور باز بماند  یا به" جاده جهانی سازی "کالاهای چینی خود برساند و به اروپا وروسیه وخاور میانه واروپای شرقی  جنس بفرستد ولی بدلیل بیسوادی  روسای اقتصاد شانگهای  ونسبت به مفهوم "جاده تجاری" ودیگر بدرد تجارت مابین دول اسیا  ها نمی خورد که بخاطر آن جادهو بسیاری از اقوام بدبخت آن واز سوی ارتش چین قتل عام بشوند وبعلاوه دوستان مذاکره کننده با آنان هم ودر اقتصاد شانگهای  هم وبه دولت چین نمی گویند که اول این جاده آسیایی ها را وبا اعمال بی مغزانه ارتش خود ناامن نسازید  وسپس با ماها قرار داد شانگهای را ببندید  و هنوز اقتصادجوامع ما  از شر ویروس کرونای شما ها نجات نیافته است  که غایله کوهستانهای چین را می آفریند  ویا ادامه می دهید  ولطفا برای تجارت ماها وبا شهر شانگهای چین واول یک پل هوایی تجاری بکشید  وسپس  به ماها زنگ بزنید ومتاسفانه ارتش چین وبا بیسوادی بیش از انداه خود وبا کشتن سکنه بدبخت این ناحیه که قوم وخویش فراوان  ودر کوهستانها و دره های آن دارند  و چنان کینه وعداوت  عمیقی ودر دل قبایل مرزهای کوهستانی  خود آفریده است  که به این زودی ها حل نخواهد شد  ویا از دل آنان بیرون نخواهد رفت که تجارت با ملل مختلف جهان واز طریق مرزهای جنوب غربی چین وبرای ملتی فراهم باشد وهمچنین مرزهای شمال غربی چین هم وبدیلیل کینه اقوام مغولستان ودور بود ن از معبر های اصلی وبیهوده زئوگرافیکی اش و به درد تجارت جهانی نمی خورد وحتی اگر بخواهد که با همدستی پوتین هم وبقیه شهرهای آنا نرا هم بمباران بکنند وباز اقوام مزبور کوهستان نشین کامل خواهند شد  وشهر ها ی نیمه ویران خود را رها کرده ودر شکاف کوهستانهای بلند آسیا زندگی خواهند کرد  که از دوران آباء واجدادی خود ودر آنها زندگی می کردند وبزرگترین حماقت ارتش چین ودر آنست  که بعد از جنگ دوم جهانی واداره این مرزهای شمال غربی  وغربی ویاجنوبی کوهستانی بلند آسیا راو با بیمغزی خود به عهده خود  گرفتند ویا در سال 1949 م ویا در پایان جنگ جهانی واز ارتش متفین قبول کردندکه از اداره آن عاجزند   که به دلیل آنکه طولانی ترین کردن جغرافای خود و مرزهای سه گوشه چین خود را کوهستانی کردند  ویا پاسگاههای نظامی وقوای ارتش چین خود درشکاف  دره های خطرناک این مرز طولانی  کوهستانی چین وبا انبوه جمعیت جویای کار خود خود پر کردند که شغل نظامی می خواستند    و همسایه با سکنه دهات این مرزهای طولانی وکوهستانی وبلند اسیا شدند که همگی از دوقوم متضاد حنفی مسلمان  ویا لامائسیم هستند که از قدیم با چینی ها دشمن بودند ویا ازاقوام کوهستانهای تبت ونپال  وبوتان  هستند که مرزهای خطرناک کوهستانهای همالیایی چین بوده ودر مرز های جنوب غربی چین قرار ودر کنار پاسگهاهای نظامی مرزی چین مزبور هم سکنه دهات مرزی قرار داند ولی  با فتوای دالایی  لاما که چین را استعمار گر جدید می داند  ومشکل برای خود افریدند  ونظیر مسلمانان حنفی وبا نظامیان پاسگاههای مرزی  چین دشمن خونی هستند وچین تقصیر دشمنی آنها وباخودوبه   دولت هندوستان نسبت می دهد  کهتنها  مزرکوچکی ودر بالای بنگلادش باکشور  چین دارد ولی چین بخاطرمذهب  دالایی لاما ضربه خواهد خود که سال به سال طرفداران بیشتر می یابد  ونمی بایست که  درسال 1949م وخاک تبت را از متفین تحویل می گرفت ویا بارها انها را در شهر لهاسا وغیره کشتار می کرد ویا با مذهب هندوهمسایه می شد که پیروان زیاد در آسیا دارد وبعلاوه  امتدادمرزهای همالیایی مزبور وبطرف جنوب شرقی اسیا هم  چین ومقدار بسیار ندک مرزی  ودر  در ناحیه جنگلی جنوبی خود وبا سه کشور میانمار ویا لائوس وویتنام داردکه تا حدودی پاسگاههای نظامی امن وکم درد سرو برای چین می باشند ولی برخی اختلافها هم با دول مزبور دارد   وتنها مرزهای دریایی شرق چین می باشد که  مرزهای نیمه امن هستند که انرژی زیادی از ارتش چین هم می کاهند ومثلا  14بندرتجاری  مهم منطقه آزاد شرق چین ودرناحیه  مرزهای ساحلی چین می باشند که جمهیت چین در این نواحی استقرار دارد  ومثلا دربندرهای سواحل دریای زرد چین ویا دریای چین جنوبی قرار دارند ویانیروی دریایی چین راهم و به چالش عمیق می کشانند ودر این مرزهای دریایی چین هم  هم نیروی دریایی چین با قوای مسلح ژاپن وکره جنوبی وارتش تایوان درگیری دارد و بعلاوه مقدار زیادی اختلاف هم ودر مرز دریایی خود وبا سکنه هنگ گنگ  وماکائو  ودولت فلیپین وگاهی هم با ویتنام دارد  وتنها مرزآرام چین ودر چهار طرف خاکش وناحیه کوچکی می باشد  با روسیه همسایه خاکی شده است  که بخاطر رفاقت  ایدئولوژیکی آن دو  کمتر اختلاف دارند ولی خطرناکترین مرزهای چین ومرزهای کوهستانی وطولانی اش با آسیای مرکزی مسلمان نشین می باشد  که همگی در چند کشور مزبور واقوام مسلمان حنفی مذهب کوهستانی هستند که اغلب دهکده های کوهستانی دارند  ولذا اداره پاسگاهای نظامی مرزهای چهارگانه چین وانرژی زیادی واز ارتش چین می برد ویا تعقل وتدابیر استراتژیک عمیق می طلبد  که ارتش چین وبه  دلیل بی سوادی  عمیق خود قادر به اداره چنین  مرزهای طولانی خود نمی باشد   وکشتارشان ودر ناحیه جاده ابریشم که اساس اشتغال سکنه کثیر چین می باشد و نشانه اشتباهات عمیق نظامی آنان است ولقمه بزرگی می باشد  که از گلوی چین پائین نخواهد رفت وبهمین دلیل بود که از 2550سالقبل که  تمدن چین  بوجود امد  هیچ کدام ار امپراطوران سابق سلسله های حکومتی چین واین قدر بی مغزی نکرده بودند  که اداره این همه پاسگاههای نظامی وکثیر کوهستانی ناحیه غربی چین راو به عهده ارتشهای خود بگذارند   ولذا همیشه مرزی ناحیه غربی خود ودر آنطرف شرق ریگزارهای تکله ماکان ویا صحرای گبی مغولستان  ویا صحرای تساید ام قرار  داده بودند که مساحت ریگزارهای مزبور ویاکم جمعیت مزبور  که نصف خاک کنونی چین  را تشکیل می دهد وبرای دفاع نظامی اشان مفید تر از الان بود   که دهکده هاویا شهرهای اندکی  و در آن چند صحرا بو د ودر ان سوی ریگزارهای سه گانه و اقوام چینی نژاد زندگی می کردند وبه این طرف نمی آمدند وتا در گیری با سکنه کوهستانهای بلند منطقه مسلمان نشین آسیای مرکزی پیدا بکنند ویا با اقوام شمالی کوهای هیمالیا در گیری بیابند  ویا مقدار زیادی پاسگاه نظامی خطرناک ودر دره های خطرناک وسط آسیا بزنند وهزینه زیاد برای نگداری انها براقوام جهانی تحمیل کنند وجاده تجارت ابریشم چین وفقط  جاده کوچک شرق صحرای تکله ماکان وصحرای گبی وتساید ام می گذشت  ودر مرزهای شمالی خود با اقوام مغولستان وبجای پاسگاه نظامی خود وفقط دیوار بزرگ چین را کشیده بودند ولی از بی عقلی مائو بود که دانش نظامی نداشت وصرفا یک فوق دیپلم کتابداری داشت که در سال 1949م  وبدون اندیشه وتدبیر سیستم اداره مالی وجانی ونظامی این همه پاسگاه نظامی خطرناک کوهستانی  راو به عهده ارتش خلقی چین گذاشت کههمگی  کیلویی درجه نظامی گرفته بودند  وصرفا حوزه ریگزارهای مزبور  راو بخاطر قدرت طلبی های بیش از اندازه خود گرفتند  وپیروان بی مغز بعدی اشان  هم فکر می کنندکه  با تخریب چند شهر غرب تکله ماکان  واویغور نشین ومی توانند که کوهستانهای خطرناک وسط آسیا را اداره بکنند ویا در این راه واز بیعقلی های پوتین کمک بگیرند ویا با کمگ همدیگر دهلیزواخان وسط دوکشور پاکستان وافغانستان راداره بکنند  که به شهر کاشغر ها وصل می باشد  ویا جهت سلطه برتجارت شهرهای آسیایی ودر ست خود نگه دارند ولذا برای نگهداری دهلیز واخان هم با ارتش طالبان وافراطی های پاکستان وتاجیکستان درگیر شده اند ونیزتجارت سکنه اسیایی ها راهم  را بعد از کرونا وبه خطر انداخته اند  ولذا ارتش چین هم     ووضعی بهتر از ارتش شوروی ودر خاک افغانستان نخواهند  داشت وبویژه با فروپاشی شوروی وتحولات سیاسی وفرهنگی جوامع آسیای مرکزی واین امرو در31 سال بعد  تشدید تر خواهد شد وبویژه آنکه با فروپاشی دهها حزب کمونست اروپای شرقی وآسیای مرکزی باعث تعقل سران ارتش آنان در "ساختار بندی مجددوجهت گیری عاقلانه ارتش اشان  هم نشد شد ویا  منافع اعضای حزب کمونیست  کشورشان ومانع تحولات ارتش این کشور می شود ویاآنان را به در گیری حتمی وبا سکنه استانهای مختلف چین می کشاند وهمچنین سوء استفاده از واژ ه ریاست جمهوری ویا واژه حزب وواژه طبقه کارگر ویا انقلاب فرهنگی  که در فرهنگ سیاسی جوامع دیگر معنی دیگر میدهد ولی در فرهنگ چینی هاو معنای متضادش را بوجود آورده است  است وآنها را به درگیری گروههای آزادیخواه درون چین  می کشاند ویا به در گیری قلمی وبا نویسندگان خرج کشورشان خواهد کشاند که مخالف تسلط فرهنگ قرون وسطایی چین وبر سکنه قاره آسیا می باشند  ونمی بایست که وسعت فرهنگشان راوخارج از مرزهای جغرافیایی خودشان وسعت می دادند  وبا ادعاهای پوچ خواهانه جهانی سازی فرهنگ چین همراه می کردند  که امروزه با ادعاهای   پوچ مزبور  زندگی ورفاه بقیه اقوام آسیا را هم به خطر انداخته اند وبهمین دلیل می گویم که  که "مدل های اداره خانواده هاِ ی چینی  وبدرد جوامع دیگر نمی خورد که از آن "اسوه فرهنگی "بگیرند ویا به درد "اداره شهر های دیگر آسیایی" هم  نمی خورد ویا به درد  اداره صندوق های رای جوامع دیگر آسیایی  هم نمی خورد ویابه درد  "اداره توسعه استانها ی جوامع دیگر" هم نمی خورد که از مدل فرهنگی چینی ها  تبعیت بکنند وصرفا توسط "وراجان جوان خبر نگارگونه" تعریف وتمجید میشود   که در دست هرکدامشان نیزیک موبایل هواوی چینی می باشد  ویاموبایل  " شیائو چینی خبرنگارانه" وجود دارد  وبه جهانی سازی ویا آسیایی سازی فرهنگ چین معاصرکمک می کنندولی تحصیل کنندگان  واقعی قاره آسیا و به "کارکردعلمی  یک فرهنگ "ودرروند  تخریب زندگی یک جامعه توجه دارند ویادر  بهبود زندگی مردم آسیا توجه دارند   ولذا مجبور خواهند شدکه  تحقیقات بیشتری را ودر مورد تاثیرات سوء فرهنگ معاصر چینی وبر تخریب نظام اداری ایرانیان  ویا درتخریب زندگی آنان بپردازند ویا بدلیل اشاعه فرهنگ چینی معاصر و بیشتر تحقیق بکنند واز این رو  برای این نوع از "وراجی کنندگان رسانه ای  نوجوان " ومتن برخی از گزارش مایا وانگ  را وازمیزان  تمدن چینی ها ذکر می کنم که در اینترنت گذاشته است  ویا تحت عنوان" در سین گیانگ چین وبرمسلمانان چه می گذرد" می باشد  ومایا وانگ می نویسد:

ودر چین ، مقام‌های ایالتی سین‌کیانگ  واز مردم روستای مسلمان نشین خواستند تا برای مراسم برافراشتن هفته وار پرچم ملی چین جمع شوند.و روز بعد، پلیس چین و یک زن کهن سال مسلمان را شدیدأ زخمی ساخت و از وی خواست  که دیگر چادر بر سر نکند.و پلیس همچنان نسخه‌های قرآن کریم و وسایل مسجد را نیز ضبط کردند

ویامدت‌هاست که مقام‌های چینی ویک سلسه تعزیرات فراگیر راو بر آداب و رسوم مذهبی صلح‌آمیز مردم این ایالت  وضع کرده اند که از سال2016 به بعد تشدید شده است

ویا در این ایالت، حتی اطفال حق ندارند که در خانه‌های شان ودر مورد دین و مذهب آموزش ببینند.

ومحدودیت‌های مذهبی حکومت چین و در حال حاضر بسیار سختگیرانه است.و دولت چین وهرگونه هرنوع عمل اسلامی در این ایالت را ممنوع کرده است.و در کنار آن، داشتن یک عضو خانواده ودر یک کشور خارجی که پکن آن را در فهرست رسمی ۲۶ کشور "حساس" وعمدتأ مسلمان و از جمله افغانستان، قرار داده، ومی‌تواند که  به بازجویی این خانواده‌ها منجربشود

نقض گستردۀ حقوق بشر در چین که انواع روش‌های سرکوب گرایانه را به همراه دارد، بی سابقه است

ودولت چین و در حدود یک میلیون جاسوس راو در ایالت سین‌کیانگ گماشته است تا از فعالیت‌های مردم وحتی در داخل خانه‌های شان جاسوسی نمایند.و در این ایالت حتی همسایه از همسایه جاسوسی می‌کند و دولت نیز کدهای مخصوصی راو بر خانه‌های مردم نصب کرده تا فعالیت‌ها و رفت وآمد های  آنان را زیر نظر بگیرد

ودولت چین حتی روند بایومتریک مردم مشمول دی ان ای و نمونۀ برداری از صدای آنان - را روی دست گرفته و این عمل حتی بر اطفال، بدون رضایت خود و خانواده‌های شان در حال عملی شدن است

مقام‌های چینی حتی پرسش‌نامه‌هایی را ترتیب نموده‌اند تا از فعالیت‌های روزمرۀ مردم آمار جمع‌آوری می نمایند.و

ودر این پرسش‌نامه‌ها وپرسش‌های مختلفی گنجانیده شده است و. مثلا آیا سیگار دود می‌کنید؟ آیا شراب می‌نوشید؟ آیا در خانه مقدار زیادی از غذا انبار کرده‌اید؟ وآیا در خانه وسایل ورزشی دارید؟و تابفهمند که آیا عقاید اسلامی دارد ویا نه ؟

وآکن افزود: که  «آمارهای موثق نشان می‌دهند که در حدود یک میلیون نفرو در کمپ‌های سیاسی دولت چین وبدون مجوز قانونی نگهداری می‌شوند و در آنجا، دولت چین وبه آنان آموزش‌هایی مبنی بر حمایت از حزب کمونست چین می‌دهد.ویا  در خارج از این اردوگاه‌ها، ومردم مجبور می‌شوند تا در جلسات سیاسی نیز حضور یابند. ومردم ناگزیر ند که برای سفر از یک قریه به قریه دیگر،و چندبار در مسیر راه خود و از سوی پلیس بازجویی شوند ویا  از پلیس اجازه بگیرند وتا به جای دیگری سفر بنمایند

ودر این مناطق، دولت چین حق دسترسی مردم به پاسپورت را نیز محدود ساخته است و مردم حق ندارند تا با جهان خارج ویا با یکی از اعضای خانواده شان ودر بیرون از کشور ارتباط داشته باشند و این سیاست حتی بر اطفال نیز تطبیق می‌شود.و در بعضی از  موارد، دولت چین به دستگیری اطفال می‌پردازد و آنان را بازجویی می‌کند.و دیده شده است که در بعضی از مناطق، اطفال آنعده از کسانی که در" اردوگاه‌های سیاسی "قراردارند وبه یتیم خانه‌های دولتی انتقال داده شده‌اند و دولت به آنان و آموزش‌های دلخواه خود را می‌دهد.

وچین یکی از سرمایه گذاران بزرگ در افغانستان است.و این کشور از افغانستان خواسته وتا از ورود مسلمانان ایغورها  واز طریق "دهلیز واخان "به ایالت سین‌کیانگ، با چین همکاری کند.و چین، از این طریق می‌خواهدکه بر مرزهای خود و حتی بیرون از مرزهای خود تسلط داشته باشد.

دولت افغانستان نباید با توسل به زور، مسلمانان اویغور و مسلمانان ترک تبار را به کشور چین تحویل بدهد

ولی  واین نوع ازگزارش وانگ ویا گزارشهای دیگر افراد صاحب نظر ویامورخ وچهره فرهنگی وتمدنی چین را نشان می دهدوبعلاوه ادعای دروغشان ودر مورد متعلق بودن  تاریخی استان سین کیانگ وبه جغرافیای قدیمی چین را نشان می دهد که اسناد تاریخی مختلف وبر خلاف آنرا نشان  می دهند وهرچند که  ادعا های دروغشان ودر مورد "واژه های "انقلاب فرهنگی ویا طبقه کارگر وغیره  ممکن است  که به مذاق جوانان  امروزین چینی ها  خوش بیاید  !ولی چونکه  به  فریب پنج میلیارد سکنه آسیا هم میپردازد وخارج از چالش نویسنگی جوامع دیگر نخواهد نخواهد شدوزیرا   الگوهای اداری وسیاسی ویا دانشگاهی ویا نظامی جوامع دیگر را خراب می کندکه نمی خواهنداز الگوهای های قرون وسطایی نظام اداری چینی ها تبعیت بکنند ویا "الگوگیری فرهنگی "بکنند ویا "مدل سازی اداری" ویا اخذ"الگوی خانوادگی "آنانرا بکنند و مثلا چند میلیاردسکنه قاره آسیاوعقل وشعورشان راکنار نخواهند گذاشت  که از فرهنگ قدیمی ومتمدنانه ویا جوانمردانه پدران خودتبعیت نکنند  ویا فرهنگ  شهرهای غیر چینی آسیا یی را کنار بگذارند  وبرعکس الگوی تشکیل خانواده ویا الگوی امرار معاش خانواده های خودرا واز فرهنگ چین معاصر اخذ بکنند که به متلاشی شدن خانواده آنها منجر می شود  وبه همین دلیل هم  کمپانی های بزرگ جهان واشتباه کرده اند که کارخانه های موبایل سازی ویا مداد سازی خود را وبه چین برده اند  وتصور می کنندکه  85  قوم بزرگ آسیایی هم ناچارخواهند شد که "الگوی تشکیل خانوادگی خود" را  واز الگوی چینی اخذ فرهنگی بکنند  وحاشاکه چنین کاری را بکنند وبدانند که  مردم قاره آسیا وبه چنین خفتی تن نخواهند داد  وبهمین دلیل صاحبان این نوع از شرکتهای بزرگ جهانی وباید دقت بکنند که فرهنگ وتمدن بشری در قاره آفریقا تکوین نیافتهاست  ویا در آمریکای لاتین ویا در تمدن 200 ساله قاره استرالیا شکل نگرفته است  ویا حتی در تمدن 300 ساله  امریکای شمالی ویا در تمدن 700 ساله اروپا  هم شکل نگرفته است  وبلکه "مادر تمدن همه قاره های جهان" وتنها تمدن قاره آسیاست که چند هزار ساله قدمت دارد  وبعلاوه افراد سایر قاره ها و ازسکنه این "قاره مادرجهان " هم وتمدن اولیه خود را یاد گرفته اند وبعلاوه درپیشینه  فرهنگ آفرینی قاره آسیاهم و" اقوام چینی ها نیز  " کمترین نقش را داشتند وبدلیل آنکه کارکردهای فرهنگی تمدنشان  وبدرد رفاه زندگی اقوام دیگر آسیایی  نمی خورد وبهمین دلیل هم ودر  طول 5000 سال تمدن بشری واقوام مختلف  آسیایی ومعیارهای اداری وسیاسی واقتصادی تمدن چینی ها نپذ یرفته بودند ونمی شود گفت که آنرا نمی شناختند واحتمالا بعداز این تاریخ هم نخواهند پذیرفت وزیرا به "درد سر آفرینی هایش" نمی خورد ویابه دردسرهای  آن فرهنگ چینی وبرای زندگی بهینه خودواقف اند  وبعلاوه دروغگویی آنان ودر طول این 72 سال ونسبت به واژه های  تقلبی طبقه کار گر ویا انقلاب فرهنگی ویا حزب  وریاست جمهوری ضد مردمی بودن فرهنگ انان را نشان می دهد  ویا   ماهیت دروغگویانه فرهنگ چینی را علنی کرده است و زمانی هم که جوامع دیگر وحدود 70 و80 کشور کمونیستی وبه اشتباه سیاسی خود در پی بردند وساختارهای  سیاسی اروپای شرقی ویاآسیای مرکزی خود را عوض کردند ولی فرهنگ چینی و بخاطر ماهیت ارتجاعی وقرون وسطایی خودو همچنان به مرام ایدئولوژیکی نهادهای قرون وسطایی خود وفا دار مانده است  وبرعکس از بقیه جوامع اروپای شرقی ویا آسیایی می خواهد که به ساختار سیاسی  وپلیسی 72 سال قبل آنان  برگردند واز این طریق همه نویسندگان جهان را به مسخره گرفته است    ولذا سرمایه گذاری شرکت های بزرگ جهان ودر خاک اسیا شکست خواهد خورد  ویا با روشنگری های اجتماعی جوامع مختلف واحتمالا اشاعه فرهنگی اش شکست خواهد خورد !واین کمپانی های بزرگ جهان خواهند بودکه ریسک کرده اند ولی هنوز هم نمی خواهند که عبرت بگیرند که فرهنگ چینی ه قابل "جهانی سازی "نمی باشد واستقرار آنهاو در خاک چین وبه بهانه زیاد بودن جمعیت کارگری اش وبه معنی تحمیل نهادهای سیاسی ارتجاعی اش بر بقیه جوامع صاحب فرهنگ می باشد ومردم آسیایی ها فرهنگ جوانمردانه مغولها وتیموریان  را بهتر از فرهنگ ناجونمردانه روسها ویا چینی ها می دانند که در دوره تسلط یابی صد ساله خودو میلیونهانویسندویا اهل قلم آسیا رابه قتل رسانده ویا اخراج اداری کردند  ویا از کشورشان آواره نمودند ولی اسناد تاریخی نشان می دهد که برخلاف نسبت بی فرهنگی که به قوم مغولهانسبت  داده می شود  وآنها معنی فرهنگ ویا تمدن را بهتر از قوم روسها وچینی ها درک می کردندولذا در گشودن انواع شهرها  ویا ایالت ها امپراطوری گسترده خود وافراد صاحب حرفه ویا متفکر ویا کاتب اداری را واز بقیه افراد  تفکیک می کردند وبه دربارهای خود می بردندواداره امور دیوانها ی اداری ویا شهر سازی ویا کتابت  خود را وبه آنها می دادند ودر اداره اقتصادی واداری شهرها وروستا ها وکارگاهها ی تحت مالکیت خود ویا جهت اداره نظام شغلی طبقه ضعیف جامعه وفقط نظرات کاتب های باسواد متعلق به خود همان  قوم را بکار می بردند  ویا در مورد مسایل اداری وفقط خانهای بزر گ مغول وتنها  نظرات کاتب های متعلق به آن قوم را میشنیدند  وبهنظرات  هیچ کدام از نظامیا ن خشن وخونریز شان در آن مورد  اجازه سخن گفتن نمی دادند  وفقط در مورد مسایل نظامی دخالت می دادندواسنادتاریخی  حکومت 300 ساله مغولها وتیموریان وبر قاره آسیا  و انبوه از چنین روش های عاقلانه اداره قاره آسیاست ولی در اسنا دتاریخی دوران حکومت دارودسته مائو ویا استالین وفقط نظامیان بی مغز این دوکشور وحق اظهار نظر داشتند  وبقیه نویسندگان ویا دانشگاهیان ویا دانشجویان ومتفکران  جامعه  باید خفقان می گرفتند  والا توسط اینوع از نظامیان پرونده ساز  امنیتی وبرای آنان مسئله درست  میشد ویا بعنوان مخالفت با "انقلا ب قلابی "آنان اعدام می شدند ومدیران این نوع ازکمپانی های بزرگ گوگل ویا ماکروسافت واینتل وغیره توجه بکنند که در ساخت وساز سیاسی جدید قاره اسیا وبعد از فروکشی کروناوسرنوشت امنیتی شرکت های خود را بدست نظامیان بی مغز این دو کشور ندهند واز نظامیان معقول کشورهای دیگر آسیا استفاده بکنندوزیرا نویسندگان ودانشگاهیان قاره آسیا وجرم نکرده اند که در این قاره بزرگ جهان وبه دنیا آمده اند که بخاطر صنعتی سازی این قاره بزرگ وجان ومالشان وقربانی بی مغزهایی نظامیان این دوکشور بشوند که نظامیان بی مغز مائو وتنگ شیائو پینگ تانکهای جنگی خود را وبه سوی دانشجویان دانشگاه پکن وشانگهای برانند ویا نظامیان بی مغز روس همو تانکهای خود راهم و بطرف دانشجویان دانشگاههای چکسلواکی ویا مجارستان برانند  وبا این شیوه تفکر از وظایف نظامی گری که دارند ویا به بقیه هم یاد می دهند و بهیج وجه امکان صنعتی شدن قاره آسیاوجود ندارد ویا امکان رونق تجارت ودر آن جغرافیا  وجود ندارد 

"اقوام ترک اویغور آسیا "  و قربانی تجارت جهانی چین  (بخش دوم )  - دکتر محمد خالقی مقدم

"اقوام ترک اویغور آسیا "

و قربانی تجارت جهانی چین

(بخش دوم )

از : دکتر محمد خالقی مقدم

_مردم شناس اقوام آسیایی

وامروزه ارتش چین وبخاطر تجارت کردن مردمش وبا ملل دیگر آسیایی وکاری با "ترکان اویغور" می کنند که  مغولها با آنها  نکرده بودند  ویابعد از تسلیم اولیه اشان ودر برابر ارتش مغول در امان ماندندویا به نقل مارکوپلو ودر همه امور تجاری وزراعی ودینی ورتق وفتق منطقه ای خود ودر 800 سال قبل وآزادی عمل کامل داشتند که تاریخ گواه آن می باشد ولی در قرن 21 مدیران گمارده شده دولت چین برمنطقه آنان وقومیت آنان وبه نابودی نژادی آنان منجر می شوند  وبویژه بعد  از پدیده خصوصی سازی ویا رواج مفهوم جاده ابریشم جدید وبه مصیبت افتاده اند زیرا فرستادن موبایل چینی ویاروسری چینی وبه مغاره های ملل مختلف آسیا  وبصورت تهاتری ویا حذف ارز ودلار ویااز طریق جاده خاک آسیا  ویا قطارجاده ابریشم ویا طرح حذف 14 شهر بندری منطقه آزادساحلی شرق چین از نظام تجارت جهانی  ویاباطرح اقتصاد شانگهایی چین  وحدود 22 میلیون سکنه استان ترکستان شرقی به خطر افتاده اند و چرا که شعاردور زدن تحریمهای مردمش ودر 28 شهروروستاهای  اویغور نشین ویا1005 دهستان ترکستان شرقی واین بزرگترین استان چین را بیک استان پلیسی تمام عیار تبدیل  کرده است کهکه از سال 1916 به بعد هم تشدید شده است وچرا که  سکنه اش که از هر ده که به ده دیگرخود می روند   و بارها توسط پلیس بازرسی میشوند ویا کوچاندن افراطی های چینی راو به شهرهای آنان را تشدید کرده است ویا ایجاد درگیری میان دونژادچینی وترک اویغور زیاد شده  وسپس کشتار ترکان اویغوری که از سالهای قبل شروع شده بود وامروزه تشدید می شود وزیرا حذف قومی ترکان اویغور وبعد از تز گورباچف که به حذف مزرعه های اشتراکی وخصوصی سازی سرمایه ها منجر می شد وبا مقاومت اویغور ها روبرو شد ونتیجتا به کوچاندن چینی های افراطی وبه منطقه مزبور پرداختند که از سال 1980 الی 1990 به بعد شدت یافت ونتیجتا  صد ها درگیری ودر این مدت بوجود آورد  ومخصوصا از سال  1916م به بعدودر این استان ترک نشین چین بوجود آورده وافزایش یافته است که  بزرگترین استان چین می باشد وامروزه  دچار انواع مشکلات هستند وهمچنین   امروزه استان سین گیانگ دچار تغییر نژادی می شود  که از 72 سال قبل وبنام "ترکستان شرقی "ویاگاهی "کشور ختن" نامیده می شد وبعد از آنکه ارتش متفین  وبعد از جنگ جهانی دوم واز ترکستان بزرگ تفکیک کرد وبه چین داد ونام انرااستانسین کیانگ گذاشتندکه 66/1میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد و17 در صد خاک چین را چین را تشکیا می دهد  ونیز سعی کردند که نامهای ترکی شهر های مزبور را عوض کرده ونام چینی بر انها بگذارند    وامروزه  28 شهر ترک نشین اویغور در منطق می باشد که مخلوط نژادی مخالف همدیگر می گردند که از شهرهای ترکستان شرقی می باشند ودر نواحی مختلف  صحرای مخوف "تکله ماکان" هستند  ویا در 28 شهر ترکستان ودهاتش زندگی می کنند که استان بزرگ  چین می باشد ویک ششم خاک چین را دارد ولی فقط 22میلیون انسان را می تواندکه  تغذیه بکند وزیرا بیشترین بخش آن وصحرای تکله ماکان می باشد  که به نقل مارکوپولو واز شهر "لوپ "مسلمان نشین ترکها وتا شهر" شانچو" چینی نشین  ها ویک ماه مسافرت کاروان رو بود و بعد از آن نیز صحرای گبی مغولستان می باشد  که تا پکن ادامه داردکه بدست انگلیسی ها  افتاده بود وبعد از جنگ دوم جهانی ومتفیقن مغولستان را به دوقسمت کردند وقسمت شمالی آنرا  به مرکزیت "شهراولان باتور" وبه ارتش روس دادند وقسمت جنوبی آنر اکه مغولستان داخلی بود وبه ارتش چین دادندکه راه آهن حمل کالاهای چینی به ملل آسیایی هم واز مرز ان دو ناحیه می "زرد ویا جادهاسفالته  تجاری ابریشم آنان وبه میان ملل جهان واز جنب مرزهای دو مغولستان داخلی وخارجی  می گزرد وتا شهر "هامی "وارومچی مرکز ترکستان شرقی ادامه دارد  واز نزدیکی کاشغر وشهر"یارکند"اویغور نشین  ویا در کناره دره های عمیق سه شاخه رودخانه تاریم ترکستان شرقی که از کوههای بسیار بلند قرا قوروم همالیای کشمیرنشات می گیرد  ویااز  دره های عمیق کوهستان پامیرتاجیکستان  ویا در کناره کوهستان ساری کولی تاجیکستان است  وسپس جاده ابریشم کامیونهای تجاری چین  وبعد از گذشتن از ناحیه کاشغر ویارکند  اویغور نشین وارد دهلیز دره های خطر ناک  رودخانه های عمیق هندوکش   افغانستان وپامیر تاجیکستان میشود  وجاده کشی جدید ابریشم چینی ها وتا شهر فیض آبادافغانستان ادامه دارد وخطر ناک ترین جاده جهان نامیده میشود که عمق وخطرناکی اش  وچند برابر جاده هراز ویاکوههای پرتونل لرستان می باشد   ودولت چین ،اخیرآ پولی به ارتش پاکستان داده ویا به دولت مرکزی افغانستان داده که این دهلیز خطرناک اویغور نشین را وبه خلیج فارس ویادریای عمان وکشورهای عربی باز نگهدارند واز فیض آباد جنب کوههای هندوکش آن سوی مرزشمال شرقی افغانستان وتامرز ایران و گمرک دوغارون تایباد تربت جام استان خراسان ایران وغیره هم ویک جاده خطر ناک دیگری وجود دارد   کهاز ناحیه کوهستانهای شمالی افغانستان  می گذرد  وهر چند  در اطراف جاده کامیون رو مزبور وبرخی شهر های شمالی افغانستان وشیعه نشین بوده ویاشهر های  توام باجماعت اهل تسنن افغانستان  هستند  که جمعا سکنه مناطق شمالی افغانستان وبه 8 میلیون نفرشیعه می رسد ولی سکنه اهل تسنن افغانستان بیشتر بوده و با طالبان همکاری می کنند وتعداد  آنان وحدود 40 میلیون نفر در افغانستان می باشند  وجاده ابریشم افغانستان همکوهستانی بوده واز فیض آباد افغانستان شروع شده ویا شهرهای طالقان و قندوز وخلم ومزار شریف وشپورغان ومیمنه وبالامرغاب وقلعه نو  وهرات می باشد  وبهمرز گمرک دوغارون  تربت جام ایران منتهی می شود  وبعلاوه کوههای آن سوی دهلیز هندوکش ودر اطراف این جاده ابریشم چین جدید ودر جنب کوههای همالیایی کشمیر پاکستان ویا قرا قوروم آن که شاخه ای از همالیا می باشد  وبه چندین هزارمتر می رسدومقداری زآن طرفترش هم ودر جنوب  شهر لهاسای تبت چین وبنام "قله اورست" همالیاست وبه اریفاع 8848 مترمی باشد وارتفاع کوههای ناحیه سوم آن سوی دره مزبور وجاده ابریشم  مزبور وجزوکوهستانهای کشور تاجیکستان محسوب می شود  وبنام "کوههای پامیر"  است ویاکوه  "بام دنیا" نامیده می شود وبعلاوه در قسمتی از دهلیز دره خطرناک مزبورهم  و"کوههای  هندو کش "افغانستان نامیده میشود که بلند ترین کوه افغانستان است ودر دست طالبان است ودرپشت همه این کوههای بلند چهار گانه شهر بدبخت کاشغر اویغور نشین قرار گرفته است  که اکنون مدتی است که  بدست چینی ها  افتاده است واز پشت این کوههای بلند می خواهد  که با کشور های مختلف دنیا تجارت جهانی وهمراه با دور زدن تحریم داشته باشد ویا دیگران همبه وی کمک بکنند  وبه باز ماندن جاده تجارت وی کمک شایان بکنند !که از راه دریایی وتجارت خود را انجام ندهد!    ووقتی در تلویزیون گفته می شود "جاده ابریشم جدید" وکسی نمی فهمد که معنی اش چیست ؟  وروس ها ودر دوره تسلط 150 ساله خود وبر 6 کشور آسیای مرکزی وبویژه در دوره کمونیزم  وغیره و معبر قدیمی جاده ابریشم را وبه سه جاده نیمه خطرناک ابریشم دیگر اضافه می کند وهمه را وصل استان سین گیانگ می کند تا از جمعیت بزرگ این کشور بهره کشی بکندوجاده کشان روسی هم ان سه جاده خطر ناک را  به دوشهر کاشغر وارومچی اویغور نشین نیز کشیدندومصیبت سکنه انرا افزودند  که کاشغرمزبور وشهر هایش  قربانی این چهار شاخه جاده ابریشم شده اند  ولذا چینی ها خانه های سکنه یک سوم شهر را خراب کرده وبه نژاد چینی های کوچ داده خود داده اند ند ویکی از شاخه های آنها وجاده سرخس ترکمستان  است که مدت 150 سال در دست روسهاست وسپس به ترمذ اوزبکستان می رود واز دره های  کم عمق تر پامیر تاجیکستان می گذرد وسپس  وارد کاشمر اویغور نشین می شود وپایتخت تاجیکستان  را هم روسها ساخته اند ویا در دوره حزب کمونیست مزبور روسها ودر محل دوشنبه بازار قومی آنها ساخته بودند ومدتی آنر ا "شهر استالین آباد" می نامیدند  وبعدا واز ترس آبروریزی خود وآنرا شهردوشنبه تاجیکستان نامیدند و ودیگری جاده مسکو بیشکک  است ویا پایتخت قیر قیزستان میباشد که مسکو را به تجارت پکن وصل بکند واز دره های عمیق قرقیزستان می گذرد که روسها واز 150 سال قبل که بر قرقیزستان تسلط یافته اندوپادگان روسی خود را در بیشکک زدند ودر دوره حزب کمونیست این جاده بیشکک وکاشغر را کشیدند  واز طریق جاده کشی وسط کوههای تیان شان  می گذرد که دوقله آن ودر خاک قیر قیزستان وبه ارتفاع 7750 متر می رسد وباز به شهر اویغور نشین کاشغر وصل میشود واز طریق بیشکک ومسکو واروپای شرقی جاده ابریشم پکن وبه اروپای شرقی وصل کرده بودند و جاده چهارمی را نیزو به شهر ارومچی اویغور نشین ترکستان شرقی را باز روسهاکشیده بودندوبه ایستگاه قطار وانبار تجاری پکن وصل می شود  که مهندسان روسی واز نقطه وسطی میان دومثلث مغولستان خارجی وزاویه خاک قزاقستان گذرانیده اند که تسخیرش کرده بودند وتا راه آهن مسکو وبه پکن را ویا جاده ترانزیت خود را واز آن نقطه تقاطع گونه  چهار کشوربگذرانند وراه آهن خودشان وارد ترکستان شرقی اویغور نشین بکنند  وتا از طریق ایستگاه قطار اورمچی اویغور نشین وبه انبارتجاری  ایستگاههای محمولات تجاری پکن ویا شانگهای  وصل کنند ویابه  گاراژتریلی های چین وصل بکنند   وترکستان اویغور نشین قربانی این چهار شعبه جاده تجارت جدید ابریشم شده اند  که درسالهای گذشته و چندین در گیری خونین ودر شهراورومچی براه انداخته ویا در شهرهای دیگرترک نشین   وقوع یافته ودر ان جریانات وتعداد زیادی از افراداویغور  زخمی ویا قربانی شده اند ویا مسئولان سازمان برنامه چین وشهر های  آنان را  وبه منطقه توسعه نیافته تبدیل کرده اند وتا شهرهای دیگر جهان واز جاده های آنان وبه مغازه های خودشان  جنس چینی ببرند  و مثلا از انبار اجناس چین وتا مغازه های کیف وکفش فروشی شهر قزوین ویا تبریزو حداقل ده هزار کیلومتر راه جاده تجاری  است ویا راه آهن جاده ابریشم می باشد  که گاهی ارتش چین ویا با ارتش همدست اش روس وخون دهها مغول را ریخته اند که دهکده های مغول نشین صحرای گبی انها ودر میسر قطار ویا جاده پکن وارومچی است  ویادر مسیر دهکده های ایغور نشین ترک صحرای تکله مکان است  و یادر مسی  دهکده های دالایی لاما نشین های صحرای تساید ام تبت چین  می باشد وسربازان چینی خون آنها را  به زمین می ریزندتا جنس خود راو به بلاد دیگر جهان ببرند  که سکنه بدبخت سه صحرای بزرگ وسط آسیا می باشند  وقبل از سال  1949 م وجزوخاک چین نبودند وتنها ارتش متفین وبعد از جنگ جهانی دوم وبه مائو رهبر چین دادند که وسعت اراضی خودش را دو برابربکند ویا مرزهای سه ناحیه شمالی وغربی وجنوب  غربی خودش را به کوهستانهای بلند قاره آسیا وصل کند  وامن تر گردد که عین قلعه محکم اطراف چین  باشدوتا  از سه ناحیه مرزی حفظ بشود  ویابا مرزهای 70 و80 کشور آسیایی هم مرزبشود  ویاجمعیت کثیر خود راو بصورت ارتش خلقی استخدام کرده ودر پاسگاههای نظامی وتجاری شکافهای این کوهستانهای بلند آسیا پخش بکند  که بلندی آنها ودر پنج قاره جهان وجود ندارد ویا  با کمک ارتش خلقی روسیه وهم ایدئولوژیکی خودش و  خون  6 الی 7 قوم دهکده های  کوهستانهای قیرقیزنشین حنفی  را بریزد  ویا قوم تاجیک حنفی مذهب را بریزد ویا قوم کشمیری حنفی مذهب را بریزد ویا خون 40 میلیون افغانی حنفی مذهب را وبه زمین بریزدو تا جاده تجاری مزبور به سایر کشورها باز بماند ویا قوم ازبک وترکمن ها وقزاق ها ی حنفی مذهب رانیز وبه خاطر کمک به آنان  مضمحل کند که با آنان همراهی می کردند که پایتخت این پنج کشور را نیز روسها ساخته بودند  ویا گاهی پایتخت قزاقستان را  از آلماتی به شهر آستانه ببرد که امنیتش بیشتر بگردد که امتداد راههای چهار گانه تجاری اشان وبه شهر کاشغر ویاارومچی  اویغور نشین وصل می شود  وبعلاوه ارتش مزبور وبعد از جنگ جهانی ودهکده های پشت کوه همالیا وچند شهرکوچک نزدیک کاشغر را  وصحرای اطراف انراوبام استان تبت وبه چین دادند که از مذهب لامائسیم  وبا مقاومت شدید رهبران مذهبی آنها روبرو شد ولی می خواستند که چین دهکده های آنان را ودر پشت ارتفاعات  مزبوررا کنترل کرده وبعلاوه راه تجارت هندوستان را واز معبر های دو جانب همالیاوبه شهر های آسیای مرکزی راببندد وبعلاوه دولت چین تثبیت شود که در جنگ جهانی دوم وسر تاسر خاکش وبه تصرف  جمعیت قلیل ژابن در آمده بود  وبا این "سیاست نظامی "مزبور ومدتی حکومت لرزان مائو وبمدت 37 سال تثبیت شد   ولی چینی ها کاری کرده بودند  که با تئوری اقتصادی من در آوردی مائو واقتصادشان نابود شده بود ویا مردمش فقیرشده بودند وروستاهایش ویرانه گشته ویابا بقیه کشورهای آسیا تجارت ودادوستد نداشت ولی در دوره اصلاحات تنگ شیائو پینگ در چین و وگورباچف در روس و نخست شرکتهای غربی راگول زدند که در کشور آنان سرمایه گذاری بکنند ویا کارخانه های خود را به آن کشور پر کارگر ببرند وتا عصر خصوصی سازی آغاز شود  ویا تاسیس  14 منطه آزاد کنار دودریای مرزهای شرقی خود را تضمین کردند  ویابعهده گرفتند که تجارتخانه های  بندرهای کنار دریای زرد ویا دریای چین جنوبی خود رابصورت شرکت های بین المللی خصوصی سازی در آورند که خارجی ها در آن بنادر شرق چین سرمایه گذاری خارجی بکنند وجوانان بیکار چین را شاغل بکنند ویا تعهد خارجی دادند که    فقط از کانال  14 بندر شانگهای ویا شهر شانتون و یا هنگ وکنگ وماکائو وغیره تجارت کنند که اکنون انکار می کنند ویا فقط  بادلار امریکایی ها  و یا کشتی های بزرگ دریایی امریکایی ها تجارت انجام بدهند  ویا با روش بانکداری الکترونیکی انجام بدهند ولی بعد از آنکه اموال شرکتهای آنان را بالا کشیدند  واین بار منکر" تاسیس منطقه آزاد" گشتند  ویا معامله با "دلار" را منکر شده اند  ویا این بار تجارت جاده  خاکی ابریشم آسیارا جستجو می کنند   ویابامعامله بدون کاربرد دلار وبروش تهاتری را شعار خود قرار داده اند  ویا باروش  دور زدن تحریمها را خواهانند  ویا آنکه سرمایه گذاری خارجی ها وغربی ها راو در 14 بندرمهم شرقی   خودراانکار می کنند و مجبورند که در جاده های کوهستانی مزبور وبا دهها قوم آسیایی درگیر بشوند که دهکده هایشان در مسیر وکنار قطار راه آهن  ویا جاده کامیونهای آنهاست ویا در جنب راههای طولانی تجارت ابریشم آنانست  وآنهم در جاده های کوهستانی خطرناک وبا سکنه پر از مذهبهای مخالف که جهانی سازی تجارتشان وبه سرانجام نخواهد رسید  وآنهم با کاشتن مدیران ویا نظامیان خشن وبرشهرهای مزبور همراه است ویا برسازمان برنامه اش  حاکم است که  تفکر اداری آنان  ودر عصر ماقبل تاریخ می باشد  وسکنه این مناطق را واز هیچ گونه حقونی مدنی برخوردار نمی کنند  ویا   کشتاری از مردم تسلیم شده اویغور های  سین کیانگ می کنند که مغولها وبا قوای جنگی مقابله کننده با خود  نکردند که برخی تاریخ نویسان مغولها راوآنها  وحشی می نامند  ولی تفکرات اقتصادی ویااداری مائو را  تفکرات قرن 25  بشری جار می زنند که پیشرفته تر از قرن تفکرات اروپائیان می باشد ولذا اروپا چهار قرن طول می کشد که به پای آنها برسد  ویا به فرهنگ جهانی پیشرفته  چین برسد ومطبوعات بلومبرگ ویا نیوز ویک ویا غیره هم و به این نوع از مهمل نویسی های خود می پردازند ورشد تمدن بشری راو بااین مهمل بافیهای خود ویاازاقتصادپیشرفته چین وبه لجنکشیده اند!

 وباید گفت که چینی ها وبعد از سالهای 1980م که تز اقتصاد اشتراکی ترکستان شرقی راکنار گذاشتند ویاعصر خصوصی سازی راآغاز کردندوامروزه چینی هاودر صدد تجارت با ملل دیگر جهان بر آمده اند ویا از طریق چهار شعبه جاده ابریشم کاشغر وارومچی بر آمده اند   ولی  برای  این جهانی سازی تجارت خود وبه "تغییر بافت قومی "ترکستان شرقی  کرده اند ولذا اقوام افراطی نژاد چینی هان ویانژاد هویی ویا نژاد دائور ویا مانجو را واز شهرهای دیگر چین وبه شهر های مزبور کوچانیده اند  وگاهی70 در صد کاشغر را ویران کرده وبه آنها داده اند وهمچنین سکنه ترک اویغور را آواره کوهستانهای بلند اطراف کرده اند  ویا از سال 1990م الی 2016 م وصدها در گیری در این منطقه بوجود آوردهاند  ومثلا در درگیری تیرماه 1388 شمسی 184حدود  نفر در شهر ارومچی زخمی شدند  ویا در سال 2009 که گروه زیادی از آنان اعتراض کردند وحدود 1600 نفر زخمی شدند ویا 197 نفر کشته شدند ویا در درگیری سال 2013 میلادی 27 نفر زخمی و10 نفرکشته شدند ولذا چین همه جا دوربین نصب کرده ویک میلیون بر جاسوسان این منطقه افزوده است  ویا در راه روستاها وخیلی  ها را بازرسی می کنند وِاز سال 2017م وصدها هزار اویغور را وبه "اوردوگاه کار اجباری" فرستاده اند  وبعلاوه  اقوام هان" چینی وبیشترین در گیری ها را بوجود می آورند   که  تشویق می شوند  ویا مزایا می گیرند  که منافع جزیی کسب وکار سکنه بدبخت ومسلمان شهرهای ارومچی را خراب کنند ویامنافع سکنه  تورفان ویا کاشغر را بهم بریزند ویا مقدار زیادی از خانه های سکنه کاشغر را خراب کرده وخود در آن ناحیه وشهرمزبور و خانه بسازند! ورفتاری که بودایی های قدیمی چینی وقبل از تشکیل حزب کمونست چین وبا اقوام دیگر آسیا انجام نمی دادندکه اسناد تاریخی وگویای آنست   ولی امروزه  اقوام هان وهویی چینی ویا مهاجرت داده شده وبه خاک ترکهای اویغوری ترکستان شرقی وآنرا  انجام می دهند وآنهم به عنوان "استاندار" ویا" مسئول برنامه ریز شهر ی" ویا"مدیر استخدام" ویا "کمیسر کلانتریها" ویا "مسئول سرمایه گذاری" که ایدئولوژی قومی وحزبی خود رابعمل می آورند ویا در استخدامها ویادر بیکار کردنها  ویادر  توسعه منطقه ای دادنها  ویاندادنها بکار می گیرند   ومثلا   در عقب نگهداشتنها ی منطقه ای ویااقتصادی نظراتشان را دخالت می دهند   ویابا حمایت پلیس سیاسی چین واین نوع از قوم کشی ها رواج داده میشود

 وبعلاوه   حتی تغییر نام ترکستان شرقی و بهنام  سین کیانگ  وحساسیت قومی تولید می کند  وبهمین دلیل است که  در ایران ونطیرآنان نکردند ویا نام استان کردستان ویا بلوچستان ویا ویا لرستان را عوض نکردندویا در سازمان برنامه ایران و صرفا از افراد بیغرض ومرض استفاده می شود ؟  " واین امر در مورد  استان خودمختار  "ختن وترکستان شرقی " بر عکس می باشد  ویاتغییر نام دولتی اش  هم برعکس شده است  وتا اقوام چینی  راو به عنوان مدیر ویا شهر وندان درجه یک  وبه آن شهر ها بکشانند ویا از نواحی دیگر چین آورده و به آن شهرها کوچانیده اند وهمچنین   بار ها وبا کمک ارتش چین وپلیس سیاسی چین وکشتارهای خونینی را و در شهرهای  اورومچی  وغیره براه انداخته اند ویا مقدار زیادی از سکنه ترک نژاد کاشغرویا شهرها ی دیگر را مجروح کرده اند

وامروزه استان ترکستان شرقی ودارای 28 شهر ترک نشین  است ونظیر  عنوان "ارومچی" مرکز استانش است ویا شهرهای دیگری که لفظ ترکی دارند و اسم آن شهرها چینی نبوده   وبلکه واژه های ترکی می باشندوبعلاوه مارکوپلو " ودر 750سال قبل ودر گذر از این منطقه ترکستان شرقی  وبه ترک بودنشان ،اقرار مکتوب کرده است   ویابه  مسلمان بودن آنها ودر ایالت مزبور اشاره کرده است  ویادرسفرنامه اش واز   شهرستانهای "یارکند" ویا دهاتش ویادر "ایالت  کاشغر" ویا در "چارچان " ویا درشهر  "پم "وشهر "ختن وشهر "تـورفان "و"شهر لوپ" " وغیره ترکستان بزرگ" اشاره "می کند   وهمچنین آنها امروزه شهرهای آق سو  ویا قره مول وکارامای واوجایو وشیهزر وتومسوق  وشهر آرال  وتایچینگ  وقارقان  وونسو وکورلا  وزایار وبای چنگ و قارلیغ  وووشی وتوتیان را دارند ودهستانهای آنان که از سه شعبه رودخانه تاریم است از کوههای قراقوروم کشمیر ویا پامیر نشات گرفته وبه درون "صحرای تکله مکان" می ریزدو تعدای دهات تر ک نشین داشته ویا در منطقه کوهستانی تیان شان ترکستان شرقی هم وشهرهای ارومچی  وهامی  وماناس وقوقکی  وگولجه   قوهای  وهامی  وانخی را دارند که اخیرآ چینی هاو نامهای چینی به انها گذاشته اند

وبعلاوه  ماکوپولو ودر ص 64 و65 سفر نامه اش  وبعد از اشاره به شهر ترک نشین لوپ اویغورها  که درابتدای صحرای "تکله ماکان" ترکستان شرقی  است و می نویسد که مسافران وبرای عبور از این "صحرای تکله ماکان" که طوفان های شدید شن داشت  ویا زوزه های بادشدید  داشت ویا امکان ناپدید شدن زیاد  داشت ویا "چاههای آب تلخ داشت " ودر "شهر لوپ "آنان می بایست که یک هفته استراحت می کردند وتا سپس وبرای عبور از کویر مزبور آماده بشوند وسپس بعد از گذشت 30روز وعبور از کویرآنان و به شهر " ساچو " چینی نشین واز ایالت تانگوت چین می رسیدند  واحتمالا از این نقطه به بعد است که شهر های استانهای "ماچین" شروع می شود ویاایالت  " ختن ترک نشین "تمام شده وماچین آغاز می گردد ویا در تمام در منابع تاریخی وآنرا "ایالت ختن" ویا به تعبیر چینی ها"وایالت  هوتین" می نامیدند که از اسم "شهر ختن" وجنب کاشغر گرفته بودند   وشهرهای بعد از صحرای تکله ماکان شهرهای تنها  "نژاد چینی ها  "بودند واز "ایالت تانگوت چین"  "آغاز می شد ولی باز وبه نقل ص  65 سفر نامه مارکو پلو وتازه در شهر "ساچو" نیز وعلاوه از بت پرستان ویا بودایی چینی وتعدادی مسلمان ومسیحی نستوری هم وجود داشتند  وبدلیل وجود این شهرهای متعددو بعد از کوههاهای بلند تیان شان  وقراقروم  وکوه پامیر که بام دنیا نامیده می شده وشهر زیبای ترک نشین "کاشغر" قرار گرفته بود  که چینی ها وبافت قومی آنرا عوض می کنند ویا در دامنه جلگه ای این کوههای بلند آسیایی  قرار گرفته است  وبه جاده های تجاری چهار  کشورقیر قیزستان ویا تاجیکستان و وافغانستان وپاکستان وصل می شود ویا در آن سوی این چهار رشته کوه بلندهمسایه "کاشغرترک نشین قرار گرفته اند   وکاشغر را ودر مرکز ارتباطات تجاری 85 ملت آسیایی  قرار می دهد ویا رودخانه پرآب  تاریم ودر کناره "شهر کاشغر وچند شهر دیگرش ودر کناره های  آن رود خانه قرار گرفته اند  وباغات انگور وپنبه وکنف آنها را آبیار ی می کند  ویا با صحرای وسیع سی روزه مسافتش که در شرق کاشغر می باشد   و امروزه یکی از استانهای ضمیمه شده به چین را تشکیل می دهد ویا بعد از "انقلاب مائویستی "تغییر عنوان داده  که نام ترکستان شرقی  ویا ختن ( وبه لفظ چینی هوتین) برداشتند آنراودر فرهنگ جغرافیایی دانشگاههای کنونی چینی عوض کرده اند  وبعمد "استان سین کیانک چین گذاشته اند  " وتاجزو خاک چین قلمداد بشودوبعلاوه سکنه قبلی اش را  هم وبا "قوم کشی"ها  حذف بکنند  ودر حالیکه اسناد تاریخی نشان می دهد که از دوره پیدایش کنفوسیوس که با تعالیمش  ویا با متحد کردن وهفت وهشت قوم متفرقه نژاد چینیهابوجود آمد   وِا پایه کشور چین را در آسیا گذاشتند  که قبلا اراضی خاکی کوچکی داشت  ویاتنها  در "اطراف رود یانگ تسه "زمین داشتند واز همان زمان " ودر منابع تاریخی  این منطقه ترکستان جزومنطقه  چین نبوده وآ ن  را "قوم ترکستان شرقی " می نامیدند وقومی با نژادترک  ویا زبان ومذهب  وجغرافیا ی مستقل ویا دولت مستقل می دانستند   که دولت هایی بنام "دولت گوگ ترک "داشت یا ویا "دولت آل افراسیاب" داشت ویا  " دولت ترک قراخانیان ودر دوره سامانیها  " داشت ویا " دولت قراختایان دوره سلجوقی وخوازرمشاهی " را داشتند ودر زمان حمله "جبه نویان  سردار چنگیز" به منطقه آنان وبخاطر  انتقام کشتار تاجران مغولی ودر شهر "اترار"ترکستان  که "غایر خان" حاکم اترار ویافامیل زن سلطان محمد خوازرمشاه آنرا انجام داد وباعث حمله مغولها  گردید  ویاآن نوع از غایله را آفرید که راههای تجاری اقوام گرسنه شرق آسیا را وبه غرب آسیاببندد ویا از شهر اترار نزدیک کاشغر بننددوچنگیز خان هم واقوام گرسنه اطرافش را متحد کرده که امروزه قبر چنگیزخان  ویا چند خان مغول در شهر التایی  صحرای گبی است  ویا در شمال شرق ارومچی ترک قرار دارد  ولی  چنگیزخان  و به انتقام خونخواهی تاجران مغول خود  وعلاوه از تسخیرشهر  خوارزم وشهر های ترکستان شرقی ویا شهرهای مختلف آسیا را هم گرفت وتا همه راههای تجاری این قاره بزرگ ودر اختیار قوم مغول باشدوبعلاوه باعت تغییر ژئوپلیتیک آسیاشد ویا باعث تسخیر اراضی شهر های ترکستان شرقی شد ویا حتی شهرهای چین ویا ویتنام وکره شمالی وغیره را هم فرزندان مغولش انجام دادند    که امروزه همه آنهاوجزو  ملت مستقل جهان ویا مستقل ازملت  چین شده اند وتنها اقوام بدبخت اویغورستان هستند که در 72 سال اخیرودر زیر یوغ آنان می باشند  وییا جزو  مستمره چین شده اند  ویا جزوخاک چین بحساب می آیند ولی  امروزه مطبوعاتش وانگ می زنند که کشتار آنها وبدلیل گرایش تجزیه طلبانه اویغور هاست ودر حالی که در طول زمامداری 700ساله مغولها وتیموریان واوزبکها وبر خاک ترکستان بزرگ  وآنها همیشه نیمه مستقل بودند و بعلاوه  به قوم کشی اویغور ها هم نمی پرداختند  ویا نظیر دولت تازه به نان ونوا  رسیده چینی ها نبودند و فقط می خواستند که اویغور ها  ودر شهر ها ودهات ترکستان شرقی خود وبه زراعت ودامداری خود  مشغول باشند  ویا با میل ومدیریت داخل قبیله ای خود امورشان را اداره بکنند  وفقط  "تشکیل دولت سیاسی مجدد" ندهند !ویا فقط امپرا طوری قوبیلای خان ونواده چنگیزخان ویا فرزند تولی خان  ومنگواآن ویا قوبیلا خان در شهر پکن را بپذیرند وهمین امر اطاعت سکنه ترکستان واز حاکم مغولی مزبور  در شهر پکن وبهانه اخیر شدهاست  که قوبیلای "سلسله حکومت سونگ "چینی را برانداخت ودر پکن زندگی می کرد  ولی تنهادر پکن مزبور و امپراطوری مغولی خود را بر قرار ساخته بود ولی  امروزه بهانه ای شده است ک می گویند استان بزرگ سین کیانگ جزو پکن می باشد ویااز دوره حکومت قوبیلای قاآن مغول و جزو خاک چین بوده وترکهای اویغور  هم از قدیم در خاک آسیا وزمین قومی مستقل داشتند ویا نباید که بخاطر ادعای تجزیه طلبیانه چینی ها  و پاکسازی قومی بشوند!  وتا جاده های ابریشم چینی ها   و با قوم کشی اویغور ها شکل بگیرد ویا جهت رشد اقتصاد شانگهای چینو به درون تجارت ملل دیگر و باید که از دست این "قوم مزاحم آسیا"  گرفته شود   ودر حالیکه در 750 سال قبل هم ودلیل اطاعت بزرگان اویغور از قوبیلای قاآن مغول وچیز دیگری  بودونه برای الحاق به سرزمین چین   وبعلاوه عدم احیای مجدد بازماندگان شاهان قراختای ودر ترکستان شرقی هم ودلیل دیگر برای اویغورها داشت  ویابعد از حمل مغول هم وفلسفه دیگری داشت که بخاطر "اختلاف درون قومی ترک اویغور"بودویا در دوره تاریخی  مزبور بود که در منابع تاریخی به ان ختلاف نظر قومی پرداخته شده است  که به آن اشاره خواهم کرد وزیرا برخی از سران ترکان شرقی  مزبور ونظیر "کوچلک خان ترک " ومعتقد بودند که علت اشغال اراضی ماترکها و در شهر کاشغر ویا ارومچی وتورفان وغیره وتوسط چنگیز خان   ویا به وسیله مغولها  ویا توسط "جبه نویان سردار مغول  ویاتوسط  قوبیلای خان مغول که پایتختش را ودر آسیا وشهر "خان بالیغ بود وبعدا آنرا  پکن کنونی نامیدند  وبنظر کوچلک خان ترک وبدلیل اشتباه سلطان محمد خوارزمشاه مسلمان است که بخاطر تعصب مذهبی افراطی خودو تاجران مغول را ودر شهر اترار کشت ولذا چنگیز  هم وبه انتقام این عمل وی وهمه شهرها ی ماترکستان شرقی را اشغال نمود  ولذا استدلال می کرد که  ماهم ودر عوض بایدکه  در مقابلش وبرای نشان دادن بیطرفی خود ونسبت به وی ویا  حکام مغول و باید به دین سابق خود برگردیم که در اواخر دوره سامانی ها  مسلمان گشته ایم ؟  ونتیجه آن هم وامروزه اشغال سرزمین های ماها شده است  ویا توسط مغول ها   شده است وعده ای دیگر از روسای قوم اویغورهم دلیل دیگر می آوردند ویا با کوچلک خان مخالفت کرده ومی گفتند که  بهتر است که دین اسلام خود را حفظ بکنیم واز تشکیل حکومت مستقل خوداری کرده وبا مغولها بسازیم وبه شرط آنکه مغولها  هم وقول بدهندکه  در انجام امور مذهبی ما ترکان دخالت نکنند  ویا در اداره زراعی واداری شهر های ما ها دخالت نداشته باشند  وجبه نویان سردار مغول هم و از طرف خان بزرگ پذیرفت که اویغورها  آزادی مذهب داشته باشندویا در اداره امور داخلی خود ومستقل باشند ولذا برخی از شاهزادگان قدرت باخته "ترکان قراختایی کاشغر "هم وبدلیل اختلاف عقیدتی مزبورو منطقه کاشغر را ترک کرده وبا مساعدت هلاکوخان مغول وبه استان کرمان ایران آمدند  ومدتی خانواده قراختایی ها  ودر شهر کرمان حاکم شدندکه کتابهای تاریخ کرمان وبه آن اشاره دارند وچند نسل بعد که حکومت قوبیلای خان ودر چین پایان یافت  که مارکوپلو در دوره وی وبه چین سفر کرده بود  ویا چند نسل از خانواده اش نیز ودر پکن حکومت میکردندومثلا در محدوده سالهای 734 به بعد بود که بقایای حکومت ایلخانی ایران  هم خاتمه یافت  ویا با مرگ ابوسعید ایلخانی خاتمه یافت که ابن بطوطه در آن دوران  به ایران آمده بود  ودر همان ایام نیزابن بطوطه وبه چین می رود   ویا در سفرنامه اش وگزارشهایی از شهرهای چینی بدست می دهد  ولی در همان زمان سفر ابن بطوطه ویا همزمان با سقوط ایلخانی های ایران ویاحکومت نواده های قوبیلای خان مغول  در پکن نیز وهم زمان است ویا  خاک چین دچار ضعف می گردد  ولذا اقوام چینی شکست خورده سابق متحد شده وسلسله شاهی جدید ویاخاقان چینی دیگری" راتشکیل می دهند  وبقایای خانواده قوبیلای خان را هم واز حکومت چین  پایین میکشند ولی برخی از اقوام مغولی در شهرپکن مانده ویا در شهرهای شمالی پکن ماندند  ویا حتی بعداز سقوط دولت قوبیلای قاآن نیزدر نواحی شوالی خاک چین  باقی ماندند که امروزه "استان مغولستان داخلی" نامیده می شود که چینی ها امروزه دستکاری در عناوین شهرهای آن کرده اندکه معوم نشود  ولی در این ایام نیز و تیمور لنگ در سمرقند  که داماد خانواده جغتای مغول بود ودر تداوم "احیای جدیدحکومت مغولها وتاتار هاو بر خاک آسیاودر صدد برآمد   وتا علاوه از تسخیر شهرهای ایران وترکیه وسوریه وبین النهرین وهندوستان وپاکستان وماوراء النهر وقزاقستان وشهر های مسکو وقفقاز که بدست مخالفان امپراطوری صحرا گردان افتاده بود وودوباره پس گرفت ونهایتا  قصد داشت که این بار و در اواخر عمرش  هم به چین لشکربکند  وحکومت جدید شکل داده چینی ها را ودر شهر پکن ساقط بکند که کفاف عمرش اجازه آنرا نداد وزیرا  پیران قومش وبه اوتذکر دادندکه بدلیل سختی زمستان وفعلا تسخیر چین را و به سال بعد موکول بکند ولی گوش نداد ودر داخل برفهای انبوه  مسیر نظامی اش واز سختی  سرمای زمستان ،جان باخت ولذا حکومت تازه تاسیس چین و از سقوط حتمی سیاسی ،نجات یافت ولیکن در شهر های کاشغر وترکستان شرقی وباز سکنه اویغور ختن وباز از چین روی تافته وبعد ها وهمیشه تابع حاکمان ترکستان بزرگ  آسیای مرکزی شدند همچنان تیمور ونواده های  حکومتی تیمورنیزو همین معامله راوبا حاکمان اویغور کاشغر کردند  که وابستگی ترکستان شرقی به چین را قطع کردند وبه حکومت سمرقند خود در ترکستان بزرگ وصل کردند وصفحات مختلف کتاب ظفرنامه یزدی ویا اسنادروضه الصفا ویاسایر کتب عهد تیموری  هم به آن موضوع  اشاره دارند ولذا با ظهور تیمور واویغورها از تحت کنترل شهر پکن خارج شده وخود را ودر زیر نظرشاهان  شهرهای سمرقند وهرات خیوه قرار دادند  ویا چندین  قرن وبصورت بخشی از شهرهای ترکستان بزرگ محسوب می شدند ویابا پایتختی سمرقند وهرات وبخارا وخیوه د رآمد ند ودر این مورد هم اساتید کنونی دانشگاههای پکن نمی توانند که در مورد چینی بودن استان سین کیانگ وادعای اسناد تاریخی 700سا له گذشته اش را بکنند  وبعلاوه با سقوط دولت تیموریان  نیز ویا با سر کار آمدن حکومت "اقوام اوزبک "  در ترکستان بزرگ هم که شاخه ای از اقوام مغول وجته بودند وباز مردم اویغور ترکستان شرقی و اطاعت از سلسله های جدید تر چینی ها نکردند ویا  در دوره صفویه افشاریه وزندیه هم نکردند وبلکه به نقل  باتولدوغیره و در کتاب "ترکستان نامه" خود و یک نوع اتحادیه "خانات متعدد ترکستان بزرگ"را تشکیل داده بودند که گاهی از خان برزگشان ودر شهر بخارا ویا "شهر خیوه اطاعت می کردند  ویا "امدادسیاسی می طلبیدند که منابع روسی آنها را" خانات ترکستان ملوک الطوایفی"  می خواندندوتا زمان ناصرالدین شاه که بخاطر جنگ کریمه بود  که روسها ودر آسیای مرکزی قویتر شدند ویااراضی چند قوم آسیای مرکزی را تسخیر کردند ویا کمک گرفتن تزارهای روسی  واز کمپانی هند شرقی وجهت مقابله با سلطه گرایی عثمانی ها ویا با بقایای ناپلئون ودر فرانسهبود   واین بار اراضی خانات ترکستان بزرگ بدست روسها افتاد ویادر  این سوی کوههای تیان نشان و بدست ارتش تزار ها افتادواهالی شهرهای ترکستان شرقی در آن سوی کوهای تیانشان هم مدتی وبعد از حکومت ناصرالدین شاه وتا وقوع جنگ جهانی دوم ایزوله وبریده از بقیه اقوام آسیای مرکزی باقی ماندندکه روسها اراضی آن اقوام  را گرفته بودند  وتا اینک در سال 1933م وبه مدت چند ماه یک حکومت مستقل تشکیل دادند که مورد قبول انگلیسی ها نبود   وتا آنکه قبل  از  جنگ جهانی دوم که سرتاسر خاک چین بزرگ وکشورهای زرد پوست جنوب شرقی آسیا وبدست ژاپنی ها افتاده بود وچینی ها  هم وبا همه کثرت جمعیت خود وقادر به پس گرفتن خاک خود واز ژاپنی ها نبودند واز سوی دیگر ژاپنی ها هم وبا حمله به ناوگان امریکایی ها ودر شرق آسیا وبه متفین اعلان جنگ داده بودند  ولذا متفین نیز و برای دفع شرژاپنی ها وبه طرفداران مائو اسلحه دادند وآنها هم وبا اسلحه اعطایی متفقین و خاک ترکستان شرقی راوبعد از سال 1949 م اشغال کردند  ونام قدیمی آنرا وازعنوان  " ترکستان شرقی " ویا "ختن " عوض کردند که ختن شهری ترک نشین ودر کنارشهر  کاشغر بود   ولی از فقر سواد جغرافیایی ملل مختلف ویا در آموزشهای رسانه ای ومطبوعاتی معاصر  وامروزه اغلب مردم آنرا و جزو استانهای لاینفک چین می دانند  که اویغور های تجزیه طلب وقصد تجزیه خاک چین مزبور را دارند!  ولذا باید نسل کشی بشوند !ویا از سال 2015وتاکنون نیز ودر دوره ریاست جمهوری مادام العمر شده شی جین پینگ که از پوتین الهام  گرفته  است وبمدت 6 سال است که بر دامنه  اجحافات نسل کشی اویغور های ترکستان شرقی می افزایدوتا جاده ابریشم چین گسترده شده ویا به تجارت ملل دیگر جهان وصل بشود!  ویاجاده ابریشم دنیا  از دست این قوم اجنبی  خارج گشته  و به خاک چین وصل بشود و کاری که پوتین وبا اقوام بدبخت چچن ودر قفقاز کرده است  ویاآنها را آواره کشورهای دیگر نموده است   ویا "جمهوری خود مختار " کالموک " را ودر روسیه منحل کرده است  ویا به خاک سیبری تبعید کرده ویا به کشورهای دیگر فراری داده است  ویا اخیراهم با جمهوری خود مختار قره باغ همین معامله را می کند وچین نیز و با سکنه بظاهر "استان خود مختار ایغور نشین "خودمی کند که با زور تفنگ وآنرا جزو خاک چین کرده است ودر حالی محتوای کتاب شاهنامه فردوسی واز دو هزار وپانصد سال قبل  وتا کنون ، آنرا مرکز کشور مستقل " قوم توران" میداندکه با کشور مستقل ایران ودر رودخانه جیحون مرز مشترک داشتند ویا شاهان ترکستان  واز دوره قبل از کوروش را وتا دوره سامانیان" خاقان ترک "افراسیابی های  توران زمین می دانند وبعلاوه شاهان سلسله های چینی نژاد را هم منابع تاریخی و"فغفورچین"  می نامیدند  ویا شاهان ایران را هم ومنابع تاریخی و"کسری"  لقب گذاری کردهبودند  ویا امپراطوران روم راو با لقب "سـزار" وشاهان متعدد روسی را هم ّبا لقب " "تزار "  ویا لقب شاهان ترکستان شرقی هم واز دوره ماقبل کوروش وتا دوره قرون میانه اسلامی " آل افراسیاب "توران زمین ویا " "خاقان ترک "می نامیدند که اراضی ومرز های مستقل از چین ویاایران وهند داشتندکه مذهب مانی ویا زرتشتی را پذیرفته بودند وبا مذهب کنفوسیوسی نژاد چینی فرق داشت که آنرا هم نپذیرفته بودند ولذا  از قدیم وبا انها تفاوت مذهبی و یا زبانی ونژادی ویاحتی از دوره اشکانی ویا ساسانی  "تفاوت دولتی وسیاسی" داشتند ویابه "زبان اویغوری ترکی "وغیر چینی حرف می زدند که 16 حرفی می نوشتند که کتاب عجایب المقدور دوره تیموری وبه آن موضوع اشاره دارد وبا زبان "اشکال نویسی گونه" نژاد چین ها تفاوت زبانی زیادی داشتند  که بجای نوشتن الفبایی حروف و یا کلمه وتنها لفظ " گاو را و بلد بودند که به شکل تصویری بکشند   ویالفظ خورشید را ودر زبان امروزین چینی هاوبصورت تصویرخورشید وترکیب مفاهیم آن بنویسند  که زبان چینی راو به دشوار ترین زبان های  یادگیری بشر تبدیل کرده است وبعلاوه میزان کتابت ویا تحریر ویا ثبت وقایع تاریخی ویا رشد دانشگاهها وتاریخ نویسی  را ودر میان "ملت چینی ها  "وبه حد اقل رسانده است  وبعلاوه کتاب "دیوان الغات ترک " محمود کاشغری هم ودر قرون میانه اسلامی و نشان استقلال زبانی ویانژادی اویغور هاست  ویا تفکیک جغرافیایی "اقوام اویغورستان آسیای مرکزی" را نشان می دهد  که   گاهی با ایرانیان هم آشتی همسایگی کرده ویا گاهی هم جنگ می نمودندو فردوسی در دوره باستان وبه آن جغرافیای توران زمین  نشیان آسیای مرکزی اشاره دارد وبعدا تورانیان مزبورو به دوشاخه ترکستان شرقی  آن سوی کوه تیان شان ویا ترکستان غربی و کناره های رود جیحون واین سوی تیان شان تقسیم شدند

که مرکزیت ترکان شرقی ودرشهر  "کاشغر" بود وِیامرکز ترکان غربی هم در شهر" بخارا وفرغانه" بودوص 901 کتاب تاریخ سیاسی ساسانیان دکتر جود مشکورودر این باره  می نویسد: اولین امیر ترکی که ژوان ژوانها را ودر سال  میلادی 522مغلوب کرد و" تومان" نام داشت که بعدا " لقب  خاقان " گرفت که به معنی (خان خانهاست ) واین خاقان ، امپراطوری بزرگی را تشکیل دادکه از مغولستان وتا کوههای اورال بسط یافت  و"تومان" درحوالی  سال  533 میلادی در گذشت  وپسرش " کولو " بجای وی نشست  وپس از او "موهان " ویا "موکان خان" و به خاقانی ترکها رسید  ووی معاصر خسرو انوشیر وان ایرانی بود وسپس می افزاید "موکان خان" موسس  امپرا طوری " ترکان شرقی  است  وبرادر او" ایستامی " در سال 552 میلادی " وامپراطوری ترکان غربی " را تشکیل داد ونیز می افزاید شاهان ترکان شرقی " عنوان " خاقان " را داشت وَشاهان ترکان غربی را هم " یبغو" می گفتندوکتابهای "حدودالعالم" یاکتاب "اشکال العالم" جیهانی عصر سامانی نیزمی نویسد  ویا اقوام شرق کوه تیان شان ویا شرق قوم قیر قیز ها راو قوم "ترک تغز غز" نامیده است  و بعلاوه   کتاب سفرنامه ابن فضلان در قرن چهارم هجری نیز اقوام ترکان غربی را واز شاخه های ترکان کیماک حاشیه رود سیحون دانسته وتا در یاچه اورال دامداری می کردند وبخش شرقی آنرا را  "قوم ترک قنقلی "و"قوم ترک قرلق "ویا خرلق می نامد ودر دوره سامانی ها هم وآنها مسلمان شده وسلسله های" ترکان شاهان قراخانی" را تشکیل می دادند  که به نقل کتابهای بیهقی ویاگردیزی ویا کامل ابن اثیر وغیره و با سلطان محمود غزنوی ترک زبان وپسرش سلطان  مسعود غزنوی روابط  سیاسی داشتند که غزنوی ها وبر اراضی سامانی ها وبخارا وخوارزم دست انداخته بودند وبا ترکان قراخانی مزبور  رفت وآمد ومذاکره داشتندویا از شاهان قرا خانی ویا "طره خانی" ترکان کاشغر یاد می کند که نظیر "بغرا خان قراخانی" بود که در سال 344هجری  وفات یافته بود  ودر دوره وی ،جمال قرشی و" تاریخ کاشغر" را نوشته بود  ویا به نقل "کتاب کامل ابن اثیر" ودر سال 349 هجری و قوم بزرگی از ترکان مزبور وبه اندازه 200000 چادر واسلام آوردند  که قراخانی های مزبورو شاخه ای  از "تغز غزان" ترکستان شرقی بودند که کاشغر راو مرکز خود قار داده بودند وترکان کافرباقی  مانده هم ودر شهر "بلا ساقون "ترکستان شرقی مرکزیت داشتند که حدود 100000 چادر جمعیت داشتند   ویا در اسناد دیگر هم واز در گیریهای "علی تگین قراخانی "وبرادر ایلک خان وارسلان خان یاد می شود که محمود غزنوی واز در گیرهای آنان استفاده کرده واز غزنین افغانستان ووارد ماوراءالنهر می گردد  وشهر خوارزم راهم  تسخیر می کند وبعلاوه  منابع تاریخی دیگرهم و می نویسد که: پس از مرگ "طوغان خان قراخانی" ، و"قدر خان یوسف "وپسر "بغرا خان هارون "( ویا فاتح نخستین بخارا ) که از طرف طوغان خان در سمرقند حکومت می کرد واز اطاعت "ارسلان خان قراخانی" سرپیچیده وازسلطان  محمود غزنوی کمک می خواهد ویا سند دیگر تاریخی  هم ونشان می دهد که در سال 404 هجری وطوغان خان برادر "ایلک نصرقراخانی " حکومت می کرد ویا در سال 405 هجری ودر کاشغر "قدر خان یوسف قراخانی "ضرب سکه کرده بودو یا بعد از "علی تکین "قدرت به "یغان تگین" می رسد وبعدا هم این منطقه وبدست سلطان محمود غزنوی افتاده وسلسله قراخانی ها منقرض گردیدند  وزمانی که سلجوقیان غزو پسرش سلطان مسعود غزنوی را وشکست می دهد وسپس دو باره سلسله دیگری واز شاهان ترکستان شرقی پا می گیرند که بنام "خاقان های ترک قراختایی "لقب گذاری برای خود می کنند   که برخی از آنها خویشاوندان شاهان سلجوقی بودند که از سوی سلجوقیان حکومت بخاراویا فرغانه  وشهرهای دیگر این منطقه را بدست آوردند     وبعلاوه به نقل محمود کاشغری وهسته لشکر قراخانیان راو " جکیلان " می "گفتند ویا حاکم کاشغرکه در سال 380 هجری ودر دوره "قراخانی ها " طغان  تکین "می باشد  ویا در سال 417 هجری ورسولانی از سوی دو خان ترک وکافرباقی مانده ترکستان شرقی وبنامهای " قیاخان " ویا " بغرا خان " ووارد غزنه شده وبا شاه غزنوی مذاکره می کنند ویادر دوره "خاقان های قراختایی "و نظیر "قلیج تمغاج خان" وغیره یاد می شود  که در دوره وی وابوالفتوح عبدالغفار و"تاریخ کاشغر" ومرکز حکومت آنانرا می نویسد  که مدتی در آن شهر زندگی می کردوبعلاوه   کتاب تاریخ بخارای نرشخی ویا کتب عصر خوارزمشاهی هم وبه اسامی برخی از "خاقانهای قراختایی" و در دوره سلجوقی ویا دوره خوازرمشاهی اشاره دارد که با حمله چنگیز خان وحکومت خانهای قراختایی هم خاتمه می یابد  وهمچنین کتاب "عالم آرای نادری" وبه جنگ سلطان سنجر سلجوقی ونسبت به ترکان غز ترکستان شرقی ودر جنگ قطوان  فرغانه اشاره می کند که سنجر  اجحاف مالیاتی زیادی به آنها می کرد  وآنها هم و برای کم شدن  مالیات  خود ،التماس می کردند ولی سلطان سنجرآنرا  نمی پذیرفت وتا اینکه 30 هزار نفراز جوانان آنان وکفن پوشیده ودر جنگ خونین قطوان ،لشکر بزرگ سلجوقی را شکست می دهند  ویا سلطان سنجر راو مدتی گروگان گرفتند وبعلاوه کتاب "ظفر نامه یزدی "هم ودر دوره سلجوقیان و تیموریان وبه حوادث ترکان ترکستان شرقی اشاره دارند ومثلا درص 95 و96 کتابش می نویسدکه :  گور خان لقب "سلاطین قراختاست " وایشان پادشاه خود را " وگور خان ] می نامیدند ( یعنی خان خانان ) وگویند اصل ایشان واز "ختای" است  ونیز در همان صفحه می افزاید  که یکی از اعقاب سلسله "آل افراسیاب ترک " وبه شهر "ایمل "وبا 80 تن می آید ودر آنجاشهری بنا می نهد  ودر آن حدود  "اتراک واقوام" زیاد راو به دور خود جمع می کند وچنانچه چهل هزار خانوار بودند ونیز در "شهر بلا ساغون" که مغولآن آنرا " غو بالیغ " می خواندندوکافر مانده بودند  وچونکه ازقبایل  ترکان قنقلی وخرلق وبراو زیادتی می کردند  ولذا از گور خان کمک خواست واو هم وبه "بلا ساغون "آمده ونام خانی از افراسیاب برداشته واورا به "ایلک ترکان " موسوم "گردانید ونیز ظفر نامه یزدی ودر ص  171کتابش  می نویسد که :چنگیزخان  دیار اویغور وکاشغر را گرفت ونیز در ص 735و1003 کتابش می نویسد که: رابط منطقه کاشغر وختن وبا دربار تیمور لنگ ودر سمرقند وبا امیر زاده محمد سلطان تیموری بود ویا در سالهای 795 و802هجری بود ویا در ص 1276 کتابش ومی نویسد که :در سال 807 هجری و تیمور ولایت اندیجان واخسیکت وطراز وکاشغر وتا "ختن "را وبا تمام توابع وبه امیرزاده ابراهیم سلطان می دهد   وبعلاوه  در کتابهای دیگر عصر تیموری وصفویه هم  ویا در دولت افشاریه هم وبه همین ترتیب واز منطقه کاشغریاد می شود وشهر معروفی ودر کتب تاریخ نویسان می باشدکه امروزه ناشناخته باقی مانده است   و یا در همه  آنها وبعنوان یکی از ایالت های ترکستان بزر گ آسیای مرکزی (ونه چین ) یاد شده است      وتا آنکه با حمله مغولها ومنطقه قیر قیز ستان سقوط کرد  ویا ترکستان شرقی ویا ماوراء النهر وایران وِیا  چین وروسیه کنونی وبدست مغولها می افتد واستقرارقوبیلای قاآن مغول ودرپکن چین وامروزه بهانه بدست کمونیستهای چین داده است  که نخیر واز اول تاریخ بشر واین "منطقه ترکان اویغوری" و جزوخاک چین بوده ولذا "ترکان اویغور" آن وتجزیه طلب بوده ومستحق سرکوب می باشند  ودر حالیکه نواده های دیگر چنگیز هم ودر سلطانیه وتبریز حکومت ایخانی را برپا کرده بودند ولی ایرانیان نمی گویند که ایران جزو چین است  ویا باتوخان مغول هم 4 محله شهری  کرملین مسقوویا مسکو راساخته بود  که واژه مغولی می باشد  وآنرا مرکز حکومت "اردوی زرین مغولها" قرار داده بود واصولا در آن موقع اقوام روس پایتخت نداشتند وپسر دیگر چنگیز خان  هم ودر ناحیه دیگر آسیاو " قرار گاه نظامی "اردوی سفید" مغولها را برقرار ساخته بودند

 وآری امروزه اقوام بدبخت اویغور آسیای مرکزی وبا این همه از اسناد تاریخی در مورد جغرافیای مستقل خودشان  ویادر مورد  حکومت مستقل آنان که  وجود دارد ولی مورد تاخت وتاز ارتش ایدئولوژیک ارتش چین قرار می گیرد که حتی در دوره ماکوپلو هم وی به "حکومت مستقل آنان" ودر ترکستان بزرگ اشاره می کند  ولی امروزه طوری جنایت می کنند که  صدای حقوق بشر راهم در آورده است وبا آنکه  مثلا   مارکو پلوودرص 60 و61کتاب  سفر نامه اش می نویسد که : کاشغر که دارای باغهای دلپذیروتاکستانهای زیبا  وزمین های زراعی است و پنبه وکنف وکتان در آن می کارند واضافه می کند که دژ ها وشهر های معتبر ایالت کاشغربوده و مسلمان هستند وزمانی جزو " حکومت های مستقل "بشمار می رفتند واما حالا زیر نظر خان بزرگ  هستند (و منظورش قوبیلای خان مغول می باشد  )وبعلاوه امروزه هم ودر قرن بیست ویک وطوری در مورد آنان جنایت می شودکه  نشریه اکونومیست وطرح روی جلد خود را وبه سرمقاله ای ودر موردآزار واذیت  دهها میلیون اعضای اقلیت ترکهای داخل چین ویا خارج چین اختصاص داده است  ودر سرمقاله مزبور می نویسد که به عنوان مقاله " جنایت علیه مسلمان چین "می باشد   وترجمه آن مقاله و در مورخ 27/7/1399 ودر نشریه دنیای اقتصاد ایران هم ترجمه شده است  واز این آزار واذیت آنان یاد می کند ومی نویسد که :

حتی آن دسته ای هم خارج از شبکه های  عظیم کمپهای "بازآموزی" رسمی چین هستند ویا  در منطقه غربی استان سین کیانگ هستند ونیز باید در این جلسات "آموزش اجباری" شرکت بکنند ویاخانواده هایشان و باید که خانواده های دیگر را تحت نظر قرار بدهند وهرگونه رفتار مشکوکی را گزارش بکنند  ونیز این نشریه می افزاید که صدها هزار نفر از کودکان اویغور وممکن است که از والدین خود که یک ویا هر دوی آنها در بازداشت به سر می برند وجدا شده باشند ویا قوانین داشتن فرزندان فراوان وبوسیله آنان وبه سختی در مورد زنان اویغور اجرا می شود وتا جایی که برخی از آنها را عقیم کرده اند ویا در دو حوزه قلمرو چین وبین سالهای 2015 وتا 2018 ونرخ تولید مثل اویغور هاو بیش از 60 درصد کاهش یافته است واویغور نشین های خارج نشین نیز واز تماس با داخل واهمه دارند ودر مقاله سوم و بعدی ام وبه ابعاد این نسل کشی وفلسفه پشت پرده حزبی آن اشاره خواهم کرد که خاقانهای جدید چینی وچرا با آنان دشمنی عمیق می کنند ؟